اطلس > جریان ها > التکفیر و الهجره

التکفیر و الهجره

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۷ تعداد بازدید: 563

پس از اینکه گروهی از مسلمانان تندرو در قاره شیخ محمد حسین ذهبی، وزیر سابق امور اوقاف و الازهر را در ژوئیه 1977 (1356ش) ربودند و به قتل رساندند، رسانه های گروهی مصر این گروه را جماعت التکفیر و الهجره نامیدند.



نويسنده : یوهانس جی.جی یانسن

پس از اینکه گروهی از مسلمانان تندرو در قاره شیخ محمد حسین ذهبی، وزیر سابق امور اوقاف و الازهر را در ژوئیه 1977 (1356ش) ربودند و به قتل رساندند، رسانه های گروهی مصر این گروه را جماعت التکفیر و الهجره نامیدند. از این عبارت نمی توان تعریف ساده ای به دست داد، اما معنای آن روشن است: «جماعتی که مسلمانان [ظاهری و خائن] را به کفر متهم می کند» (تکفیر) و از مسلمانان [واقعی] می خواهد که از سرزمین الحاد، مصر امروزی، »مهاجرت» (هجرت) کنند.

اما این نامی نبود که گروه برای خود برگزیده باشد. این نام که برای گروه به وسیله مقامات مصری انتخاب شده بود توجه مردم را به دو اصل اعتقادی گروه جلب می کرد که کمترین جذابیت را، برای عامه مصری داشت: مسلمانان واقعی باید به جوامع سیاسی تحت کنترل مسلمانان مهاجرت کنند و از جوّ بی اعتقادی مصر سکولار دور شوند؛ و مردمی که مطابق قرآن زندگی نمی کنند، مسلمان نیستند، بلکه کافرند.

اما نامی که گروه برای خود برگزیده بود «جماعت المسلمین» بود. این نام بیانگر اشتیاق به انحصارگری مذهبی است. بنابراین به نظر می رسد که این گروه خود را تنها جامعه حقیقی مسلمانان می دانست. هرکس از عضویت در گروه امتناع می کرد یا درصدد ترک آن بر می آمد، دشمنی خود را با خدا اعلام می کرد و می بایست همانگونه نیز با او برخورد شود. به گفته یکی از اعضای سابق گروه که جان سالم به در برده بود، هر کس که درصدد ترک گروه بر می آمد به مرگ تهدید می شد که مجازات سنّتی ارتداد و ترک دین در اسلام است. کسانی که می خواستند گروه را ترک کنند از هم قطارانشان به وحشت می افتادند و از این رو به طعمه آسانی برای عوامل ادارات مخفی مصر تبدیل می شدند. به این گونه است که گروه بدین طریق به مرکز بازی پیچیده اطلاعات و ضد اطلاعات تبدیل می شود که افراد ناوارد از آن سر در نمی آورند. هر جرمی که ظاهراً اعضای گروه مرتکب شده اند ممکن است به وسیله عوامل حکومت یا به تحریک آنها انجام گرفته باشد.

رهبری گروه را شُکری احمد مصطفی (تولد1321ش/1942) برعهده داشت که در 29 مارس 1978/9 فروردین1357، همراه با مرتکبین واقعی قتل شیخ ذهبی اعدام شد. تعالیم شکری بر این اساس بود که کلیه جوامع امروزی غیر اسلامی اند؛ و تنها اعضای این گروه مسلمان واقعی اند و نظام سنتی فقه اسلامی را باید مردود شمرد، زیرا کلام خدا نیست، بلکه ساخته انسان است:«ما سخنانی را که به معاصران پیامبر نسبت داده شده است یا عقاید فقها را نمی پذیریم. ما اتفاق نظری علمای پیشین یا اجماع یا اصنام دیگری نظیر قیاس را قبول نداریم. چگونه سخنان انسان های محض می تواند منبع هدایت الاهی باشد؟» (ابوالخیر، 1980، ص9، 139).

این گونه اظهارات بیانگر رد تقریباً کامل فقه و حدیث و در نتیجه ردّ اسلام، به استثنای قرآن است. شکری در دادگاه حتی درباره قرآن نیز تأیید کرد که مطمئن نیست انتقال آن بدون خطا صورت گرفته باشد. شکری آنچه را درباره تاریخ اسلام در دست است «داستان هایی که در اصالت آنها تردید است» نامید. تفاوت میان این نظریات و آموزش های خط فکری مسلمانان بنیادگرای امروزی که درصدد اجرای کامل قوانین سنتی اسلامی در زندگی عمومی و خصوصی هستند، از این بیشتر نمی توانست باشد. در واقع نیز این جنبش به شکل فاحشی با جنبش های بنیادگرایی اسلامی سنتی تر دهه های 1970 و در 1980/ 1350 و 1360ش متفاوت بوده است. در حالی که جریان اصلی اسلام تندرو خواستار به کار بستن قوانین اسلامی در کل خود و به هر بهایی بود، جنبش شکری خواستار کنار گذاردن قانون اسلامی در شکل سنتی آن بود.

با وجود این، جالب توجه است که مقامات مصری برای سرکوب عمومی جریان احیای بنیادگرایی اسلامی در مصر در اواخر دهه 1970/1350ش، از جنبش شکری بهره گرفتند. در تابستان 1977/1356ش مقامات مصری به این نتیجه رسیدند که راهی جز مهار کل جنبش اسلامی در پیش ندارند. این مطلب که جنبش سازمان دهی ضعیفی داشت چندان مهم نبود، امر مهم اصرار آن بر به کاربردن قوانین اسلامی بود که اقتدار حکومت را زیر سوال می برد، تخم انقلاب می پراکند و خواهان برقراری یک دولت اسلامی غیر سکولار بود. سرویس های مخفی دقیقاً به این دلیل می توانستند از گروه شکری استفاده کنند که محکوم کردن بدون انعطاف مرتدین، اعضایی از گروه را که در فکر دوری جستن از نظریات آن بودند به آغوش مقامات می انداخت. این افراد به این نتیجه می رسیدند که تا زمانی که مجبورند در گروه باقی بمانند، فعالیت به عنوان شاخک های اطلاعاتی حکومت یا عوامل آن سودمند خواهد بود. باید نتیجه گرفت که این مهم ترین نقش «التکفیر و الهجره» بوده است، جنبشی که دوام نیاورد.

بنیادگرایانی نظیر جنبش شکری، [بخشی از] پاسخی طبیعی به سیاست جداسازی دین از سیاست نخبگان حاکم در جهان مسلمان بوده است. بنیادگرایان اسلامی، نظیر شکری و پیروان او درصدد آن اند که قدرت دولت مدرن قَدر قدرت را در دست های بهترین و شایسته ترین مسلمانان قرار دهند. این دل مشغولی نسبت به قدرت دولت است که آنها را در چشم مقامات تا به این حد خطرناک جلوه گر ساخته است. اما در بازنگری گذشته این مطلب واضح است که شکری مصطفی [به دلیل برداشت و عملکرد خاصّش نسبت به آموزه های دینی] هرگز پیروانی از توده مردم نیافت و التفکیر و الهجره به جای اینکه یک جنبش احیای واقعی باشد بیانگر یک فرقه بود.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ظهور و انحطاط انصار الشریعة در لیبی

شبکه حقانی (2)

طالبان پاکستان

گردان های عبدالله عزام

طالبان

سپاه صحابه(2)

جیش محمد

جنبش اسلامی ترکستان شرقی

انصار الشریعه یمن

سلفیت سنتی(وهابی) در یمن

التوحید و الجهاد فی ارض الکنانه (توحید و جهاد در مصر)

لواء التوحید

جنبش نورالدین زنکی

جنبش انصار الدین مالی

اخوان المسلمین اردن

عمليات درع الفرات

اخوان المسلمين يمن

جیش الحر السوری

حرکه احرار الشام الاسلامیه

المرابطون (مالی)

القاعده فی بلاد المغرب الاسلامی

انصار الشریعه تونس

جیش احرار الشام

جنبش حسم «حرکة سواعد مصر»

جماعت اسلامی اندونزی

الشباب المجاهدین

هیئه تحریر الشام

جماعة المسلمين في بلاد الشام

جیش محمد فی بلاد الشام

سرایا مروان حدید

جماعت انصار بیت المقدس

جنبش انصار الشریعه لیبی

کتیبه صقور العز

اجناد القوقاز

التکفیر و الهجره

جند الاقصی

حرکه الفجر الاسلامیه

حرکه شام الاسلام

جیش المهاجرین و الانصار                                          

الکتبیه الخضراء

احرار الشام

تحریر الشام

آل شیخ

القاعده عراق

دیوبندیه در پاکستان

تقابل دیوبندیه با جریان ها و مذاهب دیگر

اندیشه های طیف حیاتی جریان دیوبندیه

اندیشه های گرایش «مماتی» جریان دیوبندیه

امارت اسلامی قفقاز

دورنمائی از مکتب دیویند (2)

دورنمائی از مکتب دیویند (1)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

جريان نوسلفي‌ها

داعش 2017/دگرگونی ها و تاکتیک ها

گروهک تروریستی ـ تکفیری جندالله

آشنایی با گروهک تررویستی جندالشیطان

گروه تکفیری ریاض الصالحین

حدادیه

سازمان جماعة التبلیغ

النهضه تونس؛ از «حرکت» تا «حزب»

وهابیت تکفیری (دوران تاسیس و تثبیت)

قبیله انحراف

تحریک نفاذ شریعت محمدی

سلفیه درباری

جیش محمد

حرکت النهضه تونس

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

شباب محمد (آکادمی ارتش)

گونه شناسی جریان های فکری و جنبش های اسلامگرا

احزاب سلفی در مصر

گروه طالبان

شبکه ی حقانی (1)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره سوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار (دوره دوم)

وهابیت و خاندان سعود، از ظهور تا اقتدار(دوره اول)

جريان نوسلفي‌ها در دوران معاصر (2)

اخوان المسلمین سوریه

القاعده در تانزانیا

القاعده در کنیا

جماعت تبلیغ

سلفی گری در شبه قاره هند

جریان شناسی جماعت التبلیغ و الدعوه

دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت

جریان های تکفیری عراق

حزب التحریر ازبکستان

سلفی گری در پاکستان

جريان های سلفی در تونس

جماعت اخوان المسلمین: ریشه ها و روندها

سازمان القاعده

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

بوکوحرام

خلافت داعش، موافقان و مخالفان

لشکر طیبه

اخوان المسلمين و شيعه (بخش دوم)

اخوان المسلمين و شيعه (بخش اول)

گروههای تروریستی در آفریقا

حرکت المجاهدین

سیر شکل گیری جریان دیوبندیه در شبه قاره هند

گروههای تروریستی در آفریقا

حزب التحریر: آسیب ها وتحریف ها

آشنایی با داعش

سپاه صحابه

طالبان

لشگر جهنگوی

اخوان‌المسلمین امارات؛ پیوندی دیرهنگام

اخوان المسلمین عربستان؛ زندگی گیاهی

اخوان اصیل (حسن البناء)؛ جریانی در رؤیای اصلاح

اخوان المسلمین قطر؛ حرکتی خزنده

سروریه

حازمیه

اخوان در عربستان

البانیه

جریان جامیة یا عالمان درباری

حرکت جهیمان العتیبی

جریان اخوان‌التوحید

جریان های سلفیه