اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > شیخ احمد محمود کریمه

شیخ احمد محمود کریمه

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۲/۱۶ تعداد بازدید: 160

شیخ احمد کریمهشیخ احمد کریمه یکی از شیوخ و اساتید بازنشسته دانشگاه الازهر مصر است. وی درباره تحصیلات خود می گوید: در ابتدای دهه شصت قرن گذشته، تحصیلات خود را در الازهر شریف آغاز کردم و بعد از کسب رتبه استادی مدت چهار سال در دبیرستان های الازهر به عنوان معلم علوم دینی و عربی مشغول به کار شدم.



شیخ احمد کریمه یکی از شیوخ و اساتید بازنشسته دانشگاه الازهر مصر است. وی درباره تحصیلات خود می گوید: در ابتدای دهه شصت قرن گذشته، تحصیلات خود را در الازهر شریف آغاز کردم و بعد از کسب رتبه استادی مدت چهار سال در دبیرستان های الازهر به عنوان معلم علوم دینی و عربی مشغول به کار شدم و پس از آن به عربستان رفته و به مدت چهار سال در دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود و در مرکز علمی القنفذه (از استان های عربستان) به تدریس زبان و آداب عربی اشتغال داشتم. و مدت شش سال نیز در کشور عمان به تدریس پرداختم[1].

شیخ کریمه از سال 2000 با دیدن اوضاع نابسامان مسلمانان، در جهت تقریب بین مذاهب فعالیتهائی شروع کرد. در این راستا یک مؤسسه خیریه به نام «مؤسسة التآلف بین الناس الخیریة» تاسیس کرد. در این مؤسسه کتب مختلفی را در این زمینه تالیف و به اروپا و آمریکا ارسال می کردیم. وی درباره مذهب شیعه نیز تحقیقاتی کرده بود اما با ارتباط نزدیک با علمای شیعه در لبنان و عراق و ایران شناخته بیشتری نسبت به شیعه پیدا کرد. وی می گوید: در کنفرانسی که با موضوع وحدت اسلامی در تهران برگزار شده بود. شرکت کردم و با «سید علی خامنه ای» رهبر ایران ملاقات کردم. علمای الازهر شریف به مراجع شیعه و مذهب شیعه احترام می گذارند در زمینه فقه مقارن اسلامی در کتابخانه دانشگاه الازهر بخش کاملی به فقه سایر مذاهب از جمله مذهب امامیه اختصاص داده اند و محققان فقه مقارن، نظریات برادران شیعه را نیز نقل می کنند. نکته مهم دیگر اینکه در قانون محکمه های مصر در زمینه شاهد گرفتن بر طلاق بنا به فتوای شیعه در این زمینه عمل می شود با وجود اینکه الازهر سنی است[2].

وی در راستای وحدت اسلامی و نقد اندیشه تکفیری دست به تالیف کتاب زده است که از جمله انها عبارت اند از:

  1. «اعتزل تلک الفرق»
  2. «اسلام بلا فرق»
  3. «مع قضیة التکفیر فی الفقه الإسلامی»
  4. «حرمة التکفیر»
  5. «فتنة التکفیر»
  6. «الإرهاب داء و دواء»

شیخ احمد کریمه

شیخ احمد درباره شبهاتی که وهابیت علیه مسلمانان مطرح کرده اند را قبول ندارد. از جمله مساله برگذاری جشن ها و تبرک به آثار پیامبرخدا و اولیاء الهی است. شیخ احمد درباره احتفال و تبرک می گوید: در مراسم میلاد امام حسین علیه السلام در مصر در قاهره تقریبا ده میلیون نفر شرکت می کنند. مصری ها اهل بیت را با لقب سید خطاب می‌کنند و مراقد آنها در مصر مورد بیشترین احترام است. ما خاکی را که اهل بیت روی آن قدم گذاشته اند دوست داریم و به آنها تبرک می‌جوییم و از آنها طلب شفاعت می کنیم. من کتابی علیه وهابیت نوشته ام به نام «نجاة والدیه» درباره نجات والدین پیامبر و اثبات ایمان آنها که این کتاب در ایران و عراق موجود است. ما عاشق آنها (اهل بیت) هستیم و من خاک زیر کفش آنها را می بوسم و سرمه چشمانم می کنم. این فقط نظر من نیست، بلکه نظر تمام مردم مصر است[3].

توطئه های اخیر (دشمنان اسلام) علیه جهان عرب و اسلام و اقدامات سلفیه و وهابیت در کنار فعالیت گروه های تروریستی بر عملکرد علما تاثیر زیادی داشته و مشغول تصحیح مفاهیم انحرافی و مخدوش و اصلاح تفکرات اشتباه و غلط و تصحیح تصویر اسلام نزد دیگران شده اند[4]. این حرف‌ها که [داعش و سلفی‌ها] می‌گویند از الازهر صادر نشده است الازهر تنها جریان سنی مذهب است که شیعه را به رسمیت شناخته است و ما دانشنامه فقهی داریم که وزارت اوقاف مصر منتشر کرده که در آن آرای حنفی، مالکی و شافعی و حنبلی ارائه شده و سپس فقه امامیه و زیدی و اباظی بدون قضاوت مطرح شده است.[5]

شیخ کریمه که به دنبال تقریب است به شدت با اندیشه های وهابی تکفیری مخالف است. وی می گوید:

وهابیت مدعی سلفیت بوده و دین جدیدی را اختراع کرده است که مخالف جماعت مسلمانان است. پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم درباره آنان را به صفت خوارج توصیف کرده و می فرماید: آنان جوانان کم سنّ و سال هستند که اهل  بوده و اهل نماز و روزه و قرآن هستند اما قرآن از حنجره آنان تجاوز نمی کند و همانطور که تیر از کمان خارج می شود آنان از اسلام خارج می شوند. حذیفه می گوید به پیامبرخدا عرض کردم یا رسول الله آنان را برایمان توصیف کنید آن حضرت فرمودند: آنها از اقوام عرب و به زبان ما سخن می گویند. حذیفه می گوید: گفتم در این زمان چه کار کنیم؟ حضرت فرمودند: به امام مسلمین اقتدا کنید و با جماعت مسلمین باشید. حذیفه می گوید اگر مسلمین امام و جماعت نداشتند چه کار کنیم؟ فرمودند: از این گروه های دوری کنید اگر چه روی درختی پناه ببری ت اینکه از دنیا بروی. خداوند متعال در سوره انعام فرمود: « إِنَّ اَلَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اَللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ»[6] و معروف است که مدعیان سلفیت با ادعاهای خرابکارانه گروه‌های تکفیری را درست کردند اینها دشمن مسلمانان هستند. آنان علمای دین در دانشگاه الازهر و اخوان و صوفیه را تکفیر می کنند و درباره الازهر می گویند: اعتقادات اشعری فاسد است. تکفیری ها همه مردم روی زمین را گمراه و کافر می دانند مگر کسانی که به عقائد آنها معتقد باشند. خروجی اعتقادات گروه های تکفیری دشمنی و کینه است. اینها آتش فتنه را در کشورهای اسلامی افروخته اند. امروز شما شبکه های ماهواره ای وهابی را ببینید که جز فحش و ناسزا و توهین به علماء چیزی نمی بینی. چهره های این تکفیری تاریک و عبوس بوده و زبان هاشان افسار گسیخته است. اینها هیچ محبتی به مسلمانان و مردم مصر و الازهر ندارند. گروه های تکفیری طالبان و القاعده یا گروه های تکفیری در شمال مالی و لیبی و مصر از زیر عبای وهابیت تکفیری بیرون آمده است. در واقع وهابیت که خوارج زمانند، دشمن همه مسلمانان هستند که پیامبر خبر از آنها داده است. یکی از استنادات برای دشمنی اینها با مسلمانان و دانشگاه الازهر، مسموم شدن طلاب الازهر است. در واقع این اتفاقات، نقاب از چهره پلید، برداشت. تکفیریها در مساجد علیه الازهر سخن گفته و تهمت های زیادی را به علمای الازهر زده اند. البته به لطف خداوند مردم چهره واقعی این افراطگرایان را شناخته اند و اینها کمک های خارجی زیادی را برای ضربه زدن به مصر، دریافت کرده اند[7].

شیخ احمد کریمه

در کتاب «فتنه التکفیر» اسنادی موجود است که حقائق درباره تکفیری ها را روشن می سازد. علمای الازهر مومن و مسلمان هستند. این گروه های با حمایت امثال عربستان و قطر مدعی هستند که توحید را در مصر منتشر می کنند و گمان کرده اند مصر یک کشور مشرک است در حالی که مردم مصر اکثرا مسلمان هستند. اینها مدعی هستند که ما جلوی نفوذ مذهب شیعه را می گیریم. اگر این حرف درست باشد باید شیعیان در عربستان هستند چرا عربستان را شیعه نمی کنند. شیعه در امارات هستند چرا امارات را شیعه نمی کنند؟ در قطر نیز همین طور است. این ها همه ادعاهای باطل آنهاست. این وهابی ها می خواهند عقاید خودشان را به جای عقیده اشعری در الازهر غالب کنند. و به دروغ سخن از جلوگیری از نفوذ شیعه می زنند. آیا ما به خاطر دشمنی کشورهای خلیج با ایران، باید با شیعیان بجنگیم؟! ما به این سخنان کاری نداریم بلکه تکفیری ها هستند که جنگ به راه انداخته اند و دین را به تاراج گذاشته اند. تکفیری ها دین را تغییر داده و اسلام صحیح را پنهان کرده و توحید سه گانه همانند مسیحیت به راه انداخته اند و برای خداوند جسمیت قائل شده اند و گمان می کنند خداوند در آسمان ساکن است و دارای مسافت و مساحت است[8].

من مردی مسلمان هستم و نسبت به مذهبی تعصبی ندارم. من شیعه نبوده و نیستم و صدها سال است از قدمت دانشگاه الازهر می گذرد و موردی گزارش نشده است که فردی شیعه شده باشد این ها تهمت هائی است که وهابی و تکفیری علیه علمای الازهر ترویج می دهند[9].

خداوند را شاکریم که روش خوارج را برای همه بشریت روشن کرده است. کما اینکه در آیه «وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اَللّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ اَلْخِصامِ»[10] شعارهائی شرعی که تکفیری ها می دهند مانند خلافت اسلامی، راه حل اسلامی، سلف، صحابه، حاکمیت، الولاء و البرائه؛ از شعارهای اخوان قطبی و وهابی است که از اسلام به دور هستند. آیه می فرماید سخنان اینها تعجب آور است اما خداوند شهادت می دهد که اینها سرسخترین دشمن هستند. در ادامه آیه می فرماید: «وَ إِذا تَوَلّى سَعى فِي اَلْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ اَلْحَرْثَ وَ اَلنَّسْلَ وَ اَللّهُ لا يُحِبُّ اَلْفَسادَ وَ إِذا قِيلَ لَهُ اِتَّقِ اَللّهَ أَخَذَتْهُ اَلْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ اَلْمِهادُ »[11] گمان می کنم این ویژگی های در آیات مذکور بر وهابیت و این گروه های تروریستی منطبق است و تفاوتی بین کسانی که مستقیما جنایات و کشتار را مستقیما انجام می دهند با کسانی که دستور می دهند ندارد.

خداوند در سوره جاثیه می فرماید: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[12] مردم سوال می کنند که این تکفیری ها که عملیات انفجار را برنامه ریزی می کنند دینشان کجا رفته است؟ در واقع اینها دین ندارند و مصداق آیه: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اَللّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اَللّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ »[13] هستند.[14]

یکی از شیوخ تکفیری ها شیخ قرضاوی است که فتوی به اباحه خون مردم مصر داده است؛ صدور این فتوی در حالی است که قرضاوی روایت پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم را دیده است که فرمود: «من اعان علی قتل مسلم (علی سفک دم مسلم» و لو بشطر کلمه کتب بین عینیه آیس من رحمه الله»[15] این روایت را امثال قرضاوی و دیگر مفتیان خون ریز دیده اند. ریختن خون ارثی است که از صفین و جمل و نهروان و کربلا به اینها به ارث رسیده است. این ها اسلام دارای امنیت و امان را معرفی نکرده اند بلکه اسلام را به عنوان دین خونریز معرفی کرده اند .وهابی ها حماقت دارند و دردی بی درمان گریبان آنها را گرفته است.[16] وهابی ها از هر مسلمانی غیر خودشان متنفر و بیزارند و حتی الازهر را تکفیر می کنند. آنها صوفیه و شیعه و مبلغان اسلامی و همه مدارس اسلامی جهان را تکفیر می کنند چون آنها نوادگان خوارج هستند و شکی نیست که آنها آلت دست استعمار معاصر هستند.[17]

من قرضاوی و کسانی که گمراه شده اند را به خواندن موسوعه الفقیه الکویتیه دعوت می کند که لفظ استحلال را جستجو کنند. همه فقهاء اجماع دارند که اگر کسی حرامی را حلال کند از دین اسلام خارج است یعنی اگر بیاید و بگوید خون فلان مسلمان مباح است یا اینکه بگوید زنا حلال است یا اینکه قمار حلال است و علماء عامدا این کار را انجام دهند از اسلام خارج می شود. چرا؟ زیرا خداوند را تکذیب کرده است. پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم و صحابه را تکذیب کرده است و از اجماع مسلمانان خارج شده است. بنابراین اگر کسی خداوند و پیامبرش را تکذیب کند و فتوا به حلیت خون مسلمی بدهد حکمش خروج از اسلام است لذا به قرضاوی می گویم شما از اسلام خارج شدی و مرتد شدی من به او گفتم موسوع فقهیه کویتیه را باز کن و ببین تو خون انسان بی گناهی را حلال دانستی و سپس از اسلام خارج شدی. بنابراین کسانی که خون مسلمانان را مباح می دانند، خودشان مرتد هستند[18].

پی نوشت:


[2]. همان

[3]. همان

[4]. همان

[6]. ﴿الأنعام‏، 159﴾ مسلماً کسانی که دینشان را بخش بخش کردند، وگروه گروه شدند، تو را هیچ پیوندی با آنان نیست، کار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالی که همواره انجام می  دادند، آگاهشان می  کند. 

[8]. همان

[9]. همان

[10]. ﴿البقرة، 204﴾ و از مردم کسی است که گفتارش در زندگی دنیا تو را خوش آید، و [برای اینکه چنین وانمود کند که زبانش با دلش یکی است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد می ‌گیرد، در حالی که سرسخت ترین دشمنان است.

[11] . ﴿البقرة، 205 و 206﴾ و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، می  کوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد. و چون به او گویند: از خدا پروا کن، غرور و سرسختی و تعصّب و لجاجت، او را به گناه وا می  دارد؛ پس دوزخ او را بس است، و یقیناً بد جایگاهی است.

[12]. ﴿الجاثية، 23﴾ پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟

[13]. ﴿الجاثية، 23﴾ پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست] گمراه کرد، و بر گوش و دلش مُهرِ [تیره بختی] نهاد، و بر چشم [دلش] پرده ای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکّر [حقایق] نمی  شوید؟

[15]. کسی که در جهت ریخته شدن خون مسلمانی کمکی کند و لو با گفتن یک کلمه در بین دو چشمان او نوشته می شود که او از حمه الهی ناامید است. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 874، ح 2620؛ المعجم الكبير للطبرانی، ج11، ص 79، ح 11102؛ الفتن لنعيم بن حماد، ج 1، ص 184، ح 484. مسند الفاروق لابن كثير، ج 2، ص 439.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

آخوند احمد قربان پور

آخوند عبدالصدیق کشمیری

آیت الله جعفر سبحانی

آیت الله سید کمال حیدری

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آیت الله نجم الدین طبسی

ابوالحسن اشعری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

ابومحمد یوسف، فرید الباجی المالکی التونسی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

احمد حمدی صابونی

احمد زینی دحلان

الشریف حاتم بن عارف العونی

امام الحرمین جوینی

امام موسی صدر

حاج ماموستا حسام الدین مجتهدی

حبيب علي جفری

حسن سقاف

حسن فرحان مالکی

حمد الله جان الداجوی

خلیل احمد سهارنپوری

دكتر احمد راسم النفيس المصري

دکتر شیخ عدنان ابراهیم

دکتر صالح الوردانی

رمضان البوطی

سعید عبداللطیف فودة

سلیمان بن عبد الوهاب

سمهودی

سید احمد زینی دحلان

شمس الدین محمد بن أحمد السفـّاريني حنبلی

شيخ أسامه محمود الأزهري

شيخ حسين حلمي ايشيق

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شيخ عبد الله بن محمد بن الصديق الغماري

شيخ علوي امين الخليل

شيخ محمد زكي إبراهيم

شيخ محمد مختار جمعه مصری

شیخ ابوالمحاسن یوسف دجوی

شیخ احمد الطيب

شیخ احمد الوائلی

شیخ احمد محمود کریمه

شیخ اکرم احمد برکات

شیخ جمیل صدقی الزهاوی

شیخ حسن عبدالطیف الشافعی المصری

شیخ حسنین محمد مخلوف المالکی المصری

شیخ حيدر محمد كامل حب الله

شیخ خالد عبدالوهاب الملا

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ زهیر عثمان الجعید لبنانی

شیخ شوقی ابراهیم علام

شیخ صالح المغامسی

شیخ عبدالطیف دریان، مفتی لبنان

شیخ عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی

شیخ عبدالغنی غنیمی حنفی

شیخ عبدالملک سعدی

شیخ عبدالکریم الخصاونه مفتی بزرگ اردن

شیخ علی جمعه

شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ ماهر حمود

شیخ محمد العربی التبانی

شیخ محمد بن علوی السقاف

شیخ محمد حسن هيتو شافعی

شیخ محمد حسین ذهبی مصری

شیخ محمد عوامه

شیخ محمد متولی الشعراوی

شیخ محمود محمد شلتوت

شیخ وهبي سليمان غاوجي حنفی

شیخ یوسف بن سید هاشم رفاعی

شیخ یوسف نبهانی

صائب عبد الحميد

عبدالحلیم محمود

عبدالعزيز عرفة السليمانی

عبدالله تلیدی

عبدالله هرری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

عصام العماد

علامه سید محسن امین

علوی بن احمد حداد

علی بن عبدالکافی سبکی

عمر عبدالله کامل

عیسی بن مانع حمیری

محمد المسعری

محمد النوری الحاتمی

محمد الهذال العنزی

محمد امین ابن عابدین

محمد انور شاه کشمیری

محمد بن علوی المالکی

محمد بن محمد مشهور به ابن الحاج

محمد راتب نابلسی

محمد زاهد الکوثری

محمد سقاف

محمد طاهر کردی

محمد عابد سندی انصاری

محمد عبده یمانی

محمود سعید ممدوح

مولوی طارق جمیل

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

مولوی محمد امین صفدر

مولوی محمد عمر سربازی ملازهی

نذیر احمد سلامی