اطلس > جریان ها > حزب التحریر ازبکستان

حزب التحریر ازبکستان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۸ تعداد بازدید: 312

انديشه‌هاي اين جنبش برگرفته از آراي اخوان‌المسلمين است، شيخ محمد تقي الدين النبهاني، مؤسس حزب التحرير، درسال 1909 در روستاي اجزم در استان حيفا متولد شد.



ظهور حزب التحرير در آسياي ميانه حاصل تضعيف كنترل اتحاد شوروي بر مذهب وسياست در اواخر دهه 80 بود. علاقه مردم به اسلام سياسي اولين ‌بار از سوي جنبش‌هايي مانند حزب رستاخيز اسلامي در تاجيكستان توسط مجموعه‌اي از گروه‌ها در ازبكستان كه تحت تأثير آموزه‌هاي وهابي گري بودند، برانگيخته شد. اعضاي گروه‌هاي ازبك بعدها جنبش اسلامي ازبكستان را به وجود آوردند كه متحد طالبان در افغانستان محسوب مي‌شد.

سركوب اين گروه‌ها از سوي دولت‌هاي منطقه، به ويژه در ازبكستان، امكان تكثر مذهبي را به حداقل رساند و در عوض راه براي گروه‌هاي مخفي هموار شد. هم‌چنين محيطي براي حزب التحرير بسيار ايده‌آل بود. خبر فعاليت اين حزب در ازبكستان اولين‌بار در اواسط دهه 1990 منتشر شد. به نظر مي‌رسد خاستگاه اين حزب در ازبكستان بوده و بعدها به تاجيكستان و قرقيزستان سرايت كرده است. انديشه‌هاي اين جنبش برگرفته از آراي اخوان‌المسلمين است، هرچند مؤسس آن النبهاني نظريات جديد به آن اضافه كرده است. اين حزب خواهان خلافت در آسياي مركزي است وشعبه‌هاي آن در اروپا، خاورميانه و دولت‌هاي عربي نيز وجود دارد. اين جزب خط‌ مشي مسالمت‌آميز دارد و خواهان سرنگوني رژيم‌هاي آسياي مركزي است. محل فعاليت آن در دره فرغانه است كه بخش اعظم آن در ازبكستان قرار دارد.

چگونگي تأسيس حزب التحرير
شيخ محمد تقي الدين النهباني، مؤسس حزب التحرير، درسال 1909 در روستاي اجزم در استان حيفا متولد شد. اجداد باديه‌نشين او، پيش از آن به اين منطقه مهاجرت كرده بودند. النبهاني دروس ابتدايي را در مدرسه‌اي واقع در روستاي خود گذراند و نزد پدرش شيخ ابراهيم النبهاني به حفظ قرآن كريم و فراگيري اصول علوم زبان عربي و فقه پرداخت وسپس براي تحصيل وارد الازهر مصر شد و پس از مدتي به فلسطين بازگشت. زندگي شغلي النبهاني با تدريس در شهرهاي حيفا و الخليل آغاز و سپس وارد دستگاه قضايي فلسطين شد و مسؤليت‌هاي مختلفي را در دادگاه‌هاي قانوني و شرعي حيفا و قدس برعهده گرفت و تا سال 1948 به قضاوت مشغول بود. او پس از جنگ‌هايي كه در اين سال در فلسطين روي داد، اين سرزمين را به مقصد بيروت ترك كرد و با خانواده‌اش در آنجا سكني گزيد.[1]

النبهاني در اوايل سال 1952حركت خود را‌ براي تأسيس يك حزب آغاز كرد ودر اواخر همين سال پنج نفر از اعضاي حزب التحرير يعني تقي‌الدين النبهاني، داود حودان، منير شقير، عادل النابلسي غانم عبده رسماً از دولت خواستار مجوز فعاليت سياسي شدند، اما اين دولت با استناد به اينكه برنامه‌هاي حزب با اصول قانون اساسي مغاير است اين درخواست را رد كرد. با وجود اين، حزب التحرير فعاليت‌هاي خود را به صورت سري ادامه داد.

علاوه بر افراد ياد شده، فرد ديگري به نام عبدالقديم زلوم نيز در تأسيس اين حزب مشاركت داشت. او فلسطيني و از اهالي شهر الخليل و اصالتاً كُرد بود كه پس از مؤسس اين حزب شيخ اسعد بيوض التميمي بود كه بعدها رهبر معنوي جنبش جهاد اسلامي در فلسطين شد. شيخ رجب بيوض التميمي و خالد الحسن از ديگر مؤسسان حزب التحرير بودند.[2] ‌علاوه بر آن، برخي از اعضاي سابق جنبش اخوان المسلمين، اين جنبش را رها كردند و در اولين مراحل تأسيس حزب التحرير به آن پيوستند. شايد همين مسئله موجب شده است كه برخي از محققان به اشتباه، حزب التحرير را انشعابي از اخوان المسلمين قلمداد كنند.

پس از تأسيس حزب التحرير، النهباني كتاب‌هاي نظام الحكم في الاسلام الدوليه الاسلاميه، النهفته و الشخصيه الاسلاميه و نقطه الانطلاق و التعقل الحزبي را تأليف كرد. تمام اين كتاب ها در سال‌هاي 1952 تا 1953 منتشر شدند.

ساختار فكري و سازماني
منازعه سياسي بخشي از ايدئولوژي اين حزب است. در آثار مكتوب اين حزب سه مرحله مبارزه سياسي تشريح شده كه مبناي آن تفسير حزب التحرير از بعثت و مأموريت تاريخي پيامبر اسلام براي برقراري اولين دولت اسلامي است.

مرحله اول: مرحله فرهنگ‌سازي است كه شامل يافتن و پرورش افرادي است كه به تفكر و روش حزب معتقد باشند. اين امر به منظور تنظيم ايجاد گروهي كه توانايي اجراي نظريات حزب راداشته باشند، ضروري است.

مرحله دوم: مرحله ارتباط با امت (جامعه گسترده‌تر اسلامي) به منظور تشويق آنها براي فعاليت به نفع اسلام و ابلاغ دعوت به شيوه خاص حزب التحرير است. هم‌چنين امت بايد تلاش كند تا اسلام در زندگي، دولت و جامعه استقرار يابد.

مرحله سوم: مرحله به دست گرفتن دولت و اجراي كامل و بدون نقض احكام اسلام و گسترش و صدور پيام آن به جهان است.

مرحله اول مهم‌ترين مرحله در فعاليت‌هاي كنوني اين حزب و يكي از علل اصلي عمر درازمدت آن است. مبناي اين مرحله، يافتن اعضاي مناست و شكل‌دهي به آنان بر مبناي تفكرات اين حزب است. النبهاني در اطلا‌عيه‌اي مي‌نويسد: «عبور دادن اعضا از فرايند فرهنگ‌سازي مستلزم آن است كه هريك از اعضا نقش دانش آموزي را برعهده دارند كه ذهنشان بايد از نوشكل گيرد».

شكل‌دهي مجدد به ذهن مؤثرترين بخش اين استراتژي است و به حزب التحرير امكان مي‌دهد تا گروه‌هاي كوچك ولي بسيار قوي از افرادي را ايجاد كند كه كاملاً به آرمان آن متعهد هستند.

مرحله دوم فرهنگ‌سازي جمعي براي عموم مردم از طريق ترتيب دادن كلاس‌هاي درس در مساجد، برگزاري نشست‌ها و سخنراني و تدريس در محل اجتماعات عمومي و استفاده از كتاب و روزنامه است.

حزب التحرير در انتشار ديدگاه‌هاي خود از طريق انتشار گسترده كتاب و اعلاميه به زبان‌هاي متعدد و ايجاد شبكه‌اي از وب‌سايت‌ها بسيار مؤثر عمل كرده است. اين حزب مدعي است كه از طريق اين دو فعاليت سياسي مي‌توان درك عامه مردم نسبت به عقايدشان را افزايش داد. حزب فعالانه مي‌كوشد تا افراد تحصيل ‌كرده جامعه را به خود جذب كند. اين روش به ويژه در مورد كساني به كار مي‌رود كه موقعيتشان به آنان اجازه مي‌دهد تا بر نظريات مردم تأثير بگذارند. پس از رسيدن به اين دو مرحله نوبت به اسلامي مي‌رسد كه جوهره مرحله سوم مبارزه سياسي به شمار مي‌رود. در اين مرحله كسب قدرت در عرصه سياسي و برقراري يك دولت اسلامي اتفاق مي‌افتد.

الف) جهاد
تفسير حزب التحرير از جهاد تا حدي مبهم است. به نظر مي‌رسد النبهاني جهاد را به مسؤليتي محدود مي‌كند كه بر عهده مقام خلافت است. حزب التحرير مدعي است جهاد بخشي از روش نيست كه خلافت با استفاده از آن قابل احيا باشد. يكي از اعضاي حزب اين مسئله را چنين توضيح مي‌دهد: «جهاد به دو نوع مادي و معنوي تقسيم مي‌شود. جهاد مادي پس از برقراري خلافت انجام مي‌شود، امام جهاد معنوي مربوط به زمان حال است».

يكي از نويسندگان حزب نيز چنين اظهار نظر مي‌كند: «جهاد به معناي مبارزه با كفر براي رفع موانعي است كه بر سر راه تعالي كلمه الله وجود دارد».

حزب التحرير معتقد است هنگامي كه ملل غربي درصدد تغيير كل مفهوم جهاد برآمدند، به دنبال آن بودند كه اين لفظ معنايي جز مبارزه با تمايلات نفساني نداشته باشد. چنين اقدامي همواره به آنان امكان مي‌داد تا بتواند نسبت به بي‌دفاع كردن مسلمانان اقدام كنند.

ب) دولت اسلامي
حزب التحرير حزبي سياسي محسوب مي‌شود كه مبدأ آن اسلام و هدف آن از سرگيري حيات اسلامي از طريق برپايي دولت اسلامي است كه خواهان شكل‌دهي به نهادهاي اسلامي در سراسر جهان باشد. اين حزب با استعمار در تمام اشكال و نام‌هاي آن مبارزه مي‌كند تا آزادي و رهايي امت اسلام را از رهبري فكري استعمار محقق سازد و اين موجود شوم را از عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي، نظامي و اقتصادي سرزمين‌هاي اسلامي محو و نابود كند و مفاهيم غلطي را كه اشاعه داده مبني بر اينكه اسلام منحصر به عبادت و مسائل اخلاقي است، متحول كند. حزب التحرير براساس همين تعريف علل شكست جنبش‌هاي موجود در جهان اسلام را اين‌گونه بيان مي‌كند: «اين جنبش‌ها معناي آزادي و رهايي را درنيافته و در درك آن دچار اشتباه شده‌اند؛ زيرا تمام هدف آنان از آزادسازي و نجات جهان اسلام مبارزه با عنصر اشغالگر بوده است وبه اوضاع اسف‌بار اين كشور‌ها نپرداخته‌ند.[3]

حزب التحرير معتقد است كه استعمار در انهدام دولت اسلامي به دو صورت عمل كرده است: اولين وجه، ويرانگري و تخريب زيربناي كشورهاي اسلامي پس از جنگ جهاني اول بود. در اين هنگام، انگليس ـ سرسخت ترين دشمن اسلام ـ‌ وظيفه تشكيل جبهه‌اي از دولت‌هاي غربي رابر ضد مسلمانان برعهده گرفت و خلافت را كه خطري براي غرب بود، نابود ساخت و بر اكثر كشورهاي اسلامي سيطره يافت. دومين جلوه اين ويراني، نقش استعمار در انتشار انديشه و عقايد غير اسلامي در ميان مسلمانان بود.

اصلي‌ترين عنصر موجود در انديشه ‌غرب تفكيك دين از حيات جهاني بود. به اعتقاد حزب التحرير، تنها راه احياي دوباره دين اسلام برپايي يك دولت اسلامي است، زيرا اسلام ديني همه‌جانبه وفراگير است. اسلام تنها در صورتي زنده و پويا خواهد بود كه در همه حال داراي دولت باشد. حزب التحرير، دولت اسلامي را نيرويي مي‌دانست كه سلوك، رفتار و اقدامات آن از طريق قوانين شرع مهار و محدود مي‌شود و ابزاري ضروري و هميشگي براي امت اسلامي است تا احكام شرع را در جامعه پياده كنند.[4]

به اعتقاد اعضاي حزب التحرير، برپايي دولت اسلامي وظيفه تمام مسلمانان در سراسر جهان است و اقدام براي برپايي دولت امري ضروري است كه هيچ حق انتخابي در آن وجود ندارد و نبايد در اين امر سستي نشان داد.

هم‌چنين اين حزب اولين دشمن مسلمانان را نظام سرمايه‌داري مي‌داند. اين نظام كاملاً با اسلام در تضاد است وهيچ‌گونه امكان سازگاري و هماهنگي ميان آنها نيست و مسلمانان ناچارند ميان دنياي سرمايه‌داري و تبعات آن هم‌چون دموكراسي، قانون مدني و اسلام فاصله بيندازند.[5]

مهم‌ترين اقدام كه استعمارگران پس از سرنگوني خلافت اسلامي به اجرا در آوردن نظام سرمايه‌داري در عرصه اقتصاد و نظام دموكراسي در دستگاه حكومت و دستگاه قضايي بود. از اين‌رو، دموكراسي و نظام‌هايي كه برپايه آن در سرزمين‌هاي اسلامي ايجاد شده بودند سرسخت‌ترين دشمنان حزب التحرير به شمار مي‌آمدند.

حزب التحرير خود را حزب سياسي مي‌داند كه زنان هم‌چون مردان در آن عضويت دارند. اين حزب معتقد است وظيفه اصلي و طبيعي زن، مادري و خانه‌داري است، اما اين وظيفه به معناي محصور شدن او در خانه نيست و نبايد مانع انجام فعاليت‌هاي خارج از خانه به مصلحت زن، خانواده و جامعه‌اش شود.[6]

زن در خارج از خانه مي‌تواند به هر وظيفه‌اي به جز ولايت ديني و حكومت‌داري مشغول شود. اما در دو مورد مذكور حقي ندارد. زن مجاز است مسئوليت‌هاي دولتي برعهده گيرد و در مناصب قضايي شركت داشته باشد، اما نمي‌تواند قاضي دادگاه باشد. زن مي‌تواند در انتخابات مجلس شورا شركت كند و رأي بدهد و حتي در آن خود را به عنوان يك نامزد معرفي كند. زنان هم‌چنين مي‌توانند در انتخاب خليفه و بيعت با او شركت كنند.

به اعتقاد اين حزب، از آنجا كه اصل در جامعه اسلامي، جدايي زنان از مردان است و تنها در موارد نياز كه شرع و جامعه به آن اعتراف دارند مي‌توانند در يك جا جمع شوند، فعاليت زن بايد با حضور محارم او انجام شود و اين عملاً موجب محدوديت قدرت تحرك زن مي‌شود. بنابراين، اگر زنان وارد حزب سياسي شوند، چنان‌كه رئيس حزب به او فرماني دهد و سرپرست زن فرماني ديگر، برزن واجب است تا زماني كه فرمان سرپرست در جهت معصيت خدا نباشد از او اطاعت كند.[7]

حزب التحرير معتقد است كه در امور قانون‌گذاري نظر اكثريت يا اقليت ملاك نيست، بلكه همگان بايد به دلايل شرعي استناد جويند. در مورد مجلس شوراي اسلامي، اين جنبش معتقد است اعضاي مجلس شورا بايد از ميان كساني انتخاب شوند كه داراي تابعيت دولت اسلامي و شهروندان اين دولت باشند. مجلس مورد نظر داراي اختيارات زير است:

1ـ دولت در مورد سياست‌هاي داخلي، نظر مجلس شورا را درخواست مي‌كند و ملزم به اجراي آن است، اما در سياست خارجي، امور مالي و مسائل نظامي نظر مجلس شورا مورد توجه نخواهد بود.

2ـ مجلس شورا حق دارد در مورد واليان و وزيرلن اعلام نارضايتي كند و نظر اين مجلس در اين خصوص لازم الاجرا خواهد بود.

آيين‌نامه حزب التحرير
حزب التحرير آيين‌نامه‌اي دارد كه بر اساس آن فعاليت مي‌كند. در اين آيين نامه مراحل تشكيل خلافت جهاني اسلام به چهار بخش تقسيم شده است:

1ـ جذب مردم با استفاده از شيوه تبليغ ديني؛

2ـ نفوذ نمايندگان حزب در ارگان‌هاي دولتي و آغاز مبارزه (تبديل فعاليت ديني به فعاليت سياسي)؛

3ـ استفاده از گردهمايي براي دستيابي به هدف و بركناري حكومت (‌براندازي صلح‌آميز در فضاي مساعد سياسي)؛

4ـ اگر مرحله دوم جواب ندهد، از اين مرحله، يعني از راه زور، مبارزه مسلحانه و جهاد عمل مي‌شود.[8]

ساختار سازماني حزب التحرير
به علت مخفي‌كاري شديدي كه در اين حزب وجود دارد، به سختي مي‌توان به ساختار آن پي‌برد. حزب ساختارهاي سياسي دارد كه يك نهاد به نام «امارت» آن را رهبري مي‌كند. امارت چند ارگان دارد: ارگان انتخاب امير، ارگان انتظامات، ارگان قيادت و ارگان معتمد. معتمد نماينده امارت در مناطق است و وظيفه آن تأمين مطالب و اعلاميه‌هاي لازم براي اعضاست و نماينده حزب در منطقه نيز محسوب مي‌شود. رده بعد از معتمد، نقيب است كه رهبر ارگان‌هاي منطقه به شمار مي‌آيد. جانشين نقيب (معاون) وظيفه‌اش نظارت بر اجراي دستورها در ارگان‌هاي محلي حزب التحرير است. «مشرف» در مرتبه بعد قرار مي‌گيرد. حزب التحرير در بين مردم ارگان‌هاي محلي تشكيل مي‌‌دهد كه تعدادشان چهار نفر يا بيشتر است و مشرف سرپرست اين ارگان‌ها را برعهده دارد.[9]

حزب التحرير هم‌چنين گروه‌هايي در بين خود دارد كه هدايت‌كننده هستند. افراد اين گروه در كلاس‌ها با احكام اسلامي و قوانين و خط‌مشي كلي حزب آشنا مي‌شوند. تعداد افراد اين گروه به هفت نفر مي‌رسد. پايين‌ترين تشكل حزب التحرير «حلقه» نام دارد كه مسئول امور اجرايي، مانند پخش اعلاميه، شب‌نامه و تبليغات براي حزب است.

برمبناي مختصر مدارك موجود، به نظر مي‌رسد ارتباط بين حزب بين‌المللي و شاخه‌هاي محلي آن پراكنده و بر حسب ضرورت است. شاخه‌هاي محلي حزب تا حدي داراي اختيار هستند و مي‌توانند اعلاميه‌هاي خود را بنويسند و تصميم‌هاي تاكتيكي خود را اتخاذ كنند. در سطح محلي افراد عضو معمولاً حلقه‌هاي جديدي ايجاد مي‌كنند. اين كار از طريق عضوگيري دقيق از درون شبكه‌هاي اجتماعي غير‌رسمي موجود مانند خويشاوندان وطوايف انجام مي‌شود.

به نظر مي‌رسد بخش‌هاي ازبك، تاجيك و قرقيز حزب التحرير بخشي از يك موجوديت مستقر در ازبكستان هستند. به طور حتم مداركي وجود دارد كه نشان مي‌دهد شاخه تاجيك حزب التحرير از تاشكند راه‌اندازي و از همان‌جا رهبري مي‌شود. با اين حال، تعداد اندكي از اعضا از اطلاعات فراواني در مورد آنچه در ساير كشورها جريان دارد، برخوردارند و همين امر نشان مي‌دهد «كليه شبكه‌هاي آسياي ميانه» به رهبري آن محدود مي‌شوند و به احتمال بسيار زياد تنها برحسب ضرورت شكل مي‌گيرند.

حفظ انضباط دروني براي بقاي حزبي كه از چنين ساختارهايي برخوردار است امري ضروري است و مجموعه‌اي از مجازات‌ها براي اعضايي كه اين قوانين را نقض مي‌كنند در نظر گرفته شده است. حداكثر اين مجازات‌ها اخراج است.

روش عضوگيري حزب التحرير بدين‌گونه است:

افراد بين 18 تا 30 سال مي‌توانند عضو حزب شوند. اعضا بايد قوانين اسلامي را بدانند. آنها در بدو ورود به حزب قرآن به دست مي‌گيرند و سوگند مي‌خورند كه منافع اسلام را تا آخر رعايت و براي برپايي خلافت جهاني اسلامي ميارزه كنند.

اعضاي تازه وارد در يك دوره دو ساله شست‌وشوي مغزي مي‌شوند. آنها در يك سيكل مطالعاتي زيرنظر يكي از اعضاي قديمي حزب، در ادبيات حزبي متبحر مي‌شوند.

هنگامي كه يك عضو در فهم فرهنگ حزب به مرحله تكميل مي‌رسد، افكار و ايده‌هاي حزب را مي‌پذيرد و جذب حزب مي‌شود و سپس در سلول‌هايي كه توسط يك مربي زن و يك خويشاوند مرد سازمان‌دهي مي‌شوند، از عضو جديد بعد از الحاق به حزب خواسته مي‌شود تا به سلول جديد خود منتقل شود. به دلايل امنيتي فقط يك فرمانده سلول از سلسله ‌مراتب بعدي فرماندهي با اطلاع است و وقتي كار خطير سلول‌ها شكل مي‌گيرد، حزب برحسب اصول تعليماتي خود براي ايجاد و تأسيس خلافت، مسئوليت عمليات و كارهاي ديگر را عهده‌دار مي‌شود.[10]

عوامل رشد حزب التحرير
عوامل فراواني موجب پيوستن به حزب مي‌شود، از جمله محيطي كه اعضا درآن زندگي مي‌كنند، سوابق شخصي و سياست‌هاي دولت است. با اين حال، عضويت در اين حزب غالباً واكنش روان‌شناختي است كه به افول جايگاه اجتماعي افراد، عدم اميد به آينده و تمايل به انجام كاري كه موجب تغييرات اساسي در جامعه شود، بازمي‌گردد.

شرايط اجتماعي ـ اقتصادي عامل عضويت بسياري از افراد در حزب التحرير است. اما اشاره به فقر به عنوان محرك اصلي افراد براي عضويت در اين حزب نسبتاً ساده‌انديشانه است.

يكي از رهبران حزب التحرير مي‌گويد: «اين ايده كه فقر محرك مردم براي پيوستن به حزب مي‌شود يك افسانه است. مي‌بينند كه تعدادزيادي از مسلمانان تحصيل‌كرده در غرب اعضاي حزب هستند»

اما به نظر مي‌رسد كه عوامل اجتماعي ـ اقتصادي در ازبكستان نقش مهمي در عضويت افراد در حزب التحرير دارند. در اين كشور تلاش روزانه براي كسب منابع مالي مورد نياز براي بقا از نظر همه مردم در درجه اول اهميت قرار دارد.

گروه بين الملل بحران در گزارشي آورده است وقتي از مردم سئوال كرديم چرا به اين حزب مي‌پيوندند يك عضو پاسخ داد: «مي‌بينيد كه ما در فقر زندگي مي‌كنيم. اين زندگي عادي نيست».[11]

بسياري از اعضاي اين حزب واقعاً فقيرند. اما نكته مهم‌تر آن است كه احساس گسترده‌اي وجود دارد مبني بر اينكه جامعه و دولت با آنها بد برخورد كرده‌اند، از دستيابي به آرزوهايشان تا اندازه‌اي جلوگيري شده و تغييرات اجتماعي موجبات نگراني آنها را فراهم كرده‌است.

بسياري از مردم آسياي ميانه بر اين باورند كه اعضاي حزب التحرير به علت دريافت پول به اين حزب مي‌پيوندند. همسر يكي از اعضا مي‌گويد: «تنها جوانان بيكار به حزب مي‌پيوندند. آنها براي پول عضو حزب التحرير مي‌شوند». برخي از تحليلگران گزارش مي‌دهند اعضا در ازاي پخش بروشورهاي حزب بين 50 تا 100 دلار دريافت مي‌كنند. اما مدرك معتبر در اين زمينه وجود ندارد. مهم‌تر از مسئله فقر و احتمال كسب پول و موضوعات روان‌شناختي به نظر مي‌رسد يك دليل مهم آن است كه كار ديگري براي انجام دادن وجود ندارد. بسياري از مردان جوان در زندگي احساس پوچي مي‌كنند و نبود چشم‌اندازي براي آينده ديدگاه بسياري از اعضاي جوان است. كساني كه دوران اتحاد شوروي را تجربه كردند امنيت ثبات آن نظام را در تضاد با دنياي نا امن امروز مي‌دانند. جواناني كه تصور مي‌كنند مسير سعادت آنها توسط مقامات فاسد يا موانع ديگر، مسدود شده است آسيب‌پذيري خاصي براي گرايش به حزب التحرير دارند.

ايجاد مانع در برابر خواست‌هاي افراد احتمالاً بيانگر دليل ديگري براي عضويت افراد تحصيل‌كرده و ظاهراً موفق در حزب التحرير است. آرزوهاي تحقق نيافته اين افراد آنان را تشويث به انتقاد از نظام مي‌كند و اقدامات نظام از جمله فساد اداري، انتصاب خويشاوندان در مناصب مهم و عدم نگراني آشكار از لزوم انجام اقدامات مثبت انگيزه‌هاي جذب به حزب را بيشتر مي‌كند.

از آنجا كه رژيم ازبكستان يك رژيم سركوبگر است، مردم به شدت از كريم‌اف متنفرند. هيچ حزب مستقل و مخالفي حق فعاليت قانوني ندارد؛ به گونه‌اي كه بسياري از كساني كه با حزب التحرير همكاري مي‌كنند حامي حزب نيستند، بلكه براي سرنگوني كريم‌اف به اين حزب گرايش پيدا كرده‌اند. بعضي از جوانان علت حمايت خود را از اسلام‌گرايي را بيزاري از دولت و نه هيچ‌گونه تمايل خاصي به برقراري دولت عنوان كردند.

سركوب حزب التحرير از سوي دولت موجب شده است كه مردم به عضويت آن تمايل داشته باشند. يكي از اعضاي حزب در ازبكستان توضيح داد كه هرگز به حزب علاقه‌مند نبوده ‌است تا آنكه برادرش به علت عضويت در حزب دستگير شد. بسياري از زناني كه به عضويت حزب درآمدند همسران يا پسرانشان دستگير شده‌اند. تعدادي از اعضا اظهار داشتند نوشته‌هاي حزب التحرير را خوانده‌اند و به عضويت حزب درآمده‌اند. از آنجا كه حزب التحرير نسبت به مسائل اسلامي سخت‌گيري زيادي ندارد و به زبان ساده جزوه‌ها را به علاقه‌مندان ارائه مي‌دهد مي‌تواند در جذب افراد مؤثر باشد.

فعاليت‌هاي حزب التحرير
فعاليت‌ پنهان حزب التحرير در آسياي مركزي از دهه 1980 بوده‌است و پس از اصلاحات گورباچف از تاشكند و سرخان دريا رشد بيشتري پيدا كرده است. به علت پيشينه مذهبي مردم منطقه و آشنايي بعضي از شخصيت‌هاي فرهنگي ازبكي با اعضاي حزب، ازبكستان محل مناسبي براي فعاليت حزب التحرير شناخته و انتخاب شده است.

تا سال 1995 نام حزب التحرير براي مردم ازبكستان آشنا نبود و فعاليت اين حزب توسط يك اردني به نام صلاح الدين همراه دو نفر ازبكي شروع شد. از سوي ديگر، فعاليت پنهاني و تبليغاتي آنها به زبان عربي بود و به علت آشناي اندك مردم با زبان عربي، از ديد مقامات ازبكستان نيز پنهان ماند.

سپس حزب التحرير هسته‌هاي خود را در دره فرغانه اشاعه داد كه مرز مشترك سه كشور ازبكستان، قزاقستان و تاجيكستان است.

اعضاي حزب در مساجد برنامه‌اي با عنوان «ضيافت» برگزار مي‌كردند. در اين برنامه علاوه بر خواندن نماز و قرآن، برپايي سخنراني و توزيع جزوات، چاي و غذا نيز توزيع مي‌شد. هم‌چنين مجله الوحي به زبان روسي و كتاب‌هاي ترجمه‌شده حكومت در اسلام و اقتصاد در اسلام اثر نبهاني به روسي در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گرفت.

فناوري نقش بسزايي در گسترش عقايد حزب التحرير داشته است. در حالي كه مردم منطقه فرغانه در فقر به سر مي‌بردند، اعضاي حزب از ديسكت‌ها، رايانه‌هاي مدرن، ويدئوها، فاكس و دستگاه‌هاي فتوكپي استفاده مي‌كردند. اعضا هم‌چنين اعلاميه‌هايي تكثير شده را به صورت شب‌نامه بين مردم پخش مي‌كردند و با انتشار روزنامه به تشريح ديدگاه‌هاي خود مي‌پرداختند. به طور كلي فعاليت‌هاي حزب شامل موارد زير بود:

1ـ تبليغ
فعاليت حزب التحرير در ازبكستان در درجه اول از طريق پخش نوشته‌ها صورت مي‌گيرد. در اين زمسنه متداول‌ترين روش اين است كه ساكنان شهرها اعلاميه‌هايي را در درون صندوق‌هاي پستي خود مي‌يابند. به نظر مي‌رسد بيشتر اعلاميه‌ها در آسياي ميانه چاپ مي‌شوند. در واقع، كيفيت پايين صفحات ونحوه تايپ آنها نشان مي‌دهد كه توليد آنها احتمالاً از طريق رايانه‌هاي خانگي و با استفاده از فتوكپي با كيفيت پايين صورت گرفته است.[12]

مردم معتقدند كه اين كتاب‌ها وارداتي است. اين حزب به توليد نوارهاي ويدئويي، نوارهاي ضبط صوت و سي‌دي‌هاي حاوي سخنان و خطبه‌هاي رهبران حزب پرداخته است. اين تصور وجود دارد كه بسياري از اين نوارها و سي‌دي‌ها در خاور ميانه يا در اروپا توليد شده باشند. برخي از اين نوارها به زبان عربي هستند، اما بقيه آنها به زبان‌هاي آسياي ميانه ضبط شده‌اند.

اينترنت ابزار اصلي حزب التحرير براي انتشار پيام‌ها به زبان‌هاي مختلف در سراسر جهان است. تمايل حزب به استفاده از فناوري مدرن براي ترويج اسلام امري آشكار است. سرويس‌ها امنيتي ازبك در طول دهه 1990 نظارت برنامه‌هاي الكترونيك را افزايش دادند و وب‌سايت حزب را مسدود كردند. با وجود اين، بسياري از كاربران موفق شدند با استفاده از مجاري ديگر به فعاليت‌هاي حزب دسترسي پيدا كنند. مسدود كردن برنامه‌هاي الكترونيكي نيز كار مطمئني است، هر چند نام ايميل‌هاي رد و بدل شده تا حدودي تحت كنترل است.

به نظر مي‌رسد تاكتيك‌هاي حزب التحرير تا اندازه‌اي تغيير كرده است. ظاهراً كار توزيع اعلاميه‌ كه اعضاي حزب را در معرض خطر قرار مي‌دهد با مخالفت داخلي مواجه شده است. تعداد اعلاميه‌ها و سطح توزيع آنها در طول سال 2002 به ميزان چشم‌گيري كاهش يافت. يكي از اعضاي حزب التحرير گفت: «در حال حاضر اعلاميه توزيع نمي‌كنيم. راه‌هاي ديگري وجود دارد. ما روش‌هاي مؤثرتري به جاي توزيع اعلاميه پيدا كرده‌ايم. مؤثرترين روش گشت و گذار در خيابان و بحث با مردم است». به نظر مي‌رسد حزب از طريق گفت‌وگوهاي غيررسمي به فعاليت‌خود ادامه مي‌دهد.

2ـ راهپيمايي
روش ديگري كه حزب التحرير پيشرو آن بوده، برگزاري راهپيمايي به نفع اعضاي زنداني است. بيشتر اين راهپيمايي‌ها توسط زنان انجام شده و علت آن اين است كه احتمال دستگيري يا بدرفتاري با زنان بسيار كمتر از مردان است.

در دوم ژوئيه 2001، حدود چهارصد مادر، خواهر و همسر زندانيان حزب التحرير كه برخي از آنان كودكان خردسال خود را همراه آورده بودند تظاهرات كردند. روي يكي از پلاكاردهاي تظاهر كنندگان نوشته بود: «سال 2001 بيوه زنان و يتيمان است».[13]

برگزاري تظاهرات مشابه در سال‌هاي 2002 و 2003 ادامه يافت. در هفتم مارس 2003 زنان تلاش كردند تا راهپيمايي اعتراض‌آميز ظاهراً هماهنگ‌شده‌اي را در چندين شهر برگزار كنند.

درسال 2005 تظاهرات در شهر انديجان به خشونت انجاميد. دامنه درگيري‌ها به چندين شهر گسترش پيدا كرد. در اين تظاهرات حدود دوهزار زخمي و حدود هفتصد نفر كشته شدند. اعضاي حزب التحرير در اين شهر پايگاه خوبي دارند.

محاكمه و آزادي اعضاي حزب نيز به عنوان روشي براي تبليغ مورد استفاده قرار گرفته است؛ به ويژه محاكمه‌ها كه صحنه‌هاي نمايش مفيدي بوده‌اند. اظهارات اعضاي حزب در زمان محاكمه به عنوان بخشي از نوشته‌هاي حزب به چاپ مي‌رسد و بين مردم توزيع مي‌شود.

3ـ فعاليت در زندان
فعاليت در زندان‌ها نيز براي حزب التحرير اهميت دارد و اين اقدام هم براي پشتيباني از اعضاي محبوس و هم به منظور انجام تبليغات به نفع حزب در ميان ساير زندانيان صورت مي‌گيرد.

با اين اقدام تعداد زيادي از جنايات‌كاران عادي به دين اسلام پيوسته‌اند. در اين زمينه اطلاعات قابل اثباتي در دست نيست. به نظر مي‌رسد كه اين اقدام تا اندازه‌اي متفاوت با خط‌مشي كلي حزب باشد. حزب التحرير مدعي است كه اجر معنوي تنها براي كساني خواهد بود كه در راه آرمان حزب متحمل هزينه‌هاي مادي و معنوي شوند.

حس همبستگي ـ كه كمك به زندانيان نشانه‌اي از آن است ــ بخش مهمي از يك روش است كه حزب التحرير براي جذب و آموزش اعضا در آسياي ميانه از آن بهره مي‌برد. به نظر مي‌رسد اين روش تا حدي به اين منطقه منحصر باشد. افراد زنداني شده اين حزب در زندان، به تعليم و تربيت مي‌پردازند و بعد از خروج از زندان از نيروهاي آموزش ديده آزادشده‌ استفاده مي‌كنند.

4ـ خشونت
به طور كلي دامنه فعاليت‌هاي حزب التحرير در ازبكستان محدود است. اين مسئله كه حزب مجبور به فعاليت زيرزميني شده نشان مي‌دهد كه امكان اندكي براي جلب مشاركت توده مردم داشته است. اعلاميه‌ها تنها در دسترس عده اندكي است. اين امر از برخي جهات مزيتي براي سازمان محسوب مي‌شود. اگر در آسياي ميانه نظام‌هاي سياسي آزاد حاكم بودند، شكست احتمالي حزب در جذب عده زيادي از مردم نشان مي‌داد كه حمايت عمومي محدودي از اصول آرمان‌هاي حزب وجود دارد.

به ندرت فردي در سرويس‌هاي امنيتي پيدا مي‌شود كه واقعاً احساس كند حزب التحريريك جنبش مسلح است؛ اگر چه شاخه‌اي از آن به سوي خشونت روي آورده است.

با وجود اين، مقامات دولتي هر وقت اقدامي جنايت‌كارانه صورت مي‌گيرد، به سرعت انگشت اتهام را به سوي حزب التحرير يا جنبش اسلامي ازبكستان نشانه مي‌روند.

با در نظر گرفتن ابهام موجود در تعهد ايدئولوژيك حزب التحرير به عدم كاربرد خشونت، تعجب‌آور خواهد بود اگر برخي اعضا با كاربرد خشونت مخالفت نكنند. با اين حال، بيشتر كساني كه در مصاحبه‌ها از خط‌مشي حزب دفاع مي‌كنند، بر اين نكته اصرار دارند كه با خشونت مخالف‌اند.[14]

نارضايتي از سياست عدم خشونت به طور قطع، در ميان برخي اعضا كه به افغانستان گريختند وجود داشت. در ميان اسناد و مدارك نسبتاً زيادي كه در بقاياي اردوگاه جنبش اسلامي ازبكستان پيدا شد و شامل نوارهاي صوتي و ويدئويي بود، يك دفترچه خاطرات كوچك نيز وجود داشت كه توسط يكي از اعضاي سابق حزب التحرير كه اهل ازبكستان بود، نوشته شده بود. وي در سال 1999 به افغانستان گريخته و رابطه خود را با جنبش اسلامي ازبكستان كاملاً قطع كرده بود. وي در خاطراتش از سياست عدم كاربرد خشونت حزب التحرير به شدت انتقاد كرده و مدعي بود حزب بسياري از مسلمانان جوان و شايسته را به انحراف كشانده است، در حالي كه هر يك از اين جوانان مي‌توانستند «رزمنده‌اي وفادار و شايسته براي اسلام باشند».[15]

ظاهراً تلاش مقامات دولتي براي منزوي كردن خانواده‌هاي اعضاي حزب تا حدي موفقيت‌آميز بوده، با اين حال، تأثير اين منزوي‌سازي اجتماعي فروكش كرده است. در ازبكستان خويشاوندان يكي از اعضاي حزب فتواي يك مفتي را به ياد مي‌آورند كه از همسايگان خواسته بود از آنان دوري كنند. پدر يكي از اعضاي حزب مي‌گويد زماني اين فتواها تأثير داشت، اما اكنون همسايگان براي حل مشكل مي‌آيند و كمك مي‌كنند. اين تا حد زيادي نشانه همبستگي بر ضد رژيمي است كه مورد انزجار گسترده جامعه است. اين امر به ويژه همبستگي بر ضد پليس بي‌رحم و غيرمردمي اين رژيم را نشان مي‌دهد.

برخي حمايت‌ها از حزب التحرير ناشي از اقتداري است كه معدودي از رهبران اين حزب در جامعه كسب كرده‌اند. اين امر به خصوص هنگامي اتفاق مي‌افتد كه آنان افرادي پارسا، داراي نفوذ معنوي و صاحب مؤسسات تجاري باشند. يك پليس مي‌گويد: «وقتي «مولود جانف» دستگير شد، آنان به من گفتند او به اينجا آمد تا زندگي كند، عده زيادي از مردم اينجا را سركار فرستاد، يك كارخانه بستني‌سازي و يك كافه باز كرد. او هزار نفر را صاحب شغل كرد».

5ـ شهادت
در سال 2004 يكي از اعضاي حزب التحرير در شهر اوش بر اثر ابتلا به سل در زندان درگذشت و وي را به عنوان يك شهيد تشييع كردند و گرامي داشتند. حدود چهارصد نفر در اين مراسم شركت كردند. يكي از شركت‌كنندگان گفت: «ترديدي ندارم تمام ما روزي خواهيم مرد. اگر انتخاب بين زندگي يا ايمان باشد، من ايمان را برخواهم گزيد». يك عضو ديگر گفت: «مردن بهتر از اين نوع زندگي است». اين مضمون در حد اعلي خود از سوي يكي از اعضا در انديجان چنين بيان شد: «بهتر است به فلسطين برويم، يك نارنجك برداريم و آن را پرتاب كنيم و درگير شويم. بايد بدين‌گونه برضد يهوديان وارد عمل شد. من مي‌خواهم شهيد شوم».[16]

بررسي ميزان تأثير اين گروه نسبتاً كوچك در سطح جامعه امر دشواري است. حزب التحرير خود مدعي است كه در گسترش عقايد خود و تأثير‌گذاري بر جامعه موفقيت فراواني كسب كرده است. با اين حال، بسياري از افراد اظهار مي‌دارند نفوذ حزب رو به زوال است. به نظر مي‌رسد در دره فرغانه نفوذ خوبي داشته باشد.

گسترده‌ترين پشتيباني از اعضاي حزب التحرير بدين تربيت است كه آنان قربانيان يك رژيم غير مردمي سركوبگر هستند. با افزايش نارضايتي از دولت ازبكستان، همدلي با حزب التحرير افزايش مي‌يابد. شديدترين درگيري بين شاخه افراطي اين حزب و دولت روي داد. در مي‌2005، گروهي از اعضاي اكرميه براي آزادكردن سيزده زنداني تاجر شبانه به زنداني در انديجان حمله كردند و موفق شدند تمام زندانيان را آزاد كنند.

رابطه دولت و حزب التحرير
دولت ازبكستان سياست سركوبي جنبش‌هاي اسلامي را در پيش گرفته است، از اين رو، آزادي‌هاي مذهبي را محدود كرده و فرصت قانوني شدن به آنها نمي‌دهد. در ماده 10 قانون اساسي در مورد آزادي عقيده و سازمان‌هاي مذهبي آمده است: سازمان‌هاي مذهبي از شخصيت حقوقي برخوردارند و مي‌توانند بعد از به ثبت رسيدن نام خود در وزارت دادگستري جمهوري ازبكستان يا ارگان‌هاي محلي اين وزارت‌خانه، بنابه قوانين پيش‌بيني شده به فعاليت بپردازند. به عبارتي، مسئولان امر مي‌توانند تلاش براي اجتماع در اماكن دعا يا مراسم مذهبي غير‌قانوني را نقض تلقي كنند و عليه آنها اقدام‌هاي كيفري و حقوقي انجام دهند.[17]

با اين وضعيت، به نظر مي‌رسد جنبش‌هاي اسلامي مجال فعاليت آزاد و آرام پيدا نكنند و سرانجام روش خشونت‌آميز را در پيش گيرند. علي‌اف، رهبر سابق حزب التحرير در آسياي مركزي، مي‌گويد: «ما سرانجام جنگ را انتخاب مي‌كنيم. رژيم‌هاي حاكم در آسياي مركزي ما را در اين راه قرار داده‌اند. حزب التحرير خود را براي جنگ آماده مي‌كند.»

وي هم‌چنين ادعا كرد كه در تاشكند بيش از شش‌هزار نفر هوادار دارد و در ساير شهرهاي ازبكستان ده‌ها هزار نفر از حزب التحرير حمایت مي‌كنند. مجلس ازبكستان در مي‌1998 قانون «محدود كردن فعاليت‌هاي مذهبي و سازمان‌دهي مساجد» را در پارلمان با سخنراني كريم‌اف به تصويب رساند.

بعد از آن، پليس همه مردان ريش‌دار و كساني را كه به پاكستان و افغانستان رفت و آمد مي‌كردند، بازجويي مي‌كرد. هم چنين اجازه داشت از اقامه نماز مسلمانان جلوگيري كند. مقامات قضايي پدران را به علت مجرم شناختن فرزندان زنداني مي‌كردند. همه مساجد و سازمان‌هاي مذهبي بايد ثبت نام مي‌كردند و سخنراني و تبليغ براي اسلام ممنوع شد.

بعد از تصويب اين قانون در پارلمان در سال 1999 در شش ماهه اول، دادگاه 55 نفر را كه 50 نفر از آنان از اعضاي حزب التحرير بودند به زندان‌هاي طويل‌المدت محكوم كرد.

سازمان‌هاي حقوق بشر اعلام كردند كه پليس و سازمان‌هاي امنيتي ازبكستان هزاران نفر از مردان و زنان مسلمان را دستگير كرده از اين بازداشت‌ها غيرقانوني و تبعيض‌آميز است و بيشتر دستگيرشدگان نيز از گروه‌هاي اسلامي هستند.

حزب التحرير اعلام كرد بيش از صدهزار نفر زنداني مسلمان در ازبكستان وجود دارد. بين ژانويه 1999 تا آوريل 2000 بيش از چهار هزار نفر از اعضاي حزب التحرير در ازبكستان زنداني شده‌اند.

سازمان‌هاي حقوق‌بشر اعلام كرده‌اند دولت به سركوب اسلام‌گرايان هم‌چنان ادامه مي‌دهد.

طبق اين گزارش، در تابستان 2001 پليس 7600 نفر از اسلام‌گرايان را دستگير كرد. 5150 نفر از اعضاي حزب التحرير و مابقي از اعضاي جنبش اسلامي ازبكستان و وهابي بوده‌اند.

يك زنداني به شماره Kin64/74 زندان را جايي كه هيچ‌كس از آن زنده برنمي‌گردد، توصيف مي‌كند. اين زنداني از وضعيت اسف‌بار زندانيان در ازبكستان كه فاقد بهداشت، تغذيه مناسب، ازدحام بيش از حد زندانيان، و بدرفتاري با آنهاست سخن مي‌گويد؛ به گونه‌اي كه اجازه خواندن قرآن و نماز ندارند.

مجامع حقوق بشر از بكستان تخمين زده‌اند كه بين سال‌هاي 2001 ـ 2000 حداقل پنجاه نفر بر اثر وضعيت بد زندان‌ها جان خود را از دست داده‌اند.[18]

دولت به شدت كتابخانه‌ها و مساجد مسلمانان را كنترل مي‌كند. پليس متهمان را گاهي تا شش‌ماه در بازداشت موقت نگه مي‌دارد. به گزارش ديده‌بان حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال 2000، 10700 نفر از اسلام‌گرايان در بازداشت، در انتظار محاكمه بوده‌اند. ميكائيل آرونيف، مسئول سازمان حقوق بشردر ازبكستان، گفت: مأموران ازبكي براي اعتراف گرفتن از اسلام‌گرايان آنها را شكنجه مي‌كنند. بسياري از آنان به طرز فجيعي زخمي يا كشته شده‌اند. نمونه‌اي از اين شكنجه قرار دادن سوزن در گوش افراد، قرار دادن كيسه‌هاي پلاستيكي سنگين بر سر افراد، بستن پاهاي آنها به ميله‌هايي كه مي‌چرخد و سر آنها در پايين است. نورباوه، از اعضاي حزب التحرير در 13 مارس 2000 در تاشكند دستگير و بعد از چهار ماه در سلول انفرادي كشته شد و براي اعتراف گرفتن از پنجاه نفر از اعضاي حزب التجرير كه بين 12 تا 16 سال داشتند از ضربه‌هاي الكتريكي استفاده شده بود. هم‌چنين آنها پس از تجاوز جنسي مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.

در ژوئيه 2000 دادگاهي در DJIZAK ، پانزده نفر از اعضاي حزب التحرير را به هفده‌سال زندان محكوم كرد. ديوان عالي ازبكستان در آوريل 2000 در دره فرغانه از 157 نفر از افراد اسلام‌گرا تحت پيگرد خواست خود را به دادگاه معرفي كنند.

كريم‌اف رهبران حزب نهضت اسلامي تاجيكستان را به همكاري و حمايت از حزب التحرير متهم كرد، اما آنها اين ادعا را رد كردند. حزب التحرير در شمال تاجيكستان فعاليت داشت و تعداد 6500 كتاب در يكي از مساجد تاجيك كه متعلق به حزب التحرير بود، توسط پليس كشف شد.

رابطه حزب التحرير با ساير جنبش‌هاي اسلامي ازبكستان
جنبش‌هاي اسلامي در ازبكستان اهدافي مشابه اما تاكتيك‌هاي متفاوت دارند. حزب التحرير نيز در ظاهر همكاري با ساير جنبش‌ها را رد كرده، زيرا معتقد است كه آنها از تاكتيك‌هاي صحيحي پيروي نمي‌كنند. تقي الدين النبهاني بنيان‌گذار حزب، معتقد است: «درطول قرن گذشته حتي يك ساختار صحيح با هدف احياي امت در هيچ‌يك از كشورهاي اسلامي به وجود نيامده است».

علي‌اف، نماينده سابق حزب التحرير در ازبكستان كه رديال 2000 توسط نيروهاي روسي دستگير و تحويل مقامات ازبك شد، مي‌گويد: «جنبش اسلامي ازبكستان جنبش مستقلي است. حزب التحرير با اين گروه اختلافات جدي دارد. آنها قاچاقچيان مواد مخدر و اسلحه بودند وبعدها با عنوان جنبش اسلامي ازبكستان ظاهر شدند.»[19]

حزب التحرير رسماً مواضع و اقدامات جنبش اسلامي ازبكستان را زيرسئوال مي‌برد و اين مواضع را نادرست مي‌داند و معتقد است توسل به اسلحه و زور براي رسيدن به اهداف اساسي اسلام باعث گمراهي مسلمانان و غير قابل دسترس شدن اين هدف مي‌گردد.

هدف مشترك حزب التحرير و جنبش اسلامي از بكستان سرنگوني رژيم‌هاي مستبد و ايجاد خليفه‌گري است. با اين حال، در روش‌هاي نيل به اين هدف با هم تفاوت دارند و هم‌چنين جنبش اسلامي ازبكستان فقط در اين كشور فعاليت مي‌كند، ولي حزب التحرير در تمام آسياي مركزي، تاجيكستان و قرقيزستان فعال است. بعد از قلع و قمع اعضاي حزب التحرير در ازبكستان، چند تن از اعضاي اين حزب به شمال افغانستان يعني جايي كه جنبش اسلامي ازبكستان فعاليت چشم‌گير داشت، فرار كردند.

اعضاي حزب التحرير در اردوگاه‌هاي جنبش اسلامي ازبكستان زندگي مي‌كردند و جنبش به آنها كمك نظامي مي‌كرد.

مقامات قرقيزستان بعد از تهاجم سال 2000 به مقر نيروهاي حزب التحرير بروشوها و نوشته‌هايي را يافتند كه نشان مي‌داد حزب التحرير با جنبش اسلامي ازبكستان رابطه دارد و چندين نظامي جنبش اسلامي ازبكستان در ميان كشته‌شدگان ديده مي‌شد.

رابطه حزب التحرير و طالبان
رابطه التحرير روابط خوب و پشت پرده با طالبان داشته است و به نظر مي‌رسد كه آنان از اين حزب پشتيباني مالي كرده‌اند.

يكي از رهبران حزب التحرير در آسياي مركزي در اين خصوص گفته است: «حزب التحرير از جنبش طالبان در افغانستان حمايت مي‌كند و بسياري از اعضاي حزب براي فرار از سركوبي در آسياي مركزي به مكان‌هاي امن در افغانستان گريخته‌اند. طالبان ايده‌هاي خوبي ‌دارند؛ آنان خواهان دولت اسلامي تمام وكمال هستند . با اين حال، اختلاف ميات ما و آنها وجود دارد. حزب التحرير خواهان يك زندگي مدرن براي مردم زمين، به وجود آمدن بهشتي روي زمين و هم‌چنين آماده ساختن مردم براي رفتن به بهشت در زندگي بعد از مرگ است، در حالي كه طالبان خواهان يك زندگي محقرانه است و تمام آماده‌سازي‌ها تنها برپايه كمك به مردم براي رسيدن به بهشت است، در حالي كه حزب التحرير خواهان بهشت هم در زندگي دنيا و هم در زندگي پس از مرگ است».[20]

علي‌اف اقرار مي‌كند كه حزب التحرير با طالبان رابطه دارد و اعضاي اين حزب در افغانستان ساكن شده و در آنجا تحت تعليم قرار گرفته‌اند. علي‌اف گرفتن پول از طالبان را انكار مي‌كند.

رهبران حزب التحرير رابطه با بن لادن را رد مي‌كنند. علي‌اف مي‌گويد: «ما رابطه خاصي با بن‌لادن ندايم، ولي او از همه جنبش‌هاي اسلامي مركزي حمايت مي‌‌كند.»[21]


ديپلمات‌هاي خارجي مقيم قرقيزستان و ازبكستان مي‌گويند جنبش‌هاي اسلامي در آسياي مركزي با هم كار مي‌كردند. در گردهمايي كه در سپتامبر 2000 در كابل برگزار شد حزب التحرير، جنبش اسلامي ازبكستان، شورشيان چچن و القاعده در مورد آينده اتحاد بحث و گفت‌وگو كردند و سخنران اصلي اين مراسم بن لادن بود.[22]

حزب التحرير پس از 11سپتامبر
ازبكستان از فرصت به دست‌آمده پس از حمله تروريستي به برج‌هاي دوقلو ايالات متحده نهايت استفاده را كرده است. دولت همكاري‌هاي اطلاعاتي خوبي با آمريكا براي سركوبي طالبان داشت و پايگاه خود را در اختيار اين كشور قرار داد و نيروهاي آمريكا در مرز ازبكستان و افغانستان مستقر شدند و راه ورود طالبان به آسياي مركزي را قطع كردند.

حادثه 11 سپتامبر شرايط دشواري را پيش روي اسلام‌گرايان در ازبكستان قرار داده است. دادگاهي در اكتبر همان سال، نه نفر از اعضاي حزب التحرير را به اتهام عضويت در القاعده به مرگ محكوم كرد.[23]

كنترل شديد روحانيت رسمي مسلمان از سوي رژيم ازبكستان شرايط را براي به اجرا درآوردن جنگ تبليغاتي در پي آغاز عمليات ضدتروريستي در افغانستان براي تاشكند فراهم آورد. بدين ترتيب، در تمام مساجد ائمه از طريق موعظه‌هاي خود تروريسم را محكوم مي‌كنند. عظيم مينو اراف، معاون اول رئيس كميته امور مذهبي ازبكستان، مي‌گويد: «از نظر من، غرب بايد درك كند كه پايگاه اصلي اجتماعي بنيادگران اسلامي، قشر محروم جامعه هستند. بنابراين، اگر كشورهاي توسعه‌يافته خواهان ثبات در جهان هستند بايد به كشورهاي فقير اسلامي مساعدت اقتصادي كنند. در كشور ما نيز اسلام‌گرايان در اوايل دهه 90 كه ما با مشكلات اقتصادي موقت مواجه شده بوديم، به ابراز وجود پرداختند».[24] هنوز تحولات مثبت در اقتصاد ازبكستان كه سطح زندگي مردم را بهبود ببخشد، ديده نشده است.

حتي اگر كريم‌اف با روش سركوب و زور موفق به حفظ زمام امور شود، اميد به اينكه ازبكستان به يك دولت دموكراتيك بدل خواهد شد، جزو خيالات واهي است.

تجارب كشورهاي اسلامي كه رهبران آنها سعي دارند شكل غير مذهبي توسعه را به مردم تحميل كنند، نشان مي‌دهد كه اين برنامه فقط از طريق به كارگيري سركوب‌هاي خشن امكان‌پذير است. براي مثال، در تونس كه روش زندگي به سبك غرب را در پيش گرفته، بلند كردن ريش براي مردان ممنوع است و مجازات دارد.


نمونه بارز ديگر تركيه است. از دولت اين كشور اغلب به عنوان نمونه‌اي موفق از تبديل يك كشور مسلمان به نوع «اروپايي» ياد مي‌شود. زمان حكومت كمال آتاتورك استفاده از الفباي عربي، پوشيدن لباس سنتي مسلمانان، همراه با اعلام مجازات‌هايي ممنوع اعلام شده بود. در قانون جزايي، ماده ويژه‌اي پيش‌بيني شده بود كه محكوميت‌هاي دراز‌مدتي را براي «جرم» توسل به مذهب در اهداف شخصي و سياسي اعلام مي‌كرد.


رهبران تركيه هم‌زمان با آن، سيستم مجاز رسمي را كه نفوذ آن خارج از مساجد بود و به شدت محدود مي‌شد، شكل بخشيدند. براي مثال، اگر در سال 1924 تعداد دانشجويان مدارس مذهبي دركشور به 2258 نفر مي‌رسيد، در سال 1993 فقط ده نفر باقي مانده بودند. كريم‌اف نيز عملاً شيوه كار رهبران تركيه در دهه 30 را در پيش گرفته است.[25]


باتوجه به وضعيت يادشده و فضاي امنيتي پس از 11 سپتامبر و نيز عدم همخواني افكار حزب التحرير كه در پي ايجاد خليفه‌گري است، هنوز اين حزب موفق نشده است به اهداف خود برسد و هم‌اكنون مخفيانه به حيات خود ادامه مي‌دهد.


واقعيت اين است كه مقامات ازبك ناچارند به طور غير رسمي حزب التحرير را به عنوان يكي از مخالفان دولت بپذيرند تا شايد از اين طريق به آغاز گفت‌و‌گو و برقراري ارتباط با آن مجبور شوند. كريم‌اف مخالفت خود را با حزب التحرير كنار نگذاشته است، ولي تصميم به انجام يك گفتمان محتاطانه با حاميان اين حزب دارد. شايان ذكر است كه اين گفتمان جنبه رسمي ندارد، بلكه از طريق كميته‌هاي مشاوره صورت مي‌‌گيرد كه عمل‌گرايان ازبكستان، نمايندگان روحانيون مسلماني كه بامقامات رسمي همكاري مي‌كنند و دانشمندان مربوط عضو آن هستند. اين كميته‌ها با مسلمانان ملاقات مي‌كنند و تشكيل جلسه مي‌دهند. هرچند آمريكا جنبش اسلامي ازبكستان را جزو گروه‌هاي تروريستي مي‌داند، حزب التحرير را در طبقه‌بندي گروه‌هاي تروريستي قرار نمي‌دهد و اهداف و فعاليتهايش را مسالمت‌آميز مي‌داند، اما حكومت ازبكستان اين حزب را غير قانوني و تروريستي قلمداد مي‌كند.[26]


در سپتامبر 2001 ترس از تروريسم با شدت غير منتظره‌اي افزايش يافت. در 11 سپتامبر، حملات هوايي تروريستي القاعده عليه آمريكا صورت گرفت كه مرگ هزاران شهروند آن كشور را موجب شد. در اوايل اكتبر، ائتلافي به رهبري آمريكا با اقدام به «جنگ عليه تروريسم» در صدد تلافي برآمد و عمليات نظامي عليه پايگاه‌هاي طالبان و القاعده در افغانستان آغاز شد. در آخر ماه نوامبر بيشتر درگيري‌ها پايان يافت و در 5 دسامبر رهبران گروه‌هاي مختلف افغان در بن با هم ملاقات و موافقت‌نامه‌اي را امضا كردند كه بر اساس آن يك دولت موقت ايجاد شد. در پي آن، يك دولت انتخابي به كمك سازمان ملل متحد با وظيفه خطير بازسازي كشور، عهده‌دار امور شد.


رهبران آسياي مركزي به سرعت آمادگي خود را براي حمايت از «جنگ عليه تروريسم» اعلام داشتند. ازبكستان و قرقيزستان به عنوان كليدي در اين بخش درآمدند. در اكتبر 2001 سربازان امريكايي به خان‌آباد، پايگاه هوايي سابق شوروي در ازبكستان واقع در نزديكي مرزهاي افغانستان، وارد شدند. سپس اعلام شد كه ارتش ‌امريكا حدود پنج‌ميليون دلار براي تعمير و مرمت اين پايگاه هزينه خواهد كرد. در اواسط سال 2002، اين پايگاه پذيراي حدود 1800 تن از سربازان امريكايي بوده است. پايگاه ديگري در قرقيزستان در مناس، فرودگاه (غير نظامي) بين المللي سابق (در نزديكي بيشكك)، تأسيس شد. طي چند ماه حدود دو هزار سرباز، عمدتاً از امريكا و واحدهايي نيز از ساير هم‌پيمانان غربي، در آنجا گرد آمدند.[27]


در آسياي مركزي، واكنش‌هاي مردمي مشخصاً كمتري در قبال اين رويدادهاي مهم وجود داشت و يكي از دلايل آن نيز پوشش رسانه‌اي ناچيزي و كمي اطلاعات روزآمد مردم از اين تحولات بود. دليل ديگر اين نگراني بود كه خود منطقه درگير جنگ شود. دولت جديد افغانستان كنترلي بر اوضاع منطقه نداشت و كشمكش قدرت منطقه‌اي ــ فرقه‌اي هنوز در جريان بود و احتمال گسترش آن به يك يا چند كشور همسايه وجود داشت. هم‌چنين قاچاق مواد مخدر كه به طور چشم‌گيري طي سال‌هاي 2001 ــ 2000 كاهش يافته بود، دوباره در حال افزايش بود. به اين ترتيب، خوش‌بيني قبلي به زودي با اين درك كلي جايگزين شد كه اوضاع اين منطقه در حقيقت چندان تغييري نكرده است.


با اين حال، يكي از تأثيرات فوري وضعيت جديد بحران انساني بوده است. در پاييز سال 2001، حدود يك ميليون پناهنده از افغانستان متواري شدند. بيشتر آنان قصد ورود به پاكستان يا ايران را داشتند ولي ده‌ها هزار نفر نيز در سمت شمال عازم تاجيكستان، تركمنستان وازبكستان شدند. تعدادي هم سعي داشتند تا به قزاقستان و قرقيزستان برسند. در اين اوضاع، اين نگراني وجود داشت كه جنگجويان اسلام‌گرا، تروريست‌ها و قاچاقچيان مواد مخدر نيز در پوشش اين پناهندگان به اين كشورها سرازير شوند. البته تداوم سيل پناهندگان بر خلاف آنچه گمان مي‌رفت، چندان زياد نبود، بلكه تردد در مسير عكس آن بود؛ زيرا كشورهاي همسايه به مسيرهاي عبور كمك‌هاي انتقالي به افغانستان تبديل شده بود.


تأثير ديگر اينكه در نتيجه انهدام پايگاه هاي حركت اسلامي ازبكستان در افغانستان بسياري از جنگجويان آسياي مركزي كه دركنار طالبان و القاعده مي‌جنگيدند، كشته شدند. شايعاتي نيز درباره كشته شدن «جمعه نمنگاني» رهبر حركت اسلامي ازبكستان وجود داشته كه هنوز اين خبر تأييد نشده است و اين ترديد وجود دارد كه وي احتمالاً در خارج از كشور (احتمالاً در پاكستان) است. حقيقت امر هر آنچه باشد، گروه مذكور در سال 2002 آرام بوده و هيچ‌گونه گزارشي از درگيري اعضاي آن وجود نداشته است.[28]


تأثير سوم كه بر جوامع آسياي مركزي اثر مستقيمي داشت، تشديد مبارزه عليه «افراط‌گرايي مذهبي» بود. بسياري از فعالان حقوق بشر اميدوار بودند درگير شدن نزديكتر غرب در منطقه، اعمال فشار به حكومت‌هاي آسياي مركزي براي تقويت آزادي‌هاي فردي، به ويژه آزادي مذهب را تسهيل خواهد كرد. اما چنين نشد. در عوض، طي سال 2002 بازداشت معتقدين مذهبي در ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان شدت گرفت و هدف اصلي، اعضاي حزب التحرير بودند.


البته دلايل معتبر اندكي در خصوص فعاليت خشونت‌گرايانه آنها ارائه شده است و بيشتر آنها براي داشتن نشريات حزب التحرير بازداشت شدند. به نظر مي‌رسد تلقي‌كردن هواداران حزب التحرير به عنوان يك تهديد، نه به علت احتمال انجام حملات تروريستي توسط آنان بلكه به دليل قدرت ايمان و ازخودگذشتگي آنها بوده كه خطر قوي‌تري عليه رژيم‌هاي موجود، در مقايسه با خطر آشكارستيزه‌جويي، محسوب مي‌شود. ظاهراً بسياري از آنها تحت شكنجه‌هاي جسمي و روحي قرارگرفتند. در ازبكستان و تاجيكستان، متهمين با مجازات حبس تا هيجده سال و بيشتر روبه‌رو شدند. مقامات تاجيكي دستور بستن چندين مسجد را صادر و تعدادي از روحانيون محلي را بركنار كردند. اين اقدامات به ويژه در شمال آن كشور صورت گرفت. تمايلات افراط‌گرايانه در آنجا قوت گرفته بود و حزب التحرير و حزب نهضت اسلامي پيروان زيادي را طي سال‌هاي اخير به دور خود جمع كرده بودند (سه نفر تاجيك از ناحيه شمال آن كشور اخيراً در اردوگاه گوانتانامو بوده‌اند). به هر حال، اين منطقه كه اقليت ازبك زيادي دارد، در گذشته تمايلات ‌جدايي‌‌طلبانه از خود نشان داده و احتمال دارد كه فعاليت‌هاي افراطي تا اندازه‌اي در مخالفت با حكومت مركزي بوده باشد. هم‌چنين يكي از اهداف حكومت در تنظيم اين محدوديت‌ها ممكن است ريشه‌كن ساختن نارضايتي‌هاي در حال شروع بوده باشد.


روز بعد تظاهرات مخالفان در ميدان اصلي شهر برگزارشد. دولت به سركوب تظاهركنندگان پرداخت. تعدادي به شهر اوش نزديكي قرقيزستان فرار كردند و اين درگيري‌ها حدود سه هزار كشته و زخمي به جاي گذاشت. سازمان‌هاي بين المللي اقدام دولت را محكوم كردند و خواستار تحقيقات مستقل در اين زمينه شدند. بعد از اين حادثه، رابطه ازبكستان با غرب تيره شد. اتحاديه اروپا پانزده نفر از مقامات ازبكي را به كاربرد خشونت در انديجان محكوم كرد و در فهرست كساني قرار داد كه نمي‌توانند به اروپا سفر كنند.

فشار قابل توجه بين المللي بر ازبكستان در طول سال‌هاي 2005 ــ 2002 براي بهبود وضعيت حقوق بشر خود برخي موفقيت‌هاي محدود به دنبال داشته است.


ميزان دستگيري‌ها تاحدي گسترش يافت، ولي با وجود اين بازداشت‌ها دو گروه حقوق بشر كه به ثبت رسيده بودند اجازه يافتند تا به طور قانوني فعاليت كنند. در دو مورد پليس و مقامات سرويس‌هاي امنيتي به علت قتل اعضاي حزب التحرير در زمان بازداشت به زندان افتادند. با وجود اين، اكثر تحولات ظاهري بود و به نظر نمي‌رسد اين پيشرفت تا سال 2003 ادامه يافته باشد.[29]


در نهايت، دولت ازبكستان در نوامبر سال 2002 تحت قشار ايالات متحده با پذيرش گزارش ويژه سازمان ملل در زمينه شكنجه در زندان‌هاي خود موافقت كرد. گزارش حاصله حاوي شواهد محكم بود و بيانيه‌هاي سازمان‌ ديده‌بان حقوق بشر تأييد مي‌كرد.


مهم‌ترين درگيري اسلام‌گرايان و دولت در مه 2005 بود كه بيش از دو‌هزار نفر كشته و زخمي شدند. دولت عامل اين درگيري را اكرم يلداش‌اف از اعضاي حزب التحرير مي‌داند. او معلم رياضي مدارس شهر انديجان بود. در سال 1912 جزوه‌اي به نام راه حق منتشر كرد و در آن به تشريح عقايد خود پرداخت. يك بخش از ديدگاه‌هاي يولدش‌اف درباره اين نكته بود كه تجار مسلمان بايد به جاي رقابت با يكديگر همكاري كنند. و از امكانات مالي خود براي امور خيريه استفاده كنند تا سعادت دنيا و آخرت را به دست آورند.


اكرم يلداش‌اف در سال 1993 به اتهام وابستگي به حزب التحرير دستگير شد و مدتي در زندان گذراند و پس از آزادي مجدداً در فوريه 1999 به دنبال حوادث بمب‌گذار تاشكند دستگير و زنداني شد و تاكنون آزادنشده است.


در ماه ژوئن سال 2004 نيروهاي امنيتي ازبكستان 23 بازرگان جوان كه در كنار فعاليت‌هاي تجاري خود كارهاي عام‌المنفعه‌اي چون كمك به يتيمان و افراد مسن، كمك به افراد فقير داشتند آنها به اتهام اخلال در امور اقتصادي، عدم پرداخت ماليات و كارهاي خلاف اقتصادي عنوان شد ولي بعداً اتهامات آنان سياسي و وابستگي به گروه‌هاي اسلامي مثل حزب التحرير بود.


در موقع دادگاهي سه هزار نفر از مردم شهر انديجان شركت داشتند و اعلام كردند اين افراد، افراد خيّر و انسان‌دوست هستند و از اعضاي حزب التحرير نيستند.


در 12 ماه سه گروه به زنداني كه اين افراد در آنجا بودند حمله كردند و زندانيان را آزاد كردند آنها هم‌چنين مراكز نظامي و دولتي را اشغال مي‌‌‌‌‌‌‌كنند، نيروهاي امنيتي در حمله به اين مراكز و مردم تظاهر كننده و تعدادي از مهاجمان را مي‌كشند و بدين ترتيب واقعه انديجان شكل مي‌گيرد.


منابع مستقل و شاهدان عيني تعداد كشته شدگان را بيش از هزار نفر ذكر مي‌كند و اما منابع دولتي تعداد كشته‌شدگان را 169 نفر اعلام كردند.


به غير از تعداد زياد كشته‌ها و زخمي‌ها عده ديگري از تظاهركنندگان و زندانيان رهايي‌يافته و به سمت شهر مرزي قره‌سو در قرقيزستان حركت كرده وارد اين شهر مي‌شوند و از جانب كميساري عالي پناهندگان به عنوان پناهنده شناخته شدند.


حادثه انديجان بازتاب‌هاي خارجي فراواني داشت. از مهم‌ترين ‌آنها مي‌توان به مواضع روسيه و چين، امريكا و اتحاديه اروپا اشاره كرد. روسيه در ابتداي درگيري‌ها با طرح اين موضوع كه بحران به وجود آمده يك بحران داخلي است و روسيه در مسائل داخلي ازبكستان دخالت نمي‌كند عملاً دست ازبكستان را در سركوب تظاهر كنندگان بازگذاشت. چين با طرح اين موضوع كه رويداد ازبكستان ناشي از فعاليت‌هاي تجزيه‌طلبانه است عادلانه حادثه را محكوم كرد و اولين كشوري بود كه پس از واقعه انديجان به طور رسمي از سفر اسلام‌كريم‌اف به پكن استقبال كرد.


امريكا و اتحاديه اروپا خواستار اعزام يك گروه تحقيق بين‌المللي به طور مستقل به منطقه سفر كرده درباره واقعه گزارش مستقلي تهيه كند و اقدام دولت را محكوم كردند، حادثه انديجان منجر به سردي روابط غرب با ازبكستان و خروج نيروهاي امريكايي از اين كشور شد. اين حادثه ازبكستان را به روسيه نزديك‌تر كرد و منجر به قرارداد استراتژيك بين تاشكند و مسكو شد. در مقابل اتحاديه اروپا فهرست پانزده نفر از مقامات ازبكي كه در حادثه انديجان دست داشتند.

پی نوشت ها
[1]. یوسف النبهانی، «جامع کرامات الاولیاء» القاهره: دارالکتب الکبری، 1921، صص 323ـ 332.
[2]. تقی الین النبهانی، «التکتل الجزی»، چاپ دوم، القدس: 1953، ص 19.
[3]. همان.
[4]. ریچارد هرید دکمیجان «الاصولیه فی العام العربی، چاپ سوم المنصوره داروفاء 1993، ص 61.
[5]. http:www.hizb – ut - tahrir.org
[6]. Ibid.
[7]. Ibid.
[8]. اعلامیه حزب التحریر «عاملان دعوت، مسئول دست یابی به این نتایج نیستند» 20 جولای 2000 در www. Khilafah.com
[9]. گروه بین المللی بحران، اسلام رادیکال در آسیای میانه، انتشارات پژوهشکده راهبردی سال 1383، ص 86.
[10]. همان، ص 95.
[11]. http.www.hrw.org
[12]. Ibid.
[13]. Ahmad.Rashid"Jihad, the Rise of militant Islsm in Central Asia"Yale Univercity Press, 2002, PP. 134 – 136.
[14]. Ibid. 149.
[15]. سید رسول موسوی، حرکتهای اسلامی در آسیای مرکزی، فصلنامه فرهنگ اندیشه، سال 2، ش 9، بهار 1383، ص 142.
[16]. همان، ص 138.
[17]. Ahmad Rashid, Jihad, the Rise of Militant Islam in Central Asia, PP. 132 – 139.
[18]. www.Caliphate.com
[19]. http: www. Muslim Uzbekistan.org
[20]. برات شمسا، «اسلام گرایی در ازبکستان، فصلنامه نهضت مؤسسه اندیشه سازان نور س 4، ش 13، ص 251.
[21]. سید رسول موسوی، «حرکت های اسلامی در آسیای مرکزی» فصلنامه اندیشه سازان نور، فصلنامه فرهنگ اندیشه س 2، شماره 9 بهار 1383، صص 140 ـ 135.
[22]. پیشین، ص 254.
[23]. شیرین اکینر، «سیاسی گرایی اسلام در آسیای مرکزی در دوره پس از شوروی»، «ترجمه سعید نقی زاده، ش 45، 1382، صص 115 ــ112.
[24]. http: www.ICG.org
[25]. سید رسول موسوی، پیشین، ص 257.
[26]. http: www. Hizbout-tehrir.org
[27]. سید رسول موسوی، ازبکستان در مسیر انقلاب یا اصلاحات فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، ش 49، بهار 1384، ص 19.
[28]. شیرین اکینر، پیشین، ص 118.
[29]. Ahmed Rashid, Asia. pp. 139

منبع: http://makhaterltakfir.com

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ظهور و انحطاط انصار الشریعة در لیبی

شبکه حقانی (2)

طالبان پاکستان

گردان های عبدالله عزام

طالبان

سپاه صحابه(2)

جیش محمد

جنبش اسلامی ترکستان شرقی

انصار الشریعه یمن

سلفیت سنتی(وهابی) در یمن

التوحید و الجهاد فی ارض الکنانه (توحید و جهاد در مصر)

لواء التوحید

جنبش نورالدین زنکی

جنبش انصار الدین مالی

اخوان المسلمین اردن

عمليات درع الفرات

اخوان المسلمين يمن

جیش الحر السوری

حرکه احرار الشام الاسلامیه

المرابطون (مالی)

القاعده فی بلاد المغرب الاسلامی

انصار الشریعه تونس

جیش احرار الشام

جنبش حسم «حرکة سواعد مصر»

جماعت اسلامی اندونزی

الشباب المجاهدین

هیئه تحریر الشام

جماعة المسلمين في بلاد الشام

جیش محمد فی بلاد الشام

سرایا مروان حدید

جماعت انصار بیت المقدس

جنبش انصار الشریعه لیبی

کتیبه صقور العز

اجناد القوقاز

التکفیر و الهجره

جند الاقصی

حرکه الفجر الاسلامیه

حرکه شام الاسلام

جیش المهاجرین و الانصار                                          

الکتبیه الخضراء

احرار الشام

تحریر الشام

آل شیخ

القاعده عراق

دیوبندیه در پاکستان

تقابل دیوبندیه با جریان ها و مذاهب دیگر

اندیشه های طیف حیاتی جریان دیوبندیه

اندیشه های گرایش «مماتی» جریان دیوبندیه

امارت اسلامی قفقاز

دورنمائی از مکتب دیویند (2)

دورنمائی از مکتب دیویند (1)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جريان نوسلفي‌ها

داعش 2017/دگرگونی ها و تاکتیک ها

گروهک تروریستی ـ تکفیری جندالله

آشنایی با گروهک تررویستی جندالشیطان

گروه تکفیری ریاض الصالحین

حدادیه

سازمان جماعة التبلیغ

النهضه تونس؛ از «حرکت» تا «حزب»

وهابیت تکفیری (دوران تاسیس و تثبیت)

قبیله انحراف

تحریک نفاذ شریعت محمدی

سلفیه درباری

جیش محمد

حرکت النهضه تونس

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

شباب محمد (آکادمی ارتش)

گونه شناسی جریان های فکری و جنبش های اسلامگرا

احزاب سلفی در مصر

گروه طالبان

شبکه ی حقانی (1)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره سوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره دوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار(دوره اول)

جريان نوسلفي‌ها در دوران معاصر (2)

اخوان المسلمین سوریه

القاعده در تانزانیا

القاعده در کنیا

جماعت تبلیغ

سلفی گری در شبه قاره هند

جریان شناسی جماعت التبلیغ و الدعوه

دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت

جریان های تکفیری عراق

حزب التحریر ازبکستان

سلفی گری در پاکستان

جريان های سلفی در تونس

جماعت اخوان المسلمین: ریشه ها و روندها

سازمان القاعده

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

بوکوحرام

خلافت داعش، موافقان و مخالفان

لشکر طیبه

اخوان المسلمين و شيعه (بخش دوم)

اخوان المسلمين و شيعه (بخش اول)

گروههای تروریستی در آفریقا

حرکت المجاهدین

سیر شکل گیری جریان دیوبندیه در شبه قاره هند

گروههای تروریستی در آفریقا

حزب التحریر: آسیب ها وتحریف ها

آشنایی با داعش

سپاه صحابه

طالبان

لشگر جهنگوی

اخوان‌المسلمین امارات؛ پیوندی دیرهنگام

اخوان المسلمین عربستان؛ زندگی گیاهی

اخوان اصیل (حسن البناء)؛ جریانی در رؤیای اصلاح

اخوان المسلمین قطر؛ حرکتی خزنده

سروریه

حازمیه

اخوان در عربستان

البانیه

جریان جامیة یا عالمان درباری

حرکت جهیمان العتیبی

جریان اخوان‌التوحید

جریان های سلفیه