اطلس > مفاهیم و مبانی > سماع موتی

سماع موتی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۵/۲۲ تعداد بازدید: 120

نفی سماع موتی از ادعاهایی است که وهابیت با این مستمسک، قرار دادن آن برخی از اعمال مسلمین ازجمله و توسل و استغاثه را شرک می دانند. حال ازآنجاکه بسیاری از علماء اهل سنت معتقد به سماع موتی بوده‌اند و دیدگاه نافیان در دوران وهابیت به‌طور مضاعف تقویت‌شده لذا انگیزه تقویت نفی سماع موتی نزد وهابیت، در حقیقت نفی توسل و استغاثه است.



نفی سماع موتی از ادعاهایی است که وهابیت با این مستمسک، برخی اعمال مسلمین ازجمله زیارت قبور و توسل و استغاثه را متهم به شرک می کند. حال ازآنجاکه بسیاری از علماء اهل سنت معتقد به سماع موتی بوده‌اند و دیدگاه نافیان در دوران وهابیت به‌طور مضاعف تقویت‌شده لذا انگیزه تقویت نفی سماع موتی نزد وهابیت، در حقیقت نفی توسل و استغاثه است. زیرا وقتی سماع از اموات نفی گردد توسل بی‌معنا گشته، چراکه توسل یا استغاثه به شیء ناشنوا، امر لغو و عبث محسوب می‌شود و این امر مقدمه ایست تا موجبات اتهام زنی مسلمین به شرک توسط وهابیت فراهم شود.

چکیده:

سلفی ها با مستمسک قرار دادن برخی آیات به ناشنوایی اموات حکم کرده‌اند. ازجمله دلایل وهابیت در نفی سماع موتی (ناشنوایی اموات) آیه ﴿إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى﴾ است. آنان بی‌توجه به مفهوم، با استناد به‌ظاهر این آیه، حکم به عدم سماع موتی داده‌اند. در حالی که اکثر مفسرین مخالف نظر آنان بوده و حتی بزرگان سلفیه همچون ابن تیمیه و ابن قیم قائل به شنوایی اموات هستند.

ضرورت موضوع:

اهمیت این موضوع ازآن‌روست که نفی سماع موتی از ادعاهایی است که وهابیت با این مستمسک، برخی اعمال مسلمین ازجمله زیارت قبور و توسل و استغاثه را متهم به شرک می کند. حال ازآنجاکه بسیاری از علماء اهل سنت معتقد به سماع موتی بوده‌اند و دیدگاه نافیان در دوران وهابیت به‌طور مضاعف تقویت‌شده لذا انگیزه تقویت نفی سماع موتی نزد وهابیت، در حقیقت نفی توسل و استغاثه است. زیرا وقتی سماع از اموات نفی گردد توسل بی‌معنا گشته، چراکه توسل یا استغاثه به شیء ناشنوا، امر لغو و عبث محسوب می‌شود و این امر مقدمه ایست تا موجبات اتهام زنی مسلمین به شرک توسط وهابیت فراهم شود. ناصرالدین البانی از داعیه داران جدی نظریه عدم سماع موتی(ناشنوایی اموات) است[2] در مقدمه کتابش با نام «الایات فی عدم سماع الاموات» به این مساله اشاره کرده است.[3] «خواننده محترم حال که دانستی مردگان نمی‌شنوند پس آگاه باش دیگر مجالی برای صدازدن اموات نمی‌رسد.... و همچنین دیگر نوبت به استغاثه اموات نمی‌رسد»[4]

ادله سلفی ها در نفی سماع موتی

وهابیت با استناد ظاهر برخی آیات، به نفی سماع اموات قائل هستند. آیه ﴿انک لا تسمع الموتی﴾[5]  از مهم‌ترین استناد وهابیت در رد سماع موتی است.

عبدالعزیز بن باز عالم و فقیه وهابی که صاحب ده‌ها کتاب در ترویج عقائد وهابیت است در پاسخ به سؤال مقلدینش که در خصوص امکان شنوایی اموات سؤال شده بود با استناد به آیه فوق حکم به عدم سماع موتی می‌دهد.

س: آیا زمانی که ما به قبر اموات سری می‌زنیم و با او صحبت می‌کنیم او سخن ما را می‌شنود؟

ج: در این مسئله تفصیل وجود دارد. اما اینکه آگاهی میت از اخبار زندگان به‌صورت اطلاق باشد، صحیح نیست. چراکه قران می‌فرماید {إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى} و {وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ} ازاین‌جهت شنیدن اموات منقطع است مگر نصی بیاید و نص هم استثناء محسوب می‌شود...... پس مردگان نه می‌شنوند و نه علم به اخبار زندگان دارند. [6]

ناصرالدین البانی از علماء سلفی با شدت مضاعفی نسبت به وهابیت معتقد است آیه مذکور بر عدم سماع موتی دلالت می‌کند: «در کتاب و سنت دلیلی مبنی بر شنوایی مردگان وجود ندارد؛ بلکه ظواهر نصوص بر عدم سماع مردگان دلالت می‌کند»[7]

کمیته دائمی تحقیقات علمی و افتای عربستان در پاسخ به اینکه آیا اموات صدای زنده‌ها را می‌شنوند با نفی شنوایی اموات، این مدعا را برگرفته از آیه ﴿انک لا تسمع الموتی ﴾[8] می‌داند: «به دلیل آیه ﴿إِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى﴾اصل این است که اموات صدای زنده‌ها را نمی‌شنوند»[9].

پاسخ:

برخلاف آنچه وهابیت از آیه برداشت کرده و مطابق آن «موتی» را به معنای مردگان و «سماع» را به معنای تفسیر می‌کنند[10] در مقابل مفسرین بسیاری مراد از موتی را کفار و سماع را به هدایت یا پذیرش حق تعبیر کرده‌اند تا جایی که ابن‌جریر طبری، شخصیت مورد اعتماد ابن‌تیمیه -که تفسیرش صحیح‌ترین تفاسیر و اسانیدش ثابت و فاقد بدعت در نظر ابن‌تیمیه بوده[11]- آورده مراد از مردگان کفار است و مراد از سماع، پذیرش و تفهیم حق، (یا هدایت[12]) است. چراکه خدا به خاطر غلبه دین کفر بر دل کفار مهر عدم فهم زده است و به همین خاطر نمی‌توانند به سمت حق نائل شوند.[13] پس معنای صحیح آیه این عبارت است: «ای پیامبر تو قادر نیستی کسی را که خدا او را برای پذیرش حق کر ساخته است شنوا سازی.»

از طرفی دیگر وهابیت ظاهر آیه را ملاک قرار داده و مجالی به مجاز بودن آیه نمی‌دهد و مبتنی بر آن حکم به عدم سماع موتی کرده است. در مقابل مفسرین بسیاری، تشبیه را در آیه پذیرفته و موتی را به معنای کافر و سماع را به هدایت تعبیر کرده‌اند. و کسانی که تشبیه در آیه را پذیرفته‌اند معمولا معتقد به سماع اموات هستند. ازجمله مفسرین مذکور می‌توان از این افراد نام برد: فخر رازی[14]، قرطبی[15]، ابن‌کثیر.[16]ابن‎عباس:[17] سمعانی:[18] بغوی:[19] زمخشری:[20] ابن‌جوزی:[21] نسفی:[22] واحدی:[23] سیوطی:[24]ابن‎تیمیه[25]خازن:[26] قشیری:[27] ابن‎زمنین:[28] بقاعی:[29] یحیی بن سلام:[30]و از معاصرین نیز هرری شافعی:[31]زحیلی:[32] جزائری:[33] ابن‎یاسین:[34] آل غازی:[35] طنطاوی:[36]لجنه علماء مصر:[37] نخبگان اساتید تفسیر سعودی:[38]

شنقیطی هم بااینکه سلفی است با آوردن آیات ﴿وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ﴾[39] و ﴿إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرینَ﴾[40] موتی را در این آیات مجازی دانسته و قائل به سماع اموات است.[41]بنابراین فهم وهابیت غیر ازنظر مشهور است که حتی نزد برخی سلفی‌ها نیز جایگاهی ندارد.

 پذیرش سماع موتی توسط سلفی ها

پذیرش نظریه سماع اموات موافقین شاخصی در میان سلفی ها دارد. ابن‌تیمیه پدر فکری سلفی‌ها و وهابیت زا آن جمله است. ایشان سماع اموات را پذیرفته و از این نظریه عنوان«بلا ریب» دفاع می‌‌‌کند. او پذیرش این موضوع را به نصوص و اتفاق اهل سنت استناد می‌‌‌نماید. او چنین می‌‌‌گوید: مطابق نصوص و اتفاق اهل سنت بدون شک میت می‌‌‌شنود. [42]

برخی ادله مورد استناد ابن‌تیمیه در اثبات شنوایی اموات به این شرح است: 1- حدیث خفق نعال «یسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ حِینَ یوَلُّونَ عَنْهُ»، 2-  حدیث قلیب ‎بدر3- روایت ابن‌عمر «إنَّهُمْ یسْمَعُونَ الْآنَ مَا أَقُولُ »4- سلام بر قبور « قُولُوا السَّلَامُ عَلَیكُمْ أَهْلَ الدِّیارِ مِنْ الْمُؤْمِنِینَ»، 5- رد سلام بر روح مومن«إلَّا رَدَّ اللَّهُ عَلَیهِ رُوحَهُ»، 6- توصیه به صلوات بر پیامبر در روز جمعه «أَكْثِرُوا مِنْ الصَّلَاةِ عَلَی یوْمَ الْجُمُعَةِ»، 7- ابلاغ سلام به پیامبر«...مَلَائِكَةً یبَلِّغُونِی عَنْ أُمَّتِی السَّلَامَ»[43] یا در جای دیگر با پذیرش سماع موتی می‌‌‌افزاید: اموات، صدای پای تشییع‌کنندگان و سلام آن‌ها و امثال این را می‌‌‌شنود و این مسئله مخصوص افراد معینی نیست. [44]

ابن‎قیم شاگرد ارشد ابن‎تیمیه، در کتاب «الروح» با ارائه ادله فراوان به اثبات ارتباط اموات با زیارت کنندگان می‌‌‌پردازد. اثبات شناخت زائرین قبورتوسط اموات محور اول بحث ابن‌قیم را شکل می‌‌‌دهد که با استدلال به چهار حدیث«رد سلام»، «قلیب‎بدر‎»، «سلام به اهل قبور» و «قرع نعال» به اثبات این مدعا می‌‌‌پردازد. [45] در مجموع زیربنای کتاب الروح اثبات سماع برای اموات هست.  

ابن‎قیم از فراوانی دلائل حسی در اثبات سماع اموات و انتفاع اموات از غیر خبر می‌‌‌دهد. او به نقل اخبار آحاد پرداخته و کثرت نقل این اخبار را دلیل بر وقوع آن می‌‌‌داند[46]. به تعبیر دیگر از مهم‌ترین استنادات درباره سماع موتی، کثرت نقل اثر دراین ‌باره است که موجب شده افرادی همچون ابن‌قیم در این باب تردید نکنند. چرا که در هیچ زمانی سماع اموات نفی یا انکار نشده است.[47] ضمن اینکه او عنوان «زائر» را دلیلی می‌‌‌داند که نشان دهنده قدرت درک «مزور» است.

دیدگاه علماء اهل سنت بر پذیرش سماع موتی

اکثریت فرق اسلامی سماع موتی را پذیرفته‌اند[48] یا لااقل آثار موافق سماع موتی، دیدگاه غالب را در میان کتب اهل سنت تشکیل می‌دهد. بیان شد که نظر وهابیت حتی مخالف با بزرگان سلفیه بوده چرا که این مساله نزد ابن تیمیه پدر فکری سلفی‌ها ثابت بوده است. ابن قیم نیز یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های سلفی و مورد توجه وهابیت، کتاب مستقلی به نام «الروح» نوشته که نتیجه و ماحصل کتاب او، اذعان یا اثبات سماع موتی است. پس بااینکه بسیاری از آثار اهل سنت، نشان‌دهنده اعتقاد به سماع اموات است نظریه وهابیت مخالف دیدگاه اکثر قرارگرفته است.

بسیاری از علماء اهل سنت با ذکر دلائلی به پذیرش سماع موتی اذعان کرده­اند. نام برخی از ایشان بدین شرح است: احمد بن حنبل[49]، ابن‎کثیر[50]، ملاعلی قاری[51]، المناوی صاحب فیض الغدیر[52]، احمد حسن خان عالم حنفی[53] محمد انور شاه فقیه دیوبندی[54] علوی المالکی[55] می­باشند.

نکات پایانی:

1-حدیث قرع نعال مستندی است که به ‌صراحت سماع موتی را تایید می‌‌‌کند. در این حدیث آمده است: «هنگامی‌که تشییع‌کنندگان از تشییع‌جنازه برمی‌گردند میت صدای پای ایشان را می‌‌‌شنود.»[56]

2-روایت «سلام بر اهل قبور» و تشریع آن توسط پیامبر نشان‌دهنده مورد خطاب واقع‌شدن کسی است که می‌‌‌شنود و تعقل می‌‌‌کند. این حدیث بدین شرح است: «سلام بر شما مؤمنین و مسلمین که ساکنین قبرها هستید. خدا گذشتگان و آیندگان ما را رحمت کند و قطعاً همه ما در آینده به‌سوی شما ملحق خواهیم شد.» فرازهایی از خطاب پیامبر به اهل قبور در این روایت مانند: «السَّلَامُ عَلَیكُمْ»، همچنین «وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ» نشانه‌ای روشن بر توانایی شنیدن مردگان است چراکه اگر اموات سلام پیامبر و کلام پیامبر را نشنوند این سخن پیامبر از جنس خطاب معدوم می‌‌‌شود که از شان عقلاء نیست، چه رسد به مقام پیامبر اکرم.[57]و قطعاً این‌گونه خطاب برای کسی است که می‌‌‌شنود.[58] لذا سلام معنایش این است که مخاطب دارای توجه و آگاهی است.[59] اما اصل حدیث خطاب سلام به اموات بدین شرح است:

 نتیجه:

از همه آنچه در این مقاله به آن اشاره شد نتایج ذیل حاصل می‌‌‌شود:

1-      اصل پذیرش سماع موتی ثابت است گرچه در دریافت شنوایی توسط میت، اختلاف است که آیا با وسیله حسی می شنود یا اینکه روح به جسم بر می گردد و می شنود یا اینکه اساسا روح به تنهایی می شنود.

2-    سخنان سلفی های متاخر بخصوص وهابی ها مخالف دیدگاه اکثر علماء مذاهب اسلامی است تا جائی که حتی بزرگان سلفی ازجمله ابن‎تیمیه و ابن‎قیم جزء مخالفین این دیدگاه محسوب می‌‌‌شوند. نوشته ابن‌قیم در کتاب الروح را باید نقطه تقابل وهابیت با متقدمین سلفیه به‌حساب آورد.

3-   ازآنجاکه دیدگاه نفی سماع موتی در دوران وهابیت دوچندان تقویت‌شده لذا به نظر می‌‌‌رسد انگیزه نفی سماع موتی نزد وهابیت، در حقیقت نفی استغاثه و توسل بوده است باشد به این دلیل که وقتی سماع از اموات نفی گردد استغاثه و توسل بی‌معنا گشته، چراکه توسل به شیء ناشنوا امر لغو و عبث محسوب می‌‌‌شود و این امر مقدمه ایست تا موجبات اتهام زنی مسلمین به شرک توسط وهابیت فراهم شود.

منابع:

  1. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: محمد حسین شمس الدین، دار الكتب العلمیة، چاپ اوّل، 1419ق.
  2. ابن تیمیه، احمد، مجموع الفتاوی،تحقیق: أنور الباز - عامر الجزار، بی­جا، دار الوفاء، الطبعة الثالثة، 1426ق.
  3. ـــــــــــــ، مقدمة فی أصول التفسیر، دار مكتبة الحیاة، بیروت، لبنان الطبعة: 1490ق.
  4. ـــــــــــــ ، جامع المسائل لابن‎تیمیة، تحقیق: محمد عزیر شمس، دار عالم الفوائد للنشر والتوزیع، الطبعة: الأولى، 1422ق، بی­جا.
  5. ابن‎القیم الجوزیة، محمّد، الروح فی الكلام على أرواح الأموات والأحیاء بالدلائل من الكتاب والسنة، دار الكتب العلمیة، بیروت، بی­تا.
  6. ابن‎جوزی، عبد الرحمن، زاد المسیر فی علم التفسیر، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، دار الكتاب العربی، بیروت، الطبعة: الأولى، 1422ق.
  7. ابن‎حنبل شیبانی، احمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقیق: شعیب الأرنؤوط وعادل مرشد وآخرون، مؤسسة الرسالة، چاپ اوّل، 1421ق.
  8. ابن‎زمنین، محمد، تفسیر القرآن العزیز، تحقیق: حسین بن عكاشة - محمد بن مصطفى الكنز، ناشر: الفاروق الحدیثة، قاهرة، الطبعة: الأولى، 1423ق.
  9. ابن‎کثیر، إسماعیل، تفسیر القرآن العظیم تحقیق: سامی بن محمد سلامة، دار طیبة، الطبعة: الثانیة 1420ق.
  10. ألبانی، محمد ناصر الدین، موسوعة العلامة الإمام مجدد العصر محمد ناصر الدین الألبانی، نشر: مركز النعمان، صنعاء، الطبعة: الأولى، 1431ق
  11. ألوسی، نعمان، الآیات البینات فی عدم سماع الأموات على مذهب الحنفیة السادات، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، بیروت، المكتب الإسلامی، الطبعة: الرابعة، بی­تا.
  12. آل غازی، عبد القادر، بیان المعانی، نشر مطبعة الترقی، دمشق، الطبعة: الأولى، 1382ق.
  13. بخاری، محمّد، صحیح بخاری، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.
  14. بغوی، حسین، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اوّل، 1420ق.
  15. بقاعی، إبراهیم، نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور، دار الكتاب الإسلامی، قاهرة
  16. بن باز، عبدالعزیز، فتاوى نور على الدرب، تحقیق: الدكتور محمد بن سعد الشویعر، بی­تا، بی­جا.
  17. جزائری، جابر، أیسر التفاسیر لكلام العلی الكبیر، مكتبة العلوم والحكم، مدینه منوره، چاپ پنجم، 1424ق.
  18. زمخشری، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل، دار الكتاب العربی، بیروت، چاپ سوّم، 1407ق.
  19. سرهندى، محمد حسن جان، الاصول الاربعه فی تردید الوهابیه، تحقیق: حکیم معراج الدین، مکتبه الحقیقه، استانبول، 1416ق
  20. سمعانی، منصور، تفسیر القرآن السمعانی، تحقیق: یاسر بن ابراهیم و غنیم بن عباس بن غنیم، دارالوطن، ریاض، چاپ اول، 1418ق.
  21. سیوطی، عبد الرحمن، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، دار الفكر، بیروت.
  22. صفدر، محمد سرفراز خان، خزائن السنن شرح جامع ترمذی، ترجمه محمد سرور فاروقی، مکتبه فاروقیه، محله جنگی پیشاور، بی­تا

23. طباطبایى، محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن‏، نشر: دفتر انتشارات اسلامى‏، قم ‏، چاپ: پنجم‏،1417ق.

24. طنطاوی، محمد، التفسیر الوسیط للقرآن الكریم، دار النهضة، قاهرة، الطبعة: الأولى

25.علوی المالکی، محمد، مفاهیم یجب ان تصحح، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ دوم 1430ق

26. فخر الدین رازی، محمّد، مفاتیح الغیب، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوّم، 1420ق.

27.قاری، علی، مرقاة المفاتیح شرح مشكاة المصابیح، دار الفكر، بیروت، چاپ اوّل، 1422ق.

28.قرطبی، محمّد، الجامع لأحكام القرآن، تحقیق: أحمد البردونی وإبراهیم أطفیش، دار الكتب المصریة، قاهرة، چاپ دوّم، 1384ق.

29. قرطبی، مكی بن أبی طالب، الهدایة إلى بلوغ النهایة فی علم معانی القرآن وتفسیره...، تحقیق: مجموعة رسائل جامعیة بكلیة الدراسات العلیا والبحث العلمی نشر: جامعة الشارقة، الطبعة: الأولى، 1429ق.

30. قشیری، عبد‌­‌‌‌الكریم، تفسیر القشیری، تحقیق: إبراهیم البسیونی، نشر: الهیئة المصریة العامة للكتاب، مصر، الطبعة: الثالثة، بی­تا.

  1. كشمیری، محمد انور شاه، فیض الباری على صحیح البخاری، تحقیق: محمد بدر عالم المیرتهی، دار الكتب العلمیة، بیروت، الطبعة: الأولى، 1426ق.

32. لجنة من علماء الأزهر، المنتخب فی تفسیر القرآن الكریم، نشر: المجلس الأعلى للشئون الإسلامیة، مصر، طبع مؤسسة الأهرام، الطبعة: الثامنة عشر، 1416ق.

  1. مناوی، محمد، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، المكتبة التجاریة الكبرى، مصر، الطبعة: الأولى، 1356

34.نسفی، عبد الله، تفسیر النسفی تحقیق: یوسف علی بدیوی، دار الكلم الطیب، بیروت، الطبعة: الأولى، 1419ق.

  1. واحدی، علی، الوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، دار القلم، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اوّل، 1415ق.

36.هرری، محمد الأمین، تفسیر حدائق الروح والریحان فی روابی علوم القرآن، دار طوق النجاة، بیروت، الطبعة: الأولى، 1421ق.

پی نوشت:


[1]. هر چند کلیه گروه های سلفی قائل به عدم سماع اموات هستند ولی درآثار بزرگان سلفی همچون ابن تیمیه و ابن قیم پذیرش، سماع اموات پذیرفته شده است.

[2]. به اعتقاد نگارنده، ناصرالدین البانی مهمترین نظریه پرداز در این عرصه می باشد.

[3].  ر.ک: موسوعة الألباني في العقيدة، ج3/ ص751

.[4] البانی،ناصر،مقدمه کتاب الایات البینات.

[5]. همان.

[6]. بن باز، فتاوى نور على الدرب، ج14،ص157.

[7]. البانی، ناصرالدین، سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة، ج3، ص285.

[8]. نمل،80

.[9] اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء، ج9، ص82.

[10]. فتاوا نور علی الدرب، بن باز،ج14،ص 149.

[11]. ابن‌تيميه،مقدمة في أصول التفسير،ج1،ص51.

[12].طباطبایی،المیزان،ج15،ص390.

[13]. طبري،محمّد بن جرير، جامع البيان في تأويل القرآن،ج19،ص495.

[14]. فخر الدين رازي،مفاتيح الغيب،ج24،ص571.

[15]. قرطبي،محمّد، الجامع لأحكام القرآن،ج13،ص232.

[16]. ابن کثیر، تفسير ابن‎كثير، (6/ 210)

.[17] تنوير المقباس من تفسير ابن‎عباس (ص321)،

[18]. سمعانی، منصور، تفسیر القرآن،ج4، ص112.

[19]. بغوی، معالم التنزيل في تفسير القرآن،ج3،ص513.

[20].نک. زمخشري،محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل،ج3،ص383.

[21]. ابن‌الجوزي،أبوالفرج،زاد المسير في علم التفسير،ج3،ص369.

[22]. نسفی، ابوالبرکات، تفسير النسفي، (2/ 621)

[23] واحدي،علي، الوجيز، ص809.

[24]. سیوطی،عبد الرحمن،الدر المنثور في التفسير بالمأثور (6/ 376)،

[25]. ابن‎تيمية، أحمد،المستدرك على مجموع الفتاوى ج1 ص94

[26]. خازن، علی، تفسير الخازن، (3/ 352)،

.[27] لطائف الإشارات = تفسير القشيري (3/ 50)،

[28]. ابن‎زمنین المالکی،أبو عبد الله محمد تفسير القرآن العزيز لابن‎أبي زمنين (3/ 311)،

[29]. بقاعی،إبراهيم،نظم الدرر في تناسب الآيات والسور (14/ 214)،

[30]. يحيى بن سلام بن أبي ثعلبة،تفسير يحيى بن سلام (2/ 564)،

[31]. هرری شافعی، محمد امین،تفسير حدائق الروح والريحان، (21/ 50)،

.[32] الزحيلي،دوهبة بن مصطفى،التفسير الوسيط للزحيلي ج2،ص 1891

همچنین التفسير المنير للزحيلي (20/ 27)

.[33] جزائري،جابر بن موسي،أيسر التفاسير للجزائري (4/ 43)،

[34]. أ. د. حكمت بن بشير بن ياسين،الصحيح المسبور من التفسير بالمأثور (4/ 35)،

[35].آل غازي،عبد القادر بن ملّا حويش، بيان المعاني (2/ 341)،

[36]. طنطاوي،محمد،التفسير الوسيط لطنطاوي (10/ 357)

[37]. لجنة من علماء الأزهر،المنتخب في تفسير القرآن الكريم (ص: 572)،

[38]. نخبة من أساتذة التفسير،التفسير الميسر (1/ 384)،

[39]. فاطر: 22.

[40]. نمل:80.

[41]. شنقیطی، أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآن،ج6،ص128.

[42]. ابن‌تیمه،جامع المسائل،ج3،ص131.

[43]. مجموع الفتاوای،ج24،ص364.

[44]. ابن‎تيمية،أحمد،المستدرك على مجموع الفتاوى ج1 ص94

[45]. ابن‌قیم،الروح،ص9..

[46]. همان،ص20.

[47].همان،ص16

.[48] صفدر، محمد سرفراز خان، خزائن السنن شرح جامع ترمذی، ص379.

.[49] ابن‎حنبل شيباني،مسند،(21/ 451)،(17/ 19)،(14/ 234)

[50]. ابن‎کثیر،إسماعيل،تفسير ابن‎كثير ت سلامة ج6، ص325

[51]. قاري،علي ،مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح (6/ 2554)

.[52] المناوي القاهري، محمد،فيض القدير،ج5،ص 131 به نقل از کتاب الحکایات الرضویه ص44

[53]. سرهندى،محمد حسن جان، الاصول الاربعه فی تردید الوهابیه،ص40

.[54] کشمیری،محمد،فيض الباري على صحيح البخاري (3/ 42).

[55] علوی المالکی، محمد،مفاهیم یجب ان تصحح،ص 243و 245

[56]. صحيح البخاري (2/ 90)؛ الروح،ص5

[57]. شنقیطی محمد امین،أضواء البيان،ج6،ص132.

[58]. ابن تیمیه، مجموع الفتاوی،ج24،ص363.

[59]. ابن قیم، الروح،ص5.

 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

نواقض الاسلام

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

معنای لغوی و اصطلاحی کفر

تبرک

معنای لغوی اسلام و ایمان

استشهادی

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه