اطلس > شخصیت ها > تکفیری > آلبانی > محمد ناصر الدین البانی

محمد ناصر الدین البانی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۱۶ تعداد بازدید: 231

محمد ناصر الدین البانی متولد 1332هـ، متوفای1420هـ، از علمای بزرگ و مشهورترین حدیث شناس معاصر نزد سلفیه است. ملقب شدن وی به «البانی» به خاطر تولدش در کشور آلبانی است وی در کودکی به همراه پدرش به کشور سوریه مهاجرت کرده است.



البانی تحصیل علوم دینی را نزد پدرش در دمشق آغاز کرد اما از آنجایی که به علم حدیث علاقه داشت بیشتر عمر خود را به فراگیری علوم حدیث اختصاص داد. البانی در زمینه حدیث شناسی جایگاه ویژه ای در بین سلفیه دارد و درباره بسیاری از احادیث اظهار نظر کرده و آنها را به صحیح و ضعیف تقسیم کرده همچنین در زمینه فقه نیز صاحب نظر بود و کتاب های زیادی در حدیث و فقه نوشته است.

آراء و افکار

توحید و شرک

ناصرالدین البانی مانند دیگر سلفیان توحید را به سه قسم، توحید ربوبیت، توحید اسماء و صفات و توحید الوهیت تقسیم کرده است و معتقد است اقرار به توحید ربوبیت بدون توحید الوهیت فایده ای ندارد.[1]

در نگاه وی همه انسان ها و حتی مشرکین در توحید ربوبیت مشکلی نداشتند اما بیشترین شرک آنان در توحید الوهی «توحید عبادی» می باشد و به سبب آن مشرک شدند زیرا که انواع عبادات که مخصوص خداوند متعال است برای غیر خدا انجام می دادند.

اما چنین تقسیمی از انواع توحید مورد پذیرش علمای اسلام نبوده و در اثبات بدعت آمیز بودن آن کتاب هایی را نوشته اند. بهترین کتاب در این زمینه کتاب «التندید لمن عدد التوحید» است.

ایمان و کفر

البانی در مورد ایمان نظر متفاوتی نسبت به دیگر سلفیان وهابی دارد وی تصریح می کند؛ کسی که کلمه «لا اله الا الله» را بر زبان جاری کند، حکم به اسلام ظاهری وی می شود و علت آن را احادیث رسول خدا می داند که فرمود «فإذا قالوها فقد عصموا مني ودماءهم وأموالهم إلا بحقها، وحسابهم على الله تعالی».[2] این نظرات از طرف البانی منجر شده تا سلفیان وی را متهم به ارجاء کنند. از این رو شاگردان وی مانند علی بن حسن حلبی الاثری کتاب «التعریف و التنبیه» که در مورد مسائل ایمان است را در دفاع از آراء البانی در مسأله ایمان و کفر نوشت.

تکفیر جاهل

تکفیر جاهل از جمله مسائلی است که شیخ البانی با سلفیه در آن اختلاف دارد البانی تفاوتی بین مسائل توحید و شرک و احکام ظاهری اسلام قائل نیست وی معتقد است جاهل، نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کند متفاوت است. اگر جاهل در جامعه ای جاهلی و یا مجتمعی که به اسم اسلام است  زندگی می کند، معذور است زیرا که حجت بر چنین شخصی تمام نشده است و اگر جاهل در مجتمعی که تمامی کارهای آنان منطبق بر اسلام است زندگی می کند، معذور نیست. البانی کسانی که در بلاد کفر مانند آمریکا و اروپا مسلمان شده اند و حتی پیروان فرقه های منحرفه مانند قادیانیه را نیز معذور می داند و معتقد است حجت بر آنان تمام نشده است.[3]

البانی حتی عقیده سلفی های جهادی تکفیری ها در استدلال به آیه میثاق بر عدم معذور  بودن جاهل را نقد کرده و می گوید اگر با آیه میثاق حجت تمام شده باشد، بعثت انبیاء فایده ای ندارد و همچنین  مجنون و شخص به تکلیف نرسیده هم نباید معذور باشد و تکفیر می شود.[4]

جاهلیت

البانی معتقد است وصف جاهلیت در این قرن منطبق بر غیر مسلمانان است اما در مورد مسلمانان می گوید: با این که بدعت هایی در بین مسلمین به وجود آمده، اما نمی توان جامعه اسلامی را جامعه ای جاهلی دانست. زیرا اگر منظور از جاهلیت، جاهلیت اعراب باشد آنان بت پرست بوده و در گمراهی آشکار به سر می بردند و اگر منظور از جاهلیت، یهودیت و نصرانیت باشد، آنها ادیان منحرفی هستند.

البانی می گوید در روزگار فعلی عرب ها اسلام آورده اند و طبق آیات و روایات مخصوصا روایت افتراق امت و روایاتی که می گوید گروهی از امت اسلام همیشه بر حق هستند؛ در دین اسلام جاهلیت به آن معنایی که در مورد عصر جاهلیت گفته می شود؛ وجود ندارد و سخنی هم که سید قطب در این باره گفته مبالغه آمیز است.[5]

جهاد

از آنجایی که دوران زندگی البانی هم زمان با جنگ افغانستان و شوروی سابق بوده است وی جهاد را واجب عینی بر همه مسلمانان می دانسته اما معتقد بود در جهاد دو چیز باید وجود داشته باشد ا- استعداد معنوی، به این معنا که مجاهد مسلمان واقعی باشد. 2- استعداد مادی. همچنین از دیگر شرایطی که در جهاد باید مراعات شود این است که تحت امر خلیفه مسلمین باشد.

با در نظر گرفتن موارد بالا، البانی معتقد است کسانی که به جهاد می روند شرایط مذکور را ندارند زیرا قدرت ساخت سلاح برای مبارزه را ندارند و همچنین رهبری ندارند تا آنان را رهبری کند.[6]

دار الاسلام

شیخ البانی در مورد حکم بلاد اسلامی در زمان فعلی معتقد است با این که سرزمنین اسلامی امروزه مانند قبل نیست اما در هر صورت بلاد کفر نیست بلکه سرزمین اسلامی است و جایز نیست که مسلمانان از آن هجرت کنند.[7] البانی در فتوایی دیگر ملاک حکم بر سرزمین ها را ساکنین آن می داند و فتوای ابن تیمیه را در تایید سخن خود می آورد.[8]

خروج بر حاکم

البانی در حرمت خروج بر حاکم به حدیث «بایعنا رسول الله علی السمع و الطاعة فی العصر و الیسر و المنشط و المکره و علی اثره علینا و علی ان لا ننازع الامر اهله الا ان تروا کفرا بواحا من الله فیه برهان...» استناد کرده است.

وی از این حدیث در نقد تفکرات سلفیه جهادی تکفیری استفاده کرده است و می گوید اولین کسانی که بر امیر المومنین و خلیفه مسلمین خروج کردند، خوارج بودند با این که خود می دانستند که هیچ کفر آشکاری از او ندیده اند. آنان سنت بدی را در اسلام پایه گذاری کردند و امروزه همین سنت سیئه در بین جوانانی که بهره کمی از علوم دینی دارند رواج پیدا کرده است و گمان می کنند که حاکمان بر خلاف دستورات خداوند حکم می کنند و از این رو بر علیه آنان خروج می کنند.

البانی معتقد است جوانانی که اقدام به خروج می کنند انسان های مخلصی هستند اما امر بر آنان مشتبه شده است که باید نصیحت شوند.[9]

سلفیه جهادی

وی از جمله علمایی سلفی تکفیری است که در نقد باورهای سلفیه جهادی کتاب «فتنه تکفیر» را نوشته است که مورد استقبال بسیاری از علمای وهابیت مانند ابن باز و ابن عثیمین قرار گرفت و تقریظاتی در تایید آن نوشته اند. این کتاب از اولین کتاب ها در رد باورهای سلفیه جهادی است.

تقلید از مذاهب اربعه

البانی در ابتدا تقلید را امر مذموم و ناپسندی می داند زیرا مساوی جهل است.[10] در نظر وی کسی که توان کسب علم دین را از ادله آن یعنی کتاب و سنت داشته باشد باید اجتهاد کند. اما کسی که عامی است باید از علماء تقلید کند حتی کسانی که عامی باشند اما دلیل را بشناسد را نمی توان گفت تقلید کند بلکه وی به دلیل عمل می کند.[11]

البانی با در نظر گرفتن مطالب بالا تقلید انحصاری از مذاهب اربعه را صحیح نمی داند و حتی معتقد است علمای مذاهب اربعه خود در برخی از موارد مقلد ائمه مذاهب نیستند.[12]

در مجموع باید گفت البانی انحصار در تقلید عامی از مذاهب اربعه را جایز ندانسته و معتقد است ائمه دیگری نیز هستند که می توان از آنان تقلید کرد.[13]

شیعه

البانی شیعه را فرقه گمراهی می داند اما تمامی شیعیان را گمراه ندانسته و معتقد است برخی از آنان بر فطرت صحیح هستند. وی اکثر علمای شیعه از جمله امام خمینی را گمراه و کافر می داند. و از جمله کفریات و گمراهی های شیعه را اعتقاد به مصحف و تحرف قرآن بر می شمرد.[14]

این درحالی است که هیچ یک از علمای شیعه معتقد به تحریف قرآن نبوده و کتاب های زیادی در عدم تحریف قرآن نوشته اند. همچنین آن چیزی که شیعه در مورد مصحف فاطمه معتقد است، بیشتر اخبار غیبی است که به حضرت فاطمه سلام الله علیها الهام شده و به صورت مکتوب نزد ائمه علیهم السلام موجود می باشد اما از آنجایی که به مصحف معروف است، گمان شده که قرآن دیگری در کنار کلام الله است.

سیاست و حزب

نظر البانی این بود که در روزگار فعلی دوری از سیاست خود سیاست است. البته وی قبول دارد که تشکیل دولت اسلامی بدون سیاست امر غیر ممکنی است اما معتقد است کسانی باید به امور سیاسی ورود پیدا کنند که عالم به کتاب و سنت باشند.[15]

البانی تحزب و حزب گرایی را داخل در اسلام نمی داند و معتقد است خداوند متعال از آن نهی کرده است وی معتقد است احزاب راه های ورود شیطان در انسان ها است که باید از آن پرهیز کرد.[16]

موافقان

البانی از آن جهت که حدیث شناس است دارای جایگاه ویژه ای در بین سلفیه است و بزرگان وهابیت مانند ابن باز و شیخ ابن عثیمین محمد امین شنقیطی و دیگران به این موضوع اعتراف کرده اند.[17]

مخالفان

  1. البانی اهتمام ویژه ای به تصفیه و تربیت داشت.[18] منظور از تصفیه و تربیت در نظر البانی این است که دعوت حقیقی به دین اسلام در این زمان به نتیجه نمی رسد مگر این که کتاب ها و منابع دینی تصفیه شده و از آنچه به دروغ به اسم حدیث به رسول خدا نسبت داده شده است، خالی شوند و در غیر این صورت، هیچ دعوتی به سرانجام نمی رسد.[19]

با اتخاذ چنین رویکردی از طرف البانی و نظر دادن در مورد احادیث، با مخالفت عده ای از علمای غیر سلفی مواجه شد. از جمله مخالفان البانی در این زمینه عبد الله بن صدیق نویسنده کتاب «القول المقنع في الرد على الألباني المبتدع» و حسن سقاف نویسده کتاب «تناقضات البانی الواضحات» و ارشد سلفی نویسنده کتاب «الالبانی شذوذه و اخطاءه» هستند.

  1. البانی با تالیف کتاب «فتنه التکفیر» از جمله علمای سلفی است که علیه تفکرات سلفیه جهادی دست به قلم شده است از این رو سلفیه جهادی از دیگر مخالفان وی هستند.
  2. همان طور که در مبحث ایمان گفته شد، البانی نطق به شهادتین را کافی در اسلام می دانست از این رو برخی از سلفیان در این زمینه وی را متهم به ارجاء کرده اند.
  3. البانی در برخي موضوعات و فقهی و عقیدتی با سلفيه و ابن تیمیه اختلاف نظر دارد. البانی در بحث حدوث و قدم عالم به سخن ابن تیمیه که گفته در عالم حوادثی وجود دارد که ابتدایی ندارد (تسلسل حوادث) اشکال گرفته و معتقد است این گفته ابن تیمیه با عقل سازگار نیست و مخالف نصوص دینی است.[20] از دیگر اشکالاتی که البانی به ابن تیمیه گرفته، تسرع ابن تیمیه در حکم نسبت به احادیث است. برخی از احادیث هست که ابن تیمیه معتقد بن کذب آن بود در حالی که البانی آن را تصحیح کرده است.[21] با توجه به آنچه در مورد آراء و افکار البانی گفته شد، به کسانی که پیرو افکار البانی هستند سلفیه البانی می گویند.
پی نوشت:

[1] . البانی، الف فتوی للشیخ البانی، ج2، ص49؛ البانی، موسوعه الالبانی فی العقیده، ج2، ص46-48، ناشر: مرکز النعمان للبحوث و الدراسات الاسلامیه، چاپ اول، 1431هـ.
[2] . البانی، ناصر الدین، التوحید اولا یا دعاه الاسلام، ص13، مکتبه الشامله.
[3] . البانی، محمد ناصر الدین، موسوعه الالبانی فی العقیده، ج5، ص737-740، ناشر: مرکز النعمان للبحوث و الدراسات الاسلامیه، صنعاء 1431هـ.
[4] . البانی، محمد ناصر الدین، موسوعه الابانی فی العقیده، ج2، ص476-477.
[5] . البانی، محمد ناصر الدین، موسوعه الابانی فی العقیده، ج4، ص323-325.
[6] . البانی، محمد ناصر الدین، تفریغ فتاوی متنوعه، ص72.
[7] . البانی، محمد ناصر الدین، تفریغ سلسله الهدی و النور، ج247، ص6، المکتبه الشامله
[8] . البانی، محمد ناصر الدین، سلسله الاحادیث الصحیحه، ج6، ص852، ناشر: مکتبه المعارف للنشر و التوزیع، ریاض.
[9] . البانی، السلسله الاحادیث الصحیحه، ج7، ص1237-1241.
[10] . البانی، الحدیث حجه بنفسه فی العقائد و الاحکام، ص79، ناشر: کمتبه المعارف، الطبعه الاولی 1425هـ.
[11] . البانی، الحدیث حجه بنفسه فی العقائد و الاحکام، ص81.
[12] . البانی، الحدیث حجه بنفسه فی العقائد و الاحکام، ص83.
[13] . البانی، تفریغ فتاوی متنوعه، ص16.
[14] . البانی، محمد ناصر الدین، تفریغ سلسله الهدی و النور، ج622، ص39.
[15] . البانی، تفریغ سلسله الهدی والنور، ج524، ص18. نرم افزار المکتبه الشامله.  (مقصود از جلد524، شماره نوار کاست است).
[18] . جمعی از نویسندگان، رماح الصحائف السلفیه الالبانيه، ص90، مرکز المسبار، 2011م.
[19] . ذهبی، مختصر العلو للعلی العظیم، ص58، محقق: ناصر الدین البانی، ناشر: المکتب الاسلامی، چاپ دوم 1412هـ .
[20] . البانی، سلسله الاحادیث الصحیحه، ج1، ص285، مکتبه المعارف للنشر و التوزیع.
[21] . البانی، سلسله الاحادیث الصحیحه، ج4، ص196، ح1642.
برای مطالعه بیشتر به آدرس زیر رجوع شود. http://www.shariaa.net/forum/showthread.php?t=23088
  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

محمد ناصر الدین البانی