اطلس > شخصیت ها > تکفیری > اسامه بن‌ لادن

اسامه بن‌ لادن

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۲/۱۸ تعداد بازدید: 95

اسامه بن لادن

اسامه بن‌لادن نیز مانند اغلب چهره‌های بارز و تأثیرگذار جهان، زندگی پر فراز و نشیبی داشت. او از نخستین سال‌های جوانی، برخلاف سایر برادران و هم‌سالان خود و علی‌رغم بهره‌مندی از ثروتی بزرگ، زندگی سخت و زاهدانه‌ای را در مسیر اهداف بزرگ خویش انتخاب کرد. اما متأسفانه زحمات بن‌لادن، آنگونه که او انتظار داشت، به بار ننشست و برخلاف خواسته‌های او، اقداماتش نه‌تنها ضربه‌ای به قدرت ایالات متحده وارد نساخت، بلکه نفوذ مضاعف آمریکا و بیشتر شدن پایگاه‌های نظامی او در کشورهای اسلامی را در پی داشت.



نویسنده:احمد ربیعی فر

اسامه در عربستان سعودی

اسامه بن ­محمد بن­ عوض بن­ لادن در تاریخ دهم مارس 1957میلادی در شهر ریاض عربستان و در خانواده­ای ثروتمند به دنیا آمد. مادرش سوری و پدرش نیز از منطقه حضرموت یمن به عربستان کوچ کرده بود. اسامه که وهابیت را به عنوان مذهب و مرام خویش انتخاب کرده بود در زمینه علمی نیز مدرک کارشناسی اقتصاد را از دانشگاه ملک عبدالعزیز در جده اخذ کرد تا مدیریت شرکت تجاری پدرش را بر عهده بگیرد.[1]

طبعاً اسامه جوان، در محیط مذهبی برآمده از عقاید و تفکرات سلفیت وهابی رشد یافته بود و همین عقاید سلفی نیز بر دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی او تأثیر مستقیم داشت.

ورود اسامه به عرصه مبارزات مسلحانه و تأسیس القاعده

حمله شوروی به افغانستان در دسامبر 1979م، مقدمات تشکیل اولین جبهه متحد بین­المللی تکفیریان جنگجو را فراهم ساخت و جوانان مسلمان بسیاری را از سراسر نقاط جهان اسلام به میدان جنگ در افغانستان گسیل داشت.

اسامه نیز در سال 1979م و در سن 22سالگی، راهی افغانستان شد، در کنار عبدالله عزام و تحت تأثیر تفکرات او، به حمایت‌ از مجاهدان افغان و افغان العرب مشغول شد.[2]

اسامه جوان با ایجاد گروهی از مجاهدان عرب، پایگاهی نظامی در افغانستان در نزدیکی دهکده جاجی تأسیس کرد که تقریباً در ده مایلی مرز پاکستان قرار داشت. این پایگاه به المأسده الانصار (کمین‌گاه شیران) معروف بود.[3]

پس از پیروزی بر نظامیان شوروی در افغانستان، کشورهای یمن و عربستان سعودی، از اولین کشورهایی بودند که مورد هدف بن‌لادن و حضور القاعده قرار گرفتند.

اسامه در میان حلقه همراهانش، پس از سفر به عربستان سعودی و بازگشت موقت به افغانستان، در دسامبر سال 1991میلادی عازم سودان شد و با گذشت چندین سال بازهم به افغانستان بازگشت و از همانجا علاوه بر همکاری با طالبان، به رهبری شبکه القاعده مشغول شد.

او به همراه تعدادی از رهبران گروه‌های جنگجو تکفیری، در سال 1998م با اعلام رسمی فعالیت جبهه بین‌المللی جهاد با نام الجبهة الاسلامیة العالمیة للجهاد ضد الیهود و الصلیبین، رسماً جوخه‌های ترور بین المللی را در بسیاری از کشورهای اسلامی و غربی فعال ساخت..[4]

هرچند از سال 1998م تا 2003م را می‌توان سال‌های اوج‌گیری سازمان القاعده به‌حساب آورد، اما پس از این دوره، بن‌لادن در محدودیتی شدید قرار گرفت و سازمانش رو به افول گذاشت.

 

مرگ اسامه بن‌لادن

حمله آمریکا به افغانستان، سرنگونی دولت طالبان را درپی داشت که با این حساب، تنها دولت حامی بن‌لادن سرنگون شد و او ناچار در میان کوه‌ها و مناطق نامعلومی میان مرز افغانستان و پاکستان محصور شد.[5]    

هواپیماهای جنگنده و بدون سرنشین آمریکایی بارها و بارها مکان‌های متعددی را که حضور بن‌لادن و سران القاعده در آنها محتمل بود، مورد هجوم قرار داده و بمباران کردند، اما کشتن بن‌لادن همچنان، به کلاف سردرگم ایالات متحده مبدل شده بود. تا آنکه در تاریخ 1/5/2011م اوباما، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، رسماً اعلام کرد که ایالات متحده توانست بن‌لادن را به همراه یکی از فرزندانش (خالد) بکُشد.[6]

 

تفکرات اسامه بن‌لادن

هرچند تکفیری‌ها، همواره از اسامه با لفظ شیخ، یاد می‌کنند اما او هیچ‌گاه به عنوان یک عالم و مبلغ سلفی فعالیت نکرد. بلکه همواره در نقش عنصری اجرایی و عملیاتی در دل میدان بود. به همین خاطر کتاب و آثار علمی ویژه‌ای نیز از خود به جا نگذاشت.

مهم‌ترین و تنها منابع شناخت تفکرات اسامه، نامه‌ها و بیانیه‌های اوست که در مناسبت‌های مختلف و خطاب به افراد و گروه‌های متعدد نگاشته شده است.

او در نامه‌ها، خطبه‌ها و بیانیه‌هایش از عراق،  یمن و جزیره العرب تا چچن، بوسنی و تا فلسطین، سودان و نیجریه را مورد توجه قرار داده و هیچ‌گاه مرز آرمان جهادي خویش را محدود به مکان یا کشوری خاص نساخت.

هدف و دغدغه اصلی اسامه بن‌لادن

بن‌لادن، به‌ویژه پس از ورود نیروهای آمریکا به عربستان سعودی، همواره از حمله و هجوم همه جانبه کفار به جهان اسلام و ملت‌های مسلمان سخن می‌گفت و کشتار مسلمانان در نقاط مختلف جهان را نتیجه بی‌اعتنایی و غفلت آنان نسبت به فریضه جهاد می‌دانست.

مقابله با سیطره غرب (صلیبیان و یهود) بر کشورها و ملت‌‌های مسلمان، مهم‌ترین موضوعی است که همواره در نوشته‌جات و آثار باقی‌مانده از اسامه، به صورتی برجسته به چشم می‌خورد.

او تقریباً هیچ‌گاه علیه مذاهب اسلامی سخن نگفت و همیشه دشمن خویش را آمریکا و حکام دست‌نشانده او در کشورهای اسلامی می‌دانست. اما برخلاف او، مشاورش ایمن ظواهری کسی بود که یک زاویه از نبرد را در میان کشورها و مذاهب اسلامی تعریف می‌کرد.

یکی از مهم‌ترین اختلافات میان بن‌لادن و ظواهری، اختلاف بر سر ایران بود؛ چرا که ظواهری، نبرد با ایران را در اولویت فعالیت‌های القاعده قرار می‌داد و ایران را در پی سیطره بر منطقه و نشر تشیع بین اهل‌سنت می‌دانست. او همواره ایران و شیعیان عراق (آیت الله سیستانی) را به همکاری و ارتباط با غرب و آمریکایی‌ها متهم می‌کرد. اما بن‌لادن در مقابل، این افکار ظواهری را در مورد ایران، رد می‌کرد و موضع خصمانه با ایران را غیر عملی می‌دانست. ظواهری در مقابل موضع بن‌لادن در خصوص ایران گفت: «به من ربطی ندارد که دو تن از فرزندان بن‌لادن (سعد و عبدالله) از سال 2003م در ایران زندگی می‌کنند. من ایران را دشمن فکری و عقیدتی سازمان القاعده می‌دانم؛ چرا که افزایش نفوذ تشیع در جهان، بسیار خطرناک‌تر از نفوذ شیوعی است».[7]

اسامه در خصوص مسئله فلسطین، با انتقاد شدید از حکام کشورهای اسلامی، برخی از آنان را منافق توصیف کرده و گفته است: «وقد بدا واضحاً أن بعض حكام العرب، تواطؤوا مع التحالف الصليبي الصهيوني على أهلنا، وهم من تسميهم أمريكا بحكام دول الاعتدال. وفي الحقيقة أن دول العالم الإسلامي من اندونيسيا إلى موريتانيا بلا استثناء، تنقسم إلى قسمين اثنين: دول معوجة ودول أكثر اعوجاجاً والإسلام بريء من حكامها جميعاً».[8]

بنابراین، او مسئله اصلی را در قیام مسلمانان علیه سیطره غرب و کفار  منحصر دانسته و پرداختن به امور حاشیه‌ای و درگیر ساختن مسلمانان با یکدیگر را مانع از رسیدن به هدف اصلی می‌دانست.

اسامه بن‌لادن  و ساختار دموکراتیک در کشورهای اسلامی

اسامه نیز مانند سایر تکفیری‌ها، حکومت‌های مبتنی بر دموکراسی و قوانین برخاسته از مجالس قانون‌گذار بشری را از مصادیق کفر و شرک به حساب می‌آورد.

او در دومین نامه‌ای که خطاب به تکفیری‌های جنگجو  در عراق نگاشته مجالس قانون‌گذاری در کشورها را مجالس شرک توصیف کرده است.[9]

منابع

  1. پیتر ال. برگن: اسامه بن­لادن، ترجه : عباسقلی غفاری فرد، تهران: اطلاعات، چاپ اول، 1390ش.
  2. عبدالباری عطوان: القاعدة؛ التنظیم السری، بیروت: دارالساقی، چاپ سوم، 2012م.
  3. عبدالرحمن مظهر الهلوش: الشیخ و الطبیب؛ اسامه بن­لادن و ایمن الظواهری، لبنان: ریاض الریس، چاپ اول، 2011م.
  4. عبدالرحیم علی: تنظیم القاعده عشرون عاماً.. والغزو مستمر، قاهره: المحروسه، چاپ اول، 2007م.
  5. عبدالرحیم علی: حلف الارهاب؛ تنظیم القاعده من عبدالله عزام إلی أیمن الظواهری، قاهره: مرکز المحروسة، چاپ دوم، ‌2005م.
  6. فواز جرجس: القاعده الصعود و الافول، ترجمه محمد شیا، بیروت: مرکز دراسات الوحدة العربیة، چاپ اول، 2012م.
  7. کمیل الطویل: القاعدة و اخواتها؛ قصة‌الجهادیین العرب، بیروت: دارالساقی، چاپ اول،‌ 2007م.
  8. گروهی از نویسندگان تحت اشراف عبدالغنی عماد: الحرکات الاسلامیة فی الوطن العربی، بیروت: مرکز الدراسات الوحدة‌العربیة، 2013م.
  9. عماد نداف: اسامه بن لادن یک نفر از یک میلیارد، ص52. ترجمه: عثمان ایزدپناه، تهران، عابد، چاپ اول، 1381ش.
  10. لورانس رایت: البروج المشیدة؛ القاعدة و الطریق الی 11سپتامبر، قاهره: کلمات، چاپ چهارم، 2008م.
  11. اسامه بن‌لادن: خطوات عملیة لتحریر فلسطین.
  12. مهدی بخشی، جهاد از ابن­تیمیه تا بن­لادن، نشریه راهبرد، ش39.

پی‌نوشت:

[1]. عبدالرحمن مظهر الهلوش، الشیخ و الطبیب، ص 25-26؛ پیتر ال برگن، اسامه بن لادن، ص44.

[2]. عماد نداف: اسامه بن لادن یک نفر از یک میلیارد، ص52. ترجمه: عثمان ایزدپناه، تهران، عابد، چاپ اول، 1381ش.

[3]. همان، ص99.

 [4]. لورانس رایت، البروج المشیدة، ص311.

[5]. گروهی از نویسندگان، پیشین، ص1340-1341.

[6].عبدالرحمن مظهر هلوش: الشیخ و الطبیب، ص371.

 [7]. عبدالرحمن مظهر هلوش: پیشین، ص273.

[8]. اسامه بن‌لادن: خطوات عملیة لتحریر فلسطین، ص6.

[9]. عبدالرحیم علی: حلف الارهاب؛ تنظیم القاعده من عبدالله عزام الی ایمن الظواهری، ج2، ص 148-149

پیتر ال. برگن، اسامه بن‌لادن، ص43-44

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ابراهیم سلیمان الربیش

ابن تیمیه حرّانی

ابن قیم جوزیه (751ق)

ابن کثیر (774ق)

ابو خالد السوری

ابو عمر البغدادی

ابو محمد جولانی

ابو محمد مقدسی

ابو مصعب سوری

ابوالحسن الأزدی

ابوانس الشامی

ابوبصیر طرطوسی

ابوبكر بغدادی (زندگینامه)

ابوبكر بغدادی (تفکرات)

ابوبکر الباعشیر

ابوبکر بغدادي

ابوبکر ناجی

ابوبکر ناجی کیست؟ (2)

ابوحمزه مهاجر

ابوسلیمان المصری

ابوعبدالله المهاجر

ابوعمر البغدادي

ابوعمر الشیشانی

ابوقتاده فلسطینی

ابومصعب زرقاوی

ابومصعب زرقاوی

ابومنذر الشنقیطی

ابویحیی اللیبی

احسان الهی ظهیر

احمد بن عمر الحازمی

احمد الاسیر لبنانی

اسامه بن‌ لادن

اعظم طارق

اکرم حجازی

ایمن الظواهری (تفکرات)

ایمن الظواهری (زندگینامه)

ایمن الظواهری 1

بربهاری

بن باز

ترکی بنعلی

جهیمان العتیبی

حق نواز جهنگوی

ربیع بن هادی محمد عمیر المدخلی

رِفاعی سرور

سعید بن محمد بن احمد یمانی

سلطان بن بجاد العتيبي

سلیمان بن ناصر عبدالله العلوان

سید امام (دکتر فضل)

سیف العدل محمد صلاح الدين زيدان

شكري مصطفی

شوكاني

صالح سریه

طارق عبدالحلیم

عبدالعزيز بن صالح الجربوع

عبدالعزیز بن باز

عبدالمالک ریگی

عطیه الله اللیبی

علی بن نایف الشَحُّود

فارس آل شویل الزهرانی

فواز محمد حسن قاضی اعدام های داعش

محمد امان جامی

محمد بن ابراهیم بن عبد اللطیف آل الشیخ

محمد بن صالح بن عثيمين

محمد بن عبدالله القحطانی

محمد زهران علوش

محمد سرور بن نایف

محمد عبدالسلام فرج

محمد ناصر الدین البانی

محمدبن عبدالوهاب

مقبل بن الهادی الوادعی

ملا کریکار

ناصر الوحیشی

ناصر بن حمد الفهد