اطلس > شخصیت ها > تکفیری > مصر > طارق عبدالحلیم

طارق عبدالحلیم

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۸ تعداد بازدید: 518

طارق عبدالحلیم فرد سلفی متولد استان قنا در سال 1948 است. وی فارق التحصیل دانشگاه قاهره در رشته هندسه بوده است. طارق بعد از اعدام سید قطب توسط عبدالناصر در سال1966 به سلفی گری روی آورد و شروع به مطالعه کتب سید قطب و انتشار آثار آن، در بین جوانان کرد.



طارق عبدالحلیم فرد سلفی متولد استان قنا در سال 1948 است. وی فارق التحصیل دانشگاه قاهره در رشته هندسه بوده است[1] طارق بعد از اعدام سید قطب توسط عبدالناصر در سال1966 به سلفی گری روی آورد و شروع به مطالعه کتب سید قطب و انتشار آثار آن، در بین جوانان کرد. وی در ابتدای دهه هفتاد، آثار سلفی تکفیری ابن تیمیه و ابن قیم و شاگردانشان، ابن عبدالهادی و ابن رجب حنبلی و محمد بن عبدالوهاب را مورد مطالعه قرار داد. [2] وی در فرصتهای مختلف با رویکرد  تفکر تند سلفی و وهابی به عربستان و کویت و اردن مسافرت کرده است.[3].

طارق کتب اصولی زیادی  را مطالعه کرد و نهایتا کتاب اصولی «مفتاح الدخول إلى علم الأصول» را تدوین نمود. از آن پس شروع به تالیف کتاب درباره عقیده و فرق و اصول فقه و نوشتن مقالاتی درباره سیاست وعلوم دینی کرد. آثار وی در مجلاتی مانند المنار الجدید و مجله البیان در لندن منتشر می شد. وی مقالاتی زیادی به زبان انگلیسی درباره بدعت ها خصوصا بدعت صوفیه به چاپ رساند[4].

این شخصیت سلفی بعد از استقرار در کاندا، با همکاری دانشگاه آمریکا در سال 1998 «دار الارقم» را افتتاح کرد و اندیشه سلفیت افراطی را در بین جوانان گسترش داد همچنین مجله «امه الاسلام» را به زبان عربی و انگلیسی در تورنتر منتشر کرد. طارق «التیار السنی لإنقاذ مصر» را در سال 2011 با همکاری سلفی دیگر به نام هانی سباعی در مصر ایجاد کرد[5].

عبد الحلیم آثار زیادی از کتاب و جزوات را در مجلات و فضاهای مجای منتشر کرده است که مهمترین آنها کتاب «الجواب المفيد في حكم جاهل التوحيد» است. می توان گفت تفکر اصلی وی در این کتاب آمده است. این کتاب دارای دو مقدمه و هفت فصل و یک خاتمه است که فصول آن عبارتند از: الفصل الأول:مقدمات ضرورية؛ الفصل الثاني:تأثير عارض الجهل على التوحيد؛ الفصل الثالث:تأثير عارض الجهل في الإسلام على الحقيقة؛ الفصل الرابع:تأثير عارض الجهل في أصول الشريعة؛ الفصل الخامس:تأثير عارض الجهل في الأصول الاعتقادية؛ الفصل السادس:شبهات وإيضاحات؛ الفصل السابع:قضية تكفير المعين.

وی در فصل دوم همچون سلفی های تکفیری جاهل به اصل دین (معرفه الله) را معذور نمی داند[6]. این طیف سلفی ها معتقدند که هیچ احدی در عقیده به توحید، معذور نیست وی با استناد به آیه 172 و 173 سوره اعراف معتقد است که خداوند متعال در عالم ذرّ از همه انسانها اقرار گرفته و حجت را بر همه تمام کرده است. لذا کسی نمی تواند مدعی شود که من در اصل اعتقاد به توحید، جاهل بوده ام[7].

با نگاه جامع و کامل به آیات دیگر قرآن سطحی بودن اندیشه طارق عبدالحلیم روشن خواهد شد. زیرا خداوند هر چند طبق آیه میثاق از بنی آدم اعتراف گرفته است که الله متعال، پروردگار شماست. اما باید دید ارسال رسل و انزال کتب، به چه دلیل بوده است. آیات قرآن دال بر این است که خداوند احدی را قبل از فرستادن رسول و اتمام حجت، عذاب نمی‌کند. لذا با استناد به فطرت و میثاق الهی، حجت بر کسی تمام نمی‌شود. خدای سبحان می‌فرماید: «وَ ما کنّا مُعَذِّبِینَ حَتّی نَبْعَثَ رَسُولاً».[8] یعنی تا رسولی نفرستیم کسی را عذاب نمی‌کنیم. بنابراین اتمام حجت به صرف اقرار گرفت در عالم ذز نیست بلکه می‌فرماید: «رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاّ یکونَ لِلنّاسِ عَلَی اَللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ اَلرُّسُلِ وَ کانَ اَللّهُ عَزِیزاً حَکیماً».[9] یعنی خداوند می فرماید: اتمام حجت را مقید به ارسال انبیا کرده ایم نه با چیز دیگر مانند آفرینش بر اساس فطرت و گرفتن میثاق در عالم ذر باشد.

عبدالقادر بن عبدالعزیز معرف به سید امام که رهبر گروه های جهادی محسوب می شود نیز به این حقیقت اعتراف کرده و می گوید: کفار قبل از فرستادن انبیاء، عذاب نمی شوند.[10]

سید قطب نیز در تفسیر آیه میثاق می‌گوید خداوند متعال به سبب رحمتی که بر بندگان خود دارد و می‌داند آنان به سبب شیاطین و جنیان گمراه می‌شوند، چنین مقرر کرده است که کسی را بر اساس فطرت، میثاق و داشتن عقل عذاب نکند، بلکه انبیا و رسولانی را فرستاد تا فطرت و عقل انسان‌ها را بیدار کنند.[11]

بنابراین با وجود پیمان انسانها به ربوبیت خداوند متعال در عالم ذر، اتمام حجت صورت نگرفته است بلکه نیاز به آمدن پیامبران الهی و نزول آیات الهی است که اگر غیر از مطلب گفته شد ارسال رسل و انزال کتب لغو و بی فایده خواهد بود. در حالی که قرآن مهم‌ترین وظیفه انبیا را معرفی خداوند متعال به مردم می‌داند. همان طور که در آیه «وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.؛[12]می فرماید: ما در هر امتی رسولی فرستادیم تا آن امت، خداوند متعال را پرستیده و از طاغوت اجتناب کنند».

مطلب دیگر اینکه خداوند به صرف درخواست عمل شرک آلود، کسی را متهم به شرک نکرده است کما اینکه در آیه «وَ جَاوَزْنَا بِبَنِی إِسْرَائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَی قَوْمٍ یعْکفُونَ عَلَی أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا یا مُوسَی اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛[13] به این نکته تصریح شده است زیرا همراهان موسی کلیم الله مانند بت‌پرستان گفتند ای موسی ما نیز مانند آنان، خدایی می‌خواهیم که او را عبادت کنیم. اما حضرت موسی به جای اینکه آنان را تکفیر کند و بگوید: «مگر شما انسان‌های موحد و خداپرستی نیستید!»، فرمود: «إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛ شما انسان‌های جاهلی هستید» بنابراین حضرت موسی به جای تکفیر همراهان خود، آنان را جاهل خطاب کرده و نصیحت ‌کردند.

 

پی نوشت:



[6]. أصل الدين هو معرفة الله عز وجل وعبادته وحده لا شريك له. وهذا لا عذر فيه بالجهل، سواء وجدت مظنة العلم(كدار الإسلام) أم لم توجد(كدار الحرب) وسواء ثبتت إقامة الحجة أم لم تثبت. طارق عبدالحلیم؛ الجواب المفید فی حکم جاهل التوحید؛ مطبعة المدني، القاهرة،1978،نشرته مكتبة الطرفين بالطائف1991بتقديم الشيخ بن باز (این کتاب به اسم مستعار و جعلی ابوعبدالله عبدالرحمن بن عبدالحمید چاپ شده است)ص17.

[7] .والمراد أن الله تعالى لا يقبل منهم الاعتذار بتقليد آبائهم وأجدادهم، كما أنه لم يقبل منهم الاعتذار بالجهل. بعد ما أقام عليهم من حجة الفطرة والعقل.همان ص 22.

[8]. اسراء: 15.

[9]. نساء: 165.

[10]. عبدالقادر بن عبدالعزیز، الجامع فی طلب العلم الشریف، منبر التوحید والجهاد؛ ص349.

[11]. سید قطب، فی ظلال القرآن، بیروت/ القاهرة: دار الشروق، چاپ هفدهم؛ ج1، ص9.

[12].نحل: 36.

[13].«ما بنی‌اسرائیل را از دریا گذراندیم. پس از کنار گروهی عبور کردند که بت‌های خویش را پرستش می‌کردند. گفتند:ای موسی برای ما نیز خدایی قرار بده، چنان‌که ایشان خدایانی دارند،[موسی علیه‌السلام]گفت:شما گروهی جهالت‌پیشه هستید».اعراف: 138.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

ایمن الظواهری (تفکرات)

ایمن الظواهری (زندگینامه)

ابوسلیمان المصری

ابوبکر ناجی کیست؟ (2)

رِفاعی سرور

سیف العدل محمد صلاح الدين زيدان

طارق عبدالحلیم

سید امام (دکتر فضل)

شكري مصطفی

ابوعبدالله المهاجر

ابوحمزه مهاجر

محمد عبدالسلام فرج

ایمن الظواهری 1