اطلس > مفاهیم و مبانی > نکایه، انهاک، ادارة التوحش

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۵/۲۲ تعداد بازدید: 250

از  نگاه تکفیری ها «نکایه و انهاک» و «ادارة التوحش» دو مرحله از مراحل مقدماتی تشکیل خلافت اسلامی[1]است. معنای لغوی«نکایه و انهاک»، ضربه زدن و فرسودن است[2] و در قرائت تکفیریها به معنی ایجاد هرگونه صدمه و آسیب رساندن به دشمن جهت فراهم کردن ضعف و در نهایت نابودی آنان است.[3]



آنان به ایادی خود در سراسر عالم اعلام می کنند چنانچه توان شرکت در جهاد را ندارند، در بلاد خود اقدام به بی ثباتی و ضربه زدن به دشمن کنند و بدانند که برای جهاد همشه به نیروی زیاد نیاز نیست بلکه با اجتماع پنج نفره نیز می توان کارهای بزرگ انجام داد[4] ابو مصعب زرقاوی و آشوبگران تحت امر وی بر اساس دیدگاه «نکایه و انهاک» درعراق دست به کشتار مسلمانان اعم از شیعه و سنی زدند و نا امنی را در این سرزمین حاکم کردند. کشتار بی گناهان در عراق کار را به جایی رساند که حتی  ایمن الظواهری- رهبر القاعده جهانی- فریاد اعتراض برآورد.

نتیجه: نکایه و انهاک(ضربه زدن، آسیب و فرسایش) نخستین مرحله از مراحل سه گانه ای ست که تکفیریها آن را برای تاسیس دولت اسلامی مورد نظر خود ضروری می دانند[5]و منظور از این مرحله انجام عملیاتهای فرسایشی و پیوسته، همراه با شبیخون و تهدید است تا از این طریق نظامهای ابرقدرت را مختل کنند.

اما التوحش: بعد از ایجاد اختلال از راه «نکایه و انهاک»، در مرحله دوم با ایجاد «رعب و وحشت» زمینه ی فرار نیروهای دشمن مهیا می شود و جهادگران، مدیریت جامعه را به دست گرفته و دولت اسلامی را بر پا می کنند؛ در این مرحله که «اداره التوحش» نامیده شده، مجاهدین باید هر چیزی را که مانع تحقق هدف آنان است ویران کنند! تکفیریها اعتقاد دارند هر فرد وفادار به آنان وظیفه دارد با تمام وجود به جامعه جاهلی ضربه بزند و به داشته های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شان خسات وارد کند لذا منظور از اداره توحش، مجموعه فعالیتهایی است که در حد فاصل بین فروپاشی یک تمدن یا یک نظام و ظهور یک تمدن یا یک نظام جدید بکار گرفته می شود و به عنوان یک دوره گذار است. به نظر تکفیری ها دولت های مابعد قرارداد سایس – پیکو در حال به هم ریختن هستند و باید خلافت اسلامی جای آن قرار گیرد. توحُّش از ماده «وحش» در برابر«اُنس» بکار می رود[6] و چون به باب «تفُّعل» برده شده به معنی ایجاد وحشت است و در اصطلاح تکفیری ها به معنی ایجاد بی نظمی، نا امنی و رعب در جامعه جاهلی(کفار) است.[7] آنان نظریه توحش را همسان با ارهاب (ایجاد رعب) [8]می دانند و تلاش می کنند به آن رنگ و بوی دینی و اسلامی دهند.[9] تکفیریها طرفداران خود را به خشونت عریان و عنان گسیخته توصیه می کنند و هر عمل وحشیانه ای را در این عرصه جایز می شمارند.[10] آنان جنگ امروز را جنگ بین مسلمان و مسلمان - جنگ امیر المومنین (ع) با اصحاب جمل، سپاه شام و خوارج - نمی دانند؛ بلکه جنگ را جنگ بین اسلام و صلبیون و مرتدین- اعم از شیعه و سنی- می دانند و از این رهگذر بدترین شکل نا امنی و خشونت در بلاد اسلامی را  بهتر از زندگی تحت لوای حکومتهای کافر می دانند.[11] ابوبکر ناجی نظریه پرداز تکفیری که 2006 در پاکستان کشته شده در کتاب اداره التوحش، مسلمانانی را که به جنگ دولتها بر نمی خیزند و بلادشان را به نا امنی(توحش) نمی کشانند؛ «مرتد» می نامد. وی به جهادگران توصیه می کند در مناطقی که نا امنی حاکم است باید خودشان نیز متوحش باشند و رعب و وحشت ایجاد کنند و به نا امنیها دامن بزنند تا جایی که بتوانند به عنوان ناجی، مدیریت مناطق را به دست بگیرند و دولت اسلامی را برپا کنند[12]او می گوید«حاکمیت آشوب» در چنین موقعیتی موجب می شود که مردم به هر کسی که می تواند برای آنان امنیت ایجاد کند پناه ببرند»[13]

تکفیریها، حال و روز فعلی جوامع اسلامی را به دوره ارتداد بعد از رحلت رسول الله (ص) تشبیه کرده ومی گویند همانطور که ابوبکردستور داد با مرتدان با خشونت رفتار شود و بی رحمانه گردن زده شوند، گروههای جهادی باید همانگونه عمل کنند[14]و از جهادگران می خواهند تا «موجی از عملیاتها را به اجرا در آورند تا قلب دشمنان را به  رعب آورد، رعبی که پایانی برایش متصور نباشد»[15] هدف از این رعب، پشیمان کردن دشمن از رویا رویی با جهادگران و پا به فرار گذاشتن آنها است.  

نقد و بررسی: ایده ی «ضربه زدن و فرسودنِ» دشمن و «ایجاد رعب و وحشت» در دل نیروهای وفادار به وی، مسئله ی جدیدی نیست[16]و اختصاص به اسلام ندارد زیرا هرگاه دو دشمن در مقابل همدیگر صف آرائی کنند؛ هر کدام سعی می کند از راه ضربه زدن و ایجاد رعب در دل سواره نظام و پیاده نظام طرف مقابل زمینه اضمحلال او را مهیا کنند و بر او فائق آیند. اما سوال اینجاست که آیا اسلام اجازه می دهد مسلمین را به جای مشرکین، دشمن فرض کرده و به او ضربه زده و در دل او ایجاد رعب و وحشت کرده و زمینه نابودی او را مهیا کرد؟ آیا اسلام در صحنه ی رویارویی با دشمن اصلی(کفار و مشرکین) ارتکاب هر عمل غیر انسانی را جایز می داند؟

اسلام بین کافر و مشرکی که با مسلمانان سر جنگ نداشته باشد، جلو نشر دین را نگیرد و یا پیمان شکنی نکند و بین کفار و مشرکینی که مُقاتل و مُمانع و پیمان شکن اند تفاوت گذاشته است.[17] اسلام مجرد کفر و شرک را مجوز تام و تمام برای آغاز قتال نمی داند[18] و در مواردی که قتال جایز باشد برای آن حدودی قرار داده[19] از این رو ریختن خون زنان مشرکین، کودکان، راهبان، پیران، نابینا و زمین گیر و هرچه از این قبیل باشد را ممنوع می داند[20] تکفیریها خود را تابع ابن تیمیه می دانند و برخلاف فتاوای او عمل می کنند او دماء و اموال مسلمین را محترم می شمارد[21] و ریختن خون مسلمین را به بهانه «قتال فی سبیل الله» ممنوع دانسته،[22] و فتوی به جواز ریختن خون مسلمین را از اختصاصات خوارج می داند.[23] ابن تیمیه  فتوای خود مبنی بر جهاد علیه تاتار و ملحدین را به «حفظ دماء مسلمین» مشروط کرده است[24] و بلد ماردین را مشترک بین دارالسلام و دار الحرب- دارالمرکب - نامید تا از فتوی جهاد علیه ساکنین آن بپرهیزد.[25] تکفیریها برای خون هیچ مسلمانی حرمت قائل نیستند

از خطاهای تکفیریها این است که می گویند کفر عبارت است از اینکه در یک سرزمینی احکام اسلام اجرا نشود![26] و برگزاری انتخابات و التزام به دموکراسی را از مظاهر کفر می دانند. آنان مردم را بر اساس اقرار و عدم اقرار به شهاتین مرز بندی نمی کنند و ملاک شان برای احراز مسلمانی، اجرا و عدم اجرای احکام اسلامی است. آنان تمامی جوامع مسلمان امروز را جوامع کفر به حساب می آورند هرچند که همه آنها شهادتین گفته باشند!

ملاکی که تکفیریها برای جامعه اسلامی ساخته اند بر خلاف نظر علمای شیعه و سنی است زیرا در نگاه آنان جامعه اسلامی، جامعه ای است که اکثریت آنها مسلمان باشند و برخی گفته اند جامعه اسلامی جامعه ای است که حاکم آن مسلمان باشد اما نگفته اند که احکام اسلامی بی و کم کاست اجرا شوند.  طبق ملاک تکفیریها، آن دسته از اماکنی که در زمان پیامبر (ص) احکام به طور کامل در آنجا اجرا نمی شد و همچنین اماکنی که در زمان خلافا حکم خدا در آنجا اجرا نمی شد، باید دارالکفر باشند آیا آنان این ملازمه را می پذیرند؟

از دیگر خطاهای تکفیری ها این است که کل «دارالکفر» را «دارالحرب» اعلام کرده اند[27] و در نگاه آنها، جهان به دو بخش دارالاسلام و دارالکفر و به طور کلی دارالحرب تبدیل شده است یعنی هر کسی همین که غیرمسلمان است در معرض کشته شدن قرار دارد ابوعبدالله المهاجر در فقه الدما مدعی است این افراد را (کفار و مشرکین)در هر کجا که بکشند، نه دیه، نه قصاص ندارد! چون قتل این افراد مباح است.[28]یعنی هرکسی که کافر است در موقعیت جنگ است در حالی که بزرگان سلفیه مانند ابن تیمیه بلاد را به دارالاسلام، دارالکفر و دارالحرب تقسیم می کنند و  مجرد کفر و شرک را مجوز تام و تمام برای آغاز قتال نمی داند.[29]،[30]

نتیجه: نکایه و انهاک و اداره التوحشی که تکفیریها مدعی ان اند هیچ تناسبی با اسلام ندارد.

پی نوشت:


[1] .ناجی، ابوبکر،  إدارة التوحش .. أخطر مرحلة ستمر بها الأمة (ص: 13)

[2] . «ضَعیفُ النِّکایَةِ أعداءَ‌هُ   یَخالُ الفِرارَ یُراخِی الأجَلَ» ترجمه شعر؛ « او در ضربه زدن به دشمن ضعیف است و فکر می‌کند که فرار از صحنه جنگ اجل را به تأخیر می‌اندازد»

[3] . ابو عبدالله، رصافی، جهاد من لم یحضر الجهاد.

[4] . الرصافی، جهاد من لم یحضر الجهاد ص 11(پاورقی)

[5] عبدالبای العطوان، تولد اهریمن(ترجمه فاروق نجم الدین) ص 224

[6] . فراهیدی، خلیل احمد، العين 3/ 262

[7] . باید توجه داشت که معنای لغوی توحش با معنای اصطلاحی آن متفاوت است و معادل «ارهاب» در قرآن است. گرچه ارهابی که قرآن می گوید هیچ تناسبی با توحش در نظر تکفیریها ندارد.

[8] . تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُم «تا به وسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد!» (انفال 60)

[9] .  القاعده در دهه ی گذشته بر اساس همین دیدگاه به طرفداران خود توصیه می کرد اگر می توانید حتما با کوبیدن عصا بر سر یک صلیبی زمینه ساز نا امنی و رعب در کشورهای هدف شوید «ولو ضربة عصا على رأس صليبي» ناجی ابوبکر، إدارة التوحش .. أخطر مرحلة ستمر بها الأمة (ص: 15)

[10] . ناجی ابوبکر ادارة التوحش ص 23 و 31

[11] . « إنَّ أفحش درجات التوحُّش هي أخفُّ من الاستقرار تحت نظام الكفر بدرجات» إدارة التوحش .. أخطر مرحلة ستمر بها الأمة (ص: 3)

[12] ابوبکر ناجی، ادارة التوحش ص 29

[13] .ناجی ابوبکر، اداره التوحش، ص 33

[14] . عبدالبای العطوان، تولد اهریمن(ترجمه فاروق نجم الدین) ص 224

[15] . ابوبکر ناجی، ادارة التوحش ص 34

[16] . ابو الولید قرطبی (متوفى: 595) معروف به ابن رشد، فصل سوم از کتاب جهاد خود را به موارد جواز ضربه زدن به دشمن(النکایه)  اختصاص داده است «الْفَصْلُ الثَّالِثُ فِي مَعْرِفَةِ مَا يَجُوزُ مِنَ النِّكَايَةِ بِالْعَدُوِّ» بداية المجتهد ونهاية المقتصد (2/ 144)

[17] . السياسة الشرعية في إصلاح الراعي والرعية (ص: 100)

[18] . السياسة الشرعية في إصلاح الراعي والرعية (ص: 100)

[19] . «وَ قاتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدين»‏ البقرة : 190

[20] . «...النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ وَالرَّاهِبِ، وَالشَّيْخِ الْكَبِيرِ، وَالْأَعْمَى، وَالزَّمِنِ، وَنَحْوِهِمْ فَلَا يُقْتَلُ» السياسة الشرعية في إصلاح الراعي والرعية (ص: 100)

[21] . «دِمَاءُ الْمُسْلِمِينَ وَأَمْوَالُهُمْ مُحَرَّمَةٌ حَيْثُ كَانُوا...» الفتاوى الكبرى (3/ 532)

[22] . ««مَنْ أغار على المسلمين وتعرَّض لدمائهم وأموالهم بغير حقِّها، فهو ظالمٌ معتد، ولا طاعة لمن يأمر بذلك، فإنه لا طاعة لمخلوق في معصية الله، والله سبحانه وتعالى أعلم.»»جامع المسائل لابن تيمية ط عالم الفوائد - المجموعة السابعة (1/ 440)

[23] .«والخوارج المارقين الذين يدعون أن عثمان وعليًّا ومن والاهما كفار بالقرآن الذي جاء به الرسول، ويستحلون دماء المسلمين بهذا الضلال» الإخنائية أو الرد على الإخنائي ت العنزي (ص: 211)

[24] . «ولكن الواجب في جهادهم أن تُعصَم دماء المسلمين وأموالهم وحريمهم الذين في بلادهم، ولا يقاتل إلا من كان معاونًا لهم.»جامع المسائل لابن تيمية ط عالم الفوائد - المجموعة السابعة (1/ 440)

[25] . «سئل -رحمه الله- عن بلد ماردين، هل هي بلد حرب أم بلد سلم؟ فأجاب: ...وَأَمَّا كَوْنُهَا دَارَ حَرْبٍ أَوْ سِلْمٍ فَهِيَ مُرَكَّبَةٌ فِيهَا الْمَعْنَيَانِ لَيْسَتْ بِمَنْزِلَةِ دَارِ السِّلْمِ الَّتِي يَجْرِي عَلَيْهَا أَحْكَامُ الْإِسْلَامِ، لِكَوْنِ جُنْدِهَا مُسْلِمِينَ، وَلَا بِمَنْزِلَةِ دَارِ الْحَرْبِ الَّتِي أَهْلُهَا كُفَّارٌ، بَلْ هِيَ قِسْمٌ ثَالِثٌ يُعَامَلُ الْمُسْلِمُ فِيهَا بِمَا يَسْتَحِقُّهُ وَيُقَاتَلُ الْخَارِجُ عَنْ شَرِيعَةِ الْإِسْلَامِ بِمَا يَسْتَحِقُّهُ»الفتاوى الكبرى (3/ 533)

[26] . بر خلاف علماکه  گفته اند کافر کسی که شهادتین را نگفته باشد

[27] . ابوعبدالله المهاجر، فقه الدماء، ص 18

[28] . همان ص 22

[29] . السياسة الشرعية في إصلاح الراعي والرعية (ص: 100)

[30] . السياسة الشرعية في إصلاح الراعي والرعية (ص: 100)

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه