اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ مأمون رحمه سوری

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۲/۱ تعداد بازدید: 116

شیخ مأمون رحمهشیخ مأمون رحمه، از شاگردان علامه رمضان البوطی و امام جمعه مسجد جامع اموی دمشق است. ایشان از عالمانی هستند که به طور جدی و محکم در مقابل اندیشه های افراطی گروه های تکفیری ایستاده و افشاگری می کند.



شیخ مأمون رحمه، از شاگردان علامه رمضان البوطی[1] و امام جمعه مسجد جامع اموی دمشق است. ایشان از عالمانی هستند که به طور جدی و محکم در مقابل اندیشه های افراطی گروه های تکفیری ایستاده و افشاگری می کند. وی روزهای آغازین درگیری های تکفیری ها را در غوطه شرقی در سال 2011م میلادی مشاهده کرد اما دید جوانان نادان با خط و مشی گرفتن از شیوخ تکفیری وهابی مسیر تخریب اماکن و کشتار مسلمانان را در پیش گرفته اند لذا وی تصمیم گرفت تا در مقابل این تکفیری ها بایستتد. وی در این راه تا پای جان، فداکاری کرد اما به طور معجزه آسائی زنده مانند تا وحشی گری ها گروه های تروریستی تکفیری را روایتگری کنند. وی توسط شیخ عرعور وهابی، محکوم به کفر و قتل شد لذا عده ای او را گرفتند و در منطقه ای دور از منطقه مسکونی شروع به آزار و اذیت ایشان کردند تا حدی که فک او را شکسته و گوشش راستش را بریده و تیری به پای او و تیر دیگری به کنار حلق او زدند و گمان کردند که او مرده است اما به لطف الهی او زنده ماند[2].

وی با انتقاد از سازمانهای بین المللی که نام اسلامی بودن را یدک می کشند، می گوید: سازمان همکاری اسلامی به هیچ وجه اسلامی نیست چرا که به صهیونیست‌ها خدمت مستقیم ارائه می‌دهد. هیچ شهروند سوری هوشیاری وجود ندارد که حتی به شورای امنیت و اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس امید داشته باشد. ملت سوریه به امت عرب تکیه نمی‌کند، چرا که اندیشه وهابی توانسته است آنها را متفرق سازد. اندیشه وهابی است که سبب شده طایفه‌های گوناگون امت اسلام به جان هم بیفتند و بجنگند[3].

وی ضمن تقدیر از مواضع شیخ احمد الطیب، رییس دانشگاه الازهر مصر در تقریب بین مسلمانان، گفت: این کار بسیار دیر شده است. مشکل اصلی ما مساله فکر است. وقتی که وهابیت طی دهه‌های اخیر اقدام به ساخت ده‌ها مسجد و مرکز فرهنگی در کشورهای اروپایی و آمریکایی کرده و این طرز تفکر را به شکل گسترده انتشار داده است، نتیجه‌اش آن می‌شود که اکنون در سوریه شاهدیم. با سخنان خودم نمی‌خواهم به شیوخ الازهر ظلم کرده باشم؛ اما متاسفانه وقت از دست رفته و می‌بایست برای این دست اقدامات از سال‌ها پیش فکر می‌شد. اکنون بسیاری از مناطق سوریه به دلیل اندیشه‌های وهابی به تلی از خاک و خاکستر تبدیل شده است. چرا پیش از این الازهر به فکر روشن ساختن فکر جوانان نکرد؟

حال اگر الازهر می‌خواهد کاری از پیش ببرد، به نظر من در درجه نخست نباید از عربستان و علمای وهابی بهراسد؛ باید با اتخاذ موضع‌گیری‌های شفاف و صریح به فکر خدمت به دین مبین اسلام و انسانیت باشد و مسائل سیاسی به‌ویژه رابطه با عربستان را در این مساله دخالت ندهد[4].

شیخ مأمون رحمه

وهابی ها از قدیم الایام تلاش داشته اند مرقد پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را در مسجد النبی تخریب کنند به این بهانه که وجود این مرقد شرک است. بهانه وهابی‌ها برای تخریب مرقد نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم این است که  زائران و عاشقان و دوستداران پیامبرخدا وقتی به زیارت قبر ایشان می آیند و به ایشان نزد خداوند توسل می جویند، مرتکب شرک می شوند! وهابی ها از زمان محمد بن عبدالوهاب و جانشینان او و کسانی که در خط فکری او بودند تلاش می کنند این قبر شریف را از بین ببرند. خطرناک بودن این مسئله ایجاب می کند همه مسلمانان در برابر این تلاش ها بایستند[5].

شیخ مامون در جهت حفظ وحدت بیمن مذهب شیعه و سنی می گوید: پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم همیشه به برادری تأکید داشته و پس از بعثت، پیام همدلی را در میان عرب جاهلی که همواره در نبرد قومی درگیر بودند گسترش داد. امروز اختلافی (اساسی) میان شیعه و سنی نیست چرا كه خدای ما، قرآنما ، پیامبر ما یکی است و دوستی پیامبر و فرزندان او در عصر حاضر یگانه عامل اتحاد ما است[6].

در روایتی آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روزی در میان یاران خود فرمود: عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي شَامِنَا، وَفِي يَمَنِنَا» قَالَ: قَالُوا: وَفِي نَجْدِنَا؟ قَالَ: قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي شَامِنَا وَفِي يَمَنِنَا» قَالَ: قَالُوا: وَفِي نَجْدِنَا؟ قَالَ: قَالَ: «هُنَاكَ الزَّلاَزِلُ وَالفِتَنُ، وَبِهَا يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ»[7]

«خداوندا سرزمین یمن و شام را بر ما مبارک گردان». از آن میان کسی پرسید؛ پس سرزمین نجد چطور؟ پیامبر دعای خود را تکرار کرد: «خداوندا سرزمین یمن و شام را بر ما مبارک گردان». آن شخص دوباره پرسید؛ ای پیامبر سرزمین نجد چطور؟ پیامبر پاسخی نداد و باز دعای خود را تکرار کرد. باز پرسیده شد؛ ای پیامبر! پس سرزمین نجد را چرا نمی گویی؟ پیامبر در جواب گفت: از سرزمین نجد «شاخ شیطان» بر خواهد آمد.

شیخ مامون با استناد به این روایت وهابیت را مصداق شاخ شیطان دانسته و می گوید: با مطالعه تاریخ وهابیت می بینیم که وهابی ها چگونه آثار اسلامی را در مکه و مدینه و سپس در شهرهای دیگر عربی و اسلامی، تخریب کردند. همگی ما شاهد آن بودیم که وهابی ها در مکه مکرمه، خانه‌ای را که محل تولد پیامبر بود چگونه تخریب و آن را به حمام تبدیل کردند. در مدینه نیز می بینیم که قبرستان بقیع را به چه شکل درهم ریختند. حال اگر به قبرستان مطهر بقیع که پیکر شمار زیادی از صحابه را در بر گرفته، وارد شوی خواهی دید وهابی سنگ قبرها را برداشته اند و آنها را ناشناس باقی گذاشته اند. به طور مثال اگر در آن قبرستان وارد شوی و بخواهی قبر ابراهیم پسر پیامبر را زیارت کنی، نمی توانی آن را بیابی. آنها به چه دلیل بر صحابه پیامبر ظلم کردند و قبرهایشان را محو کردند[8]؟

پی نوشت:


[2]. https://newss.blog.ir/post/روایت-شیخ-مامون-رحمه-امام-جماعت-یکی-از-مساجد-دمشق-از-روزهای-ابتدایی-بحران-سوریه
مشاهده کامل فیلم: http://hamghesse.iuuu.ir/fa/attach/16080

[4]. همان

[7]. صحيح البخاري، ج 2، ص33، ح 1037.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

آخوند احمد قربان پور

آخوند عبدالصدیق کشمیری

آیت الله جعفر سبحانی

آیت الله سید کمال حیدری

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آیت الله نجم الدین طبسی

ابوالحسن اشعری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

ابومحمد یوسف، فرید الباجی المالکی التونسی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

احمد حمدی صابونی

احمد زینی دحلان

الشریف حاتم بن عارف العونی

امام الحرمین جوینی

امام موسی صدر

حاج ماموستا حسام الدین مجتهدی

حبيب علي جفری

حسن سقاف

حسن فرحان مالکی

حمد الله جان الداجوی

خلیل احمد سهارنپوری

دكتر احمد راسم النفيس المصري

دکتر شیخ عدنان ابراهیم

دکتر صالح الوردانی

رمضان البوطی

سعید عبداللطیف فودة

سلیمان بن عبد الوهاب

سمهودی

سید احمد زینی دحلان

شمس الدین محمد بن أحمد السفـّاريني حنبلی

شيخ أسامه محمود الأزهري

شيخ حسين حلمي ايشيق

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شيخ عبد الله بن محمد بن الصديق الغماري

شيخ علوي امين الخليل

شيخ محمد زكي إبراهيم

شيخ محمد مختار جمعه مصری

شیخ ابوالمحاسن یوسف دجوی

شیخ احمد الطيب

شیخ احمد الوائلی

شیخ احمد محمود کریمه

شیخ اکرم احمد برکات

شیخ جمیل صدقی الزهاوی

شیخ حسن عبدالطیف الشافعی المصری

شیخ حسنین محمد مخلوف المالکی المصری

شیخ حيدر محمد كامل حب الله

شیخ خالد عبدالوهاب الملا

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ زهیر عثمان الجعید لبنانی

شیخ شوقی ابراهیم علام

شیخ صالح المغامسی

شیخ عبدالطیف دریان، مفتی لبنان

شیخ عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی

شیخ عبدالغنی غنیمی حنفی

شیخ عبدالملک سعدی

شیخ عبدالکریم الخصاونه مفتی بزرگ اردن

شیخ علی جمعه

شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ ماهر حمود

شیخ محمد العربی التبانی

شیخ محمد بن علوی السقاف

شیخ محمد حسن هيتو شافعی

شیخ محمد حسین ذهبی مصری

شیخ محمد عوامه

شیخ محمد متولی الشعراوی

شیخ محمود محمد شلتوت

شیخ وهبي سليمان غاوجي حنفی

شیخ یوسف بن سید هاشم رفاعی

شیخ یوسف نبهانی

صائب عبد الحميد

عبدالحلیم محمود

عبدالعزيز عرفة السليمانی

عبدالله تلیدی

عبدالله هرری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

عصام العماد

علامه سید محسن امین

علوی بن احمد حداد

علی بن عبدالکافی سبکی

عمر عبدالله کامل

عیسی بن مانع حمیری

محمد المسعری

محمد النوری الحاتمی

محمد الهذال العنزی

محمد امین ابن عابدین

محمد انور شاه کشمیری

محمد بن علوی المالکی

محمد بن محمد مشهور به ابن الحاج

محمد راتب نابلسی

محمد زاهد الکوثری

محمد سقاف

محمد طاهر کردی

محمد عابد سندی انصاری

محمد عبده یمانی

محمود سعید ممدوح

مولوی طارق جمیل

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

مولوی محمد امین صفدر

مولوی محمد عمر سربازی ملازهی

نذیر احمد سلامی