مقالات > بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۳ تعداد بازدید: 193

ارتکاب نواقض اسلام، موجب کفر و خروج از اسلام می­گردد، اما زمانی می‌توان این حکم را به مرحله اجرا و فعلیّت درآورد که موانع تکفیر، مفقود باشد.



1.1. چکیده

ارتکاب نواقض اسلام، موجب کفر و خروج از اسلام می­گردد، اما زمانی می‌توان این حکم را به مرحله اجرا و فعلیّت درآورد که موانع تکفیر، مفقود باشد. برای تکفیر، موانعی مانند جهل، خطا، اکراه و تأویل برشمرده شده است. از بین موانع مذکور، مانعیت تأویل از دو جهت حائز اهمیت است: اول این که وجود مبانی، منابع و ادلّه مختلف نزد مذاهب اسلامی، موجب ایجاد اجتهادها و تأویلات متعدد در مورد مسائل دین گردیده و زمینه­ گسترده‌ای برای تأویل فراهم آورده است. دوم این که مانعیت تأویل، بخش گسترده‌ای از مسائل اصلی و فرعی را در بر می­گیرد. متأوِّل، مادامی که در تأویل خود دارای دلیل باشد، در مخالفت با اساسی‌ترین اصول اسلام تا فرعی‌ترین فروع فقهی معذور و مأجور است. کتاب خدا، سنّت و سیره پیامبر6 و امیرالمومنین7 و صحابه و بزرگان دین، همگی دال بر این گستردگی در باب تأویل است.

کلیدواژگان:‌ نواقض اسلام، تکفیر مطلق، تکفیر معیّن، موانع تکفیر، تأویل.

حسین قاضی‌زاده*



* پژوهشگر مؤسسه تحقیقاتی دارالإعلام لمدرسة اهل‌البیت(.

2.مقدمه

می‌توان از موضوع تکفیر در زمان حاضر به عنوان بلای امت اسلامی یاد کرد؛ بلایی که پیامبر اکرم6 در صدر اسلام پیش‌بینی فرمود و در زمان حاضر به وقوع پیوست. تعبیر دقیق آن حضرت در تشبیه ظهور وهابیت به طلوع شاخ شیطان، حکایت از آزرده شدن پیکر اسلام از این مشرکان مطیع طاغوت دارد. روزی نیست که فتنه تکفیر جان مسلمانان را نگیرد و خون پاک آنان را به اتهام شرک و کفر بر زمین جاری نسازد. فتوا به حلیت خون مسلمین که به گفته امام شافعی بعد از شرک به خدا از بزرگ‌ترین گناهان است،[1] به راحتی بر زبان و قلم جاری و موجب تقرّب به خدا قلمداد می­شود.

این وضعیت امت اسلامی در حالی است که منابع اسلام اعم از آیات کتاب خدا و سنّت و سیره پیامبر6 و امیرالمؤمنین7 و صحابه و اقوال بزرگان اسلام در موضوع اسلام و کفر بسیار گویا و غنی است. در دین مبین پیامبر رحمت6 اسلام به سادگی و به سختی زائل می­شود. پیامبر6 شهادت به توحید و رسالت را برای ورود به اسلام کافی می‌دانست.[2] به اتفاق جمیع امت اسلام، این اقرار کافر را مسلمان و دشمن را دوست می‌کند.[3]

زوال اسلام نیز در صورتی است که اوّلا با یکی از ضروریات مخالفت دین[4] صورت بگیرد و ثانیاً موانع تکفیر از هر جهت منتفی باشد. هر جا مانعی وجود داشت نمی­توان حکم به تکفیر صادر کرد، ولو با اصول و ضروریات دین مخالفت صورت گرفته باشد. اما در فتاوای رسمی وهابیت که از طریق «هیئت کبار العلماء» صادر می­شود، موانع تکفیر چنان مضیَّق ترسیم شده که زوال اسلام به سادگی حصول آن و بلکه ساده‌تر می‌باشد؛ فتاوایی که از آنان صادر شده در بعض موارد از محمد بن عبد­الوهاب، مؤسس این فرقه هم پیشی گرفته و راه را برای تکفیر مسلمین فراهم‌تر کرده است.

در این مقاله، تأویل به عنوان یکی از موانع عمده تکفیر، مورد بررسی قرار گرفته است. هیئت کبار عربستان، مانعیت این مورد را تا به حد فروع فقهی تقلیل داده­، اما در اصول دین هر نوع تأویلی را مردود می‌شمرد و کفر معیّن را برای متأوّل ثابت می‌داند. مرجع بیان عقاید وهابیت در این مقاله، جواب‌هایی است که هیئت کبار عربستان به عنوان مرجع رسمی عقاید وهابیت بیان کرده است.

3.                تکفیر مطلق و تکفیر معیّن

تکفیر در کلام بزرگان وهابیت از دو جهت مورد بحث قرار گرفته است: جهت اول، ناظر به ضوابط تکفیر نسبت به نفس عمل و بدون در نظر گرفتن شخص است و جهت دوم، به شرایط و ضوابط تکفیر با توجه به اشخاصی که مرتکب عمل موجب کفر شده­اند، مربوط می­شود که هر یک مباحث گسترده و مهمی را در بر دارد.

جهت اول (ضوابط تکفیر نسبت به نفس عمل) بیان و شمارش افعالی است که با اصل اسلام در تناقض است و نمی­توان بین اسلام و این افعال جمع کرد، لذا موجب کفر می­باشند. به این افعال در اصطلاح «نواقض الاسلام»[5] می­گویند. البته بحث از نواقض اسلام منحصر به وهابیت نیست، بلکه تمام فرق اسلامی به واسطه فهمی که از اسلام دارند، مرزهایی برای آن ترسیم کرده­اند که ورود در این محدوده به منزله خروج از اسلام می­باشد. از این نوع از تکفیر با عنوان «تکفیر مطلق»[6] نیز یاد می­شود.

جهت دوم (ضوابط تکفیر نسبت به افراد) نیز بیان موانعی است که با وجود ارتکاب نواقض اسلام مانع حکم به تکفیر می­شود. این بحث به خلاف بحث اول ـ که به دنبال «اثبات تکفیر» به واسطه بعضی افعال است ـ در صدد «نفی تکفیر» از بعضی افراد که مرتکب نواقض الاسلام شده­اند می‌باشد.

نسبت این دو بحث را می­توان از باب مقتضی و مانع برشمرد؛ بحث اول اثبات اقتضای تکفیر در بعضی از افعال را به عهده دارد و بحث دوم به موانع این اقتضاء می‌پردازد بعد از این که مقتضی موجود و مانع مفقود بود، آن گاه حکم به تکفیر شخص و خروج از اسلام می­گردد. از این نوع تکفیر در اصطلاح با عنوان «تکفیر معیّن» یاد می­شود که برای اثبات آن بعد از ارتکاب نواقض اسلام، نیاز به نفی «موانع تکفیر» است.

مقاله حاضر به توضیح یکی از این موانع با عنوان «مانعیت تأویل» اختصاص دارد. قبل از شروع به بحث موانع تکفیر لازم است به اختصار در مورد بحث اول یعنی نواقض اسلام، توضیحاتی بیان شود تا بحث «موانع تکفیر» جایگاه خود را بیابد و سپس به موضوع مانعیت تأویل پرداخته شود.

4.                نواقض اسلام چیست؟

موضوع نواقض اسلام در باب احکام مرتد مورد بررسی قرار گرفته است. بزرگان وهابی در این موضوع با یکدیگر اختلاف دارند و بعضی از مبانی آنان در این زمینه کاملاً در مقابل قرار دارد.

محمد بن عبدالوهاب نواقض اسلام را ده مورد عنوان می­کند که عبارت‌اند از: شرک در عبادت خدا، جعل واسطه بین خدا و خلق، تکفیر نکردن مشرکان، اعتقاد به هدایتی برتر از هدایت نبی6، بغض به آنچه رسول6 آورده، استهزاء به آنچه رسول6 آورده، سحر، کمک به مشرکان بر ضد مسلمین، اعتقاد به جواز خروج از شریعت پیامبر6 و اعراض از دین خدا.[7]

ابن­عثیمین از دیگر بزرگان وهابی، دایره نواقض اسلام را وسیع‌تر از آنچه محمد بن عبدالوهاب بیان کرده، می­داند. او معتقد است نواقضی که ابن­عبدالوهاب بیان کرده در مقام تمثیل است و نه در مقام حصر.[8] ابن­عثیمین اعتقاد دارد نواقض اسلام بسیار است و نمی­توان حصری برای آن قرار داد. او در مقام بیان ضابطه‌ای کلی برای تعیین نواقض اسلام، تمام نواقض را دایر مدار دو امر می­داند که عبارت است از: انکار حکم خدا و استکبار در مقام عمل.

مقصود از انکار آن است که انسان منکر مطلبی شود که خدا و رسول6 به آن خبر داده­اند (امور اخباری) و یا منکر حکمی از احکام شریعت گردد (امور انشایی)، مشروط بر این که که آن حکم مورد اتفاق جمیع مسلمین باشد. به این دسته از نواقض اسلام در اصطلاح «مخالفت اعتقادی» گویند. اما استکبار یعنی انسان با وجود اقرار به آن حکم، در مقام عمل آن را ترک کند؛ مثلاً به وجوب نماز اقرار دارد، اما با این حال آن را ترک می­کند. البته لازم نیست که بگوید من از روی استکبار نماز را ترک می­کنم، بلکه همین که بدون عذر نماز نمی­خواند، استکبار محقّق شده است، لذا به عقیده ابن‌عثیمین تارک صلاة، کافر است.[9] به این دسته از نواقض اسلام در اصطلاح «مخالفت عملی» گویند.

البته در کلام ابن­عثیمین قیدی وجود دارد که موجب می­شود دایره وسیع نواقض اسلام، محدودتر شود. ابن­‌عثیمین معتقد است زمانی انکار یا استکبار، محقق می­شود که موضوع مورد انکار یا استکبار مورد اجماع مسلمین باشد؛ یعنی مسائل اختلافی نمی‌تواند موجب تکفیر شود.[10]

بن‌باز، مفتی اعظم سابق عربستان معتقد است نواقض اسلام نه تنها محصور به ده عدد نیست، بلکه اساساً حصری برای آن نیست. [11] او نیز مانند ابن­عثیمین معتقد است مخالفت اعتقادی و مخالفت عملی با احکام خداوند ناقض اسلام محسوب می­شود، لذا او نیز تارک نماز از روی تنبلی (و نه اعتقادی) را کافر می­داند.[12] اما عقیده بن‌باز از یک جهت با کلام ابن­عثیمین متفاوت است. او معتقد است نواقض اسلام، تابعی است از ادّله شرعیه. اگر برای فقیهی دلیل شرعی قائم شد بر این که موضوعی از نواقض اسلام است، حکم به ناقض بودن آن می­شود، لذا ممکن است برای زید، چهارصد ناقض اثبات شود و برای دیگری پانصد ناقض.[13]

با توجه به این مبنای بن باز باید گفت: حکم به تکفیر (مطلق) در مواردی که ناقض بودن آن موضوع خاص، مورد اختلاف است هم صادر می­شود. و لازم نیست که ناقض اسلام از ضروریات اسلام باشد، چرا که در حکم به ناقض بودن عملی، کافی است دلیل شرعی برای شخصی ثابت شود، اگرچه برای دیگری حاصل نشود. طبق این مبنا، هر فرقه­ای از مسلمین حق دارد که فرقه دیگر را تکفیر کند؛ زیرا حقانیت عقیده خود را از ادله استنباط کرده­اند و این نتیجه­ای وحشت‌ناک است.

البانی از دیگر بزرگان وهابی، مخالف این محدودۀ وسیع برای نواقض اسلام است. او بر خلاف ابن­عثیمین و بن­باز معتقد است مخالفت عملی، موجب تکفیر نمی­شود. البانی در توضیح مخالفت عملی به موضوع ترک نماز اشاره کرده و در عباراتی قابل تأمّل به تطبیق بحث مخالفت عملی پرداخته است:

بسیاری از جوانان مسلمان [جوانان وهابی] بلکه می­توان گفت اکثر آنان نماز نمی‌خوانند. آیا می­توان حکم به تکفیر آنان صادر کرد یا خیر؟ امروزه فتاوای زیادی شنیده می­شود که تارک نماز کافر است؛ یعنی مرتد از اسلام است… در حالی که او منکر فریضه بودن نماز نیست. چنین شخصی فاسق است، نه کافر. اما کسی که شرعیت نماز را انکار می­کند؛ چنان­که متأسفانه از بعضی جوانان می­شنویم که می­گویند: نماز در بین عرب‌ها زمانی نازل شد که زندگی بادیه‌نشینی در کنار نجاسات و کثافات و شترچرانی داشتند، اما الان مردم متمدن شدند، لذا اگر کسی نماز بخواند که هیچ، اما اگر نخواند هم چیزی بر او نخواهد بود این کلام موجب کفر و خروج از اسلام خواهد بود، اما اگر بگویی: نماز بخوان و او در جواب بگوید: خدا می‌بخشد، در حالی که اعتراف به فریضه بودن نماز دارد و اقرار به گناه می­کند... این شخص را نمی‌توان تکفیر کرد.[14]

بنابر موضع البانی، نواقض اسلام تنها محدود به مخالفت‌های اعتقادی است و نه مخالفت‌های عملی. طبق عقیده او، گذشته از آن که مخالفت عملی منجر به تکفیر نمی‌شود، مخالفت اعتقادی هم باید در مواردی باشد که در دین معلوم بالضروره باشد.[15]

قید «مورد اتفاقی بودن» از این جهت حائز اهمیت است که اگر کسی به این قید معتقد باشد، باید به محدودترین دایره ممکن برای تکفیر قایل شود، زیرا باید محدوده‌ای را برای تکفیر قرار دهد که متیقّن و حتمی باشد و موارد اختلافی را خارج کند. بنابراین امثال ابن­عثیمین که معتقد به قید «اتفاقی بودن» هستند، باید تنها مخالفت اعتقادی را ناقض محسوب کنند، چراکه ناقض بودن مخالفت عملی، اتفاقی نیست و کسانی هستند که تنها مخالفت اعتقادی را ناقض می­دانند. (مانند البانی که تنها مخالفت اعتقادی را ناقض می­داند.)

5.                موانع تکفیر

همان طور که بیان شد موضوع موانع تکفیر بعد از ارتکاب نواقض اسلام و حکم به تکفیر مطلق مطرح می­شود. حکم به کفر و خروج شخصی از اسلام، باید ابتدا بررسی شود که آیا ارتکاب نواقض اسلام از طرف او به سبب عذری صورت گرفته یا خیر؟ بعضی از عذرها مانع از حکم به تکفیر می­شوند و مادامی که آن عذر وجود داشته باشد، نمی­توان حکم به کفر و خروج از اسلام نمود. بزرگان وهابیت در مجموع به چهار مانع اصلی برای تکفیر اشاره کرده­اند که عبارت‌اند از این قرارند:

جهل: اولین مانعی که در تکفیر معیّن، مورد اشاره قرار گرفته جهل است. اگر کسی مرتکب عملی شود که ناقض اسلام است، اما به مخالفت آن عمل با اسلام جاهل باشد، همین جهل مانع از تکفیر او می­شود.

در مسئله جهل، مواضع مختلفی بین بزرگان وهابیت وجود دارد، اما آنچه که به طور رسمی در هیئت کبار العلماء بیان شده این است که جهل در مسائل اصول دین پذیرفته نیست،[16] مگر در بلاد غیراسلامی که اساساً کلام خدا و رسول خدا ابلاغ نشده باشد که در این صورت در مسائل اصول دین هم معذور خواهند بود. این معذوریت نه به سبب جهل، بلکه به علت عدم ابلاغ است.[17] بر اساس نظر هیئت کبار، جهل در مسائل فرعی و احکام شرعی، عذر محسوب می‌شود و ارتکاب جاهلانه عمل مخالف با اسلام موجب کفر نمی‌گردد.[18]

خطا: دومین مانعی که در تکفیر معین مورد اشاره قرار گرفته «خطا» است. و اگر کسی عملی را که موجب کفر است از روی خطا انجام دهد نمی­توان او را تکفیر کرد. هیئت کبار العلماء در پاسخ به استفتایی در مورد تکفیر دیگران از روی خطا اعلام کرده است:

مادامی که تکفیر از روی خطا باشد، موجب کفر کسی که حکم به تکفیر کرده نمی‌شود. اگر برای شخص روشن شد که به غلط، مؤمنین را تکفیر کرده و با این حال باز هم بر این عمل اصرار داشت و توبه نکرد، به واسطه حکم به تکفیر غلط خودش محکوم به کفر خواهد بود.[19]

اکراه: سومين مانع تکفیر در بیان بزرگان وهابیت، «اکراه» است؛ به عبارت دیگر اگر از روی اجبار و اکراه، عملی انجام گیرد و یا مطلبی به زبان آید که کفر محسوب می‌شود، حکم به کفر نمی­شود.[20]

آنچه از بیان بزرگان وهابیت در خصوص اکراه بر می­آید، این است که اگر شخص مکروه اصول دین را نیز منکر شود، خدشه‌ای به اسلام او وارد نمی­شود. بر این اساس عذر بودن اکراه، محدود به فروع نیست، برخلاف مسئله جهل که محدود به فروع بود، زیرا بزرگان هیئت کبار از آیه 106 سوره نحل[21] و روایات، معذوریت مکره را به نحو مطلق استفاده کرده­اند.

تأویل: آخرین مانع از موانع تفکیر نزد بزرگان وهابیت، «تأویل» است. موضوع تأویل، موضوعی است که در این مقاله با تفصیل بیشتری به بررسی آن خواهیم پرداخت.

6.                معنای لغوی تأویل

تأویل بر وزن تفعیل، از ماده «أوّل» گرفته شده است. معنای اصلی این ماده، «رجوع» است[22]و تقریباً در تمام مشتقات این کلمه به نوعی وجود دارد.

مجمع البحرین تأویل را به معنای «ارجاع کلام و برگرداندن آن از معنای ظاهری به معنای خفی» آورده است. [23]

صاحب العین نیز تأویل را به «تفسیر کلامی که معانی مختلف دارد» معنا کرده است.[24]

7.                معنای اصطلاحی تأویل

تأويل در اصطلاح معانی متعددی دارد که در مجموع می­توان سه معنای اصطلاحی برای آن در نظر گرفت:[25]

1. تأویل یعنی رجوع به معنای حقیقی، اگرچه آن معنای حقیقی موافق با ظاهر هم باشد؛

2. مراد از تأویل، همان تفسیر است؛

3. تأویل یعنی برگرداندن لفظ از معنای ظاهری به معنایی مخالف ظاهر. این معنا مشتمل بر دو قسم است:[26]

دسته اول: برگرداندن از معنای ظاهری به سبب وجود دلیل.

دسته دوم: برگرداندن از معنای ظاهری بدون وجود دلیل.

از بین معانی مطرح شده، آنچه در بحث موانع تکفیر مقصود است، دسته اول از معنای سوم می­باشد. اما برگرداندن به معنای مخالف ظاهر، بدون هیچ دلیلی، تأویل نیست، بلکه در واقع تکذیب دلیل محسوب می­شود.[27]بنابراین موضع نزاع در بحث مانعیت تأویل، تأویلی است که دلیلی برای آن وجود داشته باشد و ادله مانعیت و معذریت شامل تأویل بی‌دلیل نخواهد بود، لذا در تأویل بدون دلیل، مانعی برای تکفیر معیّن متأوّل وجود ندارد.

8.                مانعیت تأویل

مانعیت تأویل برای تکفیر، امری مسلّم نزد بزرگان وهابیت است. ابن­عثيمين،[28] صالح الفوزان،[29] عبدالرحمن دمشقیه،[30] و سقّاف،[31] به معذریّت تأویل تصریح کرده­اند، چنان که پیش از اینان ابن­تیمیه در موارد متعدد به مانع بودن تأویل اشاره کرده است.[32]

در کتاب فتاوی الّلجنة الدائمة که بیان‌گر موضع رسمی وهابیت در زمان حاضر می‌باشد نیز به موضوع تأویل پرداخته است:

اگر مسلمانی با حکمی که با نصّ صریح کتاب و سنت، ثابت شده و قابلیت تأویل ندارد، مخالفت کند ... محکوم به کفر می­شود.[33]

چنان‌که روشن است، وجود قابلیت تأویل، مانعی برای حکم به تکفیر فرض شده است.

9.                عدم معذریّت تأویل در اصول

همان طور که بیان شد، تأویل مانع تکفیر می­باشد، اما عمده در این بحث آن است که تأویل در چه مواردی عذر محسوب می­شود و در چه مواردی مانع تکفیر نخواهد بود.

بر اساس نظر هیئت کبار العلماء به عنوان مرجع رسمی بیان عقاید وهابیت، تأویل در فروع مادامی که دلیل مخالف نیز وجود داشته باشد ـ چنان که فرض مانعیت تأویل تنها در همین صورت است.ـ موجب تکفیر نمی‌شود، بلکه شخص در مورد اجتهادی که انجام داده مأجور هم خواهد بود.[34] اما اگر تأویل در اصول شریعت صورت بگیرد، عذر نخواهد بود و کفر متأوّل را در پی خواهد داشت،[35] لذا تأویلاتی که منجر به نذر یا ذبح یا غیر آن برای غیر خدا شود، عذر محسوب نمی­شود.[36] بر طبق همین مبنا، بن­باز ـ رئیس هئیت کبار ـ منکر صفات را غیرمعذور و کافر دانسته است،[37] در حالی که مسئله صفات الهی از مسائلی است که دلیل مخالف بر نفی ظاهر صفات وجود دارد و از مواردی محسوب می­شود که تأویل در آن راه دارد، اما از آن جا که در زمره اصول قرار دارد، عذر محسوب نمی­شود.

برای بررسی صحت و سقم این تفصیل (معذریّت تأویل در فروع و عدم معذریّت آن در اصول) ابتدا باید ادله معذریّت تأویل را بررسی کرد تا ورشن شود آیا این ادله، شامل اصول هم می­شود و یا منحصر در فروع است. لذا لازم است ادله مانعیت تأویل بیان شود تا مقدار دلالت آن روشن گردد.

10.          ادله معذریّت تأویل

برای اثبات معذریّت تأویل به ادله­ای تمسک شده که در سه محور قابل بررسی است:

10.1.      قرآن­ کریم

از جمله آیاتی که برای اثبات معذریّت تأویل مورد استفاده قرار گرفته، آیه پنجم سوره احزاب است:[38]

(وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً)؛ و در آنچه اشتباهاً مرتكب آن شده‏ايد بر شما گناهى نيست، ولى در آنچه دل‌هاي‌تان عمد داشته است [مسئولي هستید] و خداست كه همواره آمرزنده مهربان است.

آیه شریفه از این جهت که خطا را مورد عفو قرار داده مورد استناد قرار می­گیرد، چراکه تأویل هم نوعی خطا محسوب می­شود. آنچه از این آیه قابل استفاده است، این است که تا هنگامی که خطا موجود باشد، حکم آن (عدم جناح) نیز موجود است، خواه خطا در فروع باشد و یا در اصول، چنان‌که ابن­تیمیه نیز در عدم تکفیر به واسطه خطا، همین بیان را آورده است.[39]

از جمله آیات دیگر در این مسئله، آیه 286 سوره بقره است:[40]

(لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها)؛ خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏اش تكليف نمى‏كند.

این آیه مبارکه تکلیف بیش از توان را از فرد نفی می­کند و روشن است که تأویل کننده، تمام توان خود را به کار گرفته است. از این رو این آیه می‌تواند دلیلی بر معذریّت تأویل باشد. همان‌طور که از آیه شریفه مشخص است، این دلیل نیز هیچ قیدی ندارد تا به واسطه آن بتوان بین اصول و فروع فرق گذاشت.

از جمله ادله دیگر ادامه همین آیه است که می­فرماید:

(رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ...)؛ پروردگارا! اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم، ما را مؤاخذه نکن.

ابن­تیمیه هم در معذور بودن متأوّل به این آیه تمسک کرده تنها آن را مقیّد به این قید کرده که مجتهد باید واقعاً به دنبال حق باشد و در این صورت اگر اشتباه کند معفو خواهد بود.[41]

10.2.      سنّت:

دومین قسم از ادله که برای مانعیت تأویل مورد استفاده واقع شده، روایات است. از جمله روایات که مورد تمسک قرار گرفته، این روایت نبوی است: «إِنَّ اللَّهَ تَجَاوَزَ لِي عَنْ أُمَّتِي الْخَطَأَ وَالنِّسْيَانَ»[42]

ابن­تیمیه از این روایت و آیات سابق برای تصحیح عمل عاملین جنگ جمل در کشتار مسلمین، استفاده می­کند و معتقد است این قتال چون از روی تأویل بوده، معفو است و هیچ گونه تفاوتی بین اصول و فروع قائل نمی‌شود. وقتی به آیه شریفه برای تصحیح ریختن خون مسلمان تمسک می‌شود، چگونه می­توان دلالت آن را صرفاً محدود به فروع فقهی نمود؟

مورد دیگر از روایات که در این بحث مورد استفاده قرار گرفته، روایت مرد بنی اسرائیل است که وصیت کرد بعد از مرگش او را بسوزانند و بكوبند و در دریا افکنند، زیرا معتقد بود اگر خداوند بر او دست یابد، او را به گونه‌ای عذاب می­کند که هیچ کس را در عالم آن‌گونه عذاب نکرده است. بعد از مرگ به وصیت او عمل شد. خداوند از او پرسید: «چه چیز باعث شد این چنین وصیت کنی؟» مرد در جواب گفت: «ترس از تو» و خداوند او را بخشید.[43] ابن­تیمیه در ذیل این روایت آورده است:

این شخص گمان می­کرد اگر به وصیتش عمل شود، خدا از دست‌یابی به او عاجز خواهد بود. در واقع در قدرت خداوند شک کرده بود و معتقد بود معاد شامل حالش نمی­شود، و این به اتفاق مسلمین [موجب] کفر است. اما چون جاهل بود و از خدا ترس داشت، مورد مغفرت واقع شد. متأوّلی که اهل اجتهاد و مفید بر متابعت از رسول6 است، نسبت به این مرد جاهل، اولی به مغفرت است.[44]

طبق بیان ابن­تیمیه، مرد بنی اسرائیلی، منکر معاد خودش بود. با وجود اين‌که این کفر، مورد اتفاق تمام مسلمین است و کفر در اصول محسوب می­شود، [45] اما او مورد مغفرت خداوند قرار گرفت. شخص متأوّل نسبت به این مرد جاهل، شایسته‌تر برای مغفرت است، پس تأویل در اصول نزد ابن­تیمیه اولی به مغفرت است نسبت به جهل در اصول.[46]

دیگر روایات مورد استناد قرار گرفته در این بحث، روایت ابن‌عباس ذیل آیه 286 سوره بقره است. بر اساس این روایت، خداوند ادعیه­ موجود در آیه مبنی بر طلب عفو در مورد خطا و نسیان را با عبارت «قد فعلت» اجابت کرده است.[47] ابن­تیمیه با استناد به این روایت در باب تأویل و اجتهاد، بیان داشته مانعیت تأویل شامل مسائل اعتقادی و اصول دین هم می‌شود.[48]

10.3.      سیره:

سومین دلیلی که در اثبات مانعیت تأویل، مورد استناد واقع شده، سیره پیامبر6 و امیرالمومنین علی7 و صحابه است که می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

ابن­تیمیه در مناهج به ماجرای عفو اسامه بن زید توسط پیامبر اکرم6 اشاره می‌کند. اسامه مردی را که لا اله الا الله می‌گفت، به گمان این که این عمل او از ترس مرگ است، به قتل رساند. اما پیامبر6 او را عقاب نکرد؛ زیرا اسامه واقعاً گمان می‌کرد که قتل آن مرد جایز است.[49] مورد دیگر، ماجرای مردی است که فرد دیگری را به علت تصاحب اموال، در حالی که مدعی اسلام بود کشت و پیامبر6 به دلیل متأوّل بودن، آن شخص، او را توبیخ نکرد.[50] همین طور آن حضرت6، خالد بن ولید را به سبب کشتن افراد قبیله بنی‌جذیمه که اسلام را پذیرفته بودند، عقاب نکرد، زیرا خالد در کشتن آن‌ها متأوّل بود.[51] عفو خالد بن ولید توسط ابوبکر نیز از همین باب است. او خالد بن ولید را برای کشتن مالک بن نویره عقاب نکرد، زیرا خالد گمان می‌کرد مالک مرتد شده و عذر تأویل داشت.[52]

نکته­ای که باید در این تأویلات، مورد توجه قرار گیرد این است که قطعاً این تأویلات، تأویل در فروع نیست. وقتی مسلمانی به سبب تأویلی، محکوم به کفر و قتل می­شود، یعنی تأویل در اصل اسلام یا کفر صورت گرفته است این همان تأویل در اصول است که با وجود خطا مورد عفو واقع شده است.

از جمله ادله‌ای که در کلام ابن­تیمیه و دیگران[53] برای اثبات معذوریت اهل تأویل مورد استناد قرار گرفته، برخورد امیرالمومنین علی7 با خوارج است. ابن­تیمیه معتقد است بدعت خوارج از سوء فهم‌شان از قرآن­کریم ناشی می‌شد و قصدشان معارضه نبود.[54] آنان مؤمنان را تکفیر کردند و از متشابهات قرآن­کریم پیروی کردند و به تأویل آن پرداختند،[55] اما هیچ یک از صحابه ـ نه امیرالمؤمنین7 و نه دیگران ـ آنان را تکفیر نکردند، بلکه حکم آنان را مانند حکم مسلمین ظالم می‌دانستند.[56] به اعتقاد ابن­تیمیه در عین این که حکم به قتال خوارج از طرف پیامبر به امیرالمؤمنین علی7 ابلاغ شده بود و آن حضرت7 نیز به جنگ با آنان پرداخت و تمام ائمه دین اعم از صحابه و تابعین و بعد آنان بر قتال با آنان اتفاق داشتند، اما هیچ کس ایشان را تکفیر نکرد و قتل آنان به سبب ظلم و بغی‌شان بود نه این که آنان کافر بودند.[57]

از دیگر ادله‌ای که مورد تمسک ابن­تیمیه قرار گرفته، سیره بزرگان مذاهب اربعه است. هیچ یک از آنان، اصحاب بدع مانند جهمیه که قائل به عدم تکلّم خداوند بودند، یا کسانی که به عدم رؤیت خداوند در آخرت معتقد بودند و یا کسانی که قائل به خلق قرآن­کریم بودند را به صورت معین تکفیر نکردند، هرچند این اعتقادات را موجب کفر می‌دانستند.[58] ابن‌تیمیه تصریح می­کند تأویل در این امور محکوم به کفر نمی­شود[59] اگرچه این امور همگی از اصول محسوب می­شوند.

علاوه بر آنچه ذکر شد، می­توان موارد متعدد دیگری را به عنوان شاهد مانعیت تأویل برای تکفیر مورد استناد قرار دارد. اما آنچه که ذکر شد کافی می‌باشد. موارد مذکور بیان‌گر این موضوع است که معذریّت تأویل، باب واسعی را در بر می­گیرد، چنان که ابن‌تیمیه به وسعت باب تأویل در مانعیت تکفیر تصریح کرده است.[60] حال با وجود این همه شواهد و قرائن، این سؤال مطرح می­شود که چرا وهابیت امروز مانعیت تأویل را مختص به فروع کرده­اند و متأوّل در اصول را کافر به کفر معیّن می­دانند؟ به بیان دیگر، ادله بزرگان هیئت کبار برای تکفیرِ معیّنِ متأوّل در اصول چیست؟

11.          ادله عدم مانعیت تأویل در اصول

بزرگان معاصر وهابیت در هیئت کبار العلما معتقدند مرتکب نواقض اسلام در اصول، معذور نیست و کافر به کفر معیّن محسوب می­شود. آنان برای این مدعا ادله­ای اقامه کرده­اند که باید در کنار ادله سابق بررسی گردد.

در مجموع ادله عدم مانعیت را در دو محور می­توان بررسی کرد:

11.1.      قرآن ­کریم:

از جمله آیاتی که در عدم مانعیت تأویل مورد استناد واقع شده آیه 19سوره انعام است:

(وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ)؛ اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن، شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد، هشدار دهم.

آیه دیگری که شبیه به همین سیاق است و مورد استناد واقع شده آیه 52 سوره ابراهيم است:

(هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ)؛ اين [قرآن‏] ابلاغى براى مردم است [تا به وسيله آن هدايت شوند] و بدان بيم يابند.

استدلال به آیات فوق به این صورت است که قرآن­کریم و دین اسلام برای تمام مردم نازل شده و هر کس که این دین بر او ابلاغ شده، حجت بر او تمام است و در عدم اعتقاد به اصول معذور نخواهند بود.

11.2.      نقد و بررسی

همان‌طور که در استدلال مطرح شد، بنابر تفسیر ابن­کثیر، قرآن برای همه مخلوقات اعم از انس و جن بلاغ است.[61] هم‌چنين بنا بر بیان طبری، قرآن موجب انذار همه مردم است و بعد از ابلاغ آن حجت بر مردم تمام است و دیگر عذری در نپذیرفتن آن از هیچ کس پذیرفته نیست.[62]

اگر صرفاً همین ادله در کتاب و سنّت موجود بود، مدعای بزرگان هیئت کبار برای نپذیرفتن عذر متأوّل در اصول تمام بود. بلکه طبق آیات مطرح شده، متأوّل در فروع فقهی نیز معذور نیست و این که متأوّل در فروع از سوی هیئت کبار، معذور شمرده شده، خلاف آیات شریفه فوق است. اما برای مباح شمردن مال و جان مسلمین، به تفحصّی بیش از این نیاز است. هرچند قرآن­کریم در آیات فوق، هیچ کس را بعد از بلاغ، معذور ندانسته، اما در آیات دیگر، عده­ای را صاحب عذر اعلام کرده است؛ از جمله آیه پنجم سوره احزاب خطاکار را معذور شمرده است:

(وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً)

آیه شریفه 286 سوره بقره نیز خطا و نسیان و آنچه که بالاتر از طاقت است را از عهده مکلّفین برداشته است:

(رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ)

به بیان دیگر، آیات مورد تمسک هیئت کبار به منزله عام و آیات فوق به منزله خاص است و موجب تخصیص عام می­شود؛ یعنی ابتدا بیان می­شود که هیچ کس بعد از بلاغ قرآن­کریم معذور نیست و در آیات دیگر، خطاکار و ناسی را از این حکم عام خارج می­کند.

با توجه به آیات خاص می­توان این سؤال را مطرح نمود که اگر آیات خاص، دلالت بر معذور بودن خاطی و ناسی ندارد، چرا خطا و نسیان را در فروع معذور دانسته­اید؟ و اگر آیات فوق بر معذوریت خاطی و ناسی دلالت دارد، به چه دلیل مدلول آیات را منحصر در فروع کرده‌اید، در حالی که این آیات منحصر به فروع نیست، بلکه اطلاق دارد و اصول و فروع را شامل می­شود.

علاوه بر این، روایات باب و خصوصاً سیره­ای که بیان شد، دلیلی روشن و مؤیّدی محکم برای مدلول آیات خاصِ دالِّ بر استثناء است.

11.3.      سنّت:

در مجموع یک روایت در عدم مانعیت تأویل در اصول، مورد تمسک قرار گرفته است. صحیح مسلم از ابوهریره به نقل از رسول خدا6 آورده است:

والذي نفس محمد بيده لا يسمع بي أحد من هذه الأمة يهودي ولا نصراني ثم يموت ولم يؤمن بالذي أرسلت به إلا كان من أصحاب النار؛

قسم به آن‌که جان محمد6 در دست اوست، اگر ندای مرا هر یک از مردم، چه یهودی و چه نصرانی بشنود و به من ایمان نیاورد و در همین حال بمیرد اهل آتش است.

بر اساس این روایت، پیامبر6 کسانی را که ندای او را بشنوند، معذور ندانسته و کسانی که در بلاد اسلامی زندگی می­کنند، قطعاً ندای ایشان رسول6 را شنیده­اند، پس در جهل به اصول دین معذور نیستند.[63]

11.4.      نقد و بررسی

روایت مذکور (مانند آیات شریفه) دال بر این است که هیچ یک از مردم بعد از رسیدن ندای پیغمبر6، معذور در عدم پذیرش نیست. اما اشکالی که به استدلال هیئت کبار به آیات شریفه وارد بود، بر این استدلال نیز وارد است؛ به بیان دیگر که روایت فوق عام است و با روایات دیگر، تخصیص می‌خورد، چراکه پیامبر اکرم6 خاطی و ناسی را معذور دانسته­ است:

«إِنَّ اللَّهَ تَجَاوَزَ لِي عَنْ أُمَّتِي الْخَطَأَ وَالنِّسْيَانَ».[64]

این روایت و امثال آن و نیز سیره‌هایی که بیان شد، موجب تخصیص روایت مذکور می‌شود. اشکال دیگری که به استدلال به روایت ابوهریره وارد است این است که رسول خدا6 در روایت مذکور، در مقام بیان این موضوع می­باشد که هیچ کس در عدم پذیرش اصل اسلام، معذور نیست؛ یعنی آنچه مورد تأکید حضرت قرار گرفته، اصل اسلام است که با ظهور آن، همه، مکلّف به پذیرش دین جدید و مسلمان شدن هستند. مؤیّد این ادّعا مقابله­ای است که در روایت بین دین اسلام و یهودیت و مسیحیت ایجاد شده است. گویا روایت در مقام بیان این مطلب است که بعد از ظهور اسلام، دیگر دین یهودیت و مسیحیت نسخ شده و همه باید متدین به دین اسلام شوند. کسی که ندای پیامبر اسلام را بشنود، در بقاء بر دین یهودیت و مسیحیت معذور نخواهد بود، چنان‌که در بقاء بر شرک نیز معذور نیست.

بنابر آنچه گفته شد همین که متأوّل، اصل اسلام را پذیرفت، اگرچه در اصول یا فروع آن صاحب تأویل باشد، کلام رسول الله6 را امتثال کرده و نمی­توان به وسیله این روایت، علیه متأوّل (در اصول) حکم کرد، زیرا روایت اصل اسلام را مطالبه کرده و متأوّل به اصل اسلام اذعان دارد. در نتیجه این روایت تخصصاً از بحث خارج است، چرا که موضوع مورد بحث، موضوعی درون دینی نسبت به اصول و فروع اسلام است، اما روایت مذکور ناظر به موضوعی برون دینی بین اسلام و سایر ادیان الهی یا مشرکانه است.

در مجموع باید گفت ادله­ای که از طرف هیئت کبار مطرح شد، تام نیست و ادله­ای که متأوّل در اصول و فروع را معذور می­دانست، تمام است. البته مبنای بزرگان وهابیت در هیئت کبار، مخالفان متعددی در بین اهل‌سنّت و حتی بزرگان وهابیت دارد که در ادامه نمونه­هایی از آن بیان می­شود.

12.          بررسی اقوال بزرگان اهل‌سنّت و وهابیت

در کلمات بزرگان اهل‌سنّت، معذوریت متأوّل در اصول و فروع به عنوان موضوعی مستقل مورد بحث واقع نشده، اما می­توان مستنداتی را ارائه کرد که آنان تأویل در اصول را در صورتی که مستند به دلیلی باشد، عذر می­دانستند و از تکفیر متأوّل خودداری می­کردند. مشاهده اقوال بزرگان اهل‌سنّت در هر دوره، این موضوع را آشکار می‌کند که‌ مسئله معذور بودن متأوّل از مسائل مورد اتفاق و مفروغٌ‌عنه بوده و شاید بتوان ادعا کرد تنها گروهی که عذر در تأویل را منحصر به فروع فقهی کرده­اند، وهابیت می­باشند.

12.1.      اقوال بزرگان اهل‌سنّت:

محمد ابن‌ادریس شافعی (متوفّای 204ق) مؤسّس مذهب شافعی در کتاب الام آورده است:

هیچ یک از سلف و تابعین بعد از ایشان را نمی­یابیم که شهادت اهل تأویل را رد کند، اگرچه اهل تأویل در خطا و گمراهی باشند و حرام خدا را حلال کنند و خون و مالی را که خدا حرام دانسته، حلال بدانند. می‌دانیم که بالاترین معاصی نزد خداوند بعد از شرک موضوع دماء (ریختن خون انسان‌ها) است، اما متأوّلین آن را حلال دانستند. با این حال شهادت آنان رد نمی­شود. بنابراین هر کس که تأویلی در قول و یا فعل دارد، شهادتش نافذ است و به واسطه خطا در تأویل، شهادت او رد نمی­شود.[65]

به عقیده شافعی، متأوّلی که خون مسلمانان را حلال می‌شمرد، نه تنها کافر نیست (با اين‌که مسلمین را محکوم به کفر نموده) بلکه شهادتش هم پذیرفته است. توجه به این نکته لازم است که موضوع اسلام و کفر از موضوعات فرعی نیست تا بتوان گفت مقصود شافعی، تأویل در فروع است و تأویل در فروع جایز است، بلکه این موضوع از اصول محسوب می­شود و تأویل در آن، تأویل در اصول است.

خطابی (متوفای 388ق) از جمله بزرگان اهل سنّت، در شرح حدیث افتراق امت آورده است:

حدیث مذکور دلالت دارد که هیچ یک از فِرَق، از دین خارج نیستند، زیرا پیامبر6 همگی را از امت خود دانسته است. هم‌چنين دلالت دارد که متأوّل خارج از دین نیست، اگرچه در تأویل خود خطا کرده باشد.[66]

روشن است که فِرَق مختلف علاوه بر اختلاف در فروع در بعضی از اصول هم با یکدیگر اختلاف دارند، اما به واسطه تأویلی که برای عقیده خود دارند، معذور معرفی شده­اند.

ابن‌حزم (متوفای 456ق)، که در کتب وهابیت به کلمات او استناد می­شود، معتقد است کسی که در اخبار پیامبر6 دست به تأویل بزند و حکمی را بر خلاف فرمایش پیامبر6 استنباط کند، هر آنچه انجام دهد و یا ترک کند -مادامی که دارای تأویل است ـ معذور و بلکه مأجور است، زیرا قصدش رسیدن به حق است. اما اگر بعد از اين‌که حق برای او روشن شد، عناد ورزید دیگر عذر نخواهد داشت.[67]

نکته‌ای که در کلام ابن‌حزم وجود دارد این است که ابن‌حزم در کلام خود از عنوان «عناد» استفاده کرده است. بر این اساس، تا هنگامی که این عنوان صدق نکند، متأوّل معذور است، اگرچه ابلاغ صورت گرفته باشد و تا زمانی که متأوّل برای تأویل خود دلیل دارد، عنوان عناد صادق نیست.[68] البته اگر بعد از زوال دلیل، باز بر تأویل اصرار شود، معاند خواهد بود، چرا که به تأویل بی‌دلیل برمی‌گردد که همان تکذیب است و قطعاً از بحث خارج خواهد بود.

ابن­تیمیه (متوفای 728ق) که نزد وهابیت ملّقب به عنوان شیخ الاسلام گردیده، همه محرّمات کتاب و سنّت (اعم از اصول و فروع) را داخل در محدوده تأویل دانسته و مسئله تأویل (و دیگر موانع تکفیر) را منحصر در چند فرع فقهی قرار نداده است:

این (وجود موانع مانعه از مقتضی تحریم) بابی واسع است، زیرا همه امور محرّم در کتاب و سنّت داخل در آن می­شوند، چرا که ممکن است ادله تحریم به بعضی از امت اسلام ابلاغ نشده باشد و یا ابلاغ شده اما نزد آنان ادله­ای باشد که با ادله تحریم در تعارض باشد و آنان ادله معارض را رجحان دهند و در ترجیح خود با عقل و علم، اجتهاد کنند.[69]

ابن‌وزیر (متوفای 840ق) از علمای مورد وثوق وهابیت، معتقد است تأویل مادامی که به تکذیب نرسد (تأویل بدون دلیل) موجب تکفیر نمی­شود. به نظر او کسی که متأوّل را تکفیر کند، همانند متأوّل که به واسطه بدعت‌گذاری گمراه شده، دچار گمراهی گردیده است.[70] در عبارتی که حاکی از دقت مؤلّف در موضوع است، عنوان شده:

آیات و روایات کثیری دلالت بر عفو از خطا دارد و ظاهر این است که اهل تأویل خطاکارند و راهی برای علم به تعمّد داشتن آنان وجود ندارد، زیرا برای فهم این موضوع نیاز به علم به باطن افراد است که غیر از خداوند احدی از آن آگاه نیست.[71]

بر اساس این عبارت نمی­توان به سادگی و متأوّلی را محکوم کرد که حجت بر او تمام و مستحق تکفیر معیّن است، چراکه متأوّل، عقیده خود را عقیده حق می­داند و عقیده دیگران را باطل و خلاف راه خدا و رسول می­پندارد.

ابن‌حجر (متوفای 852ق) معتقد است علمای دین متفّق‌اند که هر کس در عقیده خود صاحب تأویل باشد (در اصول باشد یا در فروع) معذور است، مشروط بر اين‌که تأویلش وجه علمی داشته و در لغت عرب پسندیده باشد.[72]

حصفكی (متوفای 1088ق) بر این عقیده است که هیچ یک از اهل قبله از جمله کسانی را که منکر صفات و یا منکر رؤیت خداوند هستند، نمی­توان تکفیر کرد، زیرا اعتقاد آنان برآمده تأویل و شبهه­ای است که به آن معتقدند و همین مانع از تکفیر آنان می­شود.[73] روشن است که‌ مسئله رؤیت خدا و انکار صفات، از فروع محسوب نمی­شود، بلکه از اصول است و در عین حال متأوّل در آن، معذور است.

ابن‌عابدین (متوفای 1252ق) نیز به مانعیت تأویل در‌ مسئله انکار رؤیت خداوند تصریح کرده است،[74] چنان‌که مفهوم کلامش به مانعیت شبهه و تأویل در مخالفت با ضروریات اسلام مانند حدوث عالم، حشر اجساد و علم خداوند به جزئیات نیز دلالت دارد.[75]

12.2.      اقوال بزرگان وهابیت

آنچه تاکنون بیان شد، مواضع اهل‌سنّت درباره معذریّت تأویل بود. می‌توان گفت در بین بزرگان اهل‌سنّت شخصیتی را نیافتیم که به این موضوع ورود کرده باشد، اما با معذریّت تأویل در اصول مخالفت کرده باشد. تنها گروهی که برخلاف بزرگان اسلام در طول بیش از هزار سال، به مخالفت با این روش پرداخته‌اند، جماعت وهابی هستند. آنچه بیش از این موجب تعجب است، این است که بیشترین شعار متابعت از نیز از همین جماعت به گوش می­رسد.

ممکن است این تصور در ذهن تداعی شود که علت مواضع وهابیت در عدم پذیرش مانعیت تأویل در اصول، مبانی آنان مانند ظاهر­گرایی، سلف‌گرایی و موارد دیگر است و بنابراین اگر مبانی وهابیت پذیرفته شد، باید این نتایج را نیز پذیرفت و اگر مبانی را رد کنیم، این نتایج نیز به تبع بطلان مبانی، مردود خواهند بود، اما واقع این است که نه تنها موضع وهابیت موافق سلف‌گرایی و ظاهرگرایی نیست، بلکه در تضاد با آن هم هست (هم ظاهر کتاب و سنّت که مورد اشاره قرار گرفت، موافق با معذوریت متأوّل در اصول و فروع است و هم اقوال سلف، مؤیّد مانعیت تأویل برای تکفیر است). علاوه بر آن، موضع رسمی وهابیت در هیئت کبار در تضاد با موضع بزرگان وهابیت نیز هست که به نمونه‌هایی از آن اشاره می­شود.

محمد بن عبد­الوهاب (متوفای 1206ق) مؤسّس فرقه وهابیت آورده است:

زمانی که ما اشخاصی را که بت روی قبر عبدالقادر و بت روی قبر احمد البدوی را می‌پرستیدند، به دلیل جهل‌شان تکفیر نکردیم، چگونه کسانی را که به ما روی نیاوردند... اما شرک هم نورزید. تکفیر کنیم؟[76]

ابن­عبد­الوهاب مشرک بت‌پرست را به سبب جهلش تکفیر نمی‌کند، در حالی که موضوع توحید و شرک، مصداق بارز اصول شمرده می­شود، اما هئیت کبار، جاهل در اصول را معذور نمی‌داند.[77] تخلف از اصول زمانی عذر محسوب می­شود که ابلاغ دین صورت نگرفته باشد و ابلاغ در عقیده هیئت کبار، به صرف شنیده شدن ندای اسلام در آن سرزمین صورت می­گیرد، اگرچه ندای اسلام از جماعت قلیلی بیان شود. بنابراین در نظر هیئت کبار، عابد صنم روی قبر عبدالقادر در سرزمین اسلام بوده و معذور نخواهد بود. اما ابن­عبد­الوهاب قائل به معذوریت جاهل است و قطعاً وقتی جهل در اصول مانع از تکفیر است، در تأویل اصول نیز به طریق اولی معذور خواهد بود، چنان‌که ابن­تیمیه به اولويت متأوّل نسبت به جاهل در معذوریت تصریح کرده است.[78]

ابن­عثيمين (متوفای 1421ق) از بزرگان معاصر وهابیت، موانع تکفیر را به تفصیل، مورد بحث قرار داده و ادله متعددی برای معذریّت تأویل اقامه کرده که حاکی از مانعیت مطلق تأویل در اصول و فروع است.[79]

البانی (متوفای 1420ق) از دیگر بزرگان معاصر وهابیت، مردم بلاد اسلامی اعم از عرب و عجم و حتی علمای آنان را در مسائل اساسی و اصولی مانند مکان خداوند، معذور می­داند.[80] او معتقد است تفکیک بین‌ مسئله اصولی با مسائل فرعی که از سوی بعضی از علما صورت گرفته، بی‌دلیل است،[81] بلکه خطا چه در اصول باشد و چه در فروع، مورد مغفرت واقع می‌شود، زیرا خاطی قصد مخالفت ندارد. اما اگر قصد مخالفت وجود داشته باشد چه در اصول باشد و چه در فروع، مورد مؤاخذه خواهد بود.[82] بنابراین، ملاک قصد مخالفت و عدم قصد مخالفت است و متأوّل مادامی که دلیل دارد، قصد مخالفت ندارد و معذور شمرده می­شود. او در جای دیگری به صراحت به‌ مسئله زیارت قبور، نذر، استغاثه، طلب شفا برای مریض و ... اشاره می­کند و معتقد است در عین اين‌که این موارد موجب کفر است، اما چون بزرگان آنان این مسائل را تأویل می­کنند، نمی­توان آنان را تکفیر نمود.[83]

امثال این مواضع از بزرگان وهابیت در حالی که به مبانی وهابیت معتقدند، نشان‌دهنده این است که اشکالی که به هیئت کبار در عدم معذوریت متأوّل در اصول وارد است، اشکال مبنایی نیست، بلکه اشکالی است که با مبانی وهابیت نیز سازگار نیست.

13.          نتیجه

حکم به کفر شخص معیّن، نیاز به احراز دو موضوع دارد و تا این دو موضوع احراز نشود، حکم به کفر ممکن نخواهد بود. موضوع اول اين‌که باید ثابت شود عملی که از شخص صادر شده، مخالف با اصل اسلام و موجب خروج از دایره اسلام و ورود به کفر خواهد بود؛ یعنی باید در ابتدا به قطع ثابت شود که عمل مورد نظر ناقض اصل اسلام است و بعد از اثبات این موضوع، مقتضی برای حکم به تکفیر معیّن حاصل شده است.

موضوع دوم که موجب تأثیر مقتضی در فعلیت اقتضاء می­باشد، بررسی عدم وجود مانع است. موانع متعددّی وجود دارد که موجب معذوریت مرتکب نواقض اسلام می‌گردد؛ از جمله جهل، خطا، اکراه و تأویل. تا وقتی که علم اختیار و عامد بودن شخص و عناد او در مخالفت با اسلام مشخص نشود، نمی­توان حکم به کفر او صادر کرد، حتی اگر مخالفت در اصول اسلام و در امری باشد که جزء ضروریات دین شمرده می­شود.

 در هیچ یک از بزرگان اهل‌سنّت احدی یافت نشد که قائل به معذور نبودن متأوّلِ صاحب دلیل باشد. این موضوع با ادله متعددی از قرآن­کریم و سنّت و سیره بیان گردید. در بین وهابیت نیز بزرگانی وجود دارند که معتقد به معذوریّت متأوّل در اصول هستند.

فتوای علمای حنبلی (هم مذهب با وهابیت) و سایر مذاهب اهل سنت بر این است که شبهات موجب سقوط حدود می­شوند[84]؛ یعنی اگر حدی بر کسی ثابت شد، اما در اقامه حد شبهه‌ای پیش آمد وجود همین شبهه موجب اسقاط حد می‌شود. این موضوع با عبارات مختلف در مباحث فقهی اهل‌سنّت آمده است:

از میان رفتن حدود با شبهات، موضوعی است که شکی در آن نیست؛ اولا به دلیل روایات متعدد از اصحاب پیامبر6 که دلالت دارد اصحاب تا جایی که ممکن بود دوست داشتند حدود را (به واسطه شبهات) ساقط کنند.[85]

آیا اختلاف هیئت کبار با بزرگان اهل‌سنّت و حتی بزرگان وهابیت، موجب شبهه نمی­گردد تا مانع حکم به تکفیر معیّن شود؟

آیا با وجودی که تمام مذاهب اسلامی غیر از وهابیت، برای عقاید خود دارای تأویل و دلیل هستند، می‌توان آن‌ها را تنها به این دلیل که در اصول با وهابیت اختلاف دارند، محکوم به کفر نمود؟

وسعت تأویل‌گرایی در ادله بین فِرَق مسلمین، موضوعی بود که در قرن هفتم ـ در زمان ابن­تیمیه‌ـ مورد توجه قرار گرفت و به این نکته اذعان شد که کثیری از مردم در قرآن­کریم تأویل غیرصحیح می­کنند، اما معذورند.[86] مردم قرون حاضر که حدود هفتصد سال با دوران ابن­تیمیه فاصله دارد. به طریق اولی باید معذور باشند، چون نسبت به قرن ابن­تیمیه از دوران پیامبر6 فاصله بیشتری دارند و عذر قوی‌تری خواهند داشت.

14.          منابع:

1. ابن‌وزیر، محمد بن إبراهيم، إيثار الحق على الخلق في رد الخلافات الى المذهب الحق من أصول التوحيد، چاپ دوم: دار الكتب العلمية، بيروت 1987م.

2. ـــــــــــــــــــــــــــ ، العواصم والقواصم في الذب عن سنة أبي القاسم، تحقیق و تعلیق شعيب أرنؤوط، چاپ سوم: مؤسسة الرسالة للطباعة و النشر و التوزيع، بيروت 1415ق/1994م.

3. ابن­تيميه، احمد بن‌عبدالحليم، درء تعارض العقل والنقل، تحقيق محمد رشاد سالم، چاپ دوم: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، ریاض 1411ق.

4. ــــــــــــــــــــــــ ، الاستقامة، تحقیق محمد رشاد سالم، چاپ اول: جامعة الإمام محمد بن سعود، مدينه منوره، 1403ق.

5. ــــــــــــــــــــــــ ، مجموع الفتاوى، تحقیق عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، مدينه منوره 1416ق/1995م.

6. ــــــــــــــــــــــــ ، منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية، تحقیق محمد رشاد سالم، چاپ اول: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، ریاض 1406ق/1986م.

7. ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، دار المعرفة، بيروت 1379ق.

8. ابن‌حزم، ابو محمد علی بن أحمد، الدرة فیما یجب اعتقاده، تحقیق احمد الحمد و سعید قزقی، چاپ اول: مکتبة التراث، مکه 1408ق.

9. ابن‌رجب، زين‌الدين، جامع العلوم والحكم في شرح خمسين حديثاً من جوامع الكلم، تحقيق محمد احمدی ابوالنور، چاپ دوم: دار السلام للطباعة و النشر و التوزيع، 1424ق/2004م [بی‌جا].

10. ابن‌عابدين، حاشية رد المحتار، تحقيق مكتب البحوث و الدراسات، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت 1415ق/1995م.

11. ابن‌عبدالوهّاب، محمّد، كشف الشبهات، چاپ اول: وزارة الشؤون الإسلامية و الأوقاف و الدعوة و الإرشاد، ریاض 1418ق.

12. ــــــــــــــــــــ ، مجموعة رسائل في التوحيد والإيمان (مطبوع ضمن مؤلفات الشيخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء الأول)، تحقیق اسماعيل بن محمد انصاری، جامعة الإمام محمد بن سعود، رياض [بی‌تا].

13. ــــــــــــــــــــ ، التوحيد، تحقیق عبدالعزيز بن عبدالرحمن سعيد و غيره، جامعة الأمام محمد بن سعود، ریاض [بی‌تا].

14. ــــــــــــــــــــ ، الجواهر المضية، چاپ سوم: دار العاصمة، رياض 1412ق.

15. ــــــــــــــــــــ ، فتاوی و مسائل، تحقیق صالح بن عبدالرحمن اطرم و محمد بن عبدالرزاق دويش، جامعة الأمام محمد بن سعود، رياض [بی‌تا].

16. ــــــــــــــــــــ، فتاوى ومسائل، تحقیق صالح بن عبدالرحمن الأطرم و محمد بن عبدالرزاق الدويش، جامعة الأمام محمد بن سعود، رياض 1421 ق.

17. ابن­عثیمین، محمد، اللقاء الشهري، نرم‌افزار مکتبة الشاملة [بی­جا، بی­نا].

18. ـــــــــــــــ ، شرح كشف الشبهات ويليه شرح الأصول الستة، به کوشش فهد بن ناصر بن ابراهيم سليمان، چاپ اول: دار الثريا للنشر و التوزيع، رياض 1416ق/1996م.

19. ــــــــــــــــ ، فتاوى نور على الدرب، چاپ اول: مؤسسة الشيخ محمد بن صالح بن عثيمين الخيرية، 1427ق/2006م [بی‌جا]

20. ــــــــــــــــ ، فتاوى أركان الإسلام، به‌کوشش فهد بن ناصر بن ابراهيم السليمان، چاپ اول: دارالثريا للنشر و التوزيع، رياض 1424ق.

21. ــــــــــــــــ ، مجموع فتاوى ورسائل ابن‌عثيمين، به‌کوشش فهد بن ناصر بن ابراهيم سليمان، دار الوطن - دار الثريا، 1413ق [بی‌جا].

22. ابن‌قدامه، عبدالله بن احمد، المغني لإبن قدامة، مكتبة القاهرة، قاهره، 1388ق.

23. ابن‌كثير دمشقى، اسماعيل بن عمرو، تفسير القرآن العظيم، تحقیق محمد حسین شمس الدین، چاپ اول: دارالكتب العلمية، منشورات محمدعلى بيضون، بيروت 1419ق.

24. ابن‌ماجه قزوينی، محمّد بن يزيد، سنن ابن‌ماجه، تحقيق محمد فؤاد عبدالباقی، دار إحياء الكتب العربية، [بی‌جا، بی­تا].

25. ابن‌منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، چاپ سوم: دارصادر، بيروت 1414ق.

26. البانی، ناصرالدین، موسوعة العلامة الإمام مجدد العصر محمد ناصر الدين الألباني، چاپ اول: مركز النعمان للبحوث والدراسات الإسلامية وتحقيق التراث والترجمة، صنعاء 1431ق/2010م.

27. بخاری، محمد بن اسماعيل، الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله و سننه و أيامه، تحقيق محمد زهير بن ناصر، چاپ اول: دار طوق النجاة، 1422ق.

28. بن‌باز و بن‌جبرین و ابن­عثیمین، فتاوى إسلامية، چاپ اول: دار الوطن للنشر، رياض 1414ق/1994م.

29. بن‌باز، عبد العزيز، فتاوى نور على الدرب، دارالوطن للنشر، ریاض 1412ق.

30. تويجری، محمد، موسوعة الفقه الإسلامي، چاپ اول: بيت الأفكار الدولية، 1430ق/2009م [بی‌جا].

31. حصفكی، الدر المختار، تحقيق مكتب البحوث و الدراسات، دارالفكر للطباعة و النشر و التوزيع، بيروت 1415ق/1995م.

32. خطابی، ابوسليمان حمد بن محمد بن ابراهيم بن خطاب بستی، معالم السنن، چاپ اول: المطبعة العلمية، حلب 1351ق/1932م.

33. دمشقیه، عبدالرحمن، موسوعة أهل السنة في نقد أصول فرقة الأحباش ومن وافقهم في أصولهم، نرم‌افزار مکتبة الشاملة، [بی­جا، بی­تا].

34. سقَّاف، علوی، التوسط و الاقتصاد في أن الكفر يكون بالقول أو العمل أو الاعتقاد، چاپ اول: دار ابن‌القيم للنشر و التوزيع، دمام: 1420ق/1999م.

35. شافعی، ابی‌عبدالله محمد بن ادريس، الأم، چاپ دوم: دار المعرفه، بیروت 1393ق.

36. طبرى، ابوجعفر محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، چاپ اول: دار المعرفه، بيروت 1412ق.

37. طريحى، فخر الدين، مجمع البحرين، تحقیق سید احمد حسینی، چاپ سوم، كتاب‌فروشى مرتضوى، تهران 1375ش.

38. فراهيدى، خليل، كتاب العين، چاپ دوم: انتشارات هجرت، قم 1410ق.

39. فوزان، صالح، الأجوبة المفيدة عن أسئلة المناهج الجديدة، تألیف و تعلیق جَمَال بن فُريحِان الحارِثَّي، [بی‌نا، بی­جا، بی­نا].

40. قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، چاپ ششم: دار الكتب الإسلامية، تهران 1371ش.

41. اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء (بن­باز، صالح فوزان، آل الشیخ، بکر ابوزید، عبدالله بن قعود، عبدالله بن غديان، عبدالرزاق عفيفی)، فتاوى اللجنة الدائمة ـ المجموعة الثانية، تألیف احمد بن عبدالرزاق دويش، رئاسة إدارة البحوث العلمية والإفتاء، رياض [بی­تا].

42. نيشابوری، مسلم بن حجّاج، المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله6، تحقيق محمد فؤاد عبدالباقی، دار إحياء التراث العربي، بيروت [بی­تا].

 

 

پی نوشت:

[1]. وذلك أنا وجدنا الدماء أعظم ما يعصى الله تعالى بها بعد الشرك. (محمد بن ادریس شافعی، الاُمّ، ج6، ص205).

[2]. ومن المعلوم بالضرورة أنَّ النَّبيَّ. صلى الله عليه وسلم. كان يقبل مِنْ كل منْ جاءه يريدُ الدخولَ في الإسلامِ الشهادتين فقط. (زين الدين ابن‌رجب، جامع العلوم والحكم، ج1، ص239).

[3]. وهذا مما اتفق عليه أئمة الدين، وعلماء المسلمين، فإنهم مجمعون على ما علم بالاضطرار من دين الرسول أن كل كافر فإنه يدعى إلى الشهادتين سواءً کان معطلاً او مشرکاً او کتابیاً و بذلک یصیر الکافر مسلماً و لا یصیر مسلماً بدون ذلک. (ابن‌تيميه، درء تعارض العقل والنقل، ج7، ص8.).

[4]. مقصود از ضروریات دین، مسائلی است که همه فرق اسلامی بر آن اتفاق دارند و آن را جزو دین می‌دانند.

[5]. نواقض الإسلام هي الموجبة للردة. (محمد تويجری، موسوعة الفقه الإسلامي، ج4، ص507).

[6]. فَإِن التَّكْفِير الْمُطلق مثل الْوَعيد الْمُطلق لَا يسْتَلْزم تَكْفِير الشَّخْص الْمعِين حَتَّى تقوم عَلَيْهِ الْحجَّة الَّتِي تكفر تاركها. (ابن­تیمیه، کتاب الاستقامه، ص164).

[7]. اعلم أن نواقض الإسلام عشرة نواقض. (الأول:) الشرك في عبادة الله تعالى ... (العاشر:) الإعراض عن دين الله تعالى. (محمد ابن‌عبد الوهاب، مجموعة رسائل في التوحيد والإيمان، ص387).

[8]. شيخ الإسلام رحمه الله ذكر نواقض الإسلام عشرة ليس على سبيل الحصر لكنه على سبيل التمثيل؛ يعني من نواقض الإسلام هذه العشرة. (محمد ابن­عثیمین، اللقاء الشهري، ج48، ص26).

[9]. نذكر قاعدة وهي أن الذي يخرج من الملة هو يدور على أمرين. إما الإنكار، وإما الاستكبار... فجميع أنواع الردة تعود إلى هذا. إلى الإنكار أو الاستكبار. (محمد ابن­عثیمین، فتاوى نور على الدرب، ج14، ص3).

[10]. ينكر حكماً من أحكام الشريعة الظاهرة التي أجمع المسلمون عليها. (همان).

[11]. عبد العزيز بن باز، فتاوى نور على الدرب، ج4، ص107.

[12]. وترك الصلاة ردة عن الإسلام، وجحد وجوبها ردة عن الإسلام. (همان، ص139).

[13]. نواقض الإسلام كثيرة وليس لها حصر، لأن عددها قد يحصره زيد ولا يحصره عمرو حسب آراء العلماء واجتهادهم واستنباطهم الأحكام من الأدلة الشرعية، فقد يعدها زيد مثلا أربع‌مائة ناقض ويعدها الآخر خمس‌مائة ناقض، لأنه استنبطها من أدلة أخرى، فهذا يخضع للأدلة الشرعية، نواقض الإسلام تخضع للأدلة الشرعية. (همان، ص107).

[14]. كثير من الشباب المسلم بل نستطيع أن نقول مع الأسف أكثرهم لا يصلون، ... هذا لا يجوز تكفيره. (ناصر الدین البانی، موسوعة البانی، ج4، ص249). با توجه به اعتراف البانی به تارک الصلاة بودن اکثر جوانان خودشان و بنابر دیدگاه بن باز و ابن­عثيمين، باید اکثر جوانان وهابی کشته شوند.

[15] . من أنكر من الإسلام ما هو معلوم بالدين بالضرورة فهو كافر. (همان، ص 43).

[16] . الصواب أنه لا يعذر أحد في عدم معرفة أصول الإسلام و قواعده. (هیئة کبار العلماء، فتاوى اللجنة الدائمة، المجموعة الثانیه، ج1، ص419).

[17] ....إلا إذا كان في بلاد غير إسلامية ولم تبلغه الدعوة فيعذر، لعدم البلاغ لا لمجرد الجهل. (همان، ج2، ص51).

[18] . أما المسائل الفرعية التي قد يخفى حكمها، فهذه يعذر فيها بالجهل حتى تقام عليه الحجة، لأحاديث كثيرة وردت في ذلك. (همان، ج1، ص419).

[19] . وبذلك يعلم أن ما قاله هذا الإمام، خطأ محض وغلط عظيم مخالف للأدلة الشرعية من الكتاب والسنة ولإجماع أهل العلم، ولكن لا يكفر بذلك حتى يبين له غلطه، فإن أصر على ذلك ولم يتب حكم بكفره. (همان، ج1، ص403).

[20]. فإذا كان المسلم يعذر في كلمة الكفر إذا كان مكرهاً عليها، فشارب الخمر المكره من باب أولى ... (همان، ج22، ص84).

[21] . (مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ)

عن النبی6: «إن الله تجاوز عن أمتي الخطأ والنسيان وما استكرهوا عليه.»

[22]. محمد بن مكرم، ابن‌منظور، لسان العرب، ج11، ص32؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج5، ص312 و سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج1، ص141.

[23] . التأويل إرجاع الكلام و صرفه عن معناه الظاهري إلى معنى أخفى منه. (فخر الدين طريحى، مجمع البحرين، ج‏5، ص311).

[24]. التأويل. تفسير الكلام الذي تختلف معانيه. (خليل فراهيدى، كتاب العين، ج‏8، ص368).

[25]. ابن­تیمیه، مجموع الفتاوى، ج4، ص68.

[26]. ولكن يؤولها وهذا نوعان ... (محمد ابن‌عثيمين، فتاوى أركان الإسلام، ج1، ص92).

[27]. أن لا يكون له مسوغ في اللغة العربية، فهذا موجب للكفر، لأنه إذا لم يكن له مسوغ صار تكذيباً. (همان).

[28]. ومن الموانع أيضاً أن يكون له شبهة تأويل في المكفر... (محمد ابن­عثيمين، همان، ج2، ص136).

[29]. … أما من خالف الحق عن تأويل أو عن جهل فهذا لا يُكفّر. (صالح الفوزان، الأجوبة المفيدة عن أسئلة المناهج الجديدة، ج1، ص95).

[30]. ... مانع من تكفيره كبعض أنواع الجهل والتأويل والإكراه... (عبدالرحمن دمشقیه، موسوعة أهل السنة في نقد أصول فرقة الأحباش، ج1، ص858).

[31] . أنَّ موانع التكفير أربعة. الجهل والخطأ والتأويل أو الشبهة والإكراه. (علوی السَّقَّاف، التوسط والاقتصاد في أن الكفر يكون بالقول أو العمل أو الاعتقاد، ج1، ص14).

[32]. ...آخَرُ أَوْجَبَ تَأْوِيلَهَا، وَإِنْ كَانَ مُخْطِئًا... (ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج3، ص231).

[33]. إذا خالف مسلم حكماً ثابتاً بنص صريح من الكتاب والسنة لا يقبل التأويل... (هیئة کبار العلماء، فتاوی الجنه الدائمه، ج2، ص28).

[34]. إذا خالف حكماً ثابتاً بدليل مختلف في ثبوته، أو قابل للتأويل بمعان مختلفة وأحكام متقابلة، فخلافه خلاف في مسألة اجتهادية فلا يكفر، بل يعذر في ذلك من أخطأ ويؤجر على اجتهاده. (همان)

[35]. تأويل يتفق مع لغة القرآن وأصول الشريعة و يعذر به صاحبه ... (همان، ص232).

[36]. استفتایی در مورد عذر بودن یا نبودن جهل. «لا يعذر المكلف بعبادته غير الله أو تقرّبه بالذبائح لغير الله أو نذره لغير الله ونحو ذلك من العبادات التي هي من اختصاص الله، إلا إذا كان في بلاد غير إسلامية ولم تبلغه الدعوة.» (همان، ج1، ص136).

[37]. … وأما كونه بين المسلمين يسمع القرآن والسنة ثم يبقى على الشرك وعلى إنكار الصفات فهو غير معذور. (عبد العزيز، بن‌باز، فتاوى نور على الدرب، ج1، ص246).

[38]. محمد بن عثيمين، شرح كشف الشبهات، ج1، ص44.

[39]. لَمْ يَكُنْ لِأَهْلِ السُّنَّةِ أَنْ يُكَفِّرُوا كُلَّ مَنْ قَالَ قَوْلًا أَخْطَأَ فِيهِ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَالَ. (رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا). (ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج7، ص 684).

[40]. محمد بن عثيمين، شرح كشف الشبهات، ج1، ص44.

[41]. أَنَّ الْوَعِيدَ لَا يَتَنَاوَلُ الْمُجْتَهِدَ الْمُتَأَوِّلَ وَإِنْ كَانَ مُخْطِئًا، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ فِي دُعَاءِ الْمُؤْمِنِينَ. (رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا). (ابن­تیمیه، منهاج السنة النبوية، ج4، ص320).

[42]. ابن‌ماجه قزوينی، سنن ابن‌ماجه، ج1، ص659.

[43]. بخاری، الجامع المسند الصحيح، ج4، ص176.

[44]. ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج3، ص231.

[45]. هل ترونه مؤمناً وهو يقول. «إن قدر الله علي»؟ هذا شك في قدرة الله عز وجل، إذاً نستطيع أن نقول. هل أخطأ في الفرع أم أخطأ في أصل الأصول... (ناصرالدین البانی، موسوعة العلامة الإمام مجدد العصر محمد ناصر الدين الألباني، ج4، ص، 217).

[46]. هرچند بزرگان هیئت کبار، جهل در اصول را هم مانع تکفیر ندانسته‌اند. الصواب أنه لا يعذر أحد في عدم معرفة أصول الإسلام و قواعده ممن بلغه القرآن و بعث الرسول صلى الله عليه وسلم. (هیئت کبار العلماء، فتاوی اللجنه الدائمیه، المجموعة الثانیه، ج1، ص419).

[47]. مسلم بن حجّاج نيشابوری، المسند الصحيح المختصر، ج1، ص116.

[48]. وَ من هَذَا الْبَاب مَا هُوَ من بَاب التَّأْوِيل وَالِاجْتِهَاد ... وَ لَا يعرف الْحق فِي الْمسَائِل الخبرية الاعتقادية... (ابن‌تیمیه، الاستقامة ج1، ص26).

[49] . لَمْ يُعَاقِبْ أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ لَمَّا قَتَلَ الرَّجُلَ الَّذِي قَالَ. لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، لِأَنَّهُ ظَنَّ جَوَازَ قَتْلِهِ ... (ابن­تیمیه، منهاج السنة، ج6، ص89).

[50] . همان.

[51] . همان.

[52] . همان.

[53] . … وإن كان بتأويل كالخوارج فقد ذكرنا أن أكثر الفقهاء لم يحكموا بكفرهم. (ابن‌قدامة، المغني، ج9، ص12).

[54]. ... و بدعة الخوارج إنما هي من سوء فهمهم للقرآن... (ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج13، ص30).

[55]. و صاروا يتبعون المتشابه من القرآن فيتأوّلونه... (همان، ج13، ص210).

[56]. أنه لم يكن في الصحابة من يكفرهم لا علي بن أبي طالب. (همان، ج7، ص217).

[57]. والخوارج المارقون الذين أمر النبي، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، بقتالهم ... فقاتلهم لدفع ظلمهم وبغيهم، لا لأنهم كفار. (همان، ج3، ص282).

[58] . ابن­تیمیه، همان، ج1، ص619.

[59]. فَإِذَا كَانَ الْمُتَأَوِّلُ الْمُخْطِئُ فِي تِلْكَ، لَا يُحْكَمُ بِكُفْرِهِ إلَّا بَعْدَ الْبَيَانِ لَهُ وَاسْتِتَابَتِهِ. (همان).

[60]. وَهَذَا بَابٌ وَاسِعٌ، فَإِنَّهُ يَدْخُلُ فِيهِ جَمِيعُ الْأُمُورِ الْمُحَرَّمَةِ بِكِتَابِ أَوْ سُنَّةٍ ... (همان، ج20، ص268).

[61]. أي هو بلاغ لجميع الخلق من إنس و جن. ( ابن‌كثير، تفسير القرآن العظيم، ج‏4، ص 449).

[62]. هذا القرآن بلاغ للناس، أبلغ الله به إليهم في الحجة عليهم و أعذر إليهم بما أنزل فيه من مواعظه و عبره. (طبرى، جامع البيان في تفسير القرآن، ج‏13، ص169).

[63]. هیئت کبار العلماء، فتاوی اللجنه الدائمه، مجموعة الاولی، ج1، ص136.

[64]. ابن‌ماجه قزوينی، سنن ابن‌ماجه، ج1، ص659.

[65]. فلم نعلم أحدا من سلف هذه الامة يقتدى به ولا من التابعين بعدهم رد شهادة أحد بتأويل وإن خطأه... (محمد بن ادريس الشافعي، الأم، ج6، ص205).

[66]. أن هذه الفرق كلّها غیر خارجة من الدين ... أن المتاول لا یخرج من المله... (خطابی، معالم السنن، ج4، ص295).

[67]. فهو ماجور معذور، لقصده الی الحق ... (ابن‌حزم، الدرة فیما یجب اعتقاده، ص414).

[68]. عناد، زمانی است که شخصی با وجود علم به حق، آن مخالفت کند، در حالی که متأوّل دلیل خود را حق می‌داند، چنان که طریحی می‌نویسد. «الباغي الذي يرد الحق مع العلم به.» (طريحى، مجمع البحرين، ج3، ص109).

[69]. وَهَذَا بَابٌ وَاسِعٌ، فَإِنَّهُ يَدْخُلُ فِيهِ جَمِيعُ الْأُمُورِ الْمُحَرَّمَةِ بِكِتَابِ أَوْ سُنَّةٍ إذَا كَانَ بَعْضُ الْأُمَّةِ لَمْ يَبْلُغْهُمْ أَدِلَّةُ التَّحْرِيمِ فَاسْتَحَلُّوهَا أَوْ عَارَضَ تِلْكَ الْأَدِلَّةَ عِنْدَهُمْ أَدِلَّةٌ أُخْرَى رَأَوْا رُجْحَانَهَا عَلَيْهَا مُجْتَهِدِينَ فِي ذَلِكَ التَّرْجِيحِ بِحَسَبِ عَقْلِهِمْ وَعِلْمِهِمْ. (ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج20، ص268).

[70]. وإنما غَلِطُوا في بعض العقائد لشُبهَةٍ قَصَرَت عنها أفهامُهم، ... ومن كفَّرهم، فقد اغترَّ في تكفيره من الشبهة بمثل ما اغتروا به في بدعتهم من ذلك.(ابن‌وزير، العواصم والقواصم، ج4، ص176 و 177).

[71]. قد تكاثرت الآيات والأحاديث في العفو عن الخطأ والظاهر أن أهل التأويل أخطأوا ولا سبيل إلى العلم بتعمدهم لأنه من علم الباطن الذي لا يعلمه إلا الله. (ابن‌وزیر، إيثار الحق على الخلق، ج1، ص393).

[72]. قَالَ الْعُلَمَاءُ كُلُّ متأوّل مَعْذُورٌ بِتَأْوِيلِهِ لَيْسَ بِآثِمٍ إِذَا كَانَ تَأْوِيلُهُ سَائِغًا فِي لِسَانِ الْعَرَبِ وَكَانَ لَهُ وَجْهٌ فِي الْعِلْمِ. (ابن‌حجر عسقلانی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج12، ص304).

[73]. وكل من كان من قبلتنا ... لكونه عن تأويل وشبهة. (حصفكی، الدر المختار، ج1، ص604).

[74]. (بل بنوع شبهة) أي وإن كانت فاسدة كقول منكر الرؤية بأنه تعالى لا يرى لجلاله وعظمته ... (ابن عابدين، حاشية رد المحتار، ج1، ص561).

[75]. همان.

[76]. و اذا کنّا لا نکفّر من عبد الصنم علی قبر عبد القادر ... (محمد بن عبد­الوهاب، فتاوی و مسائل، ص 11).

[77]. الصواب أنه لا يعذر أحد في عدم معرفة أصول الإسلام و قواعده ممن بلغه القرآن و بعث الرسول صلى الله عليه وسلم. (هیئت کبار العلماء، فتاوى اللجنة الدائمة، المجموعة الثانیه، ج1، ص419).

[78]. و المتأوّل من اهل الاجتهاد الحریص علی متابعة الرسول$ اولی بالمغفره من مثل هذا... (ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج3، ص231).

[79]. ومن الموانع أيضاً أن يكون له شبهة تأويل في المكفر بحيث يظن أنه على حق. (محمد بن عثيمين، مجموع فتاوى و رسائل ابن‌عثيمين، ج2، ص136).

[80]. أن هؤلاء العامة في مصر و في أمثالها من البلاد الأخرى سواء ما كان منها بلاداً عربية أو أعجمية فالشعب هنا وهناك معذور، لأنه لا يعيش في ذلك الجو الإسلامي ... وأنا في اعتقادي يكونون معذورين كل العذر. (ناصرالدین البانی، موسوعة الألباني، ج5، ص755).

[81]. التفريق بين الأصول والفروع، بين العقيدة والفقه في مسئلة عدم المؤاخذة بالخطأ في الفروع والمؤاخذة في الأصول، هذا التفريق لا أصل له. (همان، ج4، ص217).

[82]. الخطأ يغتفر مطلقاً، سواء كان في الفروع أو كان في الأصول، لأنه عدم المؤاخذة من الله عز وجل لعباده هو لعدم وجود قصد المخالفة من هذا العبد لربه. (همان).

[83]. فنجد كثيراً من المسلمين اليوم يطوفون حول القبور، و ينذرون لها النذور، و يستغيثون بها من دون الله عز وجل، ويستشفون يطلبون الشفاء منهم لمرضاهم ... فتجد كبار العلماء يتأولون هذه ... نحن نقول. وقعوا في الكفر، لكننا لا نكفرهم، لأن حجة الله لم تقم عليهم. (همان، ج4، ص244).

[84]. لأن الحدود تدرأ بالشبهات. (عبد الرحمن بن محمّد مقدسی، الشرح الكبير على متن المقنع ج10، ص276).

[85]. درء الحدود بالشبهات في الحقيقة لا شك فيه أولا للآثار المتكاثرة عن أصحاب النبي. صلى الله عليه وسلم. الدالة بمجموعها على أنهم يحبون درء الحد ما أمكن…(أحمد بن خليل حنبلی، شرح زاد المستقنع، ج6، ص 175).

[86] . فَإِنَّهُ لَا يُحْكَمُ بِكُفْرِهِ حَتَّى تَقُومَ عَلَيْهِ الْحُجَّةُ الَّتِي مَنْ خَالَفَهَا كَفَرَ، إذْ كَثِيرٌ مِنْ النَّاسِ يُخْطِئُ فِيمَا يَتَأَوَّلُهُ مِنْ الْقُرْآنِ، وَيَجْهَلُ كَثِيرًا مِمَّا يَرِدُ مِنْ مَعَانِي الْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ. (ابن­تیمیه، مجموع الفتاوی، ج12، ص524).

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

تحقیقی درباره رابطه ذهبی و ابن‌تیمیه

اندیشمندان حنفی و کژ اندیشی های ابن تیمیه

وهابیان و توحید ربوبی

وهابیان و تحریف قرآن کریم

محمد بن عبدالوهاب و مخالفان نجدی معاصر او

سیر مطالعاتی نقد اندیشه تکفیر (وهابیت مقدماتی)

وهابیان و توحید در اسما و صفات

شگرد ابن تیمیه در انکار فضائل امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)

قبیله بدعت

وهابیت و تحریف میراث‌های علمی

بررسی رابطه عقاید دیوبندیه و وهابیت

قبیله انحراف

علمای شافعی و ابن‌تیمیه

مرز بین تروریسم و جهاد در اسلام

سرچشمه اندیشه وهابیت

القاعده در تانزانیا

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(1)

عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیّت(2)

عربستان و وهابیت در آفریقا

پاکستان و «نبرد جهانی علیه تروریسم»

التکفیر و الهجره

نقش وهابیت در کنیا

کفر و تکفیر در قرآن کریم و سوء برداشت از آن

نقش وهابیت در اوگاندا

کویت و وهابیت در آفریقا

القاعده در اوگاندا

نقش وهابیت در تانزانیا

المرابطون؛ نسل جدید القاعده مصر

مفهوم دولت در گفتمان داعش؛ دولت سلفی داعش؛ تحقق ناکام یک نظریه آلترناتیو

مانیفست توحش در فقه داعش

وهابیت و تکفیر شیعه

بدعت

توحید در مذاهب کلامی

ابن تیمیه و اهل بیت

وهابیت و توحید الوهی (عبادی)

وهابیت و سماع موتی

مراتب و متعلقات ایمان

پاسخ به مهم‌ترین شبهات وهابیت (توسل، شفاعت، تبرک، زیارت قبور)

بررسی مبانی فقهی تکفیر

توحید عبادی و شبهات وهابیت

مفهوم و مراحل شرک

وضعیت سیاسی داعش در قاره سیاه

خاستگاه سلفی گری تکفیری

تأویل

سیر تاریخی ظاهرنگری در آیات صفات

معیارهای توسل از دیدگاه وهابیت

تحول گفتمانی و بازتعریف نسل جدید القاعده در سوریه

شکاف‌‌‌های درونی داعش؛ نزاع دو نسل القاعده

وهابیت و توحید ربوبی (2)

وهابیت و توحید ربوبی (1)

تشبیه: مانند کردن خدا به مخلوقات

وهابیت، مکتب تشبیه

تکفیر از دیدگاه ابن تیمیه

حرکت سلفیه

سلفی گری

سلفیه

عربستان در عرصه تبلیغات

آل سعود و عربستان سعودی

بیوگرافی ابن تیمیه

قتل عام حجاج یمنی توسط وهابیان

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

بربهاری

همگرايي استراتژيك؛ اتحاد سلفي‌هاي عربستان، هند و مصر

وهابیت و موضع اهل سنت در قبال آن

کارنامه وهابیت؛ دوره تثبیت

تاريخچه فرقه وهابيه و عقايد ايشان

تکفیر

توحید از دیدگاه تشیع و وهابیت

مبانی فکری ابن تیمیه

وهابیت منطق تزویر و تکفیر

حزب التحریر ازبکستان

جنبش شاه ولی­ الله در هند

ترسیم نقشه راه جدید داعش

نقد دیدگاه سلفیه درباره مجاز در قرآن

پيشينه و جايگاه جريان هاي سلفي

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

سلفيان

ارزش (ضد) امنيتي بنيادگرايي؛ با تأكيد بر نهضت سلفي‌‌‌‌‌ ـ وهابي

اسلام سیاسی و منتقدان آن: اندیشه های قاضی عشماوی پیرامون رادیكالیسم سیاسی

ابن تیمیه که بود و چه کرد

مفهوم شناسی سَلَفیه و سَلَفی­گری

نخستین آشنایی مسلمانان شبه‌قاره هند با اندیشه وهّابیت

جهانى شدن و ظهور هویت بنیادگرا در غرب آسیا

جریانات افراطی و تکفیری در منطقه و راهکارهای مقابله با آنها با توجه به نقش خاورمیانه ای روسیه

القاعده و شاخه‌هاي آن؛ نيروهاي اجاره‌اي و انتحاريون مزدور

کابوس جدید آل‌سعود؛ آنچه همه باید درباره جنبش 15 سپتامبر در عربستان بدانند

آیین وهابی؛ بنیادگرایی یا اصلاح طلبی؟!

مفهوم شناسی سلف، سلفی گری و سلفی

نفی خشونت از منظر قرآن و سنت

بربهاری از کهن ترین تئوریسین های وهابیت

القاعده و تروریسم مذهبی

بنیادگرایی اسلامی داعش- القاعده: تمایزهای ساختاری و ایدئولوژیکی

بنیاد گرایی و سلفیه بازشناسی طیفی از جریان های دینی

جریان شناسی بنیادگرایی در جنبش های اسلامی

چقدر با تروریست‌های دنیا آشنا هستید؟

سازوکار نیروگیری و نحوه عمل جریانهای تکفیری در گفت‌وگو با دکتر فیرحی

روش شناسی پیامبر(ص) در تقویت اتحاد مسلمانان و تعدیل افراط گرایی

تعدیل افراط گرایی دینی؛ براساس روش شناسی ائمّه(ع) در مواجهه با تفکر غالیان

آیندۀ داعش و تفکرات سلفی در خاورمیانه

افغانستان و گروه طالبان

استراتژی انحرافی ابن تیمیه در تفسیر آیات قرآن

گونه‏ شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر و پیامدهای سیاسی امنیتی آن در جهان اسلام

جهانى شدن و القاعده

بررسی و ارزیابی تاثیر عرفان در تعدیل قرائت های افراطی از دین

اختلاف میان وهابیون و دیوبندیه

ارزیابی دیدگاه ابن تیمیه در بحث حسن و قبح

زمینه‌های ظهور و گسترش داعش در محیط امنیتی غرب آسیا

تروریسم از منظر بنیادگرایان اسلامی رادیکال و فقه سیاسی شیعه با نگاهی به عملیات استشهادی

داعش چگونه القاعده را زمین‌گیر کرد

القاعده

آیا جامعه عراق پس از جنگ آمریکا، از صوفی گری به جریان سلفی تکفیری تغییر کرد؟

اسلام و تروریسم؛ دو واژه بیگانه

جهاد و مجاهد از نگاهی دیگر

بررسی زمینه های سیاسی اجتماعی شکل گیری طالبان در پاکستان

بررسی اختلاف چهار جریان عمدۀ وهابیت در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی در زمینۀ تکفیر

نگاهی به عقبه تکفیر و دیدگاه های آن

احتیاط در تکفیر مسلمان از نظر فقهای احناف

سلفیه درباری

تجاوز نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان سر برآوردن القاعده

طالبان؛ دین و حکومت

جریان شناسی القاعده

ماهیت دینی ـ سیاسی گروه طالبان

مبانی مذهبی و قومی طالبان

تأثیر تقابل وهابیت سعودی با گفتمان انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلتیک جدید خاورمیانه

توسل و رابطه آن با توحید عبادی

مفهوم عبادت از دیدگاه ابن‌تیمیه

ابزارهای تبلیغی وهابیت در زمان حاضر

بدعت در دین

جنگ در شبه جزيره مروري بر شكل گيري وهابيت در عربستان

سابقه سیاه وهابیت در تخریب آثار اسلامی

تأملی بر ماهیت گروهک تروریستی ریگی

تبار شناسی سلفیه سروری از ابن تیمیه تا سید قطب

مقایسه دیدگاه وهابیت و اخوان المسلمین در زمینه حکومت

داعش یاد آور خاطرات نسل اول وهابیت

ابن تیمیه حنبلی، نظریه پرداز تفکر وهابیت

آشنایی با مکتب سلفیه

سلفیه و تقریب

خاندان آل سعود و عربستان سعودی

القاعده: زمینه ساز استقرار پایگاه های نظامی آمریکا و ناتو در آفریقا

بررسی حدیث «قرن الشیطان» از دیدگاه علمای اهل سنت

طالبان و سپاه صحابه فرزندان وهابیت

پاکستان و بنیادگرایی اسلامی

سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی‌گری

لشگر جهنگوی

تاریخ وهابیت

وهابیت در آیینه تاریخ

آیا توحید وهابیت مطابق احادیث حضرت خاتم الانبیا است؟

انگلستان و ظهور وهابیت و آل سعود

نظری بر تاریخ وهابیت

سازمان کنفرانس اسلامی و نقش آن در گسترش وهابیت

بررسي متني و سندي روايت شد رحال

نقد تفسیر وهابیون از آیات «من دون الله»

تکاپوی داعش برای بقای سرزمینی

آيا به‌کارگيري زور براي رسيدن به قدرت، گزينه­ اي شکست ­خورده است؟

مشکلات پیش روی عراق پساداعش

تروریسم تکفیری داعش و محور مقاومت ضدصهیونیستی

جنبش اسلامی ترکستان شرقی؛ جهانی تهدید و نگرانی

ایدئولوژی تکفیر؛ سرشت و راهبرد مواجهه با آن

تحلیل کنش های خشونت‌بار داعش از چشم انداز روان شناسی سیاسی‏

کارنامه وهابیت؛ دوره تأسیس

جمعیت اخوان التوحید: شکل گیری و نقش آن در پیشرفت آل سعود

جهاد و نظم بین‌الملل سلفیسم جهادی و تحول معنایی جهاد

کلام سیاسی و حیات سلولی تروریسم تکفیری

نگاهی بر وهابیت

بازخوانی ماجرای جهیمان العتیبی و ظهور اندیشه مهدویت در بطن وهابیت

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

مباني اعتقادی داعش

مبانی و مفاهیم اسلام سیاسی القاعده

بررسی جریان سلفیت، وهابیت و تکفیر

«داعش» و «القاعده» دو شاخه درخت وهابیت در عربستان

سلفی گرایی جهادی-تکفیری و آینده ثبات سیاسی در منطقه خاورمیانه

اختلافات نظری و اعتقادی وهابیت با مسلمین

گفت‌وگوی مشروح فارس با حجت‌الاسلام مهدی فرمانیان

داعشی‌ها به نام جهاد سر می‌برند/ علت شکل‌گیری گروه‌های تکفیری

نقد استدلال تکفیری ها وداعشی ها براولویت کشتن مسلمانان

جريانهاي جديد وهابيت از ديدگاه دکتر عصام العماد

مروری بر افکار وهابیت و جایگاه آن در جهان باورهای فطرت ستیز

نقد قرآنی مبانی وهابیت در حوزه ی جهاد

نقد و بررسی مبانی جهادگرایی تکفیری ها

جریان شناسی گروه‌های تکفیری جهادی در مصر

توسل، شفاعت، استغاثه؛ رفع نزاع با تبیینی جدید

افترائات وهابیت علیه شیعه

گزارش کتاب «سيف الجبار المسلول على أعداء الأبرار» اثر شاه فضل رسول قادری

تقابل فیزیکی وهابیت با تشیع

بررسی تطبیقی ایده‌ها و رفتارهای خوارج و وهابیت

اندیشه جاهلیت محمد قطب در بوته نقد تشیع، تسنن و عقل

مبانی اعتقادی جریانهای تکفیری و مقایسه ی آن با آرای دیگر مذاهب

گزارشی از کتاب مصباح الأنام و جلاء الظلام

تبرک و استشفا به آثار اولیا

گرایش های فکری سلفیه در جهان امروز

بررسی کتاب تاریخ نجد نوشته حسین بن غنام

تفاوت توسل با استغاثه مشرکین به بت ها

بررسی دیدگاه محمد بن‌عبدالوهاب درباره شرک و مشرک

ارکان سیاسی اندیشه های داعش؛ از امامت تا تکفیر و جهاد

اندیشه تکفیری و راههای علاج آن

کتاب شناسی تکفیر

تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت

سونامی تکفیری در جهان بشری

عقائد تکفیر و نقش مسلمانان

مفهوم شناسی خودکشی یا انتحار

بررسی گفتمان سید قطب و تأثیر آن بر شکل گیری جریان‌های تکفیری مصر

بررسی و نقد منهج قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

تکفیر تکفیریان خشونت تکفیری، در خدمت استعمار نوین

بررسی و نقد توحید در اندیشه سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

وهابیان و برگزاری مراسم جشن وشادی

خشونت، ترور و افراط گرایی در قرآن

جشن و سرور در میلاد پیامبر گرامی از دیدگاه قرآن و سنت

راهبردهای مقابله با تهدیدات نرم جریان‌های تکفیری در جهان

معرفی و بررسی شیوه‌های مقابله با تکفیر در جهان اسلام و آثار آن

اجتهاد از نگاه وهابیون

سنّت پیامبر و تکفیر مسلمانان

شباهتهای فکری خوارج عصر علوی و داعشیهای امروز

رادیکالیسم اسلامی در جنوب شرق آسیا: جماعت اسلامی اندونزی

آسیب شناسی جریان‌های تکفیری و راهکارهای مقابله با آن، از منظر مقام معظم رهبری

احمد بن حنبل و دیدگاه‌های او درباره تکفیر

عوامل ظهور جریان‌های تکفیری در جهان اسلام/ تبارشناسی گروه‌های افراطی

«جریان تکفیری» از نگاه رهبر انقلاب

حدیث منع نشستن و عبادت کردن در مقابر بررسی تطبیقی دیدگاه ابن‌تیمیه و مذاهب اربعه اهل سنت

حرمت تکفیر اهل قبله در کتاب و سنت

روش قرآن در علاج و جلوگیری از پدیده تکفیر

بدعت از منظر وهابیان

مبانی کلامی «القاعده» در تکفیر و کشتار مسلمانان

صحیحین و نفی تکفیر

ریشه های تاریخی و نحوه شکل گیری وهابیت

تکفیر از دیدگاه سید قطب

چه کسی تجددخواهی اسلامی را هدایت می‌کند؟

قرآن کریم و همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه بشری

فقه تکفیر میان برهان شرعی و فقه خودساخته

نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه

علل شکل گیری جریان‌های تکفیری در افغانستان و شبه قاره هند

تکفیر از دیدگاه قرآن

علل شکل گیری تکفیری‌ها از دیدگاه جغرافیای سیاسی

سماع موتی و رابطه آن با توسل به ارواح اولیای الهی

تکفیر

درگذر تکفیر فکری و تکفیر جنایت‌کارانه

خطر تکفیر برای جوامع اسلامی

خطر گروه‌های تکفیری علیه اسلام و مسلمانان

روش های تبلیغی وهابیت

چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی‌گری

سلفی‌گری و تکفیر در تونس میان گفتمان النهضة و دیگر گفتمان‌های بومی

عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

جریان‌های تکفیری و خطرهای آن برای امت اسلامی و بشریت و عوامل شکل‌گیری آن

تمدن اسلامی و جریان‌های تکفیری

ارتباط اسلام‌ستیزی با جریان‌های تکفیری

بررسی و نقد دلیل وهابیت بر انقطاع عمل بعد از موت

نقد دیدگاه وهابیت درباره عبادت با نظر به سجده برادران یوسف

جریانات تکفیری بناهای اسلامی (در عراق به عنوان نمونه)

تفاوت میان جنبش‌های انقلابی و جریانات تکفیری و تروریستی

بررسی اقدامات تکفیریون در عراق و سوریه

تکفیر اهل قبله در اندیشه علمای دیوبند

عملکرد وحشیانه ی فرقه ی وهابیت و خاندان آل سعود

راهبرد تکفیری و ضد وحدت عربستان سعودی در عرصه آموزش و رسانه

گزارش کتاب جذور داعش قراءة فی تراث الوهابیة و علماء السعودیة

اقسام ذبح و قربانی و اشتباه وهابیت

معیار توحید شرک از دیدگاه شهید مطهری و سید قطب

هجوم وهابیان به مدینه منوّره

وهابیت و تخریب قبور

سلفیت و جنبه های شبهه آمیز آن در مذاهب اربعه

عبور از «خاورمیانه جدید»

فتنه و هابیت

وهابيت از نگاهي ديگر

پیشینه و کارنامه وهابیت (3)-عقاید و عملکرد

پیشینه و کارنامه وهابیت (2)- شکل گیری وهابیت

پیشینه و کارنامه وهابیت (1)- وهابیت و تفرقه

سفر وهابیت به مصر

سلفیه و جنبش‌های اسلامی ـ دیوبندیه

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت3 (توسل)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت5 (وهابيت و موضع اهل‏ سنت در قبال آن)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 2 (زندگى حقيقى همراه با عمل براى انبيا و اوليا در قبر)

تضاد عقايد حنفيت با وهابيت 4 (علم غيب)

تضاد عقايد حنفيت با وهابیت 6 (وهابیت را بهتر بشناسیم)

مخالفت وهابیان با عقاید اهل سنت

سلفيان

تأويل در قرآن و «تأويل قرآن»

اندیشه سیاسی ابن قیم جوزیه

تکفیر گذشته، حال، آینده

شباهت وهابی ها با خوارج

نقدی برعقاید وهابیت (توسل، شفاعت)

لیست حامیان مالی گروه های تروریستی همسو با القاعده در 31 کشور جهان

توسل، مرگ و شفاعت از دیدگاه تشیع و وهابیت

گزارشی از برخی فتاوای وهابیت

تقابل دیدگاه وهابیت تکفیری در حرمت تکفیر اهل قبله با آیات و روایات

بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل

حرمت تكفير اهل قبله در انديشه علماى اسلام

فتنه تكفير

تبارشناسی مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی اسلام سلفی - تکفیری

جهاد در اندیشه سید قطب

نقش قدرت‌های بین‌المللی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری

موضع انتقادی اندیشه‌وران اهل سنت در برابر جریان‌های تکفیری

نقد و بررسی مهم‌ترین ادله جریاهای تکفیری در تکفیر شیعه

جریان‌شناسی تکفیری در افغانستان

تحلیلی بر هویت جدید تروریست‌های تکفیری در خاورمیانه

بررسی تاریخی جریان‌های تکفیری تروریستی

ارائه مدل تحلیل جامع جریان تکفیری و راهبردهای مقابله با آن

تحلیلی بر رویکرد‌های متناقض به اندیشه‌های سلفی- تکفیری سید قطب

چیستی و چرایی شکل گیری جریان‌های تکفیری

جنایات جریان‌های تکفیری در لبنان

الگوی حکومت در اندیشه جریان سلفی تکفیری

فضای مجازی (سایبری) و شبکه‌های ماهواره‌ای جریان‌های تکفیری

قتل و تکفیر در آیات قرآن (1)

داعش و عملکرد آن برای اهداف غرب و رژیم صهیونیستی

بررسی تطبیقی ایمان و کفر از دیدگاه مذاهب اسلامی و جریان‌های تکفیری

تأثیر افکار ابن‌تیمیه در گسترش جنایت‌های جریان‌های تکفیری

جایگاه علمی و دینی مردم نجد در دوران محمد بن‌عبدالوهاب

زمینه های تاریخی سلفیه

شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت

اقدامات سلفی‌های تکفیری؛ فرصت‌های به وجود آمده برای جمهوری اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های صدور فتاوای تکفیری و پیامدهای آن بر جهان اسلام

تحرک‌پذیری سلفیت جهادی در آسیای غربی و امنیت عمومی جمهوری اسلامی ایران

ادله داعش بر خلافت اسلامی و نقد آن از سوی سلفیان جهادی

جاهلیت در نگاه سلفیه جهادی و اثرات سوء آن بر جهان اسلام

بررسی تطبیقی دیدگاه فقهای فریقین درباره حرمت تکفیر مسلمانان

موانع تکفیر با تأکید بر مسئله جهل از دیدگاه ابن‌تیمیه

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

سلفیه جهادی در شبه جزیره؛ بررسی رویکرد و عملکرد القاعده شبه جزیره

تکفیر در روایات نبوی (4)

تکفیر در روایات نبوی (3)

برررسی شخصیت و نظرات شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی سابق سعودی

ابوبكر بغدادی

جریان شناسی اختلافات طالبان بر سر رهبری

تکفیر در روایات نبوی (1)

تکفیر در روایات نبوی (2)

جریان شناسی گروهک تروریستی انصارالاسلام

تأملاتی درباره بیانیه اخیر شبکه تروریستی القاعده علیه داعش

تکفیر در آیات و روایات

شخصیت شناسی ابوبكر بغدادی

داعش، القاعده؛ فرزند در مقابل پدرخوانده /بازخوانی روند شکل گیری القاعده در عراق و انشعاب درون سازمانی

جریان شناسی وهابیت مصری

زادگاه فکری اندیشه تکفیری در جامعه اسلامی

رویکرد دوگانه غرب در مواجهه با تروریسم؛ داعش سیاه، داعش سفید

خیانت های خلافت داعش به جامعه اسلامی

سلفى‏گرى در تونس و آينده پيش رو

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش نخست)

بررسی پیشینه ورود تروریسم تکفیری به کشور (بخش دوم)

تحليلى بر هويت جديد تروريست‏هاى تكفيرى در خاورميانه ...

استراتژی «گرگ‌های تنها»؛ این بار در افغانستان

الگوی سازمانی القاعده و داعش

نگاهی اجمالی به منهج درسی مدارس ابتدایی داعش

جهادی‌های جدید کیستند؟

نگاهی کوتاه به جریان رسانه‏ ای گروه داعش

زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین

تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند؟

ساختار تشکیلاتی جدید داعش؛ نسل دوم فرماندهان دولت خلافت

ریشه‌های تفکر داعش (٦)

ریشه‌های تفکر داعش (٥)

ریشه‌های تفکر داعش (٤)

ریشه‌های تفکر داعش (٣)

ریشه‌های تفکر داعش (٢)

ریشه‌های تفکر داعش (١)

جریان‌های تکفیری در عراق از ظهور وهابیت تا عصر حاضر

ابومصعب زرقاوي و داعش

موافقين و مخالفين خلافت داعش

سیر تطور هیئت‌‏های شرعی داعش

بلای تکفیر، مصیبت اسلام و مسلمین

دشمن نزدیک و دور

جریان شناسی سلفیگری

در آمدی بر مناسبات وهابیت و علم کلام

داعش خوب داعش بد

دموکراسی

آیا تهدید داعش را جدی بگیریم؟

عقل از منظر وهابیان

جریان های تکفیری عراق

بن بست خلافت با اندیشه داعش

جنبشهای اسلامی و خشونت در خاورمیانه

تحولات اسلام سیاسی رادیکال

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_6

آینده جنبش های اسلامی

مفهوم شناسی جنبش های اسلامی معاصر

کفر در مقابل ایمان یا اسلام

جریان داعش و تحریف مفهوم جهاد

خلافت از دیدگاه سلفیه جهادی

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_5

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_4

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_3

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_2

بررسی دیدگاه گروه های تکفیری درباره آیات جهاد_1

آسيب‏ شناسى رشد جريان‏هاى تكفيرى به عنوان يك چالش عمده فراروى اسلام‏گرايى‏

جوانان يهودی در صف داعش

برداشت‌های القاعده از افکار جهادی سید قطب

روش‌های برخورد محمد بن‌عبدالوهاب با مخالفان خود

برداشت اشتباه تکفیریها از جهاد در قرآن

سنت‏ گرایی و نقد اسلام‏ گرایی سلفی

ارزیابی سیاست کیفری بین‌المللی در رسیدگی به جنایات داعش

استراتژی داعش در عراق و شام

گونه ‏شناسی فکری جنبش‏های اسلامی معاصر

ظهور داعش در شبه‌ قاره

پاسخ به شبهات جهاد

سلفی‏گری در عراق و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ‏ایران

گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏ شدن امنیت خاورمیانه

شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی

برررسی قتال در قرآن 4

بررسی قتال در قرآن 3

بررسی قتال در قرآن 2

بررسی قتال در قرآن 1

تاثیرات سید قطب بر گروهک های جهادی تکفیری

حزب التحریر در آسیای مرکزی

مبانی اعتقادی محمد ابن عبدالوهاب

تکفیری ها و تجاور از حدود جهاد

حرمت تکفیر نزد پیشوایان چهارگانه اهل سنت

معناشناسى عبادت در نظام تعاليم وحى و دفع اتهام كفر و شرك از مسلمين‏

مبانى كلامى «القاعده» در تكفير و كشتار مسلمانان‏

احزاب سلفی در مصر

تکفیر از دیدگاه قرآن کریم

سلفی گری در مصر و دوره جدید

تكفيريت در پاكستان و راه برون‏ رفت از آن‏

متافیزیک خشونت داعشی؛ سه مفهوم نکایه، توحش و تمکین

القاعده پس از 11 سپتامبر (با تأکید بر عراق)

آينده داعش در عراق

جهان از نگاه داعش

بازشناسی بنیادگرایی و سلفیه در دوران معاصر با تأکید بر طالبان و القاعده

جنبش های سیاسی معاصر در عربستان سعودی

زیارت از دیدگاه احادیث اهل سنت

ظهور و افول القاعده در عراق

تکفیر از نگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت

نگرشی به ظرفیت‌های تقریبی الازهـر

چالش های همگرایی جهان اسلام در تأسیس تمدن اسلامی

جريان‏هاى تكفيرى و نقض حقوق زنان‏

تقليد از ديدگاه سلفى‏هاى تكفيرى‏

بدعت و سنت از ديدگاه فرق اسلامى و جريان‏هاى تكفيرى‏

واكاوى رابطه ميان نفاق و تكفير

روش‏هاى جهان اسلام براى فائق آمدن بر بحران تكفير

نقد و بررسی دار الاسلام از نظر سلفیه تکفیری

نقد و بررسی دشمن نزدیک و دور(عدو قریب و بعید)

نقد و بررسی حکم بغیر ما انزل الله

نقد برداشت‌های تکفیری‌ها از آیات جهاد

متغيرهاى منطقه ‏اى و بين‏ المللى و علل داخلى ورود داعش به عراق‏

رقابتى براى هويت و شناسه‏

پاسخی به شبهه ابن تیمیه در استمرار عزاداری برای امام حسین علیه السلام

عزاداری بدعت یا سنت

توحید و شرک

آیا ترکیه به سرنوشت پاکستان مبتلا خواهد شد؟

عوامل روانی تکفیر

وهابیت تکفیری (دوره ی معاصر)

ازبکستان بعد از کریم اف و ترسیم جریان شناسی دینی سیاسی آینده

ارکان و مقومات مفهوم «عبادت»

بوکوحرام و قرائن همپیمانی با داعش

نگاهی به تشکیلات سازمانی داعش

آينده ‏نگارى رفتار گروه‏ هاى تكفيرى‏

تکفیر اهل قبله

دگردیسی اسلام سیاسی در تونس

ناتوانی حکومت ها و رشد سلفیسم در غرب افریقا

داعش در مسیر القاعده شدن

عربستان معمار جنایت و مکافات

اسلام دین صلح و مهربانی و محبت و رحمت

علل گسترش دعوت محمد بن‌عبدالوهاب

گفتگو با مأمون رحمه روحانی دمشقی درباره تکفیریها

ابن تیمیه و نگرش آن به مذاهب

تکفیریها در انگلستان

کودتا در داعش

فرا واقعیت بنا العابد!

خاورمیانه و جنگ های دینی

بررسی ارتباط خوارج با وهابیت

موضع ‌گيري‌ علماي‌ جهان‌ اسلام‌ درباره‌ تشيع‌

اقسام توحید از دیدگاه وهابیت و نقد آن

فعالیت وهابیت در جهان

بررسی روایت التجاء ابو ایوب انصاری به قبر پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم

فواید توسل به ارواح پیامبران و اولیای الهی

نقش جریان های سلفی در سوریه و فلسطین در مصاحبه با شیخ عبدالله کتمتو

امکان سنجی تحقق همگراییِ جهان اسلام در مواجهه با تهدید جریان تکفیری

شدّ رحال برای زیارت قبر نبی اکرم ص از منظر دیوبندیه و ابن‌تیمیه

کفر و جهاد از منظر حزب التحریر

صنعانی؛ سلفی تکفیری یا سلفی میانه‌رو

بررسی و نقد رابطه دعا و عبادت، از منظر قرآن و وهابیت

سماع موتی و تقابل دیدگاه وهابیان با بزرگان خود

تبرک (لمس و تقبیل) از نگاه اهل سنت

رابطه ولایت تکوینی و استغاثه به ارواح اولیای الاهی

تکفیر از دیدگاه بزرگان دیوبند

پژوهشی درباره حدیث «اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد»

درنگی بر دیدگاه ابن‌تیمیه در مواجهه با مذاهب و بزرگان اسلام

افترائات وهابیت علیه شیعه در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین توحیدی

فهرستواره پایان‌نامه‌های حوزوی-دانشگاهی در موضوع سلفی‌گری و نقد وهابیت

توسل در سیره انبیا از دیدگاه اهل‌سنت

ندای غیراللّه از ديدگاه علمای دیوبندیه

بررسی دیدگاه ابن تیمیه درباره زیارت قبور

تناقضات ابن عبدالوهاب در مسئله تکفیر مسلمین

نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»

وهابیت، سلفیت و اسلام‌گرایی؛ دشمن کیست؟

بررسی و نقد دیدگاه سلفیه در ارتباط ارواح با عالم جسمانی

تکفیر از کدام قسم: کفر در مقابل ایمان یا کفر در مقابل اسلام

آشنایی با رهبران "اخوان المسلمین" از ابتدا تا کنون

بررسی سلفی‌گری ابن ابی العز با تأکید بر «شرح العقیدة الطحاویة»

نقد دیدگاه وهابیت در مسئله تبرک با تکیه بر نظر علمای معاصر وهابی

بررسی و نقد دیدگاه شاه ولی‌الله دهلوی در مسئله شرک

تکفیر و اقسام آن در نگاه شیعه

تکفیر در جهان اسلام

سرنوشت مدعیان خلافت در انتظار داعش

توحید و شرک از دیدگاه استاد مطهری و سید قطب

داعش و استفاده از گرافیک اطلاع‌رسان

نگاه هند به گروه‌های شبه نظامی پاکستان

مقايسه انديشه‏ و رفتار جبهه النصره و داعش

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه

جریان‌های تکفیری فعال در پاکستان

بازشناسی تفاوت سلفی نوگرا و افراط‏ گرا

نگاه داعش به مهدویت

جریان‌شناسی گروه‌های تکفیری: ابعاد و پیامدها

وضعیت القاعده پس از ظهور داعش

جریان‌های تکفیری، مهمترین خطر فراروی بیداری اسلامی

حقوق بشر و جریان‌های تکفیری

آثار سیاسی - اجتماعی جریان‌های تکفیری بر عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی

تحلیلی شرق‌شناسانه از جریان‌های تکفیری قدیم و جدید

سلفی‌گرایی متحرک: چالش امنیتی بدون مرز

بازخوردهای ضد‌امنیتی هستی‌شناسی اجتماعی سلفیت جهادی

عقل از دیدگاه سلفیه

عبادت

سب الصحابه

نقدی بر خلافت ابوبکر بغدادی

ایمن الظواهری

اسامه بن‌ لادن

تیشه داعش به ریشه‌های تاریخ ایران در موصل

سلفی ها، روند نوگرایی که به افراط گرایی رسید

افغانستان در دوران پساطالبان

داعش، قفقاز و واکنش روسیه

افغانستان، گذرگاه داعش به آسيای مركزی

متن قطعنامه شورای امنیت درباره گروه تروریستی داعش

نگاهی به عملکرد داعش از منظر کتاب تروریسم جهانی و رسانه های جدید

خط بطلان جولانی بر فانتزی‌های غرب در سوريه

ظهور داعش؛ پایانی بر نظم جهانی

پیام مهم ترور سرکرده جیش الاسلام

راهبرد آمریکا برای مبارزه با القاعده و داعش