اطلس > شخصیت ها > تکفیری > ابو محمد مقدسی

ابو محمد مقدسی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۹/۴ تعداد بازدید: 694

عصام طاهر البرقاوی مشهور به ابو محمد مقدسی اردنی، از چهره های سر شناس سلفیه جهادی معاصر متولد 1378 ق در فلسطین است که هنوز در قید حیات است. مقدسی در سه چهار سالگی با خانواده، فلسطین را ترک کرده و به کویت می رود تا تحصیلاتش تکمیل گردد.



عصام طاهر البرقاوی مشهور به ابو محمد مقدسی اردنی، از چهره های سر شناس سلفیه جهادی معاصر متولد 1378 ق در فلسطین است که هنوز در قید حیات است. مقدسی در سه چهار سالگی با خانواده، فلسطین را ترک کرده و به کویت می رود تا تحصیلاتش تکمیل گردد. وی بعد از مهاجرت های مختلف در نهایت اردن را به عنوان کشور اقامت انتخاب کرده و در آن جا سکونت می کند. او بعد از کویت به موصل برای تدریس می رود. مطالعه کتاب های ابن تیمیه و ابن قیم به خصوص «الدررالسنیه» نوشته محمد بن عبدالوهاب اثر بسیاری در افکار سلفی او می گذارد . اولین و مهمترین کتاب او به نام «مله ابراهیم» است که نمونه ای از این تاثیر پذیری در آن مشاهده می شود. او به دلیل انتشار کتاب «یکفر الدوله السعودیه» در اردن مشهور شده و بارها به دلیل آراء و نظریات تکفیر اش به زندان می رود. او بارها به پاکستان وافغانستان سفر می کند و همین امر موجب می شود  با افرادی همچون ایمن الظواهری، ابی عبیده بانشیری و ابوحفص مصری و ابو مصعب السوری که بعد ها سازمان القاعده را تشکیل می دهند آشنا شود.

 او بعدها که به اردن می گردد  به دلیلی برداشت نادرست از مفهوم دموکراسی و وضع قوانین در کشورهای اسلامی، کتاب «الدیمقراطیه دین» را نگارش کرد. در سال 1994 به زندان رفت و در زندان کتاب «یا صاحبی السجن ءارباب متفرقون خیر ام الله الواحدالقهار» را نگارش کرد. او بعد ها به دلیل دفاع از مشروعیت عملیات 11 سپتامبر به زندان اردن روانه شد. همراه شدن ابومصعب زرقاوی(پایه گذار شاخه القاعده در عراق) با مقدسی در زندان اردن موجب تاثیر پذیری زرقاوی از وی می گردد.

افکار و آراء:

توحید و صفات خبری:

گروه های جهادی به دلیل منشعب شدنشان  از سلفی ها،دارای مشترکات فکری فراوانی با سلفی ها هستند. مقدسی همانند ابن تیمیه به تقسیم ثلاثی توحید معتقد است و توحید را سه قسم  الوهیت، ربوبیت و اسماء و صفات می داند.[1] یا در باب صفات خبری خداوند قائل به حقیقت این صفات است و تاویلی راه ندارد.[2]

ملاک در تکفیر:

مقدسی، ملاک جحود و انکار قلبی را  در تکفیر بدعت می داند.[3] و معتقد است که جحودی که کفر آور است تنها به انکار قلبی نیست بلکه انکار و جحود عملی و زبانی نیز داریم.[4] با این حال اگر کسی صرفا با زبانش به انکار بپردازد کافر است. البته باید توجه داشت که این دیدگاه، مخالف رای علمای اهل سنت است. همچنین مقدسی معتقد است که ایمان نزد ما اعتقاد و قول و عمل است اعتقاد نیز هم قولی است و هم عملی. [5]

مقدسی با رد این قول که می گوید «کفر عملی مطلقا کفر ا صغر است و کفر یا خطای اعتقادی مطلقا کفر اکبر است» این قول را بدعت مبتدعین دانسته و  معتقد است که در کفر عملی هم کفر اصغر و هم کفر اکبر وجود دارد  و همچنین در کفر اعتقادی هم کفراکبر و هم کفر اصغروجود دارد. [6]

مقدسی  مثال هایی برای کفر عملی می زند که به معنای کفر اکبر و خروج از اسلام است  با این حال در شرع، مشروط به اعتقاد یا جحد یا استحلال نشده است مانند: یک: تشریع قوانین بدون اذن خداوند متعال در حالی که خود را شریک در قانون گذاری خدا بداند. دو: سجده بر خورشید و بت ها،سه: دشنام دادن به خدا یا دین خدا یا انبیاء خدا، چهار: تمسخر یا اهانت به چیزی از دین خدا. ادعای مقدسی در حالی است که  تمسخر یا اهانت به دین یا  سجده به بت و خورشید اگر از سوی کسی روی دهد تکفیر او مشروط است  و اگر فردی معتقد یا مستحل نباشد یا جاهل باشد به کفر اکبر منجر نمی شود. و کفر عملی در جایی از اسلام خارج می شود که فرد از بعد عقیدتی نیز منکر خدا بوده باشد و این فرق زیادی دارد با فردی که عمل کفر آمیزی انجام دهد با این حال منکر خداوند نیست.

مقدسی همچنین معتقد است از کفر های عملی که فرد اگر بدون استحلال حکم خدا مرتکب آن شود کفر او اصغر محسوب شده و کفر اکبر محسوب نمی گردد شامل: زنا و سرقت و خوردن شراب و امثال اینها که معتقد به استحلال آن ها نباشد.[7] البته این دیدگاه، مورد تایید و اشتراک همه مذاهب اسلامی است.

دموکراسی:

او دموکراسی را بدعت می داند و از آیه ان الدین عند الله اسلام و آیه رضیت لکم الاسلام دینا نتیجه می گیرد که دموکراسی ناقض کلام خداست و مذهب فاسد است که بدعت محسوب می گردد. و معتقد است کسی که از دموکراسی تبعیت می کند و سراغ دموکراسی برود به تحقیق دینی غیر از اسلام را پسندیده است.[8] باطل بودن این کلام بسیار واضح است چرا که ممکن است کسی دموکراسی را بپسندد و مخالف قوانین و شرع خدا نباشد. او همچنین به تکفیر کسانی می پردازد که قوانینی را که موافق دموکراسی است وضع می کند با این که حکم خدا وجود دارد. [9]

او نمایندگان مجلس  که به تعبیر خودش مستقیما در کفر بواح(آشکار) شرکت دارند و به وضع قوانین اقدام می کنند را تکفیر می کند. [10] مطلب مهمی که باید درنقد این تفکر بدان پرداخت این است که اگر فردی منکر اسلام و قوانین اسلامی باشد او کافر است ولی اگر فردی یا مجلسی به دنبال وضع قوانین است و بیان می کند که اگر در اسلام قانونی وجود ندارد از قوانین دیگر کشور ها استفاده می کند گرچه کشور کافری باشد تا مانع خلاء های قانونی گردد این پذیرش قوانین کشور کافر به معنای پذیرش دین و آئین او نیست لذا موجب کفر نمی شود و مدعای او به این معنا نیست که اگر قانونی هم در اسلام وجود دارد انکار کند. مقدسی شرکت در انتخابات را عمل کفری می داند ولی معتقد است که همه محکوم به تکفیر نیستند. [11]

مقدسی راجع به اهل قبله جمله مشهوری که از علمای گذشته نقل شده و گفته شده است  «لانکفر احدا من اهل القبله بذنب» را قبول نداشته و معتقد است که این قول مشهور به طور مطلق مورد تایید ما نیست و با قید «غیر مکفر ما لم یستحله» صحیح  می گردد. یعنی اهل قبله مادامی که گناه غیر کفر آمیز انجام دهند و مستحل آن نیز نباشند تکفیر نمی شوند. به هر حال اصل در مسلمین اسلام است مادامی که ناقضی مرتکب نشده و مانعی هم از تکفیرشان نباشد. [12]

تناقض گویی:

او در جایی به تناقض گویی مبتلا می گردد و  می گوید عوام مسلمین از اهل قبله را محکوم به تکلیف مالایطاق نمی کنیم و شرط در اسلام ایشان را مشروط به شناخت نواقض الاسلام یا حفظ و یادگیری شروط لااله الاالله نمی کنیم بلکه حکم به اسلام همه می کنیم بعد در ادامه می گوید «ما لم یتلبسوا بناقض» یعنی مادامی که ناقضی انجام نداده باشد. [13] تناقض به این صورت است که اگر فردی نواقض اسلام برایش شرط نباشد که یاد بگیرد و معرفت پید اکند با این حال او معذور است و از طرفی دیگر معقد است اگر همان فرد مبتلا به ناقضی گردد کافر می شود

او ملاک در مانعیت جهل را استضعاف مردمی که تحت حکومت غیر اسلامی زندگی می کنند یا  سیطره جهل و شبهات به دلیل کمی علم و نبود علماء.[14]

مقدسی  در مورد کارمندان دولت و یا عمال دولت های به اصطلاح کافرمعتقد است کسانیکه در حکومت های کافر مشغول خدمتند را تکفیر نمی کند و معتقد است این اتهام منتسب به غلو کنندگان در تکفیر است. و کسانی را تکفیر می کنیم که در عمل او نوعی از انواع کفرو شرکی باشد مانند: مشارکت در تشریع احکام کفر آمیز یا مشارکت در حکم طاغوتی یا دوستی با مشرکین و کفار یا کمک به آنها بر علیه موحدین باشد. [15] وی در تکفیر افراد تاویل گرا پرهیز می کند و معتقد است که باید در تکفیر اهل تاویل پرهیز کرد. [16]

دارالاسلام  و دارالکفر:

 و اما دیدگاه او در خصوص دارالاسلام و دارالکفر، مخالف نظر علمای اهل سنت است. او معتقد است که دارالکفر جایی است که در آن  غلبه و برتری درآن برای کفارو شریعت آنان باشد. و دارالاسلام جایی است که برتری و غلبه پیدا کند احکام اسلام اگر چه اکثریت اهل آن جا کافر باشند و خاضع حکم خدا هستند. [17] این در حالی است که ملاک هایی را که علماء برای دارالاسلام بیان کرده اند شامل موارد ذیل است: اقامه نماز و انجام روزه،[18] پخش شدن اذان از ماذنه ها مطابق روایات و اقوال علماء،[19] ساکنین مسلمان آنجا. [20]

تکفیرحکام :

مشهور ترین نظریه او در میان سلفیه جهادی حکم به کفر حکام بلاد اسلامی است. او با خلط میان کفر بواح و معصیت به تکفیر حکام بلاد اسلامی پرداخته است و قوانین وضعی در کشورها را نمونه بارزی از کفر بواح تلقی کرده است. [21] و کفر بواح را دست آویز خود برای تکفیر حکام قرار داده است.

ادعای عدم تسرع در کفر دیگران:

با همه این اوصاف معتقد است که تعجیل در تکفیر مسلمان نادرست است و معتقد است خطا در ترک هزار کافر ساده تر از خطا  در ریختن خون یک مسلمان(تفکیر او) است. [22] هر چند این جمله مغتنمی از اوست ولی تکفیر مسلمانان توسط او این ادعا را غیر حقیقی می کند. با این حال او به کفر مطلق و معین معتقد است و شروط و موانع را  در تکفیرمعتبر می داند. [23]

موضع او در مورد سعودی:

مقدسی دولت سعودی را به فریب دادن مردم متهم می کند و معتقد است که حکام سعودی تنها برخی از قوانین اسلامی را برای ضعیفان اجرا می کند تا مردم خیال کنند که مخالف قوانین غربی و بشری است در حالی که این یک دروغ آشکار است.[24]

منابع:

1-  ابن رجب حنبلي، عبد الرحمن بن أحمد (م 795)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، مكتبة الغرباء الأثرية، المدينة النبوية، چاپ اوّل، 1417 هـ.ق.

2-  ابو محمد مقدسی، الكواشف الجلية فی كفر الدولة السعودية، بی نا، بی جا، بی تا.

3-  ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، بی نا، بی جا، بی تا.

4-  احمد بن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ) مسند الإمام أحمد بن حنبل، محقق: أحمد محمد شاكر، ناشر: دار الحديث – القاهرة، چاپ اول، 1416 هـ - 1995 م

5-  الباني، محمد ناصر الدين، سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، رياض، چاپ اوّل،1415 تا 1422.

6-  نووی، يحيى بن شرف (م 676)، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوّم، 1392 هـ.ق.

7-  نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقى، دار إحياء التراث العربى، بيروت، بى تا.

 

پی نوشت:

[1]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص4.

[2]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 5. همانند یدالله فوق ایدهم، عین الله و .... معتقد است که اینها بروجه حقیقت است نه مجاز. و معتقد است است که تعطیل و تکییف و تمثیل برای صفات خدا راهی ندارد. و باید به همان وصفی که در کتاب قران آمده است صفات خدا را باید وصف کرد. و آیه الرحمن علی العرش را مطابقه همه سلفی ها به نشستن خدا در عرش تفسیر می کند و تاویل استیلاء خدا بر عرش را انکار می کند. 

[3]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص25.

[4]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص25.

[5]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص25.

[6]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص25.

[7]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص25.

[8]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 26.

[9]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 26.

[10]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 26.

[11]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 27.

[12]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 27.

[13]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 28.

[14]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 28.

[15]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 28.

[16]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 28.

[17]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 30.

[18]. «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ»  حج، 41

[19]. عَنْ أَنَسٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُغِيرُ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ وَكَانَ يَسْتَمِعُ الْأَذَانَ فَإِنْ سَمِعَ أَذَانًا أَمْسَكَ وَإِلَّا أَغَارَ» . مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج1، ص288، ح382.  كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا بعث السرية يقول: " إذا رأيتم مسجدا أو سمعتم مناديا، فلا تقتلوا أحدا». ابن حنبل، أحمد، مسند أحمد، ج24، ص488.  نووي، يحيى بن شرف،المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، ج4، ص84. . كحكم ديار الإسلام، فيكف عن دمائهم وأموالهم، وإن لم يسمع أذاناً أغار عليهم بعد ما يصبح.

وفي هذا: دليل على أن إقامة الصلاة توجب الحكم بالإسلام،  ابن رجب حنبلي، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج5، ص232.

[20]. هذه الأحاديث إشارة قوية إلى أن العبرة في البلاد إنما هي بالسكان ، البانی، ناصر الدین، سلسلة الأحاديث الصحيحة، ج6، ص850.

[21]. ابو محمد مقدسی، الكواشف الجلية فی كفر الدولة السعودية، ص21 تا 25.

[22]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 28.

[23]. ابو محمد مقدسی، هذه عقیدتنا، ص 28.

[24]. ابو محمد مقدسی، الكواشف الجلية فی كفر الدولة السعودية، ص17.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ابراهیم سلیمان الربیش

ابن تیمیه حرّانی

ابن قیم جوزیه (751ق)

ابن کثیر (774ق)

ابو خالد السوری

ابو عمر البغدادی

ابو محمد جولانی

ابو محمد مقدسی

ابو مصعب سوری

ابوالحسن الأزدی

ابوانس الشامی

ابوبصیر طرطوسی

ابوبكر بغدادی (زندگینامه)

ابوبكر بغدادی (تفکرات)

ابوبکر الباعشیر

ابوبکر بغدادي

ابوبکر ناجی

ابوبکر ناجی کیست؟ (2)

ابوحمزه مهاجر

ابوسلیمان المصری

ابوعبدالله المهاجر

ابوعمر البغدادي

ابوعمر الشیشانی

ابوقتاده فلسطینی

ابومصعب زرقاوی

ابومصعب زرقاوی

ابومنذر الشنقیطی

ابویحیی اللیبی

احسان الهی ظهیر

احمد بن عمر الحازمی

احمد الاسیر لبنانی

اسامه بن‌ لادن

اعظم طارق

اکرم حجازی

ایمن الظواهری (تفکرات)

ایمن الظواهری (زندگینامه)

ایمن الظواهری 1

بربهاری

بن باز

ترکی بنعلی

جهیمان العتیبی

حق نواز جهنگوی

ربیع بن هادی محمد عمیر المدخلی

رِفاعی سرور

سعید بن محمد بن احمد یمانی

سلطان بن بجاد العتيبي

سلیمان بن ناصر عبدالله العلوان

سید امام (دکتر فضل)

سیف العدل محمد صلاح الدين زيدان

شكري مصطفی

شوكاني

صالح سریه

طارق عبدالحلیم

عبدالعزيز بن صالح الجربوع

عبدالعزیز بن باز

عبدالمالک ریگی

عطیه الله اللیبی

علی بن نایف الشَحُّود

فارس آل شویل الزهرانی

فواز محمد حسن قاضی اعدام های داعش

محمد امان جامی

محمد بن ابراهیم بن عبد اللطیف آل الشیخ

محمد بن صالح بن عثيمين

محمد بن عبدالله القحطانی

محمد زهران علوش

محمد سرور بن نایف

محمد عبدالسلام فرج

محمد ناصر الدین البانی

محمدبن عبدالوهاب

مقبل بن الهادی الوادعی

ملا کریکار

ناصر الوحیشی

ناصر بن حمد الفهد