مقالات > تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۱۳ تعداد بازدید: 172

واژه تأوبل در قرآن، هفده بار در 15 آيه و 7 سوره آمده است. در آيات 7 سوره آل عمران و 53 سوره اعراف و 36 سوره يونس، درباره قرآن به كار رفته است كه منشأ بحث وگفتگوي مفسّران درباره «تأويل قرآن» شده است. درباره تاویل نظرها و ارای گوناگونی از اشخاص مختلف نقل شده است که در این مقاله به نقل و ارزیابی آنها خواهیم پرداخت.



واژه تأوبل در قرآن، هفده بار در 15 آيه و 7 سوره آمده است. در آيات 7 سوره آل عمران و 53 سوره اعراف و 36 سوره يونس، درباره قرآن به كار رفته است كه منشأ بحث وگفتگوي مفسّران درباره «تأويل قرآن» شده است. درباره تاویل نظرها و ارای گوناگونی از اشخاص مختلف نقل شده است که در این مقاله به نقل و ارزیابی آنها خواهیم پرداخت.

 نويسنده : محمد کاظم شاکر

مقدمه
كاربرد واژه تأويل در آيات قرآن كريم، انگيزه‌اي براي بحث‌هاي گسترده درباره «تأويل» و به ويژه «تأويل قرآن» شده است. اين واژه در قرآن، هفده بار در 15 آيه و 7 سوره آمده است. در آيات 7 سوره آل عمران و 53 سوره اعراف و 36 سوره يونس، درباره قرآن به كار رفته است كه منشأ بحث وگفتگوي مفسّران درباره «تأويل قرآن» شده است. دراين باره، آيه 7 از سوره آل عمران نقش محوري دارد. واژه تأويل در آيات 6، 21، 36، 37، 44، 45، 100و 101 سوره يوسف درباره رؤيا به كار رفته است و مفسّران عموماً آن را به «تعبيرخواب»، تفسير و معنا كرده‌اند. آيات 78 و 82 سوره كهف درباره تأويلِ كارهاي خضر(ع) است كه موسي (ع) تحمّل آنها را نداشت و خضر(ع) تأويلش را به او يادآور شد. آيه59 سوره نساء درباره تأويل ِ ردّ تنازع به خدا و رسول، و آيه 35 سوره اسراء درباره تأويلِ ايفاي كَيْل و ميزانْ در معامله است. با نگاهي به اين گزارش اجمالي، مي‌توان كاربرد واژه تأويل را در قرآن به صورت زير خلاصه كرد:

1 . تأويلِ قول (آيات سوره هاي آل عمران، اعراف و يونس كه درباره قرآن است)؛

2 . تأويلِ فِعل (آيات سوره هاي نساء، اسراء و كهف)؛

3 . تأويلِ رؤيا (آيات سوره يوسف).

در اين قسمت، ابتدا نظر چند تن از مفسّران و نويسندگان علوم قرآني را درباره حقيقت تأويل و تأويل قرآن متذكر شده، سپس آيات مربوط به آن را همراه با ذكر تفاسير مشهوري كه از واژه تأويل شده، مي‌آوريم.

نظر ابن تيميه درباره تأويل
تقي الدين ابن تيميه از جمله كساني است كه نظريه ويژه‌اي درباره تأويل داشته و در نوشته‌هاي خود، در اين باره بحث مستوفايي نموده است. در اين جا به برخي از نظريات او مي‌پردازيم.

معاني مختلف تأويل و رابطه بين آنها
ابن تيميه مي‌گويد : تأويل، لفظ مشترك بين سه معناست :

1 . حقيقت خارجي. مقصود خداوند از تأويل قرآن، اين معناست.

2 . تفسير و بيان. علماي سلف چون ابن عباس و مجاهد، تأويل را به اين معنا استعمال كرده اند.

3 . معناي خلاف ظاهر كه اصطلاح متأخران است[1].

معناي تأويل در نزد بزرگان سَلَف
ابن تيميه مي‌گويد : به طور كلي، بزرگان سَلَف تأويل را به دو معنا به كار برده‌اند :

1 . تفسير و بيان معناي كلام، چه موافق ظاهر لفظ باشد و چه مخالف آن. بنابراين نزد گروهي از سلف، واژه‌هاي «تفسير» و «تأويل» مترادف و يا متقارب المعني هستند؛ براي مثال، وقتي ابن عباس مي‌گويد: من از زمره راسخان در علم هستم و تأويل قرآن را مي‌دانم ويا مجاهد مي‌گويد : علما به تأويل قرآن آگاهند، مرادشان از تأويل، تفسير قرآن است. محمد بن جرير طبري نيز كه در تفسيرش مي‌گويد‌:‌»القول في تأويل قوله كذا و كذا»، «اختلف اهل التأويل في هذه الآيه» مرادش از تأويل، تفسير است[2].

2 . حقيقت خارجي و اثر واقعي محسوس از مدلول كلمه. قرآن واژه تأويل را در همين معنا استعمال كرده است؛ براي مثال، مراد از تأويل در آيه «هَلْ يَنْظُرُونَ اِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تأْويِلُه»[3] وقوع اخبار قرآن درباره قيامت و بهشت و جهنّم وانواع نعمت و عذاب است، پس وقوع اين موارد، تأويل اخبار قرآن درباره وَعْد و وعيد و بهشت و جهنم است[4]. اين ‌گونه تفسير از اين آيه و آيات مشابه، از ابن عباس، مجاهد و سدي و قتاده نقل شده است.

ابن تيميه براي اثبات نظر خود در اين‌باره، روايتي را به عنوان شاهد آورده است و آن اين كه پيامبر(ص) وقتي آيه«قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلَي اَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْ قِكُمْ»[5]را تلاوت كرد، فرمود:«اِنّها كَائِنَةٌ وَلَمْ يَأْتِ تَأويِلُها بَعْدُ»[6]؛ يعني، اين امر به وقوع خواهد پيوست و هنوز واقع نشده است[7].

تأويل قرآن
ابن تيميه معتقد است‌: هر جا تأويل درباره قرآن به كار رفته، به همان معناي واقعيت خارجي است. وي در توضيح نظر خود مي‌گويد: كلام قرآن بر دو قسم است: 1 . انشاء يا طلب 2 . اخبار . مراد از انشاء، اوامر و نواهي است. او عمل به اوامر و نواهي خداوند درقرآن را تأويل آنها مي‌داند ودر جايي مي‌گويد:‌«تأويل امر، خودِ فعل مأمورٌبه است[8]؛ ودر جاي ديگر مي‌گويد : تأويل كلام انشايي، عبارت است از تنفيذ اوامر و نواهي، لذا گفته اند: سنت، تأويل قرآن است و عايشه گفت: كان رسول الله (ص) يقول في ركوعه و سجوده: «سبحانك الّلهمّ وبحمدك، الّلهمّ اغفرلي» يتأوّل القرآن، كه مراد او آيه «فَسَبِّح بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهَ اِنَّه كانَ تَوَّاباً» است[9]. مراد عايشه از عبارت «يتأوّل القرآن» اين است كه پيامبر در راستاي عمل به امر خداوند، يعني «فَسَبِّح بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ»، در نمازش مي‌گفت:«سُبْحَانك اللّهمّ وبِحَمْدِكَ، الَّلهُمَّ اغْفِرْلِي»[10] امّا تأويل اخبار، همان حقيقت خارجي مُخْبَربه است، در هنگامي كه واقع مي‌شود[11]. برخي از تأويلِ اخبار قرآن واقع شده است، مانند آنچه كه قرآن از احوال قيامت و بغث و حساب و بهشت و آتش خبر مي‌دهد[12]. بعضي از سَلَف در مورد آيه «لِكُلِّ نَبَاءٍ مُسْتَقَرٌّ»[13]گفته اند: مراد از مستقر، حقيقتِ خبر است[14]. پس حقيقت خارجي هر جايي است كه خبر به آن بر مي‌گردد و تأويل و مرجع آن است[15].

فرق بين تفسير و تأويل
ابن تيميه مي‌گويد: معرفت به خبر، «شناخت تفسير قرآن» ومعرفت مخبرّبه، «شناخت تأويل قرآن» است. وي در توضيح اين سخنِ خود مي گويد : خبر، دارايِ يك صورت علمي در ذهن و نفس انسان است و اين همان است كه «معنا» ناميده مي‌شود. اين معنا، به نوبه خود داراي يك حقيقت ثابت در خارج از ذهن نفس است. لفظ، نخست بر معناي ذهني دلالت مي‌كند و سپس به واسطه معناي ذهني بر حقيقت خارجي دلالت دارد. صورت علمي لفظ، تفسير، و حقيقت خارجي آن تأويل است. معرفت به صورت علمي، معرفت به تفسير قرآن و معرفت به حقيقت خارجي، معرفت به تأويل قرآن است[16]. يكي از تفاوت‌هاي اساسي تفسير و تأويل قرآن اين است كه آگاهي از تفسير همه آيات قرآن ممكن است در حالي كه تأويل بعضي از آيات را كسي جز خداوند نمي داند. ابن تيميه در مورد اول، يعني قابل فهم بودن تفسير همه آيات قرآن مي‌گويد: هيچ آيه اي از قرآن، از نظر معنا مبهم نيست كه غير قابل فهم باشد[17]. خداوند قرآن را فرو فرستاده تا دانسته شود و به فهم درآيد و در آن تدبّر شود و مردم در محكم و متشابهش به تفكر بپردازند، گر چه تأويل آن را ندانند[18]. نفي علم تأويل، نفي علم معنا نيست، خداوند مي‌فرمايد:«تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ* اِنّا اَنْزَلْناهُ قُرآناً عَرَبيّاً لَعَلّكُمْ تَعْقِلون»[19]و نيز مي فرمايد «تِلْكَ الاَمثالُ نَضْرِبُهَا لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون»[20]، پس خداوند مردم را به تدبّر وتفكّر در آيات قرآن تشويق كرده است و چيزي از قرآن از اين حكم مستثنا نيست؛ بلكه نصوص متعددي بر عموميت اين حكم نسبت به همه آيات قرآن صراحت دارد، مانند آن كه خداوند مي فرمايد:«كِتَابٌ اَنْزَلْنَاهُ اِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّروا آياتِهِ ولِيَتَذَكَّرَ اُولُواالاَلْبَابِ.»[21] كلمه «آياته» در اين آيه، نسبت به آيات محكم و متشابه عموميت دارد و تا معناي آيه اي فهميده نشود، چگونه مي‌توان در آن تدبّر كرد. و نيز مي‌فرمايد:«اَفَلاَ يَتَدَبَّرونَ القُرءَانَ وَلَوْ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللهِ لَوَجَدوُا فِيهِ اخْتِلافاً كَثيراً.»[22]روشن است كه نفي اختلاف از قرآن ممكن نيست، مگر آن كه تمام آياتش قابليت اين را داشته باشد كه به تدبّر درآيد وگرنه تدبّر در بعضي از آيات موجب اين حكم نمي‌شود كه بگوييم: هيچ آيه‌اي از قرآن با آيات ديگرش مخالفت ندارد؛ زيرا ممكن است آنچه مورد تدبّر قرار نگرفته، با آنچه مورد تدبّر قرار گفته‌، مخالف باشد[23].

ابن تيميه در مورد دوم، يعني غير قابل فهم بودن بخشي از تأويل قرآن مي‌گويد: حقيقت خارجي بعضي آيات را [مانند آيات مربوط به قيامت و بهشت و دوزخ] از نظر صفت و كيفيت، كسي جز خدا نمي‌داند؛ زيرا خداوند فرمود:«قُلْ اِنَّما عِلْمُهَاعِنْدَ رَبِّي»[24]و نيز فرمود : «فَلا تَعْلمُ نَفْسٌ مَا اُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»[25]؛ لذا ابن عباس گفت:«چيزي از آنچه در بهشت است، در دنيا نيست مگر نام‌هايي». پس وقتي خداوند در قرآن گريم خبر مي‌دهد كه در بهشت، شير، عسل و شراب است، ما مي‌دانيم كه حقيقت آنها غير از آن چيزي است كه در دنيا مي‌بينيم، بلكه بين آنها تباين عظيمي وجود دارد، گر چه در اسم با هم شبيهند. شناخت حقايق اينها، آن طور كه هست، تأويل اخبار قرآن به شمار مي‌آيد كه علم چنين تأويلي، مختص خداوند است[26].

نظر علاّمه طباطبايي درباره تأويل
علاّمه طباطبايي از مفسّراني است كه در كه مسأله تأويل، صاحب نظريه و مكتب است و در مواردي از تفسير الميزان، به ويژه در ذيل آيه 7 سوره آل عمران، بحث مفصّلي را درباره تأويل مطرح كرده است كه در اين جا با بخشي از ديدگاه‌هاي ايشان آشنا مي‌شويم. علامه طباطبايي قبل از آن كه نظر خود را درباره تأويل بيان دارد، چهار نظر به عنوان نظر مفسّران مختلف بيان مي‌دارد كه آنها عبارتند از:

1 . تفسير و مراد متكلم از كلام. اين معنا نزد قدماي مفسران شايع است؛

2 . معناي مخالف با ظاهر لفظ. اين معنا نزد متأخران شايع است؛

3 . معناي باطني لفظ كه در طول معناي ظاهري آن قرار دارد و لذا با معناي ظاهر مخالف نيست[27]؛

4 . تأويل، از قبيل معاني مراد از لفظ نيست، بلكه يك امر عيني و خارجي است كه كلام بر آن مبتني است. اگر كلام حكم انشايي باشد، تأويلش عبارت است از آن مصلحتي كه موجب جعل و تشريع حكم شده است، به طور مثال، تأويل «اَقِيمُوا الصَّلَوةَ» آن حالت نوراني است كه قائم به نفس نمازگزار است و او را از فحشا و منكر باز مي‌دارد. اگر كلام، خبري باشد، تأويلش عبارت است از حوادث و مصاديق خارجي كه كلام از آنها خبر می‌‌دهد[28]. گرچه علاّمه، قول چهارم را به كلي رد نمي كند و بعداً در لا به لا ي گفته هايشان، اين نظريه را درقسمت مربوط به تأويل كلام انشايي مي‌پذيرد، امّا به هر صورت، خود ايشان نظريه ديگري را مطرح مي‌كنند. ايشان معتقدند كه در عرف قرآن، تأويل عبارت است از حقيقتي كه حكم، خبر و هر امر ظاهري ديگري بر آن اعتماد دارد[29]، آن حقيقت، يك امر عيني است كه سبب تشريع حكمي از احكام، يا بيان معرفتي از معارف مي‌شود و يا باعث وقوع حادثه اي از حوادث مي گردد[30].

از بيانات علاّمه به دست مي‌آيد كه هر چيزي اعم از اقوال، افعال، احكام و رؤياها مستند به حقيقت يا حقايق عيني است كه آن حقيقت يا منشأ قول، فعل، حكم و رؤيا و هر چيز ديگري است. ايشان در ذيل آيه 82 سوره كهف مي‌فرمايد: تأويل، آن حقيقتي است كه شئ آن را در بردارد وبرآن مبتني است و بدان باز مي‌گردد مانند تأويل رویا که همان تعبیرش است و تأویل حکم که همان ملاک حکم است و تأویل فعل كه همان مصلحت وغايت حقيقي است كه فعل به خاطر آن، تحقق يافته است و تأويل يك واقعه، همان علت واقعي آن است كه سبب وقوع واقعه شده است[31]. ايشان در ذيل آيه59 سوره نساء درباره تأويلِ احكام مي‌گويد‌: تأويل حكم يا احكام، عبارت است از آن مصلحت واقعي كه حكم از آن ناشي مي‌شود و سپس آن مصلحت بر عمل به آن حكم مترتب مي‌گردد[32]. مي‌توان به عنوان مثال گفت‌: يكي از مصالحي كه باعث شده نماز تشريع شود، لزوم دوري جستن مردم از فحشا ومنكر است، حال اگر مردم به طور واقعي به اين حكم عمل كند، دوري جستن از زشتي ها بر عمل آنها مترتب خواهد شد. علاّمه مي‌گويد: رابطه فعل و شئ با تأويلش، مانند رابطه ضرب با تأديب، ورگ زدن با معالجه است، نه نظير رابطه الفاظ و مفاهيم با مصاديق، مانند عبارت جاء زيدٌ كه مصداق آن، آمدن زيد در خارج است[33].

تأويل قرآن
همان طور كه قبلاً اشاره شد در آيه 7 سوره آل عمران و 52 سوره اعراف و 39 سوره يونس، واژه «تأويل» به قرآن اضافه شده است و علاّمه طباطبايي در ضمن بحث درباره حقيقت تأويل، محور بحث خود را به «تأويل قرآن» اختصاص داده است ايشان در اين باره مي فرمايد : تأويل قرآن، عبارت است از «حقايق خارجي» كه آيات قرآن در معارف، شرايع وساير بياناتش بدان مستند است[34] و در جاي ديگر مي فرمايد : از آيات شريفه به دست مي‌آيد كه ماوراي اين قرآن، كه آن را مي‌خوانيم و معاني اش را مي‌فهميم، امر ديگري است كه نسبت آن با قرآن، نسبت روح به جسد ومُمَثَّل با مَثَل است، كه خداوند آن را «كتاب حكيم» ناميده كه تمام مضامين و معارف قرآن مستند به آن است[35]. علاّمه بر اين امر تأكيد دارد كه جميع آيات قرآن داراي تأويل است[36]. ايشان مي‌فرمايند: «تأويل قرآن»، حقيقت واقعي است كه مستند تمام بيانات قرآني، اعم از حكم، موعظه يا حكمت، ونيز محكم و متشابه است[37].

ماهيت وحقيقت تأويل قرآن
علاّمه مي‌فرمايد: تأويل قرآن، نه از سنخ الفاظ است و نه از سنخ معاني و مدلولاتِ الفاظ[38]، بلكه از امور خارجي وعيني است[39]. ايشان در جاي ديگر مي‌فرمايد : تأويل قرآن، مدلول الفاظ قرآن نيست، بلكه بالاتر از آن است كه شبكه الفاظ بتواند بدان دست يازد. اگر خداوند، آن حقيقت را به صورت مجموعه اي از الفاظ نازل كرد، به جهت آن است كه آن را تا حدودي به اذهان ما نزديك سازد، چنان كه خود در قرآن مي‌فرمايد:«حم وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ اِنّا جَعَلْنَاهُ قُرءاناً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَاِنَّهُ فِي اُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكيِمٌ[40]. » [41]

تأويل وصف آيات است يا وصف ِمتعلَّق آنها؟
علاّمه، تأويل را اوّلاً و بالذات، وصف متعلق آيات مي‌داند. ايشان در تبيين اين نكته مي‌فرمايد: تأويل قرآن يك امر خارجي است كه مرجع و مأخذ يك امر خارجي ديگر است. اتصاف آيات به تأويل داشتن، از نوع وصف به حال متعلَّق است؛ يعني در واقع بايد بگوييم كه متعلّقِ آيات داراي تأويل است نه خود آيات. حال اين سئوال پيش مي‌آيد كه متعلّق آيات چيست؟ مي‌گوييم : آيات قرآن دو دسته است : 1) اخبار 2) انشاء اخبار، از امور خارجي حكايت مي‌كنند وانشاء، به افعال و امور خارجي تعلق مي‌گيرد، آنچه كه حقيقتاً تأويل دارد، آن امور خارجي است كه اخبار از آنها حكايت مي كنند وانشاء بدان ها تعلق مي گيرد[42]؛ به طور مثال، وقتي درآيه اي از عذاب خبر مي‌دهد، عذاب، يك امر خارجي است كه مستند به يك حقيقت خارجي ديگر است كه آن، تأويلش مي‌باشد و يا اگر در قرآن كريم، امر به نماز وجود دارد، نماز كه متعلّق امر است، يك امر خارجي است كه مستند به يك حقيقت خارجي ديگر مي باشد كه آن حقيقت عيني، تأويل نماز است.

رابطه تأويل با الفاظ و آيات قرآن
حال كه تأويل قرآن از نوع معنا و مدلول آيات قرآن نيست، اين سئوال مطرح است كه چه رابطه اي بين الفاظ قرآن وتأويل آن وجود دارد. علاّمه در اين باره مي‌فرمايد: رابطه حقيقت يا حقايق قرآني با الفاظ قرآن از نوع دالّ و مدلول نيست، بلكه رابطه مَثَل و مُمَثَّل است؛ يعني خداوند حقيقت قرآن را جهت نزديك كردن به اذهان ما لباس الفاظ پوشيده است، مانند بيان كردن مقاصد عالي به وسيله ضرب المَثَل؛ كه آن مقاصد عالي را با ضرب المثل به ذهن ها نزديك مي‌سازند[43].ايشان در جاي ديگري مي‌فرمايد: گرچه لفظ آيات قرآن بر آن حقايق خارجي، كه تأويل آنهاست، دلالت مطابقي ندارد، ولي به نحوي از آن حكايت مي‌كند و بدان اشاره دارد[44]. از كلام علاّمه در توضيح رابطه بيانات قرآني با تأويل قرآن، فهميده مي‌شود كه بين آن دو، نوعي رابطه عليّت و معلوليت حاكم است. ايشان مي‌فرمايد : «تأويل قرآن»، يعني آن حقيقت خارجي كه موجب تشريع حكمي از احكام يا بيان معرفتي از معارف مي شود ويا سبب وقوع حادثه اي مي گردد كه مضمون قصه اي از قصه هاي قرآن را تشكيل مي دهد، و در واقع، هر يك از امر‌، نهي، بيان معارف، حوادث داستان هاي قرآن[45]، اثر آن حقيقت خارجي، يعني تأويل قرآن است[46]. ايشان در ذيل آيه 53 سوره اعراف مي فرمايد: «تأويل قرآن»، آن امر حقيقي است كه باعث و سبب نزول آيات قرآن و تشريع احكام وانذار و تبشير گرديده است[47]. در اين جا خوب است براي روشن شدن مسأله تأويل قرآن و چگونگي ارتباط آن با الفاظ قرآن ودرك رابطه عليّت بين تأويل ومدلول آيات، به مثال زير توجه كنيم:

فرض كنيد كسي به خادمش بگويد: «آب بياور» اين يك حكم وجمله انشايي ومتشكل از چند لفظ است، حال ببينيم چه حقيقتي مي‌تواند به عنوان تأويل آن مطرح باشد. اگر اين جمله را در نفس گوينده اش تحليل كنيم، به حقايق و در نهايت به حقيقتي مي‌رسيم كه باعث انشاي اين حكم شده است. مراحلي كه نفس در انشاي اين حكم پيموده، به قرار زير است:

1 . طبيعت انساني، اقتضاي كمال دارد، يعني انسان درذات وفطرت خويش كمال جوست.

2 . اين حقيقت خارجي، يعني كمال خواهي، اقتضا مي‌كند كه انسان به فكر حفظ وبقاي خود باشد.

3 . ميل به بقا باعث مي‌شود كه انسان آنچه را كه از بدنش تحليل مي رود، جاي گزين كند.

4 . اين امر نيز سبب مي‌شود كه انسان غذاي لازم را مصرف كند.

5 . مصرف غذا باعث تشنگي مي‌شود.

6 . تشنگي باعث مي‌شود كه فرد آب را طلب كند وبه خادمش بگويد«آب بياور». پس «طلب آب» كه يك حقيقت خارجي و مدلول جمله «آب بياور» است، داراي تأويل است و آن نيز يك حقيقت خارجي است و عبارت است از خصلتِ كمال خواهي كه در طبيعت و فطرت انسان وجود دارد[48].

جايگاه تأويل قرآن
علاّمه بر اين نظر است كه تأويل قرآن كه مستند تمام مضامين قرآن است، در جايگاهي است كه خداوند آن را «كتاب حكيم» ناميده است[49]. ايشان «امّ الكتاب»، «لوح محفوظ» و « كتاب مكنون» را در آيات زير جايگاه تأويل قرآن مي داند:

1 . «حم وَالْكِتَابِ الْمُبِين اِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْءاناً عَرَبِِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَاِنَّهُ فِي اُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ.»[50]

2 . «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ. فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ.»[51]

3 .« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ. فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ. لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ. تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ.»[52]

ونيز آيه زير دلالت دارد بر اين كه قرآن قبل از نزول ومفصّل شدن به صورت آيات وسور، از يك حقيقت واحد وبسيط برخوردار بوده است :

«الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ[53] .»[54]

تكمله
اگر بپذيريم كه «امّ الكتاب»، «لوح محفوظ» و «كتاب مكنون»، جايگاهي است كه حقيقت قرآن در آن جاي دارد، در اين جا اين سؤال پيش مي‌آيد كه در آن جايگاه، چه چيز ديگري غير از حقيقت قرآن وجود دارد. از ظاهر بعضي از آيات قرآن استنباط مي‌شود كه «امّ الكتاب»، جايگاهي براي تمام حقايق اين عالم است. برخي از اين آيات عبارتند از:

1 . «وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ. »[55]

2 . « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ. »[56]

3 .« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍوَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَر.ِ »[57]

از آيات مذكور و مقايسه آنها با يكديگر نكات زير قابل استفاده است:

1 . هر سه آيه، حكايت از اين دارند كه مجموعه عالم طبيعت، با تمام مخلوقاتش، داراي يك حقيقت خارجي است كه از آن به «خزائن»، «ملكوت» و«امر»[58] تعبير شده است.

2 . از تعبير «اِنْ مِنْ شَيء» درآيه اول «وكُلُّ شيء» در آيات بعدي استفاده مي‌شود كه هر چيزي در اين عالم داراي ملكوت است.

3 . ازتعبير «عندنا» در آيه اول و «بيده» در آيه دوم و «امرنا» در آيه سوم فهميده مي‌شود كه ملكوت هر چيزي نزد خداوند ودر دست قدرت اوست.

4 . از مقايسه آيات اول وسوم به دست مي‌آيد كه تمام مخلوقات، نازله عالم ملكوت است.

5 . از آيه سوم به دست مي‌آيد كه امر و ملكوت، بسيط و واحد است و كَثَراتِ عالمِ خلق، از ملكوت و امر واحد سرچشمه گرفته است، چنان كه در جاي ديگر فرمود: «مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ»[59]؛ پس آسمان‌ها و زمين و مخلوقات، نازله آن است و تمام حوادث به آن مستند است، چنان كه در قرآن آمده است:«مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ»[60]يسير بودن نيز به همين است كه فرمود : «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ»[61]. حوادث خوب و بد كه براي انسان اتفاق مي‌افتد همگي مستند به آن كتابي است كه در دست قدرت خداست، چنان كه در آيه اي به آن اشاره شده است، آن جا كه مي‌فرمايد:«وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ» .[62]پس حقيقت ِهمه مخلوقات و همه حوادث، در امّ الكتاب است، هر چه را خدا بخواهد، محو، وآنچه بخواهد، باقي مي گذارد. «يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ»[63] پس با اين بيان، روشن شد كه همه چيز در اين عالم داراي يك حقيقت خارجي و تأويل است و تأويل همه چيز، نهايتاً به خدا بر مي‌گردد و اين همان توحيد افعالي است. چرا كه اگر تأويل هر چيزي، همان مرجع، مصير و مآلش است كه از آن نشأت گرفته و عاقبت به آن بر مي‌گردد، و همه چيز ازآنِ خداست و به او بر مي گردد : «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ»[64]

همچنين آيات زير نشانگر اين نكته است كه بازگشت همه امور وهمه چيز و همه حوادث و وقايع واعمال به سوي خداست :

1 . « إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى.»[65]

2 . « أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُور.ُ»[66]

3 . « إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ.»[67]

4 . « إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ.»[68]

5 . « وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ.»[69]

6 . «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ.»[70]

7 . « لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ.»[71]

8 . « خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ.»[72]

نظر نويسنده كتاب التمهيد في علوم القرآن
نويسنده التمهيد في علوم القرآن در جلد سوم اين كتاب درباره استعمال واژه «تأويل» در قرآن و «تأويل قرآن» بحث كرده است. ايشان، هم با نظر ابن تيميه مخالفت كرده است و هم با نظريه علاّمه طباطبائي، و آنها را نظرياتي بدون دليل انگاشته است. ايشان خود براي تأويل، دو معنا ارائه مي‌دهد كه يكي اختصاص به آيات متشابه دارد و ديگري مربوط به همه آيات قرآن مي‌شود. آن دو معنا عبارتنداز :

1 . توجيه متشابه به يك وجه صحيح، از اين نظر بين كلام متشابه و عمل متشابه فرقي نيست. خلاصه آن كه، وقتي كلام يا عملي متشابه باشد، آن كلام وعمل، شُبهه بر انگيز مي شود حال اگر كسي آنها را بر وجه صحيحي حمل كند، به طوري كه منشأ شك وشُبهه را از آنها را تأويل كرده است.

به طور مثال، اعمال خضر براي موسي شُبهه برانگيز بود، بعداً كه خضر علت و فلسفه كارهايش را بيان كرد، شك و شُبهه را از ذهن ونفس موسي زدود و او فهميد كه اعمال او، در سوراخ كردن كشتي و كشتن جوان و ترميم ديوار، وجه صحيحي داشته است، ‌بنابراين، توجيهي كه خضر درباره اعمالش كرد، تأويل اعمالش به شمار مي آيد. وقتي گفته مي شود كه آيات متشابه احتياج به تأويل دارد، مراد از تأويل، همين قسم است[73] .

2 . معناي دوم براي كلام كه در طول معناي اول قرار دارد كه از آن به بطن تعبير مي‌شود، لذا در روايات آمده است:«ظهر قرآن، تنزيل آن، وبطن آن، تأويلش است». وچون در روايات آمده است كه همه آيات قرآن بطن ويا چند بطن دارند، نويسنده مي گويد:اين معنا از تأويل شامل همه آيات قرآن مي شود. وي مراد از بطن را معناي كلي هر آيه مي داند كه شامل همه زمان ها وهمه مكلفان مي شود[74] .

آيات تأويل و نظر مفسران
همان طور كه قبلاً گذشت، واژه «تأويل»، هفده بار در هفت سوره آمده است در اين جا ضمن نقل آيات مربوط، نظر برخي از مفسرّان، به ويژه قدما، را درباره آنها مي آوريم .

«هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ[75]؛

اوست كسي كه اين كتاب [= قرآن] را بر تو فرو فرستاد. پاره اي از آن، آيات محكم [= صريح وروشن] است. آنها اساس كتابند؛ و [پاره اي] ديگر متشابهاتند [كه تأويل پذيرند] . اما كساني كه در دل هايشان انحراف است براي فتنه جويي وطلب تأويل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پيروي مي كنند، با آن كه تأويلش را جز خدا و ريشه داران در دانش كسي نمي داند. [آنان كه] مي گويند: «ما بدان ايمان آوريم، همه [چه محكم وجه متشابه] از جانب پروردگار ماست»، وجز خردمندان كسي متذكّر نمي شود.»

در تفسير طبري از قول قدما تفاسير زير نقل شده است:

1 . مراد از «وابتغاء تأويله» آن است كه يهود مي‌خواستند با استفاده از حساب جمّل درباره مقطّعه، عاقبت و پايان كار امّت پيامبر(ص) را بدانند.

2 . مراد از «وابتغاء تأويله» آن است كه مي‌خواستند زمان نسخ احكام را بدانند. اين قول از سدّي نقل شده است وطبري آن را تأييد مي‌كند. پس طبق اين نظر، مراد از «تأويل» پايان مدت اجراي احكام شرعي و آمدن ناسخ است.

طبرسي در مجمع البيان، ضمن نقل اقوال اول وسوم درباره «وابتغاء تأويله» مي نويسد : مسيحيان نجران از پيامبر(ص) پرسيدند: آيا عيسي كلمه خداوند و روحي از او نيست[76] .حضرت فرمود : بلي، آنها گفتند: همين ما را كافي است [كه عيسي پسر خداست.] سپس اين آيه نازل شد «فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ ... ».[77] ايشان در ذيل «وما يعلم تأويله الا الله» مي نويسد : پيامبر و اوصيا نيز تأويل همه قرآن را مي‌دانند. مؤيد اين قول، آن كه صحابه و تابعان اجماع دارند بر تفسير همه آيات قرآن، وكسي نقل نكرده که آنها بر چیزی از قرآن توقف کرده و آن را به این دلیل که از متشابهات است‌، تفسير نكرده باشند. پس مي‌توان گفت كه از نظر طبرسي، تأويل وتفسير يكي هستند. ايشان در ادامه مي نويسد: گروهي مي گويند: راسخان در علم، تأويل را نمي دانند. در اين نظر، تأويل يا به معناي مدّت بقاي امت است ويا به معناي فناي دنيا و وقوع قيامت كه علم آنها مخصوص خداست و اين قولِ عايشه، عروة بن زبير، حسن و مالك است و كسايي، فرّا وجبايي آن را اختيار كرده اند.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا[78]؛

اي كساني كه ايمان آورده ايد، خدا را اطاعت كنيد وپيامبر و اولياي امر خود را [نيز] اطاعت كنيد؛ پس هر گاه در امري [ديني] نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر[او] عرضه بداريد، اين بهتر و نيك فرجام تر است.»

از مجاهد نقل شده كه «احسن تأويلاً» را به «احسن جزاءً» تفسير كرده است. قتاده آن را به «احسن ثواباً» وقتاده وابن زيد به «احسن عاقبه» تفسير كرده اند[79] . در تفسير مجمع البيان آمده است:«گفته شده كه معناي «ذلك خير واحسن تأويلاً» اين است كه در دنيا براي شما خير ودر آخرت، حُسن عاقبت در پي دارد. ونيز گفته شده: يعني ردّ به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر بهتر است از تأويلي كه شما آن را ارائه مي دهيد. اين نظر از زجاج نقل شده و به نظر ما اقواست»[80] .

«وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ[81] ؛

ودر حقيت، ما براي آنان كتابي آورديم كه آن را از روي دانش، روشن و شيوايش ساخته ايم، و براي گروهي كه ايمان مي آورند، هدايت ورحمتي است. آيا [آنان] جز در انتظار تأويل آنند؟ روزي كه تأويلش فرا رسد، كساني كه آن را پيش از آن به فراموشي سپرده اند مي گويند: «حقّاً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند. پس آيا[امروز] ما را شفاعتگراني هست كه براي ما شفاعت كنند يا [ممكن است به دنيا] بازگردانيده شويم، تا غير از آنچه انجام مي داديم، انجام دهيم؟» به راستي كه [آنان] به خويشتن زيان زدند، و آنچه را به دروغ مي‌ساختند از كف دادند.»

قتاده، «تأويلُهُ» را به ثواب و عاقبت، و مجاهد، آن را به جزا و ابن زيد به حقيقت تفسير كرده اند. طبري مي‌نويسد:مراد، عاقبت امرشان است از ورود در عذاب الهي و آتش جهنم و مانند آن، از آنچه كه وعده داده شده اند[82]. در مجمع البيان نيز همين اقوال ذكر شده است.

«وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ[83] ؛

و چنان نيست كه اين قرآن از جانب غير خدا [و] به دروغ ساخته شده باشد، بلكه تصديق [كننده] آنچه پيش از آن است مي‌باشد، و توضيحي از آن كتاب است، كه در آن ترديدي نيست، [و] از پروردگار جهانيان است.

يا مي گويند:«آن را به دروغ ساخته است». بگو: «اگر راست مي گوييد، سوره اي مانند آن بياوريد، وهر كه را جز خدا مي توانيد فرا خوانيد.»

بلكه چيزي را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأويل آن برايشان نيامده است. كساني [هم] كه پيش از آنان بودند، همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند؛ پس بنگر كه فرجام ستمگران چگونه بوده است.»

طبري درباره اين آيه مي‌گويد : «لمّا يأتهم تأويله» يعني هنوز بيان نشده است كه آنچه در قرآن به آنها وعده داده شده به كجا خواهدانجاميد[84] .

از حسن، قتاده، مجاهد وسدّي نقل شده است كه «هل ينظرون ... »؛ يعني آيا منتظر چيزي جز عاقبت امرشان هستند[85] . طبرسي مي‌گويد : نسبت دادن انتظار به كفار، مجازي است؛ زيرا آنها به جهان ديگر ايمان ندارند، بلكه اين مؤمنان هستند كه در انتظار وقوع قيامت و وارد شدن آنها در عذاب الهي هستند[86] .

«وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ[87] ؛

و اين چنين پروردگارت تو را بر مي‌گزيند، واز تعبير خواب ها به تو مي‌آموزد، و نعمتش را بر تو وخاندان يعقوب تمام مي‌كند، همان گونه كه قبلاً بر پدران تو، ابراهيم و اسحاق، تمام كرد. در حقيقت، پروردگارتو داناي حكيم است.»

«وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ[88] ؛

وآن كس كه او را از مصر خريده بود به همسرش گفت: «نيكش بدار، شايد به حال ما سود بخشد يا او را به فرزندي اختيار كنيم». وبدين گونه ما يوسف را در آن سرزمين مكانت بخشيديم تا به او تأويل خواب ها را بياموزيم، وخدا بر كارخويش چيره است، ولي بيشتر مردم نمي دانند».

«وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ[89] ؛

ودو جوان با او به زندان درآمدند. [روزي] يكي از آن دو گفت : «من خویش‌ تن را] شراب مي فشارم»؛ وديگري گفت:«من خود را [به خواب] ديدم كه بر روي سرم نان مي برم و پرندگان از آن مي خورند. به ما از تعبيرش خبر ده، كه ما تورا از نيكوكاران مي بينيم.»

گفت : «غذايي را كه روزي شماست براي شما نمي آورند مگر آن كه من از تعبير آن به شما خبر مي دهم پيش از آن كه [تعبير آن] به شما برسد. اين از چيزهايي است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومي را كه به خدا اعتقاد ندارند و منكر آخرتند رها كرده ام.»

«وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِينَ وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَاْ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ[90] ؛

وپادشاه [مصر] گفت : «من [درخواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مي خورند، وهفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشكيده ديگر. اي سران قوم، اگر خواب تعبير مي كنيد، درباره خواب من، به من نظر دهيد.» گفتند:«خواب هايي است پريشان، وما به تعبير خواب هاي آشفته دانا نيستيم.» وآن كس از آن دو [زنداني] كه نجات يافته وپس از چندي [يوسف را] به خاطر آورده بود گفت : «مرا به [زندان] بفرستيد تا شما را از تعبير آن خبر دهم.»

«فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ[91] ؛

پس چون بر يوسف وارد شدند، پدر ومادر خود را در كنار خويش گرفت وگفت:« اِن شاءالله، با [امن و] امان داخل مصر شويد.»

وپدر ومادرش را بر تخت نشانيد، و [همه آنان] پيش او به سجده در افتادند، و [يوسف] گفت : «اي پدر، اين است تعبير خواب پيشين من، به يقين، پروردگارم آن را راست گردانيد وبه من احسان كرد، آن گاه كه مرا از زندان خارج ساخت وشما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد- پس ازآن كه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد – بي گمان، پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است، زيرا كه داناي حكيم است. پروردگارا، تو به من دولت دادي و از تعبير خواب ها به من آموختي. اي پديد آورنده آسمان و زمين، تنها تو در دنيا و آخرت مولاي مني؛ مرا مسلمان بميران و مرا به شايستگان ملحق فرما.»

عموم مفسّران، «تأويل احاديث» را به «تعبير خواب» تفسير كرده‌اند و گفته اند علّت آن كه قرآن «رؤيا» را به احاديث تعبير آورده آن است كه رؤيا توسط افراد نقل مي شود[92]. علامه طباطبائي تأويل احاديث را به تأويل حوادث تفسير كرده و آن را اعم از تعبير خواب دانسته است[93] . طبرسي در ذيل «هذا تأويل رؤياي» مي‌گويد يعني «هذا تفسير رؤياي»[94] كه از اين عبارت نيز به دست مي‌آيد كه ايشان تأويل را معدل تفسير مي‌داند.

«وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا[95]؛

وچون پيمانه مي‌كنيد، پيمانه را تمام دهيد، وبا ترازوي درست بسنجيد كه اين بهتر وخوش فرجام تر است.»

طبري مي گويد : «احسن تأويلاً» يعني نفع بيشتري را به خود شما بر مي گرداند[96]. از قتاده نيز نقل شده است كه گفت : احسن تأويلاً يعني «خير ثواباً وعاقبَةً[97]؛ فرجام وثواب نيكويي دارد.»

طبرسي مي‌نوسد:«واحسن تأويلاً» يعني «واحسن عاقبةُ في الاخرة»[98] ؛ در آخرت خوش فرجام تر است».

«قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا[99]؛

گفت:«اين [بار، ديگر وقت] جدايي ميان من و توست. به زودي تو را از تأويل آنچه كه نتوانستي بر آن صبر كني، آگاه خواهم ساخت» :

امّا كشتي، از آن بينواياني بود كه در دريا كار مي كردند، خواستم آن را معيوب كنم، [چرا كه] پيشاپيش آنان پادشاهي بود كه هر كشتي [درستي ] را به زور مي گرفت. و امّا نوجوان، پدر ومادرش [هر دو] مؤمن بودند، پس ترسيديم [مبادا] آن دو را به طغيان وكفر بكشد.

پس خواستيم كه پروردگارشان آن دو را پاك تر و مهربان تر از او عوض دهد. و امّا ديوار، ازآن پسر [بچه] يتيم در آن شهر بود، و زير آن، گنجي متعلق به آن دو بود، و پدرشان [مردي] نيكوكار بود، پس پروردگار تو خواست آن دو [يتيم] به حدّ رشد برسند و گنجينه خود را – كه رحمتي از جانب پروردگارت بود – بيرون آورند. و اين [كارها ] را من خودسرانه انجام ندادم. اين بود تأويل آنچه كه نتوانستي برآن شكيبايي ورزي.»

طبرسي مي‌نويسد: «يتأول مالم تستطع» يعني «تفسير چيزهايي كه تحمّل آنها را نداشتي و درباره آنها سؤال كردي. »[100]

طبري مي‌نويسد:«ذلك تأويل ...»؛ يعني سرانجام و عاقبت كارهايي كه انجام دادم و تو تحمّل آنها را نداشتي، اين است[101] .

پی نوشت:

[1] . ابن تيميه، الا كليل في المتشابه و التأ ويل، ص 23.
[2] . همان، ص 28.
[3] . اعراف (7) آيه 52 : «آيا‍ [آنان] جز در انتظار تأويل آنند؟ روزي كه تأويلش فرا رسد.»
[4] . ر. ك: الا كليل في المتشابه و التأويل، ص 10، 12، 16 و 28.
[5] . انعام (6) آيه 65: «بگو او توانا ست كه از بالاي سرتان عذابي بر شما بفرستد.»
[6] . سنن ترمذي، ج 5، ص 244 ( كتاب تفسير القرآن، ذيل سوره انعام).
[7] . الا كليل في المتشابه والتأويل، ص 33.
[8] . الا كليل في المتشابه والتأويل، ص 15.
[9] . صحيح بخاري، ج 2، ص 159.
[10] . ر. ك : الا كليل في المتشابه والتأويل، ص 10- 12، 23 و 24.
[11] . همان، ص 15.
[12] . ر.ك: همان، ص 28 و 29.
[13] . انعام (6) آيه 67 : « براي هر خبري هنگام ‍[وقوع ] است.»
[14] . تفسير طبري، ذيل آيه فوق .
[15] . الا كليل في المتشابه والتأويل، ص 32.
[16] . همان، ص 21.
[17] . همان، ص 23 .
[18] . همان، ص 21.
[19] . يوسف (12) آيه 1و 2 «اين است آيات كتاب روشنگر ، ما آن را قرآني عربي نا زل كرديم، باشد كه بينديشيد.»
[20] . حشر (59) آيه 21 : «اين مَثَل ها را براي مردم مي زنيم، باشد كه آنان بينديشند.»
[21] . ص (38) آيه 29:«[اين] كتابي مبارك است كه آن را به سوي تو نازل كرده ايم، تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند.
[22] . نساء (4) آيه 82 : «آيا در [معاني] قرآن نمي انديشند؟ اگر از جانب غير خدابود، قطعاً در آن اختلاف بسياري مي‌يافتند.»
[23] . ر. ك: الا كليل في المتشابه و التأويل، ص 12، 13، و46.
[24] . اعراف (7) آيه 187: «بگو : علم آن، تنها نزد پروردگار من است.»
[25] . سجده (32) آيه187: «هيچ كس نمي داند چه چيز از آنچه روشني بخش ديدگان است به [پاداش] آنچه انجام مي‌دادند براي آنان پنهان كرده ام.»
[26] . ر. ك : الا كليل في المتشابه و التأويل، ص 16 و 19.
[27] . براي روشن شدن اين معنا از تأويل، مثالي ذكر مي‌كنيم . اگر كسي بگويد: زيدٌ كثيرٌ الرِّماد. معناي ظاهري اين عبارت، اين است كه زيد خاكستر ِ زياد دارد، طبق اصطلاح مذكور، اين معنا، تأويل به شمار نمي‌رود. معناي ديگر اين جمله كه در طول معناي ظاهري اش است، آن است كه «زيد مهمان زيادي دارد». معناي ديگر عبارت مذكور، آن است كه «زيد، انسان سخاوتمندي است» معاني دوم و سوم، معاني باطني جمله هستند كه طبق اصطلاح مذكور، تأويل ناميده مي شود.
[28] . قائل اين قول به درستي معلوم نيست، به احتمال زياد علاّمه در صدد بيان قول ابن تيميه هستند، اگر چنين باشد، بايد بگوييم همان طور كه گذشت ابن تيميه، تأويل اوامر ونواهي را ، عمل به آن‌ها مي‌داند و نه مصلحتي كه موجب تشريع و جعل آن‌ها شده است.
[29] . محمد حسين طباطبايي، الميزان، ج8، ص 135.
[30] . ر.ك : همان، ج 3، ص 52.
[31] . همان ، ج 13، ص 349.
[32] . همان، ج4، ص 402.
[33] . ر. ك: همان، ج 3، ص 26.
[34] . همان، ص 53.
[35] . همان، ص 54.
[36] . همان. ج 10، ص 66.
.[37] همان. ج 3، ص 54.
[38] . همان . ص 27.
[39] . همان.
[40] . زخرف (43) آيه 1-4 «حاء ميم. سوگند به كتاب روشنگر . ما آن را قرآني عربي قرار داديم، باشد كه بينديشيد. وهمانا كه آن در كتاب اصلي در نزد ما سخت والا وپر حكمت است.»
[41] . الميزان، ج 3، ص 49.
[42] . ر. ك : همان، ص 24، 25 و 27.
[43] . ر.ك :همان ، ج 3، ص 49.
[44] . ر. ك : همان ، ج 3، ص 52.
[45] . به نظر مي‌رسد كه حوادث داستان‌هاي قرآن، از تأويل قرآن ناشي نشده باشد، بلكه بيان آن داستان ها وكيفيت بيان آن ها وحكمي كه قرآن درباره آن حوادث دارد، از تأويل قرآن ناشي شده باشد. البته خود حوادث نيز تأويلي دارد كه ارتباطي با تأويل قرآن ندارد؛ براي مثال، اگر قوم ثمود ناقه صالح را پي كردند، اين پي كردن ناقه، يك حقيقت خارجي است كه از يك حقيقت خارجي ديگري ناشي شده است كه آن را بايد در نفس پي كنندگان ناقه جستجو كرد؛ يعني تأويل آن، صفت يا صفات نفساني است كه آن قوم، بدان دچار بودند؛ وَالله اَعْلَم.
[46] . ر. ك: الميزان، ج 3، ص 52.
[47] . همان، ج 8، ص 135.
[48] . ر. ك : همان، ج 3، ص 52.
[49] . همان، ص 54.
[50] . زخرف (43) آيه 1-4 .
[51] . بروج(85) آيه 21و 22«آري، اين قرآني ارجمند، كه در لوحي محفوظ است.»
[52] . واقعه (56) آيه 77 – 80 «كه اين [پيام] قطعاً قرآني است ارجمند، در كتابي نهفته، كه جز پاكان بر آن دست نزنند، وحيي است از جانب پروردگار جهانيان.»
[53] . هود (11) آيه 1: «الف، لام، را. كتابي است كه آيات آن استحكام يافته،سپس از جانب حكيمي آگاه به روشني بيان شده است.»
[54] . ر. ك: الميزان، ج 3، ص 53و53 .
[55] . حجر (15) آيه 21: «وهيچ چيز نيست مگر آن كه گنجنه هاي آن نزد ماست، وما آن را جز به اندازه اي معين فرو نمي فرستيم.»
[56] . يس (36) آيه 82و83 «چون چيزي را اراده فرمايد، كارش اين بس كه مي گويد: «موجود باش»؛ پس [بي درنگ] موجود مي شود. پس [شكوهمند و] پاك است آن كسي كه ملكوت هر چيزي در دست اوست، وبه سوي اوست كه باز گردانيده مي شويد.»
[57] . قمر (54) آيه 49و50 «ما ييم كه هر چيزي را به اندازه آفريده ايم. و فرمان ما جز يك بار نيست [آن هم] چون چشم به هم زدني است».
[58] . از آيات 82و83 سوره يس استفاده مي شود كه عالم ملكوت، همان عالم امر است.
[59] . انعام (6) آيه 75.
[60] . حديد(57) آيه 22 : «هيچ مصيبتي نه در زمين ونه در نَفْسْهاي شما[= به شما] نرسد، مگر آن كه پيش از آن كه آن را پديد آوريم، در كتابي است. اين [كار] بر خدا آسان است».
[61] . قمر (54) آيه 50.
[62] . نساء (4) 78:«و اگر [پيشامد] خوبي به آنان برسد، مي گويند : «اين از جانب خداست»؛ و چون صدمه اي به ايشان برسد، مي گويند :«اين از طرف توست». بگو : «همه از جانب خداست.»
[63] . رعد (13) آيه 39 : «خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مي كند، و اصل كتاب نرد اوست.»
[64] . بقره (2) آيه 156 : «ما از آن خدا هستيم، وبه سوي او باز مي گرديم.»
[65] . علق (96) آيه 8 : «در حقيقت، بازگشت به سوي او باز مي گرديم.»
[66] . شوري (42) آيه 53 : «هش دار كه [همه] كارها به خدا باز مي گردد.»
[67] . مائده (5) آيه 105:«بازگشت همه به سوي خداست. پس شما را از آنچه انجام مي داديد، آگاه خواهد كرد.»
[68] . يونس (10) آيه 105:«بازگشت همه شما به سوي اوست. وعده خدا حقّ است؛ هموست كه آفرينش را آغاز مي كند، سپس آن را باز مي گرداند.»
[69] . نور (24) آيه 42 : «وفرمانروايي آسمان ها و زمين از آن خداست، وبازگشت [همه] به سوي خداست.»
[70] . ق (50) آيه 43 : «ماييم كه خود، زندگي مي بخشيم وبه مرگ مي رسانيم وبرگشت به سوي ماست».
[71] . غافر (40) آيه 3 : «خدايي جز او نيست وبازگشت به سوي اوست».
[72] . تغابن (64) آيه 3 :«آسمان ها و زمين را به حقّ آفريد وشما را صورتگري كرد و صورت هايتان را نيكو آراست، وفرجام به سوي اوست.»
[73] . ر. ك : التمهيد في علوم القرآن، ص 28- 30.
[74] . ر. ك:همان جا. (نگارنده در فصل دوم، بحث مفصلي را درباره معاني تأويل در روايات آورده است كه گر چه نظريه ارائه شده، به نظريه مرحوم علامه طباطبايي نزديك تر است، اما هيچ كدام از اين نظريات را به طور كامل تأييد نمي كند).
[75] . آل عمران (3) آيه 7.
[76] . اشاره است به آيه 171 سوره نساء كه مي فرمايد :« إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ.»
[77] . آل عمران (3) آيه 7.
[78] . نساء (4) آيه 59.
[79] . ر. ك : تفسير طبري وتفسير مجمع البيان، ذيل آيه.
[80] . مجمع البيان، ذيل آيه .
[81] . اعراف (7) آيه 52و53.
[82] . تفسير طبري، ذيل آيه .
[83] . يو نس (10) آيه 37- 39.
[84] . تفسير طبري ذيل آيه .
[85] . تفسير مجمع البيان، ذيل آيه.
[86] . همان.
[87] . يوسف (12) آيه 6.
[88] . همان، آيه 21.
[89] . همان ،آيه 36و 37.
[90] . همان، آيه 43 -45 .
[91] . همان، آيه 99 – 101.
[92] . ر. ك: تفسير طبري وتفسير مجمع البيان، ذيل آيه.
[93] . تفسير الميزان، ج 11، ص 80.
[94] . مجمع البيان، ذيل آيه.
[95] . اسراء (17) آيه 35.
[96] . تفسير طبري، ذيل آيه.
[97] . همان.
[98] . مجمع البيان، ذيل آيه.
[99] . كهف (18) آيه 78 – 82.
[100] . مجمع البيان، ذيل آيه.
[101] . تفسير طبري، ذيل آيه.

منبع : روش­ های تاویل قرآن، محمدکاظم شاکر، بوستان کتاب، قم، سوم، 1388ش

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش