مقالات > تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۱۵ تعداد بازدید: 234

درادله محمد ابن­ عبدالوهاب برای تکفیر مسلمانان برخی تناقضات دیده می شود؛ نویسنده این مقاله برخی از تناقضها را بیان کرده است. 




مقدمه

به شهادت کتب تاریخی مورد قبول وهابیان، ابن ­عبدالوهاب بسیاری از مسلمانان را خارج از دایره اسلام می­دانست و از این رو حکم به تکفیر و قتل بسیاری از آنان و استباحه اموال و به غلامی و کنیزی بردن مردان و زنانشان می کرد؛ چنان که گزارش این جنایات به عنوان افتخارات ابن ­عبدالوهاب در کتب تاریخی موافقین با ابن عبدالوهاب، از جمله ابن غنام[1] و ابن بشر[2] به وفور یافت می­شود؛ همان طور که در زمان ما نیز پیروان مکتب وهابیت به استناد تعالیم این مرد به کشتارهای فجیع مسلمین دست می زنند؛ به طوری که اگر نگوییم این جنایات در طول تاریخ بی نظیر بوده است، دست کم کم نظیر است و هیچ یک از مکاتب باطل تا به حال چنین قساوتی از خود نشان نداده­اند. علاوه بر اسناد و مباحث تاریخی که گویای تکفیر و قتل عام مسلمین است، اعترافات ابن عبدالوهاب در تکفیر مسلمین در مکتوبات خودش نیز موجود است، و جایی برای توجیه یا تردید در آن باقی نمی­ماند. در یکی از نامه­های ابن­ عبدالوهاب آمده است: «همانا رسول خدا(ص) مبعوث شد به چیزی که انکار می کردند. زمانی که فتوا به کفر آنان دادم، با اینکه اکثر مردم در منطقه ما را شامل می شد، عوام این کار مرا نپذیرفتند».[3] در اینجا ابن­ عبدالوهاب اعتراف می کند که اکثر مردم را تکفیر کردم. این دسته از اعترافات ابن ­عبدالوهاب زیاد یافت می­شود. نکته درخور تأمل این است که ابن­ عبدالوهاب از عبارت «فی أرضنا» استفاده کرده؛ یعنی این تکفیر علیه مردمی است که در اطراف خود او زندگی می کردند و همگی از اهل سنت و از هم کیشان (حنابله) خود او بودند، نه از شیعیان یا فرق دیگر اسلامی. این اعتراف از ابن عبدالوهاب در حالی است که وهابیان امروز خود را تنها حامی اهل سنت می­خوانند و انگار فرموش شده است که وهابیان بیشتر خون اهل سنّت را ریخته اند. حال اگر ثابت شود این همه خون که از مسلمین مباح شمرده و به زمین ریخته شده، ثمره افکاری متناقض از مردی کمتر آشنا با مبانی اسلام بوده است، شکننده ترین ضربه بر پیکره این آیین جعلی وارد خواهد شد. با توجه به اینکه فرقه وهابیت امروزه از ترفندهای گوناگونی برای جذب مسلمین استفاده می کند، لازم است به بررسی افکار مؤسس و پایه گذار این فرقه بپردازیم تا مسلمین به تفکر و روش و سطح علمی وی آگاهی بیشتری پیدا کنند. از این رو در آثار و نوشته­های او، عقاید و باورهای او در مسئله تکفیر تبیین می­شود. ما در این مقاله درصدد بررسی این موضوع هستیم که آیا ادله ابن ­عبدالوهاب برای تکفیر مسلمین، دچار تناقض می باشد یا خیر، و اگر تناقض در ادله وجود دارد، آیا توجیهی برای رفع تناقض می­توان یافت؟ ما فروض مختلف را برای کلمات ابن­ عبدالوهاب آورده ایم تا نقدی منصفانه داشته باشیم. منابع ما در این مقاله، مکتوبات خود ابن­ عبدالوهاب است.

 مبانی ابن­ عبدالوهاب بر تکفیر مسلمین

برای فهم ادله تکفیر نزد ابن­عبدالوهاب، ابتدا باید به مبانی توحیدی او مراجعه کرد؛ زیرا ریشه تکفیرهای گسترده او قرائت جدیدی است که او با اجتهاد خود از توحید و کلمه لا اله الا الله دارد. این مبانی به­طور خلاصه در سه محور بیان می­شود: 1. مفهوم توحید و اقسام آن؛ 2. مفهوم عبادت؛ 3. مصداق عبادت.

 1. مفهوم توحید و اقسام آن

ابن ­عبدالوهاب توحید را به سه قسم تقسیم می کند: 1. توحید ربوبی؛ 2. توحید الوهی؛ 3. توحید صفات.[4]

الف) توحید ربوبی

مراد ابن عبدالوهاب از این عنوان، نسبت دادن افعالی از قبیل خلق، رزق، احیا، اماته، انزال المطر، انبات النبات، و تدبیر الأمور و... به خداوند است. ابن عبدالوهاب به این قسم از توحید، فعل الرب می­گوید.[5] او گمان می­کند کفار هم این نوع توحید را قبول داشتند.[6] لذا اگر کسی این نوع از توحید را داشته باشد، از شرک خارج نشده است و در زمره مشرکان قرار دارد و رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) با این گروه مقاتله فرمودند[7] و خون و اموال آنان را حلال دانستند.[8] دلیل ابن­ عبدالوهاب برای اینکه مشرکین درحالی که مشرک بودند، به توحید ربوبی اعتقاد داشتند، این دسته از آیات است:(قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ)[9]و قوله (قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِیهَا إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ & سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ & قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ & سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ & قُلْ مَن بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ & سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّی تُسْحَرُونَ)[10]

ب) توحید الوهی

مراد ابن­ عبدالوهاب از توحید الوهی، اخلاص عبادت برای خداست؛[11] یعنی عبادت فقط برای خداست و کسی غیر از خدا در آن شریک نیست. از نظر ابن ­عبدالوهاب عبادات شامل دعا، استغاثه، استعانت، ذبح، قربان، نذر، خوف، رجاء، توکل، انابه، محبت، خشیت، رغبت، رهبت، تأله، رکوع، سجود، خشوع، تذلل و تعظیم است.[12] او مدعی است جز خدا کسی صلاحیت ندارد که این افعال برای او انجام شود؛ زیرا که این افعال را از «خصائص الوهیت»[13] می­داند. ابن­ عبدالوهاب این قسم از توحید را توحید الوهی می نامد.[14] به عقیده ابن­عبدالوهاب، فقط اعتقاد به این توحید انسان را وارد اسلام می کند[15] و هدف بعثت رسولان تحقق این نوع از توحید بوده؛ چنان که خداوند فرموده:(وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ)؛[16]رسولان نیامدند مگر برای اینکه بگویند خدائی جز من نیست پس مرا عبادت کنید.اساساً توحید یعنی «إفراد الله سبحانه بالعبادة».[17]ابن­ عبدالوهاب معتقد است اساساً کلمه لا اله الا الله یعنی همین قسم از توحید: «نافٍ جمیع ما یعبد من دون الله. و مثبت العبادة لله وحده لا شریک له».[18] مستند این تفسیر از کلمه توحید را این آیه قرار داده است:و الدلیل قوله تعالی: (وَقَضَی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ).[19] فقوله أَلاَّ تَعْبُدُواْ فیه معنی لا إله، وقوله إِلاَّ إِیَّاهُ فیه معنی إلا الله؛[20]«أَلاَّ تَعْبُدُواْ» یعنی هیچ خدایی نیست و «إِلاَّ إِیَّاهُ» یعنی مگر الله.

ج) توحید صفات

مراد ابن ­عبدالوهاب از این قسم، اقرار کردن به این مطلب است که خداوند دارای صفاتی است که در قرآن و یا سنت آمده،[21] بدون هیچ تحریف و تعطیلی: «من الإیمان بالله: الإیمان بما وصف به نفسه فی کتابه علی لسان رسوله (صلی الله علیه وسلم)، من غیر تحریف ولا تعطیل».[22]این تفسیر از توحید و به تبع آن تحلیلی که از وضعیت اعتقادی مشرکان بیان شد، شالوده و بنیان تکفیر را در نگاه ابن ­عبدالوهاب تشکیل می­دهد.

 2. مفهوم عبادت

حلقه بعدی این بنیان، نگاه او به عبادت است. چنانچه توحیدی که انسان را وارد اسلام می کند، توحید عبادی شد، باید دید عبادت از نظر ابن ­عبدالوهاب چیست؟ ابن عبدالوهاب عبادت را این گونه تعریف کرده است:العبادة هی غایة الخضوع والتذلل، وغایة الحب والتعلق لمن فعل له ذلک، وبعبارة أخری هی اسم جامع لکل ما یحبه الله ویرضاه من الأعمال الظاهرة والباطنة؛[23]عبادت یعنی غایت خضوع و تذلل، و غایت محبت و تعلق برای کسی که این اعمال برای او انجام می­شود. به عبارت دیگر، عبادت اسم جامع است برای هر عملی که مورد رضایت و محبت خداست، اعم از اعمال باطنی و ظاهری.چنان که در تعریف به صراحت آمده، هر کاری که مورد رضایت خداوند است، عبادت او است و فقط باید برای او به جا آورده شود و اگر برای غیر او باشد، طبق مبنای ابن­ عبدالوهاب این شخص وارد دایره اسلام نشده است.

  1. ۱. مصداق عبادت

آخرین حلقه برای اثبات تکفیر مسلمین در نگاه ابن­عبدالوهاب، تعبیراتی است که او در بیان مصادیق عبادت دارد. او مصادیق عبادت را این گونه معرفی می کند:منها: الإسلام والإیمان والإحسان والدعاء والخوف والرجاء والتوکل والرغبة والرهبة والخشوع والخشیة والإنابة والاستعانة والاستعاذة والاستغاثة والذبح والنذر وغیر ذلک من العبادات التی أمر الله بها، کلها مخصوصة بالله تعالی.[24]چنان که مشخص است، اگر کسی از غیر خدا استعانت یا استعاذه کند و یا ذبح و یا نذری یا حتی محبت هم داشته باشد، غیر خدا را عبادت کرده و مشرک شده؛ پس خونش هدر خواهد بود؛ چون این امور مختص به خداست؛ یعنی اگر انسانِ شراب خواری را که به شراب خود محبت دارد، تکفیر کنیم، باز هم جا دارد؛ زیرا محبت غیر خدا را در دل دارد و این موجب شرک می­شود.ولذلک یستطیع مخالف الشیخ أن یلزمه تکفیر شارب الخمر؛ لأنه لا یشربها إلا وهو یحبها والمحبة عبادة، وصرف شیء من المحبة لغیر الله شرک وهکذا.[25]این تعریف از شرک، طبیعتاً اکثر مسلمانان را از دایره اسلام خارج می کند؛ زیرا اکثر آنان هنوز در زمان ما نیز به اولیای خدا استعانت و استغاثه و... دارند که البته قصدشان عبادت و تقرب به خداست، نه عبادت ایشان، و تفاوت در این است که اولیای خدا را وسیله تقرب به خدا می­دانند و برای آنان بعد از وفاتشان، قدرتی بیش از زمان حیات قائل اند و آنان را بی فایده نمی­انگارند. البته پیروان ابن­ عبدالوهاب به این عقیده همچنان پای بندند و اکنون هم خون و جان و ناموس مسلمانان را با استناد به همین مبانی برای خود مباح می دانند. ریشه این تفکر تکفیر در همین مبانی نهفته است.  خلاصه دلیلبه طور خلاصه می­توان مبانی دلیل تکفیر اکثر مسلمانان از منظر ابن­ عبدالوهاب را در سه مرحله بیان کرد. توحید در عبادت (توحید الوهی)، مرز اسلام و کفر است. عبادت به معنای غایت خضوع و تذلل است و هر کاری که مصداق غایت خضوع باشد، عبادت تلقی می­شود. (مفهوم عبادت) محبت، استعانت، استعاذه، استغاثه، ذبح، نذر و... غایت خضوع شمرده می­شود و در نتیجه عبادت هستند. ( مصداق عبادت)نتیجه این مقدمات این است که کسانی که برای اولیای خدا این اعمال را روا می دارند، اولیای خدا را عبادت کرده­اند. پس برای خدا شریک قائل اند و مشرک اند و از جرگه مسلمانان خارج اند؛ پس خونشان مباح است.

 تناقض اول: مقلد یا مجتهد

چنان که مخفی نیست، ابن­ عبدالوهاب حکم به شرک و کفر مسلمانان را صرفاً از جهت کلامی و اعتقادی صادر نکرده است، بلکه با نگاه فقهی نیز مسلمین را تکفیر کرده و لوازم کفر مثل اباحه مال و جان و ناموس را نیز بر آن مترتب ساخته است.[26] از طرفی دیگر، حکم به تکفیر کسانی که برخلاف معتقدات وهابیت عمل می­کردند، حکمی اجماعی بین علمای اسلام نبوده و نیست (اگر نگوییم اجماع بر خلاف آن است)؛ چنان که تقریباً تمام مذاهب اسلامی به معتقدات وهابیت اعتراض کردند که برخی از آنان در زمان حیات خود ابن­ عبدالوهاب بودند و در نامه­ها و بیانات ابن عبدالوهاب نام آنها به عنوان علمایی که منسوب به اسلام اند و نه در شمار علمای یهود و نصارا آورده شده که ابن ­عبدالوهاب آنان را متهم به شرک کرده است:وهذه رسائله وکتبه لیس فیها تسمیة لمشرک ولا کافر وإنما فیها تسمیة لعلماء المسلمین فی عصره کابن فیروز، ومربد التمیمی، و ابنی سحیم سلیمان و عبدالله، و عبدالله بن عبد اللطیف، ومحمد بن سلیمان المدنی، و عبدالله بن داوود الزبیری، و الحداد الحضرمی، و سلیمان بن عبدالوهاب، وابن عفالق، والقاضی طالب الحمیضی، و أحمد بن یحی، و صالح بن عبد الله، و ابن مطلق، و غیرهم من العلماء الذین یطلق علیهم «المشرکون فی زماننا!!»[27]با درنظر داشتن این دو مقدمه (اولاً، ابن ­عبدالوهاب نگاه فقهی به موضوع داشته، نه نگاه کلامی و ثانیاً، مسئله­ای که به اعتقاد وهابیت موجب شرک است، مورد اجماع مذاهب اسلامی نبوده است، بلکه این حکم فقهی، حکمی اجتهادی و مستند به مبانی اجتهادی است)، سؤال ما از ابن ­عبدالوهاب این است که شما بارها گفتید من مجتهد نیستم و مقلدم و ادعای اجتهاد را بهتان به خود می­دانستید، چنان که در نامه­ها مکرر این مطلب را با عبارات مختلف آوردید: «وحتّی من البهتان الذی أشاع الأعداء: أنی أدعی الاجتهاد ولا أتبع الأئمة؛[28] از بهتان هایی که اعدا به من زده اند این است که من از ائمه تبعیت نمی کنم و ادعای اجتهاد دارم»، اگر این استنباطات اجتهاد نیست، پس اجتهاد چیست؟در جای دیگری ابن ­عبدالوهاب این نگاه به توحید را منت خدا به خود دانسته و این گونه ادعا کرده:...به دنبال علم رفتم در حالی که هر کس مرا می شناخت، گمان می کرد من اهل علمم؛ درحالی که من حتی معنای لا اله الا الله را نیز نمی دانستم و دین اسلام را قبل از اینکه خدا این شناخت را بر من منت گذارد، نمی شناختم و تمامی استادان من هم این گونه بودند. اگر کسی گمان کند در بین علمای عارض[29] کسی یافت می شود که معنای لااله الا الله را بداند و یا معنای دین اسلام را بفهمد، حتی این ادعا را درباره استادان خود داشته باشد، قطعاً دروغ گفته و افترا بسته و مردم را به اشتباه انداخته و خودش را به چیزی که ندارد، ستوده است.[30]سؤال ما این است که اگر این تفسیر از توحید درهیچ جا یافت نمی­شد و علمای عارض و حتی استادان علما این تفسیر را نمی­فهمیدند و شما هم که به اعتراف خود مقلدی بیش نبودید،[31] پس این تفسیر را از کجا آوردید؟ آیا اجتهاد کردید؟ پس چرا ادعای اجتهاد را بهتان به خود معرفی کردید؟ آیا دروغ گفتید و یا از لوازم کلام خود آگاهی نداشتید؟ این عبارات از تناقضات سخن شماست. جواب هر چه باشد، نتیجه یکی است. البته این تناقض منحصر به بحث تکفیر نیست و تناقضی کلی به حساب می­آید و در مباحث دیگر نیز جاری است، مشروط به اینکه بپذیریم ابن ­عبدالوهاب غیر از تکفیر مسلمانان بحثی دیگر را هم طرح کرده است.

 تناقض دوم: جواز استغاثه به «مخلوق فیما یقدر علیه»

سؤال دوم ما از ابن ­عبدالوهاب درباره این عبارت او در کتاب کشف الشبهات است:ولهم شبهة أخری وهو ما ذکر النبی (صلی الله علیه وسلم) أن الناس یوم القیامة یستغیثون بآدم ثم بنوح ثم بإبراهیم ثم بموسی ثم بعیسی فکلهم یعتذرون حتی ینتهوا إلی رسول الله (صلی الله علیه وسلم). قالوا فهذا یدل علی أن الاستغاثة بغیر الله لیست شرکاً. والجواب أن نقول: سبحان من طبع علی قلوب أعدائه. فإن الاستغاثة بالمخلوق فیما یقدر علیه لا ننکرها؛ کما قال الله تعالی فی قصة موسی: (فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ).[32]ابن­ عبدالوهاب در این عبارت استغاثه به نبی(صلی الله علیه وسلم) را جایز دانسته؛ چنان که استغاثه یکی از شیعیان حضرت موسی به ایشان را آورده و در ادامه همین عبارات، آمدن جبرئیل برای کمک به حضرت ابراهیم را صحیح دانسته؛ درحالی که این روایت استغاثه به جبرئیل را صحیح می شمرد.سؤال ما این است که عبارت فوق، با این عبارت «منها: الإسلام و. .. والاستعانة والاستعاذة والاستغاثة والذبح والنذر وغیر ذلک من العبادات التی أمر الله بها، کلها مخصوصة بالله تعالی»،[33] چگونه قابل جمع است؟ استغاثه در این عبارت از عبادات شمرده شده و تصریح گردیده که از مختصات خداوند است: «کلها مخصوصة بالله».در جای دیگر در پاسخ به سؤال گفته است:س16: ما هی أنواع العبادات التی لا تصلح إلا لله؟ج16: من أنواعها: الدعاء، والاستغاثة، والاستعانه، وذبح القربان، والنذر، و. .. هو من خصائص الألوهیة.[34]در اینجا هم تصریح شده که استغاثه از عباداتی است که غیر از خدا کسی صلاحیت آن را ندارد و این عبارت را با سیاق استثنا آورده است که حصر در خداوند را افاده می­کند و مجدداً در ادامه تأکید می شود که این عبادات از خصایص الوهیت است. با این تأکیدات غلیظ و شدید، چگونه در کتاب کشف الشبهات حکم به جواز استغاثه به مخلوق فیما یقدر علیه شده است؟ آیا ابن ­عبدالوهاب عبادت نبی(صلی الله علیه وسلم) را جایز دانسته است و رسول خدا(صلی الله علیه وسلم)، حضرت موسی، جبرئیل و غیر اینها را در طلب استغاثه با خدا شریک کرده که در این صورت طبق مبنای خود، مشرک و کافر است؛ چنان که معترف است هر کس این عبادات را برای غیر خدا به کار برد، مشرک و کافر است: «من صرف منها شیئاً لغیر الله تعالی فهو مشرک کافر وإن صلی وصام وحج وزعم أنه مسلم»[35]. یا دروغ گفته است و یا این عبارات از تناقضات او است. جواب هر چه باشد، نتیجه یکی است.

 توجیهات کلام ابن­ عبدالوهاب

توجیه اول: عبادت عنوانی نسبی است

شاید ابن­ عبدالوهاب در توجیه عباراتی که برای مصادیق عبادت آورده، این گونه اجتهاد کند که استغاثه در صورتی عبادت است که در قبال خدا باشد؛ یعنی عنوان عبادت برای استغاثه، عنوانی نسبی است. اگر برای خدا بود، عبادت است و اگر برای مخلوق فیما یقدر علیه بود، عبادت نیست و جایز است. پس برای اینکه بخواهیم حکمی را برای استغاثه ثابت کنیم، ابتدا باید ببینیم به چه کسی استغاثه صورت گرفته است. پس می­توان حکم استغاثه در این سه فرض را این گونه بیان کرد:الف) استغاثه به خدا عبادت است.ب) استغاثه به قادر جایز است و عبادت هم نیست.ج) استغاثه به صورت مطلق و بدون قید هم دارای حکمی نیست.با این توجیه دیگر تناقضی در کلام ابن ­عبدالوهاب نخواهد بود، زیرا استغاثه به نبی اعظم(صلی الله علیه وسلم) در صحنه محشر هنگام حیات و قدرت ایشان است و استغاثه به ایشان در این شرایط، جایز است و عبادت هم نخواهد بود.

نقد توجیه اول

اما این توجیه را از چند جهت نمی توان طرح کرد و به آن اشکال وارد است.1. خلاف ظاهر عبارات و تصریحات است: چنان که گذشت ابن ­عبدالوهاب در موارد متعدد عنوان عبادت را بر صرف استغاثه اطلاق کرده و گفته نفس استغاثه از مختصات خداست و کس دیگری صلاحیت این را ندارد که به او استغاثه شود. در این عبارت که در مقام شمارش عبادات است، دقت بفرمایید:منها: الإسلام والإیمان و. .. والإنابة والاستعانة والاستعاذة والاستغاثة والذبح والنذر وغیر ذلک من العبادات التی أمر الله بها، کلها مخصوصة بالله تعالی.[36]و یا در کتاب خمسون سؤالاً وجواباً فی العقیدة در سؤال 16 چنین آمده:س16: ما هی أنواع العبادات التی لا تصلح إلا لله؟ج16: من أنواعها الدعاء، والإستغاثة، والإستعانه، وذبح القربان، والنذر، و. .. و التعظیم الذی هو من خصائص الألوهیة.[37]ابن­ عبدالوهاب در این عبارات به وضوح بیان کرده صرف استغاثه کردن بدون هیچ قیدی، عبادت است، نه اینکه استغاثه به غیر مقدور، عبادت است، بلکه نفس استغاثه کردن عبادت است. اگر مقصود مؤلف از این عبارات صرف این عناوین نباشد و عبادی بودن آنها را نسبی بداند:اولاً، این گونه مطلق گوئی نمی­کند؛ درحالی که مرادش مقید است.ثانیاً، از این سیاق که سیاق حصر است، استفاده نمی­کند؛[38] زیرا سیاق حصر دارای این مفهوم است که این امور به هیچ وجه برای غیر خدا به کار نمی­رود.ثالثاً، از کلماتی نظیر خصائص الألوهیه و یا مخصوصة بالله استفاده نمی کند، زیرا این عبارات تصریح دارد که نمی توان این امور را برای غیر خدا به کار برد؛ درحالی که اگر قائل به نسبیت باشد، این امور طبیعتاً برای غیر خدا هم استفاده خواهد شد.رابعاً، از این نوع عبارات که یا بواسطه مفهوم حصر و یا کلمات صریح بیان شده به این کثرت استفاده نمی­کند. با توجه به این قرائن باید گفت که اگر ادعا شود مراد ابن عبدالوهاب عبادی بودن نسبی این عناوین بوده نه مطلق آنها، این ادعا خلاف ظاهر کلمات ابن­ عبدالوهاب است و البته لازمه این ادعا این است که ابن ­عبدالوهاب از لوازم کلام آگاهی نداشته باشد و این برای شخصی که به ‎عنوان رهبر جریان فکری شروع به تألیف می­کند، عیب بزرگی محسوب می­شود.2.خلاف تعریف ارائه شده از عبادت است: دلیل دیگر بر اینکه ابن­ عبدالوهاب صرف استغاثه را عبادت دانسته، تعریفی است که از عبادت آورده است: «العبادة هی غایة الخضوع والتذلل وغایة الحب والتعلق لمن فعل له ذلک، وبعبارة أخری هی اسم جامع لکل ما یحبه الله ویرضاه من الأعمال الظاهرة والباطنة»؛ عبادت یعنی نهایت خضوع و تذلل و غایت حب و تعلق برای هر کسی.... [39]در این تعریف هر عملی که مصداق غایت خضوع و تذلل برای کسی باشد، عبادت آن کس شمرده شده است. به عبارت دیگر، خضوع به کسی، عبادت آن کس تلقی می شود. پس امر دایر مدار تحقق عنوان غایت خضوع است و هر جا این عنوان صادق بود، عبادت هم صادق است و صرف استغاثه هم به اعتراف ابن ­عبدالوهاب غایت خضوع است. پس هر جا صرف استغاثه صادق بود، باید عبادت صادق باشد. بنابراین تعریف وی از عبادت نیز مؤید این است که او عنوان عبادت را بر صرف استغاثه اطلاق کرده است. پس اگر صرف استغاثه عبادت است، جواز استغاثه به نبی قادر به معنای جواز عبادت نبی(صلی الله علیه وسلم) است و این یعنی شرک3. خلاف ادله­ای که برای تکفیر مسلمانان اقامه شده است: روشن ترین دلیل برای اثبات اینکه ابن ­عبدالوهاب عبادی بودن استغاثه را مطلق می داند نه نسبی، ادله ای است که برای تکفیر مسلمین اقامه کرده است. برای نمونه چند مورد ذکر می­شود.نمونه اول: ابن­ عبدالوهاب در کتاب خمسون سؤالاً وجواباً فی العقیدة، درباره انواع شرک می­گوید:س31: ما هی أنواع الشرک؟ج31: أنواعه هی: طلب الحوائج من الموتی، والإستغاثة بهم والتوجه إلیهم. وهذا أصل شرک العالم.انواع شرک: طلب حاجت از اموات، استغاثه و توجه به آنان. و این اصل شرک در عالم است.این کلمه قصار از ابن­ عبدالوهاب که استغاثه به اموات را شرک دانسته، دلیل بر این است که از نظر وی، استغاثه به صورت مطلق عبادت است و نه به صورت نسبی؛ زیرا در نظر ابن ­عبدالوهاب شرک یعنی«دعوة غیر الله معه، وأن تجعل لله نداً فی العبادة وهو خلقک؛[40] خواندن غیر خدا کنار خدا و اینکه در عبادت برای او شریک قائل شوی؛ درحالی که او تو را خلق کرده است».با توجه به این تعریف وقتی شرک صادق است که عبادت برای غیر خدا صادق باشد. پس وقتی می­گوید استغاثه از موتی شرک است، به این معناست که استغاثه از موتی، عبادت برای غیر خداست. پس برای تحقق عبادت، نفس استغاثه کافی است و این یعنی عنوان عبادت برای استغاثه عنوانی مطلق است، نه نسبی. اگر عبادت بودن استغاثه عنوان نسبی بود، به این صورت که استغاثه به خدا عبادت بود و به غیر خدا عبادت نبود، پس نباید کسانی را که به موتی استغاثه می کنند، مشرک خواند؛ زیرا عبادت غیر خدا محقق نشده؛ درحالی که ابن­ عبدالوهاب به آسانی به این افراد نسبت شرک می­دهد.نمونه دوم: ابن ­عبدالوهاب در یکی از نامه­های خود، بعضی از مواردی را که به خاطر آن حکم به تکفیر کرده اینگونه بیان می کند:أن من دعا عبدالقادر فهو کافر و عبدالقادر منه بریء، وکذلک من نخا الصالحین أو الأنبیاء، أو ندبهم أو سجد لهم، أو نذر لهم أو قصدهم بشیء من أنواع العبادة التی هی حق الله علی العبید. وکل إنسان یعرف أمر الله ورسوله لا ینکر هذا الأمر، بل یقرّ به ویعرفه؛[41]همانا کسی که عبد القادر را بخواند (و از او طلب حاجت کند) پس کافر است و خود عبدالقادر از او بیزار است و همچنین کسی که صالحین یا انبیا را بزرگ شمارد یا بخواند یا به آنها سجده کند یا برای آنان نذر کند و یا انواع عبادات دیگر را که حق خداوند بر عباد است، برای صالحین به کار برد نیز کافر است.بنا بر نص ابن­ عبدالوهاب علت تکفیر کسانی که عبدالقادر را می خوانند و یا صالحین را تعظیم و تکریم می کنند، این است که با این اعمال صالحین را عبادت می کنند و چون عبادت غیر خدا موجب شرک است، حکم به کفر آنان کرده است. پس ابن­ عبدالوهاب مطلق این افعال را برای تحقق عنوان عبادت کافی می­داند. لذا اگر برای صالحین به کار رود، عبادت صالحین به شمار می رود و شرک، صادق است. اگر عبادی بودن برای این اعمال نسبی بود، یعنی عنوان عبادت وقتی صادق بود که برای خدا انجام شود و در صورتی که برای صالحین انجام گیرد، عنوان عبادت محقق نشده، پس نباید حکم به کفر این افراد صادر می شد و نباید آنان را مشرک معرفی کرد؛ حال آنکه ابن­ عبدالوهاب عنوان عبادت و به تبع آن حکم به کفر را تابع نفس این اعمال دانسته است و این یعنی عنوان عبادت نسبی نیست و مطلق است.نمونه سوم: ابن­ عبدالوهاب در کتاب التوحید خود بابی به نام «من الشرک: الاستعاذه بغیر الله» دارد. در اینجا نیز عنوان عبادت را دایر مدار مطلق استغاثه قرار داده؛ یعنی اگر استغاثه به خدا بود، عبادت خدا است و اگر به غیر خدا بود، عبادت غیر خداست و شرک محقق شده است. اگر عنوان عبادت نسبی بود، باید می گفت اگر استغاثه به خدا بود، عبادت است و اگر به غیر خدا بود، عبادت نیست و به تبع شرک هم نیست و...؛ ولی ابن­ عبدالوهاب این گونه نگفته است.نمونه چهارم: عقیده مطلق بودن عنوان عبادت منحصر به استغاثه نیست، بلکه او تمام انواع عبادات را به صورت مطلق، عبادت می داند. ابن­ عبدالوهاب در کتاب توحید خود آورده:کذلک التوکل من أنواع العبادة، إن توکلت علی الله صار توحیداً، وإن توکلت علی صاحب القبة صار شرکاً قال تعالی: (فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَیْهِ).وأکبر من ذلک کله: الدعاء، تفهمون أنه یُذْکَر أن الدعاء مخ العبادة؟ قالوا: نعم، قال الله تعالی: (وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُو مَعَ اللَّهِ أَحَداً) أنتم تفهمون أن هنا من یدعو الله ویدعو الزبیر، ویدعو الله ویدعو عبدالقادر، الذی یدعو الله وحده مخلصٌ، وإن دعا غیره صار مشرکاً. فهمتم هذا؟ قالوا: فهمنا.[42]توکل نیز همین گونه است. اگر بر خدا توکل کردی، توحید است و اگر بر صاحب قبه توکل کردی، شرک است... از همه اینها بزرگ تر دعاست.... اگر کسی خدا را خواند، او مخلص است و اگر غیر خدا را خواند او مشرک است. آیا فهمیدید؟ گفتند: فهمیدیم.چنان که روشن است، ابن­ عبدالوهاب عنوان عبادت را بر مطلق توکل و دعا اطلاق می کند، یعنی اگر از خدا باشد، عبادت است و اگر از غیر او باشد، شرک و کفر است.عبارات ابن­ عبدالوهاب پر است از اشاره به این اجتهاد جدید و چنان که بیان شد، بر پایه این مبنا (مطلق بودن عبادات)، وی آیین جدیدی ابداع کرده است.بر فرض از اشکالات اول و دوم چشم پوشی کنیم، از این اشکال نمی توان گذشت؛ زیرا اگر فرض کردیم استغاثه در صورتی که به خدا باشد، عبادت تلقی می­شود، پس کسانی را که به اولیای خدا استغاثه می کنند، نباید مشرک خواند؛ زیرا عبادت وقتی است که برای خدا باشد (طبق فرض) و این شرط در استغاثه به اولیای خدا نیست، پس شرک صادق نیست و تمام تکفیرهایی که بر این مبنا بوده، باطل می­شود (همان طور که اشاره شد). این نتیجه، مخالف تمام مبانی و عملکرد وهابیت است و قطعاً وهابیت این توجیه را بیان نخواهند کرد.

توجیه دوم: استغاثه در ما لا یقدر الا الله عبادت است

شاید ابن­ عبدالوهاب تناقض بین دو عبارت (عبارت اول: مطلق استغاثه و. .. عبادت است. عبارت دوم: استغاثه به مخلوق فیما یقدر علیه جائز است.) را این گونه توجیه کند که نفس استغاثه به صورت مطلق عبادت نیست، بلکه عنوان عبادت بر استغاثه وقتی ثابت است که درخواستی فراتر از قدرت مستغاثٌ به (کسی که به او استغاثه می شود) طلب شود؛ یعنی اگر درخواست از اموری باشد که فقط خداوند قادر بر آن باشد و در عین حال از غیر خدا درخواست گردید، این مصداق عبادت خواهد بود. به عبارت دیگر، استغاثه مقید به قید ما لا یقدر الا الله عبادت است. پس اگر استغاثه در اموری باشد که مقدورِ مستغاثٌ به است، عبادت محقق نمی­شود. لذا استغاثه به نبی(صلی الله علیه وسلم) در حال حیات و قدرت او، عبادت شمرده نمی شود و تناقضی در کار نیست.

نقد توجیه دوم

شاید بتوان گفت این توجیه، توجیهی است که وهابیت بدان معتقد است و در عبارات بزرگان دیگر وهابی هم مشاهده می­شود، اما به این توجیه هم اشکالاتی وارد است و تناقض بین دو عبارت مورد بحث را حل نمی­کند.1. بر خلاف ظاهر عبارات و تصریحات است: این توجیه هم مثل توجیه قبل بر خلاف عبارات ابن­ عبدالوهاب است که ظاهر در این بود که صرف استغاثه عبادت است. در نقد توجیه اول چها­ر نکته بیان شد که در نقد این توجیه هم وارد است و همه مؤید این هستند که نفس استغاثه بدون هیچ قیدی عبادت است و اینکه استغاثه را اگر در ما لا یقدر الا الله باشد عبادت بدانیم، برخلاف تمام تصریحاتی است که در نقد توجیه اول بیان شد و نیازی به برگشت نیست.2برخلاف تعریف ارائه شده از عبادت است: این توجیه مانند توجیه قبل با تعریفی که از مفهوم عبادت بیان شد، مغایرت دارد. تعریف عبادت عبارت بود از غایت خضوع و خشوع که شامل استغاثه از مخلوق فیما یقدر علیه هم می­شد. باید گفت یا این تعریف، تعریف دقیقی نیست و یا این قید اشتباه است و یا باید گفت ابن ­عبدالوهاب از لوازم کلماتی که می آورده، آگاهی نداشته است. این نقد نیز در نقد توجیه اول بیان شده است.3.بر خلاف عبادی بودن استغاثه از خداوند در ما یقدر غیر الله است: اشکال دیگری که به فرض عبادی بودن استغاثه در ما لا یقدر الا الله وارد است، اینکه اگر عبادی بودن استغاثه را منحصر در فرض ما لا یقدر الا الله بدانیم، هرچند دیگر بین دو عبارتی که موضوع بحث بود،[43] تناقضی وجود نخواهد داشت و بین دو عبارت جمع می شود، اما محذور دیگری به وجود می­آید و آن اینکه اگر در امور جزئی که غیر از خدا هم قادر به انجام آن است، به خداوند استغاثه شد، نباید این نوع استتغاثه را عبادت تلقی کرد؛ چون شرط عبادی بودن استغاثه این بود که ما لا یقدر الا الله باشد؛ یعنی غیر خدا قادر به انجام دادن آن نباشد و این شرط در این گونه استغاثه­ها موجود نیست. این نتیجه قطعاً خلاف بداهت است؛ زیرا اگر کسی در اموری جزئی به خداوند استغاثه کرد، قطعاً خداوند را عبادت کرده است، بلکه درخواست امور جزئی از خداوند در روایات اهل سنّت نیز سفارش شده است. این موضوع آن قدر مورد اهتمام بوده که رسول الله برای نشان دادن نهایت کوچکی درخواست، به طلب اصلاح پارگی نخ نعلین از خداوند مثال زده اند: «عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: لِیَسْأَلْ أَحَدُکُمْ رَبَّهُ حَاجَتَهُ کُلَّهَا حَتَّی یَسْأَلَ شِسْعَ نَعْلِهِ إِذَا انْقَطَعَ».[44]درخواست اصلاح پارگی نخ نعلین، قطعاً از اموری است که لایقدر الا الله نیست و از دست مخلوقین هم برمی­آید، اما رسول الله فرمودند از خدا طلب کنید و قطعاً این طلب عبادت خواهد بود، اما طبق قیدی که ابن­ عبدالوهاب در عبارت خود آورده است، باید بسیاری از دعاها را که از خداوند درخواست می­شود، از زمره عبادات خارج بدانیم؛ درحالی که این نتیجه بر خلاف آیات قرآن کریم[45] و سنت نبوی[46] و نیز برخلاف مبانی وهابیت در عبادی بودن دعاست.[47]4.مثبت شرک در استغاثه به حی در صورت عجز است: اشکال دیگری که به این توجیه وارد است، در فرضی است که از حی درخواستی شود؛ درحالی که آن حی عاجز از انجام آن باشد و فراتر از قدرت او باشد. طبق این توجیه باید گفت در این فرض عبادت صورت گرفته و شرک حاصل شده؛ زیرا درخواست از مخلوق فیما یقدر علیه نیست، بلکه در خواست فراتر از قدرت مخلوق است و باید علی القاعده تحت عنوان عبادت باقی بماند و موجب تحقق شرک شود؛ درحالی که هیچ یک از بزرگان وهابی قائل به شرک بودن این فرض نیستند، بلکه نهایت حرفی که در این فرض می­زنند، این است که این عمل لغو است. ابن­عثیمین در بیان اقسام استغاثه به این فرض پرداخته و حکم به لغویت آن کرده است و شاید احدی از وهابیون قائل به شرک بودن این فرض نباشند:الإستغاثة بحی غیر قادر من غیر أن یعتقد أن له قوة خفیة مثل أن یستغیث بمشلول علی دفع عدو صائل. فهذا لغو وسخریة بالمستغاث به.[48]نظیر این بیان در کتاب البراهین الجلیه نیز آمده است:ما الوجه فی الإقرار بالأول وإنکار الثانی، مع أن الدلیل لا یساعد علی هذا التفصیل. فإن کان منشأه عجز المیت وقدرة الحی لزمه عدم جواز التوسل بالحی فی صورة عجزه، و إن کان لأجل منافاة سؤال المخلوق لدعاء الخالق فذلک یقتضی عدم جواز السؤال من الحی وإن کان قادراً.[49] ملاک قدرت چیست؟از این اشکالات صرف نظر می­­کنیم و بنا را بر این می­گذاریم که مراد ابن عبدالوهاب از عباراتی که مصادیق عبادت را بر شمرد، همگی مقید به قید ما لا یقدر الا الله باشد و اگر استغاثه یا استعانت و دعا و. .. از مخلوق فیما یقدر علیه باشد جائز است.[50] سوالی که ما از ابن ­عبدالوهاب داریم این است که شما چه وقت معتقد به قادر بودن نبی(صلی الله علیه وسلم) و یا اولیای خدا و صالحین هستید؟ به عبارت دیگر، عنوان قادر چه وقت صادق است؟طبق مبانی ابن­عبدالوهاب، استغاثه به نبی(صلی الله علیه وسلم) در اموری که مقدور ایشان بوده، در زمان حیات آن حضرت جایز است، اما همان درخواست در زمان وفات مصداق عبادت نبی(صلی الله علیه وسلم) و شرک است. آنچه در این دو صورت تغییر کرده و در یک صورت جائز و بلکه مایه تقرب و در صورت دیگر حرام بوده و موجب شرک گردیده، تنها حیات و ممات پیامبر است؛ یعنی در صورت اول چون حضرت حی بودند، استغاثه به ایشان مطلوب و در فیما یقدر علیه بوده و وقتی ایشان از دنیا رحلت فرمودند، استغاثه به ایشان موجب شرک و در ما لا یقدر الا الله گردیده است. پس باید ملاک قادر بودن در نظر ابن­ عبدالوهاب را در زمان حیات و ممات جستجو کرد؛ یعنی اگر استغاثه در زمان حیات باشد، استغاثه از قادر است و جایز است، ولی اگر همان درخواست در زمان ممات باشد، موجب شرک می­شود؛ چنان که در نامه ای به عموم مسلمین آورده است:لکنی بَیَّنْتُ للناس إخلاصَ الدین ونهیتهم عن دعوة الأنبیاء والأموات من الصالحین وغیرهم؛[51]من اخلاص دین را برای مردم تبیین کردم و آنان را از دعوت انبیا و اموات از صالحین و غیر آنان نهی کردم.یا در جای دیگر از قول ابن قیم برای اثبات کلام خود استفاده می­کند و در شمارش انواع شرک می گوید:ومن أنواعه طلب الحوائج من الموتی، والاستغاثة بهم، والتوجه إلیهم. وهذا أصل شرک العالم. فإن المیت قد انقطع عمله، وهو لا یملک لنفسه نفعاً ولا ضراً؛[52]از انواع شرک طلب حاجت از مردگان و استغاثه و توجه کردن به آنان است و این اصل شرک عالم است؛ چون میت عملش قطع شده و مالک نفع و ضرری نیست.و دلیل تکفیر شدن کسانی که زیارت قبور می­کنند نیز همین است که به اموات استغاثه می کنند. پس مرگ موجب عدم قدرت، و حیات موجب قدرت است.

 قدرت استقلالی یا تبعی

بعد از اینکه روشن شد دیدگاه وهابیت در تبیین قدرت و عدم قدرت مستغاث به، در حیات و ممات او خلاصه می­شود، باید دید در نگاه دین بین حیات و قدرت اولیای خدا چه رابطه ای برقرار است. آنچه از آیات قرآن کریم برداشت می­شود، این است که انبیا در حال حیات خود نیز قدرتی برای خود قائل نبودند و این مطلب را مکرراً با فعل امر از جانب خداوند به امت ابلاغ می­کردند. آیه زیر دستور خداوند به رسول اعظم(صلی الله علیه وسلم) است تا به مردم ابلاغ فرمایند که مالک هیچ گونه قدرتی نیستند، مگر اینکه خداوند بخواهد:(قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ وَ بَشیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ).[53]در آیه ای دیگر مجدداً همین عبارت از رسول اعظم(صلی الله علیه وسلم) به دستور خدا به امت انتقال داده شده است:(قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسی ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ).[54]همچنین در سوره جن دوباره این معنا مورد تأکید قرار گرفته است: (قُلْ إِنِّی لا أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً).[55]این مفهوم با عبارات مختلف در آیات قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است و تمام این آیات بیان حال آن حضرت در حین حیات ایشان است. این یعنی پیامبر در حال حیات هم بدون اذن خدا قادر به امری نبود. پس زنده بودن او موجب قادر بودن ایشان نیست چنان که تصریح آیات شریفه همین است و آنچه موجب قادر بودن حضرت است، اذن خداوندِ حیِ قادر به رسول خود است که از بندگان دستگیری کند. پس امر دایر مدار این است که آیا خداوند اذن به اولیا و صالحان داده است یا خیر؛ خداوندی که همیشه حی و قادر بر همه امور است، نه اینکه امر دایر مدار حیات یا ممات خود آن حضرت باشد. اگر ما خدا را قادر بر همه امور بدانیم، چه مانعی دارد که بگوییم خداوند متعال بعد از حیات اولیا هم به آنان قدرت دستگیری عنایت فرموده، قدرتی که حتی بالاتر از زمان حیاتشان بوده است. آیا با موت اولیای خدا، خداوند هم از حیات ساقط شده است و یا اینکه قدرت خداوند بعد مرگ صالحین از بین می­رود.سؤال ما از ابن­ عبدالوهاب این است که شما که برای حضرت رسول در حال حیات قدرتی تصور کردید که قائم به حیات ایشان است و استغاثه از ایشان به سبب برخورداری از این قدرت را جایز دانستید، آیا برای آن حضرت قدرت مستقل قائل شدید و یا قدرت غیر مستقل و وابسته به خداوند؟ اگر قدرت را قائم به حیات ایشان می­دانید و بعد از موت از ایشان سلب قدرت می کنید، پس قدرت را قائم به خود آن حضرت تصور کردید و این یعنی منبع قدرتی را در کنار خدا قائل شدید. به عبارت دیگر، برای خداوند شریک قائل شدید و مشرک گشتید و باید طبق مبانی ای که خود به آن إعتقاد دارید، شما را مشرک خواند و لوازم شرک را بر شما بار کرد؛ چنان که شما این لوازم را بر بسیاری از مسلمانان بار کردید و به اجرا گذاشتید و اگر قدرت حضرت را غیر مستقل و با اراده خدا می دانید، پس امر دایر مدار اراده خداست و نه دایر مدار حیات یا وفات نبی اکرم(صلی الله علیه وسلم). پس نباید گفت بعد از مرگ آن حضرت دیگر قدرت ایشان هم در دستگیری از امت از بین رفته؛ زیرا خداوند باقی است و او است که به پیامبر چنین عطایی کرده بود.

خلاصه کلام

با توجه به اشکالاتی که بیان شد، باید گفت تناقض بین دو عبارت مورد بحث قابل حل نیست. توجیه اول که عبارت بود از نسبی فرض کردن عنوان عبادت، دچار اشکالات جدی است که مهم ترین آن این است که دلیل وهابیت برای تکفیر کاملاً بی اساس خواهد شد؛ زیرا در فرض نسبیت، وقتی عنوان عبادت صادق است که اعمال عبادی برای خدا انجام بگیرد و اگر این اعمال برای غیر خدا باشد، اساساً عبادت نخواهد بود. پس دلیلی برای مشرک دانستن مسلمین وجود نخواهد داشت؛ درحالی که وهابیت جمع کثیری از مسلمین را مشرک می دانند.توجیه دوم که عبارت بود از تقیید عبودی بودن اعمال به مالا یقدر الا الله، هر چند در نگاه اول وجیه به نظر می رسد (و وهابیت هم در واقع قائل به همین فرض هستند)، اما دارای لوازمی است که به هیچ وجه نمی­توان ملتزم به آن شد؛ لوازمی از قبیل عدم عبادی بودن استغاثه از خداوند در ما یقدر غیر الله و یا اثبات شرک در صورتی که به حی عاجز استغاثه شود و اینکه در واقع این توجیه خودش بر مبنای شرک و استقلال در قدرت مستغاثٌ به بنا نهاده شده است و این لوازم را نمی توان از توجیه منفک کرد. البته باید گفت ابن­ عبدالوهاب آگاهی به لوازم کلام خود نداشته و اساساً آگاهی داشتن به لوازم کلام و دچار نشدن به تناقض گویی، نیاز به تحصیلاتی بیش از این دارد، مخصوصاً اگر کسی بخواهد به عنوان رئیس یک مکتب اظهار نظر کند. این در حالی است که بنا بر تحقیق، مجموع تحصیلات ابن­ عبدالوهاب در مدینه در جانب دارانه ترین تواریخ مثل ابن غنام و ابن بشر از سه سال تجاوز نمی کند. ما در این تحقیق درصدد اثبات این موضوع نیستیم؛ هرچند در جای خود ثابت است.

 تناقض سوم: تکفیر؛ اجماعی یا اجتهادی

بر فرض از این تناقض گویی ها چشم پوشی­­ کنیم و از فساد این کلام فاسد بگذریم و بپذیریم که استغاثه به مخلوق فیما یقدر علیه با مبانی بیان شده تنافی ندارد، ولی باز هم دلیل ابن­عبدالوهاب، جواز تکفیر را اثبات نمی کند.ابن­ عبدالوهاب در نامه ای به علمای مکه در باب هدم بناء بر قبور صالحین این مطلب را به عنوان قاعده کلی بیان کرده و گفته:اگر مسئله اجماعی بود، پس در آن بحثی نیست و اگر مسئله اجتهادی بود، نمی توان در مسائل اجتهادی کسی را محکوم کرد. هر کس در منطقه خود به مذهب خویش عمل کند، نباید انکار شود.[56]به اعتراف ابن­ عبدالوهاب در مسائل اجماعی باید همه اطاعت کنند و در مسائل اجتهادی هر کسی در منطقه خود به مذهب خویش عمل کرد، نباید باز خواست شود. باید دید آیا ابن­ عبدالوهاب به این قاعده که به آن معترف است، عمل کرده است؟دلیل ابن­ عبدالوهاب برای تکفیر مسلمانان را می­توان به صورت خلاصه این گونه بیان کرد:صغرا: استغاثه به مخلوق غیر قادر، عبادت غیر خداست.کبرا: عبادت غیر خدا، شرک اکبر است.نتیجه: استغاثه به مخلوق غیر قادر، شرک اکبر است و شرک اکبر، مایه خروج از اسلام است.این قیاس را می­توان ما حصل عمر و علم و عمل ابن­ عبدالوهاب دانست.آیا این دلیل، با قاعده ای که به آن اعتراف کرده (یعنی قاعده تبعیت از موارد اجماعی و جواز اجتهاد طبق مذهب خویش) همخوانی دارد؟تمسک به اجماعات خیالیابن­ عبدالوهاب در موارد متعدد به اجماعی بودن عقیده خود استناد کرده است و کسانی را که اعتقادات او را نپذیرند، به عناد محکوم کرده است:کسانی که بت ها را عبادت می کنند، بعد از اینکه فهمیدند این دین مشرکین است و با این حال آن را برای مردم زینت می دهند، اینان کسانی هستند که من تکفیرشان می­کنم و هر عالمی در روی زمین اینها را تکفیر می­کند، مگر اینکه معاند یا جاهل باشد.[57]درجای دیگر می­گوید دین ما با دین دیگران هیچ تفاوتی ندارد. علت اختلاف ما با دیگران در عمل به این عقاید است:اگر از سبب اختلاف بین ما و مردم سؤال کنی، گوییم ما در هیچ یک از شرایع اسلام مثل نماز، زکات، روزه، حج و دیگر مسائل و همین طور در هیچ یک از محرمات با هم اختلاف نداریم. آنچه نزد ما زیباست، نزد مردم هم زیباست و آنچه نزد آنان زشت است، نزد ما هم زشت است. تنها عامل اختلاف ما و دیگران در این است که ما به آنچه زیباست، عمل می­­کنیم و در برابر آنچه مانع آن شود، تعصب می­ورزیم و از زشتی هم نهی و مردم را بر آن تأدیب می کنیم. آنچه باعث شده مردم علیه ما باشند، همان چیزی است که مردم را بر علیه پیامبر(صلی الله علیه وسلم) شوراند![58]چنان که روشن است، ابن­ عبدالوهاب عقاید خود را فراتر از این می داند که برای اثبات آن نیاز به اجماع باشد؛ یعنی اصل صحت عقاید، مفروغٌ عنه است و فقط عمل به این عقاید است که باعث اختلاف شده، و الا در اصل اعتقاد اختلافی نیست. آنچه موجب اختلاف شده، این نیست که عبادت غیر خدا شرک است و کسی که شرک بورزد، از اسلام خارج و کافر است، بلکه عمل به این حکم است؛ یعنی اینکه باید خونش را ریخت و ناموس و اموالش را به تاراج برد، بر مردم گران آمده؛ چنان که اعمال رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) بر مردم گران می­آمد! این نوع از عبارات در کلمات ابن عبدالوهاب فراوان است و کافی است به واژه های شرک و عبادت غیر خدا رجوع کرد تا به کثرت چنین تعابیری در عبارات ابن­ عبدالوهاب پی برد.نتیجه تابع أخص مقدمتین استدر این مورد حق با ابن­ عبدالوهاب است که عبادت غیر خدا شرک است و باید طبق احکام شرع با مشرک برخورد کرد و این مطلب اجماعی بلکه ضروری است، اما این موضوع تنها کبرای قضیه است. آنچه باید تامل شود، این است که ابتدا باید عبادت برای غیر خدا بودن را ثابت کرد و بعد آن را شرک شمرد و بعد فتوا به کفر و ارتداد داد. به عبارت دیگر، دلیل وقتی اجماعی است که هم صغرا و هم کبرای آن اجماعی باشد. با فرض اینکه ابن ­عبدالوهاب استغاثه به مخلوق فیما یقدر علیه را جایز دانسته، اول باید اثبات کند که استغاثه مسلمین به اولیای خدا از مصادیق جایز استغاثه نیست اجماعاً؛ یعنی این مخلوق که به آن استغاثه شده، قادر نیست اجماعاً و بعد وقتی صغرا اجماعی شد و به عنوان یکی از مصادیق کبرا که آن هم اجماعی است، قرار گرفت، آن گاه نتیجه هم اجماعی خواهد بود. در غیر این صورت، اگر یکی از صغرا و یا کبرا اجماعی نبود، نمی توان گفت نتیجه اجماعی است؛ زیرا نتیجه تابع اخص مقدمتین است.[59] حال سؤال ما از ابن­ عبدالوهاب این است که آیا اولیای خدا و صالحین بعد از وفاتشان به اجماع امت، قادر بر امری نیستند؟ آیا اینکه پیامبر بعد از رحلتش دیگر قادر به هیچ امری نیست، إجماعی است و یا این فقط اعتقاد شماست که عصای چوبی خود را از پیامبر(صلی الله علیه وسلم) نافع تر می­دانید؛ چون شما به عصا می­توانید تکیه کنید، ولی پیامبر بعد از رحلت به این اندازه هم توانایی ندارد؛ چنانکه این موضوع در حضور شما بیان شد: «حتی أن بعض أتباعه کان یقول عصای هذه خیر من محمد، لأنها ینتفع بها فی قتل الحیة ونحوها ومحمد قد مات ولم یبق فیه نفع أصلا وإنما هو طارش».[60] آیا واقعاً این اعتقاد، اجماعی است و یا اینکه به عکس، خلاف اجماع است و شما کلامتان مخالف اجماع امت است؟! اگر اجماعی بر قادر نبودن پیامبر و اولیای خدا بعد از مرگشان نباشد ـ که نیست ـ پس طبق اعتراف خودتان در مسائل اجتهادی و غیر اجماعی، انکار و توبیخی نیست و هر کس که طبق مذهب خود عمل کند، نباید مؤاخذه شود. آیا کسانی که به اولیای خدا استغاثه می کردند و آنان را قادر در امور خود می دانستند، به مذهب خود عمل نمی کردند؟ پس چرا آنان را مشرک خواندید و در مقام اجرای این حکم! برآمدید وخون و مال و ناموس مسلمین را مباح دانستید؟ آیا دروغ گفتید؟ یا این عبارت از تناقضات شماست؟ در هر صورت، نتیجه یکی است.

 نتیجه بحث

در این تحقیق سه عنوان اساسی و کلی در تفکرات ابن­ عبدالوهاب مورد بررسی قرار گرفت؛ عناوینی که هر یک تأثیرات مبنایی در تکفیر و یا عدم تکفیر خواهد داشت، خصوصاً دو عنوان اخیر که به عبادی بودن اعمال و رفتار مسلمین در برابر اولیای خود و مشرک دانستن مسلمین برمی گشت.ابن ­عبدالوهاب در عین اینکه خود را مقلد معرفی می­کند، به مباحثی می­پردازد که سرنوشت جان و مال و ناموس مسلمین درگرو آن است و در آنها شروع به اجتهاد می کند و در این مقام به فتوا بسنده نمی­کند، بلکه حکم صادر می­کند و خود به اجرای آن کمر همت می بندد و تمام اینها را به عنوان یک مقلد انجام می­دهد و این قطعاً تناقض به حساب می­آید.در بحث دوم نیز اعمالی را که می تواند به صورت عبادی آورده شود، به نحو مطلق عبادت می­خواند (که البته فقط با این حربه می­توان به تکفیرهای گسترده دست زد). از طرف دیگر، استغاثه به مخلوق فیما یقدر علیه را جایز می­داند که ما فروض مختلف را برای توجیه آن بیان کردیم، اما نتوانستیم وجه جمعی برای این دو عبارت پیدا کنیم. به نظر می­آید خود ابن­ عبدالوهاب نیز برای فرار از محذور، قائل به جواز استغاثه به مخلوق در فرض مذکور شده است و کلامش شبیه شخص غریقی است که برای نجات به هر چیزی دست می­زند.[61]ما خلاصه این تناقض را در متن ذکر کرده­ایم.در بحث سوم نیز جای تعجب است که وقتی ابن ­عبدالوهاب خود اعتراف می کند که در موارد اجماعی همه مکلف به اطاعت اند ولی در موارد اختلافی هر کسی باید طبق اجتهادی که در منطقه خود است، عمل کند و معذور هم خواهد بود (زیرا به اعتراف همه علما از جمله وهابیت داشتن تأویل عذر محسوب می­شود)، چگونه حکم به تکفیر مسلمانان کرده است؛ درحالی که قطعاً عاجز بودن اولیای خدا بعد از مرگ مورد اجماع امت نبوده است و نمی­توان با حکمی که اجماعی نیست، دیگران را محکوم کرد و این مورد هم از تناقضات اساسی ابن­ عبدالوهاب است. منابع ابن بشر، عثمان بن عبدالله: عنوان المجد فی تاریخ نجد، ریاض: مطبوعات دارة الملک عبدالعزیز، چاپ چهارم، 1402ق. ابن عبدالوهاب، محمد: أصول الدین الإسلامی مع قواعده الأربع، تحقیق: رتبها محمد الطیب بن اسحاق انصاری، مکه مکرمه: دار الحدیث الخیریة، بی تا. الجواهر المضیة، ریاض: دار العاصمة، چاپ سوم، (چاپ اول در مصر 1349ق)، 1412ق.الرسائل الشخصیة، تحقیق: صالح بن فوزان بن عبدالله فوزان، محمد بن صالح عیلقی، ریاض: جامعة الإمام محمد بن سعود، بی تا. خمسون سؤالاً و جواباً فی العقیدة، موقع مشکاة الإسلامیة.کشف الشبهات، عربستان سعودی: وزارة الشؤون الإسلامیة والأوقاف والدعوة والإرشاد، چاپ اول، 1418ق.مفید المستفید فی کفر تارک التوحید، دراسة و تحقیق: اسماعیل بن محمد انصاری، ریاض: جامعة الإمام محمد بن سعود، بی تا. ابن غنام، حسین: تاریخ نجد، دارالشروق، چاپ چهارم، 1415ق. ابن فرحان مالکی، حسن: داعیة و لیس نبیاً، اردن: دارالرازی، چاپ اول، 1425ق. ابن ماجه، محمد: سنن ابن ماجه، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دارالفکر، بی تا. ابن محمد بن قاسم، عبدالرحمان: الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیة، بی جا، چاپ پنجم، 1416ق. ترمذی، ابوعیسی: سنن الترمذی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: دار الغرب الإسلامی، 1998م. حموی، یاقوت: معجم البلدان، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1979م. زینی دحلان، احمد: الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، استانبول: مکتبة ایشیق، 1396ق. صدقی زهاوی، جمیل: الفجر الصادق، استانبول: مکتبة اشیق، 1984م. عثیمین، محمد بن صالح بن محمد: شرح کشف الشبهات ویلیه شرح الأصول الستة، إعداد: فهد بن ناصر بن ابراهیم سلیمان، ریاض: دار الثریا للنشر والتوزیع، چاپ اول، 1416ق. قزوینی حائری، سیدمحمد حسن: البراهین الجلیة، تحقیق: علامه سید محمد کاظم قزوینی، بی جا، بی تا. * پژوهشگر مؤسسه تحقیقاتی دارالإعلام لمدرسة اهل البیت: و کارشناسی ارشد شیعه شناسیh.ghazizade110@gmail.comمنابع:[1]. ر.ک: ابن غنام، حسین، تاریخ نجد، ص95-138.[2]. ر.ک: ابن بشر، عثمان، عنوان المجد فی تاریخ النجد، ج1، ص61و87.[3]. «أن رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بُعث بالذی أنکروا، فلما أفتیت بکفرهم مع أنهم أکثر الناس فی أرضنا، استنکر العوام ذلک» (ابن عبدالوهاب، محمد، الرسائل الشخصیه، ص41).[4]. همو، خمسون سؤالاً و جواباً فی العقیده، سؤال40، ص8.[5]. همان، سوال 15.[6]. همان، سوال 40.[7]. همو، کشف الشبهات، ص5-6.[8]. همان، 7.[9]. سوره یونس(10)، آیه 31.[10]. سوره مؤمنون(23)، آیات 84-89.[11]. ابن عبدالوهاب، محمد، خمسون سؤالاً وجواباً فی العقیدة، سوال 40.[12]. همان، سؤال 16.[13]. همان.[14]. همان، سؤال 15.[15]. همو، الرسائل الشخصیه، ص64- 65.[16]. سوره انبیاء(21)، آیه 25.[17]. ابن عبدالوهاب، محمد، کشف الشبهات، ص3.[18]. همو، خمسون سؤالاً وجواباً فی العقیدة، سؤال 25.[19]. سوره اسراء(17)، آیه 23.[20]. ابن عبدالوهاب، محمد، پیشین، سؤال 47.[21]. همان، سؤال 40.[22]. همو، الرسائل الشخصیه، ص 8.[23]. همو، أصول الدین الإسلامی مع قواعده الأربع، ص 7.[24]. همان، 7-8.[25]. ابن فرحان، حسن، داعیة و لیس نبیاً، ص 57.[26]. ر.ک: ابن غنام، حسین، پیشین، ص95-138؛ ابن بشر، عثمان، پیشین، ج1، ص61و87.[27]. ابن فرحان، پیشین، ص 51.[28]. ابن عبدالوهاب، محمد، الرسائل الشخصیه، ص 40. این عبارت مکرراً در عبارات ابن عبدالوهاب آمده است؛ مانند ص 64 و....[29]. «عارض» نام سلسله جبالی است که به «عارض یمامه» هم مشهور است (حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج4، ص66). به خاطر اینکه رشته کوه در منطقه نجد و قصیم و سدیر و ریاض گسترش یافته به مجموع این مناطق نیز عارض گفته می شود.[30]. ابن محمد، عبدالرحمان، الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیة، ج10، ص51.[31]. ابن عبدالوهاب، محمد، پیشین، ص64. این عبارت را آورده که از بهتان ها به من این است: «انی ادعی الإجتهاد...وقوله انی خارج عن التقلید».[32]. سوره قصص(28)، آیه 15؛ ابن عبدالوهاب، محمد، کشف الشبهات، ص50- 51.[33]. همان، 7- 8.[34]. همو، خمسون سوالاً و جواباً فی العقیده، سؤال 16.[35]. همو، أصول الدین الإسلامی مع قواعده الأربع، ص8.[36]. همان، ص7؛ همو، خمسون سؤالاً وجواباً فی العقیدة، سؤال 15.[37]. همان، سؤال 16.[38]. مراد از سیاق حصر این است که ابتدا نفی کلی می­شود و سپس یک مورد استثنا می گردد. این سیاق که در سؤال به کار برده شده، به اتفاق علمای اصول دارای مفهوم است.[39]. ابن­عبدالوهاب، محمد، أصول الدین الإسلامی مع قواعده الأربع، ص 7.[40]. همان، ص5.[41]. همو، الرسائل الشخصیه، ص52.[42]. همو، جواهر المضیة، ص36.[43]. دو عبارت در ذیل عنوان تناقض دوم آمده است.[44]. ترمذی، ابوعیسی، سنن ترمذی، ج5، ص481.[45]. بنا به آیه 60 سوره غافر هر گونه دعایی که از خداوند درخواست شود، عبادت خواهد بود: (وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ).[46]. روایات متعدد در منابع اهل سنّت مبنی بر دعا بودن عبادت بیان شده است. از باب نمونه می­توان به روایت الدعاء هو العبادة (ابن ماجه، محمد، سنن ابن ماجه، ج2، ص1258.) اشاره کرد.[47]. وهابیت غایت خضوع را عبادت می داند و یکی از بارزترین مصادیق این تعریف دعاست.[48]. عثیمین، محمد، شرح کشف الشبهات، ص28-29.[49]. قزوینی، محمدحسن، البراهین الجلیة، ص44.[50]. با این فرض، تناقض بین عبارات از بین می رود.[51]. ابن عبدالوهاب، محمد، پیشین، ص2.[52]. همو، مفید المستفید فی کفر تارک التوحید، ص296.[53]. سوره اعراف(7)، آیه188.[54]. سوره یونس(10)، آیه49.[55]. سوره جن(72)، آیه22.[56]. «فإن کانت المسألة إجماعاً فلا کلام، وإن کانت مسألة اجتهاد فمعلومکم أنه لا إنکار فی مسائل الاجتهاد؛ فمن عمل بمذهبه فی محل ولایته لا ینکر علیه» (ابن عبدالوهاب، محمد، الرسائل الشخصیه، ص41).[57]. «وکذلک من عبد الأوثان بعد ما عرف أنها دین للمشرکین وزینة للناس; فهذا الذی أکفّره. وکل عالم علی وجه الأرض یکفّر هؤلاء، إلا رجلاً معانداً أو جاهلاً؛ والله أعلم» (همان، ص58).[58]. «وإن سألت عن سبب الاختلاف الذی هو بیننا وبین الناس فما اختلفنا فی شیء من شرائع الإسلام من صلاة وزکاة وصوم وحج وغیر ذلک ولا فی شیء من المحرمات الشیدء الذی عندنا زین هو عند الناس زین والذی عندهم شین هو عندنا شین إلا إنا نعمل بالزین ونعصب الذی یدنا علیه وننهی عن الشین ونؤدب الناس علیه والذی قلب الناس علینا الذی قلبهم علی سید ولد آدم (صلی الله علیه و سلم)» (همان، ص44).[59]. یعنی نتیجه همیشه تابع ضعیف ترین مورد از بین صغرا و کبرا است. و وقتی صغری اجماعی نیست (هر چند کبرا اجماعی باشد)، نتیجه اجماعی نخواهد بود.[60]. زینی دحلان، احمد، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص42؛ صدقی زهاوی، جمیل، الفجر الصادق، ص16.[61]. این برداشت در بیان صاحب براهین جلیه نیز آمده است: «فأین قوله إنا لا ننکر الاستعانة بالمخلوق فیما یقدر علیه فما ذکره ابن عبدالوهاب أشبه شیء بکلام من ضاق علیه الخناق، فلا یدری ماذا یقول فیتشبث تارة بأن دعاء المخلوق وندائه عبادة له فیکون شرکاً، وأخری یکون دعاء المیت لغواً، فإن کان لغواً فمن أین یکونÛ Üشرکاً؟ إذ لا تلازم بین اللغویة والشرک، وإن کان شرکاً فمن أین جاء التفصیل بین کون التوسل به حیاً أو میتاً» (قزوینی، محمد حسن، پیشین، ص44).

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بررسی و نقد دیدگاه وهابیان درباره تبرک با نگاهی به تفسیر آیه اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي...

وحدت؛ یگانه راه مبارزه با افراط

خدا در نگاه وهابیت

فضیلت زیارت قبور بزرگان دین، در فقه فریقین

پاسـخ به شـبهات وهابیـان بر روایت مالک الدار در توســل به پیـامبر پس از وفـات

ریشه ‏های پدیده تکفیر در گذر تاریخ

سلفى‏ گرى دیرینه و نوین

وهابیت، آیین تشبیه و تجسیم

مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی

پاسخ به شبهات وهابیان بر روایات عثمان‏ بن حنیف در خصوص توسل

انحرافات وهابیت در توحید صفات

بررسی تطبیقی«شفـاعت» از منظر آیات و روایات و دانشمندان فریقین

ریشه‏ هاى اعتقادى تکفیر‏نوین در تاریخ اسلام‏

تقابل توحید محمد بن عبدالوهاب با توحید قرآنی

ممنوعیت تکفیر اهل قبله از نگاه متکلمان و فقیهان تشیع و تسنن

ماهیت «تأویل» از دیدگاه ابن‌تیمیه و علامه طباطبائی

واکاوی پدیدۀ «فرقه‌سازی درون‌مذهبی» در جریان سلفیه معاصر

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش