مقالات > چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۸ تعداد بازدید: 120

با ظهور اسلام، جرقه­های اولیه­ی تمدن اسلامی زده شد که با تأسیس حکومت اسلامی توسط حضرت محمد(ص) شکل رسمی به خود گرفت. این تمدن تا اواسط دوره­ی امپراطوری عثمانی، علی­رغم اختلافات و فراز و نشیب­ها روزگار درخشانی را پشت سر گذاشته بود.



اما فروپاشی این امپراطوری، آغازگر فرایندی شد که پروسه­ی تمدن اسلامی را با زوال روبرو ساخت. پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و گسترش بیداری اسلامی متعاقب آن که تا امروز نیز ادامه دارد؛ اراده­ی مسلمانان در جهت تأسیس تمدن اسلامی برانگیخته شده است. با این وجود، عوامل ساختاری و ماهیتی خاصی وجود دارد که ساخت تمدن نوین اسلامی را به تعویق انداخته است در این مقاله در پی پاسخ به این پرسش هستیم که چه عواملی موجبات واگرایی دول جهان اسلام در ساخت تمدن اسلامی شده است؟ بررسی چالش­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی در جهان اسلام در دو بخش درونی و بیرونی از نتایج این تحقیق است.

 

از ره­آوردهای مهم اسلام در حیات بشری، پایه‌گذاری تمدن باشکوهی بود که در برهه‌ای از تاریخ، بسیاری از سرزمین‌ها را زیر نفوذ داشت و از حلقه‌های درخشان تمدن بشری به شمار می‌رفت که از آن با عنوان «تمدن اسلامی» یاد می‌شود. تمدن اسلامی را می‌توان حاصل دو جنبه دانست: نخست آن­که؛ به وسیله­ی خود اسلام پدید آمد و در پرتو ابتکار مسلمانان گسترش یافت و بنابراین منشأ این جنبه از تمدن اسلامی، قرآن و سنت بود. جنبه­ی دیگر تمدن اسلامی نیز نه فقط ابداع مسلمانان، بلکه میراث به جای مانده از تمدن‌های پیشین در قلمرو اسلام بود که به دست مسلمانان، توسعه و تکامل یافت و به رنگ اسلام درآمد.

 

تمدن اسلامی مانند بسیاری از تمدن‌های دیگر، در طول حیات خویش دوره‌های افت و خیز را پشت سر گذاشته و در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، در مناطق مختلف جهان اسلام در چرخش بوده است. این تمدن، گاهی در اوج بوده و دوران‌هایی هم بر اثر عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی طبیعی، با ضعف و رکورد مواجه شده است؛ ولی هرگز به طور کامل از میان نرفته است. به طور کلی نمی‌توان برای تمدن اسلامی، دوره سکون مطلق و نابودی در نظر گرفت؛ زیرا با وجود سپری کردن دوره‌های ضعف و سستی، همواره در حرکت بوده است (زمانی محجوب، 1390: 119و120).

 

با این اوصاف، شناسایی عواملی که موجب ایجاد چالش در همگرایی مسلمانان جهت ساخت تمدن نوین اسلامی شده و ارائه راه­حلی برای برون­برفت از چالش­های موجود، اهمیت این مقاله را آشکار می­سازد. داده‌های این مقاله به ‌شیوه اسنادی(کتابخانه‌ای) و خبری گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که چه عواملی موجب واگرایی دول جهان اسلام در ساخت تمدن اسلامی شده است؟ جهت پرداختن به این مسأله، علاوه بر توضیح چالش­های چهارگانه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی به تشریح و تبیین راهکارهای به حداقل رساندن چالش­های تمدن اسلامی خواهیم پرداخت.

 

چارچوب نظری

 

نظریه همگرایی در واقع، واکنش به نارضایتی نسبت به سیستم دولت-ملت است، چرا که چنین سیستمی در درون خود، ایجاد کننده تعارضات و کشمکش­هایی می­باشد. وجه مشترک همه­ی نظریات همگرایی این است که همه­ی آنها به فرایندی فکر می­کنند که به وسیله­ی آن، وفاداری از یک مرکز به مرکز دیگر انتقال می­یابد (محمدی، 1370: 44).

 

در علوم سیاسى، همگرایی عبارت است از فرایندى که طى آن، دولت‏ها یا واحدهاى سیاسى برای دستیابى به اهداف مشترک خود، به ‌طور داوطلبانه و آگاهانه، بخشى از حاکمیت و اقتدار عالی خود را به یک مرکز فراملى واگذار مى‏کنند (کاظمی، 1370: 3). روند همگرایی با توجه به ابعاد مختلف آن، مورد توجه کشورهایی قرار گرفته است که دارای اشتراک­های سیاسی-امنیتی، اقتصادی-تجاری، فرهنگی-اجتماعی و از همه مهم­تر، دارای همگونی جغرافیایی و ژئوپلیتیکی هستند (حاج یوسفی و شهریار، 1391: 42).

 

در مقابل این نظریه، نظریه واگرایی وجود دارد که به معنای تفکیک و جدایی از همدیگر و دور شدن آنها از هدف مشترک و حرکت به سوی هدف­های خاص است (حافظ­نیا، 1385: 373). اساساً واگرایی، فرایندی است که طی آن واحدهای سیاسی و دولت­ها از یکدیگر دور شده و زمینه­ی بحران و جنگ فراهم می­گردد (قوام، 1370: 229).

 

با توجه به توضیحات مطروحه به مدل­های مختلف همگرایی شامل کارکردگرایی، نوکارکردگرایی، فدرالیسم و ارتباطات (مبادله) خواهیم پرداخت.

 

­کارکردگرایی

 

از آن­جایی که کارکردگراها عقیده دارند که سیستم کشوری نمی­تواند مسایل و مشکلات جهانی را حل کند؛  سازمان­های بین­المللی را برای حل چنین مسائل و مشکلاتی ارائه کردند (محمدی،1370: 52). در نظر آنها، فعالیت­های اجتماعی، اقتصادی، فنی جوامع انسانی به نسبت فعالیت­های سیاسی مورد توجه قرار می­گیرد و اساس توجه آنها بر این گونه از کنش­های انسانی واقع گردیده است (کولایی، 1379: 165). این رویکرد، از نوعی راهبرد تکاملی از پایین به بالا برای ایجاد پیوندهای همکاری­جویانه میان دولت­ها پشتیبانی می­کند (قوام، 1385: 84).

 

دیوید میترانی به عنوان برجسته­ترین نظریه­پرداز کارکردگرایی معتقد است که پیچیدگی فزاینده سیستم­های حکومتی، به طور اساسی وظایف فنی و غیرسیاسی دولت­ها را افزایش داده است؛ چنین وظایفی نه تنها تقاضا را برای متخصصین آموزش­دیده در سطح ملی را افزایشی داده، بلکه مسائل فنی را در سطح بین­المللی به وجود آورده که راه­حل آنها بیشتر در گرو همکاری متخصصین فنی است تا نخبگان سیاسی (محمدی، 1370: 51). وی استدلال می­کند که تلاش­های مشترک در یک حوزه فنی، زمینه را برای همکاری مشترک در زمینه­های دیگر فراهم می­کند که این روند را انشعاب می­خواند. طبق این اصل میترانی، توسعه­ی همکاری در یک حوزه فنی به ظهور رفتار مشابهی در سایر حوزه­های فنی منجر می­شود که البته رفته­رفته این نوع همکاری­ها وارد حریم سیاسی می­شود (امام­جمعه­زاده و فیروزی، 1386: 5 و 4). وی معتقد است که ایجاد چارچوب‌هایی برای همکاری بین‌المللی در قالب سازمان‌های کارکردی، نهادهای سیاسی گذشته را منسوخ یا بی‌ثمر می­سازند (دوئرتی و فالتزگراف، 1372: 666).

 

کارکردگرایان، سیستم «دولت- ملت» و تأکید بر ملی‌گرایی را علت اصلی مناقشات در سطح بین‌المللی می­دانند. از ‌این ‌‌رو، به باور آنها توسعه­ی نهادهای فراملی که محدودیت‌هایی را برای دولت‌های ملی ایجاد می‌کند، می‌تواند نقش مؤثری در برقراری صلح ایفا کند. به عقیده میترانی، اگر جامعه­ی جهانی به‌طور کارکردگرایانه و با شبکه‌ای از سازمان‌های بین‌المللی برای تأمین نیازهای مختلف خود سازمان­دهی شود، تمایل به جنگ و احتمال وقوع آن از بین می‌رود و بشر در راه صلحی دائمی قدم می‌گذارد (ولایتی و محمَدی، 1389: 157). این رویکرد، از حکومت­ها نمی­خواهد که دست از حاکمیتی بردارند که متعلق به مردم­شان است، بلکه آنها امکاناتی را فراهم می­آورند تا منافعی را که تاکنون در اختیار مردم نبوده، از آن برخوردار شوند.

 

تلاش کارکردگرایی بر این است که بیشتر بر حوزه­های وحدت میان مردم و دولت­ها تأکید داشته باشد تا موارد عدم وحدت. کارکردگرایان بر این نظرند که دولت­هایی که بیشتر در مسیر وابستگی متقابل به سر می­برند، آن­گاه برای آنها بسیار دشوار خواهد بود که خود را از چنین ترتیباتی خارج کنند. زیرا بیرون ماندن از اتحادها، رفته­رفته هزینه­های سنگینی را بر دوش آنها خواهد گذاشت. افزایش روزافزون هزینه­های بیرون ماندن از اتحادها، خود انگیزه قوی برای پیوستن به اتحادها را فراهم می­آورد (قوام، 1385: 85 و 86).

 

 نوکارکردگرایی

 

مهم‌ترین هدف تئوری نوکارکردگرایی، بررسی و آزمایش سازمان­های منطقه­ای بعد از جنگ جهانی دوم است (سیف­زاده، 1369: 192). در واقع، اساس نظریه­ی نوکارکردگرایی بر کارکردگرایی نهاده شده است (محمدی، 1370: 55)؛ زیرا هر دو نظریه بر نهادهای فراملی تاکید دارند. البته نوکارکردگرایی، یک نظریه همگرایی منطقه­ای است و بر خلاف کارکردگرایی، جهانی نیست. نوکارکردگرایی بیشتر از کاردکردگرایان اولیه به نهادسازی عنایت دارد. (قوام، 1385: 88) و معتقد به تفوق تصمیمات اقتصادی بر تصمیمات سیاسی می­باشد که سرانجام به سوی ایجاد یک مرکز فراملی پیش می‌رود و در نتیجه­ی آن، اتحاد اقتصادی و در نهایت، به یک اتحاد سیاسی منجر خواهد شد[K1] . (ولایتی و محمَدی، 1389: 157)

 

نوکارکردگرایان، فعالیت­های­ خود را بر پروسه­هایی متمرکز می­کنند که تصمیم­گیری جمعی را به دنبال خودش دارد و فرض کارکردگرایان را مبنی بر این­که انجام وظایف رفاهی، هیچ مناقشه­ای را به دنبال نخواهد داشت را رد می­کنند (محمدی،1370: 57). آنها بر اسلوب‌های چانه‌زدن میان نخبگان سیاسی و نیز استراتژی‌هایی که آنها در روند همگرایی به کار می‌گیرند و همچنین بر انگیزه‌های بازیگران سیاسی مشارکت‌کننده و بالاخره بر پیامدهای غیرقابل انتظاری که بر اثر تعقیب منافع متعارض هر یک از بازیگران حاصل می‌شود، تأکید می‌کنند (قوام، 1372: 249). از دید نوکارکردگرایان، فرآیند گسترش و پخش امکان دارد، به صورت نیمه خودکار و یا غیر خودکار عمل کند (قوام، 1385، 86). اصولاً آنها انتظار دارند که سیاست در سطح فراملی به مثابه سطح ملی باشد (همان).

 

هاس به عنوان نظریه­پرداز نوکارکردگرایی چنین فرض می­کند که همگرایی نتیجه­ی کار نخبگان مربوطه در بخش­های خصوصی و دولتی است و آنها از همگرایی به خاطر دلایل اساساً پراگماتیک تا دلایل نوع دوستانه حمایت می­کنند (محمدی،1370: 11و12). از نظر «هاس» نیز همکاری در حوزه‌ی سیاست ملایم آغاز می‌شود، اما او برخلاف «میترانی» اقتصاد و سیاست را کاملاً از هم جدا نمی­گیرد و فرض او بر این است که ابعاد مختلف حیات اقتصادی به هم وابسته‌اند. در نتیجه هر اقدامی برای همکاری در یک بخش، مستلزم همکاری در بخش‌های دیگر می‌شود و همکاری از یک بخش به بخشی دیگر سرریز می‌کند. البته عکس آن نیز صحیح است؛ یعنی بروز مشکل در یک بخش می‌تواند همکاری در بخش‌های دیگر را نیز مختل نماید (مشیرزاده، 1386: 60 و61).

 

نای بر اساس هفت ساز و کار به مفهوم­سازی و صورت­بندی نظریه نوکارکردگرایی می­پردازد که شامل تسری، افزایش مبادلات، ائتلاف و پیوندهای اداری، جامعه­پذیری نخبگان، تشکیل گروه­های منطقه­ای، جاذبه­های هویتی و ایدئولوژیکی و بالاخره باز شدن حلقه نخبگان به منظور جذب بازیگران جدید می­شود (امام جمعه­زاده و فیروزی،1386: 5). از دیدگاه وی، عمده­ترین عامل همگرایی باید مقاصد ایدئولوژیک و امکانات سیاسی باشد تا عوامل فنی. او همچنین به نقش نخبگان به دلیل این­که در تعمیق همگرایی یا واگرایی نقشی بسیار سرنوشت­ساز دارند نیز توجه نموده است (سیف­زاده، 1379: 315)

 

فدرالیسم

 

همگرایی در چارچوب فدرالیسم به این معنی است که فدراسیونی از دولت­ها که پیشتر به طور مجزا از یکدیگر قرار داشتند، اینک از طریق سهیم شدن در قدرت می­توانند در چارچوب یک جامعه یکپارچه در یکدیگر ادغام شوند (قوام، 1385: 90). فدرالیست­ها معتقدند که درباره ایجاد صلح جهانی و از بین بردن مسأله جنگ­های منطقه­ای و جهانی، دولت­ها بایستی در قالب یک واحد فوق ملی بر اساس یک قانون اساسی مدرن، همگرایی پیدا کنند (محمدی،1371: 58). در واقع، فدرالیسم به صورت خیلی جدی­تر نسبت به حوزه­های موضوعی کلیدی حاکمیت دولت و منافع ملی برخورد می­نماید که مجموعه خواست­های مزبور می­باید در یک فرآیند چانه­زنی، بحث و مذاکره، ترغیب و اقناع و در چارچوب یک قانون اساسی منطقه­ای تحقق پیدا کند (قوام،1385: 90). فدرال­گرایان به ایجاد نهادهای سیاسی مشترک برای سامان دادن به نظم مشترک در میان جوامع انسانی توجه داشته­اند و ایجاد نهادهای مشترک را موجب شکل گرفتن ادراک اجتماعی مشابه تلقی کرده­اند (کولایی،1379: 59) و نهادهای موفق در سطح ملی را به سطح فراملی انتقال می­دهند (امام جمعه­زاده و فیروزی، 1386: 4).

 

به نظر فدرالیست­ها، با ایجاد فدراسیونی از کشورها می­توان بدون پرداختن به تفاوت­های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، تمایل نخبگان سیاسی را برای قطع حاکمیت کشورها برانگیخت (کولایی،1379: 59). فدرالیسم همچنین حل مسائل رفاهی و اقتصادی را در سایه­ی توجه و اولویت دادن به اقدامات سیاسی میسر می‌داند و بر این باور است که بهترین راه برای رسیدن به یک جامعه همگرا در سطح فراملی، تنظیم و تدوین یک قانون اساسی برای آن است. این رویکرد به عنوان یک استراتژی برای ساختن جوامع فراملیتی، بلافاصله در دوران بعد از جنگ جهانی دوم به اوج خودش می­رسد (محمدی،1371: 59)  و بر این اصل که دیالکتیک «وحدت در تنوع» می­تواند برای وحدت متقابل دولت­ها مناسب باشد، استوار می­باشد (قوام، 1385: 90). از میان واحدهای فراملی که در سطح منطقه‌ای شکل گرفته‌اند، اتحادیه اروپا پیشرفته‌ترین نوع آن‌ها به شمار می‌رود.

 

ارتباطات

 

طرفداران تئوری همگرایی، جوامع سیاسی را این­گونه مطرح می کند: کشورها، گروه­های جمیتی هستند که به وسیله­ی شبکه­ها و سیستم­های ارتباطی و حمل و نقل اتحاد می­یابند و به وسیله سرزمین­های کم جمعیت و یا تقریباً خالی از هم جدا می­گردند. اجتماعات بشری، گروه­هایی از افراد هستند که به وسیله­ی ارتباطات مستمری که از طریق موضوعات مختلف پیدا می­کنند، به یکدیگر پیوسته­اند (محمدی،1371: 61).  آنها دارای عادت­های مکمل ارتباطی هستند و ارتباط متقابل و پاسخگویی برای این جوامع ضروری است که با رشد مبادلات و واکنش­ها در بین اعضای سیستم افزایش می­یابد. در جریان افزایش و پاسخگویی متقابل به تدریج شناسایی و درک متقابل افزایش پیدا می­کند و حجم بالای مبادلات منطقه­ای سبب تقویت همبستگی بازیگران می­گردد (کولایی،1379: 187و 188). به طور کلی، مرزها مناطقی هستند که در آنها تراکم و ارتباطات به شدت کاهش می­یابد و مردم همان­طوری که وابستگی متقابل به هم پیدا می­کنند، همگرا می­شوند.

 

تئوری مبادله می­گوید که چه شرایطی برای توسعه و حفظ احساس جمع­گرایی در میان جامعه و مردم یک منطقه معین لازم و ضروری است. فرضیه دویچ، به عنوان مطرح­ترین نظریه­پرداز این رویکرد بر این استوار است که هر چه میزان تبادل یا وابستگی متقابل دولتی با دولت دیگر بیشتر باشد، آن دولت یا دولت­ها بیشتر به هم نزدیک می­گردند (محمدی، 1371: 61 و 62). طرفداران این نظریه معتقدند که یک جامعه فراملی در صورتی شکل می‌گیرد که اعضای آن نسبت به یکدیگر وابستگی متقابل داشته باشند و این تنها از طریق شبکه‌ای از ارتباطات متقابل محقق می‌گردد. تأکید اصلی طرفداران این نظریه بر مبادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و آنان معتقدند که افزایش مبادلات کشورها، همبستگی آنان را گسترش می‌دهد و این امر در نهایت، منجر به همگرایی می‌شود (ولایتی و محمدی،1389: 156).

 

تمدن اسلامی

 

در مورد تاریخ تمدن اسلامی باید گفت که ظهور اسلام به عنوان نقطه آغازین تمدن اسلامی شناخته می­شود و این دین آسمانی، طی یک قرن تمدنی را بنیان نهاد که قسمت اعظمی از جهان اسلام را در برگرفت (ابراهیم حسن، 1366: 2). این تمدن با رشد سریع خود، گفتمان جدیدی را در جهان آن زمان بنیاد نهاد که از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بسیار متفاوت بود؛ به طوری که از حیث قدرت، ثروت و تفکر به جایگاهی چشمگیر دست یافت. در واقع، تمدن اسلامی شکل گرفته، دارای انسجامی درونی بود که ویژگی­های محلی و جهانی آن قابل توجه بود و حجم تولیدات علمی، فکری و فنی آن زمان را در انحصار داشت (رجایی، 1382: 99-94).

 

پس از یورش مغولان به تمدن اسلامی و تخریب شهرها و پایگاه­های مهم علمی، سیاسی و اقتصادی، تمدن اسلام بار دیگر در قرن دهم به منصه­ی ظهور آمد و در ادامه آن، امپراطوری­های صفویه و عثمانی موجب رشد و گسترش تمدن اسلامی شددند. با این حال، امپراطوری عثمانی به عنوان آخرین قدرت جهانی که نماینده جهان اسلام بود، پس از جنگ جهانی اول سقوط کرد. اما در شرایط کنونی،‌ انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و تحولات اخیر جهان عرب نیز به نوعی خواهان وحدت و آغاز کننده تمدن جدید اسلامی هستند که با مشکلات و  چالش­هایی در بازسازی قدرتمندانه­ی این تمدن روبرو هستند که به صورت موردی به آنها اشاره خواهد شد.

 

عوامل چالش­زای تمدن اسلامی

 

جهان اسلام در ساخت تمدن اسلامی با چالش­های متعددی روبرو بوده است که می­توان این عوامل را به چهار بخش سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی تقسیم نمود که در ادامه به صورت مفصل به آنها اشاره می­شود.

 

  1. سیاسی

 

عوامل چالش­برانگیز سیاسی در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی به دو دسته بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دولت­های اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

1.1. درونی

 

کشورهای جهان اسلام بنا به دلایلی مثل اختلافات ایدئولوژیکی و وجود منابع زیرزمینی به ویژه نفت، برداشت­های متفاوت امنیتی-سیاسی از یکدیگر دارند و در نتیجه به جای داشتن نظام امنیتی مشترک، از یکدیگر واهمه دارند و روابط با غرب را به جای ارتباط با یکدیگر ترجیح می­دهند (صادقی و شوشتری، 1389: 5). همچنین در بسیاری از کشورهای مسلمان (آفریقایی و آسیای غربی) بی ثباتی سیاسی، ناامنی و جنگ­های داخلی وجود دارد و در نتیجه، این کشورها بر این باورند که منافع­شان از طریق ارتقای روابط با غرب به دلیل تولیدات، تکنولوژی آموزش و امنیت موجود در غرب بهتر تامین می­گردد (لطفی و محمدزاده، 1389: 5). از سویی دیگر، عدم توجه به آموزش نیروی انسانی، نداشتن راهبردهای وحدت­گرا از قبیل پول واحد، کاهش جمعیت فعال و تکیه بر انرژی نفت ارزان­قیمت مزید بر علت شده تا نتوانند به حضور سیاسی قدرتمندانه خود در ابعاد و قلمروهای جهانی دست یابند (اسماعیلی و نورمحمد، 1389: 14).

 

در خصوص عدم عملکرد مناسب اقدامات سیاسی کشورهای مسلمان در راستای تأسیس تمدن اسلامی بایستی گفت که جهان اسلام در زمینه­ی نظام­های سیاسی، طیف مختلفی از پادشاهی مطلقه تا جمهوری را در بردارد که این نظام­های سیاسی متفاوت باعث شده تا شاهد وجود رفتارهای سیاسی متفاوتی در سطح جهان اسلام باشیم (حسینی­مقدم و صنیع اجلال، 1391: 11).

 

مشکل بزرگتر در زمینه تأسیس تمدن اسلامی نیز فقدان رهبری واحد در جهان اسلام و وجود رقابت­های درون جهان اسلام است. به این معنا که قدرت­های متعددی در جهان اسلام وجود دارد که با یکدیگر رقابت می­کنند و یکدیگر را به چالش می­کشند. به عنوان نمونه؛ می­توان به کشورهایی مانند ایران، عربستان، مصر، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، ازبکستان، اندونزی و مالزی اشاره کرد که هر کدام، خود را برتر دانسته و برای خود، حوزه های نفوذی قائل هستند که در حوزه­ی نفوذ سایر کشورها تداخل دارد. رقابت­های درون جهان اسلام پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی و فروپاشی شوروی مشهودتر شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 148و149). شرایط جدید باعث شده تا قدرت­های متعدد اسلامی ناشی از فروپاشی این دو واحد سیاسی، سربرآورند و با توجه به کوچک بودن اکثریت آنها، نسبت به وضعیت همگرایی با کشورهای قدرتمند و بزرگ اسلامی سوءظن داشته باشند و زمینه­های واگرایی در جهان اسلام و در نتیجه عدم شکل­گیری تمدن اسلامی فراهم شود.

 

1.2. بیرونی

 

علاوه بر عوامل درونی چالش­برانگیز سیاسی جهان اسلام در ایجاد تمدن اسلامی، متغیرهای بیرونی نیز نقش موثر خود را در واگرایی دول جهان اسلامی نشان داده­اند؛ به‌ طوری­ که عواملی همچون از بین بردن هر گونه پتانسیل تکوین قدرت جدید و دولت مقتدر اسلامی، ایجاد تنش و جنگ در کشورهای اسلامی به عنوان ابزاری جهت فروش تسلیحات و گسترش دستگاه­های تبلیغاتی، امنیتی و نظامی، ارسال مازاد سرمایه و کالاهای­شان جهت سلطه بر ملل مسلمان تحت پوشش اعطای وام و کمک­های فنی، سیاسی و اقتصادی، جلوگیری از هر گونه اقدام دسته­جمعی و همبستگی سیاسی علیه اسرائیل (حسینی­مقدم و صنیع اجلال، 1391: 11) دامن زدن به تعصبات مذهبی، ملی و قبیله­ای در راستای ایجاد واگرایی سیاسی و چالش در جهان اسلام توسط متغیرهای تأثیرگذار بیرونی در عدم تشکیل تمدن اسلامی موثر بوده­اند (صادقی و شوشتری، 1389: 6).

 

در مورد فروش تسلیحات باید گفت که خریدهای کلان تسلیحاتی، بزرگترین امتیازی است که کشورهای اسلامی به فروشندگان اسلحه می­دهند. این خریدهای تسلیحاتی، نفوذ قدرت های خارجی را در کشورهای اسلامی به حداکثر می­رساند، اراده این کشورها را از آنها سلب می­کند، حکومت­های کشورهای اسلامی را در برابر نیروهای خارجی آسیب­پذیر می­سازد، به رقابت تسلیحاتی میان کشورهای اسلامی دامن می­زند و در عمل، مانعی بر سر حل و فصل اختلافات سیاسی به طرق مسالمت­آمیز خواهد بود (عیوضی، 1387: 166). در واقع، عدم اعتماد و اتکای دولتمردان بعضی از کشورهای اسلامی به ملت خود و بدبینی به همسایگان مسلمان خود از سوی دیگر، باعث شده تا حاکمان سیاسی جهان اسلام برای حفظ و بقای رژیم سیاسی خود به قدرت­های فرامنطقه­ای و جهانی متوسل شوند که این پیمان­ها و اتحادها، با خود تعهدهایی به همراه دارد و همین محدودیت­ها باعث شده کشورهای مسلمان، توان تصمیم­گیری در زمینه­های سیاسی به صورت مستقل نداشته باشند؛ به طوری­که در رابطه با مسائل مختلف جهانی، کشورهای جهان اسلام خط­مشی­های سیاسی مختلفی را در پیش گرفته و بر سر مسائل سیاسی مشترک، از جمله وحدت جهان اسلام به توافق نرسند.

 

وجود پیمان­های دو و چندجانبه بین کشورهای ساحلی خلیج فارس با قدرت­های فرامنطقه­ای به ویژه ایالات متحده، مانع از وفاق کشورهای منطقه ژئوپولتیک خلیج فارس (مرکز جهان اسلام) برای ایجاد یک پیمان همکاری و یا تشکیل یک اتحادیه سیاسی-امنیتی شده است. این وابستگی منجر به زمینه­سازی جهت مداخله و توسعه­ی شکاف­ها و جدایی­ها و تجزیه جهان اسلام شده و بی ثباتی، کشمکش، رقابت و گسترش اتکای به دولت­های غیراسلامی را مسبب شده است (حافظ­نیا و زرقانی،1391: 150). بهره­برداری آمریکا، اروپا و شوروی از جنگ ایران و عراق، دامن زدن قدرت­های خارجی به اختلافات ایران و امارات متحده عربی، فشارهای سیاسی و نظامی علیه مسلمانان فلسطین از جمله­ی نتایج مداخلات نیروهای خارجی با استفاده از چالش­های سیاسی در جهان اسلام می­باشد. علاوه بر مداخلات کشورها و واحدهای سیاسی در راستای چالش­سازی درون تمدن اسلامی، سازمانی با نام ناتو نیز وجود دارد که مقابله با اسلام را اولین هدف خود قلمداد کرده و به بحران­سازی و مدیریت بحران در جهان اسلام پرداخته و هر کجا لازم بداند، از هیچ اقدامی دریغ نکرده است (عیوضی، 1387: 169) که نمونه­ی آن را می­توان در حضور فعال این سازمان در عراق، افعانستان و لیبی مشاهده نمود. به هر جهت، عامل بیرونی چه در سطح دولت- کشور (به ویژه آمریکا) و چه در سطح سازمانی (ناتو) با حضور و فشار خود توانسته است مانع از اتحاد بین دول اسلامی شود تا این دولت­ها، توانایی ایجاد بلوک قدرتمند سیاسی (تمدن اسلامی) در برابر غرب را نداشته باشند.

 

  1. اقتصادی

 

عوامل چالش­برانگیز اقتصادی در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی نیز به دو دسته بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دول اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

1.2. درونی

 

به طور کلی در درون جهان اسلام، به لحاظ اقتصادی و اجتماعی ناهمگونی زیادی دیده می­شود و اختلاف میان فقیر و غنی بین دول جهان اسلام به شدت مشهود است (صادقی و شوشتری، 1389: 5)  تا جایی که می­توان با بررسی شاخص­های اقتصادی، اختلاف فاحشی میان سطح اقتصادی در کشورهای اسلامی مشاهده نمود. به عنوان نمونه؛ تفاوت چشمگیری در سطح درآمد سرانه، درصد باسوادی، درآمدهای صادراتی و نرخ رشد جمعیت در میان کشورهای اسلامی به چشم می­خورد. بر طبق آمار سال 2005، درآمد سرانه کشورهای اسلامی از 133 دلار در گینه بیسائو تا 20758 دلار در امارات متحده عربی متغیر است؛ به بیانی دیگر، درآمد سرانه غنی­ترین کشور مسلمان بیش از 150 برابر فقیرترین کشور مسلمان می­باشد. باید یادآور شد که آزادسازی سرمایه، عملکرد بازار آزاد، تجارت آزاد، شبکه­های بازار مالی و پولی از جمله مواردی است که اعمال آنها نتیجه­ای جز فقیرتر شدن کشورهای اسلامی نداشته است (اسماعیلی و یعقوبی، 1389: 7). وجود همین اختلافات شدید در درآمد و سطح توسعه اجتماعی-اقتصادی، باعث عدم وحدت جهان اسلام و شکل­گیری تمدن اسلامی شده است. اگر چه بعضی از ملل اسلامی، از نظر منابع ملی و ثروت در حد قابل توجهی قرار دارند، اما به لحاظ مدیریت اقتصادی و توان رقابت تجاری در سطح بسیار پایینی نسبت به ملل توسعه­یافته قرار دارند. بنابراین به دلیل آن­که کشورهای اسلامی، آمادگی لازم را برای رقابت با ملل توسعه یافته ندارند، جهانی شدن اقتصاد و تجارت آزاد، این کشورها را در وضعیت دشواری قرار خواهد داد. تجارت آزاد، ایجاد کننده رقابت اقتصادی است و در این عرصه، ملل اسلامی بازماندگان مطلق این رقابت خواهند بود.

 

عامل دیگر در حوزه­ی اقتصاد، ساختار تولیدی کشورهای اسلامی است؛ به این معنا که ساختار تولیدی کشورهای اسلامی نشان می­دهد که اکثریت آنها تولید کننده کالاهای اولیه، مواد معدنی و محصولات کشاورزی هستند و به دلیل چنین ساختارهایی، مشخصه­ی تجارت کشورهای اسلامی صدور مواد خام و معدنی و ورود کالاهای ساخته شده صنعتی و مواد غذایی است. بدین ترتیب، به جای این­که تجارت آنها مکمل یکدیگر باشند، رقیب یکدیگرند؛ به گونه­ای که واگرایی در بعد اقتصادی بیش از همگرایی خود را نشان داده است. تأسف­بارتر آن­جا است که برخی سرمایه­داران کشورهای اسلامی به دلیل وجود برخی عوامل مذهبی، سیاسی، نابسامانی و بی ثباتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از کشورهای مسلمان و به طور کلی، عدم اطمینان از برگشت اصل یا سود سرمایه ترجیح می­دهند سرمایه­گذاری خود را در خارج از دنیای اسلام و بیشتر کشورهای صنعتی انجام دهند که نتیجه­ی آن وابستگی بیشتر کشورهای جهان اسلام به کشورهای خارج از جهان اسلام است. همچنین کشورهای اسلامی به دلیل عدم وجود تنوع در تولیدات در عمل به خارج از دنیای اسلام وابسته هستند (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 148-150). شرایط جغرافیای اکثر کشورهای مسلمان و دوری بعضی مناطق جهان اسلام (نظیر آسیای شرقی) روند چالش­­های اقتصادی در ساخت تمدن اسلامی را افزایش داده و باعث شده این کشورها از داشتن قدرت صادراتی مستقل محروم باشند. همچنین تحمیل سیاست­های کشورهای بزرگ در زمینه صادرات باعث شده تا فرصت­های صادراتی کشورهای مسلمان از بین برود (مومنی، 1389: 8).

 

2.2. بیرونی

 

متأسفانه به لحاظ اقتصادی، تفکر و عملکرد سرمایه­داری جهت ایجاد چالش اقتصادی در میان ملل جهان اسلام موفق بوده است. بازارهای کشورهای اسلامی در زمینه­ی تجارت و سرمایه­گذاری مستقیم و جابجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایه­داری و آزادی بازار ادغام می­شوند که به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت جهانی است. همچنین رشد سرسام­آور شرکت­های چند ملیتی در کشورهای اسلامی، جهت سیطره بر منابع این کشورها از چالش­های دیگر اقتصادی است (اسماعیلی و یعقوبی، 1389: 5 و6 ). از سویی دیگر، کشورهای بیرون از جهان اسلام به لحاظ اقتصادی در موقعیت بهتری قرار دارند و به همین سبب، توانسته­اند مازاد سرمایه و کالاهای­شان را جهت سلطه بر ملل مسلمان تحت پوشش اعطای وام و کمک­های اقتصادی خود در قالب سازمان­های بزرگ اقتصادی از قبیل صندوق بین­المللی پول، سازمان تجارت جهانی به درون جهان اسلام تزریق کنند (صادقی و شوشتری، 1389: 6) و به نوعی، مانع از شکل­گیری قدرت مستقل اقتصادی در ظهور و گسترش تمدن اسلامی شوند. مشکل ساخت تمدن اسلامی زمانی حادتر می­شود که بحران سرمایه­داری، گریبان­گیر بعضی دول جهان اسلام مانند امارات متحده عربی و مالزی می­شود و هر گونه فرصت­سازی برای ساخت تمدن را از بین می­برد.

 

  1. فرهنگی

 

عوامل چالش برانگیز فرهنگی در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی نیز به دو دسته­ی بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دول اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

3.1. درونی

 

جهان اسلام از دو جهت افراط­گرایی ملی (ناسیونالیسم) و افراط­گرایی مذهبی (رادیکالیسم) به شدت رنج می­برد. باید اذعان کرد که اختلاف و تعدد مذاهب به عنوان نخستین چالش واگرایانه در راه وحدت مسلمین و پیش مقدمه تمدن اسلامی شناخته می­شود. پیدایش جریان­های رادیکال و منحرف اسلامی، تفاوت­های دیرینه نژادی، منطقه­ای و ملی، بی ثباتی فرهنگی، نادیده انگاشتن پیشینه تاریخی کشورهای اسلامی و غلبه فرهنگ غربی بر فرهنگ اسلامی از مهمترین عوامل واگرایی فرهنگی است که در درون جهان اسلام دیده می­شود. گسیختگی، تضاد و تعارض فرهنگی نیز در جهان اسلام دیده می­شود و از این جهت، دنیای اسلام از دیدگاه فرهنگی، ایدئولوژیکی و فکری و طرز تلقی از اسلام سیاسی و غیرسیاسی هویتی کثرت­گرا دارد،‌ به گونه­ای برخی تفکرات،‌ تفکرات دیگر را تا سر حد کفر متهم می­نمایند. البته باید یادآور شد  که نبایستی آیین اسلام را با آن چیزی که می­تواند اسلام خوانده شود، یعنی ایدئولوژی­های وابسته به اسلام اشتباه گرفت. شاید گسیختگی فرهنگی را بتوان در تقسیم­بندی­های مربوط به مذاهب اسلامی در جهان اسلام مشاهده نمود؛ بدان­گونه که مذاهب اسلامی را در اصل به هشت و در فرع به هفتاد و هشت فرقه تقسیم کرده­اند؛ همچنین حدود 178 طریقت اسلامی شناسایی شده که این امر، حاکی از اوج اختلاف و فرقه­گرایی در جهان اسلام است. در این شرایط، اگر فرقه­های موجود در جهان اسلام حالت متضاد به خود بگیرند، وحدت جهان اسلام به مخاطره می­افتد. به عنوان نمونه؛ رقابت ایدئولوژیکی و تضاد بین دو کشور مهم جهان اسلام یعنی ایران و عربستان، به طور عمده ناشی از اختلاف در اصول اعتقادی و مذهبی طرفین است؛ به طوری که دشمنی وهابیون با شیعیان مانع مهمی در رسیدن دو کشور مهم جهان اسلام به توافق و همکاری در مسائل جهان اسلام شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 144).

 

مسأله دیگری که در اوایل این بخش اشاره شد، ناسیونالیسم و افراط­گرایی ملی و قومی است. از آن­جایی که اکثر کشورهای اسلامی در منطقه خاورمیانه زندگی می­کنند و در این منطقه، افراط­گرایی قومی و ملی بیشتر مشهود است، ناسیونالیسم به صورت خشونت­آمیزی دیده می­شود. در واقع، تا قبل از سال 1900 میلادی، این نوع تفکر فقط در میان عده­ی محدودی از روشنفکران خاورمیانه جریان داشت؛ ولی با شروع قرن بیستم، یک قدرت عمده سیاسی به حساب آمده و تأثیرات آن زمانی به اوج رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب و ایرانی همزمان ظهور کردند.

 

به طور کلی، جهان اسلام پهنه­ی وسیعی از ملل و فرهنگ­ها است که از تجربه­های تاریخی کاملاً متفاوتی برخوردار هستند. اختلافات اساسی در طرز تفکر بین گروه­های بزرگ قومی مانند عرب، ترک یا فارس می­تواند باعث سوءظن یا حتی اصطکاک شود. این تقسیمات از اهمیت بیشتری نسبت به ابعاد وحدت­بخش در فرهنگ اسلامی برخوردار است. چرا که بر اساس اندیشه ناسیونالیسم، ملت­ها و دولت­های آنان منافع ملی خاصی برای خود تعریف می کنند که می­تواند در تعارض با کشورهای همسایه آنها قرار گیرد (همان: 146). در واقع، وجود قوم­گرایی، موجب تنازع قومی و مذهبی در جهان اسلام شده و با ایجاد واگرایی، مانع از شکل­گیری یک هویت اسلامی شده است. همچنین مخالفت فرقه­های افراطی مذهبی در جهان اسلام با وحدت مذاهب شیعی-سنی از مهمترین عوامل واگرایی بوده است. مطالبات جدایی­خواهانه، تحت تأثیر فرقه­های مختلف نه تنها بر وحدت ملی و سرزمینی کشورهای اسلامی تأثیر سوء گذاشته، بلکه احتمال بروز جنگ­های داخلی، پاک­سازی قومی و نسل­کشی در میان کشورهای اسلامی را افزایش داده است (حسینی­مقدم و صنیع اجلال، 1391: 10 و 11).

 

مشکل بزرگ­تر در زمینه فرهنگی، ضعف نهادهای اندیشه­ساز و نخبه­پرور در جهان اسلام است. در دو قرن اخیر، نهادهای سنتی اندیشه­ساز و نخبه­پرور، به جز در موارد انگشت­شمار، محصول نظری چندانی نداشته و نهادهای جدیدی هم که در این زمینه تأسیس شده­اند، نیز به جز تقلید و دنباله­روی کاری انجام نداده­اند. ضعف نظریه­پردازی و نخبه­پروری موجب درک نادرست از مسائل اساسی و شیوه­های حل آنها در جهان اسلام خواهد شد (عیوضی، 1387: 181).

 

به طور کلی، اختلافات ناشی از شکافت فرهنگی در جهان اسلام به سه دسته کلی تقسیم می­شود: اول؛ اختلافات قومی، قبیله­ای و فرقه­ای که موجب بی ثباتی سیاسی در برخی کشورهای اسلامی شده و مانع از گسترش روابط میان  کشورهای اسلامی گشته و زمینه را برای مداخله قدرت­های خارجی فراهم ساخته است. دوم؛ اختلافات مذهبی، نژادی و زبانی  که ناشی از وجود اقلیت­های مذهبی، زبانی و نژادی در کشورهای جهان اسلام است که نمود آن را می­توان در اختلافات میان کردها و سایر اقوام در کشورهای خاورمیانه مشاهده نمود. سوم؛ اختلافات سیاسی و ایدئولوژیکی که مداخله خارجی، موجب افزایش خشونت در این کشورها شده و بی ثباتی سیاسی و ناامنی را افزایش داده و هزینه­های مالی و جانی زیادی بر این کشورها تحمیل کرده است که از جمله­ی آن می­توان هزینه­ی مبالغ زیاد برای خرید تسلیحات اشاره نمود. مجموع این اقدامات منجر به تضعیف کشورهای اسلامی شده است (همان).

 

3.2. عوامل بیرونی

 

به طور کلی، فرهنگ و هویت اسلامی ناشی از گسترش رسانه­های غربی به شدت دگرگون شده است. در واقع، غرب به همان دلیلی که خواستار عدم ایجاد قدرت اسلامی است، به تعصبات قومی، ملی و قبیله­ای دامن می­زند. نقش منفی رسانه­های غربی به عنوان عامل بیرونی در چالش­سازی فرهنگی برای دول جهان اسلام زمانی پررنگ می­شود که این رسانه­ها، تصویر نادرستی از آموزه‌های اسلامی (شناخت اسلام بر مبنای گروه­های تروریستی القاعده و داعش) ارائه و قرآن مجید را به عنوان منبع خشونت قلمداد می­نمایند. غرب همچنین با تحریک پیروان ادیان دیگر، به ویژه مسیحیان علیه مسلمانان و نفرت­آفرینی نسبت به مسلمانان و تشکیک در آسمانی بودن دین اسلام بر نقش منفی خود در چالش‌سازی فرهنگی در جهان اسلام صحه می­گذارد. از سوی دیگر، غرب با گسترش فناوری متأثر از دیدگاه ماتریالیستی و ضددینی خود، چالش­های فرهنگی متعددی را برای مسلمانان به وجود آورده است (موسوی و دیگران، 1391: 85). یکی از نمودهای این فعالیت، فرهنگ لیبرالیسم است که اینک به عنوان داعیه­دار آخرین مرحله از حیات بشر است، این فرهنگ ماهیتی دنیاگرا و آخرت­گریز دارد و فرهنگ تمدن اسلامی را که دارای رویکردی مبتنی بر آخرت­گرایی است را به چالش می‌گیرد.

 

پاک کردن هویت جوامع دیگر برای تحمیل فرهنگ کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، از چالش های فرهنگی موجود در جهان اسلام است. به گفته محمود اعوده، یکی از روشنفکران عرب، جامعه عرب (به عنوان بخش اعظم جهان اسلام) تحت تهاجم فرهنگ "همبرگر" قرار دارد. به اعتقاد وی، تحول در عادت­های غذایی با دیگر تغییرات در قشربندی اجتماعی و افزایش شکاف اجتماعی پیوند دارد (کرانی و حافظیان، 1381: 174).

 

یکی دیگر از معیارهای فرهنگی تمدن اسلامی، زبان عربی است که به نوعی زبان رسمی تمدن اسلامی می­تواند باشد که از سوی سلطه فزاینده­ی زبان انگلیسی در خطر نابودی و رنگ باختن قرار دارد.

 

  1. جغرافیایی

 

عوامل چالش­برانگیز جغرافیای در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی نیز به دو دسته بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دول اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

4.1. درونی

 

به طور کلی و در وضعیت فعلی، جهان اسلام از گسیختگی فضایی و عدم یکپارچگی سرزمینی رنج می­برد. در توضیح این وضعیت باید گفت که جهان اسلام به یازده منطقه جغرافیایی محدودتر شامل جنوب شرق آسیا، جنوب آسیا، فلات ایران، آسیای مرکزی قفقاز و ترکیه، اروپای جنوب شرقی، شمال آفریقا، شرق آفریقا، غرب آفریقا، آفریقای مرکزی و شبه جزیره عربستان تقسیم می­شود و منطقه خاورمیانه که عمدتاً به عنوان مرکز جهان اسلام از آن یاد می­شود نیز از چندین منطقه ژئوپولتیک مجزا تشکیل شده است. بنابراین پراکندگی کشورهای مسلمان در سه قاره و عدم پیوستگی و یکپارچگی، باعث ایجاد تنوع و تفاوت­های شدیدی در ویژگی­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشورهای جهان اسلام شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 144). این گسیختگی جغرافیایی، زمینه­ی بروز اختلافات ارضی و مرزی را فراهم کرده است و این مسأله، بستر مناسبی را برای دخالت­های فرامنطقه‌ای فراهم می‌آورد. علی­رغم تلاش­های صورت گرفته، بخشی از اختلافات سرزمینی و مرزی، هنوز حل نشده است. تنها در منطقه خلیج فارس و طی سه دهه گذشته، فقط بخش کوچکی از اختلافات مرزی، حل و فصل گردیده که از آن میان می­توان به اختلاف مرزی بحرین و قطر، اختلاف مرزی عراق و کویت در خشکی و بخشی از دریا، مرز دریایی و خشکی کویت و عربستان سعودی اشاره کرد. اما اختلافات ارضی و مرزی بین عربستان سعودی و امارات، امارات و عمان، عربستان و قطر و عربستان و یمن همچنان حل نشده باقی مانده است. امارات متحده عربی با اکثر همسایگان خود، دارای اختلاف ارضی و مرزی است؛ ضمن این­که امارت­های تشکیل دهنده آن نیز با همدیگر اختلافات ارضی و مرزی دارند. در شمال افریقا هم مباحث مربوط به عدم اختلافات مرزی و سرزمینی نیز همچنان باقی است (عسگری، 1387: 170).

 

با توجه به مطالب بیان شده، باید گفت که کشورها در جهان اسلام بیشتر از آن­که در موقعیت جزیره­ای باشند، در موقعیت قاره­ای قرار دارند. همچنین علاوه بر پراکندگی جغرافیایی، مشکلات ملی، منطقه­ای و بین­المللی هر یک از کشورها نیز همگرایی با چالش مواجه هستند. در این وضعیت، آرایشی از دولت­ها وجود دارد که در آن، ملت­ها همیشه بر چارچوب مرزهای دول منطبق نیستند. این عدم تطابق، همواره امکان کشمکش­های قومی و یا ملی و منطقه­ای را در جهان اسلام مهیا می­سازد (یوسفی و کریمی، 1389: 3)  و در صورتی که اختلافات مرزی و سرزمینی در جهان اسلام، رنگ و بوی ایدئولوژیکی و سیاسی به خود بگیرد؛ اختلافات تداوم و عمق بیشتری پیدا کرده و نه تنها امکان حل مسالمت­آمیز این اختلافات وجود نخواهد داشت، بلکه زمینه­های بدبینی و تنش تشدید می­شود. باید اذعان کرد که تفاوت­های ارضی و مرزی در جهان اسلام، علاوه بر تحمیل هزینه­های انسانی و مالی بر اقتصاد و جامعه کشورهای اسلامی، زمینه را برای مداخله و بهره­برداری بیشتر قدرت­های خارجی فراهم می­سازد.

 

4.2. بیرونی

 

پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، جهان اسلام از اندونزی گرفته تا آفریقای ماورای صحرا، تحت مالکیت استعماری مجموعه­ای از قدرت­های اروپایی قرار گرفت. به دلیل نقش مهم قدرت­های غربی در تحدید حدود مرزهای کشورهای اسلامی و تحمیلی بودن بیشتر مرزها، بسیاری از کشورهای اسلامی در مسائل سرزمینی و مرزی با یکدیگر اختلاف دارند. مرزهای قلمرو غربی جهان اسلام، زودتر از مرکز آن تعیین و مشخص شدند و کشورهای انگلستان و فرانسه و ایتالیا در ایجاد آن نقش داشته و پس از استقلال نیز همان مرزها به رسمیت شناخته شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 146و147).

 

بعد از جنگ جهانی دوم نیز شوروی و آمریکا که به عنوان داعیه­داران لیبرالیسم و کمونیسم در جهان مطرح بودند، بعضی از مناطق جهان اسلام از قبیل یمن را به دو قسم شمالی و جنوبی تقسیم­بندی کردند. همچنین غرب با حمایت­های خود از تشکیل اسرائیل در مناطق غربی جهان اسلام، مرزبندی­های تازه­ای به وجود آورده است. پس از فروپاشی شوروی نیز غرب به نقش مداخله­گرانه خود در تغییر مرزهای جغرافیایی ادامه داده است و به عنوان نمونه، با حمایت­های تسلیحاتی کشوری نظیر سودان نیز به دو تکه تقسیم شده است.

 

به طور کلی، جهان اسلام در ساخت مرزهای مشترک تمدن اسلامی با موارد متعددی از دخالت­های نرم و سخت قدرت­های فرااسلامی روبرو بوده که موجبات واگرایی هر چه بیشتر در ساخت تمدن اسلامی شده است.

 

نتیجه­گیری

 

با توجه به چالش­های گفته شده در چهار بخش سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی، ساخت تمدن نوین اسلامی با دشواری­های بسیاری روبرو خواهد بود. عوامل بیرونی و به ویژه غرب نیز بر گسستگی بیش از حد در درون جهان اسلام صحه گذاشته و مشکل واگرایی و در نهایت ساخت تمدن اسلامی را دو چندان کرده است.

 

در مورد ارائه راهکار، نگارنده بر این باور است که ایجاد همگرایی در قالب تمدن اسلام را باید از بخش فرهنگی شروع کرد؛ به این معنا، هر فرد مسلمان باید از عوامل وحدت­گرا در اسلام و نقش آن در پیشرفت معنوی و مادی آگاهی یابد. آگاهی افراد جامعه از این عوامل همگرا، نیاز به نهادسازی و نخبه­پروری در جهان اسلام دارد و افراد نخبه و نهادهای اسلامی باید بتوانند در سطح وسیع­تری مردم را از عوامل تمدن­ساز اسلامی آگاه کنند. به عبارت دیگر، افراد نخبه و نهادهای اسلامی که با تحقیق و بررسی به مولفه­های ساخت تمدن اسلامی دست یافته­اند می­توانند هم به تربیت سیاسی رهبران قدرتمند جهان اسلام بپردازند و هم مردم را از مولفه­های تمدن اسلامی آگاه کنند. نقش تربیت رهبران اسلامی جهان اسلام، از آن­جایی مهم می­شود که با ایجاد وحدت در عین کثرت مذهبی و ممانعت از دست­اندازی های قدرت­های غربی و غیراسلامی به ویژه آمریکا، در روند ساخت تمدن اسلامی تسریع می­شود.

 

همچنین رهبران جهان اسلام برای جلوگیری از رفتارهای متعدد سیاسی خود می­توانند در سازمان یا مکانی مشخص(مانند سازمان کنفرانس اسلامی)، با توجه به تقاضاها و اهداف متعدد خود بحث و چانه­زنی کنند تا در عرصه بین­المللی، رفتاری واحد از خود نشان دهند و ضمن احترام به دول کوچک­تر اسلامی و گسترش همکاری­های خود با آنها، قدرت برتر خود را در برابر قدرت­های غیراسلامی به ویژه آمریکا، روسیه، چین و اتحادیه اروپا نشان دهند.

 

سخن آخر این­که راه درازی در ساخت تمدن اسلامی مشاهده می­شود و همواره مشکلات داخلی و بیرونی در ساخت این تمدن وجود داشته و خواهد داشت.  با این وجود، برای ساخت تمدنی دوباره باید از خود به عنوان فردی مسلمان شروع کرد تا بتوان محدودیت­های ناشی از چالش­های تمدن سازی را حل و فصل کرد که در نمودار زیر به این موارد به صورت هرمی اشاره شده است.

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 [K1]نوکارکردگرایان به مسائل سیاسی برخلاف کارکردگرایان توجه ویژه ای داشتند. نوکارکردگرایان اولویت را به مسائل سیاسی می دهند تا اقتصادی

 

مقدمه

 

از ره­آوردهای مهم اسلام در حیات بشری، پایه‌گذاری تمدن باشکوهی بود که در برهه‌ای از تاریخ، بسیاری از سرزمین‌ها را زیر نفوذ داشت و از حلقه‌های درخشان تمدن بشری به شمار می‌رفت که از آن با عنوان «تمدن اسلامی» یاد می‌شود. تمدن اسلامی را می‌توان حاصل دو جنبه دانست: نخست آن­که؛ به وسیله­ی خود اسلام پدید آمد و در پرتو ابتکار مسلمانان گسترش یافت و بنابراین منشأ این جنبه از تمدن اسلامی، قرآن و سنت بود. جنبه­ی دیگر تمدن اسلامی نیز نه فقط ابداع مسلمانان، بلکه میراث به جای مانده از تمدن‌های پیشین در قلمرو اسلام بود که به دست مسلمانان، توسعه و تکامل یافت و به رنگ اسلام درآمد.

 

تمدن اسلامی مانند بسیاری از تمدن‌های دیگر، در طول حیات خویش دوره‌های افت و خیز را پشت سر گذاشته و در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، در مناطق مختلف جهان اسلام در چرخش بوده است. این تمدن، گاهی در اوج بوده و دوران‌هایی هم بر اثر عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی طبیعی، با ضعف و رکورد مواجه شده است؛ ولی هرگز به طور کامل از میان نرفته است. به طور کلی نمی‌توان برای تمدن اسلامی، دوره سکون مطلق و نابودی در نظر گرفت؛ زیرا با وجود سپری کردن دوره‌های ضعف و سستی، همواره در حرکت بوده است (زمانی محجوب، 1390: 119و120).

 

با این اوصاف، شناسایی عواملی که موجب ایجاد چالش در همگرایی مسلمانان جهت ساخت تمدن نوین اسلامی شده و ارائه راه­حلی برای برون­برفت از چالش­های موجود، اهمیت این مقاله را آشکار می­سازد. داده‌های این مقاله به ‌شیوه اسنادی(کتابخانه‌ای) و خبری گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که چه عواملی موجب واگرایی دول جهان اسلام در ساخت تمدن اسلامی شده است؟ جهت پرداختن به این مسأله، علاوه بر توضیح چالش­های چهارگانه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی به تشریح و تبیین راهکارهای به حداقل رساندن چالش­های تمدن اسلامی خواهیم پرداخت.

 

چارچوب نظری

 

نظریه همگرایی در واقع، واکنش به نارضایتی نسبت به سیستم دولت-ملت است، چرا که چنین سیستمی در درون خود، ایجاد کننده تعارضات و کشمکش­هایی می­باشد. وجه مشترک همه­ی نظریات همگرایی این است که همه­ی آنها به فرایندی فکر می­کنند که به وسیله­ی آن، وفاداری از یک مرکز به مرکز دیگر انتقال می­یابد (محمدی، 1370: 44).

 

در علوم سیاسى، همگرایی عبارت است از فرایندى که طى آن، دولت‏ها یا واحدهاى سیاسى برای دستیابى به اهداف مشترک خود، به ‌طور داوطلبانه و آگاهانه، بخشى از حاکمیت و اقتدار عالی خود را به یک مرکز فراملى واگذار مى‏کنند (کاظمی، 1370: 3). روند همگرایی با توجه به ابعاد مختلف آن، مورد توجه کشورهایی قرار گرفته است که دارای اشتراک­های سیاسی-امنیتی، اقتصادی-تجاری، فرهنگی-اجتماعی و از همه مهم­تر، دارای همگونی جغرافیایی و ژئوپلیتیکی هستند (حاج یوسفی و شهریار، 1391: 42).

 

در مقابل این نظریه، نظریه واگرایی وجود دارد که به معنای تفکیک و جدایی از همدیگر و دور شدن آنها از هدف مشترک و حرکت به سوی هدف­های خاص است (حافظ­نیا، 1385: 373). اساساً واگرایی، فرایندی است که طی آن واحدهای سیاسی و دولت­ها از یکدیگر دور شده و زمینه­ی بحران و جنگ فراهم می­گردد (قوام، 1370: 229).

 

با توجه به توضیحات مطروحه به مدل­های مختلف همگرایی شامل کارکردگرایی، نوکارکردگرایی، فدرالیسم و ارتباطات (مبادله) خواهیم پرداخت.

 

­کارکردگرایی

 

از آن­جایی که کارکردگراها عقیده دارند که سیستم کشوری نمی­تواند مسایل و مشکلات جهانی را حل کند؛  سازمان­های بین­المللی را برای حل چنین مسائل و مشکلاتی ارائه کردند (محمدی،1370: 52). در نظر آنها، فعالیت­های اجتماعی، اقتصادی، فنی جوامع انسانی به نسبت فعالیت­های سیاسی مورد توجه قرار می­گیرد و اساس توجه آنها بر این گونه از کنش­های انسانی واقع گردیده است (کولایی، 1379: 165). این رویکرد، از نوعی راهبرد تکاملی از پایین به بالا برای ایجاد پیوندهای همکاری­جویانه میان دولت­ها پشتیبانی می­کند (قوام، 1385: 84).

 

دیوید میترانی به عنوان برجسته­ترین نظریه­پرداز کارکردگرایی معتقد است که پیچیدگی فزاینده سیستم­های حکومتی، به طور اساسی وظایف فنی و غیرسیاسی دولت­ها را افزایش داده است؛ چنین وظایفی نه تنها تقاضا را برای متخصصین آموزش­دیده در سطح ملی را افزایشی داده، بلکه مسائل فنی را در سطح بین­المللی به وجود آورده که راه­حل آنها بیشتر در گرو همکاری متخصصین فنی است تا نخبگان سیاسی (محمدی، 1370: 51). وی استدلال می­کند که تلاش­های مشترک در یک حوزه فنی، زمینه را برای همکاری مشترک در زمینه­های دیگر فراهم می­کند که این روند را انشعاب می­خواند. طبق این اصل میترانی، توسعه­ی همکاری در یک حوزه فنی به ظهور رفتار مشابهی در سایر حوزه­های فنی منجر می­شود که البته رفته­رفته این نوع همکاری­ها وارد حریم سیاسی می­شود (امام­جمعه­زاده و فیروزی، 1386: 5 و 4). وی معتقد است که ایجاد چارچوب‌هایی برای همکاری بین‌المللی در قالب سازمان‌های کارکردی، نهادهای سیاسی گذشته را منسوخ یا بی‌ثمر می­سازند (دوئرتی و فالتزگراف، 1372: 666).

 

کارکردگرایان، سیستم «دولت- ملت» و تأکید بر ملی‌گرایی را علت اصلی مناقشات در سطح بین‌المللی می­دانند. از ‌این ‌‌رو، به باور آنها توسعه­ی نهادهای فراملی که محدودیت‌هایی را برای دولت‌های ملی ایجاد می‌کند، می‌تواند نقش مؤثری در برقراری صلح ایفا کند. به عقیده میترانی، اگر جامعه­ی جهانی به‌طور کارکردگرایانه و با شبکه‌ای از سازمان‌های بین‌المللی برای تأمین نیازهای مختلف خود سازمان­دهی شود، تمایل به جنگ و احتمال وقوع آن از بین می‌رود و بشر در راه صلحی دائمی قدم می‌گذارد (ولایتی و محمَدی، 1389: 157). این رویکرد، از حکومت­ها نمی­خواهد که دست از حاکمیتی بردارند که متعلق به مردم­شان است، بلکه آنها امکاناتی را فراهم می­آورند تا منافعی را که تاکنون در اختیار مردم نبوده، از آن برخوردار شوند.

 

تلاش کارکردگرایی بر این است که بیشتر بر حوزه­های وحدت میان مردم و دولت­ها تأکید داشته باشد تا موارد عدم وحدت. کارکردگرایان بر این نظرند که دولت­هایی که بیشتر در مسیر وابستگی متقابل به سر می­برند، آن­گاه برای آنها بسیار دشوار خواهد بود که خود را از چنین ترتیباتی خارج کنند. زیرا بیرون ماندن از اتحادها، رفته­رفته هزینه­های سنگینی را بر دوش آنها خواهد گذاشت. افزایش روزافزون هزینه­های بیرون ماندن از اتحادها، خود انگیزه قوی برای پیوستن به اتحادها را فراهم می­آورد (قوام، 1385: 85 و 86).

 

 نوکارکردگرایی

 

مهم‌ترین هدف تئوری نوکارکردگرایی، بررسی و آزمایش سازمان­های منطقه­ای بعد از جنگ جهانی دوم است (سیف­زاده، 1369: 192). در واقع، اساس نظریه­ی نوکارکردگرایی بر کارکردگرایی نهاده شده است (محمدی، 1370: 55)؛ زیرا هر دو نظریه بر نهادهای فراملی تاکید دارند. البته نوکارکردگرایی، یک نظریه همگرایی منطقه­ای است و بر خلاف کارکردگرایی، جهانی نیست. نوکارکردگرایی بیشتر از کاردکردگرایان اولیه به نهادسازی عنایت دارد. (قوام، 1385: 88) و معتقد به تفوق تصمیمات اقتصادی بر تصمیمات سیاسی می­باشد که سرانجام به سوی ایجاد یک مرکز فراملی پیش می‌رود و در نتیجه­ی آن، اتحاد اقتصادی و در نهایت، به یک اتحاد سیاسی منجر خواهد شد[K1] . (ولایتی و محمَدی، 1389: 157)

 

نوکارکردگرایان، فعالیت­های­ خود را بر پروسه­هایی متمرکز می­کنند که تصمیم­گیری جمعی را به دنبال خودش دارد و فرض کارکردگرایان را مبنی بر این­که انجام وظایف رفاهی، هیچ مناقشه­ای را به دنبال نخواهد داشت را رد می­کنند (محمدی،1370: 57). آنها بر اسلوب‌های چانه‌زدن میان نخبگان سیاسی و نیز استراتژی‌هایی که آنها در روند همگرایی به کار می‌گیرند و همچنین بر انگیزه‌های بازیگران سیاسی مشارکت‌کننده و بالاخره بر پیامدهای غیرقابل انتظاری که بر اثر تعقیب منافع متعارض هر یک از بازیگران حاصل می‌شود، تأکید می‌کنند (قوام، 1372: 249). از دید نوکارکردگرایان، فرآیند گسترش و پخش امکان دارد، به صورت نیمه خودکار و یا غیر خودکار عمل کند (قوام، 1385، 86). اصولاً آنها انتظار دارند که سیاست در سطح فراملی به مثابه سطح ملی باشد (همان).

 

هاس به عنوان نظریه­پرداز نوکارکردگرایی چنین فرض می­کند که همگرایی نتیجه­ی کار نخبگان مربوطه در بخش­های خصوصی و دولتی است و آنها از همگرایی به خاطر دلایل اساساً پراگماتیک تا دلایل نوع دوستانه حمایت می­کنند (محمدی،1370: 11و12). از نظر «هاس» نیز همکاری در حوزه‌ی سیاست ملایم آغاز می‌شود، اما او برخلاف «میترانی» اقتصاد و سیاست را کاملاً از هم جدا نمی­گیرد و فرض او بر این است که ابعاد مختلف حیات اقتصادی به هم وابسته‌اند. در نتیجه هر اقدامی برای همکاری در یک بخش، مستلزم همکاری در بخش‌های دیگر می‌شود و همکاری از یک بخش به بخشی دیگر سرریز می‌کند. البته عکس آن نیز صحیح است؛ یعنی بروز مشکل در یک بخش می‌تواند همکاری در بخش‌های دیگر را نیز مختل نماید (مشیرزاده، 1386: 60 و61).

 

نای بر اساس هفت ساز و کار به مفهوم­سازی و صورت­بندی نظریه نوکارکردگرایی می­پردازد که شامل تسری، افزایش مبادلات، ائتلاف و پیوندهای اداری، جامعه­پذیری نخبگان، تشکیل گروه­های منطقه­ای، جاذبه­های هویتی و ایدئولوژیکی و بالاخره باز شدن حلقه نخبگان به منظور جذب بازیگران جدید می­شود (امام جمعه­زاده و فیروزی،1386: 5). از دیدگاه وی، عمده­ترین عامل همگرایی باید مقاصد ایدئولوژیک و امکانات سیاسی باشد تا عوامل فنی. او همچنین به نقش نخبگان به دلیل این­که در تعمیق همگرایی یا واگرایی نقشی بسیار سرنوشت­ساز دارند نیز توجه نموده است (سیف­زاده، 1379: 315)

 

فدرالیسم

 

همگرایی در چارچوب فدرالیسم به این معنی است که فدراسیونی از دولت­ها که پیشتر به طور مجزا از یکدیگر قرار داشتند، اینک از طریق سهیم شدن در قدرت می­توانند در چارچوب یک جامعه یکپارچه در یکدیگر ادغام شوند (قوام، 1385: 90). فدرالیست­ها معتقدند که درباره ایجاد صلح جهانی و از بین بردن مسأله جنگ­های منطقه­ای و جهانی، دولت­ها بایستی در قالب یک واحد فوق ملی بر اساس یک قانون اساسی مدرن، همگرایی پیدا کنند (محمدی،1371: 58). در واقع، فدرالیسم به صورت خیلی جدی­تر نسبت به حوزه­های موضوعی کلیدی حاکمیت دولت و منافع ملی برخورد می­نماید که مجموعه خواست­های مزبور می­باید در یک فرآیند چانه­زنی، بحث و مذاکره، ترغیب و اقناع و در چارچوب یک قانون اساسی منطقه­ای تحقق پیدا کند (قوام،1385: 90). فدرال­گرایان به ایجاد نهادهای سیاسی مشترک برای سامان دادن به نظم مشترک در میان جوامع انسانی توجه داشته­اند و ایجاد نهادهای مشترک را موجب شکل گرفتن ادراک اجتماعی مشابه تلقی کرده­اند (کولایی،1379: 59) و نهادهای موفق در سطح ملی را به سطح فراملی انتقال می­دهند (امام جمعه­زاده و فیروزی، 1386: 4).

 

به نظر فدرالیست­ها، با ایجاد فدراسیونی از کشورها می­توان بدون پرداختن به تفاوت­های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، تمایل نخبگان سیاسی را برای قطع حاکمیت کشورها برانگیخت (کولایی،1379: 59). فدرالیسم همچنین حل مسائل رفاهی و اقتصادی را در سایه­ی توجه و اولویت دادن به اقدامات سیاسی میسر می‌داند و بر این باور است که بهترین راه برای رسیدن به یک جامعه همگرا در سطح فراملی، تنظیم و تدوین یک قانون اساسی برای آن است. این رویکرد به عنوان یک استراتژی برای ساختن جوامع فراملیتی، بلافاصله در دوران بعد از جنگ جهانی دوم به اوج خودش می­رسد (محمدی،1371: 59)  و بر این اصل که دیالکتیک «وحدت در تنوع» می­تواند برای وحدت متقابل دولت­ها مناسب باشد، استوار می­باشد (قوام، 1385: 90). از میان واحدهای فراملی که در سطح منطقه‌ای شکل گرفته‌اند، اتحادیه اروپا پیشرفته‌ترین نوع آن‌ها به شمار می‌رود.

 

ارتباطات

 

طرفداران تئوری همگرایی، جوامع سیاسی را این­گونه مطرح می کند: کشورها، گروه­های جمیتی هستند که به وسیله­ی شبکه­ها و سیستم­های ارتباطی و حمل و نقل اتحاد می­یابند و به وسیله سرزمین­های کم جمعیت و یا تقریباً خالی از هم جدا می­گردند. اجتماعات بشری، گروه­هایی از افراد هستند که به وسیله­ی ارتباطات مستمری که از طریق موضوعات مختلف پیدا می­کنند، به یکدیگر پیوسته­اند (محمدی،1371: 61).  آنها دارای عادت­های مکمل ارتباطی هستند و ارتباط متقابل و پاسخگویی برای این جوامع ضروری است که با رشد مبادلات و واکنش­ها در بین اعضای سیستم افزایش می­یابد. در جریان افزایش و پاسخگویی متقابل به تدریج شناسایی و درک متقابل افزایش پیدا می­کند و حجم بالای مبادلات منطقه­ای سبب تقویت همبستگی بازیگران می­گردد (کولایی،1379: 187و 188). به طور کلی، مرزها مناطقی هستند که در آنها تراکم و ارتباطات به شدت کاهش می­یابد و مردم همان­طوری که وابستگی متقابل به هم پیدا می­کنند، همگرا می­شوند.

 

تئوری مبادله می­گوید که چه شرایطی برای توسعه و حفظ احساس جمع­گرایی در میان جامعه و مردم یک منطقه معین لازم و ضروری است. فرضیه دویچ، به عنوان مطرح­ترین نظریه­پرداز این رویکرد بر این استوار است که هر چه میزان تبادل یا وابستگی متقابل دولتی با دولت دیگر بیشتر باشد، آن دولت یا دولت­ها بیشتر به هم نزدیک می­گردند (محمدی، 1371: 61 و 62). طرفداران این نظریه معتقدند که یک جامعه فراملی در صورتی شکل می‌گیرد که اعضای آن نسبت به یکدیگر وابستگی متقابل داشته باشند و این تنها از طریق شبکه‌ای از ارتباطات متقابل محقق می‌گردد. تأکید اصلی طرفداران این نظریه بر مبادلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و آنان معتقدند که افزایش مبادلات کشورها، همبستگی آنان را گسترش می‌دهد و این امر در نهایت، منجر به همگرایی می‌شود (ولایتی و محمدی،1389: 156).

 

تمدن اسلامی

 

در مورد تاریخ تمدن اسلامی باید گفت که ظهور اسلام به عنوان نقطه آغازین تمدن اسلامی شناخته می­شود و این دین آسمانی، طی یک قرن تمدنی را بنیان نهاد که قسمت اعظمی از جهان اسلام را در برگرفت (ابراهیم حسن، 1366: 2). این تمدن با رشد سریع خود، گفتمان جدیدی را در جهان آن زمان بنیاد نهاد که از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بسیار متفاوت بود؛ به طوری که از حیث قدرت، ثروت و تفکر به جایگاهی چشمگیر دست یافت. در واقع، تمدن اسلامی شکل گرفته، دارای انسجامی درونی بود که ویژگی­های محلی و جهانی آن قابل توجه بود و حجم تولیدات علمی، فکری و فنی آن زمان را در انحصار داشت (رجایی، 1382: 99-94).

 

پس از یورش مغولان به تمدن اسلامی و تخریب شهرها و پایگاه­های مهم علمی، سیاسی و اقتصادی، تمدن اسلام بار دیگر در قرن دهم به منصه­ی ظهور آمد و در ادامه آن، امپراطوری­های صفویه و عثمانی موجب رشد و گسترش تمدن اسلامی شددند. با این حال، امپراطوری عثمانی به عنوان آخرین قدرت جهانی که نماینده جهان اسلام بود، پس از جنگ جهانی اول سقوط کرد. اما در شرایط کنونی،‌ انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و تحولات اخیر جهان عرب نیز به نوعی خواهان وحدت و آغاز کننده تمدن جدید اسلامی هستند که با مشکلات و  چالش­هایی در بازسازی قدرتمندانه­ی این تمدن روبرو هستند که به صورت موردی به آنها اشاره خواهد شد.

 

عوامل چالش­زای تمدن اسلامی

 

جهان اسلام در ساخت تمدن اسلامی با چالش­های متعددی روبرو بوده است که می­توان این عوامل را به چهار بخش سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی تقسیم نمود که در ادامه به صورت مفصل به آنها اشاره می­شود.

 

  1. سیاسی

 

عوامل چالش­برانگیز سیاسی در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی به دو دسته بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دولت­های اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

1.1. درونی

 

کشورهای جهان اسلام بنا به دلایلی مثل اختلافات ایدئولوژیکی و وجود منابع زیرزمینی به ویژه نفت، برداشت­های متفاوت امنیتی-سیاسی از یکدیگر دارند و در نتیجه به جای داشتن نظام امنیتی مشترک، از یکدیگر واهمه دارند و روابط با غرب را به جای ارتباط با یکدیگر ترجیح می­دهند (صادقی و شوشتری، 1389: 5). همچنین در بسیاری از کشورهای مسلمان (آفریقایی و آسیای غربی) بی ثباتی سیاسی، ناامنی و جنگ­های داخلی وجود دارد و در نتیجه، این کشورها بر این باورند که منافع­شان از طریق ارتقای روابط با غرب به دلیل تولیدات، تکنولوژی آموزش و امنیت موجود در غرب بهتر تامین می­گردد (لطفی و محمدزاده، 1389: 5). از سویی دیگر، عدم توجه به آموزش نیروی انسانی، نداشتن راهبردهای وحدت­گرا از قبیل پول واحد، کاهش جمعیت فعال و تکیه بر انرژی نفت ارزان­قیمت مزید بر علت شده تا نتوانند به حضور سیاسی قدرتمندانه خود در ابعاد و قلمروهای جهانی دست یابند (اسماعیلی و نورمحمد، 1389: 14).

 

در خصوص عدم عملکرد مناسب اقدامات سیاسی کشورهای مسلمان در راستای تأسیس تمدن اسلامی بایستی گفت که جهان اسلام در زمینه­ی نظام­های سیاسی، طیف مختلفی از پادشاهی مطلقه تا جمهوری را در بردارد که این نظام­های سیاسی متفاوت باعث شده تا شاهد وجود رفتارهای سیاسی متفاوتی در سطح جهان اسلام باشیم (حسینی­مقدم و صنیع اجلال، 1391: 11).

 

مشکل بزرگتر در زمینه تأسیس تمدن اسلامی نیز فقدان رهبری واحد در جهان اسلام و وجود رقابت­های درون جهان اسلام است. به این معنا که قدرت­های متعددی در جهان اسلام وجود دارد که با یکدیگر رقابت می­کنند و یکدیگر را به چالش می­کشند. به عنوان نمونه؛ می­توان به کشورهایی مانند ایران، عربستان، مصر، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، ازبکستان، اندونزی و مالزی اشاره کرد که هر کدام، خود را برتر دانسته و برای خود، حوزه های نفوذی قائل هستند که در حوزه­ی نفوذ سایر کشورها تداخل دارد. رقابت­های درون جهان اسلام پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی و فروپاشی شوروی مشهودتر شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 148و149). شرایط جدید باعث شده تا قدرت­های متعدد اسلامی ناشی از فروپاشی این دو واحد سیاسی، سربرآورند و با توجه به کوچک بودن اکثریت آنها، نسبت به وضعیت همگرایی با کشورهای قدرتمند و بزرگ اسلامی سوءظن داشته باشند و زمینه­های واگرایی در جهان اسلام و در نتیجه عدم شکل­گیری تمدن اسلامی فراهم شود.

 

1.2. بیرونی

 

علاوه بر عوامل درونی چالش­برانگیز سیاسی جهان اسلام در ایجاد تمدن اسلامی، متغیرهای بیرونی نیز نقش موثر خود را در واگرایی دول جهان اسلامی نشان داده­اند؛ به‌ طوری­ که عواملی همچون از بین بردن هر گونه پتانسیل تکوین قدرت جدید و دولت مقتدر اسلامی، ایجاد تنش و جنگ در کشورهای اسلامی به عنوان ابزاری جهت فروش تسلیحات و گسترش دستگاه­های تبلیغاتی، امنیتی و نظامی، ارسال مازاد سرمایه و کالاهای­شان جهت سلطه بر ملل مسلمان تحت پوشش اعطای وام و کمک­های فنی، سیاسی و اقتصادی، جلوگیری از هر گونه اقدام دسته­جمعی و همبستگی سیاسی علیه اسرائیل (حسینی­مقدم و صنیع اجلال، 1391: 11) دامن زدن به تعصبات مذهبی، ملی و قبیله­ای در راستای ایجاد واگرایی سیاسی و چالش در جهان اسلام توسط متغیرهای تأثیرگذار بیرونی در عدم تشکیل تمدن اسلامی موثر بوده­اند (صادقی و شوشتری، 1389: 6).

 

در مورد فروش تسلیحات باید گفت که خریدهای کلان تسلیحاتی، بزرگترین امتیازی است که کشورهای اسلامی به فروشندگان اسلحه می­دهند. این خریدهای تسلیحاتی، نفوذ قدرت های خارجی را در کشورهای اسلامی به حداکثر می­رساند، اراده این کشورها را از آنها سلب می­کند، حکومت­های کشورهای اسلامی را در برابر نیروهای خارجی آسیب­پذیر می­سازد، به رقابت تسلیحاتی میان کشورهای اسلامی دامن می­زند و در عمل، مانعی بر سر حل و فصل اختلافات سیاسی به طرق مسالمت­آمیز خواهد بود (عیوضی، 1387: 166). در واقع، عدم اعتماد و اتکای دولتمردان بعضی از کشورهای اسلامی به ملت خود و بدبینی به همسایگان مسلمان خود از سوی دیگر، باعث شده تا حاکمان سیاسی جهان اسلام برای حفظ و بقای رژیم سیاسی خود به قدرت­های فرامنطقه­ای و جهانی متوسل شوند که این پیمان­ها و اتحادها، با خود تعهدهایی به همراه دارد و همین محدودیت­ها باعث شده کشورهای مسلمان، توان تصمیم­گیری در زمینه­های سیاسی به صورت مستقل نداشته باشند؛ به طوری­که در رابطه با مسائل مختلف جهانی، کشورهای جهان اسلام خط­مشی­های سیاسی مختلفی را در پیش گرفته و بر سر مسائل سیاسی مشترک، از جمله وحدت جهان اسلام به توافق نرسند.

 

وجود پیمان­های دو و چندجانبه بین کشورهای ساحلی خلیج فارس با قدرت­های فرامنطقه­ای به ویژه ایالات متحده، مانع از وفاق کشورهای منطقه ژئوپولتیک خلیج فارس (مرکز جهان اسلام) برای ایجاد یک پیمان همکاری و یا تشکیل یک اتحادیه سیاسی-امنیتی شده است. این وابستگی منجر به زمینه­سازی جهت مداخله و توسعه­ی شکاف­ها و جدایی­ها و تجزیه جهان اسلام شده و بی ثباتی، کشمکش، رقابت و گسترش اتکای به دولت­های غیراسلامی را مسبب شده است (حافظ­نیا و زرقانی،1391: 150). بهره­برداری آمریکا، اروپا و شوروی از جنگ ایران و عراق، دامن زدن قدرت­های خارجی به اختلافات ایران و امارات متحده عربی، فشارهای سیاسی و نظامی علیه مسلمانان فلسطین از جمله­ی نتایج مداخلات نیروهای خارجی با استفاده از چالش­های سیاسی در جهان اسلام می­باشد. علاوه بر مداخلات کشورها و واحدهای سیاسی در راستای چالش­سازی درون تمدن اسلامی، سازمانی با نام ناتو نیز وجود دارد که مقابله با اسلام را اولین هدف خود قلمداد کرده و به بحران­سازی و مدیریت بحران در جهان اسلام پرداخته و هر کجا لازم بداند، از هیچ اقدامی دریغ نکرده است (عیوضی، 1387: 169) که نمونه­ی آن را می­توان در حضور فعال این سازمان در عراق، افعانستان و لیبی مشاهده نمود. به هر جهت، عامل بیرونی چه در سطح دولت- کشور (به ویژه آمریکا) و چه در سطح سازمانی (ناتو) با حضور و فشار خود توانسته است مانع از اتحاد بین دول اسلامی شود تا این دولت­ها، توانایی ایجاد بلوک قدرتمند سیاسی (تمدن اسلامی) در برابر غرب را نداشته باشند.

 

  1. اقتصادی

 

عوامل چالش­برانگیز اقتصادی در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی نیز به دو دسته بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دول اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

1.2. درونی

 

به طور کلی در درون جهان اسلام، به لحاظ اقتصادی و اجتماعی ناهمگونی زیادی دیده می­شود و اختلاف میان فقیر و غنی بین دول جهان اسلام به شدت مشهود است (صادقی و شوشتری، 1389: 5)  تا جایی که می­توان با بررسی شاخص­های اقتصادی، اختلاف فاحشی میان سطح اقتصادی در کشورهای اسلامی مشاهده نمود. به عنوان نمونه؛ تفاوت چشمگیری در سطح درآمد سرانه، درصد باسوادی، درآمدهای صادراتی و نرخ رشد جمعیت در میان کشورهای اسلامی به چشم می­خورد. بر طبق آمار سال 2005، درآمد سرانه کشورهای اسلامی از 133 دلار در گینه بیسائو تا 20758 دلار در امارات متحده عربی متغیر است؛ به بیانی دیگر، درآمد سرانه غنی­ترین کشور مسلمان بیش از 150 برابر فقیرترین کشور مسلمان می­باشد. باید یادآور شد که آزادسازی سرمایه، عملکرد بازار آزاد، تجارت آزاد، شبکه­های بازار مالی و پولی از جمله مواردی است که اعمال آنها نتیجه­ای جز فقیرتر شدن کشورهای اسلامی نداشته است (اسماعیلی و یعقوبی، 1389: 7). وجود همین اختلافات شدید در درآمد و سطح توسعه اجتماعی-اقتصادی، باعث عدم وحدت جهان اسلام و شکل­گیری تمدن اسلامی شده است. اگر چه بعضی از ملل اسلامی، از نظر منابع ملی و ثروت در حد قابل توجهی قرار دارند، اما به لحاظ مدیریت اقتصادی و توان رقابت تجاری در سطح بسیار پایینی نسبت به ملل توسعه­یافته قرار دارند. بنابراین به دلیل آن­که کشورهای اسلامی، آمادگی لازم را برای رقابت با ملل توسعه یافته ندارند، جهانی شدن اقتصاد و تجارت آزاد، این کشورها را در وضعیت دشواری قرار خواهد داد. تجارت آزاد، ایجاد کننده رقابت اقتصادی است و در این عرصه، ملل اسلامی بازماندگان مطلق این رقابت خواهند بود.

 

عامل دیگر در حوزه­ی اقتصاد، ساختار تولیدی کشورهای اسلامی است؛ به این معنا که ساختار تولیدی کشورهای اسلامی نشان می­دهد که اکثریت آنها تولید کننده کالاهای اولیه، مواد معدنی و محصولات کشاورزی هستند و به دلیل چنین ساختارهایی، مشخصه­ی تجارت کشورهای اسلامی صدور مواد خام و معدنی و ورود کالاهای ساخته شده صنعتی و مواد غذایی است. بدین ترتیب، به جای این­که تجارت آنها مکمل یکدیگر باشند، رقیب یکدیگرند؛ به گونه­ای که واگرایی در بعد اقتصادی بیش از همگرایی خود را نشان داده است. تأسف­بارتر آن­جا است که برخی سرمایه­داران کشورهای اسلامی به دلیل وجود برخی عوامل مذهبی، سیاسی، نابسامانی و بی ثباتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از کشورهای مسلمان و به طور کلی، عدم اطمینان از برگشت اصل یا سود سرمایه ترجیح می­دهند سرمایه­گذاری خود را در خارج از دنیای اسلام و بیشتر کشورهای صنعتی انجام دهند که نتیجه­ی آن وابستگی بیشتر کشورهای جهان اسلام به کشورهای خارج از جهان اسلام است. همچنین کشورهای اسلامی به دلیل عدم وجود تنوع در تولیدات در عمل به خارج از دنیای اسلام وابسته هستند (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 148-150). شرایط جغرافیای اکثر کشورهای مسلمان و دوری بعضی مناطق جهان اسلام (نظیر آسیای شرقی) روند چالش­­های اقتصادی در ساخت تمدن اسلامی را افزایش داده و باعث شده این کشورها از داشتن قدرت صادراتی مستقل محروم باشند. همچنین تحمیل سیاست­های کشورهای بزرگ در زمینه صادرات باعث شده تا فرصت­های صادراتی کشورهای مسلمان از بین برود (مومنی، 1389: 8).

 

2.2. بیرونی

 

متأسفانه به لحاظ اقتصادی، تفکر و عملکرد سرمایه­داری جهت ایجاد چالش اقتصادی در میان ملل جهان اسلام موفق بوده است. بازارهای کشورهای اسلامی در زمینه­ی تجارت و سرمایه­گذاری مستقیم و جابجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایه­داری و آزادی بازار ادغام می­شوند که به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت جهانی است. همچنین رشد سرسام­آور شرکت­های چند ملیتی در کشورهای اسلامی، جهت سیطره بر منابع این کشورها از چالش­های دیگر اقتصادی است (اسماعیلی و یعقوبی، 1389: 5 و6 ). از سویی دیگر، کشورهای بیرون از جهان اسلام به لحاظ اقتصادی در موقعیت بهتری قرار دارند و به همین سبب، توانسته­اند مازاد سرمایه و کالاهای­شان را جهت سلطه بر ملل مسلمان تحت پوشش اعطای وام و کمک­های اقتصادی خود در قالب سازمان­های بزرگ اقتصادی از قبیل صندوق بین­المللی پول، سازمان تجارت جهانی به درون جهان اسلام تزریق کنند (صادقی و شوشتری، 1389: 6) و به نوعی، مانع از شکل­گیری قدرت مستقل اقتصادی در ظهور و گسترش تمدن اسلامی شوند. مشکل ساخت تمدن اسلامی زمانی حادتر می­شود که بحران سرمایه­داری، گریبان­گیر بعضی دول جهان اسلام مانند امارات متحده عربی و مالزی می­شود و هر گونه فرصت­سازی برای ساخت تمدن را از بین می­برد.

 

  1. فرهنگی

 

عوامل چالش برانگیز فرهنگی در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی نیز به دو دسته­ی بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دول اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

3.1. درونی

 

جهان اسلام از دو جهت افراط­گرایی ملی (ناسیونالیسم) و افراط­گرایی مذهبی (رادیکالیسم) به شدت رنج می­برد. باید اذعان کرد که اختلاف و تعدد مذاهب به عنوان نخستین چالش واگرایانه در راه وحدت مسلمین و پیش مقدمه تمدن اسلامی شناخته می­شود. پیدایش جریان­های رادیکال و منحرف اسلامی، تفاوت­های دیرینه نژادی، منطقه­ای و ملی، بی ثباتی فرهنگی، نادیده انگاشتن پیشینه تاریخی کشورهای اسلامی و غلبه فرهنگ غربی بر فرهنگ اسلامی از مهمترین عوامل واگرایی فرهنگی است که در درون جهان اسلام دیده می­شود. گسیختگی، تضاد و تعارض فرهنگی نیز در جهان اسلام دیده می­شود و از این جهت، دنیای اسلام از دیدگاه فرهنگی، ایدئولوژیکی و فکری و طرز تلقی از اسلام سیاسی و غیرسیاسی هویتی کثرت­گرا دارد،‌ به گونه­ای برخی تفکرات،‌ تفکرات دیگر را تا سر حد کفر متهم می­نمایند. البته باید یادآور شد  که نبایستی آیین اسلام را با آن چیزی که می­تواند اسلام خوانده شود، یعنی ایدئولوژی­های وابسته به اسلام اشتباه گرفت. شاید گسیختگی فرهنگی را بتوان در تقسیم­بندی­های مربوط به مذاهب اسلامی در جهان اسلام مشاهده نمود؛ بدان­گونه که مذاهب اسلامی را در اصل به هشت و در فرع به هفتاد و هشت فرقه تقسیم کرده­اند؛ همچنین حدود 178 طریقت اسلامی شناسایی شده که این امر، حاکی از اوج اختلاف و فرقه­گرایی در جهان اسلام است. در این شرایط، اگر فرقه­های موجود در جهان اسلام حالت متضاد به خود بگیرند، وحدت جهان اسلام به مخاطره می­افتد. به عنوان نمونه؛ رقابت ایدئولوژیکی و تضاد بین دو کشور مهم جهان اسلام یعنی ایران و عربستان، به طور عمده ناشی از اختلاف در اصول اعتقادی و مذهبی طرفین است؛ به طوری که دشمنی وهابیون با شیعیان مانع مهمی در رسیدن دو کشور مهم جهان اسلام به توافق و همکاری در مسائل جهان اسلام شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 144).

 

مسأله دیگری که در اوایل این بخش اشاره شد، ناسیونالیسم و افراط­گرایی ملی و قومی است. از آن­جایی که اکثر کشورهای اسلامی در منطقه خاورمیانه زندگی می­کنند و در این منطقه، افراط­گرایی قومی و ملی بیشتر مشهود است، ناسیونالیسم به صورت خشونت­آمیزی دیده می­شود. در واقع، تا قبل از سال 1900 میلادی، این نوع تفکر فقط در میان عده­ی محدودی از روشنفکران خاورمیانه جریان داشت؛ ولی با شروع قرن بیستم، یک قدرت عمده سیاسی به حساب آمده و تأثیرات آن زمانی به اوج رسید که ناسیونالیسم ترک، عرب و ایرانی همزمان ظهور کردند.

 

به طور کلی، جهان اسلام پهنه­ی وسیعی از ملل و فرهنگ­ها است که از تجربه­های تاریخی کاملاً متفاوتی برخوردار هستند. اختلافات اساسی در طرز تفکر بین گروه­های بزرگ قومی مانند عرب، ترک یا فارس می­تواند باعث سوءظن یا حتی اصطکاک شود. این تقسیمات از اهمیت بیشتری نسبت به ابعاد وحدت­بخش در فرهنگ اسلامی برخوردار است. چرا که بر اساس اندیشه ناسیونالیسم، ملت­ها و دولت­های آنان منافع ملی خاصی برای خود تعریف می کنند که می­تواند در تعارض با کشورهای همسایه آنها قرار گیرد (همان: 146). در واقع، وجود قوم­گرایی، موجب تنازع قومی و مذهبی در جهان اسلام شده و با ایجاد واگرایی، مانع از شکل­گیری یک هویت اسلامی شده است. همچنین مخالفت فرقه­های افراطی مذهبی در جهان اسلام با وحدت مذاهب شیعی-سنی از مهمترین عوامل واگرایی بوده است. مطالبات جدایی­خواهانه، تحت تأثیر فرقه­های مختلف نه تنها بر وحدت ملی و سرزمینی کشورهای اسلامی تأثیر سوء گذاشته، بلکه احتمال بروز جنگ­های داخلی، پاک­سازی قومی و نسل­کشی در میان کشورهای اسلامی را افزایش داده است (حسینی­مقدم و صنیع اجلال، 1391: 10 و 11).

 

مشکل بزرگ­تر در زمینه فرهنگی، ضعف نهادهای اندیشه­ساز و نخبه­پرور در جهان اسلام است. در دو قرن اخیر، نهادهای سنتی اندیشه­ساز و نخبه­پرور، به جز در موارد انگشت­شمار، محصول نظری چندانی نداشته و نهادهای جدیدی هم که در این زمینه تأسیس شده­اند، نیز به جز تقلید و دنباله­روی کاری انجام نداده­اند. ضعف نظریه­پردازی و نخبه­پروری موجب درک نادرست از مسائل اساسی و شیوه­های حل آنها در جهان اسلام خواهد شد (عیوضی، 1387: 181).

 

به طور کلی، اختلافات ناشی از شکافت فرهنگی در جهان اسلام به سه دسته کلی تقسیم می­شود: اول؛ اختلافات قومی، قبیله­ای و فرقه­ای که موجب بی ثباتی سیاسی در برخی کشورهای اسلامی شده و مانع از گسترش روابط میان  کشورهای اسلامی گشته و زمینه را برای مداخله قدرت­های خارجی فراهم ساخته است. دوم؛ اختلافات مذهبی، نژادی و زبانی  که ناشی از وجود اقلیت­های مذهبی، زبانی و نژادی در کشورهای جهان اسلام است که نمود آن را می­توان در اختلافات میان کردها و سایر اقوام در کشورهای خاورمیانه مشاهده نمود. سوم؛ اختلافات سیاسی و ایدئولوژیکی که مداخله خارجی، موجب افزایش خشونت در این کشورها شده و بی ثباتی سیاسی و ناامنی را افزایش داده و هزینه­های مالی و جانی زیادی بر این کشورها تحمیل کرده است که از جمله­ی آن می­توان هزینه­ی مبالغ زیاد برای خرید تسلیحات اشاره نمود. مجموع این اقدامات منجر به تضعیف کشورهای اسلامی شده است (همان).

 

3.2. عوامل بیرونی

 

به طور کلی، فرهنگ و هویت اسلامی ناشی از گسترش رسانه­های غربی به شدت دگرگون شده است. در واقع، غرب به همان دلیلی که خواستار عدم ایجاد قدرت اسلامی است، به تعصبات قومی، ملی و قبیله­ای دامن می­زند. نقش منفی رسانه­های غربی به عنوان عامل بیرونی در چالش­سازی فرهنگی برای دول جهان اسلام زمانی پررنگ می­شود که این رسانه­ها، تصویر نادرستی از آموزه‌های اسلامی (شناخت اسلام بر مبنای گروه­های تروریستی القاعده و داعش) ارائه و قرآن مجید را به عنوان منبع خشونت قلمداد می­نمایند. غرب همچنین با تحریک پیروان ادیان دیگر، به ویژه مسیحیان علیه مسلمانان و نفرت­آفرینی نسبت به مسلمانان و تشکیک در آسمانی بودن دین اسلام بر نقش منفی خود در چالش‌سازی فرهنگی در جهان اسلام صحه می­گذارد. از سوی دیگر، غرب با گسترش فناوری متأثر از دیدگاه ماتریالیستی و ضددینی خود، چالش­های فرهنگی متعددی را برای مسلمانان به وجود آورده است (موسوی و دیگران، 1391: 85). یکی از نمودهای این فعالیت، فرهنگ لیبرالیسم است که اینک به عنوان داعیه­دار آخرین مرحله از حیات بشر است، این فرهنگ ماهیتی دنیاگرا و آخرت­گریز دارد و فرهنگ تمدن اسلامی را که دارای رویکردی مبتنی بر آخرت­گرایی است را به چالش می‌گیرد.

 

پاک کردن هویت جوامع دیگر برای تحمیل فرهنگ کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، از چالش های فرهنگی موجود در جهان اسلام است. به گفته محمود اعوده، یکی از روشنفکران عرب، جامعه عرب (به عنوان بخش اعظم جهان اسلام) تحت تهاجم فرهنگ "همبرگر" قرار دارد. به اعتقاد وی، تحول در عادت­های غذایی با دیگر تغییرات در قشربندی اجتماعی و افزایش شکاف اجتماعی پیوند دارد (کرانی و حافظیان، 1381: 174).

 

یکی دیگر از معیارهای فرهنگی تمدن اسلامی، زبان عربی است که به نوعی زبان رسمی تمدن اسلامی می­تواند باشد که از سوی سلطه فزاینده­ی زبان انگلیسی در خطر نابودی و رنگ باختن قرار دارد.

 

  1. جغرافیایی

 

عوامل چالش­برانگیز جغرافیای در تأسیس و گسترش تمدن اسلامی نیز به دو دسته بیرونی (عامل تأثیرگذار بیرون از جهان اسلام) و درونی (عامل تأثیرگذار داخلی و بین دول اسلامی) تقسیم می­شود که بدین شرح است:

 

4.1. درونی

 

به طور کلی و در وضعیت فعلی، جهان اسلام از گسیختگی فضایی و عدم یکپارچگی سرزمینی رنج می­برد. در توضیح این وضعیت باید گفت که جهان اسلام به یازده منطقه جغرافیایی محدودتر شامل جنوب شرق آسیا، جنوب آسیا، فلات ایران، آسیای مرکزی قفقاز و ترکیه، اروپای جنوب شرقی، شمال آفریقا، شرق آفریقا، غرب آفریقا، آفریقای مرکزی و شبه جزیره عربستان تقسیم می­شود و منطقه خاورمیانه که عمدتاً به عنوان مرکز جهان اسلام از آن یاد می­شود نیز از چندین منطقه ژئوپولتیک مجزا تشکیل شده است. بنابراین پراکندگی کشورهای مسلمان در سه قاره و عدم پیوستگی و یکپارچگی، باعث ایجاد تنوع و تفاوت­های شدیدی در ویژگی­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشورهای جهان اسلام شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 144). این گسیختگی جغرافیایی، زمینه­ی بروز اختلافات ارضی و مرزی را فراهم کرده است و این مسأله، بستر مناسبی را برای دخالت­های فرامنطقه‌ای فراهم می‌آورد. علی­رغم تلاش­های صورت گرفته، بخشی از اختلافات سرزمینی و مرزی، هنوز حل نشده است. تنها در منطقه خلیج فارس و طی سه دهه گذشته، فقط بخش کوچکی از اختلافات مرزی، حل و فصل گردیده که از آن میان می­توان به اختلاف مرزی بحرین و قطر، اختلاف مرزی عراق و کویت در خشکی و بخشی از دریا، مرز دریایی و خشکی کویت و عربستان سعودی اشاره کرد. اما اختلافات ارضی و مرزی بین عربستان سعودی و امارات، امارات و عمان، عربستان و قطر و عربستان و یمن همچنان حل نشده باقی مانده است. امارات متحده عربی با اکثر همسایگان خود، دارای اختلاف ارضی و مرزی است؛ ضمن این­که امارت­های تشکیل دهنده آن نیز با همدیگر اختلافات ارضی و مرزی دارند. در شمال افریقا هم مباحث مربوط به عدم اختلافات مرزی و سرزمینی نیز همچنان باقی است (عسگری، 1387: 170).

 

با توجه به مطالب بیان شده، باید گفت که کشورها در جهان اسلام بیشتر از آن­که در موقعیت جزیره­ای باشند، در موقعیت قاره­ای قرار دارند. همچنین علاوه بر پراکندگی جغرافیایی، مشکلات ملی، منطقه­ای و بین­المللی هر یک از کشورها نیز همگرایی با چالش مواجه هستند. در این وضعیت، آرایشی از دولت­ها وجود دارد که در آن، ملت­ها همیشه بر چارچوب مرزهای دول منطبق نیستند. این عدم تطابق، همواره امکان کشمکش­های قومی و یا ملی و منطقه­ای را در جهان اسلام مهیا می­سازد (یوسفی و کریمی، 1389: 3)  و در صورتی که اختلافات مرزی و سرزمینی در جهان اسلام، رنگ و بوی ایدئولوژیکی و سیاسی به خود بگیرد؛ اختلافات تداوم و عمق بیشتری پیدا کرده و نه تنها امکان حل مسالمت­آمیز این اختلافات وجود نخواهد داشت، بلکه زمینه­های بدبینی و تنش تشدید می­شود. باید اذعان کرد که تفاوت­های ارضی و مرزی در جهان اسلام، علاوه بر تحمیل هزینه­های انسانی و مالی بر اقتصاد و جامعه کشورهای اسلامی، زمینه را برای مداخله و بهره­برداری بیشتر قدرت­های خارجی فراهم می­سازد.

 

4.2. بیرونی

 

پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، جهان اسلام از اندونزی گرفته تا آفریقای ماورای صحرا، تحت مالکیت استعماری مجموعه­ای از قدرت­های اروپایی قرار گرفت. به دلیل نقش مهم قدرت­های غربی در تحدید حدود مرزهای کشورهای اسلامی و تحمیلی بودن بیشتر مرزها، بسیاری از کشورهای اسلامی در مسائل سرزمینی و مرزی با یکدیگر اختلاف دارند. مرزهای قلمرو غربی جهان اسلام، زودتر از مرکز آن تعیین و مشخص شدند و کشورهای انگلستان و فرانسه و ایتالیا در ایجاد آن نقش داشته و پس از استقلال نیز همان مرزها به رسمیت شناخته شده است (حافظ­نیا و زرقانی، 1391: 146و147).

 

بعد از جنگ جهانی دوم نیز شوروی و آمریکا که به عنوان داعیه­داران لیبرالیسم و کمونیسم در جهان مطرح بودند، بعضی از مناطق جهان اسلام از قبیل یمن را به دو قسم شمالی و جنوبی تقسیم­بندی کردند. همچنین غرب با حمایت­های خود از تشکیل اسرائیل در مناطق غربی جهان اسلام، مرزبندی­های تازه­ای به وجود آورده است. پس از فروپاشی شوروی نیز غرب به نقش مداخله­گرانه خود در تغییر مرزهای جغرافیایی ادامه داده است و به عنوان نمونه، با حمایت­های تسلیحاتی کشوری نظیر سودان نیز به دو تکه تقسیم شده است.

 

به طور کلی، جهان اسلام در ساخت مرزهای مشترک تمدن اسلامی با موارد متعددی از دخالت­های نرم و سخت قدرت­های فرااسلامی روبرو بوده که موجبات واگرایی هر چه بیشتر در ساخت تمدن اسلامی شده است.

 

نتیجه­ گیری

 

با توجه به چالش­های گفته شده در چهار بخش سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی، ساخت تمدن نوین اسلامی با دشواری­های بسیاری روبرو خواهد بود. عوامل بیرونی و به ویژه غرب نیز بر گسستگی بیش از حد در درون جهان اسلام صحه گذاشته و مشکل واگرایی و در نهایت ساخت تمدن اسلامی را دو چندان کرده است.

 

در مورد ارائه راهکار، نگارنده بر این باور است که ایجاد همگرایی در قالب تمدن اسلام را باید از بخش فرهنگی شروع کرد؛ به این معنا، هر فرد مسلمان باید از عوامل وحدت­گرا در اسلام و نقش آن در پیشرفت معنوی و مادی آگاهی یابد. آگاهی افراد جامعه از این عوامل همگرا، نیاز به نهادسازی و نخبه­پروری در جهان اسلام دارد و افراد نخبه و نهادهای اسلامی باید بتوانند در سطح وسیع­تری مردم را از عوامل تمدن­ساز اسلامی آگاه کنند. به عبارت دیگر، افراد نخبه و نهادهای اسلامی که با تحقیق و بررسی به مولفه­های ساخت تمدن اسلامی دست یافته­اند می­توانند هم به تربیت سیاسی رهبران قدرتمند جهان اسلام بپردازند و هم مردم را از مولفه­های تمدن اسلامی آگاه کنند. نقش تربیت رهبران اسلامی جهان اسلام، از آن­جایی مهم می­شود که با ایجاد وحدت در عین کثرت مذهبی و ممانعت از دست­اندازی های قدرت­های غربی و غیراسلامی به ویژه آمریکا، در روند ساخت تمدن اسلامی تسریع می­شود.

 

همچنین رهبران جهان اسلام برای جلوگیری از رفتارهای متعدد سیاسی خود می­توانند در سازمان یا مکانی مشخص(مانند سازمان کنفرانس اسلامی)، با توجه به تقاضاها و اهداف متعدد خود بحث و چانه­زنی کنند تا در عرصه بین­المللی، رفتاری واحد از خود نشان دهند و ضمن احترام به دول کوچک­تر اسلامی و گسترش همکاری­های خود با آنها، قدرت برتر خود را در برابر قدرت­های غیراسلامی به ویژه آمریکا، روسیه، چین و اتحادیه اروپا نشان دهند.

 

سخن آخر این­که راه درازی در ساخت تمدن اسلامی مشاهده می­شود و همواره مشکلات داخلی و بیرونی در ساخت این تمدن وجود داشته و خواهد داشت.  با این وجود، برای ساخت تمدنی دوباره باید از خود به عنوان فردی مسلمان شروع کرد تا بتوان محدودیت­های ناشی از چالش­های تمدن سازی را حل و فصل کرد که در نمودار زیر به این موارد به صورت هرمی اشاره شده است.

 

 [K1]نوکارکردگرایان به مسائل سیاسی برخلاف کارکردگرایان توجه ویژه ای داشتند. نوکارکردگرایان اولویت را به مسائل سیاسی می دهند تا اقتصادی

مراجع

 

منابع

  1. ابراهیم حسن، حسن، تاریخ سیاسی اسلام: از آغاز تا انقراض دولت اموی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: جاویدان، 1366ش.
  1. اسماعیلی، هادی و یعقوبی، نورمحمد، اسلام، جهانی شدن و چالش­های پیش­رو، چهارمین کنگره بین­المللی جغرافی­دانان جهان اسلام، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1389.
  1. امام­جمعه­زاده، سید جواد و فیروزی، آیت، زمینه­ها و موانع همکاری در منطقه خلیج فارس، مجله دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، شماره 4، بهار 1386.
  1. حاج یوسفی، امیرمحمد، شهریار، فاطمه و الهامی، امیرحسین، نخبگان و همگرایی منطقه­ای در سازمان همکاری اقتصادی(اکو)، فصلنامه مطالعات اوراسیای مرکزی، شماره41، 1391.
  1. حافظ­نیا، محمدرضا و زرقانی، سیدهادی، «چالش­های ژئوپولیتیکی همگرایی در جهان اسلام، پژوهش­های جفرافیای انسانی، شماره 80، 1391.
  1. حافظ­نیا، محمدرضا، اصول و مفاهیم ژئوپولیتیک، مشهد: بابلی، 1385.
  1. حسینی­مقدم، محمد و صنیع اجلال، مریم، همگرایی جهان اسلام و آینده تمدن اسلامی، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام، شماره سوم، 1391.
  1. دوئرتی، جیمز و فالتزگراف، رابرت،‌ نظریه‌های متعارض در روابط بین‌الملل، ترجمه علیرضا طیب و وحید بزرگی، تهران: قومس، جلد دوم، 1372.
  1. زمانی محجوب، حبیب، نوسازی تمدن اسلامی، فصلنامه معرفت سیاسی، شماره اول، 1390.
  1. سیف­زاده، حسین، نظریه­های متعارض در روابط بین­الملل. تهران: سفیر، 1369
  1. صادقی، علی و شوشتری، سید محمدجواد، همگرایی کشورهای اسلامی، چالش‌ها و راهکارها، چهارمین کنگره بین­المللی جغرافی­دانان جهان اسلام، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1389.
  1. عسگری، سهراب، ژئوپلتیک جهان اسلام؛ زمینه‌های واگرایی و بسترهای همگرایی، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 41، 1387.
  1. عیوضی، محمدرحیم، چالش­های سیاسی جهان اسلام و آینده ایران، دانش سیاسی، شماره دوم، 1387.
  1. قوام عبدالعلی، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، تهران: قومس، 1370
  1. قوام، عبدالعلی، اصول سیاست خارجی و سیاست بین‌الملل، تهران: سمت، 1372.
  1. قوام، عبدالعلی، تجزیه و تحلیل ابعاد گوناگون همگرایی در روابط بین­الملل، فصلنامه مطالعات بین­المللی، شماره 8، بهار 1385.
  1. کاظمى، علی‌اصغر، نظریه همگرایى در روابط بین‏الملل، تهران: قومس، 1370.
  1. کرانی، بهجت و حافظیان، محمدحسن، جهانی شدن و تحلیل سیاست خارجی در خاورمیانه: کشتن یا درمان کردن؟، فصلنامه خاورمیانه، شماره 31، 1381.
  1. کولایی، الهه، تحول در نظریه­های همگرایی، فصلنامه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره 48، تابستان 1379.
  1. لطفی، حیدر و محمدزاده، آزاده، فرایند جهانی شدن و بررسی این پدیده در کشورهای جهان اسلام، چهارمین کنگره بین­المللی جغرافی­دانان جهان اسلام، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1389
  1. محمدی، یدالله، همگرایی و سیر تطور و تکامل آن (1) و(2)، نشریه مصباح، 1370.
  1. مشیرزاده، حمیرا، تحول در نظریه­های روابط بین­الملل، تهران، سمت، 1384.
  1. موسوی، سیدمحمد، موسوی، سیدمحمدرضا و اسماعیلی، علی، جهانی شدن و کشورهای جهان اسلام: بسترهای همگرایی­ها و زمینه­های واگرایی­ها، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام، شماره دوم، 1391.
  1. مومنی، مهدی، فرایند جهانی شدن و چالش­های آن در کشورهای جهان اسلام، چهارمین کنگره بین­المللی جغرافی­دانان جهان اسلام، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1389.
  1. ولایتی، علی اکبر و محمدی، رضا سعید، تحلیل تجارب همگرایی در جهان اسلام، دوفصلنامه دانش سیاسی، شماره اول،‌ بهار و تابستان 1389.
  1. یوسفی، ثریا و کریمی پاشاکی، سجاد، ژئوپلتیک، سازه­ای برای همگرایی کشورهای جهان اسلام، چهارمین کنگره بین­المللی جغرافی­دانان جهان اسلام، زاهدان، دانشگاه سیستان و بلوچستان، 1389.
  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

آشنایی با مکتب سلفیه

آل سعود و عربستان سعودی

آموزه‌ها و آینده داعش

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

آينده داعش در عراق

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

آینده جنبش های اسلامی

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

ابن تیمیه و اهل بیت

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

ابن تیمیه که بود و چه کرد

ابوبكر بغدادی

ابومصعب زرقاوي و داعش

اجتهاد از نگاه وهابیون

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

احزاب سلفی در مصر

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

اسامه بن‌ لادن

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

استراتژی داعش در عراق و شام

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

افترائات وهابیت علیه شیعه

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

افغانستان در دوران پساطالبان

افغانستان و گروه طالبان

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

التکفیر و الهجره

القاعده

القاعده در اوگاندا

القاعده در تانزانیا

القاعده و تروریسم مذهبی

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

الگوی سازمانی القاعده و داعش

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

ایمن الظواهری

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

بدعت

بدعت از منظر وهابیان

بدعت در دین

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

بربهاری

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسى مبانى فکرى تکفیر

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

بررسی قتال در قرآن 1

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی مبانی فقهی تکفیر

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

بن بست خلافت با اندیشه داعش

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

بیوگرافی ابن تیمیه

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأویل

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تاریخ وهابیت

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

تبرک و استشفا به آثار اولیا

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

ترسیم نقشه راه جدید داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

توحید در مذاهب کلامی

توحید عبادی و شبهات وهابیت

توحید و شرک

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

تکفیر

تکفیر

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

تکفیر از دیدگاه سید قطب

تکفیر از دیدگاه قرآن

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

تکفیر اهل قبله

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

تکفیر در آیات و روایات

تکفیر در جهان اسلام

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

تکفیر در روایات نبوی (3)

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر گذشته، حال، آینده

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

تکفیریها در انگلستان

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

جریان شناسی القاعده

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

جریان شناسی وهابیت مصری

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

جریان شناسی سلفیگری

جریان های تکفیری عراق

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

جنبش شاه ولی­ الله در هند

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

جهاد در اندیشه سید قطب

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

جهادی‌های جدید کیستند؟

جهان از نگاه داعش

جهانى شدن و القاعده

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جوانان يهودی در صف داعش

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

حرکت سلفیه

حزب التحریر ازبکستان

حزب التحریر در آسیای مرکزی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

خاستگاه سلفی گری تکفیری

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

خاورمیانه و جنگ های دینی

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

داعش خوب داعش بد

داعش در مسیر القاعده شدن

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

دشمن نزدیک و دور

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

دموکراسی

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

رقابتى براى هويت و شناسه‏

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

روش های تبلیغی وهابیت

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

ریشه‌های تفکر داعش (١)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

زمینه های تاریخی سلفیه

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

سب الصحابه

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

سرچشمه اندیشه وهابیت

سرچشمه های فکری القاعده

سفر وهابیت به مصر

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

سلفيان

سلفيان

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

سلفی گری

سلفی گری در مصر و دوره جدید

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

سلفیه

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

سلفیه درباری

سلفیه و تقریب

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

سونامی تکفیری در جهان بشری

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (جهادی تکفیری)

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت تکمیلی)

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

شباهت وهابی ها با خوارج

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

صحیحین و نفی تکفیر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

طالبان؛ دین و حکومت

ظهور داعش در شبه‌ قاره

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

ظهور و افول القاعده در عراق

عبادت

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

عبور از «خاورمیانه جدید»

عربستان در عرصه تبلیغات

عربستان معمار جنایت و مکافات

عربستان و وهابیت در آفریقا

عزاداری بدعت یا سنت

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

عقل از دیدگاه سلفیه

عقل از منظر وهابیان

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

عوامل روانی تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

فتنه تكفير

فتنه و هابیت

فرا واقعیت بنا العابد!

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

فعالیت وهابیت در جهان

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

قبیله انحراف

قبیله بدعت

قبیله خشونت

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

لشگر جهنگوی

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

مانیفست توحش در فقه داعش

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

مباني اعتقادی داعش

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مبانی فکری ابن تیمیه

مبانی مذهبی و قومی طالبان

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

مراتب و متعلقات ایمان

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

مفهوم و مراحل شرک

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

موافقين و مخالفين خلافت داعش

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

نظری بر تاریخ وهابیت

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

نقش وهابیت در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

نقش وهابیت در کنیا

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

نگاه داعش به مهدویت

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی بر وهابیت

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

وهابيت از نگاهي ديگر

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

وهابیان و توحید در اسما و صفات

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

وهابیت در آیینه تاریخ

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

وهابیت و تخریب قبور

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و تکفیر شیعه

وهابیت و سماع موتی

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

وهابیت، مکتب تشبیه

پاسخ به شبهات جهاد

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

کتاب شناسی تکفیر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

کودتا در داعش

کویت و وهابیت در آفریقا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام