مقالات > نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۲ تعداد بازدید: 84

یکی از بحث‌هایی که در این دوران مطرح شده، بحث «نفی خشونت از منظر قرآن و سنت» است. زمینه‌هایی پیش آمده است این بحث مورد توجه‌ی همه‌ی کسانی باشد که علاقه‏ مند به اسلام هستند یا نسبت به آن نگاه مثبت یا منفی دارند، لذا به این بحث پرداخته‏ و این بحث را یک بحث جدی در عرصه‌ی زندگی خود در نظر گرفته‏ اند.



نظریه‏ پرداز: حجت الاسلام و المسلمین قاضی‌زاده

بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از بحث‌هایی که در این دوران مطرح شده، بحث «نفی خشونت از منظر قرآن و سنت» است. زمینه‌هایی پیش آمده است این بحث مورد توجه‌ی همه‌ی کسانی باشد که علاقه‏مند به اسلام هستند یا نسبت به آن نگاه مثبت یا منفی دارند، لذا به این بحث پرداخته‏ و این بحث را یک بحث جدی در عرصه‌ی زندگی خود در نظر گرفته‏اند. به لحاظ اجتماعی بحث نفی خشونت در اسلام، از حوادث یازده سپتامبر 2001 به وجود آمد و خاستگاه‌های مختلفی برای آن مطرح شده است. درواقع مهم‌ترین مسأله‌ی خارجی در فضای اسلام و تعامل‌های بین‌المللی، مسأله‌ی خشونت و  نحوه‌ی برخورد آن در ادیان و به طور خاص در اسلام است. امروزه در اینترنت فیلم‌ها و مطالب زیادی را منتشر می‌کنند تا چهره‌ای خشونت‌بار از مجموع اندیشه‌های دینی، اسلامی و شیعی نشان دهند. بحث من، چند سر فصل دارد: در ابتدا به لحاظ موضوعی درباره‌ی خشونت بحث می‌کنیم، اینکه خشونت چیست و حد و حدود آن کجاست؟ نقطه‌ی عزیمت این بحث کجاست و چرا این بحث به این صورت مطرح شده است؟ بعد سراغ قرآن و سنت می‌رویم، تا اولاً ببینیم قرآن چه تاریخی از خشونت‌ورزی طرح کرده و چه آیاتی در نفی خشونت دارد. بخش بعدی سیره‌‌ی معصومین در نفی خشونت است. و در پایان به بررسی شبهات و پاسخ‌ها، می‌پردازیم.

 

تعریف و حدود خشونت

درباره‌ی اینکه خشونت چیست و حد و حدود آن کدام است، تفسیرهای مختلفی در مباحث جامعه‌ی اسلامی، جامعه‌شناختی و لغوی ارائه شده است. برخی خشونت را شیوه‌های خلاف نرم یا برخلاف طبع فرد و جامعه می‌گویند. برخی می‌گویند خشونت، سوء استفاده از قدرت است. معنای دیگری که در این زمینه ذکر کردند و مصداقی‌تر است، حمله‌های غیرقانونی به آزادی‌ها که جامعه رسماً یا ضمناً برای افراد خود قائل گردیده، خشونت است. حمله به تجمع یا تظاهرات مردم، نوعی خشونت است. در یک سطح فراتر، خشونت را مساوی با نابردباری مذهبی،  تحمل‌ناپذیری فکری و عدم مماشات با رقبای سیاسی، در قبال بردباری مذهبی، سیاسی و دیگرپذیری بیان کرده‏اند. لذا افرادی که خشونت ندارند، رقیب خود را می‌پذیرند، دیگران را هم به نوعی در عرصه‌های اجتماعی مورد توجه قرار می‌دهند و مذاهب یا روش‌های سیاسی دیگر را می‌پذیرند، ولی خشونت‌گرایان معمولاً چنین چیزی را برنمی‌تابند. به تعبیر دیگر به تحمیل یا حذف دیگران می‌پردازند و از روش‌های غیر منطقی و غیر قانونی استفاده می‌کنند. در بحث‌های مختلفی که جامعه‌شناسان دارند، تعاریف مختلفی وجود دارد. بعضی‌ها به نادرستی، خشونت را قاطعیت و عدم‌چشم‌پوشی مطلق از خطاهای متهمان و مجرمان می‌دانند. این کاربرد در مقابل رفتار سهل‌انگارانه‌ی مجریان قانون است. یعنی افرادی که خشونت دارند، در عرصه‌های قانونی و حقوقی، دقیقاً می‌خواهند حکم قانون را پیاده کنند و به یک معنا اهل رأفت و مسامحه‌کاری نیستند. در مقابل، کسانی هستند که این ویژگی را ندارند.

 

از این تعریف‌ها، شاید بتوان قدر جامعی به دست آورد. معمولاً خشونت یک امر غیر عادی و اقدام علیه جان یا مال یا عرض افراد است، به گونه‌ای که در قانون، عرف و طبع انسانی چنین چیزی وجود ندارد. این‏ها مصادیق خشونت است. گاهی فقط به قانون یا مصادیق آزادی‌ها پرداختند و این‏ها را مورد توجه قرار دادند.

 

چیزی که به ذهن من می‌آید و خوب است به آن توجه شود و ما یک تلفیق موضوعی داشته باشیم تا به ادامه‌ی بحث بپردازیم، این است که در قلمرو خشونت اشتباه نکنیم. گاهی اوقات خشونت یک مفهوم عامی پیدا می‌کند و قاطعیت را هم در برمی‌گیرد. در این صورت، فعالیت کسانی که در حوزه‌های دینداری هستند یا قاطعیت‌هایی که در قرآن و سنت نسبت به خیلی از عرصه‌های حقوقی وجود دارد، مثل مجازات‌ها یا نوع مقابله به مثل‌ها را خشونت می‌نامند؛ مثلاً «فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ

عَلَیْکُمْ»[1] را مصداق خشونت می‌بینند. شاید بتوان مفهوم خشونت را در یک معنای خاص و در یک معنای عام به کار ببریم. معنای خاص خشونت یعنی تحمیل، سرکوب و حذف مخالفان با استفاده از روش‌های غیر منطقی، غیرقانونی و برخوردهایی که با شیوه‌های انسانی همراه نیستند، برخورد با مذهب و روش دیگران که با آسیب رساندن به مال و جان دیگران همراه است. مفهوم عامی هم در این زمینه وجود دارد، گاهی خشونت به این معنا است که شخص در حوزه‌ی دین و قانون، مسامحه ندارد و بر اصول دینی و ایمانی خود پافشاری می‌کند که بعضاً آن را خشونت قانونی لقب دادند.

 

شاید آن چیزی که باید تحت عنوان شبهات خشونت در اسلام طرح شود، همین بحث‌هایی است که در نوع قضا و مجازات‌های اسلامی وجود دارد، زیرا آن‏ها را مصداقی از خشونت معرفی می‌کنند که این یک بحث مفصل و مصداقی است؛ یعنی باید تک تک مجازات‌هایی را که مطرح شده است، بررسی کنیم تا ببینیم کدام مصداق خشونت است و کدام مصداق خشونت نیست، آیا ما باید حدودی را که در اسلام وجود دارد، مثل حد سرقت و زنا را امر دائمی و ثابت ببینیم؟ یا باید آن‏ها را حکم تأسیسی شرع بدانیم یا حکم امضایی؟ باید هر یک از این موارد را بررسی کنیم تا ببینیم در این حوزه‌ی قانونی چه مقدار فضای خشونت را می‌توان پیگیری کرد. آن‏چه که بیشتر مورد نظر ماست و امروزه در دنیا، شاید بیشتر از هر چیزی مورد توجه باشد، این است که خشونت، نابردباری‌هایی است که در حوزه‌های مذهبی، سیاسی، نحوه‌ی تعامل با دیگران و سوءاستفاده از قدرت‌ وجود دارد. خشونت غارت، برخورد نادرست و حبس دیگران است. این‏ها مواردی است که امروزه بیشتر مورد بحث است و ما می‌خواهیم به آن‏ها بپردازیم.

 

عوامل اهمیت موضوع خشونت در اسلام

نقطه‌ی عزیمت این بحث در دوران معاصر چند نکته‌ی اساسی است. حادثه‌ی یازده سپتامبر یکی از نکات بسیار جدی است و تقریباً از آن سال به بعد مسأله‌ی خشونت در حوزه‌ی اندیشه‌ی اسلامی‌ مطرح شد. نام‌ و حتی ملیت‌ افرادی که هواپیماها را به آن ساختمان دو قلو زدند، هنوز هم پیگیری می‌شود و گاهی برای اینکه ما خیلی ناراحت نشویم، می‌گویند هیچ ایرانی در آن هواپیما نبوده است. لذا حادثه‌ی یازده سپتامبر نقطه‌ی عطفی در بحث‌های اسلام و خشونت است. شاید در آن زمان خیلی از ما خوشحال شدیم یا فکر کردیم این حادثه‌ بدی نبود، اما واقعیت این است که وقتی آثار و تبعات این کار را در مجموعه‌ی عالم اسلام پیگیری می‌کنیم، افراط‌گری‌ها و خشونت‌هایی که بعد از آن، در طرفین رخ داد، برای مثال در افغانستان، عراق، سوریه و جاهای دیگر، می‏بینیم که این بحث، نقطه‌ی شروع جدی پیدا کرده است.

 

گروه‌های تکفیری در سال‌های اخیر ترویج و روی آن کار شده است. یک سری مبانی تحت عنوان وهابیت در دوران معاصر مطرح شده است که به طور رسمی و غیر رسمی فتواهایی در قتل پیروان مذاهب دیگر اعلام می‌کنند، آن‏ها به طور رسمی شیعه را کافر و واجب القتل می‌دانند و به روایاتی استناد می‌کنند که نهایتاً منتهی می‌شود به اینکه افرادی با عملیات انتحاری خود را در میان مردم منفجر می‌کنند. یکی از دوستان، راجع به آمار تعداد افرادی که از کشورهای مختلف به طور انتحاری خود را در سوریه منفجر کردند، می‌گفت «حدود هزار نفر از عربستان در سوریه عملیات انتحاری انجام دادند و انسان‌هایی را کشتند.» لذا گروه‌های تکفیری یکی از خاستگاه‌های جدی هستند. البته اصل این دیدگاه‌ها، ریشه‌های تاریخی دارد و یک بخش از آن محصول کارهای طرفینی و تقابل‌هایی است که در این دوران به وجود آمده است. ریگی نقل می‌کرد که «وقتی می‌خواستم یارانم تشجیع شوند، یکی از این مراسم‌های کذایی را برای آن‏ها می‌گذاشتم که وقتی آن را می‌دیدند، تشجیع می‌شدند و شیعیان را می‌کشتند.» یا تکفیری‌ها با سرهایی که بریده بودند، فوتبال بازی می‌کردند. بالاخره این یک خاستگاه جدی است. متأسفانه بعضی‌ها برای اینکه این مشکل را مشکل دوران معاصر تلقی نکنند، می‌گویند «این موارد قبلاً هم وجود داشته است، برای مثال قبلاً در پاکستان چنین مواردی بوده و لذا این‏گونه نیست که به خاطر طرح مطالبی از سوی ما، تشدید شده باشد. درواقع این نگاه عام وهابیت و حتی اهل سنت بوده است.» اما در حقیقت، دیدگاه‌های طرفین مؤثر است و اگر مسأله‌ی تکفیری‌ها را پیگیری کنیم، متوجه می‏شویم که نوع تشدید شدن خشونت‌هایی که در کشورهای مختلف اسلامی بوده، اکنون به این‏جا انجامیده است. یکی دیگر از مواردی که وجود دارد، خشونت‌های کوری است که اختصاص به تکفیری‌ها ندارد و در خیلی از جاها از این موارد ذکر شده است. مورد دیگر استبداد دینی و استفاده‌ی نابجا از قدرت است که این هم یک پدیده در حکومت‌های دینی است. متأسفانه دیده می‌شود که گاهی اوقات برای استقرار و ادامه‌ی حکومت‌های دینی، استفاده‌ی نابجا از قدرت صورت می‌گیرد. در نقاط مختلف جهان اسلام این امر بوده است، همانطور که الان در مصر، سوریه و بحرین می‌بینید. حبس‌های غیرمتعارف و شکنجه‌ی مخالفان یکی از خاستگاه‌های این بحث است و معمولاً وقتی از خشونت‌های مذهبی صحبت می‌شود، یکی از موارد، همین مورد است که در خیلی از جاها وجود دارد، البته این مسأله اختصاص به خشونت‌های مذهبی ندارد، اما بالاخره یک بخشی از خشونت‌های مذهبی است که این زمینه را پدید آورده است. مورد آخر عنوان عامی است که متأسفانه بر اساس برداشت‌های ناصواب در بعضی از متون دینی، قساوت به نام دیانت در جوامع مختلف جا افتاده است و برخی به این قساوت‌ها رنگ دیانت می‌دهند و این کارها را به خاطر خدا انجام می‌دهند و در بعضی از موارد با هم همپوشانی دارد، اما بالاخره در مجموع این نقطه‌ی عزمیت وجود دارد.

 

خشونت اقوام گذشته در قرآن

به لحاظ تاریخی، خشونت مسأله‌ی قدیمی است و اختصاص به زمان ما ندارد. یک بررسی ساده نشان می‌دهد که قرآن کریم گزارشگر تاریخ خشونت، قتل، قساوت و کارهای غیرقانونی است که امروزه نیز انجام می‌شود. من به برخی از موارد مهم آن اشاره می‌کنم. اولین مورد قتل هابیل به دست قابیل است که قرآن کریم آن را گزارش می‌کند، آیات قران مواجهه‌ی دو برادر را ذکر می‌کند «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين»[2] قرآن از این قتل ناصواب گزارش می‌دهد که هر دو به درگاه خداوند قربانی بردند، اما خداوند به دلایلی قربانی هابیل را قبول و قربانی قابیل را قبول نمی‌کند، لذا قابیل به هابیل می‌گوید من تو را می‌کشم. گزارش قرآن کریم فقط حسادت را بیان می‌کند و بحث از چیز دیگری نیست. هابیل که خشونت‌گرا نیست، می‌گوید «إِنِّی أَخَافُ اللّهَ رَبَّ

الْعَالَمِینَ»[3] و بعد در ادامه می‌گوید «إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ. فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ»[4] نفس قابیل او را وادار کرد که برادر خود را بکشد، لذا او از خاسرین و پایه‌گذار قتل، خشونت بدون دلیل و کشتن انسان بی‌گناه در آغاز تاریخ انسانیت شد. از این ماجرا که جلوتر بیایم دیگر اختصاص به آن دوران ندارد و خشونت‌هایی که قرآن کریم در دوران‌های بعد از یهود نقل می‌کند، به یکی دو مورد خلاصه نمی‌شود. قرآن کریم در این باره ذکر می‌کند «وَإِذْ

أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَنْتُمْ

هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَريقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ»[5] ما از شما میثاق گرفتیم که خونریزی نکنید و خودتان را از خانه‌ها و شهرها خارج نکنید؛ یعنی دیگران را نفی بلد و تبعید نکنید. شما این را نپذیرفتید و یکدیگر را می‌کشید و گروهی از خودتان را از شهر بیرون می‌کنید و برای گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک می‌کنید و اگر به اسارت پیش شما بیایند، با دادن فدیه آنان را آزاد می‌کنید با آنکه نه تنها کشتن، بلکه بیرون راندن آنها هم بر شما حرام شده است. قرآن کریم خیلی روشن این فضا را در بین بنی اسرائیل مطرح می‌کند و لذا مشخص می‌شود که خشونت فقط به دوران ما اختصاص ندارد. از آن دوران خشونت یهود وجود داشته است. در نمونه‌ی دیگر، قرآن کریم نحوه‌ی مواجهه‌ی یهودیان با پیامبران را ذکر می‌کند «اِسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ»[6] یعنی از آن دوران پیامبرکشی، تکذیب پیامبر و دروغ گفتن به کسانی که در راه حق بودند، وجود داشته است و در واقع قرآن کریم خشونت‌ورزی را در دوره‌های مختلف گزارش داده است. قرآن در 3-2 آیه بحث مواجهه‌ی آل فرعون و قوم موسی را نشان می‌دهد و می‌فرماید «یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ»[7] به شما عذاب بد می‌خوراندند و به تعبیر آقای فولادوند به سختی آزارتان می‌کردند و پسران شما را می‌کشتند و زنانتان را زنده به گور می‌کردند. موارد بسیاری از این دست در قرآن کریم گزارش شده است. لذا بحث خشونت در تاریخ امر رایجی بوده است و متأسفانه در اقوام قبل از اسلام و از زمان حضرت آدم وجود داشته است، برای نمونه، نحوه‌ی مواجهه‌ی قوم یهود با پیامبران یا اقوام دیگر نشان‌دهنده‌ی نوعی از خشونت‌ورزی بوده که در آن زمان هم وجود داشته است.

 

نفی خشونت در قرآن

ما می‌توانیم در قرآن کریم آیات روشنی را داشته باشیم که به وضوح پیامبر اسلام(ص) و دین اسلام را دینی معرفی می‌کند که با خشونت مخالف است. خشونت در لغت عربی به معنای غلظت داشتن و شدید بودن است که در مقابل آن رقت قرار دارد. شاید یکی از مهم‌ترین تابلوهای نفی خشونت در مجموعه‌ی تراث قرآنی ما، آیه‌ای است که در سوره‌ی آل عمران درباره‌ی جنگ احد وجود دارد. در جنگ احد، مسلمانانی که به پیامبر اکرم(ص) مشورت دادند، دو گروه شدند: جوانان گفتند به خارج شهر برویم و در شهر نمانیم، اما افرادی که مسن‌تر بودند، گفتند در شهر باشیم. پیامبر(ص) به نظر اکثریت توجه داشتند، هر چند در بعضی از نقل‌های تاریخی آمده است که بعد از آنکه پیامبر(ص) نظر خود را گفتند، جوانان قبول کردند که در داخل شهر بمانند، اما پیامبر به نظر اکثریت توجه کردند و از شهر خارج شدند. عملاً هم در جنگ احد، پیروزی حاصل نشد و خیلی از افراد و بزرگان اسلام مثل حمزه عموی پیامبر(ص) و 70 نفر از مسلمانان در جنگ احد کشته شدند و این جنگ آثار جانکاهی بر پیامبر اکرم(ص) گذاشت. ایشان قاعدتاً باید از مسلمانانی که موجب شکست اسلام شدند، خیلی ناراحت باشند و باید یک تنبیه مفصلی برای کسانی که تنگه را رها یا از جنگ فرار کردند، در نظر بگیرند، اما با این حال قرآن کریم در چنین موردی می‌فرماید «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»[8] یعنی به برکت رحمت الهی با آنان نرمخو و مهربان شدی، اگر قرار بود تندخو و سنگدل باشی، قطعاً از پیرامون تو پراکنده می‌شدند. هم خودت آن‏ها را ببخش و هم از من بخواه که آنان را ببخشم؛ یعنی گویا طلب استغفار از وظایف پیامبر(ص) است تا انشاءالله خدا آن‏ها را ببخشد. آیه این مطلب را می‌رساند که گاهی جای بخشش هم هست، خدا می‌خواهد ببخشد، اما پیامبر(ص) باید برای آن‏ها طلب استغفار کند. «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» باز هم با آنان مشورت کن. زمانی که مفسرین به این آیه رسیدند، خصوصاً مفسران اجتماعی دوران معاصر هم در باب مشورت و هم در باب رحمت آن خیلی بحث کردند؛ مثلاً آقای عزت دروزه در «تفسیر الحدیث» حدود 5 اصل کلی در حوزه‌ی مباحث اجتماعی استخراج می‌کند. مرحوم مغنیه در «کاشف» یا مرحوم فضل الله در «من وحی القرآن» روی این فضا بخوبی کار می‌کنند. سید قطب هم در این زمینه می‌گوید «إن السياق يتجه هنا إلى رسول اللّه و في نفسه شي‏ء من القوم تحمسوا للخروج، ثم اضطربت صفوفهم، فرجع ثلث الجيش قبل المعركة و خالفوا- بعد ذلك- عن أمره، و ضعفوا أمام إغراء الغنيمة، و وهنوا أمام إشاعة مقتله، و انقلبوا على أعقابهم مهزومين، و أفردوه في النفر القليل، و تركوه يثخن بالجراح و هو صامد يدعوهم في أخراهم، و هم لا يلوون على أحد يتوجه إليه يطيب قلبه، و إلى المسلمين يشعرهم نعمة اللّه عليهم به. و يذكره و يذكرهم رحمة اللّه الممثلة في خلقه الكريم الرحيم، الذي تتجمع حوله القلوب .. ذلك ليستجيش كوامن الرحمة في قلبه فتغلب على ما أثاره تصرفهم فيه و ليحسوا هم حقيقة النعمة الإلهية»[9] «در ابتدا آنها گفتند به جنگ برویم و بعد صفوف آنها مضطرب شد و اختلاف کردند، یک سری از آنها قبل از معرکه بازگشتند یک عده هم آمدند، اما به خاطر غنیمت فریفته شدند در جاییکه جنگ و قتل بود، سست شدند و برگشتند وپیامبر(ص) را با جراحت تنها گذاشتند، درحالیکه پیامبر(ص) فریاد می‌زد. خداوند به سوی پیامبر(ص) روی می‏آورد و اشاره می‌کند که تو چه رحمت و خُلقی داری، خُلق تو قلوب را جمع کرده است. رحمت پیامبر(ص) در این ماجرا فوران می‌یابد به خاطر اینکه حقیقت نعمت الهی را بفهمند و حس کنند پیامبر(ص) عنایت داشتند». بعد در ادامه ذکر می‌کند «اگر پیامبر اکرم(ص) غلیظ القلب بود، قلوب به سمت او جمع نمی‌شد و هیچ کس به او روی نمی‌کرد». در حقیقت ایشان با تعبیرهای مختلف می‌خواهد این نکته را بیان کند که در اینجا حتی اگر پیامبر(ص) برخورد هم می‌کرد، خشونت قانونی محسوب می‌شد، در واقع نوعی مجازات در مقابل کوتاهی‌های آن‏ها بوده است، اما قرآن کریم در این‏جا هم به بحث رحمت به عنوان یکی از ویژگی‌هایی که پیامبر اکرم(ص) داشتند، اشاره می‌کند و پیامبر(ص) را در این سطح به مردم معرفی می‌کند.

 

اگر نوع مواجهه‌ی پیامبر(ص) را با دشمنان در قرآن کریم بررسی کنیم، جز در مواردی که بعضی از مفسرین مثل ابن آشوب روی آن تأکید می‌کنند، غالباً هر جا قرآن کریم بحث شدت و غلظت را مطرح می‌کند، در حقیقت، در جنگ دفاعی و در مقابل هجمه‌هایی است که کفار دارند. حتی در جایی که به طور مطلق تعبیر کافر و جنگ با کفار مطرح می‌‌شود، بستر طرح این مباحث، مواجهه با هجوم کفار بوده است. در ابتدا پیامبر(ص) را از خانه‏اش بیرون کردند و بعد هم اذیت‏ها و توطئه‌هایی داشتند. از این موارد که بگذریم، در قرآن کریم نفی خشونت را در موارد مختلف به خوبی می‌بینیم. این آیه درباره‌ی مسلمانان است. این هم به طور کلی وجود دارد و تابلوهای خیلی جدی در عرصه‌های خصوصی و عمومی حساب می‌شود. خصوصاً در عرصه‌ی زندگی خصوصی که بخش عمده‌ی آن است و می‌تواند یکی از مصادیق والایی باشد که در این آیه‌ی شریفه مطرح شده است. در یک کنفرانس، یکی از اساتید دانشگاه این آیه را مطرح کرد و می‌خواست آن را به انگلیسی ترجمه کند و بعد وقتی در این آیه شریفه «وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ»[10] به «وَلِيٌّ حَميمٌ» رسید، نیکی با بدی یکسان نیست و بدی را با آنکه خود بهتر است، دفع کن، آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی گرم و یکدل می‌گردد. ایشان می‌خواست این آیه را به انگلیسی ترجمه کند و چون حمیم به معنای داغ است، گفت لذا قرآن نمی‌گوید «warm friend» بلکه می‌گوید  «hot friend». اما حتماً می‌دانید که این اصطلاح در مورد همجنسگرایان به کار می‌رود. بعد یکی از دوستان که هم مسلمان و هم مسلط به بحث بود، گفت در اینجا «warm friend» بهتر است و «hot friend» تعبیر جالبی نیست. قرآن می‌خواهد بگوید در مواجهه با کسانی که حتی بدی می‌کنند، «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» بدی را با بدی پاسخ ندهید «فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ

حَمِيمٌ» این واقعیتی است که در زندگی معصومین بوده است. در مواجهه با غیر مسلمانان هم، هر چند که باید بحث‌های جدی انجام داد و مجموعه‌ی آیاتی را که درباره‌ی کفار است، جمع کرد، اما به عنوان یکی از نمونه‌های روشن، قرآن کریم در این دو آیه، نحوه‌ی مواجهه با غیر مسلمانان را مطرح می‌کند: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِم»[11] شاید این آیه بتواند یک حاشیه بر مواردی باشد که به طور کلی مواجهه با کفار را مطرح کرده است. چون اصطلاحاً به قول اصولی‌ها، کفار دو دسته‌اند: یا کسانی هستند که وصف «لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا

إِلَيْهِمْ» را دارند یا کسانی هستند که این وصف را ندارند. معمولاً اصولی‌های ما می‌گویند مطلق و مقید یا عام و خاص، در حقیقت جمع عرفی دارند؛ یعنی اگر ما گفتیم «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّار»[12] این کفار دو دسته هستند: برخی از آنها «لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ» هستند و برخی از آنها اینگونه نیستند. این آیه نسبت به آیه‌ی قبل، خاص است، لذا با توجه به موضوع خاصی که دارد، استفاده می‏شود در مواردی که از طرف مقابل هجمه‌ای نیست و به یک معنا زمانی که تبعید کردن، خشونت و کار غیر قانونی در کار نیست، دستور قرآن کریم در این‏جا «أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا

إِلَيْهِمْ» است و حتی «تَبَرُّوهُمْ» را بر «تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ» مقدم می‌کند که هم به آنها نیکی کنید و هم عدالت بورزید. «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ». «إِنَّمَا یَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِیَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[13] آیه طرفین را هم ذکر می‌کند و به تعبیری هم طرف نفی و هم طرف اثبات را مشخص می‌کند. این بخش یعنی «إِنَّمَا یَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوكُمْ فِی الدِّینِ» این نکته را در بردارد که اگر برخورد مسالمت‌جویانه نیست و به یک معنا تسلیم، سلم، محبت، دوستی و عدالت نیست، چون آنها «قَاتَلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِیَارِكُمْ» کردند، باید تاوان برخوردهای ناصواب خود را ببینند و این اشکالی ندارد. اما در غیر آن موارد، حتی در مواجهه با کسانی که مسلمان هم نیستند، دستور قرآن کریم، نفی خشونت است. این از فضاهایی است که هم دستور خاص به پیامبر(ص) است و هم به همه‌ی مؤمنین دستور می‌دهد و هم در مواجهه با کفار است. در تمام این‏ها مواردی را داریم که نوع برخورد همراه با رحمت و نرمی و همراه با نیکوکاری و عدالت مطرح شده است و هیچ‏کدام از این‏ها در فضای خشونتی که در ابتدا بیان شد، قرار نمی‌گیرد و به یک معنا در مقابل بحث خشونت است.

 

از پیامبر اکرم(ص) نکات زیادی در این موضوع وجود دارد و یکی دو باب در کتب حدیثی داریم که هم از پیامبر(ص) و هم از ائمه(ع) نقل شده است. بحث‌هایی تحت عنوان مدارا و رفق، از بحث‌های جدی است که هم در کتاب کافی و هم در کتاب‌های دیگر وجود دارد. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است «امرنی

ربی بمداراة الناس»[14] مداراة مقابل خشونت است؛ یعنی اگر خشونت را برخورد‌های نامتعارف، شدید و قتل و غارت بدانیم، مداراة مصداق آنها نیست. مداراة یعنی مسالمت جویی و به یک معنا تسامح، یک نوع رفتار نرم همراه با دوستی. مدارا یعنی بردباری. در جلد چهارم کتاب کافی، بابی به نام باب المداراة و باب الرفق وجود دارد. هر دوی این‏ها عناوینی است که در مقابل خشونت قرار می‌گیرند و ما روایات بسیار متعددی در این زمینه داریم. برای مثال پیامبر(ص) فرمودند «مـُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ»[15] یعنی نصف ایمان، مداراة و برخورد خوب با مردم است و نرمی و رفاقت هم نصف زندگانی است. کسانی که اهل رفق و مدارات نیستند، نیمی از ایمان و زندگی خود را از دست داده‌اند. یا در تعبیر دیگری فرمودند «الرفق يمن

والخرق شوم»[16] یعنی رفق برکت است و خرق که در برابر رفق است و کنار نیامدن با مردم معنی می‌دهد، شوم است. روایتی هم از جناب مسلم بن عقیل(ع) وارد شده، که در کتب روایی ما مستقیماً از خود پیامبر(ص) نقل نشده است. همانطور که می‌دانید وقتی جناب مسلم(ع) در خانه‌ی هانی بود و ابن زیاد به آنجا آمد، امکان کشتن ابن زیاد برای مسلم بن عقیل فراهم بود. بعداً شریک از ایشان پرسید که چرا ابن زیاد را نکشتی؟ جناب مسلم(ع) هم پاسخ دادند که این دو دلیل داشت: یکی اینکه هانی گفت من دوست ندارم در خانه‌ی من خونریزی شود و دوم اینکه من از پیامبر(ص) این حدیث را شنیدم که فرمودند «الایمان قید الفتک فلا یفتک

مومن»[17]. ترور یکی از مصادیق بارز خشونت در دوران معاصر محسوب می‌شود و در جاهای مختلفی این بحث مطرح شده است. حالا از آن طرف یکی از دستوراتی که یزید به حاکم مکه داده بود، این بود که هر جا توانست امام حسین(ع) را ترور کند. به هرحال شیوه‌ی آنها خشونت بود. به همین دلیل در تاریخ کربلا می‌خوانیم که حضرت فرمودند «اینها می‌خواهند خون من را بریزند» قاعدتاً نمی‌خواستند بجنگند، می‌خواستند به صورت ناگهانی ایشان را بکشند و ترور کنند. حتی تعبیر فتک در مصدرهای مختلفی آمده است، که یزید به حاکم مکه دستور داده بود اگر امام حسین(ع) را هر جا دید، ولو در کنار خانه‌ی خدا، او را ترور کند. با توجه به این موارد، واضح است که نفی خشونت در سیره‌ی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) مورد توجه بوده است.

 

نفی خشونت در سیره و کلام حضرت علی(ع)

یکی از مواردی که خیلی مهم است و می‌توان به آن بیشتر توجه کرد، نفی خشونت در سیره و بیان امام علی(ع) است، چون ایشان حاکم بوده‌اند و جنگ‌های متعددی انجام دادند. شاید سیره‌ی ایشان در مواجهه‌ با دوست و دشمن و مخالفان سیاسی، از مصادیقی باشد که ما را به آموزه‌ی نفی خشونت در سیره‌ی امامان نزدیک کند. من 3-2 مورد از کتاب‌های مختلف انتخاب کردم. در جاهای مختلف آمده است که حضرت امیر(ع) به مردم می‌گفتند «و إني لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم و لكني لا أرى إصلاحكم بإفساد نفسي‏‏»[18] یعنی من راه اصلاح شما را می‌دانم، اما نمی‌خواهم شما را به افساد خودم، اصلاح کنم. این تعبیر در نهج‌البلاغه آمده و در کتاب‌های دیگر هم وجود دارد. اما حضرت در نهج‌البلاغه نگفته‌اند که چه چیزی مردم را اصلاح می‌کند؟ در تعبیری که مرحوم شیخ مفید در «ارشاد» آورده است، حضرت صراحتاً مشخص کرده‌اند که چه چیزی مردم را اصلاح می‌کند. در همه‌ی حکومت‌ها می‌گویند که چند نفر را بالای چوبه‌ی دار ببرید، بقیه حساب کار خود را می‌دانند. لذا متأسفانه با برخی سخت برخورد می‌کنند، تا بقیه حساب خود را بدانند. در این تعبیر که در ارشاد مرحوم مفید هست، صراحتاً به این نکته اشاره شده است. نوع مواجهه‌ی حضرت به عنوان یک حاکم با مردمی که متخلف بودند و به جنگ نمی‌رفتند و بهانه می‌آوردند، خیلی جالب است. حضرت می‌فرمایند «استنفرتكم للجهاد فلم تنفروا و أسمعتكم فلم تسمعوا و دعوتكم سرا و جهرا فلم تستجيبوا و نصحت لكم فلم تقبلوا أ شهود كغياب و عبيد كأرباب أتلو عليكم الحكم فتنفرون‏ منها و أعظكم بالموعظة البالغة فتتفرقون عنها»[19] به شما گفتم که بروید بجنگید و نرفتید، با شما صحبت کردم و گوش نکردید، حاضرید با اینکه نیستید؛ یعنی گوش نمی‌کردید. (هرگز حدیث حاضر غایب شنیده‌ای، من در میان جمع و دلم جای دیگر است.) حکمت می‌گویم و از آن اعراض می‌کنید. موعظه می‌کنم شما را و گوش نمی‌دهید، «فالعجب كل العجب و ما لي لا أعجب من اجتماع قوم على باطلهم و تخاذلكم عن حقكم‏»[20] من تعجب می‌کنم که یاران معاویه در باطل خود اجتماع دارند و شما حق را میان خود خوار می‌کنید. بعد با یک فاصله‌ای می‌فرمایند «لقد علمت ان الذی یصلحکم هو السیف و ما کنت متحریا صلاحکم بفساد نفسی»[21] شمشیر چیز خوبی است تا همه را مطیع کند. من اینطور نیستم که صلاح شما را به فساد خود ترجیح دهم. بالاخره دشمنان حضرت کسانی بودند که با ترور، حضرت را به شهادت رساندند. البته اگر نمی‌کشتند، اینطور نبود که حکومت حضرت امیر(ع) حکومت پایایی باشد، فرض کنید به جای امام مجتبی(ع) خود امام علی(ع) بودند و می‌خواستند جنگ کنند، این مسلمان‌ها همان مسلمان‌ها بودند. حضرت از ابزارهای خشونت‌آمیزی که مصداق آن در اینجا سیف است، قتل‌های بی‌دلیلی که موجب ترس و وحشت مردم می‌شود و قتل‌هایی که سبب می‌شود مردم از روی ترس مطیع امام باشند و حضرت بتواند حکومت مستقل تشکیل بدهد، استفاده نکرد. امام علی(ع) این را هم ذکر می‌کنند که این نوع خشونت‌ورزی، افساد من است؛ یعنی حتی در صورت استفاده از شمشیر و تبعیت مردم، مشکل حکومت حل نمی‌شود، و ایشان این نوع ظلم به مردم را به عنوان دین‌داری برنمی‌تابند و استفاده از آن را سبب افساد خودشان می‌دانند. به عنوان یک انسان، امیرالمؤمنین اول به صلاح نفس خود توجه می‌کنند و بعد به صلاح مردم می‌پردازند، نه اینکه بخواهند به خاطر دستیابی به یک هدف مطلوب و عالی، از وسیله ناصواب استفاده کنند و خود را در زمره‌ی قاتلان قرار دهند.

 

مورد دیگری در زندگی امیرالمؤمنین(ع) نحوه مواجهه با طلحه و زبیر است. حضرت می‌خواستند 3 نوع اصلاح سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در حکومت خود انجام دهند. بخشی از اصلاح اقتصادی خود را از همان ماه اول آغاز کردند؛ یعنی ایشان از ماه اول حکومت خود، تفاوت در پرداخت‌ها را اصلاح کردند. ابن ابی الحدید به مناسبتی این موضوع را در شرح نهج‌البلاغه آورده است که ظاهراً در زمان پیامبر(ص) بیت‌المال زیادی وجود نداشت، بلکه از زمان عمر صندوقی در نظر گرفته شد و اموال، غنایم و زکات‌ها زیاد شد، لذا این موضوع پیش آمد که اموال چگونه تقسیم شود. نگاه خلیفه‌ی دوم این بود که باید این‏ها را بر اساس شرافت‌های ایمانی تقسیم کنیم و به همین دلیل بیشتر از همه به همسران پیامبر(ص)، بعد به مهاجرین بدری و بعد به احدی‌ها از بیت‏المال می‌داد. وی بین انصار و مهاجر، عرب و غیر عرب، و صحابی و تابعی فرق می‌گذاشت و این مسیر به جایی انجامید که ظاهراً در اواخر حکومت عثمان، افرادی از صحابه یا زنان پیامبر(ص)، 12 هزار دینار در ماه از بیت‏المال می‌گرفتند و غیرعرب‌های غلام تازه مسلمان شده، 3 درهم در ماه دریافت می‌کردند. تفاوت بین آنها تقریباً 40 هزار برابر بود. در نهج البلاغه آمده است که امام به همه 3 دینار ‌دادند؛ یعنی به غلام‏ها 3 دینار می‌دادند، چون تعداد آنها زیاد بود و به کسانی هم که قبلاً بیشتر می‌گرفتند، 3 دینار می‌دادند. در ماه اول حکومت امام، صحابه‌ی کرام که معمولاً کیسه‏ای به همراه داشتند، آمدند تا حقوق خود را از بیت‌المال دریافت کنند، اما فقط 3 دینار به آنها پرداخت شد، لذا آنها پرسیدند که مابقی آن چه شده است؟ دیدند حضرت امیر آمد و 3 دینار برای خود، 3 دینار برای امام حسن(ع) و 3 دینار هم برای امام حسین(ع) گرفت و بعد فرمود به همه 3 دینار بدهند. این اصلاح اقتصادی بود. البته بعضی‌ها نوشتند که طلحه و زبیر به خانه نرفتند و مستقیم روانه مکه شدند تا توطئه‌ها را بر علیه امام آغاز کنند. اصلاح سیاسی را با تعویض استاندارها و فرماندارها آغاز کردند. همانطور که می‌دانید شریح قاضی هم برای مدتی قاضی حکومت حضرت بودند، اگر چه حضرت نسبت به معاویه حساس بودند و از همان ابتدا گفتند که او باید از استانداری خلع شود، اما بالاخره اینطور نبود که همه را در روز اول خلع کنند. مورد سوم اصلاح فرهنگی بود که خیلی موفق به انجام آن نشدند. حضرت در این مورد می‌فرمایند «دیدم مردم نماز مستحب را در مسجد به جماعت می‌خوانند، گفتم این کار بدعت است، اما دیدم صدای آنها بلند شد، لذا از آن گذشتم.» در اینجا قصه‌ی طلحه و زبیر را می‌گوید. حضرت می‌دانستند طلحه و زبیر می‌خواهند فتنه کنند، اما نوع مواجهه‌ی حضرت با آنها جالب توجه است. ابن عباس به امام می‌گوید آنها می‌خواهند فتنه کنند، لذا اجازه ندهید آنها خارج شوند و آنها را ملزم کنید در شهر بمانند تا موفق به توطئه‌چینی نشوند. حضرت در جواب ابن عباس فرمودند «یا ابن‌عبّاس أتأمرونی أبدا بالظّلم و بالسّیئة قبل الحسنة، و أعاقب علی الظّنّة و التّهمة و أآخذ بالفعل قبل کونه؟ کلّا والله لا عدلت عمّا أخذ الله على من الحکم بالعدل و لا القول بالفصل»[22] وقتی ابن عباس می‌گوید آنها می‌خواهند برای توطئه‌چینی به مکه بروند، امام می‌فرمایند من به ظلم شروع نمی‌کنم، من بر اساس گمان و تهمت آنها را نمی‌گیرم و آنها را به خاطر اینکه اگر از کوفه بیرون بروند، توطئه می‌کنند، مجبور به ماندن در کوفه نمی‌کنم. به عبارت دیگر قصاص قبل از جنایت انجام نمی‌کنم. خدا فرموده است که عادل باشید و لذا من چنین کاری انجام نمی‌دهم. « يا ابن عباس إنني أذنت لهما و أعرف ما يكون منهما لكنني استظهرت بالله عليهما» حضرت فرمودند من به آنها اجازه دادم بروند و از خداوند کمک می‌گیرم تا در مقابل آنها بایستم. این در کتاب «جمل» مرحوم شیخ مفید آمده است.

 

مورد دیگری که خوب است به عنوان نفی خشونت در دیدگاه یا در سیره‌ی حضرت امیر دیده شود، روایتی است که بخش آخر آن مدنظر ماست. در ابتدای روایت آمده که زنی عبور کرد و مسلمان‌ها او را نگاه ‌کردند، لذا حضرت فرمود این چشم‌ها طعمه‌ها یا تیرهایی هستند و سبب می‌شود که شما به فساد بیافتید. در نهایت امام راه‌حل ارائه می‌دهد و می‌فرمایند «فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى اِمْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلاَمِسْ أَهْلَهُ

فَإِنَّمَا هِيَ اِمْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ» این توصیه‌ی امام سبب شد که یکی از خوارج به امام فحش دهد. «فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ اَلْخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اَللَّهُ كَافِراً مَا أَفْقَهَهُ» او حضرت را فقیه دانست ولی با این تعبیر زشت، حضرت را نفرین و برای ایشان طلب مرگ کرد. «فوثب القوم ليقتلوه فقال ع رويدا إنما هو سب بسب أو عفو عن ذنب‏»[23] به نظر می‌رسد این ماجرا در فضای دوران حکومت امام رخ داده باشد و امام در جمع اصحاب بودند. حضرت به اصحاب گفتند این چه کاری است که شما می‌خواهید انجام بدهید؟ او به من دشنام داد، حداکثر کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم، این است که همان حرف را بگوییم یا اینکه بزرگواری کنیم و او را ببخشیم. این هم مورد دیگری از سیره‌ی حضرت امیرالمؤمنین(ع) بود که در این بخش ذکر کردم.

 

شاید مسائل حوزه‌ی مجازات‌های اسلامی، مواجهه با کفار، مشرکین و برخورد با دشمنان، دستاویز کسانی شده است که خشونت‌ را در عرصه‌های مختلف روا بدارند. می‌توانیم بخش‌هایی از آن را به یک معنا خشونت‌های قانونی بگوییم یا اینکه اصلاً اسم آن را خشونت نگذاریم، در واقع حرکت بر اساس قوانینی است که به نوعی پذیرفته شده است. برای نمونه؛ مجازات قصاص در خیلی از کشورها وجود دارد، چون نبودِ بعضی از مجازات‌های بازدارنده، ممکن است زمینه‌ی خشونت‌های دیگر را فراهم کند. در عرب مشابه حکم قصاص «لکم فی القصاص حیوة»[24] این جمله بوده است «القتل انفی القتل» گاهی قتل نفی کننده‌ی قتل بیشتر است؛ یعنی اگر کسی را که قاتل است و مردم را می‌کشد و خشونت‌ورزی می‌کند، بگیریم و پاسخ خشونت او را بدهیم، زمینه فراهم می‌شود تا جامعه از خشونت پاک شود. الان هم همینطور است و مواجهه با کسانی که این رفتارها را حتی در دنیای متمدن انجام می‌دهند، سخت و شدید است. بخشی از آن هم، هنوز به لحاظ ایده‌ئولوژی کار دارد و باید در فضای کفار دسته‌بندی صورت بگیرد. باید بررسی کنیم که خطابات قرآن کریم در مواجهه با کفار در آیاتی که شدت مواجهه با آنها را مطرح می‌کند، شامل همه‌ی کفار می‌شود یا بر اساس آیاتی که در سوره‌ی ممتحنه بود، شامل همه‌ی کفار نمی‌شود، بلکه مراد کسانی است که «قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُم»[25] هستند. در این صورت یک فضای دفاعی یا فضای مقابله با افراد خشونت ورز، مطرح می‌شود.

 

پرسش و پاسخ

 

ـ یکی از حضار: سفارشات امام علی(ع) به امام حسن(ع) نسبت به قاتل خویش بالاترین رأفت است.

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: بله. این هم یکی از مواردی است که می‌توان در بحث عدم خشونت‌ورزی مطرح کرد.

ـ یکی از حضار: آیات قرآن نیاز به این دارد که کسی آنها را پیاده کند، لذا اگر برآیند کلی مجریان را در جهان اسلام و در طول تاریخ در نظر بگیرید، فکر می‌کنم جنایات مسلمانان کمتر از دیگران نبوده است. اگر جنایات بنی عباس، بنی امیه و جنایات مسلمانان در جهان معاصر و حتی جنایات ما که شیعه و پیرو امام زمان(عج) هستیم، در مقابل رقبای خود در نظر بگیریم، مردم به خوبی می‌بینند که نمونه‌های عملی آن چگونه پیاده می‌شود، لذا فکر نمی‌کنم با این مباحث مشکل حل شود.

 

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: می‌گویند ما سه نوع اسلام داریم: اول؛ اسلامی که قرآن و سنت است. دوم؛ اسلامِ نظریه‌پردازان اسلامی؛ یعنی همانطور که دیدگاه‌هایی وجود دارد که خشونت را از اسلام مبری می‌کنند، برخی از نظریه‌پردازان طرفدار خشونت هستند. نظریه‌هایی که اندیشه‌وران اسلامی در حوزه‌های کلام، تفسیر و فقه اسلام می‌گویند. نوع سوم اسلام، رفتار مسلمانان است. قاعدتاً تلاشی که ما باید انجام دهیم این است که باید از اسلام نوع اول تبعیت کنیم و نسبت به نوع دوم اسلام که شامل نظریه‌های فقها است، تحلیل و بررسی داشته باشیم و بعضی را بپذیریم و بعضی را نپذیریم و نسبت به نوع سوم اسلام باید گفت که «اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست از مسلمانی ماست» برخی‌ یکی از نقاط قوت اسلام را این موضوع می‌دانند که اسلام برخلاف بعضی از مکاتب دیگر فقط دستور و حکم نمی‌دهد، بلکه یکی از ویژگی‌های اسلام این است که اسوه معرفی می‌کند «لقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»[26]. هر چقدر هم که ما این مطالب را بگوییم، وقتی به دل می‌نشیند که می‌بینیم حضرت امیر(ع) با قاتل خود چگونه برخورد کرد، ولی متأسفانه گاهی اوقات مسلمانان که باید به تبعیت از اسوه‌های اسلام، برای جامعه غیر اسلامی اسوه باشند، این‏گونه نیستند. لذا ما نمی‌دانیم این درد را کجا ببریم.

 

ـ یکی از حضار: در ابتدای بحث چند تعریف از جامعه شناسان آوردید، ولی تعریف به عنوان یک ملاک است تا وقتی در قرآن و سنت دنبال خشونت می‌گردیم، بدانیم دنبال چه چیزی هستیم. شما فقط مصداق ذکر کردید و تعریف مناسبی از خشونت در اسلام ارائه نشد. آیا مقابل آن ظلم یا شدت است؟ اینکه گفته می‌شود «أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ»[27] آیا شدت به معنای خشونت است؟

 

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: در مورد واژه‌ی خشونت با ویژگی‌هایی که الان طرح می‌شود، می‌توان چند واژه‌ی اسلامی را گفت که نزدیک آن است. ظلم یکی از مصادیق خشونت است، ولی فقط ظلم نیست تا ما مطلق ظلم را خشونت بگوییم. لذا باید واژگان مشابه را پیدا کرد و کلید واژه‌هایی که در آن دوران است، مشابه کنیم، والا خود واژه‌ی خشونت در قرآن کریم نیست، اگرچه ما درباره‌ی حضرت امیر داریم «خَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّه»[28] به این معنا که ایشان در اجرای دین الهی و تعصب نسبت به خود خدا هم خشن هستند؛ یعنی اهل تسامح و تساهل نیستند. واژه‌های مختلفی که بخشی از آنها را هم ذکر کردیم، می‌تواند در طرفین خشن یا ضد آن طرح شود.

 

ـ یکی از حضار: مسأله‌ای که مسیحیان به رخ ما می‌کشند این است که آنها می‌گویند اگر کسی به سمت چپ صورت شما سیلی زد، سمت راست صورت خود را هم ارائه کنید. ما می‌توانیم مبنایی برای آن داشته باشیم؟

 

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: ما این را به عنوان یکی از نقاط ضعف و انظلام‌پذیری می‌دانیم. در کنفرانسی، مسیحیان با شور و حرارت این را به عنوان رفق و مدارای حضرت مسیح طرح می‌کردند، یکی از آنها سخنرانی کرد و بعد من اشاره کردم که ما آیه‌ی «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»[29] را داریم که این آیه با چیزی که آنها نقل می‌کنند که اگر به یک طرف صورت تو سیلی زدند، طرف دیگر صورتت را هم بگیر، شاید تلاقی‌هایی داشته باشد. قرآن می‌گوید اگر به شما فحش دادند، شما سلام بکنید. ما با دو منظر می‌توانیم نگاه کنیم: یک موقع از حیث ظلم است و می‌گویید این شخص، یک انسان بی‌عرضه است. یک موقع هم تلاشی است تا کسی که ظالمانه برخوردی انجام داده است، شرمنده شود. نمی‌خواهیم بگوییم همه‌ی موارد این‏گونه است. حتی ممکن است کسی در مورد این آیه‌ی قرآن بگوید گاهی «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» سبب جری شدن فرد می‌شود و نتیجه‌ی خوبی ندارد. تفسیر و برداشت مسیحیان این است که این امر به معنای ظلم‌پذیری حضرت مسیح نبوده، بلکه به این معنا است که سعی کنید تا حد امکان با برخوردهای نیکو، فرد را از ظلم کردن بازدارید. اگر این معنا را در نظر بگیریم، نمی‌توانیم بگوییم این یک امر نامطلوب است.

 

ـ یکی از حضار: ما داستان امام مجتبی(ع) با آن مرد شامی را داریم.

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: بله. ما از این روایت‌ها زیاد داریم.

ـ یکی از حضار: در تعریفی که شما از خشونت ارائه دادید، شیوه‌های خلاف نرم را خشونت معرفی کردید. اگر این امر بخواهد معیار تعریف خشونت باشد، خیلی از کارهای ما با این تعریف، خشونت‌آمیر است. منتهی مصادیقی که ارائه دادید، مثل حمله‌های غیرقانونی، استفاده‌ی نادرست از قدرت، حذف دیگران با روش‌های غیرقانونی، قابل قبول‌تر است که با تعریف شما خیلی سازگار نیستند. نکته‌ی دوم در مورد مثالی است که از عالم مسیحیت بیان کردید، استاد مطهری جواب دیگری می‌دهند و می‌گویند «نگاه اسلام بیشتر به جامعه و اجتماع است و می‌خواهد جامعه را بسازد.» دین اسلام، یک دین اجتماعی است، در حالی‏که دین مسیحیت، دین فردی است. چون اسلام نگاه اجتماعی دارد، می‌گوید اگر سیلی خوردید، سیلی بزنید. گاهی یک برخوردی با امام می‌شود و امام می‌گوید آنچه که به من ربط دارد، می‌بخشم، اما مسأله‌ای را که به حکومت و جامعه برمی‌گردد، نمی‌بخشم. لذا باید شفاف‌تر وارد این مسائل شویم. علاوه بر اینکه خشونت‌های قانونی مثل برخورد با کفاری که بخواهند ما را تهدید کنند یا با ما بجنگند، مورد قبول است.

 

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: واقع این است که تعریف مشخصی از خشونت ارائه نمی‌شود. و من هم قبول دارم مطلق نرم و غیر نرم یک تعریف جامع و مانع نیست. حتی اگر کسی بگوید برخورد غیر قانونی، ممکن است از اساس، قانون خشن تصویب و آن را اجرا کنند. لذا نمی‌توانیم چیزی را به صورت مطلق بگوییم. باید امر جامعی باشد که در آن فطرت انسانی، عرف جامعه‌ی بشری و قانون را در نظر بگیرد که خشونت ورای اینها است. گاهی اوقات ممکن است چیزی قانونی هم باشد، اما آن قانون، قانون درستی نباشد. اما در مورد اینکه بین حق فرد و حق جامعه فرق بگذاریم، ما حتی در عرصه‌های اجتماعی مواردی را داریم که جای عفو و بخشش دارد. لذا اینطور نیست که بگوییم هر جا حق فردی مطرح بود، اشکالی ندارد و ببخشید و هر جا که حق اجتماعی وجود داشت، نبخشید. برای نمونه؛ مسلمانانی که در جنگ احد تنگه را رها کردند، تنها به پیامبر(ص) ظلم نکردند، به جامعه‌ی اسلامی هم ظلم کردند، ولی قرآن می‌فرماید «فاعف عَنْهُمْ واستغفر لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ في الأمر»[30] اینجا که امر فردی نیست، بلکه امر اجتماعی است. در امر فردی بیشتر توصیه می‌شود و بایستی بیشتر به این نکته توجه کرد. در امر اجتماعی، گاهی یک امر مهمی رخ می‌دهد که نباید از آن گذشت، اما نمی‌توان در امر اجتماعی به طور مطلق حکم کنیم که حتماً در همه جا قانون پیاده شود. در امر فردی هم مطلق نیست. ولی شاید بتوان گفت که گذشت در امر فردی بهتر باشد، تا امر اجتماعی.

 

ـ یکی از حضار: احساس من این است که چون عنوان بحث با نفی خشونت شروع شده بود، وقتی شما به قرآن نگاه کردید، تاریخ را مورد بررسی قرار دادید و همچنین شاهد مثال‌های که از سیره آوردید، بیشتر با نگاه نفی خشونت بود. یعنی اگر مواردی که مقابل آنها بوده است، مطرح می‌شد بهتر بود.

 

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: اجمالاً یک چیزهایی تحت عنوان برخوردهای شدید است. خیلی از برخوردهای شدید پیامبر(ص) در برخورد با توطئه و خیانت بوده است؛ مثلاً پیامبر(ص) در مدینه با بنی قریظه برخورد شدید داشتند و این برخورد بعد از همدستی آنها با احزاب بود. مواردی از این قبیل وجود دارد و البته باید در این زمینه بیشتر کار کرد.

 

ـ یکی از حضار: اعمال مختار برای انتقام از قاتلین امام حسین(ع) یا کارهایی که الان تروریست‌ها در سوریه انجام می‌دهند مصادیق خشونت هستند.

ـ حجت الاسلام و المسلمین قاضی‏زاده: قصاص قاتلین توسط مختار ما را آرام کرد.  حضرت نوع برخورد را نفی نکرد و در حق او دعا کرد؛

 

 پی نوشت:

[1]  سوره بقره، آیه 194

[2]  سوره مائده آیه 27

[3]  سوره مائده آیه 28

[4]  سوره مائده آیات 30 و 29

[5]  سوره بقره آیه 85 و 84

[6]  سوره بقره، آیه 87

[7]  سوره بقره، آیه 49

[8]  سوره آل عمران آیه 159

[9]  فی ظلال القرآن، ج1، ص 500

[10]  سوره فصلت، آیه 34

[11]  سوره ممتحنه، آیه 8

[12]  سوره توبه، آیه 123

[13]  سوره ممتحنه، آیه 9

[14]  الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏3، ص: 304

[15]  تحف العقول، ص: 42

[16]  الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏3، ص: 308

[17]  زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام ( ترجمه جلد 44 بحار الأنوار)، ص: 380

[18]  نهج البلاغه، خطبه 69

[19]  نهج البلاغه، خطبه 97

[20]  الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 278

[21]  الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 281

[22]    الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، ص: 167

[23]  نهج البلاغه، حکمت 420

[24]  سوره بقره، آیه 179

[25]  سوره ممتحنه، آیه 9

[26]  سوره احزاب، آیه 21

[27]  سوره فتح، آیه 29

[28]  تفسير منهج الصادقين في إلزام المخالفين، ج‏3، ص: 288

[29]  سوره فصلت، آیه 34

[30]  سوره آل عمران، آیه

منبع: پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی فهیم

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

تحریف‌های ابن‌تیمیه از واقعه عاشورا

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش