مقالات > بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ تعداد بازدید: 175

در این مقاله تلاش شده تا با توجه شاخص‌های ایدئولوژیکی و ساختاری که داعش و رهبران آن ارائه داده‌اند، مقایسه موردی میان این گروه و القاعده انجام گیرد و تفاوتهای ساختاری و ایدئولوژیکی آنها مورد بررسی قرار داد.



نویسندگان

سید جواد صالحی 1؛ فاتح مرادی نیاز2   

1استادیار و عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز

2. دانشجوی کارشناسی‌ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه شیراز

چکیده

تحولات موسوم به بهار عربی و پیامدهای قابل توجه آن در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، معادلات سیاسی در خاورمیانه را دستخوش تغییر کرده است. نقش بارز گروه‌های بنیادگرای اسلامی و تروریستی چون القاعده و داعش در تحولات اخیر بویژه در جنگ داخلی سوریه و بحران عراق سیمای سیاسی خاورمیانه را به کلی دگرگون کرده است. خشونت عریان داعش در مقابله با گروه‌ها و کنشگران دیگر در این کشورها و تقویت و رشد پایگاه سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی این گروه در منطقه و ورای آن به بحث اصلی محافل آکادمیک مبدل شده است. با وجود شباهت‌های ساختاری و ایدئولوژیک، اما موج جدید بنیادگرایی در منطقه در بسیاری از ابعاد به صورت چشمگیری دچار تحول و دگردیسی شده است. داعش که اکنون قوی‌ترین گروه تروریستی و بنیادگرای جهان محسوب می‌شود، سبک و شیوه نوین در عملکرد و سیاست‌گذاری‌های رادیکال از خود به نمایش گذارده است. کنترل بخش‌های بزرگی از عراق و سوریه و جذب ده‌ها هزار نیروی جدید جهادی از سرتاسر جهان حاکی از عملکرد نسبتا موفق این گروه دارد. در این مقاله تلاش شده تا با توجه شاخص‌های ایدئولوژیکی و ساختاری که داعش و رهبران آن ارائه داده‌اند، مقایسه موردی میان این گروه و القاعده انجام گیرد و تفاوتهای ساختاری و ایدئولوژیکی آنها مورد بررسی قرار داد.

واژگان کلیدی: بنیادگرای اسلامی، داعش، القاعده، خشونت، ایدئولوژی

دهه‌های 1960 و 1970 میلادی را باید دوران احیای بنیادگرایی اسلامی دانست. معضل‌های سیاسی، اقتصادی (به‌ویژه بحران نفتی 1974)، اجتماعی و البته تبعات شکست کشورهای عربی از رژیم صهیونیستی در جنگ شش‌روزه و حتی تاحدودی ناکامی این کشورها در جنگ 1973 دست به دست هم دادند تا افکار عمومی در کشورهای عربی- اسلامی از حرکت‌های پان‌عربیسم و ملی‌گرایانه، ناامید شوند. انقلاب اسلامی ایران در 1979، نقطه عطفی در رشد و بالندگی نهضت‌های اسلامی در خاورمیانه به‌شمارمی‌رود؛ هم‌زمان، اشغال افغانستان ازسوی شوروی و بسیج افکار عمومی دنیای اسلام برای مبارزه با این تحدی، درنهایت به قدرت‌گرفتن القاعده در افغانستان منجرشد؛ گروهی که بعدها به یکی از چالش‌های بزرگ کشورهای غربی و حتی اسلامی در مبارزه با بنیادگرایی اسلامی تبدیل‌شد. قدرت و هیمنه‌ طالبان و القاعده در افغانستان با حمله ایالات متحده در سال 2001 پایان‌یافت اما تداوم این حرکت در قالب مبارزات چریکی هنوز هم پس از گذشت  چهارده سال از حمله آمریکا تداوم‌دارد؛ البته نکته قابل‌تأمل درخصوص بنیادگرایی اسلامی، پویایی و دگردیسی در ساختار و نحوه مبارزاتی این گروه‌هاست؛ به‌ویژه پس از اشغال عراق ازسوی آمریکا و بازشدن پای گروه‌های رادیکال اسلامی و مرتبط با القاعده در این کشور که بسیار مورد توجه بوده‌است. القاعده[1] عراق در‌واقع، شاخه منفک‌شده از القاعده افغانستان است که ازسوی ابومصعب الزرقاوی[2] در سال 2003 تأسیس‌شد.

 

تفکرهای خاص و متحجرانه الزرقاوی درخصوص چگونگی اداره گروه و سازماندهی آن، خیلی زود، خود را نمایان‌کرد. راهبردهای (تاکتیک‌های) نظامی و چریکی آکنده از خشونت عریان، طی مبارزات این گروه در عراق در نبرد نیروهای آمریکایی، شیعیان و حتی برخی از قبایل سنی به‌طور کامل، مشهود بود؛ درواقع، سبک فکری و ایدئولوژیکی ابومصعب الزرقاوی در عراق، از وقوع نوعی دگردیسی در پیکره و تفکرهای حرکت بنیادگرایی در خاورمیانه حکایت‌می‌کند. یکی از ویژگی‌های متمایز القاعدة عراق، توسل‌جستن به درجه‌ای از خشونت است که حتی ازسوی بنیان‌گذاران فکری این حرکت، یعنی القاعده افغانستان در بسیاری موارد، مورد نکوهش بوده‌است؛ براساس مستندهای به‌دست‌آمده از این گروه‌ها در افغانستان و عراق، یکی از دلایل اصلی بروز نارضایتی میان سران این دو گروه در عراق و افغانستان، به استفاده افراط‌گونه ابومصعب الزرقاوی از خشونت بازمی‌گردد (Jamestown, 2015).

 

سال 2011 را باید سال آغاز قدرت‌گرفتن گروه‌های بنیادگرای اسلامی در خاورمیانه قلمداد‌کرد؛ قیام‌های بیداری اسلامی در کشورهای عربی، زمینه را برای خودنمایی این گروه (که جلوتر در متن نیز بدان اشاره‌خواهد‌شد که بیشتر محصول همین اوضاع آشوب‌زده هستند)، آماده‌کرد. جنگ داخلی سوریه و عدم برخورد مناسب رژیم بعث با اعتراض‌های روی‌داده و همچنین، دخالت‌های خارجی، وضعیتی را به‌وجودآورد که تنها منتفعان آن، گروه‌های رادیکال و تروریستی مانند داعش[3]، دولت اسلامی عراق و شام و جبهه النصره بودند. داعش را به دلیل ویژگی‌های ساختاری و برنامه‌ریزی باید در قالبی متفاوت از سایر گروه‌های رادیکال و بنیادگرا بررسی‌کرد؛ درواقع، داعش را می‌توان محصول جهشی بنیادین در سیر تکامل گروه‌های بنیادگرا در خاورمیانه دانست. در این مقاله، نگارندگان کوشیده‌اند تا زوایا و ابعاد فکری، ایدئولوژیکی و ساختاری داعش را بررسی و تحلیل‌کرده، تمایزهایی را که این گروه با سایر گروه‌های بنیادگرا به‌ویژه القاعده دارد، ارزیابی‌کنند؛ ازاین‌رو، در این مقاله ما به‌دنبال پاسخ این پرسش‌ها هستیم که «علل اصلی قدرت‌گرفتن داعش در عراق و سوریه چه بوده؟ و چرا این گروه توانسته تا این سطح از موفقیت عملکردی را داشته‌باشند؟ و چه تمایزهای ساختاری، فکری و ایدئولوژیکی میان داعش و القاعده وجوددارد؟».

 

فرضیه پژوهش، بر این اصل استوار است که دلیل اصلی رشد و تقویت داعش در چند سال اخیر به عوامل گوناگون سیاسی (نارضایتی اکثریت جامعه سنی سوریه و عراق از عملکرد دولت‌های مرکزی)، اجتماعی- فرهنگی (بروز تنش و اختلاف شدید مذهبی و فرقه‌ا‌ی در جوامع این دو کشور میان سنی‌ها و شیعیان) و درنهایت، دخالت‌های کشورهای خارجی در امور داخلی عراق و سوریه بازمی‌گردد؛ همچنین، علت اصلی رشد تفکر داعش (داعشیسم)، در «راهبردها، افکار و ایدئولوژی خاص بنیان‌گذار آن»، یعنی ابومصعب الزرقاوی و جانشینان آن به‌ویژه ابوبکر البغدادی[4] ریشه‌دارد.

 

الف - مبانی نظری

 

برای تبیین نوعی بنیان نظری قابل‌پذیرش در توجیه تقویت پایگاه گروه‌های بنیادگرای اسلامی و زمینه‌های رشد این نوع حرکت و جنبش‌ها، باید عواملی چندگانه را در تحقق آنها دخیل‌دانست؛ ازاین‌رو، برای درک بهتر موضوع، با توجه به موقعیت جغرافیایی خاورمیانه، تاریخ سیاسی- مذهبی و نحوه تعامل‌های میان حُکام و مردمان آن، در قالب عواملی چند، بنیان مفهومی آن را تشریح‌می‌کنیم. علل رشد و تقویت پایگاه گروه‌های تندرو مذهبی را در چند عامل مهم بایدخلاصه‌کرد که البته تمام این عوامل به شکلی از اشکال، دارای هم‌پوشانی هستند.

 

- بحران اجتماعی: به‌طور معمول، یکی از عواملی که به‌شدت در پدیدارشدن این‌گونه گروه‌ها و جنبش‌ها ارزیابی‌می‌شود، بحران‌های اجتماعی موجود در بدنه جوامع کشورهای خاورمیانه و اسلامی است که در طول سالیان متمادی، لاینحل باقی‌مانده‌است؛ مواردی ازقبیل «وجود شکاف میان بدنه اجتماعی مردم و حُکمرانان این کشورها. عدم توجه حُکام و رهبران کشورهای منطقه به خواسته‌های سیاسی (اصلاحات سیاسی، حق رأی و تشکیل احزاب و درکل کثرت‌گرایی)، اجتماعی- افتصادی (عدم حضور فعال زنان در اجتماع و برنامه‌های مرتبط، تعمیق شکاف‌های اقتصادی در این جوامع) و فرهنگی در این کشورها» به بحران اجتماعی و در‌نهایت، بی‌اعتمادی و گسست میان حُکام و بدنه جامعه منتهی‌می‌شود.

 

- ویژگی‌های محیط بحران: محیط اجتماعی- سیاسی که این گروه‌ها در آن شکل‌می‌گیرند و رشدمی‌کنند (از گروه‌های به‌شدت رادیکال گرفته تا گروه‌های میان‌رو)، تأثیری چشمگیر بر روند مربوط دارد؛ این محیط‌های بحران، دارای شش ویژگی بارز هستند:

1- بحران هویت؛

2- بحران مشروعیت؛

3- آشوب و فشار؛

4- تضاد طبقاتی؛

5- ضعف نظامی؛

6- بحران فرهنگ.

 

در مقابل این بحران‌ها، گروه‌های بنیادگرا با توسل به ابزارهای خاص خود، درپی یافتن پاسخ و پرکردن خلأ‌های به‌وجودآمده در این جوامع هستند. در پاسخ به بحران‌های اجتماعی که تمام این بحران‌ها به‌نوعی در بستر آن قرارمی‌گیرند، گروه‌های بنیادگرا به پنج شیوه، به‌دنبال حل یا دست‌کم، جذب افکار عمومی هستند (دکمیجان، 1390: 26) که عبارت‌اند از:

- رهبری کاریزماتیک و مقتدر که درپی متحول‌کردن اجتماع و بنیادنهادن جامعه‌‌ای اسلامی و سالم است؛ یکی از ابزارهای مهم در دست این‌گونه رهبران، تأکید بر اصول اسلامی و اخلاقی است که به باور آنها از جامعه رخت‌بر‌بسته‌است.

- وجود ایدئولوژی معتقد به ظهور منجی. ایدئولوژیی‌ که درپی تبیین این دیدگاه است که سرانجام، روزی جوامع از وجود هرگونه نابسامانی و باورهای کُهن و غلط پاک‌ خواهندشد.

- شخصیت بنیادگرا که تحت تأثیر محیط بحران و نفوذ ایدئولوژی‌های بنیادگرایانه شکل‌گرفته‌است.

- تشکیل گروه‌ها و طبقات اجتماعی مستعد پاسخگویی به درخواست بنیادگرایانه از طریق جهت‌گیرهای فرهنگی- روانی و مواضع خاص اجتماعی- اقتصادی.

- شکل‌گیری گروه‌ها و جنبش‌های بنیادگرایی که تحت رهبری کاریزماتیک درپی بروز رفتار و اعمال معنوی، انقلابی و هیجانی هستند.

در مقابل این تحرک‌ها، عکس‌العمل حکومت‌ها به اعمال خشونت‌بار گروه‌های بنیادگرایی اسلامی، «سرکوب، سازش یا همکاری‌های متقابل» بوده‌است؛ ازاین‌رو، تداوم یا سقوط جنبش‌های بنیادگرایی اسلامی در کشورهای مختلف به سیاست‌های حکومت، تحریک‌های خارجی و کیفیت رهبری و سازماندهی این جنبش و گروه‌ها بستگی‌دارد (دکمیجان، 1390: 27 و 28).

 

بر همین اساس می‌توان‌گفت که احیا و دگردیسی در ماهیت گروه‌های بنیادگرا نظیر داعش یا القاعده را باید بَرایندی از مجموعه عواملی دانست که در کشورهای اسلامی- عربی، طی چندین دهه اخیر ازسوی حُکام این کشورها بی‌پاسخ‌مانده‌است؛ علاوه‌براین، دخالت کشورهای فرامنطقه‌ی در امور خاورمیانه، ازجمله تقسیم منطقه به بلوک‌هایی که به دو قطب قدرت در دوران پس از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد، به‌شدت وابستگی‌داشتند، اختلاف‌های شدید ارضی و سیاسی میان کشورهای خاورمیانه و رژیم صهیونیستی بر سر مسئله فلسطین، حملات نظامی آمریکا به کشورهای افغانستان و عراق و همچنین بحران‌های ناشی از قیام‌های مردمی موسوم به بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، همه و همه دست به دست هم دادند تا آتش زیر خاکستر به یک‌باره در سال 2010 زبانه‌کشد؛ در این شرایط، کشورهای منطقه به دلیل ضعف‌های مورد اشاره، به‌ویژه ضعف‌های ساختاری و فرهنگی، عدم توسعه‌یافتگی اقتصادی و نبود سازمان‌های غیردولتی، قادر نبودند تعامل سازنده‌‌ای با این تحول‌ها داشته‌باشند؛ در این وضعیت بود که گروه‌های رادیکال و اسلامی توانستند با توسل به ساختارها و پایگاه‌های خود در این کشورها و البته هیجانی‌کردن جو سیاسی، افکار عمومی را به سمت خود جلب‌کنند.

 

ازسوی‌دیگر، می‌توان نظریه‌هایی را که درپی توجیه و توضیح رشد گروه‌های اسلام‌گرای افراطی هستند، در سه دسته توضیح‌داد:

- نظریه‌های مرتبط با تمدن (تئوری تمدنی): درواقع، این نظریه خواهان توجیه این نکته است که درپی بروز خشونت یا تقابل به هر نوع آن، میان تمدن‌های مختلف مانند تمدن غربی و اسلامی یا ... ، زمینه برای رشد گروه‌های تندرو و اسلامی مهیا می‌شود؛ در این زمینه «نظریه برخورد تمدنی»[5] را که ازسوی ساموئل هانتینگتون[6]، نظریه‌پرداز معروف آمریکایی، مطرح شد، می‌توان‌مثال‌زد.

- نظریه بحران: این تئوری درپی تبین ریشه‌های این رشد افراط‌گرایی با توسل به بحران‌های موجود سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است؛ به این معنا که به‌دنبال بروز بحران در کشور، زمینه برای قدرت‌گرفتن این گروه‌ها مهیا می‌شود (بحران‌های اقتصادی دهه‌های 1960 و 1970 در کشورهای الجزایر، مصر، اردن و ایران، به زمینه‌ا‌ی برای رشد اسلام‌گرایان تبدیل‌شد).

- نظریه دوگانگی فرهنگی: طبق این نظریه، در شرایطی که دولتمردان و حُکام، حاضر نباشند، اسلام‌گرایان را در قدرت شریک‌کنند یا اینکه درپی ایجاد قوانینی اساسی خارج از حوزه شریعت اسلام باشند، با واکنش اسلام‌گرایان، مواجه خواهندشد (Knudsen, 2003:17-19).

در این مقاله سعی‌شده تا با روشی تحلیلی- توصیفی و تکیه بر آمار و مستندها به علل رشد، تقویت و در‌نهایت، کنترل داعش بر بخش‌های گسترده‌‌ای از عراق و سوریه پرداخته‌شود؛ همچنین، وجه تمایز این گروه با گروه‌های دیگر بنیادگرا ازجمله القاعده، مورد بررسی قرارگیرد.

 

ب- زمینه‌های پیدایش داعش

بی‌گمان، توسل به دین و خدا در صور و اشکال مختلف آن به اندازه تاریخ زندگی اجتماعی انسان قدمت‌دارد و انسان‌ها به دلایل مختلف ازجمله رنج زندگی و ترس از مرگ، به نیرو و قدرتی ماوراءالطبیعه، متوسل می‌شوند اما بنیادگرایی دینی، پدیده‌ا‌ی متأخر و متفاوت است؛ این پدیده که کم‌وبیش، سرتاسر جهان را فراگرفته، درپی احیای روش راستین حیات و اصلاح آنچه «انحراف» اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می‌خواند، است. بنیادگرایی اسلامی به‌عنوان یک جنبش اجتماعی- سیاسی در اوایل قرن بیستم میلادی، به عرصه تحولات اجتماعی، وارد شد. بنیادگرایی اسلامی، نوعی پدیده سیاسی و ایدئولوژیکی قرن بیستم است که در دهه 1920 بنیان‌نهاده‌شد و به سبب تحول‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی روی‌داده در سرزمین‌های اسلامی، در دهه‌های پایانی قرن بیستم به اوج خود رسید (Choueiri, 2015: 741). کاربرد واژه بنیادگرایی به دهه‌های نخست سده بیستم بازمی‌گردد که پروتستان‌های آمریکایی به‌صورت جدی با تجدد رویه‌رو شدند؛ در این رویارویی، واکنش و موضع شماری از پروتستان‌ها این بود که آنچه در کتاب مقدس آمده، جملگی درست است و به بازخوانی، تعدیل یا حتی مسکوت‌گذاشتن نیاز‌ندارد؛ در تاریخ آمریکا این دسته از پروتستان‌های محافظه‌کار و سرسخت، «بنیادگرا»[7] نامیده‌شدند (گُل محمدی، 1392: 177)؛ اما تأکید اصلی در این پژوهش بر بنیادگرایی اسلامی است. گرچه بنیادگرایی دینی، نخستین‌بار در جامعه‌ای مسیحی شکل‌گرفت، شدت، تنوع و گستردگی آن در جوامع اسلامی، بسیار بیشتر و پیچیده‌تر بوده‌است. بنیادگرایی اسلامی، پدیده‌ای معاصر است که در جنبش اخوان‌المسلمین مصر در 1928 ریشه‌دارد؛ بنیان‌گذار آن، حسن البناء و مهم‌ترین چهره شناخته‌شده آن، سید قطب است (Encyclopedia of Politics, 2005: 659). ایدئولوژی بنیادگرایی اسلامی در تجلی معاصرش، ارائه‌دهنده وحی، سنت و رویه‌ا‌ی است که به محمد (ص) و تعالیم او بازمی‌گردد. جنبش‌های بنیادگرای اسلامی معاصر درپی آ‌ن‌اند که موجودیت خود را از طریق وظایف مقرر الهی و سوابق تاریخی توجیه‌کنند؛ درواقع، بنیادگراهای اسلامی در تلاش هستند برای شکل‌دادن به آینده، گذشته را در قالب بحران کنونی بازسازی‌کنند (دکمیجان، 1388: 75).

 

حمله ایالات متحده به عراق و سرنگونی صدام حسین، مرحله‌ا‌ی نوین در تاریخ سیاسی- اجتماعی خاورمیانه محسوب‌می‌شود؛ از این زمان بود که گمانه‌زنی درباره آینده عراق، خاورمیانه و آرایش جدید نیروها در این منطقه، مطرح شد. ناکارآمدی آمریکا در هدایت و به‌سرانجام‌رساندن جنگ در این کشور، دخالت‌های کشورهای همسایه برای افزایش نفوذ خود در آینده سیاسی این کشور و اختلاف‌های مذهبی و قومی عمیقی که برای سالیان متوالی، همچون آتش زیر خاکستر چندان نمودنیافته‌‌بود، به یک‌باره خود را نشان‌داد به‌طوری‌که در چهارده سال گذشته، طبق آمارهای سازمان‌های بین‌المللی، عراق به‌صورت ثابت جزو دو کشور اول در انجام حملات تروریستی و خشونت افراط‌گرایانه قرارداشته‌است (IED, 2015). داعش[8] و پیش‌تر القاعده عراق، به‌تنهایی مسئولیت به‌طور تقریبی 25 درصد از کل حملات تروریستی را در این کشور برعهده‌داشته‌اند.

 

حمله آمریکا به عراق، پس از حمله به ویتنام، طولانی‌ترین، پرهزینه‌ترین و بزرگ‌ترین حمله در تاریخ آمریکا محسوب‌می‌شود؛ البته اولین جنگ ایالات متحده هم بعد از پایان دوران جنگ سرد به‌شمارمی‌رود که به آمریکا به‌عنوان نیرویی اشغالگر نگریسته‌شده، نه نیرویی آزادی‌بخش که به‌دنبال تأمین امنیت و رفاه در منطقه خاورمیانه است (Lieberfeld, 2005: 1). تبعات حمله به عراق، درجایگاه کشوری اسلامی، پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر به برج‌های دوقلو و پیش‌تر حمله نظامی آمریکا به افغانستان، این ذهنیت را در میان کشورهای اسلامی و مسلمانان تقویت‌کرد که آمریکا، به جنگی دامنه‌دار و طولانی با دنیای اسلام، وارد شده‌است. حمله به افغانستان و عراق به بهانه مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی، موجی جدید از احساسات اسلام‌گرایانه را در منطقه خاورمیانه و جهان به‌دنبال خود داشت که خروجی آن، نه‌تنها تضعیف گروه‌هایی تندرو مانند القاعده را درپی‌نداشت که تقویت و گسترده‌ترشدن دامنه نفوذ این‌گونه گروه‌ها را سبب‌شد؛ اما تحولی جالب‌توجه که در چند سال اخیر صورت‌گرفته، وقوع دگردیسی یا تکامل در بزرگ‌ترین و منسجم‌ترین این گروه‌ها یعنی القاعده است.

 

هرچند بنیادگرایی اسلامی از لحاظ نظری (تئوریک) و سیاسی، جنبشی متحد نیست، در سطح روبنا و زیربنا اشتراک‌هایی بسیار، میان انواع مختلف بنیادگرایی اسلامی جوددارد؛ مانند «برتری توحید به‌مثابه بنیادی راهبردی، سیاسی، اساسی و حیاتی، تفوق شریعت، ضرورت استقرار دولت اسلامی و موضوع‌های مهم دیگر» (اسپوزیتو، 1391: 242)؛ القاعده درجایگاه یکی از پیش‌قراولان این جنبش در دهه‌های اخیر و داعش به‌عنوان نمونه‌ای فرارادیکال در دو سال اخیر، دارای زیربنایی به‌طور تقریبی مشابه در جهت نیل به استقرار دولت (خلافت) اسلامی مدنظر خود هستند؛ در زیر، برخی از این مشترک‌های اساسی میان این گروه‌ها بیان‌شده‌است اما تأکید اصلی در این مقاله بر تمایزها و راهبردهایی است که این دو جنبش را از هم متمایزمی‌کند.

 

پیش از پرداختن به سیر تکاملی داعش، ابتدا باید برخی از ویژگی‌های بارز و مشترک میان گروه‌های رادیکال و تروریستی نظیر داعش را برشمرد تا بتوان سیمایی دقیق از آنها معرفی‌کرد؛ در اینجا نُه ویژگی مهم این گروه‌ها را  به این ترتیب می‌توان‌برشمرد:

- واکنش در برابر به‌حاشیه‌رانده‌شدن مذهب: درحقیقت، هدف اساسی و اولیه بنیادگراهای مذهبی، دفاع از دین و اعمال دینی مذهبی است. درصورت هرگونه هجوم یا به‌چالش‌کشیده‌شدن این اعمال، این گروه‌ها از خود، واکنش نشان‌خواهندداد.

- حسن انتخاب یا به‌گزینی: گروه‌های بنیادگرا در وهله اول برای خود مفاهیم و شاخص‌هایی را تعریف و تجویز‌ و براساس این شاخص‌ها عمل‌می‌کنند؛ درواقع، این شاخص‌ها وجه تمایز این گروه‌ها از بدنه عوام اجتماع‌هاست.

-  جهان‌بینی دوگانه: واقعیت در دوگانه‌ها خلاصه شده‌است: خوب و بد، تاریک و روشن و درست و غلط.

- استبداد و بی‌غلطی: تمام ادیان، خود را پاک و عاری از هرگونه غلط و اشتباه می‌دانند؛ قرآن، تورات و انجیل، همه کُتب آسمانی هستند و منشأ الهی دارند پس عاری از اشتباه هستند؛ این بدان معناست که این دیدگاه مصونیت از اشتباه و خطا در ادیان، این ظرفیت را به پیروان آنها داده‌است تا خود را برحق دانسته، درنهایت، سایر افکار و جهان‌بینی‌ها را منحرف قلمدادکنند؛ درنتیجه برای توجیه خشونت و دست‌یافتن به اهداف مدنظر، نیاز به توجیه عقلی، کمتر می‌شود.

- هزاره‌گرایی و مهدویت: تاریخ، پایانی قدسی و معجزه‌وار دارد. در پایان جهان (قیامت)، همه ادیان به ظهور منجی و فریاد‌رس باوردارند. پیروزی از آن مؤمنان و شکست از آن کافران و بی‌دینان خواهدبود.

- اعضا انتخاب‌شده و برگزیده هستند: اغلب، رهبران در این‌گونه گروه‌ها خود را برگزیده و جدا از عوام می‌دانند.

- قلمروهای فکری و عملی مشخص: مردمان یا با آنها هستند یا از دایره آنها خارج‌اند؛ به‌طور معمول، حد وسط وجودندارد.

- ساختار و سازمان اقتدارگرایانه دارند: این گروه‌ها و سازمان‌ها اغلب، حول شخصیتی کاریزماتیک شکل‌می‌گیرند.

- الزام‌های رفتاری: به دلیل وجود جهان‌بینی دوگانه و قلمروهای خاص تعریف‌شده، الزام‌های رفتاری خاصی باید در این نوع اجتماع‌ها رعایت‌شود. درخصوص بسیاری از رفتار و آداب در اجتماع از طرز لباس پوشیدن گرفته تا حتی مسائل جنسی، دستورها و روش‌هایی خاص وجوددارند (Emerson & Hartman, 2006:134).

 

ازاین‌رو، منشأ پیدایش داعش، دولت اسلامی عراق و شام، را باید در سال‌های 2002 تا 2006 و افکار متحجرانه ابومصعب الزرقاوی در رهبری دو نیروی تندرو اسلامی، یعنی «توحید و جهاد» و «القاعده‌ عراق» جستجوکرد. به‌دنبال کشته‌شدن ابومصعب الزرقاوی در ژوئن 2006، رهبران القاعده در عراق، این گروه را که ائتلافی از نیروهای مختلف در عراق بود، دوباره و با نام «حکومت اسلامی عراق» احیاکردند. دولت اسلامی عراق، هر دو رهبر خود (ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر) را در سال 2010 در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا ازدست‌داد؛ این تحولات سبب‌شد که این گروه تضعیف‌شود اما به نابودی آن نینجامید. پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق در 2011، رهبر این گروه، عواد ابراهیم البدری السامرایی، معروف به ابوبکر البغدادی، این گروه را دوباره احیاکرد؛ در اوایل سال 2013، این گروه، حملات انتحاری و تروریستی گسترده‌ا‌ی را به لطف ناامنی و جنگ داخلی که در سوریه جریان‌داشت، در عراق انجام‌داد؛ هم‌زمان، نارضایتی از عملکرد سیاسی دولت نوری المالکی در عراق به‌ویژه در شهرهای به‌طور عمده، سنی‌نشین این کشور، زمینه را برای تقویت و نفوذ داعش در عراق تسهیل‌کرد؛ در همین حین، بروز تنش در رابطه این گروه با القاعده افغانستان و شاخه سوری آن (النصره) بالاگرفت. اختلاف‌هایی که اغلب از نحوه عملکردی و خشونت‌آمیز داعش در عراق و سوریه نشأت‌می‌گرفت؛ درنهایت، داعش در سال 2014، به‌طور رسمی، وجود هرگونه پیوند با القاعده را ردکرد؛ از این زمان، این گروه، خود را به‌عنوان یک واحد جهادی مستقل با اهداف و آرمان‌های مشابه اما کمی متمایز معرفی‌کرد. در سال 2013، ابوبکر البغدادی، تمایل خود را برای ادغام هر دو گروه جبهه النصره و دولت اسلامی خودخوانده اعلام‌کرده‌بود؛ البته این طرح ازسوی جبهه النصره ردشد که همین امر درنهایت، به بروز تنش میان گروه‌های تندرو اسلامی در عراق و سوریه منجرشد (Katzman & et.al, 2015:2).

 

عواملی که تقویت و رشد پایگاه نیروهای تندرو اسلامی را در منطقه سبب‌می‌شوند، در چند مورد مهم بایدخلاصه‌کرد:

- جبهه‌گیری و ایجاد انشقاق در میان مسلمانان (شیعه و سنی) به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و مخالفت کشورهای عرب منطقه با آرمان‌های آن: درحقیقت، مواضع تند کشورهای عرب و به‌خصوص، کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت‌به انقلاب اسلامی در ایران، صف‌بندی‌های مذهبی را در خاورمیانه پررنگ‌ترکرد.

- عدم مشروعیت بسیاری از رهبران و حکام عرب منطقه: بیشتر آنها هیچ‌گونه مشروعیت، به‌ویژه مشروعیت سیاسی، ازسوی مردمان خود نداشتند و درنتیجه، امید به اصلاحات سیاسی- اقتصادی در میان مردمان این کشورها به‌تدریج تحلیل‌رفت.

 - ایجاد ائتلافی متشکل‌ از شصت کشور به رهبری ایالات متحده و بسیاری از کشورهای غربی دیگر: این امر، بسیاری از مسلمانان را به این نتیجه رسانده که این نبردی نه‌تنها ضد داعش بلکه تمام هویت اسلامی و دینی آنهاست.

- تبلیغات و برنامه‌هایی که داعش در جهت استفاده و تبلیغ تهیه و تدوین‌‌کرده: داعش آنها را در شبکه‌های اجتماعی و اینترنت پخش‌می‌کند که ازسوی‌دیگر، عدم مقابله مؤثر با این برنامه‌ها ازسوی کشورهای دیگر، به رشد و ترویج دیدگاه‌های آنها کمک‌کرده‌است.

 - عدم وجود برنامه‌های کارآمد و مؤثر به‌عنوان آلترناتیوی برای عرضه به آن دسته از افراد و مسلمانانی که مجذوب داعش و ایدئولوژی خاص آن شده‌اند: این مورد نیز، در گسترش حوزه نفوذ این گروه، بسیار اثرگذار بوده‌است.

- با وجود تمام اعلان‌ها و محکومیت‌های انجام‌گرفته ازسوی کشورها و مجامع جهانی نسبت‌به سیاست‌های سرکوب‌گرانه دولت‌های سوریه و عراق در قبال اقلیت‌ها و مردم خود، هیچ اقدام مؤثر و عملی ازطرف جامعه جهانی برای جلوگیری از این‌گونه رفتارها صورت‌نگرفته‌است.

- درنهایت، می‌توان‌گفت شاید مهم‌ترین عامل، عدم وجود راهکاری مؤثر یا برنامه‌ا‌ی قوی برای اصلاح شیوه حکمرانی در منطقه خاورمیانه، بسیاری از مردم و اقشار این منطقه را به این نتیجه رسانده که هیچ گزینه‌ای، جز بازگشت به روند پیش از سال 2010 وجودندارد؛ ازاین‌رو، این سرخوردگی از نبود برنامه‌ا‌ی مشخص، بسیاری را به سمت این گروه‌های تندرو و رادیکال به‌ویژه داعش متمایل‌کرده‌است (Barrett, 2014: 6).

 

علاوه‌بر عوامل یادشده، باید به این نکته نیز توجه‌کرد که تعامل غلط و غیرسازنده آمریکا با تحولات روی‌داده در جهان عرب به‌ویژه در مصر و لیبی و بعدتر در سوریه، زمینه را برای ایجاد فضای بی‌اعتمادی میان این کشور و جنبش‌های اسلامی فراهم‌کرد. ظهور و سقوط دولت مرسی، تحت نفوذ اخوان‌المسلمین در مصر، حاوی پیامی روشن برای حرکت‌های اسلامی منطقه بود؛ اینکه اختلاف‌های ایدئولوژیکی، فکری و راهبردی (تاکتیکی) میان آنها و دولت آمریکا را نمی‌توان‌نادیده‌گرفت و تنها بر معیارهای دموکراسی‌خواهانه تأکیدکرد؛ ازاین‌رو، عدم حمایت آمریکا از نیروهای میانه‌رو اسلامی در سوریه و تعمیق بحران داخلی در این کشور،  زمینه را برای رشد گروه‌های رادیکال و تروریستی آماده‌کرد (Hamid, 2014: 3)؛ ازسوی‌دیگر، با وجود اعلام راهکار (استراتژی) آمریکا و دولت اوباما در مقابله با داعش و نیروهای تندرو در منطقه، ما درعمل، تقویت و رشد پایگاه و دامنه قدرت و نفوذ این گروه‌ها به‌ویژه داعش را در عراق و سوریه، شاهد بودیم؛ درواقع، به باور بسیاری از کارشناسان امر، برخلاف ادعاهای اوباما و دولت آمریکا، این کشور، فاقد هرگونه راهکار روشن و فعالانه درزمینه مبازه با داعش است (Alterman, 2014: 1).

 

ج- تحولات فکری، اندیشه‌ا‌ی و عملکردی داعش

اسلام‌گرایان، انتخاب محمد مرسی را در مقام ریاست‌جمهوری مصر در ژوئن 2012 در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک به‌فال‌نیک‌گرفتند به‌واقع، انتخاب مرسی، بیانگر این حقیقت انکارناپذیر بود که اسلام‌گرایی و تفکرهای بنیادگرایانه اسلامی، هنوز در حوزه‌های سیاست جهانی، گفتمان و روابط ‌بین‌الملل، برای گفتن حرف‌هایی‌دارد (Milton-Edwards, 2014: 1)؛ ازاین‌رو، نباید تقویت اسلام‌گرایی و ظهور گروه‌های رادیکالی مانند داعش یا النصره را محال‌دانست. سیر تکامل تدریجی داعش یا همان خلافت اسلامی خودخوانده را باید در دو بُعد نحوه شکل‌گیری و عامل شانس یا تصادف ارزیابی‌کرد: از جنبه شکل‌گیری و نحوه مطرح‌شدن، قاعده‌ این خلافت برگرفته از دیدگاه و جهان‌بینی خاص مؤسس آن، یعنی ابومصعب الزرقاوی است بنابراین از این لحاظ، تفاوت‌هایی آشکار میان این گروه و القاعده وجوددارد.

 

القاعده برای مدتی مدید، خود را یک نیروی جهادی بدون معین‌کردن مرز جغرافیایی مشخص تعریف‌کرده‌بود اما ابومصعب الزرقاوی، بنیان‌گذار داعش، قائل به ایجاد قلمرو و پایگاه برای خلافت خود بود؛ چیزی که بعدها در عراق و سوریه، رنگ واقعیت به خود گرفت اما در شکل‌گیری این خلافت، عامل مهم دیگری نیز مؤثر بوده و آن، عامل شانس یا تصادف است. تعمیق بحران در سوریه و عراق و مهیاشدن بستر سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در کشور همسایه عراق که برایند عواملی گوناگون بود، سبب‌شد که این گروه، قلمرو خود را در بخش‌هایی وسیع از این دو کشور تثبیت‌کند (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 8). در ماه ژوئن 2014 ابومحمد العدنانی[9]، سخنگوی داعش، در بیانیه‌ا‌ی با نام «این وعده الهی بود» بیان‌کرد که تمام شرایط و ملزومات برای ایجاد خلافت اسلامی در عراق و شام، آماده است؛ او همچنین اعلام‌کرد که ابوبکر البغدادی، خلیفه مسلمانان خواهدبود و به ریشه و نسب قریشی این مرد که یکی از اصل‌های هفت‌گانه لازم برای رسیدن به خلافت اسلامی برمبنای آموزه‌های کهن (کلاسیک) اسلامی است، نیز اشاره‌کرد.

 

اما در فوریه 2014 و درست، چهار ماه پیش از اعلام رسمی خلافت اسلامی ازسوی داعش، القاعده در بیانیه‌ا‌ی، رفتار و اعمال خلافت خودخوانده داعش را زیرسؤال‌برده، محکوم‌کرد. در ماه می، ابومحمد العدنانی در بیانیه‌ای در پاسخ موضع القاعده بیان‌کرد که داعش، هیچ رابطه‌ای با القاعده ندارد و به همین دلیل، موضع القاعده درباره این گروه را نیز به‌رسمیت‌نخواهدشناخت؛ او ادعاکرد که القاعده یک سازمان است درحالی‌که داعش، یک خلافت اسلامی با مختصات مشخص است (al-‘Adnani, 2014).

 

از سال 2003 و شکل‌گیری داعش در این کشور تا خلافت خودخوانده این گروه در سال 2014، گروه یادشده، نام‌هایی متفاوت برای خود برگزید. اگر سال 2014 را سال جدایی رسمی داعش از القاعده بدانیم، تفاوت‌های ایدئولوژیکی، میان این دو گروه وجوددارد که برخی از آنها غیرقابل‌برگشت است؛ یکی از این اختلاف‌ها را باید در نحوه نگرش اسامه بن‌لادن و الظواهری، به دیدگاه‌های الزرقاوی در ملاقاتشان به سال 1999 در افغانستان مربوط‌دانست؛ این دو بر این باور بودند که جهان‌بینی الزرقاوی، نسبت‌به اسلام و مسائل مرتبط، بسیار خشک و خشن است؛ البته باید ریشه این دیدگاه‌های به‌شدت متحجرانه را در معلم و استاد الزرقاوی، یعنی ابومحمد المقدیسی[10]، پیش از سفر او به افغانستان در سال 1999 جستجوکرد (Al-Ubaydi & et.al, 2014:10).

 

الزرقاوی و المقدیسی، به سال 1991 در پیشاور پاکستان با هم دیدار‌کرده‌بودند؛ پس از بازگشت به اردن، آنها به دیدگاه‌های المقدیسی، مبنی‌بر نامشروع‌بودن نظام حکمرانی در کشورهای اسلامی، به‌ویژه درخصوص اردن و عربستان سعودی توجه‌کرده، آنها را نشردادند؛ این دیدگاه‌ها سرانجام، آنها را به زندان‌های اردن روانه‌کرد (Kirdar, 2011: 3).

 

پس از ورود الزرقاوی به هرات در سال 1999 و دایرکردن کمپی در این منطقه، القاعده و رهبران آن، هیچ تمایلی به همکاری با این گروه از خود نشان‌ندادند و تنها، همکاری در بخش‌هایی را خواستار بودند که اهداف آنها با هم هم‌پوشانی‌دارد؛ المقدیسی ادعامی‌کرد که این الزرقاوی بود که به همکاری با القاعده تمایلی‌نداشت زیرا بن‌لادن از تدریس آرا و دیدگاه‌های المقدیسی در کمپ‌های القاعده در پاکستان و افغانستان جلوگیری‌می‌کرد. الزرقاوی از همان اوایل سال 1999 به‌دنبال ایجاد ساختاری اجتماعی با نام «المجتمع المتکامله» بود؛ این بدان معناست که الزرقاوی از همان ایام به فکر ایجاد ساختار و جامعه مدنظر خود بوده‌است. تکامل و رشد جامعه مدنظر الزرقاوی در افغانستان، سیر تکامل و رشد خود را آغازکرد اما خود الزرقاوی هم بر این باور بود که مهد اصلی این جامعه، عراق است نه افغانستان؛ ازاین‌رو او در همان سال با جماعت اسلامی «انصار اسلام» که یک جامعه اسلامی کُردی در شمال عراق بود، پیوندهایی برقرارکرد که بعدها در فرار او از افغانستان و رفتنش به عراق، بسیار مفید، واقع شد؛ ازاین‌رو، پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال 2000، الزرقاوی به عراق گریخت؛ مهاجرت الزرقاوی به عراق را نیز می‌توان براساس آموخته‌های دینی و تاریخی او توجیه‌کرد. اساس قراردادن عراق ازسوی نور الدین، سردار شجاع مسلمان برای حمله به بیت‌المقدس و آزادی آن را که البته بعدها صلاح‌الدین، آن را به‌سرانجام‌رساند، می‌توان یکی از دلایل اصلی انتخاب عراق و موصل به‌عنوان پایگاه خلافت اسلامی داعش[11] مدنظرداشت (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 11).

 

الزرقاوی، انسانی باهوش و درعین‌حال، به‌شدت واقع‌گرا بود؛ برای نمونه، در ماه ژانویه 2006، الزرقاوی به یک‌باره نام گروه را از القاعده عراق به «مجلس شورای مجاهدین» تغییرداد؛ یکی از دلایل اصلی این امر، جلب توجه نیروهای ملی‌گرای رژیم سابق بعث بود که پس از حرکت پاک‌سازی بعثی‌ها در عراق یا همان فرایند بعثی‌زدایی، از دولت مرکزی طردشده‌بودند (Kirdar, 2011: 5).

 

مرگ ابومصعب الزرقاوی در ژوئن 2006 نیز باعث نشد تا نقشه ایجاد یک جامعه آرمانی اسلامی (مجتمع) ازمیان‌برود بلکه پیروان و جانشینان او این طرح را با طرح‌هایی جاه‌طلبانه‌تر دنبال‌کردند. ابوحمزه المهاجر از همان ابتدا با رهبر القاعده، بن‌لادن بیعت‌کرد و خود را حامی و تداوم‌دهنده راه آنها می‌دانست؛ پس از چهار ماه، ابوحمزه با گروه تازه‌تأسیس ابوعمر البغدادی با نام «دولت اسلامی عراق» اعلام‌بیعت‌کرد؛ هر دوی این رهبران در افغانستان آموزش‌دیده‌بودند و پس از مهاجرت ابومصعب به عراق به او ملحق‌شده‌بودند؛ اعلام نام جدید گروه و حکومت‌خواندن آن به این معنا بود که کارکردهای این گروه، تنها به عملیات‌های نظامی، محدود نمی‌شود و همان‌گونه هم شد. در آوریل 2007 ابوعمر البغدادی، نام ده تن از وزرای خود را برای دولت تازه‌تأسیس خویش اعلام‌کرد اما در بیانیه سال 2014 که ازسوی ایمن الظواهری[12]، رهبر القاعده منتشرشد، به‌طور رسمی اعلام‌کرده‌بود که در سال 2006 و اعلام حکومت اسلامی عراق، هیچ مشورتی ازسوی ابوحمزه و ابوعمر با شورای مرکزی القاعده در افغانستان یا حتی خود بن‌لادن صورت‌نگرفته‌بود؛ بعدها این ادعاها در نامه‌های محرمانه‌ا‌ی که در منزل بن‌‌لادن در پاکستان یافت‌شد، به‌صورت تمام تأییدشد (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 14).

 

در آوریل سال 2010، هر دوی این افراد در حملات هوایی آمریکا کشته‌شدند؛ درنتیجه ابوبکر البغدادی، رهبری این گروه را به‌عهده‌گرفت که البته هنوز هم تداوم‌دارد. براساس گفته‌های خود رهبران القاعده و نامه‌های کشف‌شده از مکاتبات آنها، اختلاف‌های موجود از سال 2005، میان القاعده عراق و القاعده افغانستان وجودداشته، در سال 2006 تشدیدشد اما چه دلیلی باعث شد تا این اختلاف‌های خیلی دیر خود را بروزدهند؟

 

در آوریل 2013، ابوبکر البغدادی، یک‌جانبه موجودیت «دولت اسلامی عراق و شام» را درنتیجه ادغام گروه خود با گروه جبهه النصره[13] (جبهه النصره اولین گروه جهادی بود که در ژانویه 2012 در سوریه تشکیل‌شد و شاخه رسمی القاعده در این کشور محسوب‌می‌شود) در سوریه اعلام‌کرد. در اوایل تشکیل النصره در سوریه، حتی گروه‌های غیراسلامی و سکولار نیز از آنها به دلیل روحیه جنگاوری و نحوه تعامل خوبشان با مردم سوریه، بسیار حمایت‌کردند اما ابومحمد الجولانی، رهبر النصره، آشکارا طرح ادغام هر دو گروه را در سوریه و عراق، رد و بیعت خود با الظواهری را به‌طور رسمی اعلام‌کرد. در ژوئن 2013، الظواهری به‌صورت رسمی، این ادغام را رد و فردی با نام ابوخالد السوری را که پیوندی نزدیک با ابومصعب الزرقاوی داشت و هم‌زمان، رهبر گروه اسلامی «الحرکت الشام» در سوریه بود، مأمورکرد تا میان هر دو گروه النصره و دولت اسلامی عراق میانجیگری‌کند (Zelin, 2015).

 

دلایل اعلام یک‌جانبه گروه دولت اسلامی عراق و شام ازسوی ابوبکر البغدادی را می‌توان این‌گونه برشمرد:

 

- اینکه شاید ابوبکر البغدادی از مطرح‌شدن گروه النصره در دنیای جهادی‌‌ها چندان خرسند نبود و می‌خواست با این کار اثبات‌کند که موفقیت‌های النصره به دلیل سازماندهی و ابتکار عمل اولیه و ارتباطات این گروه با گروه تحت فرمان او بوده‌است.

- او از سرمایه‌گذاری روی گروهی که بیشتر طرح‌های ملی‌گرایانه یا دست‌کم، اسلامی را اما در چارچوبی خاص دنبال‌می‌کند و به فکر طرح جهادی و خلافت اسلامی آن‌گونه‌که او مدنظرداشت، نیست، نگران بود.

- شاید او به این نتیجه رسیده‌بود که این بهترین زمان برای توسعه قلمرو حکومت اسلامی خود از عراق به سوریه باشد.

 

ازسوی‌دیگر، این ادغام یک‌جانبه ازطرف الظواهری، به‌هیچ‌وجه قابل‌قبول نبود چون الظواهری این حرکت را نوعی کودتا  ضد خود و سازمان القاعده می‌دید؛ بنابراین از شکل‌گیری آن خرسند نبود؛ پیش از آغاز نزاع جدی میان این دو گروه در دسامبر 2013 که به کشته‌شدن ابوصعد الهدرامی، رهبر النصره در استان رقه، به دست افراد وابسته به ابوبکر البغدادی منجرشد، به‌طور کامل، مشخص نبود که این تحول اساسی را در سازمان جهادی‌های دنیا کدام گروه آغازکرده‌است. اگرچه بیشتر انتقادها متوجه داعش و ابوبکر البغدادی است، در بیانیه‌های که در اوایل جولای 2014 ازسوی داعش منتشرمی‌شد، به ابن نکته تأکیدمی‌شد که افراد و نیروهای وابسته به این گروه در سوریه به‌شدت ازسوی سایر گروه‌های جهادی، مورد اذیت، آزار، تبعیض و شکنجه قرارمی‌گرفته‌اند. به ادعای خود ابوبکر البغدادی، تغییر نام گروه، نشان‌دهنده توسعه و تکامل تدریجی گروه و البته افزایش سطح توقع‌ها و آمال گروه است؛ البته دیگر، توقعی نیست که نام گروه که دیگر اکنون، خود را خلافت اسلامی می‌خواند، تغییرکند چون غایتی است که گروه‌های جهادی در سرتاسر جهان، خواستار آن هستند (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 18)؛ اما این پرسش، مطرح است که «چه تفاوت ماهوی یا ساختاری میان خلافت اسلامی سال 2014، دولت اسلامی عراق در سال 2006 و دولت اسلامی عراق و شام در 2013 وجوددارد؟».

 

د- فرقه‌گرایی در عراق

دو عامل بسیار مهم که باعث شد، گروه‌های سنی عراقی که پیش‌تر در سال 2006 و 2007 با نیروهای آمریکایی، درزمینه مبارزه با القاعده عراق همکاری‌داشتند، دوباره به حمایت از داعش در سال 2013 روی‌بیاورند، عبارت‌اند از:

 

- سیاست‌های پاک‌سازی و تبعیض قومی و مذهبی بود که در قانون اساسی عراق در 2005 به‌تصویب‌رسید و با عنوان بعثی‌زدایی، بسیاری از گروه‌ها و افراد سنی‌مذهب و عناصر رژیم بعث، به بهانه مبارزه با تروریسم، بدون هیچ دلیل و برهان محکمه‌پسندی، راهی زندان شدند.

 

- سیاست‌های یک‌دست‌سازی دولت مرکزی درخصوص ترکیب جمعیتی برخی از شهرهای عراق است؛ گروه‌های سنی به‌شدت تحت تأثیر این سیاست‌های غلط دولت مرکزی، طرد و درنهایت به گروه‌های تروریستی، ملحق‌شدند. سعد جواد، پژوهشگر در مسائل و سیاست عراق، بیان‌می‌کند که آمریکا پس از حمله به عراق، به‌جای تأکید بر نقاطی مشترک که ‌بتواند دولت عراق را سرپا نگه‌دارد، درعمل، کشور را به سه بخش متمایز شیعه، سنی و کُرد تقسیم‌کرد؛ او بر این باور است که این سیاست، نقشی مهم در تعمیق شکاف‌های موجود میان این گروه‌ها داشت. آقای سعد جواد بیان‌می‌کند که در قانون اساسی پیشین به دلیل ذات سکولاربودنش، به گروه‌های قومی و مذهبی هیچ اشاره‌ا‌ی‌نشده‌بود و این در حالی است که در قانون جدید، بر این موضوع‌ها و مسائل، بسیار تأکیدشده و این خود به اختلاف‌ها و تنش‌های یادشده دامن‌زده‌است.

 

در سال 2009 فرایند جابه‌جایی و همگون‌سازی مناطق سنی و شیعه در عراق (7.2 درصد) به اوج خود رسید؛ این سیاست دنبال‌شده ازسوی هر دو جناح به‌هیچ‌وجه با مخالفت دولت مرکزی، مواجه نشد؛ درنتیجه، این امر، به شکل‌گیری مناطق و شهرهایی با بافت به‌طور تقریبی، همگن انجامید و درعمل، عراق را به چندین منطقه مجاز مبدل‌کرد. منهای مناطق شیعه‌نشین در هیچ‌یک از مناطق سنی‌نشین عراق، کمترین همکاری ممکن با نیروهای پلیس و ارتش در برقراری امنیت صورت‌نمی‌گرفت و همین امر سبب‌شد تا عناصر و نیروهای تندرو وابسته به داعش و القاعده، خیلی راحت در میان قبایل و مناطق سنی‌نشین نفوذکنند؛ همچنین، سیاست‌های دولت مالکی، یکی از عوامل عمده و مهم در تشدید این ناامنی و قوت‌گرفتن جنگ طائفی در این کشور بود. با آغاز بیداری اسلامی، تظاهرات‌های مسالمت‌آمیزی که در استان‌های به‌طور عمده سنی‌نشین عراق (ازجمله الانبار، دیاله، موصل و حتی کرکوک و با نام «الحرکت الشعبیه») در جریان بود، به‌هیچ‌وجه با پاسخ مناسب ازسوی دولت مرکزی عراق به رهبری نوری المالکی، مواجه نشد. تظاهر‌کنندگان، دو خواسته عمده داشتند: اول، برچیده‌شدن قانون مبارزه با تروریسم که به باور آنها ازسوی دولت مرکزی برای سرکوب اقلیت سنی تنظیم‌شده‌است. و دوم، آزادی زندانیان سیاسی که به باور گروه حقوق بشر بین‌المللی نیز، بسیاری از این افراد که اغلب، سنی نیز بودند، بدون هیچ اتهام و جرمی خاص بازداشت‌شده‌بودند اما دولت مالکی به‌جای پاسخگویی به این خواسته‌ها با آنها به‌شدت مقابله‌کرد. در یک سخنرانی، خود آقای مالکی به‌صراحت به معترضان هشدارداد تا این وضع به‌وجود‌آمده را پایان‌دهند وگرنه خود او به این وضع پایان‌خواهدداد؛ او حتی پا را فراترنهاد و در مقایسه‌ای به‌طور کامل تنش‌زا، معترضان را به حامیان و جبهه یزید تشبیه‌کرد که قصددارند، جبهه امام حسین و یاران او را ازمیان‌ببرند؛ تشبیهی که به قرن هفتم هجری و مقابله امام حسین، امام سوم شیعیان و یزید، پسر معاویه اشاره‌داشت (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 21-22)؛ البته در این میان نیز، رهبران و عناصر القاعده عراق که دیگر خود را دولت اسلامی عراق و شام می‌خوانند، بیکار ننشستند؛ آنها هم به اقلیت سنی این کشور هشدارمی‌دادند که دولت مرکزی عراق، پر شده از عناصر دشمن و روافض که دشمن درجه یک اعراب سنی هستند؛ ازسوی‌دیگر نیز، دامنه این گفتمان به‌شدت فرقه‌گرایانه در گفتمان وزیر شیعه عراقی، آقای باقر جبر سولاق به اوج خود رسید؛ او سنی‌ها را به سه دسته تقسیم‌کرد: اول، آنهایی که باید‌کشته‌شوند؛ دوم، آنهایی که باید به زندان بروند و سوم، آنهایی که باید در خدمت شیعیان باشند (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 23)؛ تمام این تحولات و وقایع، خواسته یا ناخواسته، درنهایت به شعله‌ورشدن زبانه‌های کینه میان این گروه‌ها منجرشد.

 

ه- تفاوت داعش با القاعده و سایر جریان‌های فکری

یکی از ویژگی‌های جالب داعش، ترکیب‌کردن مقاصد و روش‌شناسی خاص در جهت دستیابی به اهدافش است که این گروه را از سایر گروه‌های اسلامی دیگر متمایزکرده‌است. ابومحمد العدنانی، سخنگوی داعش اشاره‌می‌کند که رسیدن به اهداف، مستلزم داشتن روش خاص است که او آن را روش یا مدل پیامبر می‌خواند؛ او این روش را در قالب دوبُعدی، قدرت و نیروی نظامی ترجمه‌می‌کند تا بتوان قلمرو مدنظر اسلامی را دوباره احیاکرد. پس از تصاحب قلمرو، کار بعدی که خلافت اسلامی بایدانجام‌می‌داد، اخراج و ازمیان‌بردن تمام مخالفان و افراد از قلمرو خلافت اسلامی بود که رهبر این گروه، آنها را ملحدان و کافران می‌خواند؛ پس از این مرحله، انسجام و یکپارچه‌کردن امت اسلامی در دستور کار قرارداشت. نکته‌ای جالب‌توجه که در این روش‌شناسی خاص بایدمدنظرداشت، مجازشمردن قدرت و قوه قهریه برای برخورد با افراد و مخالفان خود است؛ البته در این میان، حتی استفاده از زور در برابر جماعتی از مسلمانان، مانند شیعیان (که داعش آنها را رواض و مرتدین می‌خواند و حتی افراد سنی که با حکومت اسلامی مخالفت‌کنند)، به‌عنوان خائنان به حکومت اسلامی، مجاز است؛ بنابراین می‌توان‌گفت که هدف اصلی داعش، کنترل و تصاحب سرزمین‌های اسلامی مدنظر آنها از چین گرفته تا اسپانیاست؛ در این راه، روش خاص آنها توسل به زور و قوه قهریه است که از این لحاظ با سایر گروه‌های جهادی که تاکنون می‌شناختیم، متفاوت هستند (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 27-29)؛ البته این مواضع درخصوص تصاحب قلمرو و فتح سرزمینی، همانند شمشیر دولبه عمل‌می‌کند؛ ازیک‌سو، فتح سرزمینی به‌عنوان پایگاه و قلمرو خلافت اسلامی، یکی از اهرم‌های مهم در دست داعش برای تبلیغ و تثبیت جایگاه خود درجایگاه یگانه مرجع معتبر برای آمال مسلمانان است؛ درعین‌حال، اداره امور سرزمینی توسط داعش که دشمنان و مخالفان جدی و گسترده، نه‌تنها در داخل بلکه حتی در خارج نیز دارد، درعمل، به امری سخت و البته خطیر تبدیل‌شده که هرگونه قصور در آن به‌معنای ازدست‌دادن مشروعیت و حقانیت خلافت خودخوانده است؛ امری که برای گروهی همانند داعش، بسیار دشوار می‌نماید (Hassan,2015).

 

یکی از جنبه‌های جالب‌توجه در رهبری هر دو گروه، آغاز مبارزات جهادی ابومصعب الزرقاوی، بنیان‌گذار داعش و اسامه بن‌لادن، بنیان‌گذار القاعده در دهه 1980، ضد اشغال افغانستان ازسوی شوروی بود؛ این دو رهبر، حتی در مقاطعی در سال‌های 2004 و 2005 با هم به‌طور مشترک، ضد اشغال عراق ازسوی آمریکا مبارزه‌کردند اما این همکاری‌ها به علل مختلف تداوم‌نیافت. بن‌لادن از خانواده‌ا‌ی مرفه و تحصیل‌کرده بود اما الزرقاوی، خانواده‌ای متوسط و تحصیلاتی پایین‌تر داشت. دیدگاه خاص و به‌شدت متحجرانه الزرقاوی نسبت‌به شیعیان و آنانی که او روافض می‌خواند، گسست این دو رهبر را سبب‌شد (Zelin, 2014: 1).

 

ازجمله تفاوت‌هایی دیگر که در ساختار داعش و القاعده قابل‌تمیزدادن است. تفاوت‌های نسلی و ایدئولوژیکی است. جهادی‌های امروز نسبت‌به دهه‌های 1980 و 1990، بسیار رادیکال‌تر و تندخوترند (Zelin, 2014: 3). از هسته اولیه شورای رهبری القاعده در افغانستان که در دوران اشغال افغانستان و بعدتر تشکیل‌شده‌بود، به‌طورتقریبی، بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده، کشته یا از این گروه، جدا شده‌اند. ایمن الظواهری، یکی از معدود چهره‌های شناخته‌شده ‌است که هم‌اکنون رهبری این گروه را برعهده‌دارد؛ ازاین‌رو می‌توان‌گفت که القاعده، هم‌اکنون با بحران رهبری کاریزماتیک و فعال، روبه‌رو است اما آن‌سوتر، در عراق و سوریه، داعش توانسته با توسل به اهرم‌های تبلیغاتی، بسیاری از جوانان مسلمان را از اَقصی‌نقاط جهان به قلمرو خلافت خودخوانده بکشاند و نفوذ فکری و ایدئولوژیکی خود را میان نسل جوان جهادی‌ها ارتقادهد. دسترسی آسان جوانان به شبکه‌های اجتماعی و اینترنت سبب‌شده تا از لحاظ فکری، نسبت‌به جهادی‌های دو یا سه دهه پیش، ما نسلی منسجم‌تر و البته رادیکال‌تر را شاهد باشیم (Groll, 2015).

 

ویژگی‌هایی بارز که القاعده را از داعش در اهداف و روش‌شناسی متمایز‌می‌کنند، در چند مورد بایدخلاصه‌کرد:

- اینکه در اسناد و مصاحبه‌های انجام‌گرفته ازسوی القاعده و رهبران آن، آنها به‌هیچ‌وجه،  به ایجاد خلافت اسلامی اشاره‌‌ای‌نکرده‌اند یا دست‌کم در اولویت دستور کار آنها نبوده‌است؛ از این جهت، القاعده به گفته حتی برخی از مهره‌های داخلی این گروه از سایر گروه‌های دیگر جهادی، متمایز است. به گفته نلی لهود که درباره سازمان‌ها و گروه‌های جهادی تحقیق‌هایی بسیار انجام‌داده‌است، القاعده از نظر قائل‌شدن جایگاه برای خود، بسیار متواضعانه‌تر عمل‌کرده و به‌هیچ‌وجه در جهان اسلام برای جایگاه خود، جاه‌طلب نبوده‌است؛ البته زمان اتخاذ این موضع در قبال عدم تشکیل خلافت اسلامی را باید به دهه 1980 و فرایند تثبیت رهبری اسامه بن‌لادن در ساختار القاعده مربوط‌دانست. به باور برخی ازجمله روهان گونارتنا[14]، مرگ عزام به‌وسیله یک بمب کنترل‌شده از راه دور در پیشاور پاکستان، کار گروه الجهاد مصر و به دستور اسامه بن‌لادن انجام‌شد. بن‌لادن از کاریزما و نفوذ عزام بر جهادگران در افغانستان، ناخرسند بود؛ همچنین، برخلاف عزام که قصدداشت، به‌طور مجدد، کشورهای اسلامی را فتح‌کند (این امر به‌هیچ‌وجه در میان حُکام کشورهای اسلامی و عربی قابل‌پذیرش نبود)، بن‌لادن تغییری به‌طور تقریبی 180 درجه در مواضع و اهداف گروه سازمان صورت‌داد و بیشتر سمت و سوی اصلاح‌گرانه به برنامه‌های القاعده بخشید و مبارزه با دشمن فرامنطقه‌ی را در دستور کار قرارداد (Migaux, 2007: 316)؛ درحقیقت به‌نظرمی‌رسد که سازمان‌های اطلاعاتی عربی، به‌ویژه مصر و اردن، نقشی مهم در اتخاذ این دیدگاه ازسوی القاعده و درنتیجه ترور عزام ایفاکرده‌اند.

 

- ازسوی‌دیگر از نظر القاعده، تنها سوگندیادکردن ازسوی اعضا و پیروان آن برای ایجاد خلافتی اسلامی، کافی است؛ البته شاید این امر را باید ناشی از مناسب‌ندیدن شرایط برای ایجاد این خلافت دید؛ پس می‌توان‌گفت که القاعده به‌دنبال ایجاد یک خلافت نبوده بلکه منتظر فراهم‌شدن اسباب و شرایط آن بوده تا بتواند آن را محقق‌کند.

- یکی دیگر از حوزه‌های متمایز میان داعش و القاعده، درخصوص نحوه و کاربرد اهرم خشونت است. اگرچه در ابتدای امر، شاید این دو گروه با هم از لحاظ کاربرد خشونت یکسان به‌نظرآیند، با کمی دقت می‌توان برخی تمایزها را متوجه شد. القاعده خود را به داشتن رابطه متقابل و دوستانه با تمام گروه‌های اسلامی و جهادی، دانشمندان مسلمان، پژوهشگران اسلامی و درکل، بدنه عادی جامعه اسلامی متعهد می‌داند. برای القاعده، کاربرد خشونت و زور باید متناسب با شرایط و موارد آن باشد؛ اما داعش برای کاربرد خشونت، هیچ حد و مرزی قائل نیست و حتی این خشونت در بسیاری از موارد در قبال خود مسلمانان و گروه‌های جهادی به‌کاربرده‌شده‌است (Al-Ubaydi & et.al, 2014: 30-31).

 

- همچنین می‌توان‌گفت که القاعده، بیشتر نقش حامی و ماما را برای سایر گروه‌های جهادی داشته و دارد تا یک موتور محرکه قوی که بخواهد به‌طور مستقیم اقدام‌کند؛ برای نمونه، حمایت‌های الظواهری را در ابتدای امر از ایجاد شاخه این گروه در عراق به دست ابومصعب الزرقاوی و تلاش این گروه را برای ایجاد شاخه خود در سوریه به دست گروه النصره می‌توان از این مصداق‌ها دانست؛ درواقع، داعش، بیشتر درجایگاه یک حامی، گروه‌های جهادی مختلف را در کشورهای مختلف حمایت‌می‌کند تا بتوانند خلافت‌های کوچک و مدنظر خود را در این کشورها ایجادکنند تا درنهایت، زمینه برای هدف نهایی که همان خلافت اسلامی یکپارچه است، آماده شود؛ از این جهت با روش داعش که خود به‌صورت مستقیم، به‌دنبال ایجاد خلافت اسلامی است، فرق‌دارد (Fishman, 2012: 6).

 

ویژگی اصلی و بارزی که داعش را از سایر گروه‌های تروریستی متمایزمی‌کند و درواقع، نقطه‌ قوت این گروه محسوب‌می‌شود، توانایی آن در جنگیدن و هم‌زمان، ظرفیت کنترل مناطق تصاحب‌شده ‌است. در قلمرو سرزمینی خلافت اسلامی خودخوانده داعش، مؤسساتی مختلف و منابعی متنوع برای تأمین بودجه و نیازهای ضروری این خلافت اسلامی درنظرگرفته‌شده‌است؛ بازوی نظامی این سازمان نیز در جهت تأمین امنیت و اهداف موردنظر رهبران آن به‌خوبی عمل‌کرده‌است (Lewis, 2014: 9). شیوه داعش در اداره امور و به‌ویژه، فتح سرزمینی و تأسیس خلافت اسلامی، به‌شدت بر جنبه سخت‌افزاری و نظامی تأکیددارد. در مجله دبیق که زیر نظر این گروه به‌چاپ‌می‌رسد، آورده‌شده:

 

«حملات این گروه (داعش)، نیروهای مرتد را به عقب‌نشینی از مناطق روستایی و سازماندهی در مناطق مهم شهری مجبورخواهدکرد؛ سپس، گروه خلافت اسلامی از این موقعیت استفاده‌کرده، سطح آشوب هرج‌ومرج را در مناطق شهری به حدی بالاخواهد‌برد که از آن با نام «توحش« یادشود؛ گام بعدی در این مسیر، تلاش گروه برای پرکردن خلأ ایجادشده، درنتیجة آشوب است؛ در این مرحله، دستورها و قوانین موردنظر، پیاده خواهندشد و جامعه به سمت خلافت اسلامی مدنظر هدایت‌می‌شود» (Dabiq, 2014: 37).

 

در همین راستا، داعش، سایر گروه‌های جهادی به‌ویژه القاعده را نکوهش‌‌کرده، از آنها که برای خشونت، حد و مرز قائل‌اند، به‌شدت انتقادمی‌کند و این‌گونه استدلال‌می‌کند که عدم توجه به زور و خشونت، مجاهدین را در رسیدن به آرمان خود، دلسرد و ایجاد خلافت اسلامی را بسیار بعید‌می‌سازد؛ بر این اساس، داعش با توسل به ابزارهای در دسترس، در تلاش است تا آرمان‌های مدنظرش را به بهترین و کامل‌ترین شکل ممکن تحقق‌ببخشد؛ ازاین‌رو، اهداف اصلی داعش را با توجه به مستندهای آورده‌شده در مجله دبیق، می‌توان به‌صورت زیر برشمرد:

 

اهداف داعش را باید در چهار مورد برشمرد:

- ازمیان‌بردن کامل مرزهای سیاسی موجود در عراق، سوریه و کل منطقه که با تضعیف دول مرکزی و ایجاد جنگ‌های فرقه‌‌ای در منطقه می‌توان به این هدف، نائل شد.

- تأسیس خلافت اسلامی با فتح سرزمینی در عراق و سوریه، حکمرانی در این مناطق و حمایت از مردمان این کشورها در برابر تهدیدهای خارجی.

- دعوت از افراد و نخبگان هم‌رأی و هم‌کیش به قلمرو خلافت اسلامی برای جنگیدن و کار.

- بسط و توسعه قلمرو خلافت اسلامی به خارج از مرزهای این دو کشور و درنهایت، ایجاد جامعه اسلامی یا همان اُمت واحد.

این اهداف سیاسی و ایدئولوژیک بزرگ، به‌شدت به نیروی نظامی و سخت‌افزاری متکی است. داعش، ابتدا بسیار بر ایجاد جامعه‌ای کارآمد و تثبیت امور اولیه مورد نیاز برای کشورداری و سپس پیاده‌کردن قوانین مربوط به شریعت تأکیددارد و این یکی دیگر از اختلاف‌های موجود میان این گروه و سایر گروه‌های جهادی به‌ویژه القاعده است (Lewis, 2014: 11). لقاعده باوردارد که ابتدا بایدبتوان مراکز قدرت را در سرتاسر جامعه مسلمانان به‌وجودآورد و به آنها اجازه‌داد، در مقیاس کوچک سازماندهی‌شوند تا درنهایت، زمینه برای الحاق این مراکز به هم و اعلام خلافت بزرگ اسلامی، آماده شود اما داعش به‌هیچ‌وجه به این دیدگاه باورندارد. بلکه به یک قلمرو مشخص، همانند آنچه در عراق و سوریه برای خود فراهم‌آورده‌است، اعتقاددارد. داعش و رهبران آن بر این باورند که باید قلمرو خلافت اسلامی را مشخص و امور آن را به‌گونه‌ای اداره و سازماندهی‌کرد که بعدتر بتوان از آن به‌عنوان پایگاه توسعه ارضی و عقیدتی استفاده‌کرد؛ بنابراین، یکی دیگر از ویژگی‌های منحصربه‌فرد داعش، توان این گروه تبدیل  نیرو و قدرت نظامی خود به مراکز حکمرانی در شهرها و مناطق مختلف در عراق و سوریه است که نتیجه این کار، کنترل و سلطه سیاسی بر این مناطق خواهدبود (Hassan, 2015).

 

نتیجه‌گیری

حرکت بنیادگرایی، ریشه‌های تاریخی دارد که از تحولات و بحران‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، متأسی بوده‌است اما بیداری اسلامی و تحولات چند سال اخیر در نحوه سیاست‌گذاری‌های کلان ایالات متحده و کشورهای منطقه، شرایطی را به‌وجودآورد که تنها برنده این شرایط ویژه و بحرانی، گروه‌های رادیکال مذهبی بودند. رشد و تقویت پایگاه داعش در عراق و سوریه، از سیاست‌های غلط و گاه متناقضی نشأت‌می‌گرفت که از کشورهای منطقه و فرامنطقه در خاورمیانه دنبال‌شد. جنگ داخلی سوریه و نابسامانی‌های ساختاری در عراق، زمینه‌ساز رشد گروه‌های تروریستی و افراطی، مانند داعش شد. داعش به‌نوبه‌خود، شیوه و سبکی نوین و به‌شدت متحول را از توان و ظرفیت‌های گروه‌های بنیادگرا به‌نمایش‌گذاشت. تحولات ساختاری، فکری، ایدئولوژیکی و فرهنگی که این گروه از خود در عراق و سوریه در دو سال اخیر نشان‌داده‌است، از نوعی دگردیسی یا جهش در روند مبارزاتی این گروه‌ها حکایت‌دارد. تفاوت‌های چشمگیر عملکردی و ایدئولوژیکی این گروه با سایر گروه‌های بنیادگرا همانند القاعده، از آغاز عصری نوین از مبارزات بنیادگرایی در خاورمیانه و حتی فراتر از آن خبرمی‌دهد؛ تأکید این گروه به ابزار خشونت لجام‌گسیخته، قدرت نظامی، راهبردهای (تاکتیک‌های) منظم و نوین جنگی و البته تأکید زیاد بر رسانه‌های اجتماعی و اینترنت سبب‌شده تا این گروه به‌سرعت، پایگاه‌هایی سیاسی و اجتماعی قوی، در میان جمعیت مسلمان کشورهای مختلف جهان و خاورمیانه برای خود ایجادکند؛ درواقع، نگرش متفاوت داعش به مسائل دینی، سیاسی و فرهنگی، زمینه‌ا‌ی به‌وجودآورده که این گروه بتواند از سایر گروه‌های بنیادگرا پیشی‌بگیرد و درحقیقت، به قوی‌ترین گروه بنیادگرا و درعین‌حال، تروریستی جهان تبدیل‌شود.

 

پی نوشت:

[1] . نام القاعده با اسامه بن‌لادن عجین‌شده و همه، این گروه را با نام او می‌شناسند و البته درست است؛ اما بایدگفت که این عبدالله عزام، رهبر برجسته جهادی‌های خارجی در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی در کنار اسامه بن‌لادن، بود که پس از خروج شوروی از این کشور اعلام‌کرد که قصدندارد ارتش متشکل از جهادگرایان را در افغانستان منحل‌کند و قصددارد از این ارتش درراستای تحقق امت اسلامی و فتح مجدد سرزمین‌های اسلامی بهره‌ببرد؛ بنابراین، او عنوان «القاعده الصلب» را انتخاب‌کرد. او در 1988 مقاله‌ای در شماره 41 نشریه الجهاد به‌چاپ‌رسانید و در آن، ویژگی‌های نوعی ساختار منسجم و مستحکم و تکلیف مجاهدان را در راه تحقق این هدف تشریح‌کرد؛ اما مرگ اعزام در پیشاور پاکستان در سال 1989، تحقق این امر را با چالش‌های اساسی مواجه‌ساخت.

[2] . abu mus’ab al-zarqawi

[3] . ISIS, Islamic State of Iraq and Sham

[4] . Abu Bakr al-Baghdadi, the Leader of Isis

[5] . Clash of Civilizations، مطابق این نظریه، پس از پایان جنگ سرد، فرهنگ و هویت مذهبی، سرچشمه همه درگیری‌ها خواهدبود. اولین‌بار این نظریه در مقاله‌ای با نام «برخورد تمدن ها» در سال 1993 چاپ‌شد.

[6] . Samuel Phillips Huntington

[7] . Fundamentalist

[8] . بوکو حرام و گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش)، در سال ۲۰۱۴ به‌طور مشترک مسئولیت ۵۱ درصد از حوادثی را برعهده‌داشته‌اند که ادعامی‌شود، تروریستی بوده‌اند. داعش به‌تنهایی، مسئول مرگ 6073 نفر از مجموع قربانیان حملات تروریستی در 2014 در سرتاسر جهان بوده‌است.

[9] . Abu Mohammad al-Adnani, Speak person of ISIS

[10] . Abu Muhammad al-Maqdisi

[11] . تحولات اسمی از داعش تا خلافت اسلامی

* داعش (Daesh: اختصار عربی به معنای «دولت اسلامی عراق و شام» که اعضای این گروه به‌شدت با به‌کارگیری این واژه مخالف‌اند.

* آیسل(Isil): این اختصار(Islamic State of Iraq & Levant) برای اولین‌بار ازسوی بارک اوباما و دولتمردان آمریکا به‌کاررفت؛ این اختصار و کلمه "levant" اسمی است که فرانسویان برای سرزمین شام به‌کارمی‌بردند «دولت اسلامی عراق و لوانت».

* آیسس(Isis): «دولت اسلامی عراق و شام» در آوریل 2013، ابوبکر بغدادی اسم گروه را از دولت اسلامی عراق به دولت اسلامی عراق و شام تغییر‌داد. کلمه شام، واژه عربی برای سرزمین‌های واقع در شرق مدیترانه است و معادل واژه فرانسوی "levant" است.

* آی اس(IS): «دولت اسلامی یا خلافت اسلامی» که پس از تصرف موصل و در 14 ژوئیه 2014 به‌طور رسمی انتخاب‌شد؛ البته این اسم، اولین‌بار در 2006 و پس از تأسیس گروه نام‌گذاری‌شد و اعضای آن به‌اختصار، دولت اسلامی عراق را خلافت اسلامی می‌خواندند.

[12] . Ayman Al-Zawahiri, leader of Al-Qaeda

[13] . Jabhat Al-Nusre

[14] . Rohan Gunaratna

مراجع

-   اسپوزیتو، جان، مهران کامروا و جان واتربوری (1391)؛ جامعه مدنی و دموکراسی در خاورمیانه؛ ترجمه محمدتقی دلفروز؛ چ 1، تهران: انتشارات جاوید.

-      دکمیجان، هرایر (1390)؛ جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان عرب؛ ترجمه حمید احمدی؛ چ 6، تهران: انتشارات کیهان.

-      گُل‌مُحمدی، احمد (1392)؛ جهانی‌شدن، فرهنگ و هویت؛ چ 6، تهران: نشر نی.

-      Alterman, J. B. (2014). Rethinking Strategy toward the Islamic State. CSIS.

-      Barrett, R. (2014, November). The Islamic State.

-      Cordesman, A. H. (, 2014, July). The New “Great Game” in the Middle East: Looking Beyond the “Islamic State” and Iraq.

-      Dabiq-The Return of Khilafah. (2014). Retrieved from

https://azelin.files.wordpress.com/201 ... dc481biq-magazine-122.pdf

-      Dina Esfandiari and Ariane Tabatabai. (2015). Iran’s Isis Policy.

-      Fishman, B. (2012 , May). The Evidence of Jihadist Activity in Syria. 5(5).

-      Groll, E. (2015, August). Al Qaeda Is Losing the Battle for Jihadi Hearts and Minds. Foreign Policy‎. Retrieved from https://foreignpolicy.com/2015/08/19/a ... arts-minds-zawahiri-tape/

-      Hamid, S. (2014). The Enduring Challenge of Engaging Islamists: Lessons from Egypt. POMED.

-      IEP. (2015). Global Terrorism Index 2015. Institute for Economics and Peace (IEP). Retrieved from www.economicsandpeace.org

-      Kenneth Katzman, Christopher M. Blanchard, Carla E. Humud, Rhoda Margesson, Matthew C. Weed. (2015, February). The “Islamic State” Crisis and U.S. Policy.

-      Kirdar, M. J. (2011, June). AL QAEDA IN IRAQ.

-      Knudsen, A. (2003). Political Islam in The Middle East.

-      Lewis, J. D. (2014, July). The Islamic St ate: a Counter Strategy for a Counter-State.

-      Lieberfeld, D. (2005). THEORIES OF CONFLICT AND THE IRAQ WAR.

-      Michael O. Emerson, David Hartman. (2006). THE RISE OF RELIGIOUS FUNDAMENTALISM.

-      Migaux, P. (2007). Al Qaeda. In G. C. Blin, the History of Terrorism (K. y. Translated by Edward Schneider, Trans., pp. 314 - 349). U N I V E R S I T Y O F C A L I F O R N I A P R E S S.

-      Muhammad al-‘Ubaydi, Nelly Lahoud, Daniel Milton, Bryan Price. (2014, December). The Group That Calls Itself a State: Understanding the Evolution and Challenges of the Islamic State.

-      Nelly Lahoud and Muhammad al-`Ubaydi. (2013, December). Jihadi Discourse in the Wake of the Arab Spring.

-      Poirson, T. (2014, December). Caliphates and Islamic Global Politics. (T. P. Oprisko, Ed.)

-      Zelin, A. Y. (2014). The War between ISIS and al-Qaeda for Supremacy of the Global Jihadist Movement.

-      BIBLIOGRAPHY Choueiri, Y. M. (2015). International Encyclopedia of the Social & Behavioral Sciences (Second Edition Ed.).

-      Encyclopedia of POLITICS: The Left and the Right (Vol. 2). (2005). United States of America: Sage Publications, Inc.

-      BIBLIOGRAPHY Milton-Edwards, B. (2014). Islamic Fundamentalism since 1945 (Second Edition Ed.). Routledge.

-      Al-‘Adnani, A. M. (2014, may). New audio message by ISIS Shaykh Abu Muhammad al-‘Adnani as-Shami. pietervanostaeyen. Retrieved from https://pietervanostaeyen.wordpress.co ... -apologies-amir-al-qaida/

-      Hassan, H. (2015, May). Inside ISIS: on the “Army of Terror”. Retrieved from https://youtu.be/oE-re1JcXV4

-      McCants, W. (2015, SEPTEMBER). The Believer. Retrieved from

http://www.brookings.edu/research/essays/2015/thebeliever

-      Wilgenburg, W. v. (2015, Febraury). 'Fight Them until There Is No Fitnah’: The Islamic State’s War With al-Qaeda. Jamestown. Retrieved from

http://www.jamestown.org/single/?tx_ttnewsدرصد5Btt_newsدرصد5D=43554&no_cache=1

-      Zelin, A. Y. (2015, January). The Islamic State. Retrieved from

https://www.youtube.com/watch?v=oIm76e1vMv0

منبع: فصلنامه علمی پژوهشی جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام، مقاله 4، دوره 4، شماره 8، بهار و تابستان 1395، صفحه 85-110    

 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بررسی و نقد دیدگاه وهابیان درباره تبرک با نگاهی به تفسیر آیه اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي...

وحدت؛ یگانه راه مبارزه با افراط

خدا در نگاه وهابیت

فضیلت زیارت قبور بزرگان دین، در فقه فریقین

پاسـخ به شـبهات وهابیـان بر روایت مالک الدار در توســل به پیـامبر پس از وفـات

ریشه ‏های پدیده تکفیر در گذر تاریخ

سلفى‏ گرى دیرینه و نوین

وهابیت، آیین تشبیه و تجسیم

مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی

پاسخ به شبهات وهابیان بر روایات عثمان‏ بن حنیف در خصوص توسل

انحرافات وهابیت در توحید صفات

بررسی تطبیقی«شفـاعت» از منظر آیات و روایات و دانشمندان فریقین

ریشه‏ هاى اعتقادى تکفیر‏نوین در تاریخ اسلام‏

تقابل توحید محمد بن عبدالوهاب با توحید قرآنی

ممنوعیت تکفیر اهل قبله از نگاه متکلمان و فقیهان تشیع و تسنن

ماهیت «تأویل» از دیدگاه ابن‌تیمیه و علامه طباطبائی

واکاوی پدیدۀ «فرقه‌سازی درون‌مذهبی» در جریان سلفیه معاصر

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش