اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > عربستان سعودی > الشریف حاتم بن عارف العونی

الشریف حاتم بن عارف العونی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۲ تعداد بازدید: 331

شیخ الشریف حاتم بن عارف العونی در سال 1385 در شهر طائف عربستان متولد شده است. وی از علمای دگراندیش وهابی است که مدرک دکترای علوم شرعی خود را از دانشگاه ام القری مکه مکرمه اخذ کرده است.



شیخ حاتم بن عارف العونی در سال 1385 در شهر طائف عربستان متولد شده است. وی از علمای دگراندیش وهابی است که مدرک دکترای علوم شرعی خود را از دانشگاه ام القری مکه مکرمه اخذ کرده است.[1]

شیخ عوفی با انتقاد از ابن تیمیه می گوید: دیدگاه ابن اتیمیه درباره حق بودن هر دو طایفه (سپاه علی بن ابی طالب و سپاه معاویه) در جریان صفین، سخن درستی نیست و چنین موضع گیری بر محور عدالت نیست بلکه با توجه به آیه «ان طائفتان من المومنین ...» و روایت صحیحی که پیامبرخدا فرمود: «تقتل عمار طائفه باغیه»[2] هر دو گروه به حق نبوده و بلکه یک گروه حق (علی بن ابی طالب) و دیگری باطل (سپاه معاویه) است. [3] وی دارای تفکرات نواندیشانه درباره تقریب بین مذاهب دارد و بدون هیچ تعصبی می گوید: لفظ «اهل السنه و الجماعه» در متون دینی وجود ندارد. بلکه این لفظ بعد از امام ابن سیرین وارد کتب علماء شده است.[4]

بن عارف العونی دارای آثار علمی زیادی است؛ کتاب «تکفیر اهل الشهادتین موانعه و مناطاته» یکی از اثرهای علمی مشهور است. این کتاب چهار مبحث دارد که عبارتند از:

المبحث الاول: إثبات حکم الاسلام للمعین

المبحث الثانی: من دخل الاسلام بیقین لم یخرج منه الا بیقین

المبحث الثالث: ضابط نقض الشهادتین، و درجات نقضهمها

المبحث الرابع: مناطات التکفیر

وی در بحث اول می گوید: انسانها با گفتن شهادتین داخل در اسلام می شوند. این مطلب به یقین از متون دینی (قرآن و روایات) استنباط می شود. یکی از آیاتی که بر این مساله تاکید دارد آیه «يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اَللّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ اَلسَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا فَعِنْدَ اَللّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اَللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اَللّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً »[5] است. عونی می گوید: ابن عباس نقل می کند: عده‌ای از مسلمانان مردی را بعد از گفتن «السلام علیکم» کشتند و اموالش را به غنیمت بردند. با این اتفاق، آیه «ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا» نازل شد. این آیه صریح در وجوب عمل به ظاهر افراد است. حتی اگر فرد شهادتین را نگفته است اما کلامی مانند«سلام» را اظهار کرده است که نشان از اسلام او دارد باید او را مسلمان محسوب کرده و جانش را محفوظ بدارید.

بحث دوم کتاب درباره خروج از اسلام است. وی می گوید با اظهار شهادتین، حکم اسلام گوینده قطعی می شود لذا به این راحتی نمی توان او را از اسلام خارج کرد. به عبارت دیگر مطلب یقینی را تنها با یقین دیگر می توان نفی کرد. وی برای اثبات این سخن به روایاتی استناد می کند که دال بر این است که تکفیر مسلمانان از گناهان کبیره است. پیامبرخدا فرمود: «من قال لاخیه یا کافر، فقد باء بها احدهما» کسی که به برادر مسلمانش نسبت کفر دهد، یقینا یکی از آن دو به کفر افتاده است؛ یعنی اگر این نسبت صحیح باشد که هیچ و الا خود گوینده به کفر سزاواتر است[6].

وی بعد از ذکر آیات و روایات و اقوال علماء می گوید بنابراین ما حق نداریم که حکم به کفر مسلمان کنیم مگر با علم و یقین به خروج او از اسلام.[7]

وی در بحث سوم که در باره ضوابط و موانع تکفیر است می گوید: حکم اسلام برای افراد ابدی نیست بلکه ممکن است دچار ارتداد شود البته چیزی هائی که فقط شهادتین را  نقض کند ولا غیر.[8]

وی بر خلاف عقیده خوارج بر این باور است که معاصی کبیره موجب نقض اسلام نمی شود.

وی در تبین آیه « و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون» می گوید: جماعتی از سلف صالح امت بر این باور بوده اند که این آیه درباره یهود استو مراد آنان از این شان نزول این است که تکفیر حاکمی است که بغیر ما انزل الله بوده و این حکم غیر ماانزل الله از روی عقیده کفری است ماندن کنار گذاشتن شریعت اسلام؛ بنابراین معنای آیه این نیست که هر حکم غیر «ما انزل الله» ی موجب کفر باشد حتی اگر مقر اقرار به شهادتین داشته باشد.[9]

عونی معتقد است نقض شهادتین به دو صورت محقق می شود.

  1. به صورت لفظی یعنی لفظ شهادتین را تکذیب کند. چنین کسی بدون شک مشرک و کافر شده است و هیچ عذر اعم از جهل و تاویل پذیرفته نیست. مانند اعتقاد به وجود خدائی دیگر از خداوند متعال. و نقض لفظی نبوت نیز کافر است مانند اینکه نبوت را تکذیب کند. ناسزا گوئی عمدی که موجب نقض الوهیت و ربوبیت خداوند بشود و پیامبرخدا که موجب نقض تنقیص و تکذیب و بغض باشد و اسلام و قرآن که دلالت بر عدم تصدیق دارد موجب کفر می شود.

البته باور به اینکه قرآن تحریف شده است اگر به دین ضربه بزند به طوری که با نقض آن نقض دلالت شهادتین می شود مانند اهل کتاب خواهد شد اما اگر باور به تحریف چنین نباشد از قسم دوم خواهد بود که بررسی خواهد شد.

  1. نقض شهادتین البته اگر با وجود احتمال خلاف یقین به نقض حاصل نمی شود.

بن عارف عونی در این بحث می گوید: در چنین مواردی نمی توان مسلمانی را تکفیر کرد مگر حاصل شدن یقین به اینکه این فرد معین ملتزم به لوازم نقض خود می باشد. اما به مجرد گمان نمی توان کسی را تکفیر کرد. در این موارد باید موانع تکفیر بررسی شود.[10]

 

پی نوشت ها:


[1]. https://ar.wikipedia.org/wiki/حاتم_بن_عارف_العوني#النتاج_العلمي

[2]. عمار را گروه باغیه خواهند کشت.

[3]. https://www.aparat.com/v/EJP36/الشریف_حاتم_ینتقد_دفاع_ابن_تیمیه_عن_معاویة
الشریف حاتم بن عارف العونی عدالة الصحابة | مجلس الأربعاء المفتوح المصدر : http://youtu.be/_T4IU8hV3I8

[5]. ای اهل ایمان! هنگامی که در راه خدا [برای نبرد با دشمن] سفر می  کنید [در مسیر سفر نسبت به شناخت مؤمن از کافر] تحقیق و تفحّص کامل کنید. و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می  کند، نگویید: مؤمن نیستی. [تا] برای به دست آوردن کالای بی ارزش و ناپایدار زندگی دنیا [او را بکشید، اگر خواهان غنیمت هستید] پس [برای شما] نزد خدا غنایم فراوانی است. شما هم پیش از این ایمانتان ایمانی ظاهری بود؛ خدا بر شما منّت نهاد [تا به ایمان استوار و محکم رسیدید]. پس باید تحقیق و تفحّص کامل کنید [تا به دست شما کاری خلاف اوامر خدا انجام نگیرد] یقیناً خدا همواره به آنچه انجام می  دهید، آگاه است.  ﴿النساء، 94﴾

[6]. قد تبین بالادله القطعیه ان النطق بالشهادتین هو حکم بالدخول فی السلام یعصم الدم و المال و یوجب لصاحبه حق الاسلام کاملا فتبین ان هذا هو یقین الدخول فی السلام شرعا فلم بجز ان نخرج من نطق بالشهادتین من السلام الا بیقین خروجه من الاسلام. حاتم بن عارف العونی،تکفیر اهل الشهادتین موانعه و مناطاته، ص 43 و44.

[7]. و لذلک فلا یحق لنا الحکم بکفر مسلم ظاهرا الا بقین خروجه من الاسلام. ص 47.

[8]. بما بنقض الشهادتین و بما ینقضهما فقط. ص 49.

[9]. قال الله تعالی «و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون» فحملها جماعه من السلف علی انها وردت فی الیهود (کما سیاتی التویه علیه) فهمقصودهم : ان تکفیر الحاکم بغیر ما انزل الله انما ورد فی الایه لان الایه تصف حال من کان حکمه بغبر ما انزل الله ناشئا عن عقیده کفریه کرفضه شریعه الله کما کان حکم الیود بغیر ما انزل الله نشئا عن تحریفهم التوراه رفضا منهم لحکم الله تعالی. ولم یکم معنی الایه: ان کل من حکم بغیرما انزل الله فهو کافر وان کان مقرا بالشهادتین.  حاتم بن عارف العونی،تکفیر اهل الشهادتین موانعه و مناطاته، ص54.

[10]. حاتم بن عارف العونی،تکفیر اهل الشهادتین موانعه و مناطاته، ص 63.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شیخ صالح المغامسی

الشریف حاتم بن عارف العونی

محمد الهذال العنزی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

سلیمان بن ناصر عبدالله العلوان