مقالات > نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۱۵ تعداد بازدید: 202

 این مقاله درباره روش‌های جدلی ابن‌تیمیه حرّانی درکتاب منهاج السنه است؛ کتابی که به زعم بسیاری از علمای اهل‌سنّت یکی از بهترین کتاب‌ها، در ردّ عقاید شیعه امامیه به شمار می‌رود.



برای بررسی بهتر این کلام، ضروری است در ابتدا روش ابن‌تیمیه را در مقام جدل بررسی کنیم که آیا روش جدال ابن‌تیمیه با علامه حلی(رحمه الله) بر طبق جدال احسن است که مورد تأیید خدا و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) و تمام علمای اسلام باشد یا ‌بر طبق روش باطل یعنی بر جدال باطل بحث کرده که نه مورد تأیید خداوند است و نه سنت پیامبر(صل الله علیه و آله). ما برای آشنایی با جدل، ابتدا مباحث کوتاهی درباره آن مطرح می‌کنیم و سپس به بررسی کلمات و ترفندهایی که ابن‌تیمیه در این کتاب برای پاسخ به علامه حلی(رحمه الله) به‌کار برده، می‌پردازیم و به این نتیجه می‌رسیم که وی در مقام جدال احسن نبوده است تا بتواند به حقیقت یا نتیجه مطلوبی دست یابد، بلکه در پی ردّیه ای، هرچند به نحو جدال باطل، بر کتاب علامه(رحمه الله) بوده است. وی بسیاری از شئون مناظره و جدال احسن را در بُعد اخلاقی و در بُعد علمی، رعایت نکرده است و نمی‌توان به آن به‎عنوان کتاب مهم علمی و یا حتی اخلاقی توجه کرد.

مقدمه
ابن‌تيميه يکي از رهبران مهم فکري جريان سلفيت به‌شمار می‌آيد که کتاب منهاج السنة خود را در ردّ کتاب منهاج الکرامه علامه حلي (رحمه الله) نگاشته و سعی کرده در این کتاب به هر روشی تمسک کند تا کلام علامه(رحمه الله) را ردّ و کتاب وی را از درجه اعتبار ساقط کند؛ درحالی‌که نقد علمی و مناظره نیکو، از شیوه‌هایی است که در اسلام و قرآن به آن تأکید شده است. قرآن از آن تعبیر به جدال احسن کرده و فرموده:

(ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ)؛[1]

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن. پروردگارت از هر کسى بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است و او به هدايت‏يافتگان داناتر است‏.

روش سلفیون اگرچه بر مبنای ظاهرگرایی و تمسک به نصوص شهرت یافته، اما وقتی از همان ابتدا که کتاب منهاج السنه ابن‌تیمیه را ورق می‌زنیم، می‌يابیم وی از هیچ اصل و قانونی برای اثبات مطالب خود تبعیت نکرده و و روش‌هايي که وی در اين کتاب براي پاسخ به علامه(رحمه الله) به‌کار برده، بيشتر مصداق جدال باطل همچون مغالطه، تکذیب، تشریک، تخریب و تخطئه است، تا برهان‌های منطقي و جدال احسن. ما در این مقاله درصدد بیان برخی از روش‌های جدلی ابن‌تیمیه در این کتاب شده­ایم تا خواننده بهتر با روش‌های جدلی وی آشنا شود و بهتر بتواند درباره مطالب این کتاب و شخصیت خود ابن‌تیمیه قضاوت کند.

روش‌شناسي ابن‌تیمیه
روش به مجموعه شيوه‌ها و تدابيري گفته شده است که براي شناخت حقيقت و برکناری از لغزش به کار برده می‌شوند. سلفيان معتقدند فقط يک روش صحيح و درست وجود دارد و آن راه نقل (وحي) يا کتاب و سنت است. بنابراين سلفيان فقط روش نقلي را پذيرفته‌اند و با روش عقلي و شهودي مخالف‌اند[2] که مصداق بارز چنین رویکردی را باید در روش‌شناسی ابن‌تیمیه جستجو کرد. وی در روش خود، نقل‌گرا و تابع محض حدیث است و حتی در حوزه اعتقادات نیز دست عقل را کوتاه می‌داند. وی به سبب نقل‌گرایی با عقل‌گرایی در حوزهای کلام و فلسفه مخالفت ورزید،[3] به طوری که وی در کتاب‌هایش به شدت به فلسفه و منطق حمله می‌کند و گاه از حریم اخلاق و ادب نیز خارج می‌گردد و نسبت‌های ناروایی به فیلسوفان و منطقیون می‌دهد. به نظر او بحث در امور کلامی و فلسفی جز قیل و قال نیست و هیچ فایده‌ای ندارد، و می‌گوید: در مباحث کلامی و مناهج فلسفی دقت کردم و ندیدم که علیلی را شفا دهند و تشنه‌ای را سیراب کنند.[4]

بنابراین باید بررسی شود که آیا وی با این روش نقل‌گرایی می‌تواند با معارضین خود به جدال احسنی که خداوند تعالی به آن امر کرده، بپردازد. از این رو ما باید ابتدا جدل را از نگاه ابن‌تیمیه مورد بحث قرار دهیم و سپس کتاب منهاج السنه وی را که در واقع ردیّه­ای به کتاب منهاج الکرامه علامه حلی(رحمه الله) است، نقد و بررسی کنیم.

تعریف جدل در لغت

جدل در لغت به معنای محکم بافتن ریسمان یا مو، کسی را به زمین زدن و محکم و قوی شدن دانه است[5]. به نظر ابن‌فارِس، معنای اصلی جدل، استواری یک چیز است و معانی دیگر به آن باز می‌گردد.[6] راغب اصفهانی در المفردات در ذیل واژۀ جدل می‌آورد: الجدال یعنی گفتگوی با نزاع و ستیزه و چیرگی بر یکدیگر که اصلش از جدلت الحبل است؛ یعنی ریسمان و طناب را محکم تاباندم است.[7]

تعریف جدل در اصطلاح

جدل یکی از صناعات خمس در منطق شمرده می‌شود. از نگاه ارسطو، قیاس جدلی، قیاسی است که از مشهورات تألیف شده باشد.[8] مشهورات اموری هستند که یا به نظر همگان یا به عقیدة بیشتر مردم یا به نظر عقلا و خردمندان درست‌اند و از عقلا یا همه­ ایشان یا بیشترشان یا معروف‌ترینشان آنها را درست می‌دانند.

منطق‌دانان مسلمان تعریف ارسطو از جدل را با اندکی تغییر پذیرفته و اغلب جدل را صناعت به‌شمار آورده‌اند. به عقیدة آنها،[9] جدل صناعتی است که با آن می‌توان از مقدمات مشهور یا مسلّم، قیاسی تشکیل داد و با آن وضعی را ابطال یا از وضعی دفاع کرد، بی‌آنکه تناقضی لازم آید. ابن‌سینا در تکمیل تعریف مذکور گفته است که صناعتِ جدل، ملکه‌ای است که تألیف قیاس یا استقرای جدلی به منظور اقناع و الزام مخاطب از آن صادر می‌شود؛ همان‌گونه که صناعت طب، ملکه‌ای است که معالجه از آن برمی­آید.[10]

اما جدل در اصطلاح دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی نیز به همان معنای استدلال و قیاس برهانی به کار رفته است؛[11] همان طور که فخر رازی می‌گوید: جدل ملکه‌ای است که صاحب این صناعت با آن قادر به «تألیف» حجت (قیاس و استقرا) از مقدمات مشهور یا مسلّم است تا نتیجه‌ای ظنی از ترکیب آن مقدمات به دست آورد.[12]

اقسام جدل

بنا بر مفاد آیات قرآن، جدل به جدال احسن و جدال باطل تقسیم می‌شودخداوند تعالی در سوره نحل می‌فرماید: (ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)؛[13] «با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن!». یا در سوره عنکبوت می‌فرماید: (وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)[14] که از مؤمنان خواسته است با اهل کتاب با جدال احسن سخن بگویند. لذا مفسران در تفسیر این دو آیه، «جدال احسن» را سخن گفتن با مهربانی و نرمی و وقار و آرامش، یاری کردن حق با حجت و دلیل عقل‌پسند و پرهیز از اذیت و آزار و درشتی و خشونت و سخت‌گیری دانسته‌اند.[15] علامه جوادی آملی در کتاب شریف تسنیم خود می‌فرماید: جدال احسن آن است که با جدل نه حقّى را باطل و نه باطلى ر احق جلوه دهد، بلکه با مقدّمات حقّ که نزد خصمْ مسلّم و مقبول است، مطلب حق را اثبات کند.[16]

در روش جدال احسن، شخص با کلامی لین و نرم، به طوری که بخواهد نفعی به دیگری برساند و با تکیه بر اصول و اعتقادات مشترک، گفتگو می‌کند تا بر اساس همان اصول و اعتقادات مشترک، حقانیت سخنان خود را تبیین و تحلیل کند. از این­رو خداوند در آیه 46 سوره عنکبوت در ادامه سفارش خویش نشان می‌دهد که چگونه می‌بایست مجادله احسن را انجام داد. در این آیه به پیامبر(صل الله علیه و آله) می‌فرماید به اهل کتاب بگو ما مشترکاتی چون کتاب وحیانی و خدای یکتا و یگانه داریم.[17]

البته از آنجا که جدال احسن، زمانی ممکن و شدنی است که اصول و مبانی مشترکی وجود داشته باشد که تفهیم و تفهم بر محور و مدار آن صورت گیرد، نمی‌توان با کسانی که هیچ‌گونه اصول ومبانی مشترکی با آنان وجود ندارد، گفتگو و جدال احسن را انجام داد؛ چنان‌که امکان ندارد با کسانی که ستمگر و لجوج و حق‌ستیزند و از همان آغاز در اندیشه درک و فهم نیستند، به جدال احسن پرداخت، به این معنا که جدال احسن و نیکو زمانی شدنی است که شخص مقابل بر باطل خود اصرار نورزد و حق‌ستیز نباشد؛ زیرا نمی‌توان با کسانی که از همان آغاز حق‌ستیز هستند، مبانی و اصول مشترکی پیدا کرد؛ زیرا حق‌ستیزان برای فرار از پذیرش حق، هر دم مبانی و اصول خویش را تغییر می‌دهند و حتی به سخن پیشین خود نیز پشت پا می‌زنند. بنابراین نمی‌توان امید رسیدن به نقطه مشترکی برای پایه‌گذاری گفتگو با آنها داشت. به این جهت است که خداوند اجازه نمی‌دهد با حق‌ستیزان و ستمگران به گفتگو حتی گفتگوی جدالی پرداخت.[18]

خداوند در آیه 56 سوره کهف[19] و یا در آیه­ 3 سوره حج[20] تبیین می‌کند که جدال با روش‌های باطل، از شیوه‌های مبارزه کافران با حق و حقیقت است و آنان با بهره­گیری از شیوه تمسخر و استهزا می‌کوشند تا رقیب و مخالف خود را از میدان به در کنند، به این معنا که اگر در شیوه جدال احسن گفتگو بر پایه مبانی و اصول مشترک انجام می‌گیرد، در گفتگویِ جدلیِ باطل، تمسخر و استهزای شخص و شخصیت و مطالب طرف مقابل، اصل قرار می‌گیرد. از این رو امکان گفتگو حتی با منطق جدلی از میان می‌رود و تمسخر و استهزا و خرد کردن شخصیت طرف مقابل، اصل قرار می‌گیرد. در جدل باطل، هدف و مقصود، نابودی هر آن چیزی است که به نام حق و حقیقت است و شخص می‌کوشد تا باطل را بر حق چیره کند و آگاهانه و عالمانه این شیوه را در پیش می‌گیرد. خداوند تعالی جدال در برابر حق را زمینه‌ساز عقوبت‌های الهی در دنیا و کیفر در آخرت می‌داند و از هلاکت و نابودی حق‌ستیزان با روش جدل باطل خبر می‌دهد.[21]

جدل از دیدگاه ابن‌تیمیه
ابن‌تیمیه معتقد است اگر در مقام دعوت کسی و درصدد استدلال برای او هستیم، باید با استفاده از قرآن، سنت، قیاس‌های عقلی و مثال‌های مختلف، حقیقت را برایش بیان کنیم و این طریق سلف صالح بوده است.[22] ابن‌تیمیه از مناظره با افراد ضعیف العلم و معاند منع می‌کند، چرا که مناظره را باعث گمراهی آنها می‌داند.[23] وی معتقد است هر آنچه موجب تصدیق شریعت اسلام و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) شود، آن کلام صدق و جدال احسن است و هر کلامی که این چنین نباشد، هر چند دیگران آن را معقول و صادق بنامند، آن جدال باطل است و به همین طریق لباس حق بر باطل پوشانده می‌شود و کلام به انحراف می‌رود.[24وی در ذیل آيه (وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ) می‌گوید: در جدال احسن باید مقدمات برهانی باشد و در جدل شرط است که خصم مقدمات برهان شما را قبول داشته باشد؛ هر چند ممکن است آن مقدمات بدیهی نباشد. وی در بیان روش قرآن می‌گوید: قرآن در مجادلاتش به مقدماتی که فقط خصم آنها را قبول داشته باشد، احتجاج نمی‌کند، همان طور که این طریق جدل منطقییون است، ‌بلکه به قضایا و مقدماتی احتجاج می‌کند که مردم آن را قبول دارند و اگر بعضی از مقدمات را برخی از مردم قبول کردند و برخی در آن نزاع داشتند، خداوند برای صحت آن دلیل اقامه کرده است. در ادامه ابن‌تیمیه به نمونه‌هایی از قرآن اشاره می‌کند.[25]

روش جدلی ابن‌تیمیه در «منهاج السنه»
با روشن شدن مواضع ابن‌تیمیه در باب جدل و مناظره، موضع وی را در کتاب منهاج السنه بررسی می‌کنیم. وی یکی از روش‌های مناظره را جدل می­داند و می‌گوید:

از راه‌های خوب مناظره آن است که دلایلی برای طرف مقابل بیاوری که از جنس دلایل خودش باشد که هر چه شدیدتر و قوی‌تر از دلایل او باشد معارضه در این صورت نافع‌تر است، پس اگر جواب صحیح فهمیده شود پاسخ به اشکالی که بر ما وارد کرده دانسته می‌شود و اگر نفهمید در حیرت و عجز گرفتار می‌شود و شرش از تو دفع می­گردد.[26]

ابن‌تیمیه در اینجا شرطی را ذکر می‌کند که به نظر نگارنده مبنای وی در تمام کتابش بوده است؛ چرا که وی بارها در باب جدل طبق قاعده «يورد عليه من جنس ما يورده» عمل کرده است؛ مثلاً وی در مقام جواب به علامه حلی(رحمه الله) در باب اعمال خلفا سعی دارد اعمالی را که دلالت بر فضلیت علی(علیه السلام) می‌کند، افضل آن را بیان کند و اعمالی را که دلالت بر ذم خلفا می‌کند، مذموم‌ترش را برای علی(علیه السلام) ذکر کند. وی در جواب علامه(رحمه الله) که فرموده علم خلفا از علی(علیه السلام) کمتر بود و آنها در بسیاری از موارد به آن حضرت رجوع می‌کردند، می‌گوید: این سخن بهتان و افتراست. هیچ وقت ابوبکر و عمر و حتی عثمان که علمش از این دو کمتر بود، به علی(علیه السلام) رجوع نکردند و آنها علمشان از علی(علیه السلام) بیشتر بود. این در حالی است که هر انسان حقیقت‌جویی با رجوع به برخی از احادیث وارد شده در این باب،[27] به این حقیقت پی می‌برد که این سخنان ابن‌تیمیه از باب جدال باطل است، نه احسن؛ چرا که مخالف مبنای خود ابن‌تیمیه، در باب جدال احسن است؛ زیرا این گونه استدلال کردن اولاً، نمی‌تواند حقایق شریعت الهی و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) را روشن کند و ثانیاً، مقدمات چنین استدلال‌هایی نه نزد خصم بدیهی است و نه نزد مردم،‌ بلکه صرفاً ادعاها و دلایلی باطل است. ثالثاً، ما در جدال احسن گفتیم هدف روشن شدن حقایق با استفاده از باورهای مشترک است، نه اینکه بیان مواردی از جنس موارد مناظره‌کننده، حتی به صورت دروغ و یا به جعل و افترا به سبب لجاجت و کتمان حقایق باشد، که این مصداق جدال باطل می‌شود. بله، اگر قاعده «يورد عليه من جنس ما يورده» از جنس مشترکات و مواردی باشد که مورد قبول طرفین است، به‌طوری‌که ما را به حقیقت نزدیک‌تر کند، این قاعده صحیح است، ولی اگر این قاعده همراه اکاذیب و افترائات و مطالبی باشد که هیچ یک آن را نپذیرفته‌اند، این قاعده­ای باطل است.

مصادیق جدال‌های باطل در «منهاج السنه»
با بررسی منهاج السنه، موارد فراوانی می‌بینیم که ما را از جدال احسن به سمت جدال باطل رهنمون می‌شود و این شیوه به شدّت از اعتبار ابن‌تیمیه و کتابش می‌کاهد. ما برخی از آنها را برمی‌شماریم.

الف) جدل با دلایل غیرمشترک بین طرفین

یکی از مصادیق جدلی باطل ابن‌تیمیه که در بسیاری از موارد دیده می‌شود، جدل با دلایلی است که مورد اتفاق طرفین نیست؛ درحالی‌که ما گفتیم در جدال احسن باید از مشترکات استفاده شود؛ مثلاً:

1. وی در استدلال به اینکه نصوص وارد شده درباره خلافت ابوبکر بیشتر از نصوص علی(علیه السلام) است، به نصوصی استدلال می‌کند که در نزد شیعیان بی اعتبار است، برخلاف علامه(رحمه الله) که در اثبات خلافت علی(علیه السلام)، نصوصی معتبر از کتب خود اهل‌تسنن را می‌آورد.[28]

2. بعد از نزول آیه­ ولایت، پیامبر (صل الله علیه و آله)فرمود: «اجعل لي وزيراً من أهلي علياً اشدد به ظهري». علامه(رحمه الله) این روایت را دلیل بر افضلیّت علی(علیه السلام) می‌داند، ولی ابن‌تیمیه در مقام جواب از علامه می‌گوید:

اینکه پیامبر(ص)پس از صدقه انگشتری، چنین گفته باشد، دروغی ظاهر است؛ چرا که صحابه به هنگام نیاز، در راه خدا انفاق می‌کنند و انفاق آنها از لحاظ اندازه و منفعت بزرگ‌تر از یک انگشتری است.

در ادامه برای تأیید کلام خود از صحیحین احادیثی را نقل می‌کند که فقط در کتب اهل‌سنّت موجود است.[29]

ب) جدل با احادیث ضعیف

یکی از شرایط جدال احسن، استفاده از مقدمات بدیهی یا مشترک است و از این رو استفاده از احادیث قوی السندی که هم اهل‌سنّت و هم امامیه آن را نقل کرده باشند، بسیار راه‌گشاست، بر خلاف زمانی که حدیث مورد استناد، از احادیث ضعیف یا فقط قوی السند نزد یک فرقه باشد که در این صورت نمی‌توان به آن جدال احسن دست یافت. ابن‌تیمیه در بسیاری از موارد برای مقابله و ردّ کلام علامه(رحمه الله) به احادیث ضعیف السند نزد فریقین و یا فقط به احادیثی اشاره می‌کند که نزد اهل‌سنّت معتبر است، نه امامیه، بر خلاف علامه(رحمه الله) که سعی می‌کند از احادیث صحیح السند نزد فریقین استفاده کند و ما برخی از آنها را نقل می‌کنیم:

1. حديث «الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنه» است که علامه(رحمه اللهآن را در فضیلت حسنین نقل می‌کند، ولی ابن‌تیمیه در جواب علامه می‌گويد دربارة خلفا نیز حدیثی به همین مضمون آمده؛ مانند سيدا کهول اهل الجنه[30] که این حدیث در صحیحین نیامده و و فقط بزاز و طبرانی آن را نقل کرده‌اند و سندش ضعیف است.[31]

2. ابن‌تیمیه حدیثی از علی (علیه السلام) نقل می‌کند که بر بالای منبر کوفه فرمودند: «بهترین این امت بعد از پیغمبر(صل الله علیه و آله)، ابوبکر و سپس عمر می‌باشد. و آن حضرت همین جواب را نیز به فرزندش محمد بن‌حنفیه داد؛ چنان‌که در صحیح بخاری و غیر آن آمده است».[32]

اولاً، بسیاری از علمای اهل‌سنّت مثل ابن‌معین، بخاری، احمد و نسائی سلسله سند این حدیث و بسیاری از احادیث دیگری که بر افضلیّت ابوبکر بر تمام امت دلالت می‌کند، را ضعیف شمرده­اند.[33] ثانیاً، جزء مشترکات نیست و این‌گونه احادیث در نزد شیعه باطل است.[34]

ج) جدلِ همراه با قیاس باطل

ابن‌تیمیه استفاده از قیاس منطقی را برای استفاده در مناظره جایز می‌داند.[35] وی قیاس را به دو قسم تقسیم می‌کند: 1. قیاس مذموم که قیاسی است که با نصوص معارضه کند و یا مناط حکمش مساوی نباشد، مثل قیاس کسانی که گفته‌اند: بیع نوعی از رباست، و مثل قیاسی که شیطان به­وسیله آن با امر و فرمان خدا مبنی بر سجود برای آدم معارضه کرد. 2. قیاس ممدوح و آن قیاسی است که مؤید و مثبت قول شارع باشد و مناط حکم در اصل و فرع آن با هم مساوی باشد.[36]

بنابراین اگر جدل همراه با قیاس ممدوح باشد، این جدل، جدال احسن است، ولی اگر همراه قیاس باطلی باشد، بدون شک جدال باطل است. وقتی که ما به کلمات ابن‌تیمیه در منهاج السنه رجوع می‌کنیم، می‌بینیم وی در مقام جدل و معارضه، از قیاس‌های ناصحیح استفاده می‌کند؛ به طوری که نه خود وی آن را به‌عنوان یک دلیل و برهان صحیح قبول دارد و نه طرف مقابلش؛ مثلاً الف) وقتی که به امام حسین(علیه السلام) می‌رسد، می‌گوید: اگر بگویید خاندان حسین(علیه السلام)را سبّ کردند و حسین را کشتند، با آنها همان کاری را کردند که آنها با عایشه کرده بودند، از حیث آنکه بر آنها مستولی و پیروز شدند و آنها را به سوی خانه‌هایشان بردند و نفقه‌هایشان را دادند و همین کار هم با خاندان حسین شد.[37] این قیاسی که ابن‌تیمیه کرده، کاملاً مع‌الفارق است؛ چرا که ملاک واحد در دو قضیّة قیاس را اگر افراد موجود در آن قضیّه قرار دهیم، هیچ وجه تشابهی بین آنها نیست؛ چرا که علی(علیه السلام) و یارانش کجا، و یزید و افرادش کجا؛ و از آن طرف امام حسین (علیه السلام) و یارانش کجا و عایشه و اصحابش کجا و اگر ملاک را در طرفین قیاس رفتار بدانیم، واضح است که بین این دو هم هیچ وجهی نیست؛ چرا که رفتار و ظلمی که یزید و پیروانش با امام حسین(علیه السلام) و یاران و خانواده‌اش انجام دادند،‌ به یقین علی(علیه السلام) این‌گونه با عایشه رفتار نکرد تا بتوان آنها را با یکدیگر قیاس کرد؛ و اگر می‌خواهد با این قیاس، اعمال قبیحی را (عمل یزید) با اعمال نیکویی (عمل حضرت علی(علیه السلام)) بپوشاند، صحیح نیست؛ چرا که بسیاری از علمای اهل‌سنّت بر این اعمال زشت یزید (شهادت امام حسین(علیه السلام)، اسارت خاندان ایشان، بی­حرمتی به ساحت مقدس و خاندان پاکش و...) اعتراف کرده‌اند.[38]

نمونه دیگر: ابن‌تیمیه می‌گوید: نسبت این قوم (رافضه) با اهل‌سنّت به منزله نسبت نصارا با مسلمانان است. نصارا مسیح را خدا می‌شمردند و ابراهیم و موسی و محمد را کمتر از حواریونی قرار می‌دادند که همراه عیسی بودنداینان نیز علی را امام معصوم یا به منزله نبی و خدا قرار می‌دهند و خلفای دیگر را کمتر از امثال اشتر نخعی و کسان دیگری می‌دانند که در صف علی جنگیده‌اند. از همین رو جهل و ستم‌شان بزرگ‌تر و فراتر از آن است که بتوان وصف کرد.[39] آیا قیاس اینکه عیسی را خدا بنامیم، با اینکه حضرت علی(علیه السلام) را امام بنامیم، صحیح است؛ درحالی‌که صغرای قیاس با کبرای قیاس هیچ حد وسطی ندارند؟! مگر نه این‌که خود اهل‌سنّت و تمام مسلمانان قائل به عصمت پیامبر(صل الله علیه و آله) هستند، آیا باز هم باید بگوییم مثل نصارا هستیم؟!

د) جدل همراه با طعن و ناسزاگویي

یکی از شایع‌ترین روش‌های جدلی که ابن‌تیمیه در مباحث عقلی یا نقلی به کار برده، همین روش جدلی است. وی از اين روش بيشتر براي چند مقصود استفاده مي‌کند:

1. بي­ارزش و بي‌اهميّت جلوه دادن طرف مقابل نزد مخاطب: وی با تهمت‌ها و طعن‌ها، به مخاطب چنین وانمود می‌کند که طرف مناظره‌کننده فردی نالایق و بی‌سواد است و از دین هیچ بهره­ای نبرده است. برای مثال، وي در مقدمه کتابش روش علامه(رحمه الله) را مورد خدشه قرار می‌دهد و به بزرگان شیعه می‌تازد و تعبیرات زننده­ای را به کار می‌برد که از ذکر آنها معذوریم.[40] یا به قصد بی‌اعتبار کردن کتاب علامه­(رحمه الله) می­گوید: «اینکه مصنف اسم کتابش را منهاج الکرامه نهاد، بهتر بود که منهاج الندامه بنامد» و بعد شیعیان را در خبث و اتباع هوا به یهود، و در غلوّ و جهل، آنان را به نصارا تشبیه می‌کند».[41] یا به شیعیان بسیار دشنام‌ها می‌دهد و طعن‌های فراوانی می‌زند که به قول آیت‌الله میلانی اگر بخواهیم آنها را جمع کنیم، صفحات آن به اندازه یک کتاب می‌شود.[42]

2. بغض و کینه: وقتی به آثار او رجوع می‌کنیم، می‌بینیم وی به علت بغض و کینه‌اش به منطقییون و فیلسوفان، مواضع بسیار تندی درباره آنان دارد؛ به گونه­ای که کتاب‌های متعددی در ردّ آنها نگاشته و جملات مذمومی علیه آنها به کار برده که اگر تشیع آنها هم ظاهر می‌شده، این بغض و کینه افزون‌تر می‌شد. وی می­گوید: «وقتی که شیعه بودن فلاسفه ظاهر می‌شود، مثل آن است که ناپدری یهودی، مجوسی باشد»[43] و یا بارها کفر و گمراهی به آنان نسبت می‌دهد. و یا آنها را بدتر از یهود می‌خواند.[44]

هـ) جدل همراه با تمجید و تعریف و یا تحقیر و تضعیف برخی دیگر

یکی از روش‌های جدلی ابن‌تیمیه در کتاب منهاج السنه که باعث شده جدال از راه اصلی خود به سمت باطل منحرف شود، تمجید و تعریف از افرادی است که درصدد اثبات افضلیّت آنهاست؛ به‌طوری‌که حتی صفاتی را که بی‌ارزش است، یک ارزش و فضیلت مطرح می‌کند؛ مثلاً درباره معاویه و یزید می‌گوید: در مورد اسلام معاویه و یزید و خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس و نماز و روزه و جهاد آنان با کفار، اخبار متواتری نقل شده است. وی در ادامه تمام طعن‌هایی را که در مورد معاویه و یزید از ابن‌جوزی نقل شده، تکذیب می‌کند و آنها را جعلی می‌خواند و روایاتی را که برای معاویه و یزید در باب اسلام و جهاد و نماز و روزه آنان آمده، به حد تواتر روایات مربوط علی(علیه السلام) می‌شمرد.[45یا برای اینکه منزلت بنی امیه خدشه‌دار نشود، آنها را با حاکمان و افرادی بدتر از آنها مقایسه می‌کند تا ظلم آنها در سایه حاکمان بدتر از خودشان مستور بماند. وی در توجیه ظلم‌های یزید می‌گوید:

یزید از دیگران بهتر بود: از مختار بن ابو عبید ثقفی امیر عراق که در ظاهر مدعی انتقام حسین از قاتلانش بود، بهتر است. مختار مدعی بود جبرئیل بر او نازل می‌شود. و از حجاج‌ بن یوسف بهتر بود؛ زیرا به اتفاق مردم از یزید ظالم‌تر بود. با وجود این، باید گفت غایت چیزی که در مورد یزید و سایر ملوک می‌توان گفت، این است که آنها فاسق بودند.[46]

یا در مورد امامت یزید می‌گوید:

اهل‌سنّت که معتقد به امامت یکی از این افراد مثل یزید، عبدالملک یا منصور و غیره هستند، اعتقادشان به این اعتبار است که هر کس این مسئله را انکار کند، انکارش شبیه انکار ولایت ابوبکر، عمر و عثمان و حکومت کسری و قیصر و نجاشی است.[47]

همان‌طور که واضح است، وی در مقابل، کسانی را که با آنها مخالفت کرده‌اند، به چند روش تضعیف می‌کند:

1. آنها را با افرادی ضعیف و حقیر مقایسه می‌کند؛ مانند مقایسة ایمان حضرت علی(علیه السلام) با افرادی چون یزید.

2. صفات کمالی و فضایل نفسانی آنها را بسیار عادی و کوچک می‌شمارد و به مخاطب چنین تلقین می‌کند که اینها فضیلت و کمال نیستند، بلکه امری عادی‌اند که ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد؛ مثلاً در مورد جریان صدقه دادن انگشتری از سوی حضرت علی(علیه السلام) و یا در موردحدیث منزلت سعی می‌کند قضیه را به گونه­ای جلوه دهد که نه تنها برای علی(علیه السلام) فضیلتی نباشد، بلکه ضعف بر آن حضرت تلقی شود. می‌گوید:

این امر عادی بود که هر وقت پیامبر(ص)می‌خواست به غزوات برود، کسی را جانشین خود می‌کرد. ثانیاً، چون غزوه تبوک آخرین غزوه پیامبر(ص)بود، ایشان به هیچ کس اجازه ماندن نداد، مگر به زنان و بچه‌ها و کسانی که عاجز بودندلذا علی گریه کنان نزد پیامبر(ص)رفت و گفت: آیا من را در مدینه با زنان و بچه‌ها می‌گذاری؟[48]

ابن‌تیمیه در بسیاری از موارد این چنین یک‌جانبه قضاوت می‌کند و اگر بخواهیم منصفانه سخن بگوییم، باید گفت اولاً، در مورد جریان حضرت علی(علیه السلام) تعبيرهاى گوناگونى آمده است. در نقلى آمده: پيامبر اکرم(صل الله علیه و آله)به امير مؤمنان على(علیه السلام) فرمود: «إنّه لابدّ أن أقيم أو تقيم؛ حتماً يا من بايد در مدينه بمانم يا تو». پيامبر(صل الله علیه و آله) در تعبيرى ديگر فرمود: «فإنّ المدينة لا تصلح إلاّ بي أو بک؛ امور مدينه جز با من يا با تو سامان نمى‌يابد». در سخن ديگرى می‌خوانيم که رسول خدا فرمود: «إنّه لا ينبغي أن أذهب إلاّ وأنت خليفتی؛ به هيچ وجه سزاوار نيست من بروم، مگر آنکه تو جانشين من باشى». از اين عبارات به خوبى استفاده می‌شود که هيچ کس نمى‌توانسته در آن موقعيت جانشين پيامبر خدا(صل الله علیه و آله) در مدينه باشد و فقط شخص پيامبر يا اميرمؤمنان على(علیه السلام) مى‌توانستند به امور مدينه رسيدگى کنند و آنها را سامان دهند. روشن است که در آن زمان، شرايط خاصّى بر مدينه حکم‌فرما بوده و منافقان دسيسه‌هایی می‌کردند و نقشه‌هایی در سر می‌پروراندند که هيچ يک از صحابه توان و صلاحيت مقابله و خنثى کردن آنها را نداشتند و اين کار فقط از عهده دو نفر برمى­آمد: يا شخص پيامبر(صل الله علیه و آله) و يا اميرمؤمنان على(علیه السلام) به راستى، اگر اين جانشينى براى على(علیه السلام) هيچ فضل و مقامى را اثبات نمى‌کند، پس چرا عمر آرزو می‌کرد که اين مقام و جانشينى براى او باشد؟ چرا سعد بن‌ابى‌وَقّاص آرزو داشت که او به چنين مقامى می‌رسيد؟

ثانیاً، ابن‌تيميّه گفت: «على در حالى که اشک از ديدگانش جارى بود، به نزد پيامبر آمد». اين سخن وی کذبی بیشتر نیست؛ چراکه گريه اميرمؤمنان على(علیه السلام) به اين جهت بود که در آن نبرد حضور نداشت و همچنين به جهت نکوهش‌هایی که از منافقان می‌شنيد، نه به اين جهت که پيامبر او را در ميان زنان و کودکان به جاى خود گمارده است.[49]

3. ابن‌تیمیه سعی می‌کند با القای شبهه و سؤال، منزلت و شأن امام را زیر سؤال ببرد و آن را تضعیف کند؛ مثلاً وی در مورد شهادت امام حسین(علیه السلام) می‌گوید:

و در قيام (حسين)، نه مصلحت دين بود و نه مصلحت دنيا، بلکه اين ظالمين سرکش بر ضد نوه رسول خدا قدرت پيدا کردند تا اينکه او را مظلوم و شهيد کردند و در قيام و کشته شدن او آن قدر فساد بود که اگر در شهر خود نشسته بود، آن قدر فساد نمي شد! پس آن چيزي که او قصد آن را داشت از به دست آوردن نيکي و دفع بدي، اصلاً حاصل نگشت، بلکه بدي به سبب قيام او زياد شد و خير کم گرديد و اين سبب شرّ بزرگي شد و کشته شدن حسين فتنه‌های بسيار در پی داشت؛ همان طور که کشته شدن عثمان سبب فتنه‌های بسيار گشت.[50]

وی می‌گوید:

شکی نیست که حسین مظلومانه به شهادت رسید؛ همچنان‌که شهدای مظلوم شبیه به او به شهادت رسیدند. آنچه در ماجرای قتل حسین روی داد، بزرگ‌تر از کشتن انبیا نبود. خداوند در قرآن خبر داده که بنی‌اسرائیل پیغمبران را به ناحق می‌کشتند و کشتن پیامبر بزرگ‌ترین گناه و معصیت است.[51]

حال سؤال این است که آیا فرزند رسول خدا و سيد جوانان اهل بهشت، مصلحت کار خویش را بهتر می‌داند یا ابن‌تیمیه؟ آیا مگر چنین نیست که قول صحابه و سلف صالح برای تمام سلفیون حجت است؛ پس چرا ابن‌تیمیه به خود اجازه می‌دهد که از بهترین خاندان پیامبر(صل الله علیه و آله) و یکی از بهترین صحابه ایشان ايراد بگيرد؟[52]

نمونه دیگر: در مورد آیاتی که در شأن و منزلت علی(علیه السلام) وارد شده است، ابن‌تیمیه سعی می‌کند با القای شبهات مختلف آنها را از دلالت باز دارد و افضلیّت آن حضرت را مورد تردید قرار دهد.[53]

و) جدل همراه با انکار وتکذیب دلایل مخالف

یکی از روش‌های شایع ابن‌تیمیه در جدل، این است که ادله علامه(رحمه الله) را بدون هیچ سند و مدرکی انکار و تکذیب می‌کند، و برای رسیدن به این مقصود از روش‌های مختلفی بهره می‌گیرد که ما به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. با ادعاهایی چون خلاف اجماع، یا احدی از اهل علم آن را نقل نکرده و حتی به بهانه اینکه این احادیث در صحیحین ذکر نشده و یا با تعابیر دیگری چون هذا کذب ظاهر، بهتان، موضوع و یا... آن را تکذیب می‌کند که نمونه‌هایی از آن را ذکر می­کنیم. او در اولین ادعای علامه(رحمه الله) که می‌فرماید یکی از مهم‌ترین مسائل دین، مسئله امامت است، می‌گوید: «کذب باجماع المسلمین سنیّهم و شیعیّهم، بل هذا کافرٌ».[54] یا به آسانی احادیث مشهوری را که در منزلت و منقبت علی(علیه السلام) و خاندان پاکش می‌باشد، تکذیب و به دروغ ادعای اجماع بر خلاف آن می‌کند، مثلاً بعد از ذکر آیه ولایت و ناسزاگویی به علامه حلی(رحمه الله) که گفته است «بر اینکه آیه درباره علی نازل شده، اجماع وجود دارد»، می‌گوید:

این سخن یکی از بزرگ‌ترین ادعاهای دروغین است. اتفاقاً علمای حدیث بر این اجماع کرده‌اند که این آیه به طور ویژه در مورد علی فرود نیامده و علی در نماز انگشتری خاتمش را صدقه نداده است. علمای حدیث اجماع دارند بر اینکه قصة روایت‌شده در شأن نزول آیه، یکی از دروغ‌های بربافته است.[55]

یا درباره آیه مودّت می‌گوید: «هذا کذبٌ باتفاق اهل المعرفة بالحدیث». یا درباره حدیث طیر می­گوید: این حدیث کذب است و آن را احدی از اصحاب حدیث و ائمه حدیث نقل نکرده‌اند؛ مثل حاکم نیشابوری و ابی‌نعیم و ابن‌مردویه، و می‌گوید از حاکم نیشابوری درباره حدیث طیر سؤال شد که گفت: لایصح.[56] این در حالی است که حاکم نیشابوری این حدیث را در المستدرک علی الصحیحین آورده است.[57]

2. از روش‌های دیگر ابن‌تیمیه برای انکار کردن قول علامه (رحمه الله)، تخصیص زدن قول علامه(رحمه الله) است. وی قصد دارد علامه را با این ترفند فردی ناآگاه بشناساند. این در حالی است که مقصود علامه(رحمه الله) کلام مشهور اهل‌سنّت بوده است و نه تمام فرقه‌های اهل‌سنّت؛ مثلاً علامه(رحمه الله) می­فرماید: شیعه قائل به حکمت و عدالت خداوند تعالی است، برخلاف اهل‌سنّت که عدالت و حکمت را در افعال خداوند ثابت نمی­دانند و برای خداوند فعل قبیح را جایز می­دانند. ابن‌تیمیه در ابتدا قول علامه(رحمه الله) را تکذیب می‌کند و در ادامه به بیان اقوالی می­پردازد تا اطلاق کلام علامه را از بین ببرد.[58]

3. از روش‌های دیگر ابن‌تیمیه برای تکذیب و انکار کردن قول علامه (رحمه الله)، صرفاً ادعای بعید بودن سخن او است؛ مثلاً درباره زنده بودن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) و طولانی بودن عمر آن بزرگوار می­گوید:

عمری چنین طولانی در بین امت محمد(صل الله علیه و آله)، خلاف عادت صحیح است و می‌توان کذب آن را ادعا کرد؛ زیرا هیچ‌یک از کسانی که در جامعه اسلامی متولد شده‌اند، بیش از 120 سال نزیسته‌اند، چه برسد به صدها سال.[59]

4. ابن‌تیمیه برای تکذیب کردن عقاید شیعه در برخی از موارد، نسبت‌های دروغ می‌دهد؛ مثلاً برای اثبات اینکه رافضیان دل‌هایشان کور است و حقیقت را نمی­بینند و می­خواهند همه چیز را به نفع خود منتسب کنند، به دروغ می­گوید: آنها مثل نصیریه­اند و حتی حسن و حسین را فرزندان سلمان فارسی می­دانند و یا می­گویند که علی(علیه السلام) وفات نکرده است.[60] یا به دروغ نماز شیعیان را مثل نماز یهودیان می‌داند و یا بسیاری از امور دیگر را به دروغ به شیعیان نسبت می‌دهد.[61]

ابن‌تیمیه این نسبت‌ها و ادعاهای دروغین را به اصحاب پیامبر(صل الله علیه و آله) هم کشانده؛ به طوری که در جواب از حدیث ابن‌عباس که گفت هیچ آیه‌ای از قرآن با آغاز (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ) نیست که علی(علیه السلام) رأس و امیر و سرور و سید مصادیق آن آیه نباشد، می‌گوید: «این حدیث دروغی است که بر ابن‌عباس بسته شده است. آنچه افراد متعدد از ابن‌عباس روایت کرده‌اند، این است که وی ابوبکر و عمر را بر علی برتری می‌داد. سپس ایراداتی بر علی و برخی کارهای او گرفته است.[62]

5. از روش‌های دیگر ابن‌تیمیه برای تکذیب کردن، انکار حقایق تاریخی است؛ مثلاً وی در باره مهاجرین می­گوید: «بدان که در مهاجرین منافقی وجود نداشت، منافقین فقط در قبیله‌های انصار بودند».[63]

پاسخ این کلام روشن است: اولاً، در میان مهاجرین نیز منافق بسیار بود روایات بسیاری در این زمینه هست که برخی از آنها را خود ابن‌تیمیه نیز نقل کرده؛ مثل جریان حاطب که عمر می‌خواست گردن او را که یکی از اصحاب بدر بود، بزند و می‌گفت او منافق است.[64] ثانیاً، در حدیث آمده که هر کس بغض و کینه علی(علیه السلام) را داشته باشد، منافق است و آنچه در تاریخ آمده، وجود برخی از مهاجرین است که به علی(علیه السلام) کینه داشتند.[65]

یا ابن‌تیمیه جنگ امیرالمؤمنین با عمرو بن­عبدود را تکذیب می­کند؛ درحالی‌که بسیاری از علمای اهل‌سنّت مانند حاکم نیشابوری در المستدرک (ج2، ص32)، فخر رازی در تفسیر کبیرش (ج3، ص32) و خطیب بغدادی در تاریخ بغداد (ج13، ص19)، جنگ امام علی(علیه السلام) با عمرو بن‌عبدود را نقل کرده‌اند.

یا درباره فتح خیبر به دستان مبارک علي(علیه السلام)، مي­گويد: لعنت خدا بر کاذبين و کساني‌که اين را نقل کرده‌اند! سند اين حرف‌ها کجاست؟ و اين دروغ است.[66]

ز) جدل همراه با مغالطه کردن

مغالطه يا سفسطه کردن در لغت يعني کلامي که مردمان بدان در غلط و اشتباه افتند.[67] در اصطلاح اهل منطق، قياسي است مرکب از وهميات يا مشتبهات[68] و يا به بياني ديگر، قياس فاسدي است که منتج به نتيجه صحيح نباشد و فساد آن، يا از جهت ماده است و يا صورت يا هر دو.[69]

یکی از مهم‌ترین روش‌های ابن‌تیمیه در کتاب منهاج السنه­، جدل کردن همراه با مغالطه است که از آن به شیوه‌های مختلفی استفاده می‌کند و ما به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. به صورت درست کردن دور و تسلسل و تناقض؛ مثلاً در باب ملاک‌های افضلیّت، دلیلی عقلی ذکر می‌کند و می‌گوید: «چون حق با ابوبکر و عمر و عثمان بود، آنها افضل‌اند. پس افضل خلایق کسی است که استحقاق مقام جانشینی پیامبر(صل الله علیه و آله) را داشته باشد».[70] این در حالی است که می‌خواهد برای افضلیّت دلیل بیاورد تا جانشینی آن سه نفر را اثبات بکند درحالی‌که وی از جانشینی این سه، افضلیّت آنها را اثبات می‌کند و این باطل است؛ چرا که به قول منطقیین این دور است و خود ابن‌تیمیه آن را باطل و ممتنع می‌داند[71] و بنا به گفته خودش یک برهان زمانی صادق است که تناقضی بر خلافش نباشد.[72]

2. قرار دادن علتی به‌جای علت حقیقی معلول؛ مثلاً درجواب به علامه(رحمه الله) که می­فرماید انتصاب اولیای معصوم از طرف خداوند تعالی لطفی بر بندگان است، وجوهی را بیان می‌کند و در ادامه می­گوید: اگر مقصود از لطف این است که چون اطاعت از ایشان باعث هدایت بندگان می­شود، لذا واجب است، در جواب می‌گوییم: به مجرد واجب شدن در عالم نه لطفی است و نه رحمتی، بلکه باعث می‌شود مردم آنها را تکذیب کنند و باعث می‌شود مردم به جهت اطاعت نکردن آنها داخل در معصیت شوند؛[73] درحالی‌که منظور علامه(رحمه اللهانتصاب و وجود خود امام است که باعث هدایت می‌شود، لذا علت لطف خداوند تعالی، وجود امام است، نه واجب کردن. بنابراین اطاعت نکردن کسی دلیل بر نبودن لطف نیست، چرا که خودشان اصرار به گمراهی دارند والا اگر کسی بخواهد هدایت شود، خداوند تعالی او را به حال خودش وانمی‌گذارد، بلکه به او این لطف را می‌کند و پیغمبران و افراد معصومی را می‌فرستد تا آنها هدایت شوندلذا واجب است برای هدایت و رستگاری از آنها اطاعت و پیروی کنیم.

3. ابن‌تیمیه در برخی از موارد برای اینکه بتواند مغالطه کند، تعابیر را تغییر می‌دهد تا خواننده نتواند حقیقت را بیابد؛ مثلاً در جواب سخن علامه(رحمه الله) که نوشته است: «اهل‌سنّت قائل‌اند که چون خداوند فاعل کل شیء است (اللّهُ خَالِقُ کُلِّ شَيْءٍ)، پس اگر بنده­ای ظلم کند، آنها این ظلم را به خدا نسبت می­دهند»، مي­گوید: «اینکه این نسبت ظلم را به ما می‌دهد، کسی چنین نگفته، بلکه خداوند خالق کل شیء هست، بدین معنا که خداوند خالق صوم است، نه فاعل صوم و یا در مثل طواف، خالق طواف است، نه فاعل آن».[74]

به ابن‌تیمیه می‌گوییم مقصود شما از اینکه خالق است نه فاعل، چیست و فرق آنها در چیست؟ آیا منظور این است که خداوند در فعل بندگان دخالت دارد یا ندارد؟ و یا اینکه مقصود ابن‌تیمیه این است که خداوند فقط خالق صفت است، نه فعل، و خالقیت خداوند غیر از فاعلیت او است در افعال بندگان؟ در هر صورت، وی با تغییر دادن کلمه فاعل به خالق و نقل اقوال بسیار به گونه­ای بحث می­کند که خواننده را متحیر و سرگردان می­کند و نمی‌تواند نظر حق را دریافت کند.[75]

4. وی برای مغالطه و ردّ کلام علامه (رحمه الله) از تخصیص کلام وی به مورد خاصی استفاده می­کند؛ مثلاً علامه(رحمه الله) می­گوید: اهل‌سنّت قائل به غیر معصوم بودن انبیایند. ابن‌تیمیه در جواب می­گوید: ما در مبحث ارسال رسالت، قائل به عصمت انبیاییم و عموم اهل‌سنّت قائل به جواز صغائرند. در ادامه برای اینکه خواننده را از این شبهه دور کند و اتهام و شبهه را به سمت شیعه ببرد، شیعیان را به نصارا تشبیه، و آنها را متهم به غلو می­کند.[76]

ی) جدل همراه با تحریف حقایق در احادیث برای رسیدن به هدف خود

ابن‌تیمیه برای این منظور، یا در سند حدیث تغییر ایجاد می­کند و یا در خود حدیث. برای مثال، می‌توان به حدیث قسطنطنیه اشاره کرد که یکی از احادیث ساختگی ابن‌تیمیه است و وی می­خواهد به‌وسیله آن یزید را از گناهانش تبرئه کند و می‌گوید: «در صحیح بخاری آمده پیامبر(ص)فرموده: "اوّلُ جيشٍ يَغزوا القُسطنطنية مغفورٌ لهم"، و یزید که فرمانده این سپاه بوده، پس تمام گناهانش بخشیده شده است».[77] این در حالی است که حدیثی که در صحیح بخاری آمده، این است که فرمود: «اوّلُ جيشٍ من امّتی يَغْزونَ مدينة قيصر مغفور لهم».[78] به راستی اگر اين برداشت از حديث، صحيح است و يزيد بخشيده شده بود، چرا احمد بن‌حنبل، ابن‌جوزی، تفتازانی و بسياری از علمای اهل‌سنّت، او را لعنت کرده و از او برائت جسته‌اند، ثانیاً، اين تحليل ابن‌تيميه، با سخن خودش نيز تناقض دارد که می‌‏‌گويد: «حسين مظلوم بود و آن ظالمان و طاغيان، سبط رسول خدا را کشتند و شهيد کردند».[79]

یکی دیگر از راه‌های دیگر ابن‌تیمیه برای تحریف احادیث، توجیه و تأویل کردن آنهاست. هر چند وی را ظاهرگرا و مخالف تأویل می‌دانند، ولی او در بسیاری از موارد برای رسیدن به هدف خود، احادیث یا وقایع تاریخی را تأویل و یا توجیه می‌کند؛ مثلاً در باب آیه تطهیر بعد از آنکه حدیث را به طریقی قبول می‌کند و در مقام جواب به تأویل آیه و توجیه حدیث کسا می‌پردازد و در آخر که خود هم قانع نمی‌شود، می‌گوید:

لفظ «رجس»، هم لفظی عام و کلی است که اقتضا دارد خداوند می‌خواسته همه انواع آلودگی‌ها را بزداید و پیامبر(ص)هم برای همین مقصود دعا فرمودند. به هر حال، پاک کردنی که خداوند اراده فرموده و آنچه پیامبر(صل الله علیه و آله) برای آن دعا کرده، به اتفاق، همان عصمت نیست؛ چرا که نزد اهل‌سنّت معصومی جز پیامبر(صل الله علیه و آله) وجود ندارد.[80]

اگر به احادیث و آیاتی که در این باب در فضیلت علی(علیه السلام) آمده رجوع کنید، به‌خوبی می‌یابید که ابن‌تیمیه چگونه بسیاری از این آیات و روایات را تأویل و یا توجیه می‌کند؛ به طوری که توجیحات و تأویلات او در وقایع تاریخی مثال زدنی است مثلاً بذل و بخشش‌های عثمان از اموال بیت المال را این چنین توجیه می‌کند و می­گوید:

به صورت کلی، هر فرد حاکم یا فرمانروایی به ناچار باید اقوام و نزدیکانی داشته باشد که مورد اطمینانش باشند و بتوانند شرّ بدخواهان او را از وی دفع کنند و چنانچه مردم مانند رعیت ابوبکر و عمر با امامشان نباشند، آن امام به خویشاوندی نیاز خواهد داشت که مورد اعتمادش باشند و آن خویشاوندان نیز باید صاحب کفایت باشند. این یکی از دو تأویل مسئله است. تأویل دوم آنکه عثمان متصدی بیت‌المال بود و خداوند متعال فرموده است: (وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا)؛[81] «و کارکنانى که براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏کشند» و متصدی صدقه که خود بی‌نیاز باشد، به‌اتفاق مسلمانان حق دارد که دستمزد خود را بگیرد.[82]

نتیجه
ابن‌تیمیه یکی از روش‌های جدل را جدال احسن می‌داند و ملاک آن را در قرآن و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) جستجو می‌کند، ولی هنگامی که در مقام ردّ کتاب علامه حلی(رحمه الله) برمی‌آید از مبنای خود در جدال احسن تبعیت نمی‌کند و برای ردّ مخالف خود و تضعیف و تخریب علامه(رحمه الله) به هر روشی تمسک می‌جوید و ما با بیان برخی از روش‌های جدلی ابن‌تیمیه که در کتاب منهاج السنه­ اش ذکر کرده، اثبات کردیم که وی از جدال احسن منحرف شده و به سمت جدال باطل رفته. لذا کتاب وی دارای رویکرد یا روش علمی و منطقی نیست که بتواند ما را به حقیقت واحدی برساند. از همین روی نتوانسته به انصاف حکم کند و به نتیجه مطلوبی دست یابد. لذا نمی‌توان این کتاب را کتابی علمی دانست که دارای روش و مبنایی علمی است.

منابع

1ابن‌تيميه، احمد: النبوات، ریاض: أضواء السلف، چاپ اول، 1420ق.
2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : درء تعارض العقل والنقل، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بن‌سعود الإسلامية، چاپ دوم، 1411ق.
3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : عقیدة حمویة الکبری، ریاض: ‌دارالصمیعی، 2004م.
4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : منهاج السنة النبویة، تحقیق: محمد رشاد سالم، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بن‌سعود الإسلامية، 1406ق.
5
ابن‌حنبل، احمد: مسند احمد، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد و دیگران، مؤسسة الرسالة، 1421ق.
6
ابن‌فارس: معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دارالجیل، 1420ق.
7
ابن‌منظور: لسان العرب، بیروت، 1300ق.
8
احمدی، هاله: «جدل و نمونه‌های آن در قرآن»، مجله علمی پژوهشی دانشگاه الزهراء، ش41، بهار1381.
9
ارسطو: منطق ارسطو، بیروت: کتاب الطوپیقا، 1980م.
10
امینی، عبدالحسین: ‌الغدیر، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1383ش.
11
بخاری، محمد بن‌اسماعیل: صحیح بخاری، طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.
12
جوادی آملی، عبدالله: تفسیر تسنیم، قم: نشر اسراء، 1390ش.
13
حاکم نیشابوری، محمد بن‌عبدالله: المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دار الکتب العلمية، 1411ق.
14
خطيب بغدادی، ابوبکر احمد بن‌علی: تاریخ بغداد، بیروت: دارالغرب الإسلامي، 1422ق.
15
دهخدا، علی اکبر: لغت نامه، زیرنظر محمد معین، تهران: 1325- 1359ش.
16
ذهبی، شمس‌الدين محمد بن‌احمد: تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام،بیروت: دارالکتاب العربی، 1407ق.
17
راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن‌محمد: المفردات، بیروت: دارالقلم، 1412ق.
18
رضوانی، علی‌اصغر: دشمنی ابن‌تیمیه با اهل بیت، قم: مشعر، 1390ش.
19
ری شهری، محمد: شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن، قم: دارالحدیث، 1391ش.
20
زرکشی، محمد بن‌بهادر: البرهان فی علوم القرآن، بیروت: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1408ق.
21
سید مرتضی: تنزیه الانبیاء و ائمه، قم: امیر، 1376ش.
22
سیوطی، عبدالرحمان بن‌ابی‌بکر: الاتقان فی علوم القرآن، قاهره: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1967م ـ قم: چاپ افست، 1363ش.
23
ابن‌سینا، حسین بن‌عبدالله: الشفاء؛ المنطق، چاپ ابراهیم مدکور و احمدفؤاد أهوانی، قاهره: 1385/1965، چاپ افست قم، 1404.
24
طبرسی، فضل بن‌حسن: ‌مجمع البیان، قم: مجمع العالمی اهل البیت، بی‌تا.
25
طبری، محمد بن‌جریر: جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، 1400ق.
26
طوسی، محمد بن‌حسن: التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، بی‌تا.
27
طوسی، نصیرالدین محمد بن‌محمد: کتاب اساس الاقتباس، تهران: مدرس رضوی، 1367ش.
28
علیزاده موسوی، سید مهدی: سلفی‌گری و وهابیت، جلدیکم: تبارشناسی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1389ش.
29
فارابی، محمد بن‌محمد: المنطق عندالفارابی، بیروت: رفیق العجم، 1985ـ1986م.
30
فخررازی، محمد بن‌عمر: تفسیر کبیر، بیروت: دارالکتب العلمية، 1421ق.
31
ـــــــــــــــــ : شرح عیون الحکمة، تهران: چاپ احمد حجازی احمدسقا، 1373ش.
32
فرمانیان، مهدی: مبانی فکری سلفیه، پایانامه دکتری، مرکز تربیت مدرس، 1388ش.
33
مظفر، محمد رضا: منطق، تهران: ‌حکمت، 1386ش.
34
ملاصدار، محمد بن ابراهیم، شرح حکمه الاشراق، تهران، 1380ش.
35
میلانی، سید علی: الامامه فی اهم الکتب الکلامیه، قم: ‌حقایق اسلامی، 1384ش.
36
ــــــــــــــــــــ : آیه مودت و یا نگاهی به حدیث طیر، قم: ‌حقایق اسلامی، 1390ش.
37
ــــــــــــــــــــ : دراسات فی منهاج السنه، ‌قم: ‌حقایق اسلامی، ‌1386ش.
38.
ــــــــــــــــــــ : ناگفته‌هایی از حقایق عاشوراء، قم: حقایق اسلامی، 1389ش.
39
ـــــــــــــــــــــ : نگاهی به حدیث منزلت، قم: ‌حقایق اسلامی، 1388ش.

--------------------------------------------------------------------------------

پژوهشگر مؤسسه تحقیقاتی دارالإعلام لمدرسة اهل‌البیت(علیهم السلام) و کارشناسی ارشد مؤسسه مذاهب اسلامی.

ma556261@gmail.com

[1] سوره نحل(16)، آیه 125.

[2] فرمانیان، مهدی، مبانی فکری سلفیه، ص142.

[3] علیزاده موسوی، مهدی، تبار شناسی سلفیه، ج1، ص233.

[4] ابن‌تیمیه، احمد، العقیدة الحمویة الکبری، ج1، ص193.

[5] ابن‌منظور، لسان العرب، ج11، ص103.

[6]. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج1، ص433.

[7] راغب، ابوالقاسم، المفردات، ذیل واژه جدل.

[8] ارسطو، منطق ارسطو، ج2، ص489ـ490.

[9] ر.ک: فارابی، محمد، المنطق عندالفارابی، ج3، ص13؛ طوسی، نصیرالدین، کتاب اساس الاقتباس، ص444؛ ابن‌سینا، حسین، الشفاء: المنطق ، ج3، ص21.

[10] همان،ج3، ص24ـ 25.

[11] برای اطلاع بیشتر ر.ک: احمدی، هاله، «جدل و نمونه‌های آن در قرآن».

[12] فخررازی، محمد، شرح عیون الحکمة، ج1، ص227.

[13] سوره نحل(16)، آیه 125.

[14] سوره عنکبوت(29)، آیه 46.

[15] مثلاً: طبری، محمد بن‌جریر، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل آیات؛ طوسی، محمد بن‌حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج6، ص440، ذیل آیات.

[16] جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج23، ص111.

[17] طبرسی، فضل بن‌حسن، ‌مجمع البیان، ج8، ص26، ذیل آیه 46 سوره عنکبوت.

[18] ری شهری، محمد، شناخت‌نامه قرآن بر پایه قرآن، ص354.

[19] وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ کَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا

[20] وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ کُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ.

[21] برای اطلاع بيشتر ر.ک: زرکشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، ج2، ص24-27؛ سیوطی، عبدالرحمن، الاتقان فی علوم القرآن، ج4، ص60-64 که در مورد انواع جدل در قرآن پرداخته‌اند.

[22] ابن‌تیمیه، احمد، درء تعارض العقل و النقل، ج1، ص235.

[23] همان، ج7، ص173.

[24] همو، النبوات، ج1، ص332.

[25] همو، مجموع الفتاوی، ج19، ص165.

[26] همو، منهاج السنه، ج8، ص202.

[27] ابن‌حنبل، احمد، مسند احمد، ج1، ص96، 100 و 113 و علامه در کتاب الغدیر، ج6، به بسیاری از مواردی که اصحاب از جمله عمر به اعلم بودن علی7 اعتراف کرده و گفته‌اند که اگر ایشان نمی‌بود، هر آینه آنها هلاک می‌شدند، اشاره کرده‌اند.

[28] همان، ج4، ص147.

[29] همان،ج7، ص12.

[30] ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنه، ج4، ص86.

[31] میلانی، سید علی، الامامة فی اهم الکتب الکلامیه، ص123.

[32] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج1، ص4.

[33] امینی، عبدالحسین، پیشین، ج5، ص517.

[34] برای بررسی بیشتر در مورد این روایات ر.ک: میلانی، سید علی، پیشین، ص250-265.

[35] ر.ک: «جدل از دیدگاه ابن تیمیه» در همین مقاله.

[36] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج3، ص413- 414.

[37] همان، ج4، ص195.

[38] برای اطلاع بیشتر ر.ک: میلانی، سید علی، ناگفته‌هایی از حقایق عاشوراء، ص30.

[39] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج7، ص109.

[40] ر.ک: همان، ج1، ص26.

[41] همان، ج1، ص8-9.

[42] میلانی، سید علی، دراسات فی منهاج السنه، ص567.

[43] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج8، ص258.

[44] برای نمونه، ر.ک: همان، ج1، ص352؛ ج3، ص288؛ ج5، ص166.

[45] همان، ج4، ص220.

[46] همان، ص343.

[47] همان، ص311.

[48] همان، ج5، ص34.

[49] برگرفته از: میلانی، سید علی، نگاهی به حدیث منزلت، ص110-118.

[50] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج4، ص316.

[51] همان، ص332.

[52] آیت الله میلانی جواب مفصل این سخنان سخیف را در کتاب ناگفته‌هایی از حقایق عاشورا صفحه 30 آورده است.

[53] برای تفصیل شبهات ابن‌تیمیه در این باب و جواب آنها ر.ک: رضوانی، علی اصغر، دشمنی ابن‌تیمیه با اهل‌بیت:، ص40 به بعد.

[54] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج1، ص75.

[55] همان، ج7، ص4.

[56] همان، ص263.

[57] حاکم ‌نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص130، که جواب تفصیلی آنها را می توان به کتاب آیه مودت و یا نگاهی به حدیث طیر، ص17، از آیت الله میلانی رجوع کرد.

[58] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج1، ص127.

[59] همان، ج4، ص91.

[60] همان، ص206.

[61] همان، ج1، ص26.

[62] همان، ج7، ص167.

[63] همان، ج8، ص314.

[64] همان، ج4، ص331.

[65] امینی، عبدالحسین، پیشین، ج2، ص279.

[66] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج8، ص86.

[67] دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه.

[68] مظفر، محمدرضا، منطق، ص10.

[69] ملاصدرا، محمد، شرح حکمة الاشراق، ص136.

[70] ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج8، ص225.

[71] همان، ج7، ص40.

[72] همان، ص8.

[73] همان، ج1، ص132.

[74] همان، ص456.

[75] ر.ک: همان، ص460.

[76] همان، ص473.

[77] همان، ج4، ص327 و 345.

[78]. بخاری، محمد بن‌اسماعیل، صحیح بخاری، ج10، ص68، ح2707.

[79]. میلانی، سید علی، دراسات فی منهاج السنه، ص513.

[80]. ابن‌تیمیه، احمد، پیشین، ج7، ص50.

[81]. سوره توبه (9)، آیه 60.

[82]. همان، ج6، ص157

برگرفته از سایت الوهابیه http://alwahabiyah.com 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

تحریف‌های ابن‌تیمیه از واقعه عاشورا

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش