اطلس > جریان ها > اخوان المسلمین سوریه

اخوان المسلمین سوریه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۸ تعداد بازدید: 444

اخوان‌المسلمين سوريه در سال ۱۹۳۵ میلادی در شهر حلب و با الگوبرداري از اخوان‌المسلمين مصر شکل گرفت. هدف از تأسيس این جریان در سوریه مقابله با اشغال اين کشور از سوي فرانسه، سامان دادن اوضاع نابسامان اقتصادي و...



نويسنده : محمدجواد نیکدل

تاریخ پیدایش

دکتر مصطفي السّباعي، جنبش اخوان‌المسلمين سوريه[1] را در سال ۱۹۳۵ میلادی در شهر حلب و با الگوبرداري از اخوان‌المسلمين مصر پايه‌گذاري کرد.[2] هدف وي از تأسيس اخوان سوريه، مقابله با اشغال اين کشور از سوي فرانسه، سامان دادن اوضاع نابسامان اقتصادي و از ميان برداشتن فاصله‌هاي موجود بين جهان عرب از راه احياي اسلام بود، اما پس از استقلال سوريه و قدرت گرفتن رژيم سکولار بعث، او هدف خود را مبارزه با اين رژيم قرار داد. بعدها حوزة فعاليت‌هاي اخوان گسترش يافت و اين امر از سويي، به منظور همکاري اين جنبش در بازپس‌گيري فلسطين اشغالي با دنياي عرب بود و از سوي ديگر، معلول کوچ برخي رهبران و اعضاي اخوان‌المسلمين مصر به سوريه، پس از انحلال اخوان مصر در سال 1954 م در اين کشور بود. بعد از اینکه دفتر اخوان‌المسلمين مصر در سال 1954 منحل و اموال آن مصادره شد، دفتر جمعيت اخوان، مرکز خود را از قاهره به دمشق يعني به جايي که مصطفي السباعي اخوان‌المسلمين سوريه را تشکيل داده بود، منتقل کرد.[3] از اين پس مصطفي السباعي با همکاري اخوان‌المسلمين مصر، رهبري اخوان را عهده‌دار شد. البته بايد توجه داشت که اخوان‌المسلمين سوريه از نظر ساختاري مانند اخوان مصر بود و گرچه دو گروه يکديگر را جنبش واحد می‌دانستند، اما در عمل خود مختار بودند.[4]

در دهه‎هاي چهل و پنجاه اخوان‌المسلمين سوريه نقش بسيار فعالي در سياست داخلي ايفا کرد و با حزب کمونيست و حزب بعث به رقابت پرداخت. مصطفي السباعي در اواخر سال 1949 جبهه سوسياليستي اسلامي را براي مقابله با تلاش حزب خلق که خواستار وحدت سوريه با عراق بود، تأسيس کرد. جنبش اخوان‎المسلمين هشت سال بعد با وحدت سوريه با مصر نيز در چهارچوب جمهوري عربي متحده مخالفت کرد. اين وحدت، رهبران را به اين ضرورت رساند که در سياست فعال‎تر باشند.[5]

پس از مرگ مصطفی السباعي، عصام رضا العطار در سال ۱۹۶4م رهبري اخوان سوریه را بر عهده گرفت و به اصطلاح مراقب عام[6] اين گروه شد. بارزترين ويژگي جنبش اخوان سوريه، مخالفت هميشگي با دولت اين کشور بوده است.[7]

انشعاب در اخوان‌المسلمين سوريه

برخي از اعضاي جنبش معتقد بودند که ارشاد مردم و دولت، نتيجه‌اي در پي ندارد. بنابراين راه جهاد عليه دولت را برگزيدند و به طور رسمي راه خود را از گروه میانه‌روی اخوان‌المسلمين سوريه جدا کردند. اين انشعاب پس از مرگ  سباعي و در زمان رهبري عصام العطار صورت گرفت. عطار به دليل مخالفت با جهاد و اقدام مسلحانه عليه رژيم از ساير رهبران جدا شد. عطار به عنوان فردی که به شدت به اصلاح معتقد بود، نمی‌توانست خشونت انقلابی را بپذيرد.[8] از اين روي وي از محل تبعيد خود در آلمان از حافظ اسد به دليل ميانه‌روي ايدئولوژي حمايت کرد و اين موجب انشعاب در اخوان سوريه شد. امين ياغان (يکن يا ياکان) که از انديشه‌هاي مروان حديد[9] پيروي مي‌کرد، با اين تصميم به مقابله پرداخت؛ زيرا وي معتقد بود که از راه‌هاي نظامي بايد به مقابله با دولت پرداخت. گروهي از اهالي شمال سوريه، از ياغان حمايت کردند و مخالف سياست‌هاي عطار شدند. اين گروه موسوم به گروه شمالي اخوان‌اند. در مقابل گروهي به طرف‌داري از عطار پرداختند و به گروه ميانه‌روي دمشق موسوم شدند.[10]

گروه شمال در اوايل دهة هفتاد اقدامات خرابکارانه و تروريستي خود را شدت بخشيد؛ به‌طوري‌که اين اقدامات در بهار 1979 به آستانه جنگ داخلي در شهرهاي شمالي و مرکزي رسيد. پس از فروکش کردن شورش، رهبران گروه‎هاي مختلف اخوان‎المسلمين، جبهه اسلامي يا ملي را در سوريه[11] به وجود آوردند. در سال 1980 اين جبهه شيخ محمد ابونصر البيانوني (البينوني)[12] را به دبيرکلی انتخاب کرد. او پس از گذشت يک ماه، طي بيانيه‎اي[13]خواستار ساقط کردن نظام سوريه و تبديل آن به نظامي دموکراتيک و آزادي‎بخش مبتني بر مباني اسلام شد. در بين سال‎هاي 1981 و 1982 فعاليت نيروهاي امنيتي بر ضد جبهه اسلامي در شهرها و روستاهاي شمال و مرکز سوريه ادامه يافت. سال 1982، زماني که دامنه شورش گسترده‎تر شد و به شهر حمات رسيد، نيروهاي افراطي جبهه وارد نبرد شدند و به مدت سه هفته در مقابل ارتش سوريه مقاومت کردند، اما نتوانستند در مقابل حملات توپخانه‌اي و هوايي ارتش مقاومت کنند و در نتيجه شهر سقوط کرد. علي‌رغم شدت مبارزه و درخواست‌هاي رهبران جبهه اسلامي قيام حمات باعث درگرفتن يک قيام عمومي سراسري در سوريه نشد.[14] پس از فروکش کردن شورش، رهبر در تبعيد جبهه اسلامي؛ (يعني عصام العطار) به مخالفان ليبرال و سوسياليست پيوست تا ائتلافي ملي را براي آزادي سوريه تشکيل دهند. عدنان عقله مسئول، پيشگامان مبارزه که برای تداوم جهاد بر ضد نظام قسم خورده بود، از اين اقدام انتقاد کرد. در پاسخ به اين انتقاد رهبران جبهه اسلامي او را کنار گذاشتند و سعيد حوي را به فرماندهی تشکيلات نظامي تعيين کردند. در سال 1985 عدنان عقله پس از اعلام عفو عمومي که به هرگونه فعاليت سياسي مهمي از سوي جنبش اخوان‎المسلمين سوريه پايان داد، تسليم مقامات حکومتي شد.[15] از این به بعد رهبري اخوان شمال را امين ياغان، عدنان سعيد، شيخ عبدالفتاح ابوغده، سعيد حوی و عدنان سعدالدين بر عهده داشتند.[16]

پراکندگي جغرافيايي

اخوان‌المسلمين سوريه در شهر حلب، حمص و دمشق حضور دارند و مهم‌ترين مرکز آنان، شهر حلب است. کمتر از سی درصد جمعيت سوريه را اقليت‌هاي مختلف مسيحي، علوي، شيعي و دروزي تشکيل مي‌دهند و بیش از هفتاد  درصد مردم اين کشور از اهل‌سنّت هستند و از اين ميان اخواني‌ها، شايد بيشتر از ده درصد از جمعيت اهل‌سنّت را تشکيل نمی‌دهند. به تعبير ديگر، شايد جمعيت اخواني‌ها چيزي حدود چهار تا هشت درصد کل جمعيت سوريه باشند.[17]

بزرگان و رهبران اخوان‌المسلمین در سوریه

مراقبين عام اخوان سوريه در طول پنجاه سال گذشته به ترتيب ذيل مي باشند:

1. مصطفي السباعي (1945ـ 1964م) اولين مراقب عام اخوان‌المسلمين سوريه و لبنان.

2. عصّام رضا العطار (1964ـ 1973)؛

3. عبقدالفتاح أبوغده (1973 ـ 1975)؛

4. عدقنان سعدالدين (1975 ـ 1981)؛

5. حسن هويدي (1981 ـ 1985)؛

6. منير الغضبان (1985) به مدت سه ماه؛

7. محمد ديب الجاجي (1985) به مدت شش ماه؛

8. عبدالفتاح ابوغده (1986 ـ 1991) براي بار دوم؛

9. حسن هويدي (1991 ـ 1996) براي بار دوم؛

10. علي صدرالدين البيانوني (1996 ـ 2010)؛

11. محمد رياض شقفه (آگوست 2010).

عقايد فعلي جنبش اخوان

اخوان سوريه تحت تأثير انديشه حسن البناء، حکومت را رکني از ارکان اسلام مي‌داند. حسن البناء مي‌گفت: پيامبر6 حکومت را ستوني از ستون‌هاي اسلام معرفي کرده است. از اين رو موضوع حکومت در بخش عقايد و اصول عقايد و نه در فقهيات و فروع قرار دارد.[18]

هدف نهايي اخوان‌المسلمين مصر برپايي نظام اسلامي است تا در محيط اسلامي خالص، فرهنگ اسلام به‌‌تمام معنا حاکم شود، نه اينکه دولتي به وجود آيد که فقط نام اسلام را بر خود بگذارد. به‌زعم اين گروه، منشأ قدرت در حکومت اسلامي مردم هستند و حاکم، اين قدرت را از مردم مي‌گيرد و علاوه بر اين، اصل شورا نظارت مردم بر قانون را تأمين مي‌کند.[19] با وجود تأکيد اخوان مصر بر تشکيل چنين حکومتي، اين انديشه در اخوان سوريه بسيار ضعيف است. به‌همين دليل، اخوان سوريه تا سال 1980 به دنبال تشکيل حکومت نبود، اما از سال 1980 که اخوان شکست خورد و پس از تشکيل «جبهه اسلامي سوريه»، اين جنبش به تشکيل حکومت تمايل پيدا کرد و در همين جهت، در سال 1982 به طور گسترده دست به شورش زد و شهر حمات را به کنترل خود درآورد.[20]

اخوان سوريه در اصول و ارزش‌ها و محتواي اسلامي معتقد است که اسلام با جوهرة توحيدي و ارزش‌هاي عالي همراه با تسامح و تساهل، بهترين اصل براي جامعه سوريه تلقي مي‌شود. اين گروه همچنين طرح خود را براي آينده سوريه بر اساس قرآن کريم، سنت و اهداف شريعت مي‌داند. برخي اصول و محورهاي اسلامي مهم مورد تأکيد اخواني‌ها عبارت‌اند از: اسلامي کردن نظام قضايي، حفظ حقوق زنان مطابق موازين شرعي، احياي سنت وقف، ايجاد نهادهاي حمايتي مانند نهاد زکات، حرکت به سمت اقتصاد اسلامي از جمله ايجاد بانک و نهادهاي سرمايه‌گذاري اسلامي، ايجاد روحيه جهاد و احياي ارزش‌هاي اسلامي و مبارزه با فساد.[21]

درخصوص تحزب هم بايد گفت جماعت اخوان مصر نمونه‌اي کامل از حزبي انحصارطلب است که براي لغو احزاب و انحلال آنها و يکپارچه کردنشان در حزبي واحد تلاش مي‌کرد، اما در سوريه تحول عملي جماعت از رويکرد انحصارطلب به رويکرد تکثرگرا در تشکيل «جبهه سوسياليسم اسلامي» نمود يافت، حتي بعدها پا را فراتر گذاشت و اين احتمال به وجود آمد که به نوعي حزب دموکراتيک اسلامي همچون احزاب دموکراتيک مسيح در اروپا و امريکاي لاتين تبديل شود. مواضع اين جبهه عبارت بود از: دفاع از نظام جمهوري در مقابل طرح سوريه بزرگ، مخالفت با طرح دفاع مشترک از خاورميانه، اتخاذ سياست بي‌طرفي مثبت، طرح اصلاحات بنيادين کشاورزي، همکاري اقتصادي و سياسي با اتحاد جماهير شوروي و طرح سوسياليسم اسلامي به جاي کمونيسم.

در مورد مشکل رابطه دين و حکومت، السباعي شخصاً ترجیح مي‌داد ماده‌اي مبني بر پذيرش دين اسلام به عنوان دين حکومت در پيش‌نويس قانون اساسي 1950 بگنجاند. وي در نهايت موضع خود را تعديل و اعلام کرد که اسلام و شريعت اسلامي منبع اصلي قانون‌گذاري هستند.[22] در نتيجه دو مکتب در اخوان سوريه شکل گرفت: يکي، مکتب سنتي ليبراليسم که با ابزار سياسي، پارلماني و تبليغات فعاليت مي‌کرد و بهترين نماينده آن السباعي بود؛ ديگري، مکتب راديکاليسم اعتراضي که به کودتا و اِعمال خشونت اعتقاد داشت.[23]

اخوان‌المسلمين سوريه بر تشکيل مجلس نمايندگان از راه انتخابات آزاد و صالح به منظور قانون‌گذاري و نظارت بر امور کشور تأکيد مي‌کند و تکثرگرايي و وجود احزاب سياسي متعدد را مي‌پذيرد.

همچنين در خصوص آزادي و حقوق سياسي ـ اجتماعي شهروندان معتقد به آزادي اجتماعات و مشارکت در آن به استثناي مواردي است که به امنیت عمومي و گسترش خشونت کمک کند. با توجه به وجود اقليت‌هايي مانند مسيحيان و علویان در جامعه سوریه و همچنين تجارب معطوف به رويکردهاي مذهبي اخوانيها در گذشته که احتمال برداشت‌هاي راديکالي از آن می‌رفت،‌ اخوان‌المسلمين سعي مي‌کند با تأکيد بر آزادي مذهبي هرگونه ديدگاه منفي در خصوص اين گروه و پيامدهاي به قدرت رسيدن آن را کاهش دهد. در واقع، اين نوع ديدگاه‌هاي اخوان‌المسلمين به‌خصوص در سوريه بيشتر به مشروعيت‌سازي براي اين گروه و کاهش نگراني‌هاي ساير گروه‌ها در خصوص پيامدهاي به قدرت رسيدن آن معطوف است. بنابراين مي‌تواند به‌عنوان ديدگاهي ابزاري مطرح شود، به‌خصوص که با مباني تفکر سياسي اسلام‌گرايانه اخوان‌المسلمين همخواني چنداني ندارد.

از مسائل و موضوعات اجتماعي ديگر، تأکيد اخوان بر آزادي تشکيل سازمان‌هاي مردم‌نهاد، سنديکاها و کميته‌هاي دفاع از حقوق بشر، تضمين حقوق زنان براي مشارکت سياسي و به‌دست آوردن مناصب دولتي و محدود کردن حوزه فعاليت دستگاه‌هاي دولتي به حفظ امنيت داخلي و کيان دولت و ممنوعيت آنان در سرکوب جريان‌هاي سياسي است. اخوان علاوه بر تأکيد بر ساير حقوق اجتماعي شهروندان مانند حمايت‌هاي بهداشتي و درماني و آموزشي، به مسائل و حقوق اقتصادي افراد جامعه نيز توجهي خاص دارد و به‌‌خصوص بر ايجاد اشتغال و معيشت تأکيد مي‌کند.[24]

ديدگاه اخوان در مورد تفکيک و استقلال قوا کاملاً مثبت است و آن را از جمله اصول سياسي مهم خود مي‌داند، به‌ويژه در مورد استقلال قوه قضائيه و تأثير نپذيرفتن از قوه مجريه و حکومت؛ زيرا استقلال قوا را از ويژگي اصلي حکومت‌هاي دموکراتيک مي‌دانند که با هدف جلوگيري از تسلط مجريان سياسي بر همه شئون کشور انجام مي‌گيرد؛ اما اخوان هدف اصلي از تأکيد بر اين مسئله را عمدتاً جلوگيري از تحت تأثير قرار گرفتن امور قضايي از سياست‌ها و خواسته‌هاي حکومتي مي‌داند.[25]

نکته مهم اين است که اخواني‌ها پس از تأکيد بر استقلال قواي سه‌گانه، آن را تنها به قوه قضاييه محدود مي‌کنند و از چگونگي اِعمال چهارچوب‌هاي اسلامي در قواي اجرايي و تقنيني سخن نمي‌گويند؛ درحالي‌که قواي سه‌گانه در نظام‌هاي سياسي مختلف ضمن تفاوت در روابط و چگونگي استقلال، ناگزيرند نوعي تعامل باهم داشته باشند و اين مسئله ممکن است نظام و قوه قضاييه اسلامي را دچار ناهمخواني و ناهماهنگي کند.

اقتصاد اسلامي از مهم‌ترين عقايد جنبش اخوان است. برخي از باورهاي آنان در اين زمينه عبارت‌اند از: ايجاد اشتغال براي همه مردم، بهره‌‌برداري از منابع ثروت طبيعي، تحريم منابع حرام درآمد، کم کردن فاصله‌هاي طبقاتي، کوشش براي تأمين آسايش همگاني، تأييد مالکيت خصوصي تا آنجا که به مصالح عمومي لطمه نزند، تنظيم سيستم معاملات پولي و مالي و ... .[26]

ريشه‌هاي فکري و اعتقادي

ريشة ديدگاه‌هاي اخوان‌المسلمين به قرار ذيل است:

1. تأکيد و دعوت آنان به ضرورت دليل‌يابي و اهميت بازگشت به دو منبع اصلي (قرآن کريم و سنت)، و تأکید بر توحيد کامل و پرهيز از هر نوع شرک، بر اساس دعوت سلف است.[27]

2. دعوت اينان متأثر از دعوت‌هاي محمد بن‌عبدالوهاب، سنوسي و رشيدرضاست و بيشتر اين دعوت‌ها در حقيقت گسترش مکتب ابن‌تيميه (متوفاي 728ق/ 1328م) مي‌باشد که اين نيز برگرفته از مکتب احمد بن‌حنبل است.[28]

3. گرايش اخوان‌المسلمين به تهذيب و تربيت نفس و رسيدن به مدارج بالاي کمال، متأثر از صوفيه است و معتقدند اين صوفيه از هر نوع بدعت، کج‌روي، ذلت و امور سلبي دور و داراي عقيده‌اي سالم است.[29]

4. حسن البناء مفاهيم گذشته را به‌علاوة اموري از قبـيل ايستادگي در مقـابل افکار مهاجم را که در همه‌جا، به‌ويژه در مصر گسترش يافته، در دعوت خود نيز گنجانده است.[30]

یگانه اصل اساسی اخوان‌المسلمين سوريه به عنوان اپوزيسيون حکومت سوريه، همين مخالفت و ضديت با حکومت است و ساير نظام‌هاي عقيدتي و کاربردي آن بر اين مبنا تغيير يافته است؛ درنتيجه ميان شاخه اخوان سوريه با ساير شاخه‌هاي اخوان، قرابت‌هايي ديده نمي‌شود. اين ضديت تا آنجا عمق يافته که اساساً رويکرد ضد اسرائيلي خاصي در اين گروه بر خلاف تقريباً همة شاخه‌هاي اخوان، وجود ندارد، تا آنجا که اخوان‌المسلمين اردن که يکي از ضد اسرائيلي‌ترين و جهادي‌ترين شاخه‌هاي اخوان است، اخوان سوريه را تحت حمايت اسرائيل مي‌داند و مي‌گويد اسرائيل براي کم‌رنگ کردن حرکت ضد اسرائيلي، آنها را تقويت مي‌کند. اين در حالي است که گروه‌هاي ديگري چون اخوان اردن و مصر نيز علي‌رغم مبارزه جدي با حکومت‌هاي ديکتاتوري غرب‌زده‌شان، مواضع شديداً ضد اسرائيلي دارند.[31]

چرخش اخوان از اصول کلي اعتقادات

آقاي شوقي حداد، يکي از نويسندگان و علماي سوري، در خصوص چرخش اخوان از اصول کلي اعتقادات اوليه خود، در مصاحبه‌اي که در دانشگاه اديان و مذاهب با وي صورت گرفت، بيان کرد که حزب اخوان تحت تأثير سکورلاريسم واقع گردیده و اخوان‌المسلمين فعلي در سوريه دچار انحراف شده است؛ زيرا در آغاز باورهاي اخوان به گونه‌اي بود که شهيد نواب صفوي می‌گفت هر شيعه‌اي که اخواني نباشد، جعفري نيست، اما امروزه براي اخوان هدف وسيله را توجيه مي‌کند؛ يعني براي دستيابي به اهداف خود دست به هر عمل غير‌انساني از جمله کشتار مردم بي‌گناه و ... مي‌زند. در ابتدا، حضور آنها در سوريه براي قيام عليه ظلم بود، اما اخيراً اين جنبش سخنان ديگري مطرح مي‌کند؛ مثلاً اخيراً رهبر اخوان يعني آقاي مهندس شقفه در پاسخ به پرسش بي بي سي که نظر وي را دربارة اقليت‌هاي سوريه پرسيده بود، گفت: «ما وجود اقليت‌ها را قبول داريم، اما شيعه را قبول نداريم...». اين موضع دقيقاً مخالف ديدگاه سعيد حوي، انديشمند بزرگ اخواني، است که قائل به زندگی مسالمت‌آمیز با شیعیان بود.

السباعي جنبش خود را روح و انقلاب جديدي مي‌دانست که هدفش استقرار يک نظام اسلامي جامع بود؛ با اين حال وي در دهه 1950 به ميزان زیادی نظريه سوسياليسم اسلامي را مطرح ساخت.[32]

ويژگي‌هاي جماعت اخوان‌المسلمين سوريه

درک درست جماعت اخوان‌المسلمين وابسته به دريافت تفاوت‌هاي آن با ساير گروه‌ها، تشکل‌ها، احزاب و جماعت‌هاي اسلامي است. اين تفاوت‌ها در ويژگي‌هاي بارز آن خود را نشان مي‌دهد. روشن است که برخي از اين ويژگي‌ها از وجوه اشتراک جماعت با برخي ديگر از گروه‌ها و جماعت‌هاي اسلامي است، ولي کليت آن ويژگي اخوان را نشان مي‌دهد. چنان که در رسالة المؤتمر الخامس آمده، امام حسن البناء ويژگي‌هاي اين جماعت را چنين توضيح داده است: 

1. اخوان‌المسلمين دعوتي است «سلفي»؛ زيرا مردم را به بازگشت به اسلام و کتاب و سنت و روش صالحان امت فرا مي‌خواند. پيداست در برخي برداشت‌هاي خود با آنچه امروزه جريان سلفيه ناميده مي‌شود، تفاوت‌هايي دارد که نبايد مغفول بماند.

2. اخوان‌المسلمين دعوتي است «سنّي»؛ زيرا خود را ملزم به سنّت پيامبر6 در همة ابعاد به خصوص در عبادت و عقيده مي‌داند.

3. اخوان‌المسلمين دعوتي است «صوفيانه»؛ زيرا اساس خوبي‌ها را در وارستگي و طهارت نفس و پاکي دل و شرح صدر مي‌داند و بر پايداري بر عمل تأکيد دارد و معتقد است نبايد به خلق طمع داشت، بلکه بايد همه چيز براي خدا باشد؛ ولي ناگفته پيداست و تاريخ هشتاد سالة اخوان نيز گواه بر اين است که نگاه اخوان به «تصوف» با شيوة خانقاهي و سنتي آن فرق دارد و آن بخش از تصوف را که با سنت پيامبر6 تعارضي ندارد و پيراسته از بدعت‌هاست، مي‌پذيرد و به کار مي‌بندد که در قرآن کريم و سنت به تزکيه و احسان معروف است.

4. اخوان‌المسلمين جرياني است «سياسي»؛ زيرا خواهان اصلاح حکومت و تعديل نگرش به مسائل مربوط به امت و حفظ عزت و کرامت مردم و ارتباط بين‌المللي است.

5. اخوان‌المسلمين جرياني است «ورزشي»؛ زيرا به سلامت عمومي توجه دارد و بر اين است که «مؤمنِ قوي، بهتر از مؤمن ضعيف است» و خود را ملزم به فرمودة پيامبر6 مي‌داند: «جسم شما بر شما حقي دارد» و مي‌داند که مسئوليت‌ها و تکاليف انجام نمي‌شود، مگر با داشتن جسمي سالم و قوي و سرشار از ايمان و ذهني روشن و فهمي صحيح.

6. اخوان‌المسلمين پيوند دهندة علم و فرهنگ و روش فکري است؛ زيرا آموختن علم را فريضه‌اي اسلامي مي‌داند، تا جايي که اگر علم در چين باشد، بايد در پي آن رفت و دولت اسلامي موظف به رشد دادن ايمان و علم در جامعه است.

7. اخوان‌المسلمين شرکتي است «اقتصادي»؛ زيرا نظرشان اين است که اسلام به مديريت مال و کار و کسب عنايت خاصي دارد و پيامبر6 فرموده است: «چه نيک است مال پاک براي شخص پاک» و هم فرموده است: «هر کس شب از دسترنج خود بهره گيرد، گناهان او بخشيده است».

8. اخوان‌المسلمين نهادي است «اجتماعي»؛ زيرا براي پيشگيري و درمان و علاج دردهاي اجتماعي تلاش مي‌کند و برنامه دارد.

9. اخوان‌المسلمين نهادي است «برنامه‌ريز»؛ زيرا موارد ذيل را توصيه مي‌کند:

یک. دوري از اختلاف و فتنه انگيزي؛

دو. پرهيز از هيمنة اعيان و اشراف و سياستمداران بر جماعت؛

سه. پرهيز از هيمنة احزاب و گروه‌هاي سياسي بر جماعت؛

چهار. عنايت به سازندگي و تکوين شخصيت‌ها و رعايت حرکت گام به گام و تدريجي در برنامه‌ها؛

پنج. عمل‌گرايي و دوري از تبليغات شعارگونه؛

شش. توجه شديد به اقبال جوانان و عنايت خاص به آنان؛

هفت. توجه به سرعت گسترش جماعت در روستا‌ها و شهر‌ها و داشتن برنامه[33].

عوامل گرايش اخوان سوريه به خشونت

فعاليت‌هاي اخوان در ابتدا، بر مدار راديکاليسم و انقلابي‌گري نبود و تنها در جنگ با اشغال‌گران صهيونيست در سال 1948، هزاران فرد مسلح از اخوان مصر، سوريه و اردن راهي جبهه‌هاي نبرد شدند، اما نمي‌توان الگو و برداشتي واحد دربارة فعاليت‌هاي اخوان‌المسلمين در کشورهاي مختلف ارائه داد. اخوان‌المسلمين در مصر سعي کرد بقاي خود را حفظ کند و حتي در برخي مقاطع در فعاليت‌هاي پارلماني مشارکت کرد. اخوان در اردن تا حد زيادي چهارچوب سياسي نظام پادشاهي را پذيرفت و سعي کرد در قدرت شرکت کند، اما در سوريه، اخوان‌المسلمين رويکرد تقابلي داشت و با رويکرد انقلابي و تهاجمي و حتي درگيري نظامي با دولت، براي ايجاد حکومت اسلامي تلاش کرده است.[34]

اعتدال‌گرايي و گرايش به‌سوي جامعه مدني و مشارکت سياسي مسالمت‌آميز و دوري از خشونت و رويارويي مسلحانه نيز براي نخستين بار از سوي اسلام‌گرايان مصري گرفته شد و به ساير مناطق جهان عرب گسترش يافت، اما اخوان‌المسلمين سوريه موضع راديکال‌تري داشت. اخوان‌المسلمين سوريه پيش از کودتاي 1963 حزب بعث در طول دهه‌هاي 1940 و 1950 در هيئت سياسي و پارلماني سوريه فعاليت مسالمت‌آميز داشت، اما پس از کودتاي 1963، اسلام‌گرايان سوري به تدريج به اقدامات جمعي خشونت‌بار روی آوردند. چند عامل مهم در سوق دادن اسلام‌گرايان به سمت خشونت و تبديل اقدام جمعي مسالمت آميز به خشونت‌بار تأثيرگذار بود:

1. سياست‌هاي نيمه‌لائيک رژيم سياسي جديد که مشروعيت خود را در تأکيد بر ايدئولوژي سوسياليسم عرب و تأکيد بر جدايي ميان دين و سياست جستجو مي‌کرد که براي اسلام‌گرايان قابل قبول نبود.

2. انحلال همه احزاب سياسي از سوي بعثي‌ها و پايان دادن به حيات پارلماني در کشور؛

3. مخالفت با طرح‌هاي وحدت‌گرايانه و پان‌عربيسم جمال عبدالناصر پس از 1958؛

4. گسترش سياست سرکوب و فشار عليه نيروهاي مخالف، به‌ويژه علیه اخوان‌المسلمين.

شکل اقدام جمعي اسلام‌گرايان سوري در پنج سال اوليه حکومت حافظ اسد، به دلايل زير، چندان ويژگي خشونت‌گرايانه نداشت:

أ). تداوم فقدان اقتدار سازماني و رهبري در جنبش اسلامي؛

ب). سياست‌هاي وحدت‌گرايانه حافظ اسد براي تشکيل فدراسيون جماهير عربي ميان مصر، سوريه و ليبي که در مشارکت او در حمله  به اسرائيل در اکتبر 1973 تجلي يافت؛

ج). بهبود نسبي اوضاع اقتصادي سوريه آن هم به‌دليل کمک‌هاي سخاوتمندانه کشورهاي نفت‌خيز عرب.

اما در فاصله سال‌هاي 1976 تا 1982 صحنه سياسي سوريه شاهد گسترش اقدام جمعي خشونت‌بار اسلام‌گرايانه بود که ناشي از عوامل زير بود:

1. مداخله نظامي 1975 سوريه در لبنان که به دنبال آن نيروهاي گوناگون فلسطيني و لبناني، دمشق را به اتخاذ موضع ضد فلسطيني و بي‌اعتنايي در قبال محاصره اردوگاه فلسطيني متهم کردند؛

2. اتخاذ سياست لائيک از سوي دولت بعث که در حذف اسلام به‌عنوان دين رسمي در قانون اساسي سوريه در 1976 تجلي يافت؛

3. افزايش اقتدار سازماني در رهبري اسلام‌گرايان با انتخاب عدنان سعدالدين به عنوان رهبر اخوان‌المسلمين در 1976 و تشکیل جبهه اسلامي سوريه بر اثر ائتلاف نيروهاي مخالف اسلامي و چپ و ملي در 1980؛

4. وخيم شدن اوضاع اقتصادي سوريه بر اثر گسترش هزينه‌هاي ناشي از حضور ارتش سوريه در لبنان، کاهش کمک‌هاي عربي به سوريه و به دنبال آن بسته شدن خطوط لوله نفت عراق به مديترانه در 1978 که سالانه 136 ميليون دلار به سوريه زيان وارد مي‌کرد. سطح خشونت اقدام جمعي اسلامي در سوريه از سال 1983 به بعد در طول دهه 1990 رو به کاهش گذاشته و جنبش اسلامي سوريه در مقايسه با اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980 تضعيف شده است.[35]

ديدگاه‌هاي فعلي اخوان سوريه در قبال ايران و لبنان و فلسطين

همان‌طور که بيان کرديم، ديدگاه‌هاي فعلي اخوان با گذشته بسيار تفاوت پيدا کرده است و اعتقاد به ايران و شيعه نيز از اين قاعده مستثنا نيست. رهبر امروز اخوان سوريه معتقد است که ايران و لبنان به دولت سوريه کمک مي‌کنند؛[36] بنابراين با اين دو کشور بايد مخالفت کرد. آقاي شوقي حداد در مصاحبه خود می‌گوید: اسامه حمدان[37] گفت که من حضور داشتم که یوسف قرضاوي[38] بیان کرد: کشته شدن يک‌سومِ مردم سوريه براي حاکميت يافتن دوسوم جايز است. بعد که به او اعتراض شد، در توجيه نظر خود گفت: يک‌سوم، شهيد شود تا دوسوم به حکومت برسند.

مراد قرضاوي از کشته شدن يک‌سوم، کشته شدن علويان و شيعيان سوريه بود و حاکميت دوسوم، حاکميت اهل‌سنّت بود. وي گفت: قرضاوي اگر از اين فتوا دست برنمی‌دارد، لااقل بمب‌گذاري‌ها را محکوم کند، ولي از اين کار هم خودداري کرد.

آقاي شوقي حداد در ادامه افزود: نزار نيوف، روزنامه‌نگار سوري، مي‌گفت: فردي می‌گفت در ابتدا به اپوزيسيون سوريه متمايل بودم، ولي از زماني که به چشم خود ديدم که يکي از عالمان اپوزيسيون به نام نزار نيف در سخنان خود در شهر درعا گفت: علوي‌ها کافرند و بايد کشته شوند و زن‌هاي آنها فاحشه هستند، خودم را از اينها جدا کردم. بعد از سخنان نزار نيوف مشاهده کرديم که در درعا از مردم همراه خواستند که به خانواده‌هاي ارتشي‌هاي بشار حمله کنند.

آقاي شوقي حداد معتقد است که در مورد عقايد تکفيري، ميان اخوان‌المسلمين سوريه و وهابيت تفاوتي وجود ندارد.

آقاي محمدعلي مهتدي، کارشناس خاورميانه و پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژيک خاورميانه، در مصاحبه‌اي گفته است: آقاي برهان غليون[39] در گفتگوي خود با وال استريت ژورنال گفته بود که اگر ما [در جنگ با دولت سوريه] پيروز شويم، ارتباط با ايران و حزب‌الله و حماس را قطع مي‌کنيم ... .[40]

نتیجه

به‌علت وجود برخی شرایط سیاسی و اجتماعی، اخوان‌المسلمین سوریه که کمتر از ده درصد از مردم سوریه را همراه خود دارد، به سمت خشونت روی آورده و نام آن را جهاد نامیده است. این گروه با کمک برخی از گروه‌های افراطی در سوریه به تقابل با حکومت بشار اسد و ستیز با شیعه پرداخته است؛ اگرچه از نظر فکری تفاوت چندانی با اخوان‌المسلمین مصر ندارد.

 پاورقی

[1] . Muslim brotherhood movement in Syria.

[2] . السباعی، دوست و هم‌دانشگاهی حسن البناء مؤسس اخوان المسلمین مصر بود.

[3] . http://www.asnoor.ir

[4] . http://www.asnoor.ir

[5] . بشار اسد از زمانی که بر سر کار آمد، دست به اقدامات مهمی در جهت اصلاح ساختار سیاسی امور کشور زد؛ به‌طوری‌که روزی که ایشان اداره مملکت را بر عهده گرفت، بهار سوریه نام‌گذاری شد. وی فعالیت احزاب سیاسی مختلف را آزاد اعلام کرد و نیز بر آن شد تا انتخابات سراسری برگزار شود تا مردم بتوانند در سرنوشت خود شریک شوند.

[6] . رهبر اخوان المسلمین در مصر را مرشد عام می‌نامند. از آنجا که اخوان سوریه حرمت و جایگاه ویژه‌ای برای رهبر اخوان المسلمین مصر قائل است، نام رهبر خود را مراقب عام گذاشته است و از اصطلاح مرشد عام خودداری می‌کند.

[7] . مهم‌ترین جلوه این مخالفت، درگیری نظامی شاخه طرف‌داران جهاد این جنبش در سال ۱۹۸۱م به رهبری شیخ حنیفه با نیروهای حکومتی در شهر حمات است که باعث شد دولت سوریه به سرکوبی شدید اعضای جنبش بپردازد. ر.ک: http://www.asnoor.ir.

[8] . http://inn.ir

[9] . وی از اهالی شهر حمات بود و در سال 1965 همراه سید قطب به دستور جمال عبدالناصر حاکم مصر زندانی شد. مروان حدید برای آمادگی اخوان برای مبارزه با رژیم بعثی در دهه‌ 1970 در سال 1968 به گروه فلسطینی الفتح پیوست و در آنجا آموزش دید. وی پس از بازگشت به دمشق، تلاش برای ترور چهره‌های دولتی را آغاز کرد، اما در 1976 دستگیر شد و سرانجام در زندان درگذشت.

[10] . http://www.asnoor.ir

[11] . الجبهة الاسلامیة في سوریا.

[12] . سعید حَوّی، رهبر ایدئولوژیک جنبش اسلامی سوریه بعد از البینونی، مقام دوم را در این جبهه داشت.

[13] . در 9 نوامبر 1980 جبهه اسلامی، اعلامیه‌ای را که حاوی برنامه‌‌اش بود، صادر کرد که در منشور جنبش اخوان در ژانویه 1981 منتشر گردید. اعلامیه جبهه اسلامی همانند منشور آن نشانه نفوذ بی‌چون و چرای ایدئولوژیک حسن‌البناء، رشید رضا، مصطفی السباعی، سید قطب و سعید حَوّی بود. ایدئولوژی‌های اسلام‌گرایانه مصری و سوری دارای اختلافاتی بوده است. وظیفه عظیم جبهه سرنگون رژیم بعثی بود و آنچه از دیدگاه جبهه «خطر» تلقی می‌شود، حزب بعث می‌باشد که جهاد و مبارزه مسلحانه علیه این حزب یکی از ضرورت‌هاست.

[14] . رهبری جنبش با درگذشت البینونی (1988) و سعید حوّی (1989) تضعیف شد.

[15] . ر.ک: http://www.asnoor.ir به نقل از: موصللی، احمد: موسوعة الحرکان الاسلامیة في الوطن العربی و ایران و ترکیا، ص 143.

[16] . http://www.asnoor.ir

[17] . http://www.mehrnameh.ir/article/3095/

[18] . خامه‌یار، عباس، ایران و اخوان المسلمین؛ عوامل همگرایی و واگرایی، ص 156.

[19] . میشل، ریچارد، تاریخ جمعیت اخوان المسلمین از آغاز تا امروز، ص 166-167.

[20] . یزدانی، عنایت‌الله و دیگران، «بازتاب انقلاب اسلامی بر جنبش اخوان المسلمین سوریه»، ص 261-263.

[21] . گروه پژوهش مؤسسه، «تحول اندیشه سیاسی اخوان المسلمین در جهان عرب»، ص 75-76.

[22] . محمد، ابراهیم و دیگران، اخوان المسلمین سوریه، ص 12-13.

[23] . همان، ص 16.

[24] . گروه پژوهش مؤسسه، پیشین، ص 79-81.

[25] . همان، ص 77.

[26] . ر.ک: ‌محمد، ابراهیم، جمعیت اخوان المسلمین مصر.

[27] . http://ahzab.blogsky.com

[28] . http://ahzab.blogsky.com

[29] . http://ahzab.blogsky.com

[30] . http://ahzab.blogsky.com

[31] . http://khdeo.blogfa.com

[32] . http://www.asnoor.ir

[33] . http://taskhiri13.blogfa.com;

به نقل از: رساله المؤتمر الخامس، به قلم امام حسن البناء: (http://www.islahweb.org/)

http://taskhiri13.blogfa.com

به نقل از: (http://www.islahweb.org/)

[34] . جمعه زاده، راحله، «بررسی مقایسه‌ای اخوان المسلمین در مصر و سوریه»، فصلنامه مطالعات راهبردی، جهان اسلام، سال سیزدهم، شماره 51، پاییز 1391؛ به نقل از:  محمد، ابراهیم و دیگران، «اخوان المسلمین سوریه»، فصلنامه راهبردی جهان اسلام، ص 12، ش 46، تابستان 1390.

[35] . احمدی، حمید، جامعه‌شناسی جنبش‌های اسلامی، ص 65-68.

[36] . arsi.iranbriefing.net/?p=17424

[37] . اسامه حمدان، یکی از رهبران سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس و عضو مکتب جنبش سیاسی و مدیر روابط خارجی این جنبش است (ر.ک: http:// wikipedia.org).

[38] . برخی معتقدند یوسف قرضاوی یکی از رهبران اخوان المسلمین است. او کسی است که فتاوایش نقش بسیار مهمی در اتفاقات اخیر سوریه بازی می‌کند. بنا بر برخی گزارش‌های رسیده، به سبب فتوای اخیر وی که هر کس دولت سوریه را کمک کند، محکوم به مرگ است، عالم فرهیخته، رمضان سعید البوطی، ترور شد. این در حالی است که یوسف قرضاوی در گذشته نه چندان دور یکی از سردمداران نهضت تقریب مذاهب به شمار می‌آمد و دیدگاه‌های تقریبی وی شهرت فراوانی یافته است.

[39] . آقای مهتدی معتقد است که برهان غلیون در رأس شورایی قرار دارد که در آن شورا اخوانی‌ها نیز حضور دارند و غلیون سخنگوی آن شوراست؛ پس دیدگاه اخوان با غلیون، در این مورد یکسان است (ر.ک:http://www.mehrnameh.ir  به نقل از مجله مهرنامه، ش 18، دی 1390).

[40] . http://www.mehrnameh.ir;

به نقل از مجله مهرنامه، ش 18، دی 1390.

منابع

  1. ۱. احمدی، حمید: جامعه شناسی جنبش های اسلامی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)، 1390.2. خامه یار، عباس: ایران واخوان المسلمین؛ عوامل همگرایی و واگرایی، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، 1390.3. گروه پژوهش مؤسسه: «تحول اندیشه سیاسی اخوان المسلمین در جهان عرب»، فصلنامه جهان اسلام، سال 12، ش46، تابستان 1390.4. محمد، ابراهیم و دیگران: اخوان المسلمین سوریه، ترجمه و آماده سازی: مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، 1383.5. محمد،ابراهیم: جمعیت اخوان المسلمین مصر، ترجمه و آماده سازی: مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، 1383.6. میشل، ریچارد: تاریخ جمعیت اخوان المسلمین از آغاز تا امروز، ترجمه: هادی خسروشاهی، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، 1387.7. یزدانی، عنایت الله و دیگران: «بازتاب انقلاب اسلامی بر جنبش اخوان المسلمین سوریه»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، سال 9، ش 28، بهار 1391.پایگاه های اینترنتی1. http://ahzab.blogsky.com2. http://arsi.iranbriefing.net3. http://asnoor.ir4. http://inn.ir5. http://islahweb.org6. http://khdeo.blogfa.com7. http://mehrnameh.ir8. http://taskhiri13.blogfa.com9. http://wikipedia.orgمنبع: ویژه نامه علمی نقش سلفیه تکفیری در گسترش جنگ مذهبی در سوریه، موسسه دار الإعلام لمدرسة اهل البیت علیهم السلام
  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ظهور و انحطاط انصار الشریعة در لیبی

شبکه حقانی (2)

طالبان پاکستان

گردان های عبدالله عزام

طالبان

سپاه صحابه(2)

جیش محمد

جنبش اسلامی ترکستان شرقی

انصار الشریعه یمن

سلفیت سنتی(وهابی) در یمن

التوحید و الجهاد فی ارض الکنانه (توحید و جهاد در مصر)

لواء التوحید

جنبش نورالدین زنکی

جنبش انصار الدین مالی

اخوان المسلمین اردن

عمليات درع الفرات

اخوان المسلمين يمن

جیش الحر السوری

حرکه احرار الشام الاسلامیه

المرابطون (مالی)

القاعده فی بلاد المغرب الاسلامی

انصار الشریعه تونس

جیش احرار الشام

جنبش حسم «حرکة سواعد مصر»

جماعت اسلامی اندونزی

الشباب المجاهدین

هیئه تحریر الشام

جماعة المسلمين في بلاد الشام

جیش محمد فی بلاد الشام

سرایا مروان حدید

جماعت انصار بیت المقدس

جنبش انصار الشریعه لیبی

کتیبه صقور العز

اجناد القوقاز

التکفیر و الهجره

جند الاقصی

حرکه الفجر الاسلامیه

حرکه شام الاسلام

جیش المهاجرین و الانصار                                          

الکتبیه الخضراء

احرار الشام

تحریر الشام

آل شیخ

القاعده عراق

دیوبندیه در پاکستان

تقابل دیوبندیه با جریان ها و مذاهب دیگر

اندیشه های طیف حیاتی جریان دیوبندیه

اندیشه های گرایش «مماتی» جریان دیوبندیه

امارت اسلامی قفقاز

دورنمائی از مکتب دیویند (2)

دورنمائی از مکتب دیویند (1)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جريان نوسلفي‌ها

داعش 2017/دگرگونی ها و تاکتیک ها

گروهک تروریستی ـ تکفیری جندالله

آشنایی با گروهک تررویستی جندالشیطان

گروه تکفیری ریاض الصالحین

حدادیه

سازمان جماعة التبلیغ

النهضه تونس؛ از «حرکت» تا «حزب»

وهابیت تکفیری (دوران تاسیس و تثبیت)

قبیله انحراف

تحریک نفاذ شریعت محمدی

سلفیه درباری

جیش محمد

حرکت النهضه تونس

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

شباب محمد (آکادمی ارتش)

گونه شناسی جریان های فکری و جنبش های اسلامگرا

احزاب سلفی در مصر

گروه طالبان

شبکه ی حقانی (1)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره سوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره دوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار(دوره اول)

جريان نوسلفي‌ها در دوران معاصر (2)

اخوان المسلمین سوریه

القاعده در تانزانیا

القاعده در کنیا

جماعت تبلیغ

سلفی گری در شبه قاره هند

جریان شناسی جماعت التبلیغ و الدعوه

دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت

جریان های تکفیری عراق

حزب التحریر ازبکستان

سلفی گری در پاکستان

جريان های سلفی در تونس

جماعت اخوان المسلمین: ریشه ها و روندها

سازمان القاعده

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

بوکوحرام

خلافت داعش، موافقان و مخالفان

لشکر طیبه

اخوان المسلمين و شيعه (بخش دوم)

اخوان المسلمين و شيعه (بخش اول)

گروههای تروریستی در آفریقا

حرکت المجاهدین

سیر شکل گیری جریان دیوبندیه در شبه قاره هند

گروههای تروریستی در آفریقا

حزب التحریر: آسیب ها وتحریف ها

آشنایی با داعش

سپاه صحابه

طالبان

لشگر جهنگوی

اخوان‌المسلمین امارات؛ پیوندی دیرهنگام

اخوان المسلمین عربستان؛ زندگی گیاهی

اخوان اصیل (حسن البناء)؛ جریانی در رؤیای اصلاح

اخوان المسلمین قطر؛ حرکتی خزنده

سروریه

حازمیه

اخوان در عربستان

البانیه

جریان جامیة یا عالمان درباری

حرکت جهیمان العتیبی

جریان اخوان‌التوحید

جریان های سلفیه