اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > مولوی عبدالخیر صمدانی فر

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۸ تعداد بازدید: 148

عبدالخیر صمدانی‌فر فرزند محمد عمر صمدانی‌فر، اهل و ساکن قصر قند مدیر مدرسه‌ سبیل الرشاد قصر قند، امام جمعه روستای بوک شهرستان قصرقند است. وی معتقد است برخی اختلافات  مانند اختلاف در زبان، گویش، لهجه ها و رنگ انسان از نشانه ای الهی است. 



عبدالخیر صمدانی‌فر فرزند محمد عمر صمدانی‌فر، اهل و ساکن قصر قند مدیر مدرسه‌ سبیل الرشاد قصر قند، امام جمعه روستای بوک شهرستان قصرقند است[1]. وی معتقد است برخی اختلافات  مانند اختلاف در زبان، گویش، لهجه ها و رنگ انسان از نشانه ای الهی است. اختلاف سنی وشیعه جزئی و فرعی است و این رحمت است چراکه شیعه نیزاز قرآن، حدیث ، اجماع و عقل استدلال می کند.[2] صمدانی‌فر به کار ترجمه کتاب «عوامل وحدت و آسیب‌های آن» نوشته محمد عاشق الهی هستند.

مولوی صمدانی فر به شدت مخالف تکفیر و اقدامات گروه های تکفیری است وی بر این باور است که داعش نتیجه سالها تلاش سرویس های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و سعودی ها است. آدم کشی و صدمه زدن به مردم بی گناه از ناحیه هر فرد یا گروهی که باشد محکوم و مبغوض است. درست است که فتنه داعش بسیار بزرگ و جنایات آن هولناک است اما سوال اصلی جهانیان اینست که چه کسانی به وجود آورندگان داعش هستند؟ صمدانی فر در پاسخ به این سوال بر این باور است که مسئولین اروپایی و آمریکایی با  ایجاد موج اسلام هراسی برای مخفی کردن جنایات خود در صدد منحرف کردن اذهان عمومی به داعش هستند. البته هیچ یک از جنایات داعش در نگاه اسلام مقبول نیست.[3]

از جمله فعالیت های استاد صمدانی‌فر ترجمه کتاب «أصول الأربعة في تردید الوهابیة» اثر مولانا محمد حسن جان سرهندی مجددی[4] است که با عنوان «گفتمانی در نقد وهابیت» به چاپ رسیده است. در این کتاب درباره موضوعات شدّ الرحال‌، شفاعت‌، توسل‌،‌ تبرک و تعظیم، تقلید، جایگاه روح، زیارت پیامبر، خطاب کردن غایب به حرف ندا و سماع موتی بحث شده است. صمدانی‌فر در رد باورهای وهابیت می گوید: اولین اختلاف ما اهل سنت با وهابیت درباره تکفیر مسلمانان است. ا‌بن‌عبدالوهاب همه مسلمانان را مشرک و کافر تلقی کرده و مبارزه با آنان را واجب و حتی مالشان و جانشان و ناموسشان را حلال می شمارد. در حالی که علمای ما می گویند: نباید مسلمان را کافر بدانیم. مسلمانی که حتی یک علامت از صد نشانه را داشته باشد، نباید او را ازکفار قرار داد. ابوحنیفه در شرح فقه اکبر ص117، چاپ لبنان به صراحت می گوید: «ولانکفّر مسلماً بذنب من الذنوب و ان کانت کبیرة و لا نکفّر أهل القبلة» ما اهل قبله و مسلمان گناهکار را کافر نمی‌دانیم. طبق فقه حنفي، کسی را که ضرورت دین و اصول ایمان را پذيرفته باشد، کافر نیست.[5]

صمدانی فر درباره اسلام شیعیان می گوید: از دارالإفتاهای مدارس مشهور سیستان و بلوچستان استفتا شده که آیا شیعیان مسلمان هستند یا کافر؟  مولانا عبدالرحمان چابهاری مدیر مدرسه‌ جامعة الحرمین و امام جمعه‌ محترم اهل‌سنّت چابهاردر فتاوائی می گوید: «این اصول مسلمه‌ اهل‌سنّت می‌باشد خلافاً للخوارج که مسلمانان، و لو مرتکب گناه کبیره شوند، تکفیر نمی‌شوند و تکفیر جایز نیست»[6]. همین مطلب در دارالعلوم زنگنه سراوان آمده است که «اهل قبله کسانی‌اند که ضرورت دین را قبول دارند و مذهبشان مستند به کتاب و سنّت است، از اهل‌سنّت و شیعه، مسلمان هستند.»  مولوی عبدالمالک ملکی پور، امام جمعه محترم کنارک، از شیعه اسم برده که مسلمان هستند. مفتی نظام الدین روانبد، امام جمعه محترم پیشین، نیز اینچنین می‌گوید: «تکفیر اهل قبله اعم از اهل‌سنّت و شیعه و دیگر فرق اسلامی که مذهب آنها مستند به کتاب و سنّت ‌باشد و منکر ضرورت دین نباشند جایز نیست و براساس شرع مقدس اسلام است» و مولوی نظرمحمد از بزرگان اهل‌سنّت در بمپور ایرانشهر نیز گفتند: (شیعیان) مسلمان هستند. بنابراين برخلاف وهابیان، همه‌ فرق اسلامی بر مسلمان بودن شیعه اتفاق نظر دارند.[7]

امام جمعه روستای بوک شهرستان قصرقند، دومین اختلاف اهل سنت با وهابیت را حیات برزخی پیامبرخدا صلّی الله علیه وآله وسلّم دانسته و می گوید: وهابیت معتقد است که موت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم با موت سایر مؤمنین برابر است و هیچ کاری بعد از مرگش نمی‌تواند انجام دهد. نتیجه‌ چنین عقيده ای انکار توسل و شفاعت است که وهابیت بر این باورند اما علمای دیوبند، هم قائل به جواز توسل و هم قائل به جواز شفاعت هستند. اختلاف سوم مسلمانان با وهابیت درباره زیارت قبر و روضه‌ مبارک پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) است. مولوی عبدالخیر می گوید: وهابیت سفر به قصد زیارت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم را ممنوع و محذور و حرام می‌داند و به حدیث «لا تشدّ الرّحال إلّا لثلاثة مساجد» استدلال مي‌کنند، ولي علمای دیوبند نه تنها سفر به قصد زیارت رسول اکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) را حرام نمی‌دانند، بلکه آن را افضل مستحبات و نزدیک به واجب می‌دانند[8]. پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) فرمود: هر کس قبر ما را زیارت کند، شفاعت من بر او واجب می‌شود و مثل آن است که مرا در حال زندگی ملاقات کرده است.[9]

اختلاف دیگری ما با وهابیان درباره شفاعت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم است که سید حسین احمد مدنی در کتاب شهاب ثاقب و حضرت مولانا رشید گنگوهی در کتاب «زبدة المناسک» در باب الزیارت بحث شفاعت را بیان کرده اند. مساله عالم به اسرار نهان نیز از اختلافاتی است که ما به آن معتقدیم و وهابیت آن را انکار می کند. وهابیان ذکر تاریخ ولادت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم و اولیاء الهی و برگذاری جشن را بدعت می‌دانند در صورتی‌که بزرگان، ذکر ولادت را ممدوح و مستحب و مايه برکت می‌دانند. اختلاف دیگر با وهابیان در مساله تقلید است. وهابی اصلاً تقلید را نمی‌پذیرد و آن را شرک در رسالت می‌داند و درباره أئمه أربعه کلمات زشت به کار می‌برند. در مقابل، علمای دیوبند مقلد امام أعظم هستند و اعتقاد دارند کسی که تقلید نداشته باشد، گمراه و تابع هوا و هوس خودش می‌شود.[10]

راه ما از راه وهابیت جدا است زیرا وهابی اصلاً تقلید را نمی‌پذیرد. هر جا که مسئله‌اي‌ آسان باشد، همان را قبول می‌کند و هر جا احساس می‌کند که در مقطعی اجراي این مسئله مشکل است، تغيير مي‌دهد. مشکل از اينجاست که طبق برداشت خودشان اسلام را تعریف می‌کنند، نه برداشت دیگران را قبول مي‌کنند و نه به آن گوش فرا مي‌دهد. فقط برداشت خودشان را صحیح مي‌دانند و بعد برداشت خودشان را به دیگران تحمیل می‌کنند.

منبع: نشریه سراج منیر، شماره 5، تابستان 1391.

پی نوشت ها:



[4]. نوه‌ مجدد الف ثانی، شیخ احمد سرهندی است. مجدد الف ثانی به مجدد اسلام در هزاره‌ دوم معروف شده است.

[6]. کتاب فقه اکبر ص‌ 117؛ افتاء دارالعلوم زاهدان مسجد مکی با امضاي محمد قاسم قاسمی؛

[8]. سید حسین احمد مدنی، شهاب ثاقب ص‌188

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

شیخ حسنین محمد مخلوف المالکی المصری

شیخ عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی

شیخ محمد بن علوی السقاف

دكتر احمد راسم النفيس المصري

شيخ عبد الله بن محمد بن الصديق الغماري

شيخ أسامه محمود الأزهري

شیخ اکرم احمد برکات

شیخ محمد حسن هيتو شافعی

شیخ وهبي سليمان غاوجي حنفی

شیخ محمد عوامه

شیخ احمد محمود کریمه

شيخ علوي امين الخليل

شیخ ابوالمحاسن یوسف دجوی

امام موسی صدر

شیخ یوسف بن سید هاشم رفاعی

شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ احمد الطيب

حاج ماموستا حسام الدین مجتهدی

شیخ شوقی ابراهیم علام

مولوی محمد امین صفدر

مولوی محمد عمر سربازی ملازهی

شیخ محمد متولی الشعراوی

شیخ عبدالملک سعدی

شيخ حسين حلمي ايشيق

شمس الدین محمد بن أحمد السفـّاريني حنبلی

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شیخ حيدر محمد كامل حب الله

محمد بن محمد مشهور به ابن الحاج

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ احمد الوائلی

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

حمد الله جان الداجوی

دکتر شیخ عدنان ابراهیم

شیخ عبدالغنی غنیمی حنفی

آخوند احمد قربان پور

آخوند عبدالصدیق کشمیری

شیخ صالح المغامسی

محمد النوری الحاتمی

الشریف حاتم بن عارف العونی

شیخ یوسف نبهانی

ابوالحسن اشعری

شیخ علی جمعه

محمد امین ابن عابدین

شیخ خالد عبدالوهاب الملا

محمد الهذال العنزی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

مولوی طارق جمیل

امام الحرمین جوینی

شیخ ماهر حمود

علوی بن احمد حداد

شیخ محمد العربی التبانی

نذیر احمد سلامی

عصام العماد

احمد حمدی صابونی

دکتر صالح الوردانی

عبدالحلیم محمود

شیخ محمود محمد شلتوت

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

علامه سید محسن امین

آیت الله نجم الدین طبسی

آیت الله سید کمال حیدری

صائب عبد الحميد

آیت الله جعفر سبحانی

محمد عابد سندی انصاری

محمد المسعری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

محمد انور شاه کشمیری

خلیل احمد سهارنپوری

محمد بن علوی المالکی

سمهودی

محمود سعید ممدوح

عمر عبدالله کامل

علی بن عبدالکافی سبکی

رمضان البوطی

حسن سقاف

احمد زینی دحلان

سلیمان بن عبد الوهاب

محمد عبده یمانی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

سید احمد زینی دحلان

شيخ محمد زكي إبراهيم

محمد زاهد الکوثری

حسن فرحان مالکی

عبدالله تلیدی

محمد راتب نابلسی

محمد طاهر کردی

محمد سقاف

عیسی بن مانع حمیری

عبدالله هرری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

عبدالعزيز عرفة السليمانی

حبيب علي جفری

سعید عبداللطیف فودة