اطلس > مفاهیم و مبانی > استشهادی

استشهادی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۸ تعداد بازدید: 2297

انتحاری و استشهادییکی از مفاهیم کاربردی در باب جهاد، مفهوم استشهادی است. در تعریف استشهادی می توان گفت: «استشهادی به اقدامی اطلاق می شود که شخصی با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن، به انجام آن مبادرت می ورزد و در این راه کشته می شود».



نویسنده: رسول چگینی

یکی از مفاهیم کاربردی در باب جهاد، مفهوم استشهادی است. در تعریف استشهادی می توان گفت: «استشهادی به اقدامی اطلاق می شود که شخصی با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن، به انجام آن مبادرت می ورزد و در این راه کشته می شود».[1]

اگرچه نمی توان پیشینه گسترده ای برای واژه استشهادی در منابع اسلامی یافت، اما برخی اندیشمندان فارغ از اصطلاح، درباره مفهوم آن اظهارنظر کرده اند. در منابع کهن اسلامی، این مفهوم را می توان تحت عناوینی چون «حمل الواحد على الجمع الكثير من العدو» و نظایر آن پیگیری نمود.[2] ابن تیمیه (م 707ق) از نخستین کسانی است که تالیف مستقلی پیرامون این موضوع نگاشته است.[3]

در سده اخیر اصطلاح استشهادی در ادبیات مسلمانان راه گشود و عملیات های استشهادی، حجم زیادی از سوالات فقهی و اجتماعی را به وجود آورد که آنان را وادار به مراجعه به اندیشمندان و استفتاء از آنان نمود.

مفاهیم همسانی که در کنار استشهادی به کار برده می شود، انغماسی و انتحاری است. انغماس از ماده غوس به معنای نفوذ و فرو رفتن چیزی در چیز دیگر[4] که اصطلاح آن در باب جهاد،[5] در مورد کسی است که برای مبارزه خود را به صف دشمنان وارد می کند. تفاوت انغماسی با استشهادی در این است که منغمس در صف دشمنان و به دست آنها کشته می شود اما استشهادی به دست خودش کشته می شود.[6]

انتحار از ماده «نحر» به معنای مکان ذبح حیوان،[7] اصطلاحی است که بر کسی اطلاق می شود که اقدام به خودکشی می کند. در واقع در صورتی که شرائط استشهادی موجود نباشد، آن اقدام انتحاری خواهد بود.

 

ادله مشروعیت استشهادی

قائلین به مشروعیت استشهادی به ادله ای از قرآن، روایات، اجماع استناد می کنند. مهمترین ادله آنان بدین ترتیب است:

قرآن

آیه اول: «و مِنَ الناسِ مَن یَشرِی نَفسَه ابتغاءَ مَرضاتِ الله»[8] ابن تیمیه شأن نزول آن را در مورد صهیب می داند که از مکه به مدینه مهاجرت نمود و در میان راه مشرکین او را یافتند و او به تنهایی قصد مقاتله با مشرکین را داشت. اما در نهایت او با معرفی مکان اموال خود به مشرکین، جان خود را نجات داد. هنگامی که در مدینه به محضر پیامبر(ص) رسید، حضرت فرمودند: در این معامله سود سرشاری کرده است.[9]

همچنین برخی درباره شأن نزول آن گفته اند مردی که به تنهایی به دل دشمن زد، گفتند خودش را به کشتن داد؛ اما خلیفه دوم آن شخص را از مصادیق آیه مذکور دانست.[10]

آیه دوم: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالْأِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ».[11]

از دیدگاه ابن تیمیه در این آیه فقره «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِن الْمُؤْمنينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم» دلالت بر فضیلت شهادت طلبی می کند.

آیه سوم: «كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»[12] ابن تیمیه نیز این آیه را دلیل بر این می داند که مقیاس غلبه در شرع منوط به مقیاس های دنیوی نیست.[13] بدین معنا که هیچگاه به دلیل کثرت جمعیت، نمی توان تصور غلبه و پیروزی نمود و چه بسا یک نفر با اقدام خود بتواند یک لشکر را از بین ببرد.

برخی آیات دیگر نیز وجود دارد که به جهت پرهیز از اطاله کلام از بیان آن خودداری می کنیم.

روایات

برای سنت وجوه زیادی ذکر کرده اند. از تعداد کم مسلمانان در مقابل مشرکین در جنگ های بدر و احد و خندق که احتمال کشته شدن در آن زیاد بوده،[14] تا روایاتی درباره افرادی که در مقابل چشمان پیامبر(ص) یکه و تنها خود را به صفوف دشمنان زده اند و آنقدر جنگیدند تا کشته شدند.[15] و روایتی از پیامبر خدا(ص) درباره شگفتی خداوند از بنده ای که به جهاد رفته و در تب‌و‌تاب جنگ، همرزمانش پراکنده شدند و با وجود اینکه می تواند عقب نشینی کند، اما به جهاد ادامه می دهد تا کشته شود. این باعث می شود خداوند به این بنده اش در نزد ملائکه مباهات می کند.[16]

اجماع

غزالی(م 505ق) می گوید هیچ خلافی در جواز این مسأله وجود ندارد[17] و نووی(م 676ق) اتفاق بر جواز این مسأله را ذکر کرده است.[18] ابن تیمیه می گوید مذاهب اربعه بر جواز این مسأله اتفاق دارند و همه علمای مطرح نیز بر آن حکم کرده اند و از شافعی و احمد و ابوحنیفه و مالک نص بر جواز وجود دارد.[19]

عقل

برخی با مطرح کردن عنوان مصلحت و ضرورت، حفظ و صیانت از کیان اسلام و مسلمین را دارای اهمیت فراوانی می دانند که در صورت تزاحم حفظ اسلام با حفظ جان فردی از مسلمین، نه تنها ترجیح با مصلحت عام[20] و حفظ اسلام است،[21] بلکه بسته به میزان به خطر افتادن موقعیت اسلام، حکم به ضرورت اقدام استشهادی در این موارد می کنند.[22] هرچند این ضرورت مورد انکار دیگران قرار گرفته و آن را غیر واقعی می دانند.[23]

در پاسخ به این دیدگاه باید این نکته را یادآور شد که شکی در ترجیح مصلحت عام بر مصلحت خاص وجود ندارد، اما مشکل اصلی تعیین مصداق مصلحت عام است. مخصوصا در مواردی که یک مصلحت عام با مصلحتی فراگیرتر مانند مخدوش شدن چهره اسلام و مسلمین مورد تزاحم قرار گیرد.

شرایط استشهادی

صاحب نظران سلفی برای مشروعیت اقدام استشهادی این شروط را ذکر کرده اند:

  1. اخلاص و قصد قربت و رضای الهی[24]
  2. توان جسمی و قدرت بدنی[25]
  3. وجود مصلحت برای اسلام و مسلمانان[26]
  4. احتمال قتل یا جرح دشمن و بی فایده نبودن آن[27]
  5. با اذن امیر و فرمانده و با برنامه ریزی دقیق و پرهیز از اقدامات خودسرانه[28]

در صورتی که این شرائط برای انجام استشهادی وجود نداشته باشد، این اقدام خودکشی و حرام است.[29]

مهمترین شرائطی که بازدارنده تکفیریها از عملیات های استشهادی است، وجود مصلحت برای اسلام و مسلمانان و وجود اذن امیر و برنامه ریزی است، به همین علت آنان مجبور به تحریف این بخش از شروط استشهادی شده اند و وجود مصلحت اسلام و مسلمانان را شرط کمال می دانند و نه شرط جواز،[30] و اذن امیر را نیز لازم نمی دانند.[31] بدین سبب به راحتی اقدامات تروریستی خود را با نام استشهادی توجیه کرده و با اغفال برخی جوانان آنان را وادار به انجام استشهادی می کنند.

دیدگاه علمای سلفی درباره استشهادی

فقهاء متقدم اشاره ای به حکم عملیات های استشهادی که در سده اخیر به وقوع می رسد، بیان نکرده اند، زیرا در زمان آنان به جهت عدم وجود سلاح های پیشرفته و ابزار انفجاری، تصور این مسأله برای آنان مقدور نبوده است.

پیرامون حکم عملیات های استشهادی دو دیدگاه عمده از علمای سلفی دیده می شود:

دیدگاه نخست: عدم جواز؛ عده ای با وجود پذیرش مشروعیت استشهادی، اما عملیات های استشهادی را خودکشی قلمداد کرده و جایز نمی دانند،[32] زیرا آن را حرکتهای فردی می دانند که بدون پشتوانه فکری و حمایت برنامه ریزی شده از سوی جمع مسلمانان است.[33] برخی شروطی را برای جواز آن ذکر کرده اند از قبیل اینکه نفع مسلمانان در آن باشد، اما در ادامه با اشاره به اقدامات استشهادی مردم فلسطین افزوده اند: کشتن چند یهودی که در اداره و رهبری جامعه یهود نقشی ندارند بی فایده است که حتی انتقام طرف مقابل و کشته شدن تعدادی از مسلمانان را در پی خواهد داشت.[34] از سخن برخی اینگونه برداشت می شود که گویا اصل مشروعیت استشهادی را زیر سوال می برند،[35] پاره ای نیز هیچ اعتقادی به استشهادی ندارند و همه این موارد را خودکشی و قتل نفس می نامند؛[36] البته با توجه به اینکه قائلین این دیدگاه وابسته به جریان سیاسی خاصی هستند، به نظر می رسد بیشتر این آراء، ناظر به اقدامات استشهادی مردم فلسطین و تحت تاثیر مواضع سیاسی آل سعود در جهت به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل می باشد.

دیدگاه دوم: جواز؛ صاحبان این نظر، چهره متفاوتی از استشهادی نشان می دهند. افرادی چون ایمن الظواهری نیاز را در این دید که تمرکز بیشتری بر عملیات های استشهادی طالبان داشته و آن را بزرگترین راه پیروزی بر دشمنان توصیف کند.[37] این دسته با توجه به عملیات های استشهادی فلسطینیان، آنها را قوت قلبی می داند که هر غیرتمندی به آن رشک می برد[38] و باعث برآشفتن اسرائیلیها شده و رعب و وحشت را به دل آنها سرازیر می کند.[39] برخی نیز تلاش دارند از این اقدامات به عنوان الگو برای استشهادی های عراق و سوریه استفاده کنند.[40] البته کسانی هم هستند که این اقدامات را تنها مشروط بر وجود ضرورت شرعی،[41] و با اذن حاکم شرعی می دانند.[42]

سلفی های تکفیری و حامیان داعش نیز استشهادی را مرحله ارتقاء یافته فریضه جهاد دانسته،[43] و تمجیدهای بی حد و مرزی برای این اقدام بر زبان جاری می کنند.[44] آنان عملیات استشهادی را بهترین وسیله برای ترساندن دشمنان اسلام به حساب آورده،[45] و مستشهِد را مطیع فرامین الهی معرفی می کنند.[46]

با توجه به اینکه در بیشتر عملیات های استشهادی انسان های بیگناه زیادی نیز کشته می شوند، این بحث با موضوع «تترس» پیوند معناداری پیدا می کند. غالب علمای اهل سنت قتل انسان های بیگناه را تنها در صورت ضرورت شرعی جایز دانسته اند. ضرورت از دیدگاه اندیشمندان به حاجت شدیدی گفته می شود که انسان ناچار به مخالفت با حکم شرعی شود، به گونه ای که هیچ راه دفعی وجود نداشته باشد، «الحاجة الشدیدة الملجئة الی مخالفة حکم الشرعی».[47] افزون بر اینکه ضوابطی برای این ضرورت ذکر کرده اند از قبیل: یقین یا ظن غالب به حصول ضرر؛ تعذر وسائل مباح برای ازاله ضرر؛ ارتکاب عمل ضرورتی به میزان احتیاج؛ مترتب نبودن ضرری بزرگتر یا مساوی بر عمل ضرورتی.[48] با توجه به این شرائط، می توان بر غیرمشروع بودن اقدامات استشهادی گروه های تکفیری حکم کرد، زیرا حتی اگر ضرورتی در ارتکاب این اعمال وجود داشته باشد، اما مترتب شدن ضررهای بزرگتر از قبیل دوام جنگ و خونریزی و کشته شدن انسان های بیگناه که خداوند گناه قتل هر یک انسان بیگناه را مساوی با قتل تمام انسان ها می داند،[49]ارتکاب این محضورات را نفی می کند.

با نگاهی به مناطقی که مورد هجمه گروه های تکفیری قرار گرفته، شاهد این هستیم که این مناطق غالبا در تصرف مسلمانان می باشد و حکم دارالاسلام بر آنها صدق می کند. در نتیجه انجام این قبیل اقدامات تروریستی که باعث کشته شدن مسلمانان بیگناه می شود، هیچ دلیل شرعی نمی تواند داشته باشد. چه اینکه علمای اهل سنت حتی انجام اعمال استشهادی را در دارالعهد نیز جایز نمی دانند.[50] سوگمندانه تكفيري ها نخست سرزمین های مورد نظر خود را دارالکفر قلمداد کرده و در ادامه به جواز عملیات های استشهادی در آنجا حکم می کنند.

منابع

  1. ـــــــــــــــــــــــــــ، شرح العمده فی الفقه، الرياض، مكتبة العبيكان،  الأولى، 1412 هـ.
  2. ـــــــــــــــــــــــــــ، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح، بی جا، أضواء السلف، الأولى، 1422هـ - 2002م.
  3. ــــــــــــــــــــــــــ، مجموع الفتاوی، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، مدينة نبوية، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، 1416ق.
  4. ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابی بکر، الفروسية المحمدية، مكة المكرمة، دار عالم الفوائد،  الأولى، 1428 هـ.
  5. ابن منظور، محمّد بن مکرم، لسان العرب، بيروت، دار صادر، سوّم، 1414 هـ. ق.
  6. ابن نحاس، احمد بن ابراهیم، مشارع الأشواق إلى مصارع العشاق ومثير الغرام إلى دار السلام، بی نا، بی تا.
  7. البانی، محمد ناصرالدین، دروس للشيخ محمد ناصر الدين الألباني، دروس صوتية قام بتفريغها موقع الشبكة الإسلامية.
  8. البانی، محمد ناصرالدین، تفريغ سلسلة الهدى والنور للشيخ الألباني، بی جا، بی تا.
  9. البدر، عبدالمحسن بن حمد، شرح سنن أبي داود، دروس صوتية قام بتفريغها موقع الشبكة الإسلامية، بی تا.
  10. البغدادي، أبو حمزة، الدستور؛ ملة الكفار، بی نا، بی تا.
  11. التكروري، نواف هايل، العمليات الاستشهادية في الميزان الفقهي، دمشق، دار الفكر، اولی، 1997م.
  12. جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، بيروت، دار الكتب العلمية، الأولى، 1415هـ/1994م.
  13. جونس، سيث جي، ترجمة الدراسة الشيطانية لمؤسسة راند...مكافحة التمرد في أفغانستان، بی نا، بی تا.
  14. الجوهري، اسماعيل بن حماد، الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية، تحقيق: أحمد عبد الغفور عطار، بيروت، دار العلم للملايين، الرابعة، 1407 هـ‍.
  15. الحربي، أبو المنذر، عون الحكيم الخبير في الرد على كتاب البرهان المنير في دحض شبهات أهل التكفير والتفجير، بی جا، بی تا.
  16. الحصين، محمد بن فهد، الفتاوى الشرعية في القضايا العصرية، الرياض، دار الأخيار، الثانی، 1424هـ .
  17. 17.  رشید، ابوالحسن، تساؤلات مهمة حول تفجيرات الجزائر الأخيرة وأجوبتها، بی جا، بی تا.
  18. زبیدی، محمد بن محمد، اتحاف السادة المتقين بشرح إحياء علوم الدين، بيروت، مؤسسة التاريخ العربي، 1414هـ، 1994م.
  19. سرخسی، محمد بن احمد، شرح السیر الکبیر، بی جا، الشركة الشرقية للإعلانات، 1971م.
  20. شاطبی، ابراهیم بن موسی، الموافقات، دار ابن عفان، الأولى، 1417هـ/ 1997م
  21. الشحود، علی بن نایف، رأي شيخ الإسلام ابن تيمية بالرافضة، بی نا، بی تا.
  22. ــــــــــــــــــــ، رسالة هامة جدا للمجاهدين في العراق، بی نا، بی تا.
  23. ـــــــــــــــــــ، المهذب في فقه الجهاد وفضائله، بی نا، الأولى،1433هـ 2012 م.
  24. طرطوسی، ابوبصیر، مجموع فتاوى الشيخ أبي بصير الطرطوسي، بی نا، بی تا.
  25. فلسطینی، ابوالحسن، البشری المهدیه لمنفّذی عملیات الاستشهادیه، بی جا، مرکز الفجر للإعلام، 1431ق.
  26. قرضاوی، یوسف، الإخوان المسلمون ردود على تساؤلات واتهامات، بی نا، بی تا.
  27. ـــــــــــــــ، القدس قضية كل مسلم، بی نا، بی تا.
  28. مقدسی، ابی ولید، أجوبة اللقاء المفتوح مع الشيخ أبي الوليد المقدسي أمير جماعة التوحيد والجهاد، بی جا، بی تا.
  29. نووي، يحيى بن شرف، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، بيروت، دار إحياء التراث العربي، دوّم، 1392 هـ.ق.
  30. نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقى، بيروت، دار إحياء التراث العربى، بى تا.
  31. هیکل، محمد خیر، الجهاد والقتال في السياسة الشرعية، بيروت، دارالبیارق، الثانیه، 1417هـ - 1996م .
  32. ورعی، جواد، مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه، فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 27، 1382.

پی نوشت:


[1] . ورعی، جواد، مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه، ص 319.

[2] . ابن نحاس، احمد بن ابراهیم(م 814ق)، مشارع الأشواق إلى مصارع العشاق ومثير الغرام إلى دار السلام، ص 287.

[3] . ن.ک: ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح.

[4] . ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 6 ص 156.

[5] . این اصطلاح در باب طهارت برای شیوه های انجام غسل نیز بکار برده می شود. ن.ک: ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، شرح العمده فی الفقه، شرح العمدة في الفقه، ص 76.

[6] . الشحود، علی بن نایف، المهذب في فقه الجهاد وفضائله، ص 301.

[7] . جوهری، اسماعیل بن حماد، صحاح اللغه، ج 2 ص 824.

[8] . بقره/ 207.

[9] . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح، ص 32.

[10] . الشحود، علی بن نایف، رأي شيخ الإسلام ابن تيمية بالرافضة، ج 2 ص 288.

[11] . توبه/ 111،112.

[12] . بقره/ 249.

[13] . الشحود، علی بن نایف، الأدلَّة الشَّرعية في جواز العمليات الاستشهادية، ص 8.

[14] . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح، 45.

[15] . سرخسی، محمد بن احمد، شرح السیر الکبیر، ج 1 ص 1512؛ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح، 46.

[16] . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح، 54؛ منابع دیگر موارد بیشتری را ذکر کرده اند. ن.ک: الشحود، علی بن نایف، الأدلَّة الشَّرعية في جواز العمليات الاستشهادية، 10-25؛ رشید، ابوالحسن، تساؤلات مهمة حول تفجيرات الجزائر الأخيرة وأجوبتها، ص 2.

[17] . زبیدی، محمد بن محمد، اتحاف السادة المتقين بشرح إحياء علوم الدين، ج 7 ص 25.

[18] . نووی، یحیی بن شرف، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، ج 12 ص 187.

[19] . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، قاعدة في الانغماس في العدو وهل يباح، 25.

[20] . شاطبی، ابراهیم بن موسی، الموافقات، ج 2 ص 92.

[21] . جصاص، احمد بن علی، احکام القرآن، ج 1 ص 319؛ ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج 28 ص 540.

[22] . الحربي، أبوالمنذر، عون الحكيم الخبير في الرد على كتاب البرهان المنير، ص 372.

[23] . طرطوسی، ابوبصیر، مجموع فتاوى الشيخ أبي بصير الطرطوسي، ص 404.

[24] . ابن نحاس، احمد بن ابراهیم، مشارع الأشواق إلى مصارع العشاق ومثير الغرام إلى دار السلام، ص 287.

[25] . قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، ج 2 ص 363.

[26] . ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابی بکر، الفروسية المحمدية، ص 263.

[27] . سرخسی، محمد بن احمد، شرح السیر الکبیر، ج 1 ص 164.

[28] . بن عثیمین، محمد بن صالح، اللقاء الشهري، ج 22 ص 15.

[29] . قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، ج 2 ص 363.

[30] . فلسطینی، ابوالحسن، البشری المهدیه لمنفّذی عملیات الاستشهادیه، ص 91.

[31] . فلسطینی، ابوالحسن، البشری المهدیه لمنفّذی عملیات الاستشهادیه، ص 92.

[32] . البانی، محمد ناصرالدین، دروس للشيخ محمد ناصر الدين الألباني، ج 14 ص 44.

[33] . البانی، محمد ناصرالدین، تفريغ سلسلة الهدى والنور للشيخ الألباني، جلسه 489، ص 8.

[34] . بن عثیمین، محمد بن صالح، اللقاء الشهري، ج 22 ص 15.

[35] . از بن باز نقل شده است: «الذي أرى قد نبهنا غير مرة أن هذا لا يصلح لأنه قاتل نفسه والله يقول: «یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا» نساء/29. الحصين، محمد بن فهد، الفتاوى الشرعية في القضايا العصرية، ص 166.

[36] . البدر، عبدالمحسن بن حمد، شرح سنن أبي داود، درس 362، ص 36.

[37] . سيث جي جونس، مكافحة التمرد في أفغانستان، ص 35.

[38] . قرضاوی، یوسف، الإخوان المسلمون ردود على تساؤلات واتهامات، ص 30.

[39] . قرضاوی، یوسف، القدس قضية كل مسلم، ص 22.

[40] . الشحود، علی بن نایف، رسالة هامة جدا للمجاهدين في العراق، ص 15.

[41] . هیکل، محمد خیر، الجهاد والقتال في السياسة الشرعية، ج 2 ص 1401.

[42] . التكروري، نواف هايل، العمليات الاستشهادية في الميزان الفقهي، ص 88.

[43] . مقدسی، ابی ولید، أجوبة اللقاء المفتوح مع الشيخ أبي الوليد المقدسي أمير جماعة التوحيد والجهاد، ص 25.

[44] . الشحود، علی بن نایف، المهذب في فقه الجهاد وفضائله، ص 288.

[45] . البغدادي، أبوحمزة، الدستور؛ ملة الكفار، ص 4.

[46] . الحربي، أبو المنذر، عون الحكيم الخبير في الرد على كتاب البرهان المنير في دحض شبهات أهل التكفير والتفجير، ص 383.

[47] . جیزانی، محمد بن حسین، حقیقة الضروره الشرعیه، ص 8.

[48] . جیزانی، محمد بن حسین، حقیقة الضروره الشرعیه، ص 14.

[49] . مائده/ 32.

[50] . الحمود، سامی، الاعمال الفدائیه، ص 364.

 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه