مقالات > جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۰/۲۶ تعداد بازدید: 157

وهابیت عربستانامروزه وهابیان تشکیلات فراوانی در عربستان داشته و پر قدرت ترین سلفی های جهان هستند. مشروعیت زیاد آنها نزد اهل سنت نیز به این خاطر است که آنها خود را خادمین حرمین شریفین می نامند.



مقدمه

وهابي‌هاي عربستان پر قدرت‌‌ترين و تندروترين سلفي‌هاي جهان معاصر هستند. حاكمان‌ وهابي عربستان خود را خادمين حرمين شريفين مي‌نامند و با اين برچسب مشروعيت فراواني ميان اهل سنت دارند. هم چنين با ثروت نفت تشكيلات فراواني در عربستان و ديگر كشور‌هاي جهان تأسيس كرده‌اند تا وهابيت را تبليغ كنند. وهابيت را محمد بن عبدالوهاب قرن دوازدهم در شبه جزيره‌ي عربستان بنيان گذاشت و مدتي بعد با كمك محمد بن سعود (جد آل سعود) به بهانه‌ي دعوت به توحيد و دوري از پرستش مردگان سال‌ها با قبايل مختلف شبه جزيره جنگيدند، اماكن مقدس را خراب كردند، شهر‌هاي مسلمانان را به اتهام كفر غارت كردند و اهل اسلام را به اتهام قبول نكردن سخنانشان كشتند. و سلفي‌گري را ميان مسلمانان شبه جزيره نهادينه كرد.

 

سلفي‌ها يك بار بر شبه جزيره مسلط شدند كه امپراتوري عثماني تار و مارشان كردند، ولي هفتاد هشتاد سال بعد،‌ در دوران ضعف عثماني، با انگليس كنار آمدند و بر تمامي شبه جزيره مسلط شدند و كشور جديدي با نام عربستان سعودي تشكيل دادند كه قرائت رسميش از دين قرائت سلفي است.

منادي تكفير، عبدالوهاب، بنيان گذار وهابيت

اواخر قرن نهم هجري شمسي لشكر عثماني شام، مصر، شبه جزيره و شهرهاي مكه و مدينه را هم گرفت و امپراتوري عثماني بر سرزمين‌هاي وسيعي از عالم اسلام در سه قاره‌ي آسيا، اروپا و آفريقا مسلط شد.[1] آن‌ةا مذهب حنفي را مذهب رسمي امپراتوريشان كردند و ديگر مذاهب را محدود كردند.[2] علماي حنبلي و پيروان ابن تيميه ـ كه در مدارس حنبلي شام و حتي شبه جزيره سلفي‌گري را تبليغ مي‌كردند ـ فعاليت‌هايشان را بيش‌تر كردند تا جلوي گسترش مذهب حنفي را بگيرند.[3] بنيان گذار وهابيت، محمد بن عبدالوهاب،‌ در چنين دوراني به دنيا آمد؛ در سال 1083 هجري شمسي.[4] آن زمان شبه جزيره را به دو بخش مهم تقسيم مي‌كردند؛ نجد و حجاز.[5] محمد بن عبدالوهاب در عيينه، يكي از شهر‌هاي نجد، به دنيا آمد. پدرش، عبدالوهاب، عالم، قاضي و حاكم شرع شهر عيينه بود و حنبلي مذهب. پسر عبدالوهاب فقه حنبلي را ابتدا پيش پدر آموخت و بعد از مدتي به مكه و مدينه، مراكز علمي شبه جزيره، رفت و درسش را پيش علماي حنبلي ادامه داد.[6]

 

در قرن يازدهم (دوران زندگي محمد بن عبدالوهاب)،‌ بزرگان مذهب حنبلي در مكه و مدينه به ابن تيميه گرايش داشتند. محمد بن عبدالوهاب هم از ابن تيميه متاثر شد و در جواني چند بار به مردمي كه آمده بودند كنار قبر پيامبر به او توسل كنند اعتراض كرد.[7] مردم مدينه از رفتار او عصباني شدند و او را از شهرستان راندند.[8] محمد بن عبدالوهاب از مدينه به بصره رفت كه آن زمان دومين مركز علمي اهل سنت بود.[9] در بصره، محمد بن عبدالوهاب هم درسش را ادامه داد هم  عقايدش را درباره‌ي غير شرعي بودن زيارت و توسل براي مردم بيان كرد.[10] كم كم مردم نسبت به او حساس شدند و سال چهارمي كه در بصره بود بزرگان شهر از او خواستند از بصره برود. او از بصره به بغداد رفت كه مركز علمي امپراتوري اسلام بود.[11] در بغداد، پنج سال درس خواند، درس داد و بيش از پيش با افكار ابن تيميه و شاگردانش آشنا شد.[12] برخي مي‌گويند سال بعد، به ايران آمد و ابتدا يك سال را در كردستان گذراند كه بيش‌تر مردمش حنفي مذهب بودند.[13] پس از آن، دو سال را در همدان و پنج يا هفت سال را در اصفهان گذراند.[14] كه زماني پايتخت صفوي‌ها بود و محل تجمع علماي ايراني. در اصفهان هم با روش‌هاي افراطي صفوي‌هاي بازمانده از دوران صفويه آشنا شد و هم با چگونگي ساختن ابزار و مهمات جنگي.[15]

 

گويا محمد بن عبدالوهاب سال‌هاي 1147 تا 1149 را در ري، قم، شام و مصر گذرانده و سرانجام سال 1149 هجري شمسي به شبه جزيره برگشته است. آن زمان پدرش عيينه را ترك كرده بود و به حريمله رفته بود كه يكي ديگر از شهر‌هاي نجد بود. محمد هم به حريمله رفت و ابتدا هشت ماه گوشه نشيني كرد، بعد براي مردم سخن‌راني و عقايدش را تبليغ كرد.[16] مردم، و پيش از همه پدر و برادرش ـ كه او هم عالمي حنبلي مذهب بود، با محمد درگير شدند و مجبورش كردند ساكت شود.[17] سكوت پسر عبدالوهاب طولاني نشد؛ سه سال بعد، سال 1153، پدر مرد و پسر دوباره سخن‌راني‌ها و تبليغ عقايدش را آغاز كرد. اين بار،‌مردم از او عصباني‌شدند و تصميم گرفتند بكشندش. محمد با خبر شد و شبانه به عيينه،‌ زادگاهش رفت كه حاكمش عثمان بن محمد بود.[18] عثمان نماينده‌ي حاكم نجد، سليمان،‌بود كه او را هم خليفه‌ي عثماني انتخاب مي‌كرد. محمد با عثمان مذاكره كرد تا از او حمايت كند و عثمان قبول كرد به شرط آن كه حكومت نجد را به دست آورد. مدتي بعد، پسر عبدالوهاب با خواهر عثمان ازدواج كرد تا پيمانشان محكم‌تر شود.[19]

 

در عيينه، درختي بود كه برخي مردم شهر آن را مقدس مي‌دانستند. پسر عبدالوهاب تقديس آن درخت نشانه‌ي كفر ناميد و آن را قطع كرد؛[20] برخي ناراحت برخي خوش حال شدند. سپس، با عثمان، حاكم منطقه، به حبليه رفتند كه از مناطق اطراف عيينه بود و مردم براي زيارت قبر زيد، برادر خليفه‌ي دوم، به آنجا مي‌رفتند. آن‌ها قبر زيد را خراب كردند و وقتي مسلمانان نواحي اطراف خبر خراب كردن قبر زيد را شنيدند، ناراحت و عصباني شدند.[21] مردم از عثمان و محمد به سليمان، حاكم نجد، شكايت كردند و سليمان به عثمان نامه نوشت و او را تهديد كرد كه «بايد محمد بن عبدالوهاب را هر چه زودتر به جرم كفري كه آشكار كرده بكشي».[22] عثمان ترسيد و وعده‌هاي جديد پسر عبدالوهاب را نپذيرفت و او را مجبور كرد شبانه از عيينه برود.[23] پسر عبدالوهاب تابستان سال1157 از عيينه به درعيه رفت. در درعيه، آل سعود قدرت داشتند و حاكمش محمد، پسر سعود بود. سعود تا حدودي منطقه‌ي خود را از سيطره‌ي خليفه‌ي عثماني خارج كرده بود و بعد از او پسرش، محمد،‌ راهش را ادامه داده بود.[24] محمد بن سعود وقتي خبر ورود پسر عبدالوهاب را شنيد، به توصيه‌ي همسرش، به استقبال او رفت.[25] چند روز بعد محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب به توافق رسيدند كه براي تصرف سرزمين‌هاي نجد و گسترش دعوت محمد بن عبدالوهاب ميان قبايل نجد با هم همكاري كنند.[26]

 

در انديشه‌ي پسر عبدالوهاب تكفير نقشي محوري داشت[27] و او بيش از هر چيز مردم را به توحيد و دوري از شرك، كفر و بدعت دعوت مي‌كرد. او خود را مبلغ توحيد مي‌ناميد و دوست داشت پيروانش را موحدون بنامند.[28] البته تعبير او از موحد و مشرك بسيار جديد بود و با تعبير ديگر علماي اسلام ـ در آن دوران و دوران‌هاي قبل و بعد ـ بسيار متفاوت بود.[29] محمد بن عبدالوهاب هر گونه احترام و اظهار ارادت به بزرگان و صالحان و واسطه قرار دادن آن‌ها را بدعت و شرك ناميد و مسلماناني كه سخنانش را نپذيرفتند كافر خواند و با آن‌ها جنگيد.[30]

 

مسلمانان معمولاً در كافر ناميدن هم ديگر بسيار وسواس دارند و حتي منكر يكي از ضروريات دين را به سختي كافر مي‌نامند. سيره‌ي پيامبر خدا هم نشان داده است او لا اله الا الله را حصاري مي‌ديده كه هر كس آن را بر زبان مي‌‌آورده (حتي ابوسفيان) از طعن و شمشير مسلمانان در امان و خون و مالش محترم بوده است.[31] اما پسر عبدالوهاب خيلي ساده كساني كه نظراتش را نمي‌پذيرفتند مشرك يا كافر مي‌ناميد و دستور جنگ با آن‌ها را صادر مي‌كرد.[32]

 

محمد بن عبدالوهاب فقيهي بود كه هوادارانش را عليه هر كه سخنش را نمي‌پذيرفت مي‌شوراند. به هوادارانش در درعيه گفت «مردم شهر‌هاي نجد بتي دارند كه جاي خدا آن را مي‌پرستند.»[33] بنابراين «اهالي نجد كافر‌اند»[34] و بايد توبه كنند و الاّ كشته شوند. با اين فتوا، ابن سعود به مردم، رؤسا، قضات و سران برجسته‌ي قبايل اطراف درعيه نامه نوشت كه توبه كنيد و به دعوت توحيدي محمد بن عبدالوهاب پاسخ مثبت دهيد و الا با شما مي‌جنگيم و مي‌كشيمتان. گروهي موافقت كردند گروهي نه. پسر سعود با نيروهايش به قبايل و روستاهايي كه موافقت نكرده‌ بودند حمله كردند و آن‌ها را پيرو پسر عبدالوهاب كردند.[35] ابن سعود سي سال كنار ابن عبدالوهاب جنگيد و سال 1144ه ش كه مرد، سرزمين‌هاي وسيعي از نجد را تصرف كرده بود.[36] بعد از او،‌ عبدالعزيز، پسرش، با تاييد محمد بن عبدالوهاب حاكم نجد شد و مدتي بعد با دختر محمد بن عبدالوهاب ازدواج كرد.[37] عبدالعزيز هم، كه سال‌ها فرمانده سپاه وهابي‌ها بود، دوران حكومتش با سران قبايل و اميران شهرهاي مختلف نجد و حجاز جنگيد، قلمرو وهابي‌ها را گسترش داد و بنا بر فتواهاي ابن عبدالوهاب بسياري از مسلمانان اهل سنت و برخي شيعيان را كشت و شهرها، قبايل و خانه‌هايشان را غارت كرد.[38]

 

محمد بن عبدالوهاب رفتار و تاريخ پيامبر اسلام، و ديگر پيامبران را، طوري توضيح مي‌داد كه پيروانش قبول مي‌كردند نظرات او را درباره‌ي توحيد و شرك مطابق با نظرات رسول خدا است. او كتاب التوحيدش را اين گونه آغاز مي‌كند «بدان كه توحيد يعني اختصاص دادن پرسش به خداوند و آيين همه پيامبراني كه خدا سوي مردم فرستاده همين بوده است. اولين آنان، نوح عليه السلام، را هنگامي سوي قومش فرستاد  كه در حق صالحاني چون ود، سواع، يغوث، يعوق و نسر غلو مي‌كردند و آخرين فرستاده‌ي خود، محمد را، كه مجسمه‌ي خوبان را شكست، به سوي قومي فرستاد كه عبادت مي‌كردند، حج مي‌گذاردند، صدقه مي‌دادند و ذكر خدا مي‌گفتند.»[39] تا «آنان برخي مخلوقات خدا را وسيله ميان خود و خداوند قرار ندهند.»[40] محمد بن عبد الوهاب به بت پرست بودن قوم نوح اشاره‌اي نمي‌كند و مي‌گويد خدا نوح را فرستاد تا به مردم بگويد در حق خوبان غلو و بزرگ نمايي نكنيد؛ درست همان كاري كه پسر عبدالوهاب مي‌كند.[41] هم چنين او بدون اين كه يك بار به شراب خواري، قماربازي، قتل، تجاوز، ظلم و زنده به گور كردن دختران اشاره كند[42] تصويري زيبا و غير واقعي از قريش قبل از بعثت ارايه مي‌كند و آن‌ها را مانند مسلمانان اهل نماز، روزه، حج، زكات و صدقه معرفي مي‌كند تا بتواند دوران پيامبر را شبيه دوران خود نشان دهد و كار خود را كاري مانند كار پيامبر معرفي كند. محمد در ادامه‌ي كتابش هم با چنين استدلال‌هايي زيارت‌ پيامبر و ديگر بزرگان را مصداق شرك معرفي مي‌كند و هرنوع  احترامي را غلو مي‌‌نامد.[43]

 

اين گونه استدلال‌هاي محمد بن عبدالوهاب را بسياري از اعراف باديه نشين عربستان مي‌پذيرفتند كه خيلي از دين خبر نداشتند و اكثرشان هم در بيابان‌هاي نجد زندگي مي‌كردند، ولي آنان كه كمي از دين با خبر بودند با علماي اهل سنت محكم برابر او ايستادند.[44] پسر عبدالوهاب، كه فكر مي‌كرد مي‌تواند علما را هم قانع كند، سال 1169ه ش و زماني كه بر بسياري از شهر‌هاي نجد و بخري شهر‌هاي حجاز مسلط بود، گروهي از شاگردانش را با كتاب التوحيدش[45] به مكه فرستاد تا علماي مكه را با خود همراه كند.[46] علماي مكه مدتي با فرستادگان او مباحثه كردند، بعد فتوا دادند كه «محمد بن عبدالوهاب بايد به توبه از كفر و الحاد و بازگشت به دين و ايمان ملزم شود و اگر بر ادعاي باطل خود ثابت و پابرجا بماند قتل و اعدامش واجب است.»[47] نماينده‌ي خليفه‌ي عثماني در منطقه هم فرستادگان او را كافر ناميد و به توصيه‌ي او، حاكم آن‌ها را گردن زد. دو سه نفر از فرستادگان پسر عبدالوهاب فرار كردند و خبر حادثه را به شيخ و ديگر وهابي‌ها رساندند. وهابي‌ها به مكه حمله كردند و ابتدا شهر را گرفتند، اما وقتي قبايل اطراف را غارت كردند، مردم خشمگين شدند و عليه‌شان قيام كردند و مجبورشان كردند عقب نشيني كنند.[48] در 31خرداد سال 1171 هجري شمسي، هنوز لشكر وهابي‌ها به درعيه نرسيده بود كه محمد بن عبدالوهاب در 93 سالگي مرد.[49]

 

شيخ‌ كتاب‌هاي مختلفي نوشت و تلاش كرد همراهانش را قانع كند كه درست مي‌گويد. البته او، كه شايد خودش هم مي‌دانست سخنانش خيلي پشتوانه‌ي محكمي ندارند، معمولاً هوادارانش را از بحث و گفت‌و گو باز مي‌داشت هم چنين پيش مرگ كتابي با نام كشف الشبهات نوشت و در بخشي از آن كتاب سعي كرد به پيروانش پاسخ‌هايي اقناعي[50] براي دفاع از نظريات خود بياموزاند. «اگر بگويند شرك به معناي بت پرستي است و ما بت نمي‌پرستيم، در جواب بگو معناي بت پرستي چيست؟ آيا گمان مي‌كني مشركان اعتقاد دارند آن چوب‌ها و سنگ‌‌هايي كه مي‌پرستند خالق و روزي‌دهنده‌اند و كساني كه آن‌ها را بخوانند و امورشان را سامان دهند؟ قرآن اين ديدگاه شما را تكذيب كرده است.»[51] «هر گاه مخالف ما بپذيرد كه كفار به ربوبيت مطلق خدا شهادت مي‌دهند و هدفشان از واسطه قرار دادن ديگران جز براي طلب شفاعت دردرگاه خدا نيست، اما براي توجيه همسان بودن عمل خود با كفار در شفيع قرار دادن ديگران بگويد شفيع ما برخلاف شفيع كفار اهل نماز و صلاح است. در جوابش بگو برخي از كفار نيز از صالحان و اوليا كمك مي‌طلبيدند.»[52] «دشمنان خدا براي آن كه مردم را از هدايت به راه راست باز دارند سخنان بسياري مي‌گويند از جمله اين كه ما به خدا شرك نمي‌ورزيم و شهادت مي‌دهيم كه خالق، رازق، نفع رساننده و ضرر رساننده‌اي غير از خداي يگانه‌ي بي ‌شريك نيست. محمد نمي‌تواند ضرر يا نفعي به خود برساند، چه رسد به عبدالقادر يا شخصي ديگر. اما چون من گنه‌كارام و صالحان در درگاه خدا مقام دارند،‌من آنان را واسطه‌اي درخواست خود از خدا قرار مي‌دهم. جواب او را اين گونه بده: كساني كه رسول خدا با آنان پيكار كرد به مطالب پيش گفته اقرار مي‌كردند، هم چنين معترف بودند بت‌هايشان مدير چيزي نيستند و تنها آن‌ها را به دليل مقامشان در درگاه خدا شفيع و واسطه قرار مي‌دادند.»[53]

جنگ و صلح

جنگ و جدال‌ وهابي‌ها در شبه جزيره

 

محمد بن عبدالوهاب مفهوم دارالحرب و دارالاسلام را به سرزمين‌هايي از مسلمانان، كه هم عقيده‌ي او نبودند، گسترش داد و غارت كردن آن‌ها را جايز شمرد.[54] تا زماني كه عبدالوهاب زنده بود، وهابي‌ها نتوانستند بخش‌‌هاي اصلي حجاز، يعني طائف، مكه و مدينه،‌ را تصرف كنند. محمد بن عبدالوهاب كه مرد، عبدالعزيز، حاكم وهابي‌ها، رهبر ديني وهابي‌ها هم شد و جنگ را ادامه داد تا ديگر بخش‌هاي حجاز را هم بگيرد. بر حجاز آل شريف حكم مي‌راندند كه منصوبان خليفه‌ي عثماني بودند.[55] آن‌ها با ديگر قبايلي كه وهابي‌ها مخالف بودند متحد شدند و جبهه‌اي ضد وهابي تشكيل دادند و عليه عبدالعزيز جنگيدند.[56]جنگ بين آل شريف و عبدالعزيز سال‌ها طول كشيد و بارها تكرار شد و هر بار يكي بر ديگري پيروز مي‌شد، اما هيچ كدام نمي‌توانستند مركز حكومت ديگري را اشغال كنند. سرانجام در فروردين سال 1182، عبدالعزيز طائف را محاصره و بعد اشغال كرد،[57] اما از آنجا كه ايام حج بود و مكه هم شلوغ بود،‌ عبدالعزيز صبر كرد ذي حجه تمام شد، بعد به مكه حمله كرد و شهر را گرفت و چهارده روز در شهر ماند و مردم را به كيش پسر عبدالوهاب دعوت كرد.[58] بعد رفت سمت جده تا آل شريف را كاملاً نابود كند كه ساكنان مكه و جده قيام كردند و آن قدر با عمليات‌هاي چريكي وهابي‌ها را اذيت كردند كه سرانجام مجبور شدند مكه و طائف را رها كنند.[59]

 

فروردين سال بعد، عبدالعزيز لشكري را به فرماندهي پسرش، سعود به عراق فرستاد تا بر شيعيان بتازد. صبح روز عيد غدير سال 1218 هجري قمري، 10/1/1183، زماني كه بيش‌تر جوانان كربلا به نجف رفته بودند، لشكر وهابي‌ها وارد شهر كربلا شدند، ساختمان‌ها و خانه‌ها را خراب كردند، مردم را كشتند و پيش از ظهر از شهر فرار كردند.[60]  صلاح الدين مختار مي‌نويسد «سعود به كربلا كه رسيد آن‌جا را محاصره كرد. بعد سپاهش برج و باروي شهر را خراب كرددند، به زور وارد شهر شدند و بيش‌تر مردمي را كه در كوچه و بازار و خانه‌ها بودند به قتل رساندند. سپس نزديك ظهر با اموال و غنايم فراوان از شهر خارج شدند و در ابيض گرد آمدند. خمس اموال غارت شده را سعود برداشت و باقي را، به نسبت هر پياده يك سهم و هر سواره دو سهم،‌بين مهاجمان تقسيم كردند.»[61] ميرزا ابوطالب اصفهاني، تاريخ نگار دوره‌ي قاجار، هم مدتي بعد از آن حمله به كربلا رفته است و آن حمله را از زبان مردم شهر چنين روايت كرده است «آن روز (عيد غدير) بيش‌تر مردم كربلا براي زيارت به نجف رفته بوده‌اند. حدود 25 هزار وهابي با اسب‌هاي عربي و شتر‌هاي نجيب وارد كربلا شده‌اند. البته با خيانت‌هاي عمرآغاي، حاكم شهر، برخي از آن‌ها، كه از قبل به اسم زائر وارد شهر شده بودند، ناگهان در شهر تجمع مي‌كنند و بلند فرياد مي‌كشند اقتلوا المشركين، بكشيد  مشركان را. سر ببريد كافران را. از بيرون شهر هم وهابي‌ها سرو صدا راه مي‌اندازند و وقتي مردم از دروازه‌ها خارج مي‌شوند تا از شهر دفاع كنند، گروه گروه وارد شهر مي‌شوند و مس،‌ برنج و ديگر اموالي را كه در شهر بوده غارت مي‌كنند و سريع از شهر خارج مي‌شوند. از اصول و فروع‌ وهابي‌ها يا اسم و رسم آن‌ها و بنيان‌ گذارانش هر چه جست و جو كردم چيزي درست و حسابي دست گيرم نشد.»[62]

 

مدتي بعد از آن حمله، مردي شيعي به انتقام قتل عام مردم كربلا عبدالعزيز را كشت و بعد از عبدالعزيز، سعود،‌ پسرش،‌ حاكم آل سعود و رهبر وهابي‌ها شد.[63] وقتي سعود به حكومت رسيد،‌ وهابي‌ها بر بخش بزرگي از حجاز و نجد مسلط بودند، اما هنوز بر مكه، مدينه و حجاز مسلط نبودند. به پيش نهاد محمد بن عبدالوهاب، سعود سال 1166 شمسي وليعهد و فرمانده سپاه عبدالعزيز شد و از همان ابتدا دشمني ويژه‌اي با شيعيان داشت و فرمانده لشكر كشي پدرش به كربلا هم بود. او فرمانرواييش را با حمله به نجف آغاز كرد و شكست هم خورد. ابن بشر، مورخ نجدي، مي‌گويد « در سال 1220، [1183هجري شمسي] سعود با سپاهي انبوه از نجد و اطراف آن به بيرون مشهد معروف در عراق (نجف اشرف) فرود آمد و سپاه خود را در اطراف شهر پراكنده ساخت. او دستور داد باروي شهر را خراب كنند، ولي زماني كه سپاهش به شهر نزديك شدند به خندق عريض و عميقي رسيدند كه نمي‌شد از آن گذشت. در جنگي كه بين طرفين رد داد، بر اثر تيراندازي از باروهاي شهر جمعي از سپاهيان سعود كشته شدند و باقي آن‌ها از گرد شهر عقب نشستند و روستاهاي اطراف را غارت كردند.»[64] سعود از نجف كه باز مي‌گشت قبايل نافرمان حجاز را تا كرانه‌هاي درياي عمان به فرمان خود در آورد و برخي قبايل تحت تسلط وهابي‌ را ـ كه در نتيجه‌ي رفتار‌هاي خشن وهابي‌ها و تخريب و توهين به مقدسات و اعدام بزرگان شورش كرده بودند ـ سركوب كرد.[65] سال بعد، سال 1148 هجري شمسي، او مكه را محاصره كرد و محاصره آن قدر طولاني شد كه مردم مكه از گرسنگي گوشت حيوانات مرده مي‌خوردند.[66] در نهايت دو طرف با هم جنگيدند كه شريف، حاكم مكه، شكست خورد و قبول كرد حاكميت وهابي‌ها را بپذيرد به شرط آن كه وهابي‌ها مردم شهر را قتل عام نكنند.[67] زيني دحلان، مفتي‌ مكه، مي‌نويسد«وهابي‌ها وارد مكه‌ي معظم كه شدند اهالي مكه را كافر خواندند. مردم را مجبور كردند با بيل و كلنگ گنبد‌هاي گورستان را خراب كنند. گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و بارگاه خديجه، ام المؤمنين،‌ عبدالمطلب و ابوطالب را هم خراب كردند. سه روز تمام آثار و اماكن تاريخي اسلام را خراب كردند و بسياري از دانشمندان اهل سنت و اعيان و اشراف را بي‌دليل اعدام كردند. حج را هم چهار سال تعطيل كردند و تدريس كتاب كشف الشبهات محمد بن عبدالوهاب را در مسجد الحرام اجباري كردند.»[68] هم چنين آن‌ها المكتبه العربيه، كتاب‌خانه‌ي بزرگ مكه، را آتش زدند در حالي كه 40هزار نسخه‌ي خطي منحصر به فرد از دوران صدر اسلام داشت و برخي از انواع سلاح‌هاي دوران صدر اسلام را هم در آن نگه داري مي‌كردند.[69] سعود علماي مكه را مجبور كرد سندي را امضا كنند كه براساس آن قبل از فتح شهر به دست وهابي‌ها، علماي مكه پيرو كفر اكبر بوده‌اند و باقي مسلماناني كه وهابي‌ نشده‌اند هنوز در كفر اكبر هستند.[70] متن سند چنين بود:

 

ديني كه شيخ محمد بن عبدالوهاب به آن دعوت كرده و امام مسلمانان، سعود بن عبدالعزيز،‌به آن دعوت مي‌كند، يعني دعوت به توحيد و نفي شرك از خداوند ـ كه در اين نوشته ذكر شده است ـ و نفي انواع شركي كه قبلا در مكه، مدينه، مصر، شام و بلاد ديگر وجود داشت. كفري كه باعث مباح شدن خون و مال و ماندن ابدي در دوزخ است. هم چنين هر كس به اين دين ـ كه محمد بن عبدالوهاب به آن دعوت مي‌كند ـ نگرود و به آن عمل نكند و پيروان آن را دوست خود و دشمنانش را دشمن ندارد، از ديد ما به خدا و قيامت كافر است و بر پيشواي مسلمانان، سعود بن عبدالعزيز، و مسلمانان واجب است با مبارزه و جنگ كنند تا از آنچه بدان عمل مي‌كرده است توبه و به اين دين عمل كند.[71]

 

سعود مدتي بعد به مدينه حمله كرد و در آن شهر هم بسياري از مسلمانان، به خصوص علماي اهل سنت، را كشت و بسياري مقبره‌ها را خراب كرد.[72] علماي مدينه را هم مجبور كردند چيزي شبيه اقرارنامه‌ي علماي مكه بنويسند و امضا كنند كه تاكنون كافر بوده‌اند.[73] زيني دحلان مي‌نويسد«در مدينه اشياي قيمتي را بردند و مساجد و قبور را ويران كردند. حرم نبوي را غارت كردند و قبرستان بقيع را منهدم. قاضي و حاكم شرع مدينه را بيرون كردند و حاكمي از خود منصوب كردند. مردم را از زيارت قبر رسول خدا(ص) باز داشتند و شيعيان را از زيارت قبور ائمه(ع) در بقيع. وهابيان قبر ائمه‌ي شيعه در بقيع را ويران كردند، ولي به حرم نبوي كاري نداشتند. امير سعود از مدينه پرسيد با قبرهاي بقيع چه بايد كرد؟ مردم از ترس گفتند بايد خراب كرد. وهابيان با كمك مردم قبرها را ويران كردند و تمام جواهرات اهدائي اين مقابر را بردند.»[74] وهابي‌ها هفت سال بر مكه مسلط بودند و حج را در اختيار داشتند.[75] بر خانه‌ي خدا پارچه‌ي مشكي پوشاندند و ورود حاجيان برخي مناطق، از جمله مصر و عراق را به مكه ممنوع كردند. بسياري از اماكن تاريخي و زيارتي مكه را خراب كردند و قوانين سختي در مكه برقرار كردند. بسياري از علماي اهل سنت را هم كه عقايد وهابي‌ها را نپذيرفتند اعدام كردند.[76]

سراشيبي سقوط

زوال وهابي‌ها

دوران سعود دوران اوج وهابي‌ها بود. او بر شبه جزيره از درياي سرخ تا خيلج فارس مسلط شده بود و براي تصرف شام و عراق هم حركت كرد.[77] آلوسي، تاريخ نگار متمايل به وهابي‌ها، از قول ابن بشر نجدي ـ كه تاريخ نگاري وهابي‌هاست ـ مي‌نويسد«من در آغاز كار شاهد فقر و تنگ دستي مردم درعيه بودم، ولي بعدا اين شهر در زمان سعود (نوه‌ي محمد ابن سعود) شهري ثروتمند شده بود تا آنجا كه مردمش سلاح‌هايشان را با طلا و نقره زينت داده بودند، بر اسب‌هاي اصيل و نجيب سوار مي‌شدند و لباس‌هاي فاخر مي‌پوشيدند و از تمامي لوازم ثروت بهره‌مند بودند؛ طوري كه زبان از شرحش قاصر است.»[78] سعود كه شديد به وضع خودش و استقلالش از عثماني مغرور شده بود، به شاه ايران و خليفه‌ي عثماني نامه نوشت و آن دو را تهديد كرد اگر وهابي نشوند، با آن‌ها مي‌جنگد. بخشي از نامه‌اش به فتحعلي شاه:[79]

پناه بر خدا از شيطان رانده شده.

به نام خداي بخشنده مهربان.

از عبدالعزيز،‌ امير مسلمانان، به فتحعلي شاه، شاه فارس.

چون بعد از رسول خدا، محمد بن عبدالله(ص) شرك و بت پرستي در امت زياد شده بود، طوري كه مردم كربلا و نجف پيش قبوري كه از سنگ و گل ساخته بودند به خاك مي‌افتادند و سجده مي‌كردند و حاجت مي‌خواستند. اين ضعيف‌ترين بنده‌ي خدا كه مي‌دانست آقايان ما،‌ علي و حسين، به اين‌ كارها راضي نيستند كمر همت به تصفيه‌ي دين بست و به توفيق حق نجد و بيش‌تر سرزمين‌هاي عرب را از زشتي‌ها پاك كرد. نيز بهتر ديديم ساكنان و خادمان كربلا و نجف را ـ كه به خاطر هواي نفس حق را نمي‌پذيرفتند ـ نابود و اعدام كنيم. اگر شاه فارس هم با آن‌ها هم عقيده است، بايد توبه كند، زيرا هر كس بر شرك و كفر اصرار كند با او همان مي‌كنيم كه با ساكنان كربلا كرديم.»

 

فتحعلي شاه درگير جنگ با روسيه بود و نمي‌خواست درگيري جديدي براي خود درست كند. سفير جديدي با نامه‌اي محبت آميز و يك شمشير خراساني گوهر نشان پيش محمد علي پاشا، حاكم مصر، فرستاد و از او خواست وهابي‌ها را سركوب كند. خليفه‌ي عثماني هم از حركت وهابي‌ها به سمت شام و عراق عصباني شد و به محمد علي پاشا دستور داد وهابي‌ها را سركوب كند.[80] پاييز سال 1190، نيرو‌هاي مصر به فرماندهي طوسون پاشا، پسر محمد علي، نخستين حمله‌ي خود را به وهابي‌ها آغاز كردند.[81] ابتدا عبدالله و فيصل، پسران سعود، مصري‌ها راـ كه گرفتار بي‌آبي، گرما و بيماري شده بودند شكست دادند.[82] طوسون پاشا مدتي با وهابي‌ها مذاكرده كرد تا بدون جنگ تسليم شوند كه آن‌ها نپذيرفتند و در نهايت محمد علي پاشا با لكشري بزرگ وارد عربستان شد و ديگر درخواست‌هاي سعودي را براي گفت و گو نپذيرفت. سعود در سال 1192 مرد و محمد علي پاشا مناطق مختلف شبه جزيره را يكي يكي از وهابي‌ها پس گرفت تا اين كه سرانجام عبدالله، پسر سعود، در قصرش تسليم محمد علي پاشا شد. پاشا عبدالله و خانواده‌اش را به قاهره و از آنجا به اسلامبول فرستاد و زمستان سال 1197 در اسلامبول دارش زدند.[83]

 

 (دولت سعودی سوم)

آغازي بر يك پايان؛ قدرت گرفتن دوباره آل سعود

 

سال‌ها آل سعود و آل شيخ، فرزندان محمد بن عبدالوهاب، در قلمرو كوچكي از شبه جزيره (نزديك مرز كويت) بر وهابي‌ها حكم‌راني كردند.[84] تا دوران ضعف امپراتوري عثماني كه بريتانيا از آن‌ها برابر آل رشيد (هواداران عثماني) حمايت كرد.[85] با حمايت انگليس، سال 1280 عبدالعزيز، امير وقت وهابي‌ها، قيام كرد و بر آل رشيد تاخت. انگليسي‌ها، كه دوست نداشتند يك قبيله بر كل شبه جزيره حاكم شود، هم زمان از آل شريف، دشمنان آل سعود، هم حمايت كردند و دو افسر خود، توماس ادوارد لارنس و ويليام شكسپير، را پيش شريف حسين و عبدالعزيز فرستادند تا از نزديك آن‌ها را زير نظر بگيرند.[86] عبدالعزيز سريع گروهي از قبايل وهابي را با خود هم پيمان كرد و از ميان جنگجويان قبايل گروهي نظامي ـ مذهبي تشكيل داد كه به اخوان التوحيد مشهور شدند.[87] اخوان التوحيد، برادران يك تاپرستي، در بيابان‌ها مي‌گشتند، ميان قبايل مي‌رفتند و مردم را به وهابيت و هم پيماني با آل سعود دعوت و مخالفان را شديد سركوب مي‌كردند.[88] انگليس از آل سعود حمايت مي‌كرد و به آن‌ها سالانه 60 هزار ليره مي‌داد تا عبدالعزيز بتواند قبيله‌‌هاي بيابان‌گرد را اسكان دهد و بر آن‌ها بيش از گذشته مسلط شود. با اسكان عشاير پيوند‌هاي قبيله‌اي و عشيره‌اي بيابان نشين‌ها كم‌تر مي‌شد و جوانانشان به اخوان  التوحيد، ارتش نيمه رسمي آل سعود، مي‌پيوستند.[89]

 

با تسلط انگليس بر عراق و فلسطين و تسلط فرانسه بر سوريه و لبنان بسياري از قبايلي كه قبلا به كشور‌هاي هم سايه كوچ كرده بودند به شبه جزيره برگشتند، در شهرك‌ها اسكان يافتند، به اخوان التوحيد پيوستند و بر قدرت وهابي‌ها افزودند.[90] در جنگ جهاني اول، انگليس و عثماني با هم مي‌جنگيدند و عبدالعزيز با استفاده از فرصت‌ به بسياري از قبايل اطراف حمله كرد و بخش بزرگي از نجد را گرفت.[91] او سال 1302 هجري شمسي بزرگان و عالمان قبايل مختلف را در رياض جمع كرد و در حضور آن‌ها خود را پادشاه نجد ناميد.[92] سه سال بعد (سال 1305) خلافت عثماني فروپاشيد و شريف حسين خود را خليفه‌ي مسلمانان ناميد و ورود وهابي‌ها را به مكه ممنوع كرد.[93] آل شيخ (خاندان عبدالوهاب) از عبدالعزيز خواستند به مكه حمله كند و خانه‌ي خدا را از آن‌ها باز پس بگيرد. با كمك انگليس، عبدالعزيز در سال 1307 با حمله‌اي سريع مكه، مدينه و جده را گرفت و سال 1308 خود را سلطان حجاز و نجد ناميد.[94]

 

سلطان جديد حجاز، عبدالعزيز، با انگليس، شوروي‌، آمريكا و آلمان پيمان دوستي بست و با كويت و چند كشور ديگر روابط تجاري برقرار كرد تا نشان دهد مي‌خواهد با كشور‌هاي دنيا ارتباط برقرار كند. دو سال بعد، سال 1310، آل سعود آن قدر قدرتمند شد كه نمايندگان كشور‌هاي اسلامي در همايشي سراسري آن‌ها را حافظ عتبات مقدسه‌ي اسلامي در مكه و مدينه خواندند. عبدالعزيز براي حفظ اقتدار دولت مركزي قانون‌هاي قبيله‌اي و عشايري را لغو كرد و قضاوت را بر عهده‌ي فقهاي وهابي گذاشت. در نتيجه نياز حكومت به قاضيان وهابي‌ زياد شد و حوزه‌هاي علميه و فقه وهابي رونق يافت و وهابيت بيش از پيش در منطقه گسترش يافت.[95] مردم در شهر‌هاي جديد به سمت تمدن رفتند و خلق و خوي قبيله‌اي و جنگندگي خود را، كه از دلايل گسترش وهابيت بود، از دست دادند. تعامل با ديگر كشور‌ها نياز به آرامش و دوري از جنگ داشت، بنابراين نيرو‌هاي اخوان التوحيد، كه كاري جز جنگ بلد نبودند، بي‌كار و از وضع موجود ناراضي شدند.[96]

 

آن‌ها با شاه درگير شدند و شاه، كه تلاش مي‌كرد نظم و انظباط بيش‌تري در سرزمينش برقرار كند، بر آن‌ها سخت گرفت. نيرو‌هاي اخوان مي‌گفتند بايد به عراق حمله كنيم چون شيعيان در آن بت‌ مي‌پرستند، هم چنين از شاه مي‌خواستند از ابزار‌هاي نويني چون اتومبيل، تلگراف و راديو استفاده نكند، چون اين‌ كارها مخالف تعاليم پسر عبدالوهاب است كه گفته بايد مانند پيامبر زندگي كنيم. يكي دو سال رؤساي اخوان چند بار دور هم جمع شدند تا با تجمع، اعتراض و شورش بر حكومت فشار بياورند و آن‌ها حتي راديو را هم گرفتند مذاكرات عبدالعزيز با آن‌ها بي‌نتيجه ماند و ارتش وارد عمل شد و آن‌ها را دستگير كرد. بسياري از فرماندهانشان را در شهرهاي مختلف گردن زدند تا عبرت ديگران شوند.[97]

 

تا سال 1317 شمسي، عبدالعزيز بر بيش‌تر سرزمين‌ حجاز مسلط شد و سرزمين‌هاي تحت امرش را كشور پادشاهي عربستان سعودي ناميد و آن را به چهارده امير نشين تقسيم كرد.  او دولت و مجلس قانون گذاري راه اندخت و تمامي مقامات دولتي و نمايندگان مجلس را از شاهزادگان سعودي و خانواده‌‌ي عبدالوهاب (آل شيخ) انتخاب كرد.[98] آن‌ها مذهب رسمي كشورشان را حنبلي قرار دادند و قرائت‌ وهابيت از مذهب را سراسري كردند.[99] در جنگ جهاني دوم، ابتدا اعلام بي‌طرفي كردند، ولي ورود آمريكا به جنگ و نياز شديد متفقين به نفت باعث شد عبدالعزيز خواه‌ناخواه به اردوي متفقين گرايش يابد. در نتيجه روابط عربستان با آمريكا برقرار و روز به روز بهتر شد و با حضور شركت‌هاي نفتي آمريكايي در عربستان دائمي شد. وام چند صد ميليون دلاري آمريكا به عبدالعزيز، تاسيس شركت نفت عرب ـ آمريكا، آرامكو،[100] و احداث اولين پايگاهي هوايي آمريكا در ظهران نزديكي عربستان را به آمريكا سرعت داد. البته آل سعود كه با كشف نفت ثروتمند شده بودند مي‌خواستند نقش رهبري مسلمانان را هم بر عهده بگيرند. آنان خود را حافظان حرمين شريفين مي‌ناميدند و در قضاياي فلسطين (اعراب) و اسراييل تلاش كردند خود را نماينده‌ي اعراب معرفي كنند و نقش منجي فلسطين را بر عهده گيرند.[101]

 

در اين ميان، عبدالعزيز در سال 1332 در 73 سالگي (پس از 51سال حكومت) مرد و حكومت به ملك سعود، پسرش، رسيد. سعود ميان آل سعود مقبوليتي نداشت و گروهي شاهزادگان سعودي كميته‌اي تشكيل دادند تا سلطنت مطلق او را مشروط كنند.[102] اختلاف ميان آل سعود فرصت مناسبي بود براي آل شيخ كه اقتدار از دست رفته‌شان در دوران عبدالعزيز را بازيابند. آن‌ها اعلام كردند قانون جديد را بايد طوري بنويسيد كه قانون‌ها و تصميم‌هاي دولت و مجلس بدون اظهار نظر مفتي بزرگ كشور (كه هميشه از آل شيخ بود.) قابل اجرا نباشد. شاهزادگان مخالفت كردند، اما شاه موافقت كرد و اين قانون تصويب شد تا آل شيخ از ملك سعود حمايت كنند.[103] در نتيجه، آل شيخ (مفتي‌هاي وهابي) قدرتمند شدند و فتواهاي عجيب و غريبشان بيش‌تر شد. آن‌ها شلوار پوشيدن، كلاه سر گذاشتن و حتي نگه داري لباس‌هاي جديد را نشانه‌هاي شرك ناميدند و كوبيدن پا بر زمين و سلام نظامي را شبيه پا زدن قاطر ديدند و آن را حرام كردند.[104] گفتند كف زدن مردان تشبه به زنان است و عكس گرفتن و پوشيدن لباس پليس تشبه به كفار. مصرف دخانيات و استفاده از تلويزيون و ابزار موسيقي نشانه‌ي كفر است و شطرنج، فوتبال، مدارس دخترانه، آموزش رياضيات، هندسه و جغرافيا حرام.[105]

 

حمايت آل شيخ هم فايده‌اي براي ملك سعود نكرد و او خيلي زود جايش را به برادرش، ملك فيصل داد.[106] فيصل سال‌ها در آمريكا و اروپا زندگي كرده بود و تلاش بسياري براي مدرن كردن كشور، مقابله با تندروي و تكفير و برقراري ارتباط با ديگر مسلمانان كرد. ملك فيصل در قضيه‌ي فلسطين فعال بود و در تلاش براي گسترش نفوذ وهابيت و آل سعود ميان مسلمانان جهان اسلام (با پشتوانه ي پول نفت) دانشگاه‌ها و مراكز بسياري در عربستان براي تربيت مبلغ تأسيس كرد.[107] او از فرصت شكست ناسيوناليسم عربي ناصر،[108] رييس جمهور مصر، استفاده‌ي فراوان كرد و با گسترش سازمان‌ها و تشكيلات مبلغ وهابيت سعي كرد وهابيت را ميان اعراب و ديگر مسلمانان گسترش دهد.[109] او بسياري از دانشمندان سلفي كشور‌هاي مختلف، از جمله مصر، را به دانشگاه‌هاي مدينه فرا خواند و با ارايه‌ي تسهيلات فراوان از كشور‌هاي مختلف جهان مسلمانان را به دانشگاه‌هاي كشورش كشاند تا سلفي‌گري و وهابيت را تبليغ كند. البته كارهاي او ميان وهابي‌ها، به خصوص آل سعود،‌ مخالفان فراواني داشت و در نهايت اوايل فروردين سال 1335، يكي از همان مخالفان، برادرزاده‌اش،‌او را در مراسم تبريك و دست بوسي تولد پيامبر اسلام (ص) با شليك سه گلوله كشت. قاتل را گردن زدند و حكومت به برادر فيصل، خالد، رسيد.[110]

 

خالد بن عبدالعزيز راه ملك فيصل را در نزديك شدن به آمريكا آرام‌تر ادامه داد،‌ ولي ترويج شديد فرهنگ آمريكايي و رفتارهاي مدرن (و به تعبير وهابي‌ها ضد اسلامي) دولت تندروهاي وهابي را خشمگين كرد.[111] پيروزي مردم مسلمان ايران در سرنگوني رژيم حاكم به ديگر گروه‌هاي مبارز ضد حكومت (از جمله تندروهاي وهابي و بازماندگان اخوان التوحيد) هم جرات داد و آن‌ها عليه دولت سعودي قيام كردند. قبل از نماز صبح روز اول محرم سال 1400 (1358)، گروهي از آن‌ها وارد مسجد الحرام شدند، بعد نماز درهاي مسجد را بستند، با كمك اسلحه‌هايي كه با تابوت وارد مسجد كرده بودند مردم را گروگان گرفتند و اعلام كردند از حكومت عربستان مي‌خواهند به راه محمد بن عبدالوهاب باز گردد.[112] آن‌ها مي‌گفتند دولت بايد مظاهر دنياي جديد را كنار بگذارد و با مظاهر تمدن آمريكايي برخورد كند. دولت بيست و دو روز با آن ها مذاكرده كرد و سرانجام با حمله‌ي ارتش به مسجد الحرام غائله ختم شد. اكثر سران و اعضاي جنبش را در شهرهاي مختلف گردن زدند و در نهادهاي نظامي و سياسي هم تغييراتي ايجاد كردند تا ديگر چنين اتفاق‌هايي تكرار نشود؛ يكي از اين تغييرات نوشتن قانون اساسي بود.[113]

 

پی نوشت:

[1] . اوزون چارشي لي، تاريخ عثماني، تهران، كيهان، 1377، صص140 تا 154.

[2] . سيد كاظم موسوي، بجنوردي، دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج2، تهران، مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي،‌ مقاله ابوحنيفه.

[3] . همان.

[4] .P J Bearman & etc, Encyclopeadia of islam2, voll, Brill Academic Publishers, 2009.

[5] . نجد بخش مركزي شبه جزيره است و حجاز بخشي كه مكه و مدينه و طائف جزو آن است.

[6] .Ibid.

[7] . سيد كاظم موسوي بجنوردي،‌همان، ج4، مقاله محمد بن عبدالوهاب.

[8] . همان.

[9] .David Commins, The Wahhabi Mission and Saudi Arabia, Londan, 2006, I.B. Tauris & Co Ltd, P11.

[10] . برخي مي‌گويند او كتاب مهمش، التوحيد را در بصره نگاشت. (رجوع كنيد به مقاله محمد حسن رفيعي با نام محمد بن عبدالوهاب و محمد حياه السندي در پيام بهارستان، تابستان 1388).

[11] . David Commins, P29.

[12] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[13] . P J Bearman & etc, voll.

[14] .سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[15] . ايوب صبري، تاريخ وهابيان،‌تهران، بهار، 1388، ص38.

[16] .P J Bearman & etc, vol2.

[17] .Ibid

[18] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، ج2، آل سعود.

[19] . علي محمد آشناني، وهابيت در ترازوي نقد، تهران، مشعر، 1380، ص19.

[20] . سيد كاظم موسوي، بجنوردي، همان.

[21] .همان.

[22] . ايوب صبري، همان، ص33.

[23] . جعفر سبحاني، آيين وهابيت،‌ تهران، مشعر 1381، ص27.

[24] .David Commins, p38.

[25] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[26] . سيد محسن امين،‌ كشف الارتياب في اتباع محمد بن عبدالوهاب، قم،‌ دارالكتاب اسلامي، 1386، ص8.

[27] .Ahmad Moussalli, Wahhabism, Salafism and Islamism: Who Is the Enemy? American University of Beirut, 2009, Conflicts Forum: Beirut-London-Washington.

[28] . سيد كاظم موسوي بجنوردي،‌همان.

[29] . آيين وهابيت، ص29.

[30] . احمد زيني دحلان، فتنه وهابيت، همايون همتي، تهران، مشعر، 1386، ص39.

[31] . سيره ابن هشام، ص117.

[32] . احمد زيني دحلان،‌همان، ص24.

[33] . محمد ابن عبدالوهاب، الدرر السنيه، ج5، ص193.

[34] . همان.

[35] .ايوب صبري، همان، ص32.

[36] . سيد كاظم موسوي، بجنوردي، همان.

[37] . همان.

[38] .P J Bearman & etc, Vol3.

[39] . محمد ابن عبدالوهاب، كشف الشبهات، ص4.

[40] همان.

 [41] . حسن بن فرحان مالكي، مبلغ نه پيامبر، قم، اديان، 1386، ص69.

[42] . و ده‌ها گناه ديگر كفار كه در قرآن هم آمده است.

[43] . حسن بن فرحان مالكي، همان، ص60.

[44] . احمد زيني دحلان،‌همان، ص22.

[45] .كه مهم‌ترين كتاب محمد بن عبدالوهاب است.

[46] . احمد زيني دحلان، سر گذشت وهابيت، تهران، گلستان كوثر، 1376، ص24.

[47] . سيد محسن امين،‌همان، ص11.

[48] . ايوب صبري، همان، ص35.

[49] .احمد زيني دحلان،‌همان، ص38.

[50] . جواب‌هايي كه لزوماً منطقي نيستند، اما قانع كننده‌اند.

[51] . حسن بن فرحان مالكي، همان، ص167.

[52] . همان، ص156.

[53] . همان، ص 169.

[54] .Talip Kucukcan, Some Reflections on the Wahhabiyah Movement, Excerpted From Vol XVIII No. 2 (1995) Hamdard Islamicus, University of Warwick in England, U.K.

[55] .David Commins, P8.

[56] .P J Bearman & etc, vol3.

[57] . احمد زيني دحلان، سرگذشت وهابيت، ص24.

[58] . ايوب صبري،‌همان، ص58.

[59] . سيد كاظم موسوي، بجنوردي، همان.

[60] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[61] . عثمان بن بشر النجدي، عنوان المجد في تاريخ نجد، ج1، ص217.

[62] . ابوطالب بن محمد اصفهاني، مسير طالبي، علمي و فرهنگي،‌1383، ص408.

[63] . سيد كاظم موسوي، بجنوردي،‌همان.

[64] . احمد زيني دحلان، سرگذشت وهابيت،‌ص59.

[65] . سيد كاظم موسوي، بجنوردي،‌همان.

[66] . احمد زيني دحلان،‌همان، 26.

[67] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[68] . احمد زيني دحلان، همان، ص66.

[69] . علي اصغر رضواني، سلفي‌گري، ص190.

[70] . حسن بن فرحان مالكي، مبغل نه پيامبر، قم اديان،‌1386، ص178.

[71] . احمد زيني دحلان، الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه، ص56.

[72] . ايوب صبري، همان،‌ص93.

[73] . احمد زيني دحلان،‌ ص178.

[74] . احمد زيني دحلان، همان، ص63.

[75] . ايوب صبري، همان، ص53.

[76] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[77] . همان.

[78] . همان.

[79] . ايوب صبري، همان، ص128.

[80] . ايوب صبري، همان، ص124.

[81] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[82] . محمد حسين قريب گرگاني، تاريخ وهابيه، هفت آسمان، ش 3و4، پاييز 1378.

[83] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[84] .CONTRY PROFILE: SAUDI ARABIA, Library of Congress- Federal Research Division Country Profile: Saudi Arabia, September 2006.

[85] . ibid.

[86] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[87] . همان.

[88] . همان.

[89]. همان.

 [90] . همان.

[91]. المضاوي الرشيد، تاريخ العربيه السعوديه بين القديم والجديد،‌عبداله النعيمي، دارالساقي، ص47.

[92] . همان.

[93] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[94] همان.

[95]. David Commins, P 105.

[96] .Ibid

[97] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان، ج7، مقاله اخوان.

[98] .Madawi AL-Rasheed, Contesting the Saudi State, Islamic Voices f r o m a New Generation, London, Combridf, 2007, p24.

[99] .Ibid.

[100] .Aramco.

[101] . آشنايي با عربستان، ص33.

[102] .سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان، ج4، مقاله وهابيت.

[103] . همان.

[104] . حسن بن فرحان مالكي، مبلغ نه پيامبر، قم اديان، 1386، ص112.

[105] . همان.

[106] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[107] . همان.

[108] . جمال عبدالناصر با تأكيد بر ناسيوناليسم رييس جمهور مصر شد. او با بيرون كردن انگليس و فرانسه از كانال سوئز قهرمان اعراب شد و ايده‌ي ناسيوناليسم عربيش بين اعراب رايج شد.

[109] .Madawi Al-Rasheed9, p24.

[110] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[111] .Madawi Al-Rasheed, P29.

[112] . سيد كاظم موسوي بجنوردي، همان.

[113] . جنبش‌هاي اسلامي معاصر در جهان عرب، ص250.

منبع: پایگاه وهابیت شناسی

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

آسیب شناسی رشد جریان‌های تکفیری در خاورمیانه

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

آشنایی با مکتب سلفیه

آل سعود و عربستان سعودی

آموزه‌ها و آینده داعش

آيا استعانت از غير خدا جايز است؟

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

آينده داعش در عراق

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

آینده جنبش های اسلامی

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

ابن تیمیه و اهل بیت

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

ابن تیمیه که بود و چه کرد

ابوبكر بغدادی

ابومصعب زرقاوي و داعش

اجتهاد از نگاه وهابیون

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

احزاب سلفی در مصر

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

اسامه بن‌ لادن

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

استراتژی داعش در عراق و شام

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

اسلام سیاسی و نقش آن در خاورمیانه

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

افترائات وهابیت علیه شیعه

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

افغانستان در دوران پساطالبان

افغانستان و گروه طالبان

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

التکفیر و الهجره

القاعده

القاعده در اوگاندا

القاعده در تانزانیا

القاعده و تروریسم مذهبی

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

الگوی سازمانی القاعده و داعش

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

اهداف آمریکا و هم‏ پیمانان از ایجاد تا ائتلاف علیه جریان‏هاى تکفیرى

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

ایمن الظواهری

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

بدعت

بدعت از منظر وهابیان

بدعت در دین

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

بربهاری

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسى مبانى فکرى تکفیر

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

بررسی ارتداد در مذاهب اسلامی

بررسی استناددهی تروریسم تکفیری به سنت نبوی و جهاد اسلامی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

بررسی زبان شناختی واژه‌ی قرآنی «کفر»

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

بررسی قتال در قرآن 1

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی مبانی فقهی تکفیر

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

بررسی و تکوین حضور داعش در غرب آسیا؛ مطالعه موردی افغانستان

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

بن بست خلافت با اندیشه داعش

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

بیوگرافی ابن تیمیه

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تأملی غیر غربی در افراطی گری و خشونت ورزی به نام دین

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

تأویل

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تاریخ وهابیت

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

تبرک و استشفا به آثار اولیا

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

ترسیم نقشه راه جدید داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

تضاد عقايد احناف با وهابيت درموضوع توسل

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

تكفير از دیدگاه مذهب شيعه

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

توحید در مذاهب کلامی

توحید عبادی و شبهات وهابیت

توحید و شرک

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

توسل در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

توسل و شفاعت از نگاه دیوبندیه

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

تکفیر

تکفیر

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

تکفیر از دیدگاه سید قطب

تکفیر از دیدگاه قرآن

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

تکفیر اهل قبله

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

تکفیر در آیات و روایات

تکفیر در جهان اسلام

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

تکفیر در روایات نبوی (3)

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر گذشته، حال، آینده

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

تکفیریها در انگلستان

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

جریان شناسی القاعده

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

جریان شناسی وهابیت مصری

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

جریان شناسی سلفیگری

جریان های تکفیری عراق

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

جنبش شاه ولی­ الله در هند

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

جهاد در اندیشه سید قطب

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

جهادی‌های جدید کیستند؟

جهان از نگاه داعش

جهانى شدن و القاعده

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جوانان يهودی در صف داعش

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

حرکت سلفیه

حزب التحریر ازبکستان

حزب التحریر در آسیای مرکزی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

خاستگاه سلفی گری تکفیری

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

خاورمیانه و جنگ های دینی

خشم به فرمان خرد، شرع و غریزه: تأملی در خشونت داعش از زاویه‌ای دیگر

خشونت تکفیری‌ها، توحشی چنگیزی در لباس اسلامی است

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

خوارج، اولین گروه تکفیری در جهان اسلام (پیشینه جریان تکفیری خوارج) و پیامدها و نتایج سوء تکفیر و افراطی گری در جهان اسلام

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

داعش خوب داعش بد

داعش در مسیر القاعده شدن

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

داعش پس از ناكامي در تأسيس دولت

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

درنگی در مبانی و آینده‌ خشونت به سبک رادیکالیسم تکفیری

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

دشمن نزدیک و دور

دلایل و پیامدهای حمایت عربستان از گروه‌های اسلام‌گرای افراطی

دموکراسی

دو متن ماندگار: «هنر جنگ» و «درباره جنگ»

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

راهبردهای مدیریتی نبی اکرم(ص) در راستای تحکیم وحدت بین اقوام در صدر اسلام

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

ردّ نظر وهابیت از سوی اهل‌سنت در حرمت زیارت قبور

رفت و برگشت اسلام‌گرایی رادیکال از سوریه به شمال آفریقا

رقابتى براى هويت و شناسه‏

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

روش های تبلیغی وهابیت

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

ریشه‌های تفکر داعش (١)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

زمینه های تاریخی سلفیه

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

زیارت قبور از نگاه مذاهب اسلامی

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

سب الصحابه

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

سرچشمه اندیشه وهابیت

سرچشمه های فکری القاعده

سفر وهابیت به مصر

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

سلفيان

سلفيان

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

سلفی گری

سلفی گری در مصر و دوره جدید

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

سلفیه

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

سلفیه درباری

سلفیه و تقریب

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

سلفی‌گری افراطی در قفقاز شمالی؛ با تاکید بر مولفه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

سونامی تکفیری در جهان بشری

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (جهادی تکفیری)

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت تکمیلی)

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

شباهت وهابی ها با خوارج

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

شبکه سلول هاي تروريستي داعش در آسياي مرکزي

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

شناسایی و تأمین منابع مالی داعش

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

صحیحین و نفی تکفیر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

طالبان در عصر داعش: آینده سلفی گری تکفیری در همسایگان شرقی ایران

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

طالبان؛ دین و حکومت

ظهور داعش در شبه‌ قاره

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

ظهور و افول القاعده در عراق

عبادت

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

عبور از «خاورمیانه جدید»

عربستان در عرصه تبلیغات

عربستان معمار جنایت و مکافات

عربستان و وهابیت در آفریقا

عزاداری بدعت یا سنت

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

عقل از دیدگاه سلفیه

عقل از منظر وهابیان

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

علل و آینده حضور داعش در آفریقا

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

عوامل روانی تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

فتنه تكفير

فتنه و هابیت

فرا واقعیت بنا العابد!

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

فعالیت وهابیت در جهان

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

قبیله انحراف

قبیله بدعت

قبیله خشونت

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

قرآن و همگرایی بین مذاهب اسلامی

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

لشگر جهنگوی

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

مانیفست توحش در فقه داعش

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

مباني اعتقادی داعش

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مبانی فکری ابن تیمیه

مبانی مذهبی و قومی طالبان

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

مخالفت دیوبندیان با دعوت محمد بن عبدالوهاب

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

مراتب و متعلقات ایمان

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

مسئله توسل به اموات با نگاهی به آیه 22 سوره مبارکه فاطر

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

مفهوم و مراحل شرک

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

موافقين و مخالفين خلافت داعش

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

مکتب تکفیر بر خلاف عقل، نص و صریح قرآن است

نئوتروریسم با تأکید بر تروریسم مذهبی

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

نظری بر تاریخ وهابیت

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی اندیشه‌های دهلوی

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

نقدي بر كتاب «التبرك المشروع و التبرك الممنوع»

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

نقش داعش در شکل‌گیری معادلات جدید در خاورمیانه

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

نقش وهابیت در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

نقش وهابیت در کنیا

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

نگاه داعش به مهدویت

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

نگاهی بر وهابیت

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

نگاهی به رشد تکفیری‌ها در تونس

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

واقعه 11 سپتامبر ؛ سرآغاز شکل گیری بزرگترین گروههای تروریستی

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

واکاوی جایگاه تروریسم بنیادگرا در راهبرد خاورمیانه ای غرب

واکاوی ریشه‌های پدیده بنیادگرایی در خاورمیانه؛ مطالعه موردی جهانی شدن

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

وضعیت فعلی و آینده کشورهای شمال آفریقا (تاکید بر کشورهای مصر، تونس و لیبی)

وهابيت از نگاهي ديگر

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

وهابیان و توحید در اسما و صفات

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

وهابیت در آیینه تاریخ

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

وهابیت و تخریب قبور

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و تکفیر شیعه

وهابیت و سماع موتی

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

وهابیت، مکتب تشبیه

پاسخ به شبهات جهاد

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

پرسمان؛ آیا تبرک جایز است؟

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

چالش امنیتی تروریسم تکفیری علیه ایران

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

چرخش خلافت داعشی؛ از خلافت حقیقی تا خلافت مجازی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

کتاب شناسی تکفیر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

کودتا در داعش

کویت و وهابیت در آفریقا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام