اطلس > مفاهیم و مبانی > جهاد در نظر شیعه و سنی

جهاد در نظر شیعه و سنی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۸ تعداد بازدید: 2670

«جِهاد» از ماده «جهد» و در لغت به معنای به‌کارگیری نهایت توان و تلاش است[1] و شامل هر تلاشی، اعم از ارزشی و غیرارزشی، می شود[2] و در قرآن علاوه بر معنای لغوی،[3]  عنوان عامی است برای مطلق«تلاش فی سبیل الله» که مصادیق زیادی دارد و قتال[4]، اقامه نماز و پرداخت زکات،[5] مبارزه با وسوسه‌های درونی[6] و... از جمله آنهاست. بر اساس بررسی انجام‌شده، واژه جهاد با مشتقاتش، 41 بار در قرآن به کار برده شده و از این مجموع، 33 بار به مسئله قتال فی سبیل الله ارتباط دارد[7] و کثرت استعمال جهاد در قتال باعث شده برخی گمان کنند جهاد «مصطلح شرعی» در «قتال» است[8].



فقهاء، محدثین و مفسرین تعاریف مختلفی از «جهاد» ارائه داده اند؛ برخی آن را به معنای «به‌کارگیری تمام توان جهت رسیدن به هدف مطلوب»[9] می دانند ابن‌حجر عسقلانی می‌گوید «این واژه در شریعت درباره به‌کارگیری توان در قتال علیه کفار و همچنین مجاهدت علیه شهوات، شیطان و فساق به کار می‌رود»[10] شبیه همین تعاریف در منابع فقهی شیعی نیز آمده است.[11] برخی دیگر، جهاد را به معنی «قتال علیه کفار و مشرکین» می دانند[12]و برخی دیگر آن را به «دعوت و قتال علیه کسانی که دین را قبول نکنند» تفسیر کرده اند.[13]

فقهای شیعه و سنی جهاد را به ابتدایی(جهاد الطلب) و دفاعی[14] تقسیم کرده و جهاد ابتدایی را واجب کفایی[15] و مشروط به وجود مصلحت و اذن حاکم می دانند[16]و جهاد دفاعی را واجب عینی دانسته و برای مشروعیت آن اذن حاکم را شرط ندانسته اند.[17]

فقهای فریقین بر اساس آیات[18]و روایات[19]به حرمت«قتال» علیه مسلمانان فتوی داده اند[20] مگر اینکه مستحق«قتال»باشند. قتال علیه مسلمان نتنها حرام است بلکه جزای قتل مؤمن، از سر عمد را (خواه به بهانه جهاد علیه او باشد یا به بهانه ای دیگر)جهنم است.[21] لذا اسلام کشتن انسان مسلمان را به‌راحتی اجازه نمی‌دهد؛ نه‌فقط مسلمان بلکه، کشتن هیچ انسانی را بدون دلیل اجازه نداده است[22] و کشتنِ نفسِ بی‌گناه مساوی با کشتن جمیع انسان‌ها شمرده شده است.[23] از رسول خدا نیز نقل شده که «ریختن خون مسلمانی که شهادتین بر زبان جاری کرده باشد (به غیرحق) حلال نیست»[24] و شدیدترین تهدید را درباره کشتن مسلمان بی‌گناه به کار برده و کشتن وی را با کفر برابر شمرده است«سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَ قِتَالُهُ کفْرٌ».[25]

 از این رو استعمال عبارت«حرَّم الله سبحانه دماءَ المسلمين وأموالَهم وأعراضَهم إلا بحقها»[26] «خداوند، ریختن خون و اموال و نوامیس مسلمین را حرام کرده مگر اینکه به حق باشد - مانند زنا و قصاص -» در کلام فقهاء، مفسرین و محدثین شیعه[27] و سنی[28] شایع و پر آهنگ است.

قرآن، قتال را به «فی سبیل الله» و «فی سبیل الطاغوت» تقسیم کرده[29] و «قتال فی سبیل الله»در روایات به قتالی که به نیت برافراشته‌شدن کلمةالله (پرچم دین خدا) باشد»[30] تفسیر شده است و علمای فریقین نیز درباره تفاوت بین قتال«فی سبیل الله» و «فی سبیل الطاغوت» نوشته‌اند: «مؤمنان در مسیر اطاعت خدا و دین و شریعتی که برای بندگان تشریع شده جهاد می‌کنند و کفار در مسیر اطاعت شیطان و راه و روشی که او برای اولیای خود قرار داده نبرد می‌کنند».[31]  فقها، به تبع قرآن،[32] هر حرکت اجتماعی را که منجر به فساد در جامعه اسلامی شود مردود می دانند.

بر اساس آیات[33]و روایات[34] و فتوای فقها[35]، کفار و مشرکانِ مهاجم به بلاد اسلامی و همچنین کسانی که مانع نشر دین‌اند و قیام‌کنندگان علیه حاکم واجب‌الاطاعه، طرفِ مقابل جهادند و البته «قتال» تنها راه پیش روی مسلمین در برخورد با کفار و مشرکین نبوده و «قتال» تاکتیک و روش است نه یک اصل ثابت و استراتژی غیر قابل خدشه؛ لذا سخن کسانی که می گویند: «اسلام روشی جز هجوم و شوریدن بر مخالفان نمی‌شناسند!»[36] با قرآن سازگاری ندارد زیرا که قران علاوه بر قتال، دستور به صلح،[37]رعایت عدالت،[38] احسان در برابر کفاری که سر جنگ ندارند[39] و دعوت بر اساس موعظه حسنه و جدال احسن[40] داده است و جهاد به مثابه ی ابزاری برای برداشتن موانع نشر اسلام و قیام علیه شورشگران و آشوب طلبان تشریع شده و بلکه مرحله ای از مراحل دعوت است.

در قرآن آیه ی یافت نمی شود که به صورت مطلق برجواز قتال بر علیه هر مشرکی در هر زمان و مکانی دلالت کند؛ بلکه «قتال» یا مقید به شروع نبرد از طرف کفار و مشرکین[41] است و یا مقید به شروطی از قبیل نقض عهد[42]، صد عن سبیل الله و جلوگیری از دعوت[43]، گردنکشی و استعمار و استثمار مستضعفین[44] می باشد.

قرآن، از حدود جهاد خبر داده و از مسلمانان خواسته این حدود را رعایت کنند.[45] علمای اسلام نیز به تبع قرآن و روایات به تبیین این حدود پرداخته اند و به ممنوعیت کشتن زنان و کودکان، پیران، راهبان، اصحاب عبادتگاه‌ها، آتش‌زدن درختان و کشتن حیوانات و تمامی کسانی که دخالتی در جنگ ندارند و اموری از این قبیل فتوی داده‌اند.[46] و[47] از این رو همان‌ گونه که مسلمانان در آغاز کردن قتال، دستشان باز نیست، نبردی که شروع کرده‌اند نیز مشروط بوده و اجازه ندارند هر فردی را به هر شکلی، به قتل برسانند.

نکته پایانی اینکه جهاد برای انتقام گیری و عقده گشایی، سفک دماء و اکراه و اجبار کفار و مشرکین به پذیرش اسلام تشریع نشده[48] و بررسی سیره رسول‌الله (ص) نیز نشان می دهد که این موارد از اهداف عالیه ی جهاد نبوده است لذا آن حضرت ص در روز فتح مکه در جواب کسی که ندا می‌داد «الیوم المَلحَمة»[49] فرمودند: «الیوم المَرحَمة»؛[50] و به مشرکان محارب، امان داد و اعلام عفو عمومی کرد (مگر عده قلیلی گفته شده پنج تا ده نفر)[51] و در اوج قدرت و توان بر انتقام‌گیری، راه عفو و صفح را در پیش گرفت.

پی نوشت:ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]. «الجَهد والجِهاد فی اللغة: بذل ما یستطیعه الانسان من طاقة لنیل المطلوب او لدفع مکروه» (ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج3، ص134).

[2]. مصطفوی، حسن، التحقیق، ج2، ص150؛ ابن‌اثیر، علی ابن محمد، النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج1، ص319؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص208.

[3]. مانند «ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم» عنکبوت: 8.

[4] . «الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِک هُمُ الْفائِزُونَ» توبه 20

[5] . «وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکمْ وَ ما جَعَلَ عَلَیکمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبیکمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ وَ فی هذا لِیکونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیکمْ وَ تَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکمْ فَنِعْمَ الْمَوْلی وَ نِعْمَ النَّصیر» حج 78

[6] . «وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» عنکبوت 69

[7]. از جمله می توان به «انْفِرُواْ خِفَافًا وَ ثِقَالاً وَ جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکمْ وَ أَنفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذَلِکمْ خَیرٌ لَّکمْ إِن کنتُمْ تَعْلَمُونَ» اشاره کرد«(همگی به سوی میدان قتال) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین‌بار! و با اموال و جان‌های خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید!» (توبه: 41).

[8] . «کلمة الجهاد مصطلح شرعی معناه القتال، لا یجوز التوسع فیه» (عزام، عبدالله، تفسیر سورة التوبة، ج1، ص478).

[9]. سعدی، عبدالرحمن، تیسیر الکریم الرحمن، ص547.

[10]. ابن‌ حجر عسقلانی، احمد ابن علی، فتح الباری، ج6، ص3.

[11].  نجفی،جواهر الكلام (22/ 1) و حلّی سیوری، مقداد بن عبداللّه، کنز العرفان، ج1، ص340؛ عراقی، آقا ضیاء‌الدین، شرح تبصرة المتعلمین، ج4، ص316.

[12]. «الجهاد هو القتال»العدوی، أبو الحسن، حاشیة العدوی علی کفایة الطالب، ص2، ج3 و أبو زكريا يحيي بن شرف النووي، المجموع شرح المهذب (19/ 270) دار الفكر.

[13] .« (الجهاد) هو... الدعاء إلى دين الحق والقتال مع من لا يقبله » النهر الفائق شرح كنز الدقائق (3/ 198)

 

[14] . مختصر القدوري (ص: 231)

[15] . مختصر القدوري (ص: 231)

[16] . الوسيلة- ابن حمزة الطوسي ص: 174 و ابن قدامه المغنی ج 10، ص 371

[17] . مختصر القدوري (ص: 231)

[18] . «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ فَتَبَینُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیکمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کثیرَة» نساء: 94.

[19] . قال - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -: «أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله، فإذا قالوها عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحقها» أبو محمد مقدسي (متوفى: 624هـ)، العدة شرح العمدة (ص: 618)

[20].  ««هر گاه به قصد جهاد علیه دشمنان راه افتادید، تحقیق کنید، در کشتن افراد عجله نکنید و کسی را که کفر و اسلامش معلوم نیست نکشید و همچنین کسی از کفار را نکشید مگر اینکه یقین کنید به جنگ با خدا و رسول آمده باشد».»طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج5، ص139.

[21].  «وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها».«و هر کس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است» (نساء: 93).

[22]. «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَق»«و نفسی را که خداوند (در همه شرایع به وی مصونیت داده و کشتن آن را) حرام نموده، جز به‌حق (مانند موارد قصاص، ارتداد و حدود شرعی) نکشید» (إسراء: 33).

[23]. «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً» مائدة: 32. ‌«هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشته»

[24]. «لاَ یحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، یشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ» (همان، ج9، ص5).

[25]. عبدالله بن عمر از رسول‌الله (ص): «سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَ قِتَالُهُ کفْرٌ»؛ «سب مؤمن فسق و کشتن او کفر است» (ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، ج4، ص318).

[26] . الإرشاد إلى سبيل الرشاد (ص: 528)

[27] . الحدائق الناضرة - المحقق البحراني (10/ 338)

[28] . مقدسي، عبد الرحمن بن محمّد (م 682)، الشرح الكبير على متن المقنع (1/ 383)

[29]. «الَّذِینَ آمَنُواْ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کفَرُواْ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ»«کسانی که ایمان دارند، در راه خدا و آنها که کافرند، در راه طاغوت پیکار می‌کنند» (نساء: 76).

[30]. «مَنْ قَاتَلَ لِتَکونَ کلِمَةُ اللَّهِ هِی العُلْیا، فَهُوَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»؛ «هر کس به نیت برافراشته‌شدن کلمة‌الله (دین خدا) بجنگد، قتالش فی سبیل الله است» (بخاری، محمد ابن اسماعیل، صحیح البخاری، ج1، ص36).

[31]. «الذین آمنوا یقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یعنی: فی طاعة الله و منهاج دینه و شریعته التی شرعها لعباده وَالَّذِینَ کفَرُوا یقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ یعنی: فی طاعة الشیطان و طریقه و منهاجه الذی شرعه لأولیائه من أهل الکفر بالله» (طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج5، ص107).

[32]. «وَ إِذا تَوَلَّی سَعی فِی الْأَرْضِ لِیفْسِدَ فیها وَ یهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لا یحِبُّ الْفَسادَ» «(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمی‌گردانند (و از نزد تو خارج می‌شوند)، در راه فساد در زمین کوشش می‌کنند، و زراعت‌ها و چهارپایان را نابود می‌سازند؛ (با اینکه می‌دانند) خدا فساد را دوست نمی‌دارد» (بقره: 205).

[33] . بقره 190 تا 194، توبه 4تا 13، محمد 4 و نساء 75

[34] .«لاَ یحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، یشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ» (بخاری، محمد ابن اسماعیل، صحیح البخاری، ج9، ص5) و «عن رسول الله (ص) قال: القتال قتالان: قتال المشرکین- حتی یؤمنوا أو یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون، و قتال الفئة الباغیة حتی تفی‌ء إلی أمر الله - فإذا فاءت أعطیت العدل» (طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج9، ص253).

[35] . ابن قدامه، المغنی، ج 10، ص 364  و آقا نجفی، جواهر الکلام ج 21، ص 46

[36] . فإن رئیس حزب إسلامی یکتب فی نشرة مطولة لأعضاء حزبه «أن الإسلام یبدأ بالقتال ویرسم خُطَّة الهجوم علی مخالفیه» (غزالی، محمد، جهاد الدعوة، ص5).

[37] . «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیم»‌ انفال 61 و «فَإِنِ اعْتَزَلُوکمْ فَلَمْ یقاتِلُوکمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیکمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکمْ عَلَیهِمْ سَبیلا»  نساء 90

[38] . «لا یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی» مائده 5

[39]. «لا ینْهاکمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوکمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یخْرِجُوکمْ مِنْ دِیارِکمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطین» ممتحنة: 8.

[40] . اُدْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی أَحْسَنُ» (نحل: 125)

[41] . «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یقاتِلُونَکمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدین»بقره 190 تا 194 و توبه 36

[42] . « فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکینَ حَیثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کلَّ مَرْصَدٍ »آیات آغازین سوره توبه 1تا 13 بیانگر این بخش از قتال است و همچنین29 توبه(قتال علیه اهل کتاب)

[43] . آیات آغازین سوره توبه از 1 تا 13(قتال علیه مشرکین) و همچنین29 توبه(قتال علیه اهل کتاب)

[45] . «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یقاتِلُونَکمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدین»؛  «و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد». بقره 190

[46]. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، ج1، ص388.

[47] . المبسوط للسرخسي (10/ 29) و علامه حلی، تذكرة الفقهاء (ط.ج) (9/ 59)

[48] . «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» بقره256

[49]. «امروز روز انتقام است».

[50]. «امروز روز رحمت و گذشت است».

[51]. ابن‌تیمیه، احمد ابن عبدالحلیم، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص136.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه