سمهودی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۲۰ تعداد بازدید: 252

علي بن عبد الله بن أحمد الحسني الشافعي، نور الدين أبو الحسن السمهودي (844-911هـ=1440– 1506م) وی به عنوان مورخ و مفتی مدینه شناخته می شود که در شهر سمهودی متولد و در قاهره بزرگ شد و از سال 873 هـ مدینه را وطن خود قرار داد و در همان جا از دنیا رفت. وی آثار فراوانی را بر جای گذاشته است.



علي بن عبد الله بن أحمد الحسني الشافعي، نور الدين أبو الحسن السمهودي (844 -911هـ =1440 – 1506م) وی به عنوان مورخ و مفتی مدینه شناخته می شود که در شهر سمهودی متولد و در قاهره بزرگ شد و از سال 873 هـ مدینه را وطن خود قرار داد و در همان جا از دنیا رفت. وی آثار فراوانی را بر جای گذاشته است که برخی از آنها عبارتند از[1]:

  1. «وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى»؛
  2. «العقد الفريد في أحكام التقليد»؛
  3. «جواهر العقدين» في فضل العلم والنسب؛
  4. «الفتاوى» مجموع فتاواه؛
  5. «الغماز على اللماز» رسالة في الحديث؛
  6. «الأنوار السنية في أجوبة الأسئلة اليمنية»؛
  7. «المقالات المسفرة عن دلائل المغفرة»

سمهودی در قاهره از محضر اساتیدی همچون الشرف يحيى المناوي، النجم ابن قاضي عجلون، الشمس محمد بن أحمد البامي و السخاوي در علوم مختلف بهره بردو اجازه فتوی و تدریس را از این عالمان گرفت[2]. وی علاوه بهره گیری از اساتید، خرقه تصوف را نیز پوشید. سخاوی درباره وی می گوید: سمهودی فردی صالح بود و سال 873 هجری به مدینه منوره رفت و برای اهل آن زیور و عالمی ذی فنون بود که بسیاری از طالبین علم از بهره مند شدند[3].

کتاب «وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى» درباره تاریخ قدیم و جدید مدینه تا اواخر قرن نهم هجری پرداخته است. این کتاب حاوي روایاتي است که ادعاهای گروه های تکفیری و جریان افراطی وهابیت را باطل می کند. این روايات شامل مباحث جواز طلب شفاعت و توسل، بنای بر قبور، زیارت رفتن، تبرک و طلب استشفاع از خاک مدینه است.

علامه سمهودی فصل دوم باب هشتم کتاب «وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى» را به حیات برزخی پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم و مشروعیت سفر برای زیارت اختصاص داده و روایتی به سند صحیح از ابوداود نقل کرده که پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «ما من أحدٍ سلّم عليّ إلّا ردّ الله عليَّ روحي حتّی أردّ علیه السلام». وی می نویسد: روایات سلام به پیامبرخدا صلی الله علیه و آله صحیح السند و متواتر است.[4] وی از رهگذر این روایت و قبول مبانی سماع موتی چنین نتیجه ای می گیرد که اگر کسی تمام مال دنیا را صرف سفر برای زیارت قبر پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم کند آن حضرت به او  جواب سلام دهد، اموالش را در راه درست صرف کرده است[5].

سمهودی در مقام نقد ابن‌تیمیه در «اقتضاء الصراط المستقیم» و ابن‌عبدالهادی[6] با استفاده از مفهوم اولویت، می نویسد: اگر اموات مؤمنین جواب سلام زائر را همانطور که ابن تیمیه و ابن عبدالهادی نقل کرده است، می‌دهند، به طریق اولی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم جواب سلام زائران خود را می‌دهد[7]. بنابراین  شکی نیست که پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم در قبر زنده است؛ مثل دیگر انبیای الهی که حیاتی کامل‌تر از شهدا دارند؛ زیرا آن حضرت فرمودند: «عِلمي بَعدَ وَفاتي كَعِلْمي في حَياتي»، در روایت دیگری فرمودند: «الأنبیاء أحیاء في قبورهم یصلّون»، و بیهقی دربار حیات برزخی انبیاء شواهد زیادی از روایات صحیح السند جمع آوری کرده است از جمله این روایت «إنّ الله حرّم علی الأرض أن تأکل أجساد الأنبیاء» را که ابن‌ماجه و ابوداود و حاکم نیشابوری و ابن‌حبان نقل کرده‌اند[8].

از جمله از دلائل صحت این روایات عمل بلال، آن صحابه بزرگ است که برای زیارت قبر پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم از شام به مدینه سفر کرد. سمهودی بعد از نقل جریان بلال حبشی مؤذن رسول الله می نویسد: مهم آن است که عمل بلال در دوران خلافت جناب عمر انجام گرفته که صحابه در آن دوران در مدینه فراوان بودند و این قصه را شنیدند، ولی انکاری از آنان صورت نگرفت. بنابراین اجماع سکوتی صحابه در برابر عمل بلال، نشان از قبول سفر برای زیارت قبر پیامبر(ص)از سوی صحابه است[9].

برای اثبات زنده بودن اولیاء و انبیاء در قبر خود، ادله فراوانی وجود دارد از جمله اینکه ابوایوب انصاری در جواب مروان بن حکم می گوید: «إنّي لم آتِ الحجر إنمّا جئتُ رسول الله...»[10] یعنی من نزد سنگ نیامده ام بلکه نزد رسول الله همانند زمان حیات او آمده ام. بنابراین اجماع سلف، بر استحباب زیارت قبر پیامبر(ص)و سفر برای آن است.

سمهودی آیه (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ)[11] را به عموم تفسیر کرده و بر این باور است که این آیه شامل زمان حیات و ممات پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم می‌شود و مستحب است نزد قبر آن حضرت رفته از ایشان طلب استغفار شود. قاضی عیاض نیز چنین می گوید: زیارة قبرة سنّة بین المسلمین مجمع علیها و فضیلة مرغّب فیها[12].

سمهودی در ابتدا با اشاره به روایات توسل انبیا به پیامبر(ص)می‌نویسد:

استغاثه به مقام و تبرک جستن به نام و یاد پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم، جزو سیره عملی انبیا و مرسلین و سلف صالح بوده است. لذا چه قبل از خلقت آن حضرت و چه در حال حیات و چه در حال ممات به ایشان توسل می کردند که این روش در قیامت نیز ادامه خواهد داشت.

سمهودی برای برهانی کردن توسل به پیامبر خدا در زمان حیات برزخی ایشان به روایت عثمان حنیف استناد می کند. در این روایت آمده است که فردی نزد خلیفه سوم آمد و حاجت خود را بیان کرد، اما با بی‌توجهی خلیفه روبه‌رو شد. عثمان بن‌حنیف که ناظر این صحنه بود، نزد آن شخص رفت و قصه آن نابینا و پیامبرخدا صلی الله علیه وآله وسلم را برای وی بازگو کرد و از او خواست که به پیامبر متوسل شود و بگوید: «اللّهم إنّي أسألک و أتوجّه إلیک بنبینا محمّد نبيّ الرحمة یا محمّد إنيّ أتوجّه بک إلی رّبک أن تقضي حاجتي». در این روایت، عثمان بن‌حنیف یکی از صحابه مشهور، توسل به پیامبر(ص)را به حاجتمند آموخته و آن را نه تنها شرک ندانسته، بلکه عملی پسندیده معرفی کرده است و طبق دیدگاه ابن‌تیمیه، سلف، اسلام را بهتر از دیگران فهمیده‌اند؛ لذا فهم عثمان بن‌حنیف از فهم ابن‌تیمیه برتر است و توسل به ذات پیامبر(ص)در زمان ممات جایز و پسندیده است[13].

 

پی نوشت ها:



[1]. الأعلام، خير الدين زركلي، ج4، ص307، دار العلم للملايين، چاپ پانزدهم، بي جا، 2002 م. 
شذرات الذهب في أخبار من ذهب، عبد الحي العَكري الحنبلي، ج10، ص73-74، تحقیق محمود الأرناؤوط، دار ابن كثير، دمشق – بيروت، چاپ اول، 1406ق.
http://shamela.ws/index.php/author/756
http://www.taibanet.com/showthread.php?p=37537

[4]. سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى، ص1350.

[5]. سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى، ص 1351.

[6]. محمد بن‌احمد بن‌عبدالهادی حنبلی (704-744ق) از شاگردان و مدافعان ابن‌تیمیه و ناقد کتاب شفاء السقام با عنوان الصارم المنکی است. وی معتقد است ابن‌تیمیه اصل زیارت قبر پیامبر(ص) را مستحب می‌داند، اما سفر برای زیارت را ممنوع می‌شمرد و کتاب الصارم المنکی را در همین زمینه تألیف کرده است. مؤسسة الرّیان این کتاب را در سال 1412 ق در بیروت چاپ کرده است. این کتاب ردودی هم داشته که از جمله المبرد المبکی في رد الصارم المنکی است.

[7]. سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى، ص 1351.

[8]. سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى، ص 1353.

[9]. همان، ص1357.

[10]. المسند للامام احمد بن حنبل، شرحه و صنع فهارسه حمزه احمد الزين ج17، ص42، ص43، طبع‌دارالحديث‌القاهره.

[11]. سوره نساء، آیه 64.

[12]. سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى ص 1359 تا 1362.

[13]. سمهودی، وفاء الوفا بأخبار دار المصطفى، ص 1373.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

شیخ اکرم احمد برکات

شیخ محمد حسن هيتو شافعی

شیخ وهبي سليمان غاوجي حنفی

شیخ محمد عوامه

شیخ احمد محمود کریمه

شيخ علوي امين الخليل

شیخ ابوالمحاسن یوسف دجوی

امام موسی صدر

شیخ یوسف بن سید هاشم رفاعی

شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ احمد الطيب

حاج ماموستا حسام الدین مجتهدی

شیخ شوقی ابراهیم علام

مولوی محمد امین صفدر

مولوی محمد عمر سربازی ملازهی

شیخ محمد متولی الشعراوی

شیخ عبدالملک سعدی

شيخ حسين حلمي ايشيق

شمس الدین محمد بن أحمد السفـّاريني حنبلی

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شیخ حيدر محمد كامل حب الله

محمد بن محمد مشهور به ابن الحاج

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ احمد الوائلی

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

حمد الله جان الداجوی

دکتر شیخ عدنان ابراهیم

شیخ عبدالغنی غنیمی حنفی

آخوند احمد قربان پور

آخوند عبدالصدیق کشمیری

شیخ صالح المغامسی

محمد النوری الحاتمی

الشریف حاتم بن عارف العونی

شیخ یوسف نبهانی

ابوالحسن اشعری

شیخ علی جمعه

محمد امین ابن عابدین

شیخ خالد عبدالوهاب الملا

محمد الهذال العنزی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

مولوی طارق جمیل

امام الحرمین جوینی

شیخ ماهر حمود

علوی بن احمد حداد

شیخ محمد العربی التبانی

نذیر احمد سلامی

عصام العماد

احمد حمدی صابونی

دکتر صالح الوردانی

عبدالحلیم محمود

شیخ محمود محمد شلتوت

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

علامه سید محسن امین

آیت الله نجم الدین طبسی

آیت الله سید کمال حیدری

صائب عبد الحميد

آیت الله جعفر سبحانی

محمد عابد سندی انصاری

محمد المسعری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

محمد انور شاه کشمیری

خلیل احمد سهارنپوری

محمد بن علوی المالکی

سمهودی

محمود سعید ممدوح

عمر عبدالله کامل

علی بن عبدالکافی سبکی

رمضان البوطی

حسن سقاف

احمد زینی دحلان

سلیمان بن عبد الوهاب

محمد عبده یمانی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

سید احمد زینی دحلان

شيخ محمد زكي إبراهيم

محمد زاهد الکوثری

حسن فرحان مالکی

عبدالله تلیدی

محمد راتب نابلسی

محمد طاهر کردی

محمد سقاف

عیسی بن مانع حمیری

عبدالله هرری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

عبدالعزيز عرفة السليمانی

حبيب علي جفری

سعید عبداللطیف فودة