مقالات > آل سعود و عربستان سعودی

آل سعود و عربستان سعودی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱/۱۵ تعداد بازدید: 180

آل سعود قبل از ظهور وهابیت، فقط در درعیه نفوذ داشتند اما با معاهده محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود، خاندان آل سعود وارد مرحله جدیدی شد و قلمرو حکومت خود را به بهانه دعوت به توحید گسترش داد. 



آل سعود قبل از ظهور وهابیت، فقط در درعیه نفوذ داشتند اما با معاهده محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود، خاندان آل سعود وارد مرحله جدیدی شد و قلمرو حکومت خود را به بهانه دعوت به توحید گسترش داد. حکومت آل سعود تا به حال سه مرحله داشته است، در مرحله اول با حمله ابراهیم پاشا از مصر حکومت آل سعود در هم پاشید و برای دومین بار بتوسط ترکی بن عبد العزیز بر سر کار آمدند. - در مرحله دوم از ابن رشید شکست خوردند و که برای سومین بار با کمک انگلستان و کویت به حکومت رسیدند و الان هم ادامه دارد. مهمترین و تأثیر گذارترین پادشاه عربستان در تحولات سیاسی این کشور عبد العزیز بن سعود می‌باشد.
 نويسنده : محمد حسین مشایخ فریدنی
مقدمه
در عربستان سعودی تاکنون سرشماری دقیقی نشده است و شاید هم این کار ممکن نباشد. 1 تعداد سکنه این کشور را حدود ده میلیون نفر تخمین می‏زنند که غالبا در صحاری نجد و حجاز و احساء و بیابانهای کشورهای همسایه ییلاق و قشلاق می‏کنند.مساحت قلمرو سعودیان تقریبا یک میلیون و هفتصد و پنجاه کیلومتر مربع است که پیش از دو سیّم آن را ریگزارهای النفود 2 و الربع الخالی 3 و صحراهای لم یزرع و کوهستانهای خشک فراگرفته است و رودخانه قابل ذکر و باران کافی و رطوبت و به‏طور کلی آب‏وهوای مساعد ندارد.بیش از نیمی از سکنه این کشور صحرانشین و دامدارند و زیر چادر به سر می‏برند و پیوسته در حال کوچکند.قسمتهایی از مرزهای خاکی سعودی هنوز مشخص نشده و به صحاری کشورهای همسایه می‏پیوندد.

این کشور از شمال به اردن و عراق و از مشرق به دریای سرخ و از جنوب به خلیج عدن و اقیانوس هند و کشورهای یمن و حضرموت و مسقط و عمان و از مشرق به خلیج فارس و دریای عمان و امارات قطر و بحرین و شارجه(شارقه)و ابوظبی و عجمان و رأس الخیمه و فجیّره و ام القوین و کویت و عراق منتهی می‏شود.عربستان در طول تاریخ و تا دهه سوم قرن بیستم هرگز روی امن و آسایش ندیده و هیچ وقت همه قبایل و اراضی آن زیر سلطه یک حکومت درنیامده بود. شیوخ عشایر عرب در صدر اسلام و در عهد خلفای اموی و عباسی و خواندگان عثمانی فقط گاهی به اسم به سلطان و خلیفه بیعت می‏کردند، امّا در عمل سر به هیچ قانون حتی قوانین اسلام فرو نمی‏آوردند.نخستین‏بار که تمامی قبایل عرب زیر سلطه یک حکومت درآمدند و امن و نظام در صحاری عربستان مستقر گشت و مناطق پراکنده شبیه‏جزیره به هم پیوست، در عهد دولت عبد العزیز ابن سعود 4 در نیم قرن اخیر بود.

امروزه عربستان به استانهایی چون نجد و و حجاز و احساء و تهامه و عسیر و نجران...تقسیم می‏شود که علی رغم اختلاف منطقه و اقلیم همه به وسیله حکمران سعودی ادره می‏شود نجد قلب صحرا و موطن آل سعود و منشأ فرقه وهابی حنبلی است.در شمال نجد، منطقه جبل شمّر واقع است که در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میدان تاخت و تاز آل رشید بوده است.در جنوب شرقی جبل شمّر، ناحیه قصیم و وادی ذوالرمّه و اراضی نجد واقع است.شهرهای عنیزه و درعیّه و بریده، موطن آل سعود و منشأ فرقه وهابی در نجد است.شهرستان سدیر و شهر مجمّعه در جنوب شرقی قصیم 5 می‏باشد.آبادیهای نجد عموما در واحه‏های و وادیها و شعاب جبال طویق بنا شده‏اند.ناحیه وشم در جنب وادی محمل و شهر ریاض پایتخت عربستان هر دو در ناحیه عارض واقعند.حجاز را گاهی استان غربی عربستان می‏نامند و شهرهای مکه و مدینه و ینبع وجدّه وطایف از بلاد حجاز به شمار می‏روند.شهر نظامی جیزان-جازان-در ناحیه عسیر در تهامه و در ساحل دریای سرخ است.ابها که هشت هزارپا از سطح دریا ارتفاع دارد مرکز ناحیه عسیر خاص، می‏باشد و شهر تاریخی نجران در مرز یمن واقع است.احساء و قطیف و ظهران 6 و خبر و دمّام در ساحل خلیج فارس قرار دارند و اکثریت سکنه آنها شیعی مذهبند.نفت عربستان از این منطقه استخراج می‏شود و عمدة از بندر نفتی«رأس التنوّره»و از خلیج فارس صادر می‏گردد.

شهرها و استانها و اراضی عربستان غالبا به نامهای باستانی یا به اسم عشایری که در آنها ساکنند خوانده می‏شوند.این تقسیمات حدود مشخصی ندارند بخصوص که اهالی آنها مرتبا در حال کوچند و نسبت جمیعت این کشور با مساحت آن از پنج نفر در هر میل مربع کمتر است.در این کشور کشاورزی و صنعت عمده‏ای-غیر از نفت-وجود ندارد و فقط یک عشر از مجموع اراضی آن قابل زراعت می‏باشد.

استعمار انگلیس در جزیرة العرب
سالهای اول قرن بیستم، دوران اوج سیاست استعماری و فعالیّتهای اقتصادی و ژئوپلیتیک انگلستان در خاورمیانه و خلیج فارس بود.خطر پیشرفت سریع آلمان در منطقه که تا عراق و خلیج فارس پیش آمده بود و راه هند را به خطر می‏انداخت، دولت انگلیس را بر آن داشت تا از سویی داردانل و باب المندب و سایر تنگه‏ها و معابر و بنادر راه هند را در کنترل خود درآورد و از سوی دیگر قدرت خویش را در خلیج فارس و دریای عمان تثبیت و بی‏رقیب و دولتهای منطقه را فرمانبردار خویش سازد.در همین مسیر(لرد کرزن)نایب السلطنه انگلیس(در مستعمرات هند) به سال 1321/1903 به خلیج فارس آمد و شیخ کویت و سایر مشایخ کنار خلیج را تحت الحمایه دولت متبوع خود ساخت و راه دریایی خلیج فارس و دریای عمان را بر روی آلمان و سایر دول اروپایی بست. 7

دولت انگلیس در سال 1322/1904 با شتاب اختلافات خود را با فرانسه و روس رفع کرد و با آن دو دولت، اتحادیه‏ای برای رویارویی با آلمان تشکیل داد.در سال 1325/1907 روس و انگلیس برای بریدن پای آلمان از خاورمیانه و خلیج فارس، طبق معاهده‏ای مناطق نفوذ و فعالیت خود را در ایران و سایر بلاد منطقه قسمت کردند.دولت انگلیس برای تأسیس پایگاه مطمئنی در منطقه، از طرفی شریف حسین پادشاه حجاز را به وسیله کلنل لورنس فریب داد و به فکر تأسیس دولت متحد اسلامی و اتحاد اسلام و عرب انداخت و از طرف دیگر دفتر اتحاد اسلام«پان اسلامیزم»را در لندن تأسیس نمود و سررشته ارتباط سران و دولتمردان کشورهای مسلمان را در دست خود گرفت.-همان دفتری که بعدها بیشتر منادیان وحدت اسلام با آن سروکار پیدا کردند -بنا به اصل«فرّق تسد-تفرقه بینداز تا در مقام ریاست باقی بمانی»دنیای اسلام را تجزیه و تضعیف کرد و به بهانه‏های ناسیونالیستی، آنها را به جان هم انداخت و دولتمردان مسلمان را زیر بال خود گرفت.بعد هم که آلمان در برابر او سرسختی نشان داد، جنگ جهانی را به راه انداخت که حاصل آن شکست آلمان و عثمانی و روی کار آمدن دولتهای دست نشانده و احزاب نژادپرست و تقویت قومیت عربی...و مآلا سیادت انگلستان بر خاورمیانه عربی بود.خانم گرترود بل منشی سرپرسی کاکس کمیسر عالی انگلیس در بغداد، ضمن نامه‏ای که به پدر نوشته سیاست بریتانیا را در خاورمیانه ضمن یک جمله چنین خلاصه کرده است:«پدر، از بس که شاه ساختم خسته شدم!» 8

مبانی سلطنت آل سعود
در سال 1320/1902 عبد العزیز بن عبد الرحمان معروف به ابن سعود 9 و ملقّب به شاهین صحرا 10 در بیست سالگی خود با اقدامی اسطوره مانند موفق شد ریاض را تصرّف کند و سلطنت عربستان سعودی را بنیان نهد.مبانی دولتی که وی تأسیس کرد-و پیشینه آن به قرن هجدهم میلادی می‏پیوندد-بر شمشیر و محمل حکومت او ترویج مذهبی حنبلی وهابی بود. 11 یک روحانی متعصب نجدی به نام شیخ محمد بن عبد الوهاب در اواسط قرن هجدهم موفق شد تحصیلات«سلفی» 12 و نظرات نو ظهور خود را در نجد ترویج کند و امیر شهر درعیّه را مرید و طرفدار خود سازد.در سال 1175/1744 بین این عالم نجدی و امیر محمد بن سعود 13 ، امیر درعیّه پیمانی بسته شد که به موجب آن، امیر سعودی از سوی خود و اعقاب خویش پشتیبانی و اطاعت از شیخ و اعقاب او و سایر علمای وهابی را برعهده گرفت و شیخ نیز قبول کرد که خود و اولاد و پیروانش پیوسته راهنما و مدافع و یاور امیر سعودی باشند و تمام نیرو و نفوذ خود را در حمایت از آن خاندان بکار برند.این همان پیمان است که عبد العزیز و سایر ملوک سعودی و نیز مشایخ آل شیخ پیوسته محترم شمره‏اند.ابن عبد الوهاب و فرزندانش تا امروز حامی جدّی سلطنت سعودی و عهده‏دار امور شرعی و فرهنگی و قانونی و قضائی بوده‏اند و شاهان سعودی پیوسته فرمان‏پذیر ایشان بوده و به حکم و فتوای شورای دینی وهابی به شاهی می‏رسند یا از سلطنت -چنانکه درباره سعود بن عبد العزیز عمل شد-خلع می‏گردند.

شیخ محمد بن عبد الوهاب(1115-1206/1073-1792)
محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان بن علی نجدی تمیمی مکنّی به ابن عبد الوهاب، در تاریکترین ادوار تاریخ نجد در شهرکی به نام عیینه-نزدیک ریاض-در خانواده اهل علم متولد شد.او بنیانگذار یک فرقه مذهبی حنبلی است که مخالفانش پیروان او را مدیّنه-یعنی دین‏سازان-یا وهابیّه خواندند ولی خود شیخ نام هم مسلکان خویش را اهل توحید و موحدّین گذاشت.پدر شیخ عبد الوّاب عالمی نیکنام بود وو در عیینه امور شرعی و قضایی و تدریس را بر عهده داشت.او شخصا تعلیم و تربیت محمّد را زیرنظر گرفت و محمّد که هوش و استعداد بسیار داشت هنوز ده ساله نشده بود که تمامی قرآن و بسیاری از احادیث صحاح سته را از بر کرد و وقتی بیست ساله شد تمامی علوم شرعی و ادبی رایج در نجد را فرا گرفته بود.در آن موقع توجهش به محیط وحشی و عقاید جاهلی و بدوی اعراب درنده‏خوی خونخوار عینیه و سایر بلاد نجد جلب شد و معتقد گردید که معتقدات عرب حجاز از اسلام به دور و پست‏ترین نوع بت‏پرستی و خرافه‏گرایی است.پس تصمیم جدّی به مبارزه مسلّحانه و بی‏امان با بعضی رسوم و کارهای رایج در بلاد اسلامی گرفت.او ساختن بقعه و گنبد بر مزارات و پا گرفتن و گچ‏کاری و سنگ انداختن بر قبور و ایستادن و زیارت خواندن در مقابر و سفرهای زیارتی-غیر از سفر مکه و مدینه و بیت المقدس 14 -و استعمال دخانیات و سینه‏زنی و قمه‏زنی و زنجیرزنی...و به‏طور کلی هر رسم و عادتی که به تشخیص وی در عهد رسول اللّه و سلف صالح نبوده بدعت و حرام و مرتکب آن را واجب القتل دانست و فتوی داد که برای محو این عادات و رسوم باید شمشیر به دست گرفت و جهاد کرد.

رؤسای قبال و شیوخ و علمای نجد-از جمله برادر شیخ محمد که شیخ سلیمان نام داشت- با او به مخالفت پرداختند و کار را چنان بر او تنگ کردند که مجبور شد زادگاه خویش را ترک کند و به«حریملاء»برود(1139/1726)ولی در حریملاء هم کسی گوش به حرف او نداد و ناگزیر شد به حجاز سفر کند.در مکّه حج را به سنّت حنابله سلفی ادا کرد و در مدینه چندی در حوزه درس عبد اللّه بن ابراهیم بن سیف نجدی و محمد حیات سندی حضور می‏یافت.بعد از راه شام به نجد بازآمد و سپس به بصره رفت.بصریان که سخنان شیخ را مخالف معتقدات خود دیدند، بر او شوریدند و او را مجبور ساخنتد با پای برهنه و شکم گرسنه راه صحرا در پیش گیرد. اگر مردی به نام ابو حمیدان به داد او نرسیده و بر خر خود سوارش نکرده بود در بیابان تلف می‏شد. بعد به ایران آمد و چندی در اصفهان به تحصیل ادامه داد.سپس به کربلا و نجف رفت.گرچه در ایران و عراق زمینه مساعدی برای قبول دعوت وهابی نیافت امّا دیدن پاره‏ای رسوم مذهبی او را در پیکاری که در پیش داشت استوارتر ساخت.مورخان نجدی چیزی از سفر ابن عبد الوهاب به ایران ننوشته‏اند و گویند وی از بصره به زبیر و احسا و از آنجا به حریملاء بازگشت. 15

اما علمای اسلام در حریملاء درصدد قتل وی برآمدند و محمد ناچار گریخته به عییّنه پناه برد.در عیینه بخت به او روی آورد و عثمان بن حمد بن معمر امیر آن شهر او را به در خانه خود پذیرفته خواهرش را به همسری وی داد و او پس از سالها رنج و مجاهده در عمر سی و هشت نه سالگی سر بر بالین آسایش نهاده صاحب خانه و خانواده و پشتیبان گردید.اتفاقا همسرش نیز زنی باهوش و کارآمد بود و به شوهرش کومک بسیار کرد.

شیخ در عیینه مذهب خود را آشکار کرد و جمعی به دعوت او درآمدند.او اعلان کرد هرکس از مذهب حنبلی سلفی پیروی نکند از اسلام خارج و واجب القتل است.نخستین اقدام او آن بود که به دستیاری پیروانش درختهای مقدسی را که زنان برآنها دخیل می‏بستند کند و سوخت.بعد بقعه زید بن الخطاب 16 -برادر عمر بن الخطاب-را که در جنک با مسیلمه کذاب شهید شده و زیارتگاه بود ویران کرد.زن شوهرداری هم نزد شیخ به گناه زنا اعتراف کرد که به حکم وی سنگسار شد.او در عیینه حوزه درس فقه دایر کرد و خود به تدریس پرداخت...علمای عیینه و سایر بلاد نجد که دعوت شیخ را در حال پیشرفت دیدند نامه‏هایی به سلیمان بن محمد امیر احساء نوشته خطر روزافزون وهابیان را گوشزد و رفع این غائله را تقاضا کردند.سلیمان نامه‏ای به امیر عیینه -که از امیر احساء مدد مالی می‏گرفت-نوشته دستور تبعید شیخ و قتل او را در صورت مقاومت صادر کرد.محمد بن عبد الوهاب وقتی از این دستور خبر یافت و دانست که دیگر کاری از دست برادر همسرش ساخته نیست ناچار به درعیّه گریخت و مقدر بود که آن شهر موطن و مدفن او باشد و در آنجا سنگ بنای دولت سعودی را کار بگذارد(1157/1744)امیر درعیه محمد بن سعود 13 -بنیان‏گذار سلطنت سعودی-وجود شیخ را وسیله مناسبی برای دست‏اندازی به شهرهای همسایه و امتداد قدرت در نجد یافت.او به دیدار شیخع رفت و به تشویق همسرش(موضی)پیمانی با او منعقد کرد که خود و جانشینانش پیوسته حامی و مبلّغ مذهب وهابی باشتند.شیخ نیز از سوی خود و اعقابش قول داد که هرگز دست از یاری و پشتیبانی سعودیان برندارند.ابن عبد الوهاب بعد از امضای این پیمان تا نزدیک نیم قرن که زنده بود در درعیّه ماند و در آنجا خط و قواعد خروج هول‏انگیز وهابی را مشخص کرد.در چارچوب مسلک ابداعی خود پایه‏های سلطنت سعودی را محکم ساخت و به تأیید محمد بن سعود و بعد از او پسرش عبد العزیز و سپس سعود بن عبد العزیز همّت گماشت و آنان را به جنگ و کشتار مخالفان برانگیخت و موجب پر شدن خزانه سعودی و وسعت قلمرو و سعودیان در نجد و حجاز و عراق و خلیج فارس و سایر بلاد عرب گردید.خود شیخ در بیشتر جنگهای وهابیان سلاح در دست شرکت می‏کرد او هنوز زنده بود که هیبت وهابیان سراسر عربستان و خاورمیانه را فراگرفته بود.و پیروان بی‏ترّحم خود را-که مانند خوارج یا قرامطه یا پیروان صاحب الزنج کوچکترین نشانی از مهر و شفقت نداشتند-«الاخوان»یا«اخوان من اطاع اللّه» 17 می‏نامید و موفق شد از راهزنان نجدی دستجاتی با انضباط و جنگاورانی وحشت آفرین بسازد که توانستند مسیر تاریخ را در عربستان تغییر دهند.او روز آخر ذی‏قعده سال 1206/1792 بعد از عمری دراز، بیش از نود و یک سال، 18 در درعیّه فوت کرد و همانجا به خاک سپرده شد، بدون اینکه بر قبرش بقعه‏ای بسازند یا امروز مکان دفن او معلوم باشد.

تألیفات بسیاری از محمد بن عبد الوهاب برجای مانده که مشهورترین آنها به عناوین ذیل است:کتاب التوحید، رساله کشف الشبهات، تفسیر سورة الفاتحة، اصول الایمان، تغسیر شهادة ان لا اله الاّ اللّه، معرفة العبد ربّه و دینه، المسائل التی خالف فیها رسول اللّه اهل الجاهلیه، فضل الاسلام، نصیحة المسلمین، معنی الکلمة الطیّبة، الأمر فیها رسول اللّه اهل الجاهلیه، فضل الاسلام، نصیحة المسلمین، معنی الکلمة الطیّبة، الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، مفید المستفید، مجموعة الخطب، رسالة فی انّ التقلید جایز لا واجب، کتاب الکبائر 18 ...که همه به چاپ رسیده و جملگی در اثبات مذهبی حنبلی سلفی است.اولاد شیخ-معروف به آل الشیخ- پیوسته مورد احترام شاهان سعودی بوده و سمت مفتی بزرگ و وزیر فرهنگ و آموزش و رئیس دانشگاه و قاضی محاکم دادرسی را برعهده دارند.دعوت وهابی و چگونگی انتشار و آثار آن از زمان حیات شیخ تا امروز پیوسته از مسائل بحث‏انگیز دنیای اسلام بوده است.پیروانش او را پیشوای انقلاب فکری مسلمانان و راه‏گشای مصلحانی چون شهاب الدین آلوسی و سید جمال الدین افغانی و شیخ محمد عبده مصری و جمال الدین قاسمی شامی و خیر الدین تونسی و صدیق حسن خان بهوپالی هندی و امیر علی هندی و شیخ محمد اقبال لاهوری و أبو الأعلی مودودی لاهوری 19 ....می‏دانند ولی سایر مسلمانان، بخصوص شیعیان، بشدّت با این عقیدت و مؤسس آن مخالفت می‏ورزند، بخصوص بعد از آنکه وهابیان به سال 1316/1898 کربلا را قتل عام و ویران کردند و حرم مطهر حسین بن علی(ع)و عباس بن علی(ع)را به آتش کشیدند.کینه مسلمانان نسبت به آنان شدت یافته کتابهای بسیار در ردّ و طعن بر فرقه وهابیّه به رشته تحریر درآورده‏اند. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب«الذریعة الی تصانیف الشیعه» 20

برخی از این ردّیه ‏ها را به شرح ذیل نام برده است:

1-الاوراق البغدایه، تألیف شیخ ابراهیم راوی عراقی.

2-الفجر الصادق فی الرّد علی منکری التوسل و الکرامات و الخوارق، تألیف جمیل صدقی زهاوی شاعر معاصر عراقی.

3-دلیل واقعی

4-صلح اخوان، تألیف شیخ داوود نقشبندی بغدادی.

5-المنحة الوهبیّه.

6-الصواعق الالهیّه، تألیف شیخ سلیمان بن عبد الوهاب برادر شیخ محمد بن عبد الوهاب... اینها ردّیّه‏های علمای اهل سنت است.اما بعضی ردّیّه‏های علمای شیعه به این شرح است:

7-الآیات البیّنات.

8-البراهیم الجلیّه فی دفع شبهات الوهابیّة، تألیف سید حسین قزوینی.

9-المشاهد المشرّفة و الوهّابیّون، تألیف شیخ محمد علی بن محمد جعفر.

10-منهج الرّشّاد، تألیف شیخ جعفر کاشف الغطاء.

11-الهادی، تألیف محمد بن حسین فارسی در ردّ کتاب کشف الشبهات ابن عبد الوهاب که از غیر پیروان خود را در آن کتاب کافر شمرده است.

12-الرّدّ علی الوهّابیّه، تألیف شیخ محمد جواد بلاغی.

13-الرّد علی الوّهّابیّة، تألیف سید محمود علی اردوبادی.

14-الرّدّ علی الوّهابیّة، تألیف سید محمود لواسانی عصار.

15-الردّ علی الوهّابیّة، تألیف شیخ مهدی اصفهانی.

16-الرّدّ علی الوهّابیّة، تألیف شیخ هادی کاشف الغطاء.

17-کشف الأرتیاب فی اشیاع محمد بن عبد الوّهاب، تألیف سید محسن امین عاملی. 21

شیخ عبد اللّه قصیمی بغدادی ردّی بر این کتاب با عنوان«الصراع بین الاسلام و الوثنیة»نوشته که آن هم در مصر به چاپ رسیده است.

برای مزید اطلاع درباره این کتابها باید به مجلدات الذریعة و معاجم و فهارس مطبوعات عربی و فارسی مراجعه کرد و جهت اطلاع از تفصیل عقاید ابن عبد الوهاب و داوری در ماهیّت و ارزش و آثار آن، مطالعه کتابهائی که در ذیل این مقاله صورت داده شده سودمند است.

آل سعود
آل سعود از اعقاب ربیعة بن نزار بن معد بن عدنان و از بنی بکر بن وائل و بنی ذهل شیبان بشمار می‏روند.چون جدّ اعلای ایشان محمد بن سعود در درعیّه بر بنیاد تعالیم ابن عبد الوهاب‏ حکومت این طایفه را تأسیس کرد آنان را«آل سعود»خواندند.نبست سعود را چنین آورده‏اند: سعود بن مقرّن بن مرحان بن ابراهیم بن موسی بن ربیعة بن مانع مریدی. 22

مانع 23 از مشایخ قبیلة بکر بن وائل بود و در قصبه دروع از توابع طایف می‏زیست.او به سال 850/1446 به دعوت پسر عم خود ابن درع که امیر منفوحه 24 و حجر الیمامه 25 و جزعه، در نجد بود نزد وی رفت و واحه الملیبید و الغضیّه را از او به تیول گرفته و به کشاورزی پرداخت.امّا مانع و پسرش به شیوه سایر مشایخ عرب خوی جنگجویی و تجاوز داشتند.و گاهگاه به قبایل همسایه حمله می‏بردند.ربیعه به آل یزید تاخته مردان آن قبیله را از دم تیغ گذراند و زنان و اموالشان را تصاحب کرد.پسر او هم که موسی نام داشت از راهزنان معروف نجد بود و در عهد او، آل سعود به صورت دسته‏ای غارتگر در نجد شناخته شدند.ابراهیم دو پسر به نام وطبان و مقرّن داشت که اوّلی سردودمان آل وطبان-ساکن زبیر نزدیک بصره-بود و دویمی جدّ اعلای آل سعود است که در نجد به سلطنت رسیدند.از احوال مقرّن و نیاکان او تفصیلی در تاریخ باقی نمانده است. همین قدر می‏دانیم، سعود پسر مقرن نخستین فرد معروف این خاندان است که در درعیّه به امارت رسید.وی بر آل معمر که اخوال او بودند تاخته اهالی درعیه را قتل عام کرد و آل معمر را به عیینه متواری ساخت و خود در آن شهر به امارت نشست.او در سال 1140/1727 در درعیه درگذشت و پسرش محمّد حکمران آن شهر شد.

محمد بن سعود(1140-1179 ه.ق.)
چنان‏که گذشت، محمد بن عبد الوهاب وقتی نتوانست در عیینه بماند به درعیه رفت.وی در آنجا به خانه یکی از شاگردانش که عبد اللّه بن سویلم نام داشت وارد شد و سایر شاگردان و مریدانش دور او را گرفتند.محمد بن سعود به تشویق برادرش ثنیان و موضی همسرش از فرصت استفاده کرده به دیدار شیخ رفت و با او پیمان اتحاد منعقد کرد.از آن پس شیخ محمد مجال پیدا کرد نقشه‏هایی را که سالها در سرکشیده بود عملی کند و دولت وهّابی را برپایه‏ای استوار تأسیس نماید.محمّد به اشارت شیخ و ارشاد او ارتشی مجذوب و خونریز از اعراش تشکیل داده شروع به دست‏اندازی و غارت قبایل نجد کرد.«عریعر»امیر احساء و حسن بن هبة اللّه امیر نجران، در سال 1178/1765 برای رفع غائله وهابیّان بر درعیّه تاختند.لیکن محمد بن سعود به تدبیر شیخ این خطر را دفع کرد.امیر احساء را ناگزیر از بازگشت به شهر خویش مکرد و با امیر نجران پیمان صلح منعقد نمود.دهّام به دوّاس، امیر ریاض دشمن سرسخت شیخ از سال 1160/1747 حملات خود را به درعیّه آغاز کرده بود که سالها ادامه داشت و موجب کشتار بسیار از طرفین شد.امیران حریملاء و ضریّه نیز هر وقت فرصت می‏یافتند بر درعیة حمله می‏بردند.امّا محمد بن سعود مقاومت می‏کرد و ابن عبد الوهّاب نیز در میدان جنگ حاضر می‏شد و روحیّه سربازان را تقویت می‏کرد.سرانجام محمد بن سعود در 1179/1765 بعد از بیست سال حکمرانی و جنگ درگذشت و جای خود را به پسرش عبد العزیز سپرد.

عبد العزیز محمد(1179-1128 ه.ق.)
در مدت دویست ساله حکومت آل سعود دو امیر در این خاندان به قدرت و مهابت و قساوت شهرت یافتند؛یکی عبد العزیز بن محمد بن سعود 26 و دیگری عبد العزیز عبد الرحمان.اولی به پشتیبانی شیخ محمد بن عبد الوهاب کشوری وسیع به تصرف آورد و دویمی مملکت عربی سعودی را تأسیس کرد.

عبد العزیز بن محمد به سال 1185/1773 بر عشایر متحد نجد تاخت و آنان را در قریه حایر 27 شکست داد.بعد سپاهیان امیر ریاض را در سال 1187/1773 تارومار کرد و پس از مرگ دهّام شهر ریاض را به تصرف آورد.در 1190/1776 شهر ثرمده را گشود و سال بعد دو ناحیه مهم سدیر و وشم تسلیم او شدند. 28 سپس با امیر عیینه و سایر مشایخ نجد پیمان آشتی منعقد کرد و بیشتر قبایل آن خطه به عقیدت و هابی گرائیدند.او اراضی خرج و تهامه و شهرهای مجمعه و حرمه و بریده را تصرف کرد و در جنگ با غالب بن مساعد شریف مکه پیروزی با او بود.در حمله به جبل شمّر و حایل وقصیم بعد از قتل و غارت بسیار آن نواحی را به تصرف آورد و با قتل عامهای بی‏رحمانه، اعراب سراسر عربستان را مرعوب و فرمانبردار خود ساخت.

اگر درنده خویی عبد العزیز و پسرش سعود نبود، نه امارت سعودی دوام می‏یافت و نه مسلک وهابی رواج پیدا می‏کرد.به فرمان او هر مسلمان غیر وهابی چه شیعی و چه سنی واجب القتل و مال و ناموسش بر وهابیان حلال بود.تا کشف نفت هزینه ارتش و بودجه کشور سعودی از همین محلها، تأمین می‏شد.از جمله فتوحات عبد العزیز که موجب شهرت او در عربستان شد، فتح مکه و مدینه و طایف بود که مشاهد متبرکه و قبور ائمّه را ویران کرد و رسوم وهّابی را در حجاز جاری ساخت.تصّرف بحرین و چند امارت ساحلی خلیج فارس سابقه‏ای برای آل سعود بوجود آورده که همواره به آن استناد می‏کنند.در اواخر امارت عبد العزیز بود که شیخ، در عمر نود و یک سالگی-و به قول«ابن بشر»مورخ نجدی در نود و هشت سالگی در گذشت.

از کارهای ننگین عهد عبد العزیز این بود که پسرش سعود به امر او و فتوای علمای وهابی در فروردین 1217 ه.ق.به کربلا حمله کرد و اهالی آن شهر مقدس را قتل عام نموده، حرم حسین بن علی(ع)و عباس بن علی(ع)را ویران کرده به آتش کشید.در این حمله که به بهانه دست‏اندازی اعراب شیعی خزاعل به حجّاج نجدی صورت گرفت شهر کربلا کاملا غارت شد و خیابانهای آن از کشتگان انباشته گردید.اعراب وهابی کشتگان را برهنه می‏کردند و لباسشان را می‏ربودند. 30 به مشاهد کربلا هر اهانتی توانستند کردند و جواهرات نفیس و پرده‏ها و قندیلها و هر چه طلا و نقره و اشیاء گرانبها و نذورات که در خزانه حرمها بود یغما کردند.سپس اشیاء غارتی را بر شتران بار کرده به طرف نجد بازگشتند می‏خواستند نجف را نیز ویران و قتل عام کنند ولیکن سیلاب بهاری راه را بر ایشان بست و ناچار به درعیّه بازگشتند. 31

امّا یکی هم پیدا شد که به شیوه خود وهابیان از امیر سعودی انتقام بگیرد.در تابستان 1218/1803 روزی عبد العزیز هشتاد و سه سال در مسجد طریف در درعیه پیشاپیش نمازگزاران امامت می‏کرد.ناگاه مردی در کسوت درویشان از پشت سر بر او حمله کرد و کارد خود را تا دسته در پشتاو فرود برد و او را قتل آورد.گفتند که وی مردی شیعی از اهالی کربلا بود 32 و بدین طریق انتقام خون ناحق همشهریان خود را گرفت.او از چندی پیش به صورت طالب علم به درعیه آمده نزد مشایخ وهابی مشغول تحصیل بود.مردی آرام و سربراه می نمود و همه روزه برای نماز در مسجد می‏آمد و پشت سر عبد العزیز نماز می‏گذارد تا آن روز که مجال یافت و کار او را ساخت. وهابیان بر آن مرد حمله برده سرش را بریدند و عبد العزیز نیز بعد از ساعتی چند جان داد. 33

متصرفات سعودی در عهد عبد العزیز به شرح ذیل بود:عسیر و تهامه، حجاز، عمان، احساء، قطیف، زیاره و بحرین، وادی الدواسر، خرج، محمل، وشم، سدیر، قصیم، جبل شمّر، درعیّه، مجمعه، منیح، بیشه، رنیّه، ترابه...و غیره.

در زمان عبد العزیز انگلیسیها خاندان سعودی را شناختند و با سعودیان رابطه دوستی برقرار کردند.«اولریخ ژاسیر زیتس» 33 مستشرق آلمانی در همان ایام با لباس درویشی به مکّه آمد و در موسم حج در عرفات سعود بن عبد العزیز را دیدار کرد-که سادگی او را می‏ستاید-این مستشرق را در یمن کشتند و یادداشتهای ارزشمند سفر حجازش از بین رفت.

سعود روم که وهابیان او را کبیر لقب داده‏اند(1163-1129 ه.ق.)
او امیری شجاع ولی سفّاک و بی‏باک بود و از نیروی ابتکار و اراده و سرعت عمل بهره کافی داشت.فتوحات سعودی در شبه‏جزیره عربستان و خلیج فارس به دست او انجام گرفت و در سی سال آخر عمر پدرش همه امور کشور سعودی در دست او بود.سعود به سال 1203 ه.ق/1788 به حکم ابن عبد الوهاب از سوی پدر به ولایت عهد منصوب شد و بعد از مرگ عبد العزیز مدت یازده سال بر عربستان سلطنت می‏کرد.حتّی مورخان وهّابی هم نتوانسته‏اند درنده‏خویی و قتل عامهای هولناک او را پنهان دارند.اشراف حجاز و امرای عرب طی‏نامه‏هایی باب عالی را متوجه خطر روزافزون قدرت پیشستاز وهابیّان ساختند و به آنان فهماندند که این طایفه به عربستان بسنده‏ نمی‏کنند و هدفشان تسلط بر سراسر متصرفات عثمانی و همه مسلمانان است.سرانجام دربار اسلامبول تصمیم به رفع غائله وهّابی گرفت و محمد علی پاشا حکمران مصر را مأمور کرد لشکری مجهّز به عربستان اعزام کند و سعودیان و وهابیّان را از بیخ و بن براندازد.در همین اوقات بود که سعود در عمر شصت و شش سالگی در درعیه به بیماری سرطان روه درگذشت و از عذاب مشاهده ویرانی کشورش به دست مصریان نجات یافت. 34

ارتش مصر در عربستان
هیبت وهّابیان تخت سلاطین عرب را به لرزه درآورده بود.در آن ایّام کسی از بیم هلاکت جرأت سفر حج و زیارت نداشت.شریف غالب 35 پادشاه حجاز از هول جان تظاهر به وهّابیگری می‏کرد و بعد از شکستی که از سعود خورد(1221 ه.ق.)دستور داد قبور ائمه را در بقیع و سایر مشاهد و مزارات متبّرکه را در مکّه و مدینه با خاک یکسان کنند.او استعمال دخانیات را حرام اعلان کرد و مذهبی حنبلی سلفی وهّابی را در حجاز رسمیّت داد...اما او و سایر بزرگان حجاز در نهان با دربار اسلامبول مکاتبه داشتند و برای نجات کشور خود می‏کوشیدند.سرانجام سلطان سلیم بن مصطفی(متوفی در 1222 ه.ق.)امپراطور عثمانی مصمّم به براندازی وهابیان و آل سعود شد و محمد علی پاشان را مأمور این مهم فرمود.او هم ارتشی مخلوط از سربازان ترک و آلبانی و عرب به فرماندهی پسرش طوسون پاشا به حجاز اعزام داشت.طوسون در سال 1227/1812، از بندر ینبع وارد مدینه شد و آن شهر را گشوده به سوی مکه شتافت.گرچه مقاومت وهابیان شدید بود امّا در برابر آتش توپخانه مصریان کرای از پیش نبردند و شکست یافتند.طوسون وارد مکّه شد و بعد از چند روز محمد علی پاشان نیز وارد مکّه گردید.او شریف غالب را به جرم اهمال و سازش کاری معزول و زندانی کرد و برادرش سرور بن غالب را به مقام شریف مکّه منصوب نمود. 36

شکست آل سعود و سقوط درعیّه
بعد از سعود به عبد العزیز پسرش ابراهیم(ف 1235 ه.ق.)به امارت درعیّه رسید ولی از سویی بین او و عمویش عبد اللّه بن عبد العزیز بر سر جانشینی اختلاف افتاده بود و در نتیجه جنگ خانگی سعودیان را ناتوان می‏کرد و از سوی دیگر ارتش مصر به سوی نجد در حال پیش‏روی بود. محمد علی پاشان که از پیروزی ارتش خود اطمینان حاصل کرده بود به قاهره برگشت و طوسون را با عده کافی و توپخانه قوی روانه نجد ساخت.طوسون بدون هیچ مانعی تا قلعه رسّ-دویست و هفتاد کیلومتری شمال شرقی مدینه-پیش رفت ولی در آنجا با مقاومت شدید وهابیان برخورد کرد و با دادن تلفات بسیار نتوانست به پیشروی ادامه دهد.ناچار به پیشنهاد وهابیان تن به ترک‏ مخاصمه داد و به قاهره برگشت.

محمد علی پاشا از طوسون به سبب ضعفی که نشان داده بود خشمگین گشت و او را توبیخ و از امارت معزول کرد و پسر دیگرش ابراهیم پاشا را مأمور تسخیر نجد ساخت.ابراهیم با لشکری تازه‏نفس به نجد رفت و خود را به درعیّه رسانده پایتخت آل سعود را در محاصره گرفت.او با آتش سنگین توپخانه مقاومت وهّابیان را درهم شکست و آنان را ناگزیر به تسلیم بلاشرط ساخت. عبد اللّه بن سعود-که برادر را برکنار کرده و خود به جای او نشسته بودبعد از شش ماه مقاومت قلعه و پادگان درعیّه را تحویل مصریان داد(1234/1818)و هیأتی را به ریاست عمش عبد اللّه بن عبد العزیز-که شیخ آل سعود بود-همراه شیخ علی بن محمد بن عبد الوهاب نزد ابراهیم پاشا فرستاد.به دستور ابراهیم اموال و املاک خاندان سعودی و ابن عبد الوهاب ضبط شد و عبد اللّه بن سعودی را به اسلامبول بردند که در آنجا محکوم به سر بریدن گردید.علمای وهابی و امرای سعودی را یا سر بریدند و یا تیرباران کردند و بعضی را به دهانه توپ بستند یا پی سپر سمّ ستوران ساختند. احمد بن رشید حنبلی قاضی درعیّه را در حضور ابراهیم شکنجه‏های شدید دادند از جمله دندانهایش را یکی یکی کشیدند.سپس پایتخت سعودی را به آتش کشیدند و تمامی خانه‏ها و آبادیهای آن ار ویران کردند و شهر را با خاک یکسان کردند.نخیلات و باغها و زراعتهای درعیّه را نیز معدوم نمودند...زنان و کودکان و پیروان بقیة السیف را به سایر بلاد نجد کوچاندند و بعض امرای سعودی و مشایخ اولاد عبد الوهاب را به قاهره تبعید کردند.وقتی ارتش مصر از درعیّه را نیز معدوم نمودند...زنان و کودکان و پیروان بقیة السیف را به سایر بلاد نجد کوچاندند و بعض امرای سعودی و مشایخ اولاد عبد الوهاب را به قاهره تبعید کردند.وقتی ارتش مصر از درعیّه برمی‏گشت دیگر در آن شهر هیچ مال و آبادی و هیچ ساکنی باقی نمانده بود. 37

بعضی نتایج لشکرکشی ابراهیم پاشا به نجد
نتایج لشکرکشی مصریان را به عربستان می‏توان به صورت ذیل جمع‏بندی کرد:

1-درعیّه و سایر شهرهای وهابی بعد از حدود نود سال آبادانی غارت و ویران گردید.

2-کشور وسیع عبد العزیز و پسرش سعود متلاشی شد.

3-تعداد بی‏شماری از اعراب وهابی قتل عام شدند.

4-پیشرفت دعوت وهابی متوقف شد و رعبی که از وهابیان در دلها پیدا شده بود از بین رفت.

5-سلطنت سعودی منقرض گردید.

6-همراه با سربازان مصری و ترک و آلبانی، فرهنگ غربی تا قلب عربستان راه یافت، و پای اروپائیان به آنجا باز شد.به‏طوری که یک سال بعد از سقوط درعیّه(1236/1820)ارتش انگلیس در بحرین مستقر شد و نفوذ آن دولت در خلیج فارس توسعه یافت. 7-بعد از پیروزی بود که فکر ناسیونالیزم عرب در سر محمد علی پاشان و بعد شریف حسین پیدا شد و در قرن بیستم منشأ تحولات شگرف در خاورمیانه گردید.

8-اندیشه وحدت قومی عربی بعد از این پیروزی در سر رجال پیدا شد و از مصر نشأت گرفت.

9-اندیشه تشکیل دولت براساس اسلام و قوانین اسلام از همان ایام عملی شناخته شد.

10-بعد از فتح عربستان و سوریّه بود که محمد علی پاشا کشوری خدیوی مصر را مستقل اعلام کرد...

سالهای فترت(1234/1818-1320/1902)
بعد از سقوط درعیه تا چند سال کسی از خاندان سعودی به فکر سلطنت نیفتاد.ابراهیم پاشا مقام حکمرانی نجد را به یکی از اعیان مصر به نام اسماعیل پاشا واگذار کرد و او از سوی خود افسری را به نام خالد پاشا که مردی ستمکاره و مهمل بود روانه نجد کرد.صحرانشینان نجدی از ضعف وی استفاده کرده به حالت بدوی و غارتگری برگشتند و به جان هم افتادند.در سال 1235/1819 ترکی 38 پسر عبد اللّه بن سعود جمعی از اعراب را با خود همراه ساخته ریاض و بعد عارض را تصرف کرد و ارتش مصر را از این دو شهر بیرون راند.سپس اعراب جبل شمّر و مطیر را با خود یار ساخت و دولت گونه‏ای تشکیل داد.در 1242/1833 فیصل بن ترکی از مصر گریخته به پدر پیوست و به یاری او احساء و قطیف را گرفت و ترکان را از وادی حنیفه بیرون راند.مشایخ قبایل شمّر و حایل نیز با ترکی پیمان دوستی بستند و کار سعودیان دوباره رونق گرفت.امّا بن اعمام ترکی به فرماندهی مشاری بر او تاختند و ترکی را به قتل رساندند.مشاری در ریاض به امارت نشست لیکن در سال 1294/1877 فیصل پسر ترکی به کمک آل رشید ریاض را بازگرفت و مشاری را کشته خود به جای او نشست.وقتی این خبرها به محمد علی پاشا رسید امیری را به نام خورشید پاشا مأمور نجد کرد و او ریاض را گشوده جمعی از وهّابیان را به قتل آورد و فیصل را با دو پسرش عبد اللّه و محمد و دو برادرش و جمعی از بنی اعماش در بند کرد و به قاهره تبعید نمود.محمد علی پاشا یکی از امیرزادگان سعودی را که تربیت اروپایی داشت و از انضباط و فرمانبرداری او مطمئن بود به جای فیصل به حکومت نجد منصوب کرد(1254/1838) امّا وقتی او به ریاض رسید اعراب بر او شوریدند و او را بیرون کردند.خالد سالها در عربستان در بدر بود تا اینکه به سال 1278 ه.ق در جدّه درگذشت. 39

محمد علی پاشا بر اثر فشار روس و انگلیس که حامیان عثمانی بودند، بعد از اعلام استقلال ناچار شد ارتش خود را از جزیرة العرب فراخواند.فیصل بن ترکی بعد از رفتن مصریها فرصتی پیدا کرده از قاهره به نجد آمد و در ریاض به حکومت پرداخت و تا سال 1282 در آنجا بود.امّا بعد از مرگش باز جنگ خانگی آل سعود شروع شد و به جان هم افتادند.آل رشید فرصت پیدا کرده ریاض را متصرف شدند و شیخ کویت دست‏اندازیهای خود را به نجد آغاز کرد.ارتش عثمانی در سال 1288 ه.ق.به کمک کویتیها استان شیعه‏نشین احساء و قطیف را تصرف کرده ضمیمه بصره کردند.محمد بن رشید شمری 36 در 1306 در 1306 ه.ق بر آل رشید غلبه کرده ریاض را از ایشان گرفت و ضمیمه حکومت حایل ساخت.همین امر شمّری در سال 1308 ه.ق ناحیه قصیم و عنبزه و بریده را بگشود و یکه‏تاز صحاری نجد شد.

بعد از فیصل پسرش عبد الرحمان برای استرداد ریاض با عشایر قصیم علیه ابن رشید متحد گشت و با او وارد جنگ شد.امّا بسختی شکست خورد به‏طوری که دل از امارت برگرفته نجد را ترک گفت و رهسپار قطیف و احساء گردید.در احساء استاندار عثمانی به او پیشنهاد اطاعت کرد تا حکومت ریاض را بازیابد امّا نپذیرفت و وارد کویت شد.شیخ کویت ابتدا به او اجازه اقامت در خاک خود را نداد و عبد الرحمان ناگزیر چندی در قطر بسر برد.ولی بعد از چندی با موافقت مقامات عثمانی به حکومت بازگشت و ده سال در آنجا با عسرت بسر برد تا آنکه پسرش عبد العزیز ریاض را بگشود و او و سایر افراد خانواده را به آن شهر برگرداند.

بازگشت آل سعود به نجد
عبد العزیز به عبد الرحمان در ایام جنگهای داخلی نجد و درگیریهای خونین پسران فیصل با یکدیگر، روز 29 ذی‏حجه 1293/1880 در ریاض متولد شد، در پنج سالگی الفبا را یاد گرفت و قرآن می‏خواند و اجزائی از کتاب الهی را از برداشت، در هشت سالگی همراه با عمّش محمد بن فیصل و شیخ عبد اللّه بن عبد اللطیف آل شیخ در مجلس مذاکره آشتی با محمدبن الرشید حضور داشت.در ده سالگی گرفتار مصائب زدوخوردهای خانوادگی شد و در یازده سالگی با والدین خود ناگزیر از ترک ریاض و کوچهای پیاپی در صحاری احساء و کویت و الربع الخاری گردید.او در این سفرها پرخطر فنون جنگهای صحرایی و حکومت بر صحرانشینان را فراگرفت و در شعر و ادب عربی مهارت یافت.قسمت اعظم قرآن و احادیث نبوی را از حفظ کرد و امثال عربی و تاریخ و جغرافیای عربستان و وقایع و ایّام قبال و مفاخر و مثالب آنان و احوال رجال و سرداران صحرا اطلاع کافی به دست آورد.او بدویان را شناخت و خویها و توقعات و نیازهای ایشان را درک کرد و اخبار نجد و سرگذشت نیاکان خود را از پدر و سایر رجال سعودی شنید و از چگونگی مداخلات بیگانگان بخصوص ترکها و انگلیسها و آلمانیها در عربستان آگاهی کافی پیدا کرد.

ضمنا از خاندان ابن عبد الوهاب اخبار سیره و مغازی رسول اللّه و تاریخ اسلام و شرح مذاهب اسلامی را بیاموخت و در مدرسه اجتماع بدوی تجارب بسیار اندوخت...و خلاصه آنکه فردی شایسته برای حکومت در صحرا و کارشناسی مطلع از فرهنگ و سنن عربی بار آمد.

پدرش بعد از ترک ریاض ابتدا به یکی از قبایل عجمان پناه برد امّا زندگی بین آن اعراب را برای خود و خانواده‏اش ناامن و پرخطر دید.پس به«الربع الخالی»رفته چند ماهی را بین قبیله بنی مرّه گذراند.آن ماهها سخت‏ترین ایام زندگی عبد العزیز بود.بنی مرّه وحشی‏ترین و خونخوارترین اعراب صحرا بودند و شرایط بسیار دشوار زندگی در صحاری سوزان و بادهای سموم و گرسنگی و تشنگی و خوردن سوسمار و خرمای خشک و شیر شتر برای امیرزاده‏ای جوان چون او سخت و بلکه غیرقابل تحمل می‏نمود.مع ذلک همه‏این دشواریها را ناگزیر خود همراه کرد و راه و رسم مبارزه با فقر و گرسنگی و تشنگی را بخوبی فراگرفت.

خانه عبد الرحمان در کویت کوچک و نامناسب بود، افراد خانواده او فقط دو اطاق خواب و یک اطاق نشیمن و یک اطاق برای انبار و پخت‏وپز داشتند.لیکن در همین سرای کوچک حرفهای بزرگ زده می‏شد و رجای سیاسی عرب و اروپایی در آن رفت‏وآمد می‏کردند.ترکها می‏خواستند عبد الرحمان را به سوی خود بکشند.شیخ کویت که از روی کشته دو برادرش گذشته به امارت رسیده بود و آرزوی تسلّط بر عربستان را در سر می‏پروراند پیوسته حرکات و فعالیتهای عبد الرحمان را زیرنظر داشت.روسها می‏کوشیدند او ضعف ایران و عثمانی استفاده کنند و بر راه دریای هند مسلّط شوند.آلمانیها با ترکان عثمانی ساخته و درصدد بودند راه‏آهن برلین را به کویت متصل سازند و بالأخره انگلیسیها که بیش از سه قرن در خلیج فارس سابقه داشتند و در بوشهر و سایر بنا معتبر ایران نمایندگی سیاسی و بازرگانی دایر کرده بودند-و دامنه نفوذشان از مشرق تا اقیانوس کبیر امتداد داشت-نقشه‏های دقیق برای عربستان طرح کرده مراقب عبد الرحمان و عبد العزیز و آن پدر و پسر را می‏آزمودند.

عبد العزیز همه این جریانات را می‏دید و مذاکراتی را که با پدرش می‏شد می‏شنید و در ذهن خود نقشه استمداد از بریتانیا را برای استرداد ملک موروث می‏پروراند.قبل از شیخ مبارک از این راه رفته و کشتیهای انگلیسی را برای حمایت خود به ساحل کویت کشیده بود.عبد الرحمان در ایام اقامت کویت بخت خود را برای حمله به عشایر قحطانی و جنگ با آل رشید برای پس گرفتن ریاض از ایشان آزمود امّا شکست خورد.شیخ مبارک هم یک بار به ریاض حمله برد لیکن در برابر حریف بسختی مغلوب گردید(1318/1900)مقدّر این بود که ریاض به دست عبد العزیز فتح شود و سلطنت سعودی باردیگر در نجد استقرار یابد.

بلعجی تاریخ
عبد العزیز وقتی به مرز بیست سالگی نزدیک شد تصمیم گرفت خطر کند و به هر قیمت شده‏ پایتخت خانوادگی را از آل رشید بازستاند.او در این وقت مثل پلنگ صحرا چابک و زورمند و مغرور و به قدر کافی تجربه نظامی و سیاسی آموخته بود.دیگر تحمل زندگی محقر و جیره‏خوار شیخ کویت را نداشت.از اینرو بعد از اندیشه بسیار نقشه‏ای جسورانه برای فتح ریاض کشید و فکر خود را با پدرش و شیخ مبارک در میان نهاد.ابتدا هر دو مخالفت کردند و مخصوصا شیخ مبارک که ضرب شست ابن رشید را چشیده بود، او را از این اقدام پرخطر برحذر داشت.اما عبد العزیز آن قدر اصرار ورزید تا هر دو را موافق ساخت.شیخ کویت چند شتر و تعدادی سلاح و مقداری آرد و روغن و شکر و قهوه و خرما در اختیار او گذاشت و عبد العزیز همراه نوزده تن از خویشان و دوستان از جمله برادرش محمد و پسر عموهایش عبد اللّه بن جلاوی و عبد العزیز بن مساعد به سوی سرنوشت به راه افتاد.چند ماهی بین اعراب برای یافتن یاران کارآمد گردش کرد امّا جز بیست جوان ماجراجوی قابل اعتماد کسی را نیافت.این جمع چهل نفری به سوی ریاض عزیمت کردند و در زمستان سال 1319/1901، از بین عشایر احساء و نجد گذشته شبانه خود را به منزلی نزدیک آن شهر رساندند.

عبد العزز که تا آن ساعت نقشه استراتژیکی خود را بر یاران فاش نساخته بود به ده تن از ایشان امر کرد در آن منزل بمانند و از شتران و بنه و خوارباری که داشتند محافظت کنند.به ایشان گفت اگر تا بیست و چهار ساعت دیگر نیامدم شما به کویت برگردید.سپس با بیست و نه نوجوانان نخبه که شجاع‏ترین جنگاوران صحرا بودند شبگیر پیاده به سوی قلعه ریاض-که المصمک نام دارد-به راه افتاد.این دسته همه مسلح به شمشیر بودند و بعضی طپانچه هم داشتند.حاکم ریاض از سوی ابن رشید عجلان نام داشت و او شبها را در قلعه می‏خوابید و صبح زود برای صرف صبحانه به خانه خود که دیوار به دیوار قلعه بود می‏رفت.عبد العزیز و همراهان با تدبیری ماهرانه، ابتدا به خانه‏ای در جنب خانه عجلان وارد شدند و بعد آهسته از دیوار بالا رفته به خانه او رفتند.به دستور عبد العزیز دو همسر عجلان که در آن خانه خفته بودند در اطاقی بازداشت شدند.یکی از آن دو از وابستگان آل سعود بود و اطاعت سودمندی در اختیار سعودیان گذاشت. عبد العزیز و همراهان آن شب را به خواندن قرآن و نماز و خوردن قهوه و خرما گذراندند و نخوابیدند و سپیده‏دم شمشیرها را حمایل کرده پشت دروازه مصمک موضع گرفتند.وقتی عجلان دروازه قلعه را گشود که بیرون بیاید ابن سعود و همراهانش را منتظر خود دید.او به شتاب برگشت که دروازه را ببندد اما سعودیان به او مجال ندادند و وارد قلعه شدند.در دالان قلعه جنگ خونینی درگرفت که به پیروزی ابن سعود منتهی شد و عجلان به قتل رسیده مصمک به تصرف عبد العزیز درآمد.در این نبرد کسی از سعودیان کشته نشد امّا هشتاد نفر محافظان قلعه که به سختی مقاومت کردند همه کشته شدند.بدین ترتیب شهر ریاض روز چهارشنبه چهارم شوال 1319 ه.ق.برابر با دوازدهم ژانویه 1902 م به تصرف عبد العزیز بن عبد الرحمان درآمد.اثر حربه ابن جلاوی پسر عم عبد العزیز کهبه طرف عجلان پرتاب کرده و به خطا به دروازه خورده بود هنوز باقی است و نویسنده آنرا دیده است.

نیم قرن کوشش و جدال
به موجب قانون صحرا، حقّ یعنی زور.عبد العزیز به همین حق طی نیم قرن به زور شمشیر خود همه قدرتهای شبه‏جزیره عرستان را درهم کوبید و برای تحکیم مبانی سلطنت خویش از کشتار بی‏امان و دسته‏جمعی مخالفان خویش مضایقه نکرد.وقتی اهل ریاض خبر سقوط مصمک و قتل عجلان و یارانش را شنیدند دسته دسته رو به عبد العزیز آوردند.تمامی اموال و اسلحه و اسبان و شتران ابن رشید به دست ابن سعود افتاد و او در ریاض سلطنتی را بنیان نهاد که تاکنون به شمار می‏رود. شرح زندگی افسانه‏ای و کشورگشایی‏های ابن سعود در دوره پنجاه و یک ساله سلطنت او در صدها کتاب و مقاله در زندگی و بعد از مرگ او به رشته تحریر درآمده است و در این مقاله مجالی برای تفصیل آنها نیست.ذیلا فهرست‏وار بعض اقدامات بنیادی عبد العزیز را-که چهره عربستان را دگرگون کرده است-به عرض خوانندگادن می‏رساند:

1-استقرار پایتخت سعودی در ریاض که موجب آبادانی آن شهر و امنیّت صحاری نجد شد. 2-بعد از غلبه بر ارتش عبد العزیز بن رشید 41 ، امیر سفاک و قدرتمند حائل صحاری نجد، در محلّ«دلم»سراسر نجد تسلیم وی شد.-1322/1904-.

3-ارتش عثمانی را که به یاری ابن رشید آمده بود در محلّ«شنانه»درهم شکست. -1904 م-.

4-ابن رشید را در محلّ«روضه مهنّاء»شکست قطعی داد و او را به قتل رساند. -1324/1906-.

5-اعراب کویتی را که به تحریک شیخ مبارک و عثمانیها به جنگ آمده بودند شکست داد.-1906 م-.

6-ارتش عثمانی را شکست داد و از نجد بیرون راند.1906 م-.

7-در سال 1330/1912 برنامه اسکان اعراب صحراگرد و تأسیس واحدهای رزمی کشاورزی را در نجد و قصیم آغاز کرد و از راهزنان خونخوار مجاهدانی باانضباط و معتقد به مذهب حنبلی وهابی به نام«اخوان»به وجود آورد که در«هجر»-جمع هجرت-ساکن شده ضمن عمل کشاورزی احکام دین و فنون جنگ صحرایی را فرامی‏گرفتند و تا آخرین نفس در جنگها پایداری می‏کردند و عقیدت وهابی را در عربستان تبلیغ می‏نمودند بسط قدرت عبد العزیز(که به نام ابن سعود معروف شده است)و فتوحات او و رعب و هیبتی که از وهابیان در دلها افتاده بود همه نتیجه حملات شجاعانه اخوان بود.گارد ملی یا سپاه پاسداران سعودی که امروز حافظ امنیّت صحرا هستند و در همه جا حضور دارند بازمانده تشکیلات«هجر»و اخوان است.

8-استان احساء و قطیف و هفوف و سراسر منطقه شرقی عربستان را از ترکان عثمانی گرفت و ضمیمه قلمرو خویش ساخت.-1331/1913-.

9-دولت آل رشید را در حائل منقرض کرد و آن ناحیه و اراضی شمالی عربستان را به تصرف خود درآورد.-1339/1921-.

10-در محل عقیر-در کنار خلیج فارس با«سرپرسی کوکس»کمیسر عالی انگلیس در عراق ملاقات و معاهده همکاری با انگلستان را امضاء کرد و به مسأله تحدید حدود نجد و عراق فیصله داد.این نخستین پیمان رسمی بود که ابن سعود با دولت انگلستان بست و شرح آن را امین ریحانی-نماینده کمپانی‏های نفت آمریکائی-در کتاب ملوک العرب و در تاریخ نجد الحدیث شرح داده و خود او هم در این ملاقات حضور داشته است 42 .-1341/1922-.

11-ابن سعود که مصمّم به تسخیر حجاز شده بود در سال 1342/1923 شورایی از علمای وهابی در ریاض تشکیل داد تا نظر خود را درباره حرمین و حکومت شریف حسین بیان کنند.این شورا به اتفاق آرا شریف حسین و دولت او را محکوم کردند و فتوا دادند که عبد العزیز صالحترین فرد برای اداره امور حرمین است.این شورا رأیهایی که صادر کرد مقدّمه حمله ابن سعود به حجاز و تصرّف آن استان بود.

12-ابن سعود در سال 1343/1924 لشکر به حجاز برد و بعد از کشتارهای بی‏رحمانه طایف و مدینه، ملک حسین شریف مکّه را شکست داد و دو شهر مقدس مکّه و مدینه سایر بلاد حجاز را تصرف کرد.بعد از این پیروزی بود که خود را پادشاه نجد و حجاز خواند و دولت انگلیس نخستین دولتی بود که این سمت او را به رسمیت شناخت.

13-ابن سعود روز بیست و سوم جمادی الثانیه 1344/هشتم ژانویه 1926، از اهالی مکه بیعت گرفت که به سمت«ملک حجاز و سلطان نجد و ملحقات»با او بیعت کردند.

14-در تاریخ بیستم رمضان 1348/1929 بر عرشه یک کشتی انگلیسی با فیصل اول، پادشاه عراق ملاقات نمود و این دو دشمن دیرین بیشتر اختلافات خود را حل کردند.

15-در تاریخ هفدهم جمادی الاولی سال 1351/هجدهم دسامبر 1932 به موجب فرمانی نام کشور خود را«المملکة العربیة السعودیّه»گذاشت محرم 1353/11 مه 1933 پسرش سعود را ولیعهد خویش ساخت. 43

16-بعد از فتح حجاز به فکر رهبری جهان اسلام و تشکیل وحدت اسلامی و وحدت عربی افتاد.همان خیالی مکه پیش از او در سر شریف حسین پیدا شده بود. 17-بعد از جنگهای سختی در سال 1353 ه.ق.با حسن ادریسی 44 پادشاه تهامه و امام یحیی 45 پادشاه یمن آشتی کرد و آن دو عملا مطیع ابن سعود شدند.

18-بزرگترین خوشبختی ابن سعود پیدا شدن نفت در منطقه شرقی بود که امتیاز استخراج آنرا به کمپانی امریکایی استاندارد اویل و سپس شرکت«آرامکو»واگذار کرد.از سال 1358/1939 جریان نفت سعودی به کشورهای غربی آغاز شد و درآمد آن موجب آبادانی عربستان و ثروت بی‏کران سعودیان گردید. 46

19-در دو جنگ بزرگ جهانی به کمک انگلستان موفق شد عربستن را بی‏طرف و امن نگاه دارد.

20-در تاریخ دوم ربیع الاوّل 1364/15 فوریه 1945 در فیّوم-مصر-با روزولت رئیس جمهوری امریکا 47 ملاقات و مذاکره کرد.در همین سفر بود که با فاروق-پادشاه مصر-و شکری قوّتی رئیس جمهوری سوریه و نیز با وینسون چرچیل نخست‏وزیر و انتونی ایدن وزیر خارجه انگلستان دیدار و گفتگو کرد.

21-قدرت و ثروت ابن سعود و موقع ممتاز او نزد دولتهای عربی و غربی سبب شد که شیوخ خلیج فارس از او حرف‏شنوی داشته باشند و به برتری او معترف گردند.

22-علی‏رغم دشمنی کهن خاندان سعودی با اعقاب محمد علی پاشا روابط سیاسی و فرهنگی نزدیک به ملک فاروق پادشاه مصر برقرار ساخت.

23-وفاداری خود به غرب در تمام عمر خود حفظ کرد.هنوز اعقاب او از ثمرات این دوستی متقابل برخوردارند.

24-ابن سعود و چهار فرزندش-که یکی بعد از دیگری به سلطنت رسیده‏اند-از برقراری هرگونه رابطه با روسیه شوری و اجازه تشکیل حزب و جمعیت سیاسی خودداری کرده‏اند. شاید یکی از عواملی که مانع پیشرفت افکار کمونیستی در عربستان شده است همین باشد.

25-علی رغم مخالفت علمای وهابی، از ویران کردن گنبد و روضه مطهره رسول اللّه(ص) خودداری کرد.البته دخالت دولتهای اسلامی-از جمله ایران-باوساطت امریکا و انگلیس در این امر مؤثر بوده است.

26-تعمیر کعبه مشرف و بازسازی مسجد الحرام و آب‏رسانی به مکّه و احداث طرق و شوارع و مدارس و بیمارستانها و توسعه عمران و آبادی-امری است که سعودیان به آن افتخار می‏کنند. 48

عبد العزیز ابن سعود در تاریخ نهم نوامبر 1953 م/1373 ه.ق در طایف در عمر هشتاد سالگی درگذشت.جنازه‏اش را به حکم وصیت به ریاض برده در گورستان عمومی دفن کردند. نویسنده در ریاض آن گورستان را دید و مشاهده کرد که قبر ابن سعود فرقی با سایر قبرها نداشت و به جای دفن شاهان قدیم سعودی و علمای وهابی که کهنه شده است مرده دفن کرده‏اند.روش‏ زندگی ابن سعود تا پایان عمر بدوی و عربی و طبق سنن حنبلی وهابی بود.سادگی و بی‏تکلفی را با قساوت و مهابت در خود جمع داشت و از بخششهای سخاوتمندی دریغ نمی‏کرد.شاعر و خطیبی فصیح و توانا بود و اوقات فراغت را با علما و اهل ادب و تاریخ می‏گذراند.گرچه به ظاهر مهربان می‏نمود امّا در عمل مستبد و خشن و بی‏گذشت بود و مأمورانش طیفی از رعب در همه جا پراکنده بودند.روشی که مطمئن‏ترین و قاطع‏ترین شیوه فرمانروائی در صحرا است.در سیاست خارجی به غرب متّکی بود و در سیاست داخلی از پشتیبانی علمای وهّابی و احساسات اسلامی مردم و رسوم عشایری استفاده می‏کرد.در کار رادیو و مطبوعات و سایر رسانه‏های گروهی شخصا و به‏طور روزانه مراقبت داشت.روشی که تا امروز در عربستان ادامه دارد.با نوشتن قانون و تأسیس وزارت دادگستری و تشکیل پارلمان و محاکم عرفی مخالفت بود و به جز فقه حنبلی هیچ قانونی نزد او ارزش نداشت.قبایل صحراگرد را به وسیله رؤسای آنها در اختیار داشت و اداره می‏کرد.تا امروز، در روزهای پنجشنبه اگر ملک در ریاض باشد ریش‏سفیدان و مشایخ عشایر را می‏پذیرد و به سخنانش گوش داده، حاجاتشان را برمی‏آورد و به هریک عطایی فراخور اهمیت عشیره او می‏دهد.ابن سعود تا مدتی با بودجه‏نویسی مخالفت بود و می‏گفت همه درآمدهای کشور ملک من است و کسی حق ندارد تصرفات مرا در این اموال محدود سازد.هیأت دولت برعهد ابن سعود و پسرانش آلت بلا اراده‏ای برای اجرای اراده ملک‏اند و از برادران و خویشاوندان ملک یا وابستگان ایشان انتخاب می‏شوند.افسران و افراد ارتش و گارد ملّی نیز از عناصر مطمئن و معتقد به مذهب حنبلی وهابی هستند.هیچ غیر سعودی اعم از عرب و عجم در اراضی مکّه و مدینه حق مالکیّت ندارد و به هیچ غیر مسلمان اجازه سکونت در عربستان نمی‏دهند 49 و هیچ معبدی جز مسجد در کشور سعودی نیست.شیعیان که در احساء و قطیف و دمام و ظهران و خبر، و چند هزار نفر هم به نام نخاوله در مدینه سکونت دارند در اقلیت و تحت فشارند.از عهد ابن سعود تاکنون تبلیغات وهابی در اطراف خلیج فارس و بحر عمّان و در هندوستان(هند و پاکستان و بنگلادش)و مالزی و اندونزی و سری‏لانکا و مالدیو...و سایر مناطق سنّی‏نشین شرق ادامه دارد و نتایج مهم سیاسی از آن برده می‏شود.امّا سیاستهای ناسیونالیستی عربی اثری در ابن سعود نداشت و مذهب و موقع خود را بالاتر از این جهت‏گیریها می‏شمرد.

تداوم قدرت سعودی مرهون رسوم عربی صحرایی و پیوستگیهای عشیره‏ای و ولا، و خویشاوندیهای نسبی و سببی است.عبد العزیز و سایر افراد خاندانش از طوایف نیرومند عرب زن می‏گیرند و از این راه طرفدارا و هم عقیده بسیار پیدا می‏کنند.در ریاض به این جانب گفته شد که ابن سعود هنگام مرگ 112 پسر و تعداد بی‏شماری دختر از زنان گوناگون باقی گذاشت.همه اعقاب عبد الرحمان بن فصیل-پدر عبد العزیز-که تعدادشان به قرار مسموع به چهار هزار نفر می‏رسد از خزانه دولت مستمری کافی دریافت می‏دارند و برادرانی که از یک مادرند باهم متحد و حافظ منافع احوال خویش و قبیله مادر می‏باشند.

هنوز سایه ابن سعود بر سر عربستان است
از سی و شش سال پیش که عبد العزیز بن سعود درگذشته تا امروز چهار پسرش، یکی بعد از دیگری به سلطنت عربستان رسیده‏اند.چنان‏که گذشت ابن سعود پسرش سعود را با تصویب شورای علمای وهابی به ولیعهدی اوّل و پسر دیگرش فیصل را به ولیعهدی دوم و وزارت خارجه تعیین کرد.وقتی سعود به سلطنت رسید فیصل را ولیعهد اول و برادرش خالد را ولیهد دوم اعلام کرد.فیصل بعد از چندی پس از جلب‏نظر شورای روحانیت برادر را از سلطنت خلع نمود و خود زمام امور را به دست گرفت.(11 آبان 1364 ه.ش.)او برادرش خالد را ولیعهد اول و نایب نخست‏وزیر و برادر دیگرش عبد اللّه را ولیعهد دوم تعیین کرد و سمت نخست‏ویری وزارت خارجه را خود برعهده گرفت.او مردی مدّبر و دوراندیش و معتدل و باهوش و حوصله بود.در دوران سلطنت او عربستان ترقی بسیار کرد.و با همه دولتها روابط دوستانه را حفظ کرد.در پرتو لیاقت شیخ احمد زکی یمانی وزیر نفت سعودی و مبتکر سازمان دولتهای صادرکننده نفت (اوپک‏ CEPO )ثروت عربستان بیش از حدّ انتظار زیاد شد.با امریکا و انگلیس هر دو صمیمیّت داشت.برای امنیت کشور و رفاه حال حجاج بیت اللّه گامهای بلند برداشت و نسبت به شیعیان و سایر مسلمانان غیر وهابی به مدارا رفتار کرد.شاید حاجیان ایرانی امن و رفاهی را که در عهد فیصل دیدند مگر هرگز نبینند.برای پیشرفت تمدن و صنعت و فرهنگ کوشش بسیار کرد و امن و رفاه را تا دورترین نقاط صحرا امتداد داد...مع ذلک سرانجام دستخوش توطئه و مطامع آل سعود گردید و برادرزاده‏اش او را به قتل رسانید(1395/1975)بعد از فیصل برادرش خالد که مردی آرام و کم‏حرف بود به سلطنت نشست ولی او بیمار و ضعیف بود و بعد از هفت سال بدون اینکه خدمت مهمی به کشور خود کرده باشد درگذشت(1362 ه.ش).

بعد از خالد برادرش فهد پادشاه شد.طبق وصیت ابن سعود پسرانش به ترتیب سن به شاهی می‏رسند.وی که اکنون هفت سال است بر تخت سعودی تکیه زده برادرش عبد اللّه را ولیعهد اول و برادر دیگرش سلطان را ولیعهد دوم و وزیر دفاع و هواپیمائی و برادرزاده‏اش سعود بن فیصل را وزیر خارجه تعیین کرده است.امّا سمت ریاست دولت را خود عهده‏دار است.او تنها پادشاه سعودی است که زبان انگلیسی را به طلاقت تکلّم می‏کند.طبق سنت سعودی روابط محکمی با آمریکا و انگلیس دارد.مردی کارآمد و سختگیر است امّا روش اعتدالی و بی‏طرفی را به عکس اسلاف خود رعایت نمی‏کند و علنا به تعصب قومی عربی پیوسته است.برای تشکیل شورای همکاری شیوخ خلیج فارس و برای تأسیس اتحاد نظامی ایشان(سپر جزیره)و تقویت اتحاده عرب‏ پیشقدمی نشان می‏دهند و از بذل دلارهای نفتی در این راه مضایقه ندارد.همین روش ناصواب است که منتهی به مسلح شدن شیوخ و ناامنی خلیج فارس و ناامنی منطقه شده و پای امریکا و سایر دولتها را به خلیج فارس باز کرده است.با کینه‏ورزی و سوءسیاست، شیعیان احساء و قطیف را به قیام مسلّحانه واداشته است.برخلاف پیشینیان خود آداب شرعی را ولو به ظاهر رعایت نمی‏کند. ثروت سرشار ملت خود را در راه حفظ نظامهای فاسد عربی صرف می‏کند...و گناه نابخشنودی او کمکهای بی‏حساب به رژیم آتش‏افروز عراق در جنگ تحمیلی هشت ساله با ایران است که منجر به شهادت و معلول شدن و مفقود شدن صدها هزار جوان بی‏گناه و ویرانی قسمت عظیمی از کشور ما شد.گناه زشت دیگر رژیم او برهم زدن امنیّت حج و هتک حرمت حریم کعبه و کشتار حاجیان ایرانی و غیرایرانی در موسم 1407 ه.ق و بعد منع حاجیان کشور، از ادای فریضه حج است، و من آظلم ممّن منع مساجد اللّه ان یذکر فیها اسمه و سعی فی خرابها؟ 50

برای ثبت در تاریخ
تاریخ نود ساله سلطنت ابن سعود و چهار فرزندش پر است از مطالبی که از نظر تاریخ اسلام و ایران حائز اهمیت است.ذیلا به بعضی از آنها اشاره می‏شود:

1-در روایات اسلامی راجع به حفر چاه زمزم به وسیله عبد المطلب آورده‏اند که:«وقتی عبد المطلب زمزم را کشف کرد و آهوی طلا و چند شمشیر و زر بسیار به‏دست آورد که ساسان پادشاه ایران به حرم کعبه اهدا کرده بود....عبد المطلب باب کعبه را با آنها بساخت» 55 یاقوت حموی هم به نقل از مسعودی 56 آورده است که:«ایرانیان عقیده دارند که از اولاد ابراهیم‏اند و پیشینیان ایشان برای برزگداشت جدّ خود ابراهیم خلیل به زیارت بیت اللّه می‏رفتند و کعبه را طواف می‏کردند تا شعار نیای خویش را برپای دارند و انساب خود را حفظ کنند.آخرین پادشاه پارسی که به حج بیت اللّه رفت ساسان بن بابک بود...شاعر باستانی تازی در این‏باره گفته است:

زمزمت الفرس علی زمزم

و ذالک من سالفها الأقدام 51

و بعد از ظهور اسلام یکی از شاعران ایرانی چنین گفته است:

و ما زلنا نحجّ البیّت قدما

و نلقی بالأباطح آمنینا 52

و ساسان بن بابک سارحتّی 53

آتی البیت العتیق بأصیّدینا

وطاف به و زمزم عند بئر

لأسماعیل تروی الشاربینا 54

به موجب این اخبار-ان صدقا و ان کذبا-ایرانیان صدر اسلام افتخار می‏کردند در عصری مسجد الحرام مرتکب می‏شدند به زیارت حج می‏رفتند و شاهشان هدایایی به کعبه تقدیم می‏داشت. اکنون متأسفانه حق خدمت قدیم ایرانیان را به کعبه مشرفه فراموش کرده مسلمانان ایران را از زیارت بیت اللّه بازمی‏دارند!!

2-یازدهمین و آخرین بازسازی کعبه به دست یک مجتهد کاشانی انجام گرفته است.سید زین العابدین بن نور الدین بن مراد بن علی بن مرتضی الحسینی الکاشانی که این خدمت بزرگ اسلامی را برعهده‏دار بود شرح آن را در دو رساله، یکی به فارسی و دیگری به عربی هر دو به نام «مفرحة الأنام فی تأسیس بیت اللّه الحرام»بیان کرده است.این هر دو رساله را مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب الذیعة الی تصانیف الشیعه در کتابخانه ملا محمّد کعلی خوانساری در نجف مطالعه کرده و نسخه فارسی آن را در کربلا نزد شیخ محمد علی قمی مدیده است. 57 سید زین العابدین از شاگردان موسی محمد امین استرآبادی بوده و او را در مکّه به جرم تشیع به شهادت رسانده‏اند.شرح احوال او در ریاض العلما و مستدرک الوسائل و نجوم السماء و دار السلام مسطور است که همه او را بانی کعبه معرفی کرده‏اند.سید محسن امین عاملی در اعیان الشیعه 58 توفیقی را که در بنای کعبه نصیب سید زین العابدین شده است از نوشته خود او چنین شرح می‏دهد: «سپیده‏دم روز چهارشنبه نوزدهم شعبان‏1039 ه.ق بارانی چنان شدید، که گویی دهان مشکها را گشوده باشند، مدت دو ساعت و دو درجه بر مکّه فرو بارید.سیل وارد مسجد الحرام شد و به قدر دو ذرع و ربع ذراع از سر کعبه گذشت و چهار هزار و دو نفر مرد و زن و کودک در آن حادثه جان سپردند...روز پنجشنبه بیستم شعبان دیوارهای شرقی و شامی یعنی تقریبا نصف کعبه فروریخت.

این واقعه در عهد سلطنت سلطان مراد چهار هزار و دو نفر مرد و زن و کودک در آن حادثه جان سپردند...روز پنجشنبه بیستم شعبان دیوارهای شرقی و شامی یعنی تقریبا نصف کعبه فروریخت. این واقعه در عهد سلطنت سلطان مراد چهارم پادشاه عثمانی اتفاق افتاد...من با شریف مکّه مذاکره کردم که خانه خدا را باید به نفقه اهل خیر و به دست خود ایشان نوسازی کرد و در ظاهر آن را به سلطان نسبت داد.شریف ابتدا موافقت کرد امّا کسانی او را از این اقدام منصرف کردند. من نزد خدا تضرع کردم که از این سعادت چیزی هم نصیب من فرماید.خبر ویرانی کعبه به سلطان عثمانی رسید و دستور داد کعبه را از کف زمین ویران و سپس نوسازی کنند.دو نفر را هم از سوی خود برای سرکاری به مکّه فرستاد.روز سه‏شنبه سوم جمادی الآخره سال 1040 شروع به کندن دیوارهای کعبه نمودند و من هم با سایر کارگران مشغول بنّائی شدم.از الطاف الهی این بود که وکیل سلطان و مباشر او هر دو مرید من شدند به‏طوری که درباره بنای کعبه هرچه به ایشان می‏گفتم به کار می‏بستند...همه دیوارهای کعبه را جز رکن حجریّه تا جایی که حجر الاسود را بر آن کار گذاشته بودند-برچیدند.برای اینکه کسی به حجر دست نزند سنگی روی آن گذاشتند.من به دو فرستاده دربار اسلامبول گفتم باید رکن و حجر را با احتیاط بیشتری محافظت کرد و آنان پوششی از تخته روی آن گذاشتند.شب یکشنبه بیست و دوّم ماه جمادی الآخر تصمیم گرفته شد که از فردا صبح، کار بنای خانه را شروع کنند.در آن شب من با زاری و ابتهال از خدای تعالی التماس نمودم که مرا سازنده خانه خود قرار دهد.با خود می‏اندیشیدم وقتی شریف مکه و شیخ الحرم و قاضی و وکیل سلطان و علما و خادمان حرم هستند از من با این ناتوانی چه کاری ساخته است؟پس غسل کردم و هنگام سحر وارد مسجد الحرام شدم.از توفیقات الهی این بود که بعد از نماز صبح غیر از مباشر و چند کارگر کسی در مسجد نماند.وقتی مباشر مرا دید گفت:سید زین العابدین فاتحه بخوان.من فاتحه و دعای سریع الأجابه را-که در کافی روایت شده است و با اللّهم انّی أسألک باسمک العظیم الأعظم...شروع می‏شود-خواندم.آنگاه سنگ مبارک رکن غربی را به دست گرفتم و محمد حسین ابرقویی که از صلحاء بود طاسی پر از ساروج پیش من آورد.آن ساروج را در زاویه رکن غربی زمین ریختم و پهن کردم و بسم اللّه گفته سنگ را بر اساس ابراهیم علیه السّلام کار گذاشتم.روز نهم رجب به حجر الأسود رسیدند.من به نفس خود سه ذرع از ارتفاع و تمامی عرض روی رکن حجر الأسود را ساختم.بسیار کوشیدند حجر الأسود را از جای خود بردارند امّا نتوانستند.آن روز من دعایی را که معروف به سیفی است می‏خواندم و بیست و هفت بار مکرر نمودم.در بیست و دومین بار بود که باب کعبه را کار گذاشتند.روز سیزدهم شعبان ستونهای خانه خدا را به درون کعبه بریدم.روز پانزدهم همین ماه از باب کعبه وارد شدم و چهار سنگ هب دست خود بر دیوارهای داخلی کار گذاشتم.یک سنگ در زاویه حجر الأسود و سنگی در حطیم و سنگی در زادگاه امیر المؤمنین علیه السّلام-که تخمینا سه ذرع از زاویه حجر الأسود فاصله دارد-و سنگی هم در زاویه رکن یمانی.روز هجدهم شعبان الوحی را بین ستونهای خانه که به سقف متصل بود قرار دادیم و من آنها را به ستون نمودم.در سلخ شعبان میزاب الرحمه-ناودان کعبه-را کار گذاشتند.در دوم رمضان به نصب سنگهای مرمر بر دیوارهای داخلی خانه پرداختند و همه آن دیوارها و کف خانه را با مرمر پوشاندند و فرش کردند. روز چهارشنبه بیست و هفتم رمضان کار نوسازی کعبه به پایان رسید و روز جمعه آخر رمضان داخل کعبه شدند».

این نمونه‏ایست از اخلاص و قوّت ایمان مسلمانان ایرانی که علی رغم چند بار قتل عام شیعه در مسجد الحرام و خطرات سفر و بیم هلاکت به دست راهزنان تازی، هرگز دست از فریضه حج برنداشتند.بنابراین آیا رواست که غاصبان حرم آنان را مجوسی بخوانند؟!

3-وقتی وهابیان از قتل عام مدینه و طایف فراغت یافتند و ابن سعود با قوه قهریه پای به حرم امن الهی نهاد جرأت نداشت خود را فاتح و سلطان مکّه بخواند و در روز دوازدهم جمادی الأولی/1343 ه.ق طی منشوری که در مکّه صادر کرد به صراحت نوشت:سنجعل الأمر فی هذه البلاد المقدسة بعد هذا، شوری بین المسلمین.و قد أبرقنما لکافّهه المسلمین فی سایر الأنحاء ان یرسلوا و فودهم لعقد مؤتمر اسلامیّ عامّ، یقرّر شکل الحکومة التی یرونها صالحة لإنفاد أحکام اللّه فی هذه البلاد»یعنی:اداره شهرهی قدس را واگذار به رأی شورایی از مسلمانان خواهم کرد.به همه مسلمان در سایر کشورها تلگراف کرده‏ایم هیأتهای نمایندگی خود را برای تشکیل یک‏ کنفرانس عام اسلامی اعزام دارند تا هر شکل حکومت را که برای اجرای احکام خدا در این بلاد مقدسه شایسته دیدند تعیین نمایند»لیکن فاصله بین قول و فعل بسیار است و به قول طغرایی اصفهانی:

غاض الوفاء وفاض الغدر و انفرجت

مسافة الخلف بین القول و العمل

نه تنها به این وعده عمل نکرد-و تنها به تشکیل یک کنفرانس سالانه فرمایشی از وهابیان و طرفداران ایشان اکتفا کردند که نامش«رابطة العالم الاسلامی»است-بلکه خشن‏ترین روش استبدادی را در اداره حرمین اعمال می‏کنند.گواه آن رفتاری بود که در حج سال 1407 ه.ق پشت دیوار مسجد الحرام با حاجیان ایران کردند و نشان دادند که نه‏تنها خادم امین حرمین نیستند بلکه از خصال و اخلاق اسلامی نیز بویی نبرده‏اند.یکی از رجال غیر وهابی عربستان روش حکام آن کشور را در این بیت برای نویسنده این سطور خلاصه کرد:

قد بلینا بأمیر الناس و یسبح

فهو کالجزّاز فینا یذکر اللّه و یذبح 60

پی نوشت:

(1)-برای اطلاع از تاریخ و جغرافیای عربستان و شرح احوال آل سعود رجوع شود به:راهنمای آرامکو،
. 81-3.PP 1960,sdnalredeN.kooB dnaH ocmarA (2)-نفود به فتح اول در لغت به معنی نابودکننده و تمام‏کننده آب و توشه است و نام ریگزار وسیعی است که قسمت اعظم شمال شبه جزیره عربستان را فراگرفته است.
(3)-ربع خالی به فتح را، در لغت یعنی منزلگاه و جایگاه خالی از سکنه.و نام صحرای وسیعی است که تمامی اراضی مرکزی و قسمت وسیعی از زمینهای شرقی عربستان را فراگرفته است.این صحرا و صحرای نفوذ را دهناء(یعنی روغن مالی شده رنگ برنگ)نیز می‏گویند-معجم البلدان 2/493 نویسنده در مأموریت حجاز این دو صحرا با اتومبیل پیمود.
(4)-الأعلام زرکلی 4/143.
(5)-معجم البلدان 4/367-برای اطلاع از تاریخ و جغرافیای نجد نیز به همین کتاب 5/261 و تاریخ نجد نوشته امین ریحانی و سایر کتابهای که در منابع این مقاله صورت داده شده مراجعه شود.
(6)-این شهرها در منطقه نفت‏خیز عربستان واقع است و مرکز فعالیت شرکت«آرامکو»می‏باشد.
(7)-برای تفصیل قرارداد 1907 رجوع شود به تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس تألیف محمود محمود، ج 7، ص 2033 به بعد، تهران، 1332 ه.ش.
(8)-نامه‏های خانم گروترود بل، ج 2.
1927nodnoL.621PII,slov2.lleb edurtreGfo srettel ehT.lleb ydaL (9)-سعود به ضم اول در لغت مصدر است به معنی میمنت و مبارکی و نام جدّ خاندان سعودی است.
(10)-صقر الجزیرة، که نام کتاب احمد عبد الغفور عطار است. (11)-برای اطلاع از عقاید وهابیّه رجوع شود به:ابجد العلوم/871-ابن بشر/1 و 89-تاریخ نجد الحدیث/
21-الفکر السّامی 4/196-الأعلام 7/137-عبد الوهاب/10...
(12)-سلفیّه یا اصحاب سلف صالح فراقه‏ای از مسلمانانند که فقط به سنّت و سیره بزرگان صدر اسلام عمل می‏کنند و از تجدّد و تغییر و تبدیل رسول اللّه(ص)و صحابه اجتناب می‏ورزند.معروفترین علمای این فرقه ابن تیمیه(شیخ الاسلام احمد بن عبد الحلیم 661-728 ه.ق.)است که شیخ محمد بن عبد الوهاب از او پیروی کرده است.
(13)-محمد بن سعود بن محمد بن مرخان(فرحان)-ف 1179 ه.ق.-نخستین امیر معروف سعودی- صقر الجزیرة 1/52، قلب جزیرة العرب/327...
(14)-روایت کرده‏اند که رسول اللّه(ص)در مرض موت فرمود:«لعنة اللّه علی الیهود و النصاری اتّخذوا قبور انبیائهم مساجد»یعنی لعنت خدای بر یهود و نصاری باد که قبور پیغمبران خویش را مسجد گرفتند، محمد تقی سپهر، ناسخ التواریخ، جلد اول، از کتاب دوم/544، تهران 1314 ه.ق.، عبد اللّه بن محمد بن عبد الوهاب، مختصر سیرة الرسول/461، قاهره، 1379 ه.ق....و سایر منابع و اهل سنت ادعا می‏کنند که در حدیث نبوی است:«لا تشدّ الرحال الا لثالثة، مسجد الحرام و مسجد الأقصی و مسجدی»یعنی جز برای مسجد الحرام و مسجد الأقصی و مسجد من نباید بار سفر بست-وهابیه و حنابله از این‏گونه احادیث استفاده کرده بنای بر قبور و وقوف بر قبور را جایز نمی‏دانند.
(15)-صقر جزیرة العرب، 1/28.
(16)-ابو عبد الرحمان زید بن الخطاب-برادر بزرگ عمر بن الخطاب-از اجلّه صحابه رسول اللّه بود و قبل از عمر مسلمان شد.در غزوات رسول اللّه حضور داشت و در جنگ با مسیلمه کذّاب در عهد خلافت ابو بکر به شهادت رسید(12 ه.ق.)قبرش در یمامه تا زمان ابن عبد الوهاب زیارتگاه بود طبقات ابن سعد، 3/274 در هشت مجلد با فهرست، ایران 1321 ه.ق.
(17)-یعنی برادران کسی که از خدای اطاعت کند.
(18)-ابن بشر سال ولادت شیخ محمد را-1111-نوشته و بنابراین هنگام مگر 97 سال داشته است.
(19)-الأعلام زرکلی، 7/137.
(20)-ج 10، ص 235 و 236.
(21)-امین عاملی، علاوه بر کتاب کشف الأرتیاب قصیده‏ای هم در 406 بیت در ردّ بر وهّابیه نوشته است.
(22)-صقر الجزیرة1/39.
(23)-همان منبع، ص 40.
(24)-منفوحه، در لغت اسم مفعول است، از نفح الطیب، یعنی وزیدن بوی خوش یا نفخ الصبا یعنی وزیدن نسیم صبا که گویی عطر می‏پراکند.و نام قریه‏ای است در نجد که زادگاه و مسکن و مدفن اعشی قیس، شاعر جاهلی در آنجا بوده است-معجم البلدان، 5/214.
(25)-همان منبع از ص 441 تا 447. (26)-قلب جزیرة المعرب/328، ابن بشر، 1/17، صقر الجزیرة، 1/46.
(27)-حایر در لغت یعنی حوض و گودالی که آب باران در آن جمع شود و نام محلّی بوده است در نجد.مدفن و تربت حسین بن علی(ع)در کربلا نیز حایر نام دارد، معجم البلدان، 2/208.
(28)-این نواحی که سابقا واحه و وادی بوده امروز به شهرهای آباد تبدیل شده است.
(29)-سوره توبه، آیه 97.
(30)-اعراب اسم جنس است و به معنی عرب بادیه‏نشین.فرد آن اعرابی است-امعراب جمع عرب نیست.
(31)-محمد تقی سپهر در ناسخ التواریخ، ج 1، تاریخ قاجاریه، وقایع سال 1216 ه.ق، شرح جالبی درباره حمله سعود به کربلا نوشته که خالی از اشتباه نیست ولی خواندنی است.می‏نویسد:«عبد الوهاب نامی از عرب بادیه سفر بصره کرده و در نزد یکتن از علمای بصره که محمد نام داشت یک چند از زمان متعلّم بود و آن‏گاه از آنجا به اراضی ایران آمده در اصفهان متوقف گشت و در نزد علماء به تحصیل علم نحو و صرف و معانی و بیان پرداخت و نیز از اصول و فقه بهره تمام یافت و در مسادل شرعیّه آغاز اجتهاد نهاد.و در اجتهاد خویش اصل و فرع دین چنان نهاد که خدای فرد، رسل و رسائل بفرستاد و پیغمبر آخر الزمان قرآن بیاورد و دین خویش بنمود.بعد از او خلفاء هریک مجتهدی بودند مانند ابو بکر و عمر و عثمان و علی و شافعی و ابو حنیفه و جعفر صادق.بدین‏گونه مجتهدی از پی مجتهدی دیگر برسد و باید مجتهدین استخراج مسائل از کتاب خدای کنند.و بسیار چیز را بدعت دانست.از جمله بنای قباب عالیه بر قبور ائمّه و انبیاء و تذهیب بقاع به زر و سیم و موقوف داشتن اشیاء نفیسه در مضاجع متبرکه و طواف مراقد ایشان و تقبیل عتبه را شرک دانست و مرتکبین این اعمال را با بت‏پرستان برابر نهاد...با این عقاید از اصفهان با وطن خویش مراجعت کرد و با عبد العزیز که یکی از مشایخ عرب بود پیوست و او را با خود در این عقاید همدست کرد...عبد العزیز را به خاطر آمد مکه بر قلعه نجف ناختن کرده قبه مبارک را پست کند و موقوفات بقعه شریفه را برگیرد و زائرین آن حضرت را که به گمان خود بت‏پرست می‏پنداشت مقتول سازد.پس لشکری به مسعود داده او را بدین مهمّ مأمور داشت.مسعود با مردم خود به طرف نجف اشرف سرعت نموده قلعه نجف را به محاصره انداخت و چند کرت یورش به قلعه برده مقصود حاصل نکرد و از آنجا بی‏نیل مرام مراجعت کرده آهنگ کربلا نمود و با دوازده هزار تن از ابطال رجال خود چون سیلاب بلاد مناقضة به کربلا درآمد و این هنگام بامداد روز عید غدیر بود.پس تیغ بی‏دریغ در سکنه آن بلده نهاده پنج هزار تن از مرد و زن مقتول ساختند و ضریح مبارک را درهم شکسته آلات زر و سیم و جواهر رنگین و لألی ثمین که سالهای فراوان از هر کشوری و کشورستانی بدانجا حمل داده و خزینه نهاده بودند به نهب و غارت برگرفته قنادیل زرین سیمین را فرود آوردند و خشتهای زر احمر را از ایوان مطهر باز کردند و چندان‏که توانستند در تخریب آثار و بنا کوشش کردند و بعد از شش ساعت از شهر بیرون شدند و اشیاء منهوبه را بر شتران خویش نهاده به جانب درعیّه کوچ کردند»-در هامش گزارش سپهر باید یادآوری شود که نام رهبر مذهبی وهابی محمد بن عبد الوهاب بوده و او با محمد بن سعود پدر عبد العزیز پیمان همکاری بسته است.نام پسر عبد العزیز هم سعود بوده و حمله سعود به نجف بعد از کربلا بوده است.
(32)-صقر الجزیرة 1/54.در تاریخ بن بشر آمده است که قاتل مردی که به نام عثمان از اهالی عماریه- نزدیک موصل-بود. (33)- nextees repsaj hcirlU
(34)-مورّخان وهابی از سعود و شجاعت و سخاوت او سخن بسیار گرفه و نوشته‏اند وی اهل علم بوده و از فقه و اصول و حدیث بهره کافی داشته است.-صقر الجزیرة-1/56.
(35)-تاریخ مکّه/2/125-شریف غالب با ناپلئون بعد از اینکه وی مصر را متصرف شد مکاتبه داشت و از سوی ناپلئون پیشنهادهایی برای عقد قرارداد بازرگانی دریافت کرده‏بود.پایخ یکی از نامه‏های ناپلئون در صفحه 26 همین مأخذ نقل شده است.
(36)-ابراهیم پاشا ابتدا با عبد اللّه به نیکی رفتار کرد و او را با چهارصد تن از رجال سعودی نزد محمد علی پاشا به قاهره فرستاد.محمد علی نیز او را به اسلامبول روانه کرد.در آنجا او را در بند کرده چندی برای عبرت ترکان در کوچه و بازار گرداند و بعد در میدان ایاصوفیه به قتل آوردن.همراهانش را نیز در سایر میادین اسلامبول کشتند.صقر الجزیرة/1/65.
(37)-شوکانی، البدر الطالع، 1/262، قاهره، 1348 ه.ق، در دو مجلد-ابن بشر 176-131-قلب جزیرة العرب/331...
(38)-از زمان ترکی بن عبد اللّه بن محمد بن سعود امارت سعودی از اولاد عبد العزیز بن فحد به اولاد برادرش عبد اللّه منتقل شد و تا امروز در همین سالاله باقی است.
(39)-بعضی سال وفات خالد بن سعود عبد اللّه را-1275 ه.ق.و محل فوتش را مکّه نوشته‏اند-الأعلام زرکلی 3/337.
(40)-محمد بن عبد اللّه بن علی شمّری امیر حایل-در مغرب نجد-بزرگترین امرای آل رشید بود که از سال 1285 ه.ق.بعد از قتل پنج نفر از برادرزادگان خود به امارت رسید و در صحاری شام و عراق و نواحی مدینه و نجد و یمامه و اطراف یمن حکومت می‏کرد.وفاتش به سال 1315 در حایل اتفاق افتاد.قلب جزیرة العرب/ 334-عقد الدرر-تألیف جمعه ابراهیم، ص 99، دمشق، 1372 ه.ق.
(41)-عبد العزیز بن متعب بن عبد اللّه الرشید(ف 1324 ه.ق.)بعد از عمّ خود محمد بن عبد اللّه به امارت حائل و نجد رسید.شرح احوال او به تفصیل در دایرة المعارف اسلامی و قلب جزیرة العرب/345 مندرج است.
(42)-ملوک العرب، 2/ص 55 تا 62.
(43)-پرچم سعودی هم بعد از این درست شد که زمینه آن سبز است و روی آن نقش شمشیر و کلمه شهادتین منقوش است.به امر ابن سعود به احترام شهادتین هرگز پرچم سعودی نیمه افراشته نمی‏شود.
(44)-شرح احوال سادات ادریسی به تفصیل در کتاب ملوک العرب ریحانی از ص 228، تا ص 392، ج 1، مسطور است.همچنین رجوع شود به صقر الجزیرة، 3/453 به بعد.
(45)-برای شرح احوال امام یحیی به ملوک العرب ج 1، ص 76 تا ص 224 رجوع شود.
(46)-تفصیل پیدا شدن نفت در منطقه شرقی عربستان و تاریخ امتیاز و شرکتهای نفتی که در کار استخراج آن هستند و درآمدهای آن در نشریه آرامکو ocmarA مندرج است.
(47)-روزولت به یادگار این دیدار یک فروند هواپیما تقدیم ابن سعود کرد-صقر الجزیرة 3/492.
(48)-عباس بن عبد المطلب به خود می‏بالید که صاحب منصب سقایت حاجیان است و شبیه بن عثمان از قاینکه خانه کعبه را تعمیر کرده کلیه‏دار و خادم بیت است افتخار می‏کرد.اما امیر المؤمنین علی(ع)به آن دو فرمود من شش ماه پیش از هر دوی شما نماز گزاردم و در راه خدا جهاد می کنم.خدای این آیت را بر پیغمبر فرستاد:«أجعلتم سقایة الحاجّ و عمارة المسجد الحرام کمن امن باللّه و الیوم الآخر و اقام الصلوة و جاهد فی سبیل اللّه لا یستوون عند اللّه و الله لا یهدی القوم الظالمین»یعنی آیا آب دادن حاجیان از زمزم و عمارت مسجد الحرام و کعبه را با آن کس که به خدای و روز رستاخیز ایمان آورده و نماز را برپای داشته و در راه خدای جهاد کرده است یکسان می‏دانید؟نه.یکسان نیستند و خدای قوم ستمگار را هدایت نمی‏کند.-سورة توبه، آیه 19- واحدی در اسباب النزول، ص 182، هند 1315 ه.ق.-طبری در تفسیر جامع البیان 10/68 مصر 1323 ه.ق.-فخر رازی در تفسیر کبیر ذیل آیه شریفه مذکور و سایر مفسرین سنّی و قاطبه مفسیرین شیعه این آیه را در شأن امیر المؤمنین(ع)دانسته‏اند.مقصود اینکه خدمت حرمین شریفین و تعمیر آن بدون تقوی و عمل به احکام اسلامی ارزشی ندارد.
(49)-به عمر خبر رسید که رسول اللّه(ص)در بستر موت فرموده است:لا یجتمعنّ بجزیرة العرب دینان.یعنی البته نباید در جزیرة العب دو دین وجود داشته باشد.وقتی صحّت این خبر بر عمر ثابت شد دستور داد-یهود[و نصاری‏]را از عربستان بیرون کنند-ابن هشام-السیرة النبویة، ج 2، ص 356، قاهره، 1364 ه.ق.
(50)-سوره بقره، آیه 114-یعنی چه کسی ظالمتر است از آنکه مردم را از بردن نام خدای در مساجد او بازداشته و در ویرانی آنها کوشیده است؟
(51)-ما از زمانهای پیش خانه خدا را حج می‏گزاریم و در اباطح آن ایمن بودیم-ابطح یعنی مسیل، جمع آن اباطح است.
(52)-و ساسان پسر بابک همراه با دلیران مغرور ما راه پیمود تا به بیت العتیق رسید.
(54)-و کعبه و زمزم را طواف کرد.آن چاه را که از اسماعیل است و نوشندگان را سیراب می‏کند
(55)-تاریخ مکه، 1/22.
(56)-معجم البلدان، 3/148.
(57)-الذریعة الی تصانیف الشیعه، 21/362 و 363.
(58)-7/168 و 169.
(59)-وفا اندک شده و فروکش کرده و خیانت و پیمان‏شکنی فراوان و لبریز گشته و مسافت بین گفتار و کردار فراخ گشته است.
(60)-ما گرفتار امیری شده‏ایم که مردم را می‏کشد و تسبیح می‏گوید.او مثل قصاب است که نام خدا می‏برد و سر گوسفندان را می‏برد.

منابع:
برخی منابع1-راهنمای آرامکو. sdnalredeN,1960 . koob dnaH ocmarA2-شیخ آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعه، 25 جزء، بیروت، 1375 ه.ق.3-ابن بشر، عثمان بن بشر نجدی، عنوان المجد فی تاریخ نجد، در دو جزء، قاهره، 1349 ه.ق.4-ابن غنام، حسین.روضة الافکار و الأفهام، ریاض، 1368 ه.ق.5-احمد سباعی، تاریخ مکه، در دو جزء جدّه، 1382 ه.ق.6-احمد عبد الغفور عطار، صقر الجزیره، جدّه، 1384 ه.ق.7-احمد عبد الغفور عطار، محمّد بن عبد الوهاب، قاهره، 1376 ه.ق.8-احمد امین، زعماء الأصلاح فی العصر الحدیث، قاهره 1948 م.9-امین ریحانی، تاریخ نج الحدیث و ملحقانه، بیروت، 1928 م.10-امین ریحانی، ملوک العرب، در دوجزء، بیروت، 1960 م.11-امین سعید، تاریخ الأستعمار الانجلیزیّ فی بلاد العرب، قاهره 1354 ه.ق.12-امین العاملی محسن، اعیان الشیعه، در ده مجلد، بیروت، 1403 ه.ق.13-حافظ وهبه، جزیرة العرب فی القرن العشرین، قاهره، 1354 ه.ق.14-حسین عبد اللّه باسلامه، تاریخ الکعبة المعظّمه، قاهره، 1384 ه.ق.15-خیر الدین زرکلی، الاعلام، در ده جزء قاهره، 1373-1378 ه.ق.16-دائرة المعارف اسلام و فرهنگ دهخدا و سایر فرهنگها ذیل عنوان ابن سعود.17-صدیق حسن خان قنوجی، ابجد العلوم، بهوپال، هند، 1295 ه.ق.18-عبد القادر جزیری، درر الفوائد المنضّده، قاهره، 1384 ه.ق. 19-عبد الملک ازرقی، اخبار مکّه، با حواشی و تعلیقات، در دو جزء، مکّه، 1385 ه.ق.20-عبد الملک عضامی، سمط النجوم العوالی، در 4 جزء چهارم، چاپ قاهره، بدون تاریخ.21-عمر عبد الجبار، تاریخ عمارة المسجد الحرام، قاهره، 1384 ه.ق.22-فؤاد حمزه، قلب جزیرة العرب، قاهره، 1352 ه.ق.23-فؤاد حمزه، البلاد العربیّه السعودیّه، مکّه، 1355 ه.ق.24-لویس شیخو، تاریخ الآداب العربیّه فی الربع الأوّل من القرن العشرین، بیروت، 1926 م.و جزء چهارم تاریخ آداب اللغة العربیّه، از همین نویسنده.25-محمد بن حسن ثعالبی، الفکر السامی، فی تاریخ الفقه الاسلامی، در چهار جزء جزء 4، رباط، 1349 ه.ق.26-یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 3، ذیل عنوان«زمزم»، بیروت، 1979، در پنج جزء.27-یادداشتهای نویسنده در ایام اقامت چهار ساله در حجاز...منبع: مجله مشکو‌ة، زمستان 1368 - شماره 25

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

زمینه‌های اصلی سربرآوردن گروهک‌های تروریستی مانند انصار الفرقان در ایران چیست؟

مشروعیت نام‌گذاری به «عبد النبی»، «عبد الحسین» و… از دیدگاه شیعه و اهل سنت

نبرد رمضان البوطي و سلفيت..؛ داستاني که بسياري دوست ندارند بشنوند!

رهبران داعش در چنگ آمریکا؛ اسیر یا پناهجو؟

زندان‌‌‌ها؛ کارخانه‌جات تولید تروریست تکفیری

افراط گرایی و تفریط گرایی: آسیب اصلی وحدت در جهان کنونی اسلام و ضرورت مقابله با آن

اقتصاد سیاسی بین الملل و ظهور و کارکرد داعش در خاورمیانه

چگونگی پیدایش ایدئولوژی تکفیری

وهابیت و گسترش اسلام تندرو در جنوب شرق آسیا

مجرای فهم تکفیریها: مشابهت های تکفیریها و خوارج

گسترش نوسلفی‌گری در اروپا؛ زمینه‌های هویتی و پیامدهای امنیتی

آیندة گروهک های تکفیری و راه کارهای ثبات بخش دولت سوریه و عراق

بررسی علل نفوذ داعش در آسیای مرکزی و پیامدهای احتمالی آن

ساختار نظام بین الملل و هویت یابی اسلام سلفی-افراطی

علل ظهور و تکوین گروه‌های تکفیری در جهان اسلام؛ از تقابل زندگی قبیله ای با مدنیت تا تقابل سنت با مدرنیته؛ مطالعۀ موردی؛ خوارج و داعش

تبارشناسی دگرستیزی گروه‌های افراطی-تکفیری: گذار از دیگر دگرسازی به خود دگرسازی

تبیین خاستگاه های شناختی و ترسیم مدل ذهنی گروه تروریستی داعش

معنا و پاسخ: (بررسی تطبیقی افراط‌گرایی اسلامی و نهیلیسم)

آینده پژوهی گروههای تکفیری و تاثیر آنها بر منازعات منطقه ای در غرب آسیا

بررسی و نقد دیدگاه وهابیان درباره تبرک با نگاهی به تفسیر آیه اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي...

وحدت؛ یگانه راه مبارزه با افراط

خدا در نگاه وهابیت

فضیلت زیارت قبور بزرگان دین، در فقه فریقین

پاسـخ به شـبهات وهابیـان بر روایت مالک الدار در توســل به پیـامبر پس از وفـات

ریشه ‏های پدیده تکفیر در گذر تاریخ

سلفى‏ گرى دیرینه و نوین

وهابیت، آیین تشبیه و تجسیم

مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی

پاسخ به شبهات وهابیان بر روایات عثمان‏ بن حنیف در خصوص توسل

انحرافات وهابیت در توحید صفات

بررسی تطبیقی«شفـاعت» از منظر آیات و روایات و دانشمندان فریقین

ریشه‏ هاى اعتقادى تکفیر‏نوین در تاریخ اسلام‏

تقابل توحید محمد بن عبدالوهاب با توحید قرآنی

ممنوعیت تکفیر اهل قبله از نگاه متکلمان و فقیهان تشیع و تسنن

ماهیت «تأویل» از دیدگاه ابن‌تیمیه و علامه طباطبائی

واکاوی پدیدۀ «فرقه‌سازی درون‌مذهبی» در جریان سلفیه معاصر

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش