تبرک

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۸ تعداد بازدید: 421

مفهوم تبرک

برکت در لغت به معنای رشد و زیادی و ثبوت خیر الهی در چیزی است. فراء که یک نحوی و لغت شناس است برکت در «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته» را به معنای سعادت دانسته و ابن عباس برکت را به معنای کثرت در هر خیر می‌داند.[1]

در اصطلاح نیز تبرّك یعنی طلب کردن خیر الهی که خداوند در یک شیئ قرار داده است.[2] ابن عثیمین در تعریف «تبرک» می‌نویسد: تبرک به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیاد بودن خیر و پایدار بودن آن است که دو عنصر کثرت و ثبوت در آن وجود دارد.[3]

در مجموع مي­توان گفت: تبرک آن است که فرد موحد در عین توسل به اسباب عادی، از طریق پیامبران و امامان و اولیای الهی و یا آثار بر جای مانده از آنان نيز، خير و فزونی بطلبد.[4]



محل نزاع

اصل تبرک به آثار صالحان مورد اتفاق اغلب فرق اسلامی است و اختلاف در دایره شمول آن است. اغلب مسلمانان تبرک به آثار همه صالحان را جایز دانسته و البته تاثیر آن را منوط به اراده خداوند می‌دانند. در سوی دیگر، سلفی ها(وهابیان و سلفیه جهادی) و نیز اغلب دیوبندی ها فقط تبرک به آثار متصل به بدن انبیاء را جایز می‌دانند.[5]

دلایل سلفیه بر ممنوعیت تبرک به آثار سایر صالحان

سلفی ها تبرک به آثار سایر صالحان را مساوی پرستش صالحان،[6] ذریعه به(مقدمه‌ی) شرک،[7] مخالف سیره سلف[8] و بر خلاف اجماع علماء[9] می‌پندارند.

 

نقد و بررسی دیدگاه سلفیه

اولا: تعریف عبادت شامل تبرک به آثار صالحان نمی شود.

عبادت به معنای خضوع و تواضع در برابر یک موجود با عقیده به الوهیت یا ربوبیت او بوده[10]و شامل تبرک نمی‌شود و اگر این تعریف شامل تبرک شود، تبرک صحابه به آثار پیامبر نیز شرک خواهد بود زیرا قاعده عقلی تخصیص بردار نیست. در حالی که احدی تبرک آنان را شرک نمی داند.

ثانیا: آیات قرآن بر مشروعیت تبرک به آثار صالحان دلالت دارد.

خداوند نظر موحدان مبنی بر رغبت به تبرک به قبر اصحاب کهف[11] و ساخت مسجد بر فراز قبر آنان را نقل و تایید کرده است.[12]

قرآن کریم همچنین تابوت(صندوق) عهد را که حاوی الواح مقدسه، عصا، زره، پیراهن و کفش های موسی و هارون بود را دارای برکت و عظمت دانسته است به گونه ای که فرشتگان را مامور حمل آن قرار داده و آن را مایه آرامش دلهای بنی اسرائیل خوانده است.[13]

خداوند پس از نقل این داستان‌ها که ذهن مخاطب را درباره حکم تبرک به آثار صالحان، کنجکاو می‌کند، جا داشت که اگر تبرک به آثار سایر صالحان ممنوع بود آن را بیان کند در حالی که هیچ منعی از آن نکرده است.

ثالثا: سیره اهلبیت(ع) و صحابه بر مشروعیت تبرک گواهی می دهد.

برخی از این موارد عبارت است از:

  1. شیخین (ابوبکر و عمر) وصیت کردند که در کنار قبر پیغمبر دفن شوند و به این وصیت عمل شد.[14]روشن است که بدن آنان در قبر با بدن پیامبر مرتبط نبود اما با این حال آنان بخاطر تبرک جستن به خاک محل دفن پیامبر اینگونه وصیت کردند.
  2. عبدالله بن عمر در هر جایی که پیغمبر نماز خوانده بود، نماز می‌خواند و می‌گفت به این مکانها تبرک می‌جویم.[15] درحالی‌که خاک های آنجا زیر آسمان قرار داشت و در اثر وزیدن باد، خاک آن عوض شده بود
  3. ابن حجر، در توصیف ورود امام علی بن موسی الرضا(ع) به نیشابور می‌نویسد[16]زمانی که علی بن موسی(ع) به نیشابور رسید... تعداد بی شماری از طالبان علم به استقبالش رفتند و از او تقاضا کردند تا (پرده محمل را کنار بزند و) چهره اش را به آنان بنمایاند و حدیثی از پدرانش نقل کند، پس (او) مرکبش را متوقف کرد وقتی مردم او را دیدند بعضی فریاد می‌زدند و برخی گریه می‌کردند و افرادی نیز خود را به خاک انداخته و گروهی سم (یا کمربند) مرکب او را می‌بوسیدند. با این‌که اغلب مردم نیشابور در آن زمان از اهل سنت بودند و این اتفاق در زمان تابعان تابعین واقع شده که به اصطلاحِ وهابیان از سلف محسوب می‌شوند و عمل آنان حجت شرعی است.
  4. احمد بن حنبل دست کشیدن به منبر پیامبر و تبرک به آن و بوسیدنش را جایز می دانست.[17] نکته قابل توجه این است که منبری که مردم در زمان احمد حنبل آن را می‌بوسیدند، آن منبری نبود که پیامبر رویش می‌نشست؟
  5. پس از فوت شافعی (متوفای 204) موقع غسل دادن وقتی پیراهن او را از تنش در آوردند، احمد بن حنبل آن را شست و به عنوان تبرک، آبش را خورد.[18]
  6. بالاتر از همه موارد گذشته، هیثمی از ابن عمر نقل می‌کند: «وکان رسول الله یبعث الی المطاهر، فیؤتی بالماء فیشربه، یرجو برکة ایدی المسلمین؛ پیامبر اکرم کسی را می‌فرستاد تا مقداری آب از ظرف بزرگی که صحابه از آن وضو می‌گرفتند- و جلوی مسجد قرار داشت- بیاورند، آنگاه برای تبرک به دستهای مسلمانان از آن می‌نوشید.»[19]

رابعا: عدم منع پیامبر از تبرک به آثار صالحان، دلیل بر جواز ان است.

از این که پیامبر هنگام مشاهده تبرک صحابه به آثار خودش، آن را مختص به خودش ندانست، معلوم می‌شود اصل تبرک به آثار سایر صالحان نیز جایز بوده است.

خامسا: اجماعی بر حرمت تبرک به آثار صالحان وجود ندارد.

تبرک به آثار صالحان در بین صحابه و مسلمانان قرون ثلاثه، رایج بوده و ائمه سلف مانند: احمد بن حنبل، شافعی، نووی[20]و ابن حجر عسقلانی[21]و بسیاری دیگر،  آن را جایز می‌دانستند و تاریخ نویسان و سیره نگاران، تبرک مردم به قبور و آثار صالحین را ثبت کرده‌اند که برخی از آن موارد ذکر شد.

نتیجه گیری

معیارهای وهابیان در بازشناسی تبرک صحیح از باطل نقشي ندارد. روشن‎ترین ملاک براي شناخت تبرک مشروع از ممنوع؛ اعتقاد به مستقل نبودن شخص یا شیئ مورد تبرک از اراده و قدرت خداوند است. اگر انسان با اعتقاد به این‌که خداوند در یک شخص یا آثار او یا یک مکان و زمان، خیرات و برکاتی قرار داده است، متوجه آن شخص یا آن آثار شود و با خضوع و تواضع در برابر آن، برکت الهی را طلب کند و هیچ گونه استقلالی در تاثیر بدون اذن و اراده خداوند برای آن شخص یا آثار قائل نشود این كار، عین توحید بوده و سبب تقرب به خداوند نیز می‌گردد.

 

فهرست منابع

قرآن کریم.

  1. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، بيروت، دارالكتب العلميه، 1421ه.
  2. ابن حجر عسقلاني، فتح الباری بشرح صحيح البخاري، تحقیق ابن باز، عربستان، جامعه ملک سعود، بی تا.
  3. ابن حجر هيتمي، احمد بن محمّد، الصواعق المحرقة، لبنان، دارالکتب العلمیه،1420ه.
  4. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1426ه.
  5. جعفر سبحاني، التوحید و الشرک فی القرآن الکریم، قم، موسسه امام صادق(ع)، 1426ه.
  6. جعفر سبحاني، وهابيت مباني فكري و كارنامه عملي، قم، موسسه امام صادق(ع)، 1380ش.
  7. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، دار المعروف، 1434ه.
  8. شاطبي، ابو اسحاق ابراهيم، الاعتصام، مصر، المكتبة التجارية الكبرى، بی‌تا.
  9. صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، كتب الردود، مكتبة الشامله.
  10. صالح فوزان، إعانة المستفيد بشرح كتاب التوحيد، بيروت، موسسة الرساله، 1423ه.
  11. عبد العزيز بن عبد الله بن باز، مجموع فتاوي، اعداد: محمد بن سعد،ریاض، دار اصداء، 1427ه.
  12. عينى، محمود ابن احمد، عمدة القارى في شرح صحيح بخارى، 9 جلد، دارالفكر، 1348ه.
  13. محمد بن صالح بن العثيمين، مجموع فتاوى ورسائل، تحقیق: فهد بن ناصر، دار الثريا،1413 ه .
  14. محمد بن عبدالوهاب، کتاب التوحید، رياض، دار طویق، 1428ه .
  15. محمد ناصر الدین آلبانی، موسوعة الألباني في العقيدة، صنعاء، مركز النعمان، 1431 ه.
  16. مركز العروة الوثقی، الجامع الفرید فی شرح کتاب التوحید، قاهره، دار ابن حزم، 1429ه.
  17. مسلم بن الحجاج نيشابوري، صحیح، محقق: محمد فؤاد، بيروت، دار إحياء التراث العربي، بی تا.
  18. نووي، يحيى بن شرف، المنهاج شرح صحيح مسلم، بيروت، دار إحياء التراث العربي،1392ه.
  19. هيثمي، علي بن ابي بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، القاهرة، مكتبة القدسي، 1414ه.
  20. وزارت الاوقاف و الشئون الاسلامیة الکویت، الموسوعة الفقهیة، کویت، 1431ه.

پی نوشت:


[1] . «برك: البَرَكة: النَّماء وَالزِّيَادَةُ...»: ابن منظور، لسان العرب، ج6، ص10و11؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ج1، ص111.

[2] . الموسوعة الفقهیة کویتی، ج10، ص69.

[3] . «البرکة: هی الکثره و ثبوته... و التبرک طلب البرکه»؛ ابن­عثیمین، محمد بن صالح، مجموع فتاوى ورسائل، باب من تبرك بشجر...، ج9، ص 185.

[4] . سبحاني، جعفر، وهابيت مباني فكري و كارنامه عملي، ص331.

[5] . محمد بن عبدالوهاب، کتاب التوحید، باب قول ما شاء الله و شئت، ص112؛ ابن باز، عبد العزيز بن عبد الله، مجموع فتاوي، ج7، ص 65؛ ابن فوزان، صالح، إعانة المستفيد بشرح كتاب التوحيد، ج1، ص 115.

[6] . ابن فوزان، صالح، إعانة المستفيد بشرح كتاب التوحيد، ج1، ص 158.

[7] . شاطبی، الاعتصام، ج2، ص9و10؛ آلبانی، محمد ناصر الدین، موسوعة الألباني في العقيدة ج3، ص911-912.

[8] . شاطبي، الاعتصام، ج2، ص 9؛ ابن فوزان، صالح، كتب الردود، ج4 ص149.

[9] . «اتفق العلماء علی انّ من زار قبر النبی(ص) او قبر غیره من الانبیاء و الصالحین، انه لا یتمسح به و لا یقبّله، بل لیس فی الدنیا من الجمادات ما یشرع تقبیلها الا الحجر السود»؛ ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج27، ص48؛ مركز العروة الوثقی، الجامع الفرید فی شرح کتاب التوحید، باب من تبرک بشجر او حجر او نحوها، ج1، ص412.

[10] . برای تعریف عبادت ر.ک: سبحانی، جعفر، التوحید و الشرک فی القرآن الکریم.

[11] . كاشانى، فيض، ملا محسن، تفسير الصافى، ج 4، ص250.

[12] . «وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِم قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا»: الکهف/ 21.

[13] . «وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»: البقره/ 248.

[14] . الجزری، عزالدين بن الأثير، اُسدُ‌الغابه في معرفه الصحابه، ج3، ص673.

[15] . «انَّ ابْنَ عُمَرَ كَانَ يَتَّبعُ آثَارَ رَسُوْلِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ...»: ذهبی، شمس الدين محمد، سیر اعلام النبلاء، ج3، ص213.

[16] . ابن حجر، الصواعق المحرقه، الفصل الثالث فی الاحادیث الوارده فی بعض اهل البیت(ع)، ج2، ص594-595.

[17] . «قال عبد الله(ابن احمد بن حنبل): سألت أبي عن الرجل يمسّ منبر رسول الله صلى الله عليه وسلم، ويتبرك بمسه، ويقبله، ويفعل بالقبر مثل ذلك رجاء ثواب الله تعالى، قال: لا بأس به»: السمهودي، علي بن عبد الله، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى، ج4، ص217؛ شیبانی، أحمد بن حنبل، العلل ومعرفة الرجال، ج 2، ص 492.

[18] . عینی، محمود بن احمد؛ عمدة القاري شرح صحيح بخاري، ج9، ص241.

[19] . هیثمی، مجمع الزوائد، ج1، ص 214.

[20] . النووی، شرح صحیح مسلم، ج7، ص3؛ و ج14، ص44.

[21] . عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری، ج3، ص129و130و 144؛ و ج5، ص341.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه