اطلس > مفاهیم و مبانی > انقطاع عمل بعد از موت

انقطاع عمل بعد از موت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۲۳ تعداد بازدید: 155

مرگ در نگاه وهابیت به عنوان پایان عمل ذکر شده است. لذا درخواست هر گونه عمل، اعم از دعاکردن یا اجابت حوائج از میت منتفی دانسته شده، حتی اگر میت، برترین مخلوقات عالم، پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) باشد.



مرگ در نگاه وهابیت به عنوان پایان عمل ذکر شده است. لذا درخواست هر گونه عمل، اعم از دعاکردن یا اجابت حوائج از میت منتفی دانسته شده، حتی اگر میت، برترین مخلوقات عالم، پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) باشد.

بعد از اینکه ثابت شد اولیای الهی در برزخ حیات دارند و قادر به سماع هستند و سماع از بعید نیز دارند، نوبت به این بحث می رسد که آیا قدرت بر انجام دادن آنچه از ایشان درخواست شده نیز دارند یا خیر. بنابراین، فرض حیات و سماع به نحو مطلق باید قبل از بحث انجام شده باشد و در این جا به نحو اصل موضوعی در نظر گرفته شده و به اثبات آن پرداخته نمی شود.

آنان برای مستندکردن مدعای خود ادله ای آورده اند که از جمله پرتکرارترین آنها، روایت نبوی مبنی بر انقطاع عمل بعد از موت است.

روایت مذکور در مکتوبات بزرگان وهابیت، از مؤسس آن، ابن عبدالوهاب گرفته تا معاصران، دیده می شود. ابن عبدالوهاب در مکتوبات خود برای اثبات «شرک بودن طلب از اموات» می گوید: «طلب الحوائج من الموتی، والاستغاثة بهم والتوجه إلیهم. وهذا أصل شرک العالم، لأن المیت قد انقطع عمله، وهو لا یملک لنفسه نفعاً ولا ضراً، فضلاً لمن استغاث به»؛ «در خواست از اموات، استغاثه و توجه به ایشان اصل شرک در عالم است. زیرا عمل میت قطع شده است و او مالک بر نفس خویش برای جلب نفع یا دفع ضرری نیست، چه رسد به اینکه برای مستغیث نفعی داشته باشد».[1]

ابن عثیمین نیز بارها از این روایت برای نفی قدرت اموات بر اجابت استفاده کرده است: «لکن علی فرض أنهم یسمعون فإنهم لا ینفعون غیرهم، بمعنی أنهم لا یدعون الله له، ولا یستغفرون الله له، ولا یمکنهم الشفاعة لهم ... لأن الانسان إذا مات انقطع عمله، حتی النبی علیه الصلاة والسلام عندما مات انقطع عمله؛بر فرض که ایشان قادر بر سماع باشند باز هم نمی توانند به دیگران نفعی برسانند به این معنا که ایشان قادر نیستند خدا را بخوانند یا طلب مغفرت یا شفاعت کنند ... زیرا وقتی انسان از دنیا برود، عملش قطع خواهد شد، حتی پیامبر (صلّی الله علیه و آله) زمانی که از دنیا برود عملش قطع خواهد شود. [2]

ابن باز نیز در مکتوبات خود بارها از این روایت بهره برده است: «والنبی (صلّی الله علیه و آله) وغیره من الأموات لا یملکون التصرف بعد الموت، بشفاعة ولا بدعاء ولا بغیر ذلک، المیت إذا مات انقطع عمله إلا من ثلاث: صدقة جاریة، أو علم ینتفع به، أو ولد صالح یدعو له».[3]

نحوه استدلال به روایت

چنان که از متن روایت نیز مشهود است، هر گونه عملی از میت منتفی شده است. بنابراین، کسی که از میت طلب شفاعت دارد در واقع از او می خواهد در حقش دعا کند و دعا عمل است و عمل از میت به واسطه موت، قطع شده است.[4] همین طور کسانی که به میت استغاثه می کنند و از او طلب حاجت دارند، در واقع، از او درخواست عمل می کنند که بعد از موت منتفی خواهد بود: «إذا قال: یا سیدی فلان ... انصرنی أو اشف مریضی، هذا لا یجوز؛ لأن المیت انقطع عمله بعد موته إلا من ثلاث: صدقة جاریة أو علم ینتفع به أو ولد صالح یدعو له».[5]

بررسی دلالی حدیث

در مقام بررسی استدلالی، که وهابیت درباره روایت دارند، دو بیان نقضی و حلی را مطرح می کنیم:

بیان نقضی: ادله دال بر صدور عمل از اولیای الهی بعد از موت

بزرگان وهابی، به استناد روایت مذکور، معتقدند میت بعد از موت قادر به عمل نخواهد بود. این اعتقاد در حالی است که روایات صحیح، دلالت بر صدور عمل از اولیای الهی بعد از موتشان دارد که به برخی اشاره می شود:

الف. روایات «صلاة انبیا در قبور»

از مواردی که ناقض قانون «انقطاع عمل بعد از موت» محسوب می شود روایاتی است که دلالت بر صلاة انبیا در قبور می کند. مسلم در صحیح[6] و نسایی در سنن[7] آورده اند: «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِک، أَنَّ رَسُولَ اللهِ (صلّی الله علیه و آله) قَالَ: أَتَیتُ - وَفِی رِوَایةِ هَدَّابٍ: مَرَرْتُ - عَلَی مُوسَی لَیلَةَ أُسْرِی بِی عِنْدَ الْکثِیبِ الْأَحْمَرِ، وَهُوَ قَائِمٌ یصَلِّی فِی قَبْرِهِ».[8]

روایت بی نیاز از توضیح و تبیین نقض است؛ چراکه ظاهر بلکه نص روایت دلالت بر صلاة در قبر می کند و صلاة در قبر یعنی عمل بعد از موت. اما متأسفانه وهابیان در مواجهه با روایاتی که موافق با مذاقشان نیست از مبنای مسلم خود، یعنی ظاهرگرایی و تأویل نکردن، دست کشیده اند و روایت را به تأویل برده اند. ابن عثیمین از این واقعه که در معراج پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) مشاهده شد تعبیر به «رؤیا» کرده،[9] آن را با خواب هایی که در آن میتی مشغول به نماز دیده می شود قیاس می کند و می گوید همان طوری که نماز آن میت دلالت بر عمل او ندارد نمازخواندن حضرت موسی در قبر نیز همین گونه است.[10] در حالی که ابن تیمیه، تصریح کرده است که معراج در بیداری اتفاق افتاده است: «إن الذی علیه جماهیر السلف والخلف أنه کان یقظة».[11] در واقع، این نوع تأویل گرایی را شاید مدعیان تأویل نیز قبول نداشته باشند، چه رسد به مدعیان اخذ به ظاهر.

هرچند ابن عثیمین برای اثبات موضوع انقطاع عمل بعد از موت دست به توجیه روایت زده اما باید گفت او حتی با توجیه و تأویل موفق به نفی دلالت روایت بر عمل بعد از موت نشده؛ چراکه روایت زمانی از دلالت بر عمل بعد از موت ساقط می شود که فقط گفته شود حضرت موسی و انبیا در قبور نماز نمی خوانند. اما اینکه بگوییم نماز می خوانند اما کیفیت آن برای ما مشخص نیست، دلالت بر نفی عمل بعد از موت نمی کند. زیرا همین که اصل نمازخواندن (ولو بلا کیف) ثابت شود اصل عمل بعد از موت ثابت می شود، هرچند نحوه عمل مشخص نباشد. زیرا کسی که می گوید نبی (صلّی الله علیه و آله) بعد از موت هم می تواند شفاعت کند مدعی نیست که کیفیت شفاعت نبی (صلّی الله علیه و آله) را نیز می داند، و مدعی نیست که نبی (صلّی الله علیه و آله) از قبر بیرون می آید و کفن از تن خارج کرده و تطهیر می کند و وارد مسجد می شود و دست به دعا به سمت آسمان بلند می کند و در حق شخص دعا می کند، بلکه صرفاً قائل به قدرت نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) بر شفاعت است نه بیشتر.

اما متأسفانه در ذهن ابن عثیمین و وهابیت این است که وقتی گفته می شود عمل بعد از موت هم ممکن است یعنی میت در همان قبر شروع به رکوع و سجده و دعا می کند. شاهد بر این ادعا کیفیت توضیح ابن عثیمین درباره صلاة در قبر است. او عمل بعد از موت را به گونه ای ترسیم می کند که انگار نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) در همان فضای قبر و زیر خاک مجدداً حیات دنیوی پیدا می کند و رکوع و سجود و دعا دارد.[12]

ب. روایات «رد سلام»

از جمله اعمالی که بعد از موت از اولیای الهی صادر می شود برگرداندن سلام است. رد سلام عملی است که در روایات بر آن تأکید شده و از حقوق مسلمان بر مسلمان شمرده شده است. بخاری، مسلم در کتب خود به این مطلب تصریح کرده اند: «أَنَّ أَبَا هُرَیرَةَ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله) یقُولُ: حَقُّ المُسْلِمِ عَلَی المُسْلِمِ خَمْسٌ: رَدُّ السَّلاَمِ».[13]

علی القاعده، بنا بر روایت انقطاع عمل، این عمل واجب نیز باید مانند سایر اعمال از میت برداشته شده باشد، اما روایات صحیح دال بر این است که حضرت رسول بعد از موت نیز این عمل را انجام می دهند. ابوداوود در سنن، که به تصحیح البانی نیز رسیده، و احمد در مسند آورده اند: «مَا مِنْ أَحَدٍ یسَلِّمُ عَلَی، إِلَّا رَدَّ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَی رُوحِی حَتَّی أَرُدَّ عَلَیهِ السَّلَامَ».[14] حال جای این پرسش است که اگر اولیای خدا بعد از موت منقطع از عمل اند چگونه قادر بر رد سلام، آن هم بر اهل دنیا (نه اهل برزخ)، هستند؟

البته موضوع «رد سلام» علاوه بر اینکه نقض بر ادعای انقطاع عمل بعد از موت است، ارتباط مستقیم با موضوع شفاعت نیز دارد. زیرا طلب شفاعت از اولیای الهی، همان طلب دعای ایشان نزد پروردگار است[15] چنان که وهابیت نیز معترف است به اینکه «سلام یعنی دعا به سلامتی از هر افت. زمانی که به شخصی بگویی السلام علیک، این یعنی او را دعا کرده که خداوند از هر آفت حفظش کند و او را از مریضی و جنون و شر ناس سالم نگه دارد، چنان که از معاصی و امراض قلوب مصون باشد و از آتش در امان بماند. سلام لفظ عامی است به معنای دعا برای مسلمان به سلامت و دفع هر گونه افت».[16] وقتی سلام نوعی از دعا باشد و «دعا نیز نوعی از شفاعت»،[17] بنابراین، سلام نوعی شفاعت است و شفاعت بعد از موت از اعمالی است که وهابیان منکر آن شده اند.

 

بنابراین، باید معتقد باشیم رسول خدا بعد از موتشان نیز قادر به عمل خواهند بود. وهابیت تمام این معتقدات را پذیرفته اند، اما نتیجه را مردود می دانند و معتقدند بعد از موت، دعا (که در واقع همان شفاعت است) برای رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) ممکن نیست؛ چراکه عمل بعد از موت منقطع خواهد بود.[18]

ج. روایات «رد صلاة»

علاوه بر رد سلام، که از تکالیف واجب در دنیا محسوب می شود، پیامبر عزیز اسلام (صلّی الله علیه و آله) برگرداندن صلاة و درود افراد را نیز وعده فرموده اند؛ صلاة و درود پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نه بر اهل برزخ بلکه بر اهل دنیا به کسی که بگوید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ، وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کمَا صَلَّیتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ بَارِک عَلَی مُحَمَّدٍ، وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کمَا بَارَکتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ».[19] طبرانی در معجم به سند صحیح[20]آورده است: «وَقَالَ النَّبِی (صلّی الله علیه و آله): مَنْ صَلَّی عَلَی بَلَغَتْنِی صَلَاتُهُ، وَصَلَّیتُ عَلَیهِ، وَکتِبَتْ لَهُ سِوَی ذَلِک عَشْرُ حَسَنَاتٍ».[21] حضرت می فرمایند من نیز بر شخص درودفرستنده درود می فرستم.

حال اینکه «درود فرستادن بعد از موت چگونه با مبنای انقطاع عمل بعد از موت قابل جمع است؟» پرسشی است که وهابیت باید پاسخ آن را بدهند.

د. روایت «عرض اعمال بر نبی (صلّی الله علیه و آله) و استغفار برای مذنبین»

از جمله موارد دیگر، که نقض بر مبنای «انقطاع عمل بعد از موت» محسوب می شود روایت عرض اعمال بر نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) بعد از موت ایشان است:َقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله): حَیاتِی خَیرٌ لَکمْ تُحَدِّثُونَ وَنُحَدِّثُ لَکمْ، وَوَفَاتِی خَیرٌ لَکمْ تُعْرَضُ عَلَی أَعْمَالُکمْ، فَمَا رَأَیتُ مِنَ خَیرٍ حَمِدْتُ اللَّهَ عَلَیهِ، وَمَا رَأَیتُ مِنَ شَرٍّ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَکمْ؛[22]

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: حیات من برای شما خیر است؛ با من صحبت می کنید و من نیز با شما صحبت می کنم و وفات من نیز برای شما خیر است؛ اعمال شما بر من عرضه می شود، در قبال اعمال خوب شما، خدا را شکر می کنم و در قبال اعمال بدتان از خدا برایتان طلب آمرزش می کنم.

محمد الغماری ادله صحت حدیث را در کتاب مستقلی با عنوان نهایة الامال فی صحة و شرح حدیث عرض الاعمال جمع آوری، و صحت حدیث را ثابت کرده است. [23]

اما دلالت حدیث بر موضوع بحث، بسیار روشن تر از دو دسته روایات قبل (رد سلام و رد صلاة) است؛ چراکه حضرت (صلّی الله علیه و آله) در این روایت تصریح دارد به اینکه بعد از موت برای گناهکاران امت خود استغفار می کند: «وَمَا رَأَیتُ مِنَ شَرٍّ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَکمْ»؛ و استغفار یعنی طلب بخشایش که نوعی دعا است و وجه دعابودن آن روشن تر از موضوع سلام و صلاة است و به همین صورت وجه عمل بودن آن نیز روشن تر خواهد بود.

موت موجب انقطاع اجر عمل است نه خود عمل

در واقع، آنچه به واسطه موت از انسان منقطع می شود اجر و ثوابی است که به واسطه انجام اعمال کسب می شد نه اینکه اصل عمل منقطع شود، بلکه عمل لازمه حیات است و وقتی حیات بعد از موت ثابت شد عمل نیز بالتبع وجود خواهد داشت، اما دیگر برای این اعمال، ثواب و عقابی نوشته نخواهد شد. مثلاً گوش سپردن به قرآن کریم در حیات مقتضی اجر و ثواب است «اما احدی از ائمه مذاهب نگفته اند میت بر سماع قرآن کریم اجر می برد در حالی که میت بدون شک به استناد نصوص و اتفاق اهل سنت قرآن کریم را استماع می کند، لکن این ادراک مستلزم اجر و ثواب نیست».[24] بنابراین، آنچه به واسطه موت قطع شده اجر و ثواب عمل است نه اصل عمل. لذا می گوییم پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) رد سلام می کنند اما برای این عمل اجری نخواهند داشت؛ رد صلاة می کنند اما برای این عمل اجری نخواهد داشت؛ برای گنهکاران امت استغفار می کنند اما برای این عمل اجری نخواهند داشت.

شاهد بر اینها مواردی است که به عنوان استثنا در ادامه روایت ذکر شده است. وجه مشترک سه مورد مستثنا (صدقه جاریه، علم مورد انتفاع و ولد صالحی که برای میت دعا کند) همگی در وصول ثواب آنها به میت است. بنابراین، به مناسبت حکم و موضوع، آنچه مقطوع شده ثواب عمل است: «بنابراین، مقصود این است که بعضی از اعمال، آثارش تا بعد از موت نیز باقی است و اجرش منقطع نخواهد بود».[25]

پی نوشت ها:

[1]. آل عبداللطیف، عبدالعزیز، دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبدالوهاب، ج، ص213..

[2]. ابن عثیمین، محمد، لقاء الباب المفتوح، الموقع الرسمی لفضیلة الشیخ ابن عثیمین.

http://binothaimeen.net/site/index(3723)

[3]. بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، فتاوی نور علی الدرب، ج2، ص106.

[4]. ابن عثیمین محمد بن صالح، مجموع فتاوی ورسائل، ج2، ص349.

[5]. بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، فتاوی نور علی الدرب، ج2، ص247.

[6]. نیشابوری، مسلم بن حجّاج، المسند الصحیح، ج2، ص1845.

[7]. در سنن بابی با عنوان «ذکر صلاة نبی الله موسی علیه السلام ...» آورده که در ذیل آن هفت روایت آمده که همگی به مضمون است و البانی در هر هفت تا حکم به صحت کرده است؛ نسائی، احمد بن شعیب، سنن، ج3، ص215.

[8]. البته در روایات اهل بیت این موضوع وارد نشده است.

[9]. در حالی که هیئت کبار العلماء، که ابن عثیمین نیز از اعضای آن بود، معراج پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را در حالت بیداری دانسته است: «الإسراء والمعراج حصل کل منهما ورسول الله (صلّی الله علیه و سلم) یقظان، کما جاءت بذلک الأدلة الشرعیة»؛ الدویش، أحمد بن عبد الرزاق، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء (هیئت کبار العلماء)، ج3، ص372.

[10]. ابن عثیمین، محمد، دروس وفتاوی الحرم المدنی لعام 1416 ه.ق.، مکتبة الشیخ محمد بن صالح العثیمین، http://www.madrasato-mohammed.com

[11]. ابن تیمیه، احمد، المسائل والأجوبة، ص121.

[12]. همان.

[13]. بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج2، ص71؛ نیشابوری، مسلم بن حجّاج، صحیح مسلم، ج4، ص1704؛ ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبی داود، ج4، ص307.

[14]. ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبی داود، ج2، 218؛ ابن حنبل شیبانی، احمد بن محمّد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج16، ص477 (تصحیحات روایت در مطالب قبل بیان شد).

[15]. «والاستشفاع به وبغیره هو طلب الدعاء منه»؛ شفاعت به او (پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و غیر ایشان) همان طلب دعا از ایشان است؛ ابن تیمیه، احمد،مجموعة الرسائل والمسائل، ج1، ص11؛ معاصران وهابیت نیز به این موضوع تصریح کرده اند: «اشفع لی إلی ربی فی کذا وکذا، بمعنی: ادع الله لی ...»؛ بن باز، عبد العزیز، التحقیق والإیضاح لکثیر من مسائل الحج والعمرة والزیارة، ص95.

[16]. «السلام بمعنی الدعاء بالسلامة من کل آفة، فإذا قلت لشخص: السلام علیک فهذا یعنی أنک تدعو له بأن الله یسلمه من کل آفة: یسلمه من المرض من الجنون، یسلمه من شر الناس، یسلمه من المعاصی وأمراض القلوب، یسلمه من النار فهو لفظ عام معناه الدعاء للمسلم علیه بالسلامة من کل آفة»؛ ابن عثیمین، محمد، شرح ریاض الصالحین، ج4، ص380.

[17]. «فإن الدعاء نوع من الشفاعة کما ثبت ذلک فی الحدیث الصحیح عن النبی (صلّی الله علیه و آله)»؛ ابن عثیمین، محمد، مجموع فتاوی ورسائل، ج2، ص348.

[18]. «وبعد موت النبی (صلّی الله علیه و سلم) فإن مثل هذه الحال لا یمکن أن تکون لتعذر دعاء النبی (صلّی الله علیه و سلم) لأحد بعد الموت، ... والدعاء بلا شک من الأعمال التی تنقطع بالموت»؛ همان، ج2، ص349.

[19]. «قِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ، أَمَّا السَّلاَمُ عَلَیک فَقَدْ عَرَفْنَاهُ، فَکیفَ الصَّلاَةُ عَلَیک؟ قَالَ: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ، وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ»؛ بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج6، 120، ح4797.

[20]. «وأخرج الطبرانی فی الأوسط بإسناد لا بأس به من حدیث أنس ـ رضی الله عنه ـ ، قال: قال رسول الله (صلّی الله علیه و سلم): من صلی علی بلغتنی صلاته»؛ أبو الحسن مبارکفوری، عبید الله بن محمد، مرعاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج3، ص262.

[21]. طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الأوسط، ج2، ص178، ح1642.

[22]. أبو بکر البزار، أحمد بن عمرو، البحر الزخار (مسند البزار)، ج5، ص308.

[23]. غماری، عبد الله بن محمد بن الصدیق، نهایة الامال فی صحة و شرح حدیث عرض الاعمال، ص6.

[24]. «ولم یقل أحدٌ من أئمة الدین أن المیت یؤجَر علی استماعِه للقرآن ... والاستماع الذی یؤجَر علیه من الأعمال، والمیت یسمع بلا ریب، کما ثبتَ ذلک بالنصوصِ واتفاقِ أهل السنة ... لکن الإدراک لا یستلزم أن یکون مما یؤجَر علیه ویثَابُ علیه»؛ ابن تیمیه، احمد، جامع المسائل، ج3، ص131.

[25]. «وإنما المقصود أن بعض الأعمال تستمر آثارها حتی بعد الموت فلا ینقطع أجرها بتکرر ذلک. ولذا قال: "إلا من ثلاث"؛ علوی مالکی، محمد بن السید،تحقیق الآمال فیما ینفع المیت من الأعمال، ج1، ص13.

 

برگرفته از مقاله: «بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت» نویسنده: حسین قاضی زاده، دکتر مهدی فرمانیان، مجله سلفی پژوهی شماره 2.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه