مقالات > جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ تعداد بازدید: 228

بنیادگرایی پدیده ای جهانی نوین است که بیش تر خاص دنیای مسیحی و اسلام است. این واژه نخستین بار در سال 1920م وضع شد و بر فرقه های تعمیدگرا و معتقدان به آیین پرسبیتری اطلاق می شد که علیه مدرنیته قیام نمودند. بنیادگرایی یک امر پسامدرن است. با این حال، در مقابل ابزارهای مدرن (مانند رادیو، تلویزیون، ارتباطات رایانه ای) که باب طبعشان است، مقاومتی از خود نشان نمی دهند.



نويسنده : محمد صادق لبانی مطلق

مقدمه

ادیان – اعم از اینکه دارای منشأ وحیانی یا غیروحیانی باشند– مبتنی بر متونی هستند که اصول فکری و قوانین عملی دین از آن متون استنباط می شود. در یهودیت کتب عهد عتیق[i] (به ویژه تورات)، در مسیحیت کتب عهد جدید[ii] (به ویژه انجیل اربعه)[iii] و در اسلام قرآن کریم کتب مقدسی هستند که دربردارنده محوری ترین تعالیم پیروان آن ادیان هستند. دین زرتشت نیز قواعد خود را از کتاب اوستا (مشتمل بر یسنا و گات ها، ویسپرد، وندیدا، یشت ها و خرده اوستا) وهندوها آموزه های خود را از کتب چهارگانه ودا[iv] و کتب تفسیری برهمنه ها و اوپانیشادها[v] برداشت می نمایند (ناس، 1354، ص 93-98).

 

بر همین اساس، با گذر زمان، پیروان ادیان نیز دو نوع برخورد در به کارگیری متون خود می توانند در پیش بگیرند: گروهی سعی در تفسیر و تأویل متون دارند و «سنت گرا»[vi] می شوند و عده ای دیگر به سمت «متن گرایی»[vii] محض حرکت می نمایند.

 

در دین یهود که براساس عهد قدیم شکل گرفته است، شاهد برخورد دو مکتب تفسیری «متن گرایی» و «سنت گرایی» هستیم که در مقابل یکدیگر قرار گرفتند؛ آیین یهودیت، با گذر زمان به دو نحله حسیدیم[viii] و صدوقیان[ix] تقسیم شد. صدوقیان سعی داشتند عقاید خود را با فلسفه یونان پیوند دهند و لذا به تفسیر کتاب مقدس روی آوردند و در مقابل حسیدیم مخالف تفکر هلنی بودند و بر خلوص آموزه ها تأکید داشتند (همو، ص 356- 357، 363). از اختلاف این گروه اخیر فریسیان[x] به وجود آمدند که به خلاف صدوقیان، به تورات به عنوان تنها منبع شریعت وفادر مانده و آن را قابل تفسیر و تأویل نمی دانستند. (همو، 363).

 

در مسیحیت دو مذهب کاتولیک و پروتستان مبتنی بر همین رویکرد دوگانه جدایی یافته است. کاتولیک ها معتقد به پیروی از پاپ و برداشت رسمی کلیسا در تفسیر عهدین هستند، اما پروتستان ها عقیده دارند که هر فردی می تواند به تنهایی کتاب مقدس را درک نماید؛ بدین ترتیب پروتستان ها با تأکید بر رابطه دو طرفه فرد –متن به عنوان اساس عقاید خود بر نوعی نص گرایی تأکید نهاده اند و کاتولیک ها بر پیروی سنت کلیسایی در فهم کتاب مقدس باور داشته اند. (همو، 448 بب).

 

در دین اسلام اولین اختلاف در زمینه قرآن به وجود آمد که عده ای از صحابه از موافقین تفسیر بودند و به عنوان «مفسران صحابه» شناخته شدند و در مقابل عده ای دیگر به عنوان «قرّاء صحابه» مخالفت خود را با تفسیر بیان می داشتند. از بین کبار صحابه امام علی(علیه السلام) و ابن عباس از موافقین تفسیر بودند و عبدالله بن عمر و انس بن مالک را می توان از «قراء صحابه» به شمار آورد. این تقابل در دوره صغار صحابه و در عصر تابعین نیز ادامه پیدا نمود (پاکتچی، 1387، ص 70). در زمینه فقه نیز این اختلاف بین «اصحاب و رأی» «اصحاب حدیث» رخ داد (پاکتچی، 1385، ج9، ص 127)، به نحوی که ابوحنیفه در کوفه نماینده جریان «اصحاب رأی» (پاکتچی، 1385، ج9، ص187) و احمد بن حنبل (مالک، سفیان ثوری و اوزاعی) را می توان نماینده «اصحاب حدیث» به شمار آورد (گرجی، 1384، ص 78).

 

شناخت تقابل این دو جریان فکری در تاریخ ادیان از این جهت حایز اهمیت است که اصولاً جریان های بنیادگرا از درون مکاتب «نص گرا» زاییده می شوند و نه «تفسیرگرا»، با این وجود، باید توجه داشت که متن گرایی شرط لازم برای بنیادگرایی است و نه شرط کافی، به عبارت دیگر، هر جریان متن گرایی بنیادگرا نیست، در حالی که عکس آن صادق است.

 

9-1. مفهوم شناسی و تبارشناسی بنیادگرای

بنیادگرایی از جنس جنبش های اصلاح طلبی است که در دوران مدرنیسم رشد پیدا نموده است. با توجه به اینکه بنیادگرایی[xi] از میان مذهب پروتستان به عنوان جنبشی اصلاحی علیه مذهب کاتولیک به وجود آمده، بایستی ابتدا تاریخچه ای از مذاهب پروتستانتیزم بیان گردیده و در ادامه به مبانی بنیادگرایی که برخاسته از کلیساهای انجیلی[xii] در آمریکا است، پرداخت می شود. (Caplan, 1987, p.1)

 

بنیادگرایی پدیده ای جهانی نوین است که بیش تر خاص دنیای مسیحی و اسلام است. این واژه نخستین بار در سال 1920م وضع شد و بر فرقه های تعمیدگرا[xiii] و معتقدان به آیین پرسبیتری اطلاق می شد که علیه مدرنیته قیام نمودند. با توجه به اینکه بنیادگرایی نیاز به متن و قوانین شرعی دارد، در بین سرزمین های آسیایی که آیین های بودا و هندوییزم وجود دارد، کمتر شاهد ظهور بنیادگرایی هستیم.

 

بنیادگرایی یک امر پسامدرن است. با این حال، در مقابل ابزارهای مدرن (مانند رادیو، تلویزیون، ارتباطات رایانه ای) که باب طبعشان است، مقاومتی از خود نشان نمی دهند و از این ابزارها برای رسیدن به آمال خود استفاده می نمایند. ایشان در عبادات خود عواطف زیادی از خود نشان نمی دهند و این اعتقاد در بین ایشان وجود دارد که با اتکا به کتاب مقدس، مؤمنان قدرت و هویت خود را می توانند بازیابند. بنیادگرایان چنانچه حکومت با ایشان آرام باشد، اصولاً مطیع قانون اند و کاملاً خود را وقف پرستش می نمایند (هینلز، 1385، ص 370).

 

در دین مسیحیت، بنیادگرایی جریان محافظه کار برآمده از پروتستانتیزم آمریکایی[xiv] است که در قرن نوزدهم میلادی به وجود آمده است و به تفسیر تحت اللفظی کتب مقدس و لغزش ناپذیری مطلق آن، رجعت فیزیکی مسیح، تولد عفیف (بکارت حضرت مریم)[xv]، رستاخیز[xvi] و کفاره[xvii] تأکید می نمایند (Caplan, 1987, p. 9,14)

 

بنیادگرایی در اوایل قرن بیستم به عنوان مخالف جریان تجددگرا (مدرنیسم) در ادیان و زندگی سکولار آمریکا مجال ظهور یافت. در اواخر قرن بیستم این جریان دوباره توسط تعدادی از کلیساهای مسیحیت، نهادهای آموزشی و نهادهای علاقه مند دیگری تبلیغ شد.

 

ریشه های بنیادگرایی در تاریخ جنبش «هزاره گرا»ی[1] آمریکا یافت می شود. در سال 1830 و 1940م، هیجان زیادی در آمریکا به جهت انتظار ظهور مجدد مسیح و هزار سال صلح[xviii] ایجاد شد.

 

در ابتدا علایق مختلف گروه ها در موضوع رجعت متمرکز شد و از طریق کنفرانس کتاب مقدس نیاگارا تبدیل به جنبش بزرگی شد[xix] (Marty & Appleby, 1995,.43)

 

ناآرامی های کارگری، نارضایتی های اجتماعی، و افزایش مهاجرت کاتولیک های روم اعتماد به نفس عمومی را کاهش داده و موجب شد جریان انتظار ظهور مجدد مسیح در بین رهبران پروتستان و آمریکایی ها رشد پیدا نماید.

 

مضاف بر این، در اواخر سال های 90-1880م چالش های ناشی از افزایش نقد لیبرال کتاب مقدس منجر به رشد جریان انتظار مجدد ظهور مسیح شد.

 

در سال 1920م جنبش پروتستان جنگ طلبی در آمریکا به وجود آمد که به صورت غیر موفقیت آمیزی سعی در تسلط بر چندین مذهب داشت، اعتقاد ایشان بر تثلیث، لغزش ناپذیری کتاب مقدس و الهام از آن، باکره بودن حضرت مریم، کفاره مسیح برای گناهان، جسمانی بودن رجعت و بازگشت حتی او برای احیای عقاید و رستاخیز جسمانی انسان ها برای مجازات یا پاداش جاودانی انسان ها (AMERICANA, 1990, V, 12, p. 164)

 

نقطه اوج تأثیر و نفوذ هزاره گرها بر سنت محافظه کار در درون پروتستان های انجیلی[xx] وقتی رخ داد که دیگر طرفداران بی خطایی کتاب مقدس، کرسی کتاب مقدس آمریکا[xxi] را در سال 1902م بنیان نهادند و مجموعه ای از دوازده رساله به نام اصول یا بنیان ها را به رشته تحریر درآوردند (Marty & Appleby, 1994, p.23)

 

جزوات و رساله ها شامل مجموعه ای از حملات به نظریه های رایج درباره «نقد کتاب مقدس»[xxii] و پذیرش مجدد اقتدار آن بود که به وضوح از استدلال های سمینار الهیات پرینستون بهره برده بود. در نتیجه، اصطلاح بنیادگرایی در سال 1920م به پروتستان های انجیلی محافظه کاری اطلاق می شد که از اصول خود در اثر بنیادها: تصدیقی برای حقیقت (1910- 15)[xxiii] حمایت به عمل آوردند. این اثر که در 12 رساله به چاپ رسید، به نظریه های مدرنیسم نقد کتاب مقدس حمله برد و اقتدار و حاکمیت کتاب مقدس را متذکر شد. لب کلام ایشان در این بود که کتاب مقدس کلام بی خطای خداوند است؛ بدین ترتیب، کتاب مقدس باید تا آن جا که امکان دارد به صورت تحت اللفظی مورد مطالعه قرار می گیرد و معتقدین باید زندگی خود را با قواعد اخلاقی که در کتاب مقدس وجود دارد (بالاخص ده فرمان) تطبیق نمایند. (Britanicca, 1991, V, 26, p.229).

 

در مهم ترین مطالعاتی که در سال 95ـ 1991م توسط مارتین و آپلبی صورت گرفت،[xxiv] بنیادگرایی یک واکنش نظامی علیه مدرنیته و سکولاریسم توصیف شده است. به اعتقاد ایشان، بنیادگرایی نوعی عصبیت و تقدس مآبی سنتی نیست، بلکه اتفاقاً به طور ذاتی یک پدیده سیاسی است که تمامیت طلب بوده، تا جایی که تمام جامعه، دولت و اصول دینی را برای خود می طلبد.

 

بنیادگرایی در واقع، عکس العلمی علیه مدرنیته است، مدرنیته ای به دنبال آشتی دادن به عقاید مسیحی سنتی با علم مدرن و مطالعات تاریخی است.

 

بنیادگرایان با آموزش نظریه تکامل[xxv] در مدارس عمومی مخالفت می نمودند و از جنب های اعتدالی در مقابل فروش و مصرف الکل های مست کننده حمایت به عمل می آوردند. با این حال، تا اواخر قرن بیستم بنیادگرایان مسیحی اصولاً حرکت سیاسی در آمریکا انجام نمی دادند. بالاخص بین سال های 1920 تا اواخر 1970 ایشان از سیاست دوری می جستند؛ چرا که عالم سیاست را محدوده گناهی می دانستند که توسط غیر مسیحیان اداره می شود. با این حال، در ایالات تحت کنترل ایشان (مانند میسی سیپی، اوکلاهاما) تدریس نظریه تکامل ممنوع اعلام شد (Dollar, 1983, p.54). دغدغه اصلی بنیادگرایان مسیحی، دکترین جدایی واقعی بود: مسیحی واقعی باید از ناخالصی ها و جهان فاسد اجتناب ورزد، جهانی که تولد دوباره ای در آن نیست.

 

عدم نزدیکی ایشان به فعالیت های سیاسی به دلیل اعتقاد آخرت شناسی ایشان مبنی بر ظهور مجدد مسیح قبل از هزاره ثانوی[xxvi] بود؛ به همین علت، دلیلی نمی دیدند تا بخواهند اصلاحاتی در جهان انجام دهند؛ زیرا تا وقتی مسیح دوباره برای شکست فعالیت های ضد مسیحیت نیاید، همه چیز محکوم به فناست. اما کسانی که اعتقاد به ظهور مسیح بعد از هزاره دوم[xxvii] داشتند، متذکر شدند که اصلاحات اخلاقی و روحی است که منجر به ظهور دوباره مسیح می شود و بعد از این اصلاحات مسیح باز خواهد گشت. در نتیجه، در مقابل گروه قبل به فعالیت های سیاسی روی آوردند.

 

بااین حال، عقیده و عمل همیشه در راستای همدیگر نیستند. معتقدین به ظهور عیسی قبل از هزاره در اواخر دهه 70م فعالیت های سیاسی خود را شروع نمودند که تضاد در آخرت شناسی ایشان را منجر شد.

 

به رغم برجستگی حقوق مسیحیان در سیاست آمریکا در اواخر قرن 20 و اوایل 21 میلادی، میلیون ها بنیادگرای مسیحی توجه خود را بر روی دین و قلمرو های شخصی متمرکز نمودند، اما نه به صورت فعالیت سیاسی، اجتماعی و حکومتی. حتی کسانی که فعالیت های سیاسی انجام می دادند، تمایل داشتند در موضوعات اخلاقی از قبیل سقط جنین، نماز در مدارس و هم جنس بازی تمرکز نمایند تا تبدیل سیاست ایالات متحده به الهیات مسیحی.

 

این دلالت متضاد اصطلاح بنیادگرایی برای ورود به عرصه های سیاسی، بنیادگرایای مسیحی را برای جست و جوی نام دیگری برای فعالیت هایشان سوق داد. بعضی خود را «محافظه کار»[xxviii] نام دادند و بسیاری دیگر خود را «ائتلاف مسیحی»،[xxix] ولی اکثر سازمان های با نفوذ حقوق مسیحیت (1990م) به ریاست پات روبرستون[xxx] خود را «کلیسای انجیلی»[xxxi] نام نهادند.

 

بدین ترتیب، «جنبش های نوین اجتماعی مخالف مدرنیته که به دنبال رجوع به متون بنیادین دینی و حذف کلیه آموزه های مبتنی بر سنت » است را بنیادگرایی نامند.

 

9ـ2. بنیادگرایی در بین جنبش های اهل سنت

9-2-1. ریشه های بنیادگرایی: نص گرایی متقدمین

هر یک از جنبش های اصلاحی در پی یک بحران به وجود آمدند تا بتوانند دین را با جهان نوین خود تطبیق دهند؛ احمد بن حنبل در انحطاط عباسیان در زمانی که اوج تفکرات اعتزالی بود، اشعری مسلکی و حدیث محوری را تبلیغ نمود. او علیه انحطاط اخلاقی و روحی جامعه عهد عباسی موضع گیری می کرد و بازگشت به سرچشمه های اسلامی را تبلیغ می نمود. ابن تیمیه و شاگردان او در زمان حمله ترک ها و سقوط عباسیان (132ـ 656هـ/749ـ 1258م) قد علم نمودند و قیام محمد بن عبدالوهاب با سقوط امپراتوری عثمانی (699ـ 1340هـ /1299ـ 1924م) و عدم توانایی آنها در رویارویی با امپریالیسم توأم شد (دکمیجان، 1366، ص23)، لذا این رهبران در قواره یک مجدد ظاهر شدند و به دنبال نو کردن ایمان جامعه بودند.

 

بنیادگرایان برای احیای شعائر اسلامی، رعایت اصل اجتهاد در اسلام را بدون راهنمایی و ارشاد فقه سنتی لازم می دانند، لذا بیشتر سنت ها و نوآوری ها بعد از صدر اسلام را قبول ندارند. ایشان از جهاد و پیکارجویی در دفاع از اسلام تأکید زیادی می نماید و به آن رنگ ایدئولوژیکی می دهند به طور کلی، اصلاح طلبان تصوف، تقدس افراد و برگزیدن پیرو و مرید را بدعت می دانند. مخالفت صنف روحانیت بوده و مستقیماً با نصوص ارتباط برقرار می کنند. ایشان و متأخرین از آنها (مانند شاه ولی الله در هند، سید جمال الدین، محمد عبده، رشید رضا) بازگشت به دوران بندگان سلف صالح را تبلیغ می نمایند. (روآ، 1378، ص36).

 

احمد بن حنبل (164ـ 241هـ/ 780ـ 855م)[xxxii] از محدثینی است که در واقعه «محنه» مخالفت خود را با «مخلوق بودن» قرآن بیان نمود. او با هر گونه تأویل آیات و روایات مخالفت می نمود و از مخالفین سر سخت اصحاب رأی، جهمیه، قدریه، معتزله، شیعه و کلامیون بود. طریقه ای که ابن تیمیه نیز در کتب و فتاوای خود به کار برد و به جدّ از علم کلام تبری جست (ابن تیمیه، 1386، ج5، ص312)، روش او موجب شد تا معتزله که از مخالفین اصحاب حدیث بوده و برای «عقل» مرتبتی خاص قائل می شدند و در توحید خود بر «تنزیه» تکیه می کردند، احمد بن حنبل را به تشبیه متهم نمایند. مکتب فقهی او نیز دوری جستن از اتباع الرأی است که کاربرد کمینه از رأی و قیاس را موجب می شود (پاکتچی، ج6، صص 723ـ 726).

 

در زمینه رفتار با حکومت همانند بسیاری از اهل سنت، سلفیه معتقد است که هرکس خلیفه و امیرالمومنین باشد و مردم بر وی اتفاق داشته باشند یا آنکه به قهر و غلبه با سیف به خلافت رسیده باشد، مطاع است و سنت اتباع و اطاعت از اوست. چنین امری اگرچه فاجر باشد، باید همراه با او جنگید و با او نماز جمعه به جا آورد. او تأکید دارد کسی که بر خلیفه خروج نماید، «شق عصای» مسلیمین است و بر مرگ جاهلی خواهد مرد (ابن جوزی، 1997، ص229ـ 241، ابن ابی یعلی، بی تا، ج1، صص 241ـ 246).

 

ابن تیمیه(611ـ 728هـ /1263ـ 1328م)[xxxiii] از فقهای حنبلی که در فرضیه امر به معروف و نهی از منکر بسیار سخت گیری می نمود، خود را پیرو سلف، صحابه و تابعین شمرده (العقیدة الحمویة الکبری) و از محدثین بالاخص احمد بن حنبل با احترام زیادی یاد می نماید. وی از مخالفین سر سخت عرفان، تصوف و نظریه وحدت وجود بود و در کتاب النصوص علی الفصوص از فصوص الحکم ابن عربی (560ـ 638هـ) سخت انتقاد می کرد (هم چنین نک: رسالة فی الرد علی ابن عربی، حقیقة المذهب الاتحادیین او وحده الوجود)، عرفای دیگری چون صدر الدین قونوی (حدود 605ـ 673هـ) و ابن فارض (576ـ 632هـ)، ابن سبعین (614ـ 669هـ)، البلیانی، حلاج و عنیف تلمسانی را مورد نکوهش قرار داده و بعضی را کافر می شمرد (ابن تیمیه، بی تا، ج1، ص19 و ج2، ص480).

 

نظر به ظاهری بودن مسلک کلامی وی، او اعتقاد به تجسیم داشت و در تفسیر آیه «الرحمن علی العرش استوی» (طه:5) بر این مطلب تأکید کرد، مضاف بر این، او به بالا بودن خداوند (ابن تیمیه، بی تا، ص429، ابن تیمیه، بی تا، ج5، ص121) و قدیم بودن قرآن مانند صوت بودن آن اعتقاد داشت (ابن تیمیه، بی تا، ج12، ص582). او زیارت قبور و شفاعت از غیر خداوند را جایز نمی داند و هر عملی که در رفتار سلف دیده نشده را بدعت و شرک دانسته و عاملین آن را در صورت عدم توبه، سزاوار قتل می داند (ابن تیمیه، 1410، سراسر اثر، ابن تیمیه، 1369، ج1، ص378) همچنان که ساخت مقبره و گرفتن عید برای اموات و اعتکاف در آن امکنه نزد او شرک است (ابن تیمیه، 1369، ج1، ص382، ابن تیمیه، 1406، ج2، ص439.

 

بنا به نظر ابن تیمیه، عقل با نص، ظاهر قرآن و حدیث مخالفت نیست و معقولات حکما و متکلمین که با نقل و سنت مخالف باشد، باطل است. در نتیجه، او تنها عقل را در جایی معتبر می داند که با قرآن و حدیث مخالف نباشد، لذا تأویل قرآن نزد او باطل است. بدین ترتیب، او به قرائت غزالی (505هـ)، فخر رازی (543هـ) و جوینی تاخت و آنها را بی اعتبار خواند و هیچ یک از آیات قرآن را که شائبه تجسیم می دهد را قابل تأویل ندانست (مانند آیات: مائده: 64، حاقه: 17، فجر: 22 و 23، بقره: 210، انعام: 158). او بودن خداوند بر فراز آسمان ها و جلوس او بر عرش را صحیح می داند (فاطر: 10، آل عمران: 55، طه:5) و در نزد او خداوند قابل رؤیت و قابل حس است (ابن تیمیه، بی تا، ج1، ص433). دلیل او این است که هیچ یک از سلف امت نگفته اند که خداوند در آسمان نیست با فوق عرش نیست و کسی نگفته که خداوند در همه جا هست و نسبت همه مکان ها به او یکی است و کسی نگفته که او در درون جهان است و نه در بیرون، کسی نگفته که او قابل اشاره حسی نیست (ابن تیمیه، بی تا، ج1، صص451، 452، 462). او مقالاتی دیگر مفسرین اهل سنت «استوی بر عرش» را کنایه از «استیلا» و تسلط خداوند بر ملک خود و قیام او در تدبیر امور تفسیر می نمایند (طباطبایی، 1374، ج8، ص187، بیضاوی، 1418، ج3، ص16، طوسی، بی تا، ج4، ص421). از ملازمات نظریه او این است که در قیامت خداوند قابل اشاره حسی است، اما امامیه معتقدند که خداوند قابل اشاره حسی نیست و آمدن خداوند به همراه ملائکه در آیه 22 سوره فجر را به معنای آمدن ارم، عذاب یا قضای پروردگار تفسیر نموده اند و نه آمدن به صورت فیزیکی (طباطبایی، 1374، ج20، ص475، طوسی، بی تا، ج10، ص347) همان طور که بیضاوی نیز آن را به ظهور هیبت خداوند تفسیر نموده است (بیضاوی، 1418، ج5، ص311).

 

او نیز همانند سلف خود به شیعیان، معتزله حمله می برد و آنها را تخطئه می نمود (نک: منهاج النسة النبویة فی نقض الشیعة و القدریة در رد کتاب علامه حلی (727هـ) با عنوان منهاج الکرامة فی معرفة الامامة) و از ایرانیان، یونانیان و صابئین که افکارشان وارد تفکر اسلامی شده به بدی یاد می نماید.

 

ابن قیم جوزیه (691ـ 751هـ/1292ـ 1350م)[xxxiv] از شاگردان و مروجان مکتب ابن تیمیه در شهر قدس در مسئله شفاعت و توسل به انبیا مانند استاد خود فتوا داد و مجرد زیارت قبر پیامبر خدا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) را بدون قصد مسجد حرام شمرد. حتی گفته شده خود او به سبب انکار مسافرت و به قصد زیارت مقبرة خلیل الله مدتی به زندان افتاد (موسوی، 1385، ج4، ص 499، ابن رجب، 1471، ج2، ص 488). او نیز همانند استاد خود به بودن خداوند در بالای عرش معتقد بود (ابن قیم، 1404، ج1، ص106).

 

اصل «توحید» اساساً نقط آغازین بنیادگرایی است که ابن قیم همانند سلف و خلف خود از این نقطه شروع کرد و آن را از هرگونه اضافات عرفانی، کلامی و فلسفی مبرا نمود. غیر از تألیفات متعدد ابن تیمیه در شناسایی این اصل، محمد بن عبدالوهاب نیز کتاب القول السدید شرح کتاب التوحید، عبدالعزیز بن عبدالله بن باز بیان التوحید الذی بعث الله به الرسل جمیعاً و بعث به خاتمهم محمداً، صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان کتاب التوحید، ابن منده و ابن خزیمه (311ه) التوحید را نگاشتند و بنیادگرایان معاصر نیز مانند عبده، کتاب های خود را از این نقطه آغاز نمودند. به نظر می رسد که در اندیشه این بنیادگرایان توحید نه تنها یک اصل کلامی –اعتقادی صرف، که بیان گر یک روش و ائدولوژی اجتماعی است که همه عناوین حول این موضوع قرار دارد که نمی تواند حامل پیام های تأویلی –عرفانی و فلسفی باشد. به عبارت دیگر، آن جا که خداشناسی صبغه حکمت مدرسی و فلسفی بگیرد و متأثر از آرای ارسطو شود، سخت می تازد و لذا از کسانی چون فارابی، ابن سینا، محمد بن زکریای رازی و خواجه نصیرالدین طوسی انتقاد نموده و سخت بر تصوف و آداب خانقاهی می تازد (ابن قیم، 1375، ج2، صص 219-267).

 

قرائت این نواندیشان دینی که سلفی گری و رجوع به گذشته را مطمع نظر خود قرار می دهند، در واقع مخالفت با قرائت رسمی از دین بود، لذا بی دلیل نبود که افراد زیادی در همان زمان در رد ابن تیمیه کتاب هایی را به رشته تحریر درآوردند، کسانی چون ذهبی (748ه)، ابی الاضائی قاضی القضاه مالکی، السروجی (639- 710ه/1241- 1310م)، ابن عطاءالله الاسکندری (زرکلی، 1396، ج1، ص 86 و 221) و بسیاری از شیعیان (الامین، 1403، سراسر اثر، الامین، بی تا، سراسر اثر) را می توان از منتقدین ابن تیمیه به شمار آورد.

 

سلفیون بین عبادات و معاملات تفاوت اساسی قائل هستند. به اعتقاد ایشان، نظریه نهایی در مورد عبادات در قرآن و سنت بیان شده، ولی معاملات و امور دنیویه به عرف و عادات مردم ارجاع داده شده است. (نجفی، 1374، ج3، ص 399).

 

گرچه سلفی گری بیشتر با مذهب حنابله سازگاری دارد، از مذاهب دیگر نیز دارای طرفدارانی است؛ به عنوان مثال محی الدین نووی (1278م) عالم شافعی که دانشی زیاد از حدیث و تمایل به مبارزه با قدرت حکومت داشت، از این دست افراد است. اما مهم ترین ایشان ابن کثیر (701- 774ه/ 1302-1373م)[xxxv] فقیه و مورخ شافعی مذهب است که در کتاب معروف البدایه و النهایه به کرات از ابن تیمیه نام می برد و از او تأثیر پذیرفته است. او از مخالفین سرسخت شیعیان بود و از اندیشه بازگشت به سلف طرفداری می نمود. او نیز به مانند دیگر سلفیون، هر چند حنبلی مذهب نبود، مبنای کار خود را اصل توحید قرار داد و در نتیجه، کتاب احادیث التوحید و الرد علی الشرک را تحریر نمود.

 

9-2-2. بنیادگرایی متأخرین

با ظهور جریان مدرنیسم، انتظار دو نوع عکس العمل از طرف مسلمانان وجود داشت: اول وادادگی نسبت به تمدن غربی (مانند کسانی چون تقی زاده، فتحعلی آخوندزاده، شبلی شمیل، آتاتورک، طهطاوی و...) است. اما عکس العمل دیگر نزد کسانی است که دل در گرو دین داشته و اصلاحات دینی را دنبال می نمایند. منتهی قرائت از اصلاحات متفاوت می تواند باشد. بعضی رمز پیشرفت را در بازگشت به هویت دینی می دانند (اشکوری، 1377، ص99) مانند سلفیون، سید جمال و غیره که معتقد بودند دین امروزی بسیار سنگین شده و لذا شاگردان ایشان نسخه رجوع به سلف صالح و نهضت سلفی گری را ترویج نمودند. بعدها نیز شریعتی دین امروزی را «فرهنگ دینی» نام نهاد؛ یعنی فرهنگی که حرکت آفرین نیست و مسلمین را سرگرم لفاظی بازی ها نموده است (اشکوری، 1377، ص 105).

 

در بین متأخرین، در سرزمین نجد عربستان، محمد بن عبدالوهاب (1026-1115ه /1703-1792م)[xxxvi] ابتدا خود را در قواره یک مصلح معرفی نمود و با خرافات به مبارزه برخواست. او که خود و خانواده اش حنبلی مذهب بودند، عمل به سیره سلف را شعار خود قرار داد و مانند ابن تیمیه خواستار پاک سازی تعالیم دینی از افزوده های مذاهب گوناگون اسلامی شد.

 

برای محمد بن عبدالوهاب، «توحید» مسئله اساسی بود. در نتیجه، حرکت خود را «الموحّدون» نامید (امین، بی تا، ص8). در نظر او هرگونه شفیعی برای خداوند قرار دادن به استناد قول مشرکین که «ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی» (زمر: 3) و «و هؤلاء شفعاوُنا عند الله» (یونس: 18) مردود است. او معتقد بود که مصدر همه تشریع ها خداوند است و کلام فقها و متکلمین در نزد او دارای حجت نیست و تنها کتاب و سنت دارای حجیت است (امین، بی تا، ص 11). او نیز مانند ابن تیمیه قائل به اجتهاد شد؛ هر چند مخالف فتاوای مذاهب اربعه و حتی حنابله باشد. پس هر کس لوازم اجتهاد را داشته باشد، حق اجتهاد خواهد داشت و بسته شدن باب اجتهاد باعث بدبختی مسلمین شده است.

 

از جمله عقاید محمد بن عبدالوهاب این است که استغاثه مردم به پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و قبر او جایز نیست و مخالف آموزه های توحید است (عبدالوهاب، 1421، ص 59) لذا حاجت تنها باید از خدا خواسته شود. توسل به انبیا و اولیاء قصد زیارت نبی و ساخت بنا و مسجد در آن و نذر برای او، طلب شفاعت، قسم به نبی و نذر به غیر خداوند و استغاثه به غیر او، زیارت قبور ساخت بنا در مقابر، تزیین و نوشتن کتیبه و گذاشتن شمع و تزئینات در آن مکان ها جایز نیست و شرک است. او معتقد به بازگشت به طهارت اولیه اسلام است و کتب شامل توسلات مانند دلائل الخیرات از محمد بن سلیمان جزولی (854 ه) را غیرمعتبر می داند. علاوه بر این، ایشان با هرگونه نقش، تصویر و مجسمه به طور مطلق مخالف بوده و آن را حرام اعلام می نمایند و بر این اساس، وهابی ها در سال 1816م ضریح و گنبد حرم امام حسین(علیه السلام) را تخریب و بیش از پنج هزار نفر را قتل عام کردند و در سال 1926م نیز، مقبره های بقیع را در مدینه از بین بردند. (سید علوی، 1365، ص 17 و 45).

 

وهابیون بر این باورند که مسلمانان در طی روزگار و قرون، از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت هایی جای داده اند که با شرع اسلام متناقض است. به عقیده وهابیون باید از اصولی که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله وسلّم) حکم فرموده، پیروی کرد و از منهیات او دوری نمود. باید فقط به پروردگار امیدوار بود، از او ترسید، به او توکل کرد و شفاعت خواست. به اعتقاد ایشان، هرگونه مراسم تشییع جنازه و سوگواری حرام است. ارواح اموات کاری نمی توانند بکنند و در امور دنیوی و اخروی زندگان دخالتی نمی توانند داشته باشند. به نظر ایشان، به کار بردن القاب که بر عزت و احترام دلالت دارد، در مورد افراد بشر ناصواب است؛ زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.

 

اما در مقابل، شیعه با احترام فراوان از زیارات یاد می نماید و آن را پس از عبادات واجب، از عوامل قرب به خدا می داند. از امام رضا(علیه السلام) نیز در این باره نقل شده که بر هر شیعه لازم است که به زیارت اولیای خود بیاید (ابن قولویه، 1359، ص122). بدین ترتیب، زیارت در بین شیعیان دارای فواید و کارکردهای اجتماعی نیز است؛ چرا که ساخت بناهای مجلل و انفاق ثروت در این امکنه بسیار رایج است (مظفر، 1396، ص 21) البته این امر مختص شیعه نیست و دیگر مذاهب نیز قبور کسانی چون ابوحنیفه، شیخ عبدالقادر جیلانی در بغداد، شافعی، رأس الحسین، سیده زینب، نفیسه در مصر و شام را تعظیم می نمایند.

 

این رویکرد موجب شده تا در مناطقی که تشیع و تصوف ریشه عمیق دارد، وهابیت با مخالفت روبه رو شود (روآ، 1378، ص 13) مانند اهل حدیث که تنها در سرحدات میان افغانستان و پاکستان ساکن می باشند.

 

فرقه وهابیت به تبع ابن تیمیه به ظواهر کتاب و سنت عمل می نمایند و تأویل را حجت نمی دانند. بدین ترتیب، با توجه به ظاهر آیه برای خداوند اعضا و جوارح قائل هستند. بروز وجهه رادیکالیسم وهابیت مانند دیگر گرایش های بنیادگرا، در این است که ایشان عقاید دیگر مسلمانان را شرک و کفر می شمارند و کارهایی چون برکت جستن از چیزهای جامد و بی روح و یاری جستن از غیرخدا را بدعت می دانند (عنایت، 1385، ص 6).

 

سید جمال الدین اسدآبادی (1254-1314ه/ 1839- 1897م) نیز یکی از مصلحان جهان اسلام به شمار می آید. ولی جنس جنبش اصلاحی او نه از نوع پیروی از تمدن غرب، بلکه تجدد فکر دینی و شناخت دوباره آموزه های دینی است. لذا او با عنوان احیاگر فکر دینی و نوگرایی دینی یاد می شود (نک:اشکوری، 1377، ص 20)؛ اما بسیاری او را سلفیه یا کسی که تأثیر زیادی بر رشد و تفکر سلفیه داشته است، می شناسند (المعاوضه الثقافیه، 1425، ص 15)، به عنوان مثال، کسانی چون محمد عبده، محمد رشید رضا، ابراهیم المویلحی، عبدالله الندیم، محمود سامی البارودی، ادیب اسحاق، فرح انطوی، قاسم امین از او متأثر شده اند و با علمای سنتی به مبارزه برخاسته اند، (کروب، 1980، ص 139).

 

سید جمال عقیده خود را در رساله نیچریه و عروه الوثقی بیان نموده و برای حرکت به سوی تمدن اسلامی بازگشت به اسلام اولیه را پیشنهاد نموده است. از نظر او عوامل فکری چند موجب رکود تمدن اسلامی شده است: باورهای خرافی مردم به اصول و خرافات و تقلید کورکورانه از گذشتگان، چیرگی اندیشه قضا و قدر نامعقول بر اندیشه مسلمین که موجب استبداد و بی خبری و جهالت و دورافتادن از اسلام نخستین گردیده است (نجفی، 1374، ج3، ص 310).

 

او مسلمانان را به مبارزه با سنن نامعقول و زیان آور فرا می خواند و در رساله نیچریه متذکر می شود که تنها دین است که می تواند ملت ها را از گزند مادیون نجات دهد (عنایت، 1385، ص 94). سید در بخشی از رساله خود مردم را به دوری از خرافات و عقاید باطله فرا می خواند و همانند عبدالوهاب نسخه آن را در توحید و تنزیه از اوهام و وهمیات برمی شمرد؛ لذا متذکر می شود «شایسته نیست که انسانِ دیگر یا یکی از جماعات عالم برین یا زیرین را خالق، متصرف، قاهر، معطی، مضر، مذل، شافی، مانع و مهلک بداند یا که اعتقاد کند که بشری برای اصلاح یا فساد ظهور نموده یا خواهد نمود (عنایت، 1385، ص 95). وی به دفاع از عقاید پروتستان ها، تفکر واسطه بودن قسیسین و واسطه بودن ایشان را مورد نقد قرار می دهد و در گفتگو با عبدالقادر مغربی از ستایشگران پروتستانتیزم می شود. سید برای آموزش و راهنمایی مردم به اصل امر به معروف و نهی از منکر اشاره می نماید و آن را اعظم فروض و واجبات دینی برمی شمرد (عنایت، 1385، ص97).

 

محمد عبده (1266-1323ه/ 1849-1905م)[xxxvii] مصری از مهم ترین شاگردان سید است و کسی است که در آثارش عمیقاً از او متأثر شده است. عبده نیز همانند سید، از اصلاح طلبان دوران معاصر است و دل بستگی خاصی به نهضت اصلاح دینی اروپایی داشته است. او این علاقه را نسبت به گیزو[xxxviii] که از نویسندگان تاریخ نهضت پروتستانتیزم بود، نشان می داد.

 

به اعتقاد عبده، جامعه اسلامی در مواجهه با دستاوردهای غربی با دو مشکل روبه رو است: اول اینکه اهل دین نتوانند افکار خود را با جهان نو سازگار کرده و با پیشرفت مخالفت نمایند؛ و دوم اینکه اصلاحات موجب شود یگانگی اتحاد مردم درهم آمیزد. راه حل او برای جلوگیری از بروز مشکل احیای فکر دینی است، بدین صورت که مسلمانان اندیشه خود را از قید تقلید برهانند و دین را به شیوه سلف و قبل از بروز اختلافات خود درک نمایند (عنایت، 1385، ص 138).

 

او دو هدف را دنبال می نمود، فتح باب اجتهاد و جنگ با بدعت ها و آن چه که به عقاید مسلمین وارد شده است (امین، بی تا، ص 23). او از آیه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أنْداداً یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أشَدُّ حُبّاً لله» (بقره: 165) «انداد» را به دو قسم تقسیم می نماید: شفاعت برای قرب به خدا و دیگری تقلید.

 

او همانند ابن تیمیه، احکام معاملات را به عرف جامعه احاله می نمود و در فتاوای خود آزادی بیشتری به خرج می داد؛ لذا در معاملات قائل به اجتهاد شد و شریعت را با مقتضیات زمان تطبیق می داد. او همانند مالک قائل به اصل استصلاح بود و پیشنهاد داد مذاهب چهارگانه تلفیق شوند و در فتاوا حتی از اقوال حقوق دانان نیز استفاده شود. عبده در الازهر، در مقام مفتی مصر سعی داشت دین را با مقتضیات جهان نو هماهنگ نماید و ریشه نظریات غربی را در اصول اسلامی جست وجو نماید، مانند تطبیق اصل سود بخشی بنتام با مصلحت، دموکراسی با شورا، افکار عمومی با اجماع و... (عنایت، 1385، ص 138). او حتی نظریه تکامل داروین را در تفسیر خود پذیرفت (رشید رضا، 1366، ج8، ص 292).

 

بنیادگرایان با تأویل مخالف اند؛ چرا که تأویل برداشت های خارجی را بر متن تحمیل می نماید و موجب توسعه و گسترش دین می شود. در نتیجه، او مانند دیگر بنیادگرایان از تصوف انتقادات شدیدی می نماید. به اعتقاد او، تصوف موجب می شود که بین خالق و مخلوق واسطه به وجود آید؛ لذا صراحتاً از ابن عربی انتقاد می نمود و در زمان ریاستش در الازهر، مانع چاپ فتوحات شد. بنا به اعتقاد وی، عرفان و تصوف مانع انجام تکالیف این جهانی می شود و لذا آن را طرد می نمود (عنایت، 1385، ص 147).

 

عبده دل بستگی خود را به محمد بن عبدالوهاب در گفتگویی با ویلفرید بلنت ابراز نمود و بدین ترتیب، متذکر وجوه اشتراکی میان تفکر خود با محمد بن عبدالوهاب شد. به اعتقاد او، «تنها جنبش انقلابی وهابی به اصلاح حقیقی دست زد؛ زیرا ریشه های مسائل را به درستی یافت و به ضرورت بازگشت به اصل اسلام و اصلاح معتقدات و اخلاقیات مسلمانان پی برد» (عنایت، 1385، ص 150). او در تفسیر قرآن عقل را حاکم می دانست و نگاه به تفاسیر متقدم را لازم و ضروری نمی دانست و این طریق به دنبال اجتهاد در بین منابع اولیه بود (دکروب، 1980، ص 176).

 

محمد رشید رضا (1865- 1935م)[xxxix] از شاگردان عبده نیز از جمله بنیادگرایانی است که در تفسیر و مجله المنار از جنبش محمد بن عبدالوهاب تقدیر می نماید (رشیدرضا، 1366، ج1، ص 10). او در تفسیر خود به کرات از اقوال احمد بن حنبل و ابن تیمیه نام برده و متأثر از دیدگاه های ایشان است و همانند سلف خود ضعف امت اسلامی را در دوری از قرآن می دانست و سیادت و کرامت مسلمین را با رجوع به قرآن توصیه می نمود (رشید رضا، 1366، ج1، ص 31) و برای اقتدار مجدد امّت اسلامی احیای خلافت اسلامی را پیشنهاد می نماید.

 

کواکبی (1265-1320ه/ 1848-1902م)[xl] با رجوع به آموزه های اصلی دین، مخالفت متفکرانی هم چون ماوردی، غزالی (به عنوان نمایندگان حکمت مدرسی در تمدن اسلامی) است. درباره علل عقب ماندگی مسلمانان از عقیده به جبر، زهد، ترک عمل، تعلیم خرافات و اوهام، وجود غلات و متصوفه و توسعه و تأویل نصوص و قبول اینکه در دین امور سری وجود دارد را بیان می دارد و در کتاب ام القری مانند طبیبی به دنبال همین موضوع است.

 

کتاب طبایع الاستبداد در تعریف استبداد است که صفت حکومتی است که در شؤون مردم بدون عقاب و پاسخ گویی به صورت مطلق العنان تصرف می نماید (امین، بی تا، ص 254). به اعتقاد او، ادیان وسایلی را برای دهشت از امور ماورایی تدوین می نماید تا مردم نتوانند در مقابل حکام قد علم نمایند و در نتیجه، دین امروزی قرائتی را موجب شده است تا استبداد حاکم شود؛ لذا کوکبی معتقد است جوهر اصلی اسلام با این نظریه مخالف است و قواعد اساسی اسلام با آزادی و دموکراسی تطابق دارد.

 

در ام القری نیز که به ظاهر بیان یک کنفرانس است، از دیدگاه علمای مختلف علت عقب ماندگی مسلمانان را بررسی می نماید و به اموری مانند تعظیم قبور و بنای مسجد و چراغانی آن ها اعتراض نموده و تقلید از گذشتگان را باعث بدبختی مسلمانان می داند و ضرورت اجتهاد و عدم تقلید را متذکر می شود. (امین، بی تا، ص 274).

 

حسن البنا (1906- 1949م) از دیگر اصلاح طلبان بنیادگرایی است که خود را تلفیقی از سید جمال، عبده و رشیدرضا می داند (بنا، 1385، ص 120) بناء هر چند یک ایدئولوگ نبود، با این حال، رهبری بود که نیروهای خود را در جنبش اخوان المسلمین (1928م) سازماندهی نمود و از نظریه پردازانی چون احمد بن حنبل و ابن حزم تأثیر پذیرفت.

 

پیرو حرکت جنبش اخوان، جریان های تند ضد روحانی نیز شکل گرفت و حتی در مواردی به قتل علما و روحانیون نیز انجامید.

 

جنبش سنوسیه توسط سید محمد بن علی سنوسی در الجزایر پدیدار شد. این جنبش صوفی مسلک، پیراستن اسلام از بدعت ها و اعتقادات و اعمال بیگانه و بازگشت به اصول و شعائر راستین اسلام از طریق اعاده اخلاص صدر اسلام را تبلیغ می نمود (نجفی، 1374، ص 135)، همین طور شاه نعمت الله ولی معتقد به بنیادگرایی براساس رد قطعی شرک و تکیه بر قرآن و حدیث و تعادل بین عبادات و عادات بر اساس نظریه سلفیه بود. کسان دیگری نیز از مکتب وهابیت تأثیر پذیرفتند؛ سید احمد در هند، مولانا ابوالاعلی مؤدودی (1903- 1979م)[xli] در پاکستان و شوکانی (1172-1250ه) در یمن از آن جمله هستند. شوکانی اجتهاد را حتی اگر مخالف مذاهب اهل سنت باشد، جایز می شمرد و تقلید را نفی می نمود (شوکانی، ج3، ص 251، ج7، ص 399).

 

9-3. بنیادگرایی در جنبش های شیعه

از اواخر دوران قاجاریه که عده ای از دانشجویان به اروپا رفته و تفکرات غربی کسانی چون روسو، منتسکیو، جان لاک، هابز و. .. را وارد ادبیات ایران نمودند، شاهد به وجود آمدن جریانی به نام «منوّر الفکران» (روشنفکران)[xlii] هستیم که به دنبال قانون، عدالت خانه، سلطنت مشروطه و. .. بودند که نتیجه آن به وجود آمدن جنبش مشروطه (1283ش/ 1905م) بود. از این زمان شاهد رشد طبقه روشنفکران هستیم، طبقه ای که خود محصول انقلاب فرانسه (1789م) و ارزش های به وجود آمده از این انقلاب یعنی لائیسیته، سکولاریسم، آزادی، دموکراسی و. .. است. (نک: Constitutionelle de France).

 

بدین ترتیب، از همان ابتدای وضع واژه، روشنفکر با سکولاریسم پیوند برقرار کرد، منتهی ورود واژه «روشنفکر» به کشورهای اسلامی و عربی نتوانست وفاداری خود را با «سکولاریسم» حفظ نماید، به این علت که در این کشورها سنت های دینی و اسلامی به شدت در ذهن مردم و نخبگان رسوخ داشت و این جوامع هنوز تجربه اصلاح طلبی و پروتستانتیزم را نداشتند که به ناگاه با عصر روشنگری، مدرنیسم و دستاوردهای ناشی از آن مانند دموکراسی، تفکیک قوا، آزادی، و. .. مواجهه شدند. مسلمین به جای داشتن این دستاوردها، در عوض سایه سنگین استبداد، جهل و دیکتاتوری را در بالای سر خود حس می نمودند. در ایران مانند عثمانی شکست از روس و انعقاد عهدنامه های گلستان (1228ق/ 1813م) و ترکمانچای (1243ق/ 1828م) عواملی شد تا عده ای را به فکر تغییر اوضاع کنونی را بیاندازد. در نتیجه، روشنفکری در دنیای اسلام تعهدی بر سکولار بودن نداشت.

 

با این حال، نمی توان واژه روشنفکری را دربردارنده ویژگی واحد تمام انواع تنوع ها و گوناگونی های این گروه برشمرد. به این علت که در طیف روشنفکری با مجموعه ای از آرا و تفکرات مواجه هستیم که وجه تشابه ایشان تنها انتقاد از وضع موجود است، اما راه حل هایی که ارائه داده اند، تشابهی با یکدیگر ندارند. یکی از معیارهای ارائه شده برای گونه شناسی روشنفکری در جهان اسلام تمایز دادن بین روشنفکران دینی از غیر دینی است. هر چند اصطلاح روشنفکر دینی به عقیده عده ای دارای تضاد و پارادوکس درونی است؛ ولی به نظر می رسد هنوز بهترین معیار باشد که بتوان تمایزات فکری این گروه را از یکدیگر تفکیک نماید. بدیهی است بین سید جمال الدین، میرزای نائینی، میرزا ملکم خان، آخوند زاده، تقی زاده، شریعتی، سروش، شبستری، سید حسین نصر، زرین کوب، مرتضی مطهری و. .. تفاوت های بنیادین وجود دارد، هرچند همه ایشان تحت یک نام «روشنفکر» جمع شده باشند که از سوی افرادی با سلیقه های مختلف به آنان اطلاق شود.

 

همان طور که روشنفکران غیردینی به گونه های مختلفی همچون لیبرال، سوسیال، مارکسیسم و. .. تقسیم می شوند، برای تمییز روشنفکران دینی نیز باید معیاری اراده داد تا به خلط مبحث و مغالطه مشترک لفظی دچار نشویم. بنیادگرایی یکی از این ضابطه ها است که گونه های روشنفکری دینی یا اصلاح طلبی را از یکدیگر تفکیک می نماید. به عبارت دیگر، روشنفکر دینی کسی است که در کنار دیگر دغدغه های ناشی از رودررویی با جهان نوین، به عکس روشنفکر غیر دینی، دغدغه و تعلق دینی داشته و سعی در آشتی دادن بین آموزه های ناشی از سنت و تجدد دارد. در این میان، عده ای که به سنت خود وفادار بوده و سعی در اصلاح سنت دارند، در یک کفه قرار می گیرند و عده ای که به کلی امیدی به سنت نداشته و سنن خود را رها نموده اند، در کفه ای دیگر. طیف اخیر فارغ از آموزه های سنتی، خود را تنها با نصوص دینی مواجه می بینند که این خود البته محصول دنیای نو و مدرنیسم است که بر مبنای فردگرایی[xliii] و ارزش های برگرفته از آن شکل گرفته است. پس همان طور که روشنفکری و فردگرایی محصول مدرنیسم است، بنیادگرایی هم زاییده مدرنیسم است، خواه در مسیحیت، یهودیت، اسلام شیعی یا سنی باشد. پس روشنفکر غیردینی از دریچه غیردینی و سکولاریسم به پدیده ها نگاه می نماید، ولی روشنفکر دینی از دریچه دین به پدیده ها می نگرد؛ هر چند می تواند در نهایت به سکولاریسم ختم شود. به عبارت دیگر، ورودی و خروجی روشنفکر غیردینی سکولاریسم است، اما ورودی روشنفکر دینی دین، اما خروجی آن لزوماً دینی نیست و می تواند به سکولاریسم ختم شود. یکی از گونه های روشنفکر دینی در ایران علی شریعتی است. او در آثار خود از کسانی چون فریدون آدمیت، تقی زاده و داریوش آشوری (د 1317ش) را به عنوان روشنفکرانی غیردینی مورد نقد قرار می دهد (شریعتی، 1379، ج 35، ص 284). با این حال در آثارش خود را یک پروتستان می داند (شریعتی، 1380، ج 20، ص 293). پروتستان ها به دنبال دنیایی کردن دین می باشند، به نحوی که دین را درخور زندگی دنیا درآوردند. به تعبیر ماکس و بر پروتستانتیسم مسیحی به دنبال عقلانی کردن دین و اخلاق بود و اصلاح طلبان اسلامی نیز همین داعیه را دارند.

 

روشنفکری شریعتی برای ایجاد هماهنگی دوباره بین مذهب و جامعه صورت می گیرد. مدرنیسم اسلامی او «تلاشی برای آزادسازی دین اسلام از قید و بندهای سنت و انجام اصلاحاتی است که با نیازهای پیچیده زندگی مدرن تطبیق نماید». این بنیادگرایان ضمن رد دوگانگی بنیادین بین ایمان و منطق، از حق بررسی آزادانه منابع و به کار بردن عقاید و ارزش های لیبرال انسانی در تفسیر خود حمایت می کنند و در نتیجه، بسیار فردی هستند. هدف این طیف از اصلاح طلبان مذهبی بازگشت به مفاهیم اصلی عرف ها و ارزش های دینی است و لذا منتظر قرض کردن عقاید خارج و اضافه نمودن آن ها به مجموعه دینی نمی شود (فرح بخش، ص 42)؛ بدین ترتیب، کسانی هم چون شریعت سنگلجی (1269- 1322ش)، علی اکبر حکمی زاده (نک: اسرار هزارساله) و احمد کسروی (1269- 1325ش) تلاش برای تهذیب دین و زدودن خرافات از دین برای تطبیق آن با مقتضیات جهان نو داشتند و همگی به شدت از تشکیلات روحانیت و برداشت ایشان از دین انتقاد می نمودند (سنگلجی، ص 165). در ادامه این مبارزه علیه روحانیت، احمد کسروی بود که به صراحت نام آیین خود را «پاک دینی» نام نهاد (ورجاند بنیاد) و مانند همه اصلاح طلبان دیگر به عقاید شیعه و صوفیه تاخت (نک: صوفی گری و شیعی گری)، سید ابوالفضل برقعی (1287-1370ش) در کسر الاصنام و احکام القرآن تحت عنوان قرآن گرایی به عقاید متداول تشیع حمله برد. این نوع قرائت از دین اما از انتقادات علمای مذهبی همچون امام خمینی (نک: کشف الاسرار، سراسر اثر) و دیگرانی چون حاج سراج انصاری (نک: نبرد با بی دینی) شیخ محمد خالصی (نک: کشف الاستار) و جمعیت فدائیان اسلام مصون نماند و همگی ایشان منبر و کتاب را برای مبارزه با این نوع از قرائت دینی به کار بردند.

 

شریعتی اما نه مانند طیف قبل رادیکال، که معقتد بود روشنفکر مسلمان نباید مذهبی را نفی نماید، بلکه از جهت آخرت گرایی باید آن را دنیایی کرده و از توجه به روح و نفس و اخلاق و ریاضت به کار، سازندگی، کوشش و فعالیت کشاند و از جهت صوفی گری آن را به اعتراض تبدیل نماید. (شریعتی، 1380، ج20، ص 490). به نظر شریعتی، دینی دین است که به درد دنیا بخورد، نه تنها آخرت. نتیجه این تفکر البته رسیدن به سکولاریسم است؛ یعنی منطقه ای که در آن اراده خداوند نافذ نیست و تعریف و تبیین نظریه ای که به جدا کردن حساب دین از دنیا ختم شود (سروش، 1384، ص 66).

 

او معتقد به تز اسلام منهای روحانیت و جایگزینی روشنفکران به جای روحانیت بود (شریعتی، 1379، ج1). شریعتی در یک تقابل ساختاری بین نها «تشیع علوی» و «تشیع صفوی» آموزه های به زعم خود ناشی از سنت را طرد می نمود. او بسیاری از سنت ها را یا طرد می نماید یا دنبال خوانشی جدید از آن است. به عنوان نمونه، عزاداری، گریستن، تقیه، غلو، ولایت، عصمت، غیبت، شفاعت، اجتهاد، دعا و. .. را از مصادیق تشیع راستین نمی داند (شریعتی، 1382، ج9، ص 22). او از تقلید انتقاد می کرد و می گفت: «تقلید عقل و اختیار را در انسان می کشد و. .. بدین گونه است که تقلید که در تشیع علوی عامل رشد علمی نظام فکری بود، در تشیع صفوی انسان ها را تبدیل به انعام الله می نماید.» (شریعتی، 1382، ج9، ص 292-304).

 

تقابل دوگانه او بین تشیع علوی – تشیع صفوی منجر به انتقاد از بسیاری از فقها و روحانیون (محتشم کاشانی و مجلسی) شد، (شریعتی، 1382، ج9، ص 71، 115). او تشیع را نه «اسلام و به اضافه چیزهای دیگر» که «اسلام ناب» می نامد، اسلامی که به نحوی با خواست های امروزی دنیای نوین تطابق نماید.

 

شریعتی به دنبال این است که از روحانیت سنتی سلب مسئولیت نموده و روشنفکران را به جای آن ها قرار دهد (شریعتی، 1380، ج20، ص 473). به اعتقاد او، «بلند کردن نسلی که در برابر نظام حاکم بر جهان و ارزش های تحمیلی بر یک جامعه اسلامی یا سنت های موروثی و ضداسلامی تمکین کرده و تسلیم شده است، کار روشنفکر است». روشنفکران، مذهب مترقی را به راه و زمان و رسالت اولیه اش بازگردانده اند و آن گاه یک حرکت، یک تحول اجتماعی ریشه دار و جدی و عمیق در تاریخ تحقق پیدا نموده است.

 

در نزد او دین یک ابزار اجتماعی است که باید عملکرد خاص خود را داشته باشد و لذا مطالعه تاریخ را برای پی بردن به سرچشمه احکام لازم می داند و برای قرآن پژوهی ارزش بالایی قائل است (شریعتی، 1362، ص 240، شریعتی، 1380، ج20، ص 382).

 

البته انتقادهایی از این قبیل موجب شد که مرتضی مطهری در نامه ای طرفداری جدی خود را از روحانیت بیان نماید و روحانیت را وارث نسبی فرهنگ هزار و چهارصد ساله اسلامی دانسته اعتقاد خود را به ابقای این سازمان بیان نماید (مطهری، 1371، ص 119). رودررویی ایشان بالاخص در حسینیه ارشاد، در واقع رودررویی دو جریان فکری روشنفکری است که یکی بنیادگرایی است و دیگری به دنبال اصلاح تعلیمات ناشی از سنت و ساختار روحانیت است.

 

قرابت فکری شریعتی با سید جمال در مقاله او با عنوان اصلاح مذهبی بازگشت به اسلام راستین هویدا است (جمعی از نویسندگان، بی تا، ج1، ص 14). شریعتی به سلفی گری که سیدجمال آغاز نمود، اعتقاد دارد؛ «چرا که سلفی گری به معنای کهنه اندیشی و حرکت ارتجاعی نیست، بلکه گذشته شناسی است و لذا سید جمال و عبده مظهر آزاداندیشی می باشند.» (شریعتی، 1362، ص 249).

 

مانند بسیاری از بنیادگرایان دیگر مانند ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب، عبده و... نقطه عزیمت وی نیز «اصل توحید» است. از آنجا که وی از اسلام شناسی تعبیر به «برداشت های ما» می نماید، در تبیین اصل توحید نیز به برداشت خود رجوع کرده و جامعة توحیدی را جامعه بی طبقه توصیف می نماید (شریعتی، 1383، ج 30، ص 43). برداشت او از شخصیت های صدر اسلام چون حضرت زهرا (س)، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، با خوانش سنت از ایشان سنخیتی ندارد. او نگران این است که که زن امروز یا سراپا اسیر سنت های خود شود، یا به یک باره در دامان تمدن غربی بیفتد، لذا به دنبال الگویی نوین است و سعی می کند در کتاب فاطمه، فاطمه است ایشان را از نزدیک رصد نموده و معیارهایی برای زن مدرن ارائه نماید (شریعتی 1387، ج21، ص8 و 43). از نظر او زن سنتی هیچ شباهتی با حضرت فاطمه ندارد برداشتی این چنینی درباره ابوذر نیست مصداق دارد آنجا که تعبیر او از ابوذر یک انسان سوسیالیست و انقلابی است که با سیاست های معاویه مبارزه می نماید. (شریعتی، 1381، ج3، ص147). شریعتی نهادها و شخصیت های اسلامی را در قالب مدرن مانند انقلابی، سوسیالیسم تطبیق داده و از عثمان و بنی امیه به زرپرستان و بورژواهای مدینه یاد می نماید (شریعتی، 1381، ص 253)، بدون توجه به اینکه بورژوازی زائیده دوران مدرنیسم و انقلاب صنعتی است؛ همان طور که تعبیر او از احسان بن ثابت یک شاعر روشنفکر است (شریعتی، 1362، ص 240).

 

از جمله برداشت های فردگرایانه او، تقابل مفهومی ترکیب قرآنی «حمأ مسنون» و «نفخت فیه من روحی» به صورت یک ترکیب ثنوی متضاد و هگلی (تز و آنتی تز) است. چنین تقابلی (روح خدا + لجن متعفن = انسان) انسان را در یک حرکت تکاملی دیالکتیک قرار می دهد که مبارزه بی نهایت را دنبال می نماید (شریعتی، 1362، ص 56).

 

او مذهب را نه هدف، که راهی می داند برای رسیدن به خدا که باید از آن عبور کرد تا به خدا رسید؛ لذا داستان های قرآنی نزد او کارکردهای اجتماعی دارد و نه اخلاقی (شریعتی، 1380، ج 20، ص 65).

 

دید او به نزاع قابیل و هابیل نیز نه دید سنتی (حرمت قتل نفس)، بلکه نگاهی نزدیک به مبانی دیالکتیکی است. از نظر او نزاع این دو، نزاع مالک و دامدار است که در آن دوره اشتراک عمومی منابع تولید و روح برادری و ایمان با پیدایش عصر کشاورزی و استقرار نظام مالکیت خصوصی و خدعه مذهبی و تجاوز به حق دیگران از بین می رود. یا اینکه او «ناس» را به جامعه تعبیر می نماید و معتقد است در صورتی که کارکردهای اجتماعی مدنظر قرآن باشد (مانند الحکم لله، إن تقرضو الله قرضاً حسناً)، «الله» و «ناس» می توانند جایگزین هم شوند (شریعتی، 1362، ص 93).

 

او رابطه قابلیان با ناس را عبارت از استبداد، استثمار و استحمار می داند (زر، زور، مذهب) و به دنبال قدرت زدایی از قابیلیان است (شریعتی، 1380، ج26، ص 187). در نزد او، چهره فرعون (حکومت)، قارون (ثروت) و بلعم باعورا (مذهب منحط)[xliv] در تثلیث مسیحی تجلی پیدا نموده است (شریعتی، 1380، ج14، ص 323، ج4، ص 235)، و لذا به دنبال اصلاح این سه رکن بالاخص نهاد دین است. اخلاف او نیز مانند حبیب الله آشوری و اکبر گودرزی کتاب های توحید و توحید و ابعاد گوناگون آن با همین روش تحریر نمودند. به عنوان مثال، تفسیر ایشان از «ناس» توده های محروم است؛ که طبیعی است انتقاد روشنفکران دینی غیربنیادگرا را برمی انگیزد (مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، استاد مطهری و روشنفکران، ص 125، صدرا).

 

در نظر او تنها اسلام خالص دارای کارکردهای اجتماعی است نه اسلام عرفانی و فلسفی. او در یک مقایسه بین ابن سینا و حلاج و ابوذر جانب ابوذر را می گیرد و آموزه های فلسفی و عرفانی را فاقد کارکردهای اجتماعی می داند (شریعتی، 1381، ج27، ص 27).

 

شریعتی مانند آن چه نزد عموم بنیادگرایان دیده می شود، اجتهاد را جایز می داند و از آن جا که به دنبال تصفیه فرهنگی است، «آنچه را در اصطلاح سنتی «تفسیر به رأی» می خوانند، از منظری مثبت می نگرد (شریعتی، 1362، ص 31، شریعتی، 1380، ج 20، ص 401). او رأی را در روایت «هر کس قرآن را با رأی خویش تفسیر نماید، جایگاه خود را در جهنم می نهد»، به پیش داوری (prejugement) تفسیر می نماید نه عقل؛ چرا که «نفی تعقل موجب می گردد که مانند قرون وسطی فهمیدن در انحصار عده ای خاص قرار گیرد» (شریعتی، 1380، ج20، ص 295). پس به عکس آن چه روآ می گوید (روآ، 1378، ص 38) بنیادگرایان اتفاقاً به دنبال فتح باب اجتهاد هستند.

 

بدین ترتیب، به رغم نظر نویسندگانی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (1368ش) را جنبشی بنیادگرا می نامند (Bruce, 2008, P.46, Caplan, 1987, P. 177)، ایشان طرفدار آموزه های سنتی بوده و روحانیت را پشتوانه اسلام می دانند (امام خمینی، 1386، ج1، ص 117) و در بیانیه های متعددی از حریم «مقدس روحانیت» دفاع کرده (امام خمینی، 1386، ج1، ص 148) و از کسانی که حریم روحانیت را نادیده می گیرند، انتقاد می نمایند (امام خمینی، 1386، ج1، ص 418). ایشان قانون و روحانیت را نقطه اتکای ملت به حساب می آورند (امام خمینی، 1386، ج4، ص 53)؛ زیرا روحانیت در طول تاریخ، سنگ راه استعمار بوده است (امام خمینی، 1386، ج1، ص 97).

 

به عکس بنیادگرایان که از عرفان بیزاری می جویند و به یک باره سنت های اسلامی را به کناری می نهند، ایشان در جواب سؤال محمد حسنین هیکل، علاقه خود به سنت اسلامی یعنی کتب روایی، فقهی و فلسفی چون اسفار، جواهر و کافی را متذکر می شوند (امام خمینی، 1386، ج5، ص 271). امام در خطاب به حوزه های علمیه، نگرانی خود را از دور شدن حوزه های علمیه از اشتغال به علوم رایج اسلامی و خصوصاً فقه و مبادی آن به طریق سنتی را بیان می نمایند. ایشان در تحلیلی و خصوصاً فقه و مبادی آن به طریق سنتی را بیان می نمایند. ایشان در تحلیلی وفاداری خود را به کل تاریخ فقه امامیه ابراز نموده و علاقه خود را به «سلف صالحی چون شیخ الطائفه، صاحب جواهر و شیخ انصاری» (امام خمینی، 1386، ج17، ص 327 و 375) متذکر می شوند. ایشان در منشور روحانیت، فقها را نگهبان علوم قرآن، احادیث و سنت معصومین(علیه السلام) می دانند و به کتاب های متقدمین و متأخرین مانند فقه و فلسفه، ریاضیات، نجوم، اصول، کلام، حدیث، رجال، ادب و عرفان به دیده احترام می نگرند (امام خمینی، 1386، ج21، ص 275) و به نوعی اتکای خود را به کل تمدن اسلامی متذکر می شوند.

 

انتقادات شریعتی از علامه مجلسی، خواجه نصیرالدین طوسی، تز اسلام منهای روحانیت و آنتی آخوندیسم او موجب انتقادات علمایی همچون امام خمینی، مرتضی مطهری و سید مرتضی عسگری شد. به بیان ایشان، اسلام به استثنای آخوند و روحانی به معنای حذف کل اسلام است (امام خمینی، 1386، ج7، ص 377). امام در جواب بنیادگرایان می فرمایند:

 

«حذف روحانیت از اسلام و تز اسلام منهای روحانیت، یعنی نخواستن کل اسلام؛ چرا که اسلام بی آخوند اصلاً نمی شود و ایشان مبین قرآن و مظهر نبی مکرّم می باشند.» (امام خمینی، 1386، ج5، ص 280.)

 

ایشان به عکس شریعتی که به دنبال جایگزین کردن روشنفکران به جای روحانیت است، به اقتدار روحانیت پایبند بوده و معتقد است که روشنفکران به آخوندی که به مسائل سیاسی ناآشناست، آموزش دهند، ولی رهبری کماکان به دست روحانیت باقی بماند (امام خمینی، 1386، ج3، ص 247).

 

البته بنیادگرایی شریعتی به خود او ختم نشد، پیروان او نیز همّ خود را تنها در تفسیر قرآن قرار داده بودند. گروه فرقان بر اساس ایدئولوژی «ارزش های راستین سرخ علوی» و «آزادسازی اسلام علی از اسارت آخوندیسم» به رویارویی با روحانیت برخاستند. «گروه آرمان مستضعفین و جنبش مسلمانان مبارز» نیز داعیه برخورد با روحانیت طبق روش شریعتی را داشتند و هر از چندی مخالفین خود را تهدید می نمودند. البته در نهایت، تقابل این دو تفکر موجب شد که فرقانی ها به مستمسک قرار دادن همین مسئله، مرتضی مطهری، قرنی و مفتح را به شهادت برسانند (جعفریان، 1381، ص 307، ناصری و ستوده، 1378، ص 367).

 

9-4. نتیجه گیری

نهضت اصلاح دینی به دنبال این جهانی کردن دین و مطابقت آن با ارزش های جهان نو است. اصلاحات همواره طی یک بحران اجتماعی و گسل معرفتی به وجود می آید. بدین ترتیب، بنیادگرایی در دنیای امروز محصول بحران های ناشی از مدرنیسم است. در جهان مسیحی افراط پروتستان ها در نقد کتاب مقدس، پذیرش نظریه تکامل، عدم قبول الهی بودنت مسیح و پاره ای از بحران های اجتماعی –اقتصادی و فرهنگی مانند جریان فمیسم، هم جنس گرایی، سقط جنین و لاابالی گری موجبات ظهور بنیادگرایی در خود مذهب پروتستان را به وجود آورد. در حوزه تمدن اسلامی، مواجه مسلمین از یک طرف با کشورهای غربی و آشنایی ایشان با علوم و معارف غربی مانند دموکراسی، قانون گرایی، تفکیک قوا، عدالت، مشروطه و رشد صنعت و تکنولوژی و از طرف دیگر مشاهده عقب ماندگی ملت هایشان، منجر شد تا راه کارهای مختلفی برای برون رفت از بحران طرح شود. غیر از آنان که یک باره دل در گروه غرب نهاده بودند یا آنان که عمل به سنت را طریقه خود قرار داده بودند، کسان دیگری بودند که در بین سنت و تجدد مانده بودند و هم دل در گروه دین خود داشتند و هم آرزوی کسب دستاوردهای دنیای غرب را. در بین ایشان نواندیشانی ظهور کردند که داعیه اصلاح طلبی داشتند. اما در بین خود این گروه نیز با تشتت آرا مواجه می باشیم، که نحله ای از آن ها بنیادگرایی یا سلفی گری را راه حل پیشرفت تمدن اسلامی می دادند. روش این گروه مواجهه مستقیم با متون و کنار نهادن حکمت مدرسی است.

 

از ممیزات بنیادگرایان این است که با تفسیر سنتی از دین مخالفت می نمایند و بالاخص تفسیرهای تأویل گرا، عرفانی و فلسفی را برنمی تابند. به متون خود اعم از قرآن، انجیل یا تورات ارج بسیاری می نهند، و تنها فهم متقدمین، اعم از آبا یا صحابه و تابعین را معتبر می دانند. در این گذار، ایشان خود را که ممکن است فقیه، عالم دینی یا روشنفکر باشند، جایگزین فقهای سنتی می نمایند.

 

نگاه ایشان به متون نه فلسفی و نه عرفانی است، بلکه جامعه شناختی است. ایشان به عرفا و متصوفه سخت انتقاد می نمایند و آن را مانع انجام تکالیف این جهانی می دانند.

 

نتیجه بنیادگرایی رابطة دوگانة فرد – متن است و عملاً منجر به آزاد شدن جریان فهم از قید سنت می شود. بنیادگرایی فردگرایی و آزادی را موجب می شود و هر چند در واکنش به مدرنیته به وجود می آید، با این حال، از ابزارهای مدرن کمال استفاده را می نمایند.

 

بنیادگرایی چون واکنش به وضع موجود است و به دنبال تغییر فوری آن، از مسکن های فوری کمال بهره برداری را می نماید. خشونت یکی از این ابزارهاست. بنیادگرایی برای رسیدن به اهداف خود از به کار بردن خشونت ابایی ندارد و سازمان هایی متشکلی را تأسیس نموده و با تربیت افراد ائدولوژیکی دست به اقدامات خشونت آمیز می زند. ایشان با تربیت قشر جوان، تحصیل کرده و رادیکال از طریق فهم متون و امید بازگشت به اتوییای سلف صالح، دست به اعمال قهرآمیز می زنند؛ کلیساهای انجیلی، گروه القاعده و گروه فرقان نمونه هایی از عمل گرایی[2] ایشان است.

 

«توحید» محض و خالص، به دور از هر نوع اضافاتی، نقطه شروع بنیادگرایی است که تأثیر آن در کلیه نهادهای اجتماعی، اقتصادی و هنری مشهود می شود. در مباحث عبادات، نظریه «سلب» و «قبض» حکومت می نماید، پس هرآنچه که مزاحم فهم توحید ناب شود، محکوم به فناست. در این بین هیچ چیز نمی تواند واسطة بین خالق و مخلوق شود و شفیعی بین خدا و عبد وجود ندارد. در نتیجه، فرد واسطه و هنر واسطه نابود می شود. هر نفش و هنری که در کلیسا و مسجد باشد، تخریب می شود و اماکن مقدس ساده و به دور از پیرایش می شود تا ظن «شرک» در آن راه پیدا ننماید. اما در مقابل، در خارج از عبادات، نظریه «اثبات» و «بسط» حاکم می شود. بدین ترتیب، بنیادگرایی در اموری مانند معاملات، حکومت و سیاست با توجه به حداقل رسیدن متون دینی، با آزادی بیشتری روبه روست و عملاً مسیر را برای سکولار شدن جامعه فراهم می نماید.

 

پی نوشت:

 

[1] .Millenarian

[2] . Activism

[i] . Old testament.

[ii] . New testament.

[iii] .  Gospel معادل يوناني Euangelion به معناي بشارت يا مژده است.

[iv] . Vedas (sruti): Rig – veda, Sama – veda, Yajur – veda, Atharva – veda.

[v] . Upanishad (Vedanta).

[vi] . Tradition

[vii] . Biblicism / literalism.

[viii] . Chasidism جنشي راست كيش و ارتدوكسي كه اسرائيل بعل شم طوو معروف به بشط در اواخر قرن 19م بنيان نهاد.

[ix] . Sadducees.

[x] . Pharisaism آن دسته از يهوديان كه به سنت‌هاي شفاهي و فهم لفظي كتاب مقدس معتقد هستند.

[xi] . Fundamentalism.

[xii] . Evangelica.

[xiii] . Baptist.

[xiv] . به طريق اولي نزد كساني كه معقتد به سلطنت هزارسالة مسيح هستند، اين جريان «millenarian» طرفدار داشت.

[xv] . the Virgin Brith.

[xvi] . Resurrection: رستاخيز يا قيام مسيح از مردگان.

[xvii] . Atonement.

[xviii] . The Millennium.

[xix] . Niagara Bible Conference.

[xx] . كليساي اوانجليكا در سه معنا به كار برده مي‌شود:

- به معناي اعم هر كليساي مسيحي است كه با بشارات كتاب مقدس موعظه مي‌نمايند،

- به معناي خاص هر كليساي پروتستان كلاسيك يا يكي از انشعابات آن،

- به معناي اخص طور بعضي از كليساهاي پروتستان كه تأكيد زيادي در بشارات حضرت مسيح «Gospel of Jrsus Christ»، تجارب شخصي، غسل تعميد به عنوان تنها مبناي ايمان، و تبليغ دين مسيحيت دارند.

مارتين لوتر و پيروان او كه تأكيد زيادي بر آمرزيدگي توسط ايمان به مسيح داشتند، خود را به عنوان اوانجليست معرفي نمودند. در مدت اصلاحات، اصطلاح اوانجليست پيروان لوتر را از كالوين – كه او نيز به عنوان اصلاح‌طلب ناميده مي‌شد – جدا مي‌نمود.

مذاهب نوظهوري كه در اروپاي قاره‌اي، بريتانياي كبير و امريكا كه در سده 18م به وجود آمدند، به‌طور معمول بازگشتشان به اوانجليكا بود. اين‌ها شامل «Pietism» در اروپا، «Methodist revival» در بريتانياي كبير و «Great Awakrning» در امريكا بود. اديان شخصي، تجربه ديني، پذيرش غسل تعميد و تبليغ مسيحيت تأكيداتي بود كه اين جريان‌ها نسبت به ديگر آداب و سنن كليساهاي ديگر تأكيد مي‌نمود. همين‌طور در مدت احياي اوانجليكا در انگلستان، حزب اوانجليكايي در كليساهاي انگلستان به وجود آمد كه غير از متدوديست‌ها كليساي انگلستان را رها ننمودند (Anglican Evangelica). تأثيرات اوانجليكا در داخل پروتستانيسم به صورت قوي باقي ماند و اوانجليست‌ها به تدريج علايق مشتركشان را (لندن، 1846م) با هم شناختند.

انجمن ملي اوانجليست‌ها «National Association of Evangelicals» در سال 1942م سازماندهي شد. ايشان همچنان بر تفسير محافظه‌كارانه از غسل تعميد تأكيد مي‌نمودند.

[xxi] . The American Bible League.

[xxii] . Biblical criticism.

[xxiii] . The Fundamentals.

[xxiv] .Martin E. Marty and R. Scott Appleby (eds), The Fundamentalism Project, 5 vol. (1991- 95).

[xxv] .Evolution.

[xxvi] .premillennial eschatology.

[xxvii] .Postmillennialists.

[xxviii] .Christian conservatives.

[xxix] .Christian Coalition.

[xxx] .Pat Robertson.

[xxxi] .charis,atic Evangelicals.

[xxxii] . ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل هلالي شيباني مروزي.

[xxxiii] . تقي الدين ابوالعباس احمد بن شهاب‌الدين عبدالحليم بن محمد الدين عبدالسلام بن عبدالله بن ابي القاسم.

[xxxiv] . شمس الدين ابي عبدالله، محمد بن ابي بكر بن ايوب زرعي.

[xxxv] . اِبْنِ كَثير، عمادالدين ابوالفداء اسماعيل بن عمر بن كثير قرشي.

[xxxvi] . محمد بن عبدالوهاب ابن سليمان بن محمد بن احمد بن راشد بن بريد بن محمد بن بريد بن مشرف بن عمر بن بعضا بن ريس بن زاحر بن محمد بن علي بن وهيب التميمي.

[xxxvii] . از تأليفات او: رساله التوحيد، الاسلام و النصرانيه، تفسير القرآن الكريم (المنار)، عروه الوثقي، اصلاح المحاكم الشرعيه، تفسير المنار، شرح نهج البلاغه.

[xxxviii] . Francois Pierre Guillaume Guizot (1787- 1879).

[xxxix] . تأليفات او عبارت است از: الخلافه و الامامه العظمي، تفسير المنار، مجله المنار.

[xl] . تأليفات او عبارت است از: طبايع الاستبداد (اقتباسي از كتاب آلفيري ويتوريا Alfieri Vittoria ايتاليايي 1749- 1803م) ام القري.

[xli] . تأليفات او عبارت است از: خلافت و ملوكيت، جايگاه حقوقي احاديث نبوي، تذكره دعاه الاسلام.

[xlii] . Intellectuelle.

[xliii] . Indiviual.

[xliv] .  آية 175 و 176 سوره اعراف ذكر كرده، مي‌فرمايد: «وِ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بها وَ لكِنَّهُ أخْلَدَ إلَي الْأرْض هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَل الْكَلْبِ إنْ تَحْمِلْ عَلَيهِ يلْهَثْ أوْ تَتْرُكْهُ يلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِأياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ.»

 

 

 

 منابع:

الف. فارسی1. قرآن کریم2. اشکوری (1377)، نوگرایی دینی، تهران: انتشارات قصیده.3. برانتل، جورج (1381)، آیین کاتولیک، ترجمه حسن قنبری، قم: مرکز مطالعات ادیان و مذاهب.4. بنا (1385)، خاطرات، ترجمه جلال الدین فارسی، بی جا: انتشارات برهان.5. بومر، فرانکلین لوفان (1380)، جریان های بزرگ در تاریخ اندیشه غرب، ترجمه حسین بشیریه، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، چاپ اول.6. پاکتچی، احمد (1385)، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر موسوی بجنوردی، کاظم، تهران: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 4 و 5 و 6 و 9.7. همو (1387)، تاریخ تفسیر قرآن کریم، تنظیم و ویرایش: محمد جان پور، تهران: انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق7، چاپ اول.8. همو (1388)، تاریخ حدیث، تنظیم و ویرایش: یحیی میرحسینی، تهران: انجمن علی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق 7، چاپ دوم.9. توفیقی، حسین (1385)، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران: انتشارات سمت.10. جعفریان، رسول (1381)، جریان ها و جنبش های سیاسی در ایران، تهران: مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ دوم.11. جمعی از نویسندگان (بی تا)، زندگی و اندیشه سید جمال الدین اسد آبادی، بی جا: بی نا، ج112. خمینی، روح الله (1386)، صحیفه امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهارم.13. حکمت، علی اصغر (1387)، تاریخ ادیان، تهران: نشر پژواک کیوان.14. حلبی، علی اصغر (1350)، زندگی و سفرهای سید جمال الدین اسدآبادی، تهران: انتشارات زوار.15. دکمجیان، هرایر (1366)، جنبش های اسلامی در جهان عرب: بررسی پدیدة بنیادگرایی اسلامی، ترجمه حمید احمدی، تهران: انتشارات کیهان، چاپ اول.16. دورانت، ویل (1366)، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی، ابوالقاسم پاینده، ابوالقاسم طاهری، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول، جلد چهارم (بخش اول).17. همو (1367)، تاریخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم طاهری، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول، جلد چهارم (بخش دوم).18. همو (1368)، تاریخ تمدن، اصلاح دینی، ترجمه فریدون بدر ه ای، سهیل آذری، مرزبان، پرویز، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول، جلد ششم.19. روآ، الیویه (1378)، تجربه اسلام سیاسی، ترجمه: محسن مدیر شانه چی، حسین مطیعی امین، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چاپ اول.20. زیبایی نژاد، محمدرضا (1382)، مسیحیت شناسی مقایسه ای، تهران: سروش، چاپ اول.21. سروش، عبدالکریم (1384)، از شریعتی، تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.22. سیار، پیروز (1380)، کتاب هایی از عهد عتیق (کتاب های قانونی ثانی)، تهران: نشر نی.23. سید علوی، سید ابراهیم (1365)، تاریخچه، نقد و بررسی وهابی ها، تهران: انتشارات امیر کبیر، چاپ دوم.24. سید ناصری، حمیدرضا، ستوده، امیر رضا (1378)، پاره ای از خورشید، گفته ها و ناگفته ها از زندگی استاد مطهری، تهران: ذکر.25. شریعتی، علی (1352)، تشیع علوی، تشیع صفوی، تهران: کتاب خانه دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی.26. همو (1358)، شیعه (مجموعه آثار 7). تهران: سحاب کتاب، چاپ اول.27. همو (1362)، اسلام شناسی2 (مجموعه آثار 17)، تهران: انتشارات قلم، چاپ سوم.28. همو (1370)، اسلام شناسی 3 (مجموعه آثار 18)، تهران: انتشارات الهام، چاپ چهارم.29. همو (1373)، ابوذر (مجموعه آثار 3)، تهران: انتشارات الهام، چاپ پنجم.30. همو (1385)، با مخاطب های آشنا (مجموعه آثار 1)، تهران: چاپخش، چاپ چهارم.31. همو (1386)، مذهب علیه مذهب (مجموعه آثار 22)، تهران: انتشارات چاپخش، چاپ پنجم.32. همو (1387)، فاطمه فاطمه است (مجموعه آثار 21)، تهران: انتشارات چاپخش، چ 22.33. عنایت، حمید (1385)، سیری در اندیشه سیاسی عرب، تهران: مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ ششم.34. فرانکلین لوفان، بومر (1380)، جریان های بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ترجمه حسین بشیریه، تهران: فجر اسلام.35. فقیهی، علی اصغر (1366)، وهابیان (بررسی و تحقیق گونه ای درباره عقاید و تاریخ فرقه وهابی)، تهران: انتشارات صاب، چاپ سوم.36. فلاورز، سارا (1381)، اصلاحات، ترجمه رضا یاسایی، تهران: ققنوس، چاپ اول.37. گلپایگانی، علی ربانی (1385)، فرق و مذاهب اسلامی، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ چهارم.38. مدرسی چهاردهی، مرتضی (1337)، سید جمال الدین افغانی، تهران: شرکت نسبی حاج محمد حسین اقبال و شرکا.39. مصطفوی کاشانی، لیلی (1367)، کلیاتی درباره الهیات رهایی بخش، تهران، چاپ خانه علامه طباطبایی، چاپ اول.40. مظفر، شیخ محمد رضا (1396ه)، مسائل اعتقادی از نگاه شیعه، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، قم: مجمع ذخائر اسلامی.41. مک گراث، آلیستر (1384)، الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول.42. همو (1387)، مقدمه ای بر تفکر اصلاح دینی، ترجمه بهروز حدادی، قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب.43. مولند، اینار (1368)، جهان مسیحیت، ترجمه محمد باقر انصاری، مسیح مهاجری، تهران: مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ اول.44. میلر، و.م (1981م)، تاریخ کلیسای قدیم، ترجمه علی نخستین، تهران: انتشارات حیات ابدی، چاپ دوم.45. ناس، جان بی (1354)، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، تهران: انتشارات فرانکلین، چاپ سوم.46. نجفی، موسی (1374)، تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی (مجموعه مقالات)، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، جلد3.47. هینلز، جان آر (1385)، فرهنگ ادیان جهان، ویراسته علی پاشایی، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.48. همو (1386)، راهنمای ادیان زنده، ترجمه عبدالرحیم گواهی، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ دوم.ب. عربی49. ابن ابی یعلی، محمد (بی تا)، طبقات الحنابله، در احیاء الکتب العربیه.50. ابن تیمیه (1369ه)، اقتضاء الصراط المستقیم مخالفه اصحاب الجحیم، قاهره: مطبعه السنه المحمدیه.51. همو (1386ه)، الفتاوی الکبری، بیروت: دارالمعرفه، الطبعه الاولی.52. همو (1406ه)، منهاج السنه النبویه، بی جا: مؤسسة قرطبه، الطبعه الاولی.53. همو (1410ه)، زیاره القبور و الاستنجاد بالقبور، ریاض: الاداره العامه للطبع و الترجمه، الطبعه الاولی.54. همو (بی تا)، مجموع الفتاوی، بی جا: بی نا.55. ابن رجب، عبدالرحمن بن احمد (1417ق)، الذی علی طبقات الحنابله، بیروت: دارالکتب العملیه، جلد 1.2.56. ابن قولویه قمی (1359ه)، کامل الزیارات، نجف: انتشارات مرتضویه.57. ابن قیم (1404ه/ 1984م)، اجتماع الجیوش الاسلامیه علی غزو المعطله و الجهمیه، بیروت: دارالکتب العلمیه.58. همو (1375ه/ 1975م)، اغاثه اللهفان من مصائد الشیطان، بیروت: دارالمعرفه، الطبعه الثانیه.59. الافغانی، السید جمال الدین، عبده، الشیخ محمد (1417ه)، العروه الوثقی. اعداد تقویم: السید هادی خسروشاهی، طهران: مؤسسه الطباعه و النشر، الطبعه الاولی.60. امین، احمد (بی تا)، زعماء الاصلاح فی عصر الحدیث، بیروت: دارالکتب العربی.61. الامین العاملی، السید محسن (بی تا)، کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، بی جا: بی نا، الطبعه الخامسه.62. همو (1403ه/ 1983م)، نقض الوشیعه او الشیعه بین الحقائق و الاوهام، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.63. بیضاوی، عبدالله بن عمر (1418ه)، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ج3.64. رشید رضا، محمد (1366ه/ 1947م)، تفسیر القرآن الحکیم (المنار)، بیروت: دارالمعرفه، الطبعه الثانیه.65. ضیف، شوقی (1428ه)، تاریخ الادب العربی، الجزیره العربیه، العراق، ایران، قم: ذوالقربی، الطبعه الاولی، ج5.66. طباطبایی، محمد حسین (1374)، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ج8.67. طوسی، محمد بن حسن (بی تا)، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج4.68. عبدالوهاب، محمد (1416ه)، حاشیه ایصول الثلاثه، حاشیه عبدالرحمن بن محمد بن قاسم الحنبلی النجدی، اللملکه العربیه السعودیه: وزاره الشؤون الإسلامیه و الأوقاف و الدعوه و الإرشاد، الطبعه الأولی.69. همو (1418ه)، کشف الشبهات، المملکه العربیه السعودیه: وزاره الشؤون الإسلامیه و الأوقاف و الدعوه و الإرشاد، الطبعه الأولی.70. همو (1420ه)، أصول الآیمان، تحقیق باسم فیصل الجوابره، المملکه العربیه السعودیه: وزاره الشؤون الإسلامیة و الأوقاف و الدعوه و الإرشاد، الطبعه الخامسه.71. همو (1420ه)، الکبائر، المملکة العربیة السعودیة: وزاره الشؤون الإسلامیة و الأوقاف و الدعوة و الإرشاد، الطبعه الثانیة.72. همو (1421ه)، القول السدید شرح کتاب التوحید، المملکه العربیة السعودیة: وزاره الشؤون الإسلامیة و الأوقاف و الدعوه و الإرشاد، الطبعه الثانیة.73. مجلسی (1304ه)، بحار الانوار، لبنان: مؤسسة الوفاء.74. المعاونة الثقافیة للمجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة (1425ه)، جمال الدین و المشروع الاصلاحی (مجموعه مقالات)، طهران: المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة، الطبعه الاولی.75. مغنیه، محمد جواد (1427ه)، هذی هی الوهابیه، تهران: مؤسسة دار الکتب الاسلامیة، الطبعة الاولی.76. مروه، حسین: العالم، محمود امین؛ دکروب، محمد؛ سعد، سمیر (1980م)، دراسات فی الاسلام، بیروت: دارالفارابی، الطبعه الاولی.ج. لاتین77

منبع: پایگاه تخصصی وهابیت پژوهی و جریان های سلفی

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بررسی و نقد دیدگاه وهابیان درباره تبرک با نگاهی به تفسیر آیه اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي...

وحدت؛ یگانه راه مبارزه با افراط

خدا در نگاه وهابیت

فضیلت زیارت قبور بزرگان دین، در فقه فریقین

پاسـخ به شـبهات وهابیـان بر روایت مالک الدار در توســل به پیـامبر پس از وفـات

ریشه ‏های پدیده تکفیر در گذر تاریخ

سلفى‏ گرى دیرینه و نوین

وهابیت، آیین تشبیه و تجسیم

مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی

پاسخ به شبهات وهابیان بر روایات عثمان‏ بن حنیف در خصوص توسل

انحرافات وهابیت در توحید صفات

بررسی تطبیقی«شفـاعت» از منظر آیات و روایات و دانشمندان فریقین

ریشه‏ هاى اعتقادى تکفیر‏نوین در تاریخ اسلام‏

تقابل توحید محمد بن عبدالوهاب با توحید قرآنی

ممنوعیت تکفیر اهل قبله از نگاه متکلمان و فقیهان تشیع و تسنن

ماهیت «تأویل» از دیدگاه ابن‌تیمیه و علامه طباطبائی

واکاوی پدیدۀ «فرقه‌سازی درون‌مذهبی» در جریان سلفیه معاصر

بررسی و تقویت نقدهای «محمد بن علوی مالکی» بر «محمد بن صالح عثیمین» درباره توسل

نقد ادلۀ قرآنی برقعی دربارۀ برزخ از دیدگاه علمای شیعه

بررسی تطبیقی مبانی کلامی سید قطب و سلفیه در مباحث توحید و تکفیر

تكفير در انديشه كلامى ابوالثناء آلوسى با محوريت تطبيق رويكرد وى بر جريان فكرى سلفيه

ابن تيميه از ديدگاه علماي شافعي

بررسي تطبيقي توحيد و شرک از ديدگاه مذاهب اسلامي و جريان‌هاي تکفيري

بررسی بدعت از دیدگاه البانی

گفت و گو با اندیشه تکفیر و مخالفان آن

مشروعیت شدِّ رحال برای زیارت قبور

وهابیت در سفرنامه دومینگو بادیا ای لبلیچ (علی بیک عباسی)، خاورشناس اسپانیایی

معنا و شروط تکفیر

واکاوي فقهي مشروعيت زيارت قبور توسط زنان با تاکيد بر مباني قرآن و سنت

چالش‌های انتقال سیاسی در عربستان سعودی

روانشناسی داعش و داعشی ها

معرفی مهم ترین گروه های مسلح تحت پشتیبانی ترکیه در شمال سوریه

نقش ایالات متحده امریکا در شکل گیری جریانهای افراطی در جهان اسلام(مطالعه موردی القاعده و داعش)

بررسی پدیده ترور و نفی و محکومیت آن از منظر امام خمینی(ره)

جهاد و تکفیر در جهان اسلام؛گذر از فقه الخلافه به فقه المصلحه

جریان‌شناسی سلفی‌گری هندی و تطبیق مبانی آن با سلفی‌گری وهابی

ملاک و شرایط تکفیر از دید رشید رضا

بازنگری مفاهیم قابل تأمل اندیشه‌های محمد قطب در پرتو سلفی‌گری اعتدالی و اعتزال نوین

نقدی بر تأویل‌ستیزی ابن‌تیمیه

عناصر ظاهرگرایی سلفیه افراطی در تفسیر قرآن

بررسی و نقد آراء وهابیّت در انتساب عنوان شرک به شیعه از منظر قرآن کریم

ابن قيم جوزيه

ابن تیمیه

آل سعود

غزالی و ابن تیمیه

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (2)

وهابیت شناسی در بیان آیت الله سبحانی (1)

ارزش و جایگاه وحدت از منظر قرآن و سنّت

تفکر تکفیری

راهبردهای ضدتروریسم در ایران: رویکرد فرهنگی

سند «نقشه محرمانه» القاعده در مصر

توسل به اموات

بررسی علل رفتار خشونت آمیز نیروهای اسلامی در پاكستان با تاكید بر طالبانیسم

داعش: پیوند سلفیت تکفیری و بعثی گرایی

تحليل عملكرد گروه هاي تكفيري در تضاد با هويت تمدني مسلمان

تحلیل گفتمانی نقش دستگاه استنباطی گروه های تکفیری بر عملکرد آن ها

بازکاوی روانشناختی کنش گروه‌های سلفی- تکفیری: مطالعه موردی داعش

القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات

مبانی اعتقادی تروریسم تکفیری

ریشه یابی مؤلفه هاي تأثیرگذار بر گسترش تروریسم در خاورمیانه

روانشناسی تروریسم و تأثیر آن بر گسترش تکفیر

مفهوم‌سازی گفتمان ژئوپلیتیکی تروريسم؛ تصویرسازی ژئوپلیتیکی دولت بوش از خاورمیانه

سنخ شناسی و دگردیسی گروه های تروریستی ادلب

گزارش کتاب «الصارم المسلول علی من انکر التسمیة بعبد النبي و عبدالرسول»

بررسی دلایل حضور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در افغانستان بر اساس تئوری دومینوی ویلیام بولیت

تبیین زیرساختار های ایدئولوژیک و ساختاری گروه تکفیری تروریستی داعش

بررسی اندیشه‌های سلفی ـ تکفیری و تفاوت‌های داعش با سایر گروه‌های تروریستی

سلفی کیست و چه می گوید؟چرا سلفی گری بزرگترین خطر پیش روی جهان اسلام است؟

مرحله جدید اختلافات درونی دواعش

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسى مبانى فکرى تکفیر

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

آموزه‌ها و آینده داعش

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

سرچشمه های فکری القاعده

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

قبیله خشونت

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جریان های تکفیری عراق

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جهان از نگاه داعش

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش