مقالات > واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۸ تعداد بازدید: 73

اين مقاله با توجه به اين واقعيت كه تكفير و نابردبارى مذهبى، هميشه يا اغلب به نوعى نفاق و دو رويى در بعد شخصى و اجتماعى دامن مى‏زند، از نكوهيده بودن پديده نفاق در منابع دينى به طريق انّى نتيجه مى‏گيرد كه تكفير و نابردبارى دينى و مذهبى، بسيار نكوهيده است.



مقاله، با تمركز بر وجوه فرهنگى و فكرى رويكرد تكفيرى نشان مى‏دهد كه تكفير چگونه به نفاق در حوزه ايمان و حتى معرفت و سلوك علمى مى‏انجامد و اخلاق را از يك سو و شكوفايى معرفت دينى را از سويى ديگر تباه مى‏سازد. مقاله، تأكيد مبالغه‏آميز انديشه‏هاى تكفيرى بر عنصر عمل و نقش آن در نفى جنبه‏هاى باطنى و معنوى دين را يادآور مى‏شود و در پايان، رهيافت‏هايى براى رويارويى با اين جنبه‏هاى منفى پديده تكفير پيشنهاد مى‏دهد.

كليدواژگان: تكفير، نفاق، بدعت، ظاهرگرايى.


درآمد

هنگامى كه پيامبر (ص) به مدينه هجرت فرمود براى ايجاد هم‏بستگى در مدينه متنوع آن روز، پيمان‏نامه‏اى را با توافق گروه‏ها و قبايل مختلف تدوين و تصويب فرمود كه از جمله در آن آمده بود:

يهوديان بر دين خود و مسلمانان بر دين خود خواهند بود ... يهوديان مخارج مربوط به خود را مى‏پردازند و مسلمانان نيز مخارج خود را. ميان اهل اين پيمان نامه [از جمله مسلمانان و يهود] خيرخواهى و نصيحت و نيكى حاكم خواهد بود، نه گناه و تعدى.[2]

در آن روزگار، مدارا و بردبارى مذهبى و غيرمذهبى اگر هم در ميان فرزانگان و نخبگان به طور ضعيف مطرح بود، ارزش مسلط زمانه نبود. اما پيامبر (ص) براى بنيان‏گذارى مدنيّتِ اسلامى از مدارا و تحمل ديگران شروع كرد. تفاوتى نمى‏كند كه مقصود از اين يهوديان همه يا چند قبيله يهودى باشند كه در اطراف مدينه ساكن بودند يا فرزندان انصار كه احياناً دين يهود را اختيار مى‏كردند.[3] مقصود از اين يهوديان هر كه باشد پيامبر (ص) روح مدارا را به امت خويش آموزش داده‏اند. امروزه اما در دورانى كه مدارا به گفتمان مسلط زمانه تبديل شده است، برخى به نام همين پيامبر بر طبل تكفير و نابردبارى در درون خود امت مى‏كوبند و چهره اسلام و شريعت پيامبر رحمت (ص) را خشن و نابردبار نشان مى‏دهند.

شواهد نشان مى‏دهد كه برخى دست‏هاى ناپاك خارج از جهان اسلام به اين پديده دامن مى‏زنند و از جنبه‏هاى گوناگون آن را پشتيبانى مى‏كنند. با اين حال از وجه فكرى‏

______________________________
(1). «... لليهود دينهم و للمسلمين دينهم ... وأن على اليهود نفقتهم وعلى المسلمين نفقتهم وأن بينهم النصر على من حارب أهل هذه الصحيفه، و أن بينهم النصح و النصيحه والبر دون الاثم». (نك: على احمدى‏ميانجى، مكاتيب الرسول (ص)، ج 3، ص 6 به بعد).

(2). براى ملاحظه توضيحاتى در اين باره نك: همان، ص 11.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 197

و فرهنگىِ اين پديده زيان‏بار غفلت نبايدكرد. نقش جهل، كوته‏بينى و سادگى برخى مسلمانان در پر و بال گرفتن اين جنبش در برخى از كشورهاى اسلامى كم نيست. پس، شناخت زمينه‏هاى فكرى و اعتقادى كه تكفير را در دامان خود مى‏پرورَد يك ضرروت است. به‏ويژه اين كه مطالعات تبارشناختى از پيشينه تكفير نشان مى‏دهد كه اين پديده، پيوسته بيش يا كم به گونه‏اى در خانواده بزرگ اسلام وجود داشته است.[4] هرچند ظاهراً پديده تكفير در شيب تند ابتذال است.

تبار تكفيريان امروز در ترسيم انديشه‏هاى خود، به ظاهر، حساب و كتاب و دستگاهى داشتند. گروه‏هايى از اباضيه براى نمونه با پذيرفتن مفهوم كفرِ نعمت، يعنى كفرى كه نتيجه انكار نعمت است، آن را از كفرى كه نتيجه انكار ربوبيت است، جدا مى‏كردند.[5] تكفيريان امروز اما آن قدر كم‏حوصله‏اند كه هر مسلمانى را كه با آنان اندك تفاوت فكرى و عملى داشته باشد با حربه تكفير مى‏نوارند.

از ويژگى‏هاى برجسته رويكرد تكفيرى، نابردبارى در برابر عقيده مخالف با خود و تلاش براى تحميل عقيده با تكيه بر اهرم تكفير و در واقع به‏كارگيرى زور و تحميل عقيده است. اين رويكرد به سهم خود در نهادينه كردن ظاهرگرايى و نفاق در جامعه بسى مؤثر است. از ديرباز بسيارى از انديشورانى كه به بردبارى و نابردبارى مذهبى پرداخته‏اند به رابطه معنادار نابردبارى و تلاش براى تحميل عقيده از يك سو و گسترش نفاق و دورويى از سوى ديگر توجه كرده‏اند. اعلاميه اصول مدارا، مصوب 16 نوامبر 1995 م. يونسكو نيز يادآور شده است كه نابردبارى مذهبى و تحميل عقيده سبب مى‏شود تا افراد نتوانند خود را چنان كه هستند نشان دهند. نابردبارى مذهبى، نفاق را هم درلايه‏هاى شخصيتى فرد و هم به لحاظ اجتماعى نهادينه مى‏سازد. از

______________________________
(1). براى نمونه درباره گوشه‏هايى از ريشه‏هاى تكفير در مصر در قرن حاضر نك: يوسف قرضاوى، ظاهرة الغلو فى التكفير.

(2). نك: مسعود جلالى مقدم، «اباضيه»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 319.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 198

چشم‏انداز دينى نيز نسبت مستقيم و معنادارى ميان نابردبارى دينى و مذهبى و تحميل عقيده و تكفير از يك سو و دورى از گوهر ايمان و اعتقاد درونى و مؤمنانه از سوى ديگر وجود دارد.

اين مقاله با واكاوى اين موضوع، نخست به نقش فضاهاى تكفيرى بر گسترش ظاهرگرايى در دين‏دارى مى‏پردازد. (بخش اول) آن‏گاه از تأثير تكفير بر نفاق در دو قلمرو ايمان دينى و معرفت دينى سخن مى‏گويد (بخش دوم)؛ و در ادامه براى برون‏رفت از اين جنبه از كاركرد منفى پديده تكفير راهكارهايى را پيشنهاد مى‏نمايد (بخش سوم).

  1. تكفير، ظاهرگرايى و معنويت‏ستيزى‏

زيان رويكرد تكفيرى به دين، بر خلاف آنچه گاه تصور مى‏شود، به گسترش خشونت‏هاى فيزيكى در ميان مسلمانان يا در رابطه مسلمانان با پيروان ديگر آيين‏ها و اديان محدود نمى‏شود، بلكه نگاه تكفيرى، نخست بن‏مايه‏هاى معنوى و درونى درخت پاك دين را ضعيف و حتى نابود مى‏سازد و به دين‏دارىِ قشرى و ظاهرگرا دامن مى‏زند. راستى چه رابطه‏اى ميان رويكرد تكفيرى و ظاهرگرايى وجود دارد؟

كسانى‏كه دل و زبان به تكفير ديگران مى‏آلايند در خوش‏بينانه‏ترين حالت، بندگان خداوند هستند؛ انسان‏هايى كه مثل همه آدم‏ها به درون و اسرار نهان و احياناً نيت‏ها و انگيزه‏هاى متعالى، انسانى و الهى افراد دست‏رسى ندارند. آن‏ها معمولًا مى‏خواهند بر مبناى برخى ويژگى‏ها و نمودهاى رفتارىِ ظاهرى درباره ايمان يا كفر مردم حكم كنند. به طور طبيعى براى رهايى از شرّ كافر قلمداد شدن، افراد حتى آن‏ها كه در درون، اعتقادى به مبانى دينى ندارند مى‏كوشند تا ظواهر مذهبى را رعايت كنند؛ جايى‏كه جان سالم به‏دربردن از برچسبِ تكفير در گرو ظاهرمدارى است، بازار ظاهرگرايى رونق پيدا مى‏كند و معنويت و ارزش‏هاى اخلاقى از مدار توجه خارج مى‏شود. تسلط چنين رويكردى به معناى مرگ درون‏گرايى و ارزش‏ها و فضيلت‏هاى ذاتى و درونى است.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 199

كسانى ممكن است به اشتباه بپندارند كه اتفاقاً اسلام به حفظ ظواهر مذهبى بسى اهميت مى‏دهد؛ براى نمونه در اسلام بر تستّر و پرده‏پوشى گناه تأكيد شده است؛[6] يا اين كه بر نهى از منكراتى كه آشكارا صورت مى‏گيرد اصرار بيشترى شده است.[7] پس اصرار بر ظاهرگرايى اتفاقاً به سلامت ظاهرى جامعه مى‏انجامد؛ امرى كه به نوبه خود مى‏تواند حتى زمينه‏ساز پرداختن به جنبه‏هاى درونى، باطنى و معنوى دين نيز بشود.

صاحبان اين ديدگاه فراموش مى‏كنند كه تأكيد آموزه‏هاى اسلامى بر تستّر نه به معناى طرف‏دارى از ظاهرگرايى كه براى رسيدن به جامعه‏اى واقعاً اخلاقى است. اگر در اسلام بر پرده‏پوشىِ پاره‏اى از منافيات عفت تأكيد مى‏شود براى پيش‏گيرى از زدودن قبح اخلاقى پاره‏اى از اعمال و در نهايت رسيدن به جامعه‏اى عفيف و اخلاقى است. اگر بر نهى از منكرِ آشكار و عمومى تأكيد شده و از نقض حريم خصوصى افراد به بهانه امر به معروف و نهى از منكر نهى شده به دليل آن است كه نهى از منكر در اين حوزه در عمل به لحاظ اخلاقى سازنده نيست. متون دينى كه بر ارتكاب آشكارِ گناه سخت مى‏گيرند را هرگز نبايد به دفاع از ظاهرگرايى و تأييد مبالغه‏آميز ظواهر تفسير و تعبير كرد.

انبوهى از متون دينى به‏ويژه آيات متعددى از قرآن مجيد، نه تنها پروژه اسلام كه پروژه اديان ابراهيمى را برنامه‏اى براى دست‏يابى انسان به گوهر تزكيه و آراستگى اخلاقى درونى معرفى مى‏كند.[8] به گفته علامه طباطبائى، راز انحطاط و سقوط مسلمانان، اكتفا به جسم و كالبد احكام و روى‏گردانى از روح و باطن‏

______________________________
(1). حرعاملى، وسائل‏الشيعه، ج 18، ص 327، باب 16 از ابواب مقدمات الحدود، حديث 2.

(2). نك: همان، ج 11، باب 4 از ابواب الأمر و النهى، ص 407، حديث 1: «إن المعصيه إذا عمل بها العبد سرّا لم يضر إلا عاملها، فإذا عمل بها علانيه و لم يغيّر عليه أضرّت بالعامّه ...».

(3). بقره، آيه 129 و آل عمران، آيه 164.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 200

آن‏هاست.[9] شيعه و سنى از پيامبر (ص) نقل كرده‏اند كه: «من براى تكميل مكارم و فضايل اخلاقى مبعوث شده‏ام»،[10] شريعت با همه ارج و اهميتى كه دارد، معبر ورود به اخلاق و ساخت جامعه‏اى اخلاقى است. تكفيريان با تكيه‏زدن بر مسند داورى الهى و حكم درباره ايمان و كفر افراد صرفاً با تكيه بر ظواهر، در عمل اخلاق و فضيلت‏هاى درونى و باطنى را بى‏ارج و كم‏اهميت مى‏نمايند و دين را به رعايت ظواهرى چند فرو مى‏كاهند.

در دستگاه فكر تكفيرى آن اندازه كه به كالبد و جسد عمل اهميت داده مى‏شود به روح، نيت و انگيزه عمل ارج نهاده نمى‏شود. هم از اين رو برخى رويكردهاى ظاهرگرا معتقدند اگر كسى فعلى را به جاى آورد كه خداوند متعال بدان امر كرده است، حتى اگر آن فعل را براى خداى به‏جاى نياورد، باز عملش مورد قبول است.[11]

به طور كلى در انديشه‏هاى تكفيرى و خارجى‏گرى، عمل نقش مهمى دارد.[12] به نظر اباضيه مقومات سه گانه ايمان عبارت است از: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان و عمل به اركان و جوارح. به نظر آنان ايمان با عمل صحت مى‏پذيرد و عمل، برهانى است بر

______________________________
(1). سيد محمد حسين طباطبائى، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 2، ص 235: «ولم يبلغ المسلمون إلى ما بلغوا من الانحطاط والسقوط إلا بالاقتصار على أجساد الأحكام والإعراض عن روحها و باطن أمرها».

(2). فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان فى تفسيرالقرآن، ج 5، ص 501. براى آشنايى با برخى از منابع شيعى و سنى كه اين حديث را نقل كرده‏اند نك: اصغرهادى، «مكارم‏الاخلاق (پژوهش پيرامون روايت تتميم مكارم اخلاق و روايات همانند)»، مجله اخلاق، پاييز و زمستان 1385، ش 5 و 6، ص 229- 253.

(3). نك: مسعود جلالى مقدم، همان، ج 2، ص 329. از صحت عملى كه براى غيرخداوند انجام گرفته باشد مى‏توان سخن گفت، اما قبول چنين عملى دشوار است. اين رويكرد اگر در راستاى اهتمام به عمل و بى‏توجهى به انگيزه‏هاى آن باشد، قابل انتقاد است؛ البته از چشم‏اندازى ديگر اين بحث مطرح است كه نقش ايمان در پذيرش عمل خير چيست؟ برخى از نحله‏هاى كلامى برآنند كه خداوند متعال به عمل ذاتاً خير جدا از نيت فاعل آن پاداش مى‏دهد. براى ملاحظه بحثى در اين باره نك: مرتضى مطهرى، عدل الهى، مجموعه آثار، ج 1، ص 270.

(4). نك: ابراهيم محمد الفحام، «التأصيل الفكرى لجماعه التكفير والهجره»، مجله الامن العام، قاهره، رجب 1397، شماره 78، ص 9- 17.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 201

صدق اعتقاد و صدق لسان.[13] برعكس در كلام شيعى اصرار شده است كه ايمان از جنس تصديق قلبى خداوند و هر چيزى است كه معرفت آن واجب باشد.[14]

از چشم‏انداز اجتماعى اين رويكرد دقيقاً به معناى نشان‏دادن ناتوانى اسلام در پاسخ‏گويى به نياز بشريت معاصر است. در جهان فرديت‏زده و مادى ما چشم‏ها به پيام‏هاى معنوى اديان دوخته شده است. در هم‏آورد و كارزار معنويت‏جويى، تكفيريان دقيقاً اسلام را بى‏توجه به عالم درون و نيازهاى ژرف انسان به تعالى اخلاقى و معنوى نشان مى‏دهند و بر ظاهر و بيرون تأكيد مى‏كنند. روى ديگر اين سكه البته مى‏تواند اباحى‏گرى و نفى ارزش و اهميت عمل در تبيين ايمان و تعيين مؤمن باشد. اين وادى نيز انحراف و تباهى است؛ عمل به فرمان‏هاى الهى بسيار ارجمند و تعيين كننده است. مشكل اين است كه تكفيريان، چندان بر اعمال جوارحى و نقش آن در ايمان و كفر تأكيد مى‏ورزند كه آن را به كارخانه كافرسازى تبديل مى‏كنند. بايد در اين ميان به راهى ميانه رفت و ضمن حفظ ارزش و اهميت عمل، همه چيز را به اعمال جوارحى فرونكاهيم.

  1. تكفير و گسترش نفاق‏

رويكردهاى تكفيرى به دين، نفاق و دورويى را در دو حوزه ايمان و معرفت و شناخت دينى گسترش مى‏دهند. اين مسئله را در دو بند جداگانه پى مى‏گيريم.

2- 1. تكفير و نفاق اعتقادى‏

برابر موازين دينى، ورود به جامعه اسلامى و عضوى از اعضاى آن شدن معمولًا آسان است. مسلمانان كسى را كه شهادتين مى‏گويد عضوى از اعضاى امت اسلامى مى‏دانند. برابر نگاه رايج در فقه، دريافت انگ كفر و خروج از دين،

______________________________
(1). مسعود جلالى مقدم، همان، ج 2، ص 320.

(2). اعلم أن الايمان هو التصديق بالقلب، ولا اعتبار بما يجرى على اللسان ممن كان عارفاً بالله تعالى، و بكل ما أوجب معرفته مقراً بذلك مصدقاً فهو مؤمن. سيد مرتضى، الذخيره فى علم الكلام، ص 536.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 202

هزينه بسيار سنگينى دارد. عقلًا مى‏توان پذيرفت كه اسلام براى بقاى عضويت افراد در جامعه اسلامى شرايطى قائل باشد. نيز عقلًا- جدا از نصوص مربوط به ارتداد و قطع‏نظر از تفسير رايج از آن‏ها- مى‏توان پذيرفت كه تحت شرايطى كسى بى آن كه با كيفر بزرگى مواجه شود در صورتى كه قصد آسيب زدن به جامعه اسلامى و مبارزه با آن را نداشته باشد، به طور اختيارى از عضويت در اين جامعه محروم شود. اما نمى‏توان پذيرفت دينى كه بنا بر فرض در گوهر ذاتش معنويت‏گرا و اخلاقى است، اصرار داشته باشد تا افراد را با ارعاب و تهديد و با سلاح رعب‏آور تكفير به عنوان يكى از اعضاى خود باقى نگه دارد. اين دقيقاً به معناى نفاق و ترويج دين‏دارى مبتنى بر هراس است. همه آياتى كه نفاق و دو رويى و دوگانگى ميان اعتقاد و عمل را نكوهش مى‏كنند، اين گونه دين‏ورزى را هم نفى مى‏كنند. جوهر نفاق، ناسازوارى ميان قلب و تظاهرات بيرونى مانند گفتار است. قرآن مى‏فرمايد: «منافقان به زبان چيزى را مى‏گويند كه در دل بدان اعتقاد ندارند.»[15] تفاوتى نمى‏كند كه منشأ و انگيزه اين دوگانگى مانند مورد اين آيه، ترس از جنگ و كشته شدن باشد يا رسيدن به نفعى دنيوى و مادى. به طور كلى، قرآن مجيد براى اظهار ايمانِ برخاسته از ترس و هراس ارزشى قائل نمى‏شود. قرآن در شرح حال گروهى از اقوام و ملل گذشته مى‏فرمايد:

آنها زمانى كه عذاب ما را ديدند گفتند: ما به خداوند يكتا ايمان آورديم و به آنچه پيش‏تر شريك خداوند قرار مى‏داديم كافر شديم. ايمان با ديدن عذاب الهى نفعى براى آن‏ها نخواهد داشت ....[16]

به نظر علامه طباطبائى راز بى‏فايدگى اين ايمان آن است كه با اختيار انتخاب نشده است.[17] ايمان از سر اجبار پذيرفته نمى‏شود،[18] بلكه ايمان ناميدنِ چنين حالتى چه بسا مجازى و از سر مسامحه است. ايمان، كنشى فردى و انتخاب‏گرانه است.

______________________________
(1). يقولون بأفواههم ما ليس فى قلوبهم ... (آل عمران، آيه 167).

(2). مؤمن، آيات 84 و 85.

(3). سيد محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج 17، ص 357.

(4). سيدعبدالله شبر، تفسير قرآن الكريم، تحقيق: حامد حفنى داود، ص 447.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 203

روى آوردن به اسلام نه در قالب انتخابى آگاهانه و گزينشِ برنامه‏اى براى زندگى بلكه از سر بيم و هراس، حسِ ضعف نفس و حقارت را در درون فرد نهادينه مى‏كند و او را به سوى دوگانگى و نفاق هرچه بيشتر سوق مى‏دهد. رسالت دين، هرگز نهادينه كردن ترس و دورويى در جان و روان آدميان نيست؛ برعكس، ذاتِ مقدس پروردگار، كانون رهايى بخشى از ترس است.[19] دين، سرچشمه و بنياد استوارى براى اعتماد به نفس و خودباورى است. چنين پديده‏اى نمى‏تواند به منبع تزريق بيم و هراس به دل انسان تبديل شود.

طُرفه اين‏كه خوارج و اباضيه كه در دستگاه فكرى خود، دست‏مايه‏هاى تكفيرى قابل ملاحظه‏اى دارند اغلب بر نكوهش نفاق تأكيد كرده‏اند. آن‏ها نفاق را با شرك و كفر هم‏سنگ قلمداد كرده‏اند. آنان مرتكب كبيره را هر گاه بر گناه خود مصرّ باشد منافقى كافر (البته به كفر نعمت، نه كفر شرك) و جاودان در آتش دانسته‏اند.[20] آنان اما از اين نكته بديهى غفلت كرده‏اند كه اين اندازه تأكيد بر نقش اعمال جوارحى در ايمان و كفر، خود ستيز با درون‏گرايى و نفاق‏پرور است.

بدين‏سان، ارزشى را كه در دستگاه فكر اسلامى به عنصر حقيقت‏جويى و حقيقت‏گسترى داده شده هرگز نمى‏توان در راستاى تحميل فكر درست از طريق تهديد، ارعاب و به‏ويژه حربه تكفير پى‏گيرى كرد؛ چه آن‏ها عموما مستلزم رشد نوعى دورويى و نفاق‏اند. اين به معناى آن است كه تلاش براى دامن‏زدن به حقيقت و بسط آن يا دعوت به خير و اسلام، تنها در چارچوب مبادله اطلاعات (گفت‏وگو) و مبادله استدلال (گفتمان) براى دريافت حقيقت امكان‏پذير است. لازمه بديهى اين رويكرد، پرهيز ار تحميل عقيده در قالب تكفير و جز آن است.

______________________________
(1). قريش، آيات 3 و 4.

(2). مسعود جلالى مقدم، همان، ج 2، ص 319.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 204

2- 2. تكفير و رواج دوگانگى معرفتى‏

رويكرد تكفيرى، افزون بر گسترش نفاق در قلمرو ايمان دينى، به نوعى دوگانگى علمى در امت اسلامى و حتى عالمان و انديشمندان اسلامى هم دامن مى‏زند. خداوند متعال به اقتضاى اين‏كه فيّاض على الاطلاق است، هر روز بلكه هر لحظه، باب جديدتر و عميق‏ترى از فهم دين را نه‏تنها به روى عالمان و دانش‏وران كه به روى همه حق‏جويان و حقيقت‏طلبان مى‏گشايد. اين به معناى تغيير و تحول در ذات دين با گذشت زمان نيست؛ بلكه فهم از آن، متناسب با پيشرفت درك بشر ژرف‏تر و عميق‏تر مى‏شود. اين تكامل و تعالى به حوزه خاصى از معارف اسلامى محدود نيست؛ مثلٌا گسترش ابعاد دانش زبان‏شناسى و قواعد تفسير متن و توسعه راه‏هاى دريافت مقصودِ جدىِ و نهايىِ گوينده متن، از جمله متون مقدس، به قرآن‏پژوهان، فيلسوفان، متكلمان و فقيهان كمك مى‏كند تا به دريافت‏ها و رهيافت‏هاى جديدى از دين نايل شوند. پويايى اسلام و حفظ خاصيت پاسخ گويى به مسائل عصرى در سايه همين درك‏هاى جديد تضمين مى‏شود و استمرار مى‏يابد.

انديشه‏هاى تكفيرى، با برافراشتن شمشير تكفير و بدعت بر سر عالمان و متفكران امت اسلام و حتى عرف عقلانى جامعه اسلامى، به رواج نوعى دوگانگى علمى در ساحت انديشه نيز دامن مى‏زنند. اين تفكر در جهان اسلام رشته‏اى دراز دارد. ابومحمد نهذى (از بزرگان طبقه سوم اباضيه) مى‏گويد: «مؤمنانى كه عقايد و راه‏هاى تازه بياورند، كافر مى‏شوند. آن‏ها نه مؤمنند و نه مشرك».[21] زمانى كه هر تفكر جديدى با برچسبِ بدعت و خروج از دين رو به رو مى‏شود، انديشوران مسلمان از طرح صريح و روشن نظريات خود مى‏پرهيزند. چه افكار و انديشه‏هاى نابى كه در طول تاريخ اسلام زير فشار تكفيريان دفن شده‏اند و هيچ‏گاه فرصت ظهور و بروز نيافته‏اند. چه افكار بكرى كه همچون جنين‏هاى سقط شده كه هيچ گاه فرصت تولد نيافته‏اند؛ يا همانند غنچه‏هاى‏

______________________________
(1). درجينى، طبقات المشايخ بالمغرب، به كوشش: ابراهيم طلاى. به نقل از: مسعود، جلالى‏مقدم، همان، ص 319.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 205

بسته‏اى كه هيچ گاه در سوز بادهاى تكفير، باز نشده و شميم خوش نپراكنده‏اند. از اين همه بالاتر، زير فشار جوّ تكفير، بوستان انديشه به سختى گلى مى‏پرورد و دختر فكر بكر به ندرت به بار مى‏نشيند. چه انديشه‏هاى تازه‏اى كه در نبود فضاى تكفيرى مى‏توانستند طرح شوند و در بوته نقد و كاوش و گفت‏وگوى علمى قرار گيرند و بى‏نقص يا كم‏نقص‏تر و پرثمر شوند، اما خام و ناپخته مطرح شدند و مى‏شوند و دردسر آفريدند و مى‏آفرينند. چه بسيار انديشه‏هاى دين‏شناسانه‏اى كه زير فشار رويكردهاى تكفيرى به ايما و اشاره و اختصار تمام بيان شده‏اند؛ تا گوينده و نويسنده بتواند از تيغ تكفير سالم برهد. اين افكار بعدها به دليل ابهام و اجمال و تلاش براى تفسير آن‏ها توسط پسينيان، منشأ اتلاف چه نيروها و توان‏هاى ارزشمندى كه نشده‏اند و چه تفسير و تعبيرهاى گوناگون و متناقضى كه در پى‏نداشته‏اند.

از اين همه بدتر، دوگانگى است كه دانش‏وران مسلمان گاه بايد عمرى با آن زندگى كنند. سودا و عقيده ديگرى در سر داشتن اما از بيم تكفير به گونه‏اى ديگر سلوك كردن، زحمت و رنج عالمانِ بسيارى بوده و هست. كم نبوده و نيستند عالمان و انديشمندانى كه نخواسته‏اند به جرم طرح ديدگاهى نو مانند برخى از سلف خود تكفير شوند. زير تأثير فشار رويكردهاى تكفيرى حتى گاه عالمان دين ناگزير شده‏اند به نوعى، از عوام و مردمان ناآگاه به مبانى دينى از سر تقيه و مدارا پيروى كنند.

پى‏آمد عملكردِ نامناسب پديده تكفير در تعامل با افكار و انديشه‏هاى نو، امرى شخصى و درد و رنجى موردى نيست. لازمه اسف‏انگيز ديگر آن، ركود و عدم‏پويايى دانش‏هاى اسلامى است. وقتى بهاى توليد انديشه و نظريه مغاير با ديدگاه رايج اين اندازه گران باشد، شمار آنان كه اين رنج را به جان مى‏خرند به شدت رو به كاستى مى‏نهد. اين زمينه‏اى است كه متقابلٌا سبب رشد ديدگاه‏هاى عوامانه و تكفيرى مى‏شود؛ چه، افكار تكفيرى در حال و هواهاى عاميانه و نبود انديشه‏ورزى‏هاى عالمانه نضج مى‏گيرند و بر جامعه سايه سياه مى‏گسترانند. داستان تقليد از تابعان و يا با خواص و در

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 206

خلوت به گونه‏اى سخن‏گفتن و با عوام به گونه و شيوه‏اى ديگر، بخشى از درد و رنج عالمان و انديشمندان مسلمان بوده است.

  1. رهيافت‏هايى براى رويارويى با تكفير

تا آن‏جا كه به دغدغه‏هاى اين مقاله باز مى‏گردد نكاتى چند براى رويارويى با انديشه‏هاى تكفيرى پيشنهاد مى‏شود:

3- 1. معنويت‏گرايى‏

مهم‏ترين جذابيت اسلام براى بشر از آغاز تاكنون، جنبه‏هاى معنوى و توحيدى آن بوده است. گرايش به اسلام در ميان غيرمسلمانان در عصر ما نيز زير تأثير همين جاذبه‏هاست. پيامبر (ص) با تجربه‏هاى قدسى و معنوى خود، پنجره جديدى را فراروى بشريت ماديت‏زده آن روز و امروز گشود و امكان پرواز آدميان در آسمان معرفت‏الله را عملًا يادآور شد. جفاست كه وجوه معنوى و باطنى دين را انكار و يا كم‏رنگ كنيم و در مقام تفسير دينِ پيامبر (ص) آن را به ظواهر و مراسمى چند فرو بكاهيم.

توحيد در خوانش اسلامى آن، نفى چندگانگى و تصوير زيبا و جذابِ هستى‏شناسى از نوع اسلامى آن است. اين تصوير و ترسيم مى‏تواند توجه و اعجاب بشريت تشنه معنويت را برانگيزد. دريغ و درد كه در زمانه ما زير نام توحيد، تصويرى خشك، بدَوى و بى‏روح از اسلام ارائه مى‏شود و شعار توحيد به نماد مبارزه با تنوّعِ فهم آدميان، نفى ارزش و اهميت اولياى دين، ارجاع به عرف و عادت مردمان گذشته به نام سنت و هدم ميراث‏هاى فرهنگى و تاريخى بشر و نمادهاى اسلامى تبديل شده است. از كاركردهاى بنيادين دين، پاسخ‏گويى به حسّ معنويت‏طلبى آدمى است. مردم براى تجربه‏هاى وجودى و عرفانى به ره‏آوردهاى ارجمند پيامبران به‏ويژه پيامبراسلام نيازمندند. اين جنبه‏هاى دين را بايد شناخت و شناساند.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 207

3- 2. اخلاق‏گرايى‏

در رويارويى با انديشه‏هاى تكفيرى بايد بر اين حقيقت پاى فشرد كه گوهر دين، اخلاق و آراستگى به صفات اخلاقى و اتصال و ارتباط با ذات مقدس خداوند است. ظواهر تا آن جا كه از اين واقعيت معنوى نشان دارند و به سوى آن راهبرى مى‏كنند ارج و منزلت دارند. ترسيم و تبيين شريعتى اخلاقى و معنويت‏گرا، ريشه‏هاى فكر تكفيرى را مى‏سوزاند. آن گونه كه قرآن مجيد به ما آموزش مى‏دهد، وضع در همه اديان ابراهيمى به همين منوال بوده است. خداوند متعال، موسى (ع) را فرمان مى‏دهد تا با فرعون اين طور سخن بگويد: «پس بگو: آيا تمايل دارى كه پاك شوى و تو را به سوى پروردگارت هدايت كنم تا از او حساب ببرى».[22]

مى‏بينيم كه دعوت به پاكى و آراستگىِ درونى، چه جايگاه والايى در اين دعوت و فراخوان الهى دارد. برابر اين آيات، نقطه عزيمت براى حركت به سوى پروردگار هم تزكيه و پاكى درون است. اين جنبه دين را كه تا اين اندازه به وضوح بيان است نبايد به حاشيه راند.

3- 3. اعتدال در تبيين نقش عمل در ايمان‏

با همه اهميت و ارجى كه اسلام براى عمل خوب يا بد قائل است بايد نظامى از عقايد كلامى را ترسيم و توسعه داد كه دين را به ظاهرگرايى فرونكاهد. سپاس خداى را در مدرسه كلامى اهل‏بيت (عليهم السلام) با تفكيك دقيق ايمان، كفر و فسق اين كار به‏خوبى ترسيم و تبيين شده است.[23] كلام شيعى با تعريف ايمان به تصديق قلبى هم از مبانى كلامى خارجى‏گرى و هم از مبانى كلام اباحى‏گرى فاصله گرفته است.

عمل به خودى خود جز در فرض‏هاى نادر، سبب خروج فرد از جرگه اسلام و مسلمانى نمى‏شود.

______________________________
(1). نازعات، آيات 18- 19.

(2). نك: ميثم بن على بحرانى، قواعد المرام فى علم الكلام، تحقيق: سيداحمد حسينى، ص 170.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 208

بايد صاحبان انديشه‏هاى تكفيرى را آگاه نمود كه داورى درباره ايمان و كفرِ آدميان، آن‏قدر كه آن‏ها مى‏پندارند آسان نيست. اين وادى پيچيده و خطرناك است. بايد در مقام داورى به خطاهاى معرفتى آدميان كه گاه مولود محيطها و فضاهاى جبرى است، توجه كرد. تقوا و دين‏دارى ابتدايى هر مسلمانى على‏القاعده بايد سبب شود تا از ورود به اين عرصه خطرناك استقبال نكند؛ چه رسد به اين كه بخواهد بى‏محابا و گستاخانه پاى در اين وادى نهد. چنين نيست كه در آموزه‏هاى اسلامى تعريف دقيقى از كفر و ايمان و مرزبندى ميان آن‏ها صورت نگرفته باشد؛ اما اين قضاوت سنگين كه منشأ ترتّبِ احكام فراوانى است، به هر كسى واگذار نشده است؛ حتى شايستگان راستين نيز در راه با درنگ و احتياط گام برمى‏دارند؛ به‏ويژه اين كه در اين باره حكم عقلى بديهى وجود ندارد. به گفته سيدمرتضى: «عقل هيچ راهى براى درك اين كه فعل و رفتار سبب كفر مى‏شود، ندارد؛ ما اين مطلب را تنها از راه نقل و به طور توقيفى درك مى‏كنيم»[24].

فهم چارچوب‏ها و معيارهاى اين امر خطير از منابع نقلى، كارِ كارشناسىِ نظرى و دشوار است.

به همين ترتيب، باطن‏گرايى‏هاى افراطى و رويكرد شريعت‏ستيزى مى‏تواند به طور واكنشى دست‏مايه‏اى براى شكل‏گيرى رويكردها و جنبش‏هاى تكفيرى و ظاهرگرا باشد. جوامع اسلامى بايد حرمت شريعت و مقررات و مسلّمات دينى را پاس بدارند تا زمينه‏هاى روانى و اجتماعى شكل‏گيرى رويكردهاى تكفيرى تضعيف شود. ستيز با ظواهر دين، عطش پرداختن بى‏چون و چرا به آن‏ها را دامن مى‏زند و كسانى را وامى‏دارد تا همه دين را به ظواهر فروبكاهند. رشد جنبش‏هاى تكفيرى در نظام‏هاى سكولار و دين‏ستيز در برخى از كشورهاى اسلامى دراين‏باره درس‏آموز است. اين نظام‏ها يكى از سرچشمه‏هاى شكل‏گيرى جنبش‏هاى تكفيرى بوده‏اند.[25]

______________________________
(1). سيد مرتضى، همان، ص 534: «ولاسبيل من جهه العقل إلى العلم بكون الفعل كفراً وإنما نعلمه سمعا و توقيفاً».

(2). براى نمونه نك: يوسف قرضاوى، همان، ص 145.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 209

3- 4. تبيين ضابطه‏مندِ مداراى معرفتى و عملى‏

نبود عنصر مدارا در رويكردهاى تكفيرى از ويژگى‏هاى برجسته آن‏هاست. اين امر، خودِ آنان را هم پيوسته در معرض انشعاب و انشقاق قرار داده است. هم از اين روى رويكرد تكفيرى هرگز مدنى و تمدن‏ساز نبوده است. آن‏ها پيوسته ايجاد شقاق و نفاق كرده و منشعب شده‏اند. اباضيان يكى از نياكان تكفيريان امروز، گاه به سبب اختلاف در يك فرعِ فقهىِ استنباطىِ كه نص خاصى هم در آن مورد نيست، يكديگر را تكفير كرده‏اند.[26] حتى ممكن است كسى به دليل اين كه به علت ناآگاهى به حكم يك مسئله شرعى در آن توقف كند و فتوا و نظر ندهد، تكفير شود.[27] تكفيرى‏ها گاه چندان بر حقانيت خود پاى فشرده‏اند كه جز خود را كافر انگاشته‏اند.[28] عبدالله بن يحيى از پيشوايان اباضى مذهب، پس از پيروزى در جنگ با عامل مروان بن محمد در صنعا خطبه‏اى خواند و مردم را به دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا دعوت كرد و اظهار نمود كه راهى به‏جز راه خدا و رسول او وجود ندارد؛ نيز اعلام كرد كه: هر كس زنا كند، سرقت كند، و خمر بنوشد كافر است و هر كس در كافر بودن او شك كند، خود كافر است![29]

______________________________
(1). مسعود جلالى‏مقدم، «اباضيه» دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 329.

(2). همان.

(3). همان، ص 309.

(4). ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، ج 23، تحقيق: على سباعى، ص 226، به نقل از: مسعود جلالى مقدم، همان، ص 313. يادآور مى‏شويم كه شبيه به اين تعبيرات گاه در روايات به‏ويژه در روايات مربوط به ولايت ائمه طاهرين (عليهم السلام) هم يافت مى‏شود. نخست بايد به صحت صدور اين دست روايات و اين كه آن‏ها ساخته دست غاليان نيست، اطمينان پيدا كرد. آن‏گاه در مقام فهم اين روايات بايد به‏هوش بود كه در بسيارى از اين متون، مقصود از كافر، فرد خارج از جامعه اسلامى يا كسى كه به خروج او از اسلام حكم شده نيست. اين تعبيرات در بسيارى موارد اصولًا از جنس خطاب‏هاى «قانونى» نيست تا واژگان به‏كار رفته در آن‏ها بر تشريع و قانون‏گذارى حمل شود. گاه آن‏ها خطاب‏هاى «بيانى» هستند. (براى ملاحظه توضيحاتى درباره خطاب‏هاى بيانى نك: سيدعلى‏سيستانى، الرافد فى علم الاصول، تقرير:

سيدمنير قطيفى، ص 70.) ميان اين دو نوع خطاب بسى تفاوت است: خطاب‏هاى بيانى براى بيان نكته خاصى هستند، مثلا براى بيان اهميت مسئله‏اى عملى يا اعتقادى گفته مى‏شود كه منكر آن كافر است.

اين بيان از نوع مبالغه مقبول و براى تفهيم اهميت مطلب است. اين خطاب‏ها را نبايد با خطاب‏هاى قانونى يكسان انگاشت و به يك گونه تفسير و تعبير نمود. پس اگر گفته شود كه زكات، چرك دستان مردم است؛ اين بيان نبوى (ص) از جنس خطاب قانونى نيست تا بدين لحاظ اثرى قانونى بر آن مترتب شود؛ بلكه هدف پيامبر (ص) از اين گفته، ايجاد انزجار در قلوب بنى‏هاشم و بى‏رغبت كردن آن‏ها به زكات و اموال عمومى بوده است. به همين ترتيب، اگر از ارتداد بسيارى از مردم پس از ارتحال رسول اكرم (ص) سخنى به واقع گفته شده باشد هرگز به معناى آن نيست كه مردم به لحاظ فقهى و ترتبِ آثار شرعى مرتد شده باشند؛ بلكه مقصود تنها تأكيد بر اهميت شأن ولايت است؛ به گونه‏اى كه با انكار ولايت، شخص روح اسلام را رها كرده است. در اين گونه خطاب‏ها معمولًا تشبيه و تنظير نهفته‏اى وجود دارد كه چون بدان توجه نمى‏شود و كلام در حال و هواى خطاب قانونى تفسير و تعبير مى‏شود، منشأ سوء برداشت‏هايى مى‏شود. بدين لحاظ بازخوانى روايات كفر و ارتداد با اين نگرش احتمالًا افق‏هاى جديدى را فرا روى ما مى‏گشايد. نمونه‏هاى خطاب‏هاى بيانى در روايات كم نيست، مثلا: «الولد و ماله لأبيه» يك خطاب بيانى و براى توضيح ميزان احترام به پدر است؛ نه اين كه شرعا و قانوناً فرزند و يا مال او مال پدر است.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 210

به همين ترتيب، جنبش‏هاى تكفيرى بر پايه تفسيرهاى خاص و مبالغه‏آميز از تولّى و تبرّى اغلب بر طبل دشمنى و ستيزه‏جويى كوبيده‏اند. حتى اباضيانِ شعبه‏اى از خوارج كه خود را معتدل‏تر از خوارج مى‏دانند، بر اين اصل تأكيد مى‏كنند.[30] اعتقاد به لزوم دشمنى با دشمنان خداوند در جاى خود از اصول قرآنى است، اما اگر با تفسير معقول و مناسبى از مفهوم دشمنان خداوند همراه نباشد، ويران‏گر است. تكفيرى‏ها در اين باره يد طولايى داشته و دارند. آن‏ها در اسلام هيچ گاه تمدن‏ساز نبوده‏اند. صاحبان رويكرد تكفيرى از خوارج و اباضيه گرفته تا خلف امروزين آن‏ها آن قدر كه كشته‏اند و كشته شده‏اند يا سر به كوه‏ها و بيابان‏ها نهاده‏اند و آواره زيسته‏اند؛ شهرها و دولت‏هاى اسلامى بنا نكرده‏اند. آنان در دوستى كردن و ساختن و آبادكردن بسى ناتوان اما در دشمنى و تخريب و ويران‏سازى قوى عمل كرده‏اند. اميرالمؤمنين على (ع) پيش بينى نموده بود كه‏

______________________________
(1). نك: اسماعيل بن موسى جيطالى، قناطر الخيرات، ج 1، ص 254، ج 2، ص 337، به نقل از: مسعود جلالى‏مقدم، همان، ص 326.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 211

بقاياى خوارج دزد و راهزن شوند.[31] ظاهراً اين پيش‏بينى نه در خصوص آن‏ها كه درباره همه تندروان ستيزه‏جو و نابردبار است.

بارى، توسعه مراتبى از مداراىِ معرفتى در جامعه اسلامى پادزهر بيمارى تكفير است. آيات متعددى از قرآن كريم، داورِ نهايى در اختلافات، به‏ويژه اختلافات عقيدتى را خداوند متعال معرفى مى‏كند.[32] قرآن كريم با توجه به تعدد و تنوع شرايع و اين‏كه اراده خداوند بر اين نبوده است كه بشريت را يكدست و همسان قرار دهد، مى‏فرمايد: «اين اختلاف و تنوع خود از اسباب آزمون شماست؛ بازگشت همه شما به سوى خداوند است و هم او شما را به حقيقت آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد آگاه خواهد ساخت».[33] اين رويكرد، به نوبه خود زمينه را فراهم مى‏آورد تا آدميان خود را آن گونه كه هستند نشان دهند و از دوگانگى ظاهر و باطن فاصله بگيرند.

به طور كلى اين تعبير كه بازگشت همه آدميان به سوى خداوند است و او درباره اختلاف‏ها داورى خواهد كرد در انبوهى از قرآن مجيد ذكر شده است.[34] برخى از اين آيات، صريحاً درباره نزاع‏هاى عقيدتى و فكرى ميان يهود و نصارى است.[35] گويى مشيت الهى بر اين است كه اين داورى تا روز قيامت به تأخير بيفتد.[36] در بسيارى از آيات با اين محتوا و مضمون تصريح شده است كه: «اگر خداوند مى‏خواست شما را امتى يگانه قرار مى‏داد».[37] تعبير قرآن مجيد درباره داورى خداوند در بسيارى از موارد «حكم خداوند» است و در برخى ديگر «فصل ميان مردم».[38] فصل به معناى داورى‏

______________________________
(1). سيدرضى، نهج البلاغه، تحقيق صبحى الصالح، ص 95، خطبه 60.

(2). آل‏عمران، آيه 55.

(3). مائده، آيه 48.

(4). انعام، آيه 164 و حج، آيه 69.

(5). بقره، آيه 113.

(6). ولولا كلمه سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون. يونس، آيه 19.

(7). ولو شاءالله لجعلكم امه واحده. نحل، آيه 93.

(8). سجده، آيه 25.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 212

قطعى و بى‏چون و چراست. در برخى آيات نيز از داورى خداوند به «قضاوت» تعبير شده است، مانند قضاوت الهى در ميان بنى‏اسرائيل و اختلافات آن‏ها.[39]

اين آيات البته هرگز در مقام بيان اين نيستند كه حق و حقيقت و صدقى وجود ندارد و همگان درست مى‏انديشند يا درست رفتار مى‏كنند؛ ما نيك مى‏دانيم كه در دستگاه معرفت‏شناختى هماهنگ با اسلام هم بر اين كه حقايقى در حوزه امور تكوينى و هستند و نيز قلمرو ارزش‏ها و بايد و نبايدها وجود دارند تأكيد شده و هم بر اهميت تلاش براى درك اين حقايق، آن گونه كه هستند. به‏ويژه بر توحيد و شناختن و شناسانيدن آن بسيار تأكيد شده است. اين آيات، به ظاهر در بيان اين نكته معرفت شناختى‏اند كه همگان بايد داور نهايى را خداوند بدانند و نيز الهام‏بخش اين رهنمود كارساز است كه هيچ كس نبايد در مسند داورى نهايى ميان بندگان خداوند بنشيند. اين آيات هم‏چنين با بيان اين نكته كه مشيت پروردگار متعال بر تنوع عقيدتى و فكرى ابناى بشر تعلق گرفته است، الهام‏بخش ايده مداراست. كسى كه زير تأثير اين آيات تربيت شود، به طور طبيعى از درجه‏اى از مداراى معرفتى برخوردار خواهد شد تا ديگران را به آسانى از حلقه بندگى خداوند خارج نداند و در نتيجه از رويكرد تكفيرى فاصله بگيرد.

حتى در حوزه تعامل عملى و رفتارى نيز قرآن مجيد، پيامبر (ص) را فرمان مى‏دهد تا از مؤمنان بخواهد تا با كسانى كه همچون آنان نمى‏انديشند و به معاد و حساب و كتاب باور ندارند به ديده عفو و صفح و بخشش بنگرند و مراتبى از داورى در اين باره را به روز جزا واگذارند.[40] قرآن مجيد حتى از مؤمنان مى‏خواهد تا به معبودهاى دروغين مشركان ناسزا نگويند[41] اين گزاره‏ها كه نمونه‏هاى آن در قرآن مجيد فراوان است حتى‏

______________________________
(1). جاثيه، آيه 17.

(2). قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يرْجُون أَيامَ اللَّهِ لِيجْزِى قَوْمًا بِما كانُوا يكسِبُونَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكمْ تُرْجَعُونَ). (جاثيه، آيات 14- 15).

(3). انعام، آيه 108.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 213

اگر به موارد جزئى ناظر باشند، اصل صحت اين گونه تعامل را دست‏كم براى شرايط و اوضاع و احوال خاص اثبات مى‏كنند؛ پس آن‏ها را نمى‏توان منسوخ و يا تاريخى دانست. آن‏ها متضمن راهبردهاى مهمى براى مؤمنان در حوزه تعاملات اجتماعى هستند.

در جانب مقابل، آن گونه كه قرآن مجيد گزارش مى‏دهد، طرد و نفى و اخراج، منطق و منش مخالفان پيامبران الهى (عليهم السلام) بوده است. آنان معمولًا مردمانى نابردبار بوده‏اند كه پيامبران را از جمله به دليل طرح عقايد و روش و منش‏هاى جديد، طرد مى‏كردند.

به گزارش قرآن كريم يكى از گفته‏هاى مخاطبان پيامبران (عليهم السلام) با آن‏ها اين بود كه ما شما را از سرزمين خود بيرون مى‏كنيم؛ مگر اين كه به كيش و آيين ما درآييد.[42] قوم لوط، درصدد بودند تا اين پيامبر بزرگ الهى و يارانش را صرفاً به دليل مخالفت آنان با عادت زشتشان از ديارشان اخراج كنند.[43] سران و اشراف قوم شعيب، آن حضرت و مؤمنان همدل با وى را به اخراج از سرزمينشان تهديد مى‏كردند؛ مگر اين كه آنان نيز كيش رايج مردم را قبول كنند.[44] از جمله عهد و پيمان‏هايى كه خداوند از بنى‏اسرائيل گرفته بود اين بود كه برخى، بعضى ديگر را از شهر و ديارشان اخراج نكنند.[45] مشركان قريش هم پيامبر (ص) و يارانش را از شهر و زادگاهشان اخراج كردند.[46] قتل و اخراج مخالف از شهر و ديار، مكر و نقشه مشركان درباره پيامبر (ص) بود.[47] قرآن كريم، مشركان قريش را از آن روى سرزنش مى‏كند كه آنان از سر نابردبارى عقيدتى و صرفاً

______________________________
(1). ابراهيم، آيه 13.

(2).. نمل، آيه 56؛ اعراف، آيه 82 و شورا، آيه 167.

(3). اعراف، آيه 88.

(4). بقره، آيات 84، 85.

(5). توبه، آيه 40 و ممتحنه، آيه 8.

(6). انفال، آيه 30.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 214

به دليل اين كه ياران پيامبر (ص) به وى ايمان آورده بودند، آنان را از شهر و ديارشان اخراج كردند.[48] قرآن مجيد اخراج مردم مكه و مسجدالحرام از آن شهر و ديار را از جنگيدن در ماه حرام و مانع شدن در برابر راه خداوند و كفر به خداوند عظيم‏تر و بزرگ‏تر مى‏شمارد.[49] بعدها منافقان مدينه نيز پيامبر (ص) و يارانش را به اخراج از مدينه تهديد مى‏كردند.[50]

آيا اين همه آيات قرآنى، صريحاً و يا ضمنا گوياى آن نيست كه منطق طرد و اخراج و عدم تحمل سليقه‏هاى متعدد و تلاش براى يك‏دست‏كردن مردم و اخراج آن‏ها از سرزمين‏شان در جريان دعواهاى عقيدتى و فكرى رويكردى غيرالهى است. تكفيرى‏هاى زمانه ما با وجود اين همه آيات قرآن مجيد، رفتار خود با ساكنان مناطق مختلف كه با آن‏ها همدلى و همراهى ندارند را چگونه توجيه مى‏كنند؟ آيا مقصود قرآن مجيد از نكوهش منطق طرد و اخراج در ميان بنى‏اسرائيل تا واگويى تهديد به اخراج پيامبران الهى (عليهم السلام) و اخراج پيامبر (ص) از مكه صرفاً بازگويى وقايعى تاريخى است يا اشاره به رخدادهايى است كه اكنون بايد الهام‏بخش مدارا و بردبارى در رفتارهاى اجتماعى ما باشند؟

3- 5. تبيين كاستى‏هاى روش‏شناختى تكفيرى‏

رويكردهاى تكفيرى با ساده‏سازى‏هايى چند، رهزنِ مسلمانانِ ساده‏دل مى‏شوند؛ آن‏ها براى فهم دين به طور كلى و از جمله فهم شريعت، روش‏شناسى ساده و بسيطى دارند. آن‏ها با چنگ‏انداختن به حديثى بى‏اعتبار، بنايى تا عرش بر مى‏سازند؛ آن‏ها با استناد به ظاهر بدوى، آيتى از گفتار خداوند متعالى كه هرگز مراد حق تعالى نيست بنيادى عظيم پى‏ريزى مى‏كنند و طرحى غلط درمى‏اندازند. آن‏ها منابع فهم دينى را به ظواهر متون‏

______________________________
(1). ممتحنه، آيه 1.

(2). بقره، آيه 217.

(3). منافقين، آيه 8.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 215

دينى محدود مى‏كنند؛ حال آن كه به گفته علامه طباطبايى «ظواهر دين» در كنار «حجت عقلى» و «درك معنوى» از راه اخلاص و بندگى، از ديگر راه‏هاى فهم دين‏اند.[51] آن‏ها معمولًا براى فهم متون دينى، ايده بافت‏گرايى و تفسير متن در سايه شواهد و قرائن محفوف به متن را به كار نمى‏بندند و متن را جدا از زمينه و شرايط صدور در فضايى انتزاعى و با رويكردى كاملًا ادبى و لفظى تفسير و تعبير مى‏كنند؛ رويكردى كه بسيار رهزن و گمراه كننده مى‏تواند باشد.

فراتر از اين‏ها، تكفيرى‏ها با ادعاى سادگى و عمومى بودن فهم دين، نقش كارشناسان و نخبگان علمى جهان اسلام و مراكز علمى را به هيچ مى‏انگارند. نگارنده شخصاً با ايده انحصارى‏بودن فهم دين براى طبقه و صنفى خاص همدلى ندارد؛ قرآن مجيد به گونه‏اى بسيار تأكيدآميز همگان را به تدبر و درنگ در خود فرا مى‏خواند؛[52] اما فهم دين همچون امرى مقدس كه وجوهى اجتماعى و پيچيده دارد را در صلاحيت همگان نمى‏توان دانست. تلاش تكفيريان براى توسعه ايده نفى تخصص و كارشناسى در دين، اقدام فرصت‏طلبانه‏اى است براى يافتن پايگاه اجتماعى در ميان مؤمنان ساده‏دل؛ آن‏ها مى‏خواهند از تفسير و فهم دين بازار مكاره‏اى درست كنند كه در آن هر كالايى را به آسانى و بى‏دردسر بفروشند.

3- 6. پرهيز از گفتمان تكفير در رويارويى با تكفيريان‏

سلاح تكفير آن قدر مخرّب و ويران‏گر است كه آن را عليه خود تكفيرى‏ها هم نبايد به كار بست. هر گونه تكفيرى ممكن است مايه گسترش نفاق و دورويى شود؛ حتى تكفير تكفيريان. اين سلاحِ زيان‏بار و ناكارآمد را بايد كنار گذاشت و به بحث و گفت و گو براى دست‏يابى به درك واقعيات و حقايق به قدر ميسور پرداخت؛ به‏ويژه درباره‏

______________________________
(1). سيدمحمدحسين طباطبائى، شيعه در اسلام، ص 72.

(2). أَفَلَا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا). محمد، آيه 24.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 216

آن‏ها كه قربانى جهل‏اند و تمام مقصر ورود به اين وادى پر مخاطره نيستند. كوتاهى‏ها و كم‏كارى‏هاى همه كسانى كه معرفى درست و ژرف دين رحمت وظيفه آن‏هاست را نيز بايد در نظر داشت.

اين البته به معناى ناديده‏گرفتن خطر تكفير و برخورد منفعلانه با آن نيست. شكستن هيبت و هيمنه رويكرد تكفيرى در ديروز و امروز، هزينه‏هايى داشته و دارد. بخشى از پرداخت اين هزينه بر دوش عالمان دين و پاسداران سنگر عقيده است. مقابله با فضاى ارعاب و ترسى كه تكفيريان به تصنع ساخته‏اند و هر ايده و درك جديدى- حتى عميق و روشمند- را به انگ كفر و بدعت مى‏آلايند، بخشى از همان رسالت الهى است كه در راه اداى آن بايد تنها از خداى حساب برد و از جز كسى از او حساب نبرد.[53] برخورد انفعالى با تكفيريان، ريشه‏هاى تفكر تكفيرى را- خداى ناكرده- درگذر زمان در امت‏اسلامى نهادينه مى‏كند.

نتيجه‏گيرى‏

خطرات رويكردهاى تكفيرى به گسترش خشونت‏هاى فيزيكى و تعرض آنان به جان، مال و نواميس مردم بى‏گناه محدود نمى‏شود، بلكه در لايه‏ها و سطوح گوناگون، جلوه‏هاى خاص خود را دارد. اين رويكرد و نگاه از آغاز در اسلام وجود داشته است. حتى شايد مى‏توان گفت تكفير به نوعى در هر جامعه دين‏دارى وجود داشته و دارد. انديشه تكفيرى در دوران گذشته از وجه فكرى و فرهنگى بيشترى برخوردار بود؛ براى نمونه خوارج و اباضيه به عنوان دو جريان فكرى برخوردار از دست‏مايه‏هاى تكفيرى، نظامى از تفكر كلامى- فقهى و اصولى داشتند؛ امروزه اما با سياسى‏شدن جنبش تكفيرى و حمايت قدرت‏ها و كشورها از آن‏ها به اقتضاى مصالح سياسى زودگذرشان، خطر اين رويكرد بيشتر سياسى و بسى خطرناك‏تر شده است. اما دست‏مايه‏هاى فكرى‏

______________________________
(1). الَّذِينَ يبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيخْشَوْنَهُ وَلَا يخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا). احزاب، آيه 39.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 217

و فرهنگى هم‏چنان زمينه‏ساز اصلى شكل‏گيرى و گسترش اين پديده است. ضمن اين كه تكفيرى‏هاى معاصر به لحاظ فكرى و انتظام دستگاه فكرى بسيار بى‏مايه‏تر از خلف خود هستند.

رواج انديشه تكفيرى مايه فروكاسته‏شدن پروژه دين به ظاهرگرايى است. شيوع رويكرد تكفيرى با توجه به تأكيد افراطى كه بر عنصر عمل و ظاهر دارد، اسلام را به يك ايدئولوژى ظاهرگرا و تهى تنزل مى‏دهد. رويكردهاى تكفيرى با نوعى تأكيد كور و شكل‏گرايانه بر بازگشت به گذشته، باب نوآورى و فهم عصرى از دين و معارف الهى را مى‏بندند و جهان اسلام را بيش از پيش با بحران توليد انديشه دينى عميق و جذاب روبه‏رو مى‏كنند. مهم‏تر از همه اين كه آن‏ها وجوه معنوى و درون‏گرايانه دين را نفى و تضعيف مى‏كنند و دين را به ابزارى براى ستيز و جنگ و يا در خوش‏بينانه‏ترين وضع، پرخاش‏گرى اجتماعى تبديل مى‏كنند؛ ايده‏اى كه مدنى و تمدن‏ساز نيست و براى مردم زمانه ما هيچ‏گونه جذابيتى ندارد.

بخشى از رهيافت‏هاى اين نوشتار براى رويارويى فكرى و فرهنگى با پديده تكفيرى عبارتند از:

تأكيد بر معنويت و اخلاق‏گرايى به مثابه جوهر و جان اسلام؛ دورى از ظاهرگرايى و پرهيز از تأكيد افراطى بر نقش عنصر عمل در ايمان و اسلام، به رغم همه اهميتى كه در دستگاه فكرى اسلامى دارد؛ پرهيز از باطن‏گرايى‏هاى افراطى و شريعت‏ستيزى؛ تلاش براى تعميم و توسعه دين‏شناسى ژرف و روش‏مند و وانمايى ضعف‏هاى روش‏شناختى تكفيريان؛ و تلاش براى بسط روحيه مداراى معرفت‏شناختى و مداراى عملى با كسانى كه به گونه‏اى ديگر مى‏انديشند و يا عمل مى‏كنند.

مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، ج‏5، ص: 218



منابع‏

  1. القرآن الكريم‏
  2. احمدى ميانجى، على، مكاتيب الرسول (ص)، چاپ اول: دارالحديث، قم 1419 ق.
  3. بحرانى، ميثم بن على، قواعد المرام فى علم الكلام، تحقيق سيداحمد حسينى، چاپ دوم: مكتبه آيت‏الله العظمى مرعشى، قم 1406 ق.
  4. جلالى‏مقدم، مسعود، «اباضيه»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، چاپ‏پنجم: مركز دائره‏المعارف بزرگ اسلامى، تهران 1383 ش.
  5. حرعاملى، محمدبن‏الحسن، وسائل‏الشيعه، تحقيق عبدالرحيم ربانى‏شيرازى، اسلاميه، تهران 1401 ق.
  6. سيستانى، سيدعلى، الرافد فى علم الاصول، تقرير سيدمنير القطيفى، مكتبة السيستانى، قم 1414 ق.
  7. شبر، سيدعبدالله، تفسير القرآن الكريم، تحقيق حامد حفنى داود، دار التربيه، بيروت 1385 ق.
  8. طباطبايى، سيدمحمدحسين، شيعه در اسلام، چاپ اول: بوستان كتاب، قم 1386 ق.

9.-، الميزان فى تفسيرالقرآن، چاپ سوم: اسماعيليان، قم 1393 ق.

  1. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع‏البيان فى تفسيرالقرآن، چاپ دوم: دارالمعرفه، بيروت 1408 ق.
  2. قرضاوى، يوسف، ظاهره الغلو فى التكفير، چاپ دوم: مكتبة وهبة، قاهره 1411 ق.
  3. محمد الفحام، ابراهيم، «التأصيل الفكرى لجماعه التكفير والهجره»، مجله الامن العام، قاهره، رجب 1397، شماره 78.
  4. مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار، صدرا، قم 1377 ش.
  5. موسوى بغدادى، على بن الحسين (سيدمرتضى)، الذخيره فى علم الكلام، تحقيق سيداحمد حسينى، چاپ سوم: مؤسسه النشر الاسلامى، قم 1431 ق.
  6. موسوى، محمدرضى (سيدرضى)، نهج البلاغه، تحقيق صبحى الصالح، چاپ اول: دارالاسوه، قم 1415 ق.
  7. هادى، اصغر، «مكارم الاخلاق: پژوهش پيرامون روايت تتميم مكارم اخلاق و روايات همانند»، نشريه اخلاق، پاييز و زمستان 1385، ش 5 و 6.

 

 

پی نوشت:

[1] ( 1)* پژوهش‏گر حوزوى و عضو هيئت علمى دانشكده حقوق- دانشگاه شهيد بهشتى

[2] ( 1).« ... لليهود دينهم و للمسلمين دينهم ... وأن على اليهود نفقتهم وعلى المسلمين نفقتهم وأن بينهم النصر على من حارب أهل هذه الصحيفه، و أن بينهم النصح و النصيحه والبر دون الاثم».( نك: على احمدى‏ميانجى، مكاتيب الرسول( ص)، ج 3، ص 6 به بعد).

[3] ( 2). براى ملاحظه توضيحاتى در اين باره نك: همان، ص 11.

[4] ( 1). براى نمونه درباره گوشه‏هايى از ريشه‏هاى تكفير در مصر در قرن حاضر نك: يوسف قرضاوى، ظاهرة الغلو فى التكفير.

[5] ( 2). نك: مسعود جلالى مقدم،« اباضيه»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 319.

[6] ( 1). حرعاملى، وسائل‏الشيعه، ج 18، ص 327، باب 16 از ابواب مقدمات الحدود، حديث 2.

[7] ( 2). نك: همان، ج 11، باب 4 از ابواب الأمر و النهى، ص 407، حديث 1:« إن المعصيه إذا عمل بها العبد سرّا لم يضر إلا عاملها، فإذا عمل بها علانيه و لم يغيّر عليه أضرّت بالعامّه ...».

[8] ( 3). بقره، آيه 129 و آل عمران، آيه 164.

[9] ( 1). سيد محمد حسين طباطبائى، الميزان فى تفسيرالقرآن، ج 2، ص 235:« ولم يبلغ المسلمون إلى ما بلغوا من الانحطاط والسقوط إلا بالاقتصار على أجساد الأحكام والإعراض عن روحها و باطن أمرها».

[10] ( 2). فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان فى تفسيرالقرآن، ج 5، ص 501. براى آشنايى با برخى از منابع شيعى و سنى كه اين حديث را نقل كرده‏اند نك: اصغرهادى،« مكارم‏الاخلاق( پژوهش پيرامون روايت تتميم مكارم اخلاق و روايات همانند)»، مجله اخلاق، پاييز و زمستان 1385، ش 5 و 6، ص 229- 253.

[11] ( 3). نك: مسعود جلالى مقدم، همان، ج 2، ص 329. از صحت عملى كه براى غيرخداوند انجام گرفته باشد مى‏توان سخن گفت، اما قبول چنين عملى دشوار است. اين رويكرد اگر در راستاى اهتمام به عمل و بى‏توجهى به انگيزه‏هاى آن باشد، قابل انتقاد است؛ البته از چشم‏اندازى ديگر اين بحث مطرح است كه نقش ايمان در پذيرش عمل خير چيست؟ برخى از نحله‏هاى كلامى برآنند كه خداوند متعال به عمل ذاتاً خير جدا از نيت فاعل آن پاداش مى‏دهد. براى ملاحظه بحثى در اين باره نك: مرتضى مطهرى، عدل الهى، مجموعه آثار، ج 1، ص 270.

[12] ( 4). نك: ابراهيم محمد الفحام،« التأصيل الفكرى لجماعه التكفير والهجره»، مجله الامن العام، قاهره، رجب 1397، شماره 78، ص 9- 17.

[13] ( 1). مسعود جلالى مقدم، همان، ج 2، ص 320.

[14] ( 2). اعلم أن الايمان هو التصديق بالقلب، ولا اعتبار بما يجرى على اللسان ممن كان عارفاً بالله تعالى، و بكل ما أوجب معرفته مقراً بذلك مصدقاً فهو مؤمن. سيد مرتضى، الذخيره فى علم الكلام، ص 536.

[15] ( 1).\i يقولون بأفواههم ما ليس فى قلوبهم ...\E( آل عمران، آيه 167).

[16] ( 2). مؤمن، آيات 84 و 85.

[17] ( 3). سيد محمد حسين طباطبائى، الميزان، ج 17، ص 357.

[18] ( 4). سيدعبدالله شبر، تفسير قرآن الكريم، تحقيق: حامد حفنى داود، ص 447.

[19] ( 1). قريش، آيات 3 و 4.

[20] ( 2). مسعود جلالى مقدم، همان، ج 2، ص 319.

[21] ( 1). درجينى، طبقات المشايخ بالمغرب، به كوشش: ابراهيم طلاى. به نقل از: مسعود، جلالى‏مقدم، همان، ص 319.

[22] ( 1). نازعات، آيات 18- 19.

[23] ( 2). نك: ميثم بن على بحرانى، قواعد المرام فى علم الكلام، تحقيق: سيداحمد حسينى، ص 170.

[24] ( 1). سيد مرتضى، همان، ص 534:« ولاسبيل من جهه العقل إلى العلم بكون الفعل كفراً وإنما نعلمه سمعا و توقيفاً».

[25] ( 2). براى نمونه نك: يوسف قرضاوى، همان، ص 145.

[26] ( 1). مسعود جلالى‏مقدم،« اباضيه» دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 329.

[27] ( 2). همان.

[28] ( 3). همان، ص 309.

[29] ( 4). ابوالفرج اصفهانى، الاغانى، ج 23، تحقيق: على سباعى، ص 226، به نقل از: مسعود جلالى مقدم، همان، ص 313. يادآور مى‏شويم كه شبيه به اين تعبيرات گاه در روايات به‏ويژه در روايات مربوط به ولايت ائمه طاهرين( عليهم السلام) هم يافت مى‏شود. نخست بايد به صحت صدور اين دست روايات و اين كه آن‏ها ساخته دست غاليان نيست، اطمينان پيدا كرد. آن‏گاه در مقام فهم اين روايات بايد به‏هوش بود كه در بسيارى از اين متون، مقصود از كافر، فرد خارج از جامعه اسلامى يا كسى كه به خروج او از اسلام حكم شده نيست. اين تعبيرات در بسيارى موارد اصولًا از جنس خطاب‏هاى« قانونى» نيست تا واژگان به‏كار رفته در آن‏ها بر تشريع و قانون‏گذارى حمل شود. گاه آن‏ها خطاب‏هاى« بيانى» هستند.( براى ملاحظه توضيحاتى درباره خطاب‏هاى بيانى نك: سيدعلى‏سيستانى، الرافد فى علم الاصول، تقرير:

سيدمنير قطيفى، ص 70.) ميان اين دو نوع خطاب بسى تفاوت است: خطاب‏هاى بيانى براى بيان نكته خاصى هستند، مثلا براى بيان اهميت مسئله‏اى عملى يا اعتقادى گفته مى‏شود كه منكر آن كافر است.

اين بيان از نوع مبالغه مقبول و براى تفهيم اهميت مطلب است. اين خطاب‏ها را نبايد با خطاب‏هاى قانونى يكسان انگاشت و به يك گونه تفسير و تعبير نمود. پس اگر گفته شود كه زكات، چرك دستان مردم است؛ اين بيان نبوى( ص) از جنس خطاب قانونى نيست تا بدين لحاظ اثرى قانونى بر آن مترتب شود؛ بلكه هدف پيامبر( ص) از اين گفته، ايجاد انزجار در قلوب بنى‏هاشم و بى‏رغبت كردن آن‏ها به زكات و اموال عمومى بوده است. به همين ترتيب، اگر از ارتداد بسيارى از مردم پس از ارتحال رسول اكرم( ص) سخنى به واقع گفته شده باشد هرگز به معناى آن نيست كه مردم به لحاظ فقهى و ترتبِ آثار شرعى مرتد شده باشند؛ بلكه مقصود تنها تأكيد بر اهميت شأن ولايت است؛ به گونه‏اى كه با انكار ولايت، شخص روح اسلام را رها كرده است. در اين گونه خطاب‏ها معمولًا تشبيه و تنظير نهفته‏اى وجود دارد كه چون بدان توجه نمى‏شود و كلام در حال و هواى خطاب قانونى تفسير و تعبير مى‏شود، منشأ سوء برداشت‏هايى مى‏شود. بدين لحاظ بازخوانى روايات كفر و ارتداد با اين نگرش احتمالًا افق‏هاى جديدى را فرا روى ما مى‏گشايد. نمونه‏هاى خطاب‏هاى بيانى در روايات كم نيست، مثلا:« الولد و ماله لأبيه» يك خطاب بيانى و براى توضيح ميزان احترام به پدر است؛ نه اين كه شرعا و قانوناً فرزند و يا مال او مال پدر است.

[30] ( 1). نك: اسماعيل بن موسى جيطالى، قناطر الخيرات، ج 1، ص 254، ج 2، ص 337، به نقل از: مسعود جلالى‏مقدم، همان، ص 326.

[31] ( 1). سيدرضى، نهج البلاغه، تحقيق صبحى الصالح، ص 95، خطبه 60.

[32] ( 2). آل‏عمران، آيه 55.

[33] ( 3). مائده، آيه 48.

[34] ( 4). انعام، آيه 164 و حج، آيه 69.

[35] ( 5). بقره، آيه 113.

[36] ( 6).\i ولولا كلمه سبقت من ربك لقضى بينهم فيما فيه يختلفون.\E يونس، آيه 19.

[37] ( 7).\i ولو شاءالله لجعلكم امه واحده.\E نحل، آيه 93.

[38] ( 8). سجده، آيه 25.

[39] ( 1). جاثيه، آيه 17.

[40] ( 2).\i قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يرْجُون أَيامَ اللَّهِ لِيجْزِى قَوْمًا بِما كانُوا يكسِبُونَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكمْ تُرْجَعُونَ)\E.( جاثيه، آيات 14- 15).

[41] ( 3). انعام، آيه 108.

[42] ( 1). ابراهيم، آيه 13.

[43] ( 2).. نمل، آيه 56؛ اعراف، آيه 82 و شورا، آيه 167.

[44] ( 3). اعراف، آيه 88.

[45] ( 4). بقره، آيات 84، 85.

[46] ( 5). توبه، آيه 40 و ممتحنه، آيه 8.

[47] ( 6). انفال، آيه 30.

[48] ( 1). ممتحنه، آيه 1.

[49] ( 2). بقره، آيه 217.

[50] ( 3). منافقين، آيه 8.

[51] ( 1). سيدمحمدحسين طباطبائى، شيعه در اسلام، ص 72.

[52] ( 2).\i أَفَلَا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا)\E. محمد، آيه 24.

[53] ( 1).\i الَّذِينَ يبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيخْشَوْنَهُ وَلَا يخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا)\E. احزاب، آيه 39.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش