اطلس > شخصیت ها > ضد تکفیری > احمد زینی دحلان

احمد زینی دحلان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱۱ تعداد بازدید: 459

احمد زینی دحلان مکّیِ شافعیِ، فقیه و مؤرّخ و صاحب نظر در علوم مختلف و مفتی شافعی مکّه مکّرمه و شیخ الاسلام بوده است، او در سال 1231ه.ق در مکه بدنیا آمد و در سال 1304ه.ق در مدینه از دنیا رفت.



احمد زینی دحلان مکّیِ شافعیِ، فقیه و مؤرّخ و صاحب نظر در علوم مختلف و مفتی شافعی مکّه مکّرمه و شیخ الاسلام بوده است، او در سال 1231ه.ق در مکه بدنیا آمد و در سال 1304ه.ق در مدینه از دنیا رفت. وی دارای تألیفات بسیاری است، که در این میان دو عنوان از تألیفات وی بر ضد وهابیّت می باشد:

1. کتاب «فتنة الوهابیة»: که کتاب مختصری در تاریخ و جنایات وهابیّت می‎باشد و چون ایشان از معاصرین محمد بن عبدالوهاب است اشراف خوبی نسبت به تاریخ و اقدامات وهابیّت داشته است. این کتاب در سال 1978م در ترکیه به چاپ رسیده است[1] و ترجمه­های فارسی آن به نام «تاریخ وهابیان» و «سرگذشت وهابیّت» بارها به چاپ رسیده است.

احمد زینی دحلان در این کتاب روایت ذیل را از صحیح بخاری نقل کرده و آن را چنین تحلیل می­کند. در صحیح بخاری روایتی از پیامبر نقل شده است که ایشان فرمودند: (( يَخرُجُ ناسٌ مِن قِبَلِ المَشرِق ويَقرَؤونَ القُرآن لايُجاوِزُ تَراقِيَهُم يَمرَقونَ مِنَ الدّين كَما يَمرُقُ السَّهمُ مِنَ الرَّمِيَّة ثُمَّ لايَعودون فيه حَتّى يَعودُ السَّهمُ إِلى فوقِهِ قيلَ ما سِيماهُم قالَ سيماهُمُ التَّحلِيق أو قال التَّسبيد.))[2] (( افرادی از ناحیه مشرق، قیام می­کنند و قرآن تلاوت می­کنند و حال آن که قرآن از گلوی آنان تجاوز نمی­کند (و نمی­توانند از قرآن بهره برند) این گروه از دین خارج می‎شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می‎شود و دیگر به طرف دین بر نمی‎گردد مانند تیر که به سوی کمان برنمی‎گردد. از رسول خدا پرسیده شد که این فرقه چه نشانه‎ای دارد؟ فرمودند: چهره این گروه با سرهای تراشیده مشخص می‎شود.)) زینی دحلان پس از نقل این حدیث از صحیح بخاری، در تطبیق آن بر وهابیّت می‎نویسد: ((ففي قولِهِ سيماهُمُ التَّحليق تَصريحٌ بِهذِهِ الطّائِفَة لأنهم كانوا يَأمُرُون كُلُّ مَنِ اتَّبَعَهُم أَن يَحلُق رأسَه ولم يكن هذا الوَصف لأحدٍ مِنَ طَوائِفِ الخَوارِج والمُبتَدِعَةِ الّذينَ كانوا قبلَ زَمَنِ هؤلاء... ))[3] ((پس این کلام رسول خدا که سر تراشیدن نشانه بارز این طائفه شمرده شده است، صراحت در فرقه وهابیّت دارد، زیرا تنها این فرقه هستند که به پیروان خود دستور می­دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یک از فرقه­های خوارج و بدعت گذار قبل از وهابیّت دیده نشده است.))

2. کتاب «الدرر السنیّة فی الرد علی الوهابیة»: این کتاب که در ردّ عقائد وهابیّت در بحث توسل و زیارت قبور است. زینی دحلان درباره اختلاف شدید وهابیّت با علمای اهل سنّت و مناظره های متعدّد ایشان با علمای وهابی چنین می‎گوید: ((چون پسر عبدالوهاب و یاران خبیثش دعوت خود را - که موجب کافر شدن مسلمانان گردید- آشکار نمودند، قبائل شرق را یکی پس از دیگری تحت نفوذ خود درآورده و به بسط و گسترش قلمرو خود پرداختند. یمن و حرمین شریفین و قبایل حجاز را تصرف کرده و تا نزدیکی شام، آن مناطق را تحت سیطره و تسلّط خود قرار دادند . در آغاز امر، گروهی از علمای خود را به حرمین فرستادند و می‎پنداشتند که آنان قادرند تا عقائد علمای حرمین را منحرف نموده و به شبهه و انحراف دچار سازند؛ ولی چون به حرمین رسیدند و عقائد خود را برای علمای حرمین بازگو کردند و آنقدر با ایشان به بحث و مناظره پرداختند تا برای علمای حرمین جهالت و گمراهی آنان قطعی گردید. علمای حرمین عقائد ایشان را مشتمل بر کفریّات فراوان یافتند و بعد از اقامه برهان در مقابل ایشان، در نزد قاضی القضاة شهر مکه، استدلالی بر ضدّ آنها نوشتند که متضمّن حکم به کفر ایشان به خاطر آن عقائد بود.

پی نوشت:

1. چون ترکیه پایتخت حکومت عثمانی بوده و سرزمین حجاز قبل از وهابیّت جزئی از قلمرو حکومت عثمانی بوده و با جنگ حاکمیت بر حجاز را واگذار کرده است، شرایط چاپ کتبی که بر ضد وهابیّت به رشته تحریر در آمده است در ترکیه مساعد است.

2. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، دارالفکر، بیروت، 1401، ج8، ص218، کتاب التوحید، باب قرائت الفاجر و المنافق، ابن ماجه قزويني، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، محمد فؤاد عبد الباقي(تحقیق)، دار الفكر، بيروت، ج1، ص62. الوهابیّة، مکتبة الحقیقة،استانبول، طبعة جدید

3. زینی دحلان شافعی، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیه، مکتبة ایشیق، استانبول، 1396ه، ص50، 4. الدرر السنية في الرد على الوهابية، أحمد زيني دحلان، ص50.

4. فتنة الوهابية، أحمد زيني دحلان، ص10، الدرر السنية في الرد على الوهابية، أحمد زيني دحلان، ص44.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

شیخ اکرم احمد برکات

شیخ محمد حسن هيتو شافعی

شیخ وهبي سليمان غاوجي حنفی

شیخ محمد عوامه

شیخ احمد محمود کریمه

شيخ علوي امين الخليل

شیخ ابوالمحاسن یوسف دجوی

امام موسی صدر

شیخ یوسف بن سید هاشم رفاعی

شیخ مأمون رحمه سوری

شیخ احمد الطيب

حاج ماموستا حسام الدین مجتهدی

شیخ شوقی ابراهیم علام

مولوی محمد امین صفدر

مولوی محمد عمر سربازی ملازهی

شیخ محمد متولی الشعراوی

شیخ عبدالملک سعدی

شيخ حسين حلمي ايشيق

شمس الدین محمد بن أحمد السفـّاريني حنبلی

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

شيخ عبد الله أحمد کاظم يوسف

شیخ حيدر محمد كامل حب الله

محمد بن محمد مشهور به ابن الحاج

شیخ داود بغدادی نقشبندی

شیخ احمد الوائلی

مولوی عبدالخیر صمدانی فر

حمد الله جان الداجوی

دکتر شیخ عدنان ابراهیم

شیخ عبدالغنی غنیمی حنفی

آخوند احمد قربان پور

آخوند عبدالصدیق کشمیری

شیخ صالح المغامسی

محمد النوری الحاتمی

الشریف حاتم بن عارف العونی

شیخ یوسف نبهانی

ابوالحسن اشعری

شیخ علی جمعه

محمد امین ابن عابدین

شیخ خالد عبدالوهاب الملا

محمد الهذال العنزی

عثمان بن عبدالعزیز بن منصور

مولوی طارق جمیل

امام الحرمین جوینی

شیخ ماهر حمود

علوی بن احمد حداد

شیخ محمد العربی التبانی

نذیر احمد سلامی

عصام العماد

احمد حمدی صابونی

دکتر صالح الوردانی

عبدالحلیم محمود

شیخ محمود محمد شلتوت

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

علامه سید محسن امین

آیت الله نجم الدین طبسی

آیت الله سید کمال حیدری

صائب عبد الحميد

آیت الله جعفر سبحانی

محمد عابد سندی انصاری

محمد المسعری

عثمان بن سند بصری نقشبندی

محمد انور شاه کشمیری

خلیل احمد سهارنپوری

محمد بن علوی المالکی

سمهودی

محمود سعید ممدوح

عمر عبدالله کامل

علی بن عبدالکافی سبکی

رمضان البوطی

حسن سقاف

احمد زینی دحلان

سلیمان بن عبد الوهاب

محمد عبده یمانی

احمد بن محمد بن صدیق حسنی غماری

سید احمد زینی دحلان

شيخ محمد زكي إبراهيم

محمد زاهد الکوثری

حسن فرحان مالکی

عبدالله تلیدی

محمد راتب نابلسی

محمد طاهر کردی

محمد سقاف

عیسی بن مانع حمیری

عبدالله هرری

ابوبکر عدنی بن علی مشهور

عبدالعزيز عرفة السليمانی

حبيب علي جفری

سعید عبداللطیف فودة