اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > ابوالحسن اشعری

ابوالحسن اشعری

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۰/۱۸ تعداد بازدید: 217

علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری، متکلم و بنیان‌گذار مکتب اعتقادی اشعری است. اشعری در بصره به دنیا آمد و سال ولادتش در بین سالهای ۲۶۰، ۲۶۶ یا و ۲۷۰ ضبط شده است. او در سال 324 در بغداد درگذشت.



علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری، متکلم و بنیان‌گذار مکتب اعتقادی اشعری است[1]. اشعری در بصره به دنیا آمد و سال ولادتش در بین سالهای ۲۶۰، ۲۶۶ یا و ۲۷۰ ضبط شده است[2]. او در سال 324[3] در بغداد درگذشت[4].

ابوالحسن اشعری در مقالات الاسلامین می نویسد: « مسلمانان بعد از پیامبرشان درباره مسائل زیادی اختلاف کردن که برخی، عده دیگری را گمراه دانسته و از آنها تبری جستند این اختلافات باعث شد که به فرقه ها و گروه های جدای از هم تبدیل شوند که دین اسلام همه آنان را جمع کرده و شامل می شود. »[5] لذا در کتاب «الابانه عن اصول الدیانه» می نویسد: « ما بر این باوریم که هم بر جنازه اهل قبله نماز بخوانیم و هم از آنها ارث برده و بر آنها ارث بگذاریم. »[6]

رئیس مکتب اعتقادی اشعری می گوید: «ما بر این باور هستیم که احدی از اهل قبله را مادامی که گناهی را حلال نشمرده است، تکفیر نکنیم مانند زنا و دزدی و خوردن شراب؛ همانگونه که خوارج مرتکب چنین اعمالی را کافر می پنداشتند. ما معتقدیم که صاحب گناه کبیره در صورتی که آن گناه را حلال بداند و باور به حرامت آن نداشته باشد، کافر می گردد.»[7] نکته دیگری که جناب اشعری متذکر می شود رابطه بین اسلام و ایمان است که وی با صراحت می گوید: « اسلام وسیعتر از ایمان است لذا هر اسلامی ایمان نیست. »[8]

اشعری از عالمانی است که همه فرق اسلامی را داخل در اسلام دانسته و در عبارتی می نویسد: « مسلمانان ده گروه هستند که عبارتند از شیعه و خوارج و مرجئه و معتزله و جهمیه و ضرارریه و حسینیه و بکریه و عامه و اصحاب حدیث. »[9]

اندیشه ضد تکفیری اشعری به قدری برای او اهمیت داشته و به دنبال انتشار این تفکر اسلامی بوده است که تذکر تکفیر نکردن مسلمانان را در زمان احتضار نیز فراموش نکرد. سرخسی[10] می گوید: «کنار بستر مرگ ابوالحسن اشعری در بغداد بودم که گفت: « تو شاهد باش که من احدی از اهل قبله را تکفیر نمی کنم زیرا همه بر یک معبود واحد اشاره دارند. »[11]

اشعری ایمان را تصدیق به وحدانیت خداوند می‌داند و ارزش عمل را از مفهوم ایمان خارج می‌سازد. مبنای او برای این دیدگاه این است که الفاط کتاب الاهی، هر چند کاربردهای اصطلاحی داشته باشند، معانی لغوی خود را حفظ می‌کنند؛ بنابراین، برای تحقق ایمان، معنی لغوی آن یعنی «تصدیق» کفایت می‌کند .[12]اما حقیقت ایمان امری قلبی است و اقرار زبانی اگر با انکار قلبی همراه باشد، ایمان حقیقی نیست. هر چند حکم ظاهری و فقهی ایمان بر آن صدق می‌کند. به همین گونه، انکار زبانی هم اگر با انکار قلبی همراه نباشد، کفر حقیقی محسوب نمی‌شود[13].

 

پی نوشت ها:

[1]. http://fa.wikishia.net/view/ابوالحسن_اشعری

[2]. رج: خطیب بغدادی، ج۱۳، ص۲۶۰؛ مقریزی، ج۴، ص۴۴۳. به نقل از:

http://olama-orafa1393.ir/?p=13566

[3]. ابن‌عساکر، ص۱۴۶ـ-۱۴۷؛ ابن‌خلّکان، ج۳، ص۲۸۵؛ ذهبی، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن‌کثیر، ج۱۱، ص۱۸۷. به نقل از:

http://olama-orafa1393.ir/?p=13566

[4]. ابن‌عساکر، ص۱۴۹؛ قس همو، ص۴۱۲؛ خطیب بغدادی، ج۱۳، ص۲۶۰؛ ابن‌خلّکان، ج۳، ص۲۸۴. به نقل از:

http://olama-orafa1393.ir/?p=13566

[5]. اختلف الناس بعد نبيهم صلى الله عليه وسلم في أشياء كثيرة ضلل فيها بعضهم بعضاً وبرئ بعضهم من بعض فصاروا فرقاً متباينين وأحزاباً متشتتين إلا أن الإسلام يجمعهم ويشتمل عليهم. مقالات الإسلاميين ت زرزور (1/ 21).

[6]. وندين بالصلاة على من مات من أهل القبلة، برهم وفاجرهم، وتوارثهم. ابوالحسن اشعري، الإبانة عن أصول الديانة، ص 32.

[7]. وندين بأن لا نكفر أحدا من أهل القبلة بذنب يرتكبه ما لم يستحله، كالزنا والسرقة وشرب الخمر، كما دانت بذلك الخوارج، وزعمت أنهم كافرون. ونقول: إن من عمل كبيرة من هذه الكبائر... مستحلا لها، غير معتقد لتحريمها كان كافرا. ابوالحسن اشعری، الإبانة عن أصول الديانة، ص 26.

[8]. ونقول: إن الإسلام أوسع من الإيمان، وليس كل إسلام إيمانا. ابوالحسن اشعری، الإبانة عن أصول الديانة، ص 26.

[9]. اختلف المسلمون عشرة أصناف الشيع والخوارج والمرجئة والمعتزلة والجهمية والضرارية والحسينية والبكرية والعامة وأصحاب الحديث عبد الله بن كلاب القطان. مقالات الإسلاميين ت زرزور (1/ 25).

[10]. وی زاهر بن احمد سرخسی فقه شافعی مذهب است که آثار زیادی از خود به جای گذاشته و در سن 96 سالگی در سال 389 هـ دار فانی را وداع گفت.

[11]. اشهدْ عليَّ أَنِّي لاَ أَكفِّر أَحَداً مِنْ أَهْلِ القِبْلَة، لأَنَّ الكلَّ يُشيَرَوْنَ إِلَى معبودٍ وَاحِد. سير أعلام النبلاء ط الحديث (1/ 72).

[12]. اللمع، ص۷۵؛ ابن فورک، ص۱۴۹ - ۱۵۰، ۱۵۳ - ۱۵۶، ۱۹۱.

[13]. انواری محمدجواد، اشعری، در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص۶۳.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

آخوند احمد قربان پور

آخوند عبدالصدیق کشمیری

آیت الله جعفر سبحانی

آیت الله سید کمال حیدری

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آیت الله نجم الدین طبسی

ابوالحسن اشعری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

ابومحمد یوسف، فرید الباجی المالکی التونسی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

احمد حمدی صابونی

احمد زینی دحلان

الشریف حاتم بن عارف العونی

امام الحرمین جوینی

امام موسی صدر

حاج ماموستا حسام الدین مجتهدی

حبيب علي جفری

حسن سقاف

حسن فرحان مالکی

حمد الله جان الداجوی

خلیل احمد سهارنپوری

دكتر احمد راسم النفيس المصري

دکتر شیخ عدنان ابراهیم

دکتر صالح الوردانی

رمضان البوطی

سعید عبداللطیف فودة

سلیمان بن عبد الوهاب

سمهودی

سید احمد زینی دحلان

شمس الدین محمد بن أحمد السفـّاريني حنبلی

شيخ أسامه محمود الأزهري

شيخ حسين حلمي ايشيق

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شيخ عبد الله بن محمد بن الصديق الغماري

شيخ علوي امين الخليل

شيخ محمد ابراهیم الکتانی المصری

شيخ محمد زكي إبراهيم

شيخ محمد مختار جمعه مصری

شیخ ابوالمحاسن یوسف دجوی

شیخ احمد الطيب

شیخ احمد الوائلی

شیخ احمد محمود کریمه

شیخ اکرم احمد برکات

شیخ جمیل صدقی الزهاوی

شیخ حسن عبدالطیف الشافعی المصری

شیخ حسنین محمد مخلوف المالکی المصری

شیخ حيدر محمد كامل حب الله

شیخ خالد عبدالوهاب الملا

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ زهیر عثمان الجعید لبنانی

شیخ شوقی ابراهیم علام

شیخ صالح المغامسی

شیخ عبدالطیف دریان، مفتی لبنان

شیخ عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی

شیخ عبدالغنی غنیمی حنفی

شیخ عبدالملک سعدی

شیخ عبدالکریم الخصاونه مفتی بزرگ اردن

شیخ علی جمعه

شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ ماهر حمود

شیخ محمد العربی التبانی

شیخ محمد بن علوی السقاف

شیخ محمد حسن هيتو شافعی

شیخ محمد حسین ذهبی مصری

شیخ محمد عوامه

شیخ محمد متولی الشعراوی

شیخ محمود محمد شلتوت

شیخ وهبي سليمان غاوجي حنفی

شیخ یوسف بن سید هاشم رفاعی

شیخ یوسف نبهانی

صائب عبد الحميد

عبدالحلیم محمود

عبدالعزيز عرفة السليمانی

عبدالله تلیدی

عبدالله هرری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

عصام العماد

علامه سید محسن امین

علوی بن احمد حداد

علی بن عبدالکافی سبکی

عمر عبدالله کامل

عیسی بن مانع حمیری

محمد المسعری

محمد النوری الحاتمی

محمد الهذال العنزی

محمد امین ابن عابدین

محمد انور شاه کشمیری

محمد بن علوی المالکی

محمد بن محمد مشهور به ابن الحاج

محمد راتب نابلسی

محمد زاهد الکوثری

محمد سقاف

محمد طاهر کردی

محمد عابد سندی انصاری

محمد عبده یمانی

محمود سعید ممدوح

مولوی طارق جمیل

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

مولوی محمد امین صفدر

مولوی محمد عمر سربازی ملازهی

نذیر احمد سلامی