مقالات > سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱/۲۹ تعداد بازدید: 172

در این نوشتار، پس از نگاهی اجمالی به آیات صفات خبری خداوند، تفکر ظاهرنگری نسبت به آیات صفات، منشأ پیدایش و شکل گیری این تفکر، اوج و افول های آن در مقاطع مختلف تاریخ، پیامدها و آثار منفی آن در فرهنگ اعتقادی مسلمانان به تصویر کشیده شده است. 



در این نوشتار، پس از نگاهی اجمالی به آیات صفات خبری خداوند، تفکر ظاهرنگری نسبت به آیات صفات، منشأ پیدایش و شکل گیری این تفکر، اوج و افول های آن در مقاطع مختلف تاریخ، پیامدها و آثار منفی آن در فرهنگ اعتقادی مسلمانان به تصویر کشیده شده است. از صاحب نظران و فرقه های کلامی و مذهبی که در پرورش اندیشه ظاهر نگری و انتساب صفات ظاهری انسان گونه به خداوند تلاش می ورزیدند، یاد می شود. از همفکران جریان ظاهرنگری که در بسترهای گوناگون تاریخی در جهت تعدیل دیدگاه های دیگر همسانان خود تلاش های لازم را به عمل می آورند، نیز سخن گفته شده است.
 نويسنده : سید محمد حسین موسوی مبلغ


متکلمان اسلامی صفات خداوند را به دو دسته تقسیم کرده اند:

1- صفات ذاتیه یعنی صفاتی که با قطع نظر از این که قرآن از آن صفات خبر بدهد یا ندهد عقل به خودی خود آن را برای خداوند ثابت می کند. مانند علم، قدرت، حیات، اراده، قدیم، و ازلی بودن و...

2- صفات خبریه و آن صفاتی هستند که عقل برای خداوند ثابت نمی کند؛ بلکه قرآن و احادیث نبوی از آن صفت ها خبر می دهد. مانند صورت، چشم، دست، پا و... و مانند قرار گرفتن خدا بر عرش، وارد شدن خدا در بهشت در میان صفوف ملائکه و...

در قرآن کریم آیاتی هستند که از صفات خبریه خداوند خبر می دهند.

مانند آیات زیر:

«خلقت بیدی» (ص / 75)

«به دست خود آفریدم»

«بل یداه مبسوطتان» (مائده / 64)

«بلکه دو دوست خداوند گسترده است»

«و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام» (الرحمن / 27)

«و تنها صورت پروردگارت که دارای جلال و اکرام است، باقی خواهد ماند»

«الرحمن علی العرش استوی» (طه / 5)

«خداوند رحمان بر عرش خود استقرار دارد»

«و جاء ربّک و الملک صفّاً صفّاً» (فجر / 21)

«و پروردگار تو می آید در حالی که فرشتگان صف اندر صف از او استقبال می کنند.»

«هل ینظرون إّلا ان یأتیهم اللّه فی ظللٍ من الغمام والملائکة و قضی الامر و إلی اللّه ترجع الامور» (بقره / 210)

«آیا نظر می کنند جز این که خدا در زیر سایه ابرها و همراه با ملائکه بر آنان وارد می شوند و قضاوت به حق می شود و بازگشت همه امور به سوی خداوند خواهد بود.»

متکلمان اسلامی این دسته از آیات را «آیات صفات» نامیده اند. مفسران و قرآن پژوهان و نحله های کلامی و فرقه های مذهبی در چگونگی فهم آیات صفات، دیدگاه های مختلف و گاهی متناقضی را ابراز نموده و از زوایای مختلفی به این مسئله نگریسته اند. ما در این نوشتار به بررسی تاریخی ظاهرنگری به آیات صفات از دیدگاه دو فرقه اهل حدیث و اشاعره نشسته و به سیر تطورات، و فراز و نشیب صاحبان این دیدگاه در بستر تاریخ و نیز تبیین پیامدهای این نظریات خواهیم پرداخت.

پیدایش ظاهرنگری در آیات صفات
در میان فرقه های مختلف مذهبی و فقهی و نحله های گوناگون کلامی، مسلک ها و مشرب هایی شکل گرفتند که در فهم آیات متشابه، از جمله آیات صفات الهی تأویل را بدعت و ناروا دانسته و این دسته از آیات قرآن کریم را با ظاهرشان تفسیر می کردند و تمام صفات ظاهری را که از ویژگی های ممکنات و آفریده ها می باشد، از قبیل صورت، چشم، دست، پا، نیازمندی به مکان و... به خداوند نسبت می دادند و در نتیجه خداوند را، جسم می دانستند. البته عده ای از آنان به دلیل گریز از تشبیه خداوند به خلق، قید «بلاکیف» (یعنی جسم خدا کیفیت ندارد) را بر اعضا و جوارح خدا می افزود و بعضی جمله «الکیفیة مجهولة» (یعنی چگونگی جسم خدا بر ما پوشیده) را بر آن می افزودند و جمعی دیگر نیز صریحاً خداوند را به خلق او تشبیه می کردند.

اکنون پرسشی که از این مجمل رخ می نمایاند، این است که نخستین شبهه ظاهرنگری در آیات صفات الهی، در فرهنگ اعتقادی مسلمانان از چه مقطع تاریخی و توسط چه فرقه هایی پدید آمد؟

برخی بر این باورند که نخستین جرقّه های ظاهرنگری در آیات صفات در نیمه اول قرن دوم توسط اهل حدیث زده شد. البته تردیدی نیست که تفکر ظاهرنگری در کانون فکری اهل حدیث پرورش یافته و به ثمر رسیده ولی تکاپو در متون معتبر دینی، تاریخی و آثار قرآن پژوهی، اعم از تفسیر و علوم قرآن و اظهارات پیشوایان فرقه های کلامی و مذهبی و صاحبان نوشته های ملل و نحل، می نمایاند که نخستین بذر ظاهرنگری در صفات الهی و آیات صفات و بطور کلی آیات متشابه قرآن در عهد خلافت عثمان توسط دانشمندان یهود در کانون فرهنگی - دینی مسلمانان کاشته شد. چون دانشمندان یهود از شکست اسلام در صحنه جنگ های نظامی مأیوس شدند و از سویی با پیشرفت روزافزون آیین اسلام و مسلمانان و گسترش حکومت اسلامی تا فراسوی سرزمین های عربی آن روز مواجه می شدند و می دیدند که مردم دسته دسته از هر طرف به اسلام و مسلمانان روی می آورند، بر آن شدند تا با وارد شدن در جرگه مسلمانان و قبول اسلام ظاهری، به تحریف معنوی قرآن و متون دینی مسلمانان بپردازند و اگر بتوانند تفکرات ناب و آسمانی مسلمانان را با اندیشه های ساختگی وجعلی بیالایند و اعتقادات مسلمانان را خدشه دار کنند.

بدینسان کسانی مانند کعب الاحبار و امثال او که در زمان صحابه، تظاهر به اسلام می کردند، با اظهار نظر در مسائل اسلامی و اقدام به صدور فتوی، بسیاری از فتنه ها را در دنیای اسلام پدید آوردند و دیگر علمای یهود در دوره های پس از صحابه با جعل مطالب از زبان آنان به تحریف عقائد مسلمانان همت می گماشتند.

اینک نمونه هایی از تلاش های یهود در این زمینه را یاد می کنیم.

ابن جریر طبری در تفسیر خود می نویسد:

«حسین ابن محمد از ابومشعر از محمدابن قیس روایت می کند: شخصی نزد کعب الاحبار آمد و پرسید خدای ما کجاست؟ مردم به او گفتند این چه سؤالی است که می کنی؟ خدا بالاتر از این ها است. کعب الاحبار گفت: رهایش کنید. اگر جاهل باشد یاد می گیرید، اگر عالم باشد علمش افزون گردد. می پرسی خدایمان کجاست؟ خدا بر عرش تکیه داده و یک پایش را روی پای دیگر انداخته است... و خداوند بر عرش تکیه داده و آسمان ها از سنگینی او در حال ترکیدن است. اگر بخواهید می توانید این آیه را در این رابطه بخوانید: «تکاد السماوات یتفطّرن من فوقهنّ» (شوری / 5) نزدیک است آسمان از سنگینی خدا بترکد»1

عبداللّه فرزند احمدابن حنبل در کتاب خود بنام «السنه» نقل می کند:

«کعب الاحبار» در تفسیر آیه «خلقت بیدی» می گوید: «إنّ اللّه لم یمّس بیده شیئاً إلا ثلاثا خلق الآدم بیده و غرس الجنته بیده و کتب التورات بیده» خداوند با دست خود جز 3 چیز هیچ امر دیگر را لمس نکرد. انسان را با دست آفرید و بهشت را با دست خود بنا نهاد و تورات را با دست خویش نوشت.»2

شبیه این گونه مطالب جعلی و خرافی در زمینه تفسیر آیات قرآن کریم، در کتاب های تفسیری و روایی اهل سنت و جماعت، فراوان به چشم می خورد که در این مقطع از نوشتار به نقل یک مورد دیگر بسنده می کنیم.

محمدابن عبدالوهاب در تفسیر آیه «و الارض جمیعا قبضته یوم القیامه» (زمر / 67) می نویسد:

«ابن مسعود گوید: یک تن از عمای یهود نزد رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم آمد و گفت یا محمدصلی الله علیه وآله وسلم ما معتقدیم خداوند آسمان ها را بر یک انگشت و آب را بر یک انگشت و خاک را بر یک انگشت و سایر مخلوقات را بر انگشت دیگر نگاه داشته و گوید ملک منم و پادشاه منم، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم به نشانه تصدیق آن یهودی آنچنان خندید که دندان های مبارکش نمایان گشت.»3

گرچه تا نیمه اول قرن دوم از نفی تأویل آیات صفات و تفسیر آن به معنای ظاهری و انتساب صفات ظاهری انسان گونه به خداوند، به گونه صریح و بی پرده در مجامع قرآنی و دینی مسلمانان سخن به میان نمی رفت و یا به صورت محدود مطرح می شد، ولی بی تردید این سخنان موهوم که از سوی علمای یهود جعل می شد و نتیجه آن هم تجسیم و هم تشبیه خدا به خلق بود، به صورت گسترده جعل و در میان کتاب های روایی اهل سنت وجماعت، جا گرفت.

عصر فقیهان، پیشوایان اهل حدیث و ابوالحسن اشعری
چنان که از عنوان این فصل پیداست در این قسمت از نوشتار به بررسی دیدگاه فقیهان معروف و شناخته شده اهل سنت و جماعت ونظریه پیشوایان اهل حدیث و ابوالحسن اشعری پیشوای فرقه کلامی اشاعره خواهیم پرداخت.

با ناپایداری و سرانجام سقوط حکومت بنی امیه و انتقال حکومت به بنی عباس، فرصت و زمینه مناسبی برای صاحب نظران پیش آمد تا باورها و برداشت های خود از آموزه های دینی را آزادانه و بی پروا بازگو کنند.

سخن گفتن از جسمیت خدا و انتساب صفات ظاهری به او، با استناد به روایت های (به اصطلاح) تفسیری در رأس دیگر مسائل معرفتی، در آن روزها به شدت رایج شده بود. شخصیت های معروف و به نام هر یک به نوبه خود، پیش از هر مطلب معرفتی دیگر، در زمینه صفات خداوند اظهارنظر می کردند.

دیدگاه ابوحنیفه
از شخصیت های بلند آوازه اهل سنت و جماعت، نخستین کسی که از نفی تأویل آیات صفات و تفسیر آن آیات با ظاهر سطحی و در نتیجه انتساب صفات مخلوق گونه به خداوند بی پرده و با صراحت سخن گفت، فقیه عقل گرای عامه، نعمان ابن ثابت زوطی کوفی امام اعظم ابوحنیفه (150-80 ه ق) پیشوای مذهبی حنفیان بود.

ابوحنیفه با این که از پیشوایان «اصحاب رأی» در کوفه و بغداد و در تقابل با اهل حدیث بود و در استنباط مسائل فقهی علاوه بر کتاب و سنت از عقل و قیاس به میزان قابل ملاحظه ای سود می جست. آیاتی را که بر صفات خبریه خداوند دلالت می کند، با ظاهر حرفی تفسیر می کرد و تأویل را در آیات صفات، نفی و مغایر با قرآن می دانست و پیرو این برداشت از آیات صفات، صفت های ظاهری را به خداوند نسبت می داد.

او در کتاب «الفقه الاکبر» می گوید:

«و له ید و وجه و نفس کما ذکره تعالی فی القرآن فما ذکره اللّه تعالی فی القرآن من ذکر الید و الوجه و النفس فهو له صفات بلا کیف و لا یقال ان یده قدرته او نعمته لانّ فیه ابطال الصفة».4

«و برای خدا دست و صورت و نفس است. همان گونه که خداوند متعال خود در قرآن هر یک از صفات یاد شده را برای خویش ذکر کرده است. پس آنچه را که خداوند از دست و صورت و نفس در قرآن برای خود ذکر نموده، از آن خود او است. اما صفت های بدون کیفیت، نمی توان گفت که دست خدا در قرآن به قدرت یا نعمت او تأویل می شود. زیرا این تأویل به معنای ابطال صفت خواهد بود.»

و نیز از ابوحنیفه پرسیده شد: آیا برای خداوند دست و پا و صورت و چشم و گوش و نفس و... هست؟ در پاسخ گفت:

«بله چون خداوند در قرآن کریم همه این صفت ها را برای خود ثابت کرده است. مثل «خلقت بیدی» «به دست خود آفریدم» و مانند قول خداوند «بل یداه مبسوطتان» «بلکه دو دست او گسترده است» و...»5

چنان که یاد شد، ابوحنیفه در مسائل فقهی برای عقل و حتی قیاس، اعتبار ویژه ای قائل است. بنابراین نادیده پنداشته شدن عقل از سوی او در مسائل اعتقادی و تفسیری به ویژه تفسیر آیات، بعید می نماید و این امر این حقیقت را آشکار می کند که روایت های اسرائیلی و ساخته و پرداخته یهود که از همان دهه های نخستین قرن اول هجری زیرکانه طراحی و با روایت های اسلامی عجین شدند، در پیدایش پاره ای از اعتقادات غیردینی برای مسلمانان آن هم در رابطه با صفات الهی، خالی از تأثیر نبوده است. مطالبی را که در فصول بعد به ارزیابی می نشینیم، گواه روشن این مدعا خواهد بود.

پیشوایان اهل حدیث
پیشوایان اهل حدیث که مرکزیتشان در حجاز و از نظر زمان اندکی متأخرتر از ابوحنیفه، پیشوای اصحاب رأی بودند، یکی از دو جریان عمده فقهی اهل سنت و جماعت بودند که در واقع در برابر «اصحاب رأی» و تفکر عقل گرایانه ایشان، شکل گرفته بودند. آنان مسائل فقهی خود را تنها از ظاهر قرآن و حدیث به دست می آوردند و در این امر لااقل یک قدم از ابوحنیفه و پیروانش عقب افتاده بودند و مخالفت آنان با اصحاب رأی دقیقاً به خاطر همین موضوع بود.

اهل حدیث روش فقهی خود را در مسائل اعتقادی و از جمله صفات الهی و... نیز تعمیم داده بودند. آنان آیاتی را که به اصطلاح متکلمان از صفات خبریه خداوند، خبر می دهد، با معنای ظاهری آن تفسیر می کردند. و در نتیجه برای خداوند، بسان انسان و هر مخلوق دیگر، صفات ظاهری قائل بودند، اهل حدیث در مقاطع تاریخی گسترده ای ابراز وجود نموده، و طیفی از مسلمانان را با خود همراه کردند. (بدین مناسبت دیدگاه اهل حدیث در این نوشتار در چند مقطع تاریخی بررسی می شود) اما پیشوایان اصلی و بنیانگذاران نخستین اهل حدیث را به ترتیب تاریخ و عصر زندگی، مالک ابن انس ابن مالک ابن ابوعامر (95 - 179 ه ق) پیشوای مذهب مالکی، محمدابن ادریس شافعی (204-150 ه ق)، پیشوای مذهب شافعی و احمد ابن حنبل (م 330 ه ق)، پیشوای مذهب حنبلی و دیگر همفکرانشان چون داود ابن علی اصفهانی و... تشکیل می دهند.

در این فراز از این نوشتار، به صورت گذرا مروری به دیدگاه پیشوایان اهل حدیث از مالک ابن انس تا احمدابن حنبل در رابطه با آیات صفات الهی خواهیم داشت.

همان گونه که در آغاز این فصل یاد شد، پیشوایان اهل حدیث همچون ابوحنیفه، آیات صفات را با ظاهر حرفی تفسیر می کردند و در نتیجه این گونه تفسیر، همه صفات ظاهری را به خداوند نسبت می دادند و به منظور نفی تشبیه خدا به خلق، قید «بلاکیف» بر آن می افزودند. یعنی این صفات برای انسان از کیفیت ویژه و مشخص برخوردار است، برخلاف صفات الهی که کیفیت ندارد.

معروف است شخصی از مالک ابن انس، تفسیر آیه «الرحمن علی العرش استوی» (طه /5) را پرسید. وی در جواب گفت:

«یعنی خداوند بر عرش استقرار دارد». پرسش کننده گفت استقرار خدا بر عرش چگونه است؟ مالک چنان خشمناک شد که هرگز چنان خشمناک و عصبانی دیده نشده بود. رنگش تغییر کرد و عرق بر چهره اش نشست. جمع حاضر همه سرها را به زیر افکندند. پس از چند لحظه مالک سر برداشت و گفت: «الإستواء معلوم و الکیفیة مجهولة و الأیمان به واجب و السؤال عنه بدعة».6 «استواء خداوند بر عرش معلوم، کیفیت آن مجهول، ایمان به این مطلب واجب و سؤال از آن بدعت می باشد».

جمله «الاستواء معلوم و...» از شافعی و احمدابن حنبل و داود ابن علی اصفهانی نیز نقل شده است.

و نیز شافعی چنین نقل شده است:

«آیات قرآن کریم این صفت ها را (صفات ظاهری) برای خداوند ثابت کرده ولی کیفیت را از این صفات نفی کرده است.»7

داود ابن علی اصفهانی و گروهی دیگر از پیشوایان سلف نیز صفت های ظاهری را برای خداوند با نفی کیفیت آن نسبت داده و جمله «الاستواء معلوم و...» را بارها تکرار کرده اند.8

شهرستانی در تشریح نگرش پیشوایان اهل حدیث چنین می گوید:

«بدان که پیشینیان از اصحاب حدیث چون زیاده روی معتزله در علم کلام و مخالفت آنان با سنت به یاد مانده از ائمه راشدین و حمایت از بنی امیه در اعتقاد به قدر و از بعضی بنی عباس، مذاهب نفی صفات و خلق قرآن و... را مشاهده کردند، در تقریر دیدگاه اهل سنت و جماعت نسبت به متشابهات قرآن کریم و اخبار نبوی، دچار تحیر و سرگردانی شدند. امام احمدبن حنبل و داوودبن علی اصفهانی و گروهی از امامان سلف، بر راه سلف متقدم بر خود که اصحاب حدیث همچون مالک بن انس و مقاتل بن سلیمان باشند، رهسپار شدند و راه به سلامت پیمودند و گفتند به آنچه که کتاب و سنت آورده اند، ایمان می آریم و بعد از قطع به این که خدای عزوجل به هیچ یک از مخلوقاتش شبیه نیست، مرتکب تأویل نمی شویم. و می گفتند ما در تفسیر و تأویل آیات به دو جهت توقف می کنیم:

1- نفیی که در قرآن وارد شده است. «و ما یعلم تأویله الا اللّه و الراسخون فی العلم یقولون آمنّا به کل من عند ربّنا...» (آل عمران/ 7) پس به این روش (نفی تأویل) از کژی و انحراف دوری می کنیم.

2- تأویل به اتفاق، امری مذموم و غیرقطعی است. و در صفات باری تعالی اخذ ظن جایز نیست. چه بسا آیه را به معنایی غیر از آنچه مراد خداست تأویل نماییم. و در ورطه انحراف فرو افتیم. چون راسخان در علم می گویند: همه از جانب پروردگارت است و ما به ظاهر آن ایمان آوردیم و باطن آن را تصدیق می نماییم و علم آن را به خدا وامی گذاریم و ما مکلف به شناخت اینگونه امور نیستیم؛ چرا که معرفت بدان از شرایط و ارکان ایمان نیست. برخی از ایشان احتیاط بیشتری کردند تا آنجا که واژه هایی مانند «ید»، «وجه»، «استوی» و امثال این ها را به غیر عربی برنگردانیدند.

در صورت نیاز به ذکر، عین لفظ را بدون هیچ گونه توجیهی نقل کردند. این چنین نگرشی طریق سلامت است. و در آن خبری از تشبیه نیست.»9

و نیز شهرستانی می نویسد:

«اما سلفیون که به تأویل روی نیاوردند و به تشبیه هم نزدیک نشدند، از ایشان است مالک ابن انس آنجا که می گوید: «الاستواء معلوم و الکیفیة مجهولة و الایمان به واجب والسؤال عنه بدعة».10

گرچه شهرستانی در تحلیل خود بر این باور است که احمدابن حنبل همچون دیگر سلف خود از گرفتارشدن در تشبیه و تجسیم راه به سلامت پیمود. اما پاره ای از منابع به جای مانده از نزدیکان احمدابن حنبل، بیانگر این واقعیت است که ایشان نسبت به سلف خود گامی به تشبیه نزدیک تر بوده است.

ابن تیمیه به نقل از احمدابن حنبل می گوید:

«آیه شریفه «خلقت بیدی» دلالت دارد بر این که برای خداوند دست است. بنابراین هر که در هنگام خواندن این آیه دست خود را حرکت دهد، دست او باید قطع شود و هر که در وقت خواندن «قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن» (قلب مؤمن بین دو انگشت از انگشتان خداوند رحمان قرار دارد) انگشتان خود را حرکت دهد واجب است انگشتان او قطع شود.»11

شهرستانی در قسمت دیگری از سخنان خود، عین این مطلب را از احمدابن حنبل نقل کرده است.12

تفکر ظاهرنگری به آیات صفات الهی و دیگر آیات متشابه قرآن از سوی پیشوایان اهل حدیث از مالک ابن انس تا احمدابن حنبل و حتی پیش از این ها از پیشوای اهل رأی ابوحنیفه، آنان را از تأویل و تفسیر آیات متشابه به شیوه دیگر مفسران و یا گرفتن تفسیر واقعی آن از اهل بیت رسول خدا علیهم السلام که سرچشمه اصلی در فهم کلام الهی می باشند، بازداشت و این امر، ضایعه بزرگ و غیرقابل جبران در تاریخ قرآن پژوهی اسلامی پدید آورد و نیز سبب شد که آنان در گردآوری مطالب القا شده از سوی یهود به عنوان روایت های نبوی نهایت کوشش و اهتمام را مبذول نمایند و از سوی دیگر خود آنان در تعارض باورهای اعتقادی گرفتار آمدند. زیرا از یک طرف روایت هایی را جمع آوری می نمودند که از تجسیم و تشبیه خداوند به سایر مخلوقات خبر می داد و از دیگر سوی این امر را برخلاف باور دینی مسلمانان می یافتند. لذا می کوشیدند خود را از گودال تشبیه بیرون کشند و از این رو قید «بلاکیف» را بر اعضا و جوارح خدا می افزودند تا دچار تشبیه نشوند.

با همه این ها این تفکر برای پیروان آنان در سده های بعدی موجب انحراف اعتقادی در حد خروج از جرگه مسلمانان گردید که در این نوشتار پس از یک نگاه کوتاه به دیدگاه ابوالحسن اشعری در چند فصل و در مقطع های گوناگون تاریخی به ارزیابی آن می نشینیم.

دیدگاه ابوالحسن اشعری
از آنجا که بین دیدگاه ابوالحسن اشعری و فرقه کلامی اشاعره در رابطه با آیات صفات، تفاوت آشکار وجود دارد، دیدگاه او را جدا از دیدگاه اشاعره بررسی می کنیم.

«ابوالحسن علی ابن اسماعیل اشعری» (324-260 ه ق) پیشوای فرقه کلامی اشاعره و بنیان گذار این مکتب کلامی است. ابوالحسن اشعری که با احمدابن حنبل در یک زمان می زیست، در دوران جوانی به اندیشه های معتزلی دلبستگی تمام داشت و اصول عقاید اعتزال را نزد معروف ترین استاد معتزلی زمان خود «ابوعلی جبایی» (م 303 ه ق) فراگرفت و تا سن چهل سالگی از مدافعان مکتب اعتزال به شمار می رفت و کتاب های بسیاری نیز به همین منظور نگاشت. در همین دوران بود که به یکباره از اعتزال روی برگرداند و در مقابل معتزله قرار گرفته و هم سو با اهل حدیث گردید. او دلیل تغییر عقیده از اعتزال را نزدیک کردن آرای معتزله به باورهای اهل حدیث عنوان می کرد. ولی به تدریج در بسیاری از اعتقادات تحت تأثیر اهل حدیث قرار گرفت.

از جمله موضوعاتی که در آن با اهل حدیث هم عقیده شد، نفی تأویل در آیات متشابه و آیات صفات و تفسیر آنها به معنای ظاهری و انتساب صفات ظاهری به خداوند بود. اشعری در کتاب خود بنام «مقالات الاشعریین» دیدگاه اهل حدیث را این گونه تبیین می کند:

«جمله ما علیه اهل الحدیث و السنه... و أن اللّه سبحانه و تعالی علی عرشه کما قال الله «الرحمن علی العرش استوی» و ان له ید بلا کیف کما قال: «خلقت بیدی» و کما قال: «بل یداه مبسوطتان» و أن له عینان بلا کیف. کما قال: «تجری بأعیننا» و أن له وجه کما قال «و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الأکرام»13

«پاره ای از عقاید اهل حدیث را بازگو می کنم... و همانا او بر عرش خود استقرار دارد چنان که خداوند سبحان می فرماید: «خداوند بر عرش خود استقرار دارد». و برای او دست است، چنان که فرمود: «با دست خود آفریدم». و نیز فرموده است: «بلکه دو دست خداوند گسترده است». و برای او دو چشم است اما بدون کیفیت. چرا که خود فرمود: «در مقابل چشمان ما جاری است». و برای او صورت است. چنان که فرمود: «باقی می ماند صورت پروردگارت که صاحب جلال و اکرام است.»

اشعری نظر خود را در رابطه با صفات الهی چنین بیان می کند:

«خداوند دو دست دارد. اما بدون کیفیت، چنان که فرموده است: «بل یداه مبسوطتان» (مائده / 46) و خداوند دو چشم دارد اما بدون کیفیت، چنان که فرموده است: «تجری بأعیننا» (قمر / 14) و...»14

ابوالحسن اشعری رؤیت خدا را ممکن می داند، ولی رؤیت را مستلزم شباهت خدا به خلق نمی داند. به گفته برخی محققان ابوالحسن اشعری می گوید:

«خداوند دیده می شود، اما دیده شدن خدا مانند دیده شدن سایر اجسام نیست.»15

با نقل این مطالب از خود ابوالحسن اشعری به روشنی درمی یابیم که بین او و پیشوایان اهل حدیث در رابطه با تفسیر آیات صفات، کمترین اختلافی وجود نداشته است. اما قابل ذکر است که بین اشاعره بعد از ابوالحسن اشعری و اهل حدیث بعد از احمدابن حنبل در مقاطع گوناگون تاریخی اختلاف نظرهای فراوانی پیش آمد. اهل حدیث تجسیم خداوند را با صراحت به تشبیه او به خلق سرایت دادند. اما اشاعره کما بیش می کوشیدند تا خداوند را از تجسیم «بلاکیف» هم تبرئه کنند.

دیدگاه های بعضی اشاعره را در فصول بعدی به بررسی خواهیم نشست.

آغاز اعتقاد صریح به تجسیم و تشبیه خدا
پس از درگذشت احمدابن حنبل، اهل حدیث، حتی نزدیکان او با کمال صراحت از تجسیم و تشبیه خدا به خلق سخن گفتند.

عبداللّه ابن احمد ابن حنبل کتابی بنام «السنة» به رشته تحریر درآورده و بیشترین روایت های آن کتاب را هم از پدرش احمد نقل می کند. این کتاب مملو است از روایت هایی ساخته و پرداخته یهود مبنی بر تجسیم و تشبیه خدا. در آن کتاب از خنده، دست، پا، چشم، گوش، و... و دیگر اعضا و جوارح و همچنین لزوم فضا و مکان برای خدا سخن گفته است.

مواردی را از مطالب این کتاب در فصل های پیشین یاد کردیم و اینک به چند مورد دیگر نیز اشاره می کنیم:

1- «انس ابن مالک از رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم نقل کرده است که چون آیه «یوم نقول لجهنم هل امتلأت و تقول هل من مزید» (ق / 30) نازل شد، آن حضرت فرمود: «یلقی فی النار و تقول هل من مزید حتی یضع قدمه (او رجله) علیها فتقول قطّ قطّ»16

«خداوند انسان ها را یکسره در آتش می اندازد و آتش همواره فریاد می زند آیا بیشتر از این هم هست؟ تا این که خداوند پا یا قدم خود را در جهنم می گذارد و آتش جهنم فریاد می زند بس است! بس است!»

2- «اسماعیل ابن معمر از ابوهریره نقل می کند که رسول خداصلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «ضحک ربّنا من رجلین یقتل احدهما صاحبه ثم یصیران الی الجنّة»17

«پروردگار ما از دو مردی به خنده می آید که یکی از آن دو رفیق خود را کشته باشد و هر دو وارد بهشت گردند.»

ابوبکر محمدبن اسحاق ابن خزیمه یکی دیگر از افراد مشهور و به نام اهل حدیث و نزدیکان احمدابن حنبل کتابی به نام «التوحید» نوشته است و آن کتاب مملو از روایت های اسرائیلی وساخته و پرداخته یهود و براساس آن مطالب خرافی، تمامی آیات صفات را با ظاهر حرفی تفسیر نموده و در نتیجه آن تفسیر، تمامی صفت های ظاهری از قبیل دست، انگشت، پا، صورت، چشم، گوش، گوشت، خون، نیازمندی به مکان و... را به خداوند نسبت داده است. از این کتاب تنها به نقل یک مورد بسنده می کنیم:

«از معاذ عنبری پرسیدم: آیا خداوند را صورتی هست؟ در جواب گفت: آری. سپس تمامی اعضا و جوارح و اندام های خداوند را از قبیل بینی و دهان و سینه و شکم برشمردم و او پاسخ مثبت داد ولی خجالت کشیدم که شرمگاه خداوند را از او بپرسم، لذا با دست اشاره کردم و او گفت: آری، پرسیدم: آیا خداوند مذکر است یا مؤنث؟ در جواب گفت: مذکر. این مطلب برایم گران آمد. برخی از اصحاب او گفتند: این مطلب (مذکر بودن خدا) در قرآن مذکور است آنجا که می فرماید: «و لیس الذکر کالانثی» این سخن مرا خوش آمد و متوجه غفلت خویش شدم.»18

بعضی از اهل حدیث، اشاره با دست به سوی خداوند و مصاحفه و معانقه با او را تجویز می کنند.

جرجانی در شرح المواقف گوید:

«بعضی از اهل حدیث مانند مضمر، کهمس، احمد هجیمی و... گفته اند که مخلصان و مؤمنان در دنیا و آخرت با خدا معانقه و روبوسی می کنند.19

به گفته شهرستانی یک مشبّهه متجرّی گفته است:

«من از اثبات فرج و لحیه برای خدا حیا می کنم غیر از این دو، دیگر هرچه از اعضا و جوارح برای خدا تصور شود از من بپرسید، من همه را ثابت می کنم چون قرآن همه راثابت کرده است.20

شهرستانی در تبیین باورهای اهل حدیث در مورد آیات صفات و همچنین در تفسیر از صفات خبریه خداوند، مطلبی مفصل دارد که قسمت هایی از آن را یاد می کنیم:

«اما فرقه مشبّهه حشویه، جمعی از آنان چون مضمر و کهمس و احمد هجیمی گفته اند که می توان خدا را لمس کرد و با او مصافحه و معانقه کرد و مسلمانان مخلص می توانند در دنیا و آخرت خدا را در آغوش بگیرند و با او معانقه نمایند. البته در صورتی که در زهد و ریاضت و کوشش در جهت خودسازی در حد اخلاص و اتحاد برسند.

کعبی از برخی علمای اهل سنت نقل می کند، که گوید حتی در همین دنیا هم می توان خدا را دید و او را زیارت کرد و او هم به دیدار ما بیاید و از داوود جواری نقل شده است که گوید: «خدای من جسم است اما نه مانند دیگر اجسام، گوشت و خون و اعضا و جوارح چون دست و پا و چشم و گوش و صورت و... دارد، گوشت و خون او مانند دیگر گوشت ها و خون ها نیست.. .. (سپس وچه مفارقت خدا با دیگر مخلوقات را این گونه شرح می دهد): خداوند از بالا تا سینه میان تهی است و درون باقی اعضای او پر است و موهای سیاه و انبوه دارد و موهایش مجعد است.» اینان آیاتی را که در قرآن آمده است مانند این که می گوید: خداوند بر فراز عرش خویش نشسته است و یا مانند این که دو دست خدا گسترده است و آیات دلالت کننده بر دست و صورت و پا و چشم و گوش و پهلو و بالابودن و پایین آمدن و... را به همان معنای ظاهری تفسیر می کنند. یعنی مضامینی را که به اجسام نسبت داده می شود، به همان شکل ظاهری به خدا نسبت می دهند...

آنان اخبار و روایات بسیار دیگری را به دروغ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسبت داده اند که بیشتر آنها را از یهودیان گرفته اند. آنان آن قدر در تشبیه خدا مبالغه کرده اند که گفتند: هر دو چشم خدا درد می کرد، فرشتگان به عیادت خدا آمدند و یا این که خداوند در طوفان نوح آن قدر گریست که هر دو چشمش به درد آمد و این که عرش در زیر خداوند، صدایی همانند رحل آهن می دهد و به اندازه چهار انگشت از چهار طرف گسترده است.

همچنین مشبّهه از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل کرده اند که پروردگارم با من ملاقات کرد و به من دست داد و از من استقبال کرد و دستش را میان دو کتف من نهاد به حدی که من سردی انگشتانش را به خوبی روی سینه ام احساس کرده ام.»21

شهرستانی گوید:

«مشبّهه همه، اهل حدیث بودند و خود را از پیروان احمدبن حنبل می نامیدند.»22

توجه به مطالب یاد شده و صدها نسبت ناروا به خداوند بی همتا از سوی اهل حدیث که در این نوشته مجالی برای بیان آن نیست، به روشنی می نمایاند که تلاش های یهود در رابطه با تحریف معنوی قرآن کریم که از عهد خلافت عثمان آغاز شد، با کودنی و نادانی پیشوایان اهل حدیث و اهتمام آنان در گردآوری جعلیات یهود به عنوان روایت و خودداری از روش های تفسیری درست، کاملاً به ثمر رسید و خرافه های مغایر با حقایق دینی و قرآنی و نسبت های ناروا به ذات اقدس الهی در متون تفسیری و روایی مسلمانان راه یافت و امت اسلامی را علاوه بر چالش های سیاسی و فقهی با اختلافات اعتقادی فوق العاده ای آن هم در رابطه با صفات الهی گرفتار کرد.

اشاعره و اصلاح دیدگاه اهل حدیث در فهم آیات صفات
چنان که در یکی از فصل های پیشین یاد شد، ابوالحسن اشعری با ادعای تعدیل در مذهب اهل حدیث و نزدیک ساختن دیدگاه اعتزال به اهل حدیث به آنان نزدیک شد. ولی در جهت تعدیل دیدگاه ها و باورهای اهل حدیث نه تنها کاری از پیش نبرد که خود تحت تأثیر اندیشه آنان قرار گرفت.

اما پیروان او که از آنان به اشاعره یاد می شود، پس از سپری شدن عصر حیات ابوالحسن اشعری برای تعدیل دیدگاه های او و اهل حدیث و در عین حال برای ترویج مذهب کلامی او در بین علمای عامه کوشش های قابل توجّهی را مبذول داشتند. صاحب نظران اشاعره هرچند متأخرتر از او قرار گرفته و با پیشوایشان فاصله زمانی بیشتری پیدا کرده، دیدگاه های صائب تر و معتدل تری ابراز می کردند.

یکی از شارحان در تبیین دیدگاه اشاعره در زمینه فهم آیات صفات می نویسد:

«اشاعره معتقدند که خداوند جسم نیست و در جهتی قرار ندارد، از این رو شرایطی مانند مواجهه و تأثر حدقه و... محال است. با این حال می تواند مانند ماه شب چهارده بر بندگانش منکشف شود و به دیده درآید... دلیل ما هم عقل است و هم نقل و اما اصل در این باره نقل است.»23

در این بیان جسمیت خداوند نفی شده، ولی رؤیت او ممکن دانسته شده، با همه اینها این بیان هم با دیدگاه خود اشعری و پیشوایان اهل حدیث که جسمیت بلاکیف را برای خدا قائل بودند، متفاوت است و هم تشبیه خدا به خلق در آن راه ندارد.

دیدگاه های ابوالحسن اشعری در ابتدا به دلیل تأثیرپذیری محض از اهل حدیث مورد پذیرش علمای اهل سنت و جماعت قرار نگرفت؛ به گونه ای که در جای جای جهان اسلام با او به مخالفت برمی خواستند. اما با تعدیلی که طرفداران او بعد از خودش به نظریات و دیدگاه های او به وجود آوردند، تدریجاً بر حوزه های فکری اهل سنت و جماعت چیره گشت.

نخستین شخصیتی که پس از اشعری از این حوزه برخاست و در جهت تعدیل آن کوشید، ابوبکر باقلانی (م 403 ه ق) بود. او آرای اشعری را که به اجمال در دو کتابش به نام های «الابانه» و «اللمع» آمده با تعدیل و شرح و بسط بیشتری مطرح ساخت و آن را در قالب یک نظام کلامی مطرح ساخت.

اما بیشترین تعدیل در مذهب اشعری توسط امام الحرمین جوینی (م 478 ه ق) صورت گرفت. جوینی از سویی شیخ الاسلام و امام مکه و مدینه بود و نظریاتش در سراسر عالم اسلام مورد احترام و پذیرش قرار می گرفت و از سوی دیگر پس از تأسیس مدرسه نظامیه بغداد به سال 459 ه ق به دستور خواجه نظام الملک به آن جا فرا خوانده شد و مدت سی سال در آن مدرسه به تدریس مشغول بود. و از ناحیه دیگر او مکتب اشاعره را با اصلاح و تعدیل و تلاش در جهت دور ساختن از تفکر اهل حدیث، ترویج می کرد. این سه عامل سبب شد که او در جهت معرفی کردن مکتب کلامی اشاعره، نقش بیشتری ایفا کند.

امام محمد غزالی (م 505 ه ق) یکی دیگر از رجال معروف و به نام اشاعره و از شاگردان امام الحرمین جوینی بود که در تعدیل مکتب اشاعره و تفسیر آیات صفات و تخطئه دیدگاه های اهل حدیث، گام های مؤثری برداشت. غزالی که در یک تحول روحی به عرفان نیز گرایید، بر مبنای تفکر کلامی اشاعره، یک تفسیر عرفانی به نگارش کشید.

دیدگاه ابوحامد غزالی از ویژگی های زیر برخوردار است:

1- با این که وی به عرفان روی آورد، اما برخلاف اعتقاد همه عرفا در آیات صفات، از تأویل آیات سخن به میان نیاورد.

2- اعتقاد به جسمیت خدا را غیرممکن، محال، بت پرستی و کفر خواند.

3- در فهم آیات صفات از فرهنگ واژگان عرب سود جسته و معتقد است که واژگان قرآنی و روایی که بیانگر صفات الهی می باشند، در مورد خدا به معنای مجازی و کنایه به کار می روند؛ نه به معنای موضوع له اصلی و حقیقی. مثلا «یداللّه» به معنای قدرت خدا و «وجه اللّه» به معنای ذات خدا می باشد. و فرهنگ واژگان عرب استعمال لفظ بر معنای کنایی و مجازی را می پذیرد.

غزالی می نویسد:

«الفاظی که در عبارات قرآنی و احادیث نبوی در مورد صفات خدا به کار می روند، برای آن الفاظ، معانی ظاهری است و آن همان معانی حسیه است که ما آن را می بینیم. آن معانی بر خدای تعالی محال است و برای آن الفاظ، معانی مجازی و مشهور دیگری نیز هست که عرب ها آن معانی را بدون تأویل می شناسند و تفسیر الفاظ به معنای مجازی محال نیست. پس در سخنان پیامبرخداصلی الله علیه وآله وسلم که فرمود: «ان اللَّه خمّر آدم بیده» «خداوند گل آدم را به دست خود سرشت» هرگاه مخاطب، واژه «ید» را می شنود و نیز سخنان دیگر آن حضرت که فرمود: «إنّ قلب المؤمن بین اصبعین من اصابع الرحمن» «قلب مؤمن بین دو انگشت از انگشتان خداوند است». واژه «اصابع الرحمن» را مورد توجه قرار دهد، شایسته است بداند که این واژه ها بر دو معنا استعمال می شود... یکی از این دو معنا، «موضوع له» اصلی این الفاظ است که همان عضو مرکب از گوشت و استخوان و عصب می باشد. و گاهی این الفاظ از باب استعاره به معنای دیگر استعمال می شود و آن معنی هرگز دلالت بر جسمیت ندارد. چون که گاهی گفته می شود: «شهر در دست امیر است» یعنی شهر در تحت حمایت امیر است و الا ممکن است، اصلاً دست امیر قطع شده باشد، پس عامی و دانشمند قطعاً و یقیناً باید بداند که پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم با آن الفاظ در مورد خدا جسم را اراده نکرده است و باید بدانند که ادعای جسم بودن در حق خداوند، محال است. پس در ذهن هر کس خطور کند که خدا مرکب از چند عضو است، پرستنده بت خواهد بود؛ زیرا هر جسمی مخلوق است و پرستش مخلوق، کفر است و پرستش بت کفر است. زیرا بت مخلوق است.»24

پس از غزالی می توان از امام فخرالدین رازی (م 606 ه ق) در نفی تجسیم و تشبیه از خدا و تعدیل دیدگاه اهل حدیث و پیشوای اشاعره ابوالحسن اشعری نام برد. فخر رازی در ضمن دفاع از مکتب اشعری و تلاش برای تثبیت و کوشش برای تعدیل آن، با تفکر فلسفی که داشت، به آن رنگ فلسفی بخشید.

فخر رازی آیات صفات را از آیات متشابه می داند و معتقد است که تأویل آیات متشابه به خداوند واگذار شده است و از سوی دیگر حمل آیات صفات را به معنای ظاهری آن جایز نمی شمارد. او می گوید:

«این آیات (آیات صفات) از آیات متشابه قرآن است و اعتقاد به این که مراد خداوند از این آیات چیزی غیر از ظاهر آیات می باشد، واجب است. همچنان که اعتقاد به «تفویض». فهم مراد این آیات به خداوند واجب است. و فرو رفتن در تفسیر آن آیات جایز نیست.»25

از اظهارات فخرالدین رازی چنین برمی آید که او جسمیت خدا و انتساب صفات ظاهری به ذات پروردگار را نفی می کند. ولی فهمیدن آیات صفات را ممکن نمی داند و معتقد است که فهم این آیات به خود خداوند واگذار شده است.

نتیجه آنچه گذشت این است: که پیروان ابوالحسن اشعری گرچه آرای همسانی نداشته اند، ولی همه این ها این تلاش را مبذول داشته اند که بگویند انتساب صفات ظاهری به ذات پروردگار جایز نیست.

دیدگاه ابن تیمیه
با سرزنش شدن فرقه مجسّمه و مشبّهه از سوی دیگر مسلمانان و گاهی تکفیر شدن آنان از سوی دیگر فرق و مذاهب اسلامی و کوشش بعضی از اشاعره و اهل حدیث برای پوشاندن دیدگاه های شرک آمیز آنان و حتی تلاش در جهت تعدیل نظریات پیشوایان و بنیانگذاران اهل حدیث و اشاعره در زمینه تفسیر آیات صفات با ظاهر حرفی، سخن گفتن از تجسیم و تشبیه خدا به خلق، کم کم به دست فراموشی سپرده می شد و هیچ صاحب نظری به خود اجازه نمی داد که با صراحت در مجامع علمی مسلمانان از تشبیه خدا به خلق، سخن به لب راند. اما ناگهان ابوالعباس احمد تقی الدین بن عبدالحلیم بن خضر معروف به ابن تیمیه حرانی دمشقی (م 728 ه ق) که در آن هنگام خود را پرچمدار مذهب حنبلی می دانست، قد برافراشت و با نهایت جرأت و جسارت بار دیگر از جسمیت خدا و شباهت او به خلق سخن گفت.

ابن تیمیه به گفته بسیاری از محققان از جمله «عمر عبدالسلام» از پژوهشگران معاصر، مردی جسور، گستاخ و لجوج بود و می کوشید که پندارها و ادعاهای خود را با صراحت و سماجت به پیروان خویش تلقین کند.26

ابن تیمیه، اندیشه خود در زمینه صفات الهی را به ظاهر آیات و روایات استناد می کرد و در تفسیر آیات، تمسک به فراتر از ظاهر را بدعت می دانست.

ابن تیمیه بحث تجسیم و تشبیه را در بیشتر آثار و کتاب های خود متعرض شده است و به صورت عمده در کتاب های «منهاج السنة فی الرد علی الرافضة و القدریة»، «رسالة العقیدة الحمویة»، «رساله العقیدة الواسطیة»، «مجموع الرسائل الکبری و الفتاوی الکبری» و «مجموعه الرسائل و المسائل» از این باور جانب داری کرده است.

او در جلد پنجم کتاب «الرسائل و المسائل» فصل مستقلی تحت عنوان «الطرق المشبّهه فی اطلاق لفظ العرض و الجسم علی اللّه» (راه های مشبّهه در اثبات لفظ عرض و جسم برای خدا ( اختصاص داده و از اثبات جسمیت خدا و عارضه پذیری و وجود طول و عرض برای او در آن به تفصیل سخن گفته است.27

ابن تیمیه در تفسیر سوره مبارکه «نور» می نویسد:

«اما مطلبی را که تاکنون نه در درس هایم گفته بودم و نه در جواب پرسش کنندگان نوشته بودم و اکنون هم می گویم و هم می نویسم، این است که هیچ یک از صحابه و تابعان کمترین تردیدی ندارند که همه آیات صفات الهی که در قرآن کریم آمده اند، تأویل نمی شوند. من همه تفسیرها و همه روایت هایی را که صحابه نقل کرده اند، مطالعه کرده ام. من ماشاءاللّه بر بیش از صدکتاب بزرگ و کوچک در تفسیر دست یافته ام، پس تاکنون از هیج یک از صحابه و تابعان نشنیده ام که آیات صفات و یا حدیث هایی را که در صفات الهی وارد شده اند، به غیر از مقتضای ظاهری آن ها تأویل کنند.»28

ابن تیمیه در یکی از کتاب های خود به نام «مجموعة الکبری فی مجموعة الرسائل الکبری» می نویسد:

«هیچ یک از صحابه و سلف صالح، با رأی و اجتهاد خود، صفات الهی را با صفات خلق او همانند نکرده اند. ولی آنچه را که خداوند در قرآن کریم، خویش را به آن ستوده و یا پیامبر خدا برای خداوند بیان کرده است، نفی نکرده اند. پس نه قرآن و نه سنت، جسمیت خدا و حلول او را در مکان نفی نکرده است و به پیروی از آن دو (قرآن و سنت) هیچ یک از سلف صالح و تابعان و صحابه، نگفته است که خداوند نه در عرش است و نه در آسمان و نه در جای دیگر. و نگفته است که خداوند نسبت به همه مکان ها مساوی است و نگفته است که خدا در خارج عالم هستی است یا در داخل این عالم. و نگفته است خدا متصل به این عالم است یا منفصل از این عالم و نگفته است که اشاره حسیه به سوی خداوند جایز نیست.»29

همو می نویسد:

«اگر به کسی ضرب و شتم وارد کردید به صورت او وارد نکنید. زیرا خداوند انسان را به صورت خویش آفریده است.»30

در کتاب دیگر خود بنام «فتاوی الکبری» می نویسد:

«إن اللّه ینزّل فی کل لیلة الی الأرض ثم یعود الی عرشه اول الصّباح»31

«خداوند هر شب بر زمین فرود می آید. سپس اول صبح به عرش خود باز می گردد.»

او در کتاب یاد شده می نویسد:

«إنّه لیس فی شی ء من ذالک (ای الآیات و الاحادیث) نفی الجهة و التحیز عن اللّه و لا صفة بما یستلزم لزوم بیناً نفی ذالک».32

«در هیچ یک از آیات و روایات نفی جهت و مکان از خدا نشده است و نیز وصف خداوند، به گونه ای که مستلزم نفی جهت و مکان باشد، در قرآن و حدیث نیامده است.»

همو می نویسد:

«انّه غضب علی الموحّدین ممن قال: ان اللّه لیس بجسم»33

«خداوند بر دسته ای از موحدانی که جسمیت خدا را نفی می کنند، غضبناک می شود.»

او می نویسد:

«لم ینطق القرآن و لا السنه و لا الاجماع، بأن اللّه لیس بجسم و لم ینفی التشبیه»34

«هیچ یک از قرآن و سنت و اجماع، از جسمیت خداوند سخن نگفته است و هیچ یک از این ها، تشبیه خدا به خلق او را نفی نکرده است.»

سخنان و اظهارات ابن تیمیه در زمینه تجسیم و تشبیه خدا، زیاد و افزون از حد است و به نقل بیش از این نیاز نخواهد بود. بنابراین، سخن در این فصل را با نقل مطلبی از سفرنامه ابن بطوطه جهان گرد معروف مسلمان عرب به پایان می بریم. ابن بطوطه که در سفر به شام با حضور در منبر وعظ و خطابه ابن تیمیه در مسجد جامع شام قسمتی از گفتار و رفتار او را از نزدیک دیده بود، اینگونه شرح می دهد:

«تقی الدین ابن تیمیه از معروف ترین فقیهان در شام بود که در دمشق سکونت داشت. گرچه او از هر علم مطلبی می دانست ولی به کلی ناقص العقل و دور از خرد بود. روز جمعه ای در مسجد دمشق پای منبر او حاضر شدم. مردم را موعظه می کرد. در قسمتی از سخنان خود می گفت: خدا از آسمان پایین می آید و بعد بالا می رود و همان گونه که من از منبر پایین می آیم و بعد بالا می روم. سپس چند پله از منبر پایین آمد و برگشت.

فقیه مالکی بنام ابن الزهرا به او اعتراض کرد و ادعاهای او را تکذیب کرد. اما مریدان ابن تیمیه به او هجوم آوردند و با مشت و لگد به قدری او را کوبیدند که عمامه اش بر زمین افتاد.»35

به گفته عمر عبدالسلام، ابن تیمیه به قدری در الحاد خود پافشاری کرد که علمای مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت به صورت اجماع حکم تکفیر او را صادر کردند و در نتیجه آن حکم، پادشاه زمان، ابن تیمیه را زندانی کرد تا این که در زندان مرد.36

ابن قیم جوزی در اعتقاد به جسمیت خدا و شباهت او به خلق، هم عقیده ابن تیمیه بود. وی در کتاب خود به نام «مختصر الصواعق المرسله» مطالب زیادی در این رابطه نوشته است. ابن قیم در کتاب یاد شده، بابی تحت عنوان «ثبوت الانتقال و الحرکة للّه» تدوین کرده و در آن باب در رابطه با طول و عرض و شکل و صورت و بالارفتن و پایین آمدن خدا مطالبی نگاشته است. او عقاید خود را به ظاهر آیات و روایات مستند می کند و تأویل در آیات را جایز نمی داند.37

عصر دیگر برای اصلاح
اظهارات ابن تیمیه و طرفداران محدود او پتکی بود که بر مغز اهل حدیث و حنابله فرود می آمد. این بار صاحب نظران اهل حدیث در صدد شدند که اهل حدیث و در رأس آنان «سلفیون» را از این آراء تبرئه کنند. از جمله کسانی که با تفکر ابن تیمیه در رابطه با تجسیم و تشبیه خدا به خلق به مبارزه برخاست، فقیه و امام حنابله خطیب ابن جوزی بود. ابن جوزی در رابطه با اعتقاد حنابله و اهل حدیث، مطالب مبسوطی بیان کرده و به منادیان این اندیشه به شدت تاخته است.

ابن جوزی، نخست از فقیه معروف حنبلی قاضی ابویعلی متوفی به سال 475 ه ق که خود از ترویج کنندگان تجسیم و تشبیه بود، به شدت انتقاد کرده و سپس از ابن تیمیه به عنوان تجدید کننده این اندیشه نام می برد. ابن جوزی می نویسد:

«ابویعلی حنبلی در دریای بیکران معارف اسلامی عقیده ای را شناور ساخت که آب های دریاها از تطهیر آن عاجز است و در عین حال آن عقیده الحادی را به حنابله نسبت داد. پیروان حنابله و اهل حدیث می کوشیدند که این عقیده را تطهیر کنند و لااقل بپوشانند که ناگهان ابن تیمیه با جرأت خاص و منحصر به فرد خود بار دیگر در صدد ترویج و آشکار ساختن این عقیده برآمد.»38

ابو زهره از حنبلیان معاصر نیز دامن زدن ابن تیمیه به تجسیم و تشبیه را مورد نکوهش قرار داده و می گوید:

«ابن تیمیه پنداشته بود که اثبات تمام صفات ظاهری برای خداوند که در قرآن آمده از قبیل فوقیت و تحتیت و استوا بر عرش و صورت و دست و چشم و گوش و محبت و بغض و هرچه ازاین قبیل در کتاب الهی آمده، بدون تأمل در فهم درست آیات آن و با ظاهر حرفی، درست است. و این مطلب را به سلف هم نسبت می دهند. آیا به راستی این رأی، همان رأی مذهب سلف است؟ در پاسخ این پندار می گوییم: حنابله در قرن چهارم چنین سخنانی را می گفتند و آن را به سلف نسبت می دادند و صاحب نظران اسلامی در آن روز با آنان به مقابله برخاستند و می گفتند این پندارها تجسیم و تشبیه را ساقط می کند. و به راستی اگر اشاره حسیه به سوی خدا درست باشد، چگونه ممکن است که به تجسیم و تشبیه منجر نگردد؟»39

سپس ابوزهره به تخطئه افکار ابن تیمیه از سوی خطیب ابن جوزی پرداخته و می گوید:

«چون امام و فقیه حنبلی خطیب ابن جوزی پرچم دار مذهب حنابله گردید نسبت دادن پندارهای ابن تیمیه و امثال او را به مذهب سلف نفی کرد.»40

فرقه وهابیت، منادی تجسیم و تشبیه
اندیشه ابن تیمیه در زمینه صفات الهی و نفی تأویل، از آیات صفات و تفسیر آن آیات با ظاهر حرفی با مخالفت علمای اسلامی روبرو گردید و اندک اندک روبه خاموشی گراییده بود و بسیاری از صاحب نظران حنابله می کوشیدند تا مذهب اهل حدیث و حنابله را از دیدگاه های افراطی او تبرئه کنند. اما در قرن دوازدهم ه ق محمدابن عبدالوهّاب بر مبنای تفکر ابن تیمیه، مذهب جدیدی را در عالم اسلام تأسیس کرد و در قالب مذهب به ارث رسیده خود از ابن تیمیه، تمام گفته های او را در همه عرصه های اعتقادی از جمله تفسیر آیات صفات، زنده کرد. محمدابن عبدالوهاب در بسیاری از کتاب ها و رساله های خود، چون: رساله «التوحید»، «کشف الشبهات»، «تسع رسائل» و... تأویل آیات صفات را بدعت شمرده و فرارفتن از ظاهر قرآن کریم را کفر یاد کرده است. وی در کتاب «التوحید» می نویسد:

«تأویل آیات قرآن از بدعت های رافضه است. نه پیغمبر و نه صحابه هیچ یک تأویل را جایز ندانسته اند.»41

محمدبن عبدالوهاب تمام اعتقادات و گفته های خود را به مطالب اسرائیلی و گفته های معلم فکری خود ابن تیمیه استناد می کند. محمدبن عبدالوهاب، تمام مطالبی را که به عنوان روایت از یهود دریافته است، واجب الطاعه می داند ولی مطلبی را که نزدیک به عقاید شیعه باشد بدعت و موجب کفر می خواند.

او در تفسیر آیه کریمه: «و ما قدروا اللّه حق قدره و الارض جمیعاً قبضته یوم القیامة» (زمر / 67) می گوید:

«ابن مسعود گوید: یک تن از علمای یهود نزد رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم آمد و گفت یا محمد ما معتقدیم خداوند آسمان ها را بر یک انگشت و زمین را بر یک انگشت و آب را بر یک انگشت و خاک را بر یک انگشت و سایر مخلوقات را بر یک انگشت خود نگه داشته است و می گوید پادشاه منم و ملک منم. پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به نشانه تصدیق اعتقادات آن یهودی چنان خندید که دندان های مبارکش نمایان شد و آیه یاد شده را تلاوت فرمود.»42

او به تأیید مطلب یاد شده چندین مطلب دیگر را به عنوان مؤید به نام روایت نقل می کند سپس از مجموع آن ها چنین نتیجه می گیرد:

1 - تفسیر آیه «و الارض جمیعاً قبضته یوم القیامة» در کلام آن یهودی صورت گرفت.

2- تمام آن علوم (در معرفت و تفسیر آیات الهی) و امثال آن علوم تا عصر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در نزد یهودیان موجود بود که رسول خدا نه آن علوم را رد کرد و نه تأویل، یعنی همه آن علوم را با ظاهر آن ها پذیرفت.

3- رسول خدا سخنان آن عالم یهودی را تصدیق کرد و آیه شریفه یاد شده را در تصدیق آن تلاوت فرمود.

4- خنده رضایت آمیز رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم از دانش پرقیمت و گرانسنگ آن یهودی بیانگر اهمیت دانش اوست.

5- تصریح یهودی به وجود دست برای خدا که آسمان را بر یک انگشت و زمین را بر یک انگشت و... و تأیید پیامبر ازآن تصریح، بیانگر اعضا و جوارح برای خداست.

6- تصریح به سمت راست و چپ برای خدا نشان دهنده مکان و فضا برای خدا و تعلق گرفتن جای خاص برای حضرت باری تعالی است.

... و سرانجام این که خداوند بالای عرش خود نشسته است و گاهی مثل هرموجود زنده از آن پایین می شود.»43

عبدالله بن باز یکی از پیروان محمدبن عبدالوهاب تأویل آیات صفات را بدعت خوانده است. او در کتاب «العقیدة الصحیحة و نواقض الاسلام» با استناد به سخنان ابن تیمیه تأویل قرآن را عمل کفرآمیز یاد می کند.44 ابن باز بسان معلم فکری خود ابن تیمیه و مشبّهه پیش از او، برای خدا اعضا و جوارح بسان مخلوق و انسان قایل است. ابن باز در تفسیر آیه شریفه «و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» (رحمن/27) گوید:

«سؤال: در روایتی از پیامبر خداصلی الله علیه وآله وسلم آمده که صورت کسی را زشت نخوانید زیرا خداوند سبحان انسان را به صورت خودش خلق کرده است.

جواب: این حدیث از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم ثابت است اگر کسی را (کتک) می زنید مواظب صورتش باشید. زیرا خداوند انسان را به صورت خودش آفریده است.45

دیدگاه ابوزهره
تفکر فرقه وهابیت در تأویل آیات صفات که از اندیشه ابن تیمیه نشأت گرفته است از منظر حنبلیان معاصر ضربه مهلکی است که بر پیکره حنابله و اهل حدیث وارد می شود و انتساب دیدگاه های آنان به حنابله بار دیگر مذهب حنابله را به گرایش به تجسیم - که بارها کوشیده شده بود از آن تبرئه گردد - نزدیک کرد. از آنجا که زنده شدن این تفکر بر حنابله گران می آمد در تلاش افتادند که شیوه تفسیری مناسبی برای آیات صفات جستجو کنند. در این میان می توان از حنبلی معاصر «ابوزهره» نام برد.

ابو زهره برای دوری از اعتقاد به تجسیم به راهی وارد می شود که غزالی آن را پیموده بود. او واژگانی ظاهری را که به خداوند نسبت داده می شود به معنای کنایی آن تفسیر می کند و معتقد است که لغت عرب گنجایش این گونه تفسیر را دارد.

وی می نویسد:

«برای ما در تفسیر آیات صفات، دیدگاه دیگری است و ما به این دیدگاه از ناحیه فرهنگ واژگان عرب (اهل لغت) دست یافته ایم. خداوند فرموده است: «ید اللّه فوق ایدیهم» و فرموده است: «کل شی ء هالک الا وجهه». آیا از این واژگان تنها معانی حسیه ای که حنابله ادعا می کنند فهمیده می شود؟ یا اینکه معنای دیگری که مناسب است و شایسته باری تعالی باشد، نیز فهمیده می شود؟ پس تفسیر «ید» به «قدرت» از باب کنایه و استعاره صحیح است و تفسیر «وجه» به «ذات» درست است. و درست است که «نزول پروردگار به آسمان دنیا» به معنای نزدیک بودن حساب او و نزدیک بودن ذات باری تعالی به خلق تفسیر گردد.

لغت گنجایش این گونه تفسیرها را دارد و الفاظ یاد شده در قرآن این گونه معانی را می پذیرد.

تفسیر این الفاظ به معانی که ما یاد کردیم نسبت به ذات باری تعالی از تفاسیر حنابله مناسب تر است. حنابله می گویند: برای خداود «ید» (دست) هست ولی ما کیفیت آن را نمی دانیم. خداوند در آسمان زمین فرود می آید ولی مانند فرود آمدن ما نیست.... و این تفسیرها احاله هایی است به مجهولات که ما نه بازگشت آن ها را می فهمیم و نه نهایت آن را. اما اگر آن الفاظ به معنایی که ما بیان کردیم تفسیر شوند که همه اهل لغت آن را می پذیرند و هم مرجع و بازگشت آن از لغت بیگانه نیست همانا ما به اموری دست پیدا می کنیم که در تنزیه خداوند تعالی از تجسیم نزدیک تر باشد و در آن تجسیم نباشد.»46

از آنچه یاد شد به روشنی درمی یابیم که پیروان حنابله و اهل حدیث در قرن های بعدی خود نیز از اعتقاد حنابله به صفات الهی به شدت رنج می برده و آن تفکر را موجب اهانت به ذات باری تعالی و گمراهی مردم می دانسته و برای اصلاح آن قیام کردند.

دیدگاه ابو زهره در رابطه با کفرآمیز بودن برداشت های ابن تیمیه از آیات صفات و اعتقاد او به تجسیم و تشبیه را در فصل مربوط به خودش بیان کردیم.

تفکر حس گرایی
سوگمندانه تفکر حنبلی گری با سبک جدیدتری تحت عنوان «حس گرایی» هم اکنون توسط مفسران روشنفکر امروزین اهل سنت و جماعت به صورت جدی دنبال می شود. در میان این روشنفکران می توان از نویسندگانی چون ابوالحسن ندوی و فرید وجدی و شخصیت هایی چون سیدقطب و محمدقطب نام برد.

فرید وجدی در کتاب خود به نام «فی ظلال مسائل المادی» و سید ابوالحسن ندوی در کتاب های خود به نام های «ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین» و «فصل عبور مسلمانان از جاهلیت به اسلام» و سید قطب و محمد قطب در بسیاری از آثار و نوشته هایشان تأمل در آیات متشابه قرآن از جمله آیات صفات و فرورفتن در این گونه آیات را کاری عبث و باطل و دلیل بزرگی بر عقب افتادگی مسلمانان یاد کرده اند. ابوالحسن ندوی در کتاب «فصل عبور مسلمانان از جاهلیت به اسلام» تحت عنوان «المحکمات و البینات فی الالهیات» می گوید:

«پیامبران مردم را از ذات خدا و صفات او و آغاز و انجام جهان و سرنوشت بشر آگاه کردند و در این زمینه ها اطلاعاتی به رایگان در اختیار بشر قرار دادند و بشر را از بحث در مسایلی که مبادی و مقدمات آن مسائل در اختیار بشر نیست (زیرا این علوم ماوراء حس و طبیعت است)، بی نیاز ساختند. اما مردم این نعمت را قدر ندانستند و به بحث و فحص پیرامون این مسائل که جز گام نهادن در منطقه های تاریک و مجهول نیست پرداختند.»47

متفکر شهید مرتضی مطهری در مقدمه جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم دیدگاه های تنی چند از این نویسندگان حس گرا را بررسی کرده و می گوید:

«دیدگاه های امثال ندوی و فرید وجدی رجعت حنبلی گری است ولی به صورت مدرن امروزی و پیوند خورده با فلسفه حسی غربی.»48

گفتنی است که این نویسندگان همان گونه که شهید مطهری هم اشاره کرده است خود را از حنابله و اهل حدیث نمی دانند ولی با توجه به حس گرایی غربی که دارند مانند حنابله تأمل در آیات صفات را روا نمی دانند.

نگاهی نقادانه به ظاهرنگری
اندیشه ظاهرنگری در آیات الهی با قطع نظر از تطورات آن در مقاطع گوناگون تاریخی به صورت کلی به دیدگاه های زیر تقسیم می شوند:

1- اعتقاد به جسمیت خدا با تشبیه او به خلق (اعتقاد عده ای از اهل حدیث و از جمله ابن تیمیه و فرقه وهابیت)

2- اعتقاد به جسمیت خدا با قید «بلا کیف» و یا قید «الکیفیه مجهولة (باور اصحاب رأی و عده ای از اهل حدیث چون احمد ابن حنبل و... و طیفی از اشاعره)

3- تفسیر آیات صفات با سودجستن از استعاره

4- دیدگاه حس گرایان

اکنون هر یک از این دیدگاه ها را در یک نگاه اجمالی به ارزیابی می نشینیم:

تجسیم و تشبیه
همان گونه که در فصل های پیشین یاد شد منشأ اعتقاد به تجسیم خدا و به دنبال آن تشبیه خدا به خلق، تلاش های دانشمندان یهود بود. شواهد تاریخی نشان می دهد که یهود در طرح و القاء جسمیت خدا و شباهت او به خلق نقش عمده داشت.

با قطع نظر از منشأ این باور، اعتقاد به تجسیم و تشبیه خداوند با خلق، با اصول و مبانی دینی و اعتقادی مسلمانان ناسازگار بوده و قرآن کریم و احادیث نبوی با آن مخالفند.

در قرآن کریم آیاتی هست که از نفی «نمونه»، «مثل» و «کفو» برای خدا خبر می دهد:

«لیس کمثله شی ء» (شوری / 11)

«هیچ چیزی مثل خدا نیست»

و نیز آیه کریمه:

«وللّه المثل الاعلی» (نحل / 60)

«برای خداوند مثل بالاتر (از نظام هستی و موجودات) هست که در تصور انسان ها نمی گنجد.»

و نیز آیه کریمه:

«لم یکن له کفواً أحد» (توحید / 4)

«برای خداوند همتای نیست و او واحد است».

این آیات و ده ها آیات دیگر، ساحت رب العالمین را از تشبیه و تجسیم منزه می کند.

آیات پرشمار دیگری احاطه شدن خداوند و استقرار او در مکان معین را نفی می کند.»

«و کان اللّه بکل شی ء محیطاً» (نساء / 126)

«و خداوند بر همه هستی احاطه دارد.»

چگونه ممکن است که خداوند در عین این که «محیط» (احاطه کننده) به همه هستی و کائنات باشد، احاطه شده در عرش که جزیی از کائنات است باشد؟

«فاینما تولّوا فثمّ وجه اللّه» (بقره / 115)

«به هر کجا روآورید خدا در آنجاست».

این آیه کریمه نیز به روشنی استقرار خدا در مکان معین را نفی می کند.

عمر عبدالسلام پس از نقل این آیات و چندین آیه دیگر می گوید:

«اگر خداوند جسم بود، همانا در جهت خاص مکانی را اشغال می کرد. پس هرگاه انسان به آن مکان رو نیاورد به خدا رو نیاورده است و خداوند از رگ گردن به انسان نزدیک تر نمی باشد و خداوند در غیر آن مکان با انسان نخواهد بود و احاطه کننده بر همه هستی هم نیست و بلکه او مکان خاصی را اشغال کرده و سایر مکان ها از او خالی خواهد بود.»49

متون روایی مسلمانان، مملو است از روایت هایی که ذات اقدس حضرت پروردگار (اجل و علی) را از تجسیم و تشبیه منزه دانسته و اعتقاد به تجسیم را شرک یاد می کند.

صاحب نظران اسلامی در قدیم و جدید چون جاراللّه زمخشری،50 ابوالفرج ابن جوزی،51 ابوحامد غزالی،52 ابوزهره،53 علامه سید محمود آلوسی و... و صاحب نظران شیعه با اتفاق نظر، اعتقاد به تشبیه و تجسیم را شرک و کفر خوانده اند.

عمر عبدالسلام از محققان معاصر اهل سنت، ابن تیمیه را به دلیل اعتقادش به تجسیم خدا و تشبیه او به خلق تکفیر کرده است.

جزیری نویسنده «الفقه علی المذاهب الاربعه» اعتقاد به تجسیم خدا را کفر خوانده و گوید:

«اعتقاد به تجسم خدای تعالی و باور به آنچه که موجب تجسیم گردد، مستوجب کفر است و کسی که به تجسیم اعتقاد داشته باشد، کافر و مشرک است.»54

عمر عبدالسلام پس از نقل این مطلب گوید:

«فابن تیمیه والوهابیون مشرکون عندالمذاهب الأربعه»55

«ابن تیمیه و وهابیون نزد مذاهب اربعه مشرک اند.»

با توجه به معضل پیدایش تجسیم و تشبیه می توان به صراحت و روشنی به این نتیجه دست یافت که در تفسیر آیات صفات، جز تمسک به تأویل آن هم با ضوابطی که پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت گرامی آن حضرت برای تأویل تعیین کرده اند، راه دیگری نیست و ما در فصل پایانی این نوشتار در این زمینه سخنان گسترده تری خواهیم داشت.

صفات «بلاکیف»
و اما انتساب صفات ظاهری به خداوند با اعتقاد به مجهول بودن کیفیت آن صفات که به اثبات «بلاکیف» معروف شده و بیشتر اشاعره و اهل حدیث و اصحاب رأی چون ابوحنیفه آن را پذیرفته اند، نیز از این معضل اعتقادی گره نمی گشاید.

بدون تردید اگر آیات صفات را با معنای ظاهری آن تفسیر کنیم و استقرار خداوند بر عرش و پایین آمدن او بر آسمان دنیا را بپذیریم و برای او دست و صورت و چشم و شکم و مکان و جهت و حبّ و بعض و... قائل شویم، در کیفیت آن هیچ ابهامی باقی نمی ماند.

همه می دانند که عرش به معنای تخت و استقرار بر عرش، نشستن بر آن می باشد و نیز دست و صورت و پا و چشم و بالا و پایین آمدن، ابهامی ندارد. پس اگر این صفات را در مورد خدا با معنای ظاهری آنها قبول کنیم، در کیفیت آن نباید تردید روا داریم. بنابراین، سخنان مشبّهه و مجسّمه در قیاس با این رأی، نزدیک تر به ثواب خواهد بود.

بسیاری از اندیشه وران و صاحب نظران به این تفسیرها با دیده تعجب نگریسته و آن را موجب گمراهی مردم و شرک به خدا یاد کرده اند. در این میان می توان از مفسر بلند آوازه معتزلی، جاراللّه زمخشری نام برد.

زمخشری جمله «بلاکیف» را در تنزیه خداوند از تجسیم هرگز کافی نمی داند. او معتقد است با انتساب اعضا و جوارح برای خداوند، تجسیم خدا و تشبیه او به خلق استفاده می شود. چه جمله «بلاکیف» را بر آن ضمیمه کنیم یا نکنیم.

جاراللّه زمخشری گوید:

و قد شبّهوه بخلقه و تخوفوا شنع الوری فتسترا با لبلکفه

لیت شعری، لو کنت هذه اللقطه فی دفع التجسیم و التشبیه، فلیکف فی مجالات آخر بان یقال فی حقة سبحانه انّ له جسماً لا کسائر الاجسام و ان له دماً لا کسائر الدماء و لحماً لا کسائر اللّحوم و...»56

«خداوند را به خلق او تشبیه کردند و چون از سرزنش مردم به بیم افتادند تشبیه را به جمله بلاکیف پوشانیدند. به جان خودم سوگند، اگر تعبیر بلاکیف در دفع تجسیم و تشبیه کافی باشد، پس در مجال های دیگر کافی است در حق خدای تعالی بگوییم برای او جسم است اما نه مانند دیگر جسم ها و برای او خون است نه مانند دیگر خون ها و برای او گوشت است نه مانند دیگر گوشت ها و...»

ابوزهره نیز گوید:

«براستی اگر اشاره حسیه به سوی خداوند درست باشد، چگونه ممکن است به تجسیم و تشبیه منجر نگردد؟»57

استعاره و کنایه
سود جستن از معنای مجازی آیات که متأخران برای درک آیات صفات پیشنهاد کرده اند نیز هرگز راه را به مقصود نمی گشاید؛ زیرا اولاً آیات صفات از آیات متشابه قرآن است و مفسران دست یابی به فهم آیات متشابه را از راه «علم لغت» میسر نمی دانند. بلکه متشابهات را با رجوع به محکمات تفسیر می کنند و این گونه از تفسیر، خود همان تأویل است.

مفسرانی چون آلوسی و طباطبایی از کسانی هستند که متشابهات را از طریق ارجاع به محکمات تفسیر می کنند.

گذشته از این، معنای مجازی را در صورتی می توان بر معنای حقیقی و موضوع له اصلی لفظ ترجیح داد که دلیل محکم و استوار بر آن ترجیح، دلالت کند.

صاحب نظرانی چون صدرالمتألهین، سید محمود آلوسی و علامه طباطبایی بر این مطلب تأکید ورزیده اند که در آیات صفات، چگونه ممکن است صرفاً با ادعای سود جستن از معنای مجازی، به یک مشکل اعتقادی مهم پاسخ گفت.

چنان که یاد شد، راه حل، تنها ارجاع این آیات به محکمات است که خود نوعی تأویل به شمار می رود.

حس گرایی
تأمل در قرآن کریم و نصوص معتبر دینی به خوبی نشان می دهد که اندیشه این فرقه در زمینه نفی تأمل در آیات صفات، با وجود پیامدهای آن، نه از خود قرآن به دست آمده و نه احادیث نبوی بر آن دلالت دارد؛ بلکه قرآن و احادیث درست برخلاف آن دلالت دارد.

در قرآن کریم برای دست یابی به بعضی از مسائل اعتقادی مهم به صورت رسمی استدلال عقلی محض بکار رفته است. مانند:

«لو کان فیهما آلهة الا اللّه لفسدتا» (انبیاء / 22)

«اگر در آسمان و زمین بیش از یک خدا می بود آن دو (آسمان و زمین) فاسد می شدند.»

طیف گسترده ای از آیات، خلقت آسمان و زمین و اختلاف شب و روز و تسخیر پدیده های طبیعت برای انسان و دیگر آیات آفاقی و انفسی خدا بر بندگان را، مایه تفکر و اندیشیدن صاحبان خرد، برای دست یافتن به حقایق اعتقادی یاد می کنند.

مفهوم و پیام این گونه آیات، این است که قرآن کریم، بشر را به فهمیدن مسائل مهم اعتقادی و ماوراء طبیعت دعوت می کنند. بیشترین آیات قرآن کریم در رابطه با پروردگار جهان و بیان ذات و صفات و منزلت او نسبت به مخلوقات نازل شده است که از باب نمونه می توان به آیات زیر اشاره کرد:

«اللّه لا اله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة و لا نوم» (بقره/ 255)

«هو الأوّل و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شی ءٍ علیم» (حدید/ 3)

«و ان من شی ءٍ إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدرٍ معلوم» (حجر/ 21)

«و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو... و لارطبٍ و لا یابسٍ إلاّ فی کتابٍ مبین» (انعام/ 59)

و نیز آیات حشر / 23، رعد / 11، توحید / 4-1، بقره 284، رعد / 39، ذاریات / 4، نازعات / 5، نحل / 102، اسراء / 85، شعراء / 193، انعام / 30، و دهها آیه دیگر را می توان برشمرد.

بدون تردید، مسائل فوق از آن جمله است که مسلمانان باید به باطن آن راه یابند. در غیر این صورت، این گونه آیات را باید به عنوان «مجهولات لا ینحل» بپذیریم و فرض کنیم که قرآن از ذکر آنها هدفی نداشته و تنها خواسته است که یک سلسله مطالب غیرقابل فهم را برای گیج کردن انسان ها بیان کند. به این ترتیب مردم هم باید بدون تأویل - آن گونه که مسیحیت به تثلیث اعتقاد دارد - با چشم بسته به آن ایمان بیاورند.

قرآن از سویی این مسائل اعتقادی را مطرح کرده و از سوی دیگر، بشر را در تدبّر در فهمیدن قرآن کریم و درک آیات دعوت کرده است:

«کتاب انزلناه الیک مبارک لیدّبّروا آیاته و لیتذکّروا اولوا الألباب» (ص / 29)

«این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کردیم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند.»

«افلا یتدبّرون القرآن ام علی قلوبٍ اقفالها» (محمد / 24)

«آیا آن ها در قرآن مجید تدبّر نمی کنند؟ یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟»

بدون تردید دعوت قرآن به تدبر در آن کتاب آسمانی، تدبر در ظاهر این آیات نیست؛ چه این که فهم ظاهر این آیات با یک نگاه سطحی نیز میسر است. بلکه مقصود از تدبر در قرآن، تدبر در بطون قرآن و راه یافتن به مقصود آن می باشد.

از طرفی دیگر، وقتی که به سیره شخصی رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و خاندانش مراجعه می کنیم، هرگز به جواب های آمرانه و تحکّمانه برنمی خوریم. درهیچ موردی سؤال را محکوم نکرده و جمله «السئوال بدعة» را که نشانه ضعف است، شعار خود قرار نداده است.

درباره آیه «الرحمن علی العرش استوی» و این که معنی عرش چیست و استواء بر عرش چه معنایی دارد، مکررا از ائمه اطهارعلیهم السلام پرسش هایی شده است و در همه موارد به شرح و توصیف آن پرداخته اند.

در توحید صدوق و اصول کافی، بابی تحت همین عنوان باز شده است و احادیث زیادی نقل گردیده که در همه آن ها از همین موضوع سؤالاتی شده و ائمه اطهارعلیهم السلام پاسخ گفته اند. مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر آیه 54 سوره اعراف با الهام از آیات کریمه قرآنی و روایاتی که از ائمه اهل بیت علیهم السلام در این زمینه رسیده است، بحث ژرف و محققانه ای درباره این مطلب انجام داده است.

در قسمتی از سخنان مرحوم علامه آمده است:

«معنی ندارد که به مقدمه ای که مستلزم نتیجه ای است امر شود، اما خود نتیجه ممنوع باشد، دعوت به تذکر و تفکر برای معرفت است نه برای چیز دیگر.»59

پی نوشت:

1. طبری، محمدبن جریر، تفسیر طبری، 62/ 25.
2. عبداللّه بن احمد، السنه، /209.
3. محمدابن عبدالوهاب، رساله التوحید، تصحیح شیخ سالم محمدحسین، /214.
4. شرح الفقه الاکبر، امام اعظم ابوحنیفه، و شرح کتاب امام ملاعلی قاری حنفی،/ 66.
5. علاقه الاثبات و التفویض،/ 46.
6. علاقه الاثبات و التفویض، / 46 و ملل و نحل شهرستانی،/ 82.
7. همان.
8. همان.
9. شهرستانی، عبدالکریم، ملل و نحل، 82/1.
10. همان.
11. ابوالعباس احمدتقی الدین ابن تیمیه، المجموعة الکبری،/ 201.
12. شهرستانی، ملل و نحل،/ 82.
13. اشعری، علی ابن اسماعیل، مقالات اشعریین، تحقیق از محمد یحیی الدین عبدالحمید، مکتبة العصریة، بیروت، 1419 ه ق، 218 /1.
14. اشعری، علی ابن اسماعیل، الأبانه،/ 22.
15. اللمع،/ 321.
16. عبداللّه ابن احمد، السنه، /184.
17. همان،/ 166.
18. شرحی بر نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، 223 /3، به نقل از التوحید ابن خزیمه. این کتاب امروزه در دو جلد چاپ و منتشر می شود و از منابع عمده فرقه وهابیت قرار گرفته است. محققان اهل سنت که چنین مطالب مبتذل و جسم انگاری صریح در مورد خداوند را در آن برنمی تابیدند، به جرح و تخطئه و رد آن کتاب و تکفیر صاحب آن برخاسته اند. مثلاً فخر رازی در تفسیر آیه شریفه «لیس کمثله شی ء» (شوری / 12) از ابن خزیمه و کتاب التوحید او یاد کرده و کتاب را ضاله و مطالب آن را بدعت و نویسنده آن (ابن خزیمه) را مشرک، جاهل، مسکین، کم عقل و. .. یاد کرده است.
19. جرجانی، شرح المواقف، 9 /8.
20. شهرستانی، ملل و نحل 150 /1.
21. همان 84 -82 /1.
22. همان.
23. جرجانی، شرح المواقف، 116 -115 /8.
24. المکی عاملی، شیخ حسن، الالهیات علی هدی الکلمات، الکتاب و السنه و العقل (محاضرات جعفر سبحانی)، /323.
25. فخر رازی، اساس التقدیس، /263.
26. عمر عبدالسلام، مخالفة الوهابیة للقرآن و السنه، /722.
27. ابن تیمیه، احمد تقی الدین، الرسائل و المسائل، 209 /5.
28. ابن تیمیه، تفسیر سوره متبرکه نور، /179 - 78.
29. ابن تیمیه، احمد تقی الدین، مجموع الکبری فی مجموعة الرسائل الکبری، /489.
30. همان.
31. ابن تیمیه، احمد تقی الدین، الفتاوی الکبری، بیروت، دارالمعرفة، 23-21 /5.
32. همان.
33. همان.
34. ابن تیمیه، الرسائل و المسائل، فصل الطرق المثبة فی اثبات اطلاق لفظ العرض و الجسم علی اللّه، 109/5.
35. ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه،/90.
36. عمر عبدالسلام، مخالفه الوهابیه للقرآن والسنه، /72.
37. جوزی، ابن قیم، مختصرالصواعق المرسله، چاپ اول، بیروت، 1405 ه ق، /112.
38. تاریخ المذاهب الاسلامی، 218 /1.
39. همان.
40. همان.
41. محمدبن عبدالوهاب، رسالة التوحید،/ 215.
42. همان.
43. همان.
44. عبداللّه بن باز، العقیدة الصحیح و نواقض الاسلام،/ 25.
45. عبداللّه بن باز، فتاوی ابن باز، 226 /4.
46. تاریخ المذاهب الاسلامی،219 /1 و 220.
47. سید ابوالحسن ندوی، ماذا خسرالعالم بانحطاط المسلمین، چاپ چهارم، /97.
48. شهید مرتضی مطهری، مقدمه بر جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئالیسم، /264.
49. عمر عبدالسلام، مخالفة الوهابیة للقرآن و السنه،/ 9.
50. الالهیات علی هدی الکتاب، (محاضرات سبحانی)، / 32 به نقل ملل و نحل شهرستانی.
51. تاریخ المذاهب الاسلامی، 218 /1.
52. الالهیات علی هدی الکتاب، /235.
53. همان.
54. عمر عبدالسلام، مخالفة الوهابیة للقرآن و السنه،/ 105.
55. همان.
56. الالهیات علی هدی الکتاب (محاضرات سبحانی)/ 321.
57. تاریخ المذاهب الاسلامی،218 /1.
58. طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان، 157 /8

 منبع : فصلنامه پژوهش های قرآنی، سال سیزدهم، شماره 49-50

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

اسلام هراسی و سناریوهای پیش روی آن

بررسی عقاید جریانات سلفی جهادی بر اساس عامل هویت

آینده‌پژوهی تروریسم تکفیری در ایران (2)

آموزه‌های بربهاری و تأثیر آن بر جریان‌های سلفی‌گری

گزارشی از رساله عقائد علمای دیوبندی

آینده‌پژوهی تروریسم تکفیری در ایران (1)

پدیده تکفیر از دیدگاه قرآن و حدیث

زمینه‌های اصلی سربرآوردن گروهک‌های تروریستی مانند انصار الفرقان در ایران چیست؟

مشروعیت نام‌گذاری به «عبد النبی»، «عبد الحسین» و… از دیدگاه شیعه و اهل سنت

نبرد رمضان البوطي و سلفيت..؛ داستاني که بسياري دوست ندارند بشنوند!

رهبران داعش در چنگ آمریکا؛ اسیر یا پناهجو؟

زندان‌‌‌ها؛ کارخانه‌جات تولید تروریست تکفیری

افراط گرایی و تفریط گرایی: آسیب اصلی وحدت در جهان کنونی اسلام و ضرورت مقابله با آن

اقتصاد سیاسی بین الملل و ظهور و کارکرد داعش در خاورمیانه

چگونگی پیدایش ایدئولوژی تکفیری

وهابیت و گسترش اسلام تندرو در جنوب شرق آسیا

مجرای فهم تکفیریها: مشابهت های تکفیریها و خوارج

گسترش نوسلفی‌گری در اروپا؛ زمینه‌های هویتی و پیامدهای امنیتی

آیندة گروهک های تکفیری و راه کارهای ثبات بخش دولت سوریه و عراق

بررسی علل نفوذ داعش در آسیای مرکزی و پیامدهای احتمالی آن

ساختار نظام بین الملل و هویت یابی اسلام سلفی-افراطی

علل ظهور و تکوین گروه‌های تکفیری در جهان اسلام؛ از تقابل زندگی قبیله ای با مدنیت تا تقابل سنت با مدرنیته؛ مطالعۀ موردی؛ خوارج و داعش

تبارشناسی دگرستیزی گروه‌های افراطی-تکفیری: گذار از دیگر دگرسازی به خود دگرسازی

تبیین خاستگاه های شناختی و ترسیم مدل ذهنی گروه تروریستی داعش

معنا و پاسخ: (بررسی تطبیقی افراط‌گرایی اسلامی و نهیلیسم)

آینده پژوهی گروههای تکفیری و تاثیر آنها بر منازعات منطقه ای در غرب آسیا

بررسی و نقد دیدگاه وهابیان درباره تبرک با نگاهی به تفسیر آیه اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي...

وحدت؛ یگانه راه مبارزه با افراط

خدا در نگاه وهابیت

فضیلت زیارت قبور بزرگان دین، در فقه فریقین

پاسـخ به شـبهات وهابیـان بر روایت مالک الدار در توســل به پیـامبر پس از وفـات

ریشه ‏های پدیده تکفیر در گذر تاریخ

سلفى‏ گرى دیرینه و نوین

وهابیت، آیین تشبیه و تجسیم

مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی

پاسخ به شبهات وهابیان بر روایات عثمان‏ بن حنیف در خصوص توسل

انحرافات وهابیت در توحید صفات

بررسی تطبیقی«شفـاعت» از منظر آیات و روایات و دانشمندان فریقین

ریشه‏ هاى اعتقادى تکفیر‏نوین در تاریخ اسلام‏

تقابل توحید محمد بن عبدالوهاب با توحید قرآنی

ممنوعیت تکفیر اهل قبله از نگاه متکلمان و فقیهان تشیع و تسنن

ماهیت «تأویل» از دیدگاه ابن‌تیمیه و علامه طباطبائی

واکاوی پدیدۀ «فرقه‌سازی درون‌مذهبی» در جریان سلفیه معاصر

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش