مقالات > جنبش شاه ولی­ الله در هند

جنبش شاه ولی­ الله در هند

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۱۷ تعداد بازدید: 139

شاه ولی الله دهلوی یکی از رهبران فکری هند و بنیانگذار مکتب فکری دیوبند می‌باشد. وی همزمان با ابن عبد الوهاب در مدینه تحصیل کرده است و احتمالا استاد هر دو یکی بوده است.

 نويسنده : سید احمد موثقی




شاه ولی الله دهلوی یکی از رهبران فکری هند و بنیانگذار مکتب فکری دیوبند می‌باشد. وی همزمان با ابن عبد الوهاب در مدینه تحصیل کرده است و احتمالا استاد هر دو یکی بوده است. شاه ولی الله که از فساد و انحطاط جامعه اسلامی و تباهی و تفرقه مذهبی، فکری و اجتماعی مسلمان سنی در هند رنج می برد، به ضرورت اصلاح و نوآوری و تحول فکری با اوضاع و احوال عصر پی برد. او به رغم گرایشهای صوفیانه اش که حتی مستقیما در تعالیم فرقه نقشبندی ریشه داشت. همانند ابن عبدالوهاب شعارهای اصلاحی سرداد و به نفی خرافات و بدعتها و طرح شعار بازگشت به اسلام راستین و بویژه رفع تفرقه و تشتت از میان مسلمانان سنی همت گماشت. جنبش شاه ولی¬الله در ابتدا جنبشی فکری و اصلاحی بود؛ اما پس از او، پسرش شاه عبدالعزیز و نوه¬اش شاه اسماعیل آن را به یک جنبش اجتماعی سیاسی تبدیل کردند و علیه سلطه انگلستان موضع گرفتند. پیروان وی مواضع تندی با شیعه داشتند. در ادامه سید احمد بارلی و مدرسه دیوبند با تحولاتی، افکار شاه ولی الله و مواضع سیاسی شاه عبد العزیز را ادامه دادند.

الف) تاریخچه
تاریخ مسلمانان در شبه­قاره هند به پنج دوره به شرح ذیل قابل تقسیم است:

دوره اول. از ابتدای ورود اسلام تا دوران حاکمیت مغولها یا گورکانیان و در اوج آن، دوره اورنگ­زیب(1658-1707 م./1069-1119هجری)

دوره دوم. از مرگ اورنگ­زیب تا جنگ پلاسی (1757م./1171هجری.)

دوره سوم. از جنگ پلاسی تا قیام هند (1857 م./1274 هجری.)

دوره چهارم. از قیام هند و تجزیه هند و تأسیس پاکستان (1974 م./1364هجری.)

دوره پنجم. از تأسیس پاکستان تاکنون

ورود اسلام به شبه­قاره هند به همان قرن اول هجری به دوران خلفای راشدین برمی­گردد. در اواخر این قرن مسلمانان موفق به فتح سرزمین سند شدند و در بخشهای غربی و شمال­غربی هند مستقر شدند. نشر و گسترش اسلام در هند عمدتا در قرن پنجم و ششم هجری صورت گرفت و پس از آن با تأسیس حکومت مسلمانان در قرن هفتم هجری، این روند ادامه یافت.حمله سلطان محمود غزنوی به هند و تأسیس حکومت غزنویان در هند و ادامه آن به وسیله غوریان و مهمتر از همه حکومت گورکانیان درقرون 16-19 م. و لشگرکشی نادرشاه به هند در قرن 18 م. /12 هجری. نمونه­هایی از حضور مسلمانان در هند است. البته ما اینجا در مقام نقد و بررسی این حکومتها نیستیم. همچنین این مسأله به معنای ورود صرفا نظامی اسلام به هند نیست؛ زیرا اساساً ورود اسلام به شرق جهان اسلام و بویژه قاره هند به شیوه­ای طبیعی و تدریجی و مسالمت­آمیز بوده است و طوایفی چون بازرگانان، روحانیان و مبلغان دین و رؤسای طریقه­های تصوّف نظیر چشتیه، سهروردیه، نقشبندیه و قادریه اعم از عربی، ایرانی و بعدها هندی نقش مهمی در نشر و گسترش اسلام در هند داشتند. البته نقش ایرانیان در این زمینه برجسته­تر از دیگران بود. اولین جلوه­های پیشرفت اسلام از قرن 8 م./2هجری. نمودار رشد و پس از آن نیز همواره رشد فزاینده­ای داشت و بتدریج سرزمین پرجمعیت هند بخشی مهم از جهان اسلام شد.[1]

در دوره گورکانیان یا مغولها، پادشاهان قدرتمندی چون بابر، همایون، اکبر شاه، جهانگیر، شاه جهان و اورنگ­زیب ظاهر شدند و امپراتوری واحد و عظیمی در شبه­قاره تشکیل دادند و علی­رغم وجود فرق و مذاهب و نژادهای گوناگون، وحدت و سیادتی چشمگیر رابه وجود آوردند؛ بویژه تلاشهای وحدت­جویانه یا اصلاح­طلبانه شخصیتهایی چون دارالشکوه و شیخ احمد سرهندی و عبدالحق دهلوی در این دوره قابل توجه است.

انحطاط، زوال و سقوط امپراتوری گورکانیان با مرگ اورنگ زیب آغاز شد و بتدریج با بروز هرج و مرجها و شورشهای داخلی میان حکام ولایات و دعوی حکومت از سوی امیران محلی گسترش یافت. امیران هندو و سیک نیز با تشکیل سپاهی جداگانه به جنگ و ستیز با دولت مرکزی برخاستند و جدایی و خودمختاری را در پیش گرفتند؛ بویژه ماراتاهای هند به رهبری «سیواجی» با تشکیل حکومت مستقل در دکن به تهدید حکام مسلمان و امپراتوری مغول پرداختند. در چنین وضعیتی اروپاییان پرتغالی، هلندی، فرانسوی و انگلیسی که در مرحله روابط تجاری با هند هرچه بیشتر وارد هند شده و ضمن رقابت با یکدیگر امتیازات متعددی را از امپراتوری گورکانی کسب کرده بودند، به بهانه حمایت از منافع تجاری خود در برابر هرج و مرجها و اغتشاشات، وارد مرحله سیاسی- نظامی شدند و نیروی نظامی خود را وارد هندوستان کردند. انگلیسیها با غلبه بر رقبای خود و به دست گرفتن کمپانی هند شرقی، طبق سیاست معمول خود به نفاق و اختلاف میان امیران هند دامن زدند و آنان را به جان هم­انداختند. آنها در وقت مقتضی خود مستقیما در عملیات نظامی شرکت می­کردند که اوج آن در دوره دوم، نفوذ آنها در ایالت بنگال و سرکوب مقاومت شجاعانه امیر سراج­الدوله، آخرین حکمران مسلمان آن ایالت، در جنگ پلاسی بود. با تصرف بنگال، سلطه سیاسی- نظامی انگلیس بر هند آغاز شد و در دوره سوم، در طول یک قرن با درهم شکسته شدن مقاومتهای پراکنده مسلمانان، این سلطه ادامه یافت و با سرکوب شدید آخرین و گسترده­ترین مقاومت مسلمانان هند در قیام 1875 م. به اوج خود رسید و پس از آن هندوستان مستعمره انگلیس شد و کاملا در اختیار آن قرار گرفت.

مبارزات ضدانگلیسی حیدرعلی (1767-1782 م.) و فرزندش تیپوسلطان (1782-1799 م.) در جنوب هند، در دوره سوم شایان توجه فراوان است. این پدر و پسر از امیران­ شیعی مذهب در ایالت میسورهند بودند که از دهه شصت تا اواخر قرن 18 م./12 هجری به منظور قطع نفوذ انگلیس و بیرون راندن انگلیسیها، شجاعتها و فداکاریهای زیادی از خود نشان دادند. در ضمن آنها از تیرگی روابط فرانسه و انگلیس نیز بهره­برداری می­کردند. حتی تیپوسلطان بابرقراری ارتباط و مکاتبات با سلطان عثمانی (سلیم سوم) و شاه ایران (فتعلیشاه) در صدد برانگیختن آنها علیه انگلیسها و جلب همکاری و مساعدت آنان در جنگ و مقاومت علیه انگلستان بود؛ ولی پاسخهای مناسبی از طرف سلاطین عثمانی و ایران دریافت نکرد[2] و به دنبال خیانت بعضی از اطرافیان و ضعف نفس برخی از امرای ولایات که تن به سازش با انگلیسیها داده بودند،[3] مقاومت وی به وسیله قوای بیگانه و اشغالگر انگلیسی سرکوب شد و تیپوسلطان نیز به شهادت رسید. نویسندگان مسلمان و غیرمسلمان او را شهید راه دین و وطن خوانده­اند.

در چنین وضعیتی که انحطاط و زوال جامعه و دولت مسلمان هند را فراگرفته بود و کشمکشها، تجزیه­طلبیها و تفرقه­های فزاینده موقعیت اسلام و مسلمانان را به خطر انداخته بود،شاه ولی­الله دهلوی[4] (1703-1762 م./1176ـ 1115 هجری.) متفکر و متکلم و اندیشمند بزرگ، در واکنش نسبت به این اوضاع، جنبشی در چهارچوب اصلاح­طلبی دینی به راه انداخت و رهبری فکری و مذهبی و معنوی مسلمانان را به دست گرفت و تأثیر فراوانی بر افکار و اعمال مسلمانان هند در آن دوره و دوره­های بعد گذاشت. گرچه بحرانهای داخلی و تجزیه و از بین رفتن حاکمیت مسلمانان و خطر حاکمیت هندوها و سیکها بیش از حضور و سلطه استعمار غربی برای شاه ولی­الله و جنبش فکری- اصلاحی او اهمیت و اولویت داشته است و وی عمدتا در واکنش نسبت به انحطاط و زوال داخلی موضع­گیری کرده بود، فرزندان و پیروان او این نقیضه را که شرح آن خواهد آمد، جبران کردند.

انحطاط فکری و فرهنگی و اجتماعی در میان مسلمانان هند قبل از زوال سیاسی آنان شروع شده بود و این زوال هم ریشه در همان ضعفهای ساختاری و عملکردهای فرهنگی، دینی و اجتماعی- اقتصادی داشت. از این رو قبل از شاه ولی­الله نیز مصلحانی در صدد حل و رفع نابسامانیهای فکری، مذهبی و اجتماعی بودند که احتمالا افکار وی متأثر از آنها هم بود. عبدالحق دهلوی (1551-1642 م./958-1052 هجری.) از جمله این مصلحان بود که به قصد احیای مجدد مقام راستین پیامبر اسلام(ص) در برابر بدعتهای هزاره­ای (الفی)، از طریق مطالعه انتقادی و دقیق سنت نبوی، جنبش تجدید حیات اسلام راستین را در هند آغاز کرد. او که یک متکلم مسلط بر تمام علوم کلامی و آشنا به تعالیم معنوی چند فرقه صوفیه و ملهم از آنها بود، به مطالعه در حدیث و تفسیر قرآن و ارائه آثاری در این زمینه­ها پرداخته بود. او در آثار دیگرش به عنوان مقابله با شیوه­های نظری و عقلی در اسلام قرن دهم تا شانزدهم هند، بر اصول عقاید تسنن اعتماد کرده و تربیت عارفانه خود را کاملا تابع اصول درست دینی[5] قرار داده بود. بدین ترتیب به تعبیر عزیراحمد، حرکت جذب عرفان در حکمت الهی که در آثار شاه ولی­الله به اوج خود رسید، در هند آغاز شد. از این رو می­توان عبدالحق را برجسته­ترین متکلم مسلمان قبل از شاه ولی­الله در هند دانست.[6] شیخ احمد سرهندی عارف مشهور فرقه نقشبندی هند نیز مطابق دیدگاه خود مبارزه شدیدی را با انحرافات صوفیه و بویژه با طرفداران فلسفه «وحدت وجود» ابن­عربی و نیزتا حدی با بعضی از علمای مذهبی آغاز کرد. او با طرح عقیده «وحدت شهود»، سعی داشت اتحادی میان تصوّف و کلام ایجاد کند. او در مجموع نقش و تأثیر مهمی در احیای گرایشهای بنیادگرایانه در میان مسلمانان هند داشت.

شاه ولی­ الله معاصر محمدبن عبدالوهاب بود و هر دو در یک زمان در مدینه تحصیل می­کردند و بعید نیست که استادان آنها هم در حجاز یکی بوده باشند؛ اما با این حال هیچ مدرکی دال بر اینکه آن دو یکدیگر را ملاقات کرده و یا تحت تأثیر همدیگر بوده باشند، در دست نیست.[7] از جمله استادان ولی­الله در حجاز، شیخ ابوطاهر محمدبن ابراهیمی الکردی، شیخ سلیمان مغربی (دانشمندی از شمال افریقا)، شیخ السناوی و تاج­الدین حنفی بودند.[8] این امر و برخی شباهتهای دیگر در شعارهای اصلاحی و دیدگاههای شاه ولی­الله و ابن عبدالوهاب باعث شده است که برخی از نویسندگان غربی، جنبش شاه ولی­الله و فرزندانش و سیداحمد بارلی و حرکتهای دیگر پیرو آنها را در هند متأثر از جنبش وهابیت بدانند؛[9] در حالی که با توجه به وجوه اختلاف و برخی مسائل متفاوت مورد توجه آنان، این نظر نمی­تواند درست باشد. البته هم شاه ولی­الله و هم ابن­عبدالوهاب در واکنش نسبت به مسائل داخلی جوامع مسلمان جنبش خود را به راه انداختند و شاه ولی­الله نیز مانند ابن­عبدالوهاب شخصا با تفکر و تمدن جدید غربی و سیاست و استعمار غربیان و مسأله غرب برخورد نکرد و همچنین نقاط ضعف دیگری در مواضع او وجود داشته است.

شاه ولی­ الله که از فساد و انحطاط جامعه اسلامی و تباهی و تفرقه مذهبی، فکری و اجتماعی مسلمان سنی در هند رنج می­برد، به ضرورت اصلاح و نوآوری و تحول فکری با اوضاع و احوال عصر پی­برد. او به رغم گرایشهای صوفیانه­اش که حتی مستقیما در تعالیم فرقه نقشبندی ریشه داشت،[10] همانند ابن­عبدالوهاب شعارهای اصلاحی سرداد و به منظور بازگرداندن اسلام به شهرت و اعتبار اولیه، به نفی و رد خرافات و بدعتها و پیرایه­ها و طرح شعار بازگشت به اسلام راستین و بویژه رفع تفرقه و تشتت از میان مسلمانان سنی و ایجاد وحدت تلفیق میان مذاهب اسلامی (غیر از تشیع) و آشتی دادن پیروان آن مذاهب و مکاتب صوفیانه همت گماشت. از نظر اقتصادی- اجتماعی، او به عقب­ماندگی و فقر مردم که بر اثر زندگی اشرافی و پرتجمل طبقات بالا و فرمانروایان گریبانگیر آنها شده بود توجه کرد تا حدی با تمایلات مساوات ­جویانه و سوسیالیستی در صدد حل و رفع آن مسائل بود. او از نظر سیاسی به استعمار غربی و انگلستان و حضور و نفوذ آنها توجه اساسی نکرد – شاید به دلیل اینکه هنوز تهاجم و سلطه سیاسی و نظامی غربیان در اواسط قرن 18 م./12 هجری در مراحل اولیه شکل­گیری خود بود- اما با احساس خطر از فروپاشی قدرت و حاکمیت سیاسی سنتی مسلمانان در هند و روی کار آمدن طوایف غیرمسلمانی چون هندوها و سیکها و سلطه آنها بر مسلمانان، به مبارزاتی عملی به منظور حفظ و پاسداری از حوزه اسلامی هندوستان و قدرتمند ماندن مسلمانان آنجا دست زد؛ تا آنجا که طی نامه­ای، از احمدشاه ابدالی حاکم افغانستان در نیمه دوم قرن هجدهم میلادی خواست که وارد هند شود و حاکمان غیرمسلمان مرهته و جات را سرکوب کند و او نیز با نبرد با مرهته، شکست سختی بر آنها وارد ساخت؛ اما با درهم فروریختن دولت نیرومند مرهته، که مانعی بر سر راه پیشروی قوای اروپایی و استعمارگر بود، راه برای غربیان اشغالگرهموارتر شد.

ب) ویژگیها و مواضع فکری- سیاسی
جنبش شاه ولی­الله در ابتدا جنبشی فکری و اصلاحی بود؛ اما پس از او، پسرش شاه عبدالعزیز (1746-1824 م.) و نوه­اش شاه اسماعیل (1781-1831 م.) آن را به یک جنبش اجتماعی-سیاسی تبدیل کردند و علیه سلطه انگلستان موضع گرفتند. این جنبش دارای دوجنبه داخلی و خارجی بود و دو هدف مهم داشت: یکی جلوگیری از انحطاط داخلی و رفع آن و دیگری مبارزه با تهدید و تهاجم خارجی.

شاه ولی­الله یک عالم نقشبندی متفکر و متکلم بود و در عین حال که احتمالا مانند اکثر مسلمانان هند و نخبگان آنان به طور سنتی و رسمی حنفی­مذهب بود،[11] از غزالی و شاطبی نیز متأثر بود و معاصرانش را به ادامه روش فکری آنان دعوت می­کرد،[12] و در افکار اصلاحی خود مایه­های استدلالی و کلامی و بویژه گرایشهای صوفیانه داشت. از همین دیدگاه، او خواهان طرد انحرافها و آلودگیها ی وارد شده بر دین و بازگشت به اسلام خالص و تصفیه شده بود:

شکلی که ولی­الله برای اسلام تصفیه شده خود در نظر می­گرفت آشکارا رنگ تصوّف داشت. او فساد و انحطاطی را که در روشهای عملی صوفیان پدید آمده بود و نیز اشتباه و انحرافات صوفیان زمان خود را طرد می­کرد. او صوفی بود، ولی به بی­قیدیها و فراخ­رویهایی که جامعه فاسد و منحط در زمینه مذهبی تحمل می­کرد حمله می­نمود. اهمیت او به عنوان متفکر از اینجا ناشی می­شود که مخصوصا سعی کرده است تفسیری از اسلام به عمل آورد تا یک تصوّف خالص را با یک سنت عاری از آلایش منطبق سازد. پی اسلام او از اسلام وهابیان وسعت بیشتری دارد و غنی­تر است؛ نیز دارای انعطاف بیشتری است.[13]

شاه ولی­الله به رغم رنگ تصوّف داشتن اندیشه­اش، شعار مبارزه با بدعتها و خرافات و جهل و عقب­ماندگی و تفرقه مسلمانان را می­داد و به جای آن، بازگشت به اسلام راستین و اولیه و وحدت و یگانگی عقیدتی- سیاسی مسلمانان و اندیشه­های نو را مطرح و دنبال می­کرد. او در نخستین اثر خود به ترجمه قرآن به فارسی با تفسیر کامل آن پرداخت و قرآن را، به رغم مخالفت علمای به اصطلاح محافظه کار، به صورتی علمی مورد مطالعه قرار داد. او بانوشتن کتابی در اصول تفسیر قرآن، اولین قدم را در راه مطالعه علمی قرآن برداشت که در این زمینه الهام ­بخش کسانی چون سر سیداحمد خان شد. همچنین وی به مطالعه علمی حدیث همت گماشت و دو تفسیر بر کتابهای مالک، رئیس مذهب مالکی، نوشت و با انتخاب نوشته­های مالک به عنوان اساس کار و تفسیر خود، بیشتر احادیثی را که درباره مسائل شرعی محض قابل رجحان بود معتبر شمرد.

او که اندیشه بنیادی و هدف اساسی­اش آشتی دادن مذاهب گوناگون اسلامی و فرقه­های کلامی و مذهبی و نحله­های مختلف فکری مسلمانان بود، در فقه نیز با تلفیق و تعدیل آرا و احکام مورد اختلاف مذاهب چهارگانه اسلامی همت گماشت و در این زمینه رساله­ای به نام اختلاف بین فقها نوشت و طی آن کوشید تا نشان دهد که بسیاری از اختلافات ظاهری، در صورت مراجعه به علم حدیث، که منبع اصلی فقه اسلامی است، از بین خواهد رفت. او در علم حدیث نیز روشی غیرمعمول را در پیش گرفت و راه را برای پیدایش مکتب اهل حدیث در هند – که در فقه به جای تکیه بر اظهارنظر فقها به طور مستقیم مراجعه می­کردند- هموار کرد.

ولی­الله که بشدت نگران وجود اختلاف در جامعه اسلامی بود، علاوه بر توجه به تلفیق مذاهب، کوشید تا عقاید دو مکتب و طریقه تصوّف رایج زمان یعنی مکتب وحدت وجود متأثر از فلسفه ابن­عربی و مکتب وحدت شهود شیخ احمد سرهندی را با هم تلفیق کند. به اعتقاد او اختلاف عقاید دو مکتب بی­اهمیت و جزئی است و هر دو در کلیات و اصول دارای عقاید مشترکی هستند. بدین طریق وی می­خواست به تفرقه و اختلاف مکاتب فقهی و صوفیانه که جامعه اسلامی را طعمه خود کرده بود خاتمه دهد و وحدتی عقیدتی، معنوی و مذهبی را در میان مسلمانان سنی برقرار کند.

او که در نوشته­های خود به نوآوریهایی دست زده بود، در تعقیب اندیشه بنیادی خود یعنی وحدت مسلمانان – که البته شیعیان را در بر نمی­گرفت – علاوه بر کتاب الانصاف فی­بیان سبب­الاختلاف، کتاب مهم دیگری به نام حجة­الله البالغة نوشت و طی آن کوشید تا شریعت مصطفوی را در لباس«برهان» به جامعه عرضه کند و اسلام اهل تسنن را چه در نظر و چه در عمل به شهرت و اعتباراولیه­اش برساند.[14] گویا نوشتن این کتاب به زبان عربی نیز به منظور وحدت مسلمانان سنی بود تا بدین طریق همه مسلمانان سنی را که مورد خطاب وی بودند به یکدیگر نزدیک و با هم متحد سازد. دلیل دیگر استفاده ولی­الله از زبان عربی در عمده آثارش این بود که زبان فارسی، به عنوان زبان نخبگان، با انحطاط امپراتوری مغول و استفاده از اردو به عنوان زبان شعر و نیز زندگی روزمره، در هند در حال افول بود.[15] عزیز احمد درباره آرا و اهداف اصلاحی شاه ولی­الله و اهمیت آن در تاریخ و تفکر معاصر مسلمانان هند می­نویسد:

قصد وی تماس با عامه علما در سرتاسر دنیای اسلام بود و به همین منظور به دو زبان فارسی و عربی قلم زد. او مطالعه حدیث را که پیش از این در قرن دهم هجری/شانزدهم میلادی عبدالحق دهلوی در هند احیا کرده بود، نیرویی تازه بخشید و آن را با تحقیقات فقه مالکی مربوط ساخت؛ گزیده­ای از بین مکاتب فقهی پدیدآورده، پیشنهاد کرد که شخص مسلمان در همه مسائل مربوز به اعتقاد یا آیین و مراسم می­تواند از احکام هریک از چهار مکتب اصلی فقهی (مالکی، شافعی، حنفی، حنبلی) تبعیت کند. وی گرایشهای وحدت وجودی صوفیانه را با معتقدات مذهبی آشتی داد و قرآن رابه پارسی برگردانید. آنچه اهمیت اساسی دارد این است که وی سنت تحقیقات مذهب و مکتبی راپایه­ریزی کرد که می­رفت فکردینی بنیادگرایی، سنتگرایی و همچنین نوگرایی را در هند مسلمان برای سه قرن تحت تأثیر قرار دهد.[16]

بنیادگرایی شاه ولی­الله همانند عبدالوهاب، بر رد قطعی شرک استوار است. خدا یکی است و هیچ یک از صفات او را نمی­توان به پیامبران یا قدیسان نسبت داد. اینان ممکن است شفیع به حساب آیند، اما نمی­توان به آنها متوسل شد و یا از آنها استمداد جست. هیچ کس به جز خدا نباید مستقیم یاغیرمستقیم پرستیده شود. اساس و پایه عقاید دینی قرآن و حدیث است و سایر منافع اعتقادی جنبه تکمیلی دارد و موکول به تحقیق و بررسی است. کلام اسلامی به بررسی و ارزشیابی مجدد نیازمند است و باید به شیوه­ای تازه مطرح شود. تجویزها و تحریمهای شرعی هدفهایی سه گانه دارد: تهذیب نفس، ترویج مذهبی، و خدمت به انسانها. وی در اینکه اجتهاد در تمام زمانها جایز است و می­تواند به عنوان تلاشی همه­جانبه برای درک اصول مأخوذ از عرف تعریف شود، از ابن­تیمیه تبعیت می­کند.[17]

به روایت عزیزاحمد، ولی­الله در مسأله خلافت بشدت معتقد به ضرورت و لزوم خلافت جهانی بود و مطابق نظرگاه کهن، آن را حق ویژه و انحصاری قریش می­دانست.[18] درک او از ساخت جامعه اسلامی براساس احیای نظریه خلافت جهانی بنا شده بود.[19] با این حال او و پیروانش هم نسبت به امپراتوری مغولی هند و هم نسبت به خلافت عثمانی موضعی طرفدارانه داشتند. او آرزو داشت که قدرت سیاسی مسلمانان هند را به نحوی، همانند حاکمیت مغولها و با الگویی نسبتا مطابق با الگوی مغول به ایشان بازگرداند[20] و وحدت مسلمانان را نیز به منظور بازگشت به قدرت و اعتبار اولیه تحقق بخشد؛ قدرت و اعتباری که تا حدی شامل قرون میانه و همچنین دوران عظمت و شکوه مغولها می­شد. دلیل این امر آن بود که سرنوشت و حاکمیت سیاسی مسلمانان هند با سرنوشت و حاکمیت سیاسی مغلولهای مسلمان گره خورده بود. بخصوص که طوایف غیرمسلمان نظیر سیکها و هندوها این حاکمیت را تهدید می­کردند و ولی­الله هم بیش از همه نگران سقوط حاکمیت مسلمانان به دست هندوها و یا سیکها بود؛ تا آنجا که حاکم افغانستان را به سرکوبی آنها دعوت کرد. فرزندان و پیروان او نیز، بویژه بعد از سقوط امپراتوری مغول در هند و جایگزینی انگستان به جای آن، طرفدار حفظ و بقای خلافت و امپراتوری عثمانی بودند و جنبش خلافت در هند نیز در ادامه همین مسأله و در اوج آن به وقوع پیوست.

موضع­گیری خصمانه شاه ولی­الله نسبت به تشیع و شیعیان نیز با همان دیدگاه بنیادگرایانه و به گونه­ای مشابه وهابیان بود. او به رغم گرایشهای اصلاحی صوفیانه، کلامی و علمی و نوآورانه خود، با شعار بازگشت به قرآن وسنت و طرد شرک و بدعت و با عنوان طرفداری از وحدت مسلمین(!) در قالب مکتب اهل حدیث و ابن­تیمیه و طریقه نقشبندیه، به عقاید مذهب شیعه حمله کرد و بدین طریق به درگیریها و جدالهای موجود میان اهل سنت و شیعیان در هند دامن زد و سنتی غلط، غیرمنطقی و مخالف دعوت اصلاح و وحدت مسلمانان را برای پیروان خود به جا گذاشت. این در حالی بود که درگیریها و خونریزیهای شدیدی میان گروههای مختلف شیعه و سنی در هند آن زمان جریان داشت. در میان شیعیان، سادات بارهه[21] در طول قرون متوالی در هند، بویژه در زمان اکبرشاه و در اواخر حکومت اورنگ­زیب دارای قدرت و نفوذ فراوان، حتی در سطح حاکمیت سیاسی، بودند. آنها با برخی از سیاستهای امپراتوران مغولی هند موافق نبودند و همین امر باعث شده بود که آنها در مواردی با هندوان علیه مغولان و از جمله در مقابل اورنگ­زیب هم­صدا شوند و با حاکمان مرهته نیز پیمانی ضدّ مغولها ببندند و بدین­ترتیب به سرنوشتی مشابه آنها دچار شوند؛ بویژه در دوران حکومت محمدشاه و بسال 1737 م./1150هجری که در ناحیه مظفرنگار قتل عام شدند و عملاً قدرتشان از بین رفت؛ هرچند که اعتبار و نفوذ آنها در میان حاکمان مغولی هند، همچنان تا سال 1853 م./1270هجری باقی ماند.[22]

عزیز احمد می­گوید که در خلال دوره انحطاط مغولان، به علت ضعف آنها دو جناح سیاسی و عمده ایرانی و تورانی، به ترتیب شیعه و سنی بودند، از هم دور شدند. او می­نویسد:

رهبری پویای جناح شیعی را سادات بارهه فراهم آورد که هدایت آن با دو برادر به نامهای عبدالله­خان و حسینعلی شاه­تراش بود. آنها امپراتوران دست­نشانده متعددی از مغولان را بر تخت نشاندند یا از تخت به زیر می­آوردند؛ تا اینکه اتحادی قوی از اهل تسنن در زمان محمدشاه (1132-1162م./1719-1748 هجری) قدرتشان را در هم شکست. ظهور سادات بارهه و بعدها سلسله شیعه مذهب وزرای نواب اوده، به کینه کشیهای تلخی میان سنی و شیعه منجر گردید. این نزاعهای عمومی در آثار کلامی این دوره نیز به چشم می­خورد. ولی­الله و پسرش عبدالعیز آثار ضدشیعی متعددی به رشته تحریر درآوردند.[23]

ادامه اینگونه خصومتها و اختلافات، در کنار سوابق تاریخی آن، تأثیر خود را بر اندیشه و عمل رهبران و علمای سنی حتی اندیشمندی چون شاه ولی­الله گذاشت و آنها به جای برخورد سازنده در کاهش و تخفیف این درگیریها، خود مسبب و تشدید کننده آن بودند. شاه ولی­الله در همین زمینه یکی از آثار ضدشیعه شیخ­احمد سرهندی را به عربی ترجمه کرد و خود نیز کتابی با عنوان ازالة­الخفاء علیه شیعه نوشت و همان تعصب شدید بیشتر نقشبندیها را نسبت به شیعیان ابراز کرد. احتمالا در همین کتاب بود که وی به طرح نظریات سیاسی خود پرداخت و به عقاید شیعه حمله کرد و با اصرار و تأکید بر اینکه اسلام نباید موضوع وفاداریهای شخصی قرار گیرد، بلکه باید وفاداری به آرمانها و ایدئالها مطمح­نظر باشد، تشیع را از این نظر متهم کرد که از روی وفاداری به شخصیتها بنا شده است و جنبه شخصی دارد و شیعیان با وفاداری به خاندان علی(ع) از سایر فرق روی گردانیده­اند.[24] در موارد دیگری، او برخی از مراسم و آداب مذهبی شیعیان را محکوم کرد و آنها را دارای منشأ غیراسلامی دانست؛[25] در حالی که واقعیت این است که برخلاف قضاوت غیرمنطقی و غیرمنصفانه ولی­الله، تشیع و شیعیان اساساً در طول تاریخ طرفدار آرمانهای اسلام (آرمانگرا) بودند و به همین دلیل همواره با واقعیتهای ناسازگار با اصول و آرمانها و نیز قدرتهای نامشروع حاکم، که آنها را منشأ فساد و انحراف، تفرقه و انحطاط مسلمانان می­دانستند، درگیر بوده و سرستیز داشته­اند و از این نظر به مبارزه­جویی معروف و مشهورند؛ همچنانکه ائمه شیعه(ع) نیز اینگونه بودند؛ البته در عین حال آنها خواهان وحدت و تفاهم و اخوت مسلمانان نیز بودند.

به هر حال ولی­الله برخلاف دعوت اصلاحی و شعار وحدت اسلامی خود، بدون ارزیابی و تجزیه و تحلیل منطقی و عقلی و جامعه­ شناختی و سیاسی آثار و عوارض موضع­گیریهای ضد شیعی خود، شیوه برخورد و سیره منفی و بسیار زیانبخشی را علیه اتحاد امت اسلام از خود به جا نهاد؛ آن هم در وضعیتی که هجوم گسترده استعمار غربی و سلطه انگلیس متوجه هند بود. پسرش شاه عبدالعزیز دهلوی نیز، به عنوان رئیس محدثان هند، به رغم مواضع ضدانگلیسی­اش، بشدت موضع­گیریهای پدر را در این زمینه دنبال کرد.

شاه ولی­الله به رغم گرایشهای بنیادگرا و صوفیانه و طرد مکتب اصالت عقل، در عین حال دارای گرایشهای کلامی، عقلی، علمی، اجتهادی و نو نیز بود و به همین سبب در مقایسه با ابن­عبدالوهاب، افکار او عمق و غنای بیشتر و جنبه اثباتی و سازنده قویتری داشت؛ از این­رو الهام بخش نوگرایان و روشنفکران مسلمان هند نیز بود. او به عنوان یک متکلم، آثار کلامی ممتازی به زبان عربی و فارسی، در اغلب رشته­ها، نوشته است. آثاری چون تأویل الاحادیث (در تعبیر احادیث نبوی)، المسوی (در شرح الموطا مالک­بن انس)، التفهیمات الالهیه و خیرالکثیر (در تصوّف)، فیوض الحرمین (کارنامه تجارب عملی و معنوی وی در حجاز) و مجموعه اشعار، از این دسته­اند. او همچنین کتاب عقدالجید فی­احکام الاجتهاد والتقلید را نیز با نظر مثبت نسبت به مسأله اجتهاد نوشته و در آن به مسائل اجتهاد و تقلید توجه کرده است. این اثر به عنوان یک منبع ضروری از جانب متکلمان، بنیادگرایان و تجددطلبان به طور یکسانی مورد استفاده قرار گرفته است.[26] کتاب حجة­الله البالغه او که در آن شریعت را در لباس برهان ارائه کرده است، به تعبیر عزیزاحمد:

برجسته­ترین اثر کلامی است که در هند نوشته شده است. این کتاب از دیدگاه کلام به الهیات می­پردازد و در باب مسائل مذهبی روشی را مورد استفاده قرار می­دهد که می­توان بنیادگرایی پیش از عصر جدید تعریف کرد. کتاب مزبور، فلسفه اولی و روانشناسی مذهب را به لحاظ جدلی مورد بحث قرار می­دهد. در فصول جامعه ­شناسی آن، مؤلف نسبت به تاریخ بشر دیدگاهی تکاملگرا و به اخلاق فردی به همان اندازه می­پردازد که به سازمان اجتماعی؛ مخصوصاً توضیح المسائل جامعه اسلامی و پایگاه نهاد خلافت و سلطنت و اشراف زمیندار را در آن برعهده می­گیرد.[27]

ولی­الله در این اثر و برخی از آثر دیگرش فلسفه خود را بر شالوده­های اجتماعی و اقتصادی استوار کرد و چون با مسأله زوال قدرت سیاسی مسلمانان در شبه­قاره هند مواجه بود، برای تشخیص و ریشه­یابی بیماریهایی که در آن ایام، تشکیلات سیاسی و جامعه به آن دچار بود، علل و عوامل مؤثر را تجزیه و تحلیل کرد و پیشنهادهایی را برای درمان آن بیماریها ارائه کرد و طی آن به کاوش وسیع در ابعاد مختلف اقتصاد، جامعه­شناسی، تاریخ و سیاست دست زد:

[وی] مناسبات پایدار میان تولیدکنندگان و مصرف­کنندگان را مورد بررسی قرار داد و این حکم را داد که در یک جامعه متوازن هرکس باید وسیله رفاه و سعادت خود را فراهم سازد. سپس خاطرنشان ساخت که چگونه گروههایی که افراد جامعه انگل و طفیلی گردیدند و بدین ترتیب توازن اجتماع را برهم زدند. این نوع تجزیه و تحلیل در بحثهای وی، خواه وقتی که به بحث در شرایط و اوضاع اجتماعی می­پردازد و خواه هنگام بررسی مصایب سیاسی و اقتصادی کاملا مشهود است. وی اندیشه­ای تاریخی داد؛ زیرا نمونه­هایی از تمدنهای بزرگ به دست می­دهد که پیش از اسلام بودند واز سرنوشت آنها نتایج مناسب می­گیرد.[28]

ولی­الله علاوه بر مطالعه و تفسیر علمی قرآن و حدیث با ارائه نظریه «دین فطری» نیز بر افکار نوگرایان و تجددطلبان مسلمان هند تأثیر گذاشت؛ به طوری که سرسید احمدخان این نظریه را بعدها تکمیل کرد و بدین­ترتیب این نظریه سرآغاز یک سوسیالیسم انقلابی قرار گرفت که به وسیله عبیدالله سندی، مفسر خستگی­ناپذیر آثار ولی­الله، جامه عمل به خود پوشید.[29] نظریه دین فطری با نیچریه که فقط احکام و فرایض دینی سازگار با طبیعت و فطرت را صحیح می­داند، به عنوان عقاید طبیعی و دهری مورد مخالفت محافظه کاران مسلمان هند قرار گرفت. در این نظریه ولی­الله با دیدگاهی تکاملگرا و تاریخی، برای نخستین بار مفهوم تکاملی اسلام را ارائه داد و چهار مرحله را در سیر تکوین جامعه و تمدن بشری مشخص کرد که هر مرحله روی مرحله قبلی قرار می­گیرد. در مرحله اول، که نخستین واحد زندگی اجتماعی با تشکیلات اجتماعی بدوی است، انسان با استعمال ابزار و آلات برای رفع احتیاجات اولیه خود، از زندگی حیوانی پا فراتر می­نهد و با یادگرفتن راه تأمین احتیاجات اقتصادی بدوی وارد مرحله دوم سازمان اجتماعی که توأم با ایجاد بازارها و قصبات است، می­شود. مرحله سوم این تکامل، مدنیت یا شهری­گری است که طی آن نیاز به سازمان و تشکیلات عالی اجتماعی پیدا می­شود و قانون و نظام و دولت به منصه ظهور می­رسد و برای حمایت این تشکیلات و سازمان اجتماعی، ضمانت اجرایی اخلاقی و قضایی لازم می­آید و بدین­ترتیب، اخلاق جانشین عرف و عادت می­شود و از طرف دیگر توسعه شهرها و ممالک مستقل منجر به درگیریهای مرزی و رقابتها و بروز جنگ می­گردد. در مرحله چهارم، تمدن پیش می­آید و انسان مجبور به تکمیل قوانین بین­الملل و تشکیل سازمانهای بین­اللملی برای حل مشلات خود میشود و در این مرحله است که دین وارد صحنه می­شود؛ چون در زندگی شهری، بشر در معرض انواع و اقسام ظلم و تعدی و وساوس شیطانی قرار می­گیرد و این امر خود از وجود طبقات فارغ­البال و ثروتمند ناشی می­شود. وقتی که تراکم فساد و شرارتهای اجتماعی و استثمار طبقات پایین از حد می­گذرد، احتیاج به اخلاقیات دینی مشهود می­شود و قوانین کیفری دین شروع به امر و نهی می-کنند. به نظر ولی­الله، در این مرحله از تکامل انسانی و در لحظه­ای بس حساس و مناسب، یعنی در زمانی که تمدنهای روم و ایران مساوات ذاتی و طبیعی نوع بشر را زیرپا گذاشته بودند و ظلم و استثمار طبقات بالا نسبت به طبقات پایین و توده­های بشری غیرقابل تحمل شده بود، اسلام ظهور کرده و پیامبر بزرگ آن، حضرت محمد(ص)، به انهدام شیوه­های نادرست زندگی رومی و ایرانی و جایگزین ساختن طریقه اقتصادی و اجتماعی عادلانه به جای آن مأمور شده است.[30]

ولی­الله با دیدگاهی جهانی و بشری، در نوشته­های خود اسلام را نهضتی اجتماعی و مذهبی برخاسته از احیاجات طبیعی بشر معرفی می­کرد و عقیده داشت که آنچه در اسلام حلال و حرام شمرده می­شود، عینا با اوامر و نواهی مشابه در سایر جوامع سازگار است؛ زیرا حس­اخلاقی فطری بشر در تمام ادیان و جوامع یکی است. او با رد نظر کسانی که قائل به ارتباطی میان قوانین دینی با عقل و احتیاجات طبیعی بشر نیستند، آن را سوء تفاهمی از ناحیه کوته­نظران می­دانست.[31]

ج) آثار و نتایج، نقد و ارزیابی
شاه ولی­الله برخلاف ابن عبدالوهاب می­خواست بیش از آنچه نفی و طرد می­کند بسازد و نوآوری کند. برداشت او از اسلام به سبب گرایشهای عقلی، کلامی، اجتهادی و نیز صوفیانه بسیار عمیق، غنی و انعطاف­پذیر بود. وی در امر اصلاح دینی و تلفیق مذاهب و مکاتب فقهی و صوفیانه و وحدت و همبستگی عقیدتی و معنوی و اجتماعی مسلمانان سنی و حل و رفع مسأله انحطاط داخلی و عقب­ماندگی فکری و فرهنگی و مذهبی و اجتماعی جامعه مسلمانان و سنیان هند بسیار موفق و الهام بخش بسیاری از علما و متفکران و روشنفکران مسلمان آن دیار بود و تأثیر زیادی بر اندیشه و عمل اصلاح­طلبان و جریانهای مذهبی- سیاسی دو قرن اخیر هندوستان گذاشت. در عین حال، تفسیر علمی قرآن و مطالعه علمی حدیث، که او بدانها معتقد بود، به محدودکردن قرآن در مایه­های علمی و طبیعی آن منجر شد و به تقویت مکتب اهل حدیث و در مواردی به رها کردن کامل احادیث و سنت – چه در میان بنیادگرایان و چه در میان تجددطلبانی نظیر سیداحمدخان- انجامید و نارساییها و اشکالاتی را به همراه داشت. همچنین نظریه «دین فطری» او راه را برای تفسیرهای علمی و صوفیانه مبتنی بر عقاید طبیعی و باطنی از احکام شریعت و متزلزل کردن و یا کنارگذاشتن آن احکام[32] هموار کرد. نظریه تکامل تاریخی او نیز که اسلام را در مرحله­ای خاص قرار می­دهد، با توجه به ظهور انبیا و پیامبران فراوان از ابتدای خلقت آدم تا زمان پیامبر خاتم(ص)، دارای اشکالاتی است. برخی از آرا و گرایشهای فکری و عملی ولی­الله دقیقا بنیادگرایانه بود و جلوه عقلی و اجتهادی اصلاح دینی او را کمرنگ می­کرد و این ویژگیها به همان ترتیب به برخی از پیروان او به ارث رسید و از این رو ماهیتًا نمی­توانست تأثیر مثبت و سازنده­ای را به همراه داشته باشد و در نهایت به سمت محافظه کاری سنتی پیش رفت. تکیه وی بر اجتهاد و کلام و شعار وحدت مسلمانان تا حد زیادی رنگ و بوی افکار و عقاید ابن­تیمیه و غزالی را داشت و نوآوریهای او هرگز محتوای عمیق عقلی و فلسفی نیافت؛ به حدی که او به رغم گرایشهای مبتنی بر نوسازی­اش در اسلام و طرح نظام جهانی احکام اسلامی و اصل تطبیق، و انتقادش از تقلید، در آخر عمر و در وصیت نامه­اش بشدت از تقلید و پیروی از عقاید پیشینیان و علمای متبحر در فقه و حدیث دفاع کرد و به عقاید شیخ احمد سرهندی در مورد دریافت رسمی نزدیک شد.[33] او در ایجاد وحدت میان مسلمانان سنی تلاشهای فکری و عملی مهمی کرد؛ اما تلفیق مکاتب و مذاهب او به دلیل ماهیت حرکتش فاقد بعد اجتماعی و سیاسی همزمان بود. این امر را فرزندان و پیروانش جبران کردند؛ اما به هر حال شعار وحدت او شیعیان را در برنمی گرفت و از این نظر اشکالی اساسی بر آن وارد است. او همان موضع­گیری خصمانه و سنتی ابن­تیمیه ها و علمای نقشبندی را تکرار کرد و به جای جهت­گیری اصلاحی اصیل، به سلفی­گری نزدیک شد و به آن در میان پیروانش دامن زد؛ کاری که به هیچ وجه شایسته مصلحانی چون او نبود. همچنین علاوه بر شیعیان، در برخورد با هندوها نیز ولی­الله واقعیتهای سیاسی و اجتماعی و لزوم کاهش تعارضات داخلی را، بویژه با حضور و نفوذ رو به افزایش غربیان استعمارگر، در نظر نگرفت و حتی به سرکوب آنها کمک کرد و همچنین حاکم توسعه­طلب افغانستان را به هند فراخواند.

از نظر آثار و نتایج، جنبش شاه ولی­الله سرچشمه بسیاری از حرکتها و جنبشهای بنیادگرا، اصلاح­طلب و اسلامی در هند از دوره سوم یعنی سلطه استعمار انگلیس به بعد بود:

در قرنهای دوازده هجری / هجده م. و سیزده هجری/ نوزده م. مکتب ولی­الله در دهلی به مطالعه و تفسیر و حدیث، و در «فرنگی محل» واقع در لکهنو به مطالعه فقه مشخص می­شد. این مکتب در زمان پسرش شاه عبدالعزیز، که مردی دانشمند و بابصیرت بود – هر چند که نظر مبهم او در تاریخ بیانگر انحطاط اسلام هندی در آن مرحله می­باشد- به رشد خود ادامه داد. واکنش وی در برابر موقوف کردن شریعت حنفی، توسط قوانین آنگلو –اسلامی تحت حاکمیت کمپانی هند شرقی، اخطار تهدیدآمیز و تندی به شمار می­رفت.[34]

افکاراصلاحی شاه ولی­الله را فرزندش شاه عبدالعزیز دهلوی (1746-1824 م.) و نوه شاه اسماعیل (1781-1831 م.) به جنبشی اجتماعی- سیاسی و ضداستعماری تبدیل کردند. مولوی(شاه) عبدالعزیز دهلوی، در همان حال که بشدت موضع ضدشیعی پدرش را حفظ کرده بود، نقش برجسته و بسیار مهمی در مبارزات ضداستعماری و ضدانگلیسی مسلمانان هند داشت و از این نظر نقش دوگانه­ای را ایفا کرد. او در مقام رئیس محدثان هند، در سال 1803 م. با تعریف و ترسیم «دارالاسلام» و «دارالحرب» و شروط تبدیل اولی و دومی و مشخصات آن[35]، فتوای بسیار مهم و تاریخی خود را درباره جهاد علیه انگلیس صادر و اعلام کرد:

کشور اسلامی هندوستان، با تسلط و سیطره انگلیسیها به «دارالحرب» تبدیل یافته، لهذا بر همه مردان و زنان مسلمان واجب است که آنقدر با آنها بجنگند و آنچنان روابط دوستانه خود را با آنها قطع کنند که ناگزیر از هندوستان خارج شوند؛ زیرا انگلیسیها دشمن محارب مسلمانند.[36]

این فتوای جهاد را در سالهای بعد تمام علمای اسلام در هند تأیید کردند و مردم را به جهاد و مبارزه با انگلستان فراخواندند. انگلیسیها نیز برای خنثی کردن تأثیر این فتوا از برخی علمای درباری و وابسته به خود در هند و حجاز فتوای عدم ضرورت جهاد را گرفتند؛[37] اما با این حال آنها نتوانستند از وسعت تأثیر و نفوذ عبدالعزیز بکاهند؛ به طوری که همین فتوای مبارزه با استعمار انگلیس پایه و اساس مکتبی را تشکیل داد که تا زمان قیام عمومی 1857 م. و پس از آن مردم را به قطع رابطه و عدم همکاری با انگلیس فراخواند و ورود به مدارس جدید انگلیسی را تحریم می­کرد؛ از جمله در نهضت سیداحمد بارلی و جنبش علمای دیوبند و دیگر حوزه­های علمیه و نهضت خلافت، که بتدریج جنبش فکری – اصلاحی شاه ولی­الله را در پیوند با جریان سنتی علمای هند قرار داد و با گسترش مبارزات ضداستعماری، چهره سیاسی – اجتماعی و دین- مردمی شدیدتری را به خود گرفت. حتی منشأ نظریه «نافرمانی مدنی» و «مقاومت منفی»- که در نهضت استقلال و آزادی هند در قرن بیستم، رهبران مسلمان و نیز گاندی آن را مطرح کردند- همین فتوا بود.

با این حال، عبدالعزیز دهلوی به سراج­الهند (چراغ هند) به رغم آنهمه مواضع ضدانگلیسی خود، با احساس خطر از رشد و گسترش تشیع در هند، علیه شیعه نیز موضع­گیری کرد و حتی شدیدتر از پدرش و بیش از همه در جدالهای شیعه و سنی در هند نقش داشت و اساسا این جدالها با نام او همراه شده بود.[38] او کتبی به نام تحفةاثنا عشریه در رد تشیع نوشت و طی آن با تکرار حرفهای جدال­آمیز گذشتگان، عقاید و آرای شیعه و بویژه شیعه اثناعشری را در اصول و فروع، اخلاق و آداب و عقاید و اعمالشان با لحنی بد و برخلاف آداب و سنن مناظره، مورد حمله و اعتراض قرار داد و انواع تهمتها رابر شیعه وارد ساخت؛ به نحوی که حتی با باز کردن بابی با عنوان مکاید شیعه، 107 کید و حیله برای شیعه برشمرد![39] البته به روایت میرحامد حسین هندی، مؤلف عبقات الانوار، اصل این کتاب همان کتاب صواقع خواجه نصراله کابلی است که عبدالعزیز آن را به فارسی ترجمه کرده بود. آثار زیانبار این موضع­گیری به قدری زیاد بود که مورد بهره­برداری سیاسی همان انگلیسیهایی قرار گرفت که عبدالعزیز علیه آنها فتوا داده بود و حتی با توطئه مشترک استعمار و ایادی آن، این کتاب به طرق مختلف چاپ و تکثیر شد و علاوه بر هند، در سایر بلاد اسلامی نیز با همه آثار سوء منشر گردید.[40]

نهضت سید احمدبارلی (یا بریلوی یا سید احمد عرفان) (1782-1831 م.) اولین و مهمترین نهضت فکری و اصلاحی و دینی و سیاسی ملهم و متأثر از آرا و عقاید دینی و سیاسی شاه ولی­الله بود که در واقع نهضت فکری و اصلاحی ولی­الله را در برخورد با دو محور انحطاط داخلی و تهدید یا تسلط خارجی، به یک جنبش سیاسی- اجتماعی تبدیل کرد. سیداحمد ابتدا از هواداران خانواده ولی­الله و یکی از شاگردان برجسته عبدالعزیز بود؛ اما بزودی رهبری دینی و سیاسی مسلمانان پیرو ولی­الله و خانواده او رابه عهده گرفت و حتی شاه اسماعیل، نوه ولی­الله و یکی از برجسته­ترین افراد خاندان او، و نیز شاه عبدالحی (ف. 1828 م.)، نوه دیگر ولی­الله[41]، مرید و همکار و حامی او به حساب می­آمدند. جنبش سیداحمد که به کمک و حمایت خاندان ولی­الله شکل گرفت و به نام جنبش طریقه محمدی[42] و بیش از آن به «جنبش مجاهدین» معروف شد، به اشتباه و به غلط مخصوصا از طرف انگلیسیها و در اسناد حکومت هند بریتانیا، به عنوان جنبشی وهابی و یا منتسب به آن معرفی شده است و حتی نویسندگانی چون ستوارد امریکایی، سیداحمد را «سیداحمد وهابی افراطی» و دولت را «دولت وهابی هندی» می­نامند؛[43] در حالی که گذشته از برخی شباهتها در شعارهای اصلاحی و نیز مسافرتی که سیداحمد به مکه معظمه کرده بود، هیچ­گونه ارتباط و تماسی بین او و هابیان وجود نداشته است؛[44] بویژه که وهابیان به دلیل ویران ساختن بقاع متبرکه حجاز در آن موقع از طرف مسلمانان مغضوب و تکفیر شده بودند. جنبش سیداحمد بارلی اساسا ریشه در مکتب ولی­الله داشت و علیه سیکها و بویژه انگلسیها جریان پیدا کرده بود؛ آن هم در وضعیتی که در شمال غربی هند و در ایالت پنجاب رژیم حکومتی سیکها با شدت و جسارت تمام بقایای رژیم ورشکسته مغول را از بین می­برد و در بنگال، انگلیسیها مستقر شده بودند .و در هند غربی نیز هندوها جنبش جدیدی را به راه انداخته بودند و مبلغان مسیحی هم با حمایت امپریالسم انگلیس و در پیوند با تهاجم مذهبی، فرهنگی و سیاسی آن در مناطق مختلف هند فعال شده بودند. نهضت سیداحمد بارلی در این وضعیت ضعیف و زوال قدرت سیاسی مسلمانان هند و انحطاط داخلی و غلبه سیکها و هندوها و انگلیسیها، در دو بعد فکری و سیاسی و همچنین در واکنش نسبت به انحطاط داخلی و تهاجم خارجی بوجود آمد. از نظر عملی، سیداحمد شهید «بهترین نماینده آن شعبه از مکتب فکری «ولی­اللهی» است که هدفش پاکسازی جامعه اسلامی از عقاید و اعمال غیراسلامی و بازگشت به اسلام نخستین بود. او بود که مکتب اصلاح­طلبانه خود را به صورت جنبشی برای جهاد درآورد».[45]

از نظر فکری و آراء و شعارهای اصلاحی، سیداحمد به پیروی از دیدگاههای بنیادگرایانه شاه ولی­الله، علیه آداب و رسوم متداول میان مسلمین آن زمان و به قصد پیراستن اسلام از بدعتها و خرافات و به پاخاست و ضمن رد شرک، مسلمانان روستایی را به توحید مطلق دعوت کرد. عزیز احمد در این­باره می­نویسد:

این حرکت تبلور آرای بنیادگرایانه ولی­الله را در یک برنامه عملی نشان می­دهد ، و از هدفهای آن حذف عناصر التقاطی است که در اسلام از آیین هندو به عاریت گرفته شده است. بنیادگرایی وی عموما عناصر جنبی، التقاطی و بدعت­آمیز را از اعتقاد مذهبی بیرون ریخت؛ به همراه رد شرک، آرایی را که ولی­الله تبلیغ کرده بود با دقت و صراحت به اختصار بیان کرد .و تأکیدش را بر روی توحید مطلق استوار ساخت. این جریان به تشکیل یک جماعت با سازمان مذهبی- سیاسی با شبکه­ای از مراکز تبلیغی منجر گردید که هدفش تصفیه اسلام بود و روستاها و واحدهای اصلی آن به شمار می­آمد. این نخستین دعوت تاریخ اسلام در هند بود که به یک جنبش همگانی و مردمی مبدل گردید.[46]

تعلیمات سیداحمد را شاه اسماعیل قبل از شروع مبارزه و جهاد او در کتابی به نام الطریق المستقیم جمع آوری وتألیف کرد. این جنبش، نهضتی مذهبی و طرفدار احیای دین و اصلاح مفاسد اجتماعی و رفع سلطه غیرمسلمانها و تأسیس سازمان سیاسی- اجتماعی مطلوب از طریق اصل جهاد بود که از سال 1821 م. در دهلی، واقع در هند شمالی، آغاز شد و با جلب حمایت پیروان فراوانی که عمدتا از میان کشاورزان و کارگران مستضعف صنایع دستی بنگال و شمال هندوستان بودند و با سازماندهی آنان از سال 1824 م./1240 هجری آماده جهاد شد.[47]

این حرکت در ابتدا مبتنی بر جهاد علیه سیکها و سپس انگلیسیها بود. مسلمانان در ایالت پنجاب تحت حکومت خاندان سیک وضعی پریشان و زندگی دشواری داشتند و سیداحمد برای نجات آنان از سلطه حکومت سیکها، به کمک مرید خود شاه اسماعیل و دیگر پیروان و شاگردانش، گروه کثیری از مسلمان شمال هند را به دور خود جمع کرد و با سیکها و انگلیسیها وارد نبرد شد. در این مبارزه مسلمانان به موفقیتهای مهمی دست یافتند و یاری و مساعدت قبایل مسلمانان محلی و مرزنشینان پیشاور و نواحی مجاور را نیز جلب کردند.[48] از نظر اهداف اثباتی سیاسی، گویا مطابق دیدگاه نظری شاه ولی­الله، آنها در صدد تأسیس و تشکیل دولت و خلافت اسلامی نیز بودند و حتی مدتی، به دنبال پیروزیهای درخشان نظامی، عملا موفق به تشکیل آن شدند؛ به طوری که کنت ول اسمیت می­نویسد:

بسیاری از مسلمانان به ندای او پاسخ دادند و در پنجاب علیه سیکها قیام کردند تا دوباره برای خود یک سلطنت اسلامی تشکیل دهند؛ یا حداقل سلطان مسلمان داشته باشند. مبارزه بخوبی سازمان یافت؛ نبرد آغاز شد و بعضی از جنگها به پیروزی انجامید. حتی مدتی (1830-1832 م.) سیداحمد در پیشاور خلیفه اعلام شد. شکست بعدی این عملیات درخشان نظامی موجب گردید که پیشوایان نهضت عنوان شهید به دست آورند. نهضت در لحظه مناسبی از زمان اقدامات مخفی خود را برای زنده کردن تسلط مسلمانان ادامه داد.[49]

هدف استراتژیک سیداحمد، آزادی هند از سلطه انگلیس بود. او بهترین روش و تاکتیک را در آن دیده بود که ابتدا منطقه­ای که هنوز دست انگلیسیها به آن نرسیده بود، بگیرد و با تشکیل دولت و حکومت اسلامی در آن منطقه، از آنجا شروع به آزادسازی تمام هند کند. از این­رو، او جهاد و هجرت را در کنار هم مطرح کرد و به مردم ساکن در مناطق تحت سلطه بریتانیا (دارالحرب) دستور داد که به دارالاسلام مهاجرت کنند؛ یعنی به همان منطقه شمال غرب در نزدیکی مرز افغانستان، که با توجه به زمینه­های موجود، بهترین و مناسبترین منطقه تشخیص داده شده بود.[50]

عاملی اصلی شکست نهضت سیداحمد بارلی بروز اختلاف، نفاق و خیانت در صفوف داخلی آن بود که این مسائل بویژه بر اثر تبلیغات انگلیسها و سیکها مبنی بر اینکه آنها وهابی هستند ایجاد شده بود. حتی برخی از مسلمانان بی­اطلاع و افراد قبیله خود سیداحمد، به وی خیانت کردند و علیه اوشوریدند. اختلافات مذهبی بر سر مسائل جزئی به نفاق و دو دستگی در میان افراد تشکیلات او دامن زد و نهضت او رابا شکست فاحشی روبه رو کرد و به شهادت سیداحمد و شاه­اسماعیل (1831 م./1246 هجری) در نبرد بالاکوت منجر شد.[51] بعلاوه گویا جنگجویان قبایل، تاب مقاومت و اطاعت از دستورات و اوامر خشک و قاطع احکام شرعی مورد نظر جنبش او را بویژه در مسائل مالی نداشتند و از این رو بسیاری از آنان خدمت را ترک کردند.[52]

با این حال این نهضت پس از مرگ سیداحمد بارلی متوقف نشد و به سایر نقاط هند نیزسرایت کرد. به رغم اینکه بریتانیا پیروان او را سرکوب کرد و با وجود پریشانی داخلی و انشعابی که میانشان روی داد، آنها به مبارزه خود تا زمانی که پنجاب ضمیمه حکومت بریتانیا شد ادامه دادند. پس از آن نیز مریدان سیداحمد در قیام 1857 م. نقش فعال و مهمی داشتند. همچنین گویا شایع شده بود سیداحمد همان مهدی موعود است که به طور موقت غایب شده و مسلمانها باید در غیبت او متحد شوند و با انگلیسیهای کافر بجنگند و اینکه او باز خواهد گشت و آنها را تا پیروزی رهبری خواهد کرد.[53]

در همان ایام مبارزه جنبش سید احمد با سیکها، «تی­تومیر» (ف. 1831 م.) ، رهبر دیگر این جنبش و طریقه محمدی، در بنگال غربی فعال می­کرد. او تعداد زیادی از کشاورزان و صنعتگران را به دور خود جمع کرد و به نام جهاد، جنگ با زمینداران هندو نیل­کاران انگلیسی را آغاز کرد؛ اما سرانجام او و نیروهایش در نبرد با انگلیسیها شکست خوردند و خود او نیز به شهادت رسید.[54] جنبش تی­تومیر در بنگال، جنبشی روستایی و بنیادگرا و مرتبط با جنبش مجاهدین بود که برنامه­اش بیشتر جنبه نظامی داشت و حتی برای مدتی سه منطقه را در بنگال تحت فرمان خود درآورده بود.[55]

جنبش فرائضیه یا فرائدی در بنگال، در نیمه اول قرن نوزده، نیز که به رهبری شریعت­الله فرائضی یا حاجی شریعت­الله صورت گرفت، همانند نهضت بارلی، دیدگاهها و شعارهایی بنیادگرایانه و اصلاحی و مذهبی داشت. این جنبش در زمان رهبری فرزند حاجی شریعت­الله، محمدحسن یا محسن معروف به ذوذومیان، ابعاد اجتماعی مشخص تری یافت. گرایشهای بنیادگرایانه این جنبش تا حدودی مشابه وهابیان بود؛ اما به رغم برخی تأثیرپذیریهای این جنبش از وهابیت و اقامت طولانی حاجی شریعت­الله در حجاز (حدود بیست سال)، اساسا این نهضت بدون ارتباط با وهابیت شکل گرفته بود.[56] این جنبش که جلوه­ای از ناآرامی و نارضایتی اجتماعی- اقتصادی دهقانان و صنعتگران بنگال بود، در بعد داخلی گرایشهای اصلاحی داشت و علیه انحطاط مذهبی و اجتماعی مسلمانان صورت گرفت و هدف و شعار بنیادی آن رد و محکوم کردن بدعتها و دعوت به توحید و نیل به اسلام و جامعه اسلامی اولیه بود. در بعد خارجی هم هدف آن دفاع از جامعه اسلامی در برابر بیگانگان بود:

[جنبش فرائضی] نیل به یک جامعه بنیادگرا مانند جامعه عصر خلفای راشدین را ترویج می­کرد؛ هرچند که از نظر فقهی صبغه حنفی داشت. این جنبش همچنین رهایی روستاییان مسلمان را از فقر اقتصادی­ای که توسط مالکان هند و تحت عنوان تجدید سازمان عواید، معروف به قانون تعیین دائمی 1793، به وسیله لرد کورنولیز و سرجان شور معمول گردیده بود، هدف خود قرار داد. پیروانش اساسا از میان گروههای روستایی بودند و به مقاومت در برابر پرداخت مالیات و حتی تصرف اراضی دولت تشویق و ترغیب می­شدند. ذوذومیان در برخی از دهکده­های بنگال تقریبا دولتی در برابر حکومت تشکیل داده بود. این جنبش، غیرعرفانی و تا حدودی ضدشیعی بود و هند را تحت حکومت بریتانیا به مثابه دارالحرب (سرزمین دشمن) تلقی می­کرد.[57]

هرچند ذوذومیان، کشاورزان و صنعتگران مسلمان را در مبارزه بر ضد زمینداران و نیل­کاران بریتانیایی سازمان داد و رهبران این نهضت، هند تحت حکومت بریتانیا را دارالحرب می­خواندند و اجازه نمی­دادند مراسم نماز جمعه و ناز عید برگزار شود، حداقل دسته­ای از آنها جهاد بر ضد بریتانیا را واجب نمی­دانستند و مسأله جهاد در اصول اعتقادی آنان نقشی نداشت.[58] در اینجا نیز گرایشهای بنیادگرا بتدریج در شعارهای اصلاحی و جهت­گیریهای خارجی، بویژه تحت تأثیر وهابیان و اوضاع حاکم، به میانه­روی و سازش گراییدند و در صف محافظه کاران سنتی قرار گرفتند. البته علما و رهبران دینی پیرو ولی­الله و سید احمد بارلی به این مرحله نرسیده بودند؛ بویژه که عده­ای گرایشهای انقلابی یا نوخواهانه هم پیدا کردند. به هر حال، جو عمومی بتدریج علیه فرائضی­ها و بر ضد وهابیت و حتی به منظور رد آثار کهن مجاهدین رو به رشد نهاد. عزیز احمد در این­باره می­نویسد:

بنیادگرایی، بویژه زمانی که صبغه وهابی­گری به خود گرفت، در معرض حملات مجادله آمیز متکلمان درست دین قرار گرفت. کرامت­علی جونپوری که پیش از این با مجاهدین ارتباط داشت و در آثار متأخرش نوگرا شده بود، با تندی تمام بر ضد فرائضی­ها قلم زد. در اواخر قرن سیزدهم هجری/ نوزدهم م. از لحاظ تقلید، آثار متعددی بر ضد وهابیت به رشته تحریر درآمد و حتی ردیه­هایی هم بر آثار کهن مجاهدین نوشته شد.[59]

قیام هندیان و مسلمانان هندوستان در سال 1875 م./ 1274 هجری نقطه اوج جنبش اسلامی به رهبری علمای دین بود؛ علمایی که از جنبش ولی­الله و بویژه در ابعاد سیاسی و ضد استعماری از فتوای عبدالعزیز دهلوی و سنت مبارزاتی ضدانگلیسی او و نهضت سیداحمد بارلی متأثر بودند. این قیام که نقطه عطفی در تاریخ مبارزات استقلال­طلبانه هندیان بود و رهبران سیاسی هند نقطه آغاز نهضت آزادی­خواهانه خود علیه انگلیسیها را از آن زمان می­دانند،[60] از اینجا آغاز شد که عده­ای از هنگها ونظامیان بومی هند با سرپیچی از اطاعت فرماندهان انگلیسی خود، تعدادی از آنان را کشتند و به رهبری امرای مسلمان و چند تن از هندوهای ضدانگلیسی ، از اطراف کشور به سوی دهلی به راه افتادند و طی 4 ماه جنگ و درگیریهای خونین، با حمایت و همکاری و همراهی مردم هند، دهلی را تصرف کردند و پیرامون سراج­الدین مظفرشاه (شاه عالم)، بازمانده خاندان شاهی مغولان هند که در دهلی بود، جمع شدند و او را امپراتور هند خواندند. [61]

انگلیسیها این قیام را که در مجموع تا اواخر سال 1859 م. ادامه داشت، با شدت و خشونت تمام سرکوب کردند و به رغم پیروزیهای اولیه هندیان، انگلیسیها در فوریه 1858 م. دهلی را دوباره اشغال کردند. با سقوط دهلی این قیام در هم شکسته شد و جز در شهر لنکو در جای دیگر چندان اثری از آن باقی نماند.[62] پس از سرکوب این قیام که آخرین و گسترده­ترین قیام مسلمانان هند و هندوها بود، انگلستان در دوره چهارم تاریخ معاصر هند، کاملا این سرزمین پهناور را در اختیار گرفت و آن را جزئی از امپراتوری بریتانیا خواند و ملکه ویکتوریا، لقب «قیصر هند» گرفت. مؤلف کتاب اسلام در جهان امروز پس از اشاره به ارتباط میان نهضت سیداحمد بارلی و قیام هند، درباره این مقاومتها و نهضتهای مسلمانان در هند تا قرن بعد می­نویسد:

وسعت و دوام، انگیزه و آرزویی که از طرف این نهضتها اعلام شد بسیار بود. ممکن بود اقدام برای بیرون راندن بی­ایمانان حذف شود و چنان شد؛ اما اقدام برای تصفیه و تازه گردانیدن جامعه مسلمانان و بازگرداندن افتخارات بایستی ادامه می­یافت و گاه گاه سرنوشت حقیقی این جامعه را یاد می­آورد. رؤیای قدرت هندو – مسلمانان که دوباره زنده شده بود، تا قرن بیستم ادامه یافت؛ جامعه را در برگرفت و پیوسته او را تحریک به اقدام می­کرد.[63]

پس از شکست قیام هند نیز پیروان سیداحمد بارلی سرسختانه با انگلیسیها جنگیدند و بویژه در نواحی کوهستانی و دوردست در صدد ادامه مبارزه و جهاد بودند. در این راه علما و رهبران و مسلمانان طرفدار جنبش همواره تحت تعقیب و دستگیری بودند و خطر زندان، شکنجه و شهادت آنها را تهدید می­کرد؛ به طوری که به روایت استاد ابوالحسن ندوی، در یک مورد، یازده تن از آنان در یک محاکمه فرمایشی به سال 1864 م. محکوم به اعدام، تبعید یا زندان دراز مدت شدند؛ در حالی که اتهام وارد شده بر آنها این بود که:

بر ضد حکومت انگلیسی هند، توطئه­ای بزرگ به وجود آورده و به پیروان پیشوای شهید سیداحمد عرفان و مجاهد بزرگ شیخ اسماعیل شهید – که در نزدیکی مرزهای افغانستان می­زیست- کمکهای مالی و انسانی می­کرده و با مهارتی عجیب، از داخل کشور برای آنان مدد می فرستاده­اند و بوسیله نامه­های رمزی، پیوسته با آنان در تماس بوده­اند، و شگفت آن که از رعایای انگلیس، کمکهای مالی جمع آوری کرده، مخفیانه به مرکز انقلاب گسیل می­داشته اند...[64]

جنبش علمای دیوبند، ندوةالعلما و فرنگی نیز به رغم تعدیل فراوان مواضع اصلاحی خود، دنباله جریان و جنبش شاه ولی­الله و عبدالعزیز و سیداحمد بارلی بودند که بشدت با سلطه و حاکمیت فرهنگی و سیاسی استعمار انگلیس مبارزه می­کردند و در قالب حوزه­های دینی و علمی علیه انگلیسیها و به نفع تنها بدیل موجود در سطح جهانی یعنی خلافت و دولت عثمانی موضع گرفتند. در اوج فعالیت آنان و در اوایل قرن بیستم جنبش هندی خلافت رخ داد که بشدت ضداستعماری و طرفدار حفظ امپراتوری عثمانی بود و هم در عین حال آزادی و استقلال هند طرفداری می­کرد. در نهایت علما و رهبران دینی و جنبشهای اسلامی طرفدار مکتب ولی­الله، همراه با تأثیرپذیری برخی از آنها از جریان سیدجمال، نقش مهمی در آزادی و استقلال هند داشتند. شخصیتهایی چون سید احمدخان، رهبران جنبش خلافت، اقبال و مودودی هر یک به نحوی متأثر از مکتب اصلاحی شاه ولی­الله بودند. اقبال لاهوری در عین حال که اساساّ پیرو مکتب سیدجمال بود و آن را ترجیح می­داد، از شاه ولی­الله به عنوان «بزرگترین متأله متأخر اسلام»[65] و احتمالا «نخستین مسلمانی» یاد کرده است که در قرون اخیر، ضرورت دمیدن روح احیا و اصلاح به جنبشهای و قیامها و بازسازی فکر دینی را در اسلام احساس کرده بود.[66]

پی نوشت:

[1] . در این زمینه رجوع کنید به: آرنولد، سر توماس؛ تاریخ گسترش اسلام؛ ترجمه دکتر ابوالفضل عزتی؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1358، ص 184-213 و مطهری، مرتضی؛ خدمات متقابل اسلام و ایران؛ چاپ جدید، قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1362، ص 342-347.
[2] . رجوع کنید به: دنبلی، عبدالرزاق؛ مآثر سلطانیه؛ تبریز: 122 ق.
[3] . خامنه­ای، علی؛ مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان؛ چ 2، تهران: انتشارات آسیا، 1347، ص 17.
[4] . کلمه «شاه» در این موارد هم­معنی و مترادف با مولا، مرشد، سید، شیخ، بزرگ و سرور است.
[5] . Orthodoxy
[6] . عزیز احمد؛ تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی؛ تهران: انتشارات کیهان، 1367، ص 14 و 15.
[7] . همان؛ ص 16 و اسلام در جهان امروز؛ ص 45.
[8] . همان؛ ص 99.
[9] . عالم نو اسلام یا امروز مسلمین؛ ص 291.
[10] . اسلام در جهان امروز؛ زیرنویس ص 45.
[11] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 17 و 18.
[12] . مشیر الحسن؛ جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در مستعمرة همند؛ ترجمه حسن لاهوتی؛ تهران: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1367، ص 348.
[13] . اسلام در جهان امروز؛ ص 45.
[14] . «دیباچه­ای بر پیشینة تاریخی جنبشهای پان­اسلامیسم (3)»، مجله ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد؛ شماره 24، پاییز 1337، ص 429.
[15] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 99.
[16] . همان؛ ص 15 و 16.
[17] . همان؛ ص 16.
[18]. Azia Ahmad, Islamic Modernism in India and Pakistan, Oxford U.P, 1967, p.123.
[19] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 16 و 17.
[20] . اسلام در جهان امروز؛ ص 46.
[21]. Barha
[22] . «دیباچه­ای بر پیشینة تاریخی جنبشهای پان­اسلامیسم (3)»، مجله ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد؛ شماره 24، پاییز 1337، ص 431 و 432.

[23] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 30 و 31.
[24] . مورگان، کنت؛ اسلام در صراط مستقیم؛ ترجمه چند نفر؛ تبریز: کتابفروشی حقیقت، 1342، ص 380.
[25] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 71.
[26] . همان؛ ص 100.
[27] . همان؛ ص 99 و 100.
[28] . تاریخ فلسفه در اسلام؛ ص 320.
[29] . اسلام صراط مستقیم؛ ص 380.
[30] . همان؛ ص 380 و 381.
[31]. همان؛ ص 381 و382
[32] .همان ؛ ص 382 واحیای فکر دینی در اسلام؛ص169
[33] . جنبش اسلا می وگرایش های قومی در مستعمره هند؛ص348و349
[34] .تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 17.
[35] . پیترز، رادولف؛ اسلام و استعمار؛ ترجمه محمد خرقانی؛ تهران: انتشارات آستان قدس رضوی، 1365، ص 69.
[36] . مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان؛ ص 156.
[37] . مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان؛ ص 32-35.
[38] . «دیباچه­ای بر پیشینه­ی تاریخی جنبشهای پان­اسلامیسم (3)»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد؛ شماره 24، پاییز 1337، ص 433.
[39] . همان؛ ص 432 و 433.
[40] . حکیمی، محمدرضا؛ میرحامد حسین؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1359، ص 115-119.
[41] . اسلام و استعمار؛ ص 69.
[42] . همان؛ ص70.
[43] . عالم نو اسلام یا امروز مسلمین؛ ص 291.
[44] اسلام صراط مستقیم؛ ص 382 و اسلام و استعمار؛ ص 70.
[45] . جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در مستعمرة هند؛ ص 349.
[46] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 17.
[47] . اسلام و استعمار؛ ص 70 و 71.
[48] . اسلام صراط مستقیم؛ ص 382.
[49] . اسلام در جهان امروز؛ ص 47.
[50] . اسلام و استعمار؛ ص 71.
[51] . اسلام صراط مستقیم؛ ص 382 و 383 و مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان؛ ص 35.
[52] . اسلام و استعمار؛ ص 71.
[53] . همانجا.
[54] . همانجا.
[55] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 18.
[56] . همان؛ ص 17.
[57] . همان؛ ص 18.
[58] . اسلام و استعمار؛ ص 72.
[59] . تاریخ تفکر اسلامی در هند؛ ص 18.
[60] . بازرگان، مهدی؛ آزادی هند؛ تهران: نشر امید، [بی­تا]، ص 33.
[61] . همانجا و مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان؛ ص 19 و 20.
[62] . همان؛ ص 20.
[63] . اسلام در جهان امروز؛ ص 47.
[64] . مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان؛ ص 37.
[65] . احیای فکر دینی در اسلام؛ ص 141.
[66] . همان؛ ص 113

منبع : جنبش‌های اسلامی معاصر، سید احمد موثقی، سمت، تهران، 1389ش.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش