اطلس > جریان ها > حرکت جهیمان العتیبی

حرکت جهیمان العتیبی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۶/۸ تعداد بازدید: 469

در سال 1979 گروهِ مسلحی به رهبری جهیمان العتیبی  علیه حاکمیت آل‌سعود به پا خاست و به مدت هفده روز مسجدالحرام را اشغال کرد.  از این گروه با نام‌هایی مانند الاخوان الجدد (اخوان‌التوحیدی‌های جدید)، جهیمانیه، حرکة جهیمان العتیبی، الجماعة السلفیة المحتسبة یاد می‌شود. آغاز این فعالیت را باید با حضور البانی در دانشگاه مدینه مرتبط دانست.



نویسنده :محسن عبدالملکی

در سال 1961 شیخ عبدالعزیز بن‌باز از شیخ محمد ناصرالدین البانی برای تدریس در این دانشگاه دعوت کرد. با حضور البانی روح جدیدی در این گروه دمیده شد.  سال 1965 این گروه تصاویر استودیوها را پاره کردند؛ مانکن‌های لباس‌فروشی‌های مدینه را در هم شکستند. این حادثه به حادثه تکسیر الصور شهرت یافت. رفتارها و باورهای این گروه با مخالفت مردم مواجه شد و تنش‌هایی را پدید آورد. سال 1966 بود که بزرگان این گروه از جمله جهیمان العتیبی، تصمیم به توسعه فعالیت‌های خویش گرفتند و نزد شیخ عبدالعزیز بن‌باز رفتند و نظر وی را درباره تشکیل جماعت جویا شدند. شیخ عبدالعزیز بن‌باز موافقت کرد و این جماعت را به الجماعة السلفیة المحتسبة نامید. بدین‌ترتیب بن‌باز رهبر معنوی آنان شد و ابوبکر جزایری را به عنوان نائب خویش در میان آنان منصوب کرد.

باورها و رفتارهای خاص اعضای این جماعت موجب شد از مردم فاصله بگیرند و در مسجد و خانه مخصوص جماعت به عبادت و فعالیت‌های خود بپردازند. برخی از باورهای جماعت سلفیه محتسبه از این قرار است: پیروان آیین وهابیت مبتلا به منکر، بدعت و باورهای خطا هستند و باید تصفیه و درمان شوند. تقلید از مذاهب اربعه، علما، حتی ابن‌تیمیه خطا است؛ فقط کتاب و سنت مرجع است. استفاده از پاسپورت و گرفتن ویزا به معنای سرسپردن به غیرخدا است و جایز نیست. عکاسی از جانداران و پخش تصویر آن در تلویزیون و حتی چاپ تصویر شخصیت‌ها بر روی اسکناس مخالف کتاب و سنت است. اقدامات و باورهای جماعت محتسبه، علمای مدینه را نگران و آشفته‌خاطر کرد. سال 1977 برخی از علمای مدینه و در رأس آنان ابوبکر الجزایری، از خانه جماعت بازدید کردند و از آنان خواستند از رفتارهای تند و افراطی بپرهیزند. اما جهیمان العتیبی با سخنان ابوبکر جزایری مخالفت کرد. این حادثه موجب انشقاق در اعضای جماعت شد. برخی همراه با ابوبکر جزایری جماعت را ترک گفتند و برخی همراه با جهیمان باقی ماندند. بعد از این حادثه بود که جهیمان العتیبی به عنوان رهبر جماعت شناخته شد. جهیمان به حرکت اخوان‌التوحید نیز تعلق خاطر داشت و به همین علت خود و پیروانش را اخوان می‌خواند. زیرا پدربزرگش از جمله سربازان و پیروان اخوان‌التوحید بود که در معرکة السبلة کشته شد.  در سال‌های رهبری جهیمان العتیبی، بر حجم رفتارها و باورهای افراطیِ اخوان افزوده شد و تهدیدی جدی برای امنیت به شمار آمد. دسامبر 1977 نیروهای امنیتی عربستان تصمیم به دست‌گیری جهیمان و پیروانش و تخریب بیت اخوان گرفتند. جهیمان از این تصمیم مطلع، و متواری شد. وی دو سال در میان صحرانشینان مخفیانه زندگی کرد. جهیمان در سال‌های اختفاء، سه نوشته به نام‌های سبع رسائل، اربع رسائل، رسالة واحده نوشت. این کتاب‌ها در کویت منتشر و در عربستان توزیع شد. در میان این رسائل، رسالة الامارة والبیعة والطاعة محتوایی سیاسی داشت. جهیمان در این رساله نظام سعودی را به دلایل ذیل فاقد مشروعیت دانست:

1. آل‌سعود دین را به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف دنیوی در خدمت گرفته است.

2. آل‌سعود قریشی نیستند و صلاحیت حاکمیت ندارند.

3. سلوک و دستورهای آل‌سعود با اوامر الهی در تضاد است.

جهیمان بر همین اساس از پیروانش خواست اگر در مدارس، دانشگاه‌ها یا اداره‌های وابسته به حکومت آل‌سعود اشتغال به تحصیل یا کار دارند زودتر انصراف دهند. جهیمان العتیبی آل‌سعود را طاغوت می‌خواند و حاکمیت آنان را نامشروع می‌دانست. برای تأسیس حکومت اسلامی در این کشور، قدم در راه مبارزه با آل‌سعود نهاد. او معتقد بود شرّ علمای هیئت کبار العلماء بیش از دجال است و آل‌سعود برای آنکه امور منکر و ناپسندشان از چشم مفتی مخفی بماند عمداً علمای نابینا را به عنوان مفتی تعیین می‌کنند.

رساله اول از رسائل سبع وی به حضرت مهدی اختصاص یافته است. وی در این رساله از نزدیکی ظهور و رخ‌دادن برخی علائم ظهور حضرت مهدی سخن می‌گوید. سال 1978 جهیمان به پیروانش گفت تمام اوصاف مهدی منتظر بر محمد بن عبدالله قحطانی منطبق است و من یقین دارم او همان مهدی است.

 

سحرگاه اولین روز محرم 1400 (20 نوامبر 1979 م.) گروهی 270 نفره، به رهبری جهیمان العتیبی، در حالی که تابوت‌هایی را بر دوش حمل می‌کردند، وارد مسجدالحرام شدند. آن‌ها سلاح‌هایشان را در این تابوت‌ها مخفی کرده بودند. اندکی پس از اقامه نماز صبح، اسلحه به دست گرفتند و تمام راه‌ها و درها را بستند و بدین‌ترتیب مسجدالحرام را تصرف کردند. جهیمان العتیبی و یارانش (در مکانی میان حجرالاسود و مقام ابراهیم) با محمد بن عبد الله قحطانی به عنوان مهدی موعود بیعت کردند. سپس جهیمان بر مأذنه رفت و از اتهامات و فسادهای آل‌سعود، نامشروع‌بودن حاکمیت آنان و لزوم اقامه دولت اسلامی سخن گفت. خبر تصرف مسجدالحرام در دنیا منتشر شد. آل‌سعود به شدت غافلگیر شد و ملک خالد (پادشاه وقت عربستان)، فتوای جواز حمله به مخالفان را از 32 نفر از علمای وهابی دریافت کرد. نیروهای نظامی در اطراف مسجد مستقر شدند. آنان از فرانسه درخواست کمک کردند. سرانجام پس از هفده روز اشغال مسجدالحرام،  نظامیان فرانسوی در عملیاتی که از ابتدای نیمه‌شب تا ساعت 10 صبح روز چهار دسامبر 1979 طول کشید با انهدام برخی درها و مسیرهای مسدود و انتشار گازهای سمّی و تیراندازی بسیاری از شورشیان را کشتند. جهیمان و دیگر بازماندگان تسلیم شدند. جهیمان و 61 نفر از بازماندگان محکوم به اعدام شدند. در نهایت جهیمان العتیبی در 9 ژانویه 1980 اعدام شد. گرچه این غائله ظاهراً خاتمه یافت، اما روح قیام جهیمان، که اعتراض و شورش علیه حاکم بود، باقی ماند و مبدأ و منشأ پیدایش جریان صحوه و جریان‌های معارض با آل‌سعود در عربستان شد. 

منبع: کتاب وهابیت تاریخ و افکار، محسن عبدالملکی، صص 78ـ83

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ظهور و انحطاط انصار الشریعة در لیبی

شبکه حقانی (2)

طالبان پاکستان

گردان های عبدالله عزام

طالبان

سپاه صحابه(2)

جیش محمد

جنبش اسلامی ترکستان شرقی

انصار الشریعه یمن

سلفیت سنتی(وهابی) در یمن

التوحید و الجهاد فی ارض الکنانه (توحید و جهاد در مصر)

لواء التوحید

جنبش نورالدین زنکی

جنبش انصار الدین مالی

اخوان المسلمین اردن

عمليات درع الفرات

اخوان المسلمين يمن

جیش الحر السوری

حرکه احرار الشام الاسلامیه

المرابطون (مالی)

القاعده فی بلاد المغرب الاسلامی

انصار الشریعه تونس

جیش احرار الشام

جنبش حسم «حرکة سواعد مصر»

جماعت اسلامی اندونزی

الشباب المجاهدین

هیئه تحریر الشام

جماعة المسلمين في بلاد الشام

جیش محمد فی بلاد الشام

سرایا مروان حدید

جماعت انصار بیت المقدس

جنبش انصار الشریعه لیبی

کتیبه صقور العز

اجناد القوقاز

التکفیر و الهجره

جند الاقصی

حرکه الفجر الاسلامیه

حرکه شام الاسلام

جیش المهاجرین و الانصار                                          

الکتبیه الخضراء

احرار الشام

تحریر الشام

آل شیخ

القاعده عراق

دیوبندیه در پاکستان

تقابل دیوبندیه با جریان ها و مذاهب دیگر

اندیشه های طیف حیاتی جریان دیوبندیه

اندیشه های گرایش «مماتی» جریان دیوبندیه

امارت اسلامی قفقاز

دورنمائی از مکتب دیویند (2)

دورنمائی از مکتب دیویند (1)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جريان نوسلفي‌ها

داعش 2017/دگرگونی ها و تاکتیک ها

گروهک تروریستی ـ تکفیری جندالله

آشنایی با گروهک تررویستی جندالشیطان

گروه تکفیری ریاض الصالحین

حدادیه

سازمان جماعة التبلیغ

النهضه تونس؛ از «حرکت» تا «حزب»

وهابیت تکفیری (دوران تاسیس و تثبیت)

قبیله انحراف

تحریک نفاذ شریعت محمدی

سلفیه درباری

جیش محمد

حرکت النهضه تونس

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

شباب محمد (آکادمی ارتش)

گونه شناسی جریان های فکری و جنبش های اسلامگرا

احزاب سلفی در مصر

گروه طالبان

شبکه ی حقانی (1)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره سوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره دوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار(دوره اول)

جريان نوسلفي‌ها در دوران معاصر (2)

اخوان المسلمین سوریه

القاعده در تانزانیا

القاعده در کنیا

جماعت تبلیغ

سلفی گری در شبه قاره هند

جریان شناسی جماعت التبلیغ و الدعوه

دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت

جریان های تکفیری عراق

حزب التحریر ازبکستان

سلفی گری در پاکستان

جريان های سلفی در تونس

جماعت اخوان المسلمین: ریشه ها و روندها

سازمان القاعده

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

بوکوحرام

خلافت داعش، موافقان و مخالفان

لشکر طیبه

اخوان المسلمين و شيعه (بخش دوم)

اخوان المسلمين و شيعه (بخش اول)

گروههای تروریستی در آفریقا

حرکت المجاهدین

سیر شکل گیری جریان دیوبندیه در شبه قاره هند

گروههای تروریستی در آفریقا

حزب التحریر: آسیب ها وتحریف ها

آشنایی با داعش

سپاه صحابه

طالبان

لشگر جهنگوی

اخوان‌المسلمین امارات؛ پیوندی دیرهنگام

اخوان المسلمین عربستان؛ زندگی گیاهی

اخوان اصیل (حسن البناء)؛ جریانی در رؤیای اصلاح

اخوان المسلمین قطر؛ حرکتی خزنده

سروریه

حازمیه

اخوان در عربستان

البانیه

جریان جامیة یا عالمان درباری

حرکت جهیمان العتیبی

جریان اخوان‌التوحید

جریان های سلفیه