مقالات > بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۵ تعداد بازدید: 89

روزی مروان دید که شخصی صورتش را بر قبر پیامبر- گذاشته است؛ پس گفت: آیا می دانی چه کاری را انجام می دهی؟ نزدیک آمد و دید که آن شخص أبو أیوب انصاری است.



ابو أیوب گفت: بلی من آمده ام پیش رسول خدا- و پیش سنگ نیامده ام. از رسول خدا- شنیدم که می فرمود: برای دین گریه نکنید زمانی که افراد شایسته حاکم باشند؛ ولی زمانی گریه کنید که نااهلان حکومت می کنند.
کلمات کليدي : ابو ایوب انصاری، وهابیت، تبرک، استغاثه، سماع موتی.

مقدمه

«خالد بن زید بن کلیب (کعب) بن ثعلبه خزرجی مدنی» معروف به «ابو ایوب انصاری»[1] از بزرگان اصحاب رسول خداصل الله علیه و آله و سلم بود. وی در همه جنگ ها و غزوات پیامبرصل الله علیه و آله و سلم شرکت می کرد و در شمار سابقین در اسلام بود و در بیعت عقبه دوم در مکه مکرمه جزء آن هفتاد و سه نفری بود که با رسول خداصل الله علیه و آله و سلم مخفیانه بیعت کردند و از نخستین کسانی بود که اسلام را پذیرفت و در این بیعت از هر گونه حمایت و فداکاری از پیامبرصل الله علیه و آله و سلم کوتاهی نکرد. او میزبان رسول خداصل الله علیه و آله و سلم در مدینه و از بزرگان انصار است.[2] ابو ایوب از یاران مخلص و حامیان خاص امیرالمؤمنین ع بود. وی از جمله صحابه بزرگ رسول خدا بود که پس از رحلت پیامبر به دفاع از حق امامت امام علی ع پرداخت[3] و پس از قتل عثمان از نخستین کسانی بود که با امام علی ع بیعت کرد. او از آن پس در کنار امیرالمؤمنین ع در سه نبرد جمل، صفین و نهروان حضور یافت.[4]

در دنیای اسلام جریان های انحرافی همواره مشکل ساز بوده اند. در این میان فرقه ضاله وهابیت سهم بسزایی دارد. اعتقادات نوظهور وهابیان مشکلاتی را برای مسلمانان و جهان اسلام پدید آورده است. وهابیت در مسائلی چون مس و تقبیل قبر پیامبرصل الله علیه و آله و سلم، سماع موتی و استغاثه با جمهور مسلمانان اختلاف دارد. روایت التجاء ابو ایوب انصاری در تمامی این مسائل با اعتقادات وهابیان در تضاد است. در صورت صحت این روایت، جواز تمامی این مسائل ثابت شده، اتهام شرک از مسلمانان برداشته خواهد شد.

آنچه بیشترین بحث را در این روایت به خود اختصاص داده است، مس قبر و ... به منظور تبرک توسط زائران است. شورای دائمی مفتیان وهابی می گوید: «توجه پیدا کردن مردم به این مساجد و مسح کردن دیوارها و محراب ها و تبرک به آنها بدعت و نوعی شرک و شبیه به عمل کفار در جاهلیت است».[5] این در حالی است که هیچ یک از فرق اسلامی به این صورت فتوا نداده اند. در ادامه به اقوال علمای اسلام اشاره خواهد شد.

بحث دیگری که در این روایت به طور جدی مطرح است مسئله سماع موتی است. وهابیان منکر سماع موتی هستند و آن را فقط در صورت خرق عادت می پذیرند. این امر در حالی است که جمهور مسلمانان، حتی افراد مورد قبول وهابیت همچون ابن تیمیه، ابن قیم، ابن کثیر، محمد امین شنقیطی و ... سماع موتی را قبول دارند. در این روایت، استغاثه و پناه آوردن ابو ایوب انصاری به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم نیز مطرح است. در حالی که وهابیان منکر استغاثه به غیرخداوند هستند. در ادامه به دیدگاه های آنها در این مسائل اشاره خواهد شد.

متن روایت

در مسند احمد بن حنبل آمده است:

حدثنا عبد الْمَلِک بن عَمْرٍو حدثنا کثِیرُ بن زَیدٍ عن دَاوُودَ بن أبی صَالِحٍ قال أَقْبَلَ مَرْوَانُ یوْماً فَوَجَدَ رَجُلاً وَاضِعاً وَجْهَهُ علی الْقَبْرِ فقال أتدری ما تَصْنَعُ فَأَقْبَلَ علیه فإذا هو أبو أَیوبَ فقال نعم جِئْتُ رَسُولَ اللَّهِ- ولم آتِ الْحَجَرَ سمعت رَسُولَ اللَّهِ- لاَ تَبْکوا علی الدِّینِ إذا وَلِیهُ أَهْلُهُ وَلَکنِ ابْکوا علیه إذا وَلِیهُ غَیرُ أَهْلِهِ؛[6] از داوود بن أبی صالح نقل شده است که روزی مروان دید که شخصی صورتش را بر قبر پیامبر- گذاشته است؛ پس گفت: آیا می دانی چه کاری را انجام می دهی؟ نزدیک آمد و دید که آن شخص أبو أیوب انصاری است. ابو أیوب گفت: بلی من آمده ام پیش رسول خدا- و پیش سنگ نیامده ام. از رسول خدا- شنیدم که می فرمود: برای دین گریه نکنید زمانی که افراد شایسته حاکم باشند؛ ولی زمانی گریه کنید که نااهلان حکومت می کنند.

تصحیح روایت

این روایت را حاکم در مستدرک و ذهبی در تلخیص مستدرک تصحیح کرده اند. حاکم می گوید: «این حدیثی صحیح الاسناد است که شیخین آن را ذکر نکرده اند».[7] سیوطی در الجامع الصغیر این روایت را صحیح دانسته است.[8] سمهودی نیز این روایت را در وفاء الوفا ذکر کرده و گفته است: «احمد به سند حسن آن را روایت کرده است».[9] او در جای دیگری سند روایت را بررسی کرده، می گوید: «این روایت را سبکی در رد بر ابن تیمیه در مسئله زیارت نقل کرده است و گفته است: عدم تمسح بر قبر از مسائل اجماعی نیست».[10] امام حافظ زین الدین عبدالرئوف مناوی نیز، پس از ذکر روایت، آن را حسن می داند.[11]

حمزه الزین از پژوهشگران مشهور اهل سنت، در تحقیق بر کتاب مسند احمد، سند این روایت را «صحیح» دانسته، در ردی صریح تمام منکران این روایت و بحث توسل را خائن می داند:

سند روایت صحیح است. کثیر بن زید را احمد بن حنبل ثقه دانسته است و ابن معین و ابن عدی او را قبول دارند. ابن عمار موصلی، ابن سعد، ابن حبان او را توثیق کرده اند. اما نسائی او را تضعیف کرده است. ابوزرعه او را سست می داند و عده ای تمسک به تضعیف نسائی و ابوزرعه کردند و تمام این توثیقات را ترک کردند تا اینکه این روایات را تضعیف کنند، ولی قول تضعیف خطاست. زیرا حاکم و ذهبی در مستدرک ج4، ص515، این روایت را صحیح السند دانسته اند، با اینکه معلوم است اینهایی که روایت را تضعیف کردند خودشان در جاهای دیگر کثیر بن زید را توثیق کرده اند و معنای این کار این است که اینها بر طبق هوای نفسشان و به نفع مذهبشان توثیق و تضعیف می کنند و این کار در حد ذاتش خیانت علمی است، اما چرا این روایت را تضعیف کردند؟ می گویند در این روایت دلیلی برای قائلان به جواز تمسح به قبور است و این سقوط علمی برای آنها محسوب می شود و آیا ابو ایوب انصاری خودش را به قبر پیامبر- می کشید؟ اینها از هر روایتی که نزدیک شدن به قبر را ثابت کند، عقده و کینه دارند؛ و این روایت بزرگ ترین دلیل بر بطلان مذهب آنان است، و از خائنان علم انتظاری غیر از این نمی رود، مذهبشان معلوم نیست. اینها (وهابی ها) گاهی می گویند حنبلی هستند و گاهی می گویند لامذهب اند؛ و اینها حتی از حنابله نیز پیروی نکردند ... و این طور نیستند که مذهب خاصی برای خودشان داشته باشند بلکه در مذهب مثل مار هستند.[12]

این روایت در کتب بسیاری نقل و به آن استناد شده است.[13]

شبهات مربوط به سند روایت

شبهه اول: ضعف داوود بن ابی صالح

در چند کتاب به وجود داوود بن ابی صالح در سند این روایت اشکال شده است. البانی در سلسلة الأحادیث الضعیفه او را ضعیف می داند. او تصحیح حاکم و ذهبی را نیز نقل کرده، آن را از اوهام آنان شمرده است.[14]

عبدالرحمن دمشقیه در کتاب الاستدلال بالسنة النبویة عند الشیعة گفته است:

روایت ضعیف است. این روایت را ابن عساکر در کتاب تاریخش ذکر کرده است. حاکم گفته است صحیح است و این از اوهام حاکم است. زیرا در آن داوود بن أبی صالح هست که ذهبی درباره او گفته است: «حجازی لا یعرف» و حافظ در تهذیب نیز با او موافق است. پس چه صحتی دارد؟[15]

در چند کتاب دیگر نیز این اشکال ذکر شده است.[16]

شبهه دوم: ضعف کثیر بن زید

عده ای نیز به وجود کثیر بن زید در سند روایت اشکال کرده اند.[17] عبدالرحمن بن سعید دمشقیه درباره کثیر بن زید می گوید:

حافظ درباره کثیر بن زید نیز گفته است: «صدوق یخطئ» و نسایی نیز او را تضعیف کرده و ابن معین گفته است: «لیس بذاک». سبکی در شفاء السقام، جواز مس قبر نبی را بر این حدیث متوقف کرده است و این خود دلیل بر این است که او در این مسئله متیقن نبوده است. حال که حدیث ضعیف است، ما اجماع اهل علم مبنی بر منع مس قبر را، که نووی نقل کرده، رها نمی کنیم.[18]

شبهه سوم: ضعف مطلّب بن عبدالله بن حنطب

در کتاب توضیح العبارة فی الرد علی صاحب کتاب (رفع المنارة) درباره روایتی که در معجم طبرانی آمده، گفته شده است:

روایت دیگر نیز مشکل وجود مطلّب بن عبدالله بن حنطب دارد. علایی در جامع التحصیل (ص281) گفته است: بخاری گفته است برای مطلّب بن حنطب غیر از سخن او «حدثنی من شهد خطبة النّبی»، از هیچ یک از صحابه چیزی نشنیده ام. و أبو حاتم گفته است: اکثر احادیث مطلب بن حنطب مراسیل هستند، او غیر از سهل بن سعد وأنس و سلمة بن أکوع و نزدیکان او، کسی از صحابه را ندیده است. حافظ نیز درباره او در تقریب التهذیب (ص949، ت6756) گفته است: «صدوق کثیر التدلیس والارسال من الرابعة».[19]

پاسخ شبهات سندی

اعتبار مسند احمد

کتاب مسند احمد از کتب معتبر نزد اهل سنت است که در بین آنان جایگاه خاصی دارد. ابن حجر عسقلانی در مقدمه کتاب مختصر زوائد مسند البزار می گوید: «اگر حدیثی در مسند حنبل باشد به خاطر جلالت آن نیازی نیست که به مصنف دیگری اسناد داده شود».[20] همچنین، او در کتاب القول المسدد درباره مسند احمد می گوید: «مصنف عظیمی است که امت آن را تلقی به قبول و تکریم کرده اند. امام مردم (احمد) آن را حجت قرار داده تا در زمان اختلاف به آن رجوع کنند».[21] همچنین، در کتاب تعجیل المنفعه تمام احادیث مسند را معتبر دانسته، می گوید: «عده ای در مسند احمد و شیوخ آن ادعای صحت کرده اند و حافظ ابوموسی مدینی در این زمینه نوشته ای دارد و حق این است که غالب احادیث آن نیک است و احادیث ضعیف آن دارای متابع هستند».[22]

سیوطی نیز در مقدمه جمع الجوامع (الجامع الکبیر) تمام روایات مسند را مقبول می داند و می گوید: «هر روایتی که در مسند احمد هست مقبول است و روایات ضعیف آن، قریب به حسن است».[23] شوکانی هم در نیل الاوطار می گوید: «گفته شده احادیثی را که امام احمد در مسندش درباره آنها سکوت کرده است، برای احتجاج مناسب است».[24]

ابن تیمیه نیز روایات مسند احمد را به دلیل نقل از افراد ثقه، قابل احتجاج دانسته است:

مردم در مصنفاتشان چند گروه اند: عده ای از آنان، از کسانی که معلوم است دروغ می گویند روایت نمی کنند، مثل مالک و شعبه و عبدالرحمن بن مهدی و أحمد بن حنبل. این افراد از افراد غیرثقه روایت نمی کنند و حدیثی را که می دانند از شخص کذاب است نقل نمی کنند. پس احادیث کذاب هایی که تعمد در کذب دارند را نقل نمی کنند.[25]

او در جای دیگری نیز عدم نقل از افراد کذاب را از شروط احمد در مسند دانسته، می گوید: «شرط او (یعنی احمد) در مسند این است که از افراد معروف به کذب روایت نقل نکند، هرچند در آن احادیث ضعیف وجود دارد. شرط او در مسند بهتر از شرط أبی داوود در سننش است».[26] ابن تیمیه در موردی دیگر، روایات مسند را قابل احتجاج و آن را بهتر از سنن ابی داوود می داند: «غالب و اکثر احادیث آن (مسند احمد) خوب است و می توان به آن احتجاج کرد و احادیثش بهتر از احادیث سنن ابی داوود است».[27]

ابوموسی مدینی در خصائص مسند الامام أحمد در خصوص مسند احمد گفته است:

این کتاب، اصلی بزرگ و مرجعی مطمئن برای اصحاب حدیث است که از احادیث فراوان و مسموعات زیاد برگزیده و آن را امام و مرجع و ملجأ هنگام تنازع قرار داده است ... امام احمد گفت این کتاب را از هفتصد و پنجاه هزار حدیث جمع آوری کردم تا هر زمان مسلمانان در حدیث رسول الله (ص) اختلاف کردند به آن رجوع کنند، اگر در آن بود حجت است وگرنه حجیت ندارد.[28]

در این کتاب درباره دقت احمد در نقل روایات آمده است: «(احمد) روایت نکرده مگر از افرادی که صدق و دیانتشان نزد او ثابت بوده است».[29] ابوموسی مدینی قائل است که بسیاری از روایات بود که او برای پسرش می خواند ولی در کتاب مسند ذکر نکرده است. زیرا می خواست در مسند به غیر از ثقات نقل نکند و در غیر مسند مابقی را ذکر می کرد.[30] ابوموسی در ادامه می گوید: «احمد گفت قصد کردم در مسند احادیث مشهور را نقل کنم و با این کار مردم را زیر سایه الهی ترک کنم».[31] ابن الجزری نیز در کتاب المصعد الاحمد می نویسد: «حافظ ابوالقاسم اسماعیل تیمی گفته است جایز نیست گفته شود که در مسند روایات سقیم وجود دارد، بلکه در آن روایات صحیح و مشهور و حسن و غریب هست».[32]

کتاب المصعد الاحمد، مشایخ احمد در مسند را بررسی کرده، به توثیق رجال مسند پرداخته و آنان را توثیق کرده است.[33]

رجال سند

همان طور که گذشت، حاکم و ذهبی روایت را تصحیح کرده اند و تمام راویان را معتبر دانسته اند. تمام رجال آن ثقه بوده اند و غیر از اشکال بعضی به داوود بن أبی صالح و کثیر بن زید، مابقی رجال آن معتبر هستند. البته داوود بن أبی صالح و کثیر بن زید، هم دارای جرح هستند و هم دارای تعدیل، که در این بخش به بررسی آن می پردازیم:

الف. داوود بن أبی صالح[34]

در مورد داوود بن أبی صالح علاوه بر تعدیل، تضعیف نیز ذکر شده است. اما نکته ای قابل توجه وجود دارد که باید ابتدا به آن پرداخت. بخاری در کتاب تاریخ کبیر و ابن أبی حاتم در الجرح والتعدیل و مزّی در تهذیب الکمال و ابن حجر عسقلانی در تقریب التهذیب، دو نفر را با نام داوود بن أبی صالح ذکر می کنند: 1. داوود بن أبی صالح مزنی (لیثی)؛ 2. داوود بن أبی صالح مولی الأنصار التمار المدنی (حجازی).[35] ظاهراً در کتب جرح و تعدیل بین این دو نفر خلط شده و طبق آنچه ابن ابی حاتم و مزّی گفته اند تضعیفات مربوط به داوود بن أبی صالح مزنی است و راوی روایت التجاء أبو ایوب انصاری، داوود بن أبی صالح حجازی بوده که از ابو ایوب انصاری روایت نقل کرده است. کثیر بن زید نیز از داوود بن أبی صالح حجازی روایت نقل کرده که او هم تضعیف نشده است.[36] شاهد دیگر بر این مطلب این است که افرادی چون ابن عدی و ابوزرعه و دیگران که گفته اند از داوود بن أبی صالح (لیثی) فقط حدیث نبوی «إذا استقبلتک المرأتان فلا تمر بینهما ...»[37] نقل شده است ناظر به همین امر است. زیرا داوود بن أبی صالح حجازی از نافع روایت نقل نمی کند.[38]

ابن حجر عسقلانی نیز، که درباره داوود بن أبی صالح سخن می گوید، بین آن دو فرق گذاشته، قید حجازی را آورده و بعد تعدیل کرده است تا خلط بین این دو نفر نشود: داود بن أبی صالح حجازی مقبول.[39] البانی نیز به این مطلب اذعان دارد. وی می گوید: «اما قول مناوی که گفته است: «و داوود بن أبی صالح قال ابن حبان: یروی الموضوعات» از اوهام اوست. زیرا این شخص متأخر از اوست و از نافع روایت نقل می کند».[40] پس می توان تمامی تضعیفات ذکرشده در کتب درباره داوود بن أبی صالح را به دلیل خلط بین این دو شخصیت دانست و تضعیفات را متوجه داوود بن أبی صالح مزنی کرد و راوی روایت التجاء أبو أیوب را از آن تضعیفات بریء شمرد.

با صرف نظر از مطلب فوق این روایت دارای متابع نیز هست و بر فرض که داوود بن أبی صالح ضعیف باشد، وجود متابع ضعف روایت را جبران می کند. چنان که ابن تیمیه در این خصوص می گوید: «تعدد طرق و کثرت آن موجب تقویت روایت می شود و حتی گاهی علم به آن حاصل می گردد، هرچند ناقلان آن فجار و فساق باشند».[41]

ابن عساکر طریق دیگر را این چنین ذکر کرده است:

أخبرنا أبو سهل بن سعدویه أنا عبد الرحمن بن أحمد بن الحسن أنا جعفر بن عبد الله نا محمد بن هارون نا محمد بن بشار ثنا أبو عامر نا کثیر بن زید عن داوود بن أبی صالح .... اخبرنا أبو غالب وابو عبد الله ابنا أبی علی قالا أنا أبو الحسین بن الآبنوسی أنا أحمد بن عبید بن الفضل أنا محمد بن الحسین بن محمد نا ابن أبی خیثمة نا إبراهیم ابن حمزة نا سفیان بن حمزة عن کثیر یعنی ابن زید عن المطلب یعنی ابن عبد الله بن حنطب قال جاء أبو ایوب الأنصاری ...».[42]

همچنین، در المعجم الکبیر طبرانی[43] و وفاءالوفا[44] و ... نیز این روایت نقل شده است که به جای «داوود بن أبی صالح»، «المطلب بن عبد الله بن حنطب» آمده است. در علم حدیث به این پیروی در روایت «متابعت» می گویند. لذا با این متابعت، ضعف روایت جبران می شود. علمای حدیث به این گونه روایات که ضعف دارند ولو اینکه طریق دیگری نیز داشته باشند که ضعف آنها را جبران کند، روایت حسن لغیره می گویند که معتبر و قابل احتجاج است. شاید تضعیف کسانی که به سند روایت اشکال کرده اند نیز به همین سبب بوده است که این متابعت را ندیده اند یا دقت نکرده اند.

برخی از علمای اهل سنت نیز این روایت را حسن دانسته اند. صالحی شامی می گوید: «و روی الامام أحمد بسند حسن ...».[45] مناوی نیز می گوید: «و اسناده حسن».[46] البته منظور آنها حسن لذاته است. زیرا قاعده این است که از اطلاق لفظ «حسن» یا «صحیح» در عبارات علما، لذاته بودن برداشت می شود و معلوم است که حسن لذاته از حسن لغیره اعتبار بیشتری دارد.

ب. کثیر بن زید[47]

کثیر بن زید در برخی روایات ملقب به «ابن مافنه»[48] یا «ابن صافنه»[49] (به نام مادرش) است. ابن حجر در تهذیب التهذیب درباره او می گوید:

عبد الله بن أحمد از پدرش نقل می کند که گفت: «ما أری به بأسا». عبدالله بن دورقی از ابن معین نقل می کند که گفت: «لیس به بأس». معاویه بن صالح و دیگران از ابن معین نقل می کنند که گفت: «صالح» و ابن عمار موصلی گفته است: «ثقه» و ابوزرعه نیز گفته است: «صدوق فیه لین» و ابوحاتم گفته است: «صالح لیس بالقوی یکتب حدیثه» و ابن عدی گفته است: «وتروی عنه نسخ ولم أر به بأسا وأرجو أنه لا بأس به» و ابن حبان او را در ثقات ذکر کرده است.[50]

ابن عدی نیز توثیقات وی را ذکر کرده است: «یحیی بن معین گفته است کثیر بن زید ثقه است ... و کثیر بن زید از غیر ولید بن رباح احادیث زیادی دارد که من آنها را منکر نمی دانم و در حدیثش اشکالی نمی بینم و امیدوارم اشکالی نداشته باشد».[51]

همان طور که گذشت، حمزه الزین در تحقیق مسند احمد درباره کثیر بن زید گفته است:

احمد بن حنبل، کثیر بن زید را ثقه دانسته است و ابن معین و ابن عدی او را قبول دارند، ابن عمار موصلی، ابن سعد، ابن حبان او را توثیق کرده اند. اما نسائی او را تضعیف کرده است. و ابوزرعه او را سست می داند و عده ای تمسک به تضعیف نسائی و ابوزرعه کرده اند و تمام این توثیقات را ترک کردند تا اینکه این روایات را تضعیف کنند. و قول تضعیف خطاست. زیرا حاکم و ذهبی در مستدرک ج4، ص515، این روایت را صحیح السند دانسته اند، با اینکه معلوم است اینهایی که روایت را تضعیف کردند خودشان در جاهای دیگر کثیر بن زید را توثیق کرده اند و معنای این کار این است که اینها بر طبق هوای نفسشان و به نفع مذهبشان توثیق و تضعیف می کنند و این کار در حد ذاتش خیانت علمی است.[52]

سمهودی نیز در وفاءالوفا درباره کثیر بن زید می گوید:

احمد با سند حسن روایت کرده است ... هیثمی گفته است: حدیث را احمد و طبرانی در الکبیر و الأوسط نقل کرده اند و در آن کثیر بن زید است که جماعتی او را توثیق کرده اند و نسائی و غیره او را تضعیف کرده اند. اما من می گویم او همان طور که در تقریب آمده، است: «صدوق یخطئ»؛ و یحیی نیز از طریق او روایت کرده است و همچنین سبکی به توثیق او اعتماد کرده است.[53]

مزّی، در تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، درباره کثیر بن زید گفته است: «ابن حبان او را در کتاب ثقات ذکر کرده است ... بخاری در کتاب القراءة خلف الامام و در کتاب الأدب و أبو داوود و ترمذی و ابن ماجه از او روایت نقل کرده اند».[54] و ابن حجر عسقلانی درباره کثیر بن زید می گوید: «کثیر بن زید الأسلمی أبو محمد المدنی بن مافنه، صدوق ... و از طبقه هفتم است».[55] در جای دیگری ابن حجر می گوید افرادی چون ابن حزم و ...، که کثیر بن زید را تضعیف کرده اند در واقع بین او و کثیر بن عبدالله بن عمرو بن زید خلط کرده اند و خطیب نیز بین آن دو فرق قائل شده است و آن را تشابه اسمی می داند.[56]

البانی نیز درباره کثیر بن زید می گوید: «کثیر بن زید را احمد و جماعتی توثیق کرده و نسائی و غیره او را تضعیف کرده اند ... و حافظ در التقریب گفته است: صدوق یخطئ. من نیز می گویم: مثل او (کثیر بن زید) در شواهد حسن الحدیث است».[57] علاوه بر این، در خصوص تضعیفات البانی باید بگوییم که او هر جا که روایتی مطابق با عقیده اش باشد پذیرفته است، ولی اگر روایتی را مطابق عقایدش نبیند به راحتی تضعیف می کند. حسن سقاف در اثبات تناقضات او سه جلد کتاب به نام تناقضات الألبانی الواضحات نوشته است. لذا تضعیفات او اهمیت ندارد. برای مثال درباره کثیر بن زید در اینجا اشکال کرده است و در جای دیگری می گوید: «وکثیر بن زید؛ صدوق یخطیء».[58]

ج. مطلب بن عبدالله بن حنطب

مطلب بن عبدالله بن حنطب نیز که در طریق دیگری به جای داوود بن أبی صالح ذکر شده است، ثقه است و حتی البانی درباره او گفته است: «المطلب بن عبد الله، صدوق».[59] البانی روایاتی را که مطلب بن عبدالله بن حنطب در سند آن است صحیحه می داند و این توثیق اوست. ذهبی و ابن أبی حاتم نیز درباره مطلب بن عبدالله بن حنطب گفته اند: «قال ابوزرعه: ثقه».[60] ابن حبان نیز او را در کتاب ثقات ذکر کرده است[61] و ابن حجر در التلخیص الحبیر او را صدوق می داند.[62] علاوه بر این روایت، کثیر بن زید از مطلب بن عبدالله بن حنطب روایات دیگری نیز نقل کرده است.[63]

بررسی متن روایت

در این روایت جناب ابو ایوب انصاری سر بر قبر پیامبر گرامی اسلامصل الله علیه و آله و سلم نهاده است و با ابراز مشکلات خود به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم، به ایشان پناه آورده است. این روایت در چند مسئله تبرک، سماع موتی و استغاثه با عقاید وهابیان در تعاض است که در ادامه به بررسی این موارد می پردازیم.

الف. تبرک به قبر

همان طور که تقی الدین سبکی در شفاء السقام گفته است،[64] یکی از چیزهایی که از این روایت به خوبی فهمیده می شود بحث تبرک و تمسح به قبر نبیصل الله علیه و آله و سلم است که مروان به آن اعتراض کرده است و جناب ابو ایوب در پاسخ گفته است: «من نزد پیامبر آمده ام نه نزد سنگ». این مطلب برخلاف ادعای وهابیان است. زیرا آنها منکر تبرک اند.

صالح بن فوزان، در کتاب التوحید، می گوید:

یکی دیگر از بدعت ها، تبرک جستن به مخلوقات است که از نوع بت پرستی و نیرنگ است و با آن غارتگران، اموال مردم ساده را به ناحق می خورند ... لذا تبرک به اماکن و آثار شخص زنده و مرده حرام است. چون اگر شخص معتقد باشد که آن چیز برکت می دهد، شرک ورزیده است و اگر معتقد باشد که زیارت و لمس کردن آن سبب حصول برکت از طرف خدا می شود در این صورت مرتکب عملی شده که وسیله افتادن به دام شرک است ... صحابه به خانه، قبر و اماکنی که پیامبر در آنجا نماز خوانده و نشسته بود پس از وفاتش تبرک نمی جستند.[65]

در فتاوای دیگر وهابیان نیز این نکته به خوبی نمایان است. آنها می گویند:

توجه مردم به این مساجد هفت گانه و دیگر مساجد، برای شناخت آثار یا مسح دیوارهایش و تبرک به آنها، بدعت و نوعی از شرک و شبیه به عمل کفار جاهلیت نسبت به بت هایشان است. پس واجب است بر هر مسلمانی که این عمل را ترک، و برادران مسلمان خود را بر ترک آن نصیحت کند.[66]

ب. سماع موتی

مسئله دیگری که از این روایت به دست می آید بحث سماع موتی است. زیرا طبق این روایت جناب ابو ایوب انصاری برای ابراز مشکلی به پیغمبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم بر سر قبر ایشان رفته بود و اگر پیامبر نمی شنید کار او بیهوده می شد. این مسئله، خلاف ادعای وهابیان در مسئله سماع موتی است. از کلمات و فتاوای وهابیان عصر حاضر به دست می آید که آنها سماع موتی را قبول ندارند و لذا درصدد رد آن هستند. برای نمونه، به استفتای زیر، که از مجمع دائمی افتاء عربستان پرسیده اند، توجه بفرمایید:

در کتاب فتاوای امام سیوطی آمده است که مرده صدای مردم، مدح و ثنای آنان درباره خود و گفتار بازماندگان را درباره خود، می شنود و همچنین، مرده کسانی که او را زیارت می کنند می شناسد و اینکه مردگان به زیارت همدیگر می روند. آیا این مطالب درست است؟[67]

جواب: اصل این است که مردگان صدای زندگان را نمی شنوند مگر در جایی که دلیل خاص وارد شده باشد. دلیل ما بر عدم سماع مردگان این آیه است که رسول خدا- را مخاطب قرار داده و می فرماید: «تو نمی توانی مردگان را بشنوانی»، و نیز می فرماید: «تو نمی توانی مردگان در قبرها را شنوا سازی».[68]

وهابیان برای توجیه این موارد، ساده ترین راه را برگزیده اند و آن اینکه همه حوادث، آیات و روایاتی را که نتوانسته اند منکر شوند، معجزه شمرده اند و احادیث دیگر را چون با دیدگاه آنها در تعارض است، ضعیف و مردود دانسته اند.[69] البانی می گوید: «بدان که اینکه اموات می شنوند یا نمی شنوند امری غیبی و از امور برزخ است که کسی غیر از خداوند آن را نمی داند. پس فحص در آن با بیان آراء و اقیسه جایز نیست و باید اثباتاً و نفیاً، طبق نص عمل کرد».[70]

این همان مبنای گروه افتای عربستان است. لذا در استفتائات این گونه پاسخ داده اند:

اصل در اموات این است که آنها ندای کسانی که صدایشان می کنند را نمی شنوند ... از این اصل، آنچه به دلیل صحیح ثابت شده است استثنا می شود؛ مانند شنیدن کلام پیامبر گرامی اسلام- توسط کفار اهل قلیب پس از جنگ بدر، و نماز پیامبر گرامی اسلام- به همراه پیامبران در شب اسراء و سخن گفتن او با پیامبران هنگامی که به آسمان عروج کرد، و از این جمله است نصیحت حضرت موسی ع به پیامبر ما که از خدا خواست بر پیامبر و امت وی در نماز تخفیف قائل شود ... که همه اینها از معجزات و خوارق عادات است.[71]

معلوم می شود که آنها قضیه اهل قلیب و ... را خرق عادت و معجزه می دانند. عبدالرحمن بن ناصر السعدی، از علمای وهابی، در کتاب تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان این گونه می نویسد: «اگر آنان را بخوانید صدایتان را نمی شنوند. زیرا آنان جماد و اموات هستند ... و اگر بر فرض بشنوند جواب شما را نمی دهند. زیرا آنان مالک چیزی نیستند».[72] همچنین، شیخ عبد الله أبوبطین در کتاب تأسیس التقدیس فی کشف تلبیس داوود جرجیس می گوید: «کسی که متصف به عدم شنیدن و عدم استجابت یا یکی از این دو باشد، شرعاً و عقلاً خواندنش ممتنع است».[73] همان طور که مشاهده می شود وهابیان سماع اموات را، در غیر خوارق عادت، انکار می کنند و سخن گفتن با آنها را لغو و ممنوع می دانند.

ج. استغاثه

مطلب دیگری که از این روایت استفاده می شود، استغاثه و التجاء جناب ابو ایوب انصاری به پیامبرصل الله علیه و آله و سلم است. زیرا جناب ایوب برای ابراز شکایت از حاکم وقت به رسول خدا پناه برده بود. این مطلب نیز از جانب وهابیان انکار شده است و مرتکبان آن را مشرک می دانند. ابن تیمیه در این باره چنین می گوید: «اگر کسی به شخصی که از دنیا رفته، بگوید مرا کمک کن، از من شفاعت کن، مرا بر دشمنم پیروز گردان و امثال این درخواست ها که فقط خدا بر آن قدرت دارد، آشکارا مرتکب شرک شده و واجب است توبه کند و الا چنین شخصی کشتنش واجب است».[74]

ابن باز نیز می گوید: «و اما صدا زدن میت و استغاثه به او و طلب مدد از او، همه از انواع شرک اکبر است و از عمل عبادت کنندگان بت ها در عهد پیامبر(ص) است».[75] همچنین، در ادامه چنین می گوید: «هر کس گوید ای رسول خدا! ای نبی خدا! ای محمد! کمک کن مرا، دریاب مرا، یاری کن مرا، شفا ده مریضان مسلمین را، هدایت کن گم شده مسلمین را و مانند آن، برای خدا شریک در عبادت قرار داده است».[76]

نمونه های این فتاوی بسیار است. در این قسمت به همین مقدار بسنده می کنیم.

برخی اشکالات وارد بر متن روایت

بر متن این روایت اشکالاتی وارد شده است که در ادامه بررسی می کنیم:

نکارت

ارنؤوط در حاشیه بر مسند احمد گفته است: «در متن روایت نکارت است».[77] عبدالرحمن دمشقیه در این زمینه گفته است:

این حدیث علاوه بر ضعفش، اشکال بزرگی دارد و آن اینکه چگونه ابو ایوب سرش را روی قبر نهاده، در حالی که قبر با زمین هم سطح بوده است. زیرا اگر این کار را انجام داده باشد به صورت ساجد درمی آید؛ و آیا هیچ عاقلی گفته است که صحابه بر قبر پیامبر- سجده می کرده اند؟ قبر پیامبر بارز و مرتفع نبوده است ... شارع بوسیدن هیچ سنگی به غیر از حجرالاسود را سنت قرار نداده است و ما هیچ سنگ سفید یا پرتقالی رنگی را بر آن قیاس نمی کنیم. خداوند برای کسانی که حب خدا و رسول را دارند اداء حج یا عمره و بوسیدن حجرالاسود را مشروع کرده است نه بوسیدن این دیوار یا آن دیوار را!.[78]

عدم صراحت در تبرک

البانی گفته است: «روایت در اینکه مسح ابو ایوب، برای تبرک جستن بوده، صریح نیست ... و محققین از علما، مثل نووی و غیره، تمسح بر قبور را انکار کرده اند و گفته اند این کار از اعمال نصاری است».[79]

پاسخ اشکالات متن

چنان که علامه امینی فرموده است: «این داستان به ما خبر می دهد که منع از توسّل به قبور طاهره از زمان صحابه از بدعت های اموی ها و گمراهی های آنهاست و از هیچ یک از صحابه، انکار توسّل به قبر پیغمبر و تبرّک به آن، غیر از زاییده بیت بنی امیه، مروان حکم، شنیده نشده است».[80]

منابع تاریخی و روایی، حال مروانیان و موضع پیامبرصل الله علیه و آله و سلم نسبت به آنها را به خوبی شرح داده است.[81] امروز نیز همان سخنان از زبان وهابیت جاری شده است. آنچه منکران در نکارت روایت نقل کرده اند پذیرفتنی نیست. زیرا در روایت نامی از سجده نیامده است، بلکه ابو ایوب فقط صورت خود را بر قبر نهاده بود. چنان که در روایت آمده است: «وَاضِعاً وَجْهَهُ علی الْقَبْرِ» و کلمه «وجه» دلالتی بر پیشانی و موضع سجده ندارد. بر فرض که قبر پیامبرصل الله علیه و آله و سلم صاف بوده و مرتفع نباشد چه اشکالی دارد کسی سر بر روی قبر حضرت گذاشته باشد و با پیامبر سخن بگوید؟ آیا هر سر بر زمین گذاشتنی سجده است؟ لزوماً این گونه نیست که هر کس سر بر زمین گذاشته باشد را ساجد بنامیم. ابو ایوب انصاری از فرط ناراحتی و عجز، سر بر قبر نهاده بود. کمااینکه ذیل روایت نیز اشاره به این دارد که او برای شکایت از حاکم نزد پیامبرصل الله علیه و آله و سلم آمده بود.

اینکه گفته اند: «فقط حجرالاسود را می توان بوسید و هیچ سنگ دیگری قابل بوسیدن نیست» هم قابل مناقشه است. زیرا به همان مناط که حجرالاسود را می توان به عنوان سنگی مقدس بوسید و کعبه را می توان تعظیم کرد، دیگر سنگ ها و اشیایی را که پیامبر و اولیای دین متبرک کرده اند نیز می توان تعظیم کرد و بر آن بوسه زد. حجرالاسود سنگی بهشتی است که دستان حضرت ابراهیم ع و دیگر انبیا( آن را لمس کرده است، در حالی که قبری که ابو ایوب بر آن افتاده بود اشرف مخلوقات و سرور کائنات محمد مصطفیصل الله علیه و آله و سلم را در بر داشت. پیامبر کسی است که ابراهیم و دیگر انبیا به طفیلی وجود او آمده اند و ارزش این دو قابل قیاس نیست. لذا به همان مناط و به طریق اولی می توان قبر پیامبرصل الله علیه و آله و سلم را به عنوان تبرک لمس کرد.

علما نیز در مشروع بودن تبرک به قبر پیامبر اشکال نکرده اند. برخی فقط به عدم استحباب شرعی آن اشاره کرده اند و اصل این عمل را بدعت یا حرام ندانسته اند. عبدالرحمن بن قدامه می نویسد:

مسح کردن دیوار قبر پیامبر- و بوسیدن آن مستحب نیست. در یک نقل از احمد آمده که می گوید حکم آن را نمی دانم. اثرم می گوید اهل مدینه را دیدم که قبر پیامبر- را لمس نمی کنند، بلکه در کناری می ایستند و سلام می دهند. ابوعبدالله (احمد بن حنبل) می گوید ابن عمر نیز چنین انجام می داد. او می گوید امّا درباره منبر، ابراهیم بن عبدالله بن عبدالقاری روایت می کند که او ابن عمر را دید که دستش را بر محل نشستن پیامبر- بر روی منبر گذاشت و سپس دست خود را بر صورتش کشید.[82]

نووی، که او را مدعی وجود اجماع بر ترک مس قبر می دانند، بعد از نقل کلامی از ابوموسی در این باره می گوید: «... و نیز به خاطر اینکه استلام دو رکن شامی کعبه مستحب نیست؛ چون سنّت نبوده است، با اینکه استلام دو رکن دیگر آن مستحب است. با این وصف، مسّ قبور به طریق اولی مستحب نیست و خداوند به حکم این مسئله داناتر است».[83] البته محیی الدین نووی در جایی دیگر می گوید: «گفته اند مسح با دست و بوسیدن قبر پیامبرصل الله علیه و آله و سلم مکروه است، بلکه ادب اقتضا می کند که از قبر دور باشد، همان طوری که در حال حیات حضرت نزد او حاضر می شدند. این سخن درستی است که علما گفته اند و بر آن اجماع و اتفاق دارند».[84]

وهابیان این کلام نووی را به عنوان دلیل ذکر کرده اند، اما از این کلام نووی، حرمت تبرک به قبر و ... فهمیده نمی شود. سمهودی نیز در خصوص اجماع نقل شده از نووی می گوید:

عزّ (عزالدین بن جماعه) می گوید در کتاب العلل و السؤالات عبدالله بن احمد بن حنبل از پدرش روایت ابی علی بن صوف را از او نقل کرده که عبدالله گفت از پدرم درباره مردی که منبر رسول خدا- را مسّ می کند و به آن تبرّک می جوید و آن را می بوسد و همین کار را با قبر آن حضرت به امید ثواب انجام می دهد، پرسیدم، او گفت این کار اشکال ندارد. عزّالدین بن جماعه می گوید این سخن، اجماع منقول از نووی را باطل می کند. می گویم (سمهودی): نووی به نقل اجماع، تصریح نکرده و لکن قوّت کلامش اجماع را می فهماند.[85]

برخی از علما حکم کراهت را در صورتی دانسته اند که برای تبرک نباشد، اما در صورتی که برای تبرک باشد این حکم را ندارد. با این بیان می توان حکم کراهت منقول از نووی را نیز توجیه کرد. زرقانی مصری مالکی در شرح المواهب گفته است: «بوسیدن قبر شریف پیامبر، مکروه است مگر اینکه به قصد تبرّک باشد که در این صورت کراهت ندارد، چنان که رملی بر این اعتقاد است».[86]

شیخ ابراهیم باجوری نیز در حاشیه خود بر شرح ابن قاسم غزّی بر متن شیخ ابی شجاع در فقه الشافعی گفته است:

بوسیدن قبر و استلام آن مکروه است و همین حکم را تابوتی که بالای قبر می گذارند نیز دارد. و همچنین بوسیدن درگاه ها هنگام داخل شدن برای زیارت اولیا مکروه است، مگر اینکه به قصد تبرّک باشد که در این صورت کراهت ندارد و اگر به خاطر ازدحام جمعیت و مانند آن، مثل اختلاط مردان و زنان، از این کارها عاجز باشد، همان طوری که در زیارت سید احمد بدوی اتفاق می افتد، در جایی که بدون زحمت امکان توقّف وجود دارد بایستد و هرچه می تواند (قرآن) قرائت کند و با دست خود یا چیز دیگر به قبر اشاره کند و سپس آن را ببوسد؛ چون علما تصریح کرده اند به اینکه اگر (زائر) از استلام حجرالاسود عاجز باشد، جایز است که با دست یا عصایش به آن اشاره کند و سپس آن را ببوسد.[87]

در مقابل، اقوال بسیاری بر جواز و استحباب لمس کردن و بوسیدن قبور اولیای الهی و در رأس آنها پیامبر اسلامصل الله علیه و آله و سلم وجود دارد. ابن حجر در این باره می نویسد:

بعضی از علما از مشروع بودن بوسیدن ارکان کعبه، جایز بودن بوسیدن هر چیزی را که مستحقّ تعظیم باشد از آدم و غیر آن، برداشت کرده اند؛ امّا حکم بوسیدن دست آدمی، در کتاب الادب می آید و امّا درباره غیر آدمی از امام احمد نقل شده است که از او درباره بوسیدن منبر و قبر پیامبر- پرسیدند، او این مسئله را بی اشکال دانست، ولی بعضی از پیروان او صحیح بودن آن را بعید شمرده اند. و از ابن ابی صیف یمانی (یکی از علمای شافعی مکه) جایز بودن بوسیدن مصحف (قرآن) و اجزای حدیث و قبور صالحان، نقل شده است.[88]

ذهبی در خصوص روایتی که کراهت داشتن عبدالله بن عمر در بوسیدن قبر پیامبرصل الله علیه و آله و سلم را می رساند می گوید:

او از این کار کراهت داشت، زیرا آن را اسائه ادب می دانست. از احمد درباره مس و بوسیدن قبر نبوی پرسیدند، هیچ اشکالی در آن ندید ... اگر گفته شود: «آیا صحابه این گونه عمل می کردند؟» گفته می شود آنان پیامبر را در حال حیات دیده بودند و دستانش را بوسیده بودند و نزدیک بود برای آب وضویش کشته شوند. آنان موهای مطهرش را در روز حج اکبر تقسیم کردند و هر گاه (ایشان) آب دهانش را بیرون می ریخت، با دست آن را گرفته و به صورت خود می مالیدند. از آنجا که ما این توفیق عظیم نصیبمان نشده است خود را برای احترام و بزرگ داشت و بوسیدن و مسح کردن بر قبر ایشان می اندازیم. آیا ندیده ای ثابت نعمانی چه کرد؟ او دستان أنس بن مالک را می بوسید و بر صورت می نهاد و می گفت دستی است که دستان رسول الله- را لمس کرده است.[89]

شواهد تاریخی نیز از تبرک جستن حضرت زهرا&، بلال و دیگران به قبر پیامبرصل الله علیه و آله و سلم حکایت می کند.

نتیجه

از این روایت می توان استفاده های فراوانی کرد. از جمله برای اثبات سماع موتی و خطاب قرار دادن پیامبر، درخواست از ایشان، توسل، استغاثه و تبرک جستن به قبر نبی می توان به آن استناد کرد. با توجه به مضمون روایت، جناب ابو ایوب انصاری سر را بر قبر نهاده است و با پیامبر اکرمصل الله علیه و آله و سلم از مشکلات زمانه سخن گفته و به ایشان متوسل شده و استمداد می کند. وهابیان برای اینکه این روایت را منافی با بسیاری از اعتقادات خویش دیده اند، آن را رد کرده اند، اما هیچ یک از دلایل آنها پذیرفتنی نیست و این روایت را نمی توان غیرمعتبر دانست. بر فرض صحت اشکال در یکی از سندها، با وجود سند دیگر روایت تقویت، و حسن می شود و برای احتجاج مفید است.



منابع

  1. ۱. أبابطین، عبد الله بن عبد الرحمن، تأسیس التقدیس فی کشف تلبیس داوود بن جرجیس، تحقیق: عبد السلام بن برجس العبد الکریم، بی جا: مؤسسة الرسالة، 1422ق.
  2. ۲. ابن اثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، قاهره: محمد ابراهیم و احمد عاشور، 1970م.
  3. ۳. ابن جزری، شمس الدین أبی الخیر محمد بن محمد، المصعد الأحمد فی ختم مسند الامام أحمد، ریاض: مکتبة التوبة، 1410ق.
  4. ۴. ابن تیمیة حرانی، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، تحقیق: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، مدینه منوره: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، 1416ق.
  5. ۵. ، منهاج السنة النبویة، تحقیق: محمد رشاد سالم، بی جا: جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، چاپ اول، 1406ق.
  6. ۶. ، زیارة القبور، بی جا: الرئاسه العامه لاداره البحوث العلمیه والافتاء والدعوه والارشاد، 1413ق.
  7. ۷. ابن حجر عسقلانی، إتحاف المهرة بالفوائد المبتکرة من أطراف العشرة، تحقیق: مرکز خدمة السنة والسیرة، با إشراف د زهیر بن ناصر الناصر، مدینه: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف و مرکز خدمة السنة والسیرة النبویة، چاپ اول، 1415ق.
  8. ۸. ، التلخیص الحبیر فی تخریج أحادیث الرافعی الکبیر، بی جا: دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1419ق.
  9. ۹. ، القول المسدد فی الذب عن المسند للامام أحمد، قاهره: مکتبة ابن تیمیة، چاپ اول، 1401ق.
  10. ۱۰. ، تعجیل المنفعة بزوائد رجال الأئمة الأربعة، تحقیق: د. إکرام الله إمداد الحق، بیروت: دار البشائر، چاپ اول، 1996م.
  11. ۱۱. ، تقریب التهذیب، تحقیق: محمد عوامه، دار الرشید، سوریه: چاپ اول، 1406ق.
  12. ۱۲. ، تهذیب التهذیب، هند: مطبعة دائرة المعارف النظامیه، چاپ اول، 1326.
  13. ۱۳. ، فتح الباری شرح صحیح البخاری، إخراج و تصحیح: محب الدین خطیب، تعلیقات: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، بیروت: دار المعرفة، 1379ق.
  14. ۱۴. ، لسان المیزان، تحقیق: دائرة المعارف النظامیه هند، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1390ق.
  15. ۱۵. ، مختصر زوائد مسند البزار علی الکتب السته و مسند أحمد، تحقیق: صبری عبد الخالق أبوذر، بیروت: مؤسسة الکتب الثقافیة، چاپ اول، 1412ق.
  16. ۱۶. ابن حنبل، ابوعبدالله احمد بن محمد، العلل ومعرفة الرجال، تحقیق: وصی الله بن محمد عباس، ریاض: دار الخانی، چاپ دوم، 1422ق.
  17. ۱۷. ، مسند الامام أحمد بن حنبل، تحقیق: شعیب الأرنؤوط - عادل مرشد، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
  18. ۱۸. ابن حنبل، احمد، مسند احمد، تحقیق: حمزه الزین، قاهره: دار الحدیث.
  19. ۱۹. ابن ابی خیثمة، ابوبکر، التاریخ الکبیر المعروف بتاریخ ابن أبی خیثمة، السفر الثالث، تحقیق: صلاح بن فتحی هلال، القاهرة: الفاروق الحدیثة للطباعة والنشر، چاپ اول، 1427ق.
  20. ۲۰. ابن سعد، ابوعبدالله محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق.
  21. ۲۱. ، طبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه، 1374ق.
  22. ۲۲. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، بیروت: دار الفکر، 1995م.
  23. ۲۳. ، تاریخ دمشق، تحقیق: عمرو بن غرامة العمروی، بی جا: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، 1415ق.
  24. ۲۴. ابن قدامة مقدسی، ابومحمد موفق الدین، المغنی، قاهره: مکتبة القاهرة، 1388ق.
  25. ۲۵. ابن کثیر دمشقی، جامع المسانید والسُّنَن، تحقیق: د عبد الملک بن عبد الله الدهیش، بیروت: دار خضر للطباعة والنشر والتوزیع، چاپ دوم، 1419ق.
  26. ۲۶. الحوینی الأثری حجازی بن محمد بن شریف، تنبیه الهاجد إلی ما وقع من النظر فی کتب الأماجد، بی جا: المحجة، بی تا.
  27. ۲۷. البانی، ابوعبدالرحمن ناصرالدین، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، ریاض: دار المعارف، چاپ اول، 1412ق.
  28. ۲۸. آلوسی، نعمان بن محمود، الآیات البینات فی عدم سماع الأموات علی مذهب الحنفیة السادات، بیروت: المکتب الاسلامی، تحقیق: محمد ناصرالدین البانی، بی تا.
  29. ۲۹. بن باز، مجموعه فتاوی، الادارة العامة لطبع والترجمه، ریاض: چاپ دوم، 1411ق.
  30. ۳۰. جرجانی، ابو احمد ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، تحقیق: عادل احمد عبد الموجود - علی محمد معوض، بیروت: الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق.
  31. ۳۱. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1411ق.
  32. ۳۲. دمشقیه، عبد الرحمن، استدلال الشیعة بالسنّة النبویّة فی میزان النقد العلمی، قاهره: دار الصفوه، چاپ اول، 1429ق.
  33. ۳۳. ، موسوعة اهل السنة فی نقد اصول فرقه الاحباش و من وافقهم فی اصولهم، بی جا: مکتبة الشقری، الطبعة الاولی، 1418.
  34. ۳۴. دویش، احمد بن عبدالرزاق، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والافتاء، ریاض: رئاسة إدارة البحوث العلمیة والافتاء، الادارة العامة للطبع، چاپ اول، بی تا.
  35. ۳۵. ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت: دار المعرفه للطباعه والنشر، چاپ اول، 1382ق.
  36. ۳۶. ، معجم الشیوخ الکبیر، تحقیق: دکتور محمد الحبیب الهیله، مکتبة الصدیق، طائف: چاپ اول، 1408ق.
  37. ۳۷. ، الکاشف فی معرفه من له روایة فی الکتب الستة، تحقیق: محمد عوامه احمد محمد نمر الخطیب، جده: دار القبلة للثقافة الاسلامیة، مؤسسة علوم القرآن، چاپ اول، 1413ق.
  38. ۳۸. رازی، ابن ابی حاتم، الجرح والتعدیل، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1271ق.
  39. ۳۹. زرقانی مالکی، محمد بن عبدالباقی، شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیه، بی جا: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1417ق.
  40. ۴۰. سبکی، تقی الدین، شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام، تحقیق: سید محمدرضا حسینی جلالی، بی جا: بی نا، چاپ چهارم، 1419ق.
  41. ۴۱. سعدی، عبدالرحمن بن ناصر بن عبدالله، تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان، تحقیق: عبد الرحمن بن معلا اللویحق، بیروت: مؤسسة الرسالة، 1420ق.
  42. ۴۲. سمهودی، نور الدین ابوالحسن، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفی، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1419ق.
  43. ۴۳. سیوطی، جلال الدین، شرح الصدور بشرح حال الموتی والقبور، تحقیق: عبد المجید طعمة حلبی، لبنان: دار المعرفة، 1417ق.
  44. ۴۴. ، الفتح الکبیر، تحقیق: یوسف النبهانی، بیروت: دار الفکر، چاپ اول، 1423ق.
  45. ۴۵. ، جمع الجوامع (الجامع الکبیر)، دار السعاده للطباعه، الازهر الشریف، 1426ق.
  46. ۴۶. شوکانی یمنی، محمد بن علی بن محمد بن عبدالله، نیل الأوطار، تحقیق: عصام الدین الصبابطی، مصر: دار الحدیث، چاپ اول، 1413ق.
  47. ۴۷. صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، التوحید، عربستان: وزارة الشؤون الاسلامیة والأوقاف والدعوة والارشاد، چاپ چهارم، 1423ق..
  48. ۴۸. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی والرشاد، فی سیرة خیر العباد، تحقیق و تعلیق: شیخ عادل احمد عبدالموجود، شیخ علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1414ق.
  49. ۴۹. طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد، المعجم الأوسط، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد، عبدالمحسن بن إبراهیم حسینی، قاهره: دار الحرمین، بی تا.
  50. ۵۰. طبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق: حمدی بن عبد المجید السلفی، قاهرة: مکتبة ابن تیمیة، چاپ دوم، بی تا.
  51. ۵۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، مصر: دار المعارف، 1420ق.
  52. ۵۲. ابن هبة الله، عبدالحمید، ترجمان حیات امام علی در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ترجمه: رضا رجب زاده، مشهد: انتشارات رستگار، 1379ش.
  53. ۵۳. عبدالرئوف مناوی، زین الدین محمد، التیسیر بشرح الجامع الصغیر، ریاض: مکتبة الامام الشافعی، چاپ دوم، 1408ق.
  54. ۵۴. ، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، مصر: المکتبة التجاریة الکبری، چا اول، 1356ق.
  55. ۵۵. عبد الغفار بن محمد حمیده، توضیح العبارة فی الرد علی صاحب کتاب (رفع المنارة فی أحادیث الزیارة)، بی جا: بی نا، بی تا.
  56. ۵۶. عقیلی، ابوجعفر محمد بن عمر بن موسی، الضعفاء الکبیر، تحقیق: عبد المعطی امین قلعجی، بیروت: دار المکتبة العلمیة، چاپ اول، 1404ق.
  57. ۵۷. علی زاده موسوی، سید مهدی، سلفی گری و وهابیت؛ مبانی اعتقادی، ج2، قم: آوای منجی، چاپ اول، 1391ش.
  58. ۵۸. متقی هندی، علی بن حسام، کنز العمال، تحقیق: بکری حیانی - صفوة السقا، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1401ق.
  59. ۵۹. ابن حبان، محمد، الثقات، هند، حیدر آباد: دائرة المعارف العثمانیه، چاپ اول، 1393ق.
  60. ۶۰. ، المجروحین من المحدثین والضعفاء والمتروکین، تحقیق: محمود ابراهیم زاید، حلب: دار الوعی، چاپ اول، 1396ق.
  61. ۶۱. مدینی، ابوموسی، خصائص مسند الامام أحمد، بی جا: مکتبة التوبة، 1410ق.
  62. ۶۲. مزی، یوسف بن عبد الرحمن، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، تحقیق: د. بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسه الرساله، چاپ اول، 1400ق.
  63. ۶۳. ممدوح، محمود سعید، رفع المناره فی تخریج احادیث التوسل والزیارة، بی جا: المکتبه الازهریه للتراث، 2008م.
  64. ۶۴. منقری، نصر ابن مزاحم، وقعة صفین، ترجمه: پرویز اتابکی، تصحیح: عبدالسلام محمد هارون، تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 1366ش.
  65. ۶۵. نووی، یحیی بن شرف، المجموع شرح المهذب، بی جا: دار الفکر، بی تا.
  66. ۶۶. هاشمی، سعدی بن مهدی، کتاب الضعفاء أبی زرعة رازی، مدینة منوره: عمادة البحث العلمی بالجامعة الاسلامیة، 1402ق.
  67. ۶۷. هیثمی، نورالدین علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، تحقیق: حسام الدین قدسی، قاهره: مکتبة القدسی، 1414ق.

 پاورقی ها

[1]. ابن سعد، طبقات الکبری، ج1، ص236.

[2]. ابن اثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج5، ص143؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج2، ص86.

[3]. نصر ابن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص105.

[4]. عبد الحمید ابن هبه الله، ترجمان حیات امام علی در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج10، ص17.

[5]. أحمد بن عبد الرزاق الدویش، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء، ج4، ص148، فتوای 3019.

[6]. احمد بن حنبل، مسند، ج17، ص42، ح23476؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۴، ص۵۶۰، ح8571؛ أبو الحسن نور الدین علی بن أبی بکر بن سلیمان الهیثمی، مجمع الزوائد، ج4، ص2، ح 5845 و، ج5، ص245، ح9252؛ أبو بکر أحمد بن أبی خیثمة، تاریخ ابن أبی خیثمة، ج2، ص76؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج57، ص249؛ أبو القاسم سلیمان بن احمد الطبرانی، المعجم الکبیر، ج4، ص158، ح3999؛ همو، المعجم الأوسط، ح284 و ح9366.

[7]. حاکم نیشابوری، مستدرک (با تلخیص ذهبی)، ج۴، ص۵۶۰، ح8571.

[8]. جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج2، ص388.

[9]. نور الدین أبو الحسن السمهودی، وفاء الوفا، ج۴، ص184.

[10]. همان، ج4، ص217.

[11]. زین الدین محمد عبد الرئوف المناوی، التیسیر بشرح الجامع الصغیر، ج2، ص489.

[12]. احمد بن حنبل، مسند، تحقیق: حمزه الزین، ج17، ص42، ح23476.

[13]. احمد بن حنبل، مسند، ج17، ص42، ح23476؛ حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۴، ص۵۶۰، ح8571؛ أبو الحسن نور الدین علی بن أبی بکر بن سلیمان الهیثمی، مجمع الزوائد، ج4، ص2، ح5845 و، ج5، ص245، ح9252؛ نور الدین أبو الحسن السمهودی، وفاء الوفا، ج۴، ص184 و، ج4، ص217؛ أبو بکر أحمد بن أبی خیثمة، تاریخ ابن أبی خیثمه، ج2، ص76؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ج57، ص249؛ أبو القاسم سلیمان بن احمد طبرانی، معجم الکبیر، ج4، ص158، ح3999؛ همو، معجم الأوسط، ح284، ح289، ح9366، ح11422؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج2، ص388؛ همو، الفتح الکبیر، ج3، ص300؛ ابن کثیر، جامع المسانید والسّنن ، ج9، ص51؛ علی بن حسام متقی هندی، کنز العمال، ج6، ص88؛ زین الدین محمد عبد الرئوف المناوی، التیسیر بشرح الجامع الصغیر، ج2، ص489؛ ابن حجر عسقلانی، إتحاف المهرة، ج4، ص358؛ عبد الغفار بن محمد حمیده، رفع المنارة، ص183؛ أبو إسحاق الحوینی الأثری حجازی بن محمد بن شریف، تنبیه الهاجد، ج1، ص83؛ محمد بن یوسف الصالحی الشامی، سبل الهدی والرشاد، ج12، ص398؛ تقی الدین سبکی، شفاء السقام، ص279 و....

[14]. أبو عبد الرحمن ناصر الدین ألبانی، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، ج1، ص552، ح373.

[15]. عبد الرحمن دمشقیه، الإستدلال بالسنة النبویة عند الشیعة فی میزان النقد العلمی، ص186؛ همو، موسوعة اهل السنة فی نقد اصول فرقه الاحباش و من وافقهم فی اصولهم، ج1، ص253.

[16]. زین الدین محمد عبد الرؤوف مناوی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، شبهات و ردود، ج2، ص331؛ موسوعة الرد علی الصوفیة، ج111، ص80.

[17]. عبد الرحمن دمشقیه، الإستدلال بالسنة النبویة عند الشیعة فی میزان النقد العلمی، ص186؛ أبو عبد الرحمن ناصر الدین ألبانی، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، ج1، ص552، ح 373؛ زین الدین محمد عبد الرؤوف مناوی، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج6، ص386.

[18]. عبد الرحمن دمشقیه، الإستدلال بالسنة النبویة عند الشیعة فی میزان النقد العلمی، ص186.

[19]. عبد الغفار بن محمد حمیده، توضیح العبارة فی الرد علی، صاحب کتاب (رفع المنارة فی أحادیث الزیارة)، ص81.

[20]. ابن حجر عسقلانی، مختصر زوائد مسند البزار علی الکتب السته، ج1، ص59.

[21]. ابن حجر عسقلانی، القول المسدد فی الذب عن مسند أحمد، ص3.

[22]. ابن حجر عسقلانی، تعجیل المنفعه، ج1، ص240.

[23]. جلال الدین سیوطی، جمع الجوامع، ج1، ص44.

[24]. محمد بن علی بن محمد بن عبد الله الشوکانی الیمنی، نیل الأوطار، ج1، ص26.

[25]. ابن تیمیه، منهاج السنة، ج7، ص52.

[26]. همان، ج7، ص97.

[27]. همان، ج7، ص223.

[28]. أبو موسی المدینی، خصائص مسند، ص13 و 14؛ شمس الدین أبی الخیر محمد بن محمد ابن الجزری، المصعد الأحمد فی ختم مسند الامام أحمد، ص11.

[29]. أبو موسی المدینی، خصائص مسند، ص14.

[30]. همان، ص21.

[31]. همان، ص21.

[32]. ابی الخیر محمد بن محمد ابن الجزری، المصعد الاحمد، ص15.

[33]. همان، ص24.

[34]. محمد ابن اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر، ج3، ص234، ترجمه شماره 791 و 792؛ سعدی بن مهدی الهاشمی، ضعفاء أبو زرعه رازی، ج2، ص545؛ أبو جعفر محمد بن عمر بن موسی العقیلی، الضعفاء الکبیر، ج2، ص33؛ أبو محمد ابن أبی حاتم رازی، الجرح والتعدیل، ج3، ص416، ترجمة 1901 و 1902؛ ابن حبان، المجروحین، ج1، ص290؛ ابن عدی، الکامل، ج1، ص552؛ یوسف بن عبد الرحمن مزی، تهذیب الکمال، ج8، ص403-405؛ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج7، ص211.

[35]. محمد ابن اسماعیل بخاری، التاریخ الکبیر، ج3، ص234؛ أبو محمد ابن أبی حاتم رازی، الجرح والتعدیل، ج3، ص416؛ یوسف بن عبد الرحمن مزی، تهذیب الکمال، ج8، ص403- 405؛ ابن حجر عسقلانی، تقریب التهذیب، ج1، ص199.

[36]. یوسف بن عبد الرحمن مزی، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج8، ص404؛ أبو محمد ابن أبی حاتم رازی، الجرح والتعدیل، ج3، ص416؛ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج7، ص211.

[37]. حدثنا محمد بن الحسن النحاس، حدثنا حمید بن الربیع، حدثنا یوسف بن الغرق، حدثنا داوود بن أبی، صالح، عن نافع، عن ابن عمر، قال: قال رسول الله، صلی الله علیه وسلم إذا استقبلتک المرأتان فلا تمر بینهما خذ یمنة أو یسرة؛ علی بن حسام متقی هندی، کنز العمال، ج15، ص412، ح41625.

[38]. أبو أحمد ابن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج3، ص553.

[39]. ابن حجر عسقلانی، تقریب التهذیب، ج1، ص199.

[40]. أبو عبد الرحمن ناصر الدین ألبانی، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، ج1، ص553.

[41]. ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج18، ص26.

[42]. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج57، ص249.

[43]. أبو القاسم سلیمان بن احمد الطبرانی، معجم الکبیر، ج4، ص158، ح3999.

[44]. نور الدین أبو الحسن السمهودی، وفاء الوفا، ج4، ص217.

[45]. محمد بن یوسف الصالحی الشامی، سبل الهدی والرشاد، ج12، ص398.

[46]. محمد عبد الرئوف المناوی، التیسیر بشرح الجامع الصغیر، ج2، ص489.

[47]. ابن سعد، طبقات، ج5، ص461؛ محمد ابن اسماعیل بخاری، تاریخ الکبیر، ج7، ص216 ترجمه 943؛ أبو محمد ابن أبی حاتم رازی، الجرح والتعدیل، ج7، ص150، ترجمه 841؛ ابن حبان، الثقات، ج7، ص354؛ ابن عدی، الکامل، ج7، ص204؛ محمد بن أحمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج3، ص404؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج8، ص413– 415.

[48]. ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج12، ص309؛ یوسف بن عبد الرحمن مزی، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج34، ص472.

[49]. ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج8، ص413.

[50]. همان، ج8، ص413.

[51]. أبو أحمد ابن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج7، ص204- 207.

[52]. احمد بن حنبل، مسند، ج17، ص42، ح23476.

[53]. نور الدین أبو الحسن السمهودی، وفاء الوفا، ج۴، ص184.

[54]. یوسف بن عبد الرحمن مزی، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج24، ص116.

[55]. ابن حجر عسقلانی، تقریب التهذیب، ج1، ص459.

[56]. همان، ج8، ص415.

[57]. ناصر الدین البانی، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، ج12، ص124.

[58]. همان، ج9، ص307.

[59]. همان، ج10، ص676.

[60]. محمد بن احمد ذهبی، الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، ج2، ص270؛ أبو محمد ابن أبی حاتم رازی، الجرح والتعدیل، ج8، ص359.

[61]. ابن حبان، الثقات، ج5، ص450.

[62]. ابن حجر عسقلانی، التلخیص الحبیر فی تخریج أحادیث الرافعی الکبیر، ج2، ص307.

[63]. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج8، ص91 و 174.

[64]. تقی الدین سبکی، شفاء السقام، ص279.

[65]. صالح بن فوزان، التوحید، ص163.

[66]. أحمد بن عبد الرزاق الدویش، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء، ج4، ص148، ف 3019.                

[67]. سیوطی به برخی از روایات و آثار استدلال کرده است؛ جلال الدین سیوطی، شرح الصدور بشرح حال الموتی والقبور، ج1، ص202.

[68]. أحمد بن عبد الرزاق الدویش، فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء، ج11، ص77، الفتوی رقم 9216 {اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء، عضو: عبد الله بن قعود. عضو: عبد الله بن غدیان. نائب رئیس اللجنه: عبد الرزاق عفیفی. الرئیس: عبد العزیز بن عبد الله بن باز}.

[69]. سید مهدی علی زاده موسوی، سلفی گری و وهابیت؛ مبانی اعتقادی، ج2، ص455.

[70]. نعمان بن محمود ألوسی، الآیات البینات فی عدم سماع الأموات، ص20-21.

[71]. أحمد بن عبد الرزاق الدویش، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء، ج1، ص83. حاضران عبدالله بن قعود (عضو)، عبدالله بن غدیان (عضو)، عبدالرزاق عفیفی (نایب رئیس لجنه) ، عبدالعزیز بن عبدالله بن باز (رئیس)

[72]. عبد الرحمن بن ناصر بن عبد الله سعدی، تیسیر الکریم الرحمن فی تفسیر کلام المنان، ص686.

[73]. أبابطین، تأسیس التقدیس فی کشف تلبیس داوود جرجیس، ص90.

[74]. ابن تیمیه، زیارة القبور، ص18.

[75]. بن باز، مجموعه فتاوی، ج2، ص388.

[76]. همان.

[77]. احمد بن حنبل، مسند، ج38، ص558.

[78]. عبد الرحمن دمشقیه، الإستدلال بالسنة النبویة عند الشیعة فی میزان النقد العلمی، ص187.

[79]. أبو عبد الرحمن ناصر الدین ألبانی، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، ج1، ص552، ح373.

[80]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج5، ص218.

[81]. همان.

[82]. ابن قدامه، مغنی، ج3، ص479.

[83]. یحیی بن شرف نووی، المجموع شرح المهذب، ج5، ص311.

[84]. همان، ج8، ص275.

[85]. نور الدین أبو الحسن السمهودی، وفاء الوفا، ج4، ص217؛ أحمد ابن حنبل، العلل و معرفة الرجال، ج2، ص492.

[86]. أبو عبد الله محمد بن عبد الباقی زرقانی مالکی، شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیة بالمنح المحمدیة، ج12، ص215.

[87]. عبدالحسین امینی، الغدیر، ج5، ص154.

[88]. ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج3، ص475.

[89]. شمس الدین أبو عبد الله ذهبی، معجم الشیوخ الکبیر، ج1، ص73.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش