مقالات > تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۳ تعداد بازدید: 25

تجاوز نیروهای اتّحاد جماهیر شوروی به افغانستان اثر چشمگیر در تندرو شدن جریان اسلامگرایی داشته است.این جنگ که نقطهء چرخشی در روند اسلامگرایی شمرده می شود،فضایی بی مانند در روابط بین الملل پدید آورد که سرانجام به پا گرفتن سازمان القاعده انجامید.در این نوشتار این فضا و اثرات این تجاوز بیان می شود.



نويسنده : مهدی عباس زاده فتح آبادی

پیشگفتار:

تجاوز نیروهای اتّحاد جماهیر شوروی به افغانستان اثر چشمگیر در تندرو شدن جریان اسلامگرایی داشته است.این جنگ که نقطهء چرخشی در روند اسلامگرایی شمرده می شود،فضایی بی مانند در روابط بین الملل پدید آورد که سرانجام به پا گرفتن سازمان القاعده انجامید.در این نوشتار این فضا را بررسی خواهیم کرد.نخست به تجاوز نیروهای شوروی به افغانستان و بازتابهای آن در سطح جهان اسلام و سپس به «عرب-افغان»ها-جنگجویان داوطلب مسلمان عرب که از سراسر جهان اسلام به کمک مجاهدین افغان شتافتند-می پردازیم و چگونگی سر برآوردن داوطلبان، نقش سران عرب-افغانها در ساختن و پرداختن افکار و باورهای آنان و نکاتی از این دست بررسی می کنیم؛ سپس به پشتیبانی آمریکا از عرب-افغانها و پا گرفتن سازمان القاعده نگاهی خواهیم انداخت و به بررسی افکار و باورهای سه تن از چهره های اثرگذار در پاگیری القاعدعه یعنی عبد الله عزام،اسامه بن لادن و ایمن الظواهری و وجوه اختلاف و اشتراک آنان و همچنین ساختار القاعده می پردازیم.بررسی کوتاهی نیز در مورد وضع بن لادن و القاعده پس از پایان گرفتن جنگ در افغانستان خواهیم کرد.

 

تجاوز نیروهای اتّحاد جماهیر شوروی به افغانستان،در سایهء جنگ سرد رخ داد.کشورها و گروههایی که پیوسته به اردوگاه خاوری یا اتّحاد جماهیر شوروی بودند(مانند سرویه،لیبی،یمن جنوبی و سازمان آزادیبخش فلسطین)از مسکو پشتیبانی و عمل تجاوزکارانهء آنرا تأیید می کردند.در برابر،کشورهای وابسته به اردوگاه باختری یا آمریکا (مانند عربستان،مصر،پاکستان،اردن،مراکش و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس)از مجاهدین افغانی در برابر شوروی پشتیبانی می کردند.

 

عربستان از دههء 1970،بویژه پس از افزایش بهای نفت،برای تأمین منافع خود و همچنین در راستای سیاستهای آمریکا برای رویارویی با ایدئولوژیهای ناسیونالیستی و سوسیالیستی،بویژه پان عربیسم ناصری،پشتیبان سرسخت اسلامگرایی بود.1 عربستان از جنگ در افغانستان بهرهء سیاسی می برد، زیرا نه تنها با پشتیبانی از مجاهدین افغان خود را نیروی رهبری کننده در زمینهء آزادسازی افغانستان،بی دخالت مستقیم در جنگ،به جهان اسلام معرّفی می کرد،بلکه بسیاری از جوانان ماجراجو و تندرو را به بهانهء کمک به مجاهدین،از کشورش دور می کرد.2

 

عربستان برای رویارویی با دو خطر بزرگ درونی و بیرونی در 1979 سرمایه گذاری هنگفتی در پشتیبانی از نیروهای تندرو اسلامی در افغانستان کرد.خطر درونی، تندروهای وهابی به رهبری جهیمان العتیبه بودند که مسجد بزرگ مکه را در همان سال گرفتند و خواستار سرنگونی سعودیها و برپایی دولت اسلامی واقعی شدند. خطر بیرونی نیز انقلاب اسلامی ایران بود که خطر مهمّی برای حکومتهای اقتدارگرا در حوزهء خلیج فارس به شمار می رفت.دولت عربستان برای گسترش وهابیت و دور کردن نیروهای وهابی تندرو و ایستادگی در برابر انقلاب شیعی ایران،سرمایه گذاری هنگفتی در افغانستان و پاکستان کرد و3میلیونها دلار برای جنگ در افغانستان پرداخت.عربستان همچنین ایستگاه مهمّی برای بردن جنگجویان عرب به افغانستان بود.4

 

دو بانک عربستان یعنی«دار المال الاسلامی» (تأسیس در 1981)و«دلایل البرکه»(تأسیس در 1982) به جنگ در برابر نیروهای نظامی شوروی کمک مالی می کردند.این بانکها افزون بر منابع گستردّ دولتی از منابع خارجی و کمکهای شخصی از راه مساجد و بنیادهای نیکوکاری نیز بهره مند می شدند.5

 

دولتهای پاکستان و مصر نیز با گسیل داشتن داوطلبان جنگجوی عرب به افغانستان،سخت از مجاهدین پشتیبانی می کردند.آنها از یک سو ابرقدرت پشتیبان خود یعنی ایالات متّحده را مجاب می کردند که لازم است نیروهای معترض جهادی را که خطری بزرگ برای آنها شمرده می شدند به افغانستان روانه کنند و از سوی دیگر از راه همنوایی با شعار جهاد در برابر کمونیسم،برای خود مشروعیّت می تراشیدند.این دولتها،بویژه دولت اسلامی ضیاء الحق در پاکستان،با بهره گیری از پوشش رسانه ای گسترده،جوانان را به جنگ بی پایان با«بی خدایان اشغالگر»فرامی خواندند.6

«عرب-افغانها»و جنگ افغانستان

 

رفته رفته اسلامگرایان در کشورهای گوناگون به این پندار رسیدند که درگیری در افغانستان،جنگ کمونیسم و اسلام است.این گمان،اسلامگرایان عرب را به افغانستان می کشاند.بسیاری از اسلامگرایان بر آن بودند که اگر افغانستان را از چنگال اشغالگران روس درآورند،می توانند به رؤیاهای چندین سالهء خود یعنی برپا کردن نخستین دولت اسلامی که در چارچوب شریعت اسلامی عمل کند و شالودهء خلافت اسلامی شود،واقعیّت بخشند.جهادگرایان اسلامی به پاکستان می رفتند و پس از پیمودن مراحل آموزشی به مجاهدان افغان در افغانستان می پیوستند.چیزی نگذشت که شمار مجاهدان عرب که«عرب-افغانها»یا«افغانهای عرب»خوانده می شدند،به بیش از 03 هزار تن رسید.7 در دورن جنگ،چه بسیار جوانانی که از کشورهای اسلامی برای دفاع از دین و ایمان و سرکوب تجاوز به «دار الاسلام»از سوی«دار الکفر»و ایستادگی در برابر «دشمن بی خدا»و پشتیبانی از مجاهدان افغان،راهی افغانستان شدند.بسیاری از آنان پیشینهء همکاری با گروههای اسلامگرا در کشورهای خود نداشتند.8

 

تا آن هنگام دیده نشده بود که این همه مسلمان از سرزمینهای گوناگون به یک کشور مسلمان بروند و با دشمن مشترک بجنگند.در میان مسلمانانی که به افغانستان می رفتند،کسانی از مصر،عربستان،یمن، الجزایر،فلسطین،سودان،عراق،کویت،اردن،ترکیه، سوریه،لیبی،تونس،مراکش،لبنان،پاکستان،هند، اندونزی و مالزی دیده می شدند.گروههای«عرب- افغان»گذشته از زبان،از دید فرهنگی و ایدئولوژیک نیز چه با خودشان و چه با افغانها همسانی نداشتند؛دیدگاه فرهنگی و مذهبی«عرب-افغانها»در سنجش با مردمان افغانستان خشکتر و متعصّبانه تر بود.بسیاری از عربهایی که به افغانستان می رفتند به اندیشه های سلفی و وهابی پایبند بودند،امّا بیشتر افغانها از مذهب حنفی پیروی می کردند(دئوبندی ها)که از نظر فکری و فرهنگی،کمتر محافظه کار به شمار می آید.

 

تنها چیزی که همهء آنان را به هم پیوند می داد،دشمن مشترک بود.حتّا نگاه آنان به دشمن مشترک هم متفاوت بود:هدف«عرب-افغانها»مبارزهء ایدئولوژیک با اشغالگران سرزمینهای اسلامی و دفاع از امت اسلامی بود؛در حالی که افغانها در راه آزادی میهن خود از دست روسها و کمونیستهای بومی(هواداران حزب «دموکراتیک خلق»که در 1978 با کودتای ساخته و پرداختهء روسها روی کار آمده بود،می جنگیدند. به سخن دیگر،نگاه«عرب-افغانها»جهانی بود و نگاه افغانها،بومی.9

 

افغانها در جریان این جنگ بر اثر آشنایی با باورهای تند«عرب-افغانها»به تندروی کشیده شدند و این پدیده، اثری کارساز بر جامعهء افغانستان پس از جنگ گذاشت. خود«عرب-افغانها»نیز در سایهء این جنگ به سوی خشونت هرچه بیشتر پیش رفتند.

 

یکی از چهره های برجسته در میان«عرب-افغانها» که نقشی برجسته در کشیدن پای داوطلبان عرب و مسلمان به جنگ افغانستان داشت،دکتر عبد الله یوسف عزام(1989-1941)،مبارزه فلسطینی و از برپاکنندگان جنبش جهادی حماس بود.او که آموزشهای مذهبی دیده بود و درجهء دکتری در فقه اسلامی از دانشگاه الازهر داشت،در نخستین سالهای دههء 1980 با صدور فتوایی دربارهء واجب بودن جهاد در افغانستان،شور و شوق بسیاری از جوانان مسلمان را برانگیخت.10

 

عزام در 1984 در پیشاور و در نقطهء مرزی میان پاکستان و افغانستان سازمانی با عنوان«مکتبه الخدمه»یا «اداره خدمات(مجاهدان)برپا کرد که به کار جذب، تأمین مالی و آموزش نظامی داوطلبانی می پرداخت که از سراسر جهان اسلام به آنجا می آمدند و سپس به افغانستان فرستاده می شدند.11«مکتبه الخدمه»در 135 کشور و از جمله در آمریکا شاخه هایی داشت که به جذب جنگجویان داوطلب می پرداختند.12شاخهء این سازمان در آمریکا،بیشتر در شهر بروکلین فعّال بود.13

 

نوشته های عزام در زمینهء جهاد و بویژه جهاد در برابر اتّحاد جماهیر شوروی،در سطح جهان انتشار می یافت. عنوان یکی از این نوشته ها این بود:«به کاروان بپیوندید و از سرزمینهای اسلامی دفاع کنید».14«الجهاد»نشریهء اصلی«عرب-افغانها»نیز مطالب بسیاری از عزام چاپ می کرد.عزام در نوشته هایش تأکید می کرد که جهاد به سبب نیرومندی و زنده شدن جهان اسلام،پا گرفتن دوبارهء جامعهء اسلامی در زمان پیامبر(ص)،اتّحاد جهان اسلام،برپایی خلافت اسلامی و سرانجام،تبدیل شدن اسلام به یک قدرت جهانی خواهد شد.15

 

عزام بر فرهنگ شهادت انگشت می گذاشت و از این راه به تشویق و تحریک نیروهای جهادی می پرداخت.او بر آن بود که«زندگی امت مسلمان تنها وابسته به جوهر علما و خون شهدا است.چه چیز زیباتر از نوشتن تاریخ امت با جوهر یک عالم و خون اوست.نقشه تاریخ اسلامی پا دو رنگ سیاه و سرخ شکل گرفته است و زیباتر از همه آنکه قلم و خون از یک نفر باشد... این گونه امت به حرکت وا داشته می شود.به همان اندازه که شمار علمای شهید افزایش یابد شمار ملتهایی نیز که از خطر زوال نجات می یابند و از خواب ناآگاهی بیدار می شوند بیشتر خواهد شد.»16

 

عبد الله یوسف عزام می گفت:«تاریخ نوشته نمی شود مگر با خون.بنای شکوه ساخته نمی شود مگر با کاسه های سر.افتخار و احترام ایجاد نمی شود مگر بر بنیاد جنازه ها و معلولیّت ها...کسانی که فکر می کنند می توانند جوامع را بی خون و قربانی دگرگون کنند، جوهر دین را نشناخته اند و شیوه و سنّت بهترین پیامبر خدا[حضرت محمد(ص)]را در نمی یابند.17

 

از دیگر کسانی که نقشی برجسته در جذب نیروهای جهادی بازی کرد،شیخ عمر عبد الرحمان از رهبران جماعت اسلامی مصر بود که پس از کشته شدن عزام در 1989 به دست چند تن ناشناس،گروهی او را رهبر معنوی جهادگرایان بین المللی به شمار می آورند.شیخ نابینا سفرهایی چند به کشورهای خاورمیانه،جنوب آسیا،اروپا و آمریکا کرد تا با سخنرانی و دیدار با سران گروههای اسلامگرا در سراسر جهان به جذب نیرو و کمکهای مالی برای جنگ در افغانستان بپردازد.81

 

و امّا اسامه بن لادن،میلیار در عربستانی،چهرهء دیگری است که از راههای گوناگون،بویژه در زمینهء مالی،کمکهایی کارساز به مجاهدین کرد.اسامه که به هنگام تحصیل در رشتهء مهندسی شهری در دانشگاه عبد العزیز در عربستان از راه کسانی همچون عبد اللّه عزام استاد دانشگاه و محمّد قطب،برادر سید قطب،با افکار اسلامگرایانی مانند حسن حسن البناء مودودی و سید قطب آشنا شده بود،جنگ در افغانستان را زمینه ای مناسب برای پیاده کردن اندیشه هایی جهادی آنان یافت.19

 

بن لادن به هنگام تجاوز نیروهای اتّحاد جماهیر شوروی به افغانستان(1979)دانشگاه رها کرد و به پاکستان رفت.او در راه اندازی«مکتبه الخدمه»در پیشاور کمکهای چشمگیر به عزام کرد و همچنین اردوگاههای آموزش نظامی بسیاری در پاکستان و افغانستان با تلاشهای او برپا شد تا به نام نویسی،آموزش، سازماندهی هزاران جنگجوی عرب و فرستادن آنان به افغانستان بپردازند.در میان این اردگاهها می توان از اردوگاه«داراتنا»«خلدان»،«صادق»،«صیدا»،«خالدین ولید»،«المأسدهء»و«الفاروق»یاد کرد.20بن لادن در دوران جنگ،توجّه بسیاری از جنگجویان را به خود جلب کرد،زیرا تنها جنگجوی داوطلبی بود که خانواده ای ثروتمند و میلیونها دلار پول در دست داشت.

 

بن لادن حتّا در برخی عملّیات خطرناک جنگی نیز حضور پویا داشت.آوازهء دلیری و جسارت را در جنگ و همچنین نشست و برخاستش با سربازان عادی و خوردن خوراکیهای ساده مانند ماست،گوجه فرنگی و نان خشک،سبب شد محبوبیّت او در میان جنگجویان به تندی افزایش یابد.21ثروت،نفوذ،شجاعت و نیز ساده زیستی بود که از او رهبری فرهمند ساخت.همهء اینها در پذیرفته شدن اندیشه های او در زمینهء پایه گذاری نظام خلافت و اتّحاد جهان اسلام در چارچوب واحد،از سوی بسیاری از جنگجویان افغان و غیر افغان مؤثّر بود. بن لادن و مجاهدان مصری از همان آغاز خواستار برپایی دولتهای اسلامی به جای دولتهای غیر مذهبی در کشورهای مسلمان بودند و به جنگ افغانستان همچون یک فرصت می نگریستند.22

 

ایمن الظواهری،رهبر جهاد اسلامی مصر و از نظریّه پردازان مدرن در زمینهء اسلام تندرو،از دیگر چهره های برجسته در میان«عرب-افغانها»بود که از دید فکری اثر بسزا بر بن لادن گذاشت.این پزشک جرّاح مصری که در ترور انور سادات نیز دست داشت،در 1985 از مصر رفت و یک سال پس از آن،به ظاهر برای درمان زخمیهای جنگی،روانهء افغانستان شد.او در آنجا با اسامه دیدار کرد و به سرعت تبدیل به نزدیکترین فرد به او شد.الظواهری نقشی بسیار برجسته در تحوّل فکری و عملی بن لادن داشت.مراد الظواهری از رفتن به جنگ،به گفتهء خودش،بیشتر بازسازی و سازماندهی دوباره یک شبکهء نظامی جهادی در پایگاهی امن و دور از مصری برای دنبال کردن مبارزه با رژیم مصر بوده است.23 بسیاری دیگر از«عرب-افغانها»هم در واقع افغانستان را میدانی برای به دست آوردن تجربهء نظامی می دانستند تا با داشتن تجربه و مهارتهای نظامی پس از بازگشت به کشورشان بتوانند نبرد با رژیمهای فاسد را بهتر و کارسازتر پی گیرند.24

آمریکا و اسلامگرایی

 

در نیمهء دوم سدهء بیستم،جنگ سرد سیاستهای جهانی را تعیین می کرد.در دوران جنگ سرد،اتّحاد جماهیر شوروی یا کمونیسم بزرگترین خطر برای منافع ملّی آمریکا شمرده می شد.هرچند ایالات متّحده آمریکا و اتّحاد جماهیر شوروی بارها در پوشش جنگ های نیابتی رو در رو شده بودند،ولی از برخورد مستقیم پرهیز می کردند.آمریکا از راه سیا،برای پشتیبانی از دولتها و احزاب دست راستی،سرمایه گذاری کلان می کرد و برای نمونه،دست دولتهای بینادگرای عربستان و پاکستان را در برابر دولتهای هوادار کمونیسم مانند سوریه،لیبی و مصر در دوران جمال عبد الناصر، می گرفت.

 

در واقع،یکی از سیاستهای کلان ایالات متّحده در دوران جنگ سرد،پشتیبانی از اسلام بعنوان یک راهبرد سیاسی بود که باورهای الحادی و اصول کمونیسم را بر نمی تافت.بر پایهء این سیاست،دین اسلام به یک مکانیسم دفاعی کارساز در برابر کمونیسم در اتّحاد جماهیر شوروی تبدیل شد.بدین سان،در دوران جنگ سرد،بویژه پس از دههء 1960 برای جلوگیری از گسترش ناسیونالیسم سوسیالیستی تندرو،بویژه ناصریسم،پیوندی میان سیاستهای آمریکا و اسلام سیاسی پدید آمد.

 

آمریکا در آغاز با احتیاط و به گونه ای پوشیده از اسلامگرایان تندرو پشتیبانی می کرد و از همین رو آنان را«اسلامگرا»(نه بیانگرا)می خواند.در دههء 1960، پشتیبانی آمریکا از اسلامگرایان،بویژه اخوان المسلمین مصر،مایهء پا گرفتن ائتلافی در برابر مسکو و جمال عبد الناصر شد.دولت آمریکا این سیاست را بیشتر با دست دولتهای عربستان و تا اندازه ای پاکستان پیش می برد،ولی رهبری واقعی این جریان را تندروان وهّابی و کهنه کار عربستان داشتند.25

 

پشتیبانی آمریکا از اسلام سیاسی در جریان جنگ افغانستان بالا گرفت و از پوشیدگی نیز درآمد.آمریکا با پشتیبانی از«عرب-افغانها»،می کوشید همانند درسی که خود در ویتنام آموخته بود،در افغانستان به اتّحاد جماهیر شوروی بدهد.26هرچند نیروهای اسلامگرای سنّتی وهابی-سلفی و اخوان المسلمین به آمریکا بی اعتماد و بدبین بودند،ولی از دید ایدئولوژیک، دشمن کمونیسم و ناسیونالیسم غیر مذهبی عرب شمرده می شدند.اسلامگرایان سنّتی و بنیادگرا ناگزیر از گزینش میان اردوگاه غرب و اردوگاه شرق شدند و سرانجام به هوادارن غرب که شرّشان در آن دورهء زمانی کمتر بود،پیوستند.به گفتهء بر ناردلوئیس از مشاوران بلندپایهء دولت آمریکا در دهه های 1950 و 1960، اسلامگرایان سیاسی هرچند اقتدارطلب و مستبد بودند،امّا ضّد غربی نبودند27،چون خطر غرب را برای ارزشها و منافع خود در آن دوران بزرگ نمی یافتند.

 

برداشت یکسان از دشمن مشترک،ائتلاف تاکتیکی ایالات متّحده و اسلامگرایان سیاسی را توضیح می دهد.دولت آمریکا از خطر اسلام انقلابی آگاه بود، چون در انقلاب ایران به خوبی دیده می شد که انقلابیهای ایرانی چگونه بر ضّد آمریکا موضع می گیرند؛امّا به هررو،خطر کمونیسم را بزرگتر می شمرد.28قدرت گرفتن بن لادن و القاعده،در واقع و به گفتهء چامسکی «بهای پیروزی ایالات متّحده بر اتّحاد جماهیر شوروی در افغانستان بود».29جهاد مورد پشتیبانی آمریکا در برابر اتّحاد جماهیر شوروی در افغانستان بود که زمینه را برای سر برآوردن بینادگرایان تندرو و سپس القاعده فراهم کرد.

 

آمریکا در این جنگ نزدیک به 3 میلیارد دلار به نیروهای ضّد کمونیستی کمک کرد که بزرگترین کمک به یک نیروی شورشی در سراسر تاریخ شمرده می شود.30پشتیبانی آمریکا از مجاهدین فراتر از کمک مالی بود.کارگزاران سیا،اطّلاعات دقیق و گستردهء ماهواره ای در زمینهء تحرّک نیروهای سرخ در اختیار جنبش مقاومت می گذاشتند و مجاهدین را با جنگ افزارهای پیشرفته و ابزارهای ارتباطی مجهّز می ساختند و آموزش می دادند.31

 

آمریکا در دوران جنگ افغانستان از برنامهء جذب بیش از 30 هزار مسلمان جنگجو از سراسر جهان بویژه از کشورهای عربی برای جهاد در برابر دولت کمونیستی در کابل پشتیبانی می کرد.ایالات متّحده از راه همکاری نزدیک با سازمان اطّلاعات پاکستان، افغانهای پناهنده و داوطلبان عرب را در اردوگاههایی در پاکستان مسلّح می کرد و آموزش می داد.32در شهرهای آمریکا مانند نیویورک،دیترویت،لوس آنجلس و بروکلین،دفترهایی برای جذب جوانان مسلمان و فرستادنشان به افغانستان برپا شده بود.عبد اللّه عزام، رهبر معنوی چریکهای«عرب-افغان»مرکز پناهندگان افغان(الکفاح)را در بروکلین برای گردآوری جنگجویان داوطلب و کمکهای مالی باز کرده بود.33

 

برنامهء آموزش مجاهدین عرب،به هنگام زمامداری کارتر آغاز شد و در دوران ریگان سخت بالا گرفت. ریگان در فوریهء 1986 خطاب به جنگجویان افغانی و غیر افغانی که آنان را«جنگجویان راه آزادی»می خواند گفت:«ای جنگجویان راه آزادی،شما تنها نیستید. آمریکا با کمکهای مادّی و معنوی در کنار شماست. حقّ شما نه تنها جنگیدن و کشته شدن در راه آزادی است،بلکه جنگیدن و گرفتن آزادی نیز حقّ شماست.»34 در همان سال،دولت ریگان موشکهای استینگر در اختیار مجاهدین گذاشت.35

 

برنامه های آموزشی،حتّا آموزش مستقیم نیروهای داوطلب در خود آمریکا را در بر نمی گرفت؛مراکز «آ.پ.هیل فورت» A.P.Hill Fort، اردوگاه«پیکت» Piket Camp، «کلاه سبزهای ویرجینیا» Virginia Green Berets و مرکز آموزش نیروی دریایی ایالات متّحده در«سیلز» Seals برای این منظور در نظر گرفته شده بود.36

 

گفتنی است که مجاهدین عرب رفتار و افکار در هواداری از آمریکا نداشتند.عزام و بن لادن بی گمان از دریافت موشکهای«استینگر»آمریکایی خوشنود بودند،ولی نمی خواستند خود را به آمریکا بفروشند. آنان حتّا هنگامی که آمریکا پشتیبانشان در برابر روسها بود،به سخنرانیهای برانگیزانندهء ضّد آمریکایی می پرداختند.عزام هنگامی که برای گردآوری کمکهای مالی به آمریکا می رفت،در برابر همگان به دولت آمریکا ناسزا می گفت.37 مجاهدین عرب جنگ افزارهای آمریکایی را از سیا یا حتّا سازمان اطّلاعات پاکستان نمی گرفتند،بلکه در بیشتر موارد آنها را از گروه اسلامگرای گلبدین حکمتیار دریافت می کردند.38

جنگ افغانستان و سر برآوردن رادیکالیسم اسلامی

 

تجربهء جنگ افغانستان،هم جنگجویان افغان و هم غیر افغان را به تندروی کشاند.افغانهای غیر جهادی از راه همنشینی«عرب-افغانها»که بیشتر پیرو اندیشه های سلفی و وهابی بودند و همچنین نزدیکی با گروههای جهادی سازمان یافته مانند«جهاد»و«جماعت اسلامی مصر»،اسلامگرایان نظامی الجزایر،جماعت اسلامی پاکستان و«حرکه الانصار»کشمیر به تندروی کشیده شدند.از سوی دیگر،جنگ اثری چشمگیر بر تندرو شدن جنگجویان«عرب-افغان»،بویژه کسانی مانند اسامه بن لادن،الظواهری،ابو عبیده البنشیری، ابو حفص،سیف العدل و...گذاشت که بعدها«جهاد جهانی»در برابر آمریکا را مطرح می کردند. 39 اسپوزیتو، اشغال افغانستان از سوی نیروهای اتّحاد جماهیر شوروی و جنگ ده سالهء پس از آنرا مایهء اصلی تبدیل شدن بن لادن به یک مبارزه و مجاهد در راه خدا می داند.40 این جنگ در واقع از سه راه بر تندرو شدن یا نظامی شدن جریان اسلامگرایی و همچنین چرخش آن از محلّی گرایی به جهانگرایی اثر گذاشت:

 

نخست اینکه اسلامگرایان جهادی در این جنگ تجربه ها و مهارتهای نظامی ارزشمند به دست آوردند. آنان در زمینهء جنگهای چریکی و کاربرد جنگ افزارهای گرم و موّاد منفجره تجربه های بسیار اندوختند که بعدها آنرا در راههای تروریستی به کار گرفتند.دوم اینکه جنگ افغانستان فرصت مناسبی برای آشنایی نیروهای تندرو با یکدیگر فراهم کرد.این جنگ به مجاهدین جوان عرب،ترک،پاکستانی،هندی و مسلمانانی از آسیای مرکزی و خاوری فرصتی بزرگ برای آشنایی داد.این جنگجویان که از کشورهای گوناگون بودند در جریان جنگ با یکدیگر همنشین می شدند.همین آشنایی و همنشینی زمینه را برای پیوندهای شبکه ای میان آنان پس از جنگ فراهم آورد. جنگ افغانستان به جنبش جهادی،دیدگاهها و آرمانهای جهانی داد.به سخن دیگر،تخم جهاد فراملّی در دههء 1980 در خاک بارآور افغانستان کاشته شد.سوم اینکه دستاورد پیروزی بر ابرقدرت سرخ و سپس دست نشانده اش نجیب الله در سالهای 1989 و 1992 سبب نیرومندی و انگیزش نیروهای تندرو شد.آنها از آن پس دریافتند که زور و اسلام در کنار هم می تواند هر قدرتی را در هم بشکند.41

 

از دید فواز برجیس،جنگ افغانستان از آن رو سبب دگرگونی اسلامگرایی شد که میان مکتب وهابی- سلفی و شاخهء نظامی بین المللی اخوان المسلمین پیوندی استوار برقرار کرد.پیوند خوردن ایدئولوژی سلفی و اسلامگرایی خشونت آمیز مصری در سالهای جهاد افغانستان رخ داد و بن لادن گرایی در دهه های بعد را پایه ریزی کرد.او می گوید:«جهاد جهانی،زادهء پیوند... نیل مصر و بیابان عربستان بود.»42

چگونگی سر برآوردن القاعده

 

هستهء القاعده در جریان جنگ افغانستان پدید آمد. برعکس پندار همگانی،مفهوم القاعده را که در آغاز از سوی پایه گذارانش«القاعده الصلبه»(به معنای شالودهء استوار)خوانده می شد،برای نخستن بار عبد اللّه عزام در 1987 مطرح کرد.او در این زمینه در نشریهء «الجهاد»نوشت:«هراصلی،نیاز به یک گروه پیشگام دارد که آنرا اجرا کند:گروهی که همزمان در حالی که بر جامعه تمرکز می کند،آمادهء اجرای وظایف سنگین و ایثار و فداکاری باشد.هیچ ایدئولوژی از یک گروه پیشگام که برای پیروزی آن آمادهء فدا کردن همه چیزش باشد،بی نیاز نیست،این گروه در راه پرخطر بی پایان زندگی برای رسیدن به هدف،پرچم به دست می گیرد؛ چون خدا مقرّر کرده که باید چنین کاری انجام دهند.این گروه قاعده استواری برای رسیدن به جامعهء اسلامی مورد نظر تشکیل می دهد.» 43 بدین سان،عزام را می توان پایه گذار و رهبر معنوی القاعده دانست.در واقع، القاعده از همان«مکتبه الخدمه»او برخاست.

 

برخی کسان نیز القاعده را«قاعده الجهاد»یا«بنیاد جنگ مقدس»می خوانند.44چارچوب گستردهء آنچه را بعدها القاعده شد،عزام در 1987 و 1988 ریخت و در واقع منشور آنرا نوشت.عزام،القاعده را سازمانی می پنداشت که قرار است قدرت و توان مجاهدین عرب را به سرزمینهایی هدایت می کند که در آنها مسلمانان زیر ستم و سر کوبند.به سخن دیگر،القاعده می بایست یک «نیروی واکنش سریع»اسلامی باشد که به تندی از همباوران دفاع کند.45

 

امّا از دید رسمی،بن لادن در سالهای پایانی دههء 1980 و بویژه در 1988 با هدف گستردش دادن فعّالیتهای جهادی در سراسر جهان،سازمان القاعده را در افغانستان پایه گذاری کرد.گوناراتنا دربارهء نخستین نشست القاعده می نویسد:«در اولین نشست جذب نیرو برای القاعده که در اردوگاه الفاروق تشکیل شد، ابو ایوب العراقی،دکتر فضل المصری،ابو عبیده البنشیری،محمد عاطف مصری،جمال احمد الفضل سودانی،ابو فرج الیمنی،ابو مصعف السعودی،ایمن الظواهری و اسامه بن لادن حضور داشتند.آنها بر این نکته تأکید کردند که پس از خروج شوروی،آموزش جنگجویان باید ادامه پیدا کند تا برای رهایی مسلمانان تحت ستم در سراسر جهان به آنها کمک کنند.46 گروههای اسلامگرای جماعت و جهاد اسلامی مصر، حرکة المجاهدین کشمیر،جنبش اسلامی ازبکستان، گروه اسلامی مسلح الجزایر از برجسته ترین گروههای مرتبط با القاعده اند و در واقع القاعده مانند چتری همهء آنها را پوشش می دهد.47

 

هرچه جنگ افغانستان به پایان خود نزدیک می شد، روابط عزام و بن لادن رو به تیرگی می رفت و سرانجام در ماههای پایانی 1988 اختلاف نظر بر سر پاره ای موضوعات بالا گرفت.عزام و بن لادن بر سر اصول و هدفهایی مانند پشتیبانی از مسلمانانی که برای داشتن باورهای مذهبی زیر ستم و سرکوبند(بویژه آنان که همچون مسلمانان فلسطین،کشمیر و چچن درگیر مبارزات قومی و ملّی هستند)همرای بودند،ولی دربارهء تاکتیکهای با هم اختلاف داشتند؛عزام بیشتر به جنگ متعارف باور داشت،در حالی که بن لادن هوادار کارهای تروریستی هم بود.عزام مخالف کشتار غیر نظامیان بویژه کودکان و زنان بود؛مفهوم جهاد از دید او محدودتر و تدافعی تر بود.به سخن دقیقتر،او یک جهادی انظمام طلب بود و هدفش نبرد برای آزادی سرزمینهایی بود که بخشی از«دار الاسلام»به شمار می آید،ولی زیر حاکمیّت غیر مسلمانان یا«دار الکفر»است.48

 

ولی بن لادن خواستار تبدیل شدن«مکتبه الخدمه»و القاعده به سازمانی بود که کارهای تروریستی را نیز در برنامهء خود داشته باشد.از آنجا که بن لادن در نخستین ماههای پا گرفتن القاعده،برای توصیف مجاهدین مرتبط به خود واژهء«ارتش اسلامی»را به کار می برد و هدف خود را احیای نظام خلافت از راه جهاد جهانی می دانست،می توان دریافت که دست کم در آغاز کار،در اندیشهء او نیز جنگ متعارف پررنگ تر از تروریسم بوده است.49

 

از دید سازمانی،بن لادن رهبر القاعده شمرده می شود.پس از او مجلس شورا قرار دارد که همهء دستورها و سیاستهای اصلی از آنجا می آید و طراحی عملیات در این بخش صورت می گیرد.از اعضای این مجلس می توان به ایمن الظواهری بعنوان عضو ارشد، ابو ایوب العراقی،ابو عبیده البنشیری،ابو حفص الخبیر، ابو ابراهیم العراقی،فضل المصری،ابو فرج الیمنی، ابو فضل المکی،شیخ سید المصری،ابو برهان عراقی اشاره کرد.50 سپس چهار کمیته به نامهای کمیته نظامی، کمیته مالی و کاری،کمتیه رسانه ای و مردمی و کمیته مذهبی در کارند.

 

کمیتهء نظامی به جذب،آموزش،انتقال نیرو،عملیّات نظامی،تاکتیک ها و...می پرداخت.زیرساختار نظامی القاعده همان اردوگاههای آموزشی مجاهدین عرب در جریان جنگ افغانستان بود.این کمیته کارهای اطّلاعاتی و محرمانه را نیز به دست داشت و پنهانی با گروههای گوناگون اسلامگرا،بویژه در چچن و کشمیر، در تماس بود.کتاب راهنمای آموزش نظامی القاعده، همان مجموعهء 7 هزار صفحه ای«دایرة المعارف جهاد افغان»بود.این مجموعه دربرگیرندهء مطالبی در زمینه تاکتیکهای جنگی،اقدامات امنیّتی و اطلاّعاتی،موادّ منفجره دست ساز،کمک های اولیه،نقشه شناسی، شناخت جنگ افزارها و شیوه های گوناگون آموزش است.این مجموعه در آغاز تنها به جنگهای چریکی بر ضد اتّحاد جماهیر شوروی و درگیریها در کشمیر، چچن و میندانائو اختصاص داشت،ولی با پافشاری اعضای مصری«مکتبه الخدمه»و پیروی بن لادن از آنان، شیوه های عملیّات تروریستی و تکنیکها و تاکتیکهای گوناگون آنرا نیز در این مجموعه گنجانده شد.حتّا بخشهایی از آن دربارهء حمله های شیمیایی و بیولوژیک است.این مجموعه در مدّت ده سال به دست عناصر مصری و عربستانی القاعده گردآوری،تصحیح و ترجمه شده است.

 

کمیتهء مالی و کاری،منابع مالی را مدیریت می کند. چون اعضای القاعده از کشورهای گوناگون بودند،با بازرگانان مسلمان در آن کشورها،بویژه در کشورهای کرانهء جنوبی خلیج فارس مؤسّسات خیریهء اسلامی و مساجد بهره مند می شدند.این همکاریها و کمکها چنان پنهانی صورت می گرفت که حتّا دستگاههای اطّلاعاتی و امنّیتی نیرومندی مانند سیا از آن آگاهی نداشتند.در قیاس با دیگر شبکه های تروریستی، القاعده پیچیده ترین،نیرومندترین و نرمش پذیرترین شبکهء دریافت و انتقال پول را داشته است.

 

کمیتهء رسانه ای و مردمی کار انتشار اخبار و اطّلاعات دربارهء ایدئولوژی القاعده در رسانه های گوناگون را بر عهده دارد و کمیته مذهبی نیز به صدور فتوا و توجیه مذهبی کارهای القاعده می پردازد.این کمیته همچنین کار تبلیغ و ترویج الگوی القاعده از اسلام را به دست دارد.بسیاری از اعضای القاعده همان مجاهدان افغانی و غیر افغانی هستند که در جنگ افغانستان همکاری می کردند.بر پایهء برآورد منابع اطّلاعاتی آگاه، 10 تا 11 هزار تن که در اردوگاههای القاعده در افغانستان از 1989 تا 2001 آموزش دیده اند به فراسوی مرزهای افغانستان فرستاده شده اند 51 و پس از بازگشت به میهن،جنگ افزارها را به سوی دولتهای خود نشانه رفته اند.اینان که شبه نظامیان اسلامی هم خوانده می شوند،در عربستان،مصر،الجزایر،ازبکستان، روسیه،چین،فیلیپین،تاجیکستان و...یا به کمک جدایی خواهان مسلمان می شتافتند،یا با پیوستن به شبکه های اسلامگرای بومی،با دولتهای خود به ستیز خشونت آمیز می پرداختند.52

 

از 1987،گروههای اسلامگرای تندرو،کسانی را به افغانستان می فرستادند تا پس از دیدن آموزشهای نظامی به کشور خود برگردند و جهاد را پی گیرند.این نکته در مورد مجاهدین حزب الله در کشمیر،جبههء آزادیبخش مور و در فیلیپین،فلسطینیها و الجزایریها درست است.53 راهبرد بنیادی القاعده نیز پیگیری جنگ در کشورهای اسلامی با هدف سرنگون کردن دولتهای غیر اسلامی و برپا کردن دولت اسلامی استوار بر شریعت و همچنین پشتیبانی از مسلمانان زیر سرکوب غیر مسلمانان در سراسر جهان،بویژه در فلسطین، کشمیر و چچن بود.54 البتّه پس از جنگ خلیج فارس در 1991،بیرون راندن غربیها،بویژه آمریکاییان از سرزمینهای اسلامی،و پیش از همه از عربستان مورد توجّه قرار گرفت و اقدامات تروریستی بر ضّد آمریکا برای رسیدن به این هدفها،برجستگی و اهمیّت بیشتری یافت.

 

نشانه های حضور القاعده در عربستان،مصر، الجزایر،مراکش،ترکیه،اردن،تاجیکستان،ازبکستان، سوریه،چین،پاکستان،بنگلادش،مالزی،میانمار، اندونزی،فیلیپین،لبنان،عراق،کویت،بحرین،یمن، لیبی،تونس،داغستان،کشمیر،سومالی،سودان،کنیا، تانزانیا،آذربایجان،اریتره،اوگاندا،اتیوپی،بوسنی و کوزوو دیده شده است.55القاعده از هنگام پا گرفتن، رفته رفته با کمابیش 30 گروه تروریست اسلامی رابطه برقرار کرده و مستقیم و غیر مستقیم آنها را برای حمله به هدفهای درونی و بیرونی یاری کرده است.در میان این گروهها می توان به جهاد و جماعت اسلامی مصر، جنبش جهاد اسلامی اریتره،اتّحاد اسلامی سومالی، جنبش اسلامی ازبکستان و حرکه المجاهدین پاکستان اشاره کرد.56

 

ایدئولوژی القاعده دنبالهء همان اسلامگرایی مدرن است که از نخستین سالهای سدهء بیستم میلادی آغاز شد.از دههء 1970 نسل تازه ای از اسلامگرایان با عنوان «جهادی ها»سر برآوردند که جهاد را جنگ مقدس برای گسترش اسلام و شکست کافران می دانستند؛جهاد به معنای مبارزه در راه رهبری جهانی در پرتو اسلامگرایی و جنگ با قدرتمندانی که مانع تثبیت حاکمیّت خدا بر زمین هستند.57 آنها جهاد را یک تکلیف عینی یا شخصی می دانند(نه کفایی یا جمعی).هردسته از جهادی ها البتّه برای خود اولویّت ویژه ای داشتند؛برای نمونه،در فلسطین با اسرائیل می جنگیدند،در چچن با روسیه،در کشمیر با هند و...

 

از دید بسیاری از پژوهشگران،سالهای پایانی دههء 1980،نقطهء چرخش اسلام سیاسی شمرده می شود. در فلسطین سلطه سازمان غیر مذهبی آزادیبخش فلسطین(ساف)از سوی گروه اسلامگرای حماس(که به دست شیخ احمد یاسین در سال 1988 برپا شده بود) در جریان انتفاضه به چالش کشیده شد.در آغاز دههء 1990 جبههء اسلامی الجزایر در انتخابات الجزایر،برای نخستین بار از هنگام استقلال به پیروزی رسید.در سودان،با کودتای نظامی،یک دولت اسلامگرا به رهبری حسن الترابی،قدرت را به دست گرفت و...نظام کمونیستی رو به زوال بود و اسلام سیاسی در همه جا برتر به نظر می رسید.بن لادن نمی خواست ائتلافی که در سطح بین المللی پدید آمده است از میان برود و بر ادامه یافتن جهاد تأکید داشت.او نخست بر آن نبود که جهاد به سوی غرب و آمریکا کشیده شود،بلکه مانند بیشتر عرب-افغانها می گفت که نیروهای جهادی باید به خانه بر گردند و با رژیمهای فاسد و غیر مذهبی خود یا با رژیمهای غیر مسلمان سرکوبگر مسلمانان جهاد کنند. القاعده هم به همین معنی بود:اساس و پایگاه پیشگامان جهاد بین المللی تازه.58

 

چنان که از نشانه ها بر می آید،بن لادن و نیز استاد معنوی او عزام نبرد با اشغالگران روس را سرآغاز جهاد با غرب بویژه ایالات متّحده نمی دیده اند.در دههء 1980 و حتّا در نخستین سالهای دههء 1990 جهادیها چنین برنامه ای نداشتند و بویژه آمریکا در فهرست هدفهای آنها نبود.به سخن دیگر،در سه چهار سال نخست پس از پا گرفتن القاعده،همچنان«دشمن نزدیک»برای جهادیها اهمیّت داشت.چرخش از«دشمن نزدیک»به«دشمن دور»یا دگرگونی راهبردی در جریان جهادگرایی از هنگام پیش آمدن جنگ خلیج فارس و به رهبری القاعده رخ داد.

 

پس القاعده نخست نخست پشتیبانی از مبارزات چریکی و تروریستی با رژیمهای فاسد و غیر اسلامی در کشورهای اسلامی و همچنین رژیمهای غیر مسلمانی را که به مسلمانان زیر سلطهء خود ستم می کردند،همچون یک راهبرد برگزید و بر پایهء آن دست به یک رشته اقدامات نیز زد،ولی از نخستین سالهای دههء 1990 راهبرد خود را به سوی مبارزهء تروریستی با غرب به رهبری آمریکا کشاند.95

 

علّت چرخش نگاه جهادگرایان از درون به برون را باید در سایهء همپیمانی ظواهری و بن لادن و آمیختن افکار یکی زا منابع دیگری جست.با بررسی باورها و رفتارهای این دو و دگرگونی آن،می توان به ریشه های چرخش شگرفی که در جنبش هادی در نیمهء دوم دههء 1990 رخ داد،پی برد.خاطرات،یادداشتها و مصاحبه های جهادگرایان،پیوندهای این دو بعنوان نیروی سازندهء القاعده و تصمیم راهبردی آنها برای جهاد جهانی با آمریکا را به خوبی نشان می دهد.60

 

ظواهری در واقع سرمایهء فکری القاعده و نظریّه پرداز جنبش جهادی بود.او یک عمر برای مبارزه با«دشمن نزدیک»و توطئه چینی بر ضّد دولت غیر مذهبی مصر کوشید.از سالهای پایانی دههء 1960 تا نخستین سالهای دههء 1990،او له نبرد با فرمانروایان فاسد و دین نشناس در کشورهای اسلامی برتری می داد و در اندیشهء کشاندن مبارزه به سوی«دشمن دور»نبود. چنان که گفته شد،رفتن او به افغانستان هم با هدف تقویت و بازسازی جبههء جهادی خود برای پیگیری مبارزه با رژیم مصر صورت گرفت،نه برای بین المللی کردن جهاد.

 

برخی کسان،وابستگی مالی او به بن لادن را مایهء دگرگونی شگرف جهان بینی او و گرایش از ناسیونالیسم مذهبی به جهاد بین المللی می دانند؛ 61 امّا باید گفت که ظواهری می دانسته با وجود وابستگی مالی،به خاطر اثر و نفوذ فکری خود بر بن لادن،می تواند او را به پذیرش باورهای خود وا دارد.پس به نظر می رسد که عوامل دیگری در این زمینه اثرگذار بوده است.اعضای جهاد اسلامی مصر از نخستین سالهای دههء 1990 دریافتند که نمی توانند از پس ستیز با رژیم مصر برآیند.این وضع برای دیگر گروههای جهادی هم پیش آمده بود.تا میانهء دههء 1990،اسلامگرایان تندرو در مصر،الجزایر و بسیاری دیگر از کشورها،یا در رویارویی نظامی از رژیمهای هوادار غرب شکست خوردند یا در برپا کردن ساختارهای سیاسی و اقتصادی اسلامی ناکام ماندند و از این رو به القاعده گرایش پیدا کردند؛بویژه که این گروهها،چنان که ظواهری می گوید،دریافته بودند تا هنگامی که قدرتهای غربی و بویژه آمریکا از رژیمهای خودکامه در کشورهای اسلامی پشتیبانی می کنند، نمی توان بر آنها پیروز شد.

 

بن لادن و ایمن الظواهری پس از درک شکست ناپذیر بودن«دشمن نزدیک»به سبب پشتیبانی«دشمن دور»از آن،پیکان نبرد را به سوی«دشمن دور»یعنی دولتهای باختری و بویژه آمریکا گرداندند.ظواهری اعضای جنبشهای بنیادگرا را به وارد کردن ضربهء کاری و بیشترین تلفات به دشمن غربی تشویق می کرد،چون «غرب تنها این زبان را می فهمد.نبرد در راه برپایی دولت اسلامی،نبردی منطقه ای است و ائتلاف صلیبی به رهبری ایالات متّحده نمی گذارد هیچ نیروی اسلامی در کشورهای مسلمان به قدرت برسد.»62

 

او در زمینه چرخش به سوی«دشمن دور»یا غرب و اقدامات تروریستی بر ضّد آن می گوید:«گونه ای آگاهی در جوانان اسلامی رو به افزایش است و آن اینکه راهکاری جز جهاد باقی نمانده است.این آگاهی برایند شکست همهء روش هایی است که در پیش گرفته شده است.تجربهء الجزایر تجربه ای کامل در این زمینه است و نشان می دهد که غرب نه تنها کافر بلکه منافق و دروغگو هم هست.جبههء رهایی بخش الجزایر به صندوقهای رأی رو کرد تا از آن راه به قدرت برسد،امّا سلاح دولتهای غربی،آنها را از آسمان خیال به زمین کشید...» 63 تا واپسین سالهای دههء 1990،آمریکا از سوی بسیاری از افراطگرایان بعنوان«شرّ نخستین» دیده می شد.64

القاعده پس از جنگ افغانستان

 

چنان که گفتیم،پس از جنگ،بسیاری از عرب- افغانها به میهن خود باز گشتند ولی شماری از آنان زیر پرچم القاعده در افغانستان ماندند.بن لادن پس از پایان جنگ با حفظ پیوندهای خود با سازمان القاعده به عربستان بازگشت.پس از بالا گرفتن اخلافها میان او و دولت عربستان،بویژه بر سر حضور نیروهای آمریکایی در عربستان در جریان بحران کویت و بی توجهی دولت به او،از عربستان به سودان رفت.

 

او در سودان سرمایه گذاریهای کلان در زمینهء کشاورزی،صنعتی و ساختمانی کرد.از 1989 تا 1991 بیشتر اعضای القاعده،بویژه جنگجویان کارآزمودهء آن که هزار تا هزار و پانصد تن بودند به سودان رفتند.البته بن لادن هنوز پاره ای از ساختارهای القاعده در پیشاور و اردوگاههای آموزشی افغانستان را نگهداشته بود.65 او به کمک دولت سودان،اردوگاههای آموزشی تازه ای برای آموزش اسلامگرایان تندرو ساخت و بدین سان،سودان بعنوان پایگاه آموزشی القاعده جانشین افغانستان شد.تا میانهء 1994 دست کم 5 هزار تن در پروژه های کشاورزی و صنعتی بن لادن در سودان کار می کردند،آموزشهای نظامی می دیدند و سپس برای حملات تروریستی و خرابکاری به مصر،لیبی،تونس، الجزایر،مراکش و کشورهای آفریقای خاوری فرستاده می شدند.این دولتها نیز سخت به دولت سودان فشار می آوردند و آنرابه پشتیبانی از گروههای تروریستی متّهم می کردند.66

 

آمریکا نام سودان را در فهرست کشورهای پشتیبان تروریستم قرار داد و در پی فشارها و تحریمهای دولت آمریکا،شرکتهای نفتی آمریکا از سرمایه گذاری در سودان منع شدند.سرانجام دولت سودان به خواسته های بین المللی تن داد و عذر بن لادن را خواست.67

 

بن لادن در پی درخواست دولت سودان،در 1996 آن کشور را به سوی افغانستان ترک کرد.جنبش طالبان به رهبری ملا محمّد عمر تا همان سال کابل و بخشهای بزرگی از افغانستان را گرفته بودند و برای تصرّف کامل افغانستان با ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود می جنگیدند.

 

هرچند دیدگاه بن لادن در زمینهء سیاسی با دیدگاه طالبان یکسان نبود(تا اندازه ای به این دلیل که طالبان وابسته به جنبشی بومی بودند و آگاهی اندکی از جهان داشتند،در حالی که بن لادن جهانگرا بود)ولی از دید مذهبی میان وهابیت(بن لادن)و باورهای فرقهء دئوبندی (طالبان)همسانیهایی وجود داشت.هردو،در زمینهء مذهبی بنیادگرا بودند.

 

ملا عمر از اندیشه های بن لادن استقبال می کرد و کمکهای او به مجاهدان افغان در جنگ با نیروهای سرخ را ارج می نهاد.اسامه در واقع بعنوان مهمان به افغانستان رفت و نماینده ای نزد ملا عمر فرستاد و اعلام کرد که از جنبش طالبان پشتیبانی می کند.طالبان نیز از حضول او و القاعده استقبال کردند.68

 

طالبان سخت از بن لادن پشتیبانی می کردند؛حتّا زیر آتش موشکهای کروز آمریکایی که پس از انفجارهای تروریستی در سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا به سوی پایگاههای بن لادن در افغانستان شلیک می شد اعلام کردند به هیچ رو از پشتیبانی او دست نخواهند کشید.دولت طالبان پس از رویدادهای تروریستی 11 سپتامبر 2001 هم بن لادن را تحویل نداد و بر اثر حملهء نظامی ایالات متّحده در همان سال سرنگون شد.در جریان این حمله زیر ساختارهای القاعده نیز یکسره از میان رفت و اعضای آن پراکنده شدند.

بهره سخن:

جنگ افغانستان اثری ژرف بر تندرو شدن جریان اسلامگرایی سیاسی داشت و این فضا زمینهء مناسبی برای پا گرفتن سازمان القاعده فراهم آورد.بی گمان اگر چنین شرایطی وجود نمی داشت،القاعده نیز پدید نمی آمد.ایدئولوژی و هدفهای القاعده را بی شناخت ماهیّت بین المللی جنگ افغانستان نمی توان دریافت.

 

پیش از این جنگ،اسلامگرایان به گونهء بومی با رژیمهای غیر مذهبی در کشورشان در ستیز بودند،ولی در جریان این جنگ از پوشش بومی درآمدند و در سطح بین المللی به کمک مسلمانان در دیگر کشورها آنهم در برابر دشمن بیگانه شتافتند.در جریان همین جنگ بود که برخی از رهبران«عرب-افغان»اندیشهء بین المللی کردن جهاد را مطرح و پیگیری کردند.سرشت چند ملّیتی این جنگ سرانجام سبب پا گرفتن سازمانی با عنوان القاعده شد تا بنیادی باشد برای کمک رسانی به همهء اسلامگرایان از ملیّت های گوناگون در برابر فرمانروایان سرکوبگر و فاسد.با توجّه به پشتیبانی آمریکا،عربستان و پاکستان از مجاهدان افغان و عرب، بی گمان این دولتها نیز در سر برآوردن القاعده و تندرو شدن اسلامگرایان نقش برجسته داشته اند؛گرچه این پدیده ها پس از چندی برای خود آنها و بویژه برای آمریکا کو عربستان دشواریهای بسیار به بار آورد.

 

 پی نوشت:

(1).جان جان اسپوزیتو،جنگ نامقدس ترور به نام اسلام،ترجمه ماری هجران(تهران:مرکز مطالعات فرهنگی-بین المللی، 1384)،صص 40 و 41.

(2). Uriya Shavit,""Al-Qaeda s Suudi Origins"",Middle East Quarterly,Vol.13,No.4,Fall,2006,.p.6.

(3). Jason Burke,Al-Qaeda:The True Story of Rad- ical Islam,(London:I.B.Tauris,2004)p.60.

(4). Fawaz Gerges,The Far Enemy:Why Jihad went Global?(Britani:Cambridge University Press,2005) p.69

(5). Rohan Gunaratna,Inside Al-Qaeda:Global Net- work of Terror,(New York:Colombia University press,2002)p.21.

(6). Gerges,op.cit.,p.68.

(7).میشائیل پولی و خالد دوران،بن لادن کیست؟،ترجمه مهشید میر معزّی،تهران:نشر روزنه،1389،صص 43 و 44.

(8). Gerges,op.cit.,pp.80,81.

(9). Ibid.,pp.82,83.

(10).عماد نداف،اسامه بن لادن؛یک نفر از یک میلیارد،تهران: نشر عابد،1381 ص،50.

(11). Laqueur,Walter,Voices of Terror,(New York: Reed Press,2004)p.422.

(12). Gunaratna,op.cit.,p.4.

(13). Ibid.,p.21.

(14). Laqueur,op.cit.,p.422.

(15). David Cook,Unterstanding Jihad,(University of California Press,2005)p.129.

(16). Ibid.,p.129,quoted f r o m Abdallah Azzam,""mar- tyrs:The Biulding Blocks of Nation"",at www.azzam- com(30 November,2001).

(17). Ibid.

(18). Gunaratna,op.cit.,pp.24,25.

(19). Burke,op.cit.,pp.47,55.

(20).کامبیز خسروی،اسامه بن محمد بن لادن،تهران:نشر سیمین دخت،1831،صص 88-68.

(21). Burke,op.cit.,p.80.

(22). Gunaratna,op.cit.,p.21.

(23). Gerges,op.cit.,p.88.

(24).پولی و دوران،پیشین،ص 55.

(25).همان،ص 12.

(26).محمد ظاهر عظیمی،افغانستان:هجوم اتّحاد شوروی و سیاستهای غرب،مشهد:محقق،1382،ص 103.

(به تصویر صفحه مراجعه شود) (33).پولی و دوران،پیشین،صص 125 و 126.

(34).جرج لنچافسکی،رؤسای جمهور آمریکا و خاورمیانه: از ترومن تا ریگان،ترجمه عبد الرضا هوشنگ عبد الرضا هوشنگ مهدوی،تهران: نش البرز،1373،ص 344.

(35).عظیمی،پیشین،ص 39.

(36).پولی و دوران،پیشین،ص 126.

(37).همان،صص 46 و 47.

(38).خسروی،پیشین،ص 21.

(39). Gerges,op.cit.,p.84.

(40). اسپوزیتو،پیشین،ص 5.

(41). Paul R.Pillar,Terrorism and U.S.Foreign pol- icy,(Washington D.C.Brookings Institurion Press, 2001)p.46.

(42). Gerges,op.cit.,p.87.

(43). Gunaratna,op.cit.,p.3 quoted f r o m Abullah Az- zam,""Al Qaidah al Sulbah"",Al-Jihad,41 April, 1988,p.46.

(44). Burke op.cit.,p.232.

(45). Gunaratna,op.cit.,p.21.

(46). Ibid.,p.56.

(47). Ibid.,p.56.

(48). Gunaratna,op.cit.,p.22.

(49). Ibid.

(50). Ibid.,p.57.

(51). Ibid.,p.5.

(52).ژیلبر آشکار،جدال دو توحش:11 سپتامبر و ایجاد بی نظمی نوین جهانی،ترجمه حسن مرتضوی،تهران:نشر اختران،1384،ص 38.

(53).الیویه روا،افغانستان:از جهاد تا جنگهای داخلی،ترجمه علی عالمی کرمانی،تهران:محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی، 1382،ص 114.

(54). Christopher M.Blanchard,""Al Qaeda:Statement and Evolving Ideology"",Congressional Research Ser- vice Report for Congress u p d a t ed,26 January,2006 (http://www.fas.org/sgp/crs/Terror/R 132759. pdf)p.14.

(55).خسروی،پیشین،ص 85.

(56). Gunaratna,op.cit.,p.6.

(75).پولی و دوران،پیشین،صص 42-41.

(58). Burke,op.cit.,pp.84,85.

(59). Gunaratna,op.cit.,p.89.

(60). Gerges,op.cit.,p.119.

(61). Ibid.,p.121.

(62). Laqueur,op.cit.,p.426,quoted f r o m Ayman al- Zawahiri,Knights Under the Prophets,Banner,]in Arabic[(Serialized by Asharq al-Awsat,12 De- cember,2001).

(63). Ibid.,op.cit.,p.235.

(64). Burke,op.cit.,p.235.

(65). Gunaratna,op.cit.,pp.30,31.

(66). Sir Sam Falle,""The Musadiq Era in Iran 1951- 1953"",in Lesch,op.cit.,p.85.

(67). Burke,op.cit.,p.165.

(68).نداف،پیشین،ص 411

منبع : مجله اطلاعات سیاسی – اقتصادی، بهمن و اسفند 1387 - شماره 257 و 258

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

آسيب‏ شناسى جريان‏هاى تكفيرى و ...، از منظر مقام معظم رهبرى

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش