اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > پاکستان > حمد الله جان الداجوی

حمد الله جان الداجوی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۵ تعداد بازدید: 345

شیح حمد الله جان الداجوی از علمای بزرگ اهل سنت شبه قاره و حنفی مذهب در کشور پاکستان است. ایشان استاد مدرسه علمیه سهارنپور است. وی عالمی متواضع می باشد لذا در مراسم احتفال النبی در سال 2013 شرکت کرده و قبل از سخنرانی شروع به مدح خوانی کرده است. 



شیح حمد الله جان الداجوی از علمای بزرگ اهل سنت شبه قاره و حنفی مذهب در کشور پاکستان است. ایشان استاد مدرسه علمیه سهارنپور است[1]. وی عالمی متواضع می باشد لذا در مراسم احتفال النبی در سال 2013 شرکت کرده و قبل از سخنرانی شروع به مدح خوانی کرده است. [2]

شیخ حمدالله به شدت باورهای وهابیت را باطل دانسته و با ادله قطعی و مستند رد کرده است. وهابیون با ثروتی که دست دارد مسلمین جهان را به سمت خود دعوت کرده و در این راه هزینه های زیادی را داده است خصوصا در موسم حج برای جذب مسلمانان فعالیتهای فرهنگی زیادی انجام میدهد. آنان مسلمانان را از عقیده و ایمان صحیحی که علمای اهل سنت و جماعت آن را به مردم معرفی کرده اند دور می کنند. بر مسلمانان اهل سنت است که تنها یکی چهار مذهب را انتخاب کرده و بر طبق آن عمل  کنند زیرا وهابیت جریان منحرف و از مسیر اهل سنت است.[3]

وی دارای آثار زیادی از جمله کتاب «البصائر لمنکری التوسل باهل المقابر» است. شیخ حمدالله در مقدمه این کتاب سبب نوشتن کتاب را رد «توسل به ذات انبیاء و اولیاء الهی » توسط منحرفین بیان کرده است. مولف در اثبات توسل و سماع موتی فصول ذیل را بررسی کرده است.

  1. رابطه روح با بدن
  2. حیات برزخی
  3. کرامات اولیاء
  4. ایمان و کفر
  5. ادله توسل
  6. استغاثه
  7. استعانه
  8. طلب شفاعت

مولوی حمدالله داجوی در کتاب البصائر  بعد از جایز دانستن توسل به جاه پیامبرخداصلی الله علیه وآله وسلم می گوید: حتی توسل به جاه غیر پیامبر ص نیز جایز است اگر در نزد آن شخص برای او جایگاهی باشد و الا جایز نیست.[4]

شیخ حمد الله جان می گوید: دلیل جواز توسل به انبیاء آیه «وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ»[5] است. آلوسی در تفسیرش نقل می کند که یهودیان بنی قریظه قبل از مبعث و حتی قبل از ولادت پیامبرخداصلی الله علیه وآله وسلم برای پیروزی در مقابل دشمنان خود تورات را آورده و نام پیامبرخدا را می آوردند و دست روی آن می گذاشتند و خدا را به حق پیامبر قسم می دادند{چون هنوز پیامبر اکرم متولد نشده بودند که به خود ایشان قسم دهند} که در جنگ پیروز شوند و می‌شدند و چون پیامبر نیز از آن نهی نکردند پس این کار جائز می باشد و همچنین دلیل بر جواز این نوع از توسل روایت عایشه در زمان قحطی است که گفت دریچه ای از قبر پیامبر ص به آسمان باز کنید تا خداوند باران عطا  کند[6]. توسل به پیامبرخدا نیز بعد از موتش در برزخ بسیار زیاد است.[7]

ایشان اعتقاد دارند که توسل به ذات دو صورت دارد یکی توسل قبل از وفات که جائز است به دلیل روایت عمر از انس که در زمان قحطی به عباس بن عبد المطلب در پیشگاه خداوند متوسل شد و گفت خدایا ما در زمان پیامبر به ایشان متوسل می شدیم و الان نیز متوسل به تو می شویم به وسیله عموی پیامبرخدا پس برای ما باران بفرست که این صریح در جواز توسل به ذوات است.[8]

البته در اینجا شاید کسی اشکال کند که همین روایت دلیل بر عدم جواز توسل به اموات است چون اگر توسل به اموات جایز بود خود عمر به پیامبرخدا متوسل می شد نه به عموی آن حضرت؛ جناب شیخ داجوی در پاسخ به این اشکال می گوید: تلازمی بین مقدم و تالی وجود ندارد و از جواز توسل بعد از وفات پیامبرخدا، به شخصی، عدم جواز توسل به پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم در نمی آید؛ بلکه هم توسل به احیاء و هم توسل به اموات جایز است و عمر نیز به یکی از این دو جایز عمل کرده است و اگر این سخن مستشکل را قبول کنیم پس توسل به اعمال صالحه نیز جایز نمی باشد چون عمر به آن متوسل نشد و این همان قائده‌ای است که می گوید اثبات شی نفی ما عداه نمی کند. در اینجا عمر توسل به حی کرده ولی در توسل به میت ساکت است که این دلیل عدم جواز نمی شود و ثانیا این توسل به عباس در واثع توسل به خود پیامبرخداست زیرا عمر گفت: توسل می کنیم به سوی تو به واسطه عم نبیت و این به خاطر قرابت به نبی است.[9]

پی نوشت ها:



[4]. الداجوی،حمد الله جان، البصائر لمنکر ی التوسل باهل المقابر،ص48

[5]. و هنگامی که برای آنان از سوی خدا کتابی [چون قرآن] آمد که تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، و همواره پیش از نزولش به خودشان [در سایه ایمان به آن] مژده پیروزی بر کافران می  دادند، پس [با این وصف] زمانی که قرآن [که پیش از نزولش آن را با پیشگویی تورات می  شناختند] نزد آنان آمد، به آن کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد. بقره،آیه 89.

[6]. الداجوی،حمد الله جان، البصائر لمنکر ی التوسل باهل المقابر، ص38.

[7]. الداجوی،حمد الله جان، البصائر لمنکر ی التوسل باهل المقابر، ص40.

[8]. الداجوی،حمد الله جان، البصائر لمنکر ی التوسل باهل المقابر، ص 36

[9]. الداجوی،حمد الله جان، البصائر لمنکر ی التوسل باهل المقابر، ص 37

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

حمد الله جان الداجوی

مولوی طارق جمیل