اطلس > مفاهیم و مبانی > تأویل در اصول

تأویل در اصول

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۷/۱۲ تعداد بازدید: 509

بزرگان معاصر وهابیت در هیئت کبار العلما معتقدند مرتکب نواقض اسلام در اصول، معذور نیست و کافر به کفر معیّن محسوب می­شود. آنان برای این مدعا ادله­ای اقامه کرده­اند که باید در کنار ادله سابق بررسی گردد.



نویسنده: حسین قاضی زاده

بزرگان معاصر وهابیت در هیئت کبار العلما معتقدند مرتکب نواقض اسلام در اصول، معذور نیست و کافر به کفر معیّن محسوب می­شود. آنان برای این مدعا ادله­ای اقامه کرده­اند که باید در کنار ادله سابق بررسی گردد.

در مجموع ادله عدم مانعیت را در دو محور می­توان بررسی کرد:

قرآن­کریم:

از جمله آیاتی که در عدم مانعیت تأویل مورد استناد واقع شده آیه 19سوره انعام است:

(وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ)؛ اين قرآن به من وحى شده تا به وسيله آن، شما و هر كس را [كه اين پيام به او] برسد، هشدار دهم.

آیه دیگری که شبیه به همین سیاق است و مورد استناد واقع شده آیه 52 سوره ابراهيم است:

(هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ)؛ اين [قرآن‏] ابلاغى براى مردم است [تا به وسيله آن هدايت شوند] و بدان بيم يابند.

استدلال به آیات فوق به این صورت است که قرآن­کریم و دین اسلام برای تمام مردم نازل شده و هر کس که این دین بر او ابلاغ شده، حجت بر او تمام است و در عدم اعتقاد به اصول معذور نخواهند بود.

نقد و بررسی

همان‌طور که در استدلال مطرح شد، بنابر تفسیر ابن­کثیر، قرآن برای همه مخلوقات اعم از انس و جن بلاغ است.[1] هم‌چنين بنا بر بیان طبری، قرآن موجب انذار همه مردم است و بعد از ابلاغ آن حجت بر مردم تمام است و دیگر عذری در نپذیرفتن آن از هیچ کس پذیرفته نیست.[2]

اگر صرفاً همین ادله در کتاب و سنّت موجود بود، مدعای بزرگان هیئت کبار برای نپذیرفتن عذر متأوّل در اصول تمام بود. بلکه طبق آیات مطرح شده، متأوّل در فروع فقهی نیز معذور نیست و این که متأوّل در فروع از سوی هیئت کبار، معذور شمرده شده، خلاف آیات شریفه فوق است. اما برای مباح شمردن مال و جان مسلمین، به تفحصّی بیش از این نیاز است. هرچند قرآن­کریم در آیات فوق، هیچ کس را بعد از بلاغ، معذور ندانسته، اما در آیات دیگر، عده­ای را صاحب عذر اعلام کرده است؛ از جمله آیه پنجم سوره احزاب خطاکار را معذور شمرده است:

(وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً)

آیه شریفه 286 سوره بقره نیز خطا و نسیان و آنچه که بالاتر از طاقت است را از عهده مکلّفین برداشته است:

(رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ)

به بیان دیگر، آیات مورد تمسک هیئت کبار به منزله عام و آیات فوق به منزله خاص است و موجب تخصیص عام می­شود؛ یعنی ابتدا بیان می­شود که هیچ کس بعد از بلاغ قرآن­کریم معذور نیست و در آیات دیگر، خطاکار و ناسی را از این حکم عام خارج می­کند.

با توجه به آیات خاص می­توان این سؤال را مطرح نمود که اگر آیات خاص، دلالت بر معذور بودن خاطی و ناسی ندارد، چرا خطا و نسیان را در فروع معذور دانسته­اید؟ و اگر آیات فوق بر معذوریت خاطی و ناسی دلالت دارد، به چه دلیل مدلول آیات را منحصر در فروع کرده‌اید، در حالی که این آیات منحصر به فروع نیست، بلکه اطلاق دارد و اصول و فروع را شامل می­شود.

علاوه بر این، روایات باب و خصوصاً سیره­ای که بیان شد، دلیلی روشن و مؤیّدی محکم برای مدلول آیات خاصِ دالِّ بر استثناء است.

سنّت:

در مجموع یک روایت در عدم مانعیت تأویل در اصول، مورد تمسک قرار گرفته است. صحیح مسلم از ابوهریره به نقل از رسول خدا6 آورده است:

والذي نفس محمد بيده لا يسمع بي أحد من هذه الأمة يهودي ولا نصراني ثم يموت ولم يؤمن بالذي أرسلت به إلا كان من أصحاب النار؛

قسم به آن‌که جان محمد6 در دست اوست، اگر ندای مرا هر یک از مردم، چه یهودی و چه نصرانی بشنود و به من ایمان نیاورد و در همین حال بمیرد اهل آتش است.

بر اساس این روایت، پیامبر6 کسانی را که ندای او را بشنوند، معذور ندانسته و کسانی که در بلاد اسلامی زندگی می­کنند، قطعاً ندای ایشان رسول6 را شنیده­اند، پس در جهل به اصول دین معذور نیستند.[3]

نقد و بررسی

روایت مذکور (مانند آیات شریفه) دال بر این است که هیچ یک از مردم بعد از رسیدن ندای پیغمبر6، معذور در عدم پذیرش نیست. اما اشکالی که به استدلال هیئت کبار به آیات شریفه وارد بود، بر این استدلال نیز وارد است؛ به بیان دیگر که روایت فوق عام است و با روایات دیگر، تخصیص می‌خورد، چراکه پیامبر اکرم6 خاطی و ناسی را معذور دانسته­ است:

«إِنَّ اللَّهَ تَجَاوَزَ لِي عَنْ أُمَّتِي الْخَطَأَ وَالنِّسْيَانَ».[4]

این روایت و امثال آن و نیز سیره‌هایی که بیان شد، موجب تخصیص روایت مذکور می‌شود. اشکال دیگری که به استدلال به روایت ابوهریره وارد است این است که رسول خدا6 در روایت مذکور، در مقام بیان این موضوع می­باشد که هیچ کس در عدم پذیرش اصل اسلام، معذور نیست؛ یعنی آنچه مورد تأکید حضرت قرار گرفته، اصل اسلام است که با ظهور آن، همه، مکلّف به پذیرش دین جدید و مسلمان شدن هستند. مؤیّد این ادّعا مقابله­ای است که در روایت بین دین اسلام و یهودیت و مسیحیت ایجاد شده است. گویا روایت در مقام بیان این مطلب است که بعد از ظهور اسلام، دیگر دین یهودیت و مسیحیت نسخ شده و همه باید متدین به دین اسلام شوند. کسی که ندای پیامبر اسلام را بشنود، در بقاء بر دین یهودیت و مسیحیت معذور نخواهد بود، چنان‌که در بقاء بر شرک نیز معذور نیست.

بنابر آنچه گفته شد همین که متأوّل، اصل اسلام را پذیرفت، اگرچه در اصول یا فروع آن صاحب تأویل باشد، کلام رسول الله6 را امتثال کرده و نمی­توان به وسیله این روایت، علیه متأوّل (در اصول) حکم کرد، زیرا روایت اصل اسلام را مطالبه کرده و متأوّل به اصل اسلام اذعان دارد. در نتیجه این روایت تخصصاً از بحث خارج است، چرا که موضوع مورد بحث، موضوعی درون دینی نسبت به اصول و فروع اسلام است، اما روایت مذکور ناظر به موضوعی برون دینی بین اسلام و سایر ادیان الهی یا مشرکانه است.

در مجموع باید گفت ادله­ای که از طرف هیئت کبار مطرح شد، تام نیست و ادله­ای که متأوّل در اصول و فروع را معذور می­دانست، تمام است. البته مبنای بزرگان وهابیت در هیئت کبار، مخالفان متعددی در بین اهل‌سنّت و حتی بزرگان وهابیت دارد که در ادامه نمونه­هایی از آن بیان می­شود.

 

پی نوشت:

[1]. أي هو بلاغ لجميع الخلق من إنس و جن. ( ابن‌كثير، تفسير القرآن العظيم، ج‏4، ص 449).

[2]. هذا القرآن بلاغ للناس، أبلغ الله به إليهم في الحجة عليهم و أعذر إليهم بما أنزل فيه من مواعظه و عبره. (طبرى، جامع البيان في تفسير القرآن، ج‏13، ص169).

[3]. هیئت کبار العلماء، فتاوی اللجنه الدائمه، مجموعة الاولی، ج1، ص136.

[4][4]. ابن‌ماجه قزوينی، سنن ابن‌ماجه، ج1، ص659.

برگرفته از مقاله «بررسی موانع تکفیر از دیدگاه وهابیت با تأکید بر مانعیت تأویل»

  فرستادن مقاله چاپ مقاله
مطالب دیگر در این بخش

هجرت

مسجد ساختن بر روی قبور و نماز خواندن در کنار قبور

دعا در کنار قبور

آل الشیخ

اسلام در نظر فقهای فریقین

تقلید در دیدگاه سلفی‌های تکفیری

سلفیه جهادی

انقطاع عمل بعد از موت

حیات برزخی

ظاهر گرایی از دیدگاه سلفیها

اسلام در قرآن و روایات

تأویل از دیدگاه سلفیها

تشبه به کفار

گریه و عزاداری

دموکراسی

ولاء و براء

إرهاب

سفر برای زیارت قبور اولیای الهی

استغاثه به ارواح اولیای الهی

زیارت قبور برای زنان

دار الاسلام

دموکراسی

بنا بر قبور

تسمیه به «عبد» و «غلام»

سنت و بدعت

ترور (فتک و اغتیال)

آخر الزمان

سوگند به غیر خدا

نذر و ذبح برای غیر خدا

احتفال

امت

جماعت

معذوریت جاهل (عذر به جهل)

خروج بر حکام مسلمان (1)

دار الکفر و دار الحرب

دشمن نزدیک و دور

خروج بر حاکم مسلمان (2)

تکفیر مطلق و معین

حقیقت و مجاز

حکم بغیر ما انزل الله

تأویل در اصول

طلب شفاعت از اولیای خدا

مانعیت تأویل

سلطه غیبی (ولایت تکوینی)

موانع تکفیر

نواقض الاسلام (2)

مفهوم و مراحل شرک

مبانی جهادگرایی تکفیری در اهل سنت و نقد آن

تكفير در نگاه انديشمندان اسلامى

سلفیان و توحید

توحید و شرک

تعریف جهاد نزد علمای اسلام

دولت در اندیشه اسلامی معاصر

عقل از دیدگاه وهابیت

عملیات انتحاری دراسلام  

اسلام و ايمان

عدو قریب و بعید

توسل

تکفیر اهل قبله

نقد و بررسی دیدگاه سلفی جهاد درباره رومیه

پرچمهای سیاه گروه های تکفیری

تبرک

کفر در لغت و اصطلاح

استشهادی

معنای اسلام و ایمان

عدو قریب و بعید

دابق

جهاد در نظر شیعه و سنی

سماع موتی

استعانت از کفار در جهاد

عبادت از منظر سلفی ها

توحید و شرک از منظر سلفیان

سب صحابه

مفهوم شناسی جهاد از نگاه سلفیه

جاهلیت

نکایه، انهاک، ادارة التوحش

مبانی فکر سلفیه