اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > عراق > شیخ احمد الوائلی

شیخ احمد الوائلی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۱۲ تعداد بازدید: 740

شیخ احمد الوائلی در ۱۷ ربیع‌الاول ۱۳۴۷ق/۱۹۲۸م در نجف متولد شد و در ۱۴ جمادی‌الاول ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م در کاظمین از دنیا رفت. وی شاعر و خطیب معروف شیعیان کشور عراق است. 



شیخ احمد الوائلی در ۱۷ ربیع‌الاول ۱۳۴۷ق/۱۹۲۸م در نجف متولد شد و در ۱۴ جمادی‌الاول ۱۴۲۴ق/۲۰۰۳م در کاظمین از دنیا رفت. وی شاعر و خطیب معروف شیعیان کشور عراق است. شیخ وائلی در حوزه علمیه نجف به تحصیل علوم دینی پرداخت و در محضر علمای بزرگ، سید محمد تقی حکیم، علی کاشف الغطا، محمد رضا مظفر و دیگران تلمذ کرد. ایشان در کنار حوزه علمیه پس اخد مدرک لیسانس در رشته زبان عربی و علوم اسلامی از دانشگاه بغداد، راهی مصر شد و سال ۱۹۷۲م در دانشگاه قاهره در مقطع دکتری فارغ التحصیل شد و همزمان در المعهد العالی للبحوث والدراسات العربیة وابسته به دانشگاه الدول العربیة درس اقتصاد خواند[1].

شیخ وائلی که اهل تحقیق در منابع اسلامی اعم از شیعه و سنی است به شدت پایند به اتحاد همه مذاهب اسلامی است لذا بر خلافت وهابیت تکفیری و گروه های تکفیری می گوید: آنچه مایه اتحاد بین مسلمانان است اقرار به شهادتین (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله) و عدم انکار ضروریات دین است. اگر کسی چنین باشد او مسلمانان است.[2] در همین راستا وی قائل به احترام گذاشتن به مقدسات اهل سنت است. وی در پاسخ به سوالی درباره جایگاه خلفاء می گوید: هر چند ما قائل به امامت امیرالمومنین علی بن ابی طالب هستیم اما به این اقرار داریم که خلافت خلفاء در تاریخ واقع شده است و امام علی بر اساس مصالح اسلام و مسلمین برای خلفاء جایگاهی قائل بود. امام علی در تعامل و همکاری با خلفاء روش سلبی نداشته است بلکه روش مولی علی ایجابی بوده است.[3]

همچنین درباره ام المؤمنین عایشه می گوید: ام المومنین عایشه، همسر رسول الله بوده است و باید احترام شود کما اینکه امام علی در جریان جنگ جمل، هر چند عایشه بر امام خود خروج کرده بود، اما آن حضرت، عایشه را احترام کرده و 20 خادم برای منتقل کردن ام المومنین به مدینه، قرار دادند تا با احترام او را به مدینه الرسول صلی الله علیه وآله وسلم برسانند. ما اعتقاد داریم که دامن ام المومنین عایشه بر اساس آیه افک از هر پلیدی پاک است. ادعای کسی که چنین تهتی می زند را نمی پذیریم.[4]

وهابیت تکفیری و گروه های تکفیری موسوم به جهادی، با ادعای واهی تحریف قرآن توسط شیعیان، آنان را تکفیر می کنند در حالی که شیعیان چنین اعتقادی ندارند. شیخ احمد وائلی در پاسخ به روایات تحریف در کتاب «فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب» تالیف شیخ میرزاحسین نوری، چنین گفت: این کتاب دارای دو جزء است که جزء اول آن روایاتی است که جلال الدین سیوطی شافعی مذهب از در کتاب «الاتقان» جمع کرده است. در این کتاب صدها روایت درباره تحرف قرآن در منابع اهل سنت بیان شده است و البته ما می دانیم که جمهور اهل سنت چنین اعتقادی ندارند. ما نیز روایاتی درباره «تحریف قرآن» داریم اما این روایات جعلی و مخالف قرآن و سنت نبوی است لذا مورد قبول نیست؛ کمااینکه روایات موجود در کتاب «کافی» نیز مورد قبول نیست. زیرا مولف این کتاب مرحوم کلینی در ابتدای این کتاب، شرطی قرار داده است که این روایات را مردود می کند. کلینی در ابتدای کتاب «الکافی» می‌نویسد: روایاتی که مخالف قرآن و سنت نبوی است مردود است و از آنجائی که روایت «تحریف قرآن» مخالف کتاب و سنت است مردود می باشد. ما به کسانی که ما را به «تحریف قرآن» نسبت می دهند می گوئیم این روایات «تحریف قرآن» در منابع اهل سنت بیشتر از روایت شیعه است اما ما هیچگاه آنان را به تحریف قرآن نسبت نمی دهیم[5].

شیخ احمد وائلی در شعری زیبا اوضاع و احوال امت اسلامی را تصویر کشیده و می گوید:

فيا رسول الله يامن عطرت الوجود بطلعتك           

يا من حملت الى الدنيا كل خير ورحمة

أطلَ علينا بروحك في هذه الأيام الحالكة السوداء       

لترى أين ذهبت أُمتك ؟

لترى التمزق الذي حل بها                         

لترى الذل والهوان الذي أعتراها

لقد بعُدت عن رسالتك                     

لقد بعدت عن روحك بعد الأرض عن السماء

حتى أشتامها أقل الناس وأضعف الناس           

 أشتامتها الأيدي المغلولة فأشبعتها لطماً

عشرون كفاً حرةٍ                                        

ما أوقفت مأوى يداً مغلولةٍ إذ قطعوا

يا رسول الله يامن حملت الى الدنيا العطف                

إن الدنيا قد مُلئت بالحقد

فمسحها بروحك الكبيرة لتمسح عنا الحقد               

يا رسول الله إن الجدب الذي أصابنا

بعد أن حملت لنا الخصب                                    

ليت روحك تُطل علينا لتمسح الدنيا

بخصب من عطائك                                             

ليتك تعود لنا بلواء لا آله إلا الله

فقد عدنا نعبد أصناماً في داخل نفوسنا                 

فقد عدنا نُمجد العصبية ، نعبد العصبية و نعبد الهوى

يا رسول الله يامن أوطأتنا عروش كسرى وقيصر     

ليتك تطل لترى أين أنتهى بنا الأمر

أصبحنا موطئ الأقدام                                   

أصبحنا عدنا كما كنا

عدنا تفتك بنا مجموعة من اليهود[6]

در این شعر شیخ احمد، به پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم تبرک جسته و آن حضرت را مخاطب قرار داده و از روزگار بدی که برای امت اسلامی پیش آمده شکوه می کند و می گوید: یا رسول الله تو با عطر وجودت دنیا را معطر کرده و به خیر و صلاح کشاندی اما امت تو با پیروی از هوای نفس از اهداف بلند تو دور مانده و با اختلاف و فرقه فرقه شدن موجب ایجاد شکاف در بین مسلمانان شدند. این اتفاقات موجب از بین رفتن شوکت اسلامی و مسلط شدن کفار و یهود بر مسلمانان شده است.

پی نوشت:

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

شیخ جمیل صدقی الزهاوی

شیخ عبدالملک سعدی

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ احمد الوائلی

محمد النوری الحاتمی

ابوالحسن اشعری

شیخ خالد عبدالوهاب الملا