اطلس > مفاهیم و مبانی > تکفیر مطلق و معین

تکفیر مطلق و معین

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۳ تعداد بازدید: 751

حکم به تکفیر از مسلمات دین اسلام است که هم در قرآن و هم در روایات به آن پرداخته شده و هیچ یک از علمای اسلام در آن شک ندارند و در کتابهای فقهی به آن پرداخته شده است اما تقسیم تکفیر به مطلق و معین بیشتر در ادبیات علمی سلفیه رایج است و به سبب تبلیغات گسترده مورد استفاده قرار گرفته است.



حکم به تکفیر از مسلمات دین اسلام است که هم در قرآن و هم در روایات به آن پرداخته شده و هیچ یک از علمای اسلام در آن شک ندارند و در کتابهای فقهی به آن پرداخته شده است اما تقسیم تکفیر به مطلق و معین بیشتر در ادبیات علمی سلفیه رایج است و به سبب تبلیغات گسترده مورد استفاده قرار گرفته است.

شاید بتوان گفت اولین کسی که به کثرت از این اصطلاح (تکفیر مطلق، تکفیر معین) به کثرت در نوشته های خود استفاده کرده، ابن تیمیه است و علمای سلفی وهابی نیز به تبعیت از او، این اصطلاح را در ادبیات خود به کار برده و به تبیین و توضیح آن می پردازند.

تکفیر مطلق:

تکفیر مطلق، نسبت دادن کفر به شخص و یا گروهی به مجرد سبب آن است. سبب کفر نیز مرتکب شدن قول یا فعل یا اعتقاد کفر آور نزد سلفیه است. به عبارت دیگر چنین گفته می شود؛ هر کس چنین بگوید یا چنین اعتقادی داشته باشد یا فلان عمل کفر آور را انجام دهد؛ کافر است. در این نوع از تکفیر، حکم کفر بر شخص معینی بار نمی گردد بلکه به صورت کلی، حکم کفر بر قول و فعل و یا اعتقاد بار می گردد. به عبارت دیگر تکفیر مطلق به معنای منوط کردن حکم به کفر، بر وصفی عام است که فرد معینی در نظر گرفته نشده است.

تکفیر مطلق به دو گونه است:

1-    منوط کردن حکم به کفر بر وصفی اعم از قول، فعل و اعتقاد. مانند این که گفته شود هر کس چنین بگوید و یا چنین کاری کند و یا چنین اعتقادی داشته باشد کافر است. مانند کسانی که  بگویند مسیح خدا است یا یکی از نواقض اسلام را انجام دهند یا قائل به تأویل صفات خداوند متعال باشند؛ کافر هستند.

2-    منوط کردن حکم به کفر، بر وصف خاص. مانند طائفه، فرقه یا جماعت مخصوص. مثل این که گفته شود یهودیان کافر هستند. مسیحیان کافر هستند و یا این که گفته شود جهمیه کافر هستند.[1]

این بیان در کلمات ابن تیمیه زیاد به کار رفته است. وی در این باره می گوید: چه بسا سخنی کفر باشد. در این صورت اطلاق کفر به گوینده آن می شود و گفته می شود هر کس چنین بگوید کافر است.[2] در این بیان، کفر به صورت مطلق به کار رفته بدون این که شخص معینی در نظر گرفته شده باشد.

تکفیر معین:

تکفیر معین در نگاه سلفیه، حکم به کفر در مورد شخص معینی است که قول و یا فعل یا اعتقاد کفر آمیزی از او صادر شده و به اثبات رسیده است. در این صورت اگر مانعی اعم از جهل، تاویل، خطا و اکراه در مورد او وجود نداشته نباشد، حکم به تکفیر معین او می شود. مانند این که گفته شود فلان شخصی که منکر خداوند شده، کافر است.[3]

تمامی آنچه در مورد تکفیر مطلق و معین گفته شد در کلمات و فتاوای ابن تیمیه و وهابیت موجود است.

ابن تیمیه در این باره می گوید: برای تکفیر شروط و موانعی وجود دارد که گاهی در حق شخص معین منتفی است زیرا تکفیر مطلق مستلزم تکفیر معین نیست مگر زمانی که شرایط تکفیر موجود باشد و مانعی در بین نباشد.[4]

ابن تیمیه در مورد دیگری می گوید: من از جمله کسانی هستم که از تکفیر معین به شدت نهی می کنم مگر در زمانی که حجت بر آن شخص تمام شده باشد در این صورت کسی که با حجت مخالفت کند کافر است.[5]

با توجه به آنچه گفته شد ابن تیمیه زمانی که بحث از تکفیر می کند، بین تکفیر مطلق و معین فرق می گذارد و در صورتی حکم به تکفیر معین می دهد که شرایط تکفیر در شخصی موجود باشد و موانع آن در حق شخص معین منتفی باشد. بر این اساس معتقدان به مذهب جهمیه که منکر صفات هستند در نظر وی تکفیر معین نمی شوند.[6] ابن تیمیه برای عدم تکفیر معین به رفتار احمد بن حنبل در برخورد با کسانی که قائل به خلق قرآن بودند و او را به زندان انداخته بودند، اشاره می کند و می گوید امام احمد نه تنها آنان را تکفیر نکرد بلکه حتی برای خلیفه دعا کرد.[7]

وهابیت نیز به پیروی از ابن تیمیه تمامی آنچه او در مورد تکفیر مطلق و معین گفته را قبول کرده اند. محمد ناصر الدین البانی در این باره می گوید: تکفیر شروط و موانعی دارد که در برخی از موارد در مورد شخص معین منتفی است. تکفیر مطلق ملازم با تکفیر معین نیست مگر زمانی که شرایط تکفیر در مورد شخص معین موجود بوده و مانعی از تکفیر وجود نداشته باشد.[8]

ابن عثیمین نیز در مقام فرق بین تکفیر مطلق و معین می گوید: در تکفیر باید به دو چیز توجه شود یکی شروط تکفیر و دیگری موانع تکفیر است. گاهی یک گفتار و یا یک عمل، کفر است اما نمی توان گوینده یا فاعل آن را تکفیر کرد زیرا شرایط تکفیر در مورد آن شخص کامل نشده است.[9]

در فتوای لجنه دائمی عربستان نیز بین تکفیر مطلق و معین تفاوت قائل شده است و بیان شده که تکفیر مطلق، متعلق به نفس فعل کفر است. اما تکفیر معین، متعلق به فاعل کفر است در صورتی که حجت بر آن شخص تمام شده باشد.[10]

از نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که در تکفیر مطلق آثار کفر بار نمی گردد اما در تکفیر معین آثار فقهی بار می گردد. از این رو تکفیر معین از حساسیت ویژه ای برخوردار است.

ارزیابی

مشکل ابن تیمیه و وهابیت در این است که در مقام فتوا بین تکفیر مطلق و معین تفاوت قائل می شوند و می گویند نمی توان هر کسی را تکفیر کرد مگر این که شرایط تکفیر در وی موجود باشد و موانع تکفیر مفقود باشد. اما در مقام عمل به گونه سخن گفته و فتوا می دهند که بسیاری از فتاوای آنان منجر به تکفیر معین شده و دلیل آن به چند چیز برمی گردد:

1. عوامل منجر به کفر در نزد وهابیت و ابن تیمیه بسیار زیاد است به گونه ای که بسیاری که عقاید و اعمالی که در نزد غیر وهابیت کفر و شرک نیست در نزد ایشان کفر شمرده شده است و ناقض اسلام شمرده شده است برخی نواقض را 400 مورد ذکر کرده اند برخی 500 مورد و حتی برخی از آنان عدد معینی برای نواقض قرار نداده و تعداد نواقض را محدود به موارد ده گانه ای که محمد بن عبد الوهاب ذکر کرده؛ نمی دانند.[11]

2. با این که وهابیت در بحث موانع کفر به مواردی مانند جهل، تأویل، خطا و اکراه پرداخته اند و آنها را مانع از تکفیر معین می دانند اما با قیودی که برای جهل و تاویل قائل شده اند، افراد زیادی در دام تکفیر وهابیت قرار می گیرند.

3. در بسیاری از موارد بین تکفیر مطلق و معین خلط و اشتباه صورت می گیرد و از تکفیر مطلق، تکفیر معین برداشت می شود.

4. بسیاری از کسانی که حکم به تکفیر می کنند اهلیت این کار را ندارند زیرا تکفیر معین تنها در محدوده اختیارات حاکم و قاضی است اما بسیاری از وهابیت و تکفیری ها با این که در این منصب قرار ندارند باز حکم به کفر معین مسلمانان می کنند.

پی نوشت:

[1] . الرحیلی، ابراهیم بن عامر، التکفیر و ضوابطه، ص117، ناشر: دار الامام احمد.

[2] . ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، ج23، ص345؛ ج12، ص498؛ ج7، ص619. مجمع الملك فهد لطباعة.

[3] . الرحیلی، ابراهیم بن عامر، التکفیر و ضوابطه، ص118.

[4] . ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، ج12، ص487.

[5] . ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، ج3، ص229.

[6] . ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، ج12، ص487.

[7] . ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، ج12، ص 489

[8] . البانی، ناصر الدین، موسوعة الألباني فی العقیده، ج4، ص51،. مركز النعمان للبحوث والدراسات.

[9] .ابن عثیمین، لقاء الباب المفتوح، ج11، ص16؛ ابن عثيمين، مجموع فتاوى ورسائل، ج2، ص125، دار الثريا، الطبعة الأخيرة، 1413 هـ.

[10] . أحمد بن عبد الرزاق الدويش، فتاوى اللجنة الدائمة، ج2، ص140، ناشر : الرئاسة العامة للبحوث العلمية والإفتاء.

[11] . بن باز، عبد العزيز بن عبد الله ، فتاوى نور على الدرب، ج4، ص107، جمعها: الدكتور محمد بن سعد الشويعر.

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه