مقالات > ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۲۳ تعداد بازدید: 334

وهابیت معتقدند «من دون‌الله» که خواندن آن شرک است عام است و شامل بت و پیامبر و اولیای الاهی بعد از وفاتشان مي‌شود.
در مقابل بعضی از علمای دیوبندیه این اطلاق را قبول ندارند و معتقدند هر ندایی موجب شرک نمی‌شود، بلکه ندایی شرک است که یکی از اسباب شرک در آن باشد و غالباً سه مسئله را از اسباب شرک می¬دانند: 1. حاضر و ناظر پنداشتن ارواح اولیا؛ 2. معتقد بودن به علم غیب اولیا؛ 3. استعانت از ارواح اولیا.



نويسنده : محمد باقر حیدری نسب

یکی از مسائل چالش‌برانگيز بين مسلمانان، توسل به اولیای الاهی و نداي به آنها بعد از وفات است. وهابيت و بعضي ديگر از مسلمانان اين مسئله را شرك مي‌دانند و برای اثبات مدعای خود از آیاتی که خطاب به بت‌پرستان زمان پیغمبر(ص) بوده است استفاده می¬کنند و معتقدند دون‌اللهي که خواندن آن شرک است عام است و شامل بت و پیامبر و اولیای الاهی بعد از وفاتشان مي‌شود. در مقابل بعضی از علمای دیوبندیه این اطلاق را قبول ندارند و معتقدند هر ندایی موجب شرک نمی‌شود، بلکه ندایی شرک است که یکی از اسباب شرک در آن باشد و غالباً سه مسئله را از اسباب شرک می¬دانند: 1. حاضر و ناظر پنداشتن ارواح اولیا؛ 2. معتقد بودن به علم غیب اولیا؛ 3. استعانت از ارواح اولیا. در این مقاله، بعد از ذکر هر یک از سه مورد راه‌حلی که برای برون‌رفت از آنها بیان شده نیز اشاره شده است و در پايان دلایلی که علمای دیوبندیه بر جواز ندای غیرالله بیان کرده‌اند طرح مي‌شود.

کلمات کليدي : نداي غيرالله، توسل، ديوبنديه، شرک، وهابیت.کفایت الله دهلوی

مقدمه

امروزه یکی از مصائبی که گریبان‌گیر جامعه اسلامی شده است نگاه بدبينانه بعضی فرق اسلامی به دیگر فرق و نسبت دادن بعضی نسبت‌های ناروا و خلاف واقع به آنهاست. این مسئله، که برگرفته از نوعی جمود فکری و نگاهی ظاهرگرایانه بدون توجه به نیات افراد است، موجب شده است آنها را متهم به قبوری، بت‌پرست، مشرک و ... کنند.


یکی از این مسائل مسئله خطاب و ندای ارواح اولیای الهی است. در این مقاله بنا بر این است که دیدگاه یکی از فرق اسلامی تأثیرگذار در بخشی از جهان اسلام، که له یا علیه آن کتبی نوشته شده، بررسی شود که همان مکتب دیوبندیه است. پرسش اين است كه آيا ديدگاه بعضي از سلفي‌ها كه ديوبنديه را متهم به قبوري[2] مي‌کنند درست است يا ديدگاه بعضي از بريلويه كه ديوبنديه را وهابي[3] مي‌دانند؟


گرچه همه ديوبنديه در خصوص نداي غيرالله هم‌فكر و هم‌نظر نيستند با اين حال مکتب دیوبندیه در خصوص ندای غیرالله موضعی سخت‌گیرانه اتخاذ کرده و برای جواز آن شرایطی را بیان کرده است. همین موضع آنها موجب شده بعضی آنها را وهابی بدانند. از طرفی در کلام علمای دیوبند توسل به ارواح اولیا به طور کلی رد نشده است و در تأیید توسل مطالبی را بیان کرده‌اند و نگاه به آنها موجب شده که بعضی دیوبندیه را قبوری بدانند. به نظر می­رسد هر دو دیدگاه خالی از اشکال نیست که در ادامه بیان خواهد شد.

ديدگاه ديوبنديه درباره نداي غيرالله

وهابيت آياتي چون (تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ)[4] و (يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ)[5] را، كه خطاب به بت‌پرستان صدر اسلام بوده، به كساني كه متوسل به پيامبر(ص) مي‌شوند نيز تسري داده و معتقدند اين آيات متوسلين به ارواح اوليا را نيز در بر مي‌گيرد و نداي اولياي الاهي عبادت غيرالله است و این نوعی شرك است. اما بعضي از بزرگان ديوبند اين اطلاق را نمی‌پذیرند و قياس مع‌الفارق مي‌دانند. شيخ الهند محمود الحسن ديوبندي (متوفی 1339ه.ق.)[6] ذيل آيه 57 سوره بني‌اسرائيل[7] مي‌نويسد: «فرق بين توسل و تعبد ظاهر است و توسل تا حدي مشروع است كه شريعت اجازه داده باشد».[8]

از كلام علماي ديوبنديه فهميده مي‌شود ندايي موجب شرك مي‌شود كه در آن اولاً يكي از مصاديق شرك همراه اين ندا باشد و ثانياً از لحاظ شرع نيز ثابت نشده باشد.

در كتاب تعليم الاسلام[9] اثر كفايت‌الله دهلوي[10] (متوفی 1372 ه.ق.) و بعضي از كتب ديگر علماي ديوبند مصاديقي براي شرك بيان شده كه به آنها اشاره مي‌شود.


اول: اعتقاد به حاضر و ناظر بودن ميت


منظور از حاضر و ناظر بودن اين است كه شخص معتقد باشد اوليای الاهی مي‌توانند در هر مکانی از عالم حاضر شوند و ناظر به هر مکانی باشد و معناي شهيد، حاضر و معناي بصير، ناظر است؛ و اين دو صفت از صفات خاصه خداوند است و نسبت دادن آن دو به غيرالله شرک و كفر است.


اعتقاد به اینکه غیر حق سبحانه حاضر و ناظر و عالم خفی و جلی در هر وقت و هر آن است اعتقادی شرک‌آمیز است.[11] آنها آياتي كه خداوند را شاهد مي‌داند (مثل آيه (اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ)[12] و نيز آياتي چون (إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ)[13]) را دليل بر عدم جواز اطلاق صفت حاضر و ناظر بر غيرالله مي‌دانند.


ديوبنديه درباره عدم جواز حاضر و ناظر پنداشتن اوليای­ الاهي بيش از فرق ديگر اسلامی، حتي وهابيت، توجه و تأكيد دارند. به نظر می­رسد علت عدم تأکید وهابیت بر این مسئله به نوع نگاه وهابیت به خداوند برمی­گردد. دیوبندیه معتقد است خداوند در همه جا حاضر و ناظر است و اعتقاد به حاضر و ناظر بودن اولیا یعنی مساوی بودن ارواح اولیا با خداوند در این زمینه. اما وهابیت معتقد است خداوند جدای از جهان و بالای عرش است و به این مسئله توجه نکرده‌اند. اما علت تأكيد زياد ديوبنديه در کتبشان را بايد در تأكيد زياد بريلويه بر حاضر و ناظر دانستن پيامبر(ص) دانست.


بريلويه در مقابل اين ادعاي ديوبنديه دلايلي از قرآن و احاديث و كلام علماي اهل سنت از جمله بعضي از بزرگان ديوبنديه بر اعتقاد به حاضر و ناظر بودن پيامبر(ص) بيان كرده‌اند كه بيان آن خارج از رسالت اين مقاله است.[14] البته در كلام علماي ديوبند راه‌حلی بيان شده است. رشيد احمد گنگوهي[15] (متوفی 1296ه.ق.) از بزرگان و مؤسسان مكتب ديوبند در پاسخ به پرسشی كه درباره بعضي اشعار مثل:


يا رسول الله انظر حالنا                  يا حبيب الله اسمع مقالنا


اي پيامبر خدا! حال ما را ببين؛ اي حبيب خدا! گفتار ما را بشنو


إنني في بحر همٍّ مغرق                   خذ يدي سهل لنا إشكالنا


به درستي كه من در درياي اندوه غرق شده‌ام؛ دستم را بگير و آسان فرما براي ما اشكال ما را.


يا مثل قصيدة برده و نيز اشعار استمداديه مولانا جامي و شايد اشعار شاه‌ولي‌الله محدث دهلوي و مولانا قاسم كه متضمن استمداد است و استعانت و استغاثه بغيرالله است مي‌گويد:


اين براي تو معلوم است كه نداء غيرالله تعالي از دور، زماني شرك است كه آن را حقيقتاً با اعتقاد، عالم و سامع مستقل بالذات بداند و الا شرك نيست. مثل اينكه:


اعتقاد داشته باشد كه خداوند او را مطلع مي‌كند.


باذن الله بر وي كشف شود.


ملائكه باذن الله بر او عرضه مي‌كنند كمااينكه در مورد صلوات بر پيامبر(ص) وارد شده است.[16]


زماني كه آن ندا را انجام دهد و آن را بر اثر غلبه حب يا براي غرض يا بيان محروم ماندنش باشد.


پس در اين مواضع قصدش شنواندن نيست.


پس كلمات مناجات (ندائيه خطابيه) و همچنين اشعار وارده از بزرگان و اوليا في‌ذاته نه شرك‌اند و نه معصيت؛ الا اينكه تلفظ به آن و گفتن آن در جمع مردم مكروه است. زيرا براي عوام مضر است و في حد ذاته خود ابهام دارند. لذا نه خواندن چنين اشعاري منع است و نه بر مؤلف آنها ملامتي است.[17]


حسين احمد مدني[18] (متوفی 1377 ه.ق.) در خصوص به كار بردن لفظ خطاب «يا» براي پيامبر(ص) در حالي كه از دنيا رفته است می­گوید:


وهابي­ها مطلق ندا کردن رسول خدا را منع مي­كنند اما بزرگان ديوبند در اين مسئله نگاه تفصيلي دارند و مي‌گويند اگر معناي واقعي و اصلي «يا رسول» مقصود نباشد بلكه به عنوان تكيه‌كلام به گونه­اي كه در عرف رواج دارد كه هنگام آفت و مصيبت مي­گويند يا اماه، يا اباه، در چنين حالي بلامانع است.


و اگر كلمه يا رسول‌الله به معناي ضمني‌اش براي صلوة و سلام گفته شود باز هم مانعي ندارد.


همچنين اگر يا رسول‌الله براي غلبه محبت و شدت عشق بر رسول‌الله از زبان بيرون بيايد بلامانع است.


نيز اگر «منادی» ندادهنده معتقد باشد كه خدا اين ندا را به فضل و عنايت خويش به رسول‌الله مي‌رساند اشكال ندارد.


همچنين يا براي صاحبان ارواح پاك و نفوس زكيه آنهايي كه بعد مسافت و ضخامت اجسام نمي‌تواند مانع رسيدن گزارش‌ها به آنها شود نيز قباحت ندارد.[19]


محمد عمر سربازي[20] می­نویسد:


و اگر هم عقیده داشته باشد که فلان بزرگ و ولی که مرده است اگر خداوند متعال بخواهد به وسیله فرشته‌ها به او خبر دهد که فلان کس با مشکل مواجه است و گرفتاری دارد شما اجازه دارید که از دربار من درباره مشکل وی طلب گشایش کنید و او بدون اذن پروردگار نمی­تواند تصرف داشته باشد جایز است.[21]


وي در جاي دیگری می‌گوید:


بدانید اولاً نداء لغیرالله دو قسم است: نداء قریب و نزدیک، نداء بعید و دور و هر یکی از این دو بر شش قسم می‌باشند:


به قصد استعانت و استغاثه و استمداد با اعتقاد به اینکه آن غیرالله عالم و سامع و مشکل‌گشاست استقلالاً. پس ندا و صدا کردن هر مخلوقی با این عقیده شرک و کفر صریح است، اگرچه آن مخلوق پیغمبر و فرشته و اولیا و غیره باشد. مثلاً می‌گوید یا رسول‌الله یا جبرئیل یا غوث و بر همین عقیده است.


به طور ورد و [از سر] وظیفه و نیت ثواب تکرار می­کند بدون اعتقاد به سامع و عالم بودن. این هم مکروه و لغو است.


محض تلذذ و محبت می­گوید نه به هدفی دیگر. این صورت نزد همه جایز است، البته برای عوام چون خوف ایهام فاسد دارد کراهیت و خوف اولویت دارد.


اگر به اراده اظهار تحسر و عرض حال می­گوید بدون کراهیت جایز است.


اگر رسانیدن آن را به منادی به وسیله فرشته اعتقاد کند گنجایش دارد.


اگر اعتقاد کند که خداوند کریم او را باخبر می­کند یا بر او کشف باذن‌الله می­شود برای عوام این صورت نیز مکروه است.[22]


دوم: اعتقاد به علم غيب غیرالله از ديگر مواردي است كه آن را شرک می­دانند.


رشيد ­احمد گنگوهي درباره نداي غيرالله مي­گويد: «اگر اعتقاد به علم غيب داشته باشد و نداي يا رسول‌الله نماید با اعتقاد اينكه از دور مي­شنود به خاطر علم آنها به غيب و مغيبات كفر است».[23]


كفايت‌الله دهلوي درباره يكي از مصاديق شرك مي­گويد:


شرك «در عِلم» يعني صفت علم را كه براي خداوند ثابت است، براي ديگران ثابت كردن و چنين پنداشتن كه فلان پيامبر يا امام يا شخص ديگر همانند خداوند، «عالم غيب» است. يا علم به تمام مسائل جزئي دارد، يا از تمام احوال ما آگاه است يا به مسائل حاضر و آينده علم و آگاهي دارد. تمام اين عقيده‌ها «شرك» است.[24]


با دقت در استدلال‌هايي كه آنها براي عدم جواز استعمال علم غیب بر غیرالله آورده‌اند دو نكته به دست مي‌آيد:


پيامبر به همه حوادث و اتفاقاتي كه رخ مي‌دهد علم ندارد لذا مي‌گويد:


ما بر زبان قائل و به قلب معتقد این مطلب هستیم که سیدنا رسول‌الله(ص) در علوم متعلقه بذات و صفات و تشریعات اعم از احکام عملی و حکم نظری و حقائق حقه و اسرار خفیه و غیر اینها عالم‌ترین همه مخلوقات است به نحوی که احدی از خلائق اعم از آنکه ملک مقربی باشد یا نبی مرسل به نزدیک میدان قرب و ایوان بارگاهش نخواهد رسید و یقیناً علوم اولین و آخرین به آن حضرت(ص) اعطا شده است و فضل الاهی بر آن حضرت(ص) بسیار عظیم است. اما این بدان معنا نیست که آن حضرت(ص) را به جزئیات هر یک از واقعات و حوادثی که در هر لحظه از زمانش پیش آمده‌اند به نحوی علم و اطلاع حاصل باشد که اگر بعضی از وقایع از مشاهده شریفه آن حضرت(ص) پنهان شود به وسعت علمی و اعلمیت و برتری معارف آن حضرت(ص) بر همه مردم نقص و لطمه وارد کند.[25]


اما با این حال عدم اطلاع را بالجمله و در همه زمان‌ها قبول ندارند و مطالبی که ذیل مسئله حاضر و ناظر بیان شد همین مطلب را می­رساند.


ديوبنديه منكر اطلاع از غيب نيستند. زيرا آيه 26 و 27 سوره جن[26] تصريح بر اطلاع از غيب دارد، بلكه آنها استعمال كلمه علم غيب را مختص خداوند مي‌دانند و استعمال آن را براي غيرخداوند جايز نمي‌دانند.


محمد شفيع عثماني در تعريف علم غيب مي‌گويد:


علم غيب عبارت است از علمي كه بدون واسطه و بدون سبب طبيعي از اسباب، حصولش براي شخص حاصل شود و زماني كه از درب علم چيزي براي انبيا به وسيله وحي و براي اوليا به الهام و براي منجمين و مثل آنها به حساب‌ها و اسباب طبيعي حاصل شود پس آن از اخبار غيب است نه علم غيب.[27]


محمد عمر سربازی نیز در تعريف علم غیب چنین مي‌گويد:


علم غيب آن است كه از وسایل عادي و اسباب و وسایط مادي عاري و خود به خود باشد. هر علم كه متعلق به وسایل و وسایط باشد برابر است كه وسایل حسي و ظاهري باشد يا معنوي و باطني مثل حواس، علامات و تجربات و عقل و وحي و كشف و الهام آن علم غيب نيست و گفته نمي‌شود.[28]


گرچه ديوبنديه از به كار بردن لفظ علم غيب براي غيرخداوند ابا دارد و آن را حرام می­داند اما اشرف‌علي تهانوي درباره نسبت بين كشف و علم غيب چنين مي‌گويد:


غيب به دو معنا است: حقيقي و اضافي؛ پس غيب حقيقي چيزي است كه راهي براي معرفتش نيست و او مختص خداوند تعالي است و حصولش براي عبد شرعاً و عقلاً محال است و اما غيب اضافي علمی است که بعضي به طريق يا وسيله‌اي اطلاع مي‌يابند، در حالي كه از بعضي افراد ديگر مخفي است و اين نوع علم براي عبد به وسيله اعلام از جانب خداوند حاصل مي‌شود. پس غيب به معناي اول با كشف در تباين است و بين آن دو نسبت به معناي دوم تباين نيست.[29]


سوم: ديگر مسئله‌ای كه بعضي از علماي ديوبند شرك مي‌دانند عبارت است از خواست امري از غيرالله كه در حيطه قدرت الاهي است. بنابراين استعانت از غيرالله را شرك مي‌دانند.


كفايت‌الله دهلوي در اين باره مي‌گويد:


شرك «در قُدرَت» يعني صفت قدرت را كه براي خداوند ثابت است، براي ديگران ثابت كردن. مانند اينكه: معتقد بود كه در قدرت و توان فلان پيامبر، ولي، شهيد، امام و غيره فرود آوردن باران يا شفا دادن يا فرزند دادن، يا ميراندن هست، يا مي‌توانند نوعي نفع و ضرر به مخلوقات برسانند، همه اينها شرك است.[30]


سخنی که در اینجا مطرح است این است که آیا هر نوع استعانتی را شرک می­دانند یا استعانتی که با اعتقاد به استقلال ولی باشد. بعضی از ديوبنديه قائل به تفصیل شده‌اند.


شيخ الهند محمود الحسن ديوبندي (متوفی 1339­ ه.ق.) در كتاب تفسير كابلي، كه به نگارش شبير احمد عثماني (متوفی 1366 ه.ق.)[31] و ترجمه هيئتي از علماي افغانستان نوشته شده، ذيل آيه «اياك نعبد و اياك نستعين» مي‌گويد:


از اين آيه كريمه برمي‌آيد كه استمداد جز از حضرت احديت از ديگري جايز نيست، اما كسي كه يكي از بندگان مقرب الاهي را غيرمستقل داند، محض واسطه رحمت الاهي پندارد، خاص به صورت ظاهري (غيرحقيقي) از وي استعانت كند باكي نيست. زيرا اين‌گونه استمداد نيز در حقيقت همان استعانتي است كه از بارگاه احديت مي‌شود.[32]


مولانا حمدالله الداجوي در كتاب البصائر مي‌گويد:


و حاصل اينكه فرق است بين استعانت از شيء و بين استعانت به وسيله شيء و اگر توسل منافات با (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) داشته باشد كمااينكه منكران گفته‌اند، در اين صورت فرقي بين زنده و مرده نيست و حال آنكه توسل به زنده را كسي انكار نكرده است.[33]


مولوی محمد عمر سربازي ديدگاه تعدادي از بزرگان اهل سنت را چنين بيان مي‌كند:


استعانت و استمداد نزد محققين دو قسم است: يكي بنا بر نظر بر كارخانه اسباب و حكمت باري‌تعالي در بعضي امور استمداد مخلوقي از مخلوقي ديگر مجاز مي‌باشد؛ مثلاً بيماري براي معالجه خود به دكتر مراجعه كرده و از او براي معالجه خود دارو مي­گيرد، يا مظلوم از دادگاه بر ضد ظالم داوري می‌جويد، يا آقا از غلام خود و استاد از شاگرد و غيره در كارهاي جزئي و دنيوي كمك مي‌گيرند. يا از اوليای زنده به دعا استمداد مي‌كنند كه حضرت باري عز اسمه برايم اين دعا كنيد. اين نوع استمداد از همه جايز است و كسي آن را منكر نيست.


دوم؛ اين است كه در اموري كه مستقلاً با ذات باري عز اسمه مخصوص‌اند مثلاً دادن اولاد و نزول باران، دور كردن و شفا دادن مريض طولاني كردن عمر و غيره؛ اگر در اين امور مستقلاً از غيرالله استمداد و استعانت كند بدون التماس دعا، اين استمداد حرام و كفر است.


البته اگر او را مظهر عون خداوند قرار داده و التفات محض به جانب حق است و نظر به كارخانه اسباب و حكمت او تعالي در آن نموده به غير استعانت ظاهر نمايد دور از عرفان نخواهد بود و در شرع نيز جايز است و انبيا و اوليا اين نوع استعانت از غير كرده‌اند و در حقيقت اين استعانت به غير نيست، بلكه به حضرت حق است لاغير.[34]


در کتاب امداد الفتاوي شخصی می‌پرسد ندای غیرالله مثل شیخ عبدالقادر در چه صورتی جایز است. اشرف‌علی تهانوی (متوفی 1362 ه.ق.) در پاسخ می­گوید: «اگر نظر بنده به حضرت حق باشد و آن را محض واسطه قرار دهد و مقصود خدا خواهد بود».[35]


محمد عبيدالله الاسعدي القاسمي[36] صاحب كتاب دار العلوم ديوبند[37] در بحث (الاستعانة بالارواح و الاستعانة بالموتي من الصلحاء و الاولياء) بعد از بيان كلامي از رشيد­ احمد گنگوهي و اشرف‌علي تهانوي در باب تفصيل مسئله استعانه به ارواح موتي مي­گويد:


درباره آنچه بعداً مي­آيد؛ نص آن چيزي است كه علمای دارالعلوم در اين مسئله از گذشته نوشته‌اند و آن ردي است بر اعتراضاتي كه بر الفوائد التفسيريه شيخ محمود الحسن ديوبندي و شيخ شبير احمد عثماني وارد كرده‌اند، در حالي كه اين تفسير از مصادر بيان معتقدات و مذهب علمای ديوبند است.


وي مي‌گويد:


اما مسئله استعانت به غيرالله پس داراي اهميت است و همچنين براي آن انواع متعدد است، از انواع آن چيزي است كه حرام و شرك است و از آنها چيزي است كه در سايه كتاب و سنت جايز است و لذا اقدام به تفصیل مي‌كنم تا آنچه مفسر علامه و غيرش از علماي ديوبند اختيار كرده‌اند روشن گردد.


انواع استعانت و احكام آن


از آن چيزهايي كه در باب استعانت بغيرالله مخفي نيست به اينكه او را مختار مستقل و قادر بالذات بداند كه آن جايز نيست بلاشك و بدون اختلاف در آن، بلكه او نزد همه شرك است.


كسي كه اعتقاد نداشته باشد كه غيرالله قادر بالذات است و لكن گمان كند كه آن موهبت اعطاشده از جانب خداوند است كه از لحاظ علمي و قدرت در جميع اموري كه بخواهد تصرف كند پس استعانت بغيرالله به اين گمان حرام و شرك است بلاخلاف.


كسي كه غيرالله را مستقل بالذات و بالعرض نداند ولي با آن معامله مستقل بالذات كند كمااينكه موقع استعانت بر او سجده كند يا به اسمش نذر كند پس آن حرام و شرك عملي است بدون شك.


استعانت به اشيا كه توهم كند كه آن اشيا مستقل و قادر بالذات‌اند، مثل استعانت به ارواح يا به روح فلكيه و عنصريه. پس اين نوع حرام و شرك است.


كسي كه هميشه توكل بر خداوند عزوجل مي‌كند و گمان مي‌كند غيرالله سبب و مظهري از مظاهر عون خداوند است و استعانت به غيرالله مي‌كند در امور عاديه مثل كمك گرفتن از مريض براي دفع مرض يا استعانت در امور شرعيه مثل كمك گرفتن در حاجات ديني و دنيوي به مرد صالح مخلص مقبول نزد خداوند پس اين استعانت جايز و مشروع است. زيرا آن معناي استعانت به خداوند عزوجل است و غيرالله فقط سبب و وسيله براي اوست و از اياك نستعين فهميده مي‌شود كه استعانت به غير خداوند درست نيست، با اينكه در آيات و احاديث به همكاري بين همديگر بيان شده است. پس براي دفع آنچه به ظاهر در تعارض است مفسر علامه نوع پنجم را نقل كرده است.


و در ادامه آيات[38] و احاديثي[39] كه امر به استعانت شده را بيان مي­كند و می­گوید: «پس به اين احاديثي كه ذكر شد روشن مي­شود كه استعانت بغيرالله در امور عاديه و شرعيه ثابت و واضح است. پس سزاوار نيست كه در تعليق مفسر علام و تفسيرش شك شود».[40]


دلایل جواز ندای غیرالله از دیدگاه علمای دیوبندیه


همان‌طور كه بيان شد، از كلام علماي ديوبنديه فهميده مي‌شود كه نداي غيرالله در صورتي شرك است كه شخص در ضمن ندا معتقد به یکی از مصادیق شرك باشد كه به مهم‌ترين مصاديق شرک از ديدگاه بزرگان ديوبند اشاره شد.


اثبات حیات ویژه برزخی


ديوبنديه براي اثبات جواز توسل به ارواح اوليا،‌ به وي‍ژه پيامبر اسلام(ص)، ابتدا حيات ویژه برزخی برای پيامبر(ص) و شهدا ثابت کردند و كتب زيادي در تأييد حيات وي‍ژه برزخي در رد مماتي‌ها[41] تأليف کرده‌اند كه به تعدادي از آنها اشاره مي­شود.


آب حيات، تأليف محمدقاسم نانوتوي (متوفی 1267 ه.ق.)


نشر الطيب في ذكر الحبيب، تأليف اشرف‌علي تهانوي (متوفی 1362 ه.ق.)


المهند علي المفند، تأليف خليل احمد سهارنپوري (متوفی 1346 ه.ق.)


عقائد اهل السنة و الجماعة، تأليف عبدالشكور ترمذي


مقام حیات، تأليف علامه خالد محمود


البصائر لمنكري التوسل تأليف مولانا حمدالله الداجوي (اين كتاب را در رد اشاعة التوحيد نوشته است).


عقائد علماء الديوبند مع حياة النبي، تأليف مولانا عاشق الاهی


تسكين الصدور تأليف مولانا محمد سرفرازخان صفدر


تسکين الازکيا في حيات الانبيا(علیهم السلام)، تأليف مولانا محمود عالم صفدر اوکاڑوی


حيات النبي صلي الله عليه و سلم، تأليف مولانا الله یار­خان


حیات الانبیا اکرام(علیهم السلام) اور قائدین امت، تأليف مولانا نورالله رشیدی در اين كتاب نام 70 كتاب از علماي ديوبند که در رد مماتيت نوشته‌اند اشاره مي­شود.[42]


بیان سخنان همه آنها درباره حیات برزخی امکان‌پذیر نیست. فقط به یک نمونه اشاره می­شود. خليل­احمد سهارنپوري[43] (متوفی 1346 ه.ق.) در كتاب المهند علي المفند، كه مورد تأييد جمع زيادي از ديوبنديه و غيرديوبند است، در بیان دیدگاه دیوبندیه چنين مي‌گويد:


به عقيده ما و مشايخ ما آن حضرت صلي الله عليه وسلم در مرقدش زنده است و حياتش مشابه حيات دنيوي است بدون آنكه مكلف باشد و اين نوع حيات مخصوص به آن حضرت و تمام انبيا(علیهم السلام) و شهدا باشد و از نوع حيات برزخي كه تمام مؤمنين بلكه همه مردمان دارند نيست.[44]


سماع موتی ­­(شنیدن کلام زندگان) از جمله­ مسائلي است كه در خصوص حيات برزخي مورد تأكيد ديوبنديه قرار گرفته است و براي اثبات آن از آيات و روايات استفاده مي­كنند.


بعضی از اهل سنت سماع موتی را انکار می­کنند و علت این امر را در سوء استفاده عوام بیان می­کنند. اين تفكر مورد اعتراض محمدقاسم نانوتوي[45] مؤسس ديوبند قرار گرفت. وي چنين بيان مي­كند:


اقتضاي نصوص شرعي اعتقاد به سماع موتي است و اگر بخواهيم بنا بر مصلحت آن را انكار كنيم به نظر بنده اين مصداق شيوه يهود قرار مي‌گيرد كه در قرآن مذمت شده است، چنان‌كه مي‌فرمايد: (وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ)[46] و حق را به باطل در نياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد.[47]


از اين سخنان فهميده مي­شود كه بسياري از علماي ديوبند براي اوليای الاهي و دست‌کم براي پيامبر اسلام حيات ویژه برزخي قائل هستند.


دلايل علماي ديوبنديه بر جواز نداي غيرالله از کتاب و سنت


علماي ديوبند براي جواز نداي غيرالله دلايلي از آيات و روايات بيان مي‌كنند كه به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌شود:


آيه «و لو انهم اذ ظلموا»


يكي از مهم‌ترين آياتي كه بر جواز نداي غيرالله از صحابه تا به حال بيان كرده‌اند آيه 64 سوره نساء است: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً)؛ اگر مسلمانان به خود ظلم کردند و پيش تو آمدند و از خداوند طلب بخشایش کردند و رسول خدا نيز براى آنها از خداوند طلب بخشایش کرد خداوند را توبه‌پذير و بخشنده مى‏يابند.


ظفر احمد عثماني تهانوي[48] ذيل حديث ابوايوب انصاري[49] مي‌گويد:


موضع استدلال از آن حدیث كلام ابي‌ايوب انصاري است كه گفت «جئت رسول الله و لم آت الحجر»؛ نزد رسول‌الله آمدم و نزد سنگ نيامده‌ام. و اين كلام را حديث «من زارني بعد وفاتي فكانما زارني في حياتي» تأیيد مي‌كند، با اين حديث ثابت مي‌شود قول خداوند (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا...) كه بعد وفاتش نيز باقي است و زماني كه كسي نزد قبرش بيايد مثل كسي است كه نزد خود پيامبر(ص) آمده پس كدام مؤمن راضي مي‌شود در حالي كه قدرت دارد نزد پيامبر(ص) نيايد ولو به از دست دادن جان و روح؟ چه كسي براي آمدن نزد پيامبر(ص) بار سفر نمي‌بندد در حالي كه مي‌داند پيامبر(ص) در قبرش زنده است و كسي كه نزد قبرش آمده به تحقيق نزد پيامبر(ص) آمد.[50]


ظفر احمد عثمانی و مفتی رشيد احمد لدهيانوي[51] می­گویند:


قائلین می­گویند که طلب مغفرت از پیامبر(ص) در حالی که از دنیا رفته است مستحب است به قول خداوند (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ) و وجه استدلال به این آیه به این صورت است که او(ص) بعد مردنش درون قبرش زنده است همان‌طور که در حدیث «الانبیاء احیاء فی قبورهم» بیان شده است و بیهقی این حدیث را تصحیح کرده است. پس حکم آیه بعد وفاتش نیز باقی است. پس بر کسی که بر نفسش ظلم کرده است سزاوار است قبرش را زیارت کند و نزد او طلب استغفار از خدا کند و پس حضرت رسول بر او استغفار می‌کند.[52]


علامه خالد محمود در كتاب مقام حيات[53] می‌گوید­:


اگر كسي قصد زيارت نبي كريم(ص) را دارد بايد زياد درود بفرستد. چون پيامبر(ص) می­شنود پس حضرت مرده نيست و حضور در مقابل ضريح حضور نزد پيامبر(ص) است و اگر به اين فكر خدمت حضرت برويم كه ايشان براي ما طلب مغفرت و دعا كند جايز است و اين مصداق آيه (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا...) مي‌باشد.[54]


وي از محمدقاسم نانوتوي در كتاب آب حيات (ص40) و اشرف‌علي تهانوي در كتاب نشر الطيب (ص 219) نام مي‌برد كه معتقدند اين آيه مختص به زنده بودن پيامبر(ص) نيست.[55]


مفتی رضا الحق­[56] در كتاب فتاوي خود به نقل از كوثري مي‌گويد تخصيص قول (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ...) به قبل از مردن، كمااينكه گفته شده است، تخصيص بدون حجت و از روي هوي است.[57]


محمد زكريا كاندهلوي[58] حدیث عتبی را نقل می­کند که این حدیث شاهدی است بر اینکه در عصر صحابه بعد از رحلت پیامبر از آیه مذکور استفاده می­کردند و آن چنین است:


محمد بن‌عبیدالله بن‌عمر العتبی می­گوید: من مدینه رفتم و به زیارت قبر مبارک شتافتم و بعد از عرض سلام در گوشه‌ای همان جا نشستم که ناگهان شترسواری را دیدم در لباس بدوی، بالای قبر مبارک آمد و عرض کرد ای بهترین پیامبران! خداوند بر تو قرآن نازل فرمود: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ...). چون مردم بر خود ظلم روا دارند بیایند خدمت شما و از خدای تعالی مغفرت طلبند و تو نیز برای آنان طلب مغفرت کنی. ضرورخداوند را قبول‌کننده توبه‌ها و مهربان خواهند یافت ... ­ای رسول خدا من خدمت شما رسیده­ام و از خدای ­تعالی برای گناهانم طلب مغفرت می­کنم و از شما طلب شفاعت.[59]


خالد محمود ذیل «اعتقاد حضرت علي7 به حيات پيامبر(ص) در قبر» اين حديث را بيان كرده است.


على بن‌أبى‌طالب(ع) بیان كرده است: سه روز از مراسم تدفين پيامبر اكرم(ص) گذشته بود. فردى اعرابى نزد ما آمد، خودش را روى قبر پيامبر اكرم(ص) انداخت و از خاك قبر بر سر خود مى‏ريخت و مى‏گفت: يا رسول‌الله! شما (در دوران رسالتت) مطالبى ‏فرمودى و ما هم سخنان شما را شنيديم و همان‌گونه كه تو از خداوند فرامين و دستورهای دينى را اخذ کردى ما نيز اين فرامين و دستورهای دينى را از تو فرا گرفتيم. يكى از آياتى كه خداوند بر تو نازل فرمود اين بود: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ...). حال اى رسول خدا! من به نفسم ظلم كرده­ام و به درگاه شما آمده‌ام كه براى من از خداوند طلب بخشایش كنيد.[60]


مفتي محمد انور اوكاروي[61] نیز این روایت را در قسمت اثبات وسیله به ذات نقل می­کند.[62]


حديث استسقاء


از مهم‌ترين احاديثي است كه علماي ديوبنديه از آن استفاده مي‌كنند و چنین است:


ابوبكر بيهقي گفت: خبر نمود ما را ابونصر بن‌قتاده[63] و ابوبكر فارسي[64] گفتند: بيان كرد ابوعمر بن‌مطر[65] خبر نمود إبراهيم بن‌علي الذهلي[66] خبر نمود يحيى بن‌يحيى[67] خبر نمود ابومعاويه[68] از اعمش[69] از أَبي صالِح[70] از مالك[71] گفت:[72] در زمان عمر، مردم دچار خشك‌سالي شدند. مردي كنار قبر پيامبر(ص) آمد و گفت: اي رسول خدا مردم نابود شدند، از خداوند براي امّتت طلب باران كن. رسول خدا(ص) در عالم خواب به آن مرد فرمود: نزد عمر برو و از جانب من به او سلام برسان و بگو به ‏زودي باران خواهد آمد و سيراب خواهيد شد و بگو كيسه سخاوت را گسترده ساز. آن مرد ماجراي خوابش را براي عمر نقل كرد. قطرات اشك از چشمان عمر جاري شد و گفت: خداوندا، كوشش و جديّت كردم، ولي هميشه ناتوان و عاجز بودم.


خالد محمود در كتاب مقام حيات در صفحه 575 اين حديث را از علمای اهل سنت با سند صحیح نقل می­کند.


عبيدالله الاسعدي القاسمي در كتاب دار العلوم ديوبند مي­گويد: «در اخبار آمده كه مردي كنار قبر پيغمبر(ص) آمد پس گفت: «يا رسول الله استسق لامتك» و سندش صحیح است».


البته وي در ادامه مي­گويد: «توسعه دادن در آن به طوري كه مردم اجازه در استعمال آن داشته باشند را خالی از منع نمی‌داند. زيرا مستلزم فساد در عقيده و ايمان عوام مي‌شود».[73]


مفتي محمد انور اوكاروي مي­گويد: «از اين حديث براي اثبات وسيله به ذات استفاده مي‌كند».[74]


مولانا سرفرازخان صفدر،[75] از ديگر بزرگان ديوبند، بعد از بیان حدیث از کتب اهل سنت و بررسی سندی اشکالاتی را که یکی از منکران توسل در کتاب اقامة البرهان بیان کرده، پاسخ می­دهد که خلاصه آن بیان می­شود.


مؤلف اقامة البرهان می­گوید: «این شخص (که متوسل به پیامبر شده است) شخصی اعرابی و جاهل بوده نه اسمش معلوم است و نه حالش معلوم». سرفرازخان در پاسخ می­گوید: «این شخص مجهول‌الحال نیست و بلکه صحابی جلیل‌القدر بلال بن‌حارث المزئی (متوفی 60 ه.ق.) بوده است و شما مکرر به او نسبت جنگلی می­دهید و او را مسخره می­کنید!».


اشکال دیگر این است که این مسئله یک خواب بوده است و خواب غیرنبی مادامی که مؤید به اجماع نباشد حجت نیست. اگر این واقعه درست بود علمای ما می­گفتند در حالی که نگفته‌اند.


در پاسخ می­گوید: شما می­گویید این خواب بوده و حجت نیست ولی این خوابی بوده که حضرت عمر تأیید کرده است و حدیث داریم که «علیکم به سنتی و سنت خلفاء راشدین». بنابراین از این عمل استحباب یا لااقل جواز فهمیده می­شود و دیگر اینکه وقتی حضرت عمر این واقعه را به دیگر صحابه گفت آنها گفتند: «صدق بلال».[76] لذا این واقعه را تعبیر به خواب یا داستان اعرابی و جنگلی بودن و صحابی مشهور را مجهول‌الحال گفتن خلاف دین و تمسخر دین است و پیروی از صحابه باعث نجات است. حتی مؤلف اقامة البرهان می‌نویسد: پیروی از آثار صحابه وظیفه دینی ماست و پیروی نکردن موجب گمراهی است.


حقیقت این واقعه از فتاوای علما ظاهر می­شود و گفته‌اند نزد مقبره پیامبر طلب مغفرت و طلب شفاعت اشکالی ندارد و میلیون‌ها مسلمان بر این عمل کرده‌اند.


مؤلف اقامة البرهان می­گوید: طلب شفاعت در کنار قبر پیغمبر خلاف اجماع و بدعت سیئه است «و ماذا بعد الحق الا الضلال».


سرفرازخان در پاسخ می­گوید: «شما سخن از اجماع بر خلاف می­کنید، در حالی که در این قضیه هم یکی از صحابه اعتراض نکرده است. آیا همه برخلاف مسلک اهل سنت بوده‌اند؟ آیا همه مرتکب بدعت سیئه شده‌اند و مروج آن بوده‌اند؟ آیا همه­ آنها مصداق «فماذا بعد الحق الا الضلال» بوده‌اند».


مؤلف اقامة البرهان نظر ابن‌تیمیه، علامه عبدالهادی، علامه آلوسی و شاه‌اسماعیل را دیده و خیال کرده اجماع بر عدم جواز داریم.[77]


روايت عثمان بن‌حنيف


از رواياتي است كه بعضي از بزرگان ديوبند آن را ذكر كرده‌اند:


أَبُو عَمْرٍو،[78] از الْحَسَنُ،[79] از أَحْمَدُ بن‌عِيسَى،[80] از ابْنِ وَهْبٍ،[81] أَخْبَرَنِي أَبُو سَعِيدٍ وَاسْمُش شَبِيبُ بن‌سَعِيدٍ از أَهْلِ الْبَصْرَةِ،[82] از أَبِي جَعْفَرٍ الْمَدِينِيِّ،[83] از أَبِي أُمَامَةَ بن‌سَهْلِ بن‌حُنَيْفٍ،[84] از عمويش عُثْمَانَ بن‌حُنَيْفٍ[85] نقل مي‌كند:


مردي به جهت رفع گرفتاري نزد عثمان خليفه سوم رفت و آمد مى‏كرد، ولي عثمان به وي توجّه نمى‏كرد. به عثمان بن‌حنيف گلايه كرد. عثمان بن‌حنيف به وي گفت: وضو بگير و به مسجد برو. پس از خواندن نماز به رسول اكرم(ص) متوسّل شو و بگو: خدايا، حاجت خود را از تو مى‏خواهم و به وسيله پيامبرت به تو رو آورده‏‌ام. اي محمّد من به وسيله تو به خدا رو آورده‏ام تا حاجتم برآورده شود. آنگاه حاجت خود را ذكر كن.


به توصيه عثمان بن‌حنيف عمل کرد و به طرف منزل عثمان بن‌عفّان حركت كرد. وقتي چشم دربان عثمان به وي افتاد، او را با احترام نزد عثمان برد و عثمان او را نزد خود نشاند و مشكلش را برطرف کرد و حاجتش را روا ساخت. از نزد عثمان بن‌عفّان بيرون آمد و نزد عثمان بن‌حنيف رفت و داستان را براي او نقل و از وي تشكّر كرد. عثمان بن‌حنيف گفت: به خدا سوگند، اين توسّل را از پيش خود نگفتم؛ بلكه نزد پيامبر گرامي(ص) بودم كه نابينايي آمد و از حضرت تقاضاي دعا کرد. رسول خدا(ص) اين توسّل را به او آموخت، مرد نابينا به بركت اين توسّل شفا يافت و بينا گرديد.[86]


اشرف‌‌ علي تهانوي،[87] در پاسخ به کسانی که حدیث توسل عمر به عباس عموی پیغمبر(ص) را دلیل بر عدم جواز به میت می­دانند، حدیث بالا را دلیل بر جواز توسل بعد از وفات حضرت بیان می­کند.[88] وي در كتاب دیگرش بعد از بيان این حديث مي­گويد: «اين دليل بر جواز توسل بعد از رحلت رسول است»؛ و علت منع توسل را چنين بيان مي­كند كه: «ما براي اين مردم را منع کردیم كه تا زمان سلف مردم خوش‌عقيده بودند و مي‌دانستند كه حاجت‌روا خداست و پيامبر(ص) نيست ولي بعداً مردم غلو كردند و از اين بابت است كه مردم عوام و خواص را از توسل منع مي‌كنيم».[89]


مفتي محمد انور اوكاروي براي اثبات توسل به ذات این حدیث را بيان مي‌كند:[90]


عبيدالله الاسعدي القاسمي مي‌گويد: بدان حديث شخص كور مشهور است در مسئله توسل كه آن را امام ترمذي و غيره بيان كرده است. لفظ خطاب و نداء بر پيامبر(ص) در حال دعا با خدا آمده است. در آن هنگام پيامبر(ص) مخاطبش نبوده. پس اين دلالت و ارشاد بر جواز في‌الجمله مي‌كند؛ يعني جواز استعمال لفظ خطاب حال غيبت مخاطب از متكلم؛ خواه آن زنده باشد و دور از او يا مرده باشد.[91]


مولوي محمد عمر سربازي در كتاب توسل و نداي غيرالله (ص31) این حدیث را بیان می­کند و در ادامه می‌گوید: «­از این روایت توسل به ذوات و اشخاص بعدالوفات هم ثابت شد».


در تحقیق و تصحیح کتاب احسن المقصود، که زیر نظر مولوي محمد يوسف حسين‌پور، از علمای اهل سنت بلوچستان نوشته شده، در تأیید توسل جستن به پیامبر(ص) بعد از وفات ایشان این حدیث را بیان می­کند.[92]


سيره و كلام علماي اهل سنت بر جواز آن


زيارت‌نامه پيامبر


رشید ­احمد گنگوهی در كتاب زبدة المناسک می­نویسد: سپس با توسل به رسول خدا(ص) دعا کند و بر خود شفاعت، طلب نمايد و بگويد: «يا رسول الله! اسئلک الشفاعه و اتوسل بک الی الله في ان أموت مسلما علی ملتک و سنتک»؛ اي پيامبر خدا! من از تو شفاعت مي­طلبم و تو را به بارگاه خدا وسيله قرار مي­دهم در اين امر که من در حال مسلماني بر دين و سنت تو بميرم.[93]


(و اگر کسان دیگری برای عرض سلام توصیه کرده‌اند (مترجم)) و می­خواهد از طرف آنها سلام عرض کند بدین نحو عرض کند: «السلام علیک یا رسول الله من فلان بن‌فلان یستشفع بک الی ربک»؛ سلام بر تو ای رسول خدا، از طرف فلان فرزند فلان و او شفاعت می­طلبد به وسیله تو به سوی پروردگارت.[94]


در ادامه هنگام خطاب به خلیفه اول و دوم چنین می­نویسد: «جئنا کما نتوسل بکما الی رسول الله صلی الله علیه و سلم لیشفع لنا و یدعولنا ربنا»؛ ما خدمت شما آمده‌ایم متوسل می­شویم به شما به سوی رسول خدا صلی الله علیه و سلم تا برای ما شفاعت فرماید و دعا کند برای ما به بارگاه پرودگار ما.[95]


مفتي عبدالرحيم لاجپوري­، صاحب كتاب فتاوي رحيميه، مسئله طلب شفاعت در كنار قبر پيامبر را جايز و از جمله آداب آن مي‌داند.[96]


مفتی محمد زکریا می­گوید: بعضی از علما گفته‌اند که بعد از سلام جداگانه دوباره در وسط ایستاده جمعاً بر هر دو سلام مجدد گوید و کلمات آن در زبده بدین گونه آمده است: ... ما آمده‌ایم تا شما را وسیله کنیم به پیشگاه رسول‌الله(ص) تا برای ما شفاعت کند به پیشگاه پروردگار ما و دعا کند تا ما را بر دین و سنت ایشان زنده نگاه داشته و ما و همه مسلمین را در جمع حزب ایشان محشور فرماید.[97]


عبدالشكور ترمذي[98] در كتاب عقائد اهل السنة و الجماعة كه به تأیيد 36 تن از بزرگان ديوبند رسيده است[99] چنين بيان مي‌كند: کنار قبر مطهر رسول اکرم صلي الله عليه و سلم حاضر شدن، درخواست شفاعت کردن و گفتن اين جمله جايز است که: اي حضرت، براي بخشوده شدن من شفاعت فرما.[100]


حسين احمد مدني در شعري خطاب به پيامبر(ص) چنين مي‌گويد:


اي بهار باغ رضوان كوئي تو
سجده‌ريزان آمده سويت حبيب
 
    

 
    

بلبل سدره اسير موئي تو
اي هزاران كعبه در ابروئي تو
 


 


و در ادامه به زبان اردو شعر مي‌سرايد كه معناي آن چنين است: اگر با دل خسته هم به ما نظر كني اي حبيب دواي دل دردمندان خواهي بود.[101]


مفتی محمد زکریا در کتاب فضائل اعمال شعری از عبدالرحمن جامی در باب توسل نقل می­کند:


ز مهجوري برآمد جان عالم        ترحم يا نبي الله ترحم[102]


مولانا حمدالله الداجوی می­­گوید: «جواز توسل امري ثابت در زمان ائمه مجتهدين بوده است. پس فعل امام شافعي دليل ظاهر بر جواز توسل به اوليای مدفون در قبر است».[103]


مفتي محمدشفیع عثمانی[104] از علمای دیوبند درباره توسل به دعای اولیا می‌گوید: «همچنین طلب دعا از نبی یا ولی جهت هدایت به راه راست که توسل به اسباب غیرمادی است در اشاره قرآن و روایات حدیث آشکار بوده و جایز می­باشد. این نوع مدد نیز در ردیف امدادهایی که مختص خدا بوده و خواستن آن از دیگران شرک است قرار ندارد».[105]


پاسخ به شبهات


يكي از شبهاتي كه از جانب منكران توسل مطرح مي‌شود اين است كه اگر توسل به پيامبر(ص) بعد از وفات جايز بود عمر متوسل به پيامبر(ص) مي‌شد و اينكه متوسل به پيامبر(ص) نشد و متوسل به عباس عموی پیامبر شده معلوم مي­شود كه توسل به پیامبر جايز نيست.


اشرف علی تهانوي بعد از بيان حديث مي‌گويد: «از اين حديث عدم جواز توسل به ميت مطلقاً فهميده نمي‌شود و به تحقيق از عمل صحابه تعظيم توسل به پيامبر(ص) فهميده مي­شود و قصه اعمي در اين زمينه مشهور است».[106]


در ذيل حديث توسل عمر به عباس مي­گويد: از اين واضح مي‌شود كه به غيرنبي هم مي‌توان توسل جست.[107]


مولانا حمدالله الداجوي از علماي مظاهر العلوم سهارنپور به اين اشكال توجه داشته است و در پاسخ چنين بيان مي­كند:


منكران جواز توسل به ذوات فاضله بعد از وفات به اينكه اگر توسل بعد از وفات جايز بود حتماً عمر رضي الله عنه به پيامبر(ص) توسل مي‌جست با اينكه به عباس رضي الله تعالي عنه توسل جست.


با نظم قياسي اين‌چنين مي­شود: توسل بعد وفات جايز نیست. زيرا اگر جايز بود عمر به احياء توسل نمي‌جست.


و تالي باطل است پس مقدم مثلش


به توفيق خداوند مي­گويم: اين استدلال عجيبي است. زيرا بين مقدم و تالي هيچ ملازمه‌اي نيست. پس قطعاً ملازمه‌اي بين بطلان تالي و بطلان مقدم نيست و توسل كما اينكه به زنده‌ها جايز است به اموات هم جايز است و عمر يكي از موارد جواز را انجام داده است و اين استدلال مثل كسي است كه استدلال به عدم جواز توسل به اعمال صالحه كند به این دليل كه اگر جايز بود عمر توسل به ذات نمي‌كرد و اين سفسطه ظاهري است.[108]


نتيجه


با توجه به مطالب و مستنداتي كه بيان شد معلوم مي­شود كه ديدگاه ديوبنديه نسبت به نداي غيرالله گرچه ديدگاهي سخت‌گيرانه است اما با شرايطي اين ديدگاه را قبول مي­كنند. ديوبنديه براي اثبات اصل جواز نداي غيرالله از آيات قرآن و روايات استفاده مي­كنند، اما با اين حال از ترويج اين تفكر در بين عوام مردم احتياط مي‌كنند و گاه به ظاهر انكار مي‌كنند. به نظر مي­رسد يكي از اموري كه موجب انكار نداي غيرالله از جانب بعضي از ديوبنديه متأخر شده همين امر است.


پاورقی


[1] دانشجوی كارشناسی ارشد کلام مؤسسه كلام اسلامی.


mbhnasab@gmail.com


[2] . ابن محمد، شمس الدين، جهود علماء الحنفية، ج1، ص51.


[3] . النعماني، محمد منظور، دعايات مكثفة ضد الشيخ محمد بن‌عبدالوهاب، ص17.


[4] . انعام (6): 108؛ اعراف (7): 194.


[5] . يونس (10): 18 و 66؛ نحل (16): 20.


[6] . محمود حسن بن‌ذوالفقار ديوبندي، معروف به شيخ الهند، از بهترين متأخران در فقه و اصول است. وی در 1268ه.ق. در بريلی چشم به جهان گشود و نخستين شاگرد دارالعلوم ديوبند است و در دارالعلوم ديوبند به تدريس پرداخت. وی در 1339ه.ق. از دنيا رفت (ارشد، عبدالرشيد، بزرگ‌مردان انديشه و تاريخ، ص50 و 72).


[7] . «أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا» (اسراء (17): 57).


[8] . ديوبندی، محمود حسن، تفسير كابلي، ج4، ص519.


[9] . كتاب تعليم الاسلام از كتب حوزه علميه اهل سنت استان سيستان و بلوچستان است.


[10] . محمد كفاية الله دهلوی يكی از بزرگان ديوبند است. وی در شهر شاه‌جهانپور (الهند) در 1292ه.ق. به دنيا آمد و در 1372 ه.ق. در دهلی از دنيا رفت.


[11] . گنگوهي، محمود حسن، فتاوي محموديه، ج1، ص363.


[12] . مجادله (58): 6.


[13] . حج (22): 75.


[14] نك.: شرف قادري، عبد الحكيم، عقائد اهل سنت و جماعة، ص261-326؛ حيدری‌نسب، محمدباقر، انديشه‌های سلفی‌گری در استان سيستان و بلوچستان، ص211-216.


[15] . رشيد احمد گنگوهی از بزرگان و بنيان‌گذاران مكتب ديوبند است. وی در 1244 ه.ق. در گنگوه هند به دنيا آمد. در وصف وی آمده كه: كان شديد الغيرة على الدين، لم يكن مثله في زمانه في الصدق والعفاف، والتفقه، والشهامة، والإقدام في المخاطر، والصلابة في الدين. كتاب من كبار علماء ديوبند، مدخل الشيخ الفقيه رشيد أحمد الكنكوهي.


[16] . البته احاديث عرضه اعمال می‌تواند شاهد ديگری بر اين مطلب باشد.


[17] . گنگوهی، رشيد احمد، فتاوی رشيديه، قسمت ايمان اور كفر كی مسائل، ص181 و 182.


[18] . حسين احمد فيض‌آبادی، مشهور به مدنی، محدث دانشمند در ۱۲۹۶ ه.ق. در هند متولد شد. مبادی علوم را در «ثانده» فرا گرفت. در سيزده سالگی به مدرسه دارالعلوم «ديوبند» رفت و شاگردی محمود حسن ديوبندی کرد. سپس با رشيد احمد گنگوهی بيعت کرد. در ۱۳۴۶ ه.ق. حسين احمد به سمت شيخ حديث و رياست استادان مدرسه ديوبند برگزيده شد و سرانجام در ۱۳۷۷ ه.ق. از دنيا رفت. سايت دانش‌نامه‌های انقلاب اسلامی و تاريخ ايران قسمت فرهنگ‌نامه علمای مجاهد daneshnameh.irdc.ir


[19] . مدنی، سيد حسين احمد، الشهاب الثاقب، ص244؛ و جمعی از نويسندگان، مجموعه مقالات کمسيون فقهی، کلامی، اجتماعی 1389، ص334 و 335.


[20] . محمد عمر ملازهی (سربازی) از بزرگان اهل سنت سيستان و بلوچستان است. وی بنيان‌گذار مدرسه منبع‌العلوم كوه ون سرباز است.


[21] . ملازهی (سربازی)، محمد عمر، مجالس قطب الارشاد، ص316.


[22] . همو، توسل و ندای غيرالله، ص23 و 24.


[23] . گنگوهی، رشيد ¬احمد، فتاوی رشيديه.


[24] . دهلوی، کفايت الله، تعليم الاسلام، ص162.


[25] . سهارنپوری، خليل احمد، عقائد اهل سنت و الجماعت در رد وهابيت و بدعت، ص111-119.


[26] . عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُول‏ (جن (72): 26 و 27).


[27] . معارف القرآن، ج7، ص54، به نقل از الاسعدی القاسمی، محمد عبيد الله، دار العلوم ديوبند، ص677.


[28] . ملازهی (سربازی)، محمد عمر، شمشير بران، ص63.


[29] . تهانوی، اشرف علی، امداد الفتاوی، ج5، كتاب السلوك، ص158.


[30] . دهلوی، كفايت الله، پيشين، ص161 و 162.


[31] . شبير احمد بن‌فضل الرحمن عثماني در 1305 در هند به دنيا آمد. وی از بزرگان ديوبند است و در 1936م. به عنوان رئيس المدرسين دار العلوم ديوبند انتخاب شد. تفسير عثماني و فتح الملهم از كتب معروف وی است (ارشد، عبدالرشيد، بزرگ‌مردان انديشه و تاريخ، ج1، ص133 و 136).


[32] . ديوبندی، محمود الحسن، پيشين، ج1، ص2، ترجمه از اردو به دری تحت نظر هيئتی از علمای افغانستان؛ تفسير عثمانی، ج1، ص49.


[33] . الداجوی، حمدالله، البصائر لمنكري التوسل باهل المقابر و يليه غوث العباد، ص146.


[34] . ملازهی (سربازی) محمد عمر، توسل و ندای غيرالله، ص41 و 42، به نقل از تفسير فتح العزيز، سوره فاتحه، ص8 (در تفسير فتح العزيز، سوره فاتحه، ص8 چنين بيان شده است: در اينجا بايد فهميد که استعانت از غير( (به وجهی که اعتماد بر آن غير باشد و او را مظهر عون الاهی نداند حرام است و اگر التفات محض جانب حق است و او را يکی از مظاهر عون دانسته و نظر به کارخانه اسباب و حکمت او تعالی در آن نموده به غير استعانت ظاهر نمايد دور از عرفان نخواهد بود و در شرع نيز جايز و رواست و انبيا و اوليا اين نوع استعانت از غير کرده‌اند و در حقيقت اين نوع، استعانت به غير نيست، بلکه به حضرت حق است لاغير. فتاوی عزيزی، ج1، ص34؛ ارشاد الطالبين، ص18؛ دهلوی، کفايت‌الله،كفايت المفتي، ج1، ص183-191.


[35] . نک.: تهانوی، اشرف علی، پيشين، ج5، ص154.


[36] . محمد عبيد الله الاسعدی القاسمی از علمای معاصر ديوبند و عضو هيئت تدريس جامعه عربيه هتوره پاكستان است. محمدتقی عثمانی نايب ریيس مجمع فقهی جده از وی با عنوان عالم جليل ياد می‌كند و مفتی دارالعلوم ديوبند، سعيد احمد البالنبوري، از وی به علامه محدث ياد كرده است. اسعدی القاسمی، محمد عبيدالله، دارالعلوم ديوبند، ص33-50.


[37] . اين كتاب يكی از مفصل‌ترين كتب درباره مكتب ديوبند است و ابوالحسن علي الحسني الندوي مسول دارالعلوم ندوة العلماء لكهنو و مفتی محمدتقی عثمانی و سعيد احمد البالنبوری مفتی دارالعلوم ديوبند بر اين كتاب مقدمه نوشته‌اند و از كتاب و صاحب كتاب تمجيد كرده‌اند.           


[38] . (وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ)،  بقره (2): 45.


[39] . عن قابوس بن‌مخارق عن أبيه قال: جاء رجل إلى النبي صلى اللّه عليه و سلم فقال: الرجل يأتينى فيريد مالى. قال: ذكره باللّه. قال: فإن لم يذكر. قال: فاستعن‏ عليه‏ من حولك من المسلمين. قال: فإن لم يكن حولى أحد من المسلمين قال: فاستعن عليه بالسلطان قال: فإن نأى السلطان عنى. قال: قاتل دون مالك. النسائي، أحمد بن‌شعيب، السنن الكبرى، ج3، ص450.


ربيعة بن‌كعب الأسلمي قال: كنت أبيت مع رسول الله صلى الله عليه و سلم فأتيته بوضوئه وحاجته فقال لي سل فقلت أسألك مرافقتك في الجنة قال أو غير ذلك؟ قلت هو ذاك قال فأعني على نفسك بكثرة السجود. النيسابوري، مسلم بن‌الحجاج، صحيح مسلم، ج1، ص353.


عَنْ مُصْعَبِ بن‌سَعْدٍ، قَالَ: رَأَى سَعْدٌ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، أَنَّ لَهُ فَضْلًا عَلَى مَنْ دُونَهُ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَلْ تُنْصَرُونَ وَتُرْزَقُونَ إِلَّا بِضُعَفَائِكُمْ». بخاري، محمد بن‌إسماعيل، صحيح بخاري، ج4، ص36.


[40] . الاسعدي القاسمي، محمد عبيدالله، پيشين، ص683-686.


[41] تعدادی از ديوبنديه و وهابيت که معتقدند پيامبر6 همچون بقيه اموات است و حيات وي‍ژه‌ای نسبت به بقيه اموات ندارد، نه می‌شنود و هيچ اطلاعی از عالم دنيا پيدا نمی‌کند. اين عده در بين ديوبنديه به مماتی معروف‌اند. مهم‌ترين گروه ديوبندی که اين تفکر را دارند به نام پنج پيری يا اشاعة التوحيد معروف هستند.


[42] . بخشی از کتب در سايت www.ahlehaq.org موجود است.


[43] . مولانا خليل احمد سهارنپوری است. وی در 1269 ه.ق. در نانوته متولد شد و در ديوبند و مظاهرالعلوم درس خواند و در 1308 مدرس دارالعلوم ديوبند شد. صاحب كتاب نزهة الخواطر در وصف وی می‌گويد: كان الشيخ خليل أحمد له الملكة القوية، والمشاركة الجيدة في الفقه والحديث، واليد الطولى في الجدل والخلاف، والرسوخ التام في علوم الدين. خليل احمد 1346 در مدينه به خاك سپرده شد (الحسني الطالبي، عبدالحي، نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر، ج8، ص1223).


[44] . سهارنپوری،خليل احمد، پيشين، ص88.


[45] . محمد قاسم نانوتوی بنيان‌گذار دارالعلوم ديوبند و از دانشمندان، متکلمان و نويسندگان مجاهد هند در تاريخ 1248 در «نانوته» (بخش سهارنپور اتارپرداش) ديده به جهان گشود. از وی با القابی چون الشيخ، الإمام، حجة الإسلام في الهند، العالم الكبير ياد كرده‌اند. محمدقاسم در 1267 ه.ق. در شهر ديوبند از دنيا رفت و همان‌جا به خاک سپرده شد (الحسني، الطالبي، عبدالحي، پيشين، ج7، ص1067 و كتاب من كبار علماء ديوبند، مدخل محمد قاسم نانوتوی).


[46] . بقره (2): 42.


[47] . گيلانی، سيد مناظر احسن، سيری در زندگی حضرت امام مولانا محمد قاسم نانوتوی، قسمت سماع موتی.


[48] ظفر احمد عثماني در 1310 ه.ق. در استان ديوبند به دنيا آمد. وی خواهرزاده اشرف علی تهانوی است. محمد يوسف بنوری درباره تأليف اعلان السنن می‌گويد: «و قد خدم الشيخ خدمة عظيمه للمذهب الحنفي بواسطة مؤلفه اعلان السنن هذه». بزرگان ديوبند از جمله شيخ الحديث عبدالحق، اشرف علی تهانوی، شيخ خليل احمد سهارنپوری، محمد الياس کاندهلوی، حسين احمد مدنی، محمد انورشاه کشميری و ... به شخصيت و علم ظفر احمد اعتراف کردند. سهارنپوری، خليل احمد، با تعليقه طالب الرحمن، عقائد علماء اهل السنة الديوبنديه، ص132.


[49] . الحاكم النيسابوری، المستدرك، كتاب الفتن والملاحم، رقم الحديث: (8571).


حدثنا: أبوالعباس محمد بن‌يعقوب، ثنا: العباس بن‌محمد بن‌حاتم الدوري، ثنا: أبو عامر عبدالملك بن‌عمر العقدي، ثنا: كثير بن‌زيد، عن داود بن‌أبي صالح، قال: أقبل مروان يوماً فوجد رجلاً واضعاً وجهه على القبر، فأخذ برقبته وقال: أتدري ما تصنع؟ قال: نعم، فأقبل عليه فإذا هو أبو أيوب الأنصاري;، فقال: جئت رسول الله (ص) ولم آت الحجر سمعت رسول الله6، يقول: لا تبكوا على الدين إذا وليه أهله، ولكن إبكوا عليه إذا وليه غير أهله، هذا حديث صحيح الإسناد، هذا حديث صحيح الإسناد، ولم يخرجاه. تعليق الذهبي في التلخيص: صحيح.


[50] . عثماني التهانوي، ظفر احمد، اعلان السنن، ج10، ص512.


[51] . وی از علمای شهر لدهيانه هند بودند و از علمای ديوبند است. وی را به علم، ذکاوت، تقوا، احوال باطنه و به اعمال کشف و کرامت و شجاعت می‌شناسند و سيد حسين احمد مدنی و محمد شفيع عثمانی از شاگران وی بودند. نک.: سهارنپوری، خليل احمد، با تعليقه طالب الرحمن، پيشين، ص143.


[52] . عثماني التهانوی، ظفر احمد، پیشين، ج10، ص498؛ احسن الفتاوی، ج14، ص551 به نقل از رشيدی، نورالله، حيات الانبياء اور قائدين امت، ص19.


[53] . قاری محمد طيب رئيس دارالعلوم ديوبند در مقدمه کتاب می‌نويسد: «درباره اين موضوع از ديد من کتابی بهتر از اين نوشته نشده است. تجزيه اين موضوع به صورت محققانه‌ترين روش نوشته شده است ... و هر زاويه اين مسئله را با بهترين کيفيت بيان کرده‌ايد» (محمود، خالد، مقام حيات، ص31).


[54] . همو، ص565.


[55] . همو، ص602 و 604.


[56] . مولانا مفتی رضا الحق استاد الحديث و مفتی دارالعلوم زکريا در آفريقای جنوبی است.


[57] . الحق، رضا، فتاوای دارالعلوم، زكريا، ج1، ص331.


[58] محمد زکريا کاندهلوی از بزرگان ديوبند در «کاندهله» هند به دنيا آمد. وی هنگام تحصيل از اساتيدی چون خليل احمد بهره‌مند شد و بعد از فارغ‌التحصيلی در جامعه مظاهرالعلوم به عنوان شيخ الحديث مشغول به تدريس شد.


[59] . كاندهلوی، محمد زكريا، مجموعه فضائل حج، ص133 و 134.


[60] . محمود، خالد، پيشين، ص602.


[61] . محمد انور اوکاروی مسئول شعبه التخصص في الدعوة و الارشاد جامعه خير المدارس ملتان است.


[62] . اوکاروی، محمد انور، خير الوسائل الی ضبط المسائل، ص65-67.


[63] . صدوق، حسن الحديث.


[64] . صدوق، حسن الحديث.


[65] . ثقة.


[66] . ثقة.


[67] . ثقة ثبت إمام.


[68] . اسم راوي محمد بن‌خازم الأعمى ثقة.


[69] . ثقة حافظ.


[70] . اسم أبو صالح السمان ذهبي: من الأئمة الثقات.


[71] . مالك الدَّار مولی عمر بن‌الخطاب. ذكره ابن حبان في الثقات.


[72] . (ابن كثير دمشقي، إسماعيل بن‌عمر، البدايه و النهايه، ج7، ص105)؛ الذهبي، شمس الدين، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج3، ص56.


[73] . الاسعدي القاسمي، محمد عبيدالله، پيشين، ص606 و 607.


[74] . اوکاڑوی، محمد انور، پيشين، ص67-69.


[75] . سرفرازخان صفدر در 1914 در هزاره به دنيا آمد. وی محصل دارالعلوم ديوبند است و از اساتيدی چون حسين احمد مدنی و محمد شفيع عثمانی استفاده كرده است. در وصف وی چنين آمده که «و کان الشيخ من علماء الکبار الاجلاء، محققا، عالما، محدثا، و مصنفا کبيرا، و عالما بارزا من علماء ديوبند» (سهارنپوری، خليل احمد با تعليقه طالب الرحمن، پيشين، ص152).


[76] . ترجمه تاريخ طبرى، ج‏5، ص1914 و 1915.


[77] . سرفرازخان صفدر، محمد، تسکين الصدور، ص347-353.


[78] . ثقة.


[79] . ثقة.


[80] . ثقة.


[81] . ثقة حافظ.


[82] . صدوق، حسن الحديث.


[83] . ثقة.


[84] . ابن شهاب زهری: كان من أكابر الأنصار وعلمائهم کاتب الواقدي: ثقة كثير الحديث.


[85] . صحابی.


[86] . الْمُعْجَمُ الصَّغِيْرُ لِلطَّبْرَانِيِّ، ج1، ص306.


[87] . اشرف علی تهانوی در شبه‌قاره هند معروف به حكيم الامة يكی از بزرگان علما و مشايخ ديوبندهاست. در 1280ه.ق. در روستای تهانه به دنيا آمد و يد طولايی در معارف الاهيه داشت و تأليفات متعددی از وی به يادگار مانده است. وی در 1362ه.ق. از دنيا رفت (الحسني الطالبي، عبدالحي، پيشين، ج8، ص1187 و كتاب من كبار علماء ديوبند، مدخل اشرف علی تهانوی).


[88] . تهانوی، اشرف علی، پيشين، ج5، ص411.


[89] . همو، نشر الطيب، ص177.


[90] . اوكاروی، محمد انور، پيشين، ص64 و 65.


[91] . الاسعدی القاسمی، محمد عبيدالله، پيشين، ص606.


[92] . سيدزاده، سيد عبدالواحد، احسن المقصود في التوحيد المعبود، ص193.


[93] . گنگوهی، رشيد احمد، زبدة المناسک، ص147.


[94] . همو، ص147-148.


[95] . همو، ص149.


[96] . لاجپوری، عبدالرحيم، فتاوی رحيميه، ج1، ص155.
[97] . محمد زكريا، فضائل حج، ص154.
[98] . مفتی عبدالشكور ترمذی از بزرگان علمای معاصر ديوبند است. او مدير مدرسه عربيه حقانيه پاكستان بود. عقائد علماء اهل السنه الديوبنديه، ص107.
[99] . این سی‌و شش تن عبارت‌اند از: 1. مولانا قاری محمد طيب، مدير دارالعلوم ديوبند؛ 2. مولانا مفتی محمد شفيع، مفتی اعظم پاكستان؛ 3. مولانا ظفر احمد عثمانی؛ 4. مولانا محمد يوسف بنوری؛ 5. مولانا خير محمد جالند؛ 6. مولانا مفت جميل احمد تهانوی؛ 7. مولانا محمود؛ 8. مولانا مفتی عبدالله؛ 9. مولانا مفتی عبدالستار؛ 10. مولانا عبدالحق؛ 11. مولانا محمد احمد تهانوی؛ 12. عبدالحق نافع؛ 13. مولانا عبدالله بهلوی؛ 14. محمد انوری قادری؛ 15. مولانا شمس الحق افغانی؛ 16. مولانا سيد حامد ميان؛ 17. مولانا مفتی رشيد احمد لدهيانوی؛ 18. مولانا محمد فريد؛ 19. مولانا مفتی احمد سعيد؛ 20. مولانا مفتی محمد وجيه؛ 21. مولانا علی محمد؛ 22. مولانا مفتی عبدالقادر؛ 23. مولانا محمد شريف كشميری؛ 24. مولانا سيد صادق حسين؛  25. مولانا عبدالحی؛ 26. مولانا محمد عبدالله رائی‌ پوری؛ 27. مولانا محمد عبدالستار تونسوی؛ 28. مولانا محمد شريف جالندهری؛ 29. مولانا نذير احمد؛ 30. مولانا محمد ادريس ميرتهی؛ 31. مولانا محمد علی جالندهری؛ 32. مولانا محمد ايوب بنوری؛ 33. مولانا فضل غنی؛ 34. مولانا فيض احمد؛ 35. مولانا سرفرازخان صفدر؛ 36. مولانا قاضي عبدالطيف.
[100] . سهارنپوری، خلیل احمد، عقائد اهل سنت و الجماعت، ص207.
[101] . بن‌اختر، محمد ارسلان، اكابر ديوبند اور عشق رسول، ص218.
[102] . كاندهلوی، محمد زكريا، فضايل اعمال، ص575 و 576.
[103] . همو، ص55.
[104] . مفتی اعظم محمد شفيع ديوبندی از علمای ربانی مفسر زمانش و مدبر عصرش بود و عالم يگانه‌ای كه مثلی برايش نيست ... وی اساتيدی چون محمد انورشاه كشميری و عزيز الرحمن عثمانی و شبير احمد عثمانی را درك كرد و توانست امام علمای ديوبند شود. سهارنپوری، خلیل احمد، عقائد اهل السنه الديوبنديه، ص130.
[105] . عثمانی، محمد شفيع، معارف القرآن، ج1، ص118.
[106] . تهانوی، اشرف علی، امداد الفتاوی، ج5، ص101.
[107] . همو، نشر الطيب فی ذكر الحبيب، ص177.
[108] . الداجوی، حمدالله، پيشين، ص36.


منابع:

ارشد، عبدالرشيد، بزرگ‌مردان انديشه و تاريخ، اقتباس و ترجمه: محمد امين حسين بر، تربت جام: شيخ‌الاسلام احمد جام، چاپ دوم، 1388.ارکاوی، محمد انور، خير الوسائل الی ضبط المسائل، ملتان، مکتبة امدادیة، بی‌تا.الحق، رضا، فتاوای دار العلوم زكريا، تهذیب و ترتیب، مفتی عبد¬الباری و محمد الیاس، کراچی، احباب زمزم پیلشرز، 2007. الاسعدی ¬القاسمی، محمد عبید الله، دار العلوم دیوبند (مدرسة فکریة توجیهیه حرکة اصلاحیة دعویة، مؤسسة تعلیمة تربویة)، هند: آکادیمیة شیخ الهند دار العلوم دیوبند، الطبعة الاولی، 1420.ابن أبي شيبة، أبو بكر، المصنف في الأحاديث والآثار، تحقيق: كمال يوسف الحوت، الرياض، مكتبة الرشد، الطبعة الأولى، 1409.ابن اختر، محمد ارسلان، اكابر ديوبند اور عشق رسول، كراچي: مكتبه ارسلان.البيهقي، أبو بكر، السنن الكبرى، تحقيق: محمد عبد ¬القادر عطا، بيروت: دار الكتب العلمية، الطبعة الثالثة، 1424/2003.ابن محمد بن‌أشرف، شمس¬ الدين، جهود علماء الحنفية في إبطال عقائد القبورية، بی‌جا: دار الصميعي، الطبعة الأولى، 1416.ابن كثير دمشقي، إسماعيل بن‌عمر، البداية والنهاية، تحقيق: علی شيری، بیروت: دار إحياء التراث العربي، الطبعة الأولى، 1408/1988.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، مسند أبي حفص عمر بن‌الخطاب وأقواله على أبواب العلم، تحقيق: عبد ¬المعطي قلعجي، مصر: دار الوفاء، الطبعة الأولى، 1411. بخاري، محمد بن‌إسماعيل، صحيح البخاري، المحقق: محمد زهير بن‌ناصر الناصر، دار طوق، الطبعة الأولى، 1422.تهانوی، اشرف¬ علی، امداد الفتاوی، کراچی: دار العلوم، 1431.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، نشر الطيب في ذكر النبی الحبيب، کراچی: دار الاشاعت، بی‌تا.گروه پژوهشی مؤسسه مذاهب اسلامی، مجموعه مقالات كميسيون فقهی، كلامي، اجتماعی 1389، قم: آثار نفيس، چاپ اول، 1391.الحسني الطالبي، عبد¬الحي بن‌فخر الدين، نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر، بيروت: دار ابن حزم، الطبعة الأولى، 1420/1999.حیدری¬نسب، محمدباقر، انديشه‌های سلفی‌گری در استان سيستان و بلوچستان، قم: آشیانه مهر، چاپ اول، 1391.الداجوی، حمد، البصائر لمنکری التوسل باهل المقابر، استانبول: مکتبة الحقیقه، 1377.دیوبندی، محمود حسن، تفسیر کابلی همراه با فوائد «موضع الفرقان»، نگارش: مولانا شبیر احمد دیوبندی، ترجمه: هیئتی از علمای افغانستان، تهران: نشر احسان، چاپ نهم، 1382.دهلوی، کفايت الله، تعليم الاسلام، ترجمه: عبدالمجيد مرادزهی خاشی، زاهدان: فاروق اعظم، چاپ چهارم، 1380.دهلوی، کفايت الله، كفايت المفتي، كراچی: دار الاشاعة، 2001.الذهبي، شمس الدين، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، القاهره: المكتبة التوفيقية، بی‌تا.رشیدی، نورالله، حيات الانبياء عليهم السلام اور قائدين امت، کراچی: مکتبة الجنید، 2007.سرفراز¬خان صفدر¬، محمد، تسکین الصدور في تحقيق احوال الموتی في البرزخ و القبور، بمبئی: مكتبة الصفدريه، بی‌تا.سهارنپوری، خليل احمد، عقائد اهل سنت والجماعت در رد وهابيت و بدعت (ترجمه المهند علي المفند و خلاصه عقائد علمای ديوبند با تأييدات جديده)، مقدمه و ترجمه: عبدالرحمن سربازي، چابهار: مدرسه عربيه اسلاميه چابهار، چاپ اول، 1370. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، عقائد علماء اهل السنه الديوبنديه، سيد عبد الشکور ترمذی، تحقيق و تعليق: سيد طالب الرحمن، رياض: مکتبة فهد، 1326.سیدزاده، سید عبدالواحد، احسن المقصود في التوحيد المعبود، تصحیح و تحقیق زیر نظر: مولانا محمد¬یوسف حسین‌پور، سبزوار: نگین کویر، چاپ اول، بی‌تا.شرف قادری، عبد الحكيم، عقائد اهل سنت و جماعة، ترجمه: مولوی محمد ذاكر حسينی بريلوي، بی‌جا، چاپ اول، بی‌تا.الطبرانی، الْمُعْجَمُ الصَّغِيْرُ، تحقيق: محمد شكور محمود الحاج أمرير، بيروت: المكتب الإسلامي، دار عمار، الطبعة الأولى، 1405. طبری، محمد بن‌جرير، تاريخ طبرى‏، ترجمه: ابوالقاسم پاينده، تهران:، اساطير، چاپ پنجم‏، 1375.‏عثمانی، شبیر احمد، تفسير عثمانی، ترجمه: شیخ الهند محمود الحسن، کراچی: دار الاشاعت، بی‌تا.عثمانی، محمد شفیع، معارف القرآن، ترجمه: محمدیوسف حسین‌پور، تربت¬جام: شیخ‌الاسلام احمد جام، چاپ دوم، 1381.عثمانی التهانوی، ظفر احمد، اعلان السنن کراچی: ادارة القرآن، الطبعة الثالثه، 1414.کاندهلوی، محمد زکریا، فضایل اعمال، ترجمه: عبد المجید مرادزهی خاشی، زاهدان: فاروق اعظم، چاپ دوم، 1378.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، مجموعه ¬فضائل¬ حج ¬و ¬راهنمای ¬حجاج، ترجمه:  عبدالرحمن¬ محبی، اروميه: حسينی اصل، چاپ اول، 1388.گنگوهی، رشید احمد، زبده المناسک، ترجمه: عبدالرحمن ملازهی (سربازی)، چابهار: مدرسه عربیه اسلامیه چابهار، بی‌تا.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، فتاوی رشیدیه، کراچی: دار الاشاعت، بی‌تا.گنگوهی، محمود حسن، فتاوی محمودیه، كراچي: دار الافتاء جامعه فارقيه، بی‌تا. گيلاني، سيد مناظر احسن، سيری در زندگی حضرت امام مولانا محمد قاسم نانوتوی، ترجمه و اقتباس: صلاح‌الدين شهنوازی، زاهدان: انتشارات صديقی، چاپ اول 1383.مدنی، سید حسین احمد، الشهاب الثاقب علی المسترق الکاذب، لاهور: دار الکتاب، چاپ دوم، 2004.ملازهی (سربازی)، محمد عمر، تحقيقی در مورد توسل و نداء غيرالله، زاهدان: بی‌نا، 1381.   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، شمشير بران بر اشراک و بدعات دوران، به اهتمام: عبدالرحمن كراچوی، انتشارات اسحاقيه، جونا ماركيت کراچی، 1399. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، مجالس قطب الارشاد، مدرسه دينی منبع ¬العلوم کوه ون، سرباز، چاپ اول، 1390.محمود، خالد مقام حيات (مدارک الاذکیاء فی حیات الانبیاء)، لاهور: جامعه طیبه السلامیه، 1414.النسائي، أحمد بن‌شعيب، السنن الكبرى، بيروت: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى، 1421.النعماني، محمد منظور، دعايات مكثفة ضد الشيخ محمد بن‌عبدالوهاب، لكهنئو هند: مكتبة الفرقان، 1400.النيسابوري، محمد بن‌عبدالله أبو عبدالله الحاكم، المستدرك على الصحيحين، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، تعليقات الذهبي في التلخيص، بیروت: دار الكتب العلمية، الطبعة الاولی، 1411.النيسابوري، مسلم بن‌الحجاج، صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، بيروت: دار إحياء التراث العربي، بی‌تا.لاجپوری، عبد الرحيم، فتاوی رحيميه، كراچی: دار الاشاعة، 2009.

منبع : سراج منیــر؛ سال چهـارم؛ شماره13؛ بهـار1393

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بررسی و نقد دیدگاه وهابیان درباره تبرک با نگاهی به تفسیر آیه اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي...

وحدت؛ یگانه راه مبارزه با افراط

خدا در نگاه وهابیت

فضیلت زیارت قبور بزرگان دین، در فقه فریقین

پاسـخ به شـبهات وهابیـان بر روایت مالک الدار در توســل به پیـامبر پس از وفـات

ریشه ‏های پدیده تکفیر در گذر تاریخ

سلفى‏ گرى دیرینه و نوین

وهابیت، آیین تشبیه و تجسیم

مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی

پاسخ به شبهات وهابیان بر روایات عثمان‏ بن حنیف در خصوص توسل

انحرافات وهابیت در توحید صفات

بررسی تطبیقی«شفـاعت» از منظر آیات و روایات و دانشمندان فریقین

ریشه‏ هاى اعتقادى تکفیر‏نوین در تاریخ اسلام‏

تقابل توحید محمد بن عبدالوهاب با توحید قرآنی

ممنوعیت تکفیر اهل قبله از نگاه متکلمان و فقیهان تشیع و تسنن

ماهیت «تأویل» از دیدگاه ابن‌تیمیه و علامه طباطبائی

واکاوی پدیدۀ «فرقه‌سازی درون‌مذهبی» در جریان سلفیه معاصر

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش