اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > آیت الله جعفر سبحانی

آیت الله جعفر سبحانی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۲۹ تعداد بازدید: 401

آیت الله سبحانی سال1347 ق (20 فروردین 1308 ش) در شهر تبریز در خانواده علم و تقوا متولد شد. وی بعد از گذراندن مقدمات دروس حوزه علمیه سال 1325 وارد شهر مقدس قم شده و تحصیلات را تکمیل کردند تا اینکه در درس خارج فقه و اصول آیت الله العظمی بروجردی و آیت الله سید محمد حجت کوه کمری و امام خمینی شرکت کرده و تلمذ کردند. مدتی نیز از علامه طباطبائی درس فلسفه را آموخت.



آیت الله سبحانی سال1347 ق (20 فروردین 1308 ش) در شهر تبریز در خانواده علم و تقوا متولد شد. وی بعد از گذراندن مقدمات دروس حوزه علمیه سال 1325 وارد شهر مقدس قم شده و تحصیلات را تکمیل کردند تا اینکه در درس خارج فقه و اصول آیت الله العظمی بروجردی و آیت الله سید محمد حجت کوه کمری و امام خمینی شرکت کرده و تلمذ کردند. مدتی نیز از علامه طباطبائی درس فلسفه را آموخت. وی بعد از تکمیل دروس، سالهای متمادی است که مسغول تدریس و تربیت شاگردان مبرز می باشند.

یکی از افتخارات استاد معظم در مبارزات حق طلبانه علیه رژیم فاسد شاه نیز شرکت داشتند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تنظیم قانون اساسی نقش مهمی را ایفا کردند. ایشان علاوه بر مبارزات سیاسی از پاسخ گوئی به سوالات دینی جوانان غافل نشد و همزامان با تاسیس مجله مکتب اسلام در سالهای1337 و 1338 ش به این امر مهم اهتمام داشتند. وی در راستای این فعالیت فرهنگی نگارش تفسیر موضوعی قرآن را به عهده گرفتند. یکی از عناوین مهمی که در تفسیر موضوعی به آن پرداخته شده است موضوع عقائد اسلامی است که در این زمینه «مفاهیم القرآن» را در 7 جلد تألیف شد.

یکی از اقدامات مهم استاد سبحانی تأسیس مؤسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق علیه السلام است که در دفاع از دین اسلام و مکتب تشیع بنیان نهاده شده است. استاد در این موسسه علاوه بر تبین عقائد اسلامی و دفاع از مبانی شیعه، تفکرات انحرافی جریان وهابیت را نیز مورد نقد و بررسی قرار داده است لذا کتابهای در رد تفکرات افراطی و تکفیری وهابیت از جمله الوهابیة فی المیزان، آیین وهابیت، التوحید و الشرک فی القرآن الکریم، الشفاعة و مفهومها والتوسل تالیف کرده است.

آیت الله سبحانی با تلاش بی وقفه خود آثار علمی فراوانی که از خود برجای گذاشته است که برخی از آنها عبارتند از[1]:

  1. تفسیر ترتیبی و موضوعی قرآن
  2. مفاهیم القرآن در 7 جلد که درباره مسائل شرک و توحید، حکومت اسلامی، رسالت جهانی،  شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، عصمت پیامبران و امامان، عدالت صحابه و اطاعت سلطان جائر در قرآن، اسماء و صفات الهی و ...
  3. التوحید و الشرک فی القرآن الکریم.
  4. الهیات و معارف اسلامی
  5. مفهوم العبادة فی الکتاب و السنة....
  6. تاریخ عقاید اهل الحدیث، حنابله و سلفیه.

آیت الله سبحانی تک تک شبهات وهابیت را پاسخ داده است. یکی از ادعای های جریان انحرافی وهابیت این است که مشرکان عصر رسالت، تنها شرک عبادی داشتند و در ربوبیت خداوند مشرک نبودند در حالی که ریشه شرک در عبادت، شرک در ربوبیت خداوند متعال است. استاد سبحانی در پاسخ به این ادعای می گوید: اگر مشرکان اعتقاد به ربوبیت خداوند نداشتند هرگز در مقابل آنها كرنش نمى كردند و خضوع و خشوع آنها هم در مقابل بتها عبادت آنها تلقى نمى شد. بنابراین همانطور که قرآن می گوید آنان از بتها طلب نزول باران، عزت در زندگى، نصرت در جنگ، و امثال اينها را می کردند. بنابراين شرك در عبادت، ريشه در شرك در ربوبيت آنها داشت يعنى در مرحله قبل، مشرك بودند در نتيجه تعظيم و تكريم آنها عنوان شرك در عبادت به خود گرفت.

وهابى هاى بر مدعاى خود با آيه«وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللّهِ زُلْفَى[2]» استناد می کنند و مى گويند: هرگز در اين آيه از ربوبيت آنها سخنى در ميان نيست بنابراين فقط يك انگيزه براى عبادت داشتند و به خاطر آن انگيزه (شفاعت و تقرب به درگاه خدا) آنها را مى پرستيدند و هرگز به ربوبيت آنها اعتقاد نداشتند .

این برداشت از قرآن صحیح نیست زیرا اولا: فقط يك آيه را در نظر مى گيرند و به آيات ديگر، توجه نمى كنند در حالى كه آنان بتهاى خود را «آلهه» مى خواندند هنگامى كه پيامبر اكرم مشركان مكه را به اله واحد دعوت كرد ابوجهل گفت: «أَجَعَلَ الاْلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَىْءٌ عُجَاب[3]» بنابراين بتها را خدايان مى دانستند.

ثانياً: ذيل آيه مشرکان را در اظهار عقيده، به دروغگوئی و کفران نعمت توصیف کرده است. «إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ[4]».

دلیل دیگر بر بطلان ادعای موحد بودن مشرکان به توحید ربوبی، صریح آیه قرآن است که مشرکان در روز قيامت پرده از عقيده خود برمى دارند و مى گويند: «إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ[5]».بنابراین شرك در عبادت مشركان پيوسته مسبوق به شرك در ربوبيت بوده است.

شیخ جعفر سبحانی با تعریف عبادت به خضوع و تذلل در برابر خدا يا مخلوق او به شرط اينكه توأم با اعتقاد به ربوبيت معبود باشد؛ می گوید: ما دو نوع درخواست از مخلوقات داریم که عبارتند از:

  1. درخواست مسلمانان در برابر ضريح رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)
  2. درخواست بت پرستان در برابر بتها

مسلماً اين دو نوع درخواست به ظاهر يكى است اما در باطن از زمين تا آسمان فرق دارند. درخواست مؤمنان از پيامبر به اين عنوان است كه او بنده مخلَص خدا و مقرّب درگاه اوست نه اله است و نه ربّ و نه سرنوشت جهان و انسان در دست اوست ولى درخواست بت پرستان به اين عنوان است كه آنها آلهه و ارباب نظام آفرينش هستند.

وی بعد از ذکر این دو نکته می نویسد: در داورى بايد به سرچشمه عمل نگريست نه به ظاهر آن. اگر ميزان ظاهر باشد اعمال زائران خانه خدا با اعمال بت پرستان تفاوتى ندارد طواف بر كعبه نوعى تقديس و تعظيم سنگ و گل است، بوسيدن حجرالاسود، خضوع در برابر موجودى است كه به ظاهر آگاه از عمل ما نيست و همچنين است سعى بين دو كوه. اما اگر از باطن اين اعمال و از اهداف و سر چشمه آنها آگاه شويم مسلماً اعمال آنها را كاملا الهى و معقول خواهيم يافت. مثلا بوسيدن حجرالاسود نوعى پيمان با ابراهيم خليل الرحمن است تو گويى دست به دست او مى دهيم كه در امر توحيد پا فشارى كنيم، قربانى كردن گوسفند در مناى ابراهيم تجديد خاطره فداكارى حضرت ابراهيم است.

از آيات استفاده مى شود كه تكريم پيامبر يكى از اصول اسلام است و لذا خداوند مؤمنان واقعى را به سه وصف توصيف مى كند و مى فرمايد: 1. والذين آمنوا به؛ 2. و عزروه؛ 3. و نصروه؛ در كتابهاى لغت «عزّره» به معنای عظّموه آمده است. يعنى وظيفه اين است كه بايد به پيامبر اسلام ايمان آورد و او را تعظيم نمود و كمك كرد، بنابراين بوسيدن ضريح پيامبر يا درهاى حرم نوعى تكريم پيامبر است تو گويى كه طرف چون دستش به پيامبر نمى رسد تا آن را ببوسد ناچار مى شود آثار وابسته به او را ببوسد. در حقيقت اين اعمال تجسم بخشيدن به جمله «و عزّروه» است.

با توجه به این مقدمات جاى بسيار تأسف است كه گروه های تکفیری و وهابی در سرزمين وحى، كليه آياتى را كه درباره مشركان وارد شده است بر عمل مسلمانان تطبيق مى كنند. حتى هنگامى كه در مسجد كسى مى گويد يا رسول الله اشفع لنا عندالله فوراً اين آيه را مى خوانند (وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً[6]). آنان اين آيه را كه درباره مشركان وارد شده است بر عمل مسلمانان تطبيق مى كنند اما چنین دیدگاهی باطل است زیرا

اولا: دعوت در اين آيه به معناى عبادت است تو گويى مى گويد: فلا تعبدوا مع اللّه احداً. به نشانى اينكه در آيه ديگر دعوت به معنى عبادت به كار رفته است آنجا كه مى فرمايد: «وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ[7]»

در آغاز آيه مى فرمايد (ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ) كلمه دعوت به كار مى برد ولى در ذيل آيه مى فرمايد (يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي) از ملاحظه ذيل مى توان گفت كه دعوت در «ادعونى» به بعضى عبادت است و در آيه مورد بحث، نيز كه مى فرمايد: (فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً) به معنى «فَلاَ تَْعبُدُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً» است. و مسلماً درخواست شفاعت از بندگان مخلص خدا عبادت و پرستش نيست. زيرا ملاك عبادت و معيار آن كه قبلاً يادآور شديم درخواست كننده وجود ندارد.

ثانياً: به جمله «مع اللّه احداً» توجه شود، اين فقره حاكى است كه مشركان بت ها را هم مقام خدا مى دانستند چنانكه در برخى از آيات از لسان آنها «انداد» توصيف شده اند، چنانكه در روز رستاخيز مشركان عقيده خود را درباره بتها چنين بيان مى كنند. «تَاللّهِ إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلاَل مُبِين * إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ[8]»

در روز قيامت وقتى مشركان مى فهمند كه بت ها هيچ كاره بودند مى گويند: ما شما بت ها را با رب العالمين برابر مى دانستيم. وقتى دو نخ را بكشند تا با هم برابر كنند عرب مى گويد: «سوّى هذا بهذا» يعنى آن دو نخ را با هم يكسان كرد. مشركان بت ها را در مقام تدبير و ربوبيت و كارگردانى، با خدا يكسان مى دانستند. لذا در آيه مى فرمايد: (إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ).

پی نوشت ها:


[2]. آنان كه غير خدا سرپرست هايى اتخاذ كرده اند مى گويند: ما آنها را به خاطر يك چيز مى پرستيم و آن اينكه از طريق پرستش آنها، به خدا نزديك شويم سوره ،آیه 3.

[3]. آيا او ما را با اين همه خدايان به، خداى واحد دعوت مى كند؟! اين براستى چيز عجيبى است. سوره ص ، آیه 5.

[4]. خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران كننده است هرگز هدايت نمى كند. سوره زمر، آیه 3.

[5]. ما شما بت ها با پروردگار جهانيان يكسان قرار مى داديم. سوره شعراء، آیه 98.

[6]. سوره جن آیه 23.

[7]. «پروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم! كسانى كه از عبادت من تكبّر مىورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى شوند!» سوره غافر آیه 60

[8]. به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكارى بوديم * چون شما را بر پروردگار عالميان برابر مى شمرديم. شعراء آیه 97و 98.

 

منبع برگرفته از آثار نقد وهابیت آیت الله سبحانی 

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

شیخ محمود محمد شلتوت

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

علامه سید محسن امین

آیت الله نجم الدین طبسی

آیت الله سید کمال حیدری

صائب عبد الحميد

آیت الله جعفر سبحانی

محمد عابد سندی انصاری

محمد المسعری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

محمد انور شاه کشمیری

خلیل احمد سهارنپوری

محمد بن علوی المالکی

سمهودی

محمود سعید ممدوح

عمر عبدالله کامل

علی بن عبدالکافی سبکی

رمضان البوطی

حسن سقاف

احمد زینی دحلان

سلیمان بن عبد الوهاب

محمد عبده یمانی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

سید احمد زینی دحلان

شيخ محمد زكي إبراهيم

محمد زاهد الکوثری

حسن فرحان مالکی

عبدالله تلیدی

محمد راتب نابلسی

محمد طاهر کردی

محمد سقاف

عیسی بن مانع حمیری

عبدالله هرری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

عبدالعزيز عرفة السليمانی

حبيب علي جفری

سعید عبداللطیف فودة