مقالات > بررسی مبانی فقهی تکفیر

بررسی مبانی فقهی تکفیر

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۲/۹ تعداد بازدید: 171

بررسی مبانی فقهی تکفیرموضوع تکفیر از مسائل مهم عصر ما به شمار می­رود تكفير از نگاه همه مذاهب اسلامى، امرى خطير است كه فقها در مورد آن نهايت احتياط را كرده‏اند. غير از خوارج، همه فرق مسلمين بر اين باورند كه هيچ گناهى انسان را از دايره دین خارج نمى‏كند و ايمان امرى اعتقادى و قلبى است.



زهرا هادیان

چکیده

موضوع تکفیر از مسائل مهم عصر ما به شمار می­رود تكفير از نگاه همه مذاهب اسلامى، امرى خطير است كه فقها در مورد آن نهايت احتياط را كرده‏اند. غير از خوارج، همه فرق مسلمين بر اين باورند كه هيچ گناهى انسان را از دايره دین خارج نمى‏كند و ايمان امرى اعتقادى و قلبى است. لذا فقهاى مذاهب تأكيد كرده‏اند كه حكم به تكفير فقط در صورتى جايز است كه با ادله قطعى ثابت شود و دليل مخالفى هم وجود نداشته باشد، و شبهه هم نداشته باشد در طول تاريخ، مؤلفه‏هاى جديدى، توسط عده‏اى بر تكفير و شرايط آن افزوده شده است، مثلا تقسیم کردن جهان به دارالاسلام و دارالکفر ، خلط میان کفر اکبر و کفر اصغر و گسترش قلمرو کفر و با وجود اجماع علمای مسلمان بر این که تکفیر مذهبی جایز نیست ولی تکفیریها این اجماع را بی­اثر ساخته و اعلام کرده­اند که عقیده سلف و فقه آنها شاخص و معیاری است که مخالفان خود را تکفیر کنند آنها به موانع تکفیر اهمیت نمی­دهند به نظر آنان هر کسی که اندیشه تکفیری بر او عرضه شده و آن را نپذیرفته و به آنها نپیوسته کافر است. روش ما در تحقیق توصیفی و با مراجعه به منابع کتابخانه­ای است در این راه تلاش می­شود از منابع دست اول بهره برده و نظرات علمای مذاهب اسلامی را از آثار و نوشته­های خود آنان نقل نماییم. و در ضمن این بحث ثابت خواهیم کرد که حداقل معیار مسلمانی شهادتین و پذیرش ضروریات دین است و عمل مسلمانان دخالتی در اصل ایمان آنها نخواهد داشت و نیز دست­آویزهای وهابیت از قبیل بدعت ، توسل به غیر و.... بهانه­­هایی واهی و بی اساس است.

واژگان کلیدی: کفر- ایمان- تکفیر – بدعت – گروه­های تکفیری

مقدمه

 از آفت هايى كه همواره جامعه اسلامى را تهديد مى‏كند تكفير است، پدیده تکفیر به یک خطر برای همه جوامع اسلامی تبدیل شده است؛ که امروزه موجب تحولات عظیم در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی گردیده و باعث اختلافات مسلمانان، قتل ، غارت و آوارگی و نابودی زیرساخت­های کشورهای اسلامی و ترسیم اسلام به عنوان دین خشونت و خونریزی در دیدگاه غیر مسلمانان گشته در موضوع تکفیر از ابتدای اسلام اختلاف نظرهای بسیار بوده و گروهی مثل خوارج انجام حتی یک گناه کبیره را باعث خروج از دین می­دانستند و در مقابل سایر مسلمانان بودند که برای ایمان و کفر ضوابط و شرایطی را قائل بودند در این تحقیق برآنیم که با بررسی نظرات علماء و اندیشمندان و با استناد به کتاب و سنت ضمن شرح مبانی فقهی تکفیر و افشای بی­پایگی تفکرات وهابیت تکفیری به دو سؤال زیر پاسخ دهیم

 

1-      معیار اسلام و کفر چیست؟ و به عبارت دیگر حداقل استاندارد مسلمانی کدام است؟

2-      دستاویزهای تکفیری­ها برای اتهام مسلمانان به خروج از اسلام چیست؟

3-      فقه سلفی چیست و چرا خشونت تولید می‌کند؟

و در ضمن پاسخ به این سؤالها ، معنای بدعت ، توحید و شرک در عبادت را روشن خواهیم ساخت.

جریانهای تکفیری مذاهب اجتهادی را رد می­کنند و جز ظاهر متن به معنای دیگری از آن قائل نیستند و به همین علت آنها باعث پیدایش بدعت در قضیه صفات الهی شده­اند آنها با تکفیر کردن مسلمانان ومتهم کردنشان به شرک و گمراهی تر و خشک را با هم می­سوزانند و با غلو و اغراق در دین باعث آزار مسلمانان و بیرون راندنشان از دین اسلام می­شوند. آنها هر فرقه از فرقه­های اسلامی (چه شیعه و چه سنی )که با عقایدشان مخالفت کند کافر می­شمارند و هجومی در تکفیر کردن مسلمانان به راه انداخته­اند که در تاریخ نظیر ندارد  بنظر می رسد این جریانات بیشتر از آنکه اینک در مقابل کفر و استکبار جهانی باشند در مقابل خود مسلمانان هستند و جهت تخریب چهره اسلام از آنان استفاده می گردد از همین رو لازم است که بیش از گذشته مورد مطالعه قرار گیرند ودر این پژوهش به بررسی مبانی فقهی ایشان پرداخته­ایم تا بدانیم ریشه­های عقیدتی و فکری تکفیریها از کجا نشأت می­گیرد.

 

معنای کفر:

«کفر» واژه­ای عربی است که در لغت به معنای پنهان کردن و پوشاندن است. به شب تاریک کافر می­گویند زیرا با تاریکی خود همه چیز را می­پوشاند. بنابراین از آن جهت به کافر، کافر می­گویند که نعمت­های الهی را پوشانده و مخفی می­نماید..یک سؤال در اینجا مطرح می­شود آیا در لغت، کفر در مقابل اسلام می‌آید یا در مقابل ایمان؟ می‌توان گفت که در جهت خود علم لغت، نمی‌توان نتیجه روشنی را دریافت نمائیم، هرچند بعضی لغت‌شناسان کفر را به «نقیض الاسلام» معنا کرده‌اند، اما این از موارد استعمال دینی است؛ یعنی این را از دین گرفتند و ربطی به لغت و لسان عرب ندارد. اگر انسان حقیقتی، مانند: اصل وجود خدا، صفات خدا، نبوت و رسالت، توحید و... را پوشاند، کافر می‌شود.

 

. در علم فقه، حد نصاب مسلمان بودن و خروج از مرز كفر، جارى شدن شهادتين بر زبان است و كسى كه شهادتين را نگويد، كافر مى‏شود.( محمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج 18، ص 332) آيات بسيارى به متعلقات كفر اشاره كرده‏اند.( عليزاده موسوى، جلد 1 ، 1393 ه.ش) در اين ميان، جامع‏ترين آيه‏اى كه موارد و متعلّقات كفر را بيان مى‏كند، آيه‏ى شريفه‏ى زير است:

 

... وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْاخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالا بَعِيداً؛( نساء، آيه 136)

 

و هركس به خدا و فرشتگان و كتاب‏ها و فرستادگان و روز واپسين كافر شود، به‏راستى گمراه شده، گم‏راهى دور [از حق‏] دارد.

 

در اين آيه‏ى شريفه، متعلقات كفر به‏صورت يك‏جا بيان شده است. البته همان‏گونه كه در متعلقات ايمان گفته شد، متعلقات كفر نيز به‏صورت عام بيان شده است و هر يك در دل خود، به عناوين كوچك‏ترى تقسيم مى‏شوند. ( عليزاده موسوى، جلد 1 ، 1393 ه.ش)

 

-     اقسام كفر

 

عالمان و متكلمان، تقسيم‏هاى مختلف و فراوانى براى كفر كرده‏اند، به طورى‏كه برخى آن را تا 35 قسم بر شمرده‏اند. )سيد مجتبى علوى، ص 30( ‏ولی در اینجا ذکر این نکته ضروری است که مسئله كفر و حتى ايمان كه ضد آن است، دو محور دارد: يكى در باب تعيين مصداق‏ها و مراتب كفر و ايمان است (كه محل ورود متكلمان مى‏باشد) و ديگرى درباب تعيين احكامى است كه بر هريك از مراحل آن‏ها مترتب مى‏شود (كه محل ورود فقهاست)، بى‏شك، خلط ميان اين دو مبحث و عدم تفكيك آن‏ها باعث شده است كه امروزه برخى به خود جرأت دهند و در مورد اين مباحث نظر و فتوا دهند، درحالى‏كه لياقت ورود به هيچ يك از اين مباحث را ندارند. )همان طور كه رهبران گروه‏هاى تكفيرى( مثل گروهك داعش)، امروزه خود مصداق‏هاى كفر را به اسم اسلام تعيين مى‏كنند و فتوا مى‏دهند و به اين بهانه باعث جنايت‏هاى فراوانى مى‏شوند.( برخى از علماى وهابى، كفر را براساس مصداق‏ها و مراتبش به «كفر اصغر» و «اكبر» تقسيم كرده‏اند. از اين رو كفر قولى و عملى را كه بسيارى از مسلمانان مرتكب مى‏شوند و به آن اعتقادى ندارند، از تحت حكم كفر خارج كرده‏اند، )البانى، ناصرالدينج 4، ص 455.( و برخى ديگر براساس احكام كفر، آن را به كفرى كه باعث خروج از اسلام مى‏شود و كفرى كه سبب خروج از اسلام نمى‏شود، تقسيم كرده‏اند. )علماء النجد، ج 1 ص 70 و 71 و صالح الفوزان، ص 84(. سلفيان جهادى نيز قائلند كه كفر به دو قسم كفر اكبر و اصغر تقسيم مى‏شود، با اين تفاوت كه آن‏ها تأكيدشان به حكومت و احكام خداوند است؛ به اين بيان كه اگر كسى به وجوب تبعيت از احكام خداوند معتقد باشد ولى به علت عصيان از آن‏ها تبعيت نمى‏كند، اين كفر اصغر است، اما اگر كسى به تبعيت از احكام خداوند معتقد نباشد، درحالى‏كه يقين دارد احكامى از طرف خداوند نازل شده، اين كفر اكبر است.)ايمن الظواهرى، ص 37 و وصفى عاشور أبو زيد، ص 70.(  از اين رو عمل نكردن به شريعت اسلام به گونه‏اى كه نشانه دوست داشتن كفار باشد، كفر اكبر است.) اسامه بن لادن، ج 1، ص 197)

 

معنای ایمان:

«ايمان»، مصدر باب افعال است: «آمن، يؤمن، ايمانا».( ازهرى، تهذيب اللغة، ج 15، ص 513) «آمَن» در اصل «أأمن» بوده كه همزه‏ى‏دوم، به‏دليل تخفيف حذف‏شده‏است. (جوهرى، الصحاح، ج 5، ص 2071) ابن‏منظور اين لغت را درچند معنى به‏كار برده است: امانت «متضادخيانت»؛ ايمان «متضادكفر»؛ تصديق «متضادتكذيب» .( ابن‏منظور،ج 1،ص 140) هم‏چنين يكى از نام‏هاى الهى «مؤمن» است كه به‏گفته‏ى ابن‏اثير، مؤمن اگرازريشه‏ى «ايمان» به‏معنى تصديق باشد، يعنى كسى كه بندگانش وعده‏هاى او را تصديق می­کنند (عليزاده موسوى، 1393 ه.ش. جلد 1)

 

واژه‏ى ايمان، يكى از واژه‏هايى است كه درباره‏ى معنى اصطلاحى آن، ديدگاه‏هاى مختلفى ارائه شده است. چنان‏كه گفته شد، معناى لغوى ايمان تصديق است؛ اما در معنى اصطلاحى ايمان، اين پرسش مطرح مى‏شود كه تصديق به چه معنى و داراى چه اجزايى است. در معنى اصطلاحى ايمان، سه جزء متصور است:

 

1. تصديق به زبان (اقرار)

2. تصديق به قلب‏

3. تصديق به اعمال‏

به‏عبارت‏ديگر، معنى اصطلاحى ايمان، ممكن است يكى از اين سه اصل و يا تركيبى از آن‏ها باشد. همين وجوه، زمينه را براى توليد ديدگاه‏هاى مختلف پيرامون معنى اصطلاحى ايمان فراهم آورده است.

 

اگر به‏منظور ترسيم انديشه‏ى اسلامى در مورد معنى اصطلاحى ايمان، بُردارى رسم كنيم، در دو طرف منتهى‏اليه اين بردار دو عقيده‏ى انحرافى خوارج و مرجئه قرار دارند و ديگر مذاهب اسلامى در ميانه‏ى آن قرار مى‏گيرند(در دو سوى اين بردار، برداشت‏هاى التقاطى از ايمان، و در ميانه‏ى آن، تعريف مذاهب اسلامى از ايمان بيان شده است) از حضرت رضا (ع) در باب تعریف ایمان نقل شده است:

 

ایمان، تصدیق قلبی و اقرار زبانی و عمل به ارکان و اعضا است.(صدوق، عیون اخبار الرضا، ج1، ص 226)

 

- معنای تکفیر

 

تكفير در لغت: مصدر فعل «كفّر» است. (ك ف ر) اصل صحيحى است كه دلالت بر يك معنا مى‏كند و آن، پوشاندن است؛ بر همين اساس در عربى به «كشاورز»، «كافر» گفته مى‏شود؛ زيرا او دانه را با خاك مى‏پوشاند.

 

تكفير در اصطلاح: تكفير، عبارت از متّهم كردن ديگران به كفر يا نسبت دادن كفر به يكى از اهل قبله مى‏باشد. كُفر، اسم مصدرى است كه مقصود از آن يكى از اين دو معناست:

 

1. معتقد شدن به كفر يكى از مسلمانان؛ خواه اين اعتقاد از روى دليل باشد يا از روى حدس و گمان.

2. نسبت دادن كفر به يك مسلمان؛ بر اين اساس گفته مى‏شود: كَفَّرَه.

 

بنابراين، تكفير عبارت از حكم كردن با گفتار و اعتقاد به خروج شخص معينى از قلمرو ايمان به اسلام است. گفته شده است كه تكفير در اصطلاح، حكم به خروج مسلمان از دين اسلام؛ خواه با حكم به ارتداد او و يا به دليل ارتكاب يكى از نواقض ايمان مى‏باشد؛ فرقى هم نمى‏كند كه اين حكم، به حقّ باشد يا به باطل. اعمالى كه فرد مسلمان را از ملّت اسلامى خارج مى‏كنند عبارتند از: تكذيب كتاب‏هاى آسمانى، تكذيب پيامبران و رسولان، انكار ضروريات و احكام ثابت اسلام، مخالفت با اسلام و روى‏گرداندن از حقّ و نفاق؛ و اعتقادى كه فرد را از امّت اسلامى بيرون مى‏برد: معتقد شدن به شبهه‏اى به دليل تاويل و غير آن است . (كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، جلد 4/265)

 

سابقه تاریخی

 

تکفیر منحصر به اسلام نیست، در میان پیروان ادیان گذشته نیز وجود داشته است. به عنوان مثال در مسیحیت، جریان تکفیر روند گسترده و خطرناکی را طی کرده است. دادگاه های تفتیش عقاید که در قرون وسطی از سوی کلیسا تشکیل می شد، برای اثبات ایمان و یا کفر افراد بود و به نظر می رسد که تشکیل آن برای تفتیش از عقاید مسلمانانی بود که در اسپانیا، یا اندلس سابق باقی مانده بودند و نیز کسانی که نظر نو و جدیدی در مسائل علمی ارائه می دادند. اینان از سوی کلیسا تکفیر و کشته می شدند، مگر این که از نظر خود برگشته و توبه می کردند. (دائرة المعارف مصاحب، ج 1 / 650) اما در طول تاریخ اسلام، تکفیر افراد، بیش تر از سوی حکومتهای فاسد، کلید خورده است. اینها مخالفان خویش را متهم به کفر می کردند. تا این که جریان روند فرقه ای پیدا کرد و هر گروه و فرقه ای، مخالفان خود را به کفر متهم کرده و جان و مال و ناموس آنان را حلال شمردند.( درّ المنثور سیوطی، ج 7 / 577) اینک به سیر تکفیر در زمانهای مختلف می­پردازیم:

 

-   در عهد رسول الله

 

پیشینه جریان تکفیر در اسلام به اندازه تاریخ اسلام عمر دارد و سابقه آن به صدر اسلام باز می گردد. اولین مورد در زمان رسول خدا بود که ولیدبن عقبه، بنی المصطلق را به کفر و ارتداد متهم کرد و آیه شریفه "ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا" در تکذیب وی نازل شد. تعبیر به کفر، در برخی روایات تفسیر آیه آمده است.(همان)  خالد بن ولید نیز مردم قبیله بنی جذیمه را متهم به بازگشت از اسلام نمود.( انساب الاشراف، زندگانی امیرالمؤمنین/105،  مستدرک الوسائل، ج 18 / 366 )  و دیگر مربوط به حاطب بن ابی بلتعه می شود. همو که نامه ای را به زنی داده بود که برای کافران قریش ببرد و آنان را از نقشه رسول خدا آگاه سازد که خداوند رسول خویش را از آن آگاه کرد. حاطب، وقتی که دستگیر شد، عمر بن خطاب، او را تکفیر کرد و خواست گردن وی را بزند که پیامبر(ص) عمر را از این کار بازداشت و حاطب را به خاطر حضورش در جنگ بدر، بخشید. (درّ المنثور، سیوطی ج 8 / 126، ذیل آیه اول سوره ممتحنه،)

 

بعد از رحلت پیامبر اکرم«ص» -در جریان رِدّه- عده ای تکفیر شده و با آنها نبرد صورت گرفت. سه دسته از مردمان آنجا متهم به کفر شدند: یک عده مدعی نبوت، یک عده که زکات را به خلیفه بعد از پیامبر«ص» ندادند و دسته سوم که زکات می دادند ولی خلافت و حکومت رسمی را قبول نداشتند. (نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری­ها- پایگاه تخصصی وهابیت ، ص2)

 

-    در عهد امام علی(ع)

 

این ضربه بر علی بن ابیطالب (ع) هم وارد شد که پس از واقعه‌ی حکمیت در صفین از سوی خوارج تکفیر گردید که چرا به رأی حَکَم‌ها گردن نهاده و بدین سبب اسلام برای قرن‌های متمادی دچار آسیب‌پذیری شدیدی شد که عوارض نامیمون آن جبران‌ناپذیر بود و هنوز هم در شکل و صورت‌های دیگری، در امت اسلامی ظاهر می‌شود. (پژوهنده، ص1386،124) در تاريخ اسلام، فتنه‏ى تكفير به‏همراه اباحه‏ى خون و مال و ناموس، با خوارج آغاز مى‏شود.  ولی بر خلاف آنها بنا بر فرموده امام باقر (ع): علی بن ابیطالب (ع) هیچ‌گاه خوارج را به کفر و شرک و نفاق متهم نکرد و سبب قتل آن‌ها نیز، خروجشان بر حاکمیت اسلامی بود و نه کفرشان؛ چراکه فرمود: «هم اخواننا بغوا علینا؛ آنان برادران ما هستند که بر ما شوریده‌اند». (حر عاملی، وسائل الشیعه،1409 ق، 11/62) همچنین از حضرت صادق (ع) نقل‌شده است که فرمود: «اذا قال المؤمن لاخیه: اف انقطع ما بینهما فاذا قال له انت کافر کفر احدهما و اذا اتهمه انماث... هنگامی‌که مؤمن به برادرش بگوید: اف، از هم بریده می‌گردند و اگر بگوید که تو کافری، یکی از آنان کافر می‌گردد و چنانچه به او تهمت‌زده باشد، اسلام در قلبش آب می‌شود، همانند نمک در آب». (کلینی،1429 ق، 3/440) تکفیر در دوره بنی عباس بعد از بحث­های کلامی در مورد مخلوق بودن قرآن اتفاق افتاد. در این رویداد کسانی که در مخلوق بودن قرآن تردید داشتند، تکفیر شدند. (نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری­ها- پایگاه تخصصی وهابیت ، ص2)  همچنین در سال 407 هجری در تمام شهرهای آفریقا، شیعیان را به اتهام سبّ ابوبکر و عمر کشتند و آنها را به آتش کشیدند و اموال آنها را غارت کردند: "و فی هذه السنة قتلت الشیعه فی جمیع بلاد إفریقیا و جعل سبب ذلک اتهامهم بسبّ الشیخین." (ابن اثیر، ج 9 / 110) بربهارى در قرن چهارم، بر اساس اين مبنا، خون و مال مسلمانان را مباح مى‏شمارد و به كشتار و غارت اموال مسلمانان مى‏پردازد. در قرن حاضر نيز وهابيت و گروه‏هاى افراطى سلفى كه تحت حمايت وهابيت افراطى‏اند، چنين رويكردى را درپيش گرفته و بر اين اساس، تيغ وحشتناك تكفير را در حوزه‏ى نظر و عمل بر پيكر فرتوت مسلمانان فرود مى‏آورند.( براى آشنايى با جنايات وهابيت در جهان اسلام، (ر. ك: عليزاده موسوى، سلفى‏گرى و وهابيت، ج 1، فصل 17 ). در این جا باید گفت  پديده تكفير سه مرحله را طى كرده و اكنون در مرحله چهارم قرار دارد.

1-     مرحله خوارج‏

2-  مرحله بروز مذاهب فقهيه و جنگ كلامى و عقيدتى‏

3-  مرحله ابن تيميه و ابن عبدالوهاب‏ که به فرقه وهابیت منجر شد

4- و در حال حاضر هم گروههاى زيادى وجود دارد كه مى‏توان به عنوان گروههاى تكفيرى مورد بحث قرار داد.

 

-  معیارهای مسلمانی:

 

از دیدگاه قرآن کسی که شعایر اسلام را اظهار نماید و بگوید: من مسلمانم، مسلمان است، و کسی اجازه تعرّض به او را ندارد. قرآن، اظهار اسلام را نشانه مسلمان بودن می داند و می فرماید:

 

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً» (سوره نساء آیه 94) این آیه تصریح دارد که اگر کسی به شما سلام می‌کند، یعنی همین نشانۀ ظاهریِ کوچک را داشت، دیگر حق ندارید به او بگویید تو مؤمن نیستی، زیرا «سلام» یکی از نشانه‌های اسلام است و پیش از اسلام در میان مردم نبود.

 

انس بن مالک از اصحاب رسول الله(ص) فرمود:

 

هرکس شهادت دهد که خدای جز الله نیست و به سوی قبله ما نماز گزارد و مثل ما نماز کند و از گوشت ذبح شده بدست ما بخورد، او مسلمان است و برای او است آنچه برای دیگر مسلمانان است و علیه او است هرآنچه به ضرر دیگر مسلمانان است.

 

«من‌شهد ان‌لا اله‌الا الله‌و استقبل‌قبلتنا و صلّي‌صلاتنا و اكل‌ذبيحتنا فذل مسلم‌، له‌ما للمسلم‌و عليه‌ما علي‌المسلم‌» (نسائي‌، پيشين‌، ‌/75 ) پس بنابراین اصل درباره مسلمانان بر اسلام بودن آنها است و احترام خون، جان و مال اهل قبله لازم است. یک  غیر مسلمان با گفتن شهادتین در زمره مسلمانان قرار می­گیرد و خون و مال وی محترم شمرده می­شود، خروج از جمع مسلمانان نیاز به دلیل محکم و استنادهای متیقن دارد و تا برابر ضوابط شرعی این اتهام ثابت نشده باشد، نمی توان کسی را تکفیر کرد.

 

پیامبر(ص) فرمود: "فرمان داده شدم که با مردم بجنگم تا لا اله الاّ اللّه محمد رسول الله بگویند. پس هرگاه آن را گفتند از جهت خونها و اموال شان محفوظ هستند، مگر به حق. " بنابراین اصل ورود به اسلام شهادتین است و انکار آن باعث کفر می گردد. این معیاری است دقیق و در همه منابع اسلامی جزو ملاکهای تکفیر و کفر ذکر شده است. پس به طور اجمال براى اين‏كه شخصى مسلمان به حساب آيد شرايطى ذكر شده كه اين شرايط را مى‏توان به دو دسته تقسيم كرد: 1. گفتار: كسى كه شهادتين‏ (أشهد أن لا اله الا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه) را بگويد 2. كردار: به جا آوردن اعمالى مانند نمازهاى يوميه، روزه ماه رمضان و حج كه ويژه مسلمانان است. ( مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام ؛ ج‏6 ؛ ص260) و در برخى از روايات معیار مسلمانی با اين بيان است كه بنيان اسلام بر پنج چيز مى‏باشد: 1. شهادتين 2. اقامه نماز 3. پرداخت زكات 4. حج 5. روزه رمضان (همان، ص 259)

 

-    معیار اسلام و کفر در سنت

 

تکفیر در روایات شیعه و اهل سنت، مسأله ای بسیار خطرناک معرّفی شده است.  بخاری روایت می کند که فردی هنگام فرستادن حضرت علی و خالد به سوی یمن به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، گفت: ای رسول خدا از خدا بترس! حضرت فرمود: «ویلک ألست أحق اهل الارض أن یتقی اللَّه».

 

فقال خالد: یا رسول اللَّه الا أضرب عنقه؟ قال: لا، لعله أن یکون یصلی» (صحیح بخاری، ج 5، ص 111؛ المغازی، باب 58، ح 4094)

 

و ای بر تو آیا من در تقوای الهی سزاوارترین فرد در بین مردم نیستم، خالد گفت: ای رسول خدا اجازه می دهید گردن او را بزنم؟ حضرت فرمود: خیر شاید از کسانی باشد که نماز می خواند.

 

این روایت به عظمت نماز و پرهیز از کفر و قتل نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله دلالت می کند. بنابراین وقتی احتمال نمازخواندن شخصی که به پیامبر اعتراض کرده، از کشتن او جلوگیری می کند، درباره کسانی که نماز می خوانند، زکات می پردازند، روزه رمضان و حج بیت اللَّه الحرام را انجام می دهند، چه حکم می کند؟!  همچنین بخاری از سهل روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز جنگ خیبر فرمود:  «لاعطین هذه الرایه رجلاً یحب اللَّه و رسوله و یحبه الله و رسوله یفتح اللَّه علی یدیه (صحیح بخاری، ج 4، کتاب جهاد، ص 20) این پرچم را به مردی می سپارم که خدا و رسول او را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند و خداوند به دست او در خیبر را باز می کند.

 

عمر بن خطاب گفت: من، امارت آن روز را دوست داشتم، از این رو امیدوار بودم که رسول خدا صلی الله علیه و آله من را بخواند، اما آن حضرت، علی بن ابی طالب را فرا خواند و پرچم را به او داد و فرمود: «برو و به چیزی توجه نکن تا خداوند در را به روی تو باز کند  حضرت علی علیه السلام مقداری حرکت کرد سپس توقف نمود و صدا زد: «ای رسول خدا بر چه چیزی با مردم بجنگم؟ فرمود: «تا وقتی که شهادت به لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه بدهند، هر گاه آن را انجام دادند خون و مال آنان از سوی تو محفوظ است جز آن که خلاف حق را مرتکب شوند و حساب آنان بر خدای بزرگ می باشد. (صحیح مسلم، ج 7، ص 121 )

 

و نیز صحیح بخاری روایت کرده که رسول خدا فرمود: «من شهد أن لا اله الا اللَّه وحده لاشریک له، و ان محمداً عبده و رسوله، و انّ عیسی عبداللَّه و رسوله و کلمته ألقاها الی مریم و روح منه، و الجنه حق، و النار حق أدخله اللَّه الجنه علی ما کان من العمل (صحیح بخاری، ج 4، ص 139)

 

کسی که گواهی دهد بر وحدانیت خدا و این که او شریکی ندارد، و محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و رسول او و عیسی بنده خدا و رسول او است و عیسی از جانب خدا به مریم عطا شده و او روحی از جانب خدا است، و بهشت حق است و آتش حق است، این فرد وارد بهشت می شود، اعمال او هر گونه باشد!

 

ملاکهایی هم برای تکفیر وجود دارد از جمله  الف. انکار خدا و توحید  ب. انکار رسالت نبی گرامی اسلام به عقیده شیعیان و انکار رسالت پیامبران به عقیده اهل سنت  ج. انکار ضروری دین در اين‏جا وقتى كه بحث ضرورت مطرح است مراد از آن لزوم «فى العمل» نيست، بلكه ضرورت «فى الثبوت» مراد است؛ يعنى آن خبرى كه ثبوت آن به طريق تواتر از رسول الله ثابت است كه در نقل آن شهرت يافته است، این قسم را قطعى ثبوت و ضرورت بديهى گفته مى‏شود و چنين خبرى ضروريات دين گفته مى‏شود آنجا كه خبر از كارهاى حرام است يا فرض است يا مستحب، خواه مباح؛ مثلًا حرمت شراب نقلش از آن حضرت متواتر است و حرمت شراب ازضروريات دين است يا مثلًا مسواك زدن از آن حضرت منقول است و نقل آن به درجه ضرورت رسيده است كه گفته مى‏شود مستحب بودن مسواك ضرورت دين است. با چهار ركعت فرض ظهر به طريق تواتر و توارث از آن حضرت منقول است و عوام نيز بدون از استدلال بر اين يقين رسيده‏اند كه چهار ركعت فرض تعليم رسول­الله ‏است و حرف دين است و اين هم از ضروريات دين است. غرض از بيان به اصطلاح متكلمين ضروريات دين آن خبر و حرف‏ها را گويند كه از آن حضرت به طور قطعى و بديهى ثابت‏اند.(روحانی لاشاری- بی تا- جلد 3 ص 152)

 

- پی­آمدهای تکفیر

كسي كه اندك بهره اي از دانش وتقوا وديانت داشته باشد ، در امر تكفير شتاب بخرج نمي دهد ؛ زيرا عواقب اين كار بسيار خطرناك است و پيامدهاي ناگواری به همراه خواهد داشت. تكفير، چنان موضوعِ حساس وخطرناكی است كه دل هر مؤمن بيدار و باوجداني از آن به لرزه در مي آيد ؛ زيرا با كوبيدن چماق تكفير ، بر سر ديگران ، ناگزير ، پيامدهاي ناگوار وثمرات تلخ آن را بايد تحمل نمود .

 

اهل سنت و جماعت اتفاق نظر دارند كه هيچ مسلماني با ارتكاب گناه كبيره از اسلام خارج نمي شود بنابر اين هيچ فردي از مسلمانان را نمي توان تكفير نمود مگر كسي را كه همگان بر تكفيرش اجماع نموده اند و يا با اقامه­ی دليل قطعی از كتاب وسنت. )المفتم-3/ 111)، و)عنه فتح الباري -12/314)  ابن تیمیه در فتاوی الصغری می گوید : كفر ، امر بسيار عظيمي است، هيچ مؤمني را تكفير نمي كنم تا زماني كه روايتي مبني بر عدم تكفيرش در دسترس باشد. در کتاب خلاصه وديگر كتابها آمده است: «هرگاه در مسأله اي وجوهي باشد مبني برتكفير فردي و وجوهي باشد كه مانع تكفير است ؛ مفتي بايد وجهي را انتخاب نمايد كه مانع تكفير است زيرا اصل ، در اهل ايمان حسن ظن است ونسبت به مسلمان بايد گمان خير داشت، مگر زماني كه فرد ، تصريح به امري نمايد كه تكفيرش را موجب شودو تأويل در حقِ او ديگر، سودمند واقع نگردد» ( در واقع راهي براي تأويل گفته هايش نباشد) در فتاوي التتارخانية آمده كه حكم تكفير نباید با احتمال صادر شود ، بايد تلاش نمود براي هيچ مسلماني فتواي كفر صادر ننمود تا زماني كه مي توان سخنش را بر مفهوم صحيحي حمل نمود. اگر در تكفير فردي اختلاف نظر وجود داشت بايد در صدور فتواي كفر توقف نمود ولو به استناد روايتي ضعيف؛  بنابراين اكثر الفاظ تكفير كه در کتابهای مذكور هستند نمي توان با آنها حكم تكفير را صادر نمود، (تحفة المحتاج- 4/84) آنچه ذكر شد نمونه اي از اقوال علماي احناف بود؛ فقهاي مذاهب ديگر در مسايل تكفير، داراي احتياط بيشتري هستند.

 

تکفیری­هاخودرا محوراصلی تفکرسلفی قلمدادکرده، برسلفی بودن اصراردارند، آنان سعی دارندسایرجریانات سلفی رابامحورخویش مدیریت نمایند. درمواجهه باگروههای تکفیری، این حرکت انحرافی رابایددرتضادبااصول وباورسلف دانست وبرعدم مصادره این عنوان ازسوي آنان، تاکیدکرد؛راهکاري که درسخن مقام معظم رهبری چنین بیان میشود:«سلفی گري اگر به معناي اصولگرایی در کتاب و سنت و وفاداري به ارزش های اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی سلفی باشید و اگر به معناي تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان و مذاهب اسلامی ترجمه شود، با نوگرایی، سماحت و عقلانیت- که ارکان تفکر و تمدن اسلامی اند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بی دینی خواهد شد. (خطبه های نماز جمعه، مورخ 14/11/90.)

 

تكفير مسلمان وخروج آن از دايره ی اسلام پيامدهاي ناگواری در پي خواهد داشت به عنوان نمونه به چند مورد ذکر می­شود:

 

1-  تكفير سبب تفرقه و اختلاف در جوامع و پر كردن قلب‏ها از كينه و دشمنى و نيز بدگمانى به مسلمانان و پيگيرى لغزش‏ها و اشتباهات آنان مى‏شود.

2. تكفير سبب از بين رفتن كليات و ضروريات و مقاصد پنج‏گانه‏اى مى‏شود كه شريعت بر حفظ آن‏ها توافق كرده است؛ تكفير سبب خون‏ريزى و مباح‏دانستن آن شده و اين امر را بر اساس پندار باطل خود، مايه نزديكى به خداوند، حلال شمردن اموال، و ريختن آبروى مردم تلقى مى‏كنند كه نتيجه آن از بين رفتن بنيادها، ناامنى، و ايجاد ترس و هراس در ميان مؤمنان است.

3. تكفير و فاسق دانستن، خود امرى بسيار مهم است كه هر كس وظيفه خويش را در آن نداند، گمراه شده و ديگران را به گمراهى مى‏كشاند؛

4. تكفير سبب تحريف امور دين و تفسير نادرست متون بر اساس سلايق شخصى مى‏شود؛

5. تكفير از نشر و گسترش اسلام جلوگيرى مى‏كند؛

 

6. تكفير سبب اختلاف ميان حكام و مردم مى‏گردد؛ بدين گونه كه مردم به حكام نسبت كفر مى‏دهند و هر كس درخواست آن‏ها را اجابت نكند، به وى نسبت كفر مى‏دهند، زيرا كه اينان بر اين باورند كه حكام بر اساس شرع الهى عمل نكرده و چون مردم از اين امر راضى و خشنود هستند، در نتيجه مانند حكام كافر مى‏باشند. (مجموعه مقالات كنگره جهانى جريان هاى افراطى و تكفيرى از ديدگاه علماى اسلام، جلد4/117)

 

- مبانی فقهی تکفیر

در مورد این که فقه سلفیه یا تکفیری چگونه فقهی است، باید گفت در میان اهل سنت ما شاهد سه دستگاه فقهی هستیم. 1-  فقه سنتی اهل سنت که بزرگترین دستگاه فقهی است، با مکاتب چهارگانه اش. از جمله مهم ترین ویژگی های فقه سنتی اهل سنت این است که سعی می کند برای پیدا کردن احکام زندگی به نص برگردد، اما هر کجا نص روشن نبود سعی می کند که توضیح یا تفسیر خودش را از احادیث یا از چهل سال صدر اسلام یا تاریخ صدر اسلام بگیرد. وقتی گفته می شود خلفای راشدین، یعنی حاکمان هدایت شده یا راه یافته. رشد در ادبیات سنی و در این جا به معنای راه یافته است. اگر هم در اینجا ها نتوانند راه به جایی ببرند به مکانیزم قیاس تکیه می کردند. بنابراین دو نوع حکم در فقهشان داشتند، احکامی که مستقیما دلیل روشن داشتند را احکام با احاطه می گفتند و احکامی که دلیل خیلی روشن نداشتند احکام بدون احاطه می گفتند؛ یعنی در اینجاها تردید پیدا می کردند و خیلی به عمل اصرار نمی کردند، به همین دلیل هم هست که در درون فقه سنتی نوعى محافظه کاری وجود دارد.2-  دستگاه فقهی که به  فقه مقاصد معروف است. فقه مقاصد، فقه روشنگری و روشنفکری است. سابقه فقه مقاصد به قرن پنجم و افراد مهمی دراین دوره بر می گردد. مکانیزم استنباط فقه مقاصد اساسا این گونه است که سعی نمی کند هر مسئله ی رخ داده را به دلیل شرعی مستقیم بازگرداند، بلکه یک دایره واسطی به نام مقاصد درست می کند. فرض آن بر این است که قطع نظر از این احکام، ما ببینیم که شریعت برای چه آمده و چه مقصدی را دنبال می کند. آن وقت احکامی که به آن مقاصد نزدیک بود تجویز می کرد و هر عملی از آن مقاصد دور بود، نهی می شدند. مقاصدشان هم تقریبا پنج تا بیشتر نبود. می گفتند شریعت برای پنج چیز است: حفظ جان، مال، دین، عقل و عرض (آبروی جامعه و مسلمان ها) آنها معتقد بودند که همه احکام باید با این ها جور دربیاید، هرکجا که جان آدمی تهدید می شود نمی توان حکم اسلامی داد، هرکجا که مال آدمی تهدید می شود نمی توان حکم اسلامی داد. بنابراین دستگاه فقه مقاصد دو ابزار داشت که براساسش عمل می کرد یکی عبارت بود از مجتهدین که این احکام را استنباط می کردند و دوم دولت بود که باید برای اجرای این احکام، واسطه  می شد. 3- در مقابل این دو فقه، فقهی شکل گرفته به عنوان فقه سلفی که اخیرا جدی تر شده است فقه سلفیه یا بنیادگرا پنج اصل نظری دارد که بسیار مهم است.

 

اولین اصل : این که دنیا را به طور اتوماتیک به توحید و شرک یعنی مومن و غیر مومن تقسیم می کنند در واقع دسته بندی قبلی دارالایمان و دارالکفر یا دارالاسلام و دارالکفر را همچنان حفظ می کنند و اساس این رابطه مبتنی بر جهاد ابتدائی و نه جهاد دفاعی است. در حقیقت در ادبیات اسلامی وقتی از جهاد بحث می شد از دو نوع جهاد صحبت می کردند ابتدائی و دفاعی. این ها بیشتر بر جهاد ابتدائی تاکید می کردند و آن را (Offensive Jihad) ترجمه می کنند درمقابل (Defensive jihad). یکی از اساسی ترین بحث هایشان همین است. سلفی های جدید یا همان تکفریها دو اصل را با هم دنبال می کنند: یکی دعوت است، دیگری جهاد است؛ تحت عنوان جهاد دعوت و جهاد سلاح یا اسلحه. این دو را کنار هم قرار می دهند، (متن کامل سخنرانی دکتر داوود فیرحی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در چهارمین نشست از سلسله جلسات سیاست خارجی سایت دیپلماسی ایرانی تاریخ انتشار:يکشنبه 10 بهمن 1389 کانال دیپلماسی ایرانی)

 

دومین اصل: اصل فقه تکفیریهای معاصرکه خیلی مهم است این است که این ها معتقدند که باید نقل را بر عقل مقدم دانست. تقدم نقل بر عقل را اکثر دستگاه های فقهی قبول دارند، اما آنجا این بحث مطرح بود که بخشی از نص اجمال دارد بنابراین باید این ها را با مکانیزم های عقلی شفاف کرد. در حالی که سلفی ها این طور نیستند. بنابراین اصل مهمی که دارند و شاید هم بتوان گفت کلیدی ترین اصل است این که نقل بر عقل مقدم است و نص همه اش شفاف است و نیاز به توضیح ندارد. آنها می گویند توضیح کار ترسوها و محافظه کاران است. درواقع تکفیریهای معاصر، تفسیر [1]و توجیه[2] را یکی تصور می کنند و می گویند هر تفسیری نوعی توجیه است و این کار شهامت جهان اسلام را می گیرد.

 

سومین اصل:  «رد تاویل» است. آنها معتقد هستند اگر باب تأویل یا تفسیر را بازکنیم اساس دین از بین می رود. آنها جمله ای دارند به این شکل که «لو فتحنا باب التأويل لانهدم الدين» اگر باب تفسیر را باز کنیم این تفسیر تا انتها همین طور حرکت می کند و نمی شود کاری هم پیش برد.

 

چهارمین اصل : «فراوانی استناد به آیه» است یعنی آنها معتقدند هر حکمی را باید به آیه ای ارجاع داد. بنابراین در تمام عملیات های تروریستی خود قرآن پخش می کنند. به نحوی که می توان گفت که این عمل جزئی از آئین هایشان شده است.

 

پنجمین اصل : اصل «اتباع در مقابل ابتداع» است، اتباع یک واژه عربی است به معنی تبعیت کردن. سلفیان معتقدند که از نص باید تبعیت کرد و هرنوع چیز جدیدی اضافه شود نوعی بدعت است. آنها می گویند نص وجود دارد، احتیاج به توضیح هم ندارد. مشکل مسلمانان عمل است که عمل ندارند و به جای این که عمل کنند وقتشان را صرف این مکانیزم های تفسیری می کنند و توجیه می کنند. آنها کار خود را اتباع یعنی تبعیت از نص آیه می دانند. می گویند آیه وجود دارد، شما آیه را بردارید و بهش عمل کنید، دیگر احتیاج به توضیح خاصی ندارد. معقتدند آیه را هم هرکس یک مقدار ادبیات عربی بخواند می فهمد احتیاج به مجتهد، واسطه، مفسر و این جور چیزها هم نیست.

 

-    شیوه تکفیریها در استنباط عقاید

آنها معتقدند که «باید از صحابه و تابعان پیروى کرد؛ زیرا فهم آنان، مقیاس حق و باطل است» و در این مورد، به حدیث نقل شده از رسول خدا(ص) استدلال مى‌کنند که فرمود: «خیرُ القرون قرنى، ثمّ الذین یلونهم ثم الذین یلونهم...: بهترین مردم، مردم زمان من هستند. سپس مردمى که پس از آنان مى‌آیند. سپس مردمى که بعد از آن گروه مى‌آیند.»( صحیح بخاری، حدیث شماره 2652، 3651 و 6429) آنگاه دوران هر کدام از سه گروه یاد شده را صد سال تخمین مى‌زنند که مجموعاً سیصد سال مى‌شود. ابن‌تیمیه و پیروانش با این حدیث، سه قرن نخست اسلامى را «که هر قرنى از نظر آنان صد سال است»، ملاک حق و باطل شمرده و آنچه را که در این زمان انجام گرفته، یا به طور عملی آن را تأیید کرده‌اند یا به صورت کامل مى‌پذیرند، چون پیامبر اكرم(ص) در این حدیث، این سه قرن را قرون ممتاز شمرده است. امتیاز این قرنها به خاطر کسانى است که در آن سیصد سال زندگى مى‌کردند و خیر بودن آنان، موجب این است که گفتار و سکوت آنان را حجت بدانیم. البته این نظریه، با سئوالات و ابهامات زیادى همراه است.

 

-   عدم پذیرش هر یک از اجزاء معیارهای حداقلی مسلمانی

 

در فقه شیعه مواردی مانند: انکار خدا، توحید، نبیّ اکرم و... از مصادیق کفر است، اما ابن‌تیمیه در مجموع الفتاوی (ج۴، ص۳۸۳) تمام فلاسفه را محکوم به کفر کرده است: «إن هؤلاء الفلاسفه کفارٌ یجب قتلهم باتفاق اهل الایمان.» سپس می‌گوید: کسانی که منکر معاد جسمانی‌اند و قائل به عقول عشره و تعدد قدما هستند، کافرند. ولی در فقه شیعه، اگر انکار معاد جسمانی مستلزم انکار رسالت شود، بدون تردید موجب کفر است، اما ‌بعضی می‌گویند: این انکار، مستلزم انکار رسالت نیست. ابن‌تیمیه می‌گوید: اگر کسی اعتقادی پیدا کرد و این اعتقاد، لازمی داشت که مستلزم کفر باشد و او به آن توجه نداشته باشد، کافر نیست. (مجموع الفتاوی ،ج۵، ص۳۰۶) حال باید از ابن‌تیمیه پرسید: پس چرا فلاسفه را محکوم به کفر کردی؟! چون این‌ها با قطع نظر از این لازم، این ادعا را مطرح می‌کنند.

 

امام خمینی; در کتاب الطهاره (ج۳، ص۴۴۴)، این کلام شیخ انصاری; را نقل می‌کند که: «منکرِ یکی از احکام دین، کافر است.» سپس آن را مورد اشکال قرار ‌داده و می‌فرماید: «و التحقیق أنما یعتبر فی حقیقة الاسلام لیس إلا الاعتقاد بالاصول الثلاثة أو الاربعة.» بعد می‌فرماید: «أی الالوهیة، و التوحید، و النبوة، و المعاد علی احتمالٍ، و سایر القواعد (وجوب نماز، روزه، حج وآنچه در دین آمده)، عبارةٌ عن احکام الاسلام و لا دخل لها فی ماهیة سواءٌ عند الحدوث أو البقاء، فإذا فرض الجمع بین الاعتقاد بتلک الاصول و عدم الاعتقاد بغیرها لشبهةٍ بحیث لا یرجوا إلی انکارها یکون مسلما»؛ یعنی واقعاً اگر قابل جمع باشد و مستلزم انکار رسالت یا الوهیت نشود، مسلمان است. البته بعد می‌فرماید: «این از حیث مقام ثبوت است و از حیث مقام اثبات، منکر معاد، به حسب ظاهر محکوم به کفر است.» آیت الله خوئی; نیز چنین نظری دارند و به ضابطۀ اصول ثلاثه: خدا، توحید و نبوت معتقدند.

 

-   انحرافات فکری تکفیری­ها

تكفيرى­ها تنها روش براى تشخيص تفسير درست اسلام را تفسير مبتنى بر ظواهر قرآن، سنت و اقوال سه نسل نخست اسلامى يعنى صحابه، تابعان و تابعان تابعان می­دانند. روش جريان‏هاى تكفيرى در فهم كتاب و سنت، مبتنى بر يك روش نقلى ظاهرگرا و پرهيز از هرگونه تأويل و برداشت عقلايى در فهم قرآن و سنت و متكى بر اجتهادهای بى‏ضابطه است . اینک به چند انحراف فکری تکفیریها می­پردازیم:

 

-  در فهم و برداشت از اصول کلامی اسلام مثل : مفهوم توحید، صفات خبری و...

 

سلفیه با برابر کردن توحید با عبادت، اقدام به زیر سوال بردن باور و اعمال دیگر مسلمانان می نمایند آنها توحید را به «عبادت» تفسیر می کنند. محمّد بن عبدالوهاب، در تعریف توحید می گوید: توحید، پرستش خداوند یکتا است (کشف الشبهات، ص 3). گاهی از توحید در الوهیت به توحید عبادی تعبیر می کنند و توحید الوهیت را به این معنا می گیرند که «فقط خداوند را عبادت کنیم و غیر او را نپرستیم» (همان)  تفسیر خاص وهابیت از توحید عبادی و توحید الوهی، باعث شد تا اعمال مسلمانان که قرن ها میان آنان رواج داشته و جزء فضایل به شمار می رفت، مورد سؤال قرار گیرد و محکوم به شرک شود.

 

نکته مهمی که در بحث توحید وجود دارد این است که  آنها معتقدند که حق قانونگذاری منحصراً در اختیار خداوند است و هر نوع قانون موضوعه را نفی‌می­کنند. بنا بر این، هر دولتی اعم شیعه و سنی علاوه بر احکام شریعت، قانونی را وضع کند، را قبول نمی‌کنند و چیزی به نام حوزه‌ی مباحات را نمی‌پذیرند. به همین دلیل؛ از نظر سلفی‌ها، هر کسی که قانونی را وضع کند، مشرک است، چون حق انحصاری خداوند را نقض کرده و وارد حاکمیت خداوند شده و بنابراین مشرک است.

 

قسم دیگری از توحید که وهابیت در انواع توحید نام برده اند، توحید در اسما و صفات است. توحید در اسما و صفات یعنی که خداوند را با همان اسما وصفاتی که در قرآن و سنت ذکر شده بخوانیم وهمان اسما و صفاتی را که در قرآن برای خدا به اثبات رسیده، اثبات، و آن اسما و صفاتی را که در قرآن و سنّت نفی شده، نفی کنیم (العثیمین، ص 21). ظاهر این کلام مورد پذیرش سایر مذاهب کلامی است؛ اما نمی توان سخن زیر را از آنان پذیرفت

 

روش سلف در باب صفات این بوده که آن ها را بدون تحریف و تأویل و با همان معنای حقیقی آن ها به خداوند حمل می کردند (ابن تیمیه، ج 3، ص 6). غیر قابل پذیرش تر، سخنی است که درباره صفات خبری ابراز داشته است. وی معتقد است: کلماتی مانند «ید» در «یدالله » و مانند آن که در قرآن آمده، باید بدون تحریف، تأویل و با همان معنای واقعی آن ها به خداوند حمل شود (همان، ص 8و9 و 17). در این دیدگاه، تأکید می شود که باید در همه موارد، الفاظ را به همان معانی حقیقی و لغوی آن ها حمل کرد؛ زیرا معنای مجازی بر خلاف اصل است (محمد بن صالح العثیمین، ص 11).

 

جريان سلفى‏گرى تكفيرى در ظاهرگرايى چنان راه افراط را پيش مى‏گيرد كه منكران رؤيت خداى متعال در روز رستاخيز و تمام متكلمان و صوفيه را به كفر متهم مى‏سازد (آمنة محمد نصير، ج 1، ص 112) ابن‏تيميه با استناد به روايت ابن‏حنبل مى‏گويد مخالف روايات متواتر و مخالف اجماعات كافر است. از آنجاكه جمهور سلف معتقدند كه خدا در روز قيامت با چشم سر قابل رؤيت است. از اين‏رو منكر آن كافر است( مشعبى، ص 85- 87. به نقل از مجموع الفتاوى، ج 18، ص 50- 51) جالب آن كه وى منكر شفاعت پيامبر در روز قيامت را تكفير مى‏كنند. (همان، ص  88) و قائل به شفاعت آن‏حضرت در دنيا را نيز كافر مى‏شمارد. وى كافربودن قائلان به حدوث كلام الهى را مشهور و متواتر از سلف بر مى‏شمارد؛( مجموع الفتاوى، ج 17، ص 74؛ درءالتعارض، ج 2، ص 37؛ براى تفصيل بيشتر ر. ك: مشعبى، ص 136- 141) و وجه كفر اين گروه را از آيات يازده تا بيست و شش سوره «مدثر» می­دانند چراكه خداى متعال كسى را كه قرآن را قول بشر دانسته، كافر شمرده است؟

 

ابن‏ عثيمين شيخ معاصر سلفى نيز تصريح مى‏كند:

 

(ازنظر ما واجب است نصوص كتاب و سنت بر همان معانى ظاهرى حمل گردد و ما از روش اهل تأويل تحريف‏گرا و اهل تعطيل و اهل تمثيل اعلان بيزارى مى‏كنيم. ( عثيمين، عقيدة اهل السنة و الجماعة، ص6. )  ایشان در شمارش عقايد سلفى مى‏نويسد:

 

ما بر آنيم كه خداى متعال صورتى ذوالجلال و الاكرام دارد؛ دو دست كريمانه و باز؛ دو چشم حقيقى. بعد براى تأكيد نظر خود مى‏گويد اهل سنت اجماع دارند كه چشمان خدا دو تاست!؟ و تأييد آن روايت نبوى درباره دجال است كه فرمود: دجال نابينا است، ولى خداى شما نابينا نيست! و بر آنيم كه مؤمنان خداى متعال را در روز قيامت با همين چشم سر خواهند ديد. (ابن عثيمين، ص 5- 6)

 

ايشان كسانى كه «قَبْضَتُهُ» در آيه‏ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَة وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ‏ (زمر، آيه 67)  به ‏معناى تصرف گرفته‏اند، تفسير اهل تحريف شمرده و مى‏گويد: آنان به گمان فاسد خود، با تأويل نادرست خود خواسته‏اند از دچارشدن به تمثيل و تشبيه به‏دور باشند درحالى‏كه، ملك و تصرف درباره خدا كه همواره وجود دارد.

 

وى مى‏گويد:آنچه را خدا براى خود، پيامبر و سلف امت براى خدا اثبات كرده‏اند، انكار مى‏كنند. از آن‏ها سوال مى‏كنم آيا ايشان از خود خدا به خدا داناترند؟ اگر بگويند آرى، كافرند؛ و اگر بگويند، نه! گفته مى‏شود آيا شما در بيان معانى از خدا فصيح‏تر هستيد؟ اگر بگويند آرى، باز هم كفر ورزيدند و اگر بگويند، نه دشمنى ورزيدند؟ بنابراين ما مى‏گوييم خدا با رساترين بيان گفته است: زمين در روز قيامت در دستان اوست و رسول اكرم (ص) با گرفتن قلم ميان انگشتانش مطابق آيه بر آن اقرار كرده است. از اين‏ها پرسيده مى‏شود آيا شما از پيامبر به مردم دلسوزتريد؟ خواهند گفت نه! پس ما گنه‏كار نيستيم گنهكار كسى است كه كلام خدا را تأويل مى‏برد. افزون برآن مطابق حديث، خدا نه تنها دست، بلكه انگشت نيز دارد!؟ انگشت واقعى مانند دست واقعى. بنابراين، مراد از «على اصبع»، سهولت تصرف الهى نيست، بلكه اين خطاى اهل تحريف است. منهج اهل سنت و جماعت در مورد اين‏گونه آيات اين است كه تأويل جايز نيست، بلكه واجب است تا آن صفات را با همان معناى رايج در زبان عربى بپذيريم؛ زيرا خداى متعال با زبان عربى پيامبرش و ديگر مؤمنان را مورد خطاب قرار داد، پس معناى عربى صفات را مى‏پذيريم؛ ولى نبايد كيفيت آن‏را تعيين كنيم و يا آن‏را با صفات مخلوقين تشابه يا تماثل كنيم. بنابراين، كسانى كه صفات ساق يا يد و ديگر صفات را تأويل مى‏كنند، درحقيقت از سخنى باطل و بى‏برهان پيروى مى‏كنند كه هيچ تأييدى از آن برداشت خود از جانب خدا و رسول ندارند. (ابن عثيمين، ج 2، ص 532؛ و بقيه سلفى‏ها نيز همين عقيده را دارند؛ ر. ك: مجموع فتاوى العلامة عبد العزيز بن باز؛ ج 4»)

 

سؤالى كه در اينجا مطرح است، و جريان سلفى از پاسخ بدان همواره عاجز بوده و ناچار است يا به يك نوع تأويل قائل شود و يا اين‏كه سر از تشبيه و تجسيم در آورد، آن است كه مطابق نظر آنها كه خداى دو تا دست دو تا چشم و يك صورت دارد! آيا دستان و چشمانش همانند مردم است يا نه متناسب با شأن خداوندى! اگر اولى را بگويند؛ اهل تشبيه خواهند بود و اگر دومى را بگويند، اهل تأويل؛ چون بر ظاهر آيه حمل نكردند در چنين آياتى مطلقاً قيد مانند متناسب با شأن ذكر نشده است. بنابراين چرا آيات را بر معناى ظاهرى صرف حمل نمى‏كنند و كسانى‏كه اين‏كار را مى‏كنند، تحريفگر مى‏خوانند!( همان ) بنابراين سلفى سطحى‏نگر، آيات را يك‏سويه و بدون توجه به قراين نقلى و عقلايى، تفسير مى‏كند.

 

متأسفانه برخی از اهل حدیث و فرقه هایی چون کرّامیه و مشبّهه و... به این انحراف عقیدتی دچار شدند و اکثر متفکّران مسلمان و مذاهب کلامی از آنان تبرّی جسته اند.

 

-    در مفهوم بدعت:

بدعت‌از نظر لغوی‌یعنی‌چیزی‌را بدون‌سابقه‌و الگوی‌قبلی‌ایجاد کردن‌، یا گفتاری‌را بی‌پیشینه‌بر زبان‌آوردن‌می‌باشد و اما بدعت‌از لحاظ اصطلاحی‌یعنی‌امر تازه‌ای‌که‌اصلی‌در کتاب‌ و سنت‌ ندارد( محمد ابن‌بابویه‌، ۱۴۱۳ق‌/۱۳۷۱ش‌)

 

اصطلاح‌بدعت‌از جمله‌مفاهیمی‌است‌که‌مبنایی‌قرآنی‌دارد. به عنوان مثال خداوند آیینی‌به‌نام‌رهبانیت‌را به‌عنوان‌یک‌رسم‌دینی‌برای‌مسیحیان‌مقرر نکرد و خود راهبان این‌رسم‌را باب‌کردند و بدعت‌گذاشتند:

 

-     در آیه‌ای‌دیگر خداوند به‌منکران‌ پیامبر اسلام ‌(ص‌) می‌گوید: در آیین‌خدایی‌، رسالت‌ دادن‌به‌شخصی‌چون‌محمد (ص‌) امری‌تازه‌و بدعت‌نیست‌، بلکه‌خداوند پیش‌از آن‌حضرت‌هم‌، به‌کسانی‌این‌مقام‌را واگذارده‌است‌ (محمد ابن‌سعد، بی تا )

 

بدعت در شريعت داراى سه ركن مى باشد كه عبارتند از:

 

الف . ركن نخست :

ركن نخست بدعت، دستكارى و نوآورى در شريعت است. يعنى نسبت دادن چيزى به شريعت كه در آن وجود ندارد. ولى اگر نظريه اى تازه مطرح شود كه دستكارى و نوآورى در شريعت نبوده، بلكه تنها نظريه جديد علمى باشد كه به شريعت ارتباطى نداشته باشد، بدعت به شمار نمى رود. گرچه ممكن است حرام باشد.

ركن دوم بدعت : اين است كه انديشه اى را كه به خدا نسبت داده مى شود، در ميان مردم اشاعه داده شود در واقع بدعت، گسترانيدن انديشه اى است كه به خدا نسبت داده شده.

 

ركن سوم بدعت در شريعت اين است: كه در شريعت دليلى بر مشروعيت آن نداشته باشيم «ما ليس منه» ( آية الله العظمى سبحانى، بی تا، ج56، ص 399) چون اگر در شريعت دليل باشد; ديگر بدعت نيست هر چند چيز نو و جديدى باشد; مثلاً قرآن مجيد مردم را به حب اهل البيت(عليهم السلام) دعوت كرده است پس حب اهل البيت(عليهم السلام) اصلى است كه در شريعت وجود دارد اما چراغانى و نورافشانى كردن در شب نيمه شعبان و ولادت ائمه(عليهم السلام) هر چند به صورت جزئى در شريعت نيست ولى چون ريشه در شريعت دارد كه همان حب اهل البيت(عليهم السلام) و اظهار محبت نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) مى باشد لذا خداوند متعال در قرآن مجيد«حب اهل بيت نبى(عليهم السلام) »(قربى) را يكى از وظايف مؤمنان شمرده است. (شورى / 23)

 

همچنين ساختن قبور، تعمير و نگهدارى حرم ائمه(عليهم السلام) و تجليل از شخصيت آنان گرچه ممكن است دلايل خاصى نداشته باشد، اما دلايل عمومى بسيارى بر آن دلالت مى كند كه يكى اظهار محبت به اين بزرگان مى باشد و مفهوم عمومى آيه ذى القربى بر اين مدعى و جواز آن دلالت دارد.

 

با این مقدمه باید گفت که تکفیریها در مفهوم بدعت نیز دچار انحراف شدند به نظر آنان بدعت هر آن چیزی است که بعد از سه قرن اول؛ یعنی قرن صحابه، قرن تابعین، و قرن اتباع تابعین، حادث شده است، که مطلقاً مذموم است.

 

تكفيریها ، هر امر و كار جديدى كه در عصر نبى مكرم (ص) بدان عمل نمى‏شده، بدعت مى‏نامند و به دنبال آن، برچسب تكفير مى‏زنند؛ اين اقدام با روح‏ آيات قرآن منافات دارد، زيرا يكى از اركان و شاخصه‏هاى بدعت، انتساب يك عمل به شارع مقدس و انجام آن به عنوان يك عمل شرعى مى‏باشد و واضح است تمامى مواردى را كه تکفیریها بدعت مى‏شمارند يا به عنوان يك عمل عرفى بدون انتساب به شرع انجام مى‏گيرد و يا آن‏ها مشمول عمومات و اطلاقات آيات و روايات مى‏شود كه از مصاديق سنت محسوب مى‏شود و ارتباطى به بدعت ندارد.

 

سلفيه با استناد به حديث نبوى (ص): «خير الحديث كتاب الله، وخير الهدى هدى محمد وشر الأمور محدثاتها وكل محدثة بدعة، وكل بدعة ضلالة»، ( مسلم، 876؛ نسائى، ج 3،ص 88 ) خود را اهل سنت و جماعت و فرقه ناجيه و فرقه‏هاى ديگر مانند قدريه، خوارج، معتزله، اشاعره، رافضه، جهميه، اماميه را اهل بدعت مى‏شمارند و از آنان تبرا مى‏جويند. (عبد القاهر بغدادى، الفرق بين الفرق، ص 317 و 320 و 93 )

 

-  تلقی نابجا از اعمالی که آنها را منافی توحید می­دانند :

  تکفیریها یا همان سلفیهای تکفیری در مفاهيمى مانند كفر، شرك، بدعت و مانند آن‏ (براى اطلاع بيشتر ر. ك: مكارم شيرازى، وهابيت بر سر دو راهى) توسعه معنايى و مصداقى گسترده قائل شده‏اند و براساس آن اقسامى را براى توحيد درست كرده‏اند كه با ديدگاه‏هايشان در چنين مفاهيمى مطابق باشد. (جهادبن عبد الإله الخنيزى، السلفية و الشيعة، ص 126) ابن‏تيميّه معتقد است كه بسيارى از عقايد و اعمال جارى مسلمانان با توحيد در عبادت منافى است، مانند اعتقاد به شفاعت يا حاجت خواستن و توسّل به اولياء (ر. ك: مرتضى مطهرى، مجموعه‏آثار، ج 1، ص: 52)  براساس مبناى آنها، شرك خفى همانند شرك جلى است. بر اين‏اساس درخواست چيزى از غير خدا كه قدرت به انجام آن مخصوص خدا باشد، شرك است و با عبادت جمع نمى‏شود: ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْر.(توبه ، آیه 17) خواندن انبيا و اوليا براى دفع خطر و رسیدن به مقصود و گفتن «يا محمد» و «يا على» شرك است؛ به دليل آيه‏ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يوْمِ الْقِيامَة وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ وَ إِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَ كَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ‏ (احقاف، آیه 5-6) و آيه‏ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ انْ تَدْعُوهُمْ لَا يسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَ يوْمَ الْقِيامَة يكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ‏. (فاطر، آیه 13-14) و اگر عذر آوردند كه آنها معبود نيستند، بلكه باب حاجت و شفيع و وسيله‏اى به جناب الهى هستند، همين سخنان را مشركان نيز گفتند كه‏ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى‏. (زمر، آیه 3) و بنابراین ، مسلمان را مشرك و خون و مالشان را هدر مى‏دانست. و هم‏چنين قسم‏خوردن و قسم‏دادن به غير خدا به عقيده آنان شرك است و بيشتر اين مطالب را ابن‏تيميه در ضمن منهاج السنه، متعرض شده است.

 

محمد ابوزهر مى‏نويسد: نگاه سلفيان به مسئله توحيد بدان‏گونه است كه آن را نخستين پايه اسلام مى‏دانند و به‏اجمال به آنچه تمام مسلمانان برتوحيد و وحدانيت خدا تأكيد مى‏ورزند، موافقت‏دارند ولى مسائلى را منافى با يكتاپرستى فرض مى‏كنند؛ به عنوان نمونه توسل به بندگان خاص خدا، زيارت روضه شريفه، دعا روبه‏روى ضریح شريف پيامبر يا ولى خدا را منافى با توحيد مى‏شمارند. (ابوزهره، تاريخ المذاهب الاسلامية، ص 192- 193).  بسيارى از احاديثى را كه درباره فضايل اخلاقى اهل‏بيت پيامبر (ص) در صحاح و مسانيد و حتى مسند احمد بن حنبل وارد شده است مردود مى‏دانند. (ابن تيميه، احمد بن عبدالحليم، قاعدة الجليله فى التوسل و الوسيله، ص 186- 184)

 

-    تحولات فقه تکفیر

 فقه سنتی تکفیر بیشتر در ضروریات احکام بود تا عقاید؛ در تکفیر بیشتر در مورد منکر روزه، حج، جهاد و این مسائل بحث می‏کردند. ولی از حدود نزدیک بیست سال پیش در دستگاه‏های تکفیر در اهل سنت، دگرگونی‏ پیش آمد و آن این بود که اکثر تکفیرها به باورها ارجاع پیدا کرد به جای اینکه به فروعات ارجاع پیدا کند. از حدود سال 1995 میلادی به بعد شاهد این چرخش‏ هستیم که عوامل تکفیر به جای اینکه به سمت ضروریات احکام یا فروعات شرعی برود به سمت باورها یعنی عقاید رفت. قبلا عقاید بود ولی عقاید عموماً در حوزه تأویل جا می‏گرفت و راه به تکفیر باز نمی شد. در این دوره در تکفیر شاهد سه دگرگونی انقلابی و ویرانگر هستیم: اولی تغییر عوامل تکفیر از احکام به سمت باورها است که آثار عجیبی داشت. مثلا مفهوم بدعت به سمت باورها رفت به این معنا که هر نوع اعتقاد به دموکراسی و انتخابات به معنی مخالفت با حاکمیت الله تلقی شد. یا بحث نفاق و شرک هم به سمت باورها رفت. مثلاً شرک به تمام کسانی که باورهای اعتقادی مخالف اهل سنت ـ به خصوص سلفیه ـ داشتند، کشیده شد و کسی که در تیغ آنها قرار گرفت شیعه بود.

 

دومین تحول بسیار مهم این بود که فقه تکفیر جدید به سمت تکفیر حکام رفت، در حالی که در گذشته اصلاً این مسئله اتفاق نمی‏افتاد. تکفیر، سیاسی شد اما در گذشته در حوزه مدنی بود؛ یعنی تکفیر روی افراد عمل می‏شد. این دو تحول، بسیار مهم است.

 

سومین تحول مهمی که رخ داد این بود که در فقه قدیم حکم تکفیر از درون محکمه بیرون می‏آمد در حالی که حکم تکفیر از این پس احتیاج به محکمه نداشت و با احتمالی حکم تکفیر می‏دادند. یعنی گروه‏ها، جریانات و افراد خودشان هم قاضی شدند و هم مجری؛ و سلاحی دستشان گرفتند و افرادی را ترور کردند و ابتدا رهبران و مدیران امنیتی کشورهای عربی را ترور کردند. به این ترتیب نسل دوم فقه تکفیر با سه ویژگی بسیار بزرگ ظاهر شد: مهاجرت از احکام به اعتقادات، دوم مهاجرت از ضرورت اطاعت از حاکم به تکفیر حاکم و سوم حلقه تکفیر یا فرایند تکفیر از بیرون دادگاه‏ها شروع شد. الان شخص را قبل از اینکه بگیرند حکمی برایش صادر کرده‏اند و شخص موقع اجرا می‏فهمد که تا مرگ یک ثانیه بیشتر فاصله ندارد. این اتفاقاتی است که رخ داده و باعث شده است که این فقه رادیکال‏تر شود.

 

-   گفتار علمای مذاهب درباره تکفیر و منع آن

 

اگرچه در طول تاریخ عده‌ای با بهره‌گیری از جهل مردم و با نیرنگ اسلام‌دوستی، در صدد گسستن برادری و وحدت در بین مسلمانان بوده‌اند،. در حال حاضر تکفیریها وام‌دار افکار آن افرادی هستند که در طول تاریخ در فکر برهم زدن اتحاد جهان اسلام بوده‌اند. که مولد آن ابن‏تيميه است که تكفير معين از او صادر شده است اما اهل‌سنت با زیرکی تمام، پی به این نیت ناپاک آنها برده و با تمام قوا چه در مرتبه نظر (فکر و تفکر) و چه در مرتبه عمل دست به کار شده‌اند. اکنون به دیدگاه چند تن از علمای مذاهب جهان اسلام به عنوان شاهد مثال در مورد تکفیر می­پردازیم:

 

شیخ الازهر، احمد الطیب در برنامه هفتگی‌اش در تلویزیون رسمی کشور مصر که به ارائه نظرات فقهی‌اش می‌پردازد،درباره تکفیر چنین گفته : تکفیری‌ها باید متوجه عواقب اصرار بر صدور فتاوای تکفیری در حق دیگران آن هم بدون دلیل خاص باشند.  تکفیر یک فرد حقی الهی است و نه حق بندگان خدا و اگر کسی [مرتد] و کافر شود بدون شک باید دلایل آن قطعی باشد و تفسیربردار و تاویل‌بردار نباشد. همچنین گفته افراد عادی حق ندارند شخص معینی را کافر قلمداد کنند بلکه چنین حکمی تنها در اختیار ولی امر، [قاضی و حاکم شرع] است که باید مطابق با شریعت اسلامی باشد. وی از علمای اسلامی خواستار وضع شروطی محکم و متقن در این باره شده و افزوده: این شروط باید حتما محقق شود و مانع کسانی باشد که می‌خواهند از احکام مربوط به تکفیر افراد سوءاستفاده کنند.

 

و تأکیید کرده کسی که حکم ارتداد و کفر فردی را می‌دهد باید به آنچه که حکم می‌کند عالم باشد و یقین داشته که فرد مورد نظر از اسلام خارج شده است مثل کسی که یکی از اصول [اساسی] اسلام را عامدانه و در حالت «غیرمضطر» منکر شده است.

 

یکی از فتوایی که بر ضد تکفیر آمده فتوای شیخ قرضاوی پس از برگزاری «كنفرانس بین‌المللی مذاهب اسلامی و چالشهای معاصر» كه در آبان 1384ش/ 1326ق به همت «دانشگاه آل‌البیت اردن» در شهر «عمان» برگزار شده بود، صادر گردید و در كنار فتاوی دهها نفر دیگر از علمای شیعه و سنی منتشر شد و مجموعه كامل آنها به عنوان یك «سند مهم تاریخی» در اردن به ثبت رسید و در كتاب «اجماع المسلمین علی احترام مذاهب الدین» با مقدمه مرحوم شیخ سیدمحمد طنطاوی ـ شیخ الازهر ـ ‌در 800صفحه در عمان به چاپ رسیده است. متن فتوای شیخ یوسف عبدالله القرضاوی در صفحات 159 تا 186، همین كتاب ( عمان،چاپ سوم: 1427ق/ 2006م) درج شده است كه می‌توان آن را «رساله‌»ای مستقل در این زمینه به حساب آورد.

 

شیخ قرضاوی در پاسخ به سؤال: آیا تكفیر پیروان مذاهب عقیدتی، فقهی و سلوكی، تنها به خاطر مخالفت در مذهب و نظر، جایز است؟ چنین نوشته است:

 

الحمدلله و الصلاه و السلام علی سیدنا رسو‌ل‌الله صلی الله علیه و سلم. در پاسخ سؤال، پس از آرزوی توفیق الهی می‌گوییم: هركس از روی اخلاص قلبی بگوید: «اشهد ان لااله الا الله و انّ محمداً رسول الله» مسلمان است، از همه حقوق مسلمانی برخوردار است و همه تكالیف آن هم برعهده او خواهد آمد. این چنین كسی از خلود در آتش جهنم نجات یافته است. اگر فقط از سر زبان شهادتین بگوید و قلبش به آن ایمان نداشته باشد، منافق است. در ظاهر، احكام مسلمانان بر او جاری می‌شود، هرچند كه در پایین‌ترین طبقات جهنم، جای اوست.

 

یکی از علمای اهل سنت به نام محمود صبیح در مورد نظرات ابن‌تیمیه با نگاه انتقادی نگاه می‌کند و با نگاشتن کتاب معروف "اخطا ابن‌تیمیه فی حق رسول‌الله و اهل‌بیته" (اشتباهات ابن‌تیمیه در حق پیامبر و اهل‌بیت ایشان» ضربه مهلکی به بدنه تکفیرگراها زده است. وی در این کتاب می‌نویسد: ابن‌تیمیه خود را افضل از پیامبر صلی الله علیه و آله می‌دانست، چرا که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خون مسلمانان را محترم می‌شمرد، ولی ابن‌تیمیه و یارانش آن را مباح می‌دانند. (صبیح، محمد السید، ص 5 و 6 و 28 و 264 و 51 و 270)

 

یکی دیگر از عالمان اهل‌سنت به نام "عبد الله هروی" با بررسی آراء ابن‌تیمیه در باب امام علی علیه‌السلام، به نقد آن با استناد به نظرات بزرگان اهل‌سنت پرداخته است. وی با نقل کلماتی از بزرگانی همچون ابن حجر عسقلانی، ابن‌حبان و حاکم نیشابوری به رویارویی با تفکرات ابن‌تیمیه رفته است و با این جهت‌گیری، تفکر ابن‌تیمیه را جدا از تفکر اهل‌سنت معرفی می‌کند. او با نوشتن کتاب "المقالات السنیه فی کشف ضلالات احمد بن تیمیه «گفتارهای نیکو در کشف گمراهی‌های ابن‌تیمیه»" با صراحت افکار ابن‌تیمیه را گمراهی و باطل می‌خواند (هروی، عبدالله، 1417 ق. ص 183، 189)

 

نظر امام خمينى‏ دراین باره: آنچه از روايات استفاده مى‏شود اين است اقرار به شهادتين، تمام حقيقت اسلام است و هر كس آن دو را بگويد، آثار اسلام بر او مترتب مى‏شود. ( امام خمينى، كتاب طهارت، ج 3، ص 317 و 635)

 

نظر آيت‏الله خوئى‏ درمورد تکفیر: انكار ضرورى مستلزم كفر و نجاست منكر است، آن‏جا كه ملازم با تكذيب نبى باشد، مثلًا طرف با علم به اين‏كه آنچه را انكار مى‏كند جزء دين است، انكار نمايد و اما اگر اين شرط محقق نباشد منكر آن كافر نيست، مخالفانِ ولايت هر چند منكر امامت امامان هستند ولى چون يقين ندارند پيامبر (ص) چنين مطلبى را فرموده است و لذا انكار آنان مايه كفر نيست. بنابراين ولايت از ضروريات «مذهب شيعه» است و از ضروريات دين نيست. ( خوئى، كتاب طهارت، ج 2، ص 86) ما به گفتار همين افراد كه از استوانه‏هاى فقه شيعه هستند اكتفا مى‏كنيم.

 

همچنین هیأت کبار متشکل از 20 نفر از بزرگترین علمای اهل سنت در جلسه 49 در طائف در تاریخ 2/4/1419بیانیه­ای بر رد و محکومیت وهابیت و دیدگاه تکفیریها صادر کردند و حوادثی را که در کشورهای اسلامی و غیر آن، از تکفیر و انفجارها و امور ناشی از آن، از خونریزی ها و نابود کردن مؤسّسات مختلف اتفاق افتاده، مورد بررسی قرار دادند، و نظر به اهمیّت این موضوع و پیامدهای آن، این مجلس تصمیم گرفت حکم این موضوع را طیّ بیانیه ای به عنوان خیرخواهی الهی بندگان خدا و ادای تکلیف بیان داشته به تمام مردم جهان اعلام کند که اسلام از این گونه عقیده های باطل بیزار است و آنچه در بعضی از کشورها از ریختن خون بی گناهان و منفجر ساختن مساکن و مرکب ها و مراکز عمومی و خصوصی و تخریب کارگاه ها و مانند آن صورت می گیرد، عملی جنایت کارانه می داند که اسلام از آن بیزار است. همچنین هر مسلمانی که به خدا و روز جزا ایمان دارد از این اعمال بیزار می باشد، و این کارها تنها کار کسانی است که دارای افکار منحرف و گمراهند و گناه و جرم آن به گردن آنهاست و هرگز نباید به حساب اسلام و مسلمانانی که به هدایت اسلام هدایت شده اند و متمسّک به کتاب و سنّت و پیرو قرآن مجیدند، گذارد. این کارها فساد و جنایت بزرگی است که شریعت اسلام و فطرت پاک انسانی آنها را نمی پذیرد؛ لذا روایات اسلامی به طور قاطعانه آن را تحریم کرده و از همنشینی با این گونه افراد بازداشته است سپس این بیانیّه با آیات و روایاتی که نشان می دهد اسلام دین محبّت و دوستی و تعاون در نیکی و تقوی و گفتگوی منطقی و حکیمانه و پرهیز از هر گونه خشونت و پرخاشگری است، پایان داده شده است. (معجم طبقات المتکلمین، ج 4، ص 100)

با توجه به بیانات ارزشمند عالمان پر نفوذ اهل‌سنت، روشن می‌شود که جریان تکفیر برگرفته از گمراهی‌هاست که اشخاصی همچون محمد بن عبدالوهاب و... در مقام عمل و نظر مرتکب شده‌اند.

 

-   سیره عملی پیامبر، ائمه معصومین و ائمه مذاهب در موضع تکفیر

خداوند در قرآن، پيامبر را رحمت معرفى مى‏كند. وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّارَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‏؛( انبياء، آيه 107) ما تو را نفرستاديم مگر به عنوان رحمت براى جهانيان. چون «العالمين» به صورت جمع و با الف و لام است‏،( طباطبايى، الميزان، ج 14، ص 467) پس رحمت وجودى و هميشگى پيامبر، شامل همه مؤمنان و كافران و اهل كتاب مى‏شود. نيز مى‏فرمايد إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ‏.( قلم، آيه 4) جنبه بشارت‏دهى رسول، مقدم بر انذار است‏ بَشِيراً وَنَذِيراً (سبا، آيه 28 ) و مُبَشِّراً وَنَذِيراً.( احزاب، آيه 45)

 

علامه طباطبايى درباره دعوت پيامبر به نقل از مرحوم كاشف‏الغطا از كتاب «المثل العليا فى الاسلام لا فى بحمدون» مى‏فرمايد : راه‏هايى كه براى اصلاح جامعه‏ وجود دارد منحصر در سه نوع است.

 

اول: بيان خطبه‏ها و مواعظ و نوشتن مقالات و تأليفات و ... ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّك بِالْحِكمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ... ( نحل، آيه 125)و فرمود: ادْفَعْ بِالَّتِى هِى أَحْسَنُ ... ( مؤمنون، آيه 96) اسلام اين شيوه را در اول بعثت به كار گرفته است.

 

دوم: مقاومت مسالمت‏آميز و سلبى‏ وَلَا تَرْكنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا ....( هود، آيه 113)

 

سوم: قيام مسلحانه و جنگ كه اسلام اين روش را نيز در مواردى پيشنهاد كرده و دستور داده است. ( طباطبایی، ج 4، ص 259- 261) که در اینجا می­بینیم که آخرین روش قیام مسلحانه است.

 

رسول خدا ابتدا امر به خواندن (علق، آيه 1) و بعد امر به انذار مى‏شود (مدثر، آيه 2). سپس خويشان نزديك، سپس قوم خودش و بعد از آن اعراب اطرف خود و سپس همه اعراب و در آخر، همه جهانيان را دعوت مى‏كند. چندين سال بدون نبرد و بدون جزيه دعوت به اسلام داشت و مأمور به نهى و صبر و گذشت بود. پس از آن، به هجرت و بعد از آن به مبارزه و جنگ اجازه داده شد. ابتدا با كسانى كه با او قتال مى‏كردند، مقاتله مى‏كرد. سپس مأمور به مبارزه با مشركان شد و پس از امر به جهاد، كفار سه دسته بودند: اهل صلح و سازش، اهل جنگ و اهل ذمه. با گروه اول بر اساس عهد و صلح رفتار مى‏كرد و عهدشان را نگه مى‏داشت تا زمانى كه عهد را بشكنند و صرفا با عهدشكنان مى‏جنگيد. با گروه دوم، يعنى با كفار جنگ‏جو، با شمشير و با منافقان، با حجت و برهان مى‏جنگيد و با گروه سوم در صورت پرداخت جزيه صلح برقرار مى‏شد. ( ابن‏القيم، زادالمعاد فى هدى خيرالعباد، ج 3، ص 158)

 

رسول خدا تابع فرمان خداوند بود. خداوند حتى احسان به كفار را مظهر عدالت مى‏داند و بدان سفارش مى‏كند. لَاينْهَاكُمُ اللّهُ ... أَن تَبَرّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيهِمْ ... ؛( ممتحنه، آيه 8) خداوند نخواسته است شما را از احسان و عدالت‏ورزى با كسانى كه با شما در دين قتال نكرده (يعنى كفار نقاط ديگر و غير مكّه) نهى كرده باشد، چون احسان به اين كفار، عدالتى است از سوى شما و خداوند عادلان را دوست مى‏دارد. ( طباطبايى، الميزان، ج 19، ص 399) روزى پیامبر اسلام در جمعى از اصحابش حاضر شد، فرمودند: مالك را نمى‏بينم: يكى از مسلمانان با عصبانيت گفت: يا رسول الله: او منافق شده! حضرت رسول گفت: چه مى‏گويى؟ گفت: مى‏بينم رفت و آمدش با آن‏هاست حضرت فرمود: با «لا اله الا الله» چه مى‏كنى؟ يعنى ساده نيست گوينده «لا اله الا الله» را كافر و منافق ناميد. ( محمد قاسم، قاسمى، مجله تفكر آرى تكفير ، سخنرانى مورخ 27/ 10/ 1389)

 

ابوجنیفه مى فرمايد: «لانكفر احدا من اهل القله بذنب مالم يستحله‏»؛ ما هيچ كس از اهل قبله را به سبب گناه و معصيت آن تكفير نمى‏كنيم تا زمانى‏كه آن را حلال نداند. حضرت امام ابوحنيفه حتى مى‏فرمايند: «مانحوه برخورد با خوارج را از حضرت اميرالمومنين على بن ابوطالب آموختيم كه ايشان خوارج را تكفير نكردند و حتى براى آن‏ها از كلمه اخواننا استفاده نمودند.

 

ابوحنيفه در شرح فقه اكبر و شيخ ابوالحسن اشعرى در حواشى شرح عقايد، نظريه اهل‏سنت و جماعت را بيان كرده‏اند: «ومن قواعد اهل السنة و الجماعة ان لا يكفروا احد من اهل القبلة».  «وسياقها عن ابى حنيفه ولا نكفر اهل القبله بذنب انتهى فقيده بالذنب فى عباره الامام واصله فى حديث ابى داود»؛ از قوانين و قواعد اهل سنت اين است كه كسى را تكفير نكنند. (مجموعه مقالات کنگره جهانی جریان­های افراطی و تکفیری )

شافعى می­فرماید:‏ «لا ارد الشهادة احد من اهل هواء». ( مجله هفت اقليم شرق، ويژه نامه همايش علمى تفكر آرى تكفير)

مالك مى‏فرمايد: «اگر 99 درصد احتمال كفر كسى را مى‏دهيد و فقط يك درصد احتمال ايمان او وجود دارد، به علت حسن ظن به مسلمان، بايد عمل او را بر مومن حمل كرد.

 

همچنین در عقايد علامه طحاوى آمده است: «ونسمى اهل قبلتنا مومنين ماداموا بما جاء به النبى معترفين وله بكل ما قاله و اخبر مصدقين‏»؛ اهل قبله تا زمانى كه به دستورهاى پيامبر اسلام و به تمام آنچه پيامبر گفته و خبر داده است، مومن معترف باشند، مسلمان و مومن خواهند بود. (مجموعه مقالات کنگره جهانی جریان­های افراطی و تکفیری)

 

نتیجه­گیری:

تكفير، ابزارى براى هر انديشه و فعّاليت طرد كننده و دور كردن مخالف- هرچند با جزئيات و تفاصيل- شمرده مى‏شود. تكفير، به دستاويزى براى جهاد و كاربرد قدرت و زور حتّى در محدوده امر به معروف و مجازات كردن مردم كشورهاى غير اسلامى تبديل شده است. اختلافات انديشه تکفیریهای معاصر با فقه فقها و بزرگان مذاهب در مسأله تكفير، اختلافى بزرگ و آشكار است و نمونه آن منحصر نكردن حكم تكفير در قضات و مجتهدين، پذيرش تكفير مذهبى، نشاندن بدعت به جاى تكفير- در زمان محقّق نشدن مقدّمات آن-، تكفير با مسائل اجتهادى و سريان دادن تكفير معين از راه تكفير مطلق، عليرغم تفاوت‏هاى ميان اين‏دو است. هم‏چنين تكفيركنندگان قواعد شرعى زيادى را باطل و بى‏اثر كرده اند؛ از جمله: اصالت صحتّ رفتار مسلمان، اصالت تعبّد به ظاهر، قاعده عدم تكفير حاكم به سبب گناهان و تكيه نكردن بر لوازم و نتايج و ...

 

تکفیریها به شدت نیازمند بازخوانی نص شریعت هستند و نیز نیازمند بازنگری در فتاوای شیوخ خود هستند فتواهایی که مدت­های طولانی این­ها را به زنجیر کشیده است و از تعامل نقادانه و خالی از تقدیس به دور داشته است آنها از حقیقت دین فاصله گرفته و به نصوص دین نگاهی ابزاری دارند.

و در آخر پیشنهاد می­کنیم به سبب این انحرافات بزرگ که در جهان اسلام پدید آمده و باعث سوء استفاده بیگانگان و مخالفان اسلام گردیده است علمای اسلام جمع شوند و تلاش نمایند که انگیزه­های تکفیریها را پیدا کنند و برای خنثی ­سازی آن­ها راهکاری بیاندیشندو برای ایجاد حرکت­های فکری و فرهنگی در سطح جهان اسلام کوشش نمایند و برعلیه تکفریها در سطوح مجامع بین المللی در چارچوب مبارزه مشترک جهانی علیه تروریسم اقدام نمایند.و درباره شرایط تکفیر و تکفیر شوندگان بحث و مبادله نظر نمایند .

 

منابع:

1-  قرآن کریم

2-  ابن بابویه، محمد، الاعتقادات، به کوشش عصام عبدالسید، قم، 1413 ق،

3-  ابن فارس، معجم مقابیس اللغه، ابن درید، جمهره اللغه، جلد 1،

4-   ابن منظور، لسان العرب،

5-   ابن‏تيميه، احمد بن عبدالحليم بن عبدالسلام‏، قاعدة الجليلة فى التوسل و الوسيلة، دارالكتاب العربى، بيروت 2006 م.

6-  ابوزهره، محمد، تاريخ المذاهب الاسلامية، دارالفكر العربى، القاهرة، 1996 م.

7-   بغدادى، عبد القاهر بن طاهر بن محمدبن محمد، الفرق بين الفرق‏، دار المعرفة، بيروت 1424 ق‏

8-  پایگاه اطلاع رسانی مرکز بررسیهای اسلامی

9-   پژوهنده، محمد حسین (1386) آسیب شناسی وحدت اسلامی، نشریه علوم اجتماعی مجله پژوهش­های اجتماعی اسلامی.

10-  حر عاملی،محمد بن حسن ، وسائل الشیعه ، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث.

11-  خبرگزاری فارس

12-  درء التعارض العقل و النقل‏، مكتبة الرشد- ناشرون، الرياض 1427 ق

13-  سبحانی، اندیشه اسلامی ، جلد 1، مترجم، محمد محمد رضایی

14-  سبحانی، جعفر، الایمان و الکفر فی الکتاب و السنه، قم ، مؤسسه امام صادق (ع)، 1416 ق،

15-   صبیح، محمد السید، اخطاء ابن‌تیمیه فی حق رسول‌الله و اهل‌بیته، ص 5 و 6 و 28 و 264 و 51 و 270

16-  طباطبایی، المیزان،

17-  عاملی، شهید اول، القواعد و الفوائد،

18-   عثیمین محمد بن صالح عقيدة اهل السنة و الجماعة، مدار الوطن للنشر، رياض 1404 ق.

19-   عثيمين محمد بن صالح، القول المفيد على كتاب التوحيد، دار ابن جوزى، الرياض 1417 ق.

20-   علماء نجد، الدرر السنية فى الأجوبة النجدية، محقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، 1417 ق/ 1996م

21-    علوى، سيد مجتبى، فرهنگ لغات كامل در قرآن، قم، چاپ اول: سلمان فارسى، 1365.

22-   علیزاده موسوی، مهدی، ایمان و کفر، جلد 1، دارالاعلام لمدرسه اهل البیت (ع)، قم، چاپ اول، 1393 هجری شمسی.

23-    فخرالدین رازی، المحصول، به کوشش طه جابر، فیاضی علوانی، 1400 ق.

24-  قريب گركانى، محمد حسين‏، «تاريخ وهابيت» به كوشش: رسول‏ جعفريان، هفت آسمان، پاييز و زمستان 1378، شماره 3 و 4، ص 177- 196.

25-   قطب، محمد، مفاهیم ینبغی ان تصحح، بیروت، دار الشروق، چاپ نهم، 1415 ق. ص 127

26-   کاظم زاهد، عبدالامیر، مقاله فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته، مترجم، میثم صفری.

27-   الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج 9، دار صادر، بیروت.

28-  کلینیف محمد بن یعقوب، 1429 ق، الکافی جلد اول، قم دارالحدیث.

29-   كثيرى، سيد محمد، السلفيه بين أهل السنه و الاماميه‏، الغدير، بيروت 1418 ق.

30-    مجلسی، محمد باقر،  بحارالنوار،

31-    مجموع الفتاوى‏، كتاب التفسير، مكتبة الرشد، بيروت 1426 ق‏

32-   مجموعه مقالات کنگره جهانی جریانهای تکفیری،  7 جلد، دارالعلام لمدرسه اهل البیت (ع) ، قم ،چاپ اول

33-   محمد نصير آمنة، الشيخ الامام محمد بن عبد الوهاب ومنهجه فى مباحث العقيده‏، كتابخانه المكتبه الشامله مدرسه فقاهت، [بى‏تا].

34-  مسلم بن حجاج، صحیح مسلم،

35-  مشعبى عبد المجيد بن سالم بن عبدالله، منهج ابن تيمية فى مسألة التكفير، دار أضواء السلف، رياض، 1418 ق.

36-   موسوعه البانى، مركز النعمان للبحوث والدراسات الإسلاميه، يمن 2010 م

37-  هروی، عبدالله، المقالات السنیه فی کشف ضلالات احمد بن تیمیه، بیروت، دار المشاریع، چاپ دوم، 1417 ق. ص 183، 189.

[1] )Interpretation (

[2] )Justification(

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش