پرسش و پاسخ > دیدگاههای علما را در مورد بدعت بیان کنید؟

دیدگاههای علما را در مورد بدعت بیان کنید؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۹ تعداد بازدید: 185

هر نوآورى بدعت صدق نمى کند. فتاواى نو و جدیدى که فقیهان آگاه به زمان و آگاه به روابط اجتماعى و سیاسى حاکم بر جامعه، در زمینه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و سیاسى و فرهنگى ابراز مى دارند هرگز مشمول  بدعت نمى شوند.



پژوهش درباره بدعت و ابعاد آن از چند جهت ضرورى است:

1- پیراستن دین خدا از پیرایه ها؛

2- نمایاندن چهره واقعى اسلام به کسانى که بى طرفانه در پى اسلام ناب اند؛

3- نمایاندن چهره واقعى جریان هاى منحرف و مکتب هاى گمراه کننده که در دامن اسلام پدید آمده و با حربه احیاى دین و مبارزه با بدعت، بدعت هاى بى شمارى را در دین ایجاد کرده اند.

بدعت را تمامى مذهب هاى اسلامى حرام مى دانند و بدعت گذار را فاسق و گناهکار معرفى مى کنند.

مرحوم نراقى (ره) نوشته است: «حرمت بدعت مورد اتفاق امت اسلام است، بلکه اصل حرمت آن ضرورى دین و ملت است.» (1)

دلیل عمده حرمت روایات مستفیض بلکه متواترى است که شیعه و اهل سنت از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وسلم نقل کرده اند که فرمودند:

«هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى در آتش است.» (2)

با این که تمامى مذهب هاى اسلامى بدعت را حرام مى دانند لیکن چون ماهیت آن به درستى روشن نشده، بدعت ستیزان، در شناخت و مبارزه با آن گاه ره افراط پیموده و گاه تفریط و گاه به تکفیر و تفسیق یکدیگر پرداخته اند. این بدان جهت است که تاکنون دانشمندان مسلمان در این مساله مهم تحقیق جامعى عرضه نکرده اند.

ما در این نوشتار برآنیم تا گامى در توضیح و تشریح بدعت برداریم. (3) به امید آن که براى اهل تحقیق مفید افتد و با معیار دعت بتوانند به ارزیابى حرکت هایى که با داعیه احیاى دین در جهان اسلام پدید آمده اند، بپردازند.

بدعت در لغت و اصطلاح

بدعت، یعنى احداث و اختراع چیزى، بدون نمونه و همانند گذشته. (4) از همین ماده است، بدیع، (5) که از اسماء الهى و به معنى ابداع و احداث اشیا از عدم است. (6)

فقیهان مسلمان در تعریف بدعت، دیدگاه هاى گوناگونى دارند:

1- برخى دامنه بدعت را گسترانده اند، و هر پدیده جدیدى را که پس از رحلت پیامبر اکرم - صلى الله علیه و آله وسلم - پدیدار شده، بدعت پنداشته اند و حرام.

2- برخى دیگر، دامنه آن گسترده اند، ولى همه انواع آن را ناشایست ندانسته اند، بلکه بدعت را تقسیم کرده اند، به شایست و ناشایست.

3- برخى بر این باورند که بدعت نامیدن هر پدیده جدیدى پس از پیامبر اکرم - صلى الله علیه و آله وسلم - خطاست، بلکه بدعت، عملى است که به قصد عبادت و مشروعیت و طاعت شارع، انجام گیرد.

4- به عقیده گروه دیگر، عملى بدعت است که داراى دو ویژگى باشد: نخست اصل و اساسى در شریعت نداشته باشد؛ دوم به عنوان طریق شرعى وانمود شود.

دیدگاه اول

بربهارى، (7) ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب و... دیدگاه اول را پذیرفته اند که در این جا به طور اختصار به طرح دیدگاه هاى آنان مى پردازیم.

1- بربهارى

ابو محمد حسن بن على بن خلف بربهارى (م: 329 ق) از دانشمندان معروف حنبلى در قرن چهارم بود، که افکارش را در کتابى به نام السنة بیان کرده و متن کامل آن را قاضى ابى الحسین محمد بن ابى یعلى در طبقات الحنابله (8) نقل کرده است.

وى هرگونه بحث و تفکر در ذات و صفات خدا را بدعت دانسته و نوشته است:

«واعلم انه انما جاء هلاک الجهمیة من انهم فکروا فى الرب.» (9)

هم چنین معتقد است که خداوند را در قیامت با چشم سر مى توان دید. (10)

ملاحظه مى کنید که بربهارى با بستن در تفکر و تعقل در مورد خدا به دره هولناک تجسیم سقوط کرده است. بربهارى شیعیان را به جرم ایمان به رجعت و علم غیب براى امامان تکفیر، و آنان را متهم مى کند که معتقدند على بن ابى طالب زنده است وقبل از قیامت رجعت مى کند. (11)

این سخن نشان مى دهد که وى تصور درستى از رجعت نداشته است. رجعتى که شیعیان و برخى از دانشمندان اهل سنت به آن معتقدند، رجوع به دنیا بعد از مرگ است. درباره علم غیب امامان نیز باید گفت که شیعه براساس آیات متعدد قرآن (12) و روایات متواتر (13) به علم غیبت معتقد است.

بربهارى در فروع دین بر سه نکته تاکید دارد و احیاى دین را منوط به رعایت این سه نکته مى داند. (14)

1- پرهیز از بدعت، واژه بدعت در این اثر فراوان به کار رفته است. به گونه اى که شاید کمتر صفحه اى یافت شود که در آن واژه بدعت چند بار به کار نرفته باشد.

وى در این باره نوشته است:

از نوآورى هاى کوچک در کار دین بپرهیزید؛ زیرا همین بدعت هاى کوچک، اندک اندک پا مى گیرد، بزرگ مى شود و... ودر پایان به دینى مبدل مى شود و مردمان زیادى بدان مى گروند.» (15)

وى نوشته است: «هرگونه علمى که بندگان از علوم باطنى ادعا کنند که در کتاب و سنت یافت نشود، بدعت و گمراهى است و کسى حق ندارد بدان عمل، و مردم را به آن دعوت کند.» (16)

2- پرهیز از عمل به راى و قیاس. وى نوشته است:

«یکى از اسباب نابودى و گمراهى جهمیه این بود که قیاس را وضع کردند و دین خدا را طبق راى خود قیاس مى کردند و در نتیجه، به سوى کفر روشن کشیده شدند.» (17)

3- مسلمانان را به بازگشت به دین عتیق به گونه اى که در روزگار سه خلیفه اول رایج بود، فرا مى خواند. (18)

2- ابن تیمیه

تقى الدین ابوالعباس احمد بن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین حراى الدمشقى الحنبلى (م 728 ق) معروف به ابن تیمیه یکى از شارحان افکار حنبلیان و به ویژه «بربهارى» است. وى همانند بربهارى احیاى دین را در دو بخش اصول وفروع بر دو اصل مبتنى مى داند: نخست: پیروى از سلف؛ دوم: اصل عدم تاویل.

او نوشته است: «بعضى از جهال مى پندارند راه سلف درباره فهم صفات و اسماى خدا سالم تر است ولى راه خلف و متاخران استوارتر و علمى تر. اما بیشتر اینان بدعت گزار و منحرف اند؛ زیرا راه فیلسوفان را بر راه سلف صالح ترجیح مى دهند.» (19)

وى براساس این دو اصل، همه صفات افعالى که در قرآن ذکر شده و حاکى از جسم بودن و قابل مشاهده بودن خداوند براى بشر است صحیح دانسته و تاویل آن ها را روا نمى داند؛ مانند اثبات دست براى خدا، (20) جلوس خدا بر عرش (21) ودیدن خدا در آخرت (22) و...

چنان که مشاهده مى کنید، تکیه بر این دو اصل در بخش توحید صفاتى نه تنها موجب احیاى افکار دینى نشده بلکه سر از شرک و تجسیم درآورده است.

افکار ابن تیمیه در بخش توحید افعالى و عبادى نیز بسیار خشک و غیرقابل انعطاف است و اختلاف نظرى که وى در این بخش با سایر مذهب هاى اسلامى داشت منشا تکفیرها، طعن ها و اتهامات گوناگون وى به سایر مذهب هاى اسلامى گردید.

به عقیده وى خواستن کارهاى خدایى از پیامبر با توحید افعالى منافات دارد، نظیر فرستادن باران، رویانیدن گیاهان، آمرزش گناهان (23) و... و ما اثبات خواهیم کرد که تقاضاى این گونه امور از پیامبر هیچ تنافى با توحید افعالى و عبادى ندارد.

ابن تیمیه هم چنین درخواست شفاعت از اولیا (24) و استعانت از غیرخدا، (25) نذر براى غیرخدا (26) و... را شرکت و بدعت معرفى کرده است. ما در این مختصر در مقام رد افکار ابن تیمیه نیستیم. بحمدالله تاکنون کتاب هاى زیادى در رد این دیدگاه نوشته شده است و فقط در یک جمله اشاره مى شود که اختلاف میان ابن تیمیه و سایر مذهب ها در این بخش اختلاف صغروى است.

اصل کبرى که هیچ موجودى حتى پیامبران و اولیا را نباید شریک خدا قرار داد، مورد توافق و قبول همه مذهب ها است ولیکن در مقام تطبیق، بسیارى از مراسم رایج میان مسلمانان را ابن تیمیه مصداق شرک قرار داده که سایر مذهب ها این اتهام را از او نمى پذیرند و مى گویند همه این اعمال مورد تایید و تصویب خداست و با اجازه خود اوست و هرگونه قدرت و توانى که پیامبر و اولیا دارند از ناحیه خداى متعال است.

3- محمد بن عبدالوهاب

جریان فکرى که با شعار احیاى دین و پیروى از سلف صالحین به وسیله بربهارى بنیان گذارى شد و بعد از چند قرن، توسط ابن تیمیه و شاگردش ابن القیم ترویج و گسترش یافت و بر یک سرى اصول و مبانى استوار گردید، در سده اخیر توسط محمد بن عبدالوهاب به عنوان یک مذهب و شیوه خاص در جامعه پیاده شد. گرچه ابن تیمیه براى تحقق بخشیدن و پیاده کردن افکار و عقاید خود شدت و صلابت عجیبى از خود نشان داد لیکن آن شدت عمل هایش نتیجه اى جز زندان، آوارگى و در نهایت کشته شدن در زندان، چیز دیگرى براى وى به ارمغان نیاورد. اما بخت، یار محمد بن عبدالوهاب بود و با پیوند دادن تفکرات او با قدرت و حکومت آل سعود زمینه پیاده کردن آن ها در منطقه حجاز فراهم گردید.

محمد بن عبدالوهاب نیز استفاده از موقعیت به دست آمده و تلاش در پیاده کردن افکار ناصحیح خود را مغتنم شمرد و آن ها را در منطقه حجاز به مورد اجرا گذاشت. بدین سان بود که مشاهد انبیا و اولیا را تخریب، و همه آثار باستانى و فرهنگى و مذهبى منطقه حجاز را نابود کرد.

داستان غمبار این تراژدى را از کتاب هایى که در شرح زندگانى و رد افکار محمد بن عبدالوهاب نوشته اند، مى توان به دست آورد. در این نوشتار اشاره اى به اصول افکار او که در کتاب مجموعة التوحید و رساله هاى دیگرش آمده است، مى کنیم.

محمد بن عبدالوهاب همانند اسلاف خود، احیاى دین را شعار خود قرار داد و بیشتر مباحثش درباره بدعت زدایى در مساله توحید است.

وى در کتاب التوحید ابتدا توحید را به سه نوع تقسیم کرده است:

1- توحید ربوبى که مورد قبول مشرکان قریش بوده است؛ (27)

2- توحید الوهى که براساس آن بندگان باید فقط خدا را بخوانند. نذر و قربانى براى او کنند. ترس، امید، توکل و انابه بندگان تنها به او باشد؛

3- توحید اسما و صفات.

او در ادامه بحث نوشته است:

«بدان که ضد توحید، شرکت است و آن نیز بر سه نوع است:

1- شرک اکبر؛

2- شرک اصغر مثل ریا؛

3- شرک خفى.

شرک اکبر به نوبه خود چهار نوع تقسیم مى شود:

1- شرک دعوت؛

2- شرک نیت؛

3- شرک در اطاعت؛

4- شرک محبت.» (28)

در رساله پنجم نوشته است: «کفار زمان پیامبر به خالق بودن و رازق بودن الهى معتقد بودند و مشکل آنان تنها در توحید الوهى بوده است و آن این است که جز خدا را نباید خواند و به غیر او نباید دل بست. خدایى جز او نیست و شریکى ندارد. نباید پیش غیر او استغاثه نمود و براى غیر او قربانى، یا نذر کرد، چه آن غیر، ملک مقرب باشد یا نبى مرسل. کسى که به غیر خدا استغاثه کند به تحقیق کافر شده و کسى که براى غیرخدا ذبح و قربانى نماید، همانا کافر شده است.» (29)

در رساله اولى نوشته است: «معرفت و شناخت شرک در پرتو شناخت چهار قاعده میسر مى شود:

1- کافرانى که پیامبر با آنان به مبارزه برخاست، همه به خالق، رازق، محیى و ممیت بودن خدا اعتراف داشتند؛ (30)

2- کافران، بت ها را وسیله قرب به خدا قرار داده بودند؛ (31)

3- مشرکان هنگام بعثت پیامبر، موجودات مختلفى را مى پرستیدند؛ از آن جمله خورشید و ماه، (32) بندگان صالح، (33) ملائکه، (34) انبیا و پیامبران، (35) درختان و جمادات؛ (36)

4- مشرکان زمان ما، شرکشان از شرک مشرکان صدر اسلام بزرگ تر است؛ زیرا آنان تنها در هنگام آسایش غیرخدا را مى خواندند ولى اینان در همه حال غیرخدا را مى خوانند. (37)

منظور وى از مشرکان زمان ما، تمام فرقه هاى اسلامى غیر از طرفداران مذهب حنبلى است و شاهد این مدعا این است که وى در کتاب مجموعة التوحید بسیارى از مراسم رایج میان مسلمانان را شرک قلمداد کرده است که براى نمونه عنوان هاى چند باب از ابواب کتاب مجموعة التوحید را نقل مى کنیم:

نذر براى غیرخدا شرک است. استغاثه به غیر خدا و کمک خواستن از غیرخدا شرک است. خواندن غیرخدا شرک است. بستن نخ به حلقه هاى ضریح براى بر طرف کردن بلا شرک است. پرستیدن خدا در کنار قبر بنده صالح شرک است و.... (38)

سلیمان بن سحمان النجدى، نواده محمد بن عبدالوهاب، در مورد بدعت هاى رایج در میان مسلمانان نوشته است: «محراب هاى چهارگانه در مسجدها که براى هر یک از امامان چهار مذهب [حنفى، حنبلى، شافعى و مالکى] ساخته مى شود، بدعت است. هم چنین خواندن قرآن با صداى بلند، درود فرستادن بر پیامبر اسلام - صلى الله علیه و آله وسلم -، خواندن ذکر یا دعایى بعد از اذان و در شب جمعه و شب هاى ماه رمضان و شب عید فطر و عید قربان، تشکیل اجتماع براى بزرگداشت تولدها و وفیات بزرگان دین و خواندن قصیده هاى مولودیه با لحن هاى مخصوص، مخلوط کردن شعرها با درود بر پیامبر و با ذکرها و قراءت قرآن و خواندن آن ها بعد از نماز تراویج، تسبیح به دست گرفتن براى گفتن ذکر، بلند کردن صدا به ذکر «لا اله الا الله» هنگام تشییع جنازه و هنگام پاشیدن آب روى قبر، پوشیدن لباس هاى بلند درویشى، آویختن شمشیر و پرچم در حسینیه ها و مکان هایى که مجالس برپا مى شود. طنبور و دایره زدن و هر چه مانند این ها، صدا داشته باشد مانند: شیپور، تکرار لفظ جلاله و اسماى دیگر خدا و... بدعت شمرده مى شود.» (39)

«محمد بن عبدالوهاب، از درود فرستادن به پیامبر گرامى - صلى الله علیه و آله وسلم - در شب هاى جمعه منع کرده بود و نیز دستور داده بود با صداى بلند، بالاى مناره بر پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - درود نفرستند و براى همین جهت، مؤذن کورى را، که مردى شایسته بود و با صداى خوبى اذان مى گفت کشت؛ چون به او گفته بود که بالاى مناره، بعد از اذان، درود بر پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - نفرستد و مرد مؤذن، به دستور او توجهى نکرده بر پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - درود فرستاده بود. از این رو، دستور داد او را بکشند و گفت: گناه صداى ساز و آواز در خانه زنان بدکار، کمتر از کسى است که بالاى مناره ها درود ورحمت بر پیامبر بفرستد.» (40)

بررسى (41)

از طرفداران این دیدگاه باید پرسید این که مى گویید هر امر نو وجدیدى بدعت است منظور چیست؟ آیا این سخن شما، هر امر نوى را، حتى آن امورى که داخل در اطلاق یا عموم و فحواى دلیل هاى شرعى هست، شامل مى شود یا نه؟

اگر بگویید: بدعت شامل این گونه امور نمى شود مى گوییم بنابراین بسیارى از مواردى را که به عنوان بدعت هاى رایج در میان جامعه هاى اسلامى ذکر کرده اید در حقیقت، بدعت نخواهد بود؛ زیرا داخل در تحت اطلاقات یا عموم دلیل هاى شرعى هستند، مثلا از دلیل هاى شرع استفاده مى شود که تعظیم مؤمن به طور کلى مطلوب و پسندیده است، بر این اساس بسیارى از آداب و رسوم رایج در بین ملل مختلف در تعظیم یکدیگر مجاز خواهد بود. گرچه این امور در زمان پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - نبوده و نص خاصى هم درباره اش وارد نشده، مانند بوسیدن دست از جاى خود بلند شدن، کلاه از سر برداشتن و...؛ زیرا تمام این امور داخل در عموم رجحان تعظیم مؤمن هستند. از جا بلند شدن به احترام نام مبارک پیامبر گرامى اسلام - صلى الله علیه و آله وسلم - یا یکى از ائمه - علیهم السلام - از همین قبیل است. هم چنین تشکیل اجتماعات در تولدها و وفیات اولیاى الهى و ذکر فضایل و مناقب پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - و اهل بیت آن حضرت داخل در عموم تعظیم نبى - صلى الله علیه و آله وسلم - و اهل بیت نبى - صلى الله علیه و آله وسلم - است و از دایره بدعت خارج است. هم چنین از دلیل هاى شرع «استحباب گفتن ذکر خدا» در هر حالى و «استحباب فرستادن صلوات بر نبى» استفاده مى شود و این دلیل ها عام هستند و مقید به کیفیت خاصى نشده اند (که مثلا با صداى بلند باشد یا آهسته) حال اگر کسى در هنگام تشییع جنازه با صداى بلند «لا اله الا الله» بگوید و یا در مناره مسجدها، بر پیامبر اکرم - صلى الله علیه و آله وسلم - و آل او درود بفرستد، هیچ خطایى مرتکب نشده است؛ زیرا این امور داخل در عموم «ذکر الله حسن فى کل حال» و «استحباب صلوات بر نبى و آل نبى» هستند. بله، اگر کسى این گونه اعمال را با همین خصوصیات به قصد ورود بگوید، بدعت خواهد بود. اما بلند گفتن این ها به چه ملاکى بدعت هست؟ و اگر طرفداران این دیدگاه، بگویند: این گونه امور که داخل تحت اطلاق یا عموم دلیل هاى شرعى است، بدعت محسوب مى شود، مى گوییم این دیدگاه یک سرى تبعات و لوازمى دارد که طرفدارانش هرگز به آن ها ملتزم نیستند. طبق این دیدگاه، باید استفاده از کلیه لوازم و وسایلى که بعد از پیامبر گرام اسلام - صلى الله علیه و آله وسلم - تا به امروز اختراع شده حرام باشد، مانند کلیه ماشین آلات و لوازم الکترونیک و غیره در صورتى که خود این ها هم اکنون از این فن آورى هاى جدید استفاده مى کنند.

هم چنین در مسایل عبادى باید اینان عبادت را با تمام آن خصوصیات که پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - انجام مى داده انجام دهند و به جاى آوردن عبادت، بدون رعایت آن خصوصیات بدعت باشد. مثلا اگر پیامبر اکرم - صلى الله علیه و آله وسلم - در لباس عربى نماز مى خوانده باید مردم هم با همان لباس نماز را به جا آورند و خواندن نماز با لباس هاى دیگر باطل باشد! و یا اگر پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - در هنگام ایراد خطبه هاى نماز جمعه چفیه به سر مى بستند، حتما باید خطیب با همین هیات خطبه ها را ایراد کند وگرنه، بدعت و حرام خواهد بود. آیا وهابیان به این لوازم ملتزم هستند؟

این ها در یک تناقض آشکار بین گفتار و کردار گرفتار شده اند. در گفتار مى گویند ما به تمام لوازم این دیدگاه ملتزم هستیم اما در عمل برخلاف گفتار بالا عمل مى کنند.

نسبت به کارهایى از قبیل نذر براى غیرخدا، استمداد از غیرخدا و توسل به انبیا و اولیا و... که محمد بن عبدالوهاب این کارها را به اعمال مشرکان صدر اسلام تشبیه کرده است، باید گفت: بین این گونه کارها با اعمال مشرکان صدر اسلام یک تفاوت اصولى وجود دارد و آن این که مشرکان بت ها را عبادت مى کردند و معتقد به الوهیت آن ها بودند اما مسلمانى که براى پیامبر یا دیگر اولیا نذر مى کند یا به آنان متوسل مى شود، هرگز قایل به الوهیت آن بزرگان نیست و آنان را مؤثر

مستقل در عالم نمى داند، بلکه معتقد است که اولیاى خدا به سبب بندگى و اخلاص و مجاهدت در راه خدا مقرب درگاه خدا هستند و خداوند با وساطت آنان اگر صلاح بداند حاجت بنده اش را برآورده مى سازد.

دیدگاه دوم: تقسیم بدعت به شایست و ناشایست

گروهى از فقیهان مسلمان بدعت را به شایست و ناشایست تقسیم کرده اند. شهید در کتاب ذکرى در توضیح این سخن پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - که فرمودند: «اذان الثالث یوم الجمعه بدعة» نوشته است:

«حق این است که لفظ بدعت، صریح در حرمت نیست؛ زیرا منظور از بدعت، عملى است که در زمان پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - معهود نبوده و این اعمال به حرام و مکروه تقسیم مى شوند.»

شیخ محمدحسن نجفى، صاحب جواهر نوشته است: «گروهى از فقیهان، مانند: محقق در معتبر و شیخ در خلاف و مبسوط، قایل شده اند که اذان سوم در روز جمعه مکروه است، به دلیل اصل و ضعف آن خبرى که مى گوید: "اذان سوم بدعت است" گفته اند: بر فرض صحت خبر، بدعت، اعم است از حرام و غیرحرام.» (42)

از فقیهان اهل سنت، شافعى و پیروان وى طرفدار تقسیم بدعت به شایست و ناشایست هستند. حرمت بن یحیى نوشته است: «از شافعى شنیدم که مى گفت بدعت دو گونه است: پسندیده و ناپسند. بدعتى که موافق سنت باشد، شایست و بدعتى که مخالف باشد، ناشایست است.» (43)

از دیگر طرفداران این دیدگاه شیخ عبدالحق دهلوى (44) و عز بن عبدالسلام (45) است.

بررسى

تقسیم بدعت به ممدوح و مذموم، نه تنها هیچ مدرک معتبر شرعى ندارد، بلکه مخالف سنت و موارد استعمال است. در بسیارى از روایات، بدعت در مقابل سنت قرار گرفته است. (46) حال چگونه ممکن است بدعتى که در مقابل سنت است، ممدوح باشد؟ یا این که چنین کارى بر مبنا و اساس سنت باشد؟ افزون بر آن، شیعه و سنى از پیامبر گرامى اسلام - صلى الله علیه و آله وسلم - نقل کرده اند که فرموده اند:

«کل بدعة ضلالة و کل ضلالة سبیلها الى النار.» (47)

«هر بدعتى گمراهى و هر گمراهى مسیرش به سوى آتش است.»

جمله «کل بدعة ضلالة» مفید عموم است و شامل تمام انواع بدعت ها مى شود. طبق این بیان، به هر طریقى که عنوان بدعت صدق کند، پیمودن آن راه مذموم و موجب گمراهى است.

دیدگاه سوم

علامه مجلسى، دیدگاه سوم (عملى بدعت است که به قصد عبادت و مشروعیت و اطاعت شارع، انجام پذیرد) را مى پذیرد. به نظر ایشان در تحقق عنوان بدعت، علاوه بر عدم ثبوت مشروعیت عمل، قصد عبادت نیز لازم است. (48)

مرحوم نراقى در کتاب عوائد، این تعریف را چنین نقد کرده است:

«این تعریف، معنى محصلى ندارد؛ زیرا کسى که عملى را به قصد اطاعت انجام مى دهد، از دو حال خارج نیست، یا به نظرش دلیلى بر مشروعیت این فعل دلالت دارد، یا نه. بنابر اول، عمل هیچ مشکلى ندارد، گرچه این دلیل به نظر مجتهد دیگر تمام نباشد؛ زیرا هر مجتهدى وظیفه دارد به مقتضاى نظر خود عمل کند. اجتهادات مجتهدان از همین قبیل است و همه ماجور و معذورند. اما بنا بر دوم (که دلیلى بر مشروعیت عمل نباشد) انجام این عمل به قصد عبادت و اطاعت بى معنى است؛ زیرا قصد امر اختیارى نیست. آنچه که اختیارى است خطور چنین قصدى است در دل. مجرد خطور عبادیت آن، ثمرى ندارد. با اعتقاد به عدم مشروعیت عمل، چگونه قصد مشروعیت آن ممکن است؟ تنها چیزى که هست خطور چنین قصدى است به دل، و حرف خطور به دل حرام نمى باشد.

خلاصه، عملى که مکلف دلیلى بر مشروعیت آن ندارد یا آن را بدون قصد اطاعت انجام مى دهد (در این صورت دلیلى بر حرمتش نداریم) و یا انجام مى دهد با قصد اطاعت و این هم ممکن نیست، با اعتقاد به عدم مشروعیت. در نتیجه، این تعریف معنى معقولى نخواهد داشت. (49)

دیدگاه چهارم

این دیدگاه که با یک سرى قیود در تعریف بدعت، قلمرو آن را حتى از تعریف دوم هم محدودتر مى سازد، بدعت را عبارت از طریقه مخترعه در دین مى داند که داراى دو ویژگى باشد:

1- اصل و اساسى در شریعت نداشته باشد؛

2- به عنوان طریق شرعى وانمود شود.

نراقى این دیدگاه را پذیرفته و نوشته است: «بدعت عملى است که غیرشارع بدون دلیل و مدرک شرعى، آن را براى دیگران، به صورت یک عمل شرعى وانمود کند. اما اگر عملى از ناحیه شرع ثابت نشده باشد و آن عمل را کسى انجام دهد، بدون ارائه به صورت یک عمل شرعى، آن عمل از جهت بدعت حرام نخواهد بود گرچه ممکن است از جهت دیگرى حرام باشد.» (50)

شاطبى از فقیهان اهل سنت نیز، همین نظر را دارد: «بدعت، طریقه اى است در دین که اختراع شده و اصلى در شریعت ندارد. ولیکن در صورت، مشابه با شریعت است و به عنوان یک امر شرعى وانمود مى شود.» (51)

قیودى که در تعریف اخذ کرده به این منظور است که با هر قیدى بخشى از نوآورى ها را از تعریف بدعت خارج نماید و آن قیود عبارت اند از:

1- «طریقه اى در دین» این قید به منظور خارج کردن طریق هایى است که در امور دنیایى اختراع مى شوند مانند صنایع و شهرهایى که جدید هستند و سابقه ندارند.

2- «اختراع شده و اصلى در شریعت ندارد» این قید براى خارج کردن چیزهایى است که بعد ازپیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - اختراع شده، لیکن با شریعت ارتباط دارند، مثل علم نحو و صرف، لغت، اصول دین وفقه و....

3- «در صورت، مشابه با شریعت باشد و به عنوان یک مساله شرعى وانمود مى شود.» با این قید آن سرى از اعمالى که در صورت به عنوان مساله شرعى وانمود نشده، خارج کرده است. مثلا گفتن ذکر خدا در هر حالى خوب است یا خواندن نماز جمعه در همه احوال فضیلت دارد، لیکن اگر کسى بدون مدرک شرعى به یک ذکر خاصى در وقت خاصى ملتزم بشود و آن را به عنوان یک مساله شرعى وانمود کند، بدعت و حرام است و یا این که به خواندن چند رکعت نماز خاصى در وقت خاصى ملتزم شود و این را به عنوان یک مساله شرعى وانمود کند، بدعت است و ارتکابش حرام مى باشد.

نتیجه گیرى

تعریف چهارم، بهترین تعریفى است که تاکنون از بدعت ارائه شده است؛ زیرا از طرفى از اشکالاتى که بر تعریف هاى گذشته شده مبرا است، از طرف دیگر، روایات نیز آن را تایید مى کنند؛ زیرا در بسیارى از روایات، بدعت در مقابل سنت به کار رفته است.

سنت، یعنى روشى که پیامبر - صلى الله علیه و آله وسلم - آن را بنیان گذاشته و بر آن مواظبت مى کرده است. به قرینه مقابله روشن مى شود که بدعت، روشى است که بانى آن پیامبر اکرم - صلى الله علیه و آله وسلم - نبوده و دیگران، آن شیوه را به نام دین رواج داده اند.

در پرتو این تعریف، روشن مى شود که به هر نوآورى بدعت صدق نمى کند. بنابراین، فتاواى نو و جدیدى که فقیهان آگاه به زمان و روابط اجتماعى و سیاسى حاکم بر جامعه، در زمینه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و سیاسى و فرهنگى ابراز مى دارند هرگز مشمول این تعریف از بدعت نمى شوند؛ زیرا با تغییر و تبدل موضوع یا ملاک و هم چنین با عروض عنوان هاى ثانویه و پدید آمدن موضوع هاى جدید در بستر زمان و مکان، احکام الهى دستخوش تغییر و تبدیل مى شوند و فقیهان آگاه به زمان، با تیزبینى این تغییر و تبدیل ها را در استنباط احکام الهى مد نظر قرار داده و براساس آن ها فتوا مى دهند.

روشن شد، تفکرى که در سده هاى اخیر در جهان اسلام پیدا شده که هرگونه دخل و تصرف در دین را روا مى دانند و احیاى دین را در تاویل و تصرف هاى بى جا در دین و تطبیق دین با علوم و یافته هاى بشرى معرفى مى کنند، نیز در خطایند و در دام بدعت گرفتار شده و مصداق بدعت گذار در دین هستند.

1) احمد بن محمد مهدى النراقى، عوائدالایام، تحقیق مرکز الابحاث والدراسات الاسلامیه، قم، مکتب الاعلام الاسلامى، 1417 ق، چاپ اول، ص 319.
2) کلینى، الاصول من الکافى، بیروت، دار صعب و دار التعارف للمطبوعات، ج 1، ص 56.
3) توضیح بدعت و تبیین ابعاد آن، بررسى علل و عوامل پیدایش و گسترش بدعت در دین، راه هاى پیشگیرى از ترویج بدعت و شیوه هاى مبارزه با آن و... مباحث بسیار مهمى در مبحث بدعت شناسى است که تحقیق جامع آن ها از حد یک مقاله خارج است.
4) خلیل بن احمد فراهیدى، کتاب العین، تحقیق الدکتور مهدى مخزومى، قم، انتشارات هجرت، ج 2، ص 54.
5) سوره بقره (2) آیه 110.
6) ابن منظور، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، ج 1، ص 342.
7) قاضى ابن الحسین محمد بن ابى یعلى، طبقات الحنابله، بیروت، دارالمعرفة، ج 2، ص 18.
8) طبقات الحنابله، بیروت، دارالمعرفة والنشر، ج 2، ص 18- 44.
9) همان، ج 2، ص 29- 30.
10) همان، ص 30.
11) طبقات الحنابله، ج 2، ص 41.
12) ر. ک: سوره آل عمران (3) آیه 179؛ سوره جن (72) آیه 26؛ سوره یس (36) آیه 12؛ سوره حاقه (69) آیه 30؛ سوره حدید (57) آیه 23.
13) روایات وارده در این باره را شیخ على نمازى شاهرودى به 28 نوع تقسیم کرده است. اثبات ولایت ورساله علم غیب، ص 318.
14) همان.
15) طبقات الحنابله، ج 2، ص 1.
16) همان، ص 35.
17) همان، ص 34.
18) همان، ص 34.
19) العقیدة الحمویة الکبرى، ضمن مجموعة الرسائل الکبرى، بیروت، احیاء القرار، ج 1، ص 427.
20) سوره مائده (5) آیه 64.
21) سوره اعراف (7) آیه 54.
22) منهاج السنة النبویه، بصرة، مطبعة الکبریا لامبریة، ج 1، ص 215.
23) الاستغاثه، ص 482، ضمن مجموعه رسائل الکبرى، بیروت، احیاء التراث العربى.
24) زیارت القبور الشرعیة و الشکیة، ص 27، ضمن مجموعه رسائل الدنیه و السلفیة، ذکریا على یوسف.
25) همان، ص 23.
26) همان، ص 22.
27) سوره یونس (10) آیه 31.
28) مجموعة التوحید، رساله اولى، مدینه، مطبعه محمد عبدالمحسن، ص 3- 7.
29) همان، رساله خامسه، ص 153.
30) سوره یونس (10) آیه 31.
31) سوره زمر (39) آیه 3.
32) سوره فصلت (41) آیه 37.
33) سوره سبا (34) آیه 40 و 42.
34) سوره مائده (5) آیه 116.
35) سوره اعراف (7) آیه 138 و140.
36) سوره عنکبوت (29) آیه 65- 66.
37) مجموعة التوحید، رساله اولى، ص 73.
38) مجموعة التوحید، ص 16 و24 و36.
39) مجموعة التفسیر، ابن تیمیه، ص 340.
40) خلاصة الکلام، ص 230.
41) در نقد دیدگاه ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب کتاب هاى زیادى نوشته شده است از جمله: تقى الدین سبکى، شفاء السقام فى زیارة قبر خیر الانام؛ تقى الدین سبکى، الدرة المضیئه فى الرد على بن تیمیه؛ تقى الدین ابى عبدالله اختانى، قاضى القضاة فرقه مالکى، المقالة المرضیه؛ فخر بن معلم قرشى، نجم المهتدى و رجم المقتدى؛ تقى الدین الحصنى، دفع الشبهه؛ تاج الدین، التخمعة المختارة فى الرد على منکر الزیارة؛ سلیمان ابن عبدالوهاب برادر محمد بن عبدالوهاب، الصواعق الالهیة فى الرد على الوهابیه؛ شیخ جعفر کاشف الغطا، منهج الرشاد؛ سیدمحسن امین عاملى، کشف الارتیاب؛ سلیمان بن سمحان نجدى، الهدیة السنیة والتحفة الوهابیة النجدیه و....
42) شیخ محمدحسن نجفى، جواهر الکلام، بیروت دار الاحیاء التراث العربى، ج 11، ص 300.
43) فتح البارى فى شرح صحیح البخارى، بیروت، دارالمعرفة، ج 17، ص 10.
44) البدعة، بیروت، دار الکتب العربى، ص 164.
45) موسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیه، ج 8، ص 21.
46) بحارالانوار، ج 69، ص 409، ج 42، ص 189، ج 69، ص 313، ص 380، ج 2، ص 161.
47) ابن ماجه، سنن، بیروت، دار الاحیاء التراث العربى، ج 1، ص 16؛ ابى داود، سنن، بیروت، دار الاحیاء السنة النبویة، ج 5، ص 16.
48) بحارالانوار، بیروت، مؤسسة العفاء، ج 84، ص 326 وج 12، ص 202.
49) عوائد الایام، ص 110.
50) همان.
51) الاعتصام، ریاض، مکتبة الریاض الحدیثه، ج 1، ص 127

منبع: دبیر خانه کنگره جهانی مقابله با جریان های افراطی و تکفیری

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

آیا تکریم و بزرگ داشت قبور انبیاء و اولیاء تعظیم شعائر الهى است؟

آیا طلب شفاعت از اموات شرک است؟

آیا ابن تیمیه در عمل پیرو احمد بن حنبل بوده است؟

آیا در طول تاریخ، وهابیت با غیر مسلمانان هم جنگ کرده است؟

ابن قيم جوزي چه تأثیری در ترویج افکار ابن تیمیه داشت؟

ازدرخواست حضرت یوسف برای سرپرستی خزائن مصرچگونه علیه تکفیریها استدلال می شود؟

شرط علمای اسلام بر استعانت کردن مسلمین از کفار چیست؟

آیا گروه های تکفیری در موضوع استعانت از کفار اختلاف نظر دارند؟

انتقاد علمای اهل سنت برتقسیمات سه گانه توحید ابن تیمیه چیست؟

آیا ابن تیمیه از تکفیر مسلمانان به بهانه استغاثه به اولیای الهی پشیمان شد؟

با توجه به آیه انک لا تسمع الموتی آیا مردگان قدرت شنوایی ندارند؟‌

روایت ابن‌عمر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) صحیح است یا تأویل عایشه؟

وهابیت در موضوع شفاعت دچار چه انحرافی شده اند؟

انحراف وهابیت در شرک پنداشتن استغاثه به ارواح انبیاء و اولیاء چیست؟

گروه های تکفیری دچار چه انحرافی در فهم مساله جهاد شدند؟

استناد تکفیری ها به «قاعده لا ضرر»دچار چه انحرافی است؟

دیدگاه علماء درباره استعانت از کفار چیست؟

شباهت میان تکفیری ها با خوارج در مساله هجرت چیست؟

آیا هر استعانتی از کفار به معنای موالات داشتن به ایشان است؟

تکفیری ها در تفسیر آیه افحم الجاهلیه دچار چه انحرافی شده اند؟

برخورد رسول گرامی اسلام با مظاهر جاهلیّت چگونه بوده است؟

تکفیری ها در معنای «اِجْتَنِبُوا اَلطّاغُوت» دچار چه انحرافی شده اند؟

از نظر تکفیری ها علم غیب از مصادیق طاغوت است انحراف این اندیشه در چیست؟

چه نقدهایی بر دیدگاه تکفیری ها بر تکفیر یاری کنندگان طواغیت وجود دارد؟

آیا کفر به طاغوت، مقدمه ایمان به خدا است؟

تکفیری ها در معنای «یَکفُر بالطّاغوت» دچار چه انحرافی شده اند؟

چه اشکالاتی بر دیدگاه تفکیری ها نسبت به آیه من لم یحکم بما انزل الله وجود دارد؟

آیا از انتساب جاهلیت به کفار می توان رفتارهای تعصبی را محکوم به کفر نمود؟

آیا قران عنوان جاهلیت را به مسلمانان نیز نسبت داده است؟

اخوان المسلمین یکی از گرو ه های نسل دوم سلفیان، دارای چه ویژگی های بودند؟

آیا دلایلی برای همراهی ابن تیمیه و اهل حدیث با حاکم فاجر وجود دارد؟

پاسخ به اشتباه وهابیت در تفسیر آیه ما انت بمسمع من فی القبور چیست؟

اندیشه های سیدقطب چه تاثیراتی بر جریان های فکری معاصر داشته است؟

انتقادات تند علمای اهل سنت نسبت به ابن تیمیه شامل چه مواردی است؟

متن نامه توبیخی ذهبی نسبت به ابن تیمیه چه بوده است؟

گروه های تکفیری جهت تحقق مفهوم امت دچار چه انحرافاتی شدند؟

آیا این ادعای وهابیت که «عنوان وهابیت را دشمنان بر ما نهاده اند» صحیح است؟

اشتباهات تکفیری ها در فهم معنای دموکراسی شامل چه مواردی است؟

برخی از فتاوای وهابیت که نشان ازعدم تعمق آنان از اسلام است را بیان کنید؟

اقدامات فتنه برانگیر بربهاری و یاران او علیه مذاهب اسلامی چه بوده است؟

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت که بوده است؟

آیا روش سلف در تبیین صفات خبریه موافق دیدگاه وهابیت است؟

پاسخ به اشکال وهابیت درباره پیامد تاویل صفات خبری در قران چیست؟

نقد دیدگاه وهابیت در معنای صفات خبری خداوند چیست؟

چه اشکالاتی بر عقیده توحید سلفیه درباری وارد است؟

علمای وهابی درباری که آنان را جامی یا مدخلی می نامند چه کسانی هستند؟

آیا ساختار قومی و قبیله ای جامعه افغانستان علاقه ای به حضور طالبان دارد؟

نقد دیدگاه وهابیت در نفی سماع موتی مستند به آیه انک لاتسمع الموتی چیست؟

چه نقدهایی بر سلفیه بر عدم وجود مجاز در قران وجود دارد؟

گزیده ای از اعتقادات ابن تیمیه را بیان کنید؟

دلائل مخالفت اسلام با ترور چیست؟

مانیفست توحش در فقه داعش برگرفته از چه محتوایی است؟

جهاد به مفهوم نظامی در اسلام چه شرائطی دارد؟

آیا ترور در فرهنگ اسلامی وجود دارد؟

تفاوت دیدگاه سلفیه و اهل سنت در موضوع اجتهاد و تقلیدچیست؟

برخی از اختلاف میان دیوبندیه و وهابیت چیست؟

نقدهای حسن بن علی السقاف بر افراط گری های وهابیت چیست؟

رمضان البوطی چه دیدگاهی نسبت به وهابیت دارد؟

اشکالات مبانی فکری وهابیت از نظر حسن بن فرحان المالکی چیست؟

محمد زاهد کوثری چه نقدهایی بر اندیشه وهابیت دارد؟

نقدهای سید احمد زینی دحلان بر اعتقادات وهابیت چیست؟

نقد سلیمان بن عبدالوهابی بر اعتقادات برادرش محمد بن عبدالوهاب چه بوده است؟

دیدگاه علما و اندیشمندان اسلام درباره وهابیت و ابن تیمیه چیست؟

یکی از شبهات وهابیت در خصوص احتفال را پاسخ دهید.

بررسی واژه رب در لغت و اصطلاح را بیان کنید؟

برخی از نتايج و آثار توحيد در حاکميت چیست؟

برخی از ادله انحصار توحید حاکمیت خدا را بیان کنید؟

مفهوم حاکمیت در اسلام چیست؟

توحید در حاکمیت چیست؟

اشکالات وهابیت در تعریف عبادت چیست؟

انحراف وهابیت در فهم توحید عبادت چیست؟

توحید الوهی در قران به چه مفهومی استعمال شده است؟

رابطه ایمان و اسلام چیست؟

آیا اجتماع ایمان و شرک ممکن است؟

مراتب و درجات ایمان چگونه است؟

سلفيه جهادی به چه معناست؟

تکفیر چه پیامدهایی در پی دارد؟

موضع داعش نسبت به اسرائیل چگونه است؟

تعریف وهابیت از عبادت و اشکالات وارد بر آن چیست؟

پاسخ این ادعای نادرست که اسلام با جنگ و لشکر کشی گسترش یافت چیست؟

از تناقضات محمد بن عبدالوهاب پذیرش اجتهاد دیگران است توضیح آن چیست؟

از تناقضات محمدبن عبدالوهاب مدعای جواز استغاثه به مخلوق است. تناقض آن در چیست؟

از ادعاهای محمد بن عبدالوهاب عدم ادعای اجتهاد است، تناقض این ادعا در چیست؟

چند مورد از توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت، بیان کنید؟

ادله جواز توسل به انبیاء و اولیاء صالح چیست؟

چه ادله ای بر جواز توسل وجود دارد؟

دعا در قران دارای چند معنا و چه اقسامی است؟

آیا بین دعاء و نداء که در موضوع استغاثه مطرح است تفاوتی وجود دارد؟

چه نقد هایی بر ادله وهابیت بر عدم جواز استغاثه وجود دارد؟

حکم انواع استغاثه و صورت های آن چگونه است؟

چرا استغاثه و درخواست از پیامبر و صالحان منجر به شرک نمی شود؟

از نظر اسلام اگر فردی کفر کافری را اعلام نکند خودش مرتکب کفر می گردد؟

موضع قرآن و سیره مسلمین در حفظ آثارو اماکن تاریخی چیست؟

آیا توسل به اولیای الهی، همچون عمل مشرکین، مصداق آیه ی سوم سوره زمر است؟

مقصود از آیاتی که به صراحت شفاعت را نفی می کند؛ چیست؟

مهم ترین اندیشه وهابیت و چهار اشتباه اساسی آنان چیست؟

نمونه های تاریخی از چگونگی توسل به انبياء و صالحان را ذکر نمایید؟

کفر و اقسام کفر را نام ببرید. دیدگاه علمای اسلام در تکفیراهل قبله چیست؟

ادله ای از قران و سنت نام ببرید که نشان دهد عمل شرط ایمان نیست؟

نام گروه های تکفیری در عراق چیست و عملکرد آنان چگونه بوده است؟

دیدگاههای علما را در مورد بدعت بیان کنید؟

خطرات تفکر افراطی وهابیت برای جهان اسلام چیست؟

چه کتابهایی در رد وهابیت نگارش شده است ؟

القاعده پس از بروز امواج بیداری اسلامی از چه فرصتهایی بهره برد؟

مهمترین اختلاف گروه های سلفی جهادی با وهابیت در چه موضوعی است؟

اصطلاح «دشمن نزدیک و دشمن دور» چه نقشی در رفتار سلفی های مسلح دارد.

مبانی جهاد از منظر القاعده چگونه شکل گرفته است؟

آرا و افکار القاعده برگرفته از چه کتبی است و توحید از منظر آنان چیست؟

مهم ترین اقدامات سازمان القاعده چه بوده است؟

سازمان القاعده چگونه بوجود آمد؟

تاریخچه مختصر عقاید سلفی چیست؟

نام اصلی سازمان القاعده چیست و اهداف آن چه بوده است؟

آیا تکفیر نکردن کافر سبب کفر می شود؟

آیا وهابیت قائل به اجتهاد هستند؟ دیدگاه آن ها نسبت به اجتهاد چیست؟

دیدگاه وهابیت نسبت به مکاتب فقهی و کلامی اهل سنت چیست؟

کتابهایی از علمای اهل سنت نام ببرید که در جواز برگزاری جشن میلاد پیامبر اسلام نگارش شده است.

آئين وهابيت چيست ؟ و پايه گذار آن كيست؟

آیا توسل به اولیای الهی شرک است؟

آیا در خواست از اولیاء الهی پس از مرگ آنها جایز است؟

نظر علمای اهل سنت در مورد گروه های تکفیری چیست؟

ارتداد چیست و چه عواملی موجب ارتداد می شود؟

تفاوت توحید ربوبی و توحید الوهی در چیست؟

عوامل موفقیت محمد بن عبدالوهاب در شکل گیری وهابیت چیست؟

وهابیت چه جنایت هایی در مکه و مدینه مرتکب شدند؟

ادله جواز توسل به اوليای الهي چیست؟

ادله جواز بوسیدن ضریح معصومین و امامزاده ها چیست؟

آیا طلب شفاعت از اولیاء خدا شرک است؟

آیا بزرگداشت ایام تولد و وفات اولیاء خدا بدعت است؟

آیا توسل به پیامبر و اولیاء الهی شرک است؟

نظر علماي اهل سنت درباره گريه بر اموات چیست؟

آيا ساختن و بناء بر قبور از قبيل گنبد و ضريح منع شرعى دارد؟

ادله استحباب زیارت قبور پاکان چیست؟

دیدگاه علمای اهل سنت در جواز نذر چیست؟

چرا خواندن و صدا زدن غیر خدا در کنار خدا شرک نیست؟

آیا نامگذاری فرزندان به عبدالنبی و عبدالرسول شرک محسوب می شود؟

آیا تنها معیار در تعریف عبادت خضوع و خشوع است؟

نظر سلفیان تکفیری در ارتباط با آیه «فَقَاتلُواْ أَوْليَاء الشَّيْطَان» چیست؟

آیا برگزاری جشن میلاد پیامبر گرامی اسلام شرک است؟

آیا تکفیر مسلمانان با مبانی قرآن و سنت سازگاری دارد؟

آیا استعمال عدو قریب(دشمن نزدیک) برای مسلمین صحیح است؟

توحید و شرک از دیدگاه وهابیت چگونه است؟

آیا مرکز دولت داعش به شمال افغانستان و آسیای مرکزی منتقل می‌شود؟

واژه ی دعا (خواندن) در قرآن به چند معنی استعمال شده است؟

از دیدگاه تکفیری ها، «انصار طاغوت» به چه کسانی گفته می شود؟

مراد از آیه «و ما انت بمسمع من القبور» چیست؟

حاکمان طاغوتی از منظر سلفیان تکفیری چه کسانی هستند؟

آيا سوگند به غير خدا جايز است؟

اقسام طاغوت از دیدگاه سلفیه تکفیری چیست؟

طاغوت چیست و دیدگاه سلفیه تکفیری جهادی در این باره چیست؟

دیدگاه وهابیت درباره تبرک به پیامبر و قبر آن حضرت چیست؟

آیا در سیره ی اهل بیت(علیهم السلام) توسل انجام شده است؟

انتقادات احناف نسبت به وهابی ها چیست؟

گروه تکفیری «اجناد القوقاز» در منطقه چچن چه کسانی هستند؟

وحدت بین اهل سنت و شیعه به چه معنا است؟

سلفی ها چه کسانی هستند؟

در نظر تکفیری ها، تقلید از چه جایگاهی برخوردار است؟

انحراف وهابیت در تعریف «نواقض الاسلام» چیست؟

مفهوم طاغوت و دیدگاه سلفیه تکفیری-جهادی در این باره چیست؟

اختلافات داعش و القاعده چیست؟

نظرعلمای اهل سنت درباره جشن ولادت پیامبر(صلی الله علیه وآله) چیست؟

آیا جشن میلاد پیامبر بدعت و حرام است؟

چگونه رشید رضا پس از برهه ای مخالفت با وهابیت به یکباره از مروجین تفکر وهابیت شد؟

عقیده گروه های تکفیری درباره ولاء و براء چیست؟

دلائل عقلی بر جواز برگزاری جشن میلاد نبی اسلام چیست؟

آیا صحابه به غیر خدا قسم خورده اند؟

نقش معبود در مفهوم عبادت به چه شکل است؟

چه شباهتی بین وهابیت و خوارج وجود دارد؟

ماهیت و ارکان ایمان از نگاه علمای دیوبند چگونه است؟

منظور از جاهلیت در ادبیات گروه‏‎های تکفیری چیست؟

ارکان بدعت چیست؟

منظور از «انقطاع عمل» بعد از موت چیست؟

«آل الشیخ» به چه کسانی گفته می شود؟

فرق عبادت و اطاعت در چیست؟

آیا طبق نظر محمد بن عبد الوهاب، احمد بن حنبل مشرک بود؟

نقش مدارس مذهبی پاکستان در رشد افراطی‌گری به چه شکل است؟

نظر متکلمین و فقهای اهل سنت درباره تکفیر چیست؟

آیا اموات در قبر و برزخ می شنوند؟

مفهوم اسلام در قرآن و روایات به چه معنا است؟

وهابیت و تکفیری ها از چه روش هایی در تبلیغات خود استفاده می کنند؟

آیا نام گذاری اشخاص به عبد النبی و یا عبد الحسین و امثال آن اشکال دارد؟

جریان «سلفیه درباری» چه جریانی است؟

عقاید داعش چیست؟

آیا دلیلی بر زیارت قبور توسط زنان وجود دارد؟

دیدگاه ابن تیمیه در مورد مسح و تقبیل اماکن متبرکه چیست؟

آیا علمای هم عصر ابن تیمیه با افکار او مخالف بودند؟

نگاه مکتب دیوبند به جریان‌های تکفیری چگونه است؟

دیدگاه سلفی های معاصر در مورد عملیات استشهادی چیست؟

نظر فقهای مذاهب اربعه در مورد عملیات استشهادی چیست؟

آیا از منظر اسلام، کمک گرفتن از کفار جایز است؟

مفهوم عملیات استشهادی، انتحاری و انغماسی چیست؟

منظور از کفر چیست؟

منظور از توسل چیست؟ و چه جایگاهی در دین دارد؟

منظور از سنت و بدعت در نگاه سلفیه چیست؟

منظور از «نکایه و انهاک» و «اداره التوحش» در نگاه تکفیری ها چیست؟

نظر علمای حنفی در مورد توسل به مقام و جاه انبیاء و اولیاء چیست؟

آیا از سیره صحابه دلیلی بر جواز سفر برای زیارت (شد الرحال) وجود دارد؟

آیا همکاری با کفار ناقض رکن عبودیت است؟

آیا قرآن، استعانت از کفار را از نتایج دوستی با آنها می‌داند؟

نظر علمای اسلام در جواز کمک خواستن از کفار در جنگ چیست؟

اندیشه سیاسی سلفی ها در زمینه های اجتماعی چیست؟

آیا در سیره پیامبر خدا دلیلی بر استعانت از کفار در جنگ وجود دارد؟

اقسام همکاری با کفار از دیدگاه اسلام به چند صورت است؟

چرا درخواست از غیر خدا شرک نیست؟

آیا نذر بر قبور اولیاء مانند عمل مشرکان است؟

آیا اموات می شنوند؟

جریان تکفیری «حدادیه» چیست و بر چه کسانی اطلاق می شود؟

آیا رسول خدا حیات برزخی داشته و با این دنیا در ارتباط هستند؟

آیا علمای اهل سنت، توسل به صالحین برای رسیدن به حوائج را جایز می دانند؟

دیدگاه وهایت و تکفیری ها در خصوص «حقیقت و مجاز» چیست؟

دیدگاه تکفیری ها در مورد دموکراسی چیست؟

آیا در مفهوم و مصداق عدو قریب و بعید انحراف ایجاد شده است؟

قاعده اولويت جهاد عليه دشمن نزدیک چیست؟

زمینه های شکل گیری وحدت و ریشه کن شدن تکفیر چیست؟

مفهوم سلف در کلمات سلفی های امروزی به چه معناست؟

آیا انبیاء و اولیاء الهی دارای قدرت خارق العاده (سلطه غیبی) هستند؟

آیا تقسیم افعال به مقدور انسان و غیر مقدور انسان صحیح است؟

دیدگاه وهابیت، نسبت به تقلید اهل سنّت از ائمه اربعه چیست؟

نواقض الاسلام از دیدگاه تفکیری ها چیست؟

جریان «اخوان التوحید» چه گروهی بودند و چه عملکردی داشتند؟

مفهوم و مراحل شرک چیست؟

چرا وهابیون استغاثه و درخواست از پیامبر و صالحان را شرک می دانند؟

وهابیت در مخالفت با اهل سنت از چه روشهایی استفاده می کند؟

دیدگاه وهابیت نسبت به مسئله شفاعت چیست؟

آیا گسترش دین اسلام با شمشیر بوده است؟

آیا ازآیه يُحَكِّمُوكَ فِيمَاشَجَرَبَيْنَهُمْ می توان به کفرحكام حکم کرد؟

سیر تحول حاکمیت نزد اهل سنت در دوران معاصرچگونه رقم خورد؟

آیادلیل شرک مشرکین عصرپیامبر،تنها درعبادت و پرستش غیرخدابود؟

تترس چیست و چرا داعش به بهانه آن اقدام به بمب گذاری می کند؟

آیاقوانین وضع شده دربلاد اسلامی مخالفت با«إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّه‏»است؟

آیا جریانی تندرو و افراطی تر از داعش نیز وجود دارد؟

معیار کفر و کافر از دیدگاه فقهای اهل سنت چیست؟

معیار کفر و کافر از دیدگاه فقهای شیعه چیست؟

مصادیق جاهلیت در قران چیست؟

سلفی‌گری ایرانی چیست؟

آیا محمد ابن عبدالوهاب، مسلمانان قبل از زمان خود را کافر می دانست؟

معنا و اقسام کفر چیست و دیدگاه علمای اسلام در تکفیر اهل قبله چیست؟

معیار ایمان چیست؟ آیا عمل در ایمان شرط است؟

چه اطلاعاتی در مورد جریانهای تکفیری موجود در عراق موجود است؟

چه اطلاعاتی در مورد جریانهای تکفیری موجود در لبنان موجود است؟

آیا وهابیت در مورد خداوند قائل به تشبیه و تجسیم هستند؟

تفاوت مشرکین جاهلیت با مسلمانان

دیدگاه سلفیان جهادی، نسبت به حکومت داعش چیست؟

سازمان تروریستی «جماعة التوحید والجهاد» چه سازمانی است؟

آیا داعش علیه اسرائیل نیز عملیات نظامی انجام می دهد؟

آیا خشونت و جنایت وهابیت علیه مسلمین اقدامی اسلامی است؟

از باورهای «اهل حدیث و حنابله» که ریشه ی فکری سلفی ها هستند توضیح دهید؟

ابن تیمیه با اشعری ها چگونه برخورد می کرد؟

آیا علمای اهل سنت در رابطه با مراسم جشن میلاد، با نظر ابن تیمیه مخالفند؟

آیا نذر برای اموات، مانند نذر مشرکان است؟

چه كساني جذب گروه‌های تکفیری مي‌شوند؟

آمریکا در سوریه به دنبال چیست؟

منهج ابن تیمیه در پذیرش احادیث چگونه است؟

معنای «من لم یحکم بما انزل الله» از دیدگاه علمای اسلام

دیدگاه علمای اهل سنت در مورد خروج بر حاکم چیست؟

آیات قرآنی دال بر معذور بودن جاهل در امور دینی چیست؟

دیدگاه سلفیان تکفیری در مورد آیه (فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ) چیست؟

پیامدهای فردی، اجتماعی و بین‌المللی خروج بر حاکم اسلامی چیست؟

چه چیزی مجوز خروج گروه های تکفیری بر علیه حاکم مسلمان است؟

ملاک دار الاسلام در نظر سلفیان تکفیری چیست؟

تفاوت «قتال فی سبیل الله» با قتال فی سبیل طاغوت» در چیست؟

آیا روایتی دال بر معذور بودن جاهل در غیر مسائل توحید و شرک وجود دارد؟

چه اشکالاتی بر روایات معذور نبودن جاهل وجود دارد؟

دیدگاه وهابیون نسبت به مسئله تقریب چیست؟

موضع علمای اهل‌سنت در برابر حرمت سفر برای زیارت قبور چیست؟

آیا مسلمانان برای غیر خدا نذر می کنند؟

آیا محمد بن عبد الوهاب کسی را تکفیر معین کرده است؟

آیا رسول خدا در زمان حیاتش به پیامبران گذشته متوسل شدند؟

آیا شیعیان رو به قبر امامان خود نماز می خوانند؟

آیا گریه و عزاداری برای امام حسین (عليه السلام) بدعت است؟

آیا توسل مسلمانان مانند فعل مشرکین جاهلیت شرک می باشد؟

مهمترین اختلاف وهابیت با اهل سنت در چه مسائلی است؟

آیا اموات سخن ما را می‌شنوند؟

آیا حیات برزخی وجود دارد؟ دیدگاه وهابیت در این زمینه چیست؟

شرایط و موانع خروج بر حاکم چیست؟

آیا روایات نبوی بر معذور بودن جاهل دلالت می کند؟

منظور از تکفیر مطلق و معین چیست؟

آیا رسیدن حجت (بلوغ حجت) به تنهایی کفایت در اتمام حجت می کند؟

آیا جهل حواریون به قدرت خداوند دلیل بر معذور بودن جاهل در مسائل توحیدی است؟

آیا با اجرای برخی قوانین بشری، کشور اسلامی به دارالکفر تبدیل می‌شود؟

منظور از آیه سیف (فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ...) چیست؟

آیا آیه میثاق بر معذور نبودن جاهل در مسائل توحیدی دلالت دارد؟

منظور از آیه (وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً) چیست؟

احکام مترتب بر دار الاسلام و دار الکفر چیست؟

اصل در بر خورد با کفار و مشرکین صلح است یا قتال؟

معنای سلفیه و سلفی‌گری چیست؟ از چه زمانی پیدا شده است؟

موجبات کفر در احادیث نبوی چیست؟

معیار کفر و کافر از دیدگاه فقهای شیعه و اهل سنت چیست؟

بنیادگرائی چیست و از چه پیشینه ای برخوردار است؟

رابطه میان سازمان القاعده و داعش چگونه است؟

مراد از سلفیه جهادی چه کسانی هستند؟

موجبات کفر در قرآن چیست؟

مراتب ایمان و کفر را از دیدگاه علماء سلفی بیان کنید؟

تعریف ایمان و کفر از دیدگاه علماء اهل سنت و شیعه چیست؟

بنیادگرائی و گونه های آن را بیان فرمائید؟

«وهابی» و «سلفی» به چه کسانی گفته می شود؟

معنا و معیار ایمان و کفر چیست؟

خطرات تفکر افراطی وهابیت برای جهان اسلام چیست؟

رابطه جهاد و قتال در قرآن چیست؟

پیرامون تکفیر و انواع تکفیر و ضوابط آن توضیح دهید؟

آیا در منابع دینی واژه "سلف" که مورد ادعای سلفی هاست، وجود دارد؟

آیا در منابع اهل سنت، روایتی نسبت به جواز توسل وجود دارد؟

آیا رفتن بانوان به زیارت قبور دارای اشکال است؟

آیا صحابه بعد از رحلت پیامبر، به ایشان توسل کرده اند؟

آیا وهابیت مسأله مجاز و حقیقت را در آیات قرآن قبول دارند؟

آیا فهم وهابیت از توحید ربوبی و الوهی با فهم بقیه مسلمین فرق دارد؟

ابن تیمیه را در حوزه هستی شناسی چگونه می بینید؟

وهابیت چه دیدگاهی درباره یزید بن معاویه دارند؟

چگونه دعوت محمدبن عبدالوهاب رشد پیدا کرد؟

آیا محمد بن عبدالوهاب دارای اثر علمی بوده است؟