اطلس > مفاهیم و مبانی > معذوریت جاهل (عذر به جهل)

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۷ تعداد بازدید: 1730

تکفیر ازنظر علمای اسلام، اسباب و موانعی دارد که یکی از این اسباب؛ انکار یکی از امور ضروری دین مانند انکار خدا یا رسول اوست. تحقق اسباب تکفیر نیز زمانی موجب کفر یک شخص می‌شود که هیچ یک از موانع تکفیر در میان نباشد.



مانند کسی که جاهل به یک مساله است یا آن را تاویل می‌کند. به همین علت علما گفته اند اگر کسی از روی جهل، کاری انجام دهد و یا سخنی بگوید که به انکار امر ضروری  دین برگردد، تکفیر نمی شود، اما سلفیان تکفیری در این مساله نیز راه افراط را پیموده و اغلب جاهلان را تکفیر نموده اند.

تبیین دیدگاه تکفیری‌ها

گروه‌های تکفیری در بحث تکفیر جاهل اختلافاتی دارند و تقسیمات مختلفی ارائه نموده‌اند. با این حال، اغلب آنان در تکفیر جاهل افراط کرده و جهل را مانع تکفیر نمی‌دانند.

آنان مسائل دینی را به دو دسته تقسیم می‌کنند؛ مسائل ظاهره و خفیه.

مسائل ظاهره (آشکار)؛ شامل: 1.  مسائل اعتقادی مانند: اصل خدا شناسي و توحید. 2. احکام ظاهره (آشکار) دین مانند: نماز، روزه، زکات، حج و... است.

سلفی ها بر این باورند که اگر کسی در بین مسلمانان زندگی کند، در اصل خدا شناسی و مسائل مربوط به توحید و شرک معذور نیست. ایشان در مورد  احکام ظاهره نیز معتقدند اگر کسی در بین مسلمانان زندگی کند، تنها در دو صورت معذور است و تکفیر نمی شود. اول: تازه مسلمان باشد. دوم: در بادیه و دور از اجتماع مسلمانان زندگی کند.[1]

آنان مدعی هستند با گسترش علوم اسلامی و در دسترس بودن وسایل ارتباطی دیگر کسی نمی تواند ادعا کند در امور دینی جاهل بودم. پس عذر او پذیرفته نیست.

سلفیان تکفیری در مسائل خفیه (مخفی) جاهل را معذور می دانند و می گویند باید حجت بر او اقامه شود.

تکفیری‎ها همچنین به روایاتی مانند روایت عایشه استناد می‌کنند که به رسول الله گفت: «یا رسول الله! ابن جدعان در زمان جاهلیت صله رحم می‌کرد و به فقراء غذا می‎داد. آیا این کارها برای او سودی دارد؟ پیامبر فرمود: نه! این کارها برایش فایده‌ای ندارد زیرا او هیچ روزی نگفت: ای خدا گناهان مرا ببخش.»[2] در این روایت رسول خدا، کسانی از عصر جاهلیت که اعمال نیکی انجام می‌دادند اما چون پیامبر نداشتند و نسبت به توحید جاهل بودند را از اهل جهنم می‌داند. تکفیری‌ها با استناد به این روایت جاهل را معذور ندانسته و او را تکفیر می‌کنند.[3]

نقد و بررسی ادعای اول تکفیری ها

سلفی های تکفیری گمان می کنند، کسی در مسائل مربوط به توحید و شرک معذور نیست که مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

اولاً: حجت الهی تنها با فرستادن انبیاء بر انسان ها تمام می شود. خداوند در قرآن می‎فرماید: «وَما كُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا؛[4] ما بدون اینکه پیامبری را[برای هدایت واتمام حجت به سوی مردم] بفرستیم، عذاب کننده [آنان] نبودیم». در این آیه، شرط عذاب فرستادن انبیاء دانسته شده است. در آیه ای دیگر می‎فرماید: «كُلَّما أُلْقِی فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَمْ یأْتِكُمْ نَذیرٌ قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَكَذَّبْنا»[5] هر گاه گروهی از کفار در جهنم وارد شوند از آنان پرسیده می‎شود آیا نذیر و بیم دهنده ای به شما تذکر نداد؟ جهنمیان در جواب می‎گویند: بله بیم دهنده به سوی ما آمد اما آنان را تکذیب کردیم. این سخن جهنمیان نشان از آن دارد که خداوند متعال حجت را با فرستادن انبیاء بر آنان تمام کرده است. اما چیزی که باعث هلاکت آنان شده است؛ تکذیب سخن انبیاء بوده است.

خداوند در آیه‎ای دیگر می فرماید: «رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاّ یكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اَللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ اَلرُّسُلِ وَ كانَ اَللّهُ عَزِیزاً حَكِیماً»[6] در این آیه نیز اتمام حجت را مقید به فرستادن انبیاء کرده است نه این که اتمام حجت، با گرفتن میثاق در عالم ذر محقق شده باشد.

ثانیاً: بر اساس آیات قرآن هیچ امتی نیست مگر این که فرستاده ای از طرف خداوند در بین آنان بوده تا حجت را بر آنان تمام کند. خداوند می فرماید: «إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِیهَا نَذِیرٌ»[7]هیچ امتی نیست مگر این که بیم دهنده ای در آن بوده است. در آیه ای دیگر می فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ[8]؛ ما در هر امتی رسولی فرستادیم که مردم را به توحید و دوری از شرک دعوت کند از این آیات استفاده می شود که شرط اتمام حجت تنها با فرستادن انبیاء است و هر کس عذاب می شود به خاطر اتمام حجت از طرف انبیاء است.

ثالثاً: در برخی از آیات قرآن وارد شده که گروهی از بنی اسرائیل خواستار پرستش غیر خدا شدند اما حضرت موسی آنان را تکفیر نکرد بلکه تنها آنان را انسان های جاهلی دانستند. خداوند می فرماید: «وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ[9]؛ ما بنی اسرائيل را از دريا گذرانديم. پس از کنار گروهی عبور کردند كه بت هاى خويش را پرستش مى كردند. گفتند: اى موسى براى ما خدايى قرار بده، چنانكه ايشان خدايانى دارند، موسی علیه السلام گفت: شما گروهى جهالت پيشه هستید».

رابعاً: در روایتی چنین آمده، زمانی که معاذ بن جبل از شام، وارد مدینه شد به رسول الله سجده کرد که پیامبر اکرم فرمود: این چه کاری است ای معاذ!؟ معاذ گفت: وقتی وارد شام شدم دیدم که ایشان (مردم) به علما و بزرگانشان سجده می کنند پس من هم دوست داشتم که این سجده را برای شما انجام دهم. در این هنگام پیامبر اکرم فرمودند: این کار را انجام ندهید.[10]

با توجه به مضمون روایت، معاذ بن جبل فعل مشرکانه ای انجام داد ولی رسول الله او را تکفیر نکرد زیرا معاذ نسبت به این مسأله جاهل بود.

خامساً: در روایت دیگری وارد شده است که پیامبر خدا فرمود مردی زیاد گناه می‌کرد. زمانی که وقت مرگش فرا رسید به فرزندانش گفت: هنگامی که از دنیا رفتم، مرا بسوزانید تا خاکستر شوم سپس خاکستر مرا به باد دهید. به خدا قسم اگر پروردگارم بر من قدرت بیابد؛ مرا عذابی می‌کند که احدی را این‌گونه عذاب نکرده باشد. زمانی که آن مرد از دنیا رفت فرزندان به وصیت پدر عمل کردند. پس خداوند به زمین دستور داد: آن خاکستر را به حالت اول در بیاور. پس زمین این عمل را انجام داد تا اینکه آن مرد ایستاده در پیشگاه خداوند حاضر شد و خداوند از او پرسید: به چه دلیلی این رفتار، از تو سر زد؟ آن مرد جواب داد: پروردگارا به دلیل ترس از تو. پس خدا او را بخشود.[11]

شخص مذکور در این روایت، با اینکه خداوند را قبول کرده بود اما نسبت به قدرت خداوند جاهل بود چه کفری بالاتر از اینکه انسان گمان کند می‌تواند از تحت سیطره قدرت الهی رهایی یابد؟ این فرد با اینکه چنین فکر و عقیده کفرآمیزی داشت و به فکرش ترتیب اثر داد، خداوند از گناه وی گذشت و او را به سبب جهلش عذاب نکرد.

ابن‌تیمیه، ابن قیم و ابن حزم از جمله علمایی هستند که با استناد به این حدیث جاهل در مسائل خداشناسی را معذور دانسته و تکفیر نکرده اند.[12]

سادساً: احادیث مورد استناد تکفیری ها در تعارض کامل با آیاتی است که شرط عذاب را اتمام حجت به وسیله انبیاء می داند. نووی شارح صحیح مسلم در شرح این احادیث (احادیثی که جاهل را معذور نمی داند) می گوید: آنان کسانی بودند که دعوت انبیاء الهی مانند حضرت ابراهیم و دیگر انبیا صلوات الله علیهم به ایشان رسیده بود.[13]

نقد و بررسی ادعای دوم تکفیری ها

همچنین تکفیری ها احکام مربوط به اسلام را به ظاهره «آشکار» و خفیه «مخفی» تقسیم می کنند. آنان در مسائل خفیه جهل را عذر می دانند اما در مورد احکام ظاهره، تنها دو گروه را معذور دانسته و تکفیر نمی کنند (1. کسی که تازه مسلمان باشد. 2- کسی که در بادیه ها و مکانهای دوردست زندگی کند) که مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

اولاً: آنچه در واقع علت اصلی معذور بودن شمرده شده، جهل است نه چیز دیگر. هر کس در هر زمان و هر مکانی با این که زمان زیادی است که مسلمان شده و یا در شهرهای اسلامی زندگی می‎کند، می تواند دچار جهل شود.

ثانیاً: در روایتی از رسول خدا وارد شده است که زمانی می رسد که تعالیم اسلام محو می‎شود و نه روزه ای و نه نمازی و نه صدقه ای باقی نمی ماند و مردم تنها کلمه ی (لا اله الا الله) را بر زبان جاری می کنند و با این وجود اهل نجات هستند.[14] در این حدیث از مسلمانانی خبر می دهد که نسبت به احکام اسلام جاهل هستند و تکفیر نشده و از آتش جهنم نجات می یابند. پس معلوم می شود که ملاک در نجات آنان جهل است نه این که تازه مسلمان باشند.

ثالثاً: برخی از افراد وجود دارند که دچار جهل مرکب هستند و گمان می کنند که می دانند اما نمی دانند. این افراد نیز در جهلشان معذور هستند. برخی از افراد نیز جزء علما هستند و بر اساس اجتهاد خود اموری را داخل در شرک نمی دانند و قائل به تبرک و یا استشفاع از اموات و مانند آن هستند. این گونه افراد نیز بر اساس اجتهاد خود اگر چه در برخی از موارد اشتباه باشد، معذورند و تکفیر نمی شوند. برخی افراد نیز از علما و مجتهدین تقلید می کنند، این افراد نیز معذور هستند و نباید تکفیر شوند.

رابعاً: یکی دیگر از اشکالاتی که به سلفیان تکفیری وارد است این که اگر علوم اسلامی گسترش یافته و با وجود وسائل ارتباطی دیگر کسی نمی تواند ادعا کند در امور دینی جاهل بوده ام، چه فرقی هست بین مسلمانی که در جامعه اسلامی زندگی می کند با مسلمانی که در بلد کفر زندگی می کند ؟ چطور آنها در جهلشان معذورند اما مسلمانان در کشورهای اسلامی معذور نیستند.

پی نوشت:



[1] . ابن باز، مجموع فتاوى، ج4، ص27؛ مقدسی، ابو محمد، النکت اللوامع فی ملحوظات الجامع، ص10.

[2] . مسلم، صحیح مسلم، ج1،ص196، ح214.

[3] . ابن باز، مجموع فتاوى، ج4، ص27؛ مقدسی، ابو محمد، النکت اللوامع فی ملحوظات الجامع، ص10.

[4]. إسراء: آیه 15.

[5]. ملك : آیه 8-9.

[6] . نساء: آیه 165.

[7] . فاطر: آیه 24.

[8] . نحل: آیه 36.

[9] . اعراف: آیه 138.

[10] . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج1، ص595، ح1853

[11]. بخاری، محمد ابن اسماعیل، صحیح البخاری، ج4، ص176؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج4، ص2109، ح2756.

[12]. ابن تیمیه، احمد ابن عبدالحلیم، مجموع الفتاوی، ج12، ص492؛ ابن قیم، محمد، مدارج السالکین، ج1، ص348؛ ابن حزم، علی ابن احمد، الفصل فی الملل والأهواء، ج3، ص140.

[13] . نووی، المنهاج شرح صحیح مسلم، ج3، ص79.

[14] . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج2، ص1344، ح4049.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه