مقالات > هجوم وهابیان به مدینه منوّره

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۸/۱ تعداد بازدید: 68

یکی از اقدامات وحشیانه وهابیان در تاریخ و گذشته سیاه خود هجوم به مدینه منوره در سال 1222ه.ق بود. وهابی ها به سرکردگی «سعود»در صدد تسخیر شهر پیامبر برآمدند.



نويسنده : ایوب صبری پاشا
کلمات کليدي : جنایات و هابیت، مدینه، کشتار مردم، هجوم به مدینه

در سایه حصار مستحکمی که به فرمان «سلطان سلیمان»[1] به اطراف مدینه منوّره کشیده شد، ساکنان آن شهر مقدس به مدت 274 سال از یورش اشقیای اعراب بدوی در آسایش و آرامش زندگی کردند، تا در سال 1222ق گرفتار هجوم ویرانگر وهابیان شدند.

ددمنشان وهابی به سرکردگی «سعود»[2] در صدد تسخیر شهر پیامبر برآمدند. بادیه‌نشینان اطراف مکّه را به اطاعت خود درآورده، به سوی مدینه منوّره عزیمت کردند. بادیه‌نشینان این سامان را نیز به تحت فرماندهی خود درآوردند، آنگاه سپاهی عظیم فراهم ساخته، به سوی هجرتسرای رسول گرامی(صلی الله علیه وآله) گسیل کردند.

دو تن از شریران به نام‌های: «بدای بن بدوی» و «نادی بن بدوی» را به سرکردگی آنان منصوب نمودند.

فرماندهان این گروه، بدوی‌های ساکن در اطراف مدینه را با تهدید و ارعاب به پذیرش آیین ساختگی وهابیت وادار کرده، آنان را تحت اطاعت و انقیاد درآوردند و مراتب را به «سعود بن عبدالعزیز» گزارش دادند.

سعود نامه هایی به عنوان دعوت به آیین پوشالی وهابیت، خطاب به اهالی مدینه ارسال و مطالبه پاسخ کرد.

وی این نامه را توسط فرد گمراهی به نام «صالح بن صالح» به مدینه منوّره فرستاد. بدای و نادی، دو پسران بدوی، اگرچه توانستند اعراب ناحیه مدینه را به اطاعت سعود وادارند، لیکن برای رسیدن به این مقصود، روستاهایی که به آتش کشیدند، اموالی که به غارت بردند و خونهایی که به جرم «تردید در پذیرش آیین وهابیت» ریختند، بیرون از حدّ احصاء و شمار است.

برگردانِ نامه سعود بن عبدالعزیز، خطاب به اهالی مدینه، به فارسی:

به نام خداوند، صاحب روز رستاخیز.

درود بر پیروان راه هدایت، از اعیان، اشراف، علما، تجّار و دیگر طبقات.

من شما را به اسلام فرا میخوانم، چنانکه خداوند منّان فرموده: «بی‌گمان دین در نزد خداوند اسلام است»;[3] «هرکس بهجز اسلام، آیین دیگری جستوجو کند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است.»[4]

شما جایگاه خود را در نزد ما میدانید. شما به جهت همجواری با حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) مورد محبّت ما هستید. ما هرگز نمی‌خواهیم در مورد شما کاری انجام دهیم که به ضرر شما باشد و یا عرصه را بر شما تنگ سازد.

ما با ساکنان خانه خدا و حرم امن الهی نیز چنین کردیم. از روزی که آنها به فرمان ما گردن نهادند، جز احترام از ما ندیدند.

ما عازم زیارت حرم رسول خدا هستیم، اگر دعوت اسلام را پذیرا شوید، در امان خدا و در تحت حمایت من بوده، از هرگونه تجاوز به جان و مال مصون و محفوظ خواهید بود.

پاسخ این نامه را توسط پیک من «صالح بن‌صالح» بفرستید، آنچه بر زبان او جاری شود، رأی و اندیشه من همان است. «والسلام»

هنگامی که این نامه به وسیله «صالح بن‌صالح» به اهالی مدینه رسید، به صورت فجیعی آنها را به وحشت انداخت. آنها چون از فاجعه وحشتناک طائف آگاهی داشتند و همه یکتاپرستان پس از فاجعه جانگداز طائف دچار بحران عجیبی شده بودند، به سختی دچار وحشت و اضطراب شدند و نتوانستند به نامه «سعودبن عبدالعزیز» پاسخ دهند، نه مثبت (آری) و نه منفی (نه).

در اثر بی‌جواب ماندن نامه «سعود» از سوی اهل مدینه، در اواسط سال تحریر نامه (1222 ه.) «بدای بن بدوی» پس از تسخیر «ینبوع البحری» در صدد محاصره مدینه منوّره، هجرتسرای پیامبر(صلی الله علیه وآله) برآمد و هجوم گستردهای را با لشکری جرّار، از سوی باب «عنبریّه»، به این شهر آغاز کردند که با قافله حجاج شامی روبهرو شدند.

حجاج شامی و نیروهای انتظامی که آنان را همراهی می‌کردند، به دستور «عبدالله پاشا» امیر الحاج قافله شام، به مدت دو ساعت با وهابیان درگیر شدند و سپاه «بدایبن بدوی» را تار و مار ساختند و حدود 200 نفر از اشقیای وهابی را به خاک مذلّت انداختند.

تا هنگامیکه عبدالله پاشا مشغول انجام فریضه حج و زیارت حرمین شریفین بودند، اهالی مدینه تا حدی از هجوم وهابیان در امان بودند، لیکن به مجرد اینکه قافله شام از مدینه منوّره فاصله گرفت، بدای بن بدوی مدینه منوّره را محاصره کرد و سه دهکده «قبا»، «عوالی» و «قربان» را به تصرّف خود درآورد.

آنگاه دو سنگر مستحکم بنیاد نهاده، نگهبانانی بر آنها گمارد. همه راه‌های ورودی مواد غذایی را بست، بستر چشمه «زرقا» را ویران نمود. به این وسیله اهالی مدینه را دچار قحطی، گرانی و بی‌آبی کرد.

معجزه‌ای بزرگ

در آن هنگام که بدای بن‌بدوی مسیر چشمه زرقا را ویران کرد و اهالی مدینه را به تشنگی و بی‌آبی مبتلا ساخت، آب چاهی که از عصر رسالت پناه در حرم مطهر پیامبر و در قسمت روضه منوّره بود و از قرن‌ها پیش آبش تلخ و غیر قابل شرب شده بود، از لطف و عنایت پروردگار شیرین و مطبوع گردید و همه اهالی مدینه را تا رفع محاصره از بی‌آبی نجات داد.

ایّام محاصره مدّتی بس طولانی شد و به درازا کشید، مردم محاصره شده به امید اینکه امروز و فردا قافله شام می‌رسند و وهابیان را قلع و قمع می‌کنند و ما را از محاصره رها می‌سازند، به هر سختی تن دادند و هر مشکلی را تحمل کردند، ولی ابراهیم پاشا امیر الحاج قافله شام، به جهت اینکه قدرت مقابله با سپاه بدای بن بدوی را نداشت و یا به علّت دیگر، گفت:

«اهالی مدینه باید قلعه مدینه را به وهابیان واگذار کنند!»

اهالی مدینه به خیال اینکه ابراهیم پاشا با بدای بن بدوی ملاقات کرده، برای اهالی مدینه امان نامه گرفته است، نامه زیر را نوشته، توسط نمایندگان خود: محمد طیّار، حسن قلعی چاوش، عبدالقادر الیاس، و علی صویغ، نزد سعود بن‌عبدالعزیز فرستادند.

برگردانِ نامه اهالی مدینه به سعودبن عبدالعزیز:

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر.

ستایش بر پروردگار عالمیان، درود و سلام بر پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله)، بهترین تحیّت‌ها را به شیخ سعود تقدیم کرده، از خداوند خواستاریم که او را بر آنچه مورد خشنودی حق تعالی است موفق بدارد.

اما بعد، بر شما پوشیده نیست که «ابراهیم پاشا قطیر آغاسی» امیر قافله حج، هنگامی که به اینجا آمد و محاصره مدینه طیبه را توسط «شیخ بدای» مشاهده کرد، در این رابطه با او گفت و گو کرد. وی اظهار کرد که از سوی شما به این کار مأموریّت یافته است.

ما می‌دانستیم که شما برای مجاورین حضرت رسالت پناه به جز خیر، هیچ اراده‌ای نمی‌کنید، مناسب دیدیم که اوضاع را به آگاهی شما برسانیم.

از این رهگذر، اعیان و اشراف و حکّام منطقه گرد آمدند و از میان خود چهار نفر امین و عاقل برگزیده، آقایان: محمد طیّار، حسن قلعی چاوش، عبد القادر الیاس و علی صویغ را به سوی جنابعالی فرستادند.

از خداوند منّان میخواهیم که این نمایندگان با پاسخی از سوی شما بازگردند که ما را قرین شادی و سرور نمایند. انشاءالله.»

سعود پس از دریافت این نامه، با سخنان تند و اهانت آمیز، نمایندگان مدینه را مورد عتاب و خطاب قرار داد.

نمایندگان مردم مدینه کینه دیرینه سعود را در مورد اهل مدینه، از سخنان تند و تیز او احساس کرده، خود را به پاهای او انداختند و تقاضای عفو و امان کردند.

سعود در پاسخ آنها گفت:

از این نوشتار استفاده می‌شود که شما درصدد پذیرش آیین حق و اطاعت و انقیاد در برابر من نیستید، بلکه بر اثر محاصره، به قحطی و گرانی وبی‌آبی افتاده، برای رفع حصر و دفع تشویش، از درِ سازش و ملاطفت برآمدهاید.

شرایطی را برای شما اعلام می‌کنم، اگر طالب عفو و امان باشید، چاره ای جز پذیرش این شرط‌ها ندارید.

پس از پذیرش این شرط‌ها، اگر کوچکترین حرکتی بر خلاف افکار من از شما سر بزند، همانند اهل طائف همه شما را نابود می‌کنم.

سعود با قرائت مکرّر در مکرّر گفتار بالا، نمایندگان مدینه را به پذیرش شرایط تحمیلی خود مجبور ساخت.

شرایط تحمیلی سعود به نمایندگان مدینه را در کتاب «تاریخ وهابیان» آورده‌ایم.[5]

نمایندگان مردم مدینه پیشنهادهای خانمانسوز سعود را پذیرا شده، با دریافت امان و عفو عمومی، به مدینه برگشتند.

اهالی مدینه ناگزیر مفاد آن را پذیرفتند و طبق ماده هفتم قرارداد، قلعه مدینه را به بدای بن بدوی تسلیم کردند و تعداد 70 نفر از سوی ایشان وارد حصار مدینه شده، نگهبانی قلعه را به دست گرفتند و به اجرای دیگر موادّ مندرج در آن معاهده پرداختند. یکی از موادّ معاهده تخریب گنبد و بارگاه بر فراز قبور اهل بیت(علیهم السلام) بود. اهالی مدینه اگرچه به ظاهر همه موارد عهد نامه را پذیرفتند و در اجرای مواد آن شتاب و صمیمیّت نشان دادند، لیکن هرگز از ظلم و تعدّی رهایی نیافتند. پذیرش آیین وهابیت اگرچه به صورت جدّی و از اعماق دل نبود، ولی همین پذیرش ظاهری آن نیز پیامدهای خطرناکی برای آنها در پیداشت. اهالی مدینه عرض حالی به امپراتوری عثمانی نوشته، به استانبول فرستادند و منتظر پاسخ ماندند.

سه سال به این منوال گذشت و هیچ امدادی از دولت عثمانی نرسید. پس از نومید شدن از امداد امپراتوری عثمانی، به ناگزیر از سعود طلب عفو و امان نمودند.[6]

آنها این نامه را توسط «حسین شاکر» و «محمد رسغایی» به درعیه فرستادند.

سعود بن عبدالعزیز که قبلاً از استمداد و استرحام اهالی مدینه از امپراتوری عثمانی آگاه شده بود، فرستاده های اهالی مدینه را به حضور نپذیرفت و برای اعمال تضییقات بیشتر به ساکنان دارالهجره، که از سه سال پیش سینه های خود را آماج جنایات بیشمار او کرده بودند، با لشکری جرّار به سوی آنها حرکت نمود.

اعراب بادیه‌نشین، سعود را به عنوان پادشاه نواحی درعیه پذیرفته بودند، او نیز از این پذیرش تحمیلی باد به غبغب انداخته، نامه‌های ارسالی اش را به عنوان: «إمام الدّرعیة المجدیّة و الأحکام الدّعوة النّجدیّة» مهر و امضا می‌کرد.

سعود در لحظه ورود به مدینه منوّره، فرمان داد که باید همه گنبدها و بارگاه‌ها ویران گردد و باید هر گنبدی به دست خادمان آن حرم مطهّر تخریب شود. اهالی مدینه اگرچه بر اساس سوّمین مادّه معاهده خود با سعود، بسیاری از گنبدها را تخریب کرده بودند، ولی بر تعدادی از مشاهد مشرّفه جرأت نیافتند.

خادم حرم مطهر حضرت حمزه سید الشّهدا، به بهانه اینکه در اثر ضعف و پیری قدرت تخریب آن حرم مطهر را ندارد، عذر آورد، سعود شخصاً با عدهای از نزدیکان خود به حرم مطهر حضرت حمزه رفته، به یکی از اشقیا فرمان داد که به تخریب گنبد آن حضرت بپردازد.آن شقی به مجرد قرار گرفتن بر فراز گنبد مطهّر، از روی گنبد به قعر جهنم سقوط کرد و به هلاکت رسید.

سعود پس از مشاهده این واقعه، از تخریب گنبد منصرف شده، به کندن درِ حرم و سوزاندن آن بسنده کرد.

آنگاه به میدان «مناخه» رفت و بر فراز تختی که از پیش تهیه شده بود قرار گرفت و با صدای رسا اعلام کرد که شما چون از پذیرش آیین وهابیت سرباز زدهاید، همه منافق هستید و میخواهید که در شرک باستانی خود باقی بمانید.

آنگاه به نگهبانان دستور داد که همه اهالی را در میدان مناخه گرد آورند و هر کس مخالفت کند، با او همانگونه رفتار شود که با اهالی طائف انجام شد. او در حالی که این جنایت را «عدالت مذهبی»(!) می‌نامید، با تعبیرات زشت و ناپسندی به تهدید و ارعاب آنها پرداخت.

فرمان گرد آمدن مردم در میدان مناخه توسط جارچی‌ها اعلام شد ودرهای قلعه بسته شد. اهالی مدینه مطمئن شدند که همانند اهالی طائف قتل عام خواهند شد، از اینرو، همسران خود را وداع کردند و با فرزندان خود دیده بوسی نموده، در میدان مناخه گرد آمدند.

مردها در یک سوی میدان و زن‌ها در دیگر سو صف کشیده، چشم حسرت بر گنبد رسول الله(صلی الله علیه وآله) دوختند.

تا آن روز چنین روز سیاهی در مدینه منوره مشاهده نشده بود. سعود همه نگهبان‌های بومی را از حصار مدینه بیرون راند و به جای آنها نگهبانان وهابی گماشت و از میان اهالی مدینه، شخصی به نام: «حسن قلعی چاوش» را که بیش از همه به او اعتماد داشت به عنوان «والی مدینه» برگزید و فرماندهی قلعه را بر عهده او نهاد و خود به سوی «درعیه» مراجعت نمود.

پس از مدتی موسم حج فرا رسید، سعود نیز از درعیه به سوی مکّه معظمه شتافته، پس از مناسک حج رهسپار مدینه شد.[7]

هنگامی که قافله شام چند منزل از مدینه دور شد، سعود شخصاً در محکمه حضور یافت و به سپاه بی‌فرهنگ خود فرمان داد که همه زر و زیور و جواهرات گران‌بهای موجود در روضه مطهر و گنجینه‌های حرم نبوی را غارت کنند.

پس از این گستاخی، دستور داد گنبدهایی را که تا آن روز تخریب نشده بود، منهدم سازند. آنگاه درصدد برآمد که گنبد روضه مطهر رسالت پناه را نیز تخریب نماید، که در اثر تضرّع و التماس اهالی صرف نظر کرد و به صورت نیمه ویران فرو گذاشت.

سپس در مورد تحکیم و مرّمت سازی حصار مدینه، دستوراتی صادر کرده، همه اهالی مدینه را در مسجد النّبی گرد آورد و درهای مسجد را بسته، بر فراز منبر قرار گرفت و اینگونه سخن آغاز کرد:

ای اهالی مدینه، هدف من از گرد آوردن شما در اینجا این است که یک پند و اندرز به شما دهم و پیروی کامل شما را از دستورها و فرمانهایی که صادر خواهم کرد، گوشزد نمایم.

ای اهالی مدینه، بر اساس آیه شریفه: اَلْیَوْم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ ...[8] دین شما امروز به کمال رسید، به نعمت اسلام مشرف شدید، حضرت احدیت از شما راضی و خشنود گردید.

دیگر، ادیان باطله نیاکان خود را رها کنید. هرگز از آنها به نیکی یاد نکنید. از درود و رحمت فرستادن بر آنها به شدّت بپرهیزید; زیرا همه آنها به آیین شرک درگذشته‌اند.

اعمال، اطاعات و عبادات خود را در کتاب‌هایی که به دست علما سپردهام، تعیین و مشخص کرده‌ام. باید در پای درس‌های خواجگان حضور پیدا کرده، بر پندها و اندرزهای آنها گوش بسپارید و به مقتضای رهنمودهای آنان گام بردارید.

اگر کسی از میان شما درصدد اعتراض و مخالفت درآید، جان و مال و زندگی‌اش را بر سپاهیانم مباح کرده‌ام.

بر اساس دستورات مؤکّدی که به آنها داده‌ام، شما را به زنجیر می‌کشند، زن و بچّه‌هایتان را به اسارت برده، مردانتان را به دلخواه شکنجه خواهند داد. ایستادن در پیش روی رسول الله(صلی الله علیه وآله)، صلوات و سلام فرستادن به رسم سابق، در مذهب ما ممنوع است. این نوع تعظیم و تجلیل در آیین وهّابی نامشروع است، و چنین اقدامی از دیدگاه وهّابی بدعت، زشت، ناپسند و ممنوع می‌باشد!

کسانی که از پیش روی مبارک عبور می‌کنند، باید بدون توقف حرکت کنند، فقط می‌توانند در حال عبور بگویند: «اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّد.»

همین مقدار، بنابر اجتهاد پیشوای ما «محمد بن‌عبدالوهّاب» کافی است.

بعد از مراجعت سعود به درعیّه، جنایتی نماند که وهابیان در مورد اهالی مدینه مرتکب نشوند.

این جنایت‌ها به مرکز خلافت عثمانی گزارش گردید، از سوی عثمانی‌ها «احمد توسون پاشا» پسر محمّد علی پاشا (والی مصر) به قلع و قمع وهابیان مأموریّت یافت.

وی با ساز و برگ نظامی، با نیروی رزمی نیرومندی از مصر به سوی مدینه حرکت نموده، نیروهای وهابی را به محاصره درآورده، مدتی بس دراز به نبرد پرداخت و با تار و مار کردن چهارده هزار نفر از آنها، هجرت‌سرای رسول خدا را در سال 1227ق از سیطره آنها بیرون آورد.

والی مصر (محمّد علی پاشا) پس از پاکسازی حجاز از نیروهای وهابی، گنبدهای تخریب شده را تجدید بنا کرد و هر قسمتی از حصار آسیب دیده بود، اصلاح و بازسازی نمود.

بعدها، در اثر مرور زمان، قسمتهایی از سور مدینه فرسوده شد و فرو ریخت; از این رهگذر، در سال 1285ق «سلطان عبدالعزیز»[9] پول فراوانی هزینه و برج و باروی بخش شرقی حصار مدینه را تجدید کرد و توپخانه‌های محکم و مکمّل، انبار سلاح و مهمّات، زندان و میهمان‌سرای دولتی تأسیس نمود و حصار شهر را به صورت شایسته‌ای استحکام بخشید که دیگر بدوی‌های بی‌فرهنگ، اندیشه یورش به مدینه را از اندیشه خود دور سازند.

ساکنان مدینه منوّره، اگرچه مدت‌ها در اثر هجوم بدوی‌ها مورد ایذا و اذیت بودند و جان و مالشان در معرض قتل و غارت بود و به همین جهت مدت‌ها از داشتن توپ‌های نیرومند محروم بودند، ولی در دوران سلطان عبدالعزیز، از توپهای نیرومندی برخودار شدند. سنگرها و خاکریزها در موارد مقتضی تأسیس گردید و از شرّ تهاجم بدوی‌ها رهایی یافتند.

حصار مدینه به‌طوری که در این نوشتار بیان شده به صورت قلعه‌ای محکم و استوار، در جهت باد شمال تأسیس شده بود که در قسمت داخلی، در کنار درِ شرقی، 5یا6 بلوک به سربازها اختصاص داشت که سپاهیان مسلّح را در خود جای می‌داد و به مقدار لازم انبار برای سلاح، مهمّات، موادّ غذایی و غیره وجود داشت.

شکل ظاهری این حصار نشان میداد که در برابر سلاح‌های جدید تاب مقاومت ندارد، ولی با توجه به تأسیس آن بر فراز تپّه‌ها و سنگلاخ‌های صعب العبور، از نظر استراتژی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. در گذشته به نگهبان حصار: «مستحفظ» و «قلعهدار» می‌گفتند. آنها وظیفه داشتند که همواره به صورت مسلّح نگهبانی داده، با تجاوزگران مقابله کنند و به هنگام لزوم با آنها به نبرد برخیزند، تا ساکنان قلعه از هر تعرّضی مصون بمانند.

در آن زمان، تجاوزگران بدوی در هر چندی یورش میبردند و امنیت و آسایش را از منطقه سلب و ناامنی را حاکم می‌کردند. این ناامنی به قدری گسترده بود که رفتن به دهکده قبا، زیارت حضرت حمزه و دیگر محلاّت دور دست مخاطره آمیز می‌شد.

این نا امنی حدود 150 سال پیش آغاز شد و به تدریج رو به افزایش نهاد.

پیش از آغاز این ناامنی، نیروهای انتظامی، که عبارت از کدخدایان مسلح بودند، در شهرها گشت میزدند، رفت و آمد بدوی‌ها را زیر نظر داشتند و هرگونه تعرّض و تعدّی آنها را از زائران و بازرگانان دفع می‌کردند.

نیروهای انتظامی مدینه، هر فرد بدوی را به هنگام ورود به قلعه، توقیف و شناسایی می‌کردند و به این وسیله افراد مورد نظر خود را پیدا کرده، دستگیر می‌نمودند.

از نظر اینکه هر فرد بدوی برای تأمین و تدارک نیازهای خانواده‌اش ناگزیر بود به شهر رفت و آمد کند، از این رهگذر، هر بدوی که به یک زائر و یا تاجر ضرر جسمی و یا مالی میزد، قبیله‌اش شناسایی می‌شد، چون یکی از افراد قبیله‌اش وارد مدینه می‌شد، توسط نیروهای انتظامی دستگیر و به قلعه‌بان‌ها داده می‌شد. خبر دستگیری آن فرد به رییس قبیله می‌رسید. او ناگزیر بود که برای نجات دادن فرد دستگیر شده، به قلعه‌بان مراجعه کند.

رییس قبیله اگر فرد تجاوزگر را می‌شناخت، او را به نیروهای انتظامی تحویل می‌داد و اگر نمی‌توانست او را شناسایی کند، از افراد قبیله می‌خواست که آن ضرر مالی و یا جانی را جبران نموده، شخص گرفتار را مستخلص نماید.

آرامش نسبی

اعراب معتقدند که عقل عرب‌ها در دیدگان آنهاست، نه در کاسه سرشان. این نظریّه کاملاً درست است؛ زیرا عرب‌ها تا چیزی را به چشم خود نبینند، هر قدر برای آنها تعریف و توصیف شود باور نمی‌کنند، از این رو کدخدایان مسلّح با ارائه سلاح، قدرت و شوکت دولت عثمانی را بر آنها نمایاندند و به ترک شقاوت واداشتند. اگرچه در اثر تبلیغات شبانه روزی مشایخ، خود را ضربه ناپذیر تصوّر می‌کردند.

بر این اساس، تعدادی قانون وضع کرده، هر متخلّفی را که دستگیر می‌شد، مورد تأدیب قرار می‌دادند و لذا شهر بزرگ مدینه در پرتو 400 نفر مسلّح، به بهترین وجه محافظت می‌شد.

متأسّفانه این قوانین بعدها به وسیله مداخله زورمداران، مورد سوء استفاده قرار گرفت. حیله و تزویر با قوانین نامشروع مخلوط شده، به رعایت قوانین عادله وضع شده از سوی دولت، خط بطلان کشیده شد. افراد مسلّح در آغاز، افراد مسلّحی که مسؤولیت حفاظت و حراست از مدینه منوّره را بر عهده داشتند، چهار گروه بودند و هر گروهی برای خود کدخدایی داشت.

این چهار دسته عبارت بودند از:

1. قلعه‌چی‌ها، که تعدادشان 200 نفر بود و مسؤولیّت حفاظت از قلعه را بر عهده داشتند.

2. سپاهیان، که تعداد آنها نیز 200 نفر بود و مسؤولیّت حفاظت از درهای قلعه و حراست از شهر بر عهده آنها بود.

از هر طرف که اعراب بادیه‌نشین درصدد تهاجم برمی‌آمدند، این دو گروه در مقابل آنها می‌ایستادند و واکنش شایسته‌ای از خود نشان می‌دادند و وظیفه حفظ و نگهبانی را به بهترین شیوه ایفا می‌کردند.

3. نوبت‌چی‌ها، که تعدادشان 7 نفر بود و مسؤولیّت حفاظت و نظافت حُجره شریف را بر عهده داشتند.[10]

4. مشدّیان، که تعدادشان به 8 نفر می‌رسید ومسؤولیّت حفاظت و حراست از روضه مطهر بر عهده آنها بود. آنها در بیرون حرم شریف نبوی به نوبت کشیک می‌دادند و با هرگونه سوء قصدی مقابله می‌کردند.

مسؤولیّت پذیرایی از میهمانان شیوخ نیز بر عهده این دو گروه بود. اگر چه در زمان ما عصر مؤلّف به جز نوبت‌چی‌ها، دیگر کسی از آن سه گروه نمانده است، لیکن فرزندان و نوادگان آنها سازمان‌ها تشکیل داده، مراسم رژه رفتن و سان دیدن را انجام می‌دهند و نوبت‌چی‌ها وظیفه حفاظت و نظافت حجره شریفه را به نیکوترین وجهی انجام می‌دهند.

از جمله توفیقات ربّانی که شامل حال خلافت پناهی[11] شده، ایجاد امنیّت در سراسر منطقه است.

در گذشته، اشقیای بادیه نشین همواره بر ساکنان مدینه منوّره فشار می‌آوردند، پرچم عداوت را علیه آنها برمی‌افراشتند و منطقه را به قدری ناامن می‌کردند که کسی جرأت نمی‌کرد به تنهایی به مسجد قبا و یا زیارت حضرت حمزه سید الشّهدا برود.

این اشقیا گاهی مدینه منوّره را محاصره می‌کردند، گاهی راههای منتهی به مدینه را می‌بستند و با سپاهیانی که از سوی دولت عثمانی گسیل می‌شد، مدتها می‌جنگیدند، در موسم حج راه حجاج را می‌بستند و به زائران خانه خدا ایجاد مزاحمت می‌کردند، گاهی کار به جایی می‌رسید که قافله‌های مسلّح سیصد چهارصد نفری نمی‌توانستند از آن مسیرها عبور کنند.

گاهی اهالی مکّه را تهدید می‌کردند. گاهی اهل طائف را می‌آزردند. گاهی به روستاهای مجاور حمله می‌کردند. گاهی چیزهای کوچکی را بهانه کرده، مشکلات بزرگی به وجود می‌آوردند.

دولت عثمانی ناگزیر می‌شد برای دفع شرّ آنها نیرو اعزام کند، از اینرو، هزینه سنگینی بر خزانه کشور تحمیل می‌شد.

این افراد معمولاً آلت دست عدّه‌ای از شیوخ قبایل واقع می‌شدند. آنها به منظور تحمیل عقیده خود، این افراد را به این کارهای ظالمانه تشویق و تشجیع می‌کردند.

برخی از شیوخ قبایل آنقدر ظالم و ستم پیشه بودند که برای رسیدن به اهداف و امیال خود، از کشته شدن هزاران نفر از قبیله خود و یا سپاهیانی که برای دفع آنها گسیل می‌شدند، ذرّهای متأثر نمی‌شدند و از اینکه دولت ناگزیر می شد برای اعزام نیرو مخارج سنگینی را متحمل شود، اندیشه نمی‌کردند.

آنها خود را برای افراد قبیله آنقدر جسور و گستاخ نشان داده بودند، که هر خواسته‌ای داشتند، بدون هیچ مقاومتی از سوی قبایل، دریافت می‌کردند...[12]

جغرافیای مدینه

شهر مدینه بر اساس داخل و خارج سور و محلاّت، به سه منطقه تقسیم می‌شود. تعداد خانه‌هایی که در داخل سور وجود دارد، با خانه‌هایی که به صورت بزرگ و چشم‌گیر در بیرون سور ساخته شده، تقریباً برابری می‌کند.

کوچه‌های داخل از نظر وسعت و انتظام در حدّ مطلوب است، جز اینکه برخی از آنها باریک و غیر منظّم است. این کوچه‌ها موجب اذیت رهگذرها می‌شود.

این کوچه‌ها سنگ فرش نشده، به هنگام وزش بادهای تند، گرد و خاک بلند شده موجب اذیت مردم می‌گردد، که چنین مسائلی در شهرهای متمدن یافت نمی‌شود.

سکّوها و سنگ فرش‌ها در مواردی کج و کوله و در مواردی به قدری تنگ و باریک است که دو نفر به زحمت از کنار یکدیگر عبور می‌کنند.

ولی معماری لطیف و زیبای سور و تزیینات دلگشای خانه‌ها و مغازه‌ها تماشاگران را به شگفتی وا می‌دارد.

شیوه معماری مدینه

در داخل و خارج سور مدینه، حدود 10000 خانه بی‌نقص وجود دارد که به شکل بسیار مطلوب، اساسی، دلپسند و مطابق میل زائران و مسافران ساخته شده، از نظر معماری کاملاً منظّم، بلند، فراتر از سطح زمین، دارای دریچه، پنجره و نورگیر بوده، شبیه خانه‌های آسیای میانه می‌باشد.

برخی از آنها; مانند خانه‌های استانبول، دارای شاه‌نشین، باغچه‌های وسیع، منظم، با مناظر زیبا و دلنشین بنیاد شده، با تزیینات و زیبایی خارج از وصف نمای خارجی، به شهر پیامبر زیبایی خاص بخشیده، آن را در ردیف شهرهای دیدنی کشورهای متمدّن قرار داده است.

محله‌های سه‌گانه مدینه

خانه‌هایی که در بیرون سور، در طرف جنوب و غرب ساخته شده، با جادّه وسیعی که به «درِ جنایز» معروف است، از یکدیگر جدا شده و منازلی که در طرف مشرق ساخته شده، با دشت پهناوری که «میدان مناخه» نام دارد، از آنها جدا می‌شود.

به نظر می‌رسد خانه‌هایی که در این سه محلّه، در بیرون سور ساخته شده، از نظر تعداد، بیش از خانه‌های داخل سور باشد، ولی این تصوّر از آنجا نشأت می‌گیرد که خانه‌های بیرون سور، باغچه‌های وسیعی دارند که بر وسعت خانه‌ها افزوده است، و گرنه تعداد منازل داخل سور کمتر از آنها نیست.

محلاّتی که در بیرون سور مدینه واقع است، عمدتاً به صورت غیر منظّم ساخته شده و چون هیچ‌وقت از شرّ اشقیا در امان نبوده، بیشتر ساکنان این خانه‌ها از فقرا و کشاورزان می‌باشند.

دروازه اصلی سور، در سمت غربی شهر قرار دارد و باب «عنبریه»[13] نامیده می‌شود. نمای خارجی این دروازه در سطح دروازه‌های مشهور قاهره است ولی شباهت کامل به آنها ندارد.

میدان مناخه

دشت مناخه صحرای بسیار وسیعی است که حدود 400 متر پهنا دارد. پنج مسجد بسیار زیبا در میدان مناخه، در سمت دروازه مصر، با سنگ‌های بسیار زیبا، با معماری بسیار دلگشا، با اسلوبی هماهنگ و شبیه یکدیگر ساخته شده است. در گرداگرد این مساجد، خانه‌های فراوانی برای اسکان زائران وجود دارد.

در موسم حج زائران خانه خدا تا نزدیکی این مساجد با شترهای خود می‌آیند، آنجا که برای خود راهنما و مطوّف انتخاب می‌کنند، آنگاه به خانه‌ای که توسط دلیل و راهنما اجاره شده عزیمت می‌کنند.

افراد مستمند؛ از جمله حجگزاران مراکشی، برای خود دلیل و راهنما انتخاب نمی‌کنند، بلکه در همین میدان چادر زده، درون چادر اقامت می‌کنند.

این زائران اگرچه توفیق زیارت رایگان نصیب شان می‌شود، ولی با توجه به فاصله میدان مناخه تا روضه مطهر، خستگی زیادی را برای تشرّف به مسجد نبوی(صلی الله علیه وآله) در اوقات پنج‌گانه نماز متحمّل می‌شوند، آنگاه برای یافتن جا در مسجد النّبی نیز به مشکل می‌افتند.

این زائران برای اینکه چند ریال به دلیل نپردازند، در داخل شهر مسکن نمی‌گزینند و این همه مشکلات را تحمّل می‌کنند، ولی حجاج متموّل این سعادت را دارند که در داخل شهر مسکن گزیده، در همه اوقات نماز به آرزوی دیرین خود برسند و سعادت زیارت پر میمنت حرم مطهر را پیدا کنند.

در یک سوی میدان مناخه، محلّی برای استراحت اشتران منظور شده، که پس از اسکان زائران، مسؤول اشتران هر قافله‌ای، شترها را تحویل گرفته، به ساربانها تحویل می‌دهند، تا هنگام بازگشت زائران آنها را به چرا می‌برند و به نوبت از آنها محافظت می‌کنند.

سرزمین مناخه که در سمت غربی مدینه قرار دارد، در گذشته مالکان خصوصی داشت، بعدها بر اساس نیاز مبرمی که احساس می‌شد، از سوی دولت خریداری شده، برای اسکان زائران اختصاص یافت و لذا ساختمان سازی در آنجا ممنوع اعلام شد و به عنوان استراحتگاه زائران وقف گردید.

وجه تسمیه

«إناخه» در لغت، به معنای خوابانیدن شتر و «مُناخ» به معنای استراحت‌گاه اشتران است.[14] از این رهگذر، پس از انتخاب این منطقه به عنوان استراحت‌گاه اشتران، به آنجا «مناخه» گفتند.

در اوایل، این واژه تنها در مورد میدان مناخه به کار میرفت، ولی بعدها تعمیم یافت و به کلّ سرزمینی که در جهت غربی بیرون سور قرار دارد «مناخه» گفته شد.

اکنون مناخه بسیار گسترش یافته و برای خود کشوری شده است، تا جایی که در آن نماز جمعه اقامه می‌شود.

کوه‌ها و کوهپایه‌های مدینه

به‌طوری که در فصل‌های بعدی توضیح داده می‌شود، مدینه منوّره دو کوه مهم به نام‌های: «اُحُد» و «عیْر» دارد[15] و چهار دشت به نام‌های: «قنات»، «بطحان»، «عقیق اکبر» و «عقیق اصغر».

در مواقعی که باران تند می‌بارد، سیل‌هایی در اطراف مدینه به راه می‌افتد; به ترتیب از وادیهای: بنی سلیم، حَرّه، غابه و سپس أضم عبور کرده، به سوی چاه‌های: عثمان و عروه سرازیر می‌شود.[16]

نواحی مدینه

در پیرامون شهر مقدس مدینه، ناحیه‌هایی است با نامهای: کَوْر، تیما، دومةالجندل، فرع، ذوالرّمه، وادی القری، ینبع، سیّاله، رهاط، اکحل، مدین، فدک،[17]خیبر، روستاهای عُرَینه و ده‌ها ناحیه دیگر، که اسامی آنها معروف و مشهور است. اسکله جار

کرانه دریای «قُلْزُم»[18] را در نواحی مدینه «جار» میگویند و در آنجا بندر و اسکله زیبایی است که آن نیز به «جار» معروف است.

در ساحل دریای قلزم بحر احمر شبه جزیرهای به طول سه میل واقع است که از سه طرف به وسیله دریای «شاپ»[19] احاطه شده است. به هنگام وزش بادهای مخالف و مخاطره آمیز شدن دریا، بَلَم‌ها و قایق‌ها در این ساحل پهلو می‌گیرند و تا عادی شدن دریا آنجا را ترک نمی‌کنند.

ساحل جار برای نگهداری دام بسیار مناسب است.

سرزمین عجایب

بر اساس نقل شمس‌الدّین، ابوعبدالله محمد بن‌طالب انصاری دمشقی، در کتاب «نخبة الدّهر فی عجائب البرّ و البحر» در کوه‌ها و کوهپایه‌های اطراف مدینه، حیوانات شگفت و عجیب الخلقه فراوانی یافت می‌شود.

از شگفتی‌های خلقت، از قدرت حضرت احدیت، نشانه‌ای در آفرینش، نوعی ملخ به نام «جربوع» تجلّی کرده، که پیرامون چشمه «نُخَیل»[20] یافت می‌شود و اهالی مدینه به آن «جربوع» می‌گویند.

جالب توجه است که جلوه‌هایی از حیوانات عظیم الجثّه در این حیوان (جربوع) به چشم می‌خورد:

1. چهره‌اش شبیه چهره اسب،

2. دیده‌هایش؛ مانند دیدگان فیل،

3. گردنش شبیه گردن گاو،

3. سینه‌اش مانند سینه شتر،

5. شکمش شبیه شکم عقرب،

6. بال‌هایش چون بال‌های کرکس از تیره قرهقوش،

7. رانهایش شبیه ران شتر،

8. پاهایش همانند پاهای شتر مرغ،

9. و دمش شبیه دم مار است.

منزه است آفریدگاری که عقل‌ها در عجایب خلقتش در حیرت و شگفتی اند.


 پی نوشتها:

[1] سلطان سلیمان قانونی، دهمین پادشاه عثمانی، پسر سلطان یاوز سلیم، متولد 900 ه.، جلوس 926 ه. و متوفای 974 ه. میباشد .[شمس‌الدّین سامی افندی، قاموس الأعلام ترکی، ج4، ص2616.]
[2] سعود بن عبدالعزیز، پس از کشته شدن پدرش به سال 1218 ه. بر جای پدر نشست و تا سال 1229 ه. حکومت کرد. [علی اصغر فقیهی، وهابیان، ص 284].
[3] آل عمران (3): 19.
[4] همان: 85.
[5] سرتیپ ایّوب صبری / علی اکبر مهدی پور، تاریخ وهابیان، نشر طوفان، صص 88 87.
[6] متن عربی و ترجمه فارسی آن در تاریخ وهابیان، صص 93ـ 90 آمده است.
[7] مشروح جنایات فجیعی را که سعود در آن سفر مرتکب شد، در کتاب تاریخ وهابیان، صص 107ـ93 ملاحظه فرمایید.
[8] مائده (5): 3.
[9] سلطان عبدالعزیز، سی و دوّمین پادشاه عثمانی، فرزند سلطان محمود ثانی، متولد 1245ق جلوس 1277ق و متوفای 1293ق می‌باشد [قاموس الأعلام، ج4، ص3077].
[10] شیخ امین افندی، دلیل و راهنمای نظامیان نیز از گروه نوبت‌چی‌ها بود.[مؤلف]..
[11] منظور «سلطان عبدالحمید خان ثانی» آخرین و سی و چهارمین پادشاه عثمانی، پسر عبدالمجید خان، (جلوس 1293ق و متوفّای 1327ق) می‌باشد.
[12] در اینجا مؤلف پیشنهاد تأسیس یک منطقه نظامی در میان مکّه و مدینه به دولت عثمانی، با 500 شتر راهوار، از نوع هَجین، و 1000 تا 1500 سرباز مسلّح، برای تأمین امنیّت راه زائران و امنیّت داخلی حرمین شریفین، مطرح نموده، که به جهت اختصار برگردان نشد.
[13] تصویر زیبای «باب عنبریه» در حال رژه رفتن نیروهای انتظامی، در کتاب «مدینه شناسی» ج1، تصویر شماره 101 آمده است.
[14] لسان العرب، ج14، ص321.
[15] جنگ اُحُد در دامنه کوه اُحُد واقع شده، قبر شریف جناب حمزه سیّد الشهدا و دیگر شهدای اُحُد بر فراز آن قراردارد. احادیث فراوانی درعظمت وقداست کوه احد وارد شده و ازرسول گرامی(صلی الله علیه وآله) روایت شده که میان دو کوه «اُحُد» و «عیْر» را حرم قرار داده است.[معجم البلدان، ج4، ص172].
[16] موقعیت چاه عُروه در جنوب حَرّه و بَرّه، در کتاب مدینه شناسی، ج1، نقشه شماره 45 مشخّص شده و چاه عثمان همان چاه «رومه» می‌باشد که به چاه عثمان اشتهار یافته است.[مرآت الحرمین، ج1، ص484].
[17] بسیار جالب توجّه است که مؤلف محترم در میان نواحی مدینه از ناحیه «فدک» نام میبرد و معلوم می‌شود که به هنگام تألیف کتاب (=1299ق) فدک از نواحی مشهور مدینه بوده است.
[18] در ساحل دریای احمر میان مکّه و مصر شهری بوده به نام «قُلْزُم» که دریای احمر را به این مناسبت «دریای قلزم» می‌گفتند. در کرانه دریای قلزم بندری در نواحی مکّه بوده که آن را «جدّه» می‌گفتند و بندری در منطقه مدینه، که آن را «جار» می‌نامیدند.
[19] دریای احمر در زبان عامیانه، به «دریای شاپ» شهرت داشت.[قاموس الاعلام، ج4، ص2803].
[20] «نُخَیل» نام چشم‌های در 5 میلی مدینه است.[معجم‌البلدان، ج5، ص278
منبع : میقات حج، شماره 46.
  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

عربستان معمار جنایت و مکافات

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش