مقالات > اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۹ تعداد بازدید: 97

رابطه دین و سیاست و جایگاه حكومت در اسلام پس از سقوط خلافت عثمانی در میان كشورهای مسلمان و متفكران اسلامی به یكی از عمده ترین دلمشغولی های متفكران مسلمان تبدیل شده است.



رابطه دین و سیاست و جایگاه حكومت در اسلام پس از سقوط خلافت عثمانی در میان كشورهای مسلمان و متفكران اسلامی به یكی از عمده ترین دلمشغولی های متفكران مسلمان تبدیل شده است. پاسخگویی اندیشمندان مسلمان به چالش اندیشه های تازه فلسفی،اجتماعی و سیاسی از طریق متون اسلامی عرصه ای برای ظهور افكار و اندیشه های تازه باز گشوده است. با توجه به جذابیت اندیشه های سیاسی غربی در مورد مقولاتی همانند دموكراسی،افكار عمومی برابری و حاكمیت مردم،اندیشمندان مسلمان كوشیده اند تا با تكیه بر بحث رابطه بین دین و سیاست پاسخهایی در خور به اندیشه های تازه بدهند.یكی ازكسانی كه در این زمینه گام برداشته قاضی عشماوی است كه در نوشته های او گروههای رادیكال اسلامی به خاطر بهره برداری از دین جهت اهداف سیاسی خودشان در مصر،مورد حمله قرار می گیرند،،در این نوشتار،مساله رابطه دین و سیاست از دیدگاه موافقان و مخالفان آن به اختصار شده و ضمن تكیه بر بحث های محووری قاضی سعید عشماوی و معرفی نظریه های او در این ارتباط،واكنش مخالفان و موافقان او مورد بررسی قرار گرفته است.
نويسنده : حمید احمدی


مقدمه
رابطه دين و سياست و جايگاه حكومت در اسلام پس از سقوط خلافت عثماني در ميان كشورهاي مسلمان و متفكران اسلامي به يكي از عمده ترين دل مشغولي هاي متفكران مسلمان تبديل شده است. پاسخ گويي انديشمندان مسلمان به چالش انديشه هاي تازه فلسفي، اجتماعي و سياسي از طريق متون اسلامي عرصه اي براي ظهور افكار و انديشه هاي تازه باز گشوده است. با توجه به جذابيت انديشه هاي سياسي غربي در مورد مقولاتي همانند دموكراسي، افكار عمومي، ‌برابري و حاكميت مردم، انديشمندان مسلمان كوشيده اند تا با تكيه بر بحث رابطه بين دين و سياست پاسخ هايي در خور به انديشه های تازه بدهند، ‌يكي از كساني كه در اين زمينه گام برداشته قاضي عشماوي است كه در نوشته هاي او گروه هاي راديكال اسلامي به دليل بهره برداري از دين جهت اهداف سياسي خودشان درمصر، مورد انتقاد قرار مي گيرند. دراين فصل، مسأله رابطه دين و سياست ازديدگاه موافقان و مخالفان آن به اختصار بحث شده و ضمن تكيه بر بحث هاي محوري قاضي سعيد عشماوي و معرفي نظريه هاي او در اين ارتباط، واكنش مخالفان و موافقان او مورد بررسي قرار گرفته است.

1- پيشينه كشمكش فكري ميان انديشمندان اسلامي
رابطه دين و سياست و جايگاه حكومت در اسلام در سال هاي پس از سقوط خلافت عثماني و انحلال خلافت ازسوي دولت جمهوري تركيه در 1924، به يكي از عمده ترين دل مشغولي ها و نگراني هاي متفكران مسلمان تبديل شده است. اين موضوع از يك سو و چالش انديشه هاي تازه فلسفي، اجتماعي و سياسي برآمده از غرب نسبت به اصول فكر ديني و در نتيجه ضرورت پاسخ گويي انديشمندان مسلمان به اين چالش ها از طريق باز تفسير متون و سنت هاي اسلامي از سوي ديگر، ‌مهم ترين عرصه را براي ظهور افكار و انديشه هاي جديد در محافل اسلام گراي معاصر خاورميانه و دنياي اسلام فراهم آورده است. تغيير و تحولات ناشي از چالش هاي سياسي، نظامي و تمدني غرب هم راه با جذابيت انديشه هاي سياسي مقولاتي چون دموكراسي، افكار عمومي، ‌برابري زن و مرد و حاكميت مردم باعث ظهور دو حوزه تفكر سياسي در محافل اسلامي در خاورميانه شد. يك سو خيل متفكراني قرار داشتند كه بر جدايي ناپذيري دين و سياسيت و لزوم وجود حكومت در اسلام به عنوان يك اصل شرعي تأكيد مي كردند، و از سوي ديگر معدود متفكراني كه با توجه به دشواري هاي موجود پس از انحلال خلافت و پراكندگي مسلمانان، چه در درون مرزهاي ملي و چه در چهارچوب كشورهاي گوناگون مسلمان، و هم چنين با توجه به ميراث غير قابل دفاغ نظام هاي حكومتي ديني در دوران بني اميه، ‌عباسيان و عثماني ها، به تدريج انديشه جدايي دين ازسياست و روي كرد به حكومت مدرن غير ديني را مطرح ساختند.

محمد رشيد ضا و علي عبدالرازق به ترتيب نماينده اين دو نوع نگرش در رابطه با جايگاه سياست و حكومت در انديشه و متون اسلامي بودند. اگر چه انديشه هاي رشيد رضا در نزد مسلمانان، ‌انديشه اي متعارف و كلاسيك قلم داد مي شد، اما بحث هايي كه علي عبدالرازق در كتاب الاسلاماصول الحكم (1925) مطرح ساخت براي بسياري از انديشمندان مسلمان، ‌غير متعارف و جنجال برانگيز مي نمود. در حالي كه رشيد رضا بر شرعي بودن اساس حكومت در اسلام، به ويژه در سنت پيامبر (ص) و اجماع مسلمين تأكيد مي كرد و خلافت را تنها شكل حكومت شرعي براي مسلمانان مي دانست1، ‌علي عبدالرازق در كتاب خود بر اين نكته تأكيد مي كرد كه قرآن، ‌سنت پيامبر (ص) و اجماع هيچ يك دال بر شرعي بودن نظام خلافت به عنوان يك سيستم حكومتي واجب براي مسلمانان نيست. به نظر او بحث خلافت درقرآن به مفهوم نظام حكومتي نيامده، ‌بلكه به جانشيني غير سياسي و پيروي معنوي از احكام الهي و اخلاق اسلامي اشاره مي كند. او اقدام پيامبر اسلام (ص) در بناي حكومت در مدينه را نه ناشي از وحي الهي، ‌بلكه ناشي تدبير خود پيامبر اسلام به منظور اداره زندگي مسلمانان و ضرورت دفاع از آن در برابر كافران مي دانست2. به نظر عبدالرازق، نظام خلافت چيزي جز ضربه خوردن به حيثيت دين اسلام و اعمال فشار بر مردم نبوده است. علي عبدالرازق حكومت ديني خلافت را پوششي براي تداوم سلطنت مي دانست و در اين رابطه حتي با نظر ابن خلدون كه ميان سلطنت و خلافت فرقي مي گذاشت، ‌مخالفت مي ورزيد. 3

نظرات عبدالرازق در باب خلافت و عدم وجوب شرعي و قرآني آن طوفان اعتراضي برانگيخت كه سمير الزبن، نويسنده معاصر لبناني آن را «بزرگ ترين نبرد فكري قرن حاضر»توصيف كرده است. علماي الازهر علي عبدالرازق را به محاكمه كشيدند. علماي اعلام مصر ضمن برشمردن هفت خطاي اساسي علي عبدالرازق در حكم خود، ضمن اعلام ارتداد«وي را از زمره علما اخراج كرده و ضمن قطع رابطه كلي با او، تمامي مشاغل وي را از او گرفتند» ‌. 5 اگر چه عبدالرازق در دادگاه به همه اتهامات هفت گانه «‌شوراي علماي اعلام»پاسخ گفت6، ‌اين دفاعيات و دلايل، ‌علما را از صدور حكم سنگين درباره او بازنداشت.

اگر چه علي عبدالرازق تا پايان زندگي خود (سپتامبر 1966)در انزوا زيست و كتاب او نيز ممنوع الانتشار شد، ‌اما انديشه هاي او بحث و جدل بر سرنادرست يا درست بودن استدلال هاي او را به دنبال داشت. اگر چه بافت اصلي علماي الازهر و اسلام گرايان سياسي با نظرات او هم چنان مخالفت مي ورزند، اما در جهان عرب از سال هاي دهه 1970 به بعد، ‌رفته رفته كساني به دفاع از مواضع و استدلال هاي او برخاستند. محمد عماره، نويسنده مصري بر آن است كه انديشه هاي عبدالرازق «بسط و توسعه انديشه هاي محمد عبده بوده»7چرا كه عبده مصلح بزرگ اسلامي نيز پيش از عبدالرازق جنبه هاي مشروعيت الهي خليفه را بي اساس دانسته و بر حق اعمال كنترل مردم بر خليفه تأكيد مي كرده است. به نظر عبده، «امت از حق كنترل [‍‌بر خليفه ] برخوردار است، و مي تواند هر گاه كه به نفع او باشد، خليفه را خلع كند، ‌چرا كه خليفه از هر نظر، يك حاكم مدني است» . 8

برخي از نويسندگان عرب معاصر نيز هم چون كمال عبداللطيف (در كتاب التأويل و المفارقه)، عزيز العظمه (در كتاب سكولاريسم از ديدگاه هاي مختلف)‌و عبدالله العروي (در كتاب عرب و تفكر تاريخي)، به نوعي استدلال هاي عبدالرازق را مورد تأييد قرار دادند9. گسترش موج اسلام گرايي از دهه 1970 به بعد، و به ويژه گسترش فعاليت هاي مسلحانه گروه هاي اسلام گراي راديكال در دوران سادات و مبارك، بار ديگر بحث پيرامون رابطه دين و سياست و جايگاه حكومت در اسلام را زنده كرد.

در اين زمينه سمينارها و كنفرانس هاي متعددي بر پا شد كه در آن نويسندگان عرب و محققان غير عرب مسأله حكومت دراسلام را مورد بحث و بررسي قرار دادند. يكي از عمده ترين اين كنفرانس ها در سال هاي آخر دهه 1980 در لبنان برگزار شد كه در آن ماهيت رابطه دين و سياست، مسئله حكومت دراسلام، پديده دولت اسلامي و تاريخ تحقق آن به بحث و نقد گذاشته شد. 10دهه هاي 1980و 1990 نيز شاهد بحث اسلام گرايان معتدل و روشن فكران سكولار مصري بر سر مفاهيم مهم و جنجالي نظير حاكميت الله و چگونگي تحقق آن در روي زمين توسط انسان هاي معمومل و گروه هاي اسلام گرا شد11. اوج گرفتن رويارويي ميان گروه هاي راديكال اسلامي با نيروهاي نظامي درمصر و ساير كشورهاي عرب در اواخر دهه 1980، بار ديگر هم چون سال هاي دهه 1960 ميلادي بحث بر سر افراط گرايي مذهي (التطرفيه) و برداشت هاي تند و قهر آميز از اسلام را كه در نوشته هاي سيد قطب، عبدالسلام فرج، ‌جهان العتيبيوساير رهبران اسلام گراي راديكال منعكس شده است، برانگيخت.

يكي از ويژگي هاي بارز اين بحث ها، ظهور متفكران مسلماني بود كه نه به تفسير و توصيف انديشه هاي ديگران، بلكه هم چون علي عبدالرازق مسئله حكومت و سياست در اسلام، ‌و نسبي بودن قرائت هاي انساني از متون ديني را به بحث گذاشتند. در اين ميان دو تن از آنان هم چون علي عبدالرازق باعث بروز بحث و جنجال مجدد بر سر جايگاه سياست و حكومت در اسلام و تفسير غير متعارف از قرائت متون ديني شدند. اين دو متفكر كه در فاصله اندكي از هم صفحات مطبوعات مصر و جهان عرب را پيرامون بحث و جنجال ناشي از انديشه هاي خود پر كردند، قاضي محمد سعيد عشماوي و دكتر نصر حامد ابوزيد بودند. آن چه خشم محافل سنتي و گروه هاي راديكال اسلامي را درباره العشماوي برانگيخت، كتاب مهم او الاسلام السياسي (1988) بود كه نوعي ادعا نامه در مورد گروه هاي خشونت گراي اسلامي و برداشت هاي سطحي آنان ازآيات قرآني و نصوص مقدس تلقي مي شد.

آن چه باعث خشم علماي سنتي الازهر نسبت به ابوزيد شد، قرائت هرمنوتيك او از متون ديني و آراي او در تحلل و فهم نص قرآني از يك سو، و قرائت غير متعارف از آثار بنيان گذاران فقه سنتي اهل سنت و به ويژه قرائت هاي دموكراتيك از انديشه هاي شافعي و جايگاه ميانه روي در آن بود. اگر چه پيرامون انديشه هاي حامد ابوزيد، آثار چندي به زبان فارسي در سال هاي اخير انتشار يافته و خوانندگان ايراني با انديشه هاي او كم و بيش آشنا هستند 12، ‌اما تاكنون پيرامون آراء و افكار قاضي سعيد عشماوي مطلبي به زبان فارسي انتشار نيافته است. 13

2- قاضي عشماوي وجنجال بر سر گروه هاي اسلام گراي افراطي در مصر
روشن فكران مصري نگراني عميق و فزاينده خود را از رشد اسلام مبارز در مصر ابراز مي دارند 14سقدرت رو به رشد جنبش هاي اسلامي افراطي در سال هاي پس از دهه 1970 به روشني قابل تشخيص است. عادل حمود، روشن فكري مصري كه در سال 1987 كتابي پيرامون رشد افراط گرايي ديني پس از 1967 نوشت15، قيام در آكادمي فني نظامي در آوريل 1974 به رهبري يك فلسطيني الاصل به نام دكتر صالح سريه يكي از شاگردان سيد قطب و رهبر حزب التحرير الاسلامي16 را كه بعد محاكمه و اعدام شد، نطقه عطفي در افراط گراي مذهبي در مصر مي داند. اين پديده در اكتبر 1981 به ترور سادات توسط خالد احمد شوقي اسلامبولي عضو سازمان جهاد منجر شد. او نيز محاكمه و به دار آويخته شد. روزنامه هاي مصري تخمين مي زنند

كه حدود 45 گروه مبارز در مصر سال هاي دهه 1980 وجود داشته است.

يك روشن فكر ديگر مصري به نام دكتر فرج فوده، كه در دهه 1990 توسط گروه هاي راديكال به قتل رسيد، طي مصاحبه اي گفت كه تعداد اين گروه ها به حدود 55 ميرسد، ‌و تازه اين ها گروه هايي هستند كه نيروهاي امنيتي آن ها را كشف كرده اند. فرض بر آن است كه تعداد واقعي آن بسيار بيش تر از اين باشد اما چون كشف نشده اند، ‌از آن ها اطلاع كم تري در دست است.

دكتر سعد الدين ابراهيم، ‌استاد دانشگاه آمريكايي قاهره، ‌در مقاله اي در فصل نامه جهان سوم در آوريل 1988 نوشت كه پديده رستاخيز اسلامي رفته رفته جامعه مصر را در برگرفته و به گرايش مسلط در اين كشور تبديل مي شود. اين جريان با گرايش هاي فكري دموكراتيك، ليبرال، سوسياليست و حتي ناسيوناليست رقابت مي كند. رستاخيز اسلامي پديده اي منحصر به مصر نيست، بلكه درسراسر جهان اسلام از مراكش تا اندونزي ديده مي شود. قبل از اين، شاهد حضور آن در اسراييل در انتخابات شوراهاي شهرداري در بخش عربي بيت المقدس در 28 فوريه 1989، در انتخابات عمومي اردن در 6 نوامبر 1989 و در انتخابات شهرداري در الجزاير در ژوئن 1990 بوده ايم. با اين همه، مصر در اين رابطه از اهميت ويژه اي برخوردار است، چون براي رژيم هاي همسايه الگوي خوبي براي تقليد بوده است و نفوذ يك دولت تحت كنترل افراط گرايان در مصر مي تواند از مرزهاي آن كشور فراتر رود و نقشه سياسي خاورميانه را دچار تغيير و تحول كند. 17در اين راستا است كه بايد به اهميت كتاب اسلام سياسي (الاسلام السياسي)18و بسياري از ديگر آثار محمد سعيد العشماوي، قاضي القضات ديوان عدالت استيناف و دادگاه علي امنيت مصر، توجه كرد.

اين كتاب يك اثر كلي است كه هم نگراني روشن فكران از گرايش هاي افراطي و هم بحث و استدلال هايي را كه در برابر آن ها مطرح مي كردند، منعكس مي كند. واكنش هاي شديدي كه اين كتاب از زمان چاپ اولش در دسامبر 1987 برانگيخت، ‌بر اهميت آن دلالت دارد. متفكران اسلامي هم چون فهمي هويدي، ‌دكتر عبدالرشيد صغر، احمد بهجت، ‌دكتر سليم العوي و دكتر عبدالعظيم المعطيني كه خواستار تطبيق يافتن قوانين مصر با قوانين شريعت هستند، سخت با كتاب عشماوي به مخالفت برخاستند. حتي جاد الحق علي جاد الحق شيخ الازهر نيز در اين منازعه شركت كرد. او نامه اي در روزنامه الاهرام خطاب به فهمي هويدي منتشر كرد و در آن ضمن حمايت از او، كتب عشماوي را سخت مورد حمله قرار داد. 19 اما روشن فكران و روزنامه نگاران طرف دار جريان ليبرال نظير عبدالعظيم رمضان، رئيس دانشكده تاریخ معاصر در دانشگاه عين الشمس، دكتر فرج فوده، علي الداعي (روزنامه نگار)، دكتر صفوت حسن لطفي، دكتر فؤاد ذكريا، ‌دكتر سعدالدين ابراهيم20و حتي نجيب محفوظ (چند ما پيش از دريافت جايزه نوبل)، از عشماوي حمايت كردند. با اين همه، عشماوي به عنوان قاضي القضات ديوان عالي انتظار نداشت كه كتاب ستايش و رديه هاي گسترده اي از اين دست برانگيزد. عصامه سرايا، در مقاله اي در نشريه ميدل ايست تايمز، عنوان «كتابي كه به ترور قانون اساسي متهم است» ر‌ا براي نوشته خود به كار برد. وقتي كتاب براي نخستين بار در دسامبر 1987 منتشر شد، توجه چنداني را به خود جلب نكرد، ‌اما به دنبال سلسله مقالات فهمي هويدي در فوريه 1988 علاقه بيش تري را برانگيخت.

3. حاكميت الله، ‌جهاد و ناسيوناليسم اسلامي
قاضي محمد سعيد العشماوي گذشته از اين كه قاضي القضات ديوان عالي استيناف و دادگاه عالي امنيت مصر بود، مقام شناخته شده اي در شرع اسلامي دارد و كتاب هاي بسياري دررابطه با موضوعات مجادله انگيز در مصر و جهان عرب نوشته است. از جمله آثار وي مي توان به اين كتاب ها اشاره كرد: جوهر الاسلام، ‌1984 ؛ اصول الشريعه الاسلاميه، ‌1979 ؛ الرّبا و الفائده في الاسلام، 1988 ؛ الشريعه الاسلاميه و القانون الاسلامي، ‌1988 ؛ معالم الاسلام، ‌1989 ؛ الخليفه الاسلاميه، ‌1990. اما اسلام سياسي، آن هم نه به دليل موضوعات مورد بررسي آن، بلكه بيش تر به دليل شيوه صريحي كه موضوعات را بررسي كرده است، مهم ترين كتاب اوست. او گروه هاي افراطي را به عنوان بهره برداري از دين در جهت اهداف سياسي درمصر، با تعبيراتي تند مورد حمله قرار مي دهد و در مقدمه كتاب مي نويسد:

اين گنه اقدامات، ‌به نام دين فرصت طلبي را اقدام شرافت مندانه نشان مي دهد. اين اقدامات به بهره برداران فرصت مي دهد تا با استفاده از آيات قرآني براي كارهاي خود مشروعيت بتراشند، به نام دين هرزگي را به نماد و خون ريزي را بدون هرگونه دليل حسنه، به جهاد شجاعانه تبديل كنند. 21

عشماوي موضوعات مورد مجادله با افراط گرايان را يك به يك بر طبق نظر آن هاطبقه بندي كرد و فصلي از كتاب خود را به هر يك از آن ها اختصاص داد. برخي از اين موضوعات عبارتند از: حاكميت الله، ‌حكومت اسلامي (الحكومة الاسلامية»؛‌جهاد در اسلام (‌الجهاد في الاسلام) ؛‌بنياد گرايي اسلامي (الاصولية الاسلامية) ؛ ناسيوناليسم اسلامي (القومية الاسلامية) ؛ و حقيقت شعاراسلام: دين و دولت (‌حقيقة الشعار الاسلام: الدين و الدولة). اين ها موضوعات پر اهميتي هستند كه هميشه چه در گذشته چه در حال حاضر، ‌سخت اختلاف بر انگيز بوده است. 22

عشماوي با قدرت تمام كساني كه شعار «اسلام هم دين و هم دولت»را مطرح مي كنند، به مجادله بر مي خيزد و ادعا مي كند كه اسلام به اين شكل تنها در دوران پيامبر، خليفه دوم و دوران علي بن ابي طالب (ع) و عمربن عبدالعزيز (كه با وجود وابستگي دودماني اش به بني اميه بسياري از جريان هاي اسلامي آن را ناديده مي گيرند) وجود داشته است. عمربن عبدالعزيز بيش از دو سال دوام نياورد. بنابراين، ‌معلوم مي شود كه رژيم دين و دولت اسلامي به شكل اصيل خو بيش از دو يا سه دهه به طول نينجاميده است.

به نظر مي رسد كه زندگي گاه به گاه به جريان قبلي اش باز مي گشته و سياست مذهب را در بر گرفته است. تاريخ مذهبي اسلامي اسير تمايلات فرقه اي و سياسي شد و خون ريزي آن را فرا گرفت. هم چنان كه خلافت اسلامي به باتلاق سياسي فرو مي رفت، ‌تاريخ اسلامي به تاريخچه گروه هاي قبيله اي و كشمكش هاي فرقه اي و كشمكش ميان نژادهاي ايراني و عربي تبديل مي شد. جوهر مذهبي و عمل سياسي در هم آميخت و مادامي كه احساسات مذهبي و اختلاف عقيده وجود داشت، به عنوان يك ماده سوخت، هر مشاجره را به كشمكش تبديل مي كرد. 23

عشماوي در فصل «‌حاكميت الله»، يهوديتو اسلام را به شيوه اي با هم مقايسه كرده كه مخالفت گسترده متفكران اسلامي را كه معتقدند اسلام هم دين و هم دولت و هم يك نظام قانونمند است، برانگيخته است. او اظهار مي دارد كه دين اسلام مانند يهوديت دين قانو گذاري (تشريع) نيست بلكه دين دوستي، رحمت و معنويت است. او تلاش مي كند با استفاده از آمارهاي ساده اين مسأله را ثابت كند. به نظر او در قرآن كريم شش هزار آيه وجود دارد كه از ميان آن ها، ‌هفت صد آيه به امور قانو گذاري عمومي اختصاص يافته است. از اين ميان نيز تنها دويست آيه به حقوق شخصي، ‌ارث، ‌احكام و تعهدات ميان انسان ها مربوط مي شود و يا به مجازات تصريح دارد. بنابراين، ‌كم تر از چهار درصد اين آيات را مي توان قوانين موضوعه در نظر گرفت. حتي از اين دويست آيه بسياي در اثر ساير آيات قراني نسخ شده و تنها هشتاد آيه يعني يك و نيم درصد آيات به قوانين موضوعه مربوط مي شود. بدين ترتيب، او نتيجه مي گيرد كه تفاوت ميان جوهر رسالت حضرت موسي و رسالت حضرت محمد (ص) به اندازه كافي مورد توجه قرار نگرفته است: رسالت حضرت موسي يك قانون اساسي بود و در حالي كه رسالت حضرت محمد (ص)، ‌شفقت و رحمت. 24

عشماوي ضمن تأكيد بر اين موضوع به اين نكته اشاره مي كند كه تنها يك آيه در سراسر قرآن كريم به حقوق مدني مربوط مي شود: «خداوند تجارت را مجاز مي داند و ربا را حرام مي كند» 25(و احل الله البيع و حرم الربوا – سوره بقره آيه 275). درمورد رويه قضايي نيز تنها يك آيه وجود دارد: اي كساني كه ايمان آورده ايد، ‌هنگامي كه براي مدت معين از كسي قرض گرفتيد، آن را مكتوب كنيد (يا ايها الذين آمنوا اذا تداينتم بدين الي اجل مسمي فاكتبوه – بقره، 281). به همين ترتيب، ‌در موارد حقوق شخصي نظير ازدواج، طلاق و ارث نيز آيات معدودي وجود دارد. از آن جا كه آيات مربوط به قانون گذاري اين همه اندك است و آن هايي هم كه وجود دارد ماهيت عمومي و كلي دارد، ‌تنها راه ممكن براي امت اسلامي اين است كه تلاش كنند بر طبق اوضاع و احوال و در چهار چوب روح قرآن به طرح قانون حكومتي بپردازند26. عشماوي از اين فراتر رفته و مي گويد اصطلاح «حكم»در قرآن كريم به معني «قضاوت» يا «حل اختلاف ميان مردم»يا «برقراري عدل از طريق خرد» ‌است و معني اين اصطلاح «حكومت كردن»به مفهوم مدرن آن چنان كه كلمه «اماره»درقرآن كريم اشاره دارد، نيست. بدين ترتيب، خليفه ثاني و همه خلفاي پس از او اميرالمؤمنين27 خوانده مي شدند و نه حاكم المؤمنين.

به گفته عشماوي، برخي از متفكران با گرايش سياسي از اين مفهوم مخدوش شده به منظور تفسر برخي از آيات قرآن كريم نظير اين آيه استفاده مي كنند: «و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون»(هر كس برخلاف آن چه خدا فرستاده است حكم كند، كافر است)«و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون»(هر كس بر خلاف آن چه خدا فرو فرستاده است حكم كند فاسق است). سوره 5 آيات 44تا 47 يا اين آيه: «فلا و ربك لا يؤمنون حتي يحكموك فيا شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجاً مما قضيت و سلموا تسليما»(نه چنين است قسم به خداي تو كه اينان به حقيقت اهل ايمان نمي شوند مگر آن که در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاكم كنند و آن گاه به هر حكمي كه كني هيچ گونه اعتراض دردل نداشته و كاملاً ازدل و جان تسليم فرمان تو باشند – سوره 4، آيه 65). يا اين آيه: «انا انزلنا اليك بالحق لتحكم بين الناس بما اريك الله و لا تكن اللخائنين خصيماً»(اي پيغمبر ما به سوي تو قرآن را به حق فرستاديم تا براساس آن چه خداوند به وحي خود بر تو پديد آورد ميان مردم حكم كني و نبايد به نفع خيانت كاران [ با مؤمنان و بي تقصيران ] به خصومت برخيزي – سوره 4، آيه 105).

به عقيده عشماوي، افراط گرايان اين آيات را به گونه اي توضيح مي دهند كه مفهومش اين مي شود آن هايي كه در صحنه سياسي يا حقوقي بر طبق حكم الله عمل نمي كنند، بر اساس قرآن كافر، ‌استثمارگر و زناكار هستد. به گفته عشماوي دو آيه نخست تنها به حضرت محمد (ص) خطاب دارد وبه هيچ حاكم ديگري پس ازمرگ پيامبر اكرم (ص) مربوط نيست، چرا كه در غير اين صورت به اين مفهوم خواهد بود كه بايد از هر حاكم مسلمان ديگري كه ممكن است از نظر مذهبي نيز شايسته اين مقام نباشد، اطاعت كامل كرد 28. اين حكم مورد نظر قرآن كريم نيست چون دو آيه مذكور تنها درباره حضرت محمد (ص) مورد پيدا مي كند كه از نظر همه مسلمانان معصوم است و بنابراين، بر همه واجب است هر چه امر مي كند، به عنوان امر خداوند تبارك و تعالي، بپذيرند. آيه سوم تنها به يهوديان يا مردم اهل كتاب مربوط است تا آن ها را به پيروي و اطاعت از احكام مذهب خود و اصول آن تشويق كند. آيه فوق در مورد مسلمانان كاربردي ندارد. او نتيجه گيري خود را بر اساس نظر مفسران و راويان احاديث پيامبر نظير طبري (فوت 923)، زمخشري (وفات 1144)، ‌ابن عباس (وفات 678) و قرطبي (‌وفات 1273) استوار مي سازد. 29

عشماوي در راستاي تفسير خود دو اصطلاح مربوط به تفسير هاي قرآني را توضيح مي دهد: يكي اصطلاح اسباب التنزيل (دليل فرستاده شدن آيات) و ديگري الابراء بعموم اللفظ، لا به خصوص السبب. جريان هاي افراطي تر مكاتب شرعي اسلامي، تعبير تند و تيز اين دو اصطلاح را گرفته اند، و مي گويند معني قرآن كريم را بايد تحت اللفظي همان گونه كه در كلمات آيات مي آيد گرفته نه با توجه به اين مسئله كه آيه براي چه كسي و چه چيزي نازل شده است. بدين ترتيب، به نظر عشماوي، ‌اين گرايش ها تا آن جا پيش رفته كه به افراط گرايان اجازه داده است آيات را از محتواي خود دور كنند و آن ها در جريان مبارزات سياسي با مخالفان اسلامي و غير اسلامي شان به شعارهاي الهي مقدسي تبديل كنند كه نتوان با آن ها مخالفت كرد. بدين گونه آن ها مي توانند مسلمانان و غير مسلمانان را به بي ايماني متهم كنند و مجازاتي كه در حد مرگ است براي آنان در نظر بگيرند. كسي كه ديدگاه آن ها را نمي پذيرد، بي ايمان است و همين ريشه افراط گرايي آن ها است. بر هر مسلمان واجب است قرآن كريم را بدان گونه كه افراط گرايان مي فهمند، ‌بپذيرد به شيوه اسلاف خود در چهارده قرن پيش زندكي كند. اين گرايش افراطي با شعار «لا حكم الا لله»زاييده شد. 30

به نوشتهعشماوي اين نكته به مشاجره ميان حضرت علي بن ابي طالب (ع) و خوارج مربوط مي شود كه با پذيرش حكم داوري ميان علي (ع) و معاويه از سوي علي (ع) مخالفت كردند. اين خوارج بودند كه براي نخستين بار در تاريخ اسلام با استفاده از شعار «لا حكم الا لله»به علي (ع) حمله كردند و اظهار داشتند كه خليفه مي بايست به جنگ ادامه مي داد چون خواست و اراده خداوند چنين بود. علي (ع) پاسخ داد اين حرف درستي است كه از آن برداشتي باطل مي شود (كلمه حق ايراد بها الباطل) چون پس از مرگ پيامبر، نه خدا حكم مي كند نه پيامبر، بلكه انساني داراي گوشت و خون آن هم به هر اندازه كه مهم باشد. معاويه با استفاده از اين شعار مدعي برخورداري از مشروعيت الهي شد و خود را خليفه خداوند در روي زمين ناميد. معاويه گفت «زمين متعلق به الله است و من خليفه الله هستم. هر چه مي گيرم از آن من است و هر چه براي افراد مي گذارم از روي رحمت است» . 31 خليفه اول چنين ادعايي نكرد. او خود را خليفه پيامبر خداوند خواند. اين بدان معنا است كه بر اساس ديدگاه اسلامي تنها يك انسان حق دارد به نام خداوند تعالي حكومت كند و او محمد (ص) پيامبر اسلام است. هر فرد ديگري كه به مقام خلافت برسد جانشين و وارث حكومت حضرت محمد (ص) است، نه حكومت الله. در عصر بني هباس، ابوجعفر منصور گفت «ما بر شما حاكم شده ايم تا از شما حفاظت كنيم. ما بر اساس حق الهي بر شما حكومت خواهيم كرد ؛ او(خداوند) ما را منصوب كرده و حكومت را به ما داده است. من خليفه خداوند در روي زمين هستم تا از اموال او حفاظت كنم»32 به عقيده عشماوي، ‌خطر شعار «حكومت الله»كه سازمان هاي تند رو به تشريح آن مي پردازند و احساس مي كنند براي تأسيس آن مجوز الهي دارند، ‌در همين جا است.

با اين همه، ‌به نظر عشماوي پديده افراط گرايي به مصر، منحصر نمي شود. امروزه اين امر به يك پديده فرامرزي تبديل شده است. علل اين پديده در فقدان اعتمادي است كه انسان ها نسبت به نهادهاي بين المللي، مذهبي و سياسي خود احساس مي كنند. مبارزات لاينحل فرهنگي، ‌طبقاتي، ‌عقيدتي و رواني از جمله علل ظهور اين جريان در جهان اسلام و مصر به طور اخص است33. گرايش افراطي متمايل به استفاده از خشونت و تروريسم، تروريسمدر مصر بيش از هر كشور اسلامي ديگري متمركز شده است. اين گرايش از سوي كشورهاي خاصي حمايت مي شود (به استثناء يكي دو كشور) گرايش سياسي –مذهي هيچ راهي براي بهبود اين اوضاع پيش نهاد نكرده است. تنها كار آن ها قتل مخالفان، خصومت نسبت به جامعه و شورش دربرابر رژيم موجود است. اين جريان، اسلام واقعي را [ تحريف كرده ] و آن را به جنگ با جامعه ملي و بين المللي مي كشاند. واكنش هاي جامعه جهاني به عواملي مربوط مي شود كه گرايش هاي سياسي -مذهبي هيچ كنترلي بر آن ندارد. اگر اين گرايش در برابر به عهده خواهد گرفت ؟ چنان چه در نتيجه اين فعاليت ها جهان عليه اسلام اعلان جنگ كند، ‌تنها اين جريان است كه بايد مقصر شناخته شود. 34

نكته ديگر مربوط به نظرات عشماوي آن است كه تمام تمدن غرب شيطاني نيست. اين تمدن داراي ارزش هاي بزرگ و ارجمند نيز مي باشد: سازمان، علم بهداشت، اعتماد، ‌دقت، ‌نوزايي، ‌طراحي، ‌هم كاري و خدمات عمومي. اين ارزش ها دربرگيرنده مفاهيم معنوي نيز بوده و لزوماً مادي نيستند. از اين مسأله مي توان نتيجه گرفت كه هيچ فرد يا گروه واحدي حق قيم بودن بر مردم يا جامعه يا جامعه ملي يا بين المللي را ندارد. اين قيم مآبي به نام دين مي تواند به ديكتاتوري يا فاشيسم منجر شود. 35

شعار مهمي كه در تفكر اسلامي حكم فرما شده، شعار جهاد است. اين شعار براي بسياري از مسلمانان در سراسر جهان بار رواني فراوان دارد. عشماوي ريشه هاي تاريخي و فقهي مفهوم فوق را در تفكر اسلامي بررسي مي كند. او همانند بسياري از روشن فكران ليبرال ديگر جهاد را به مفهوم معنوي آن تعبير مي كند تا عمل نظامي يا جنگ عليه مسلمانان غير مؤمن يا غير مسلمانان. كلمه جهاد از فعل جهد به معني «تلاش كردن» ‌يا مبارزه عليه شخصي يا چيزي است. در دوره نخست نبوت پيامبر اسلام در مدينه (622-610)، از اين اصطلاح استفاده معنوي مي شد و به مفهوم «خودداري»يا مبارزه مسلمانان براي كنترل نفس بود. او مي بايست از جانت خداوند تبارك و تعالي، ‌در راه دين و حقيقت به تلاش جسمي دست بزند. مسلمانان در جريان مبارزه با كافران مكه ناچار بودند در برابر فشار كافران به منظور وادار ساختن مسلمانان به دست كشيدن از دين جديد خود مقاومت كنند و در عين حال به اندازه كافي قوي باسشند تا شرارت آن ها را دفع كنند. 36

عشماوي آيات بسياري را از قرآن دراين رابطه ذكر مي كند كه ازميان آن ها مي توان به سه آيه به اين شرح اشاره كرد: «و ان جاهداك علي ان تشرك بي ماليس به علم فلا تطعهما و صاحبهما في الدنيا معروفاً»(و اگر تو را وادارند چيزي را كه بدان علم نداري شريك من گرداني، ‌از آنان فرمان مبر و باآنان در دنيا به نيكي هم نشيني كن – سوره لقمان، ‌آيه 15) ؛ «و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين» ‌(‌و كساني را كه در راه حق ما كوشيده اند، ‌به راه هاي خاص خويش رهنمون مي شويم. وبي گمان خدا با نيكوكاران است. سوره روم) ؛ «فلا تطع الكفرين و جاهدهم به جهاداً كبيراً»(پس از كافران اطاعت مكن و با آنان به سختي جهاد كن – سوره فرقان، ‌آيه 25). پس از عزيمت حضرت محمد (ص) و پيروانش به مدينه (630-622)، معني اصطلاح جهاد گسترش يافت و هم راه با انديشه مبارزه و حمايت معنوي، يك بعد مادي نيز پيدا مي كرد.

مثال هاي اين نوع از جهاد عبارتند از: «انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم. . . »(همانا مؤمنان كساني هستند كه به خداوند و پيامبر او ايمان آورده اند. سپس شك و شبهه نياورده اند و با مال خود جهاد كرده اند. . . – سوره حجرات، آيه 15) ؛ «انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا باموالكم و انفسكم في سبيل الله»(چه سبك بار، چه سنگين، روانه شويد و به مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد – سوره توبه، آيه 41). طي اين دوره حضرت محمد (ص) و پيروان شان ازآزار و فشار مردم مكه در رنج بودند و ناچار شدند تا مهاجرت كنند و براي ايستادگي در برابر مردم مكه دست به بسيج حمايت مادي از خود بزنند. تحول بعدي در معني جهاد پس از آن صورت گرفت كه مؤمنان اوليه نبرد خود عليه مردم مكه را در غزوه بدر (624) به راه انداختند. پيامبر اسلام ديد كه معني مادي مفهوم، ‌بر محتواي معنوي آن پيشي گرفته است و بدين دليل، پس از غزوه بدر اعلام كرد كه «ما از جهاد اصغر به سوي جهاد اكبر بازگشتيم» . اين بدان مفهوم بود كه نبرد بدر تنها يك جهاد اصغر بود. جهاد، شمشير نيست كه آن را به حركت درآوري، ‌يا جنگ نيست كه به راه اندازي، بلكه تلاش عليه تمايلات شيطاني بشر نظير: شهوت، زخم زبان، درنده خويي، بي نزاكتي و استبداد است.

عشماوي آيات بسياري را نظير آيات زير در اين باره ذكر مي كند:

«فاصبروا صبراً‌جميلاً»(پس صبري نيكو پيشه كن – سوره حاقه، ‌آيه 69) ؛ «و قل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر» ‌(و بگو اين حق و از سوي پروردگارتان است، ‌هر كس كه خواهد ايمان مي آورد و هر كس خواهد كفر ورزد – سوره كهف، ‌آيه 29) ؛ «و تواصوا بالصبر» ‌(و هم ديگر را به شكيبايي سفارش كرده اند – سوره عصر، آيه 3) ؛ «اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم تقدير. الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربنا الله»(به كساني [از مؤمنان ] كه [ مشركان ] باآن ها كارزار كرده اند، رخصت جهاد داده شده است، چرا كه ستم ديده اند و خداوند بر ياري دادن آنان تواناست. همان كساني كه به ناحق از خانه و كاشانه شان رانده شده اند و جزء اين نبوه كه گفتند خداوند پروردگار ما است – سوره حج، آيات 40-39) ؛ «و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا»(‌و با كساني كه با شما آغاز كارزار مي كنند در راه خدا كارزار كنيد، ولي ستم كار و آغاز گر نباشيد – سوره بقره، آيه 190).

بنابراين، ‌جهاد هر نوع جنگي نيست كه بتوان تحت هر شرايطي به آن دست زد، بلكه تنها از آن عليه كساني كه با مسلمانان اعلام جنگ داده اند، ‌مي توان استفاده كرد. به عبارت ديگر، جنگ را بايد در حالت تدافعي به راه انداخت 37. آياتي هست كه پس از دومين نبرد در غزوه خندق (626) عليه اهل كتاب به يهوديان و مسيحيان – بر پيامبر نازل شد. مردم مكه، مدينه را محاصره كردند و مهاجران مسلمان ناچار در آن جا پناه گرفتند. مردم مكه تقريباً‌ شهر را فتح كردند. مسلمانان در آن زمان ادعا كردند كه قبيله يهودي بني قريظه كه در مدينه سكونت داشتند به پيامبر خيانت كردند. آيه اصلي مربوط به اين ماجرا چنين مي گويد: «فقاتلوا الذين لا يؤمنون بالله و لا باليوم الاخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لايدينون دين الحق من الذين اوتول الكتاب حتي يعطوا الجزيه»(با اهل كتابي كه به خداوند و روز بازپسين ايمان ندارند و حرام داشته خداو پيامبرش را حرام نمي گيرند و به دين حق نمي ورزند، كارزار كنيد تا به دست خويش جزيه بدهند – سوره توبه، آيه 29) عشماوي توضيح مي دهد كه اين آيه به همه مردم اهل كتاب، يعني يهوديان و مسيحيان اشاره نمي كند، ‌بلكه تنها كساني را مدنظر دارد كه به خداوند و به روز قيامت ايماني ندارند و به ايمان راستين نيز معتقد نيستند. به عبارتي: آيه به كساني از يهوديان و هم مسيحيان، اشاره دارد كه مذهب خود را انكار كردند. علاوه بر اين، ‌به محض اين كه جزيه، ماليات مقرر شده بر آن ها به منظور اثبات حسن نيت شان، پرداخته شود، جنگ عليه آنان در همان لحظه خاتمه مي يابد. 38

عشماوي براي كامل كردن تصوير، ميان اين آيه و آيه اي كه عليه مرتدين در ميان اهالي مكه به هنگام فتح شهر توسط پيامبر در 630 نازل شده، مقايسه مي كند: «و اقتلوهم حيث ثقفتموهم و اخرجو هم من حيث اخرجوكم و الفتنة اشد من القتل و لاتقتلو هم عند المسجد الحرام حتي يقاتلوكم فيه فان قاتلوكم كذلك جزاء الكافرين. فان انتهوا فان الله غفور رحيم. وقاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون لدين لله فان انتهوا عدوان الا علي الظالمين الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدي

عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليكم و اتقوالله و اعلموا ان الله مع المتقين»(و هر جا كه بر آنان دست يافتيد بكشيدشان و آنان را از همان جا كه شما را رانده اند [ مكه ] برانيد، و فتنه شرك بدتر از قتل است، ‌و در مسجد الحرام با آنان [‌آغاز ] كارزار نكنيد، مگر آن كه آنان در آن جا با شما كارزار كنند، ‌و چون كارزار كردند بكشيدشان كه سزاي كافران چنين است. و اگر دست برداشتند خداوند آمرزگار و مهربان است. و با آنان چندان نبرد كنيد كه فتنه شرك باقي نمانده و دين فقط دين الهي باشد. و چون دست برداشتند ستم نبايد كرد مگربر ستم گران. ماه حرام در برابر ماه حرام است. و حرمت [ شكني ] ها را بايد مقابله به مثل كرد، ‌پس هر كس كه ستم بر شما كرد، به همان گونه كه بر شما ستم مي كند، ‌بر او ستم روا داريد و از خداوند پروا كنيد و بدانيد كه او با پرهيزكاران است – بقره، ‌آيات 194-190). به گفته عشماوي، بر اساس نقل اين آيات قرآني جنگ عليه كفارمكه تا زماني كه مسلمان شوند يك جنگ تمام عيار است، در حالي كه جنگ عليه اهل كتاب تنها به كساني اشاره دارد كه به مذهب خود بي ايمان شدند، و آن هم تا زماني كه ماليات (جزيه) نپردازند، ادامه دارد 39. از اين جا است كه مي توان به مفهوم و معني اوليه جهاد از ديدگاه عشماوي پي برد. جهاد يك مبارزه مداوم عليه تمايلات نفساني و توان مقاومت در برابر مشقات زندگي است. پس لزوماً يك جنگ تمام عيار عليه كفار نيست و امروزه كفاري از نوع بت پرستان آن زمان وجود ندارد. اگر هم جنگي در بگيرد، يك جنگ تدافعي است و نه يك جنگ تهاجمي. 40

عشماوي با طرف داران تحقق ناسيوناليسم اسلامي (القومية الاسلامية) وارد يك بحث و جدل لفظي مي شود. اين بدان مفهوم است كه كشورها يا مليت هاي مسلمان مورد قبول نيستند: تمام مليت ها و دولت ها بايد دريك دولت واحد اسلامي ادغام شوند كه در آن شهروندي هاي گوناگون و اختلاف برانگيز و فرد گرايي مبني بر جامعه خاص لغو خواهد شد. او توضيح مي دهد كه مذهب اسلام يك ايمان همه جاگير و جهاني است كه از مفهوم مليت ها فراتر مي رود و براي ايجاد يك رژيم خاص يا حزب و تيره تلاش نميكند. قرآن در اين رابطه مي فرمايد: «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر او انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقكم ان الله عليم خبير»(هان اي مردم همانا ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را به هيأت اقوام و قبائلي در آورديم تا با يك ديگر انس و آشنايي يابيد، بي گمان گرامي ترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شماست، كه خداوند داناي آگاه است – سوره حجرات، آيه 49). پيامبر خود گفته است كه: «عرب بر غير عرب برتري ندارد مگر به تقوي و پرهيزگاري» . نه در اين آيه قرآني و نه در حديث فوق اساسي براي ناسيوناليسم يا قبيله گرايي وجود ندارد. اسلام ديني است كه درهاي آن به روي همه باز است. 41

اين مفهوم القيومه الاسلامية (ناسيوناليسم اسلامي) كه اولين بار در سال هاي دهه 1940 تبليغ شد، يك مفهوم اشتباه است و دليل آن هم آن است كه اسلام يك مذهب است و نه همانند يهوديت يك مليت. يهوديت يك مذهب بسته است در حالي كه اسلام از همان آغاز يك مذهب باز بوده است. اسلام در عصر اولين خلفاي راشدين اين گونه بود، اما بني اميه كه آن را ابزار برتري عرب بر غير عرب قرار دادند، به روح جاهليت باز گشته و عكس العمل هايي را برانگيختند كه نتيجه آن در دوره عباسي ظهور كرد و آن تشكيل دو موجوديت ملي جداگانه، يكي عربي و ديگر ايراني، كه در درون اسلام بود. قبيله گرايي و تبديل مذهب به يك انديشه سياسي ملي از همان زمان نتايج مصيبت باري به ارمغان آورده است. تحول اين ديدگاه هاي سياسي در درون اسلام به شكافي ملي منجر شد كه در تعصب افراطي ريشه داشت. بدين ترتيب، دو جريان مذهبي يعني سني و شيعه از درون اسلام سر برآوردند. اين وضع تا قرن دوازدهم يعني زماني كه مليت هاي گوناگون نظير ايرانيان، بيزانتي (رومي) ها، ترک ها، مغول ها و تاتارها بر اسلام مسلط شدند، ادامه يافت تا اين كه عثماني ها از قرن پانزدهم تا آغاز قرن بيستم كنترل اسلام را به دست گرفتند. در سال 1919، اعراب عليه حكومت عثماني قيام كردند و استقلال خود را به دست گرفتند. از زمان تأسيس اتحاديه عرب مصر به رهبري جهان عرب رسيد.

در جنگ جهاني دوم دو گرايش متضاد سر برآوردند. يك اسلامي به رهبري عربستان سعودي كه عليه جريان مخالف جنگ به راه انداخت و آن را به سكولار بودن، طرف داري از كمونيست ها و كافران منكر نقش راستين اسلام متهم كرد. عربستان سعودي به منظور تقويت و رشد جريان مذهبي، در سال 1966 كنفرانس هم بستگي اسلامي را برپا كرد. جمال عبدالناصر كه در اين زمان در اوج محبوبيت بوداز پيوستن به اين كنفرانس خودداري كرد، ‌اما پس از شكست ژوئن 1967، كه بر محبوبيت او لطمه وارد آمد، با پيوستن به كنفرانس توافق كرد. گرايش اسلامي در دوران سادات تقويت شده و سادات در امتداد اتحاد خود باغرب و ليبرالي كردن سياست اقتصادي مصر، رهبران اخوان المسلمين را از زندان هاي ناصر آزاد كرد. بسياري از مصري ها كه تحت نفوذ جريان مذهبي در عربستان بودند، از اين كشور به مصر بازگشتند. آن ها توانستند با كمك پول هاي فراوان و تبليغات عربستان سعودي به تبليغ ناسيوناليسم اسلامي دست بزنند.

در ضمن، انقلاب اسلامي در ايران به وقوع پيوست و بدين ترتيب، بر طبق نظر عشماوي امروزه سه ناسيوناليسم فعال ظهور كرده اند: ناسيوناليسم اسلامي عربي به رهبري عربستان سعودي ؛ ناسيوناليسم اسلامي ايراني و ناسيوناليسم اسلامي آفريقايي. گرايش اخير در ايالات متحده آمريكا با پيدايش مسلمانان سياه ظهور كرد. نوع اخير كه شفاف ترين ناسيوناليسم اسلامي بود و در يك كشور غير مسلمان تشكيل مي شد، شناخت عميقي از اسلام ندارد بلكه تنها از سمبول هاي خارجي آن مطلع است و در تضاد آشكار با ناسيوناليسم آمريكايي و تمدن غربي قرار گرفته است. اين امكان هم وجود دارد كه در آينده نزديك در صحنه آمريكا، ‌خشونت بيش تري ظاهر شود. دو ناسيوناليسم اولي تلاش دارند اين نوع ناسيوناليسم سوم را در كنار خود داشته باشند42. بدين ترتيب، اسلام كنوني به هيأت مبارزه اي سياسي درآمده است كه به عقيده عشماوي ارتباطي با اسلام واقعي ندارد و علت آن هم ناآگاهي [‌يا ناكافي بودن آگاهي هاي ] ناسيوناليست هاي مذهبي در امور مذهب است.

4- صف آرايي موافقان و مخالفان
كتاب عشماوي انتقاد شديد و حتي ناسزاگويي شخصي فهمي هويدي نويسنده اسلام گرا را برانگيخت. هويدي اين ادعا را كه پيام محمد (ص) همانند پيام موسي جنبه قانون گذاري نداشت و اسلام دين دولت نيست، به طور كامل رد كرد. هويدي ضمن تمركز بر اعتقاد به «حاكميت الله»اظهار داشت كه اين شعار اولين بار در پايان دهه 1950 از سيد قطب و طرف دارانش شنيده شد، اما اخوان المسلمين تحت رهبري حسن الهضيبي آن را رد كرد. هضيبي فصلي در كتاب خود، دعاه لاقضاه (دعوت كنندگان نه قضاوت كنندگان) در اين مورد نوشت و آن را ميان زندانيان اخوان المسلمين پخش كرد. هويدي مدعي است كه قاضي عشماوي چيز جديدي را فاش

نكرده است. انديشه هاي او قبلاً‌در كتاب شيخ علي عبدالرازق، يعني اسلام و اصول الحكم (اسلام و اساس حكومت)43 كه در 1925 منتشر شد. منعكس شده است. دكتر عبدالعظيم رمضان در يك سلسله مقالات در هفته نامه اكتبر چاپ قاهره و در نشريه الازمنا، در چند جا به مقابله با هويدي برخاست و هويدي ناچار شد تا برخي از حملات خود عليه عشماوي را پس بگيرد.

در اين جا امكان خلاصه كردن ده ها مقاله اي كه له يا عليه عشماوي و نظريات او نوشته شده است نيست، اما به منظور كامل كردن تصوير اين بحث و جدال، نظرات چهار تن از مشاركت كنندگان در اين مباحثات قابل توجه است ؛ اين افراد عبارتند از: دكتر فؤاد زكريا، جاد الحق رئيس دانشگاه الازهر، نجيب محفوظ ودكتر سعدالدين ابراهيم.

دكتر فؤاد زكريا دراين رابطه چنين مي گويد: تمامي كساني كه بحث هاي روشن فكرانه مربوط به افراط گرايي اسلامي را دنبال مي كنند مي توانند به آساني تشخيص دهند كه افراد موسوم به ليبرال يا سكولار هرگز خواستار انتقام يا شرارت نبوده اند. اكثريت عظيم آن ها، از جمله خود من، ‌هميشه از گفت و گوي خردمندانه حمايت كرده و سركوب رژيم هاي گوناگون را محكوم كرده ام. با اين همه، اين سعه صدر نبايد آن ها را از محكوم كردن فعاليت هاي بزدلانه و هشدار دادن به جامعه نسبت به خطرات اين فعاليت ها باز دارد. من معتقد نيستم كه روشن فكران مصر بايد رفتار جوان هايي را كه گاه به گاه به آشوب ها و به ناآرامي هاي ناگهاني دست مي زنند تحمل كنند و يا به منظور نشان دادن و اثبات تحليل عيني خود از پديده ها، در قبال اين جوانان بي طرف باقي بمانند. بر عكس، تجربه چند سال گذشته ثابت كرده است كه آن هايي كه خارج از حصار «رستاخيز اسلام»به بررسي آن مي پردازند، ‌بهتر از كساني كه به اجرا يا حمايت از آن دست زده اند قادر به تحليل آن بوده اند.

از نظر من، علت واقعي اين پديده هاي افراطي، استفاده سياسي از اسلام است. افراط گرايان جوان بخشي از يك بوروكراسي عظيم هستند كه از اوايل دهه 1970 به رشد و گسترش خود ادامه داده است. هدف آن بهره برداري از اسلام به منظور دست يافتن به اهداف سياسي است. همانند هر بخش كوچك يك بوروكراسي عظيم، ‌افراط گرايان هدف خود را به خوبي مي شناسانند و با بي رحمي تمام به سوي اجراي آن مأموريت گام بر مي دارند. از آن جا كه به اين جوانان آموخته شده است كه احكام دين آن ها را به رهبري جامعه مقيد مي كند و چون از مشاوران خود شنيده اند كه جامعه به راه راست نخواهد آمد، مگر خود را تحت فرمان آن ها قرار دهد، به خود اجازه مي دهند تا بر طبق قوانين و روش هاي خود قانون را به دست بگيرند. اين به ويژه زماني به يك بهانه ساده و آسان تبديل مي شود كه به حديث پيامبر متوسل مي شوند كه مي گويد: «هر كسي كه شاهد انجام يك عمل ممنوعه باشد، خود بايد به تصحيح آن اقدام كند» . فهم آن ها ازاين حديث آن است كه هر كس بايد شريعت را به شيوه اي كه خود درست مي داند، درك كند. تصور كنيد اگر هرفردي در جامعه حق قانون گذاري، ‌قضاوت و پليس بودن را هم زمان به خود بدهد، آن جامعه چگونه به كمال مي رسد. 44

جاد الحق، ‌شيخ و رئيس دانشگاهالازهر، در نامه اي خطاب به فهمي هويدي، ‌ضمن حمايت از او چنين گفت:

برادرم، من هم همانند تو مي پرسم: چه كسي اين مرد(اشاره به عشماوي) را در مقامي قرار داده است كه بر اسلام و مسلمانان حكم براند ؟ براي چه كساني كار مي كنند ؟ چه كسي به اين ها اين همه در برخي مطبوعات فضا ميدهد تا شرارت خود را ميان مصريان بالاخص و مسلمانان به طور عام تبليغ كنند ؟ بايد بدانيم چه كساني درپشت سر اين توطئه كه روزنامه ها و نشريات خاصي در مصر به آن دست زده اند و آثاري كه گاه به گاه براي منحرف كردن [مسلمانان ] از راه مستقيم الله منتشر مي شود، قرار داد آن ها در اين توطئه با تلاش تمام خواستار اصلاح در اسلام، يعني حقيقتي ترين راه زندگي مي شوند. بايد بر همه مردم آگاه و روشن بين آشكار شود كه ما عليه ميكروب ها و بيماري هاي واگير دار مي جنگيم و به حاملان اين بيماري هاي واگيردار (اپيدميك) روشن فكري و گسترش دهندگان دروغ اجازه نخواهيم داد تا مردم را گمراه كنند و توجه آن ها را از مكشلات جدي زندگي منحرف سازند همه كساني كه دم از آزادي مي زنند اما فهم درستي از آن ندارند و از آن به درستي استفاده نمي كنند. ما بايد با آن هايي كه با تمام قوا تلاش مي كنند با چنين ديدگاه هاي فاسدي از هر گوشه و كنار و هر منطقه از اسلام سخن بگويند مبارزه كرده و تكليف خود را با آن ها روشن كنيم ؛ از يك جرقه، آتشي بزرگ برافروخته مي شود. 45

به دنبال انعكاس بحث هاي مربوط به نظرات عشماوي، نجيب محفوظ نويسنده معروف مصر و برنده جايزه ادبي نوبل نيز به ماجرا كشانده شد. وي در رابطه با اين مسائل نوشت:

در اين كشور مبارزه اي پيرامون دين و دولت در حال شكل گيري است. در يك طرف مبارزان وجود دارند كه درگير خشونت شده اند و در نتيجه، دست گيري و محاكمات آن ها شروع شده است. يك طرف روشن فكري نيز در اين جريان هست كه در آن احساساتي كه به ندرت مي تواند در تفكر عيني و آرام نقش داشته باشد، ‌حاكم است. بدين ترتيب، ما از كتاب اسلام سياسي قاطي محمد سعيد العشماوي، ‌به گرمي و با خوش بيني استقبال كرديم. اين كتاب نمونه خوبي از يك نداي متين و عميق است كه به حياتي ترين موضوعاتي كه بسياري از جوانان و افراد مسن را به خود مشغول داشته است مي پردازد: و آن عبارت است از حكومت الله، حكومت اسلامي و جهاد. پس از آن وي كتابي به همان ميزان پر اهميت پيرامون ربا دراسلام منتشر كرد. او موضوع مورد نظر خود را به شيوه اي صريح و علمي مورد بررسي قرار مي دهد و به عنوان نقطه آغاز از يك بحث بسيار تخصصي عميق در دين و قانون شروع مي كند. هدف او از اين كار آرزوي عميق براي درگير شدن با موضوع به شيوه اي خردمندانه و علمي است تا از اين طريق به ديدگاه روشن بيني برسد و به يك هدف ملي بسيار شرافت مندانه دست يابد. او هم رديف بهترين متفكران كنوني ما قرارمي گيرد كه از طريق يك گفت و گوي سازنده خواستار در آمدن از تاريكي و رفتن به سوي نور هستند. من اطمينان دارم كه هم ما، چه مردم و چه حكومت، ‌به يك گفت و گو و تفكر انتقادي نيازمند هستيم تا به راه صحيحي كه ما را به قضاوت، درك سليم و پختگي رهنمون مي سازد دست يابيم. شايد من از شنا كردن در عمق آب و وارد شدن به اين بحث كه بصيرت لازم را براي آن ندارم هراس داشته باشيم اما مطمئن هستم افرادي كه اين گفت و گو ار دنبال مي كنند، نماينده مؤمنان و وفاداران به امت ما هستند و هدف شان شناخت حقيقت است، ‌آن ها كساني هستند كه از بحث و جنجال هاي پيرامون اين قضيه خسته شده اند، ‌از خشونت صدمه ديده اند و از ضد خشونت نيز نفرت دارند. آن ها به سخنان كسي گوش مي دهند كه گنجينه خرد را براي آن ها بگشايد و از اين طريق نور حقيقت و صداقت برايشان جلوه گر شود. 46

دكتر سعد الدين ابراهيم، جامعه شناس مصري و استاد دانشگاه نيز كه در اين گفت و گو بر سر كتاب قاضي سعيد عشماوي وارد شد، ‌چنين نوشت: ميان فهمي هويدي انديشمد اسلامي و قاضي سعيد العشماوي بحث و جدلي در روزنامه الاهرام درگرفته است. اين يك بحث و جدال بي ثمر است، چون من دوره هاي بحث هاي گذشته به ويژه بحث هاي سال هاي دهه 1920 مربوط به كتاب الاسلام و اصول الحكم شيخ علي عبدالرازق را كه مدعي بود اسلام هيچ گونه رژيم خاصي را به مسلمانان براي اداره حكومت و دولت خود تحميل نمي كند، خوانده ام. من نه در بحث و جدل هاي دهه 1920، نه بحث و جدل هاي دهه 1940 و نه در دهه 1980 (در رابطه با بحث بين هويدي و عشماوي) شركت كننده اي را نديده ام كه «روشنايي را ببيند»و با نظر طرف مقابل متقاعد شود. حفظ مواضع و سنگرهاي مستحكم، يكي از ويژگي هاي اين بحث و جدال است. هر يك از طرفين در دفاع از نقطه نظر خود زندگي اش را به خطر مي اندازد و به اميد اين كه طرف مقابل خود را نقص عضو كرده و يا او را بكشد تير و گلوله به سوي او پرتاب مي كند و نه به اين منظور كه يك راه هموار و صحيح را به او نشان دهد. بدين ترتيب، مي توان اين بحث و جدال را «يك جنگ مبتني بر قلع وقمع روشن فكرانه»عنوان كرد اسلام به عنوان يك مذهب، فرهنگ و شيوه زندگي يك عمر تقريباً 1400 ساله داشته است. حتي با اين وجود، مبلغان اسلام و تحقق شريعت در اين كشور هرگز نتوانستند بخش عظيمي از عموم را به خود جلب كنند. طرف داران ساير انديشه ها با آن ها به رقابت پرداختند. «جايگزين اسلامي»از قرن گذشته در عرصه هاي عربي و اسلامي وجود داشته است، اما كساني كه طرف دار و هواخواه آن بوده اند، ‌از يك دوره به دوره ديگر دچار فراز و نشيب بوده اند. جايگزين اسلامي در سه دوره با بحث و اقبال مواجه بوده است، نخست در پايان قرن نوزدهم، ‌دوم در سال هاي دهه 1940 وسوم در سال هاي دهه 1970 و دهه 1980. به نظر مي رسدكه شهرت و محبوبيت جايگزين اسلامي ناشي ازعوامل زير باشد:

۱. چندگانه بودن چالش بودن چالش ها وبحران هاي داخلي و خارجي كه رژيم در رويارويي با آن ها موفق نبوده است.
۲. شكست جريان ها و نيروهاي مخالف براي طرح جايگزين معتبرو شفاف براي اين چالش ها و بحران ها.
۳. تمايل طرف داران جايگزين اسلامي در رويارويي واقع گرايانه با اين بحران ها.
جايگزين اسلامي مورد نظر اخوان المسلمين تا انقلاب ژوئيه به رهبري ناصر كه يك آلترناتيو تهاجمي ناسيوناليستي عربي ارائه داد، به بقاء ادامه داد. به نظر مي رسد كه اين آلترناتيو در مقايسه با دوره سلطنتي از اعتبار بيش تري برخوردار بود. اما شكست انقلاب در اواسط دهه 1960و فاجعه 1967 به كاهش اعتبار محبوبيت آن منجر شد درست به همان شيوه اي كه آلترناتيو حزب «وفد»كه طي انقلاب 1919 ظهور كرد، اعتبار خود را در دهه 1940 از دست داد. بخش قابل توجهي از جمعيت در دهه هاي بعد از شكست 1967 جذب جايگزين اسلامي شدند. اين سومين دوره بخت و اقبال در جريان اين قرن بود. تداوم رشد و نمو آن به تداوم مشكلات و بحران هاي جامعه مصر و فقدان جايگزين هاي مؤثر تر و معتبر تر وابستگي دارد. به نظر مي رسدكه جايگزين اسلامي معاصر اعتبار بيش تري از دو دوره قبلي دارد. امروزه سرنوشت جايگزين اسلامي به توانايي طرف داران اين جايگزين، ‌غلبه بر «ناآگاهي»اعضاي آن و نيز به اين بستگي دارد كه رضايت آن ها به قبول پلوراليسم دموكراتيك و سياسي يك تمايل اساسي يا صرفاً‌يك تاكتيك موقتي. 47

قاضي عشماوي هشدار مي دهد كه اسلام با خطري هم سان با فاجعه روبرو است و مصر در يك خطر وخيم به سر مي برد. او هم چنين نسبت به گرايش هاي متمايل به سياسي كردن دين هشدار مي دهد. مصر بايد زنگ خطر را به صدا در آورد و ضمن توضيح پيرامون اين خطر به هر گونه تلاش ممكن براي تبديل اسلام به يك مذهب انساني، معنوي، ‌جهاني و فرهنگي عاري از افراط گرايي و رقابت نژادي يا قبيله اي همانند عصر جاهليت، ‌دست بزنند.

به نظر مي رسد كه هم كتاب اسلام سياسي و هم عكس العمل برخاسته نسبت به آن بيانگر اوضاع جامعه مصر و نيز الگويي از بحث و جدال موجود در اين جامعه است. گرايش هاي اسلامي گوناگوني كه در مصر از اجراي شريعت حمايت مي كنند، ‌چه در جناح آرام اخوان المسلمين باشند كه در اواخر دهه 1980، 45 نماينده در پارلمان مصر داشت و اين تعداد در 2005، ‌به 88 نفر رسيد، ‌چه در نهاد مذهبي و يا در جناح پر سر و صداي گروه هاي گوناگون مذهبي مبارزه جو، ‌هدف شان كسب قدرت است. اين گروه ها از اشتباهات گذشته درس مي گيرند، ‌به نتايج فعاليت ها و تلاش هاي تبليغاتي خود پي مي برند و از آزادي هاي نسبي كه براي آن ها فراهم شده بهره برداري مي كنند. در عين حال، ‌اوضاع وخيم اقتصادي پشتوانه مساعدي براي فعاليت هاي آنها مي باشد. البته، تحقيقات اساسي بيش تري لازم است تا بتوان به بررسي وسعت اين پديده، دست زد و به طور دقيق ارزيابي كرد كه نتيجه اين بحث ها در جهان اسلام به طور عام و جامعه مصر به طور خاص به كجا مي رود.

پی نوشت:

1. در مورد انديشه هاي رشيد رضا، ‌نگاه كنيد به: حميد عنايت، ‌انديشه سياسي در اسلام معاصر، ‌صص 151-128.
2. عنايت، سيري در انديشه سياسي عرب، ‌صص 195-183.
3. Leonard Binder, Ali Abd al-raziq and Islamic Liberalism: The Rejected Alternative,(Chicago: ucp,1988),pp. 132-135.
4. سمير الزبن، «في ذكري غياب علي عبدالرازق: ‌العلمانيه في معركتها الاكبر»، السفير (سپتامبر 1998).
5. همان.
6. Binder. op. cit. , pp. 144-146
7. محمد عماره، الاسلام و اصول الحكم لعلي عبدالرازق (بيروت: ‌1972)، ص 34.
8. همان، ص 32.
9. الزبن، ‌پيشين.
10. براي اطلاع از بحث هاي اين كنفرانس نگاه كنيد به:
وليد نويهض، «هل في الاسلام نظرية سياسه و فكر الدولة ؟» ‌در: ‌كتاب الاسلام و السياسة في صدر الدعوة (‌بيروت: مركز الدراسات الاستراتيجيه و البحوث، ‌1993) صص 23-12.
11. براي اطلاع از اين بحث ها نگاه كنيد به: هراير دكميجان، جنبش هاي اسلامي معاصر در جهان عب، صص 326-320.
12. به ويژه نگاه كنيد به: مرتضي كريم نيا، آراء و انديشه هاي دكتر نصر حامد ابوزيد، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، 1376 ؛ محمد تقي كرمي، «تاريخمندي مفهوم پوشيده و مبهم»، فصل نامه نقد و نظر، شماره 4 (پاييز 1376)؛ محمد نوري، «ابوزيد و تفكر او»، ‌روزنامه خرداد (17 بهمن 1377)؛ نصر حامد ابوزيد، ‌نقد گفتمان ديني، ‌ترجمه حسن يوسفي اشكوري (تهران: انتشارات يادآوران، 1384) ؛ نصر حامد ابوزيد، «تنوع فرهنگ ها و درخواست جهاني عادلانه»، ‌ماه نامه آفتاب، شماره 32(دي و بهمن 1382)؛ نصر حامد ابوزيد، «مدرن كردن اسلام يا اسلامي كردن مدرنيته»، ‌ماه نامه آفتاب، ‌شماره 28 (آبان 1381).
13. آيت الله معرفت در كتاب ولايت فقيه، ‌اندكي به انديشههاي او اشاره كرده است.
14. كتاب هاي بسياري در مورد اين موضوع نوشته شده است. در اين جا تنها به برخي از آن ها اشاره مي كنيم: توفيق الحكيم، الاحاديث الاربعه (‌قاهره، ‌1983) ؛ حسين احمد امين، الاسلام في العالم المتغير (‌قاهره، ‌1988) ؛ حسين احمد امين، ‌دليل المسلم الحزين (قاهره، ‌1987) ؛ دكتر فرج فوده، قبل السقوط (قاهره، ‌1985) ؛ دكتر فرج فوده، ‌الحقيقة الغائبة (‌قاهره، ‌198) ؛ دكتر فرج فوده، ‌الارهاب (‌قاهره، ‌1988) ؛ دكتر حسين فوزي النجار، ‌الدولة و الحكم في الاسلام (قاهره، ‌1988) ؛‌انيس منصور، ‌الدين و الديناميت (قاهره، ‌1988) ؛ نبيل عبدالفتاح، ‌المصحف و السيف (‌قاهره، ‌1984)؛ عادل حموده، ‌قنابل و مصاحف (‌قاهره، ‌1985).
15. عادل حموده، ‌الهجره الي العنف (‌قاهره، ‌1987).
16. در رابطه با اين حزب نگاه كنيد به:
Israel Altman, Islamic OpposutionGeoupain Sadat"s Regime(shiloach Institute, Tel Aviv University,1978,pp. 19-30.
17. saad Eddin Ibrahim, "" Islamic Activusm in Egypt. ""Third World Quarterly (April 1985)
18. قاضي محمد سعيد عشماوي، ‌الاسلام السياسي (قاهره، ‌1987).
19. «رساله من شيخ الازهر»، ‌الاهرام (26 فوريه 1988).
20. به دليل اهميت انديشه هاي او، عباراتي از مقاله او را در صفحات بعد نقل مي كنيم.
21. الاسلام السياي، ‌صص 7، صص 70-21، صص 79-71، صص 109-93 صص 137-127 و صص 153-139.
22. همان، صص 163-155.
23. همان، ص 15.
24. همان، صص 36-34.
25. ترجمه آیات قرآن بر اساس ترجمه الهي قمشه اي صورت گرفته است.
26. الاسلام السياسي، ص 36.
27. همان، ص 38.
28. همان، ص 2- 41.
29. همان، ص 42.
30. همان، صص 44-43.
31. همان، ص 33.
32. همان، ص 34.
33. همان، ص 58.
34. همان، ص 68.
35. همان، صص69-68.
36. همان، ص 95.
37. همان ف صص 99-96.
38. همان، ص 99.
39. همان، صص 100-99.
40. همان، ص 141.
41. همان، صص 8-141.
42. همان، ص 148. در اين رابطه نگاه كنيد به: Fouad Ajami, op. cit. .
43. شيخ علي عبدالرازق در كتاب خود گفته بود كه اسلام مسلمانان را متعهد نكرده است كه در زندگي اجتماعي و سياسي خود بر اساس رژيم خاصي رفتار كنند. در نتيجه وي منكر اين ادعا شد كه خلافت يك نهاد اساسي اسلامي است. به گفته وي، قرآن و حديث به اصول كلي مي پردازند. در آن زمان، كتاب وي بحث و جنجال بسياري تلخي را برانگيخت. مخالفان او گفتند كه قرآن و حديث در بردارنده اصول مفصل پيرامون نحوه سازماندهي حيات اجتماعي و سياسي مسلمانان است.
44. الاهرام، (مارس 1988).
45. الاهرام، ‌(16 فوريه 1988).
46. الاهرام، (25 فوريه 1988).
47. الجمهوريه (سوم دسامبر 1988). هم چنين نگاه كنيد به:
Nemat Guenva , The Jihad: An Islamic Alternative in Egypt, Introduction by Dr. Saad Ebrahim,(Cairo: American University, 1988), pp. 7-18.
48. الاسلام السياسي، ص 152

 منبع : مطالعات خاور میانه، پاییز 1379، شماره 23 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش