مقالات > ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۶ تعداد بازدید: 197

ابن تیمیه نام عالمی جنجالی است که در قرن هفتم هجری می­زیست. وی به خاطر مخالفت با مذاهب اسلامی و توهین به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام و صحابه و خلفاء، و همچنین به خاطر فتواهای شاذ و خارج از مذاهب توسط فرق مختلف اسلامی طرد و مدت زیادی از عمر خود را در زندان سپری کرد.



ابن تیمیه نام عالمی جنجالی است که در قرن هفتم هجری می­زیست. وی به خاطر مخالفت با مذاهب اسلامی و توهین به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام و صحابه و خلفاء، و همچنین به خاطر فتواهای شاذ و خارج از مذاهب توسط فرق مختلف اسلامی طرد و مدت زیادی از عمر خود را در زندان سپری کرد. امروزه تجلی افکار او را می­توان در فرقه وهابیت مشاهده نمود.

کلمات کليدي : ابن تیمیه، وهابیت، تنقیص پیامبر(ص)، مخالفت با مذاهب، عداوت نسبت به علی( ع).

نویسنده: احمد کوثری

اِبْن‌ِ تَيْميّه‌، تقى‌الدين‌ ابوالعباس‌ احمد بن‌ شهاب‌الدين‌ عبدالحليم‌ ابن‌ مجدالدين‌ عبدالسلام‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ ابى‌ القاسم‌ محمد بن‌ الخضر بن‌ محمد بن‌ الخضر الحرانى‌ الدمشقى‌ الحنبلى‌ (دوشنبه‌ 10 ربيع‌الاول‌ 661 - شب‌ دوشنبه‌ 20 ذيقعده‌ 728ق‌/22 ژانوية 1263-26 سپتامبر 1328م‌) در شهر حران‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ از مراكز تعليمات‌ مذهب‌ حنبلى‌ بود، متولد شد.[1] حران‌ كه‌ اكنون‌ از شهرهاي‌ ويران‌ تركيه‌است‌، در روزگاران‌ گذشته‌ شهري‌ باشكوه‌ و زیبا بوده‌، و ابن‌ تيميه‌ خود بارها در تصانيفش‌ آن‌ را مركز صابئه‌ و بت‌ پرستان‌ و فلاسفه‌ خوانده‌ است‌. آباء كليسا هم‌ آن‌ را هِلِنوپوليس‌ يا شهر كفار و مشركان‌ خوانده‌اند.[2]

ابن تیمیه از جنجالی ترین علمای تاریخ اسلام است که در در داوري‌ نسبت‌ به‌ بزرگان‌ دين‌ بى‌پروا بود و گاه‌ بر علما و فقهاي‌ مشهور و مسلم‌ خرده‌ مى‌گرفت‌.[3] نوشته‌اند كه‌ صحابه‌ حتى‌ عمر و امیر المومنین على‌(ع‌) را تخطئه‌ مى‌كرد و عثمان‌ را مال‌ دوست‌ مى‌خواند.[4] که برخی به جهت این سخنان زشت او را منافق دانسته اند.[5]

در واقع ابن تیمیه نه فقط مخالف مذهب تشیع بلکه با تمامی مذاهب اسلامی ضدیت داشت و حتی با نظرات خود به تنقیص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرداخت، به طوری که برخی اورا زندیق خواندند.[6] سبکی، از علمای بزرگ اهل سنت که معاصر وی بود می نویسد: «او در پوشش پیروی از کتاب و سنّت، در عقاید اسلامی بدعت نهاد و ارکان اسلام را در هم شکست. او با اتفاق مسلمانان به مخالفت برخاست و سخنی گفت که لازمۀ آن جسمانی بودن خداوند و مرکّب بودن ذات اوست، تا آنجا که ازلی بودن عالَم را ملتزم شد و با این سخنان حتی از 73 فرقه نیز خارج شد».[7]

پافشاري ابن تيميه بر موضوعات باطل خود در برابر حق، سبب شد قضات هر چهار مذهب (شافعي، حنبلي، حنفي و مالكي) به خاطر فتواهاي دور از مذاهب اسلامي او را نكوهش و بارها به زندان محكوم كردند.[8]

 

با مرگ او اوضاع قدری آرام گشت تا اینکه در نیمه قرن دوازدهم قمری شخصیت محمد بن عبدالوهاب بروز کرد. او در تکفیر فرق مختلف و گسترش افکار انحرافی شهره بود. در واقع ابن عبدالوهاب به نبش قبر افکار ابن تیمیه پرداخت و خاستگاه افکار التقاطي محمد ابن عبدالوهاب نشأت گرفته از افکار انحرافي ابن تيميه بوده است. که این تفکرات به بروز فرقه ضاله وهابیت انجامید.

ابن تیمیه و تنقیص پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم)

ابن تيميه، استغاثه به پيامبر خدا(ص) يا هر نبي و انسان صالحي را شرک دانسته و حکم اعدام براي استغاثه­کنندگان صادر کرده و ايشان را مهدورالدم مي­شمارد. او مي­گويد: «من ياتي الي قبر نبي او صالح و يساله حاجته و يستنجده مثل ان يساله ان يزيل مرضه او يقضي دينه، او نحو ذلک مما لايقدر عليه الا الله فهذا شرک صريح يجب ان يستتاب صاحب، فان تاب و الا قتل.»[9]

 ابن تیمیه در سال 704 هـ.ق به مسجد نارنج ( یا مسجد تاریخ) در جوار مصلای شهر دمشق رفت و سنگی را که می‌گفتند : اثر پای حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم بر آن هست و مردم به آن تبرک می‌جستند شکست و گفت تبرک و بوسیدن آن جایز نیست.[10] ابن عطا برای برخی از این بدعتها با او مناظره كرد و او را به محكمه قاضي بدر الدين بن جماعة كشانيد، و چون قاضي احساس كرد او در سخنان خود، نسبت به پيامبرصلي الله عليه وآله ادب را رعايت نمي كند. بنابراين، او را روانه زندان كرد.[11]

در واقع هدف و تفكر او عادى جلوه دادن مقامات پيامبران و اولياى الهى است و اينكه آنان پس از مرگ كوچكترين تفاوتى با افراد عادى ندارند، او در اين راستا، مسائلى را مطرح ميكند كه همگى يك هدف را تعقيب ميكنند، و آن عادى جلوه دادن پيامبران، مخصوصا پيامبر اسلام و اولياء بزرگ دين است. روى اين اساس مى‏گويد:

1 - سفر براى زيارت پيامبر حرام است.[12]

2 - كيفيت زيارت پيامبر، از كيفيت زيارت اهل قبور تجاوز نمى‏كند.[13]

3 - هر نوع پناه و سايبان بر قبور حرام مى‏باشد.

4 - پس از درگذشت پيامبر هر گونه توسل به آن حضرت بدعت و شرك است. [14]

5 - سوگند به پيامبر و قرآن، و يا سوگند دادن خدا، به آنها شرك مى‏باشد.[15]

6 - برگزارى مراسم جشن و شادى در تولد پيامبر، بدعت‏به شمار مى‏رود.[16]

ابن حجر عسقلانی که از علمای طراز اول اهل سنت و صاحب مهمترین شرح بر صحیح بخاری است در این مورد می­نویسد:

«ومنهم من ينسبه إلى الزندقة ، لقوله : أن النبي - صلى الله عليه وآله وسلم - لا يستغاث به وان في ذلك تنقيصا ومنعا من تعظيم رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم ».[17]

بعضي از معاصرين ابن تيميه، او را به زندقه و الحاد و كفر نسبت داده‌اند . چون مي‌گفت : پيامبر اكرم شايسته براي توسل نيست . اين سخن ابن تيميه در حقيقت تنقيص مقام پيامبر و ممانعت از گرامي داشت آن حضرت است .

نقد:

گويا ابن تیمیه از صدر اسلام تا به امروز، از سيرۀ مسلمانان نسبت به استغاثه به قبر شريف پيامبر(ص) و اوليا و افراد مورد توجه طوايف مسلمين اطلاع ندارد و يا اين که اطلاع دارد ولي تفکر و نظريات او خارج از سيرۀ مسلمين بوده و نظري است شاذ. در این باره  سبكي عالم بزرگ و مورد احترام اهل سنت، وقتي به اين قضيه مي‌رسد مي‌گويد:

إعلم : أنه يجوز ويحسن التوسل ، والاستغاثة ، والتشفع بالنبي صلى الله عليه وآله وسلم إلى ربه سبحانه وتعالى . وجواز ذلك وحسنه من الأمور المعلومة لكل ذي دين ، المعروفة من فعل الأنبياء والمرسلين ، وسير السلف الصالحين ، والعلماء والعوام من المسلمين . ولم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان ، ولا سمع به في زمن من الأزمان ، حتى جاء ابن تيمية ، فتكلم في ذلك بكلام يلبس فيه على الضعفاء الأغمار ، وابتدع ما لم يسبق إليه في سائر الأعصار .

توسل به نبي مكرم و صالحان از زمان پيامبر تا ظهور ابن تيميه مرسوم  و امری نیکو بوده است و در هيچ زماني و در هيچ ديني چنين سخني گفته نشده است . تا اين كه ابن تيميه آ‌مد و با سخنان باطل خود قضيه را بر افراد ضعيف و نادان مشتبه كرد و بدعتي را پايه گذاري كرد كه در هيچ عصري سابقه نداشت.[18]

و گويا ابن تیمیه موارد زير را نديده و از آنها خبر ندارد:

ـ استغاثۀ يکي از مسلمانان با راهنمايي عثمان ابن حنيف صحابي به قبر پيامبر(ص) براي رفع گرفتاري.[19]

ـ استغاثۀ مردم مدينه به قبر پيامبر(ص) به امر و اشارۀ عايشه براي نزول باران.[20]

ـ استغاثۀ يکي از صحابه به قبر پيامبر(ص) در زمان خليفۀ دوم.[21]

ـ استغاثۀ ابوعلي خلال حنبلي به قبر امام کاظم(ع).[22]

ـ استغاثۀ شافعي (محمد بن ادريس) به قبر ابوحنيفه.[23]

ـ استغاثۀ اهل سمرقند به قبر بخاري.[24]

گويا ابن تيميه حتّي فتاواي بزرگان اهل سنّت، مانند قيرواني مالکي (م.737ق.)[25] را نديده و از فتاواي بزرگان اهل سنّت در جواز استغاثه به پيامبر گرامي (صلّي الله عليه و آله و سلّم) همانند قسطلاني[26]، شيخ سلامه عزامي[27]و ده­ها نفر ديگر از آنان بي ­اطلاع بوده، يا حکم اعدام آنان را نيز صادر کرده­ و همه را مشرک و واجب­القتل و مهدورالدم مي­شمرد.

ابن تیمیه و عداوتش نسبت به امیرالمومنین علی(علیه السلام)

وى در كتاب خود به نام‏«منهاج السنة‏»كه به حق بايد آنرا«منهاج البدعة‏»دانست احاديث صحيحى را كه مربوط به مناقب على و خاندان اوست، بدون ارائه مدركى، انكار مى‏نمايد و همه را مجعول اعلام ميكند، فضائلى كه دهها حافظ و حاكم از محدثان آنرا نقل كرده و به صحت آنها تصريح كرده‏اند.[28]

ابن تیمیه حتی در اسلام امیرالمومنین (علیه السلام) هم تشکیک می­کند و گستاخي را به جايي مي­رساند كه مي­گويد:

پيش از آن كه خداوند (حضرت) محمّد صلي اللّه عليه وآله را به رسالت مبعوث كند، هيچ كس از قريش مؤمن نبود; نه مردي، نه كودكي، نه زني، نه سه نفر و نه علي. هيچ كدام ايمان نداشتند; زماني كه گفته مي شود: مردان بت مي پرستيدند، كودكان نيز همين گونه بودند; چه علي و چه ديگران.

اگر بگوييد: كفر خردسال همانند كفر انسان بالغ نيست. مي گوييم: ايمان كودك نيز مانند ايمان فرد بالغ نيست، همان طوري كه براي ديگران ايمان و كفر پس از بلوغ ثابت مي شود، براي علي نيز حكم ايمان و كفر قبل از بلوغ ثابت مي گردد. از آن گذشته، كودكي كه از پدر و مادر كافر متولد شود به اتفاق مسلمانان حكم كفر را دارد.[29]

ابن تيميّه در جاي ديگري مي گويد:

در حقيقت رافضيان نمي توانند ايمان علي و عدالتش را ثابت كنند... اگر بگويند اسلام، هجرت و جهاد او در راه خدا به تواتر نقل شده است، در پاسخ مي گوييم: اسلام معاويه، يزيد، خلفاي بني اميّه و بني عباس، هم چنين نماز، روزه و جهاد آنان نيز به تواتر نقل شده است.[30]

در جاي ديگر مي گويد:

معلوم نيست كه كفّار و منافقان با علي دشمن بوده اند.[31]

آن گاه مي گويد:

تمام مطالبي كه درباره رشادت ها و شهامت هاي او در جنگ ها و غزوه ها نقل شده، دروغ است... .[32]

ابن تیمیه در عداوت با امام علی علیه السلام  کار را به جایی رساند که ابن حجر عسقلانى که از ارکان علمى و حافظ على الاطلاق اهل سنّت به شمار مى‏رود در باره او مى‏نویسد:

 بعضى به جهت سخنان زشتى که در باره على[ علیه‏السلام ]بیان داشته وى را منافق دانسته‏اند. چون وى گفته است:

«إنّ علیاً أَخطَأ فِي سَبْعَة عشر شَيْئا ثمَّ خَالف فِيهَا نَص الْكتاب مِنْهَا اعْتِدَاد المتوفي عَنْهَا زَوجهَا أطول الْأَجَليْنِ... وَمِنْهُم من ينْسبهُ إِلَى النِّفَاق لقَوْله فِي عَليّ مَا تقدم وَلقَوْله إِنَّه كَانَ مخذولا حَيْثُ مَا توجه وَأَنه حاول الْخلَافَة مرَارًا فَلم ينلها وَإِنَّمَا قَاتل للرئاسة لَا للديانة وَلقَوْله إِنَّه كَانَ يحب الرِّئَاسَة ...وَلقَوْله أَبُو بكر أسلم شَيخا يدْرِي مَا يَقُول وَعلي أسلم صَبيا وَالصَّبِيّ لَا يَصح إِسْلَامه على قَول وبكلامه فِي قصَّة خطْبَة بنت أبي جهل فألزموه بالنفاق لقَوْله صلّى الله عَلَيْهِ وسلّم وَلَا يبغضك إِلَّا مُنَافِق .»

علی در هفده مورد دچار اشتباه شد، و با نصّ قرآن مخالفت کرد، که یکی از آنها درباره عدّه زن شوهر مرده است که باید طولانی ترین زمان از عدّه وفات و وضع حمل را عدّه خود قرار دهد. بعضی به جهت سخنان زشتی که درباره امیرمؤمنان بیان داشته است، وی را منافق دانسته‌اند؛ چون وی گفته است: علی بن ابی‌ طالب(ع) بار ها برای به دست آوردن خلافت تلاش کرد، ولی کسی او را یاری نکرد، جنگ‌های او برای دیانت خواهی نبود، بلکه برای ریاست طلبی بود، و ... و اسلامِ ابوبکر از اسلامِ علی که در دوران طفولیت بود با ارزش‌تر است؛ زیرا اسلام آوردن طفل بنابر قولی صحیح نیست. و هم‏چنین خواستگارى على[ علیه‏السلام ]از دختر ابو جهل، نقص بزرگى براى وى به‏ شمار مى‏رود.

تمامى این سخنان نشانه نفاق اوست، چون پیامبر گرامى [ صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ] به على[ علیه‏السلام ] فرموده است: جز منافق کسى تو را دشمن نمى‏ دارد.[33]

نقد:

ابن تیمیه در حالی گستاخانه در مورد حضرت علی علیه السلام سخن می­راند، که  منّاوي عالم بزرگ اهل سنت در فيض القدير از پيامبر اكرم صلي اللّه عليه وآله نقل مي كند كه آن حضرت فرمود:

«علي مع الحقّ والحقّ مع علي.»  یعنی علي با حق است و حق با علي.

آن گاه در شرح اين حديث مي گويد:

از همين روست كه علي داناترين افراد به تفسير قرآن بوده است. تا آن جا كه مي گويد: حتّي ابن عباس نيز به اين معنا اعتراف كرده و مي گويد: آن چه از علم تفسير در نزد من است، از علي گرفته ام.[34]

و همچنین ابن تیمیه در حالی بی پروایانه به رد فضائل امیرالمومنین علیه السلام می­پردازد، که بزرگان اهل سنت این فضائل را پذیرفته اند. از باب نمونه او می­نویسد:

 1- نزول آيه:«انما وليكم الله و رسوله‏»درباره على، به اتفاق اهل علم دروغ است.[35] در حالى كه متجاوز از شصت و چهار محدث و دانشمند، بر نزول آن درباره امام تصريح كرده‏اند .[36]

2 - آيه: (قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة في القربى) درباره خاندان رسالت نازل نشده است.[37] در حالى که متجاوز از چهل و پنج محدث و دانشمند آنرا نقل كرده‏اند.[38]

3- قوله «هو ولي كل مؤمن بعدي» كذب على رسول الله صلى الله عليه و سلم.[39] و حال آن كه بسياري از صحابه، حافظان و محدثان، آن را از پيامبر اكرم صلي اللّه عليه وآله روايت كرده اند. و در کتب معتبر اهل سنت آمده است.[40] و در رد سخن ابن تيميه همين بس كه البانى وهابى در ذيل این روايت مى‌گويد:

«فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث و تكذيبه في منهاج السنة كما فعل بالحديث المتقدم هناك... فلا أدري بعد ذلك وجه تكذيبه للحديث إلا التسرع و المبالغة في الرد على الشيعة.»

حقيقتا شگفت‌انگيز است كه شيخ الاسلام ابن تيميه چگونه جرأت بر انكار و تكذيب اين روايت در منهاج السنه، پيدا كرده است؛ چنانچه در باره روايت پيشينى نيز همين برخورد را كرده است... پس از نظر من دليل تكذيب اين روايت، جز عجله و زياده‌روى در رد شيعه نمى‌تواند باشد.

آیا با این تکذیب های خلاف اجماع  ابن تیمیه درباره فضائل علی علیه السلام ونسبت های ناروای او به مولای متقیان، او شامل حدیثی که در صحیح مسلم آمده نمیشود، که روایت شده:

«قَالَ عَلِيٌّ : وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَيَّ أَنْ لَا يُحِبَّنِي إِلَّا مُؤْمِنٌ وَلَا يُبْغِضَنِي إِلَّا مُنَافِقٌ.»[41]

یعنی: حضرت علی (ع) فرمود: سوگند به آنكه دانه را شكافته و جانداران را آفريده، سخنی است که پیامبر امی (ص) آن را برایم تضمین کرد (و آن این است) : کسی مرا دوست ندارد الا اینکه او مؤمن است و هیچ کسی نسبت به من بغض و عداوت ندارد الا اینکه او منافق باشد.

عداوت ابن تیمیه نسبت به صحابه و خلفا

ابن تیمیه به نظر می­رسد، شخصیتی تقدس شکن است. او که هیچ ابایی از تنقیص رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ندارد، به راحتی به صحابه بزرگ پیامبر و اهل بیت او تهمت و افترا می­زند و تا جایی که می­تواند از فضائل آنان منکر می­شود. برای او فرقی ندارد که به کدام یک از صحابه تنقیص وارد سازد، چه آن صحابه امیرالمومنین علی علیه السلام یا امام حسین علیه السلام باشد، یا عمر بن خطاب یا عثمان بن عفان باشد.

درباره اهانتهای ابن تیمیه به امیرالمومنین علیه السلام اشاره شد. اینک به سخنان او درباره دیگر صحابه می­پردازیم:

1-اهانت به امام حسین علیه السلام:

وي در باره قيام امام حسين عليه السلام مي‌گويد :

«ولم يكن في الخروج لا مصلحة دين ولا مصلحة دنيا بل تمكن أولئك الظلمة الطغاة من سبط رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى قتلوه مظلوما شهيدا وكان في خروجه وقتله من الفساد ما لم يكن حصل لو قعد في بلده فإن ما قصده من تحصيل الخير ودفع الشر لم يحصل منه شيء بل زاد الشر بخروجه وقتله ونقص الخير بذلك وصار ذلك سببا لشر عظيم وكان قتل الحسين مما أوجب الفتن كما كان قتل عثمان مما أوجب الفتن.»[42]

و در قيام (حسين) ، نه مصلحت دين بود و نه مصلحت دنيا ؛ بلکه اين ظالمين سرکش بر ضد نوه رسول خدا قدرت پيدا کردند تا اين که او را مظلوم و شهيد کردند ؛ و در قيام او و کشته شدن او آن قدر فساد بود که اگر در شهر خود نشسته بود آن قدر فساد نمي شد !!! پس آن چيزي که او قصد آن را داشت از به دست آوردن نيکي و دفع بدي ، اصلاً حاصل نگشت ؛ بلکه بدي به سبب قيام او زياد شد و خير کم گرديد ؛ و اين سبب شرّ بزرگي شد ؛ و کشته شدن حسين سبب فتنه هاي بسيار گشت ؛ همان طور که کشته شدن عثمان سبب فتنه هاي بسيار گشت .

ابن تیمیه در اهانت به امام حسین علیه السلام تا جایی پیش می­رود که قیام امام علیه السلام را مخالف سیره و گفته رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می­خواند و می­نویسد:

«وهذا كله مما يبين أن ما أمر به النبي صلى الله عليه وسلم من الصبر على جور الأئمة وترك قتلاهم والخروج عليهم هو أصلح الأمور للعباد في المعاش والمعاد وأن من خالف ذلك متعمدا أو مخطئا لم يحصل بفعله صلاح بل فساد»[43]

این قیام در حالی صورت پذیرفت که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مقابل ائمه ستمکار، امر به صبر کردند و امر به ترک از قتل و قیام در برابرآنان کردند، که این دستور از بهترین راههای زندگی و معاش برای بندگان است. و اگر کسی با این امر پیامبر چه عمدا و چه سهوا مخالفت کند از عملش صلاحی حاصل نمی­شود، بلکه موجب فساد می­گردد.

ابن تیمیه حتی به این مقدار هم بسنده نمی­کند، بلکه برخلاف اجماع اهل سنت علاوه بر اهانت به اباعبدالله علیه السلام، سعی در تطهیر عمل ننگین یزید در فرمان به قتل امام علیه السلام را دارد. او در این باره می­گوید:

«وأما قتل الحسين فلم يأمر به ولم يرضى به بل ظهر منه التألم لقتله وذم من قتله ولم يحمل الرأس اليه وإنما حمل الى ابن زياد.»[44]

يزد دستور کشتن حسين را نداده است ؛ و راضي به آن نبوده است ؛ بلکه از کشته شدن او اظهار درد نمود و سر حسين به سوي او حمل نگرديد ؛ بلکه به سوي ابن زياد حمل شد .

نقد:

كار ابن تيميه به جايي رسيده است كه از فرزند رسول خدا و سيد جوانان اهل بهشت نيز ايراد مي‌گيرد!  آيا حسين بن علي به اندازه ابن تيميه نمي‌دانست كه در اين كار مصلحتي وجود دارد يا نه ؟

خود آقا امام حسين عليه السلام در روايات فراواني از اين مطلب جواب داده است ؛ از جمله وقتي با لشكريان حرّ بن يزيد رياحي برخورد كردند ، بعد از حمد و ثناي الهي فرمود :

يا ايها الناس إن رسول الله قال من رأي سلطانا جائرا ، مستحلا لحرم الله ، ناكسا لعهدالله ، مخالفا لسنة رسول الله ، يعمل في عباد الله بالإثم و العدوان ، فلم يغير عليه بفعل و لا قول ، كان حقا علي الله أن يدخله مدخله ،‌ ألا و إن هؤلاء قد لزموا طاعة الشيطان ، و تركوا طاعة الرحمان ، أظهروا الفساد و عطلوا الحدود ، و أحلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غير .[45]

كسى كه سلطان ستمكيشى را ببيند كه حرام خدا را حلال مي‌كند ، عهد و پيمان خدا را مي‌شكند ، مخالف سنت رسول اللَّه است ، در ميان مردم با گناه و عدوان رفتار مي‌نمايد ؛ با سخن و يا رفتار خود در برابر او قيام نكند ، خدا حق دارد كه وى را در جايي از جهنم جاي دهد كه همان ظالم را جاي داده است . مگر نه اين است  كه اين گروه همواره از شيطان پيروي مي‌كنند و از اطاعت خداى رحمان روگردان شده‏اند ، فتنه و فساد را ظاهر و حدود و احكام خدا را تعطيل نموده‏اند ، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كرده‏اند . و من به مقام خلافت سزاواتر از ديگران هستم .

و نيز بسياري از بزرگان اهل سنت و از جمله ذهبي در سير اعلام النبلا نقل كرده‌اند كه امام حسين عليه السلام در سر زمين كربلا فرمودند :

ألا ترون الحق لا يعمل به و الباطل لا يتناهي عنه ، ليرغب المؤمن في لقاء الله ، فإني لا أري الموت إلا السعادة و الحياة مع الظالمين إلا برما .[46]

آيا نمى‏بينيد كه به حقّ عمل نمى‏شود و از باطل دست برنمى‏دارند ؟ ! به طورى كه مؤمن حق دارد ( با شهادتش) به ديدار خدا مشتاق باشد . به راستى ، من چنين مرگى را جز سعادت و زندگى در كنار ستمكاران را جز ننگ و ملامت نمي بينيم !

و اما قضيه دستور يزيد به قتل امام حسين عليه السلام از قطعيات و متواترات تاريخ به حساب مي‌آيد و تمامي مسلمانان به اين مطلب اذعان دارند . ابن عماد حنبلي در كتاب شذرات الذهب مي‌نويسد :

قال التفتازانى فى (شرح العقائد النسفيه): (اتفقوا على جواز اللعن على من قتل الحسين، او امر به، او اجازه، او رضى به، والحق ان رضا يزيد بقتل الحسين واستبشاره بذلك واهانته اهل بيت رسول اللّه (ص) مما تواتر معناه وان كان تفصيله آحادا، فنحن لا نتوقف فى شانه، بل فى كفره وايمانه، لعنه اللّه عليه وعلى انصاره واعوانه) .[47]

تفتازاني  در کتاب شرح عقائد نسفيه مي گويد : بر جواز لعن کسي که حسين را کشت يا امر به آن کرد يا آن را اجازه داد يا به آن راضي شد اجماع کرده اند ؛ و حق آن است که يزيد به قتل حسين راضي بود و از کشتن او خوشحال شد و به اهل بيت رسول خدا اهانت کرد و اين مطلب متواتر معنوي است ؛ اگر چه تفصيل آن از خبر هاي واحد است ؛ پس ما در مورد ( لعن) او سکوت نمي کنيم ؛ بلکه حتي در کفر يا مومن بودن او هم شک نمي کنيم . لعنت خدا بر او وبر طرفداران و ياورانش .

و شبراوي از علماي اهل سنت مي نويسد :

ولا شك عاقل ان يزيد بن معاويه هو القاتل للحسين (رضى اللّه) لانه هو الذى ندب عبيداللّه بن زياد لقتل الحسين.[48]

و هیچ عاقلی شک ندارد که يزيد بن معاويه قاتل حسين (رضی الله) است ؛ زيرا اوست که عبيد الله بن زياد را مامور به قتل حسين ساخت .

و همچنين ذهبي ، در تاريخ الإسلام مي‌نويسد :

قلت : ولما فعل يزيد باهل المدينة ما فعل وقتل الحسين وإخوته وآله ، شرب يزيد الخمر وارتكب أشياء منكرة بغضه الناس ، وخرج عليه غير واحد ، ولم يبارك الله في عمره ...[49]

و چون يزيد با مردم مدينه آنچه خواست انجام داد ، و حسين و برادران و بستگان او را کشت ، و شراب خورد و کارهايي ناپسند انجام داد ، مردم او را دشمن داشتند ؛ و بسياري بر ضد او قيام کردند و خداوند به عمر او برکت نداد .

همچنين ابن اثير در الكامل و يعقوبي در تاريخش و ابن قتيبه در الإمامة والسياسة نامه يزيد بن معاويه به مروان را آورده كه يزيد به مروان دستور داد :

أشدد يدك بالحسين ، فلا يخرج حتي يبايع ، فإن أبي فاضرب عنقه.[50]

بر حسين سخت بگيريد تا بيعت كند و اگر بيعت نكرد گردنش را بزنيد .

آيا اين دستور قتل و شهادت امام حسين (ع) نيست؟!

و نيز ابن أثير مي‌نويسد كه برخي از مردم عبيد الله بن زياد را ملامت مي‌كردند كه چرا دستت را به خون فرزند پيامبر آلوده كردي ؟ وي در جواب گفت :

أما قتلي الحسين ، فإنه أشار إلي يزيد بقتله أو قتلي ، فأختار قتله .[51]

من كه حسين را كشتم ، ‌به دستور خود يزيد بوده ، به من گفت يا حسين را بكش يا تو را مي كشم ؛ من هم براي اين كه كشته نشوم ، حسين را كشتم .

2-اهانت ابن تیمیه نسبت به خلفا

ابن تیمیه برخلاف سایر اهل سنت که اهانت به صحابه و خصوصا خلفا را خط قرمز خود می­دانند، آنقدر خود را بزرگ می­انگارد که به راحتی به تخطئه خلفا دست می­زند. به طور مثال ابن حجر عسقلانی عالم بلند آوازه اهل سنت در مورد او می­نویسد:

يرد على صَغِير الْعلمَاء وَكَبِيرهمْ قويهم وحديثهم حَتَّى انْتهى إِلَى عمر... ... إِنَّ علیا كَانَ مخذولا حَيْثُ مَا توجه وَأَنه حاول الْخلَافَة مرَارًا فَلم ينلها وَإِنَّمَا قَاتل للرئاسة لَا للديانة وَ إِنَّه كَانَ يحب الرِّئَاسَة وَأَن عُثْمَان كَانَ يحب المَال...[52]

ابن تیمیه به رد کوچکترین علما و بزرگترین علمای والامقام پرداخت، تا اینکه حتی به رد عمر هم پرداخت... علی بن ابی‌ طالب(ع) بار ها برای به دست آوردن خلافت تلاش کرد، ولی کسی او را یاری نکرد، جنگ‌های او برای دیانت خواهی نبود، بلکه برای ریاست طلبی بود و او ریاست را دوست داشت و همانا عثمان  مال دوست بود.

در واقع ابن تیمیه هیچ خط قرمزی برای خود قائل نیست. و باید اذعان کرد او برخلاف اهل سنت معتقد گشته که عمر و ابوبکر در مقابل قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تخطی و به اجتهاد می­پرداخته اند. ابن تیمیه در این باره می­نویسد:

وَقَالَ سُبْحَانَهُ: {فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ} ، وَلَيْسَ لِأَحَدِ أَنْ يُعَارِضَ الْحَدِيثَ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِقَوْلِ أَحَدٍ مِنْ النَّاسِ كَمَا قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا لِرَجُلِ سَأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَهُ فِيهَا بِحَدِيثِ فَقَالَ لَهُ: قَالَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يُوشِكُ أَنْ تَنْزِلَ عَلَيْكُمْ حِجَارَةٌ مِنْ السَّمَاءِ أَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَقُولُونَ قَالَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ؟[53]

او با بیان آیه ای از قرآن معتقد گشته اگر ابوبکر و عمر قولی بر خلاف قول رسول الله دارند، باید این اقوال را رها و قول رسول الله را پذیرفت.همچنان که در مساله ای (متعه) این اتفاق رخ داده است و ابن عباس در جواب سوال مردم گفت: من قول رسول الله را برای شما بیان می­کنم و شما دم از قول ابوبکر و عمر می­زنید! می­ترسم از آسمان به خاطر این کار شما سنگی بر سرتان فرود آید.

ابن تیمیه سپس می­نویسد: پس در موارد نزاع فقط باید به قول نبی صلی الله علیه و آله و سلم مراجعه کرد و برای اثبات این مطلب خود که خلفا بر خلاف قول رسول الله به اجتهاد پرداخته اند،شاهد مثالهایی می­آورد. از جمله اینکه:

 (مردم اقوال صحابه را که مخالف قول کتاب و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ببینند، آن اقوال را رد کرده اند وبه قول موافق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  اخذ کرده اند.) مثلا گاهی عمل به قول عمر و ابن مسعود در مساله تیمم جنب را ترک کرده اند و قول ابوموسی اشعری و غیر او را که احتجاج به کتاب و سنت کرده اند، پذیرفته اند. وهمچنین قول عمر را در دیه انگشتان رد کرده اند و به قول معاویه که استناد به سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کرد، اخذ کردند. و دیگر اینکه ابن عباس قول عمر را در مساله متعه که مخالف قول رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بود، رد می­کند.[54]

او سپس در اثبات مخالفتهای عمر با پیامبر می­افزاید:

و فرزند عمر وقتی قولی مخالف قول عمر بیان می­دارد ومردم علت را سوال می­کنند، او می­گوید: عمل به قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سزاوارتر است یا عمل به قول عمر؟.[55]

مخالفت ابن تیمیه با مذاهب اسلامی

ابن تیمیه را باید شخصیتی به شمار آورد که هیچ مذهب و امامی را قبول ندارد. او که در زیرکی و حرفهای دوپهلو چنان تناقض گویی می­کند، که تا کنون کمتر کسی توانسته بفهمد که او مخالف مذاهب و شخصیتهای مقدس اسلامی است. اما این مهم از چشمان تیزبین برخی از علما پنهان نمانده است. به نحوی که برخی از  علمای اهل سنت ابن تیمیه را فردى بدعت گو، گمراه، گمراه كننده وافراط گر مـى­دانند؛ تقی الدین علی بن عبد الکافی سبکی اشعری شافعی  در مقدمه کتابش می نویسد:

«ابن تيميه بدعت­هایی در اصول عقايد ايجاد كرد و اركان و پايه هاى اسلام را خراب كرد اینها همه بعد از آن بود که او خود را زير پـوشـش تبعیت از كتاب و سنت پنهان کرد و اظهار کرد كه به سوى حق دعوت و به بهشت هـدايـت مـى كند. ولى از تبعیت سرباز زد و به بدعت گويى پرداخت. او با مخالفت با اجـمـاع از جماعت مسلمين جـدا شـد.»[56]

همچنین ابوبکر حصيني درباره ابن تیمیه مي‏گويد:

«پس بدان که من نظر کردم در سخن اين خبيث که در قلب او مرض گمراهي است، کسي که از مشتبهات قرآن و سنّت با هدف ايجاد فتنه تبعیت می­کند، و کسي که گروهي از عوام و غیره که خداوند اراده هلاکتشان کرده او را متابعت کرده‏اند، در او چیزهایی ديدم که قدرت گفتن آن را ندارم...؛ چرا که در آن‏ها تکذيب پروردگار عالميان است...».[57]

در ادامه به برخی از مخالفتهای او با مذاهب اسلامی اشاره می­شود:

1-تهمت های ابن تیمیه بر مذهب شیعه:

افتراها و تهمت های ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنة النبویة» که به حق باید آن را «منهاج البدعة الامویة» نامید، به عمق خصومت های این شخص نسبت به مذهب پیروان اهل بیت اشاره دارد.

او که نصوص روایی در مورد فضائل امیر المومنین و اهل بیت ع را رد و تکذیب می نماید

سیره و روش اش در کتب خویش و مخصوصا این کتاب هیچ گاه جنبه علمی و منطقی نداشته و بلکه دائما از ادبیاتی زشت در قالب سخنان توهین آمیز و ناسزا به علمای شیعه استفاده می کند.

اینک نمونه هایی از تهمتهای بسیار وی را که برگرفته از کتاب منهاج السنه اوست بیان می نماییم:

الف : وی در موضعی از این کتاب می گوید :

احدی از طوایف اهل قبله مانند شیعیان دروغ نگفته اند فلذا اصحاب صحاح سته اهل سنت روایات آنها را نقل ننموده اند.[58]

ب : و در جای دیگر می گوید :

شیعیان اصول دین را چهار می دانند ، توحید - عدل - نبوت و امامت .[59]

( گویا وی اصلا کتب کلامیه امامیه را که همه جا در دسترس عموم است حتی ورق هم نزده  است! او اگر از یک کودک شیعه هم سوال می­کرد، درمی­یافت که اصول دین نزد شیعیان چه تعداد است!)

ج : هم چنین در جای دیگری از آن کتاب چنین می گوید :

شیعیان به مساجد اعتنایی ندارند و مساجدشان خالی از جمعیت است نه جمعه و نه جماعتی در مساجد بر پا نمی کنند و اگر گاهی نماز بگذارند فردا می خوانند .[60]

(گویا وی اصلا حشر و نشری با شیعیان نداشته و کتب شیعیان را مطالعه نکرده که چه تعداد حدیث در باب اهمیت و فضیلت نماز در مساجد و در باب فضیلت نماز جمعه و جماعت وارد گشته است!)

د : در همان جا ادامه می دهد که :

شیعیان به حج بیت الله نمی روند بلکه حج آنها زیارت قبور است و ثواب آنرا از حج خانه خدا بیشتر می دانند.[61]

( گویا او اصلا برای یکبار هم که شده به کتب فقهی شیعیان مراجعه نکرده تا ببیند در این کتب ، یک باب مخصوص حج قرار داده شده

و گویا اصلا نمی داند که اگر کسی از شیعیان در ایران بخواهد به حج تمتع رود باید سالها منتظر بماند تا نوبتش فرا رسد

ه : هم چنین در موضع دیگری از منهاج السنه خود می نویسد :

شیعیان سگهای خود را به نام ابوبکر و عمر می نامند و پیوسته انها را لعن می کنند .[62]

( به راستی کدامیک از شیعیان واقعی با عنایت به اینکه سگ را نجس می دانند ، اصلا سگی درون خانه نگه داری می کنند تا چه رسد آن ها را بدان نام نامگذاری نمایند ؟

ضمن اینکه فقهای ما خرید و فروش و نگهداری سگ را مگر در چند مورد و آن هم با شرایطی حرام می دانند. و از جمله موارد استثنا شده عبارتند از سگ نگهبان گله - سگ مخصوص شکار -نگهبان خانه - سگهای جستجو گر و... حقا و انصافا اگر شخصی منصف از نزدیک با شیعیان معاشرت داشته باشد ، کذب سخنان ابن تیمیه به وضوح برایش روشن می شود  )

جالب است که کسی که شیعیان را متهم به دروغگویی می نماید چگون خود در یک کتاب دروغ پردازی می کند .دروغها و تهمتهای او از این قبیل به شیعیان برای لکه دار کردن تشیع و ایجاد عداوت بین مسلمین بسیار است . چقدر جای تاسف است که شخصی که چنین به راحتی تهمت زده و دروغ می گوید جزء رهبران و علمای طراز اول وهابیون و گاه از چهره های محبوب برخی فریب خوردگان شده تا جایی که برخی سخاوتمندانه واژه شیخ الاسلام  را نثار او کرده اند!!!

آیا به سخنان کسی که به راحتی آب خوردن دروغ می گوید می تواند اعتماد کرد و او را امین خود دانست ؟

2-مخالفتهای ابن تیمیه با مذاهب اهل سنت:

ابن تیمیه برای شکستن بزرگان اهل سنت قدم به قدم وارد می­شود. او ابتدا بیان می­دارد که قول ائمه اربعه اهل سنت و فقهای بزرگ برای کسی حجت نیست و برای قبولاندن این عقیده به عوام،  آن را به عموم مسلمانان نسبت می­دهد و می­نویسد:

وَأَمَّا أَقْوَالُ بَعْضِ الْأَئِمَّةِ كَالْفُقَهَاءِ الْأَرْبَعَةِ وَغَيْرِهِمْ؛ فَلَيْسَ حُجَّةً لَازِمَةً وَلَا إجْمَاعًا بِاتِّفَاقِ الْمُسْلِمِينَ[63]

وی سپس با زیرکی تمام بیان می­دارد که ائمه اربعه هم نظراتی مخالف قرآن و سنت دارند و خود آنها هم اذعان کردند، که در نظرات خلاف قرآن و سنت شان از قول آنان اعراض گردد.

 بَلْ قَدْ ثَبَتَ عَنْهُمْ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ - أَنَّهُمْ نَهَوْا النَّاسَ عَنْ تَقْلِيدِهِمْ؛ وَأَمَرُوا إذَا رَأَوْا قَوْلًا فِي الْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ أَقْوَى مِنْ قَوْلِهِمْ: أَنْ يَأْخُذُوا بِمَا دَلَّ عَلَيْهِ الْكِتَابُ وَالسُّنَّةُ وَيَدَعُوا أَقْوَالَهُمْ ...[64]

او در مرحله آخر برای نظرات خلاف قرآن و سنت ائمه اربعه اهل سنت شاهدی هم ذکر می­کند تا تیر خلاص را بر تبعیت  از آنها وارد سازد. و می­نویسد: برخی از اصحاب مالک و ابوحنیفه و احمدبن حنبل،   جمع سه طلاق در یک مجلس را حرام و بدعت می­دانند، زیرا مخالف کتاب وسنت است و اینان با قول ائمه خود( مالک و ابوحنیفه و اخمد بن حنبل) مخالفت کردند.

یعنی ابن تیمیه می­خواهد در واقع بگوید که مالک و ابوحنیفه و احمد بن حنبل با حکم به جواز سه طلاق در یک مجلس، با قرآن و سنت مخالفت کرده و فتوای آنان در حقیقت حرام و بدعت است.

...وَكَذَلِكَ طَائِفَةٌ مِنْ أَصْحَابِ مَالِكٍ وَأَبِي حَنِيفَةَ وَأَحْمَد قَالُوا: إنَّ جَمْعَ الطَّلَاقِ الثَّلَاثِ مُحَرَّمٌ وَبِدْعَةٌ؛ لِأَنَّ الْكِتَابَ وَالسُّنَّةَ عِنْدَهُمْ إنَّمَا يَدُلَّانِ عَلَى ذَلِكَ وَخَالَفُوا أَئِمَّتَهُمْ.[65]

ابن تیمیه همچنین برای تکمیل پازل تخریب ائمه اربعه اهل سنت بیان می­دارد که تقلید از یک فرد بصورت مطلق و التزام به یک مذهب مشخص جائز نیست ودر فتوایی عجیب بر خلاف عامه اهل سنت، اعلام می­دارد هر کس به یک مذهب خاص از مذاهب چهارگانه تسنن( حنفی،شافعی، مالکی،حنبلی) تعصب ورزد او جاهل و گمراه است، بلکه کافر است وباید از این عقیده خود توبه کند والا باید کشته شود!

بنابراین باید از دیدگاه او اکثر اهل سنت را گمراه و کافر نامید! و در صورتی که از این عقیده خود بر پایبندی به یک مذهب مشخص توبه نکنند، باید آنها را به قتل رساند!!!

مَّنْ يَتَعَصَّبُ لِوَاحِدِ مُعَيَّنٍ غَيْرِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَمَنْ يَتَعَصَّبُ لِمَالِكِ أَوْ الشَّافِعِيِّ أَوْ أَحْمَد أَوْ أَبِي حَنِيفَةَ وَيَرَى أَنَّ قَوْلَ هَذَا الْمُعَيَّنِ هُوَ الصَّوَابُ الَّذِي يَنْبَغِي اتِّبَاعُهُ دُونَ قَوْلِ الْإِمَامِ الَّذِي خَالَفَهُ.

فَمَنْ فَعَلَ هَذَا كَانَ جَاهِلًا ضَالًّا؛ بَلْ قَدْ يَكُونُ كَافِرًا؛ فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ. بَلْ غَايَةُ مَا يُقَالُ: إنَّهُ يَسُوغُ أَوْ يَنْبَغِي أَوْ يَجِبُ عَلَى الْعَامِّيِّ أَنْ يُقَلِّدَ وَاحِدًا لَا بِعَيْنِهِ مِنْ غَيْرِ تَعْيِينِ زَيْدٍ وَلَا عَمْرٍو. وَأَمَّا أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ: إنَّهُ يَجِبُ عَلَى الْعَامَّةِ تَقْلِيدُ فُلَانٍ أَوْ فُلَانٍ فَهَذَا لَا يَقُولُهُ مُسْلِمٌ.[66]

او حتی به راحتی تجویز به مخالفت با حدیث صحیحی که از جانب ابوحنیفه نقل شده می­دهد![67]

ابن تیمیه به عنوان دلیلی برای فتاوایش می­نویسد: خود ائمه اربعه هم مردم را از تقلید کردنشان در همه آنچه که می­گویند، نهی کرده اند.

و هولاء الائمة الاربعة رضی الله عنهم قد نهو الناس عن تقلیدهم فی کل ما یقولونه، و ذلک هو الواجب علیهم.[68]

ابن قیم خلف صالح ابن تیمیه هم، همنوا با استادش بیان می­دارد که تقلید از یک نفر خلاف سیره صحابه و از بزرگترین بدعتها و قبیح ترین کارهاست.

، وَأَمَّا هَدْيُ الصَّحَابَةِ فَمِنْ الْمَعْلُومِ بِالضَّرُورَةِ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ فِيهِمْ شَخْصٌ وَاحِدٌ يُقَلِّدُ رَجُلًا وَاحِدًا فِي جَمِيعِ أَقْوَالِهِ، وَيُخَالِفُ مَنْ عَدَاهُ مِنْ الصَّحَابَةِ بِحَيْثُ لَا يَرُدُّ مِنْ أَقْوَالِهِ شَيْئًا، وَلَا يُقْبَلُ مِنْ أَقْوَالِهِمْ شَيْئًا، وَهَذَا مِنْ أَعْظَمِ الْبِدَعِ وَأَقْبَحِ الْحَوَادِثِ[69]

ابن تیمیه با این مکتب خود به صورت غیر مستقیم می­­خواهد به جنگ با ائمه دین و مذاهب اهل سنت برود. او پس از تنقیص مذاهب به تنقیص بزرگان اهل سنت در حدیث هم پرداخته وحتی سعی در از اعتبار انداختن کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم دارد و چنین می­نویسد:

-«در بخاري و مسلم اغلاطي وجود دارد»[70]

-«مجرّد روايات احمد موجب نمي‏شود که حديث صحيح و عمل به آن واجب باشد.»[71]

-«و هر چه که احمد در مسند و غير مسندش نقل کرده نزدش حجّت نيست.»[72]

-«ترمذي احاديثي را در فضايل علي ذکر کرده که بسياري از آن‏ها ضعيف است.»[73]

تمام این مخالفتهای ابن تیمیه با بزرگان اسلام برای این است که، وی معتقد به عقاید انحرافی و مخالف عقاید عموم مسلمین مانند تجسيم، حرمت زيارت قبور اوليا، حرمت استغاثه به ارواح اولياي خدا، حرمت شفاعت، حرمت توسل و... بود و گاهی به نفی بزرگان دین می­پرداخت و گاهی برای اینکه مردم عوام آنها را بپذیرند آن عقاید را به سلف نسبت می داد لکن شهرستانى – از علمای اهل سنت - ادعاى ابن تيميه درباره مذهب سلف راتكذيب كرده  و مى گويد: سپس گـروهـى از مـتـاخرين اين سخن را به گفته هاى سلف اضافه كرده مى­گويند:در اين آيات بايد هـمـان ظـاهر بدوى آنها را گرفت و تفسير آنها درست به همان نحو بايد باشد كه وارد شده، بدون هـيـچ تـاويلى يا توقفى در آن چه ظاهر است همانگونه كه ابن تيميه تفسير كرد ولذا اينها گرفتار تـشبيه كامل شدند و اين خلاف عقيده سلف است. اين تشبيه كامل و خالص قبل از اين تنها در ميان يهوديان بود؛البته نه همه آنان،بلكه فقط يك يا دو گروه از آنها، كه الفاظ زيادى در تورات يافتند كه دلالت بر آن مى كند.[74]

 در حقیقت ابن تیمیه با نفی بزرگان از اهل سنت سعی در سنت جلوه دادن عقائد خود داشت. تا بدین ترتیب عقائد خود را به نام دین به خورد عوام دهد. وی در باب نکاح و طلاق نیز نظری غیر از نظر مذاهب اهل سنت ارائه کرد.[75]

وهمانطور که بیان گشت، پافشاري ابن تيميه بر عقائد بعضا باطل خود در برابر مذاهب اسلامی سبب شد قضات هر چهار مذهب (شافعي، حنبلي، حنفي و مالكي) به خاطر فتواهاي دور از مذاهب اسلامي او را نكوهش و بارها به زندان محكوم كردند.[76]

3-ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی:

از دیگر کارهای ابن تيميه ایجاد تفرقه بین امت اسلامی و مذاهب است. او بر اين عقيده است که براي ايجاد تفرقه بين مسلمانان و مرزبندي بين شيعه و سنّي، سزاوار است که از مستحبات و سنّت­هاي ثابت پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) دست برداشته و آن را کنار بزنيم. او مي­گويد: «اگر امري مستحبي جزو شعار شيعه شود و به آن عمل کنند، مناسب است اهل سنت به آن مستحب عمل نکنند؛ زيرا به عقيدۀ وي، مصلحت تفرقه­اندازي و مرزبندي براي تشخيص و شناخت شيعه از سنّي و تمييز از همديگر، از مصلحت عمل به مستحبات و سنّت ثابت­شده در شرع اسلام، برتر و اولي است».

«و من هنا ذهب من الفقهاء الي ترک بعض المستحبات اذا صارت شعارا لهم ـ اي الشيعه ـ فانه و ان لم يکن الترک واجبا لذلک، و لکن في اظهار ذلک مشابهة لهم، فلا يتميز السني من الرافضي، و مصلحة التميز عنهم لاجل هجرانهم و مخالفتهم اعظم من مصلحة هذا المستحب»[77].

آيا عمل کردن شيعه و پايبندي آنان به سنّت­ها و مستحبات شرعي، نقطۀ ضعف و ضدارزش شمرده مي­شود؟ آيا همين اقرار ابن تيميه، دليل بر ارزشي بودن راه و روش شيعه نيست؟ آيا پيروي مذهبي ـ که ابن تيميه با آنان مخالف و دشمن است ـ از يک حکم مستحبي، سبب مي­شود که به آن حکم عمل نشود و بايد آن را کنار زد؟ با اين وجود بايد قضاوت کنيم که پيرو سنّت پيامبر اکرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) کيست؟ آن که به سنّت پايبند است تا جايي که آن را شعار خود قرار داده، يا آنکه سنّت را کنار مي­گذارد تا شبيه عاملان به سنّت نشود؟

ابن تیمیه و صوفیه

ابن تیمیه مکتب صوفیه را یک مکتب کاملا انحرافی می­دانست و بارها به این مکتب تاخت. وی در مورد عقائد این مکتب و شخص ابن عربی می­نویسد:

«و لما کانت احوال هولاء شیطانیه، کانوا مناقضین للرسل صلوات الله تعالی و سلامه علیهم، کما یوجد فی کلام صاحب( الفتوحات المکیة) و (الفصوص) و اشباه ذلک، یمدح الکفار مثل: قوم نوح و هود و فرعون و غیرهم، و ینتقص الانبیاءکنوح و ابراهیم و موسی و هارون! و یذم شیوخ المسلمین المحمودین عند المسلمین: کالجنید بن محمد، و سهل بن عبدالله التستری و امثالها، و یمدح المذمومین عند المسلمین: کالحلاج و نحوه.»[78]

یعنی: احوال این فرقه شیطانی چنین است که، در مورد پیامبران صاوات الله علیهم عقائد متناقضی دارند، همچنان که صاحب کتب فتوحات مکیه و فصوص ( ابن عربی) و همانند او اینگونه اند. اینان کفاری چون قوم نوح و قوم هود و فرعون را مدح می­کنند و انبیائی چون نوح و ابراهیم و موسد و هارون را تنقیص می­کنند! اینان به مذمت علمای مورد قبول مسلمین و به مدح علمای مورد ذم مسلمین می­پردازند.

ابن تیمیه همچنین فصوص‌الحکم محیی‌الدین ابن عربی را مطالعه کرد و  چون آن را با عقاید خود مخالف یافت، شروع به لعن و سب محیی‌الدین و پیروان او کرد و کتابی به نام «النصوص علی الفصوص» در رد آن نوشت . وی بعد از آگاه شدن از اینکه شیخ کریم‌الدین ، شیخ خانقاه سعیدالسعداء در قاهره از پیروان ابن عربی است نامه‌ای به او نوشته و در آن به عقاید محیی‌الدین ، صدرالدین قونوی و عفیف تلمسانی و ابن سبعین سخت تاخته و آنان را کافر خوانده است.[79]

نظر علمای اهل سنت نسبت به ابن تیمیه

ابن تیمیه به خاطر مخالفتهای خود با اصول مذاهب اسلامی و اهانتهای خود به پیامبر و اهل بیت او و هچنین نسبت های ناروای خود به علمای فرق اسلامی، مورد مذمت فقهای تمام مذاهب قرار گرفت و بدین خاطر بارها زندانی شد. در این رابطه علمای بزرگ بسیاری به اظهار نظر در مورد او پرداختند، تا آن جا که صفدی شافعی می گوید : علما در رد افکار و اندیشه های ابن تیمیه کتابهای زیادی نوشته اند.[80]  از علمای منتقد هم عصر ابن تیمیه می­توان از عالمانی چون:

قاضی شیخ شرف الدین عبد الغنی بم یحیی حرانی حنبلی[81] ( متوفای 709 ه ق )، صفی الدین هندی ارموی اشعری شافعی [82](  644-715 ه .ق )، صدر الدین بن مرحّل اشعری شافعی[83] ( 665-716ق)، قاضی القضاة کمال الدین بن زملکانی شافعی[84] ( 667-727 ق)، شهاب الدین بن جهبل حلبی شافعی[85] ( 670-733 ق )، شمس الدین ذهبی سلفی[86] ( 673 - 748 ه ق )، تقی الدین علی بن عبد الکافی سبکی اشعری شافعی[87] ( 683- 756 ه ق ) ، عز الدین بن عبد العزیز بن محمد بن ابراهیم بن جماعه شافعی ( 694- 767 ه ق )، عبدالله بن اسعد یافعی شافعی[88] ( 698 - 768 ه ق )، ابن بطوطه مراکشی مالکی ( 703-779 ه ق )، محمد بن محمد علاء بخاری حنفی ( 746-822 ه ق )، تقی الدین ابوبکر بن محمد بن محمد حصنی دمشقی شافعی[89] ( 752-829 ه ق )، احمد بن علی بن محمد معروف به ابن حجر عسقلانی شافعی[90] ( 773-852ه ق )، شهاب الدین احمد بن محمد معروف به ابن حجر هیثمی شافعی[91] ( 909 - 974 ه ق )،

در ذیل به برخی از، این نظرات اشاره می­گردد:

1-محمد العلاء البخاری- از علمای اهل سنت-  تصریح به کفر ابن تیمیه کرده و به آن فتوا داده است؛ شوکانی در این­باره می­گوید: «صرح (محمّد بن محمّد العلاء البخاري) بتبديعه ثمّ تکفيره، ثمّ صار يصرح في مجلسه أن من أطلق علي ابن تيميه أنه شيخ الإسلام فهو بهذا الاطلاق کافر»؛ محمّد بن محمّد بخاري در بدعت‏گذاري و تکفير ابن تيميه سخن گفته تا آنجا که در مجلس خود تصريح کرده که اگر کسي به ابن تيميه "شيخ الاسلام" اطلاق کند، او به­خاطر همین اطلاق کافر است.[92]

2-حسن بن علي سقاف نیز مي‏گويد: «ابن تيميه کسي است که او را شيخ الاسلام مي‏نامند و گروهي نيز به کلماتش استدلال مي‏کنند؛ در حالي که او ناصبي و دشمن علي است و به فاطمه‏ عليها السلام نسبت نفاق داده است.»[93]

3- عز الدین بن عبد العزیز بن محمد بن ابراهیم بن جماعه شافعی، با تندی و لحن شدید در توبیخ ابن تیمیه می گوید : «خداوند ابن تیمیه را ذلیل و گمراه ساخته ، لباس خواری بر تن او پوشانده و چنان مبتلا به تهمت و کذب ساخت که جز خفت ، بی آبرویی و حرمان نتیجه دیگری برای او نداشت.»[94]

4- ابن بطوطه، جهان‏گرد نامى مراکشى در سفرنامه‏اش با تردید در سلامت عقلی و روانی ابن تیمیه می ‏نویسد: «در دمشق یکى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می گوید، ولى عقل او سالم نبود. روزی در جلسه درس ابن تیمیه ، شنیدم که می گفت : همان گونه که من از منبر پایین می آیم ، خداوند نیز از آسمان به زمین می آید.»[95]

5- حصنی دمشقی بر این باور است که ابن تیمیه در آثار خود به جای ترویج اعتقادات صحیح اسلامی و هدایت مسلمانان ، به تنقیص  خداوند ، جسارت به ساحت پیامبر اسلام و شیخین و تکفیر بعضی از صحابه و مسلمین پرداخته است. وی در این باره می­نویسد: «عده ای ابن تیمیّه‏ اى را دریاى علم توصیف مى‏کنند، در حالی که برخى از پیشوایان، او را زندیق (ملحد) مطلق مى‏شمارند.

علّت گفتار بعضى از پیشوایان هم این است که تمام آثار علمى ابن تیمیّه را بررسى کرده و به اعتقاد صحیحى برنخورده اند؛ مگر این که وى در موارد متعدّد برخى از مسلمانان را تکفیر مى‏کند و برخى دیگر را گمراه مى‏داند. کتاب‏هاى وى آمیخته به تشبیه حقّ به مخلوقات و تجسیم ذات بارى تعالى و هم چنین جسارت به ساحت مقدّس رسول اکرم [ صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ] و شیخین و تکفیر عبد اللّه بن عباس است.

وى ابن عباس را ملحد و عبد اللّه عمر را مجرم، گمراه و بدعت گذار مى‏داند، این سخنان ناروا را در کتاب الصراط المستقیم خود بیان کرده است.» [96]

حصنی دمشقی پس از ذکر مواردی از اعتقادات ابن تیمیه ، می گوید : «این سخنان ابن تیمیه بدن انسان را می لرزاند . سخنانی که قبل از زندیق حران ( ابن تیمیه ) در هیچ زمان و مکانی از کسی شنیده نشده بود . ابن تیمیه با بهانه قرار دادن داستان عمر، به ساحت پیامبر اکرم ص جسارت کرده ، مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده است که حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است . این سخنان ابن تیمیه کفر او را ثابت می کند.»[97]

6- شهاب الدین احمد بن محمد معروف به ابن حجر هیثمی شافعی در کتابش با عنوان« الفتاوی الحدیثیه » با پوچ و بی ارزش دانستن افکار ابن تیمیه ، معتقد است ابن تیمیه فردی ذلیل ، گمراه ، کور دل ، بدعت گذار ، گمراه کننده ، افراطی و تندرو است . پیشوایان مذاهب اهل سنت و معاصرین وی نیز از شافعی ها و مالکی ها و حنفی ها بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند.[98]

7-ذهبی از علمای بنام اهل سنت، در نامه ای سر گشاده  که معروف به ( النصیحة الذهبیة لابن تیمیه )  گشته، در اواخر عمر ابن تیمیه، به انتقاد از او و پیروانش می پردازد . ذهبی با اعتراض به خودستایی و عیب جویی های ابن تیمیه می نویسد :« استخوان در چشم برادر مومن خود می بینی اما تنه درختی را که در چشم خود داری فراموش کرده ای . خود ستایی تا کی ؟ مذمت و نکوهش علما و عیب جویی از مردم تا کی ؟ مگر نمی دانی پیامبر خدا فرمود : مردگان خود را جز به نیکی یاد نکنید ؟» ذهبی در ادامه نامه با تردید در ایمان ابن تیمیه در مورد پیروان وی می گوید : «ای شکست خورده ، هر کس از تو پیروی کند خود را در معرض کفر و فروپاشی دینش قرار داده است ، به ویژه اگر انسانهای بی سواد و بی پروایی باشند که دین را به خاطر هواهای نفسانی و ارضای شهوت خود پذیرفته اند . این چنین پیروانی گرچه به ظاهر از تو دفاع می کنند اما در باطن از دشمنان تو هستند . مگر نه این که اکثر پیروان تو انسان هایی ناتوان ، سبک مغز ، بی سواد ، درغگو ، کودن و یا فریبکار هستند ؟ اگر در میان پیروانت افراد صالحی باشند آن ها نیز خشک مقدسان کوته فکر هستند . برای پی بردن به درستی گفته های من ، می توانی پیروانت را بیازمایی . ای ابن تیمیه تا کی با سوار شدن بر مرکب افسار گسیخته خود بینی و خودستایی به علما ، نیکان و پرهیزگاران می تازی ؟

ذهبی در ادامه نامه خود نیز مرگ را برای ابن تیمیه یاد آوری کرده و نصائحی به او می نماید . . .»[99]

8-ابن حجر عسقلانى متوفّاى ۸۵۲ و شوکانى متوفّاى ۱۲۵۵، دو تن از عالمان بزرگ اهل سنّت مى‏نویسند: «قاضى شافعى دمشق دستور داد که در دمشق اعلام کنند که: هر کس معتقد به عقاید ابن تیمیّه باشد، خون و مالش حلال است.»[100]

9- امام ابن رجب حنبلی معتقد به کفر ابن تیمیه بوده و بر اعتقادات او ردیه ای نوشته بود ودر مجالسش با صدای بلند می­گفت: امام سبکی  حق داشته است که ابن تیمیه را تکفیر کند.[101]

نتیجه:

با توجه به مطالب مورد بحث، ابن تیمیه را باید شخصیتی دانست که نه فقط شیعه، بلکه همه مذاهب اسلامی را مورد هجمه قرار می­دهد. او به شدت با بزرگی بزرگان مخالف و انسانی ضد وحدت اسلامی است. ضدیت او با بزگان تا آنجاست که حتی از تنقیص رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت پاکش ابایی ندارد. او حتی به خلفا و صحابه هم ذم وارد می­سازد و در وصف امیرالمومنین علی علیه السلام حرفهایی بر زبان رانده که بسیاری او را منافق دانسته اند.

به قول بزرگی او نه تنها شیخ الاسلام نیست بلکه او شیخ البدعة و الآثام است.[102] زیرا همان بدعتهای او طی قرنهای بعد مقدمات به وجود آمدن فرقه وهابیت را فراهم آورد؛ وهابیتی که با همه مذاهب و مظاهر اسلامی به جنگ برخواستند، به نحوی که به قول یکی از علمای بزرگ معاصر اهل سنت بنام آخوند عبدالرحمن سربازی[103]: «در هر مرتبه که به حج مشرف می­شوم، آثار انحطاط اخلاقی و فساد اجتماعی و محو آثار متبرکه در بلدین شریفین ملموس و مشهود و آشکار است[104]...اما در مقابل این اعمال[105]( محو آثار متبرکه)، موسوم کردن یکی از خیابانهای مکه مکرمه بنام «شارع ابی لهب» و بقایای دیوار و آثار قلعه کعب بن اشرف یهودی در بنی قریظه در اطراف مدینه را جزو آثار باستانی مملکت حفظ نمودن از اعجب العجائب است، تابلو اداره حفاظت از آثار باستانی امروز هم در کنار قلعه مشارالیه منصوب است که برداشتن سنگهای این قلعه و محو آثار پیگرد و مجازات قانونی دارد.»[106]

و اين ها نمونه‌هاي كوچكي بود از اهانت‌ها و جسارت‌هايي كه ابن تيميه، مؤسس فكري وهابيت و اسلافش به خاندان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم كرده‌اند. در اين پایان سخنان حسن بن فرحان المالكي عالم حنبلی مذهب و جسور را در معنای نصب مرور مي‌كنيم و قضاوت در مورد ناصبی بودن یا عدم نصب ابن تیمیه را به عهده خوانندگان مي‌گذاريم، وی می­نویسد:

«النصب فهو كل انحراف عن على واهل البيت سواء بلعنه أو تفسيقه ، كما كان يفعل بعض بنى أمية أو بالتقليل من فضائله كما يفعل محبّوهم أو تضعيف الأحاديث الصحيحة في فضله أو عدم تصويبه في حروبه أو التشكيك فى شرعيّة خلافته وبيعته أو المبالغة فى مدح خصومه ، فهذا وأمثاله هو النصب.»[107]

«نصب ، هرگونه انحرافي از علي و اهل بيت اوست ؛ و فرقي ندارد با لعن کردن ايشان باشد يا با فاسق دانستن ايشان - همان کاري که عده اي از بني اميه انجام مي دادند - يا با کوچک کردن فضائل ايشان – همان کاري که دوست داران ايشان (بني اميه) انجام مي دهند – يا تضعيف کردن روايات صحيحه در مدح ايشان يا اعتقاد اينکه علي در جنگ هايش اشتباه کرده است ( معاويه و عايشه و يا خوارج در جنگ با علي بر حق بودند و علي بر حق نبود) يا شک کردن در شرعي بودن خلافت امير مومنان و بيعتش و يا مبالغه کردن در مدح دشمنان ايشان ، پس اينها و شبيه اين نصب است.»

پی نوشت:

[1] - ر.ک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج3، ص 171.

[2] -همان

[3] -الدررالکامنة فی اعیان المائة الثامنة، ابن حجر عسقلانی، ج1، ص 179

[4] -فَصَارَ يرد على صَغِير الْعلمَاء وَكَبِيرهمْ قويهم وحديثهم حَتَّى انْتهى إِلَى عمر فخطأه فِي شَيْء فَبلغ الشَّيْخ إِبْرَاهِيم الرقي فَأنْكر عَلَيْهِ فَذهب إِلَيْهِ وَاعْتذر واستغفر وَقَالَ فِي حق عَليّ أَخطَأ فِي سَبْعَة عشر شَيْئا ثمَّ خَالف فِيهَا نَص الْكتاب مِنْهَا اعْتِدَاد المتوفي عَنْهَا زَوجهَا أطول الْأَجَليْنِ... إِنَّ علیا كَانَ مخذولا حَيْثُ مَا توجه وَأَنه حاول الْخلَافَة مرَارًا فَلم ينلها وَإِنَّمَا قَاتل للرئاسة لَا للديانة وَلقَوْله إِنَّه كَانَ يحب الرِّئَاسَة وَأَن عُثْمَان كَانَ يحب المَال ، همان، ص 179 الی 181

[5] - وَمِنْهُم من ينْسبهُ إِلَى النِّفَاق لقَوْله فِي عَليّ، همان، ص 181

[6] - وَمِنْهُم من ينْسبهُ إِلَى الزندقة لقَوْله أَن النَّبِي صلّى الله عَلَيْهِ وسلّم لَا يستغاث بِهِ وَأَن فِي ذَلِك تنقيصاً ومنعاً من تَعْظِيم النَّبِي صلّى الله عَلَيْهِ وسلّم، همان

[7] - طبقات الشافعیه؛ج9،ص253- السیف الصیقل؛ص177-مقدمۀ کتاب«الدّره المضیئه فی الرّد علی ابن التیمیه؛ص5.

[8] -ر.ک: البداية و النهاية، ابو الفداء الحافظ ابن كثير الدمشقي، بيروت، دار الكتب العلمية، ج 14، ص100؛ ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره96، زندگي نامه ابن تيميه، اکبر اسد علیزاده.

[9] - زيارة القبور والاستنجاد بالمقبور؛ ص156.

[10] - البدایه و النهایه ج14/34، دائرةالمعارف ج3/ص173

[11] - البداية و النهاية، ابو الفداء الحافظ ابن كثير الدمشقي، بيروت، دار الكتب العلمية، ج 14، ص 47-48

[12] - الرد علي الاخنائي، احمد بن تيميه، رياض، الرئاسة العامة لاِدارات البحوث العلمية، 1404 ق، ص 18.

[13] - همان، ص 54.

[14] - زيارة القبور والاستنجاد بالمقبور؛ ص156.

[15] - الرد علي الاخنائي، ص 164.

[16] - فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، جعفر سبحانى، ج 3، ص 19.

[17] - الدررالکامنة فی اعیان المائة الثامنة، ابن حجر عسقلانی، ج1، ص 181

[18] - شفاء السقام  فی زیارة خیر الانام، تقي الدين السبكي، ص 292 – 293.

[19] - مسند احمد؛ ج4؛ ص138 و سنن ترمذي؛ ج5؛ ص569 و سنن ابن ماجه؛ ج1؛ ص441.

[20] - سنن دارمي؛ ج1؛ ص56 و سبل الهدي و الرشاد؛ ج12؛ ص347.

[21] - فتح الباري؛ ج2؛ ص577 و وفاء الوفاء؛ ج4؛ ص1372.

[22] - تاريخ بغداد؛ ج1؛ ص120.

[23] - خلاصة الکلام؛ ص252.

[24] - طبقات الشافعية الکبري؛ ج2؛ ص243.

[25] - المدخل في رسالة زيارة القبور؛ ج1؛ ص257 و الغدير؛ ج5؛ ص111.

[26] - فرقان القرآن؛ ص133 و الغدير؛ ج5؛ ص155.

[27] - المواهب اللدنيه؛ ج3؛ ص417.

[28] - فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، جعفر سبحانى، ج 3، ص 19.

[29] -منهاج السنة، ج 8، ص 285.

[30] - همان، ج 2، ص 62.

[31] -همان، ج 7، ص 461

[32] - همان ، ج8، ص 97

[33] - الدررالکامنة فی اعیان المائة الثامنة، ابن حجر عسقلانی،ج1، ص 179 الی 181

[34] - فيض القدير في شرح الجامع الصغير، ج 4، ص 357؛ ر.ك: دراسات في منهاج السنّه، ص231.

[35] - منهاج السنة، ج 2، ص 30.

[36] -ر.ک: الغدیر، ج 3، ص 156 الی 172.

[37] - منهاج السنة، ج 2،  ص 118

[38] -ر.ک: الغدیر، ج 3، ص 156 الی 172.

[39] -منهاج السنة، ج 7، ص 391

[40] - مسند احمد: 1 / 331، 4 / 437، سنن ترمذي: 5 / 297، خصائص اميرالمؤمنين: حديث 88، صحيح ابن حبان: 15 / 374، المستدرك علي الصحيحين: 3 / 119، الاصابه: 4 / 467.

[41] - کتاب الجامع الصحيح المسمى صحيح مسلم، أبو الحسين مسلم بن الحجاج بن مسلم القشيري النيسابوري، ج ۱، کتاب الایمان، ب ۳۵، ص ۶۰، الناشر : دار الجيل بيروت + دار الأفاق الجديدة ـ بيروت

[42] - منهاج السنة ، ج4 ، ص 530 .

[43] - همان.

[44] - مجموع الفتاوي ، ج4 ، ص 486 .

[45] - تاريخ طبري ، ج4 ، ص304 ، كامل ابن اثير ، ج4 ، ص48 ، الفتوح ابن اعصم ، ج5 ، ص81 .

[46] - سير اعلام النبلاء ، ذهبي ، ج3 ، ص310 و تاريخ اسلام ، ذهبي ، ج5 ، ص12 و معجم كبير ، طبراني ، ج3 ، ص115 و مجمع الزوائد ، هيثمي ، ج9، ص192 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج14، ص217 .

[47] - شذرات الذهب ، ج1، ص 68 ـ 69.

[48] - الإتحاف بحبّ الأشراف ، ص 62.

[49] - تاريخ الاسلام ، وفيات 61 - 80 ، ص 30 .

[50] - الكامل ابن اثير، ج4، ص15 و تاريخ يعقوبي، ج2، ص241 و الإمامة و السياسه ، ص175 .

[51] - الكامل ، ابن اثير، ج4، ص140

[52] - الدررالکامنة فی اعیان المائة الثامنة، ابن حجر عسقلانی، ج1، ص 179 الی 181

[53] -مجموعة الفتاوی، ج20 ص251

[54]- وَإِذَا تَنَازَعُوا فِي شَيْءٍ رَدُّوا مَا تَنَازَعُوا فِيهِ إلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ وَإِنْ كَانَ بَعْضُهُمْ قَدْ يَكُونُ أَعْلَمَ فِي مَوَاضِعَ أُخَرَ: فَكَذَلِكَ مَوَارِدُ النِّزَاعِ بَيْنَ الْأَئِمَّةِ وَقَدْ تَرَكَ النَّاسُ قَوْلَ عُمَرَ وَابْنِ مَسْعُودٍ فِي مَسْأَلَةِ تَيَمُّمِ الْجُنُبِ وَأَخَذُوا بِقَوْلِ مَنْ هُوَ دُونَهُمَا كَأَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ وَغَيْرِهِ لَمَّا احْتَجَّ بِالْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ وَتَرَكُوا قَوْلَ عُمَرَ فِي دِيَةِ الْأَصَابِعِ وَأَخَذُوا بِقَوْلِ مُعَاوِيَةَ لِمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ السُّنَّةِ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: " هَذِهِ وَهَذِهِ سَوَاءٌ ". وَقَدْ كَانَ بَعْضُ النَّاسِ يُنَاظِرُ ابْنَ عَبَّاسٍ فِي الْمُتْعَةِ فَقَالَ لَهُ: قَالَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: يُوشِكُ أَنْ تَنْزِلَ عَلَيْكُمْ حِجَارَةٌ مِنْ السَّمَاءِ أَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَقُولُونَ قَالَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ؟.همان، ج 20، ص 215

[55] - وَكَذَلِكَ ابْنُ عُمَرَ لَمَّا سَأَلُوهُ عَنْهَا فَأَمَرَ بِهَا فَعَارَضُوا بِقَوْلِ عُمَرَ فَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّ عُمَرَ لَمْ يَرُدَّ مَا يَقُولُونَهُ فَأَلَحُّوا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُمْ: أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمْ أَمْرُ عُمَرَ؟ مَعَ عِلْمِ النَّاسِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ أَعْلَمُ مِمَّنْ هُوَ فَوْقَ ابْنِ عُمَرَ وَابْنِ عَبَّاسٍ.همان، ج20، ص 216

[56] - عبد الکافی، الدرة المضیة فی الرد علی ابن تیمیة، ص2.

[57] -همان، ص3، به نقل از بحوث فی الملل و النحل، ج4، ص 42.

[58] -منهاج السنة، ج1، ص 15.

[59] -همان، ص 21

[60] -همان، ص131.

[61] -همان

[62] -همان، ص 11.

[63] -مجموعة الفتاوی، ج 20، ص 10 و 11

[64] - همان

[65] -همان ج20، ص 10 و 11

[66] -همان ج22، ص 248 و 249، وَمَنْ تَعَصَّبَ لِوَاحِدِ بِعَيْنِهِ مِنْ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْبَاقِينَ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ تَعَصَّبَ لِوَاحِدِ بِعَيْنِهِ مِنْ الصَّحَابَةِ دُونَ الْبَاقِينَ. كالرافضي الَّذِي يَتَعَصَّبُ لِعَلِيِّ دُونَ الْخُلَفَاءِ الثَّلَاثَةِ وَجُمْهُورِ الصَّحَابَةِ. وَكَالْخَارِجِيِّ الَّذِي يَقْدَحُ فِي عُثْمَانَ وَعَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا. فَهَذِهِ طُرُقُ أَهْلِ الْبِدَعِ وَالْأَهْوَاءِ الَّذِينَ ثَبَتَ بِالْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ وَالْإِجْمَاعِ أَنَّهُمْ مَذْمُومُونَ خَارِجُونَ عَنْ الشَّرِيعَةِ وَالْمِنْهَاجِ الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ بِهِ رَسُولَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. فَمَنْ تَعَصَّبَ لِوَاحِدِ مِنْ الْأَئِمَّةِ بِعَيْنِهِ فَفِيهِ شَبَهٌ مِنْ هَؤُلَاءِ سَوَاءٌ تَعَصَّبَ لِمَالِكِ أَوْ الشَّافِعِيِّ أَوْ أَبِي حَنِيفَةَ أَوْ أَحْمَد أَوْ غَيْرِهِمْ. ثُمَّ غَايَةُ الْمُتَعَصِّبِ لِوَاحِدِ مِنْهُمْ أَنْ يَكُونَ جَاهِلًا بِقَدْرِهِ فِي الْعِلْمِ وَالدِّينِ وَبِقَدْرِ الْآخَرِينَ فَيَكُونُ جَاهِلًا ظَالِمًا وَاَللَّهُ يَأْمُرُ بِالْعِلْمِ وَالْعَدْلِ وَيَنْهَى عَنْ الْجَهْلِ وَالظُّلْمِ. مجموعة الفتاوی، ج22، ص252.

[67] - وَنَجِدُ كَثِيرًا مِنْ النَّاسِ - مِمَّنْ يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الصَّحِيحَ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي حَنِيفَةَ أَوْ غَيْرِهِمْ - يَقُولُ: هَذَا مَنْسُوخٌ وَقَدْ اتَّخَذُوا هَذَا مَجْنَةً ؛ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ مَذْهَبَهُمْ يَقُولُونَ: هُوَ مَنْسُوخٌ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْسُوخٌ وَلَا يُثْبِتُوا مَا الَّذِي نَسَخَهُ. همان ج21، ص150

[68] - الدرة البهیة فی التقلید و المذهبیة من کلام شیخ الاسلام ابن تیمیة، ص26؛ مجموعة الفتاوی، ج20، ص 10 و 211

[69] - اعلام الموقعین ج2،ص 159، أَنَّ غَايَةَ هَذَا أَنْ يَكُونَ عُمَرُ قَدْ قَلَّدَ أَبَا بَكْرٍ فِي مَسْأَلَةٍ وَاحِدَةٍ، فَهَلْ فِي هَذَا دَلِيلٌ عَلَى جَوَازِ اتِّخَاذِ أَقْوَالِ رَجُلٍ بِعَيْنِهِ بِمَنْزِلَةِ نُصُوصِ الشَّارِعِ لَا يُلْتَفَتُ إلَى قَوْلِ مَنْ سِوَاهُ بَلْ وَلَا إلَى نُصُوصِ الشَّارِعِ إلَّا إذَا وَافَقَتْ نُصُوصَ قَوْلِهِ؟ ، فَهَذَا وَاَللَّهِ هُوَ الَّذِي أَجْمَعَتْ الْأُمَّةُ عَلَى أَنَّهُ مُحَرَّمٌ فِي دِينِ اللَّهِ، وَلَمْ يَظْهَرْ فِي الْأُمَّةِ إلَّا بَعْدَ انْقِرَاضِ الْقُرُونِ الْفَاضِلَةِ. همان، ص166

[70] - ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، مؤسسه قرطبه، 1406ق، چاپ اول، ج7،

[71] - همان،ج7، ص397.

[72] - همان، ج7، ص97.

[73] - همان، ج7، ص178؛ علی اصغر رضوانی، ابن تیمیه مؤسس افکار وهابیت، ص26.

[74] - شهرستانی، الملل والنحل، بیروت، دارالمعرفه، 1404ق، ج1، ص100ونیز ر.ک: شیخ معتصم سید احمد، حقیقت گمشده

[75] - فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى، ج 3، ص 19

[76] -ر.ک: البداية و النهاية، ابو الفداء الحافظ ابن كثير الدمشقي، بيروت، دار الكتب العلمية، ج 14، ص100؛ ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره96، زندگي نامه ابن تيميه، اکبر اسد علیزاده.

[77] - منهاج السنة؛ ج2؛ ص143

[78] - الفرقان بین اولیاء الرحمن و اولیاء الشیطان، ابن تیمیه، ص 98.

[79] - مجموعةالرسائل و المسائل، ج1،ص 169-190.

[80] - الوافی بالوفیات - صفدی شافعی 21/255 شرح حال تقی الدین سبکی ش180

[81] - وی از نخستین کسانی است که با نظریات ابن تیمیه به مخالفت پرداخته است، الدرر الکامله فی اعیان المائة الثامنه - ابن حجر عسقلانی 1/147 شرح حال ابن تیمیه ش409

[82] - وی در سال 715 ق در مجلسی که با حضور امیر تنکز و علمای اهل سنت در دارالسعاده بر پا شده بود ، درباره کتاب ( الحمویة الکبری ) با ابن تیمیه به بحث و مناظره پرداخت .روش او به گونه ای بود که وقتی وارد بحث و بررسی یک مساله علمی می شد با حوصله تمام همه جوانب آن مساله را مورد کاوش قرار می داد . امام ابن تیمیه بر خلاف او با شتاب از مساله ای به مساله دیگر می پرداخت و بدون این که آن را خوب تقریر و تثبیت نماید از آن می گذشت از این رو صفی الدین هندی به ابن تیمیه گفت : ما اراک یاابن تیمیه الا کالعصفور حیث اردت ان اقبضه من مکان فرب الی مکان اخر.

ای ابن تیمیه تو مانند گنجشکی هستی که وقتی می خواهم او را به دام بیاندازم دائما از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد ( تا خود را نجات دهد )، طبقات الشافعیه الکبری - سبکی شافعی 9/163و 164شرح حال شیخ صفی الدین ش1319

[83] - وی نخستین کسی است که در ملاء عام به مناظره با ابن تیمیه پرداخت ، وبا مناظرات مکرر خود ، بطلان افکار ابن تیمیه را به همگان ثابت کرد . از این رو خشم شاگردان و پیروان متعصب ابن تیمیه را برانگیخت به طوری که تهمتهایی را به او وارد کردند.، طبقات الشافعیة الکبری سبکی شافعی ص 253 شرح حال ابن مرحل ش 1329 و ابن کثیر سلفی ، البدایه و النهایه 14/ص 82و83 حوادث سال 716 ق

[84] - وی ابتدا از مدافعین ابن تیمیه بود . ولی پس از شناخت کامل و دقیق از وی و افکار باطلش ، با نگارش کتاب ( الدرة المضیئة فی الرد علی ابن تیمیه ) در  مساله فقهی ( طلاق ) و کتاب ( العمل المقبول فی زیارة الرسول ) در مساله کلامی زیارت قبر پیامبر ص به رد عقاید ابن تیمیه پرداخته است ، طبقات الشافعیة الکبری 9/ص 190 و 191 شرح حال ابن زملکانی ش 1325 و ابن عماد حنبلی ، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب 6/78 و 79 حوادث سال 727 ق و حاجی خلیفه ، کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون 1/744.

[85] - او کتابی در رد عقاید و افکار ابن تیمیه نوشت و در این کتاب جهت داشتن خداوند را یکی از شاخصه های فکری ابن تیمیه بود ، نفی کرد . وی انگیزه نگارش کتاب خود را ، اثبات جهت داشتن خداوند از جانب ابن تیمیه و فریب دادن نا آگاهان توسط وی معرفی می کند . او در این کتاب به بیان عقیده اهل سنت و جماعت درباره نفی جسمانیت و جهت نداشتن خداوند پرداخته و اندیشه ابن تیمیه در این زمینه را مخالف سلف و اهل سنت و جماعت معرفی کرده و می گوید : فاحببت ان اذکر عقیدة اهل السنة والجماعة ، ثم ابین فساد ما ذکره ، مع انه لم یدع دعوی الا نقضها و لا اطد قاعدة الا هدمها .دوست داشتم که عقیده اهل سنت و جماعت را ذکر کنم سپس فساد قول ابن تیمیه را بیان نمایم .با وجود این که او هیچ ادعایی نکرده که نقض نشده باشد و هیچ قاعده ای بیان نکرده که باطل و نابود نشده باشد، طبقات الشافعیة الکبری ج9/34و36 شرح حال ابن جهبل ش1302 و ابن عماد حنبلی ، شذرات الذهب 6/104 حوادث سال 733 ق.

[86] - ذهبی با این که یکی از شاگردان و اصحاب ابن تیمیه است و در بعضی از آثارش از وی تجلیل می کند ولی در نامه ای سر گشاده معروف به ( النصیحة الذهبیة لابن تیمیه ) که در اواخر عمر ابن تیمیه نوشته به انتقاد از او و پیروانش می پردازد ، سیر اعلام النبلاء 1/38 مقدمه شعیب الارنووط.

[87] - وی یکی دیگر از مخالفین جدی ابن تیمیه در اصول و فروع است و کتابهای ( التحقیق فی مسالة التعلیق ) و ( رافع الشقاق فی مسالة الطلاق ) درباره مساله طلاق و کتاب ( شفاء السقام فی زیارةخیر الانام علیه افضل الصلوة و السلام )  را در مورد مساله زیارت قبر پیامبر ص در بطلان اندیشه های ابن تیمیه نوشته است.

[88] - او معتقد است افکار ابن تیمیه عجیب وغریب ، باطل و با مذهب اهل سنت تباین دارد .زشت ترین آن ها جلوگیری از زیارت قبر پیامبر اسلام ص و معصیت دانستن آن ، توهین به علمای بزرگ اهل سنت همچون غزالی ، قشیری ، ابن عریف و شاذلی و اعتقاد به جسمانیت خداوند متعال و فتاوای نادرست در فروع می باشد، یافعی شافعی ، مرآة الجنان و عبرة الیقظان فی معرفه ما یعتبر من حوادث الزمان ج4/209 در حوادث سال 728 ه ق

[89] - وی با نگارش دو کتاب به نامهای ( دفع الشبهه عن الرسول و الرساله ) و ( دفع الشبهه من شبه و تمرد ) در رد افکار و عقاید ابن تیمیه ، اعتراض و انتقاد شدید خود را اظهار داشته است .حصنی دمشقی شافعی ابن تیمیه را زندیق و کافر دانسته و سخنان طرفداران وی ، از جمله ابن کثیر ، ابن عبدالهادی و کتبی را که در مورد ابن تیمیه نوشته شده است فاقد ارزش و اعتبار می داند،   رک . حسینی دمشقی- ذیل تذکرة الحفاظ ص 58 و 59 پاورقی 5.

[90] - ابن حجر با رد دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبر پیامبر ص ، عقیده او در این مساله را از زشت ترین اعتقادات وی می داند، ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری بشرح الصحیح البخاری 3/79 و 80   کتاب فضل الصلوه باب فضل الصلوه فی مسجد مکه و مدینه ج1 ص 1189.

[91] - الجوهر المنظم فی زیاره قبر الشریف النبوی المکرم ، عنوان کتابی است که ابن حجر هیثمی در مساله زیارت قبر شریف پیامبر اکرم ص و در رد عقیده ابن تیمیه نوشته است .

وی در این کتاب با ادعای اجماع بر مشروعیت زیارت و قصد سفر برای زیارت قبر پیامبر اسلام ص در جواب کسانی که ابن تیمیه را مانع محقق شدن اجماع یاد شده دانسته اند ، می گوید : من هو ابن تیمیه حتی ینظر الیه ؟ او یعوّل فی شیء من امور الدین علیه ؟ و هل هو الا کما قال جماعة من الائمة الذین تعقبوا کلماته الفاسدة و حججه الکاسدة حتی اظهروا عوار سقطاته و قبائح اوهامه و غلطاته . . .، جعفر سبحانی ، بحوث فی الملل و النحل 4/64.

[92] - العلامة محمد بن علي الشوكاني، البدر الطالع بمحاسن من بعد القرن السابع، بیروت، دار المعرفة، ج2، ص262.

[93] - سقاف، التنبیه و الرد ص7؛ به نقل از همان.

[94] - جعفر سبحانی ، بحوث فی الملل و النحل4/64 به نقل از عزامی شافعی در فرقان القرآن بین صفات الخالق و صفات الاکوان ص132

[95] - بن بطوطه ، تحفة النظار فی غرائب الامصار معروف به رحلة ابن بطوطه  ص 112 و 113.

[96] - حصنی دمشقی-دفع الشبهه عن الرسول و الرساله ص 125.

[97] - هذا شئ تقشعر منه الأبدان ، ولم نسمع أحدا فاه ، بل ولا رمز إليه في زمن من الأزمان ، ولا بلد من البلدان ، قبل زنديق حران - قاتله الله عز وجل وقد فعل - . جعل الزنديق الجاهل الجامد قصة عمر رضي الله عنه دعامة للتوصل بها إلى خبث طويته في الازدراء بسيد الأولين والآخرين وأكرم السابقين واللاحقين ، وحط رتبته في حياته ، وأن جاهه وحرمته ورسالته وغير ذلك زال بموته . وذلك منه كفر بيقين وزندقة محققة، همان ص 13.

[98] - بحوث فی الملل و النحل ، 4/63 و 64 به نقل از ابن حجر هیثمی شافعی ، الفتاوی الحدیثیه ص86

[99] - سیر اعلام النبلاء 1/38 مقدمه شعیب الارنووط.

[100] -الدرر الکامنة، ج ۱، ص ۱۴۷؛ البدر الطالع، ج ۱، ص ۶۷ و مرآة الجنان، ج ۲، ص ۲۴۲.

101-وكان الشيخ زين الدين بن رجب الحنبلي ممن يعتقد كفر ابن تيمية ، وله عليه الرد ، وكان يقول بأعلى صوته في بعض المجالس ، معذور السبكي . يعني في تكفيره، دفع شبه من شبه وتمرد-صفحه180

[102] -ابن تیمیه فهو کبیر الوهابیین و ما هو شیخ البدعة و الآثام، سیف الابرار المسلول علی الفجار، ص11؛ به نقل از pdfوهابیت2  ازسایت عرفان آباد

[103] -مدیر مدرسه عربیه اسلامیه چابهار.

[104] -عقائد علمای اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت، ترجمه عبدالرحمان سربازی، مقدمه کتاب، ص 10.

[105] -مثل تخریب: بئر خاتم، آثار متبرکه هفت گانه، باغ منسوب به سلمان فارسی، مساجد بسیاری از جمله مسجد مشهد حضرت حمزه(رض) و مسجد الفسح، و تخریب: میدان احد، مقابر شهدای احد، مولد نبی(ص)، خانه حضرت خدیجه(س)، مزارهای صحابه و اهل بیت(ع) در جنت الملی و جنت البقیع، خانه ای که قبر والد پیامبر(ص) در آنجا بود، قبر سنان بن مالک و....

[106] - عقائد علمای اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت، ترجمه عبدالرحمان سربازی، مقدمه کتاب، ص 12.

[107] - نحو إنقاذ التاريخ الإسلامي ، ص 298، الناشر مؤسسة اليمامة الصحفيّة ، الاردن ، ط. 1418 هجرية .

منیع: http://makhaterltakfir.com

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش