اطلس > مفاهیم و مبانی > خروج بر حکام مسلمان (1)

خروج بر حکام مسلمان (1)

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۶ تعداد بازدید: 188

گروه های تکفیر مدعی اند که حکام کشور های اسلامی به دلیل تدوین و اجرای قوانین بشری مصداق آیه «من لم یحکم بما انزل الله» هستند و مرتکب کفر بواح (آشکار) شده اند لذا خروج علیه آنان را لازم می دانند.



گروه های تکفیر مدعی اند که حکام کشور های اسلامی به دلیل تدوین و اجرای قوانین بشری مصداق آیه « من لم یحکم بما انزل الله[1] » هستند[2] و مرتکب کفر بواح (آشکار) شده اند. [3] لذا خروج علیه آنان را لازم می دانند.

 

اما در پاسخ به ادعای تکفیری ها، باید گفت که تکفیر دیگران شرائطی دارد؛ بن عُثیمین از علماء معروف وهابی درباره شروط قیام علیه حاکم می گوید: اولین شرط این است که یقین حاصل کنیم که حاکم مرتکب کفر آشکار شده است. دوم این که حاکم مرتکب کفر صریحی شده باشد که  تاویل بردار نباشد. [4] سوم این که اتهام به تکفیر حاکم، چنان محکم و قاطع باشد که مانند خورشید بدرخشد. و حجتی باشد که شکی در آن ایجاد نشود و یقین حاصل گردد که این عمل کفر است.[5]

 

در پاسخ به ادعای تکفیری ها در استدلال به آیه «من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون» باید گفت: اول: بسیاری از مفسرین شان نزول آیه را مربوط به کفار و اهل کتاب می دانند[6] لذا اگر بخواهیم این شان نزول را در  تفسیر معیار قرار دهیم استناد تکفیری ها در خروج بر حاکم اسلامی به این آیه باطل است چراکه این آیه درباره کفار اهل کتاب است نه مسلمین تا به موجب آن بخواهیم علیه حاکم مسلمان خروج کنیم. دوم: مطابق دیدگاه علما، بسیاری کفر در این آیه کفر اصغر است نه کفر اکبر. کفر اصغر کفری است که به کفر اکبر نینجامد یعنی موجب خروج فرد از اسلام نگردد. بنابراین مراد از کفر در آیه مذکور خروج از اسلام نیست. کسانی که این دیدگاه را پذیرفته اند و به آن استدلال نموده اند شامل ابن كثير در تفسيرش[7] ، محمد بن نصر مروزی در کتاب تعظيم قدر الصلاة[8]، ابو مظفر سمعاني در تفسيرش[9]، بغوی در معالم التنزيل[10]، قرطبي در جامع لاحكام القرآن[11]، بقاعي در نظم الدرر[12]، واحدی در الوسيط[13]، صديق حسن خان در نيل المرام[14]، محمد شنقيطي در  اضواء البيان[15] ، ابن بطه در در ابانه[16]،  ابن عبد البر در تمهيد[17]، خازن در تفسيرش[18]، ابن تيمية در مجموع الفتاوى[19] ابن قيم در مدارج السالكين[20]، می باشند. سوم اینکه کفر اعتقادی موجب تکفیر است نه کفر عملی. غالب علمای اهل سنت این دیدگاه را دارند.[21]  چهارم: از شرائط دیگر تکفیر  استحلال است. استحلال یعنی حلال کردن آن چیزی که خدا حرام کرده و حرام کردن  چیزی که خدا حلال کرده است. لذا صرف يك عمل موجب کفر نمی شود و باید فرد معتقد به استحلال باشد.[22] ابن تیمیه و علمای طراز اول دیگر از جمله کسانی است که معتقد به این شرط هستند.[23] پنجم: اصل بر اسلام افراد است. قران به ما می آموزد که کسانی که اظهار اسلام می کنند در اسلامشان کافی است.[24] ششم: باید جهت اثبات تکفیر افراد، اتمام حجت و محکمه باشد. بدون محکمه و بدون اهل علم نمی توان تکفیر کسی را ثابت نمود. ابن تیمیه می گوید: کسی که اسلامش با یقین ثابت گشته با شک و شبهه اسلامش زائل نمی گردد و بلکه این اسلام ثابت است وبا اقامه حجت و ازاله شبهه حجت تمام می گردد.[25]هفتم: باید توجه کردکه اشتراک لفظی در قران فراوان است. کلماتی مانند کفر و شرک این گونه نیست که به یک معنا باشند مثلا کفر در قران به شش معنا استعمال شده است. [26] لذا با واژه های قران نمی توان مطابق ظاهر لفظ و بی توجه به تفسیر مفسرین و شان نزول آیه برداشت کرد و دیگران را مستند به ظواهر آیات به کفر متهم نمود. هشتم: با نگاهی به رفتار علماء اهل سنت در طول تاریخ مشاهده می کنیم با اینکه در دوره هایی از تاریخ اسلامی، حکام این بلاد، مروج عقائدی بودندکه در نظرعلماء اهل سنت، کفر محسوب می شد ولی با این حال علماء، آنان را تکفیر نکرده و علیه آنان خروج نکردند. شاهد این مدعا دوره محنت و فتنه خلق قران بود که در زمان سه خلیفه عباسی به نام های مامون، معتصم و واثق اتفاق افتاد، ولی علمای آن زمان از جمله احمد بن حنبل، حکام را تکفیر نکردند و حتی وی در حق مامون دعا نمود.[27]  به تحقیق، این روش از سوی علماء در عدم تکفیر و عدم خروج بر حاکم، نوعی تبعیت از سیره اصحاب و تابعین در صدر اسلام بوده است. [28] زحیلی از علمای اهل سنت در این باره می گوید: سیره اصحاب و تابعین این گونه بوده است که از خروج علیه حاکم خودداری کرده و با شورشیان همکاری نمی کردند.[29]

 

در هر حال صرف تدوین قوانین بشری و اجرای آن توسط حاکم، در تکفیر حاکم کفایت نمی کند. چرا که هر قانونی که توسط حاکم نوشته و اجرا می گردد به معنای انکار حکم الهی نیست. نکته دیگر این است که اگر تدوین و اجرای قانون «غیر ما انزل الله» توسط حاکم اتفاق بیفتد شرائط و ضوابط مهمی در تکفیر او مطرح است[30] که از جمله آن استحلال حکم الهی است.[31] لذا اگر فردی حتی اصرار به معصیت ورزد بنابر نظر اکثر علماء، مصداق فرد «مستحل حکم الهی»[32] نمی شود. لذا از منظر علمای اسلام، تکفیر یک فرد شرائط و مراحلی دارد که گروه های تکفیری با فهم اشتباه از نصوص دینی و تطبیق نادرست آن به انحراف رفته اند.

ضمن اینکه روایات متعددی از اهل سنت وجود دارد که به لزوم اطاعت از حاکم و نهی از خروج علیه وی حکایت دارد حتی اگر حاکم فاسق باشد. این روایات سه دسته اند که شامل: اطاعت مطلق از حاکم،[33] نهی از خروج علیه او [34]و مجازات خروج کنندگان علیه حاکم [35]می باشد.

 

علماء و مذاهب اهل سنت نیز به حرمت خروج علیه حاکم فتوا داده اند. حتی اگر او وفاسق و فاجر و جائر باشد. در احناف از ابی العز حنفی می توان نام بردکه پیروی از حاکم را فریضه می داند. [36] در مالکی ها ابن عبدالبر می گوید که صبر بر امام جائر بهتر از خروج علیه اوست. [37] در شوافع نووی، مزنی و ابولحسن اشعری نیز این دیدگاه را دارند.[38] و در حنابله نیز خود احمد بن حنبل، ابن بطه، بربهاری، قاضی ابویعلی نیز همین نظریه را دارند.[39] سلفی ها نیز با دیدگاه علماء و ائمه مذاهب همراه بوده و معتقد به حرمت خروج علیه حاکم هستند.[40] ابن تیمیه، امیر صنعانی، شوکانی، البانی، بن عثیمین، بن باز، صالح فوزان از جمله آنها هستند.

 

بنابراین دیدگاه علمای اهل سنت حرمت خروج علیه حاکم است حتی اگر فاسق و فاجر باشد. استدلال گروه های تکفیری به کفر آشکار حاکمان ثابت نبوده و مخالف دیدگاه علمای اهل سنت است.

 

پی نوشت:

[1]. سوره مائده آیه 44.

.[2] عبدالسلام فرج، فریضه الغائبه، ص 4. ، خالد المشوح، التیارات الدینیه فی السعودیه من السلفیه الی جهادیه القاعده و ما بینهما من تیارات، ص41.

.[3] ابی قتاده فلسطینی،  "لماذا كفّرت الحكومات"ص 6.

[4]. بن عثیمین، محمد ، شرح رياض الصالحين، ج2، ص422.

[5]. بکری صدیقی،محمد، دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين ج2، ص472؛

[6]. شخصیت مورد اعتماد ابن تیمیه -که تفسیرش صحیح ترین تفاسیر و اسانید آن، در نظر ابن تیمیه ثابت و فاقد بدعت می باشد» ابن تيميه، مقدمة في أصول التفسير،ج1،ص51.

   طبري، جامع البيان، ج10، ص 358.  الإبانة الكبرى لابن بطة (2/ 735)،  الإبانة الكبرى لابن بطة (2/ 737) ، شاطبی، إبراهيم ،الموافقات (4/ 39)،   ابن حجر عسقلاني، فتح الباري لابن حجر (13/ 120)،

 [7]. ابن كثير دمشقی، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، ج3، ص108.

 [8] مروزی، محمد بن نصر، تعظيم قدر الصلاة ، ج2، ص520.

 .[9] تفسير سمعانی، ج2، ص42.

 [10]. بغوی، حسين بن مسعود، معالم التنزيل في تفسير القرآن ، ج2، ص55

 ، قرطبی، محمّد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، ج6، ص190.

 [12]. بقاعی، برهان الدين،  نظم الدرر في تناسب الآيات والسور، ج2، ص460.

 [13] ..واحدی،  أبو الحسن،  وسيط في تفسير القرآن المجيد، ج2، ص191.

 [14] . صديق حسن خان، نيل المرام من تفسير آيات الأحكام ص 267

 [15] . شنقیطی، محمد امین، أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآنِ ، ج1، ص407.

 .[16]  ابن بطه، أبو عبد الله، الإبانة الكبرى لابن بطة، ج2، ص734.

 [17]  عبدالبر، أبو عمر يوسف التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، ج4، ص 237.

 [18] خازن، علاء الدين، تفسير الخازن المسمى لباب التأويل في معاني التنزيل، ج2، ص 57.

 [19] ابن تیمیه، احمد ، مجموع الفتاوى ، ج7، ص 312.

 [20] ابن قیم، محمد بن أبي بکر،  مدارج السالكين بين منازل إياك نعبد وإياك نستعين ، ج1، ص 345.

 [21] .  ابن ابی العز حنفی، شرح الطحاوية ت الأرناؤوط، ج2، ص446  . ابن جوزی، ابوالفرج، زاد المسير في علم التفسير (1/ 553) عبداللطیف آل الشیخ، منهاج التأسيس والتقديس في كشف شبهات داود بن جرجيس ص: 7؛ عبداللطیف آل الشیخ، منهاج التأسيس والتقديس في كشف شبهات داود بن جرجيس ص: 71، ؛ مجموع الفتاوى (35/ 388).؛ بغوي، حسين بن مسعود، معالم التنزيل في تفسير القرآن، ج2،ص 55..

 [22] الحبیشی، علی بن حسن، خلاصه الکلام فی الرد علی من فتن بتکفیر الحکام وغیرهم من اهل الاسلام، ص45

 [23]. ابن تیمیه، مجموع الفتاوى، ج3، ص268.  ابی یحیی، سامح بن محمد بن احمد، الرد المبین علی شبهات من یکفرون حکام المسلمین، ص 180

   ابن تیمیه، احمد، منهاج السنة النبوية (5/ 130) «من لم يعتقد وجوب الحكم بما أنزل الله»،  فخر الدين رازي، محمّد تفسير الرازي = مفاتيح الغيب، ج12، ص368.

 أَمَّا مَنْ عَرَفَ بِقَلْبِهِ كَوْنَهُ حُكْمَ اللَّه،    سمعانی، أبو المظفر، تفسير القرآن ، ج2، ص42. ،وَأهل السّنة قَالُوا: لَا يكفر بترك الحكم

 [24] يا أيها الذين آمنوا إذا ضربتم في سبيل الله فتبينوا و لا تقولوا لمن ألقى إليكم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحياة الدنيا فعند الله مغانم كثيرة كذلك كنتم من قبل فمن الله عليكم فتبينوا إن الله كان بما تعملون خبيرا

 [25] ابن تیمیه، مجموع الفتاوى، ج12،ص466.

 [26] ابو فرحه د. جمال الحسینی، الخروج علی الحاکم فی الفکر السیاسی الاسلامی، ص79

 [27] ابن تیمیه، مجموع الفتاوى ، ج12، ص 489. ثم إن الإمام أحمد دعا للخليفة.... ممن ضربه وحبسه واستغفر لهم وحللهم مما فعلوه به من الظلم؛

 بن برجس عبدالکریم، عبدالسلام، معامله الحکام فی ضوء الکتاب والسنه، ص8.«فامر بطاعه ولی امر»

  عبد الرحمن بن محمد، الدرر السنية في الأجوبة النجدية - الرقمية ، ج8، ص 378.

 .[28]  عبد الرحمن بن محمد، الدرر السنية في الأجوبة النجدية – الرقمية، ج8، ص 378.

 [29]  زحیلی، أ. د. وَهْبَة بن مصطفى، الفقه الإسلامي وأدلته للزحيلي ، ج8، ص6195.

 .[30] ابن تیمیه، مجموع الفتاوى، ج35، ص 165.

 .[31] ، عبدالرحمن، الحکم بغیر ماانزل الله احواله و احکامه،ص381 ؛ابن تیمیه، احمد، مجموع الفتاوا، ج3، ص267؛

 [32]. حلال کننده یا منکر حکم الهی

 [33] . طبراني، معجم الكبير، ج 20، ص 278؛ صحيح مسلم، ج3، ص1476؛ بخاري، صحیح، ج9، ص47، حدیث 7056؛

 [34] حاكم نيشابوري، مستدرك علي الصحيحين، ج3، ص112، حدیث 4561؛ مسند أحمد بن حنبل، ج 3، ص 28،  إبن أبي شيبه، المصنف في الأحاديث والآثار، ج 7، ص485.

 [35]. سنن أبي داود، ج6، ص302 ، صحيح مسلم (3/ 1480)

 [36]. ابن ابی العز حنفی، شرح الطحاوية ت الأرناؤوط (2/ 540)؛

 [37] ابن عبد البر، يوسف، الاستذكار ، ج5، ص16.

 [38] . نووي، يحيى ، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، ج 12، ص 229؛ نووي، يحيى بن شرف، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، ج12، ص 229) ،  مزنی، اسماعیل، شرح السنة معتقد إسماعيل بن يحيى المزني (ص: 84)؛ «وترك ، أبو الحسن، رسالة إلى أهل الثغر بباب الأبواب ص168؛

 [39]. آلوسي، نعمان جلاء العينين في محاكمة الأحمدين (ص: 226)؛ ،  ابن بطه، الابانه الصغری، ص 279،  ابن رجب، جامع العلوم والحكم ت الأرنؤوط ، ج1، ص 222؛  ابن أبي يعلى، محمد، طبقات الحنابلة ، ج2، ص36.

 [40]. ابن تيميه منهاج السنة النبوية، ج4، ص529. نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم ، ج3، ص1476. امیر صنعانی، محمد بن إسماعيل سبل السلام ، ج2، ص374. شوکانی، محمد السيل الجرار المتدفق على حدائق الأزهار ص 941. البانی، ناصر الدین،  سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها ، ج7، ص1240و 1241.

 برگرفته از کتابچه خروج بر حاکم نوشته قاسم میرزائی

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه