مقالات > بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱۰ تعداد بازدید: 47

موت در نگاه وهابیت به عنوان پایان عمل ذکر شده است. لذا درخواست هر گونه عمل، اعم از دعاکردن یا اجابت حوائج از میت منتفی دانسته شده، حتی اگر میت، برترین مخلوقات عالم، پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) باشد.



نويسنده : قاضی زاده، حسین؛ فرمانیان، مهدی
موت در نگاه وهابیت به عنوان پایان عمل ذکر شده است. لذا درخواست هر گونه عمل، اعم از دعاکردن یا اجابت حوائج از میت منتفی دانسته شده، حتی اگر میت، برترین مخلوقات عالم، پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله) باشد. آنان برای مستندکردن مدعای خود ادله ای آورده اند که از جمله پرتکرارترین آنها، روایت نبوی مبنی بر انقطاع عمل بعد از موت است. اما این تفسیر از روایت، که بیانگر قطع هر گونه عمل بعد از موت است با ادله پذیرفته شده نزد وهابیت، از قبیل روایات صلاة انبیا در قبور، روایات رد سلام و صلاة، و روایات عرض اعمال نقض می شود. حل روایت به این است که آنچه بعد از موت از انسان قطع می شود اجر بر عمل است نه اینکه بعد از موت هیچ عملی از شخص صادر نمی شود؛ چراکه میت بعد از موت نیز حی است و حی به اقتضای حیات، قطعاً عمل نیز خواهد داشت، اما بر این اعمال اجری نخواهد بود.
 
کلمات کليدي : وهابیت، قدرت نداشتن بر اجابت، انقطاع عمل، عرض اعمال، رد سلام، اجر عمل.

مقدمه

تعامل با اولیای خدا و صالحان در طول تاریخ موجب ایجاد مباحث اعتقادی متنوع و گاه تشکیل گروه ها و مذاهب مختلف کلامی شده است. مباحثی از قبیل توسل، طلب شفاعت، استغاثه، زیارت و سفر برای آن و بناء بر قبور و مباحث دیگری که همگی حول موضوع اولیای الهی و تعامل با ایشان قابل جمع است، امواج و افکار متنوعی را در طول تاریخ ایجاد کرده که محدوده تنوع این افکار انسان را به شگفتی وا می دارد. بعضی از ایشان، اولیای الهی را تا حد الوهیت بالا بردند، کما اینکه حضرت مسیح را اله پنداشتند و برخی نیز ایشان را با عصای چوبی خود قیاس کردند و عصای خود را به ایشان ترجیح دادند.[1]

در این میان، وهابیت، به واسطه سوارشدن بر امواج این افکار توانست موجودیت خویش را تثبیت کند و با ترسیم چهره ای خشک و خشن با حربه مبارزه با شرک و اعتلای کلمه توحید شروع به تکفیر مسلمانان و تصاحب مال و اموال ایشان کرد و بنای خویش را بر خون مسلمانان بنیان نهاد.

عنوان شرک بهترین اتهام برای تصاحب مایملک مسلمانان بود و برای اثبات این عنوان به هر وسیله ممکن دست یازیده شد. از قرآن  کریم و سنت پیامبر عزیز اسلام (صلّی الله علیه و آله)  گرفته تا اقوال سلف امت و ائمه مذاهب و بزرگان دین؛ از برهان گرفته تا استفاده از قیاس و سد ذرایع و استحسان؛ تا به هر طریق ممکن، شرک و خروج از اسلام را ثابت کنند.

انطباق عنوان عبادت غیرالله بر عملکرد مسلمانان، تطبیق عنوان دعای غیرالله بر درخواست از صالحان، مقایسه عمل مشرکان بت پرست با مسلمانان و اولیای الهی با اصنام،[2] نفی سماع از ایشان بعیداً و حتی قریباً،[3] نفی قدرت بر عمل ایشان بعد از موت و ... از جمله دلایلی است که برای اثبات شرک، هم در الوهیت و هم در ربوبیت، استفاده شده و برای هر یک از این عناوین نیز به هر مستمسکی تمسک شده  است.

اما آنچه در این تحقیق، از میان موارد مذکور بررسی شده، موضوع نفی قدرت بر عمل بعد از موت است. در واقع، این قسمت از بحث در رتبه آخرین مباحثی است که ارزیابی می شود. به عبارت دیگر، بعد از اینکه ثابت شد اولیای الهی در برزخ حیات دارند و قادر به سماع هستند و سماع از بعید نیز دارند، نوبت به این بحث می رسد که آیا قدرت بر انجام دادن آنچه از ایشان درخواست شده نیز دارند یا خیر. بنابراین، فرض حیات و سماع به نحو مطلق باید قبل از بحث انجام شده باشد و در این مقاله به نحو اصل موضوعی در نظر گرفته شده و به اثبات آن پرداخته نشده است.

وهابیت برای اثبات «قدرت نداشتن اموات بر اجابت درخواست» به ادله ای تمسک کرده اند که از مهم ترین ادله ایشان روایتی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) است که به زعم وهابیت دلالت بر انقطاع عمل دارد. موضوع این مقاله بیان استدلال وهابیت بر حدیث مذکور و بررسی سندی و دلالی روایت است.

عبارات وهابیت در استفاده از روایت پیامبر (صلّی الله علیه و آله)

روایت مذکور در مکتوبات بزرگان وهابیت، از مؤسس آن، ابن عبدالوهاب گرفته تا معاصران، دیده می شود. ابن عبدالوهاب در مکتوبات خود برای اثبات «شرک بودن طلب از اموات» می آورد: «طلب الحوائج من الموتی، والاستغاثة بهم والتوجه إلیهم. وهذا أصل شرک العالم، لأن المیت قد انقطع عمله، وهو لا یملک لنفسه نفعاً ولا ضراً، فضلاً لمن استغاث به»؛[4] «در خواست از اموات، استغاثه و توجه به ایشان اصل شرک در عالم است. زیرا عمل میت قطع شده است و او مالک بر نفس خویش برای جلب نفع یا دفع ضرری نیست، چه رسد به اینکه برای مستغیث نفعی داشته باشد»؛ ابن عثیمین نیز بارها از این روایت برای نفی قدرت اموات بر اجابت استفاده کرده است:

لکن علی فرض أنهم یسمعون فإنهم لا ینفعون غیرهم، بمعنی أنهم لا یدعون الله له، ولا یستغفرون الله له، ولا یمکنهم الشفاعة لهم ... لأن الانسان إذا مات انقطع عمله، حتی النبی علیه الصلاة والسلام عندما مات انقطع عمله؛[5]

بر فرض که ایشان قادر بر سماع باشند باز هم نمی توانند به دیگران نفعی برسانند به این معنا که ایشان قادر نیستند خدا را بخوانند یا طلب مغفرت یا شفاعت کنند ... زیرا وقتی انسان از دنیا برود، عملش قطع خواهد شد، حتی پیامبر (صلّی الله علیه و آله) زمانی که از دنیا برود عملش قطع خواهد شود.

بن باز نیز در مکتوبات خود بارها از این روایت بهره برده است: «والنبی (صلّی الله علیه و آله) وغیره من الأموات لا یملکون التصرف بعد الموت، بشفاعة ولا بدعاء ولا بغیر ذلک، المیت إذا مات انقطع عمله إلا من ثلاث: صدقة جاریة، أو علم ینتفع به، أو ولد صالح یدعو له».[6] در کتاب اللجنة الدائمة للفتوی، که موضع رسمی عقاید وهابیت است، نیز استفاده از این روایت مشهود است:

الأصل فی الأموات أنهم ... لا یستجیبون دعاء من دعاهم، ولا یتکلمون مع الأحیاء من البشر ولو کانوا أنبیاء، بل انقطع عملهم بموتهم؛ لقول ... وقول رسول الله (صلّی الله علیه و آله): «إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلا من ثلاث: صدقة جاریة، وولد صالح یدعو له وعلم ینتفع به».[7]

نحوه استدلال به روایت

چنان که از متن روایت نیز مشهود است، هر گونه عملی از میت منتفی شده است. بنابراین، کسی که از میت طلب شفاعت دارد در واقع از او می خواهد در حقش دعا کند و دعا عمل است و عمل از میت به واسطه موت، قطع شده است.[8]

همین طور کسانی که به میت استغاثه می کنند و از او طلب حاجت دارند، در واقع، از او درخواست عمل می کنند که بعد از موت منتفی خواهد بود: «إذا قال: یا سیدی فلان ... انصرنی أو اشف مریضی، هذا لا یجوز؛ لأن المیت انقطع عمله بعد موته إلا من ثلاث: صدقة جاریة أو علم ینتفع به أو ولد صالح یدعو له».[9]

بررسی سندی حدیث

این روایت در منابع معتبر اهل سنت، از جمله صحیح مسلم،[10] سنن ترمذی،[11] سنن نسائی[12] آمده است. بنابراین، از جهت سندی خدشه پذیر نیست. البته علاوه بر منابع اهل سنت در منابع مذهب اهل بیت (علیهم السلام)، از جمله بحارالانوار[13] و نهج الفصاحه[14] نیز آمده است. بنابراین، جزء مشترکات بین دو مذهب است و از حیث سند بحثی درباره آن وجود نخواهد داشت.

بررسی دلالی حدیث

در مقام بررسی استدلالی، که وهابیت درباره روایت دارند، دو بیان نقضی و حلی را مطرح می کنیم:

بیان نقضی: ادله دال بر صدور عمل از اولیای الهی بعد از موت

بزرگان وهابی، به استناد روایت مذکور، معتقدند میت بعد از موت قادر به عمل نخواهد بود. این اعتقاد در حالی است که روایات صحیح، دلالت بر صدور عمل از اولیای الهی بعد از موتشان دارد. در ادامه به بعضی از این روایات، که در واقع نقض این اعتقاد است، اشاره می کنیم.

الف. روایات «صلاة انبیا در قبور»

از مواردی که نقض بر قانون «انقطاع عمل بعد از موت» محسوب می شود روایاتی است که دلالت بر صلاة انبیا در قبور می کند. مسلم در صحیح[15] و نسایی در سنن[16] آورده اند: «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِک، أَنَّ رَسُولَ اللهِ (صلّی الله علیه و آله) قَالَ: أَتَیتُ - وَفِی رِوَایةِ هَدَّابٍ: مَرَرْتُ - عَلَی مُوسَی لَیلَةَ أُسْرِی بِی عِنْدَ الْکثِیبِ الْأَحْمَرِ، وَهُوَ قَائِمٌ یصَلِّی فِی قَبْرِهِ».[17]

روایت بی نیاز از توضیح و تبیین نقض است؛ چراکه ظاهر بلکه نص روایت دلالت بر صلاة در قبر می کند و صلاة در قبر یعنی عمل بعد از موت. اما متأسفانه وهابیان در مواجهه با روایاتی که موافق با مذاقشان نیست از مبنای مسلم خود، که شعارشان محسوب می شود و برای پایبندی به آن هزینه تجسیم را پرداخته اند، یعنی ظاهرگرایی و تأویل نکردن، دست کشیده اند  و روایت را به تأویل برده اند. ابن عثیمین از این واقعه که در معراج پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) مشاهده شد تعبیر به «رؤیا» کرده،[18] آن را با خواب هایی که در آن میتی مشغول به نماز دیده می شود قیاس می کند و می گوید همان طوری که نماز آن میت دلالت بر عمل او ندارد نمازخواندن حضرت موسی در قبر نیز همین گونه است:

أما رؤیة النبی (صلّی الله علیه و آله) لموسی فهی أیضاً من الرؤیا التی لا نعلم کیفیتها، رآه یصلی فی قبره لکن لا ندری کیفیة ذلک، ونحن الآن نشاهد فی رؤیا المنام بعض الأموات وهم یتطوعون لله عز وجل، ربما تشاهد أباک أو أخاک أو أحداً من أقاربک فی المنام یصلی وهو میت، فهذه المسائل أمور غیبیة لا یحکم لها بحکم الأحیاء.[19]

در حالی که شیخ الاسلام وهابیت، ابن تیمیه حرانی، تصریح کرده است که معراج در بیداری اتفاق افتاده است: «إن الذی علیه جماهیر السلف والخلف أنه کان یقظة».[20] در واقع، این نوع تأویل گرایی را شاید مدعیان تأویل نیز قبول نداشته باشند، چه رسد به مدعیان اخذ به ظاهر.

هرچند ابن عثیمین برای اثبات موضوع انقطاع عمل بعد از موت دست به توجیه روایت زده و به زعم خود روایت را از دلالت بر عمل بعد از موت ساقط کرده اما باید گفت او حتی با توجیه مذکور موفق به نفی دلالت روایت بر عمل بعد از موت نشده و نقض مذکور وارد است؛ چراکه روایت زمانی از دلالت بر عمل بعد از موت ساقط می شود که فقط گفته شود حضرت موسی و انبیا در قبور نماز نمی خوانند. اما اینکه بگوییم نماز می خوانند اما کیفیت آن برای ما مشخص نیست، دلالت بر نفی عمل بعد از موت نمی کند. زیرا همین که اصل نمازخواندن (ولو بلا کیف) ثابت شود اصل عمل بعد از موت ثابت می شود، هرچند نحوه عمل مشخص نباشد. زیرا کسی که می گوید نبی (صلّی الله علیه و آله) بعد از موت هم می تواند شفاعت کند مدعی نیست که کیفیت شفاعت نبی (صلّی الله علیه و آله) را نیز می داند، و مدعی نیست که نبی (صلّی الله علیه و آله) از قبر بیرون می آید و کفن از تن خارج کرده و تطهیر می کند و وارد مسجد می شود و دست به دعا به سمت آسمان بلند می کند و در حق شخص دعا می کند، بلکه صرفاً قائل به قدرت نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) بر شفاعت است نه بیشتر. اما متأسفانه کانه در ذهن ابن عثیمین و وهابیت این است که وقتی گفته می شود عمل بعد از موت هم ممکن است یعنی میت در همان قبر شروع به رکوع و سجده و دعا می کند. شاهد بر این ادعا کیفیت توضیح ابن عثیمین درباره صلاة در قبر است. او عمل بعد از موت را به گونه ای ترسیم می کند که انگار نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) در همان فضای قبر و زیر خاک مجدداً حیات دنیوی پیدا می کند و رکوع و سجود و دعا دارد:

الصحابة أجمعوا علی أنه میت، وغسلوه وکفنوه ودفنوه، وهل یمکن أن یجمع الصحابة علی دفن نبیهم وهو حی؟!! سبحان الله! هذا لا یمکن، ولا المجانین یفعلون هذا، إذاً: هو میت بلا شک ... ولهذا لا یحتاج فیها المیت إلی هواء، ولا إلی ماء، ولا إلی طعام، ولا غیر ذلک، فهذا هو الجواب علی هؤلاء الذین یقولون: إن الرسول (صلّی الله علیه و آله) حی فی قبره، نحن نقول: نعم هو حی، لکن لیس کحیاة الدنیا التی یمکن الانسان فیها أن یعمل، وأن یطیع وأن یرکع ویسجد إلی آخره.[21]

عبارات مذکور بیانگر برداشت ابن عثیمین از «عمل بعد از موت» به صورت جسمانی با کیفیت دنیایی است، در حالی که قائلان به شفاعت بعد از موت قائل به این نحوه عمل نیستند و این بسیار واضح است و نیازی به رد ندارد. بنابراین، در حالت خوش بینانه باید گفت ابن عثیمین نمی داند موضع نزاع چیست.

ب. روایات «رد سلام»

از جمله اعمالی که بعد از موت از اولیای الهی صادر می شود برگرداندن سلام است. رد سلام عملی است که در روایات بر آن تأکید شده و از حقوق مسلمان بر مسلمان شمرده شده است. بخاری، مسلم و ابوداوود در کتب خود به این مطلب تصریح کرده اند: «أَنَّ أَبَا هُرَیرَةَ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله) یقُولُ: حَقُّ المُسْلِمِ عَلَی المُسْلِمِ خَمْسٌ: رَدُّ السَّلاَمِ».[22] بزرگان حنبلی نیز رد سلام را عملی واجب دانسته اند: «إبْلَاغِ الْمُسَلِّمِ (وَاجِبٌ فِی رَدِّ) السَّلَامِ (وَمَنْدُوبٌ فِی ابْتِدَاءِ)».[23]

علی القاعده، بنا بر روایت انقطاع عمل، این عمل واجب نیز باید مانند سایر اعمال از میت برداشته شده باشد، اما روایات صحیح دال بر این است که حضرت رسول بعد از موت نیز این عمل را انجام می دهند. ابوداوود در سنن، که به تصحیح البانی نیز رسیده، و احمد در مسند آورده اند: «مَا مِنْ أَحَدٍ یسَلِّمُ عَلَی، إِلَّا رَدَّ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَی رُوحِی حَتَّی أَرُدَّ عَلَیهِ السَّلَامَ».[24] حال جای این پرسش است که اگر اولیای خدا بعد از موت منقطع از عمل اند چگونه قادر بر رد سلام، آن هم بر اهل دنیا (نه اهل برزخ)، هستند؟

البته موضوع «رد سلام» علاوه بر اینکه نقض بر ادعای انقطاع عمل بعد از موت است، ارتباط مستقیم با موضوع شفاعت نیز دارد. زیرا طلب شفاعت از اولیای الهی، همان طلب دعای ایشان نزد پروردگار است[25] و سلام و رد سلام نیز در واقع نوعی دعا است. «زمانی که انسان به دیگری سلام می دهد در حق او دعا کرده به سلامت»،[26] چنان که وهابیت نیز معترف است به اینکه «سلام یعنی دعا به سلامتی از هر افت. زمانی که به شخصی بگویی السلام علیک، این یعنی او را دعا کرده که خداوند از هر آفت حفظش کند و او را از مریضی و جنون و شر ناس سالم نگه دارد، چنان که از معاصی و امراض قلوب مصون باشد و از آتش در امان بماند. سلام لفظ عامی است به معنای دعا برای مسلمان به سلامت و دفع هر گونه افت».[27] وقتی سلام نوعی از دعا باشد و «دعا نیز نوعی از شفاعت»،[28] بنابراین، سلام نوعی شفاعت است و شفاعت بعد از موت از اعمالی است که وهابیان منکر آن شده اند.

اگر معتقد باشیم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) بعد از موت رد سلام می کند، که طبق روایات صحیح باید معتقد بود، و اگر معتقد باشیم سلام نوعی از دعا است[29] و دعا نوعی عمل است،[30] بنابراین، باید معتقد باشیم رسول خدا بعد از موتشان نیز قادر به عمل خواهند بود. تمام این معتقدات را ایشان پذیرفته اند، اما نتیجه را مردود می دانند و معتقدند بعد از موت، دعا (که در واقع همان شفاعت است) برای رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) ممکن نیست؛ چراکه عمل بعد از موت منقطع خواهد بود؛[31] که البته منطقی نخواهد بود. مانند کسی که صغرا را قبول کند و کبرا را نیز بپذیرد، اما نتیجه را، که قهری خواهد بود، رد کند که در واقع بر علمیت و منطق خویش رد زده است.

ج. روایات «رد صلاة»

علاوه بر رد سلام، که از تکالیف واجب در دنیا محسوب می شود، پیامبر عزیز اسلام (صلّی الله علیه و آله) برگرداندن صلاة و درود افراد را نیز وعده فرموده اند؛ صلاة و درود پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نه بر اهل برزخ بلکه بر اهل دنیا به کسی که بگوید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ، وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کمَا صَلَّیتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ بَارِک عَلَی مُحَمَّدٍ، وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ، کمَا بَارَکتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّک حَمِیدٌ مَجِیدٌ».[32] طبرانی در معجم به سند صحیح[33]آورده است: «وَقَالَ النَّبِی (صلّی الله علیه و آله): مَنْ صَلَّی عَلَی بَلَغَتْنِی صَلَاتُهُ، وَصَلَّیتُ عَلَیهِ، وَکتِبَتْ لَهُ سِوَی ذَلِک عَشْرُ حَسَنَاتٍ».[34] حضرت می فرمایند من نیز بر شخص درودفرستنده درود می فرستم.

حال اینکه «درودفرستادن بعد از موت چگونه با مبنای انقطاع عمل بعد از موت قابل جمع است؟» پرسشی است که وهابیت باید پاسخ آن را بدهند.

همان طور که در بحث سلام گذشت، موضوع رد صلاة فقط نقض نیست، بلکه دلیل وقوعی بر موضوع شفاعت پیامبر بعد از موت برای اهل دنیا است؛ چراکه صلاة نیز نوعی دعا است[35] و دعا برای غیر شفاعت است. بنابراین، رد صلاة یعنی شفاعت برای شخص درودفرستنده و این عمل با توجه به روایات، بعد از موت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) نیز انجام می گیرد.

د. روایت «عرض اعمال بر نبی (صلّی الله علیه و آله) و استغفار برای مذنبین»

از جمله موارد دیگر، که نقض بر مبنای «انقطاع عمل بعد از موت» محسوب می شود روایت عرض اعمال بر نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) بعد از موت ایشان است:

قَالَ: وَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله علیه و آله): حَیاتِی خَیرٌ لَکمْ تُحَدِّثُونَ وَنُحَدِّثُ لَکمْ، وَوَفَاتِی خَیرٌ لَکمْ تُعْرَضُ عَلَی أَعْمَالُکمْ، فَمَا رَأَیتُ مِنَ خَیرٍ حَمِدْتُ اللَّهَ عَلَیهِ، وَمَا رَأَیتُ مِنَ شَرٍّ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَکمْ؛[36]

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: حیات من برای شما خیر است؛ با من صحبت می کنید و من نیز با شما صحبت می کنم و وفات من نیز برای شما خیر است؛ اعمال شما بر من عرضه می شود، در قبال اعمال خوب شما، خدا را شکر می کنم و در قبال اعمال بدتان از خدا برایتان طلب آمرزش می کنم.

بحث سندی

هرچند البانی حکم به ضعف حدیث کرده[37] اما محمد الغماری ادله صحت حدیث را در کتاب مستقلی با عنوان نهایة الامال فی صحة و شرح حدیث عرض الاعمال جمع آوری، و صحت حدیث را ثابت کرده است. از جمله ادله ای که غماری به آن استناد کرده، می توان به کلام حافظ هیثمی در مجمع الزوائد،[38]سیوطی در خصائص الکبری،[39] زین الدین العراقی و پسرش در طرح التثریب،[40] قسطلانی در شرح بخاری،[41] و قاری در شرح شفا[42] اشاره کرد. او در ادامه می نویسد: «ما حکم به هؤلا صحیح لا غبار علیه، لان رجال السند کلهم ثقات علی شرط الصحیح».[43]

علاوه بر کتاب غماری، حسن سقاف نیز در کتاب الاغاثه بادلة الاستغاثه سند حدیث را تصحیح کرده و ادله دیگری همچون کلام ابن حجر عسقلانی در فتح الباری،[44] مناوی در فیض القدیر[45] و ... را به عنوان شاهد بر صحت، به قبلی ها ضمیمه کرده است؛[46] و در ادامه مدعی است دلیل البانی بر تضعیف حدیث، نه ضعف سند، بلکه مخالفت حدیث با مشرب او است؛[47] و هر کس را که مسلط بر علم رجال باشد و به سند حدیث اعتراضی داشته باشد به مناظره طلبیده است.[48] جالب اینکه امام سلفیان، ابن تیمیه، نیز به صحت عرض اعمال اعتراف کرده است.[49]

بحث دلالی

اما دلالت حدیث بر موضوع بحث، بسیار روشن تر از دو دسته روایات قبل (رد سلام و رد صلاة) است؛ چراکه حضرت (صلّی الله علیه و آله) در این روایت تصریح دارد به اینکه بعد از موت برای گناهکاران امت خود استغفار می کند: «وَمَا رَأَیتُ مِنَ شَرٍّ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَکمْ»؛ و استغفار یعنی طلب بخشایش که نوعی دعا است و وجه دعابودن آن روشن تر از موضوع سلام و صلاة است و به همین صورت وجه عمل بودن آن نیز روشن تر خواهد بود. بنابراین، با وجود اعتراف به رد سلام و صلاه بعد از موت نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) و اثبات استغفار ایشان برای گنهکاران امت و مسلم بودن اینکه اینها نوعی دعا است چگونه می توان گفت: «وبعد موت النبی (صلّی الله علیه و آله) فإن مثل هذه الحال لا یمکن أن تکون لتعذر دعاء النبی (صلّی الله علیه و آله) لأحد بعد الموت، ... والدعاء بلا شک من الأعمال التی تنقطع بالموت».[50]

بیان حلی: موت موجب انقطاع اجر عمل است نه خود عمل

چنان که گذشت، وهابیت موت را موجب انقطاع عمل دانست و عمده دلیل بر این مدعا استناد به روایت نبوی (صلّی الله علیه و آله) است: «عَنْ أَبِی هُرَیرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ (صلّی الله علیه و آله) قَالَ: إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ: إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِیةٍ، أَوْ عِلْمٍ ینْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ یدْعُو لَهُ».[51] مسائلی همچون «صلاة در قبر»، «رد سلام»، «رد صلاة» و «استغفار برای مذنبین» به عنوان نقض ذکر شد که البته محدود به این تعداد نیست. در نگاه اول، بین این روایت و موارد مذکور تعارض به نظر می رسد، اما باید گفت حل این تعارض نیازی به رجوع به باب مرجحات ندارد، بلکه با دقت در مدلول روایت مشخص می شود که تعارضی در کار نیست. در واقع، آنچه به واسطه موت از انسان منقطع می شود اجر و ثوابی است که به واسطه انجام اعمال کسب می شد نه اینکه اصل عمل منقطع شود، بلکه عمل لازمه حیات است و وقتی حیات بعد از موت ثابت شد عمل نیز بالتبع وجود خواهد داشت، اما دیگر برای این اعمال، ثواب و عقابی نوشته نخواهد شد. مثلاً گوش سپردن به قرآن  کریم در حیات مقتضی اجر و ثواب است «اما احدی از ائمه مذاهب نگفته اند میت بر سماع قرآن  کریم اجر می برد در حالی که میت بدون شک به استناد نصوص و اتفاق اهل سنت قرآن  کریم را استماع می کند، لکن این ادراک مستلزم اجر و ثواب نیست».[52] بنابراین، آنچه به واسطه موت قطع شده اجر و ثواب عمل است نه اصل عمل. لذا می گوییم پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) رد سلام می کنند اما برای این عمل اجری نخواهند داشت؛ رد صلاة می کنند اما برای این عمل اجری نخواهد داشت؛ برای گنهکاران امت استغفار می کنند اما برای این عمل اجری نخواهند داشت.

شاهد بر اینها مواردی است که به عنوان استثنا در ادامه روایت ذکر شده است. وجه مشترک سه مورد مستثنا (صدقه جاریه، علم مورد انتفاع و ولد صالحی که برای میت دعا کند) همگی در وصول ثواب آنها به میت است. بنابراین، به مناسبت حکم و موضوع، آنچه مقطوع شده ثواب عمل است: «بنابراین، مقصود این است که بعضی از اعمال، آثارش تا بعد از موت نیز باقی است و اجرش منقطع نخواهد بود».[53]

شبهه ای که در خصوص این جمع ممکن است به ذهن خطور کند این است که اگر نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله) یا سایر اولیای الهی برای اعمال بعد از موت اجری دریافت نمی کنند، بنابراین انگیزه ای برای انجام دادن اعمالی همچون رد سلام یا استغفار و شفاعت برای مؤمنان نخواهند داشت و کانه عملی لغو خواهد بود؛ و این موضوع پذیرفتنی نیست و از حکمت الهی به دور است.

پاسخ به این شبهه به صورت نقضی، اعمال ملائکه الهی است که آنها نیز به نص قرآن  کریم برای مؤمنان طلب مغفرت می کنند، اما برای این عمل و سایر اعمال خود اجری دریافت نمی کنند: «وَالْمَلَائِکةُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» ؛[54] «الَّذِینَ یحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیؤْمِنُونَ بِهِ وَیسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا».[55]

و حل مسئله به اجمال این است که اولیای خداوند مجرای رحمت الهی، و «گماشتگان برای پذیرایی و پناه خلق اند»[56] و اراده خداوند است که به واسطه ایشان بر خلق جاری می شود نه اراده شخص ایشان؛ به خلاف اعمالی که در دنیا انجام می شد که اراده و اختیار و انتخاب شخص هم در عمل مدخلیت داشت. لذا موضوع ثواب عمل و انگیزه برای آن بعد از حیات دنیا تخصصاً محل بحث نیست.

در واقع انگیزه اصلی، محبتی است که خداوند و اولیاء الهی نسبت به مخلوقات دارند و به خاطر این محبت در قیامت نیز گنهکاران را مورد شفاعت قرار می دهند و برای این «عمل بعد از موت» نیز اجری مطالبه نمی کنند.

نتیجه

تمسک به روایت نبوی (صلّی الله علیه و آله) بر قدرت نداشتن اولیای خدا بعد از موت، بر اجابت، به غرض اثبات شرک کسانی که از ایشان استغاثه یا طلب حاجت دارند، باطل است؛ چراکه اگر میت بعد از موت قدرت بر عمل نداشته باشد نباید صلاة در قبر انبیا را پذیرفت، کمااینکه نباید معتقد بود که پیامبر عزیز اسلام بعد از موت جواب سلام کسی را که به ایشان سلام می دهد، برمی گرداند؛ و همین طور صلاة و درورد بر حضرت (صلّی الله علیه و آله) از طرف ایشان جوابی نخواهد داشت. کما اینکه نباید معتقد بود که اعمال بر ایشان عرضه می شود و حضرت برای گناه امت خویش استغفار می کنند. اما تمام اینها با ادله صحیح در منابع معتبر اهل سنت موجود است و در واقع نقض بر مبنای انقطاع عمل بعد از موت محسوب می شود؛ چراکه تمامی اینها نوعی از انواع عمل است.

اما مراد از انقطاع عمل بعد از موت، به قرینه سه استثنایی که در ادامه روایت آمده بود، اجر عمل است که در دنیا وجود دارد، و بعد از موت دیگر ثوابی برای انسان نوشته نمی شود، مگر در سه چیز: صدقه جاریه، علمی که موجب انتفاع مردم شود، و ولدی که برای والدین خود دعا کند.

 منابع

  1. ۱. القرآن الکریم.
  2. ۲. ابن تیمیه، احمد، جامع المسائل، محقق: عزیر شمس، جده: دار عالم الفوائد للنشر والتوزیع، چاپ اول، 1422ق.
  3. ۳. ابن تیمیه، احمد، مجموعة الرسائل والمسائل، محقق: رشید رضا، بی جا: لجنة التراث العربی، بی تا.
  4. ۴. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت: دار المعرفة، 1379ق.
  5. ۵. ابن حنبل شیبانی، احمد بن محمّد، مسند الامام أحمد بن حنبل، تحقیق: شعیب الأرنؤوط وعادل مرشد وآخرون، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ اوّل، 1421ق.
  6. ۶. ابن عثیمین، محمد، شرح ریاض الصالحین، ریاض: دار الوطن للنشر، 1426ق.
  7. ۷. ابن عثیمین، محمد، فتاوی نور علی الدرب، بی جا: مؤسسة الشیخ محمد بن صالح بن عثیمین الخیریة، چاپ اول، 1427ق.
  8. ۸. ابن عثیمین، محمد، مجموع فتاوی ورسائل، محقق: فهد بن ناصر بن إبراهیم السلیمان، ریاض: دارالوطن - دار الثریا، 1413ق.
  9. ۹. ابن تیمیه، احمد، المسائل والأجوبة، محقق: أبو عبدالله حسین بن عکاشة، قاهره: الفاروق الحدیثة للطباعة والنشر، چاپ اول، 1425ق.
  10. ۱۰. أبو الحسن المبارکفوری، عبید الله بن محمد، مرعاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، هند: إدارة البحوث العلمیة والدعوة والافتاء، الجامعة السلفیة، چاپ سوم، 1404ق.
  11. ۱۱. أبو بکر البزار، أحمد بن عمرو، البحر الزخار (مسند البزار)، تحقیق: محفوظ الرحمن زین الله، وعادل بن سعد وصبری عبد الخالق الشافعی، مدینه: العلوم والحکم، چاپ اول، 1988م.
  12. ۱۲. ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبی داود، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، بیروت: المکتبة العصریة، بی تا.
  13. ۱۳. آل عبداللطیف، عبدالعزیز، دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبدالوهاب، ریاض:دارالوطن، چاپ اول، 1412ق.
  14. ۱۴. البانی، ناصر الدین، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة وأثرها السیئ فی الأمة، ریاض: دار النشر، چاپ اول، 1412ق.
  15. ۱۵. بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر، بی جا: دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.
  16. ۱۶. بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، فتاوی نور علی الدرب، جمعها: الدکتور محمد بن سعد الشویعر، alifta.com
  17. ۱۷. بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، التحقیق والایضاح لکثیر من مسائل الحج والعمرة والزیارة، عربستان: وزارة الشئون الاسلامیة والأوقاف والدعوة والارشاد، وکالة المطبوعات والبحث العلمی، چاپ بیست و دوم، 1425ق.
  18. ۱۸. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة، تهران: دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش.
  19. ۱۹. ترمذی، محمّد بن عیسی، سنن الترمذی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: دار الغرب الاسلامی، 1998م.
  20. ۲۰. خلوتی حنفی، إسماعیل حقی، روح البیان، بیروت: دار الفکر، بی تا.
  21. ۲۱. زهاوی، جمیل صدقی، الفجر الصادق، بیروت: دارالصدیق الأکبر، بی تا.
  22. ۲۲. زینی دحلان، أحمد بن السید، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، دمشق: دار غار حراء، چاپ اول، 1424ق.
  23. ۲۳. سقاف، حسن بن علی، الاغاثة بأدلة الاستغاثة، عمان: مکتبة الامام النووی، چاپ اول، 1410ق.
  24. ۲۴. سیوطی، جلال الدین، الخصائص الکبری، بیروت: دار الکتب العلمیة، 1405ق.
  25. ۲۵. طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الأوسط، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد، عبد المحسن بن إبراهیم حسینی، قاهره: دار الحرمین، بی تا.
  26. ۲۶. طبری، محمّد بن جریر، جامع البیان فی تأویل القرآن، بیروت: دار المعرفة، چاپ اول، 1412ق.
  27. ۲۷. عراقی، أبو الفضل زین الدین، طرح التثریب فی شرح التقریب، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی تا.
  28. ۲۸. علوی مالکی محمد بن السید، تحقیق الآمال فیما ینفع المیت من الأعمال، قاهره: دارالحرمین الشریفین العالمیة، بی تا.
  29. ۲۹. غماری، عبد الله بن محمد بن الصدیق، نهایة الامال فی صحة و شرح حدیث عرض الاعمال، حوزه آنلاین (alhawzaonline.com)
  30. ۳۰. فخر الدین رازی، محمّد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.
  31. ۳۱. قاری، علی، شرح الشفا، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1421ق.
  32. ۳۲. قسطلانی، احمد بن محمّد، إرشاد الساری لشرح صحیح البخاری، مصر: المطبعة الکبری الأمیریة، چاپ هفتم، 1323ق.
  33. ۳۳. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1403ق.
  34. ۳۴. مصطفی بن سعد، مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی، [بی جا]: المکتب الاسلامی، چاپ دوم، 1415ق.
  35. ۳۵. مناوی قاهری، عبد الرؤوف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، مصر: المکتبة التجاریة الکبری، چاپ اول، 1356ق.
  36. ۳۶. نسائی، احمد بن شعیب، السنن الصغری، تحقیق: عبد الفتاح أبو غدة، حلب: مکتب المطبوعات الاسلامیة، چاپ دوم، 1406ق.
  37. ۳۷. نیشابوری، مسلم بن حجّاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله (صلّی الله علیه وآله)، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی تا.
  38. ۳۸. هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، تحقیق: حسام الدین القدسی، قاهره: مکتبة القدسی، 1414ق.
  39. ۳۹. هیئت کبار العلماء، فتاوی اللجنة الدائمة (32) جزءا، تحقیق: أحمد بن عبد الرزاق الدویش، بی جا: الرئاسة العامة للبحوث العلمیة والافتاء، بی تا.
  40. ۴۰. binothaimeen.net
  41. ۴۱. www.madrasato-mohammed.com

 

 پی نوشت ها:

[1]. «ربما أنهم قالوا ذلک بحضرته فیرضی به حتی أن بعض أتباعه کان یقول عصای هذه خیر من محمد لأنها ینتفع بها فی قتل الحیة ونحوها ومحمد قد مات ولم یبق فیه نفع أصلا وإنما هو طارش»؛ زینی دحلان، أحمد بن السید، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص110؛ صدقی زهاوی، جمیل، الفجر الصادق، ص13.

[2]. «وذلک لأن هذا المیت میت جماد، وقد نعی الله سبحانه وتعالی علی المشرکین الذین یدعون الأصنام»؛ ابن عثیمین، محمد، فتاوی نور علی الدرب، ج16، ص16.

[3]. «الأصل فی الأموات أنهم لا یسمعون نداء من ناداهم من الناس»؛ هیئت کبار العلماء، فتاوی اللجنة الدائمة، ج1، ص112.

[4]. آل عبداللطیف، عبدالعزیز، دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبدالوهاب، ج، ص213..

[5]. ابن  عثیمین، محمد، لقاء الباب المفتوح، الموقع الرسمی لفضیلة الشیخ ابن عثیمین.

http://binothaimeen.net/site/index(3723)

[6]. بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، فتاوی نور علی الدرب، ج2، ص106.

[7]. هیئت کبار العلماء، فتاوی اللجنة الدائمة، ج1، ص112.

[8]. «أما الآن وبعد موت النبی (صلّی الله علیه و سلّم) فإن مثل هذه الحال لا یمکن أن تکون لتعذر دعاء النبی (صلّی الله علیه و سلّم) لأحد بعد الموت، کما قال النبی (صلّی الله علیه و سلّم): «إذا مات العبد انقطع عمله إلا من ثلاث: صدقة جاریة، أو علم ینتفع به، أو ولد صالح یدعو له» والدعاء بلا شک من الأعمال التی تنقطع بالموت»؛ ابن عثیمین محمد بن صالح، مجموع فتاوی ورسائل، ج2، ص349.

[9]. بن باز، عبد العزیز بن عبد الله، فتاوی نور علی الدرب، ج2، ص247.

[10]. نیشابوری، مسلم بن حجّاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله (صلّی الله علیه و سلّم)، ج3، ص1255.

[11]. ترمذی، محمّد بن عیسی، سنن الترمذی، ج3، ص53.

[12]. نسائی، احمد بن شعیب، السنن الصغری، ج6، ص251.

[13]. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، ج2، ص24.

[14]. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة، ص200.

[15]. نیشابوری، مسلم بن حجّاج، المسند الصحیح، ج2، ص1845.

[16]. در سنن بابی با عنوان «ذکر صلاة نبی الله موسی علیه السلام ...» آورده که در ذیل آن هفت روایت آمده که همگی به مضمون است و البانی در هر هفت تا حکم به صحت کرده است؛ نسائی، احمد بن شعیب، سنن، ج3، ص215.

[17]. البته در روایات اهل بیت این موضوع وارد نشده است.

[18]. در حالی که هیئت کبار العلماء، که ابن عثیمین نیز از اعضای آن بود، معراج پیامبر  (صلّی الله علیه و آله) را در حالت بیداری دانسته است: «الإسراء والمعراج حصل کل منهما ورسول الله (صلّی الله علیه و سلم) یقظان، کما جاءت بذلک الأدلة الشرعیة»؛ الدویش، أحمد بن عبد الرزاق، فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء (هیئت کبار العلماء)، ج3، ص372.

[19]. ابن  عثیمین، محمد، دروس وفتاوی الحرم المدنی لعام 1416 ه.ق.، مکتبة الشیخ محمد بن صالح العثیمین، http://www.madrasato-mohammed.com

[20]. ابن تیمیه، احمد، المسائل والأجوبة، ص121.

[21]. همان.

[22]. بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج2، ص71؛ نیشابوری، مسلم بن حجّاج، صحیح مسلم، ج4، ص1704؛ ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبی داود، ج4، ص307.

[23]. مصطفی بن سعد، مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی، ج1، ص938.

[24]. ابوداود سجستانی، سلیمان بن اشعث، سنن أبی داود، ج2، 218؛ ابن حنبل شیبانی، احمد بن محمّد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج16، ص477 (تصحیحات روایت در مطالب قبل بیان شد).

[25]. «والاستشفاع به وبغیره هو طلب الدعاء منه»؛ شفاعت به او (پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و غیر ایشان) همان طلب دعا از ایشان است؛ ابن تیمیه، احمد،مجموعة الرسائل والمسائل، ج1، ص11؛ معاصران وهابیت نیز به این موضوع تصریح کرده اند: «اشفع لی إلی ربی فی کذا وکذا، بمعنی: ادع الله لی ...»؛ بن باز، عبد العزیز، التحقیق والإیضاح لکثیر من مسائل الحج والعمرة والزیارة، ص95.

[26]. «فانه إذا قال الإنسان لغیره السلام علیک فقد دعا فی حقه بالسلامة»؛ خلوتی حنفی، إسماعیل حقی، روح البیان، ج2، ص251.

[27]. «السلام بمعنی الدعاء بالسلامة من کل آفة، فإذا قلت لشخص: السلام علیک فهذا یعنی أنک تدعو له بأن الله یسلمه من کل آفة: یسلمه من المرض من الجنون، یسلمه من شر الناس، یسلمه من المعاصی وأمراض القلوب، یسلمه من النار فهو لفظ عام معناه الدعاء للمسلم علیه بالسلامة من کل آفة»؛ ابن  عثیمین، محمد، شرح ریاض الصالحین، ج4، ص380.

[28]. «فإن الدعاء نوع من الشفاعة کما ثبت ذلک فی الحدیث الصحیح عن النبی (صلّی الله علیه و آله)»؛ ابن  عثیمین، محمد، مجموع فتاوی ورسائل، ج2، ص348.

[29]. «السلام بمعنی الدعاء بالسلامة من کل آفة»؛ ابن  عثیمین، محمد، شرح ریاض الصالحین، ج4، ص380.

[30]. «فإن الدعاء نوع من الشفاعة کما ثبت ذلک فی الحدیث الصحیح عن النبی (صلّی الله علیه و آله)»؛ ابن  عثیمین، محمد، مجموع فتاوی ورسائل، ج2، ص348.

[31]. «وبعد موت النبی (صلّی الله علیه و سلم) فإن مثل هذه الحال لا یمکن أن تکون لتعذر دعاء النبی (صلّی الله علیه و سلم) لأحد بعد الموت، ... والدعاء بلا شک من الأعمال التی تنقطع بالموت»؛ همان، ج2، ص349.

[32]. «قِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ، أَمَّا السَّلاَمُ عَلَیک فَقَدْ عَرَفْنَاهُ، فَکیفَ الصَّلاَةُ عَلَیک؟ قَالَ: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ، وَعَلَی آلِ مُحَمَّدٍ»؛ بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج6، 120، ح4797.

[33]. «وأخرج الطبرانی فی الأوسط بإسناد لا بأس به من حدیث أنس ـ رضی الله عنه ـ ، قال: قال رسول الله (صلّی الله علیه و سلم): من صلی علی بلغتنی صلاته»؛ أبو الحسن مبارکفوری، عبید الله بن محمد، مرعاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح، ج3، ص262.

[34]. طبرانی، سلیمان بن أحمد، المعجم الأوسط، ج2، ص178، ح1642.

[35]. «(إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُمْ)، بمعنی: إن دعاءک»؛ طبری، محمّد بن جریر، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج14، ص458؛ «لَا شَک أَنَّ الصَّلَاةَ فِی أَصْلِ اللُّغَةِ عِبَارَةٌ عَنِ الدُّعَاءِ، فَإِذَا قُلْنَا صَلَّی فُلَانٌ عَلَی فُلَانٍ، أَفَادَ الدُّعَاءَ»؛ فخر الدین رازی، محمّد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج16، ص136.

[36]. أبو بکر البزار، أحمد بن عمرو، البحر الزخار (مسند البزار)، ج5، ص308.

[37]. البانی، ناصر الدین، سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة وأثرها السیئ فی الأمة، ج2، ص404، ح 975.

[38]. «وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِیحِ»؛ هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص24.

[39]. «وَأخرج الْبَزَّار بِسَنَد صَحِیح من حَدِیث ابْن مَسْعُود مثله»؛ سیوطی، جلال الدین، الخصائص الکبری، ج2، ص418.

[40]. «وَرَوَی أَبُو بَکرٍ الْبَزَّارُ فِی مُسْنَدِهِ بِإِسْنَادٍ جَیدٍ عَنْ ابْنِ مَسْعُودٍ»؛ عراقی، أبو الفضل زین الدین، طرح التثریب فی شرح التقریب، ج3، ص297.

[41]. «وفی حدیث ابن مسعود عند البزار، بإسناد جید، رفعه: حیاتی خیر لکم، ووفاتی خیر لکم، تعرض علی أعمالکم»؛ قسطلانی، احمد بن محمّد، إرشاد الساری لشرح صحیح البخاری، ج2، ص440.

[42]. «فیما رواه الحارث بن أبی أسامة فی مسنده والبزار بإسناد صحیح: (حیاتی خیر لکم) وهو ظاهر (وموتی لکم) قال الدلجی بشهادة وَما کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ حیا ومیتا انتهی وغرابته لا تخفی فالأظهر أن یقال لأنه قال تعرض علی أعمالکم»؛ قاری، علی، شرح الشفا، ج1، ص45.

[43]. غماری، عبد الله بن محمد بن الصدیق، نهایة الامال فی صحة و شرح حدیث عرض الاعمال، ص6.

[44]. البته ابن حجر تصریح به صحت نمی کند، بلکه مضمون کلام او دال بر عقیده به صحت روایت است: «وَلَوْ کانُوا مِنْ أُمَّةِ الْإِجَابَةِ لَعَرَفَ حَالَهُمْ بِکوْنِ أَعْمَالِهِمْ تُعْرَضُ عَلَیهِ»؛ ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج11، ص385.

[45]. مناوی نیز تصریح به صحت ندارد اما در مقام شمردن خصوصیات پیامبر(صلّی الله علیه وسلم) بعد از موت به این مطلب اشاره می کند: «(... وإن رأیت) فیها (شرا استغفرت لکم) أی طلبت لکم مغفرة الصغائر وتخفیف عقوبات الکبائر»؛ مناوی قاهری، عبد الرؤوف، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، ج3، ص401.

[46]. «فمما قدمناه بان أن الذین صححوا الحدیث من أهل الحدیث: 1. الحافظ النووی؛ 2. والحافظ ابن التین؛ 3. والحافظ القرطبی؛ 4. والحافظ القاضی عیاض؛ 5. والحافظ ابن حجر العسقلانی کما نقل ذلک عمن تقدم ذکرهم فی الجمع بینه وبین حدیث الشفاعة کما فی الفتح (11/ 385)؛ 6. والحافظ زین الدین العراقی إمام زمانه؛ 7. وولده الحافظ ولی الدین العراقی أبو زرعة؛ 8. والإمام الحافظ السیوطی؛ 9. والحافظ الهیثمی کما فی مجمع الزوائد؛ 10. وکذا المحدث المناوی فی فیض القدیر؛ 11. وکذا الحافظ المحدث السید أحمد الغماری؛ 12. وکذا مولانا محدث العصر المحقق سیدی عبد الله بن الصدیق. وهؤلاء الأئمة النقاد بلا شک ولا ریب»؛ سقاف، حسن بن علی، الإغاثة بأدلة الاستغاثة، ص13.

[47]. «ولا أشک أن الألبانی ضعف الحدیث لا لضعف سنده وإنما لمخالفته لمشربه فقط»؛ همان.

[48]. «ومن کان مؤهلا للمناقشة فی علم الرجال واعترض علی ما قررناه مما تبعنا فیه أهل الشأن فلیناظرنا ولیباحثنا فی ذلک، مع أنی لم أر إلی الآن أحدا من أهل العلم المعتبرین ضعف حدیث (عرض الأعمال)»؛ همان، ص14.

[49]. «وأما عرضُ الأعمالِ علیه فإنها تُعْرَضُ علیه، وهو حق»؛ ابن تیمیه، احمد، جامع المسائل، ج4، ص192.

[50]. همان، ج2، ص349.

[51]. نیشابوری، مسلم بن حجّاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلی رسول الله (صلّی الله علیه وسلم)، ج3، ص1255.

[52]. «ولم یقل أحدٌ من أئمة الدین أن المیت یؤجَر علی استماعِه للقرآن ... والاستماع الذی یؤجَر علیه من الأعمال، والمیت یسمع بلا ریب، کما ثبتَ ذلک بالنصوصِ واتفاقِ أهل السنة ... لکن الإدراک لا یستلزم أن یکون مما یؤجَر علیه ویثَابُ علیه»؛ ابن تیمیه، احمد، جامع المسائل، ج3، ص131.

[53]. «وإنما المقصود أن بعض الأعمال تستمر آثارها حتی بعد الموت فلا ینقطع أجرها بتکرر ذلک. ولذا قال: "إلا من ثلاث"؛ علوی مالکی، محمد بن السید،تحقیق الآمال فیما ینفع المیت من الأعمال، ج1، ص13.

[54]. سوره شوری (42): آیه 5.

[55]. سوره غافر (40): آیه 7.

[56]. «فَإِنَّک (پیامبر (صلّی الله علیه و آله))  کرِیمٌ تُحِبُ الضِّیافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَة»؛ مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار، ج99، ص212.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

آسيب‏ شناسى جريان‏هاى تكفيرى و ...، از منظر مقام معظم رهبرى

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش